Lines_Background
وبینار آموزش ترید از صفرِ صفر رایگان شد!
00روز
00ساعت
00دقیقه
00ثانیه
ثبت‌نام رایگان
لوگو خانه سرمایهآموزش ترید از صفر صفر

هوش مالی

پولدار شدن با پس انداز
چگونه پولدار شویم؟ 16 راهکار کاربردی برای ثروتمند شدن

پولدار شدن آن هم از نوع پرسرعتش یکی از علاقه های آتشین انسان قرن ۲۱ است. به همین دلیل، خودش را به آب و آتش می زند تا دری به سمت این خواسته باز کند. شاید شما هم در میان دوست و آشنای خود کسی را بشناسید که به قول خودش سرشار از راه های پولدار شدن در ایران است. اما وقتی از نگاه یک خریدار، ایده هایش را برانداز می کنید می فهمید که بیشترشان، غیر کاربردی و پیش پا افتاده هستند. در این مقاله سعی داریم راهکارهایی کاربردی برای هر چه زودتر پولدار شدن و پاسخ سوال “چگونه پولدار شویم؟” را در اختیار شما قرار دهیم. اگر در عمل از این راهکارها استفاده کنید، سریع تر به اهداف خود دست می یابید.

چگونه پولدار شویم؟ آموزش پولدار شدن

پیروی از عملکرد افرادی که به ثروت رسیده اند، یکی از میانبرهای خوب برای پولدار شدن است. البته یادتان باشد که از آنها تقلید نکرده و سعی نکنید دقیقا جای پای آنها قدم بگذارید. بهترین کار این است که از رفتار و شیوه واکنششان به مشکلات، ایده بگیرید. در ادامه، شانزده راهکار اصلی برای ثروتمند شدن را با هم دنبال می کنیم.

۱- سرمایه گذاری کنید

سرمایه گذاری یکی از راه های اصلی برای پولدار شدن است. فرقی نمی کند چه سنی دارید چون هر زمان که بخواهید می توانید الفبای سرمایه گذاری را یاد بگیرید. برای استفاده حداکثر از این روش باید عاقلانه قدم بردارید. با پول کم شروع کنید تا چم و خم سرمایه گذاری دستتان بیاید. هر چقدر که تجربه تان در این زمینه بیشتر شود، نرخ سودی که به دست می آورید هم افزایش پیدا می کند. سرمایه گذاری در بورس هم راه حل خوبی برای پولدار شدن است. اما باید مواظب باشید و بی گدار به آب نزنید. بهترین کار این است که از ابتدا با آگاهی و دانش، وارد بورس شوید. یکی از بهترین آموزشگاه های ایران که در آن می توانید صفر تا صد بورس و انواع سرمایه گذاری های مالی را یاد بگیرید، «خانه سرمایه» است. به جای این که ثروت خود را به دست شانس بسپارید و راهکارهای افراد غیر حرفه ای را روی سرمایه گران بهای خودتان پیاده کنید، به سراغ آموزش بروید. بیش از هزار نفر با شرکت در دوره آموزش ارز دیجیتال و بورس نخبگان خانه سرمایه سودهای زیادی را از آن خود کرده اند. اگر بخواهید شما هم می توانید به جمع آنها ملحق شوید.

۲- شغل رویاهای خودتان را پیدا کنید

در همین ابتدا به شما توصیه می کنیم که علاقه خود را جدی بگیرید. افراد ثروتمند کسانی هستند که به دنبال کارهای مورد علاقه خودشان می روند. وقتی در کاری علاقه وجود داشته باشد، پیروزی و ثروت نیز از راه می رسند. به دنبال جای دادن کار مورد علاقه تان در میان خط کشی های اجتماعی نباشید. مثلا با خودتان نگویید: «فلان کار را دوست دارم اما کلاس ندارد.» این خلاقیت شما است که به کارتان بها می بخشد. تصور کنید که کار مورد علاقه شما، نظافت باشد. چون شما تمیز کردن را خیلی دوست دارید. خب، در این صورت می توانید یک شرکت خدمات نظافتی راه بیندازید و افرادی شبیه به خودتان را دور هم جمع کنید. این یعنی با یک تیر، دو نشان زدن. چون هم می توانید کار مورد علاقه خودتان را انجام دهید و مسیر ثروتمند شدن را برای خودتان هموار کنید و هم کلاس کارتان را بالا و بالاتر ببرید.

۳- برای خودتان اعتباری دست و پا کنید

تعهد یعنی اعتبار و اعتبار یعنی قدم زدن در میدانی بدون رقیب! برای پولدار شدن باید روی تبدیل شدن به یک آدم خوش قول و متعهد، حسابی جداگانه باز کنید. با وجود اینکه در هر رشته و شغلی افراد زیادی مشغول به فعالیت هستند. اما می توان به سادگی آنها را در سه دسته جای داد:

  1. خیل عظیم شاغلان بی مسئولیت
  2. شاغلان با تعهد متوسط
  3. شاغلان واقعا متعهد

در اکثر موارد، تعداد انگشت شماری از افراد، واقعا به انجام تعهداتشان اصرار دارند و کارشان را با دل و جان انجام می دهند. دقیقا همین افراد هستند که گوی سبقت را از دیگران می ربایند. برای پولدار شدن، باید به گل سرسبد افراد متعهد و خوش قول تبدیل شوید. یادتان باشد، مهم نیست که در چه زمینه ای کار می کنید. چون آنچه اهمیت دارد میزان تلاش، مهارت، مسئولیت پذیری و تعهدتان است. این ویژگی ها باعث می شوند که مشتری، انگشت انتخابش را به جای رقیبانتان به سمت کسب و کار شما نشانه ببرد و به شکلی غیر مستقیم، باعث ثروتمند شدن شما شود.

۴- چند جریان درآمد برای زندگی تان ایجاد کنید

چگونه زود پولدار شویم؟ پولدار شدن و ثروتمند شدن
پولدار شدن، بدون تغییر دادن وضعیت قبلی کاری غیرممکن است. شما نمی توانید بدون برداشتن یک قدم، فاصله بین تهران تا شیراز را طی کنید. برای ثروتمند شدن هم باید قدم های بیشتر و کاملا هدفمندی بردارید. هر چقدر هم که فرد صرفه جویی باشید، تا زمانی که درآمدتان افزایش پیدا نکند، نمی توانید ثروتی جمع آوری کنید. اضافه کردن جریان های درآمدی به زندگی تان راهی مناسب برای پولدار شدن است. برای شروع می توانید روی افزایش درآمد از شغل فعلی تان تمرکز کنید.

علاوه بر این، افراد زیادی هستند که در کنار شغل اصلی خود به دنبال شغل های فرعی هم می روند. شغل های فرعی ممکن است مثل شغل اصلی در آمد زیادی نداشته باشند. پس برای پولدار شدن باید به سراغ شغل دومی بروید که قابلیت پیشرفت داشته باشد و به مرور زمان میزان درآمدتان را از آن بیشتر کنید.

۵- لطفا با دیدن پول بیشتر، هزینه نتراشید

یکی از پررنگ ترین مشکلاتی که در مسیر ثروتمند شدن خیلی از افراد، یال و کوپالی بر هم زده، هزینه تراشی است. این گروه از افراد زحمت زیادی برای پول درآوردن می کشند. اما از آنجا که قادر به مدیریت درست هزینه و درآمد خودشان نیستند، هرگز ثروتمند نمی شوند. این افراد با افزایش درآمدشان، فورا به فکر خرید می افتند. درست است که با داشتن پول بیشتر و خریدن چیزهایی که مدت ها به آن نیاز داشتیم یا آنها را آرزو می کردیم می توانیم احساس شادی بیشتری داشته باشیم اما چرا این احساس خوب را برای مدت طولانی تری ایجاد نکنیم؟ برای پولدار شدن، باید از این چرخه شوم بیرون بیایید؛ چرخه ای که با ورود پول بیشتر به زندگی تان، هزینه های بیشتری برایتان می سازد. هزینه هایتان را در همان حدی که قبلا بود، ثابت نگه دارید. اجازه بدهید، جریان پول، راهی اساسی به زندگی تان باز کند، نه یک آبراهه کوچک که با اولین نسیم، مسدود می شود.

۶- پس   انداز را اولویت خود قرار دهید

چگونه
برای پولدار شدن باید پس انداز داشته باشید. اگر پول خود را برای خرید کالاهای غیرضروری خرج می کنید، هرگز ثروتمند نمی شوید. در واقع شما به چیزهایی فکر می کنید که فقط مدت کوتاهی ارزش دارند. خرید وسایل جدید برای منزل اگرچه خوشایند و مطلوب است، اما نمی توانید ماشین لباسشویی هوشمند جدید خود را به پول نقد تبدیل کنید. حتی اگر قصد فروشش را داشته باشید باید آن را به عنوان یک جنس دست دوم بفروشید. برای پولدار شدن باید درآمد خود را به گونه ای خرج کنید که قابل برداشت باشد. اگر از این دریچه به آن نگاه کنیم، پس انداز کردن هم نوعی خرج کردن به حساب می آید اما به جای از بین رفتن تبدیل به یک پشتوانه می شود.

نکته

برای پس انداز کردن نباید هیچ مقدار از پولتان را بی ارزش بدانید. اجازه بدهید با یک مثال این موضوع را روش تر کنیم. تصور کنید که در کیف پولتان یک اسکناس پنج هزار تومانی دارید. چون این پول، یکه و تنها ته کیف پول شما گیر افتاده، به آن اهمیتی نمی دهید و با خودتان فکر می کنید که با این پنج هزار تومان کسی پولدار نمی شود. در نتیجه، ذهن شما مدام به این سمت می رود که با این پنج هزار تومان چه کنم؟ آخر سر هم تصمیم می گیرید که با این پول یک بستنی یا آب میوه برای خودتان بخرید. برای این که پول های کم خود را پس انداز کنید، یک قلک در خانه نگه دارید و در پایان هر روز، پول های خردتان را درون آن بریزید. بعد از یک سال قلک را باز کنید و آن را به اندوخته پس اندازتان بیفزایید.

۷- برای ثروتمند شدن به دنبال یاد گیری باشید

یاد گرفتن یعنی بیشتر دانستن و بیشتر دانستن در زمانه ای که به عصر اطلاعات مشهور است، یک قدرت به حساب می آید. برای پولدار شدن باید در زمینه مورد علاقه خودتان متخصص شوید؛ آن قدر که هیچ اطلاعات جدیدی در آن زمینه از دید شما پنهان نماند. اگر لازم است در زمینه کاری خودتان آموزش ببینید و آن را کامل کنید. با افزایش دانش و تخصص، راه های جدیدتری برای ایجاد درآمد به سراغتان می آیند. تخصص و مهارت، چیزهایی هستند که در سخت ترین شرایط مالی به داد شما می رسند. چون کسی نمی تواند آنچه یاد گرفته اید را از شما بدزدد یا پس بگیرد!

۸- به روز باشید تا ثروتمند شوید

دنیا هر روز در حال تحول است. یکی از شرایط بی بروبرگرد برای پولدار شدن، سازگاری با شرایط جدید است. پایبندی و اصرار بیهوده روی تکنیک هایی که سن و سالی از آنها گذشته و دیگر کاربرد چندانی ندارند، تنها هدر دادن زمان و هزینه است. در این صورت خیلی زود از گردونه ی رقابت حذف می شوید. روزگاری «یاهو مسنجر» یکه تاز ارتباط آنلاین بود. تقریبا هر کسی که با اینترنت سروکار داشت به یاهو مسنجر هم سری می زد تا بتواند با دوستان و اطرافیانش ارتباط برقرار کند. اما بعد از مدتی شبکه های اجتماعی جدید جای یاهو مسنجر را پر کردند. اکنون به جای آن برنامه، «تلگرام»، «اینستاگرام»، «فیسبوک»، «توییتر»، «لینکدین» و غیره با قامت هایی برافراشته و قدرتمند، ایستاده اند. دلیل اصلی به عقب کشیده شدن یاهو مسنجر این بود که خیلی دیر به فکر به روزرسانی افتاد و در واقع از قافله تکنولوژی عقب ماند. شما این گونه نباشید. همیشه به فکر راه های بهتر و جدیدتری باشید که بتوانید با کمک آنها مسیر پیشرفت را برای خودتان هموارتر کنید.

۹- خیلی به پول فکر نکنید

چگونه
وقتی زیاد به پول فکر کنید، دچار یک اختلال در شناسایی ارزش های پیرامونتان می شوید. به این ترتیب، کیفیت محصولات و خدماتتان را با جیب مشتری تنظیم می کنید؛ اگر مشتری حاضر شد پول بیشتری بدهد، شما نیز جنس بهتری به او می دهید و اگر نه، بدترین محصول را برایش می فرستید یا پایین ترین سطح خدمات را برایش اجرا کرده و در ذهنتان ضرب المثل: «هر چی پول بدی، آش می خوری» را تکرار می کنید. با این روش در بلند مدت ضرر خواهید کرد. زیرا به جای خرج کردن پول برای کیفیت محصولتان، اعتبارتان را خرج کرده اید. سعی کنید همیشه برعکس این کار را انجام دهید. یعنی برای بیشتر شدن اعتبارتان، پول خرج کنید. اگر مشتری از محصول و خدمات شما راضی باشد، نه تنها به خواهان ثابت محصولاتتان تبدیل می شود، بلکه مشتریان بیشتری را به سمت کار شما هدایت می کند.

۱۰- به یک استارت آپ بپیوندید

چگونه
شغل های جدید در زمینه تکنولوژی یک راه جدید و تقریبا مطمئن برای ثروتمند شدن به شمار می روند. اگر رویای پولدار شدن دارید، می توانید یک استارت آپ راه اندازی کنید. البته برای شروع باید یک ایده داشته باشید و به سراغ کسانی بروید که در این زمینه یا زمینه های مشابه، فعالیت می کنند. یک تیم متشکل از افراد توانمند و باهوش تشکیل دهید. شرکت هایی مثل «گوگل»، «مایکروسافت» و «اپل» با همین روش پیش رفته اند و اکنون به ثروتمندترین شرکت های دنیا تبدیل شده اند. در ایران نیز شرکت های بی نظیر زیادی وجود دارند که صاحبان خود را به میلیاردرهایی جوان تبدیل کرده اند. یادتان باشد، وقتی بخواهید، هیچ چیز نمی تواند مانع از تحقق رویایتان شود. شاید از نظر شما به راه انداختن یک استارت آپ دردسرهای زیادی داشته باشد، در این صورت می توانید پولتان را به جای خودتان بفرستید و روی آن استارت آپ سرمایه گذاری کنید.

۱۱- هزینه های اضافی خود را کاهش دهید

چگونه
هزینه های اضافی، چاه های کوچک و بزرگی هستند که بر سر راه پولدار شدن شما، دام پهن کرده اند. نگاهی دوباره به سبک زندگی و روش خرج کردنتان بیندازید و سعی کنید آن چاه های هزینه را بیابید. شاید آنها را در استفاده زیاد از تاکسی دربست پیدا کنید، شاید هم در خریدن چیزهایی که واقعا لازمشان ندارید. تمام تلاش خود را به کار ببندید تا هزینه هایتان را روی موارد ضروری متمرکز کنید. در این صورت پول بیشتری در دسترس شما قرار می گیرد و می توانید با افزودن آن به اندوخته پس اندازتان، یک قدم بیشتر به سمت ثروتمند شدن بردارید.

۱۲- زودتر شروع کنید

از دیرباز و از زبان انسان های زیادی این ضرب المثل قدیمی را شنیده ایم که: «سحر خیز باش تا کامروا شوی.» الان و در قرن ۲۱، این توصیه هنوز هم یکی از بهترین چیزهایی است که می توان به افراد علاقه مند به ثروت یا شهرت هدیه داد. برای پولدار شدن نه تنها باید صبح ها زودتر از خواب بلند شوید بلکه باید زودتر از بقیه دست به کار شده و افکارتان را عملی کنید. یادتان باشد، پیدا کردن زمان مناسب برای آغاز کردن، یک سراب پوچ است. به قول «زیگ زیگلار»، لازم نیست حتما عالی باشی تا شروع کنی، ولی حتما باید شروع کنی تا بتوانی عالی باشی.

۱۳- با تنبلی خداحافظی کنید

هیچ گاه آب پولدار شدن و عقب انداختن کارها در یک جوی جمع نمی شود. از بین این دو باید یکی را انتخاب کنید. بهترین راه برای مقابله با تنبلی، اجرای قانون ۵ ثانیه است. قانون ۵ ثانیه، ساز و کار آسانی دارد به این ترتیب که وقتی می خواهید کاری را شروع کنید، از عدد 5 تا 1 را می شمارید. وقتی به 1 رسیدید، باید سریع از وضعیت قبلی خودتان خارج شوید و به سمت انجام کارتان بروید. با این قانون، شما فکر کردن درباره انجام آن کار را دچار اختلال می کنید. به دنبال این ماجرا مدار عمل گرایی تان فعال می شود. البته این روش را فقط در مورد چیزهایی به کار بگیرید که قبلا درستی انجام آنها بر شما ثابت شده است و فقط در انجام دادنش گیر کرده اید.

۱۴- هرگز کارت بانکی را با خود حمل نکنید

چگونه زود پولدار شویم؟ پولدار شدن و ثروتمند شدن
توصیه می شود که برای صرفه جویی در هزینه ها تا حد امکان کارت بانکی تان را همراه خود بیرون نبرید. برای پولدار شدن لازم است که از خرید وسایل غیرضروری خودداری کنید. وقتی کارت بانکی را در همه جا با خود به همراه دارید، خیلی زود در برابر پیشنهادهای خرید وسوسه شده و دست به کارت می شوید. پس بهتر است کارتتان را در خانه جا بگذارید.

۱۵- به مدیر خواسته هایتان تبدیل شوید

برای ثروتمند شدن باید توقعات خود را مدیریت کنید. اگر مدام پولتان را برای وسایلی مثل عینک آفتابی، لوازم آرایش، لباس، کیف، کفش و غیره خرج کنید، نمی توانید به رویایتان جامه عمل بپوشانید. خودتان را اینطور قانع کنید که همه این وسایل در ابتدا جذاب هستند. اما بعد از مدتی همه چیز برایتان عادی می شود. درست است که انجام این کار تا مدتی شما را ناراحت می کند اما این یک گام برای پولدار شدن و مهم تر از آن قدمی برای خودسازی است.

۱۶- به سراغ خدمات بروید

چگونه زود پولدار شویم؟ پولدار شدن و ثروتمند شدن
یکی دیگر از راه های عالی برای پولدار شدن، راه اندازی یک شرکت خدماتی است. این کار باید با توجه به نیاز همشهریان یا هم محله ای ها انجام شود. ابتدا تحقیق کنید و بفهمید که در منطقه زندگی شما، مردم بیش تر به چه چیزی نیاز دارند. به عنوان مثال، اگر در منطقه ای زندگی می کنید که بیش تر جمعیت آن را قشر سالمند تشکیل می دهند، می توانید یک شرکت خدماتی برای تهیه مایحتاج زندگی، تمیز کردن منزل، شستشوی لباس و … راه اندازی کنید. اگر در یک محله با میانگین سنی پایین تر زندگی می کنید، یعنی ساکنین محله شما اغلب وقت خود را سر کار می گذرانند می توانید با راه اندازی یک شرکت و استخدام افراد مسئول و متعهد، خدماتی مانند نگهداری از کودکانشان را به آنها ارائه دهید و در مقابل دستمزد دریافت کنید.

بهترین راه های پولدار شدن در ایران

در ادامه گفتگویمان می خواهیم دو راه ثروتمند شدن در ایران را با هم بررسی کنیم. البته هیچ کدام از این دو، راه یک شبه پولدار شدن نیستند؛ اما نمونه های عینی زیادی در ایران وجود دارند که در همین سال های اخیر با پیمودن این راه ها به ثروت های قابل توجهی دست یافته اند. چرا شما نفر بعدی نباشید؟

راه شماره ۱: خدمت به مردم با ارائه یک محصول و خدمات خوب

چگونه زود پولدار شویم؟ پولدار شدن و ثروتمند شدن

ارائه یک محصول یا خدمت ویژه اگر با کمک تکنولوژی های روز انجام پذیرد و در کنار آن برنامه ریزی خوبی هم داشته باشد روشی بسیار عالی برای ثروت اندوزی خواهد بود. اما چه محصول و خدمتی می تواند چنین ثروتی را برای ما رقم بزند؟ برای پولدار شدن در ایران باید با ریسک ها و شرایط آن آشنا باشیم. ایده های زیادی برای این روش ثروتمند شدن وجود دارند که حتما لازم نیست شگفت انگیز باشند. مثلا اگر بتوانید راهی برای انجام دادن کارها و خدمات قدیمی با استفاده از نرم افزارها و اپلیکیشن ها پیدا کنید می توانید به درآمدهای بالایی برسید.

این روش چه مزیت های دارد؟

  • رئیس خودتان خواهید بود
  • زمان در اختیار شما قرار خواهد گرفت
  • آزادی انتخاب روش های مختلف را به چنگ خواهید آورد
  • فرصتی برای دنبال کردن آرزوهای خودتان پیدا خواهید کرد
  • می توانید به درآمدهای بالا برسید

این روش چه معایبی دارد؟

  • در ابتدای کار، میزان درآمدتان وابستگی زیادی به زمان خواهد داشت
  • ریسک شکست در کسب وکار وجود دارد
  • ریسک های محیطی حاکم برای فضای منطقه مانند: «ریسک های سیاسی»، «بحران های اقتصادی» و «سایر حوادث غیرقابل پیش بینی» وجود دارند
  • عدم ثابت بودن درآمد و شاید کم بودن آن در شروع کسب وکار
  • نیاز به سرمایه کافی برای شروع

با چند نمونه موفق ایرانی خدمات رسانی آشنا شوید

چگونه زود پولدار شویم؟ پولدار شدن و ثروتمند شدن

  • آقای غلامعلی سلیمانی با تولید لبنیات با کیفیت در برند موفق کاله
  • مهندس نعمت الله بابایی مدیرعامل شرکت سه نان با تولید نان با کیفیت در بسته بندی های متفاوت
  • کاظم قلم چی با ارائه خدمات در کانون فرهنگی آموزش (قلم چی)
  • بهروز فروتن با تولید محصولات با کیفیت در برند بهروز
  • سلطان حسین فتاحی با تولید محصولات در قالب برند امرسان

این فقط پنج نمونه از هزاران افرادی هستند که در ایران با خدمت به مردم ثروتمند شده اند. اگر با عشق و علاقه به مردم خدمت کنیم، کالا و خدماتی که دوست داشته باشند را به آن ها ارائه دهیم و زندگیشان را بهتر سازیم، مردم هم در ازای خدمتی که به آن ها می کنیم به ما پاداش می دهند؛ پاداشی مثل عزت، احترام، حس خوب و ثروتمند شدن. هر چه خدمت ما بزرگتر باشد، پاداشی که دریافت می کنمی هم بیشتر خواهد شد.

راه شماره ۲: سرمایه گذاری در بازارهای مالی

چگونه زود پولدار شویم؟ پولدار شدن و ثروتمند شدن

دومین روش ثروتمند شدن در ایران، سرمایه گذاری و بازی با پول است. کتاب ها و مقاله های فراوانی در این زمینه به نگارش در آمده اند که هر روز هم به تعداد آن ها افزوده می شود. اما آیا همه این صحبت ها مسیر درست را نشان می دهند؟ تعریف سرمایه گذاری کمی با آن چیزی که در ذهن بسیاری از افراد نقش بسته است فرق می کند. بسیاری از کاربران در ذهن خود افراد سرمایه گذار را کسانی می پندارند که یک شبه صاحب درآمدهای میلیاردی می شوند و از همان ابتدا هم سرمایه بسیار زیادی را به این بازار وارد کرده اند. اما این یک دروغ بزرگ است. سرمایه گذاری جدای از کسب درآمدهای بالا و باز کردن دریچه ثروتمند شدن، یک علم است. مانند هر علم دیگری برای استفاده از مزیت های آن باید آموزش های لازم را پشت سر گذاشت و با منطق و تکنیک های درست در این راه قدم برداشت.

روش سرمایه گذاری برای ثروتمند شدن چه مزیتی دارد؟

  • امکان رشد سرمایه های موجود با نرخ بسیار بالا
  • عدم وابسته بودن درآمدها به زمان و تایم کاری
  • امکان اجرایی شدن از هر گوشه ای بدون نیاز به حضور در مکانی خاص
  • نقدشوندگی بالا
  • امکان کنترل ریسک ها با روش های اصولی

این روش چه معایبی دارد؟

  • خطر از دست رفتن سرمایه در صورت عدم استفاده از تکنیک های کنترل ریسک
  • نیاز به آموزش دیدن
  • نیاز به سرمایه های بالا (البته نه برای همه روش های آن)

کدام روش بهتر است؟

چگونه

اینکه کدام روش بهتر است، بستگی شدیدی به روحیه افراد دارد. اما اگر بخواهیم بهتر بودن را در فاکتورهایی مانند رشد سریع تر و کسب درآمد بالاتر تعریف کنیم، تحت شرایطی، استفاده از هر دو  روش می تواند تحولات بزرگی را در زندگی افراد به وجود بیاورد. از هر دو گروه، افراد ثروتمند و شکست خورده وجود دارند؛ اما در کل، روش سرمایه گذاری، مسیر بهتری برای ثروتمند شدن خواهد بود. البته اگر بخواهیم به شرایط عمومی جامعه برگردیم و رفتار بیشتر افراد را هنگام ورود به این بازارها بررسی کنیم، خواهیم دید که بیشتر مردم بدون توجه به آموزش و راهنمایی های افراد با تجربه دست به معامله می زنند و به جای ثروتمند شدن، شکست می خورند.

کدام روش سریع تر است؟

هیچ کدام از روش های که تا اینجا برایتان گفتیم راهی برای یک شبه پولدار شدن نیستند. اگر نگاه شما به سرمایه گذاری چنین است از همین اکنون می توانید سرمایه خود را بر باد رفته بدانید. با این وجود روش های سرمایه گذاری در کوتاه مدت می توانند ثروت های بیشتری را برای افراد رقم بزنند. حتی کسانی که وارد کسب وکارهای تولیدی و ارائه خدمات می شوند در آینده از مازاد سرمایه های خود در روش های سرمایه گذاری بهره می برند.

چگونه با خدمت به مردم و ارائه محصول، پولدار شویم؟

در قدم اول باید بازار جامعه خود را تجزیه وتحلیل کنید. محصولی که نیاز اصلی جامعه است یا خدمتی که کمبود آن در بین مردم احساس می شود را شناسایی کرده و سپس زیرساخت های لازم برای شروع این کسب وکار را آماده کنید. مراحل زیر کلیت رسیدن یک کسب وکار تولیدی به ثروت را نمایش می دهند:

  • یادگیری و تقویت مهارت های لازم
  • فراهم آوردن امکانات اولیه مانند دستگاه ها یا سایت های اینترنتی
  • شبکه سازی و جمع کردن یک تیم عالی
  • برنامه ریزی و تحلیل بازار و رقبا
  • سنجیدن شرایط بحرانی مختلف
  • فراهم کردن مواد اولیه
  • برندسازی و معرفی محصول یا خدمت

چگونه با به کارگیری روش های سرمایه گذاری پولدار شویم؟

سرمایه بیشتر برای شروع، ریسک بیشتری هم به دنبال دارد. اگر بی مهابا و فقط به دلیل هیجان های مقطعی موجود در این بازارها و بدون طرح و نقشه اولیه بخواهید سرمایه های چندین سال تلاش خود را وارد این بازارها کنید و خود را بی نیاز از آموزش های لازم بدانید، شکست خواهید خورد. سرمایه گذاری هم مانند هر کسب وکار دیگری برای ثروتمند کردن سرمایه گذار باید با اصول آن انجام پذیرد.

۱- در قدم اول روش های سرمایه گذاری را بشناسید

شما می توانید کار خود را با سرمایه گذاری در بورس، مسکن، طلا و سکه، خودرو و … شروع کنید. ناگفته نماند که هر یک از این روش ها شرایط خاص خود را دارند و نیازهای اولیه متفاوتی را در بر می گیرند.

۲- آموزش ببینید

چگونه زود پولدار شویم؟ پولدار شدن و ثروتمند شدن

لازمه هر موفقیتی استفاده از آموزش ها و تجارب افراد کارکشته در مسیر است. انتخاب یک آموزشگاه با کیفیت نیز چالش بزرگی برای آشنایی با تکنیک های سرمایه گذاری در بازارهای مختلف به مشار می رود. سعی کنید سراغ کسانی بروید که فقط یک آموزش دهنده نیستند و خودشان نیز به صورت عملی در بازارهای مختلف مشغول سرمایه گذاری هستند.

کلاس آموزش بورس نخبگان خانه سرمایه بهترین انتخاب در راه افزایش دانش و تبدیل شدن شما به یک تحلیل گر حرفه ای است.

۳- با سرمایه کم و متناسب شروع کنید

وارد کردن سرمایه زیاد در همان شروع کار، ریسک بالایی را به شما تحمیل می کند. برخی که به دنبال رؤیاپردازی خود دوست دارند یک شبه راه صدساله را بپیمایند، با این ایدئولوژی وارد بازار سرمایه می شوند.

۴- یک مربی را در کنار خودتان داشته باشید

هرچند آموزش های لازم برای ورود به بازار سرمایه می توانند شما را به اسلحه های کاملا دفاعی و تهاجمی مسلح سازند؛ اما یک مربی عاملی قدرتمند برای راحت تر کردن مسیر ثروت اندوزی در روش های مختلف سرمایه گذاری است که نباید خودتان را از او محروم کنید.

۵- صبور باشید

بازارهای سرمایه و روش های سرمایه گذاری با افراد عجول اصلا میانه خوبی ندارند. اگر واقعیت بازارهای سرمایه را بدانید، در این بازارها همیشه افرادی در حال ضرر کردن و برخی هم در حال سود کردن هستند. عجول ها همیشه در دسته اول قرار خواهند داشت.

۶- استراتژی و برنامه خودتان را داشته باشید

اینکه چقدر باید پول وارد کنید، کی بخرید و کی بفروشید نکاتی است که باید همراه با یک استراتژی مدون در ذهن خود داشته باشید و همیشه به آن پایبند بمانید.

چه چیزهایی روی موفقیت ما در مسیر ثروتمند شدن تاثیر می گذارند؟

مهم تر از هر عامل بیرونی دیگری در درجه اول این طرز تفکر ما است که اصلی ترین نقش را در پولدار شدن ما ایفا می کند. اگر پای صحبت افراد پولدار و سرمایه دار بنشینید، متوجه تفاوت های آشکار طرز تفکر آن ها با سایرین خواهید شد. در ذهن این افراد برخلاف تصور اکثریت همه چیز پول نیست. پول تنها ابزاری برای رسیدن به موفقیت است. این دانش و قدرت خود فرد است که می تواند از وی یک سرمایه گذار موفق بسازد. در حقیقت، اگر کسی با سرمایه ۱ میلیون تومانی نتواند راهی برای موفقیت پیدا کند، با سرمایه های میلیاردی هم نمی تواند این کار را انجام دهد. در ادامه با نکته هایی که شما را به سمت پولدار شدن سوق می دهند آشناتر خواهیم کرد:

۱- رویاهای خودتان را به چیزهای ارزان نفروشید

چگونه

همه ما رویاهایی داریم. و در بیشتر موارد، بزرگ ترین مانع برای دست یابی به بسیاری از رویاهای ما پول است. هرچند رویا داشتن و رویاپردازی می تواند موتور انگیزه های درونی ما را روشن کند، اما این عمل کردن است که رویاهای ما را به حقیقت تبدیل می کند.

۲- درست و اصولی تلاش کنید

تلاش و پشتکار،قوی ترین ابزار ما برای یادگیری و قرار گرفتن در راه های درست است. با پیشرفت تکنولوژی و روی کار آمدن فناوری های فوق مدرن، تلاش در زندگی امروز رنگ دیگری به خود گرفته است. با این حساب، استفاده از ترفندهای قدیمی و سنتی برای پول درآوردن در عصر جدید ما را به چیزهایی که در ذهن داریم نخواهد رساند. راز موفقیت ثروتمندان امروز دانستن رمز و رازهای شگفت انگیز نیست. آن ها با تلاش خود موانع را از پیش رو برمی دارند.

۳- پیوسته در حال یادگیری باشید

اگر به دنبال یکی از بزرگ ترین رازهای موفقیت در ثروتمند شدن می گردید، باید به سراغ آموزش بروید. بزرگ ترین سرمایه دارها هنوز هم پس از سال ها تجربه، درصدی از منابع درآمدی خود را برای یادگیری در نظر می گیرند. همیشه روش های به روزی وجود دارد که شما از آن ها خبر ندارید و دانستنشان می تواند مسیر راحت تری را پیش روی شما قرار دهد…

۴- چالش ها را در آغوش بگیرید

به جای فرار از چالش ها و پشت گوش انداختن موانع پیش رو، باید آن ها را به یک فرصت تبدیل کنید. شنا کردن در یک اقیانوس بزرگ برای بسیاری از ما یک چالش بزرگ و غیرقابل عبور است. اما در اطراف ما بسیاری هستند که با آغوش باز از این ماجرا استقبال می کنند. آشنایی با نحوه برخورد با چالش ها راهی است که می توان از آن برای تبدیل کردن چالش ها به یک فرصت عالی استفاده کرد.

۵- برنامه ریزی و مصرف بهینه از زمان را یاد بگیرید

چگونه

اگر بخواهید برای هر واحد زمانی که در روز صرف می کنید، به همان میزان درآمد داشته باشید، در پایان هر ماه تنها خرجی خود را به دست خواهید آورد. بروز یک مشکل کوچک فیزیکی هم تبدیل به بحرانی بزرگ در زندگی شما خواهد شد. داشتن یک برنامه زمانی و جدول زمانبندی لازمه موفقیت در هر کاری است. حتی برنامه های روزانه نیز برای بهینه سازی نیاز به مدیریت زمان دارند.

۶- فرصت ها و نیازها را بشناسید

از گذشته های دور تاکنون شناسایی فرصت ها و نیازها در بین افراد اندیشمند تبدیل به ثروت های بسیار بزرگ شده است. برای ثروتمند شدن نیازی به افتتاح یک شرکت تولیدکننده موبایل نخواهید داشت. تنها کافی است نیازهای روز جامعه خود را شناسایی کنید و در مسیر تحققشان قدم بردارید.

۷- زندگی به سبک پولدارها

چگونه

زندگی به سبک پولدارها حقیقتی است که متاسفانه در بین افراد جامعه به غلط جا افتاده است. بسیاری از مردم با شنیدن این جمله که برای تبدیل شدن به یک فرد پولدار باید مانند آن ها زندگی کنید، دائما در حال خرج کردن درآمدهای خود و ریخت وپاش های بزرگ هستند. اما واقعیت زندگی پولدارها این نیست و این تنها بخش ظاهری زندگی آن ها است. افراد پولدار قسمت بزرگی از درآمدهای خود را دوباره در تکنیک های سرمایه گذاری قرار داده و به دنبال کسب درآمدهای بیشتر هستند. برای زندگی به سبک پولدارها باید مانند آن ها بیندیشید نه اینکه مانند آن ها خرج کنید.

۸- تفکر سیستمی را یاد بگیرید

داشتن تفکر سیستمی نه فقط برای پولدار شدن و کسب ثروت حتی برای زندگی شخصی نیز ضروری است. این سبک تفکر باعث می شود تا در هر زمانی از زندگی برای هر چالشی آماده باشید. در این صورت، هر مانعی که پیش روی سیستم شما ایجاد شود در آن محو خواهد شد.

۹- افزایش مهارت ارتباطی، قدرت مذاکره و کاریزما

چگونه

داشتن هر مهارت، عاملی برای افزایش درصد موفقیت در زندگی است. با تقویت این مهارت هایی مانندارتباطی، مذاکره و فروش و وجود یک شخصیت کاریزماتیک می توانیم زندگی بهتری برای خود و اطرافیانمان رقم بزنیم.

۱۰- پس انداز کنید

برای ثروتمند شدن اول باید پس انداز کردن را یاد بگیریم. پس انداز هنوز هم یکی از بایدهای اصلی زندگی بشر است. بدون پس انداز، همه درهای پیش رو بسته می شوند و شما تنها در همان چهاردیواری همیشگی خود باقی خواهید ماند. اما معنی پس انداز در دنیای حاضر کمی پیشرفته تر از مفهوم آن در سال های دور زندگی بشر شده است.

۱۱- تخصص های کمیاب را یاد بگیرید

به دنبال تخصص هایی باشید که نیاز زیادی برای آن ها احساس می شود اما کمبودهای زیادی هم در آن ها وجود دارد. یادگیری این شغل ها و تخصص ها می تواند برای سال های پیش رو شما را تبدیل به ماشین پول سازی کند.

۱۲- شبکه سازی کنید

امروزه حرفه های بسیار کوچک و خانگی هم برای رسیدن به موفقیت به دنبال شبکه سازی هستند. با استفاده از شبکه سازی می توانید در قالب یک تفکر جمعی با مشکلات روبرو شوید و مسیرهای ناشناخته را نیز با کمک تجربه سایر اعضای شبکه پشت سر بگذارید.

۱۳- اهمیت دادن به سلامت خود

عقل سالم در بدن سالم است. کسانی که به سلامتی خود اهمیت نمی دهند و سبک زندگی درستی ندارند، به موفقیت های بزرگ نمی رسند. برای اثبات این ادعا تنها کافی است زندگی گذشته و سبک زندگی فعلی افراد ثروتمند و موفق را مطالعه کنید.

۱۴- به شکست خوردن عادت کنید

عادت به شکست به این معنی نیست که شما همیشه یک فرد شکست خورده هستید. بزرگ ترین موفقیت ها و ثروت ها، در ادامه شکست ها ایجاد می شوند. کسانی که در ذهن خود با شکست روبه رو شده باشند می دانند که هر شکستی در راه رسیدن به موفقیت یک نشانه است.

۱۵- مسئولیت پذیر باشید

بسیاری از افراد بعد از اولین شکست، هر جنبنده ای را مقصر می پندارند و از موانع غیرقابل عبور صحبت می کنند. زمانی که شما اشتباهات خود را نپذیرید، هرگز نمی توانید برای رفع آن ها اقدام کنید.

۱۶- خطاهای خودتان را بشناسید

قدم اول در مسیر اصلاح خطاهای گذشته، شناخت آن ها است. برای اینکه از خطاهای گذشته درس بگیرید و دوباره آن ها را تکرار نکنید، بایستی از قبل به شناخت کاملی از این خطاها برسید.

۱۷- نه گفتن را یاد بگیرید

برخورد با مسائل پیش رو بدون هیچ تعصب فکری، ذهن شما را متمرکز و آرامشتان را افزایش خواهد داد. برای تقویت روحیه خود یاد بگیرید که نه گفتن هم جزئی از زندگی است. یک نه به موقع می تواند شما را از هزاران دردسر نجات دهد.

۱۸- تا آخر عمر کارمند نمانید، به فکر راه اندازی شغل شخصی خود باشید

اگر سال گذشته و سال قبل تر از آن و سال های قبل تر یک کارمند ساده دولتی و غیردولتی بوده اید و هنوز هم در همین راه قدم برمی دارید باید هرچه زودتر به فکر راه اندازی کسب و کار خودتان حتی در کنار کار کارمندی باشید. به این ترتیب، روشی برای کسب درآمد به دست می آورید که به زمان وابسته نیست.

پولدار شدن سخت است یا آسان؟ شما قضاوت کنید

ثروتمند شدن، سخت یا آسان نیست. در واقع، این نگرش ما است که میزان راحتی یا سختی یک ماجرا را تعیین می کند. گاهی ما چیزی را سخت و دست نیافتنی می بینیم، چون خودمان را به رگبار حرف ها و افکار منفی بسته ایم. حتی می توان گفت که در اثر این سخنان دچار خستگی روحی شده ایم. خودتان را زیر بار حرف هایی که با خواسته قلبتان در تضاد هستند، بی رمق نکنید. نسخه شکست دیگران، حکم مهر زده شکست ما نیست. خودتان را از نگاه خودتان و نه دیگران، تماشا کنید. آنگاه می توانید در میان یک منظره مه آلود، مسیر موفقیتتان را به روشنی ببینید.

ادامه مطلب
ذهن پویا و بدون پویایی
ذهنیت رشد یا ذهنیت ثابت؟ | چگونه ذهنیت رشد ایجاد کنیم؟

ذهنیت، درواقع همان ادراک و تئوری درونی افراد درمورد خودشان یا سایرین است. این افکار می توانند بدون آگاهی فرد تاثیرات بسیارعمیقی بر موفقیت تحصیلی، پیشرفت شغلی، روابط اجتماعی و عاطفی و هزاران بعد دیگر از زندگی او داشته باشند و مسیر زندگی شخص را برای همیشه تغییر دهند. در این مقاله قصد داریم دو ذهنیت بنیادین را که می تواند در ذهن تمامی مردم دنیا وجود داشته باشند، به شما معرفی کنیم. با ما همراه باشید تا با ذهنیت رشد و ذهنیت ثابت و تاثیر آن ها بر زندگی خود آشنا شوید.

ذهنیت رشد چیست؟ (Growth Mindset)ذهن پویا و بدون پویایی

ذهنیت رشد یکی از ذهنیت های بنیادین بشر است که با وجود آن، فرد اعتقاد پیدا می کند که تمامی توانایی ها، دانسته ها و استعدادهایش قابل ارتقا هستند.

به این ترتیب علم و استعداد فعلی خود را نقطه ای برای شروع در نظر می گیرد و برای رشد و ارتقا آن ها تلاش می کند. با وجود چنین ذهنیتی، میل و علاقه به تلاش و یادگیری افزایش پیدا می کند؛ به این ترتیب فرد با تمام قوا برای پیشرفت خود تلاش خواهد کرد.

چه افرادی دارای ذهنیت رشد هستند؟

ذهن پویا و بدون پویایی

اغلب افرادی که برای تبدیل شدن به بهترین ورژن خود، برنامه ریزی و تلاش می کنند، دارای ذهنیت رشد هستند. آن ها به خوبی می دانند که به دست آوردن هر چیز خوبی نیازمند تمرین و تلاش است. افرادی با ذهنیت رشد، از مسیر یادگیری و بهبود خود لذت می برند و معمولا سعی می کنند از شکست های خود درس بگیرند.

تبدیل شکست ها به فرصت یکی از تفریحات افرادی با ذهنیت رشداست. از دیگر ویژگی های این افراد، استفاده از تجربیات سایرین است. این افراد از موفقیت دیگران خوشنود می شوند، چرا که خوب می دانند می توانند از تجربیات آن ها در مسیر رسیدن به موفقیت استفاده کنند.

سرچشمه “ذهنیت رشد” از کجاست؟

مبحث ذهنیت رشد، بیش از سی سال پیش توسط روان شناسی به نام کارول دوک (Carol Dweck) و همکارانش مطرح شد.

دوک و همکارانش که به نگرش دانش آموزان درمورد شکست علاقه مند شده بودند، طی بررسی هایی متوجه شدند که برخی از دانش آموزان پس از شکست به عقب بازمی گردند و تلاش می کنند. این در حالی بود که سایر دانش آموزان با کوچک ترین شکستی خود را از دست رفته تصور می کردند.

در نتیجه ی بررسی هزاران کودک، اصطلاح ذهنیت رشد را برای توصیف باور این کودکان به رشد و یادگیری، انتخاب کردند. این کودکان باور داشتند که تلاش آن ها را قوی تر می کند و می توانند موفق تر عمل کنند و همین طرز فکر آن ها به موفقیت حقیقی منجر می شد.

کارول دوک در سال ۲۰۰۶ این نوع از ذهنیت را در کتاب خود با نام «روان شناسی جدید موفقیت» به همگان معرفی کرد.

ذهنیت ثابت چیست؟ (Fixed Mindset)

ذهن پویا و بدون پویایی

ذهنیت ثابت یکی دیگر از طرز فکرهای بنیادین بشر است که در تقابل با ذهنیت رشد قرار دارد. این ذهنیت فرد را مجاب می کند که استعداد و هوش هر فرد دارای حد مشخصی هستند و اشخاص ناچارند که با این محدودیت زندگی کنند.

در بیان بهتر، توانایی ها و استعدادهای فردی در ذهنیت ثابت، غیرقابل تغییر و ارتقا هستند. این ذهنیت باعث می شود افراد برای رفع نقص ها و ضعف های خود تلاشی نکنند و تقدیر را عامل شکست هایشان بدانند.

چه افرادی دارای ذهنیت ثابت هستند؟

همانطور که در تعریف ذهنیت ثابت بیان کردیم، افرادی که دارای چنین طرز فکری نسبت به خود هستند، بر این باورند که هوش و استعداد فاکتوری ثابت وغیرقابل تغییر است. بنابراین به جای تمرکز بر گسترش و بهبود ویژگی های خود، به مستندسازی توانایی های فعلی خود روی می آورند.

افرادی با ذهنیت ثابت عمیقا باور دارند که تلاش کردن هیچ تاثیری در پیشرفت و موفقیت انسان ها ندارد و اشخاص موفق به طور مادرزادی دارای هوش و استعداد سرشار و شانس زیاد هستند.

سرچشمه دیدگاه “جبر در زندگی” از کجاست؟

ذهن پویا و بدون پویایی

دیدگاه جبر در زندگی (جبرگرایی) یا تقدیرگرایی، درواقع زاییده ی ذهنیت ثابت است. عمر این دیدگاه به قدمت تاریخ است و کسی نمی تواند بگوید دقیقا از چه زمانی وارد زندگی بشر شده است. اما اگر نگاهی به کتب و اشعار قدیمی بیندازیم، متوجه می شویم که این دیدگاه از گذشته های بسیار دور همراه انسان ها بوده است.

در این دیدگاه، انسان خود را درمقابل حوادث روزگار بی دفاع و ناکارآمد می بیند. افرادی که به دیدگاه جبر در زندگی باور دارند، معتقدند تمامی رفتارها و انتخاب های آدمی بر اثر یک رشته از اتفاقات و فعالیت هایی که در گذشته اتفاق افتاده اند، شکل می گیرند

آن ها انتخاب و تلاش افراد را در این دیدگاه علت و معلولی به طور کامل نادیده می گیرند و وضعیت فعلی را ناشی از عللی در گذشته می دانند. اگر کمی به این دیدگاه دقت کنید، می توانید ردپای ذهنیت ثابت را در جای جای آن ببینید.

ذهنیتی که به شما می گوید: «فرقی نمی کند چقدر تلاش کنید، شما تنها می توانید به اندازه ی هوش و استعداد فعلی خود به خواسته هایتان برسید.»

ذهنیت رشد و ذهنیت ثابت، شما کدام هستید؟

دو نوع طرز فکر وجود دارد که می توانیم آن را پرورش دهیم. یکی این که پذیرای مشکلات باشیم و آنها را به یک فرصت تبدیل کنیم.

دیگر این که به دلیل ترس از شکست از آنها اجتناب کنیم. افرادی که از کشمکش ها و تعارض ها اجتناب می کنند غالبا ذهنیت رشد ندارند و کسانی که مشکلات را به عنوان چالش های جالبی می بینند، اندیشه ی و ذهنیت رشد دارند.

مردمی که فاقد ذهنیت رشد هستند، معتقدند که ویژگی های اساسی مانند هوش و استعدادها ویژگی هایی ثابت هستند و این صفات عامل موفقیت اند.

افراد با ذهنیت بازتر (ذهنیت رشد) معتقدند که توانایی های جدید را می توان از طریق تمرین توسعه داد. رهبران بزرگ و هنرمندان با این دیدگاه به هدفشان می رسند.

برای آنها زندگی به یک سفر هیجان انگیز با فرصت بی پایان برای کشف چیزهای جدید و پیشرفته تبدیل می شود. معلمان و استادان بایستی دانش آموزان و دانشجویان را در هر مقطعی تشویق به مطالعه نمایند.

والدین باید فرزندان خود را تشویق به توسعه مهارت های جدیدی که علاقه مند به انجام آن هستند، کنند و در واقع مهارت های یادگیری را بیاموزند و این مهارت ها به آنها در کلاس درس نیز کمک خواهد کرد.

برای نشان دادن تفاوت ها در زندگی روزمره، دو کودک خیالی را در نظر می گیریم.

داستان دو کودک خیالی (جی و آنا)

جِی فکر می کند که شما او را درک می کنید یا نمی کنید، و آنا می داند اگر بخواهد می تواند هر چیزی را یاد بگیرد. در تمرینات فیزیکی، جی از چالش هایی مانند پریدن از روی مانع، اجتناب می کند، چون می ترسد که احمق جلوه کند و مورد تمسخر دیگران قرار بگیرد.

در مقابل آنا هر چالشی را که هیجان انگیز و سرگرم کننده است با استقبال می پذیرد. او می داند که شکست بخشی از یادگیری است. و اگر او سخت تلاش کند، در نهایت هیچ کس به او نخواهد خندید.

جی از فیدبک و بازخوردها اجتناب می کند. اگر معلم به او بگوید که برای بهبود تکلیفش، چه کاری انجام دهد، او آن را شخصی برداشت می کند.

آنا می داند که نیاز دارد به نقدهای سازنده گوش کند، او همچنین می داند که این او نیست که ارزیابی می شود بلکه نتایج کارش، مورد ارزیابی قرار می گیرد.

جِی همیشه راه آسان را در پیش می گیرد، برای مثال او پله برقی را دوست دارد و از پله بالا رفتن می ترسد. زمانی که او گیتار تمرین می کند، لحظه ای که گیر می کند، بی خیال گیتار زدن می شود.

آنا معمولا از پله برقی استفاده نمی کند بلکه از پله ها بالا می رود و هر گامش را می شمارد و این که با بالا رفتن از پله ها خون در رگ هایش به خروش می آید لذت می برد. او هر روز صبح، ۱۵ دقیقه درام تمرین می کرد و همیشه هم از زدن آن لذت نمی برد اما او می داند که این تلاش بخشی از سفر به یک زندگی سرگرم کننده تر است.

آنا دوست دارد موفقیت دیگران را ببیند زیرا الهام بخش اوست. او می داند اگر به دوستانش انگیزه برای بهتر شدن بدهد به رشد خود کمک کرده است، به شرطی که دوستانش چیزهای جدید بیاموزند و موفق شوند. برای جی این امر تهدید محسوب می شود؛ می ترسد رسیدن به موفقیت، به او و بر زندگیش فشار وارد کند.

شرکت های مدرن به دنبال کارکنانی با روحیه رو به رشد و ذهن پویا می گردند. زیرا آنها مشکلات را حل می کنند و به رغم موانع ادامه می دهند.

بعضی از آنها در طی مصاحبه از متقاضیان کار سوال کردند که آیا معتقد هستند که روحیه مدیریتی از بدو تولد با انسان همراه است یا مهارتی است که بایستی آموخته شود.

جی فکر می کند که مدیران از بدو تولد با روحیه مدیریتی همراه بوده اند. اما آنا شغل را به دست می آورد. نتیجه این وضعیت، نتیجه رتبه و موقعیت آن شخص در زندگی است همان طور که شاعر مرحوم ساموئل اشاره کرده است هر چه قدر سعی کنی و هر چه قدر شکست بخوری مهم نیست.

دوباره سعی کن، دوباره شکست بخور و بهتر شکست بخور. در مورد این مفهوم چه فکر می کنید. خیلی ساده است. آیا فکر می کنید امکان تغییر دائمی از یک ذهن ثابت و بدون پویایی به یک ذهن رو به رشد و پویا وجود دارد؟

چه عواملی بر سر راه تبدیل شدن ذهنیتمان به ذهنیت رشد وجود دارد؟

برای رسیدن به ذهنیت رشد و تبدیل ذهنیت ثابت به ذهنیتی زایا و پیشرفته که می تواند موجب موفقیت شما در تمامی بخش های زندگی شود، عوامل و قدم های بسیاری پیش رو دارید. مهم ترین عامل در رسیدن به چنین ذهنیتی، خودآگاهی است.

با کمک خودآگاهی می توانید تله های ذهنی خود را شناسایی و آن ها را برطرف کنید. برای آشنایی هرچه بهتر شما با این فرآیند، مراحل حرکت از ذهنیت ثابت به سمت ذهنیت رشد را برای شما مرور می کنیم:

یاد بگیرید که صدای ذهنیت ثابت خود را بشنوید: صدای ذهنیت ثابت، اولین مانعی است که بر سر راه رسیدن به موفقیت شما قرار دارد.

این صدا مدام همچون منتقدی حرکات و عملکرد شما را قضاوت می کند و در گوش شما آیه ی یاس می خواند. این صدا جملاتی همچون «تو از پس این کار بر نمی آیی»، «از این مرحله جان سالم به در نمی بری»، «نگفتم نمی توانی؟»، « بیش از توانت از تو توقع دارند» یا «آن ها فکر کردند تو کی هستی؟ انشتین!» را درگوش تان زمزمه می کند و باعث ناامیدی شما می شود.

هنگامی که یاد بگیرید این صدا، صدای ذهنیت ثابت شماست که می خواهد شما را در جایی که هستید ثابت نگه دارد، می توانید با آن مقابله کنید و آن را برای خود برعکس تفسیر کنید! تشخیص دهید که حق انتخاب دارید!

صدای ذهنیت ثابت شما به دو روش قابل تفسیر و ترجمه است:

در روش اول این صدا به شما هشدار می دهد که چالش و شکست را پیش رو دارید و یادآوری می کند که توانایی و هوش ثابتی دارید که ممکن از قدرت مقابله با این چالش ها را نداشته باشند.

در حالت دوم این صدا به شما می گوید که شما باید خودتان را به چالش بکشید، تلاش کنید و برای بهتر شدن استراتژی تعیین کنید. اگر تفسیر اول را برای خود انتخاب کنید یعنی درگیر ذهنیت ثابت هستید، اما انتخاب تفسیر دوم منجر به حرکت به سوی رشد خواهد شد.

با صدای ذهنیت رشد به ذهنیت ثابت خود پاسخ دهید: هنگامی که تفسیر دوم را برای خود انتخاب کنید و برای روبه رویی با چالش آماده شوید، مجددا صدای ذهنیت ثابت از شما سوال می پرسد: «آیا برای این کار آماده ای؟ تو توانایی های محدودی داری، مطمئنی از پس آن بر می آیی؟»

در این نقطه شما باید با صدای ذهنیت رشد چنین پاسخی بدهید: « مطمئن نیستم که از پس آن بر می آیم یا نه، اما فکر می کنم که با صبر و تلاش می توانم موفق شوم.».

احتمالا ذهنیت ثابت از شما می پرسد: «اگر شکست بخوری چه؟»، کافیست بگویید «تمام افراد موفق با شکست هایشان به پیروزی رسیده اند» و به این ترتیب می توانید صدای منتقد را مغلوب خود کنید.

ذهنیت رشد خود را به کار بگیرید: به محض اینکه از پس صدای منتقد درون بر بیاید و آن را با ذهنیت رشد خود پاسخ دهید، خودتان بسته به شرایط به خوبی خواهید فهمید که قدم بعدی تان برای رسیدن به موفقیت چه خواهد بود.

اصول و قوانین در ذهنیت رشد

رسیدن به این طرز فکر زایا نیازمند رعایت چند اصل اولیه است که در ادامه به شما معرفی خواهیم کرد:

هوش و توانایی خود را محدود نکنید

ذهن پویا و بدون پویایی

ما برای پیشرفت نیازمند چارچوب فکری جدید هستیم. از گذشته به ما یاد داده اند که آی کیو نشان دهنده ی هوش افراد است، اما این طرز فکر نیز ثابت است!

مغز انسان از ماهیچه تشکیل شده است و متعاقبا هوش نیز می تواند همچون تمامی عضلات بدن با تمرین تقویت شود. با به چالش کشیدن ذهن خود می توانید هوش خود را از جنبه های گوناگونی تقویت کنید و به پیشرفت برسید.

از چالش ها استقبال کنید

ذهن پویا و بدون پویایی

چالش ها می توانند دنیایی از عواقب ناشناخته را در پی داشته باشند، اما در عین حال باعث می شوند شما با آزمون خطا به تجربیات جدیدتری دست پیدا کنید که به پیشرفت و رشدتان کمک می کنند.

ترس از شکست می تواند شما را از پذیرش چالش ها بازدارد اما باید به خاطر داشته باشید که هر شکست پلی برای رسیدن به پیروزی است.

در مواجهه با شکست ها عقب نشینی نکنید

ذهن پویا و بدون پویایی

تمامی افراد مشهور و بزرگ شکست خورده اند، اما باز هم به تلاش ادامه داده اند. شما نیز باید همین مسیر را طی کنید. با اینکه شکست ها همچون سدی غیرقابل نفوذ به نظر می رسند و شاید آسان ترین راه برای مقابله با آن ها عقب نشینی باشد، اما باید به خاطر داشته باشید که شکست به معنای عدم تعلق شما به این زمینه نیست. شکست خوردن یعنی شما هنوز نیاز به یادگیری و رشد دارید. پس برای عبور از این سد، باید به جای عقب نشینی تلاش خود را بیشتر کنید.

تلاش را مسیری برای پیروزی ببینید

ذهن پویا و بدون پویایی

سخت کوشی راه رسیدن به موفقیت است. هرچه با چالش هایی بیشتری روبه رو شوید، سخت تر و بیشتر تلاش خواهید کرد. همین موضوع می تواند شما را خسته کند اما فراموش نکنید که تلاش کردن نشانه ای از قدرت است.

از انتقادات درس بگیرید

ذهن پویا و بدون پویایی

انتقادها همچون داروهای تلخی هستند که هیچکس از خوردن آن ها لذت نمی برد. آن ها می توانند غرور و اعتمادبه نفس شما را از بین ببرند. اما شما می توانید به جای گارد گرفتن در مقابل انتقادها، از آن ها به عنوان فرصتی برای یادگیری استفاده کنید.

ضعف های واقعی خود را از میان این کلمات تلخ پیدا کنید و برای بهبود آن ها تلاش کنید. قطعا شنیدن و پذیرش انتقاد کار بسیار دشواری است، اما انتقادها همیشه ارزش شنیده شدن دارند.

از موفقیت دیگران انگیزه بگیرید

ذهن پویا و بدون پویایی

موفقیت دیگران را به عنوان منبع الهام تان ببینید. به جای دیدن افراد موفق به عنوان رقیب، آن ها را به چشم الگوی خود ببینید و در موفقیت شان سهیم شوید. حتی اگر این افراد ارتقای شغلی را که همیشه در آرزوی آن بودید دریافت کردند، به جای ناراحتی و جنگیدن با آن ها، از راهکار موفقیت شان درس بگیرید. به این ترتیب می توانید خود را بیش از پیش به رشد و پیشرفت نزدیک کنید.

سخن پایانی

همانطور که گفتیم، ذهن موجودی بسیار قوی است و می تواند کنترل بسیاری از امور را در دست بگیرد. این موجود نامرئی اما واقعی، به راحتی مسیر زندگی ما را تغییر می دهد و می تواند ما را در شرایط شکست یا موفقیت قرار دهد.

اما ذهن ما با وجود تمام قدرتی که دارد، قابل دستکاری و کنترل است. یک انسان قوی و در جست وجوی پیشرفت، ذهن لجام گسیخته ی خود را رام می کند و با شناسایی تله ها و گره های موجود در آن، مسیر پیشرفت را برای خود هموار می کند.

امیدواریم که شما نیز با کمک راهکارهایی که در این مقاله معرفی کردیم، بتوانید ذهنیت رشد خود را بیدار و تقویت کنید.

ادامه مطلب
پس انداز پول
۲۰ روش پس انداز پول در شرایط اقتصادی ایران

پس انداز پول همواره یکی از چالش های بزرگ پیش روی زندگی بشر بوده است. پس انداز کردن سنتی است که همه ما از پدرانمان آن را می آموزیم و در زندگی خود به کار می گیریم؛ غافل از اینکه در هر دوره ای روش ها و اصول مشخصی برای پس انداز پول وجود دارد. اصل پس انداز کردن برای تهیه امکانات بهتر و رسیدن به استقلال مالی در آینده لازمه زندگی امروز است. هر چند همه ما به این اصل مهم واقف هستیم اما یا آن را به کار نمی گیریم و یا با روش های امروزی پس انداز کردن آشنا نیستیم. افزایش سطح آگاهی و اطلاعات، اولین قدم برای داشتن یک پشتوانه مالی خوب برای آینده و پس انداز کردن است.

تاریخچه پس انداز پول

پس انداز پول در هر عصری از زندگی انسان به نوعی وجود داشته و هر بار با تغییر نسل ها نوع و شرایط آن عوض شده است. پادشاهان امپراتوری های بزرگ برای زمان های اضطرار اقدام به ذخیره سازی و پس انداز سرمایه ها می نمودند و این اصل را در بین مردم نیز رواج دادند. اولین روش های پس انداز مشابه با زمان حال را باید به امپراتوری روم نسبت داد. روش های مدرن تر آن نیز با پیدایش بانک ها در سال ۱۴۰۱ در کشور اسپانیا انجام شد. اولین بانک های بین المللی ذخیره پول هم در ۱۹۲۴ افتتاح شدند. این سال ها و نشانه ها نقاط عطفی در اجرای روش های پس انداز پول در زندگی انسان می باشند.

پس انداز پول

چرا باید پول پس انداز کنیم؟

پس انداز پول هم می تواند با اهداف جزئی و خاص باشد و هم در یک دید کلی و درازمدت در نظر گرفته شود. خرید اجناس گران قیمت و رسیدن به رفاه بیشتر در زندگی، داشتن یک پشتیبان مالی در زمان های اضطراری، تأمین آتیه فرزندان و خانواده و دلایلی ازاین دست می توانند ازجمله انگیزه های ما برای پس انداز باشند. هدف از پس انداز پول بیشتر بسته به شرایط فعلی زندگی افراد تعیین می شود. برای مثال فردی با پشتوانه مالی زیاد و بدون دغدغه های زندگی روزمره می تواند برای خرید یک ملک گران تر به دنبال پس انداز باشد. هدف از پس انداز به صورت مستقیم به شرایط زندگی افراد بستگی دارد. اما واضح و مبرهن است که پس انداز لازمه زندگی بشر امروزی است. بدون پس انداز، دست یافتن به شرایط بهتر زندگی ناممکن خواهد شد.

بیشتر کدام دسته از افراد به فکر پس انداز هستند؟

در یک تعریف کلی و بهتر می توانیم پس انداز کردن را به افرادی نسبت بدهیم که آینده نگر بوده و به فکر آینده مالی خود و فرزندان خود هستند. کسانی که زندگی هدفمندی دارند و برای رسیدن به این اهداف انگیزه کافی هم داشته باشند، خودبه خود برای بهتر کردن شرایط مالی زندگی پس انداز پول را نیز جزء اولویت های خود قرار می دهند.

چرا برخی افراد با پس انداز پول مخالفند؟

جالب است بدانید که پس انداز پول مخالفانی هم دارد. البته اشتباهات رایجی که در پس انداز کردن در زندگی انسان ها وجود دارد بیشترین عامل برای این طرز تفکر افراد شده است. قرار دادن درصد مشخصی از درآمد ماهیانه در بانک بر اساس نرخ رشدی که از طرف بانک به سپرده ها تعلق می دهد، روشی کاملاً قدیمی و منسوخ برای پس انداز است. از آن بدتر نگه داشتن سرمایه های نقدی است که هیچ رشدی را تجربه نمی کنند. به دلیل کم اطلاعیِ درصد بالایی از جامعه انسانی از روش های پس انداز پول، این روش های قدیمی هنوز هم پرتکرارترین موارد می باشند. اما با توجه به نتیجه ندادن آن ها، باعث شده تا بسیاری از افراد قید پس انداز کردن را بزنند. زندگی در لحظه و آینده نگر نبودن نیز دلیل دیگری است که برخی از افراد را مخالف های سرسخت پس انداز کرده است. همین افرادی که با پس انداز پول به صورت نقدی مخالف اند، به دنبال راه هایی برای سرمایه گذاری پول های خود در پروژه ها و بازارهای مالی نیز هستند. با توجه به اینکه این سرمایه گذاری ها برای دستیابی به پول بیشتر در آینده و تأمین آتیه خانواده صورت می پذیرد، می توانیم ادعا کنیم که این روش ها هم در اصل خود به پس انداز برمی گردند.

پس انداز پول

بهترین روش های پس انداز پول

۱- فهرست بندی و بودجه بندی کنید

همانطور که برای کارهای روزانه تان برنامه ریزی می کنید، برای دخل و خرج تان هم برنامه ریزی کنید، می توانید جدول بکشید و جلوی هر آیتم، هزینه های معین را بنویسید. مقدار باقی مانده را پس انداز کنید. با این روش پول تان را بهتر مدیریت می کنید و از بی محابا خرج کردن جلوگیری می کنید. آیتم هایی که در جدول قرار می دهید می تواند اجاره خانه (اگر مستاجر هستید)، هزینه پوشاک، هزینه خوراک، کرایه راه، هزینه جانبی خودرو و بنزین (اگر از خودرو شخصی استفاده می کنید)، بیمه، هزینه درمانی، تفریح، سفر، آب، گاز، برق، تلفن، شارژ ساختمان، کلاس های آموزشی، هزینه فرزندان (درمانی و چکاپ ماهانه، درسی و مدرسه، لباس، خوارک، تفریحی و …) باشد. بدیهی است که در صورتی که درآمدتان کم است نمی توانید برای همه موارد فوق پول کنار بگذارید البته همه بعضی از این هزینه ها دوره ای هستند. ولی می توانید با صرفه جویی، پس انداز کنید. حتی اگر مقدار کمی هم ماند، باز هم پس انداز کنید. حتماً روزی به دردتان می خورد.

۲- از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید

به جای هزینه های سنگین کرایه روزانه، میتوانید از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید. مگر اینکه آنقدر درآمدتان زیاد باشد که استفاده از تاکسی های آنلاین یا کرایه های آژانس برای تان چیزی نباشد. گرفتن کارت بلیط اتوبوس و مترو خیلی از هزینه هایتان کم می کند. بسیاری از افراد جوان، استفاده از وسایل نقلیه عمومی را افت کلاس می دانند و تصور می کنند شأنشان از دوستان خود که با خودروهای شخصی رفت و آمد می کنند کمتر می شود. در صورتی که چنین نیست. شما دارید پول خود را مدیریت می کنید تا در آینده پس انداز داشته باشید و در خرج های ناگهانی که برای تان پیش میاید، کم نیاورید. پس خجالت را کنار بگذارید. با دریافتی ماهانه تان رو راست باشید.

پس انداز پول

۳- از محصولات تخفیف دار استفاده کنید

یکی دیگر از روش های پس انداز پول، استفاده از محصولات تخفیف دار است. ممکن است این تخفیف ها شامل خوارک، پوشاک، تفریح، سفر، کتاب و محصولات فرهنگی و … باشد. می توانید در خبرنامه سایت های ارائه دهنده خدمات تخفیف دار مانند تخفیفان و نت برگ و … عضو شوید و از اخرین رویدادهای تخفیف دار مطلع شوید. حتی فروشگاه های زنجیره ای، هر ماه تعدادی از محصولاتشان را با تخفیف می فروشند. اگر فرصت دارید هر ماه سری به این فروشگاه ها بزنید یا از طریق تلفن گویا از تخفیف ها مطلع شوید. با این روش، می توانید مقدار زیادی پس انداز کنید.

پس انداز پول

۴- برای کاهش هزینه های درمانی، به بیمارستان های طرف قراردادتان مراجعه کنید

بیمارستان هایی هستند که طرف قرارداد با بیمه های تکمیلی و یا بیمه های رایگان (مانند نیروهای مسلح) و…. هستند. قبل از مراجعه به بیمارستان، حتماً نوع بیمه طرف قرارداد را چک کنید. اگر نوع بیمه خدمات درمانی شما، مشمول تخفیف و یا رایگان هست، حتماً استفاده کنید. این حق شماست. هر ماه مبلغی بابت بیمه از حقوق تان کسر می شود، پس بهتر است از این حق تان بهره ببرید.

پس انداز پول

۵- برای پیرایش ماهانه، به آموزشگاه های آرایشگری سر بزنید

چرا آموزش گاه های آرایشگری؟ چون داشتن مدل رایگان برای هنرجویان الزامی است؛ هنر جویان برای تمرین آرایشگری، از افراد می خواهند تا مدل شان شوند بدون دریافت پولی. این آموزشگاه ها را رصد کنید، حتماً از پیشنهاد مدل استقبال خواهند کرد. برای خانم هایی که مرتبا به آرایشگاه می روند و هزینه های زیادی را صرف آرایش و پیرایش می کنند. حتی برای مناسبت های عروسی و تولد میتوانید مدل رایگان شوید. نگران کیفیت کار نباشید. هنرجویان برای کسب نمره از مربی شان، خوب کار می کنند.

پس انداز پول

۶- از تورهای تخفیف دار یا لحظه آخری استفاده کنید

اگر زیاد اهل گردش و تفریح هستید و نگران هزینه های سفر هستید، می توانید از تورهای تخفیف دار و لحظه آخری بهره مند شوید. یا اگر خودتان به مسافرت می روید، از وسایل نقلیه ارزان تر استفاده کنید، هتل ارزان قیمت تر رزرو کنید و مدت زمان کمتری در مقصد بمانید تا از هزینه های اضافی بکاهید. حتی اگر در آمدتان بالاست، باز هم سعی کنید ولخرجی نکنید، هواپیمای خیلی گران سوار نشوید و هتل های خیلی لوکس رزرو نکنید. با این روش می توانید پول بیشتری پس انداز کنید و البته در خریدهایتان در کشور و یا شهر مقصد کم نمیاورید.

پس انداز پول

۷- مبلغی را از حسابتان بردارید و در کیف پول خود بگذاری

یکی از بهترین روش های کنترل هزینه های ماهانه این است که مبلغ معینی را سر هر ماه از حسابتان بر دارید و در جیب تان بگذارید. با این روش دیگر حواستان به سمت کارتتان نمی رود تا وسوسه بشوید. هزینه های روزانه مانند کرایه، خورد وخوراک جزیی، و یا هزینه های شارژ اینترنت گوشی و … را در کیف تان بگذارید. برداشتن مبلغ از روی درآمد دو مزیت دارد. اول اینکه از خرج شدن بیهوده پول شما جلوگیری می شود و دوم اینکه با انجام مداوم اینکار و مشاهده افزایش موجودی این پس انداز، انگیزه شما برای اینکار بیشتر افزایش می یابد.

پس انداز پول

۸- اجناس ارزان قیمت در بلندمدت نخرید

حتماً این جمله معروف را شنیده اید: آنقدر پولدار نیستم که جنس ارزان بخرم. یعنی اینکه اگر شما یک بار جنس گران قیمت خریداری کنید به دلیل کیفیت مطلوب با دوام تر هستند و دیر کهنه یا خراب می شوند و مجبور نیستید سالی چند بار آن جنس را بخرید؛ یک بار برای همیشه. ولی اگر به جنس ارزان قیمت پول بدهید به دلیل کیفیت پایین، با دوام نیستند و شما مجبور می شوید بارها و بارها هزینه کنید و به این شکل هزینه های تان بالا می رود.

پس انداز پول

۹- به جای خرید محصولات فرهنگی، آن ها را اجاره کنید یا امانت بگیرید

با توجه به گران شدن قیمت کاغذ و درنتیجه قیمت کتاب های چاپی، تمایل برای کتاب های الکترونیکی و یا امانت گرفتن کتاب از کتابخانه بیشتر شده است. پیشنهاد می شود کتاب هایی را که فقط یک بار خوانده می شود ، از کتابخانه امانت بگیرید و مطالعه کنید مگر اینکه خیلی ضروری باشد و در طول سال چند بار مورد استفاده قرار بگیرد.

پس انداز پول

۱۰- به دنبال آموزش و یادگیری باشید

بدون هیچ اطلاعی وارد سرمایه گذاری نشوید. حتماً کتاب هایی با موضوع بازاریابی و فروش، تبلیغات، مذاکره، مدیریت مالی، توانایی تحلیل اقتصادی، موفقیت در کسب وکار، روش های مختلف سرمایه گذاری (با توجه به نوع سرمایه گذاریتان) مطالعه کنید. هر چه بیشتر مطالعه کنید، بیشتر رشد می کنید و با درک و آگاهی بیشتر قدم بر می دارید. اگر مطالعه کردن از فرصت و حوصله شما خارج است، می توانید از کارشناسان اقتصادی در همه زمینه ها، مشاوره بگیرید یا در صورت امکان، در کارگاه های آموزشی شرکت کنید.

پس انداز پول

۱۱- حساب پول تان را داشته باشید

همیشه باید بدانید که موجودی حسابتان چقدر است و جیبتان چقدر پول دارد. خیلی از افراد هستند که از موجودی حسابشان بی اطلاعند. این امر باعث می شود که کنترل مخارج و درآمدها دشوار شود

پس انداز پول

۱۲- با دوستانتان شریک شوید

اگر سرمایه لازم برای سرمایه گذاری در پروژه ای سود دِه را ندارید، می توانید با همان سرمایه کم با دوستان خود شریک شوید. از این راه هم پول خود را پس انداز نموده اید و هم نرخ رشد مناسبی برای سرمایه خود به وجود می آورید.

پس انداز پول

۱۳- مشاور اقتصادی داشته باشید

داشتن مشاور برای پس انداز پول و سرمایه گذاری مانند سایر عرصه های زندگی انسان لازم است. بسیاری از افراد مشاور مالی را تنها یک هزینه اضافی می پندارند در حالی که ثروتمندترین افراد هم برای نیل به اهداف بلندمدت خود از این خدمات عالی بهره می برند. هزینه های مشاور اقتصادی به زودی به جیب شما برخواهد گشت و در آینده ای نزدیک به سوددهی خواهید رسید.

پس انداز پول

۱۴- فیل های سفید زندگی خود را بفروشید

اصطلاح فیل سفید از گذشته های دور وارد زندگی انسان شده است. حکایتی است که در آن پادشاهی برای پادشاه کشور همسایه فیلی بزرگ و سفید هدیه می آورد. نگهداری و حفظ سلامت این فیل هزینه های زیادی در بر داشت اما هیچ منفعتی از آن تولید نمی شود. هر پادشاه جدیدی هم که به مسند قدرت می نشست با وجود آگاهی از عدم سوددهی و خرج تراشی این فیل تنها به دلیل هزینه های گزافی که در گذشته برای نگهداری آن خرج شده بود، تمایلی به رد کردن و فروش آن نداشت. فیل های سفید زیادی در زندگی ما هستند که هر چه زودتر باید از آن ها خلاص شویم. یک سهام بد و زیان دِه، یک ماشین معیوب و پرهزینه و مواردی ازاین دست دشمنی بزرگ برای پس انداز پول می باشند.

پس انداز پول

۱۵- انباری خانه را پر نکنید

برخلاف ایده ای که بسیاری از افراد دارند، انبار کردن اجناسی که دیگر استفاده ای در زندگی شما ندارند، کار عاقلانه ای در شرایط فعلی زندگی امروز بشر نیست. شما می توانید به جای انبار کردن وسیله هایی که به آن ها نیازی ندارید، از فروش آن ها مبالغی برای سرمایه گذاری در بازارهای مالی به دست آورید. در حال حاضر و در شرایط فعلی تنها با ۵۰۰ هزار تومان می توانید هر سهمی را در بازار بورس بخرید و روی آن سرمایه گذاری کنید.

پس انداز پول

۱۶- قرض بگیرید

اگر ایده ای پولساز در ذهن دارید و تنها مشکل پیش رو پول است، سعی کنید از سرمایه های راکد اطرافیان برای چنین امری استفاده نمایید. با این کار هم می توانید به درآمدهای بیشتری برسید، هم اطرافیان را در این درآمدها شریک کنید و هم از قسط های سنگین بانکی در امان بمانید. البته قبل از پرداختن به این شیوه پس انداز و سرمایه گذاری، از روش خود مطمئن باشید.

پس انداز پول

۱۷- بدهی خود را به موقع صاف کنید

یکی دیگر از عادت های بدی که در جوامع امروز رواج پیدا کرده است، به عقب انداختن بدهی ها و درنتیجه انباشته شدن جریمه ها روی هم است. شاید اگر کل هزینه های اضافی ای که بابت جریمه دیرکرد پرداخت کرده اید را جمع کرده بودید، اکنون سرمایه مناسبی در دست داشتید.

پس انداز پول

۱۸- به دنبال وام های با سود سنگین برای سرمایه گذاری و پس انداز نباشید

وام گرفتن نیز یکی از روش های متداولی است که افراد از آن برای سرمایه گذاری و تکمیل پس اندازهای خود بهره می برند. وام را می توان پس اندازی قلمداد کرد که شما پیشاپیش کل مبلغ نهایی را در اختیار دارید. اما حتماً باید با اصول وام گرفتن و هزینه کردن آن آشنا باشید. در غیر این صورت در دام بزرگ اقساط بانک ها گرفتار شده و سرمایه های خود را از دست خواهید داد.

پس انداز پول

۱۹- پول های خود را به طلا تبدیل کنید

یکی از روش های بسیار جذاب برای پس انداز پول تبدیل کردن آن به طلا است. فارغ از سرمایه گذاری با این متد و امکان کسب سود حتمی در دید بلندمدت، با این روش پس انداز پول می توانید خود را در برابر تورم های اقتصادی کشور نیز بیمه کنید.

پس انداز پول

۲۰- اول پس انداز، بعدا خرج کنید

اگر قرار است درصدی از درآمد ماهیانه خود را پس انداز نمایید، باید این درصد را در همان روز نخست دریافت حقوق از حساب خود کسر کنید نه بعد از پرداخت همه هزینه ها و بدهی های خود.

پس انداز پول

روش های پس انداز پول با درآمد کم

در نگاه اول پس انداز کردن نیاز به درآمد بالایی دارد. اما این یک تصور اشتباه و غلط است. هر کس به میزان درآمدی که دارد می تواند مبلغی از آن را به عنوان پس انداز در روش های مختلف آن تخصیص دهد. دو نفری را تصور کنید که یکی با ۲۰ میلیون تومان درآمد ماهیانه، هزینه زندگی اش را بر مبنای ۲۲ میلیون تومان برآورد نموده و مجبور به قرض و وام گرفتن می شود و فرد دیگری که با ۶ میلیون تومان درآمد، زندگی اش را با ۴ میلیون می گذراند. مسلماً فرد دوم در آینده وضعیت بهتری برای خود ایجاد خواهد کرد.
از روش های زیر می توانید برای پس انداز پول با درآمد کم استفاده نمایید:

  • خرید سکه های چند گرمی طلا
  • سرمایه گذاری در بورس
  • حساب پس انداز بانکی برای اخذ وام با سود کم
  • شراکت با اطرافیان در کسب و کار
  • خرید واحدهای صندوق سرمایه گذاری

انواع استراتژی های پس انداز پول

در کنار آموزش روش های سرمایه گذاری می توانید با یادگیری استراتژی های پس انداز نیز این خصلت را در خود تقویت نمایید. برخی از رایج ترین این استراتژی ها عبارتند از:

  • پس انداز پله ای

به جای سرمایه گذاری یک دفعه با حجم بالا می توانید کم کم میزان سرمایه خود را افزایش دهید. این روش مخصوصاً برای افراد حقوق بگیر و با درآمد ثابت ماهیانه می تواند بسیار مناسب باشد.

  • پس انداز تصاعدی

در این روش سرمایه گذاری که کمی مشابه با روش قبل است شما می توانید در قدم های بعدی میزان سرمایه را با نرخ تصاعدی افزایش دهید.

  • پس انداز غیرمستقیم

مبالغ بالا همیشه سودهای بالاتری را برای ما به ارمغان می آورند. اگر به سرمایه های زیاد برای چنین پس اندازهایی دسترسی ندارید، می توانید با شراکت با اطرافیان و یا خرید واحدهای صندوق های سرمایه گذاری نسبت به آن اقدام نمایید.

خلاصه

در این مقاله به بررسی تاریخچه پس انداز در میان جامعه بشری پرداختیم و اهداف و آرمان های انسان امروز را برای پس انداز و افزایش ارزش سرمایه های خود مرور کردیم. در ادامه با ۲۰ روش پس انداز کاربردی برای زندگی امروز آشنا شدیم و روش هایی از آن ها که نیاز به سرمایه کمی دارند را نیز تفکیک نمودیم. کسانی که در زندگی خود اهدافی دارند و با انگیزه بالا برای رسیدن به این اهداف تلاش می کنند، آگاهی از این اطلاعات می تواند برای آن ها تبدیل به یک سکوی پرتاب شود. ازاین رو این بار به جای اینکه این روش ها را در اتاق بایگانی ذهنتان به فراموشی بسپارید، بهتر است بهترین آن را انتخاب و هر چه سریع تر برای آینده خود و خانواده تان دانه های پس انداز را در دل خاک بکارید.

ادامه مطلب
چگونه ذهن ثروتمند داشته باشیم؟
چگونه ذهن ثروتمند داشته باشیم؟ 3 عامل موثر بر شکل‌گیری آن

در دایره لغات هر فردی معنی ثروتمند ممکن است متفاوت باشد، مثلا اگر از کسی که خانواده خود را از دست داده است، پرسیده شود ثروت چیست می گوید:« خانواده ». یا وقتی از کسی که اهل مطالعه است در مورد ذهن ثروتمند پرسیده شود احتمالا پاسخ خواهد داد:

«کسی که کتاب های مفید زیادی مطالعه می کند، ثروتمند است.» یا ممکن است از کودکی بپرسیم که ثروتمند کیست؟ و او پاسخ دهد:« کسی که تعداد زیادی اسباب بازی دارد.»

همه پاسخ ها در جایگاه خود درست است، اما چیزی که در اینجا مد نظر است همان معنای لغوی ثروت است، پول یا سرمایه.

ذهن ثروتمند در واقع در مورد طرز تفکر شخصی صحبت می کند که او را به سمت جذب ثروت سوق می دهد. ایده ای ناب، اشتیاق و انگیزه و مداومت همه چیزی است که برای رسیدن به هدف احتیاج است، حال این هدف ممکن است ثروت باشد یا موفقیت در کسب بهترین نمره.

داستان ادوین بارنس، کسی که می خواست همکار ادیسون شود را شنیده اید؟ یکی از بهترین مصداق هایی که می توان برای گفته ها آورد داستان این این شخص است.

ادوین بارنس شخصی بود که بسیار علاقه داشت تا در کنار ادیسون کار کند اما حتی پول بلیط قطار نداشت تا از شهر خود خارج شده و خودش را به او برساند. همین کافی بود تا او دست از چیزی که می خواهد بکشد اما هرگز چنین نشد پس مدتی به هر روشی که شد او خود را به ادیسون رساند و چنان اشتیاقی از خود نشان داده بود که ادیسون نیز راغب شده بود تا در ازای پرداخت پولی ناچیز به بارنس به او  اجازه دهد تا در آزمایشگاه ادیسون مشغول به کار شود.

در همان زمان ادیسون دستگاهی به نام ماشین دیکته ساخته بود که هیچ کدام از مسئولان فروشش در سراسر کشور علاقه ای به فروش آن نداشتند، اما بارنس که مدت زمان زیادی در انتظار لحظه ای بود که با ادیسون قرارداد ببندد، مسئولیت فروش ماشین ها را بر عهده گرفت که پس از گذشت مدتی با موفقیتی چشمگیر مواجه شد.

کسب موفقیت توسط بارنس سبب شد تا ادیسون مسئولیت فروش ماشین ها را در سراسر کشور به او بسپارد.

موفقیت بارنس فروش چند میلیون دلار را به همراه داشت. مواردی که باعث شد تا او به هدفش که همکاری با ادیسون بود، برسد و از ذهن ثروتمند خود در جهت بهره برداری ثروت بیشتر استفاده کند.

3 عامل طلایی بر شکل گیری ذهن ثروتمند

در این مقاله قصد داریم  عوامل تاثیرگذاری را بررسی کنیم  که به ما کمک می کند تا ذهنیت خود را تغییر دهیم و به سمت و سویی ببریم که نقشش را در سبک زندگی خود کاملا حس کنیم. جالب است بدانید بسیاری از کارآفرینان موفق و افراد ثروتمند مطرح جهانی جدا از سخت کوشی و تلاش مستمر، چیزی که آن ها را با سایر افراد متمایز می کند، نوع بینش و تفکر آن ها به مسائل است. پرورش ذهن ثروتمند درواقع یک مهارت کاملا تخصصی اما آسان است. در اینجا سعی می کینم تا با دانستن بهتر این سه اصل  اساسی، خودمان را در لیست بلندبالای افراد ثروتمند قرار دهیم.

 

1. تفکر

نقش تفکر بر ذهن ثروتمند

قدرت تخیل انسان ها به گونه ای است که قادر است انسان را دقیقا در شرایطی تصور کند که یا اکنون در آن نیست یا هرگز در هیچ زمانی در آن جا نبوده اند. شاید فقط میزان قدرت تخیل کم و زیاد باشد، اما مطمئنا در همه جای این جهان همه انسان ها از آن برخوردار هستند.

نکته ای که در این جا گفتنی است در ارتباط با واقع بینی انسان ها است معمولا انسان هایی که تخیل نمی کنند، اسم خود را واقع بین میگذارند. قدرت تخیل و واقع بینی دو مقوله مجزا هستند، مثلا شرایطی را در نظر بگیرید که به آینده فکر می کنید، به خرید خانه مورد نظرتان، به قول معروف حساب و کتاب می کنید تا ببینید چه مقدار پول کم یا زیاد است و دقیقا مقدار پولی را در نظر می گیرید که در دست دارید نه بیشتر. می توان گفت واقع بینی خود نیز نوعی تخیل است، چون شما حدس می زنید چنین اتفاقی به احتمال زیادی خواهد افتاد و زمانی هم که خودتان را دست یافته به هدفتان تصور می کنید دارید واقعیتی را می بینید که با تلاش و کوشش شما قطعا اتفاق خواهد افتاد.

اما آیا فقط فکر کردنِ تنها کافی است؟  اگر فکر کنیم که در آینده یکی از مولتی میلیونرهای جهانی خواهیم شد ما را به سمت هدفمان سوق می دهد؟

در اولین وهله بله، ولی فکر کردن بدون ایمان داشتن هرگز تاثیرگذار نخواهد بود.

این یعنی همان داشتن ذهن ثروتمند، اگر شما خود را میلیونری که می خواهید تصور کنید و سپس مثل خیلی از مردم دیگر خود را مسخره کنید یا بگویید ما رو چه به این چیزها، معلوم است هرگز به هیچ چیز دست نخواهید یافت. باید به رسیدن به هر آن چیزی که می خواهید ایمان داشته باشید و باور کنید که شما توانمندتر از آن هستید که فکرش را می کنید. وقتی ایمان و قوه تخیل یا همان تفکرات انسان با هم پیوند می خورد ذهن نیمه هشیار او را فعال کرده و همانطور که ناپلئون هیل، نویسنده کتاب های موفقیت از جمله بیندیشید و ثروتمند شوید، معتقد است ذهن نیمه هشیار پس از فعال شدن توسط ایمان و ذهن هشیار به فراست لایتناهی تبدیل می شود.

یکی از موارد جذابی که در کتاب راز خوانده ام و ناپلئون هیل نیز بر آن تاکید می کند، موضوع تلقین است. تلقین یعنی باور کنید که آن چیزی را که می خواهید در دست دارید و تنها روشی است که از طریق آن می شود ایمان را در وجود انسان ایجاد کرد. تکرار هر چیزی در ذهن انسان طوری عمل می کند که گویی واقعیتی است در حال وقوع و هیچ  چیز در این دنیا توان مقابله با آن را ندارد و قطعا همین طور است. با تکرار، هر موضوعی به ذهن نیمه هشیار رسیده و پس از مدتی حالت فیزیکی به خود می گیرد.

دقیقا مواردی که گفته شد در ارتباط با موضوعات منفی نیز صادق است.

حتما دیده اید خیلی از افراد می گویند بدشانس هستند، شانس با آنان یار نیست، تقدیر آنان این گونه نوشته شده است. تکرار این گفته ها خود به تنهایی کافی است تا انسان سالمی را به بستر بیماری بکشاند و از پای در بیاورد. جدا از اینکه آیا واقعا تقدیر و شانس وجود دارد یا خیر باید بیشتر به انتخاب هایمان فکر کنیم آیا ما که خود را بداقبال می نامیم واقعا در مسیر درست تلاش کردیم و به نتیجه نرسیدیم؟ آیا همه راه ها را امتحان کردیم یا فقط نشستیم و نفوس بد زدیم؟

همیشه باید حواسمان به واژه هایی که در صحبت کردن به کار می بریم، زیرا واژه ها از قدرتی برخوردارند که شاید در فکر ما نگنجد. پس چیزی را بگویید که واقعا می خواهید و دوست دارید.

2. انگیزه

نقش انگیزه بر ذهن ثروتمند

انگیزه قوه محرکه انسان به سمت هدف است. در واقع همان چیزی است که انسان بخاطر آن حاضر است هر کاری کند تا به نتیجه مورد نظرش برسد. همیشه چیزهایی در زندگی انسان وجود دارد که که باعث می شود شخص تمام برنامه های زندگی اش را جوری بچیند تا به آن هدف  نزدیک شود.

زندگی امروز ایجاب می کند تا انسان برای برطرف کردن اولین نیازهای زندگی اش سخت کار کند، بنابراین حداقل انگیزه برای ثروتمند شدن توسط شرایط زندگی برای انسان ایجاد شده است. اما به جز این موارد نیازهای دیگری نیز وجود دارند که انسان ها با توجه به میل و سلایق فردی شان علاقه مند به داشتن آن ها هستند، مانند خانه بزرگ تر، سفرهای لوکس و لباس های برند یا هر چیز دیگری که آن ها را خوشحال کند.

چه چیزی شما را خوشحال می کند؟ همیشه علاقه مند به داشتن چه چیزی بودید؟ داشتن چقدر ثروت شما را اغنا می کند؟ پاسخ به این سوال ها کمک می کند تا چیزهایی را به یاد بیاورید که شاید یک بار بخاطر ناکامی فراموششان کرده اید.

نوشتن چیزهایی که داشتن آن ها شما را خوشحال می کند و خواندن هر روزه آن ها باعث می شود تا هر روزه به شما یادآوری شود که برای چه چیزی باید وقت بگذارید و چه چیزی واقعا ارزش دارد که وقت گران بهایتان را صرف آن کنید.

در داستانی که در ابتدای نوشته مان در ارتباط با آقای بارنس نوشتم، یکی از مهم ترین مواردی که باعث شد او به فروشنده ای موفق و شریک کاری ادیسون شود، آتش انگیزه ای بود که او در وجودش روشن کرده بود و هرگز اجازه نداد هیچ چیزی باعث دلسردی اش شود.

پس از اینکه در کنار ادیسون مشغول به کار شد، در ظاهر امر هیچ اثری از دست یابی به هدف در بارنس دیده نمی شد، شاید اگر هر کسی او را از دور می دید با خود فکر می کرد چه دلیلی برای کار کردن در اینجا با دستمزدی ناچیز دارد؟

شاید هر کسی جای آقای بارنس بود ناامید می شد، اما او انسانی باهوش بود و هنگامی که می دید هیچ فروشنده ای علاقه ای به فروش ماشین دیکته ادیسون نداشت با خود اندیشید:

« من به اینجا آمده ام تا با ادیسون شریک شوم، اگر هم تا پایان عمرم طول بکشد، باید به هدفم برسم .» ذهن ثروتمند یعنی همین! او در کار فروشندگی نیز موفق شد و درآمدی فوق العاده کسب کرد.

همانطور که گفته شد هر آن چیزی را که به داشتن آن علاقه مند هستید، بنویسید تا ذهن ثروتمند خود را تقویت کنید سپس آن را پیش رویتان بگذارید و هر روز بخوانیدش، تکرار انگیزه را در وجود شما دو چندان می کند. باعث می شود تا بخاطر داشته باشید تنها چیزی که ارزش زندگی کردن دارد آن چیزی است که شما را خوشحال کند.

3. تصمیم

نقش تصمیم بر پرورش ذهن ثروتمند

یکی از مواردی که می تواند با انگیزه ترین شخصیت ها را زمین بزند تصمیم نادرست است. شاید هم مهم ترین عاملی است که باعث می شود تا افراد پس مدتی طولانی تلاش و کوشش ناکام بمانند.

پیش از راه افتادن همه مسیرهای منتهی به مقصد را به درستی با مطالعه منابع موثق و  مشورت با افرادی با تجربه و آگاه بشناسید و سپس راه بیفتید. پیش از انجام هر کاری با جزئیات بنویسید که چقدر ثروت می خواهید، برای چه کاری می خواهید و حاضرید چقدر و چه چیزهایی را هزینه رسیدن به هدفتان کنید.

دو کتاب الهام بخش چهارراه پول سازی و پدر پول دار و پدر بی پول از کارآفرین مطرح جهانی رابرت کیوساکی را حتما در لیست “باید بخوانید” های خود قرار دهید!

در  تصمیم گیری با خودتان روراست باشید و همه چیز را با شفافیت عنوان کنید، درنتیجه تصمیم گیری برایتان راحت تر می شود. افرادی هستند که در تصمیم گیری سریع عمل کرده و با سرعت به سمت هدفشان حرکت می کنند. مثلا شخصی با شناختی که از خود دارد تصمیم می گیرد تا در طول دو سال مبلغی را برای خرید ماشین مورد علاقه اش فراهم کند، تنها کسانی می توانند موفق شوند که بر تصمیمات خود پافشاری کرده اند و به سادگی از هدفشان دست نکشیدند.

دقیقا زمانی که اطرافیان از شما می خواهند تا از تصمیمتان صرف نظر کنید، نباید دست از تلاش بکشید. هنری فورد، موسس و صاحب شرکت فورد، را همه می شناسیم. او آنقدر قاطع است و در تصمیم گیری سریع عمل می کند که به او لقب سمج را داده اند. قاطعیت او در تصمیمی که برای تولید خودرو مدل تی باعث شد که این خوردرو تولید شود؛ در غیر این صورت اگر به صحبت های اطرافیانش گوش می داد و از تصمیمش منصرف می شد، هرگز چنین خودرویی تولید نمی شد.

تنبلی را کنار بگذارید که این ویژگی انسانی، دشمن موفقیت شما است. هرگز کار امروز را به فردا نیندازید. تصمیمتان را امروز عملی کنید.

رابرت هاف می گوید:

«تنبلی ماده اولیه و سرّی شکست است، اما معمولا توسط فرد شکست خورده پنهان می شود.» در کل تنبلی سمی ضد تصمیم گیری که انگیزه فرد را نیز از بین می برد.

حال سوال پیش می آید، چگونه تصمیم بگیریم؟

     برای پاسخ به این سوال بیندیشید چقد خودتان برای خودتان مهم هستید؟ آیا شما اولین انسان در زندگی خودتان هستید؟ (قطعا همینطور است، حتی کسانی که اظهار می کنند خودششان را دوست ندارند در هنگامی که زلزله می آید به دنبال پناهگاهی برای خود و عزیزانشان هستند. شما هرگز کسی را نمی بینید که بتواند خودش را نجات دهد اما ندهد.) چقدر برای خودتان ارزش قائلید؟ آیا حاضرید برای رسیدن به هدفتان هر کاری بکنید؟ (البته هر کاری که به خودتان و دیگران آسیبی وارد نکند.)

جدا از داشتن ذهن ثروتمند اگر برایتان مهم است که به اهدافتان برسید به نظرات منفی و دلسردکننده دیگران اهمیت ندهید.

بعضی یا از روی ترس یا ازروی حسادت یا گاهی هم از  سر دلسوزی به شما می گویند تا از تصممیماتتان صرف نظر کنید، لازم نیست با کسی بحث کنید فقط اهمیت ندهید. هرکس عقیده ای دارد و محترم است. شما باید کسی باشید که بیش از هر کسی به نظرات شما احترام می گذارد. بعید است بتوانید بر تمایل به ثروتمند شدن یا کلا رسیدن به هدف با اهمیت دادن به نظر همه اطرافیانتان جامه عمل بپوشانید.

همیشه بخاطر داشته باش آنچه در جستن آنی، آنی. پس درست تصمیم بگیر، درست فکر کن و در مسیر درست قدم بردار تا هرچیزی که می خواهی را با ذهن ثروتمند خود بدست بیاوری.

ادامه مطلب
هوش هیجانی چه تاثیری در بورس و معاملات ما دارد؟
هوش هیجانی چه تاثیری در بورس و معاملات ما دارد؟

احساس و درک از مفاهیم بسیار مهمی هستند که رفتارهای مالی فرد را تحت تاثیر قرار می دهند. هوش هیجانی در زمینه سرمایه گذاری، سال هاست توسط محققین نقد و بررسی می شود. مطالعات نشان می دهد هنگامی که افراد در رابطه با یک سهم تصمیمی می گیرند، تمام تلاششان را برای در نظر نگرفتن احساساتشان انجام می دهند اما گرفتن یک تصمیم، حاصل تجربیات گذشته است که می­ تواند مثبت یا منقی باشد. چگونگی کنترل احساسات، مولفه ­ایست ذهنی که توسط هوش هیجانی تعریف و اندازه گیری می ­شود.

تاثیر هوش هیجانی در بورس

هوش هیجانی به شناسایی، تفسیر و استفاده از احساسات در تصمیم گیری های جدید می­ گویند. در واقع هوش هیجانی بصورت ساده به آگاهی فرد از احساسات خویش، تبدیل احساسات به اطلاعات کاربردی و استفاده از این اطلاعات در اخذ تصمیمات اطلاق می­ شود. در این بین، افراد از لحاظ نوع واکنشی که نسبت به احساساتشان، تبدیل آن ها به قوانینی برای تصمیم گیری و کنترلی که بر روی آن قوانین در تصمیم گیری های مالی دارند، با یکدیگر متفاوتند. به عبارت دیگر، فاصله رفتاری فرد از آن چه که باید انجام بدهد و آن چه که به دلیل هیجانات ناشی از عوامل مختلف محیطی انجام می ­دهد، افراد را از یکدیگر متمایز می­ کند. البته این رفتارها می­ توانند مثبت یا منفی باشند. از جمله فاکتورهایی که منجر به کاهش این فاصله می ­شود، عقلایی بودن فرد و تسلط وی بر غلیان بر احساساتش است.

چطور می­ شود که مدیریت این هیجان در زمان های مختلف، متفاوت و بعضا سخت می­ شود؟

ذهن معامله گر به دلایلی متعددی از جمله خوش بینی یا بدبینی افراطی نسبت به بازار، داشتن چندین استراتژی تحلیلگری، ترس و طمع، نظرات افراد عادی و خبره در این زمینه و حتی مشکلات شخصی در زندگی ممکن است آشفته باشد. اما برای غلبه بر هیجان باید چه کرد؟ تنها راه مقابله و برخورد با آن، شناخت خود، شناخت بازار و در کنار آن، داشتن یک طرح معاملاتی خوب است. اگر معامله گر قبل از خرید یک سهم، از همه جهات سهم را بررسی کرده باشد و از همان ابتدا بر اساس تحلیل تکنیکال و شناخت روند سهم و شاخص کلی آن، حد سود و حد ضرر و به دنبال آن نقطه ورود و خروج از سهم را مشخص کرده باشد، می­ تواند تسلط لازم و کافی را بر روی رفتار خود داشته و با تکیه بر طرح معاملاتی خود، بهترین تصمیم را انتخاب و اجرا کند. در صورتی که تمام فرآیند انجام شده مطابق برنامه پیش رفت اما باز هم مشکلی پیش آمد، باید به موارد زیر دقت نمود که:

  • ضرر بخشی از تجارت است. ترس از ضرر ممکن است مانع از انجام رفتار صحیح بشود و در این صورت اقدام به یک حرکت هیجانی و دستیابی به موفقیت آنی، نمی تواند همیشه بهترین روش باشد.
  • در صورتی که درآمد یک ماه دو برابر شد، نمی توان آن را با ماه بعد مقایسه کرد. پایبندی به طرح معاملاتی، همواره کم خطرترین روش برای پیروزی در بازار است.
  • پس از انجام هر معامله، فارغ از موفقیت یا شکست، بایداندکی صبر کرد و معامله بعدی را انجام داد چرا که هیجان ناشی از معامله حتی با تجربیات فراوان نیز ممکن است بر روی معامله بعدی تاثیر گذار باشد.

نتیجه کنترل هوش هیجانی

بطور کلی، هوش هیجانی در رفتارهای اجتماعی بسیار بسیار موثر است. مولفه ­های هوش هیجانی در زندگی و روابط تاثیر فراوانی می­ گذارند لذا شناخت این ویژگی ­ها در هر یک از افراد حائر اهمیت می­ باشد. بر خلاف IQ ،EQ یا هوش هیجانی در تمامی مراحل زندگی قابل افزایش و بهبود است. از این رو، با مراجعه به مراکز مشاوره می توان در راستای بهبود این ویژگی تلاش کرد. از آنجایی که این هوش در رفتارهای مالی فرد نیز تاثیر می­ گذارد، لازم است که بصورت دقیق شناسایی و کنترل شود. به گفته برخی از محققین، کنترل هوش هیجانی و غلیان احساسات، حتی از تحلیل تکنیکال سهم مهم­تر است و به همین دلیل است که پایبندی به استراتژی معاملاتی اهمیت فراوانی دارد.

ادامه مطلب
انگیزه چیست؟
انگیزه چیست و چه عواملی باعث ایجاد آن می شوند؟

وقتی بزرگ شدی دوست داری چی کاره شوی؟ دکتر! چرا؟ چون اگر بچه ها مریض شدن درمانشون کنم. نظیر گفت گوی بالا را زیاد شنیده ایم. انسان از همان کودکی به دنبال هدف گذاری است که صد در صد انگیزه ای پشت آن است. این کودک در صدد آن است تا با پزشک شدن به کودکان خدمت کند. حال ممکن است این کودک در فیلم و برنامه های کودک مطالبی شنیده باشد یا در برخورد با پزشکان با این حرفه آشنا و به آن علاقه مند شده است و  به عبارت دیگر در وجود آن فرد انگیزه ایجاد کرده است.

انگیزه

انگیزه یک یا مجموعه ای از عوامل است که فرد را به سمت انجام کاری هدایت می کند. شاید بتوان گفت مهم ترین عامل برای حرکت شخص به سوی هدف انگیزه است، زیرا تا نیرویی اولیه برای آغاز نباشد هرگز نمی توان حرکت کرد. تا انگیزه نباشد نمی توان مقصد را شناخت، مسیرها را بررسی کرد و به راه افتاد. برای مثال می خواهید به مسافرت بروید اگر قصد دارید از هوای خنک، طبیعت سرسبز و آبشارهای زیبا و دشت های مرتفع لذت ببرید به سمت استان لرستان می روید. هرگز در این راه به سمت دیگری منحرف نخواهید شد، زیرا می دانید در جنوب یا شرق کشور هرگز چنین چیزی را نخواهید یافت. گاهی هم هدف به عنوان یک انگیزاننده عمل کرده و شما را در جهت هدف سوق می دهد. شرایطی را در نظر بگیرید که در حالی که از دیدن منظره ای زیبا لذت می برید با خود می گویید:

«اگر نقاشی بلد بودم این منظره را می کشیدم.» هدف در این جا کشیدن آن منظره است همین در شما انگیزه ایجاد می کند تا به کلاس نقاشی رفته و آموزش ببینید. در حقیقت انگیزاننده ها عواملی هستند که مانند جرقه عمل می کنند. وجودشان سبب یه حرکت افتادن یا سریع تر شدن حرکت شما می شود.

چگونه انگیزه ایجاد می شود؟

انگیزه چیست؟

سوال جالبی است. زیرا از افراد زیادی می شنویم که با مشکل بی انگیزگی مواجه هستند، پس پاسخ این سوال گره گشای مشکل بسیاری از افراد است. آرزوها و رویاهای ما منبع خوبی برای ایجاد انگیزه هستند. روان شناس آمریکایی آبراهام مازلو می گوید که انسان ها به طور ذاتی دوست دارند خودشان را به بهترین نوع هرچیز برسانند، به نهایت توانایی ها و استعدادهای خودشان دست پیدا کنند، در شرایط قابل قبول از زندگی در بهترین امکانات اولیه رفاهی و امنیت قرار بگیرند و بعد مسائل مهم تری مثل یافتن افراد درست در زندگی و داشتن اعتماد به نفس را مدنظر قرار می گیرند.

یکی از مهم ترین سوالاتی که باید از خودتان بپرسید این است که چرا این کار را باید انجام دهم؟ پاسخ های متعددی وجود خواهد داشت، مثلا برای امرار معاش سرکار می روید، برای رفع گرسنگی غذا می خورید، برای رفع خستگی می خوابید و خیلی فعالیت های دیگر با اهداف دیگر. نکته مهم این خواهد بود که شما هرگز این سوال را در ارتباط چرایی غذا خوردنتان نمی پرسید، موضوع خیلی مهم تر از آن است، مثلا شما کاری را چون علاقه مند هستید انجام می دهید، یا چون در کودکی آرزویش را داشتید حالا پیگیر هستید و می خواهید موفقیتی به دست بیاورید.

عوامل بیرونی و درونی انگیزه

عوامل مهم درونی هر انسانی تفکرات و خواسته ها یا همان آرزوها از پر اهمیت ترین عوامل تاثیرگذار بر ایجاد انگیزه هستند. حتما شنیده اید که می گویند «جوینده یابنده است.» این ضرب المثل در حقیقت همان عنصر انگیزه را نشان می دهد، هنگامی که فردی  به دنبال هدفی است به آن خواهد رسید اگر انگیزه ای برای رسیدن وجود نداشته باشد، رسیدنی هم در کار نخواهد بود. به همان اندازه که علاقه فردی به عنوان یک عامل درونی در انگیزه تاثیرگذار است، محیط اطراف نیز تاثیرگذار است. افرادی که با آن ها در ارتباط هستید نیرویی هستند که با تاثیر بر انگیزه شما می توانند شما را به سمت اهداف سوق دهند یا شما را از اهدافتان دور کنند، پس مهم است که با چه کسانی معاشرت می کنید. اهداف و تفکراتتان را با همه در میان نگذارید. برای ایجاد انگیزه یا به عبارت دیگر تامین سوخت اولیه برای حرکت با کسانی که مثبت نگر و خبره هستند مشورت کنید.

راهکارهای ایجاد انگیزه

انگیزه چیست؟

۱- یک کاغذ و قلم بردارید

در بالای صفحه سوالی که پیش تر مطرح شد بنویسید، سعی کنید به آن پاسخ دهید. متناسب با پاسخی دادید جوانب را بسنجید، آیا واقعا ارزش تلاش را دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، در ارتباط با هدفتان جستجو کنید. بالا رفتن اطلاعات شما باعث می شود از تاریکی خارج شوید، همین عامل خود یک انگیزاننده است. برای خودتان انگیزش ایجاد کنید. همین کاغذ را پس از تکمیل شدن موارد آن به جایی از اتاقتان نصب کنید که جلوی چشم باشد هر روز آن را نگاه کنید. هر چیز دیگری که به هدفتان مرتبط است را جلوی چشمانتان داشته باشید. بهترین روش این است که عکس یا نوشته ای داشته باشید که شما را به یاد آن بیندازد تا هرگز هدف را فراموش نکنید.

۲- کاغذ را کنار نگذارید شما به برنامه ریزی نیز نیازمندید

با برنامه ریزی به طور مرتب و دسته بندی شده همه کارهای روتین، امکانات، هزینه ها کسانی که می خواهید با آن ها مشورت کنید، اگر به آموزش احتیاج دارید منابع یا افراد یا آموزشگاه های مد نظرتان را بنویسید. برای استراحت و استحمام و صرف غذا، پرداختن کار و انجام مسئولیت ها زمان تعیین کنید. درهم بودن کارها و بی نظمی فقط شما را سردر گم و کلافه می کند و در نهایت انگیزه ای نمی ماند.

۳- فیلم ها، کتاب ها و مستندها

نیز مشوق های خوبی در مسیر ایجاد انگیزه و تقویت آن هستند. گاهی پاسخ سوالاتتان را از لابه لای داستان ها می توانید بیابید. زندگی نامه استیو جابز حرف های زیادی برای گفتن دارد، چیزهایی که تجربه کرده، اقداماتی که انجام داده و دوستانی که در مسیر هدف پیدا کرده به شما یاد می دهد که چطور انتخاب کنید تا در مسیر درست قدم بگذارید.

۴- الگو بگیرید و سرمشق برگزینید

همانطور که قبلا هم گفتیم مطالعه زندگی نامه افراد موفق بسیار در ایجاد انگیزه به شما کمک می کند. شناخت افراد موفق در زمینه مورد نظر شما بسیار تاثیرگذار و راه گشا است. از تجربیات آن ها درس و از اقدامات آنان ایده بگیرید. سرمشق قرار دادن افراد موفق در زندگی و پا گذاشتن در مسیری که قبلا رفته اند کمک می کند تا از شکست های احتمالی که ممکن است اعتماد به نفس و انگیزه را تحت تاثیر قرار دهد، جلوگیری بشود. فراموش نکنید عمر ما آنقدر طولانی نیست که همه چیز را خودمان تجربه کنیم. سه مورد بسیار مهم در مورد انگیزه جهت هی، پافشاری و عمق است. در تعیین جهت به شما کمک می کند مسیر را بهتر تشخیص دهید و به سمت آن حرکت کنید. پافشاری و صبر کلید موفقیت شما در هر کاری است. همیشه بخاطر بسپارید اینکه در هر شرایطی انگیزه تان قوی بماند خیلی اهمیت دارد. عمق نیز به این اشاره دارد که تا چه میزانی برای رسیدن به هدفتان مایه می گذارید. طبیعتا هرچه اهمیت کاری بالاتر می رود میزان تلاش شما نیز باید بالا برود.

عوامل کشنده انگیزه

انگیزه چیست؟

رابرت هاف می گوید:

«تنبلی ماده اولیه و سرّی شکست است، اما معمولا توسط فرد شکست خورده پنهان می شود.» پس با تنبلی خداحافظی کنید.

تنبلی یکی از مهم ترین عوامل از بین برنده انگیزه است، اگر دقت کرده باشید افرادی که بخاطر تنبلی به اهدافشان دست نیافته اند، توجیهات جالبی دارند؛ مثلا: هیچکس از پس این کار برنمی آید، برای انجام این کار باید بهترین امکانات را داشت من که ندارم و من نمی توانم یاد بگیرم و … هرگز بهانه تراشی نکنید. موفق ترین انسان ها با کم ترین امکانات به اینجا رسیده اند. “نمی توانم” واژه درستی نیست، بگویید “نمی خواهم” یاد بگیرم. اکثر مواقع نمی توانم گفتن ها از زبان افراد توانمندی است که یک نقطه ضعف دارند و آن هم تنبلیست. اگر قرار بود بعضی از ناتوانی ها جلوی پیشرفت و ترقی را بگیرد استیون هاوکینگ بعد از عود بیماریش باید در کنج خانه می نشست و فقط افسوس و حسرت می خورد. اما نکته جالب توجه این است که موفق ترین اثرش را به نام «نظریه ای برای همه چیز» در زمان اوج ناتوانی اش نوشت. پیشنهاد می کنم اگر از تنبلی رنج می برید فیلم زندگی نامه این دانشمند بزرگ را که به نام کتاب اوست یعنی « نظریه ای برای همه چیز» را حتما تماشا کنید.

یک ضرب المثل ژاپنی می گوید:

«اگر هفت بار زمین خوردی، هشت بار برخیز.»

مصداق این ضرب المثل خود ژاپنی ها هستند که موفقیت و پیشرفتشان چه در صنعت و چه در فرهنگ چشمگیر است. شکست بهترین موردی است که به شما نشان می دهد کجای راه را اشتباه آمده اید، پس بهترین واکنش در مواجهه با شکست پذیرفتن آن و یادداشت اتفاقات و اقدامات شما است و بطور کلی اینکه چطور شکست خوردید. شاید حفظ انگیزه پس از شکست سخت باشد اما از دست دادن آن و رها کردن همه چیز هیچ کاری را به پیش نمی برد. پس نگاهتان فقط و فقط به اهدافتان باشد. ترس از شکست نیز از مواردی است که انگیزه را می کشد. آیا واقعا ارزش دارد برای اتفاقات احتمالی که ممکن است اصلا اتفاق نیفتد به خواسته ها و آرزوهایمان پشت کنیم؟ آیا فکر اینکه ممکن است زمان غذا خوردن چیزی در گلویتان بپرد، مانع از این می شود که برای رفع گرسنگی غذا بخورید؟ وجود ترس طبیعی است اما باید جسور بود و دل را به دریا زد، اگر راه نیفتید هرگز نخواهید رسید. احتیاط کار خوبی است اما نباید مانع از پیشرفت شما بشود.

جرج ادیر در این باره می گوید:«همه آن چیزی که می خواهید آن سوی ترس قرار گرفته است.»

کمال گرایی و عدم اعتماد به نفس انگیزه را ذره ذره از بین می برد. تفکرات سمی نظیر من بی استعدادم یا بعضی تفکرات مثل اینکه یا بهترین یا هیچی را دور بریزید. نباید انتظار داشته باشید که صد در صد کار نتیجه بدهد. در حقیقت باید به هر کاری فرصت بدهید و صبر کنید. نباید از خودتان انتظار بیش از حد داشته باشید. این انتظارات بیش از حد نه تنها انگیزه را از بین می برد بلکه اعتماد به نفس و علاقه شما به آن کار را نیز از بین می برد.

روان شناسان چه می گویند؟

فرآیندی است که فعالیت ها از آن آغاز می شوند. بامایستر روان شناس آمریکایی چنین می گوید که انگیزه یعنی خواستن، یعنی ایجاد تغییر در افکار، رفتار و احساسات و هر آنچه که در انسان میل به خواستن چیزی را ایجاد می کند انگیزاننده است.

نظریه غریزه انگیزش

انگیزه چیست؟

میل به تکمیل کردن فعالیت ها امری غریزی است، یعنی انسان به طور ذاتی به دنبال ارتقاء و پیشرفت است. غریزه الگویی ثابت و طبیعی در وجود انسان ها است و نقش محرک را بازی می کند. به طور کلی همه رفتارهای ما که در درجه اول منجر به رفع نیازهای اولیه زندگی می شود از غریزه ناشی می شود. مثلا ترس یکی از محرک های غریزه است که در جهت حفظ و بقا عمل می کند.

نظریه محرک ها و خواسته ها

انگیزه چیست؟

پیش تر گفتیم که رفتارهای ما از غریزه سرچشمه می گیرد. در این نظریه به رفتارهایی اشاره می شود که منجر به رفع نیازهای اولیه مثلا رفع تشنگی، گرسنگی و امنیت می شود.

نظریه برانگیختگی

انگیزه چیست؟

اگر از چند نفر بخواهیم کارها و فعالیت ها مورد علاقه شان را روی کاغذی بنویسند با پاسخ های مختلف و جالبی مواجه می شویم. گاهی نیز انسان ها در میان صحبت هایشان به کارهای مورد علاقه شان اشاره می کنند. مثلا کسی علاقه دارد برای تعطیلات به کوهنوردی برود در حالیکه ممکن است دوست همان شخص از سپری کردن تعطیلاتش در ساحل و مطالعه کتاب لذت ببرد. افراد باتوجه به علاقه مندی هایشان و با انجام کارهای متفاوتی به آن سطحی که مورد رضایتشان است، می رسند. بعضی افراد به از خطر کردن و کارهای پرهیجان لذت می برند مثل چتربازی و سخره نوردی و … ولی بعضی دیگر با انجام کارهایی با ریسک پایین مثل مطالعه کتاب به سطح رضایت می رسند.

برخی از انگیزاننده های مهم

در ابتدا چیزهایی وجود دارد که بعدها نظریه ها و تعاریفی در ارتباط با آن داده می شود. موارد انگیزه بخش زیر طبق تجربیات و مشاهدات محققان نوشته شده اند.

۱- پول

پول خوشبختی نمیارد، اما مطمئن باشید نبودش حتما بدبختی می آورد. پول یکی از بزرگ ترین و قوی ترین انگیزه هایی است که انسان را در روزهای سرد زمستانی از رخت خواب جدا کرده و به محل کار می فرستد. برای رفع مایحتاج زندگی وجود آن ضروری است. پس از رفع مایحتاج اولیه به سطوح بعدی نیازها مثل مالکیت، توانمندی و تمایل به بدست آوردن می رسیم.

۲- لذت

در مورد لذت بردن از فعالیت هایی که انجام می دهیم در نظریه برانگیختگی توضیح داده شد. گاهی اوقات انگیزه از انجام دادن کاری صرفا لذت بردن از آن و تجربه حس خوب بعد انجام آن است، مثل موزیک گوش کردن.  در این جا موضوع دیگری نیز مطرح می شود که شخص از انجام کاری که کم تر به او لذت می دهد پرهیز می کند، در واقع از رنج کشیدن دوری می کند مثلا ترجیح می دهد اول چای ریخته و در حالیکه به موسیقی مورد علاقه اش گوش می دهد از نوشیدنش لذت ببرد، سپس لباس ها را در کمد می گذارد. در این میان افرادی دیده می شوند که با وجود هدف مشخص و علاقه ای که به آن کار دارند، پس از مدتی ناامید شده و دست از تلاش برمی دارند، در واقع ناامیدی از رسیدن به نتیجه مطلوب نیست، آن لذتی را که مورد بحث است، در این مسیر تجربه نکرده اند.

۳- دست یابی به برترین جایگاه

بعضی از افراد نمی توانند و شاید بهتر است بگوییم نمی خواهند نفر دوم باشند به عبارتی دیگر هدفشان این است که همیشه در اوج بمانند.

محمدعلی کلی، بوکسور معروف و قهرمان جهان در این ارتباط می گوید:

«از آموزش دیدن متنفرم، اما همیشه به خودم گفتم کوتاه نیا، اگر الان سختی بکوشی بعدا قهرمان خواهی بود.» فراموش نکنید در مسیر به دست آوردن بعضی چیزها باید چیزهایی را از دست داد.

۴- نوع دوستی

کمک به انسان ها و طبیعت و کلا تلاش برای تبدیل دنیا به جایی بهتر انگیزه بعضی انسان ها است برای زندگی. منشا این احساسات ذات انسان است و آمیزه ای از حس همدردی و خیرخواهی است.

۵- قدرت و شهرت

رهبران سیاسی بهترین مثال برای این مورد هستند. آن ها افرادی هستند که در وجودشان نیاز به قدرت و شهرت حس می شود. هرچند این حس فقط در سیاست خلاصه نمی شود بلکه در هر زمینه و رشته ای حرفه ای ترینان در مرکز توجه قرار دارند، سپس شناخته می شوند و بیشتر طالب شهرت، قدرت موقعیت و جایگاه خود می شوند.

۶- علاقه مندی

قدرتمندترین حس انسان عشق و علاقه است. یا به کسی یا به چیزی و در بیشتر مواقع جرقه ای است برای آغاز کاری. علاقه مند بودن به چیزی یا به طور ژنتیکی است مثل بانوان یک خانواده که همگی به حرفه خیاطی علاقه مند هستند و در آن زمینه مهارت بالایی دارند؛ یا تحت تاثیر محیط اطراف در وجود افراد ایجاد می شود. مثلا بعد مطالعه تعداد زیادی از آثار ادبی ارزشمند جهان، شخص به نویسندگی علاقه مند می شود. انسانی که به چیزی واقعا علاقه دارد هر روز به عشق رسیدن به هدفش از خواب برمی خیزد و همه برنامه های زندگی اش را بنابر هدفش تنظیم می کند.

ادامه مطلب
چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟
چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟ روش های کاربردی خود انگیزشی

در دنیای امروز هیچ چیزی ساده و راحت به دست نمی آید. اما پیمودن مسیرهای پر پیچ وخم موفقیت در عصر آهن نیاز به نیرویی خاص دارد که انگیزه می تواند این نیرو را برای ما فراهم نماید. انگیزه و بالاتر از آن خود انگیزشی مؤثرتر و قوی تر از هر دارویی می تواند مانند یک مربی، ما را در سختی ها همراهی کنند. اما چگونه می توان از این نیرو استفاده کرد؟ برای آشنایی با تکنیک های خود انگیزشی با ما در این مقاله همراه باشید.

انگیزه به چه چیزی گفته می شود؟

انگیزه در واقع یک نیروی درونی و یک ویژگی رفتاری است که می تواند مانند یک چاشنی قدرت بخش در زندگی انسان ها از آن استفاده نمود. یک گلوله برای شلیک و رسیدن به هدف نیاز به المان های مختلفی دارد. یک چاشنی برای شروع حرکت، حرکت دورانی برای قدرت گرفتن و طی کردن مسیر لوله تفنگ برای سرعت گرفتن همگی در کنار هم یک گلوله را به سمت هدف شلیک می نمایند. عجین کردن این پکیج با مهارت تیرانداز می تواند هر هدفی را در دسترس قرار دهد. زندگی انسان نیز دقیقاً نیاز به چنین المان هایی برای موفقیت و رسیدن به هدف دارد و انگیزه و خود انگیزشی نقش چاشنی را برای ما ایفا می نمایند. تنها با چاشنی نمی توان به موفقیت رسید اما بدون چاشنی هیچ حرکت قدرتمندی شروع نمی شود.

تأثیر انرژی های درونی و احساسات در زندگی انسان کاملاً اثبات شده است. هر چند این نیروها قابل رؤیت نیستند، اما بیشتر از هر چیز قابل رؤیت دیگری در روند زندگی ما تأثیرگذار هستند. انگیزه نیز ازجمله نیروهای درونی است که می تواند در سختی ها و در برخورد با موانع پیش رو مانند یک قدرت شگفت آور عمل نماید. هزاران ایده و ایدئولوژی در ذهن انسان ها وجود دارد که حتی قبل از اینکه به دنیا بیایند، در نطفه خفه می شوند. شاید اصلی ترین دلیل برای از بین رفتن بسیاری از ایده ها و یا به ثمر نرسیدن آنها نیروی انگیزه ای باشد که باید در صاحبان ایده ها وجود داشته باشد. کسانی که قدرت انگیزه را نادیده بگیرند، هیچ جایی در تاریخ بهترین ها کسب نخواهند کرد. درک قدرت این حس درونی انسان ها می تواند منجر به معجزاتی بزرگی در زندگی وی گردد. در ادامه برخی از این معجزات را با هم مرور خواهیم نمود.

خود انگیزشی چیست؟

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

برای تعریف خود انگیزشی باید کمی به عقب برگردیم. اگر به دوران کودکی خودمان نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که از همان روزهای نخستین زندگی این انگیزه است که رشد فکری انسان ها با آن رقم می خورد. در کودکی هر وقت نیازی به انجام کاری داشتیم که خیلی به آن راغب نبودیم، والدین با وعده جایزه های دوست داشتنی احساسات ما را برای انجام آن ها ترغیب می کردند. این همان نیروی انگیزه است که از بچگی در وجود ما نهادینه می شود. کم کم با رشد فکری و مسئولیت پذیری های فردی دیگر برای داشتن نیروی انگیزه نیازی به اتکا به دیگران نخواهیم داشت و خود می توانید برای پیش برد اهداف و رسیدن به آنها در خود انگیزه کافی ایجاد نماییم.

این تعریفی عامیانه و ساده از خود انگیزشی است. انسان ها برای آشنایی با خود انگیزشی و پیامدهای آن نیازی به آموزش ندارند. به خودی ِخود این تعریف در وجود هر یک از ما نهادینه شده است. البته آشنایی با تکنیک های تقویت انگیزه و بالا بردن توان خود انگیزشی این احساس درونی را به نیروی اکتسابی تبدیل می نماید. رسیدن به اوج انگیزه نیاز به برخی تکنیک های روانشناسی دارد که امتحان کردن آن ها می تواند این نیروی عظیم را در وجود شما به قلیان برساند. البته افراد با احساسات درونی مختلف در ایجاد خود انگیزشی درون خود متفاوت عمل می نمایند. با این حال روش های تقویت خود انگیزشی برای هر کسی تأثیرات خاص خود را به همراه خواهد داشت.

چرا برخی افراد انگیزه بالایی دارند و برخی دیگر کاملاً بی انگیزه اند؟

حتماً شما هم شنیده اید که برخی مواقع برای تعریف برخی از افراد از واژه هایی مانند کوهِ انگیزه استفاده می نمایند. برخی از افراد ذاتاً یا به دلیل شرایط تربیتی که در دوران کودکی داشته اند، از انگیزه بالایی برخوردار هستند. این چنین افرادی به راحتی در برخورد با موانع مختلف می توانند احساسات خود انگیزشی خود را تقویت نموده و روحیه خود را در هر شرایطی حفظ کنند. داشتن روحیه بالا و قدرت تمرکز در شرایط سخت ازجمله ویژگی های اخلاقی اصلی این افراد می باشد. شاید عجیب به نظر برسد اما انگیزه همیشه نیروی بسیار قوی تری از استعداد بوده است. در تاریخ این انگیزه های قوی بوده اند که دست به خلق شگفتی ها زده اند.

در میان افراد باانگیزه بالا، خیلی ها هم وجود دارند که کاملاً بی انگیزه هستند. ایجاد خود انگیزشی برای این افراد بسیار سخت و تقریباً بدون استفاده از تکنیک های تقویت این نیرو غیرممکن است. دلایل زیادی وجود دارد که می تواند باعث کمبود انگیزه در چنین افرادی باشد. درجه اول چنین خلقیاتی را باید در دوران کودکی و شرایط تربیتی آن ها جستجو نمود. اگر نیروی انگیزه  از همان دوران کودکی و ابتدایی در وجود بچه ها نهادینه نشده باشد، خود انگیزشی و مسئولیت پذیری آن ها نیز در آینده کاهش خواهد یافت. البته شرایط دیگری مانند وضعیت اجتماعی خانواده، وضعیت اقتصادی، اطرافیان و برخی عوامل دیگر نیز از دلایلی هستند که می تواند باعث بی انگیزگی در این افراد باشد.

چه عواملی سبب از بین رفتن انگیزه فرد می شود؟

همان طور که خود انگیزشی و تقویت این حس درونی می تواند اکتسابی باشد، از بین رفت انگیزه نیز امری شایع در بسیاری از افراد می باشد. عوامل زیادی می تواند باعث ایجاد چنین رفتاری در افراد باشد که بیشتر آن ها به احساسات و وضعیت روانی افراد بازمی گردد. البته کسانی که به خوبی قدرت خود انگیزشی را در وجود خود تقویت کرده باشند، می توانند در برخورد با شرایط سخت خود را آماده نگه دارند. اما این امکان برای هر کسی قابل تصور نیست. برخورد با برخی از سختی های زندگی باعث از بین رفتن انگیزه حتی در برخی از افرادی می شود که انگیزه زیادی نیز داشته اند. البته طرز رفتار افراد از مهم ترین دلایل از بین رفتن انگیزه در وجود آن ها است. برخی از عوامل ایجاد این حس درونی منفی می توانند موارد زیر باشند.

۱- عدم داشتن برنامه ریزی درست

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

در بند اول مقاله اشاره کردیم که انگیزه مانند یک چاشنی است که برای رساندن شما به هدف نیاز به برخی نیروهای کمکی مانند مهارت، ابزار و برنامه ریزی دقیق دارد. نداشتن برنامه می تواند این نیرو را در مسیر نادرستی به هدر داده و به تدریج باعث از بین رفتن آن شود.

۲- هدف گذاری های ناصحیح و دلسرد شدن

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

دلسرد شدن نقطه مقابل خود انگیزشی است. ایجاد هدف های دور از دسترس در مسیر کار و زندگی می تواند باعث شکست های پیاپی شده و این دلسرد شدن های پشت سر هم نیروی انگیزه افراد را به مرور از بین خواهد برد.

آلبرت انیشتین:

“موفقیت هایی که نصیب افراد صبور می شود، همان هایی است که توسط افراد عجول رها شده است.”

۳- وسواس زیاد به جهات منفی

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

برخی از افراد نیز در کنار داشتن ابزار لازم برای رسیدن به هدف، دچار وسواس می شوند. چنین افرادی بیشتر نیمه خالی لیوان را می بینند و خیلی نمی توانند روی قسمت مثبت آن تمرکز داشته باشند. وسواس زیاد نیز به مرور باعث از بین رفتن انگیزه در افراد خواهد شد.

ارل نایتینگل می گوید:

“هر چه در ناخودآگاه خود بکاریم و با تکرار آن تغذیه کنیم، روزی تبدیل به واقعیت ما خواهند شد.”

۴- نشست و برخاست با افراد بی انگیزه

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

نشست وبرخاست با افراد باانگیزه و موفق از شما فردی باانگیزه خواهد ساخت و در کنار افراد بی انگیزه قرار گرفتن به مرور باعث از بین رفتن نیروی خود انگیزشی در وجود شما خواهد شد. چنین افراد با تلقین نیروهای منفی انگیزه افراد باانگیزه را نیز به ورطه نابودی می کشانند. فراموش نکنید که یک قطره ناپاکی می تواند یک منبع بزرگی از آب پاک را آلوده کند.

به قول برایان تریسی:

این موقعیت ها نیستند که انسان را می سازند، بلکه این انسان ها هستند که موقعیت ها و موفقیت ها را خلق می کنند.”

۵- شرایط نامناسب اجتماعی و مشکلات اقتصادی

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

هر چند در یک دیدگاه کلی مشکلاتی از این قبیل همگی بهانه تراشی هایی هستند که افراد از آن ها برای توجیه شکست ها و ناکامی های خود بهره می برند، اما با این حال این شرایط می تواند منجر به از بین رفتن انگیزه در انسان ها باشد. شرایط نامناسب اجتماعی و وضعیت معیشتی ضعیف بسیاری از فرصت ها را از انسان ها سلب می نماید. افرادی هم که از نظر انگیزه در سطح بالایی قرار ندارند در برخورد با چنین وضعیتی دچار ضعف در احساسات درونی خود شده و سریعاً شروع به بهانه تراشی و انداختن دلیل شکست خود روی گردن این شرایط می نمایند. هر چند در برخی مواقع این بهانه ها خیلی هم بیراه نیستند، اما نباید فراموش کنیم که بزرگ ترین و موفق ترین افراد جهان در همه عرصه ها چه علمی، چه ورزشی و چه اقتصادی از بدترین شرایط شروع کرده اند و به بالاترین درجات رسیده اند.

سریع ترین دونده جهان یوسین بولت می گوید:

“رویاهای خود را باور داشته باش، همه چیز امکان پذیر است.” 

دلایل دیگری نیز برای بی انگیزگی و از بین رفتن نیروی خود انگیزشی در افراد وجود دارد که بسیاری از آن ها عمومی نبوده و به شرایط ویژه هر فرد بستگی دارند. اما مهم ترین آنها چند موردی بودند که با هم مرور کردیم.

چه عواملی سبب بالا رفتن انگیزه فرد می شوند؟

عوامل زیادی هم وجود دارند که می توانند باعث بالاتر رفتن انگیزه در افراد باشند. البته برخی از آن ها ناشی از پرورش برخی از نیروهای درونی و انجام برخی از کارهای ساده خواهند بود که در بند بعد به آن ها اشاره خواهیم نمود. اما در این بخش قصد داریم به عواملی اشاره کنیم که بیشتر تکنیک های حسی و درونی هستند.

۱- بالاتر بردن تمرکز

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

قدرت تمرکز در بسیاری از شرایط سخت منجر به اتخاذ تصمیمات بسیار عالی برای هر فردی می شوند. بسیاری از افرادی که تمرکز کافی ندارند، در برخورد با سختی های زندگی به سرعت انگیزه خود را از دست می دهند. افزایش تمرکز در چنین مواقعی می تواند باعث تقویت انگیزه و خود انگیزشی در افراد باشد.

به قول آلبرت انیشتین:

“جهانی که برای خودمان ساخته ایم، نتیجه تفکراتمان است. نمی توان دنیا را بدون تغییر تفکراتمان تغییر دهیم.”

۲- نیروی خارق العاده اعتماد به نفس

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

من استعداد کافی برای این کار را ندارم. هوش زیادی برای موفقیت در این رشته نیاز است. این ها جملات منفی ای هستند که می توانند قاتل بزرگی برای انگیزه باشند. تقویت نیروی اعتمادبه نفس خود عامل بزرگی برای خود انگیزشی در افراد است.

هنری فورد:

“چه فکر می کنید می توانید، چه فکر می کنید نمی توانید، در هر صورت حق با شما است.”

۳- ثابت قدم بودن و باور داشتن به نتیجه نهایی

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

ثابت قدم بودن و باور داشتن به نتیجه نهایی باعث می شود تا شکست های کوچک مانعی برای رسیدن به هدف اصلی نباشند. افرادی که به نتیجه نهایی شک دارند و آن را بسیار دور از دسترس خود می بینند، نمی توانند خود انگیزشی خود را در سطح مناسبی نگه دارند. این افراد بعد از اولین شکست هر چند کوچک تمام انگیزه خود را از دست خواهند داد. باید باور کنیم که شکست جزئی از هر مسیری برای انسان های موفق است.

رابرت کلییر:

“موفقیت حاصل تنش های کوچکی است که هرروز به صورت مداوم انجام می پذیرد.”

۴- دور ماندن از انرژی های منفی

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

درصد بالایی از بیمارانی که جان خود را از دست می دهند، شرایط بدنی مناسب برای شکست این بیماری ها را دارند. اما این افراد به دلیل استرس زیاد و درگیر شدن با خبرها و انرژی های منفی روحیه ای برای این مبارزه در خود باقی نمی گذارند. درگیر شدن پی درپی با افکار و اخبار منفی می تواند نیروی خود انگیزشی را در وجود هر کسی به هلاکت برساند. فضای مجازی در حال حاضر در عین داشتن مزیت های بسیار زیاد می تواند عاملی هم برای این امر باشد. از این رو برای انگیزه بالا باید خود را از این اخبار دور نگه داریم.

چگونه می توانیم در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

در این بخش قصد داریم تا برخی از تکنیک های مؤثر برای تقویت نیروی خود انگیزشی را با هم مرور کنیم. استفاده از این تکنیک های ساده قدرت عجیب انگیزه را در وجود شما به اوج خود خواهند رساند، هر چند در ظاهر آن ها ساده هستند، اما توصیه می کنیم به هیچ وجه آنها را دست کم نگیرید.

۱- هدف های خود را به قسمت های کوچک تر تقسیم نمایید

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

داشتن اهداف بزرگ هیچ عیبی ندارد که هیچ، بلکه یک مزیت هم تلقی می گردد. اما رسیدن به اهداف بزرگ نیاز به زمان زیادی داشته و نیروی انگیزه بالایی نیز می طلبد. یک لغزش کوچک در چنین مواردی همه آرزوهای یک فرد را به باد داده و تمام داشته های وی را از بین خواهد برد. از این رو در یک تکنیک ساده روانشناسان توصیه می کنند تا اهداف خود را به پله های کوچک تر تقسیم نموده و پله به پله آن ها را طی کنید.

برایان تریسی:

“داشتن اهدافی روشن و از پیش تعیین شده برای رسیدن به موفقیت کاملاً ضروری است.”

۲- تشویق

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

تشویق شدن از همان دوران کودکی باعث ایجاد یک نیروی انگیزه بسیار قدرتمند در وجود ما بوده است. اکنون نیز نباید اثر این عامل تقویتی را نادیده بگریم. تشویق مانند یک کپسول ویتامین است که می تواند نیروی ایمنی بدن ما را در برابر شکست های آینده تقویت نماید و خودباوری و خود انگیزشی را برای ما به ارمغان بیاورد.

۳- الگوبرداری از افراد موفق

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

نکته جالبی که در تاریخ بارها و بارها تکرار شده است، این است که درصد بالایی از افراد موفق و البته موفق ترین افراد جهان از کمترین امکانات برخوردار بوده و شکست های بزرگی نیز در زندگی خود داشته اند. الگوبرداری از رفتار و زندگی آن ها می تواند نیروی انگیزه ما را نیز چندین برابر کند.

۴- نشنیده گرفتن انتقادهای بی مورد

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

واقعاً چه کسانی دست به انتقاد زده و ما را از رفتن در مسیر موفقیت بازمی دارند؟ آیا جز این است که افرادی که خود شکست خورده و یا حتی یک بار حاضر نشده اند این راه ها را امتحان کنند، مانند یک پتک انرژی منفی روی سر ما خراب می شوند. بهترین کار در برخورد با چنین افرادی در و دروازه کردن گوش هایمان است.

۵- سبک زندگی خود را درست کنیم

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

کتاب خواندن، ورزش کردن، خوردن غذاهای سالم، خواب کافی، به موقع بیدار شدن، تماشای فیلم های مورد علاقه، تفریح و لذت بردن از لحظات زندگی همگی لازمه زندگی بشر می باشند. داشتن یک لایف استایل مناسب می تواند باعث تقویت نیروی انگیزه در افراد شود. این چنین افرادی از قدرت بالایی برای خود انگیزشی برخوردار بوده و شکست دادن آن ها به این راحتی ها امکان پذیر نخواهد بود.

۶- اطرافمان را از افراد موفق پر کنیم

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

تأسی گرفتن از یک مربی و مشاور خوب موفق در زندگی می تواند روحیات وی را درون ما نیز شکوفا نماید.

۷- مسیر خود را مستقیم کنید

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

بسیاری از افراد دوست دارند هزاران راه را برای رسیدن به موفقیت امتحان نمایند. آن ها در هیچ کدام از این راه ها تخصص لازم را به دست نیاورده و در آخر هم دست از همه آن ها خواهند برید. مانند یک قطره آبی که با داشتن یک مسیر یک سنگ بزرگ را می شکافد، روی یک هدف و یک مسیر تمرکز داشته باشید.

۸- از دیروز خود بهتر باشید

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

اگر روزی ۱ درصد رشد داشته باشید در یک سال رشد خود را به ۳۶۵ درصد خواهید رساند. برای نگاه به آینده امروز خود را با دیروز خود مقایسه کنید و سعی کنید از دیروز عملکرد بهتری داشته باشید. اگر هرروز تنها یک درصد بهتر شوید، در پایان سال شما موفقیت را در آغوش خواهید کشید. این رفتار می تواند در شرایط سخت هم انگیزه شما را در سطح مناسبی باقی نگه دارد.

۹- با ترس خود کنار بیایید

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

نترسیدن دور از احساسات انسانی است. رفتن در مسیری که تاکنون آن را امتحان نکرده باشید، با ترس همراه خواهد بود. برای داشتن نیروی انگیزه کافی و تقویت خود انگیزشی باید با ترس های خود روبرو شوید.

چرچیل:

“موفقیت توانایی رفتن از شکستی به شکستن دیگر بدون از دست دادن شور و انگیزه است.”

۱۰- به خدا اعتماد کنید

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

خود انگیزشی یک نیروی درونی است. برای تقویت این نیرو می توانید آن را به منبع اصلی انرژی متصل کنید.

چگونه می توانیم در انجام کارهای روتین و روزمره خود انگیزه مان را حفظ کنیم؟

انجام کارهای تکراری و کسل کننده همیشه روی اعصاب هستند. داشتن انگیزه کافی برای انجام چنین اموری همیشه یک چالش بزرگ بوده است. اما نگاه کردن به آینده می تواند راه حلی عالی برای بالا بردن انگیزه در چنین شرایطی باشد. به جای آنکه یک قدمی خود را نگاه کنید، به آینده ای که بعد از انجام این کارها در انتظار شما خواهد بود، بیندیشید. این روش خود یکی از تکنیک های خود انگیزشی است.

اگر دچار بی انگیزگی شدیم چه کار کنیم؟

در چنین مواقعی بهتر است کمی دور از استرس به استراحت بپردازید. ذهن خود را آرام کنید و برای تقویت نیروی انگیزه و خود انگیزشی تمرکز داشته باشید. دست وپا زدن در مرداب هیچ وقت به نتیجه نخواهد رسید. از این رو بهتر است در چنین مواقعی آرامش خود را حفظ کرده و به دور از هیجانات زندگی برای یک شروع بهتر و قدرتمندتر انگیزه کافی جمع کنید.

مایکل جردن:

“می توانم شکست را بپذیرم اما تلاش نکردن را هرگز.”

ترس چگونه انگیزه ما را از بین می برد؟

ترس در نقطه مقابل انگیزه قرار دارد. کسانی که خود انگیزشی را در وجود خود تقویت می نمایند، می دانند که ترس هم ازجمله نیروهایی است که باید در این مسیر با آن روبرو شده و بر آن فائق آیند. ترس با تصور پیامدهای ناشی از شکست شما را از قدم برداشتن در مسیر موفقیت بازمی دارد. اگر به درستی با آن برخورد نکنید، احتمالاً در همان بدو حرکت همه انگیزه خود را به باد خواهید داد.

اهمیت برنامه ریزی در ایجاد انگیزه برای انجام کارها

بدون برنامه ریزی بالاترین و قوی ترین انگیزه ها هم چیزی به شما اضافه نخواهند کرد. شما فقط یک بار فرصت زندگی دارید. زمان در این زندگی بسیار محدود است. تنها یک برنامه ریزی درست و دقیق است که می تواند شما را از این مهلکه موفق بیرون بکشاند. بدون برنامه ریزی شما تنها مشغول به انجام کارهای پراکنده ای خواهید شد که هیچ راهی به هدف اصلی شما ندارند.

برایان تریسی:

“یادداشت اهدافتان روی کاغذ احتمال موفقیت را ۱۰۰۰ درصد افزایش می دهد.”

داشتن حس آرامش دائمی انگیزه ما را کم می کند؟ چرا چالش ها در ایجاد انگیزه برای ما ضروری هستند؟

حفظ انگیزه در یک مسیر ثابت و روتین بسیار سخت تر از مسیری است که در آن با چالش های مختلف روبرو هستیم. یک بار موفقیت در یکی از این چالش ها برابر با صدها بار موفقیت در مسیرهایی با آرامش دائمی برای ما انگیزه و قدرت به ارمغان خواهند آورد. در کودکی برای رسیدن به یک پاداش بارها و بارها یک مسیر ثابت را طی کرده ایم. از همان دوران به یاد داریم که هر چه چالش های ما سخت تر و سخت تر باشند، جوایز نیز بهتر و بزرگ تر خواهند بود.

سه  نفر از کسانی که با کمک انگیزه بالایشان، کارهای بزرگی انجام داده اند.

در این بخش مختصری از زندگی افرادی را مرور خواهیم کرد که با خود انگیزشی به درجاتی رسیده اند که هیچ گاه از تاریخ بشر حذف نخواهند شد.

آنتونی رابینز:

“به یاد داشته باشید که هدف های بزرگ انگیزه های بزرگ هم ایجاد می کنند.”

۱- توماس ادیسون

این مخترع بزرگ در روزهای ابتدایی زندگی خود از طرف همه معلمان خود طرد شد. همه او را فردی احمق خطاب می کردند که هیچ استعدادی برای یادگیری ندارد. او برای رسیدن به اولین اختراع خود هزاران بار شکست خورد و سرانجام پیروز شد. ادیسون نمادی از کوهِ انگیزه در تاریخ بشر است.

۲- استیو جابز

بنیان گذار شرکت اپل یک بار از طرف هیئت مدیره این شرکت که خودش آن را تاسیس کرده بود، اخراج شد و تمام سهام خود را از دست داد. هیچ کس به اندازه استیو جابز انگیزه را معنی نکرده است.

۳- آلبرت اینشتین

جالب است بدانید که تا ۴ سالگی او هنوز شروع به حرف زدن هم نکرده بود و تا ۷ سالگی هم حتی یک کلمه توانایی خواندن نداشت.

۵ کتاب برای خود انگیزشی

۵ کتاب زیر بهترین های موجود برای خودانگیزشی هستند. افراد زیادی از تجربیات ارزشمند نویسنده های این کتاب که خود افرادی موفق هستند، استفاده نموده اند.

۱- بیندیشید و ثروتمند شوید

خلاصه کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

ناپلئون هیل در این کتاب که بارها تجدید چاپ شده و یکی از پرفروش ترین کتاب های موفقیت در دنیا است، راز و رمزهایی را برای شما بازگو می نماید که با شنیدن آن ها هر لحظه می توانید در خود انگیزه ایجاد نمایید. اگر به دنبال رازی هستید که می تواند افکار و زندگی شما را تغییر دهد، در این کتاب آن را خواهید یافت.

۲- پدر پولدار پدر فقیر

پدر پولدار پدر فقیر

احتمالاً نام این کتاب را شنیده باشید. رابرت کیوساکی پله های موفقیت را مانند هر انسان عادی دیگر از صفر شروع کرده و تمام سختی های این راه را به جان خریده است. ارزشمندترین توصیه های وی برای ساختن یک زندگی موفق را می توانید در کتاب پدر پولدار پدر فقیر ببینید.

۳- قورباغه ات را قورت بده

قورباغه ات را قورت بده

کتاب جیبی قورباغه ات را قورت بده را بایستی یکی از جاودانه های برایان تریسی دانست. هر وقت احساس بی انگیزگی در زندگی داشتید، می توانید از این کتاب ارزشمند و جملات آن برای افزایش روحیه و انگیزه خود کمک بگیرید.

۴- حکایت دولت و فرزانگی

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

حکایت دولت و فرزانگی داستان مردی است که برای رسیدن به موفقیت و ثروت به دنبال بزرگ ترین و ثروتمندترین فرد جامعه خود می رود. فرد ثروتمند راهنمایی هایی در آستین خود دارد که باعث رشد فکری  و اقتصادی فوق العاده این مرد می شود. مارک فیشر در این کتاب داستانی را به خط کرده است که احتمالاً رویایی است که هر کدام از ما در سر داریم اما راه رسیدن به آن را نمی دانیم.

۵- قدرت عادت

چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؟

چارلز دوهینگ در این کتاب هزارتوی ذهن افرادی که با عادت های معمولی روزانه به موفقیت های بزرگ رسیده اند را برای شما تبیین می نماید.

ادامه مطلب
چگونه با پول خود کار کنیم؟
چگونه با پول خود کار کنیم؟ ۱۰ روش کار با پول

شاید عنوان این مقاله برای نسل های گذشته کمی عجیب بود زیرا در گذشته مردم عادت داشتند برای پول کار کنند. البته این عادت هنوز هم با بسیاری از افراد همراه است و آن ها هنوز هم کار با پول را فرانگرفته اند. در دنیایی که هرروز شاهد توسعه تکنولوژی های جدید و  تغییرات زیاد در سبک زندگی انسان ها هستیم، تکیه داشتن روی یک شغل برای کسب درآمد که با زمان هم ارتباط تنگاتنگ داشته باشد، اصلاً راهکار مناسبی برای موفقیت نخواهد بود.

بهترین روش های کار با پول

در این مقاله قصد داریم تا تکنیک های کار با پول را باهم مرور کنیم. شاید وقت آن رسیده که کمی ریسک بیشتری در زندگی متحمل شوید و آینده خود را زودتر از قبل بسازید.

۱- پس انداز باید طبق برنامه صورت پذیرد

کار با پول

عادت به پس انداز کردن پول از قدیم با انسان ها همراه بوده است. ثروتمندترین افراد نیز ازجمله رازهای کسب ثروت خود را پس انداز معرفی نموده اند. اما پس انداز افراد ثروتمند کمی تفاوت دارد. بایگانی پول های نقد برای طولانی مدت در بانک ها به منظور کسب سود ناچیز آن ها چیزی جز کاهش شدید ارزش پول نقد شما به همراه نخواهد داشت. بانک ها همیشه درصدهای بسیار پایین تری نسبت به نرخ تورم سود پخش می کنند. این را به راحتی می توانید از میزان نرخ سود آن ها در وام هایشان متوجه شوید. ازاین رو برای کار با پول خود باید پس انداز اصولی انجام دهید. اگر دنبال یک وام مناسب با سود کم هستید، می توانید مقداری از پول خود را برای دریافت این وام در بانکی ذخیره نموده و نقدینگی خود را برای سرمایه گذاری در کارهای دیگر افزایش دهید. حتی می توانید به جای پس انداز پول نقد، آن ها را به صورت طلا و سکه پس انداز کنید تا در گذر زمان ارزش پول شما کاهش نیابد. به همین راحتی می توانید هم پول خود را پس انداز نمایید و هم ارزش افزوده برای آن ایجاد کنید.

۲- کار با پول را آموزش ببینید

کار با پول

متأسفانه در دروسی که ما در سال های زندگی خود در مدرسه و دانشگاه آن ها را گذرانده ایم، هیچ حرفی درباره پول و کار با پول نبود. ازاین رو افراد جامعه به پول مانند کالایی نگاه می نمایند که تنها می توان با آن به خرید رفت و سایر کالاهای موردنیاز را برای گذران زندگی تهیه کرد. درواقع این دیدگاه اصلاً درست نیست. قابلیت های زیادی در پول نهفته است که هر کس با آموزش ترفندهای کار با پول می تواند از این قابلیت ها استفاده نماید. آموزش یکی از روش های سرمایه گذاری در بازارهای مختلف (سرمایه گذاری در خودرو، سرمایه گذاری در سکه، سرمایه گذاری در بورس و ..) هم می تواند شرایط را در زندگی شما بهتر و بهتر نماید.

۳- بازار اجاره خودرو

کار با پول

یکی از بازارهای بسیار پرسود که با مبالغ متوسط هم می توان به آن ورود نمود، بازار اجاره خودرو است. حتماً تعجب کردید. بله، این بازار به دلیل ناآگاهی مردم و افراد جامعه از آن کاملاً بکر مانده است و بسیاری از افراد تصور می نمایند که سود آن در برابر هزینه های جاری خودروهای امروزی چشم گیر نخواهد بود. اما در همین بازار کنونی ایران افرادی که یک پراید برای اجاره دادن به سایرین در اختیار دارند، سالیانه بیشتر از یک کارمند درآمد داشته و به راحتی می توانند ارزش افزوده زیادی برای پول های خود ایجاد کنند. قبل از ورود به این بازار حتماً باید برخی نکات آن را فرابگیرید. اینکه کدام خودروها بیشتر برای اجاره دادن مناسب است، چه قواعدی را در هنگام بستن قرارداد باید رعایت نمایید و اصلاً خودرو خود را برای چه و به چه کسی اجاره دهید. سخت شدن برخی از این مراحل برای شروع کار یکی دیگر از دلایلی است که خیلی ها سراغ آن نرفته اند.

۴- سرمایه گذاری خطرپذیر (کسب و کارها)

کار با پول

یکی دیگر از روش های کار با پول در بازار امروز ایران سرمایه گذاری در کسب و کارهای سودده است. البته خیلی از افراد با مفهوم واقعی سرمایه گذاری در کسب وکارهای مختلف آشنا نبوده و ازاین رو این حرفه را کاری کاملاً پر ریسک می پندارند. سوالاتی مانند از کجا معلوم این کسب وکار رونق داشته باشد و به سوددهی مناسب برسد، نشان از این ناآگاهی آن ها دارد. زیرا اصلاً قرار نیست شما در کسب وکاری هزینه کنید که هنوز به سوددهی نرسیده و تنها یک ایده خالص است. هزاران نفر در بازار وجود دارند که با داشتن یک مغازه تجاری کوچک سودهای بزرگی برای خود ایجاد می کنند. همین افراد به دنبال سرمایه هایی هستند که کسب وکار خود را ارتقاء داده و آن را بزرگ تر نمایند. چنین کسب وکارهایی بهترین فرصت برای سرمایه گذاری هستند. این تکنیک یکی از کم ریسک ترین روش های کار با پول است. یکی از روش های که سرمایه داران پول ها راکد خود را در آن هزینه می نمایند، رونق دادن به کسب وکارهای سودده است. البته برای ورود به این حرفه نیز باید با نکاتی از قبیل روش بستن قرارداد و انتخاب کسب وکار مناسب آشنا شوید.

۵- شبکه های مجازی

کار با پول

یکی دیگر از روش های کار با پول نه فقط در ایران بلکه در سرتاسر جهان، سرمایه گذاری روی کسب وکارهای مجازی است. برای درک این مطلب تنها کافی است با مدیران یکی از شبکه های مجازی که دنبال کننده های زیادی دارد صحبت کنید. بسیاری از افراد تنها با چند ماه وقت و صرف یک هزینه متوسط در صفحه ها و شبکه ای مجازی اکنون دو برابر بک کارمند معمولی درآمد داشته و حتی برای کسب این درآمد نیاز به صرف وقت هم ندارند. دقیقاً همان اصلی که باید آن را در کار با پول به ذهن داشته باشید و. از آن پیروی نمایید. هزینه ساخت و مدیریت یک صفحه در اینستاگرام یا سایر شبکه های مجازی عدد بسیار ناقابلی است. اما همین هزینه کم می تواند سودهای بسیار جذابی را برای شما رقم بزند. البته ما فرض می کنیم که شما مدیر پیجی باشید که تعداد دنبال کننده خیلی زیادی نداشته و در مقایسه با سایر کانال ها در میان رده متوسط ها قرار بگیرید. کانال های بزرگ که دیگر تبدیل به یک بنگاه اقتصادی شده اند که می توانند به اندازه سود یک شرکت تجاری بزرگ کسب درآمد نمایند.

۶- خرید و فروش سهام

کار با پول

یکی دیگر از روش های پرطرفدار کار با پول که در چند سال گذشته سوددهی بسیار بالایی برای کاربران به دنبال داشته است، خرید فروش سهام شرکت های مختلف است. شما برای سرمایه گذاری در این بازار و  ورود به بازار بورس دو روش مختلف در اختیار دارید. اگر تجربه کافی در این بازار نداشته و یا فرصت کسب آموزش و روش های سرمایه گذاری در آن را ندارید می توانید به صورت غیرمستقیم در این بازار ورود کنید. برای سرمایه گذاری غیرمستقیم می توانید سرمایه خود را به صندوق های سرمایه گذاری سپرده و با این تکنیک از افزایش سود در این بازار برای خود ارزش افزوده ایجاد نمایید. صندوق های سرمایه گذاری مختلفی در بازار سرمایه ایران وجود دارند که بسته به نوع صندوق شما می توانید در آن ها درآمد ثابت یا درآمد ناشی از سود به دست آورید. در روش دوم سرمایه گذاری در سهام هم که روش مستقیم است، شما نیاز به آموزش های لازم برای تشخیص سهام های پربازده خواهید داشت. روش دوم کار با پول در این بازار به نسبت می تواند سوددهی بیشتری برای شما رقم بزند. اما نیاز خواهد داشت تا شما قبل از هر کاری با مشاورین و متخصصین این بازار جهت راهنمایی و آموزش های لازم در ارتباط باشید.

۷- بازار سکه و طلا

کار با پول

خریدوفروش سکه و طلا همیشه جزء یکی از تکنیک های اصلی کار با پول بوده است. در نگاه اول شاید این طور به نظر برسد که برای ورود به این بازار نیاز به سرمایه زیادی داشته باشید. اما درواقع برای حضور در این بازار محدودیت مالی نخواهید داشت و با سرمایه های بسیار اندک تا خیلی بزرگ را می توان وارد بازار سکه و طلا کرد. سکه های یک گرمی و چند گرمی و یا طلای آب شده در قطعه های کوچک هم در این بازار قابل معامله می باشند. فارغ از مقدار سرمایه ای که برای سرمایه گذاری در این بازار در اختیار دارید، نرخ رشدی که شما در کار با پول در این بازار برای خود به وجود خواهید آورد، اهمیت زیادی خواهد داشت. طلا از طرفی به عنوان مهم ترین پشتیبان مالی در جهان شناخته شده و جامعه انسانی اطمینان زیادی روی آن دارد. ازاین رو امکان از بین رفتن و ریسک سرمایه خود را نیز در طولانی مدت در این بازار به صفر می رسانید. البته برای ورود به این بازار پیشنهاد می کنیم که حتماً با دید بلندمدت به آن نگاه کنید و از نوسانات زودگذر بازار چشم پوشی نمایید. البته یکی از روش های عالی کار با پول و کسب سود هم استفاده از نوسانان بازار سکه و طلا است که البته نیاز به تخصص و تجربه دارد و برای افراد تازه کار می تواند ریسک هایی در بر داشته باشد. وگرنه شناخت ارزش ذاتی طلا و مقایسه قیمت های داخلی آن با قیمت های جهانی می تواند روش مناسبی برای تشخیص زمان مناسب برای خریدوفروش این کالای پرارزش باشد. برای سرمایه گذاری طولانی مدت در بازار طلا نیز توصیه می کنیم به جای طلای زینتی که درصد کارمزد زیادی دارد، از طلای آب شده استفاده کنید که هم کارمزد بسیار اندکی داشته و هم خریدوفروش آن نیز در مکان های مطمئن تری صورت می پذیرد.

۸- بازار اجاره خانه

کار با پول

یکی از معمول ترین روش های کار با پول ورود به بازار ملک می باشد. برای کسانی که از سرمایه کافی برای ورود به این بازار برخوردار هستند، تکلیف کاملاً مشخص است. آن ها می توانند با انتخاب مناطقی که هنوز قابلیت رشد قیمت در آن ها وجود داشته ملک های اکازیون را خریداری نموده و تا زمان رسیدن به موعد فروش از اجاره آن استفاده نمایند. اما برای کسانی که برای ورود به این بازار با کمبود نقدینگی روبرو هستند هم راه هایی وجود دارد. برای این کار می توانید از وام های بانکی مخصوصاً مسکن استفاده نمایید. در حال حاضر تسهیلات مناسبی از سوی بانک ها با سودهای منطقی اعطا می شود که کاربران می توانند برای خرید درصد مناسبی از هزینه خرید را روی این وام ها حساب کنند. برای بازپرداخت قسط این وام ها می توانید آن ها را اجاره دهید و از محل اجاره خانه بدهی خود را صاف کنید. با این ترفند کار با پول بعد از گذشت مدتی بدون صرف هزینه خیلی بالا از جیب خود می توانید صاحب ملکی شود که بعد از گذشت زمان ارزش افزوده نیز برای شما به وجود آورده است. البته خرید خانه مسکونی برای سکونت شخصی با این روش اصلاً برای سرمایه گذاری مناسب نبوده و چنین مواردی نرخ رشد مناسبی نسبت به نرخ تورم برای شما ایجاد نخواهد کرد.

۹- ساخت و ساز

کار با پول

تنوع بالای تکنیک های کار با پول باعث می شود ا هر کاربری بسته به توانایی ها و حتی علایقی که دارد به این بازارها ورود نماید. ساخت وساز ملک نیز ازجمله روش های کار با پول است که علاوه بر تأمین مسکن برای افراد می تواند سود مناسبی برای شما به دنبال داشته باشد. البته قرار نیست شما خودتان آستین بالا بزنید. بسیاری از شرکت ها و متخصصین این رشته که تجربه بالایی هم دارند، با شراکت با افراد سرمایه گذار اقدام به ساخت وساز می نمایند. حسن شهرت سازنده و شرکت و منطقه ای که ساخت وساز انجام می دهد، از معیارهای اساسی برای سپردن پول به چنین افرادی است. ازاین رو حتماً قبل از ورود به این بازار دراین باره تحقیقات لازم را به عمل آورید. ریسک چنین بازاری به نسبت بسیار پایین بوده و در صورت انتخاب سازنده عالی می توانید روی سود عالی آن اطمینان داشته باشید. خانه های نوساز به دلیل جذابیت بیشتر، طرفداران بیشتری هم داشته و درنتیجه افزایش تقاضا برای آن ها می تواند ارزش افزوده زیادی برای شما ایجاد نماید.

۱۰- سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و دام

کار با پول

صنعت کشاورزی و دام پروری با توجه به نیازهای زیادی که برای آن در کشور و حتی خارج از کشور وجود دارد، از استعداد زیادی برای رشد برخوردار می باشد. سرمایه گذاری در این صنایع نیز می تواند ازجمله کارهای پربازده و البته زودبازده کار با پول باشد. البته در این بازار نیز رعایت برخی نکات برای سرمایه گذار لازم خواهد بود. انتخاب محصول مناسب و کشاورز کار بلد شرط اصلی برای کسب درآمد در این بازار است.

جمع بندی و نتیجه گیری

کار با پول تکنیکی است که لازمه رشد اقتصادی در دنیای امروز است. کار کردن برای پول سنتی است که دیگر پاسخگوی نیازهای بشر امروز نبوده و رفاه اجتماعی لازم را برای افراد پدید نمی آورد. البته روش های کار با پول هم نیاز به آموزش های لازم دارند. ازاین رو توصیه می کنیم برای ورود به هر بازاری اعم از بازارهای صادراتی و یا سرمایه گذاری سهام و بورس حتماً قبل از هر کاری این آموزش ها و دوره ها را سپری نموده و مهم تر از آن حتماً زیر نظر یک مشاور و کارشناس متخصص اقدام نمایید. مشاور مالی یکی از خدماتی است که نیاز هرکدام از افراد جامعه است. استفاده از خدمات این مشاور را نیز در اولویت زندگی اقتصادی خود قرار داده و حتماً توصیه های چنین افرادی را جدی بگیرید.

ادامه مطلب
روانشناسی ایجاد انگیزه در خود
۱۵ روش روان شناسی ایجاد انگیزه در خود که حتما باید آنها را بشناسید

حتماً برای شما پیش آمده که مدت ها کاری را به تعویق بیندازید. یا بجای اینکه روی کار خود تمرکز کنید، مدام آن را به شنبه ای که هرگز نمی آید موکول می کنید. آیا این قابلیت را دارید که برای انجام همه ی وظایف و کارهایی که باید انجام دهید، به وجد بیایید؟! آیا همیشه کاری را که از انجام آن متنفرید، در انتهای لیست کارهایتان می گذارید؟ اگر از شما بپرسیم چرا این اتفاق می افتد احتمالاً دلیل آن را بی انگیزگی می دانید؟ تابه حال به این فکر کردید که چرا ما بی انگیزه می شویم؟ و چطور می توانیم انگیزه را در خود ایجاد کنیم؟ شاید بد نباشد ابتدا مفهوم انگیزش را شرح دهیم؛

تعریف انگیزش

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

تعریف انگیزش (Motivation) بستگی به مفاهیم نظری روان شناسی دارد. درواقع تعریف یک روان شناس از انگیزش به دیدگاه او بستگی دارد. فروید، کتل، مورفی، هب و… تعارفی را در مورد انگیزش ارائه کرده اند، اما در یک جمع بندی کلی می توان انگیزش را به صورت «مجموع متغیرها ی پیچیده ارگانیزمی و محیطی که کنش آن ها به فعالیت عمومی و جهت دار احساس و رفتار منجر می شود.» تعریف کرد. اگر بخواهیم ساده تر بیان کنیم، نیروهای بیولوژیکی، عاطفی، اجتماعی و شناختی که منجر به بروز رفتارهای مختلف از جانب افراد می شود، انگیزش نام دارد. به عنوان مثال، قبول شدن در رشته پزشکی برای یک دانش آموز انگیزه ایجاد می کند که صبح ها زود از خواب بیدار شود و درس بخواند. یا خوش اندام شدن انگیزه ای برای افراد است که ورزش کنند.

سلسله مراتبی انگیزه ها

برخی نظریه پردازان نظیر مزلو (Maslow) و باک (Buck) انگیزه های انسان را به صورت سلسله مراتبی ارائه کرده اند. مزلو انگیزه های انسان را در پنج طبقه اصلی «انگیزه های (نیازهای) فیزیولوژیک (مانند آب و غذا و اکسیژن و…)، نیازهای امنیتی، نیازهای اجتماعی (محبت و عشق)، نیاز به احترام و نیاز به خود شکوفایی» قرار داد. درحالی که باک آن ها در پنج طبقه به گونه ای دیگر شامل «غرایز، تحریک های نخستین، تحریک های اکتسابی، هیجان ها و انگیزش شایستگی» طبقه بندی می کند. فایده چنین دیدگاهی در این است که به افراد اجازه می دهد تا انگیزه های بسیار متفاوت انسان را در یک شبکه واحد منسجم مربوط به هم طبقه بندی کند.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

افراد، عموماً انگیزش را حالات درونی می دانند که باعث می شود فرد به انجام کارهایی بیش از کارهای دیگر تمایل نشان دهد، استیرز و پورتر انگیزش را شامل سه عنصر اصلی می دانند که عبارتند از:

۱- نیروهای فعال کننده:

نیروهایی در افراد هستند و باعث می شوند هر فرد رفتار مشخصی داشته باشد.

۲- نیروهای هدایت کننده:

رفتار را به سوی چیزی هدایت می کنند. به عبارت دیگر انگیزش هدف دار است.

۳-نیروهای تداوم دهنده:

در این حالت، انگیزش، رفتار انسان را در جهت رسیدن به هدف نیرو بخشیده و به آن تداوم می دهد. محیط افراد عامل اصلی در شدت و ضعف و جهت دادن به این نیروها است. پس انگیزش یعنی نیروها یا حالت های درونی که باعث می شوند فرد داوطلبانه فعالیت هایی را شروع کرده و تا رسیدن به اهداف مشخصی ادامه دهد. بر اساس این تعریف انگیزش متأثر از عوامل درونی و بیرونی است.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

با توجه به نظریه های انگیزشی، شیوه برانگیخته شدن افراد با یکدیگر متفاوت است

یکی از معروف ترین نظریات، نظریه انتظار ویکتور وروم است. طبق نظر وی، انسان ها رفتار خود را برحسب نتیجه ای که انتظار دارند، تنظیم می کنند. به عنوان مثال، اگر شخصی انتظار دارد ۵ کیلو لاغر شود، انگیزه ورزش کردن پیدا می کند و عمل ورزش به دلیل انتظارات وی شکل می گیرد. نظریه انتظار بر سه عنصر استوار است:

انتظار

باور این مطلب که تلاش های شما منجر به دستیابی به هدف مطلوبتان خواهد شد. این امر بر تجارب پیشین شما، اعتمادبه نفستان و اینکه دستیابی به این هدف را تا چه حد دشوار می دانید، مبتنی است.

عاملیت

باور به این امر که اگر انتظارات عملکردی را برآورده سازید، پاداش خواهید گرفت.

ارزش

ارزشی که برای پاداش قائل هستید. خودانگیختگی موضوع پیچیده ای است و ایجاد انگیزه به راحتی امکان پذیر نیست. با ارزیابی نیازهایتان می توانید رویکردتان را نسبت به کارها تغییر دهید. با پیوند دادن این وظایف با احساسات درونی خوشایند، می توانید به خوبی از پس آن ها برآیید.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۰ روش ایجاد انگیزه در خود

در ادامه به راهکارهای مؤثر جهت افزایش انگیزه می پردازیم:

۱- اقدام کن، وقت تلف نکن!

در نخستین گام بهتر است صرفاً اقدام کنید و از اتلاف وقت بپرهیزید. یکی از راهکارهایی که لئونارد ای.اسکلسینگر به آن تأکید کرده، شروع بدون فوت وقت است. چقدر برای شروع انجام کاری سختی کشیده اید و احساس کردید که اگر فقط می توانستید شروع خوبی داشته باشید چقدر خوب می شد؟ شما نمی دانید چه اتفاقی خواهد افتاد، شما نمی دانید که اتفاقات چطور در آینده شکل می گیرند. پس چگونه می توانید موفق شوید؟ سعی نکنید پیش بینی کنید، نظری ندهید؛ وقت خود را برای فکر کردن به نتایج تلف نکنید. فقط شروع کنید.

۲- انگیزه درونی ایجاد کن!

راهکار دیگر که ویکتور فرانکل در کتاب های خود به آن اشاره می کند، ایجاد انگیزه درونی است. وقتی برای زندگی خود معنای مشخصی تعریف کنیم، ایجاد انگیزه برای انجام دادن کارها راحت تر است.

۳- به خودت پاداش بده!

دن آریلی به نقش پاداش در ایجاد انگیزه اشاره می کند. به عقیده وی با در نظر گرفتن پاداش به عنوان محرک بیرونی می توان انگیزه برای افراد ایجاد کرد.

۴- مثبت فکر کن!

یکی دیگر از راه های افزایش انگیزه، قدرت تفکر مثبت است. نورمن وینسنت پیل، یکی از افرادی است که به نقش مثبت گرایی برای رسیدن به موفقیت و ایجاد انگیزه اشاره کرده است.

۵- افکارت را تغییر بده!

بخش قابل توجهی از آثار برایان تریسی درباره‎ی روانشناسی، موفقیت در کار و زندگی است. وی در کتاب هایش به موضوع جذاب ایجاد انگیزه نیز اشاره کرده است. کتاب «راه های مؤثر برای ایجاد انگیزه»، راه های کسب انگیزه و موفقیت شغلی را ازلحاظ روان شناختی موردبررسی قرار داده است. برایان تریسی معتقد است تغییر و اصلاح درون از اهمیت ویژه ای برخوردار است. او به توسعه فردی تأکید کرده است. ازجمله روش هایی که او برای افزایش انگیزه عنوان کرده می توان به طبقه بندی ارزش ها و قانون پارتو اشاره کرد.

  • طبقه بندی ارزش ها به این مفهوم است که شما با دادن اولویت به کارهای مهم و قرار دادن کارهای کم اهمیت تر در درجه چندم، می توانید وقت بیشتری برای خود آزاد کنید و انگیزه خود را برای انجام کارها افزایش دهید.
  • قانون پارتو یا ۸۰-۲۰، یکی از کاربردی ترین اصول موفقیت و ایجاد انگیزش است که تریسی به آن اشاره کرده است. این اصلی کلی است و در بسیاری از موارد قابل انجام است. تعریف آن این است که ۸۰ درصد نتایج از ۲۰ درصد فعالیت ها ناشی می شود. یا ۲۰ درصد مشتریان شما، ۸۰ درصد سود شما را ایجاد می کنند.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۶- از قدرت ناخودآگاه غافل نشو!

درزمینه افزایش انگیزه و موفقیت، می توانیم از توصیه های ناپلئون هیل به عنوان نویسنده کتاب های پرفروش موفقیت و ثروت نیز بهره ببریم. یکی از مهم ترین موضوعاتی که هیل در جهت افزایش انگیزه عنوان می کند، تمرکز روی قدرت ضمیر ناخودآگاه و حس ششم است. زمانی که شما ضمیر ناخودآگاه خود را پرورش دهید، اشتیاق یادگیری و انگیزه پیشرفت پیدا می کنید.

۷- آهسته و پیوسته حرکت کن!

یکی از مؤثرترین روش ها جهت افزایش انگیزه، آهسته و پیوسته پیش رفتن است. زمانی که شما هدف خود را مصمم و بدون شتاب دنبال می کنید، کمتر خسته می شوید و موانع مسیر را سریع تر پشت سر می گذارید. دارن هاردی در کتاب اثر مرکب، به خوبی این موضوع را شرح داده و مؤثرترین راه جهت انگیزه تغییر عادات دانسته است. به عقیده وی تنها راه ایجاد انگیزه، پیروی از فرمول جادویی زیر است:

 شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام

به عقیده هاردی، چیزی که ما به عنوان شانس می شناسیم ترکیبی از آمادگی، نگرش، فرصت و اقدام است. با پیدا کردن آمادگی، تغییر دیدگاه، استفاده از فرصت ها و اقدام به آن ها می توانیم به موفقیت برسیم. خواندن پیام های اغواکننده ی چگونه سریع پولدار شویم یا چگونه در یک ماه لاغر شویم شاید در ما ایجاد انگیزه کند ولی موقتی است. ما باید راه درست و پیوسته را دنبال کنیم تا انگیزه هایمان نهادینه شود.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۸- وظایف را به قسمت های کوچک تر تقسیم کن!

هرچه وظیفه بزرگ تر و سنگین تر باشد، احتمال اینکه آن را انجام ندهید بیشتر است. پس بهتر است آن را برای خودتان ساده تر کنید تا برای انجامش انگیزه داشته باشید. این ساده سازی می تواند به صورت خرد کردن وظایف باشد. به عنوان مثال یک پروژه کاری را در طی ماه تقسیم کنید و هرروز بخشی از آن را انجام دهید.

۹- مدیریت زمان داشته باش!

مدیریت زمان یکی دیگر از روش های مؤثر جهت ایجاد انگیزه است. با زمان بندی مشخص شما می توانید به خیلی از فعالیت های نظم دهید و در موعد مقرر آن را انجام دهید. در پایان روز مشاهده می کنید حجم فعالیت های مفید شما به شکل چشم گیری افزایش یافته و باعث می شود در ادامه مسیر انگیزه بیشتری پیدا کنید.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۰- به انجام کار متعهد باش!

به انجام کار متعهد باشید و برای خودتان تنبیه و پاداش در نظر بگیرید. اگر حس تعهد در شما ایجاد شود و بدانید در صورت عدم انجام باید خود را تنبیه کنید، در این صورت برای انجام آن رغبت بیشتری دارید. به عنوان مثال اگر پروژه درسی ام را به موقع انجام دهم خود را به صرف قهوه دعوت می کنم و اگر آن را به تعویق بیندازم خود را جریمه مالی می کنم.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۱- قدرت تفویض اختیار را نادیده نگیر!

در صورت امکان برای سبک شدن کارها از دیگران کمک بگیرید. تفویض اختیار یکی از راهکارهای مؤثر در افزایش سرعت کارها و ایجاد انگیزه است. اگر در کاری تخصص کافی ندارید و انجام آن برای شما زمان بر است، شخص ماهری بیابید تا آن را برای شما انجام دهد. این نکته هم باعث ایجاد روحیه همکاری خواهد شد هم مانع کلافگی و بی انگیزگی شما می شود.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۲- اهداف به ثمر رسیده را تیک بزن!

اهداف خود را تیک بزنید. تمام کارهایی که موفق به انجام آن ها شده اید را روی کاغذ بنویسید تا انگیزه شما برای ادامه افزایش یابد. هرچه تعداد تیک های انجام شده افزایش یابد، شما اهداف بعدی را باقدرت بیشتری دنبال می کنید.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۳- خودت را به چالش بکش!

خودتان را به چالش بکشید. ایجاد چالش می تواند جذابیت هدف را برای شما افزایش دهد. گاهی مسیر تکراری رسیدن به هدف، شمارا دچار روزمرگی می کند. یک تغییر و تعریف چالش می تواند شما را از این یکنواختی نجات دهد. به عنوان مثال ۲۰ روز چالش زود از خواب بیدار شدن برای خود تعریف کنید و هر بار که آن را انجام می دهید خود را تشویق کنید.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۴- روی مسیر تمرکز کن نه هدف!

روی روند کار متمرکز شوید نه نتیجه! برای اینکه در انجام کارها انگیزه پیدا کنید، لازم است به جز هدف، به مسیر رسیدن هدف نیز مشتاق باشید. به عنوان مثال اگر هدف لاغر شدن است، هنگام ورزش کردن فقط به لاغر شدن فکر نکنید و از خود ورزش و احساس خود سلامتی نیز لذت ببرید. اهمیت این موضوع به این دلیل است که وقتی شما فقط به هدف فکر می کنید در صورت عدم تحقق آن، مسیر را رها کرده و استمرار نخواهید داشت؛ اما اگر مسیر برای شما لذت بخش باشد، حتی اگر در کوتاه مدت به هدف نرسید همچنان آن را ادامه می دهید و درنهایت پس از مدتی نتایج مثبت نمایان می شود.

۱۵- تجسم خلاق را فراموش نکن!

موفقیت خود را تجسم کنید. یکی از متداول ترین نکات روانشناسی ایجاد انگیزه تجسم موفقیت است. تجسم خلاق می تواند برای شما حس لذت ایجاد کند. این حس شوق و لذت شمارا به انجام کار ترغیب می کنند. نکته ای که باید به آن توجه کنید آن است که در تجسم خود هدف را محل و غیرقابل دسترس تصور نکنید و حس خوب داشته باشید.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

جمع بندی

خودانگیختگی موضوع پیچیده ای است و ایجاد انگیزه به راحتی امکان پذیر نیست. با ارزیابی نیازهایتان می توانید رویکردتان را نسبت به کارها تغییر دهید. با پیوند دادن این وظایف با احساسات درونی خوشایند، می توانید به خوبی از پس آن ها برآیید. همچنین می توانید برای خود پاداش در نظر بگیرید و انگیزش بیرونی ایجاد کنید. با استفاده ترکیبی از تکنیک های ارائه شده برای ایجاد انگیزه، می توانید برای انجام وظایف ناخواسته و یا اجباری به خود انگیزه ی لازم را بدهید.

ادامه مطلب
تکنیک موفقیت
۴ تکنیک موفقیت که زندگی تان را زیرورو می کنند

هر کسی را که می بینیم، نسخه ای برای موفقیت سراغ دارد. عده ای آن را مدیون کار سخت و قربانی کردن چیزهای مورد علاقه شان می دانند، انگار که موفقیت یک الهه تشنه به خون است که باید در عوض لطفی که به ما می کند، چیزی ارزشمند را از چنگمان در بیاورد. عده ای دیگر هم موفقیت را به هوشمندی گره می زنند و می گویند این کار زیاد نیست که فرد را به موفقیت می رساند بلکه کار کردن هوشمندانه است. نسخه های رنگانگی که برای موفقیت پیچیده می شوند، چیزی نیستند به جز سبک تفکر، باور و شیوه نگاه هر فرد به زندگی. در نتیجه، نه هیچ کدام از این نسخه ها درست هستند و نه هیچ کدام اشتباه. بهترین تصمیم، انتخاب روشی است که بیشترین شباهت را با طرز تفکر و باورهایمان داشته باشد. در این مقاله از خانه سرمایه به سراغ معرفی چهار تکنیک موفقیت می رویم که هر کدامشان غوغایی در دنیای پیشرفت شخصی و سازمانی برپا کرده اند. قرار است چه چیزهایی را با هم یاد بگیریم؟

۴ تکنیک موفقیت

۱- فلسفه کایزن را بررسی می کنیم و سر از این تکنیک موفقیت ژاپنی در می آوریم.

۲- با اصل پارتنو آشنا می شویم و راهکارهای آن را برای افزایش بهره وری یاد می گیریم.

۳- می آموزیم که چگونه با تکنیک «GTD» علاوه بر افزایش بهره وری، استرس خود را نیز کاهش دهیم.

۴- از تکنیک پارادوکس برای داشتن یک انتخاب هوشمندانه و به موقع، استفاده می کنیم.

آلبرت شوایتزر، پزشک، فیلسوف و موسیقی دان آلمانی:

موفقیت، کلید شادمانی نیست. شادمانی کلید موفقیت است، اگر عاشق کاری که انجام می دهید باشید، موفق خواهید شد.

۱- فلسفه کایزن، دری از ژاپن به سمت موفقیت (Kaizen)

تکنیک موفقیت

تمام لغتنامه های جهان، چاپی نیستند. گاهی تجربه، یک واژه نامه مفهومی را در ذهن ما تشکیل می دهد. مثلا وقتی نام «ژاپن» را می شنویم، بی اختیار به یاد «کیفیت» می افتیم. این موضوع اتفاقی نیست و حتی می توانیم بگوییم که کاملا هوشمندانه و با تلاش زیاد هزاران ژاپنی ایجاد شده است. برای ژاپنی ها کیفیت، یک واژه ساده و دل خوش کن نیست که آن را طوطی وار روی جلد محصولاتشان چاپ کنند. ژاپنی ها با نگاه خاصی که به تولید و اعتبارشان داشتند، کیفیت را به صورت عملی نشان دادند. اما چه چیزی باعث شد تا ژاپنی ها به چنین نگرشی برسند؟ می توان پاسخ را در یکی از مهم ترین فلسفه های تفکر ژاپنی یعنی «کایزن» پیدا کرد. کایزن از ترکیب دو واژه «کای» به معنی تغییر و «زِن» به معنی خوب، تشکیل شده است. این فلسفه ژاپنی دو بخش اصلی دارد. اولین بخش آن، تغییر مثبت و بهتر و دومین بخش، حفظ روند پیشرفت است. فلسفه کایزن می گوید: «از تغییرها نترسید و علیه شان جبهه نگیرید، بلکه با آن ها همراه شوید.» اگر یک رود کوچک از تغییرها و ناشناخته هایی که در مسیرش برای رسیدن به اقیانوس وجود دارد بترسد یا سعی کند که آن ها را از بین ببرد، به جای رسیدن به اقیانوس در عمق خاک فرو می رود یا نور خورشید آن را تبخیر می کند. تنها راه، همراه شدن با تغییرها است چون از این طریق می توان فرصت های موجود در طول مسیر را دید. فلسفه کایزن ۱۰ قانون دارد که باید حتما به آن ها عمل کنید:

  • مشکلات باعث به وجود آمدن فرصت ها می شوند.
  • همیشه پنج بار پشت سر هم بپرسید، چرا؟
  • نظر همه را جویا شوید.
  • فقط به راه حل های قابل اجرا فکر کنید.
  • مشکلات را به حالت تعویق نگه ندارید.
  • بهانه «غیر ممکنه» را به زبان نیاورید.
  • دنبال بهترین راه حل نباشید، ساده ترین را انتخاب کنید.
  • از ایده پردازی و نیروی ذهنتان استفاده کنید، فقط از پول خود کمک نگیرید.
  • پیوسته اشتباه های خود را اصلاح کنید.
  • پیشرفت شخصی، یک روند ادامه دار است. آن را متوقف نکنید.

هسته اصلی فلسفه کایزن، برداشتن قدم های خیلی کوچک در جهت تغییرات بزرگ است. در واقع، فرمول کایزن را می توان این گونه خلاصه کرد:

  • هفته اول : یک قسمت کوچک از کار را انجام دهید
  • هفته دوم : قسمت قبلی + یک قسمت کوچک دیگر 
  • هفته سوم: باز هم قسمت قبلی + یک قسمت کوچک دیگر و به همین ترتیب، شما رو به جلو پیشرفت خواهید کرد.

در فلسفه کایزن، فرد باید برای حل شدن مشکلاتش ریشه اصلی آن ها را پیدا کند. برای همین وقتی با یک مشکل روبه رو می شوید باید پنج بار پشت سر هم بپرسید «چرا؟» اجازه بدهید با یک مثال، این موضوع را روشن تر کنیم. تصور کنید شما با خودتان قرار گذاشتید که روزی دو صفحه کتاب بخوانید. اما امروز اصلا حوصله ندارید و نمی خواهید این کار را انجام دهید. حالا سوال پرسیدن را از خودتان شروع می کنید:

  • چرا حوصله ندارم دو صفحه کتاب بخونم؟
    • چون خسته ام
  • چرا خسته ام؟
    • چون دیشب دیر خوابیدم
  • چرا دیر خوابیدم؟
    • چون داشتم تا دیر وقت سریال نگاه می کردم
  • چرا سریال نگاه کردن برام جذاب تر از کتاب خوندنه؟
    • چون هدفی برای کتاب خوندن ندارم
  • چرا هدفی برای کتاب خوندن ندارم؟
    • چون واقعا هدفی تو زندگیم ندارم!

به همین ترتیب، می توانید علت اصلی همه واکنش های خودتان را درک کنید. بزرگ ترین شرکت های ژاپنی از فلسفه کایزن و قانون هایش برای رسیدن به نقطه اوج پیشرفت و سازندگی استفاده کردند. بدون شک، اگر ما هم این تکنیک موفقیت را به کار بگیریم، نتیجه ای مشابه و قدرتمند را تجربه خواهیم کرد.

ماساکی ایامو، از پیشرویان کایزن و کنترل کیفیت دنیا

پیام استراتژی کایزن این است: «شما نباید هیچ روزی را بدون حتی کمترین پیشرفت از دست بدهید.»

۲- اصل پارتو، نویدی برای موفقیت با کار کم (Parto)

تکنیک موفقیت

تکه کلام «وقت ندارم!» لقلقه زبان بسیاری از ما شده است. انگار که در یک شلوغی بی انتها گیر افتاده ایم و تلاش برای خلاصی از این ماجرا فایده ای ندارد. اما چرا این گونه است؟ چرا این همه کار سر ما ریخته و چرا انجام دادنشان از تعداد این کارها کم نمی کند؟ «ریچارد کاچ» (Richard Koch)، نویسنده، کارآفرین و مشاور مدیریت با مطرح کردن «اصل پارتو» (Pareto) یا همان اصل ۲۰/۸۰ به این پرسش ها پاسخ داده است. اصل پارتو اولین بار توسط اقتصاددانی به همین نام بیان شد. او پس از بررسی هایی که انجام داد متوجه شد ۸۰ درصد زمین های سرزمین مادری اش یعنی ایتالیا متعلق به ۲۰ درصد از مردم این کشور است. پارتو به دنبال نمونه های مشابه دیگر در زمینه هایی مانند اقتصاد، کشاورزی و غیره گشت. در تمام این موارد نیز تنها ۲۰ درصد از کارها، محصولات و تلاش ها مفید و تغییرساز بودند و ۸۰ درصد باقی مانده فایده چندانی نداشتند. به زبان ساده تر، اصل پارتو می گوید که قسمت بزرگی از خروجی – در هر زمینه ای – ناشی از بخش کوچکی از ورودی است. یعنی یک عدم توازن بین تلاش و پاداش در مسائل مختلف وجود دارد. با این حساب، میزان درآمد و نتیجه ای که از تلاش هایمان می بینیم تنها به علت ۲۰ درصد از کارهایی است که انجام می دهیم. پس می توانیم این طور برداشت کنیم که علت واقعی کمبود وقت ما آگاهی نداشتن از آن ۲۰ درصد مفید و کارساز است.

چگونه از اصل پارتو برای موفقیت خود استفاده کنیم؟

اگر می خواهید این اصل را در کار، زندگی شخصی و حتی روابط خود با دیگران به کار بگیرید باید به یک کارآگاه تبدیل شوید و ماجراهای زندگی تان را کاملا تجزیه و تحلیل کنید. به این ترتیب می توانید بخش های کارآمد و ناکارآمد زندگی تان را شناسایی کرده و زمانتان را روی انجام بخش هایی که بهره وری شما را بالا می برند بگذارید. علاوه براین، باید دلیل ناکارآمدی آن ۸۰ درصد را پیدا کرده و آن ها را بازسازی کنید. مثلا ممکن است متوجه شوید که چک کردن وقت و بی وقت شبکه های اجتماعی، به راحتی تمرکز و زمان ارزشمند شما را از چنگتان درمی آورد و باعث ایجاد همان ۸۰ درصد کار غیرمفید می شود.

چند نکته مهم و ناگفته در مورد اصل پارتو

متاسفانه تنها چیزی که از تکنیک موفقیت پارتو منتشر شده، همین جمله ساده است که ۸۰ درصد موفقیت، مدیون ۲۰ درصد از کارها است. اما این اصل، نکته های جالب دیگری هم دارد که هر کدام می توانند به عنوان یک تکنیک موفقیت، کارساز باشند. در ادامه این بخش به آن ها می پردازیم.

  • ۲۰/۸۰ تنها یک عدد است، به دنبال مفهوم باشید

نسبت ۲۰/۸۰ مطرح شده در اصل پارتو یک مثال برای درک راحت تر این موضوع است. شاید این نسبت در موارد دیگری تغییر کند؛ مثلا به ۳۰/۷۰ یا حتی ۱۰/۹۰ تبدیل شود. نکته مهم آن است که درک کنیم قسمت بزرگی از خروجی ناشی از قسمت کوچکی از ورودی است.

  • تعادل وجود ندارد؛ به دنبال آن نباشید

بیشتر ما فکر می کنیم یا دوست داریم که دنیا متعادل باشد. ولی واقعیت این است که داشتن یک دنیای متعادل، تنها یک توهم است. در هیچ جای دنیا تعادل وجود ندارد. وضع طبیعی جهانی که در آن زندگی می کنیم، یک نامتوازن هماهنگ است. درک این موضوع می تواند درهای زیادی را به روی ما بگشاید. در واقع، آن چیزی که باید به دنبالش باشیم، هماهنگی است نه تعادل! مثلا وقتی به دنبال تعادل در ثروت می گردیم، دلمان می خواهد همه مردم دنیا را به صف کنیم و به هر کدامشان مقدار مشخصی پول بدهیم و با خودمان فکر کنیم که الان همه خوشبخت هستند چون مثل هم پول دارند. اما داشتن یک ثروت هماهنگ، بسیار ارزشمندتر از داشتن یک ثروت متعادل است. ثروت هماهنگ فقط به دنبال پول نیست بلکه این توانمندی را در سلامتی، شادی، آرامش و عشق نیز ایجاد می کند.

  • علت اصلی وجود قانون پارتو، نادیده گرفتن حلقه های بازخوردی است

جهان، نامتعادل اما هماهنگ است. حالا این پرسش پیش می آید که این عدم تعادل از کجا ناشی می شود؟ پاسخ این پرسش در قدرت تفاوت های کوچک، نهفته است. چیزی که این تفاوت های کوچک را قدرتمند می کند، تاثیر «حلقه های بازخوردی» (Feedback loops) است. اجازه بدهید با یک مثال این موضوع را روشن تر کنیم. تصور کنید چند دانه بذر آفتاب گردان دارید که کاملا مشابه، هم جنس، هم وزن و یک اندازه هستند و شما آن ها را در یک زمین مشابه کنار هم می کارید. وقتی دانه ها بزرگ می شوند و به ثمر می نشینند می بینید که بعضی از آن ها خیلی خوب رشد کرده اند و قوی شده اند اما برخی دیگر کوچک تر مانده اند و محصول مناسبی هم نداده اند. علت این نتیجه، وجود تفاوت های بسیار کوچکی است که از همان ابتدا در بذرها وجود داشته است. وجود آن تفاوت ها باعث می شد که بذرها، مقدار متفاوتی آب و مواد معدنی از زمین جذب کنند و این نتیجه متفاوت را به وجود آورند. نتیجه مهمی که می توان از این تکنیک موفقیت گرفت این است «انجام یک کار مشابه، لزوما نتیجه مشابهی را به دنبال ندارد.» به همین علت، موبه مو تقلید کردن از زندگی افراد بزرگ نمی تواند ما را به نسخه دیگری از آن ها تبدیل کند. چون تفاوت های کوچکی که در زندگی هر کدام از ما وجود دارند، روی نتیجه نهایی تاثیر می گذارند. بهترین کار این است که به جای تقلید محض، الگوی رفتاری آن ها را دنبال کنیم. مثلا اگر می خواهیم به یک سرمایه گذار بزرگ مثل «وارن بافت» تبدیل شویم، نباید چشممان را به او بدوزیم و دقیقا سهام هایی که او خریداری می کند را بخریم. بلکه باید روش او در تحلیل موقعیت ها و سیاستش برای خرید سهام های مختلف را دنبال کنیم.

جیم ران:

موفقیت، پیشرفت مداوم به سمت هدف های شخصی است.

۳- از تکنیک GTD برای افزایش بهره وری و کاهش استرس استفاده کنید

تکنیک موفقیت

هر کدام از ما در طول روز باید کارهای متفاوتی را انجام دهیم. گاهی این کارها در برنامه روزانه مان قرار دارند و می دانیم که باید چه اقدامی برایشان انجام دهیم و گاهی مثل یک مهمان ناخوانده، سروکله شان از وسط برنامه ما پیدا می شود. در هر دو صورت، آشفتگی هایی به وجود می آیند. روش «GTD» یا «Getting Things Done» که توسط «دیوید آلن» معرفی شده می تواند به عنوان یک تکنیک موفقیت دیگر، راه های جالبی را پیش پای ما بگذارد. اجازه بدهید مهم ترین بخش های این روش را با هم یاد بگیریم.

۱- مثل لیزر باشید نه پروژکتور

کسی که می خواهد همه کارها را با هم انجام دهد، هیچ کاری را به پایان نمی رساند. اگر زمانی که مشغول انجام یک کار هستید به چیزهای دیگر هم فکر کنید، مغزتان به طور ناخودآگاه تلاش می کند تا برای آن ها نیز راه حلی پیدا کند. در نتیجه، تمرکزتان بسیار کاهش می یابد. اگر می خواهید کارهایتان را به سرانجام برسانید باید هر قدم را در زمان خودش بردارید و از تمام نیروی تمرکزتان برای انجام کاری که در دست دارید استفاده کنید. سپس به سراغ کار بعدی بروید.

۲- یک قلم و کاغذ دم دستتان داشته باشید

یکی از بهترین راه ها برای سروسامان دادن به کارهایی که بدون برنامه وارد زمان کاری ما می شوند، یادداشت کردن آن ها روی یک کاغذ است. بخواهیم یا نخواهیم، در دنیا هیچ ۱۰۰ درصدی برای برنامه ریزی وجود ندارد. اما می توان کاری کرد که این موضوع روی بهره وری ما تاثیر منفی نگذارد. اگر زمانی که در حال انجام یک کار هستید، کار جدیدی به شما سپرده شد، بی معطلی آن را روی کاغذ یادداشت کرده و باز دوباره روی کارتان تمرکز کنید. به این ترتیب به ذهنتان نشان می دهید که نیازی به نگرانی نیست چون آن کار را فراموش نخواهید کرد. با این کار، ذهن شما آزاد می شود و بهره وری تان در امان باقی می ماند.

۳- چند فهرست جانبی داشته باشید

علاوه بر فهرست کارهای روزانه – البته اگر به صورت منطقی و با توجه به زمانی که در طول روز دارید نوشته شده باشند – بد نیست که برای سازمان دهی کارهایتان از چند فهرست دیگر هم استفاده کنید.

۴- فهرست پروژه ها

بهتر است قبل از هر کاری معنای پروژه را با هم مرور کنیم. پروژه، مجموعه ای از کارها است که در قالب یک هدف انجام می شوند. با این حساب، تلفن زدن به فلان مشتری، یک کار است نه پروژه. از طرفی، پروژه فقط شامل کارهایی نمی شود که در عوض انجام دادنشان پول می گیرید. اگر شما هدفی با عنوان «افزایش بهره وری خودتان» داشته باشید باید آن را در فهرست پروژه هایتان بگذارید. چون این هدف، نیازمند انجام چندین کار مختلف است. تهیه این فهرست به شما کمک می کند تا تمام پروژه هایی که در دست دارید را شناسایی کرده و آن ها را مدیریت کنید.

۵- فهرست کارهای بعدی

این فهرست شامل تمام کارهایی می شود که باید در طول یک دوره زمانی به جز امروز انجامشان دهید. مثلا شاید در طول یک ماه باید چند پروژه را تحویل دهید که هیچ ربطی به هم ندارند یا در چند رویداد و جلسه مختلف شرکت کنید. تمام این کارها باید در فهرست کارهای بعدی شما قرار بگیرند. این فهرست را همیشه با خود به همراه داشته باشید تا هر زمان که خواستید بتوانید از میان آن کارها یکی را برای انجام دادن انتخاب کنید.

۶- فهرست انتظار

بهترین پروژه ها، نتیجه همکاری یک تیم موفق هستند. اینجا است که اهمیتِ داشتن یک فهرست انتظار، خودش را نشان می دهد. وقتی با دیگران کار می کنید، بخشی از کار شما به انجام کار هم تیمی تان وابسته می شود. در این زمان باید آن کار را به فهرست انتظار اضافه کنید و زمان تحویلشان را هم کنارش بنویسید تا در زمان مقرر بتوانید آن را پیگیری کنید.

۷- فهرست شاید روزی

انجام بعضی کارها، یکی از خواسته های قلبی ما است. با این وجود، شاید نتوانیم در حال حاضر، آن ها را در هیچ کدام از فهرست هایمان بگنجانیم. گاهی وقتش را نداریم، گاهی پولش را و گاهی شجاعتش را، اما قرار نیست بی خیالش شویم. می توانیم فهرستی با عنوان «شاید روزی» تهیه کنیم و این جور کارها را در آن بنویسیم.

۴- تکنیک پارادوکس انتخاب، روشی برای ساده کردن انتخاب ها

تکنیک پارادوکس انتخاب

بسیاری از ما به هنگام انتخاب کردن دچار تردید می شویم. فرقی نمی کند که موضوع انتخاب ما چه باشد؛ چه خرید یک پیراهن و چه انتخاب یک سهم برای سرمایه گذاری، اگر نتوانیم در زمان و مکان درست انتخاب خود را بکنیم، فرصت های زیادی را از دست خواهیم داد. خبر خوب این است که با استفاده از تکنیک موفقیت «پارادوکس» می توانیم فرآیند انتخاب کردن را بسیار ساده تر کنیم.

ناپلئون هیل:

هیچ چیز به جز خودت، نمی تواند موفقیت را برای تو به ارمغان بیاورد.

پارادوکس چگونه کار می کند؟

تکنیک موفقیت پارادوکس بیان می کند «به میزان افزایش گزینه هایمان، تمایل کمتری به انتخاب خواهیم داشت.» پس باید کاری کنیم که تعداد گزینه های انتخابی مان کاهش پیدا کند تا به این ترتیب، فرآیند انتخاب کردن به کاری ساده تر تبدیل شود. بهترین راه این است که برای گزینه های انتخابی مان چند فیلتر در نظر بگیریم و گزینه های مورد نظرمان را از آن ها عبور دهیم. اجازه بدهید چند فیلتر مهم را با هم بررسی کنیم:

  • فیلتر اول: علاقه

یکی از فیلترهایی که می تواند تعداد گزینه های انتخابی شما را تا حد زیادی کم کند، علاقه است. خوب و با دقت گزینه هایی که پیش رویتان قرار دارند را بررسی کنید و در اولین قدم، مواردی را انتخاب کنید که به آن ها علاقه دارید.

  • فیلتر دوم: کارایی

حالا کار ساده تر می شود. چون این بار باید از بین گزینه های مورد علاقه تان، مواردی که بیشترین کارایی و همخوانی را با هدف شما دارند انتخاب کنید. این نکته را در نظر داشته باشید که ترتیب اجرای این فیلترها مهم نیستند. شاید شما بخواهید فیلتر علاقه را به آخرین مرحله منتقل کرده و در ابتدا از فیلترهای دیگری استفاده کنید. هیچ اشکالی ندارد. در واقع، مکان جایگذاری فیلترها به فلسفه و سبک فکری شما بستگی دارد. پس به شیوه خودتان آن ها را جایگذاری کنید.

  • فیلتر سوم: بازه سود دهی

فیلتر بازه سوددهی به این نکته اشاره می کند که انتخاب شما تا چه زمانی برایتان سوددهی دارد؟ شما می توانید با توجه به نیازی که دارید، گزینه هایی با طول عمر کم یا زیاد را از هم تفکیک کنید.

  • فیلتر چهارم: ارزش و قیمت

ارزشمندی نیز یکی از فیلترهای مهم است که معمولا تیر نهایی انتخاب را شلیک می کند. حالا باید از میان گزینه های باقی مانده، موردی که سطح ارزشمندی مورد نظر شما را برآورده می کند انتخاب کنید. این چهار فیلتر را به عنوان نمونه هایی ساده برای الهام گرفتن در نظر بگیرید و از آن ها برای ساخت فیلترهایی شخصی سازی شده استفاده کنید. یادتان باشد، وقتی تعداد گزینه های پیش رویتان کاهش پیدا می کنند، میزان رضایت شما از انتخاب هایی که می کنید افزایش می یابد.

گنجشک بودن بد نیست، اما نه وقتی که می توانید عقاب باشید!

موفقیت ها از هر شکل و گونه ای که باشند در دو دسته قرار می گیرند؛ موفقیت گنجشکی و موفقیت عقابی. کسانی که گنجشکی موفق می شوند، چیز زیادی را به دست نمی آورند چون مدام در حال امتحان کردن روش های گوناگون برای موفق شدن هستند. اما کسانی که عقابی موفق می شوند روی یک یا نهایتا دو تکنیک موفقیت متمرکز می شوند و هوشمندانه دست به عمل می زنند. این رفتار آن ها باعث می شود که در زندگی شان موفقیت های بزرگی را به دست آورند. از این شاخه به آن شاخه پریدن و اجرا کردن کوتاه مدت تکنیک های مختلف، تنها باعث هدر رفتن زمان و انرژی شما می شود. به قول «دیباک چوپرا» بالاترین سطح موفقیت، مخصوص آدم هایی است که متمرکز، خلاق، و فکور هستند؛ کسانی که می توانند هر مشکل را یک فرصت ببینند.

خلاصه تکنیک موفقیت

  • فلسفه کایزن، یک اصل تفکر در ژاپن است. بر اساس این فلسفه برای رسیدن به موفقیت باید به تغییرهای مثبت خوش آمد گفت و روند پیشرفت را حفظ کرد.
  • هسته اصلی فلسفه کایزن، برداشتن قدم های خیلی کوچک در جهت تغییرات بزرگ است.
  • تکنیک ۵ چرای متوالی که در کایزن وجود دارد با موشکافی رویدادها به ریشه اصلی آن ها می رسد.
  • اصل پارتو یا ۲۰/۸۰ بیان می کند که قسمت بزرگی از خروجی، ناشی از بخش کوچکی از ورودی است.
  • طبق اصل پارتو، نادیده گرفتن حلقه های بازخوردی که از تفاوت های کوچک به وجود می آیند باعث ایجاد عدم تعادل در جهان می شود.
  • تکنیک GTD روشی است که با تقسیم کردن کارها به بخش های مختلف و سازمان دهی شده، یک روند موفق و کم استرس را برای فرد به ارمغان می آورد.
  • فهرست هایی مانند: فهرست پروژه ها، فهرست کارهای بعدی، فهرست انتظار و فهرست شاید روزی، از ترفندهای تکنیک GTD برای سازماندهی کارها است.
  • در تکنیک موفقیت پارادوکس انتخاب، با کاهش گزینه های انتخابی، فرآیند گرفتن تصمیم ها و عملی کردن افکار بسیار آسان تر می شوند.

نظر شما چیست؟

شما از چه تکنیکی برای موفقیت خودتان استفاده می کنید؟ آیا فکر می کنید ارتباطی بین انتخاب یک تکنیک موفقیت و شخصیت فرد وجود دارد؟

ادامه مطلب
نکات سرمایه گذاری که طی ۲۹ سال خبرنگاری در بازار مالی آموخته‌ام!
نکات سرمایه گذاری که طی ۲۹ سال خبرنگاری در بازار مالی آموخته‌ام!

نگارنده این مطلب یک خبرنگار به نام”Bob Pisani”می باشد، که از سال ۱۹۹۰ میلادی تاکنون در شبکه خبری CNBC صرفاً به پوشش اخبار و وقایع بازارهای مالی در سطوح مختلفی پرداخته است. وی مهم ترین تجربیات ۲۹ سال فعالیت خود پیرامون بازار مالی را درقالب شش اصل ساده سرمایه گذاری بیان نموده و معتقد است؛ به کارگیری این قوانین تأثیر به سزایی در رشد سرمایه معامله گران بازار سهام در بلندمدت خواهد داشت. از دیدگاه او هر یک از این اصول شش گانه به اندازه هزاران دلار ارزش دارند، که در ادامه به معرفی آن ها می پردازیم.

اصول ۶ گانه نکات سرمایه گذاری

۱- از سود مرکب غافل نشوید!

نکات سرمایه گذاری که طی ۲۹ سال خبرنگاری در بازار مالی آموخته ام!

حتماً بسیاری از شما در مکالمات روزانه خود عبارت «پول روی پول گذاشتن» را شنیده اید. این دقیقاً همان کاری است، که سود مرکب با سرمایه شما انجام می دهد. به واسطه بهره مرکب، میزان درآمدتان به مرور زمان بیشتر شده و در صورت بروز تغییر ناچیزی در نرخ بازدهی معاملات، شاهد تأثیر چشم گیر آن در درازمدت خواهیم بود. به منظور درک بهتر این مفهوم، یک سرمایه گذاری با افق زمانی ۲۰ ساله و سرمایه اولیه ۶ هزار دلاری را در دو حالت نرخ سود سالانه ۶ و ۸ درصد در نظر بگیرید. با نرخ بهره سالانه ۶ درصد، در پایان سال بیستم مجموعاً ۲۳۹٫۹۵۶ دلار خواهید داشت، اما اگر میزان سود سالیانه شما ۸ درصد باشد؛ پس از گذشت بیست سال سرمایه شما به ۳۰۲٫۵۳۷ دلار می رسد. مثال فوق تأثیرات بهره مرکب را به وضوح نشان می دهد. همچنین نباید تا زمان یافتن فرصت سرمایه گذاری مناسب، دارایی خود را به صورت کاملاً راکد نگهداری کنید، زیرا در بازار مالی تعلل بیش از حد، منجر به از دست رفتن فرصت های کسب درآمد می شود!

۲- هزینه های معاملاتی خود را به حداقل کاهش دهید

نکات سرمایه گذاری که طی ۲۹ سال خبرنگاری در بازار مالی آموخته ام!

در صورتی که به منظور انجام معاملات و خدمات مشاوره ای کارمزدهای بالایی پرداخته و در سقف قیمت ها اقدام به خرید سهام نمایید؛ به احتمال زیاد بازدهی سرمایه گذاری شما در سطح پایینی خواهد بود، زیرا این دو عامل به راحتی می توانند؛ درصد سود حاصل از معاملات موفق را کاهش دهند. اینکه به دنبال بهره مندی از بهترین خدمات مالی باشید؛ کار درستی است، اما هیچ وقت بیش از نیاز خود در این امور هزینه نکنید. مطمئناً سرمایه گذاری که سالانه ۱ درصد از درآمدش را بابت این گونه خدمات می پردازد، نسبت به فردی که درصد بالاتری از سود خود را به این مسائل اختصاص می دهد؛ بازدهی معاملاتی بیشتری را تجربه خواهد کرد. همان طور که در بخش اول نیز به آن اشاره نمودیم؛ چنین تفاوت های کوچکی می توانند، وجه تمایز معامله گران در بلند مدت باشند!

۳- مسائل پیرامون سرمایه گذاری را ساده ببینید

نکات سرمایه گذاری که طی ۲۹ سال خبرنگاری در بازار مالی آموخته ام!

به منظور سرمایه گذاری موفق، نیازی به مالکیت ۵۰ نوع دارایی مختلف و پیروی از مدل های سرمایه گذاری پیچیده نیست! همیشه به یاد داشته باشید، که پیچیدگی ها در بازار مالی فقط موجب سردرگمی می شوند و در مقابل، ساده نگری اغلب بهترین استراتژی سرمایه گذاری است. شما باید صرفاً روی دارایی هایی سرمایه گذاری کنید، که ماهیت آن ها را به طور کامل درک نموده باشید. در واقع به عنوان یک معامله گر باید بتوانید، تمام جزئیات مربوط به سرمایه گذاری خود را در یک برگه کاغذ کوچک نیز توصیح دهید. اگر از سبد متنوعی از دارایی ها نظیر سهام، صندوق سرمایه گذاری (مشترک و قابل معامله) و… استفاده می کنید؛ یک سبد سرمایه گذاری حاوی ۶ الی ۱۰ دارایی مختلف، گزینه مناسبی است.

۴- از زمان بندی بازار بپرهیزید!

نکات سرمایه گذاری که طی ۲۹ سال خبرنگاری در بازار مالی آموخته ام!

هر ماه مقدار مشخصی از درآمد خود را در بازار سرمایه گذاری کنید و این موجب می شود، که همیشه و در تمام شرایط اعم از صعودی و نزولی، به دنبال بهترین موقعیت های خرید سهام باشید. زمان ورود به بازار کاملاً تحت کنترل شماست، اما تقریباً اکثریت قریب به اتفاق معامله گران حرفه ای نیز نمی توانند، بهترین زمان خروج از بازار را تشخیص دهند. در نتیجه کسب بازدهی بالاتر از شاخص های بازار، کار دشواری می باشد. در واقع هیچ کس نمی تواند، همیشه دقیقاً پیش از وقوع روندهای نزولی از بازار خارج شود! در بازار سهام آمریکا، شاخص S&P در ۲۰ سال گذشته به طور متوسط سالانه ۷٫۲ درصد بازدهی ثبت کرده؛ اما طی این مدت ۱۰ روز کاری بسیار عالی وجود داشته است، که اگر در آن روزها معامله نداشتید؛ بازدهی شما به نصف یعنی ۵/۳ درصد کاهش می یافت.

۵- با حداکثر مقدار ممکن سرمایه گذاری کنید

نکات سرمایه گذاری که طی ۲۹ سال خبرنگاری در بازار مالی آموخته ام!

هر شغلی که داشته باشید، دیر یا زود بازنشستگی به سراغ شما خواهد آمد. به همین دلیل، باید پیش از فرا رسیدن این دوران یک جریان درآمدی غیر فعال برای خود ایجاد کنید. داشتن درآمد مناسب در زمان بازنشستگی، تا حد زیادی تابع میزان سرمایه گذاری شما است. در نتیجه پس انداز و سرمایه گذاری بیشتر در دوران فعالیت، می تواند زندگی مرفه تری را طی دوران استراحت برایتان به ارمغان بیاورد. امروزه شرکت های بیمه و سرمایه گذاری، طرح های بازنشستگی زیادی را با افق های زمانی طولانی مدت ارائه می دهند؛ که با انتخاب موارد دارای حاشیه سود مناسب و معتبر، قطعاً آینده مالی مطمئنی خواهید داشت. هم چنین اگر بتوانید، شخصاً و به صورت مستقیم در بازار سهام فعالیت کنید؛ مهارتی کسب نموده اید، که در هر نقطه از جهان و با ساده ترین ابزار قابل انجام است و از همه مهم تر، شما هیچ گاه بازنشسته نخواهید شد!

۶- به استراتژی سرمایه گذاری خود پایبند باشید

نکات سرمایه گذاری که طی ۲۹ سال خبرنگاری در بازار مالی آموخته ام!

یکی از بزرگ ترین اشتباهاتی که به وفور در میان سرمایه گذاران مشاهده کرده ام؛ نداشتن برنامه سرمایه گذاری یا عدم پایبندی به آن است. متأسفانه آن ها با دیدن درصدهای منفی قرمز رنگ در تابلوی بازار بورس، به استراتژی خود شک کرده و سریعاً تصمیم به تغییر آن می گیرند. این رفتار، نشان دهنده عدم ثبات شخصیتی معامله گر و عجول بودن بیش از حد است؛ که نتیجه ای جز شکست در پی نخواهد داشت. به طور کلی هوشمندانه ترین استراتژی سرمایه گذاری آن است، که به مواردی نظیر سرمایه گذاری بلندمدت، عدم اصرار به زمان بندی بازارها، متنوع سازی دارایی ها، پس انداز و سرمایه گذاری با مبالغ حداکثری تأکید کرده باشد.

ادامه مطلب
بهترین سرمایه گذاری در ایران
بهترین روش های سرمایه گذاری در ایران کدامند؟ ۸ روش سرمایه گذاری

اگر بخواهید همین اول کار بدانید که بهترین سرمایه گذاری در ایران برای شما کدام است باید به شما بگوییم که ایران کشوری با منابع فراوان و بهترین فرصت های سرمایه گذاری در جنبه های مختلف است. زیرا این کشور در حال توسعه بوده و زیرساخت های آن در اکثر زمینه ها تازه شروع به رشد کرده اند. از بزرگ ترین صنایع موجود در ایران تا بازارهای مالی و ملکی همگی مستعد رشد هستند. ایران احتمالاً از نظر اقتصادی فاصله زیادی با این کشورهای توسعه یافته دارد؛ اما فراموش نکنید که ساخت و تولید در زندگی امروزه بشر دست خوش استفاده از تکنولوژی های مدرنی شده است. این مهم باعث می شود تا سرعت رشد در صنایع مختلف با شیب تندی به جلو حرکت کند. از همین رو است که اگر شما به عنوان یک سرمایه گذار مسیر درستی را انتخاب نمایید، تبدیل به یکی از سرمایه دارهای آینده این مملکت خواهید شد.

هزاران روش سرمایه گذاری که سال ها امتحان خود را پس داده و عملیاتی شده اند، اکنون در ایران امکان پیاده سازی دارند. انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران از میان این همه صنایع در حال رشد چالش برانگیز اما مجذوب کننده است. بازار بورس ایران را در نظر بگیرید. بسیاری از افراد فعال در این بازار مالی در یک سال گذشته رشدهای بالای ۲۰۰ درصدی را تجربه کرده اند. مسلماً آن ها در حال حاضر به یک توسعه ، رشد و نزول پایدار رسیده اند. از این رو انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران حتی امروز هم اصلاً دیر نشده و به راحتی می توانید با یک ایده درست قدمی مثبت برای آینده خود بردارید. در ادامه این مقاله سعی کردیم برخی از روش های سرمایه گذاری عالی که شاید برای کشورهای بزرگ و صنعتی یک تجربه چندین دهه ای هستند، اما در ایران تازه شکوفا شده اند را مورد بررسی قرار دهیم. این ها روش هایی هستند که همگی می توانند برحسب نوع رفتار و سرمایه در دست افراد تبدیل به بهترین سرمایه گذاری در ایران شوند.

سرمایه گذاری در ایران و جهان به چه مفهومی است؟

بهترین سرمایه گذاری در ایران

قبل از انتخاب روش بهترین سرمایه گذاری در ایران لازم است خود سرمایه گذاری را تعریف کنیم. سرمایه گذاری در واقع مجموعه ای از فرآیندهایی است که فرد روی پول و سرمایه فعلی خود اعمال می نماید تا در آینده این سرمایه به میزان بیشتری تبدیل شود. حال این سرمایه گذاری می تواند برای ۱ سال آینده، ۵ سال آینده، ۱۰ سال آینده و یا حتی ۲۰ سال آینده و بیشتر باشد. اما شناخت فاکتورهای اساسی آن می تواند شما را در مسیری درست قرار دهد. متأسفانه روش ها و تعریف های غلطی از سرمایه گذاری نیز در میان مردم ایران وجود دارد. یکی از این تعریف های غلط سفته بازی است. سفته بازی روشی غیراصولی و نادرست است که متأسفانه برای برخی از افراد به عنوان یک سرمایه گذاری شناخته می شود. برای مثال خرید یک جنس کم یاب یا نایاب و جمع کردن همه آن ها از بازار و ارائه آن با قیمت های بالاتر در زمان نیاز مردم می تواند یکی از این روش ها باشد.

جالب است بدانید که همین رفتار برخی از افراد سودجو باعث بدنامی بسیاری از سرمایه داران اصلی و باهوش ایرانی نیز شده است. این روش های غلط به قدری در بین مردم رواج پیداکرده که بسیاری از ما ، تمام سرمایه داران بزرگ را به حضور در چنین بازی هایی متهم می نماییم. اما باید بدانید که این روش ها همیشه نتایجی موقتی داشته و در آینده ای نزدیک راهی به سوی موفقیت پایدار نخواهند داشت. سرمایه گذاری درست و منطقی باید با اصول و قواعد اصلی آن صورت پذیرد. برای مثال سرمایه گذاری روی صادرات جنسی که در کشورهای دیگر نایاب است؛ اما در ایران به وفور یافت می شود یا واردات کالایی که در ایران امکان تولید آن نیست اما تقاضا برای آن رو به افزایش است. با پیشرفته شدن تکنولوژی، ورود به این عرصه ها بسیار راحت تر از قبل شده و هر کسی با استفاده از یک مشاور در این زمینه و کمی مطالعه می تواند در بین این ها بهترین روش سرمایه گذاری در ایران را برای خود انتخاب نماید.

چرا باید سرمایه گذاری کنیم؟

بهترین سرمایه گذاری در ایران

همین که این سؤال به ذهن شما رسیده است نشان از این دارد که اولین قدم های انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران را به خوبی بر می دارید. واقعاً چرا باید سرمایه گذاری کنیم؟ آیا همین حقوق ماهانه و خرید و فروش های روزمره کفاف زندگی آینده ما را نخواهد داد؟ یکی از اصلی ترین دلایل سرمایه گذاری امنیت و استقلال مالی است. دنیا پیشرفت کرده است. امروزه این ایده ها هستند که در حال پول سازی می باشند. شما اگر در شغل فعلی خود به جای ۸ ساعت در روز، کل ۲۴ ساعت را هم به فعالیت ادامه دهید، هیچ وقت یک سرمایه دار واقعی نخواهید شد. از این راه، رسیدن به استقلال مالی در آینده غیرممکن است و امنیت مالی عبارتی گم و بی معنا برای شما خواهد بود. قیمت تمام چیزها روز به روز در حال افزایش است. آیا حقوق شما نیز با همین سرعت رو به فزونی است؟ حتی اگر چنین هم باشد، این دو در نهایت می توانند هم راستا حرکت کنند.

به نوعی اگر شما با حقوق ۵ میلیون تومان در ماه امسال می توانید یک سفر تفریحی برای خانواده خود برنامه ریزی نمایید و رفاه زندگی مشخصی داشته باشید، سال آینده برای چنین برنامه ای نیاز به ۷ میلیون تومان حقوق خواهید داشت. از این رو افزایش حقوق و دستمزد شما حتی اگر متناسب با تورم باشد، هیچ کیفیتی به زندگی شما اضافه نخواهد کرد و شما به فردی با درآمد بیشتر اما با هزینه های بالاتر تبدیل خواهید شد. تنها راه برای پیشی گرفتن از تورم و رسیدن به یک استقلال مالی در آینده سرمایه گذاری است. پس لازم است روش های بهترین سرمایه گذاری در ایران را بشناسیم. از همین امروز با فکر فردا را در ذهن داشته باشیم.

برای سرمایه گذاری در ایران و جهان باید چه فاکتورهایی را مدنظر قرار داد و چه نکاتی را رعایت کرد؟

برای انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران نیاز به دانستن چه نکاتی داریم؟ چه معیارهایی را برای یک انتخاب ایده آل باید مدنظر قرار دهیم؟ آیا تنها اخبار و شنیده ها بری ورود به یک بازار سرمایه گذاری برای ما کافی هستند؟ اگر به دور و بر خود نگاه کنید، افراد کمی در حال سرمایه گذاری برای آینده مالی خود هستند. از میان همین افراد کم، باز هم درصد پایینی از آن ها مسیر درستی را انتخاب نموده اند. دلایل این نقطه ضعف ها در میان افراد چیست؟ احتمالاً نداشتن اطلاعات کافی و عدم شناخت بازارهای مالی می تواند عمده ترین دلیل این مسئله باشد. انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران نیازمند رعایت برخی نکات است. در زیر تعدادی از مهم ترین این نکات را باهم مرور می کنیم. شما برای شروع یک سرمایه گذاری باید بدانید که:

  • آیا افراد دیگر در بازار مورد نظر شما توانسته اند تجارب موفقی داشته باشند؟
  • احتمال موفقیت در آن چقدر است؟
  • احتمال شکست و عدم موفقیت چقدر است؟
  • در صورت موفقیت چه چیزی نصیب شما می شود؟ آیا این مقدار کافی است؟
  • در صورت عدم موفقیت چه چیزی از دست می دهید؟
  • آیا نسبت ریوارد(reward) به ریسک شما در این مسیر منطقی است؟
  • آیا هر لحظه که اراده کردید می توانید سرمایه خود را از آن بیرون بکشید؟
  • نیاز به چه پیش نیازهایی برای حضور در این روش سرمایه گذاری دارید؟

پاسخ این سؤالات می تواند برای افراد مختلف، متفاوت باشد. هر کس با توجه به میزان  ریسک پذیری ای که در خود می بیند، به این سؤال ها پاسخ خواهد داد؛ از این رو است که بهترین سرمایه گذاری در ایران برای هر فرد می تواند روش خاص و متفاوتی باشد.

عمومی ترین روش های سرمایه گذاری در ایران در حال حاضر

وقتی صحبت از انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران به میان می آید، همیشه روش های عمومی در صدر تجزیه و تحلیل افراد قرار می گیرند. در این بند قصد داریم عمومی ترین روش های سرمایه گذاری در ایران که احتمالا شما نیز با آن ها آشنایی دارید را مورد بررسی قرار دهیم. البته قبل از آن ذکر این نکته ضروری است که برخی از افراد بدون داشتن دانش لازم درباره این روش های سرمایه گذاری اظهارنظرهای غیر کارشناسانه دارند. برای مثال بسیاری از مردم تصور می کنند که سرمایه گذاری در بورس دیگر نامناسب است و این بازار دیگر سوددهی ندارد؛ یا قیمت ملک در فلان نقطه به قدری افزایش یافته که تا ۱۰ سال دیگر هیچ تکانی نخواهد خورد یا برخی با خود خواهند گفت که سکه مگر از این بالاتر هم می رود؟

هر بار که این حرف ها به میان می آیند، باید یک سؤال بزرگ از خود بپرسید. اگر بازار بورس ایران اشباع شده، پس افرادی که با سرمایه های میلیاردی و هوش مالی زیاد هنوز در این بازار هستند، دنبال چه چیزی می گردند؟ آیا تاکنون با خود اندیشیده اید که در هنگام اوج قیمت و گرانی سکه هم اگر چیزی برای فروش داشته باشید، باز هم طلا فروش ها خریدار آن خواهند بود؟ آیا آن ها درک درستی از این بازار ندارند؟ پاسخ این سؤال ها می تواند دید بهتری درباره وضعیت این بازارها در ایران برای شما به همراه داشته باشد.

۱- خرید ملک

بهترین سرمایه گذاری در ایران

یکی از متداول ترین و اولین روش های سرمایه گذاری در ذهن هر فردی خرید و فروش ملک است. درصد بالایی از افراد بر این باورند که با خرید و فروش ملک هیچگاه ضرر نخواهند کرد. این باور در طولانی مدت می تواند کاملاً درست باشد. مسلماً خرید ملک یکی از روش های سرمایه گذاری است که حتی می تواند برای برخی از افراد بهترین سرمایه گذاری در ایران نیز باشد. این بازار از سال های بسیار دور چند قدم جلوتر از تورم موجود در کشور حرکت کرده است. از این رو داشتن دید بلندمدت برای ورود به بازار ملک امری ضروری است. اما ورود به این بازار به این سادگی ها هم نیست. قبل از ورود به هر بازاری شما باید با برخی از فوت و فن های آن آشنا باشید. آشنایی با این تکنیک ها یک بازار را برای یک فرد تبدیل به بهترین سرمایه گذاری و برای فرد دیگر به بدترین آن ها تبدیل می کند. برای مثال اگر قصد دارید در شهر تهران برای سرمایه گذاری ملکی بخرید، سؤالات زیر می تواند در انتخاب روش درست خرید در این بازار برایتان کارگشا باشد.

  • کدام منطقه از تهران بازدهی بهتری دارد؟
  • کدام ملک سود بیشتری برای شما به ارمغان می آورد؟
  • خرید و فروش ملک های نوساز گزینه بهتری است یا دست گذاشتن روی املاک چند ساله و انجام عملیات بازسازی آن ها؟
  • هزینه های جانبی خرید و فروش ملک چیست و چقدر است؟
  • بهتر است از چه کسی ملک را خریداری کنید؟
  • کدام مشاور می تواند راهنمای خوبی برای خرید ملک برای شما باشد؟
  • آیا نیازی به مشاوره در این باره دارید؟

چه بخواهید و چه نخواهید، تک تک این سؤالات در نتیجه سرمایه گذاری شما در بازار ملک مؤثر است. داشتن یک برنامه ریزی درست و منطقی با پاسخ به این سؤالات می تواند خرید ملک را برای شما تبدیل به بهترین سرمایه گذاری در ایران نماید. اما نکاتی درباره این بازار وجود دارد که باید آن ها را نیز مدنظر قرار دهید.

  • بازار ملک همیشه در طولانی مدت سوددهی خواهد داشت.
  • نگاه کوتاه مدت به این بازار می تواند هم باعث زیان شود و هم خواب ِ سرمایه شما را به دنبال داشته باشد.
  • میزان نقد شوندگی این بازار تقریباً کم است. به این معنی که اگر قصد فروش ملک خود را داشته باشید، این مسئله تبدیل به یک فرآیند زمان بر و حتی چند ماهه خواهد شد. البته اگر درست خرید کرده باشید، راحت هم می فروشید.
  • بازار ملک یکی از بازارهای کم ریسک در ایران است؛ به این معنی که ضرر در این بازار خیلی به ندرت و در مواقع خاص رخ می دهد.
  • بازدهی بازار ملک معمولاً خوب است؛ اما عالی نیست.
  • ورود به این بازار نیاز به سرمایه زیادی دارد.

۲- خرید خانه و اجاره دادن آن

بهترین سرمایه گذاری در ایران

برخی از اقتصاددانان و افراد سرمایه گذار معتقدند که خرید خانه برای سکونت اصلاً سرمایه گذاری نیست. این عقیده حتی در برخی از سازندگان مشهور ملک در ایران نیز صادق است. بسیاری از سازنده ها باوجود اینکه چندین خانه در حال ساخت و آماده دارند، اما خود همچنان مستأجر هستند. خرید ملک و سکونت در آن از دید این افراد یک خواب سرمایه بزرگ محسوب می شود؛ اما خرید خانه برای اجاره دادن آن همیشه و از دید همه متخصصان یکی از روش های سرمایه گذاری ایده آل در همه نقاط جهان است. این روش حتی می تواند یکی از بهترین سرمایه گذاری ها در ایران نیز باشد. مزیت های این سرمایه گذاری عبارت اند از:

  • تمامی مزیت هایی که برای خرید خانه وجود دارد.
  • شما می توانید از اجاره یا رهن دادن خانه خود برای سرمایه گذاری در سایر بازارها و یا همین بازار استفاده نمایید. در واقع چنین املاکی با خود ارزش افزوده به همراه دارند.
  • برخلاف خانه ای که در آن سکونت دارید، خانه ای که اجاره داده اید معمولاً هزینه آن چنانی برای شما نخواهد داشت.

نکته بسیار مهمی که در این روش سرمایه گذاری وجود دارد اما بسیاری از افراد از آن غافل هستند، روش صرف مبلغ اجاره یا رهن ملک است. شما باید به عنوان یک سرمایه گذار موفق همیشه به دارایی های خود بیفزایید. بسیاری از مردم از این روش به عنوان بهترین سرمایه گذاری در ایران استفاده می کنند؛ اما درآمدهای ناشی از آن را صرف امورات خانه و زندگی خود می کنند. این روش درصد بالایی از سودهای شما را در آینده از بین خواهد برد. روش اصولی و درست چنین سرمایه گذاری، هزینه کردن درآمدهای ناشی از آن در سایر بازارهای مالی و یا خود همین بازار است.

۳- خرید سکه، طلا و طلای آب شده

بهترین سرمایه گذاری در ایران

یک بررسی ساده از بازار سکه، طلا و طلای آب شده نشان می دهد که این بازار در درازمدت به طور متوسط سود سالانه d 25 تا ۳۰ درصدی را برای فعالین در این بازار به ارمغان آورده است. این رقم البته با میزان تورم افزایش نیز می یابد. اما قیمت طلا که از اول سال تاکنون ۳۰ درصد افزایش نیافته است و یا در فلان سال اصلاً تغییری نکرده است؛ پس چطور ۳۰ درصد در سال کسب سود از بازار طلا را می توانیم متصور شویم؟ بزرگ ترین اصل و اساس برای ورود به بازار سرمایه گذاری در هر عرصه ای داشتن دید بلندمدت است. به یاد داشته باشید که شما برای گذران زندگی روزمره خود دست به این سرمایه گذاری ها نزده اید. داشتن دید بلندمدت می تواند موفقیت شما را در اکثر بازارهای مالی تضمین نماید. اگر به قیمت های ۱۰ یا ۲۰ سال پیش طلا، سکه و طلای آب شده بازگردیم و میزان رشد آن ها را تاکنون تقسیم بر این تعداد سال نماییم، متوجه خواهیم شد که این بازار این میزان سود را در بلندمدت برای سرمایه گذاران خود دارا بوده است. البته ورود به این بازار نیز چالش های خاص خود را دارد. برای ورود به بازار طلا باید نکات زیر را به خوبی بشناسید.

  • نوسانات این بازار در کوتاه مدت می تواند بسیار زیاد باشد. از این رو داشتن دید کوتاه مدت، روش صحیحی برای سرمایه گذاری نخواهد بود. بهترین افراد در این زمینه خود طلا فروش ها هستند. آن ها بی تفاوت به قیمت ها و نوسانات روز بازار طلا همیشه در حال خریدن این جنس ناب و زرین می باشند.
  • انتخاب میان طلا، سکه و طلای آب شده باید با دلیل و منطق باشد. طلای آب شده کمترین میزان دستمزد و هزینه های جانبی را دارد. بازار سکه از نوسانات بیشتری برخوردار است. طلا دارای هزینه های جانبی مانند اُجرت می شود. طلای آب شده به نسبت کمتر دچار نوساناتی مانند سکه می شود.
  • بازار طلا یک بازار با بازدهی بالا است.
  • میزان ریسک در این بازار می تواند زیاد باشد.
  • نقد شوندگی بازار طلا بالا است و هر زمان که اراده کردید می توانید دارایی خود را به پول تبدیل نمایید.
  • ورود به این بازار با سرمایه کم هم امکان پذیر است.

۴- خرید دلار و ارزهای معتبر

بهترین سرمایه گذاری در ایران

خرید و فروش دلار و سایر ارزهای جهانی هم یکی از روش های سرمایه گذرای در ایران است که در سال های اخیر با چالش های بسیار زیادی روبرو شده است. نکته مهم درباره ورود به بازار دلار و سایر ارزها دقت در تأثیر این بازار در سایر بازارها است. بازار ایران در چند دهه گذشته ثابت کرده است که به شدت متأثر از قیمت ارز و دلار می باشد؛ اما تأثیر قیمت ارز در سایر بازارها به صورت دسته جارو عمل می نماید. به این صورت که اگر بازار ارز و دلار را دسته جارو در نظر بگیریم، نوسانات سایر بازارهای مرتبط با ارز سر جارو خواهند بود. اگر دسته جارو یک سانتی متر حرکت کند، سر جارو ۱۰ سانتی متر جابجا خواهد شد. این اصل در بازار سرمایه نیز به همین شکل صادق است. برای مثال افزایش ۱۰ درصدی قیمت ارز می تواند باعث بالا رفتن قیمت ملک به میزان ۱۵ تا ۲۵ درصد یا ۳۰ تا ۳۵ درصد در بازار بورس شود. با همه این اوصاف ورود به بازار دلار نیز از جمله روش هایی است که برای برخی از افراد تبدیل به بهترین سرمایه گذاری در ایران شده است. نکاتی که درباره ورود به این بازار لازم است بدانید عبارت اند از:

  • میزان ریسک در این بازار زیاد است.
  • میزان بازدهی این بازار گاهی متوسط و گاهی بالا است.
  • امکان نقد شوندگی در این بازار زیاد است.
  • ورود به این بازار با سرمایه کم هم امکان پذیر است.

۵- سرمایه گذاری در بورس

بهترین سرمایه گذاری در ایران

برای داشتن یک درک درست از بازار بورس ایران و سرمایه گذاری در آن، این بخش را با یک مثال ساده شروع می کنیم. شرکت ایران خودرو با نماد خودرو در بازار بورس ایران مشخص شده است. اگر به زمستان سال ۹۷ برگردیم، جایی که بسیاری از کارشناسان معتقد بودن که بازار بورس ایران به روزهای انتهایی و افول خود رسیده است، قیمت سهام این شرکت در اول برج ۱۰ سال ۹۷ برابر با ۲۵۰۰ ریال بود؛ اما در اول برج ۱۰ سال ۹۸ و بعد از یک سال به حدود ۹۰۰۰ ریال رسیده است. با یک حساب سرانگشتی متوجه خواهید شد که این سهم برای سهام داران خود در طول همین یک سال ۳۶۰ درصد سود به ارمغان آورده است. حال این میزان رشد را با میزان افزایش قیمت بی رویه ی خودروها در ایران مقایسه کنید. قیمت یک دستگاه پژو پارس در ابتدای برج ۱۰ سال ۹۷ حدود ۷۰ میلیون تومان بوده و زمستان سال ۹۸ به حدود ۱۲۰ میلیون تومان رسیده است. سوال مهم اینجاست که اگر فردی به جای خرید یک دستگاه پژو پارس در ابتدای زمستان سال ۹۷، به همین میزان مبلغ سهام شرکت ایران خودرو را خریداری کرده بود، به چه میزان بازدهی رسیده بود:

۷۰,۰۰۰,۰۰۰ × ۳۶۰% = ۲۵۲,۰۰۰,۰۰۰

این محاسبه ساده نشان می دهد که این فرد با انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران و ورد به بازار بورس می توانست همین امروز دو دستگاه پژو پارس خریداری نماید. البته این بازار نیز مانند سایر بازارهای سرمایه گذاری دارای افت و خیزهایی است. حضور در این بازار نیاز به دانش کافی و قدرت تجزیه و تحلیل اخبار، حوادث سیاسی و اقتصادی دارد.

نکات مهم ورود به بازار بورس ایران عبارت اند از:

  • بازدهی این بازار بسیار بالا است.
  • ریسک در این بازار زیاد است.
  • نقد شوندگی بازار بورس متوسط رو به بالا است.
  • با سرمایه کم هم می توان به این بازار ورود کرد. حداقل میزان سرمایه گذاری در بازار بورس ایران امروز حدود ۲۰۰ هزار تومان است.

برخی از منتقدان بازار بورس ایران معتقد هستند که این بازار در حال اشباع شدن است. این عقیده درباره این بازار از چند جنبه قابل بررسی است. نکته اول که استدلال این عده نیز بر این اصل پایه گذاری شده است، رشد درصدهای بالا و هیجانی این بازار در چند سال گذشته است. در پاسخ به این نکته باید بگوییم که نه فقط بازار بورس بلکه همه بازارها در چند سال گذشته دست خوش نوسانات زیادی بوده اند. نکته دوم هم مقایسه بازار بورس ایران با بازارهای جهانی است. در این مقایسه متوجه می شویم که ارزش تمام معاملات یک سال بازار بورس ایران در کمتر از یک ساعت در بازارهای جهانی معامله می شود. این نکته نشان می دهد که هنوز جا برای رشد بازار ایران به میزان قابل توجهی باز می باشد.

۶- سرمایه گذاری در اوراق قرضه و اوراق مشارکت

بهترین سرمایه گذاری در ایران

یکی دیگر از روش های سرمایه گذاری معمول در ایران و جهان سرمایه گذاری در اوراق قرضه و مشارکت است. این اوراق در همه جای دنیا از جمله روش های سرمایه گذاری بوده و  فقط مختص ایران نیست. سرمایه گذاری در این اوراق قواعد خاص خود را دارد. اوراق قرضه به اوراقی گفته می شود که شخص سرمایه گذار به نوعی پولی را بابت فعالیت یک شرکت به مدیران آن قرض می دهد و در سررسیدی مقرر، اصل پول را به همراه بهره آن دریافت می نماید. اوراق مشارکت نیز به همین ترتیب هستند؛ اما در این اوراق مسیر جریان پولی معمولاً مشخص است. شرکت صادرکننده این اوراق، سرمایه وارد شده را در پروژه های مختلف عمرانی یا اقتصادی دیگر هزینه و افراد را در سود این پروژه ها سهیم  می کند. سرمایه گذاری در اوراق قرضه و مشارکت به نوعی یکی  از  روش های پس انداز با سود نسبی و مشخص است. افرادی که در این روش سرمایه گذاری وارد می شوند، پول و سرمایه خود را از خطرات و ریسک های بزرگ در امان نگه می دارند و اصل پول و سود نسبی آن ها تقریباً تضمین شده است. در این روش سرمایه گذاری ساده است اما بازدهی هم خیلی بالا نخواهد بود. معمولاً درصد سود چنین اوراقی کمی بالاتر از نرخ سودهای بانکی است. این روش سرمایه گذاری دربردارنده ویژگی های زیر است:

  • ریسک کمی دارد.
  • بازدهی این بازار پایین است.
  • با سرمایه اندک هم می توان به این بازار وارد شد.
  • نقد شوندگی در این بازار کم است.

۷- سرمایه گذاری در ایران رنتر

  • ایرانرنتر چیست؟

بسیاری از افراد جامعه ایران که اتفاقاً تعداد آن ها کم هم نیست، برای خریدهای نقدی خود مشکلاتی دارند. خیلی از این افراد کارمند بوده و پس انداز بالایی ندارند. از این رو امکان خرید کالاهای گران قیمت مانند موبایل، لوازم خانگی و یا هر وسیله دیگری را به صورت نقدی و درجا ندارند. بهترین راهی که در این مواقع به ذهن این افراد خطور می نماید، دریافت وام خرید کالا و یا خرید اقساطی آن ها است؛ وام ها و خریدهایی که با تضمین هایی مانند چک، سفته و سایر اسناد تجاری صورت می گیرد. ایرانرنتر شرکتی است که با یک ایده جدید در ایران اقدام به فراهم نمودن شرایط خرید اقساطی برای کاربران نموده است. البته ایده ایرانرنتر از سال های بسیار دور در جهان وجود داشته و در ایران نیز به روش های سنتی انجام می شده است. بسیاری از فروشگاه ها به شخصه با دریافت مدارک و تضمین های لازم امکان خرید اقساطی را برای مشتریان خود به وجود می آورند؛ اما ایرانرنتر این شرایط را برای درصد بالایی از کاربران خریدهای اینترنتی فراهم نموده است.

  • نحوه کار ایران رنتر چگونه است؟

اگر با روند کار ایرانرنتر آشنایی پیدا کنید، متوجه خواهید شد که این تکنیک می تواند یکی از بهترین سرمایه گذاری ها در ایران باشد. روند کار ایرانرنتر به این صورت است که این شرکت با فروشگاه های اینترنتی مشهور و پربازدید قرارداد همکاری امضا کرده است. در این قرارداد ایرانرنتر برای خریدارانی که امکان خرید نقدی ندارند، شرایط خرید اقساطی را فراهم آورده و از آن ها برای خرید اعتباری سندهای تجاری مانند چک و سفته به عنوان ضمانت بازگشت اقساط دریافت می نماید. نرخ سودهای تعیین شده توسط این شرکت بسته به موارد مختلفی از ۲۰ تا ۳۰ درصد متغیر است.

چرا سرمایه گذاری در ایران رنتر به تازگی رواج یافته است؟

سرمایه گذاری در ایرانرنتر و موارد مشابه آن می تواند یکی از بهترین روش های سرمایه گذاری در ایران باشد. در این روش سرمایه گذار با اختصاص سرمایه خود به ایرانرنتر شرایط را برای خرید اقساطی سایر افراد فراهم نموده و در سود بازپرداخت اقساط آن ها شریک می شود. این روش سرمایه گذاری به تازگی در میان افراد جامعه رواج پیداکرده است. از دلایل این محبوبیت می توان به کسب سودهای بیشتر از نرخ های بانکی، دریافت سود تضمین شده و بدون ریسک و امکان مشارکت با سرمایه کم اشاره نمود.

۸- سرمایه گذاری در کسب و کار خودمان

بهترین سرمایه گذاری در ایران

  • شرایط فعلی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران چگونه است؟

وضعیت اقتصادی و سیاسی ایران در حال حاضر در شرایط خاصی است؛ اما این ها نمی تواند بهانه ای برای عدم حضور در بازارهای مالی مختلف شود. در همین وضعیت، بسیاری از افراد با سرمایه گذاری در صنایع مختلف  به رشدهای اقتصادی بسیار بزرگی رسیده اند.

  • شرایط سیاسی

سرمایه گذاری در ایران تحت تأثیر مسائل سیاسی مختلف داخلی و خارجی است. برخی از مهم ترین مسائل سیاسی تأثیرگذار روی انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران را در زیر بررسی می کنیم:

  • تحریم ها

یکی از اساسی ترین شرایط سیاسی ایران اعلام تحریم های مختلف در صنایع مختلف علیه این کشور از سوی آمریکا و هم پیمانانش است. کشور ما در حال حاضر در بسیاری از جنبه های اقتصادی و صنایع مختلف مانند پتروشیمی، هواپیماسازی، صادرات، واردات و بسیاری موارد دیگر تحریم است. بانک های ایرانی در تحریم کامل به سر می برند و هیچ راهی برای نقل وانتقال پول به صورت مستقیم در بازارهای جهانی ندارند. صادرات نفت و محصولات نفتی ایران کاملاً تحریم است. آمریکا با تحت فشار قرار دادن کشورهای مختلف و شرکت های بزرگ دنیا آن ها را از حضور در بازار ایران منع می نماید. در چنین شرایطی مسلماً سرمایه گذاری روی برخی از صنایع و مسائل مرتبط می تواند با ریسک های بالای بین المللی همراه باشد. بلوکه شدن پول و عدم امکان ترخیص کالاها چه در صادرات و چه در واردات و از این قبیل موارد چیزهایی است که باید مراقب آن ها نیز باشیم.

  • انتخابات

جدای از تحریم ها سایر تحولات سیاسی نیز می تواند روی انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران تأثیرگذار باشد. یکی از این تحولات سیاسی انتخابات است. معاملات بازار ارز و طلا، قیمت برخی از اجناس و بسیاری از موارد دیگر همیشه تحت تأثیر انتخابات و نتیجه آن در ایران بوده است. برای مثال بسیاری از سرمایه گذاران همیشه این اعتقاد را دارند که قیمت ارز تا قبل از انتخابات توسط دولت کنترل شده و از این رو بعد از آن شاهد رشد در این بازار هستیم. همین رشد دلار می تواند تأثیری مستقیم در قیمت اجناس و کالاهای مختلف نیز داشته باشد.

  • شرایط اقتصادی

شرایط اقتصادی ایران نیز به دلیل عدم فراهم شدن زیرساخت های لازم و کافی هنوز به حالت پایدار نرسیده است. اقتصاد ایران به شدت تحت تأثیر اخبار سیاسی و اقتصادی مختلف در جهان است. در زیر به بررسی برخی از موارد مهم اخبار اقتصادی تأثیرگذار در بازار ایران می پردازیم:

  • قیمت دلار

هر نوسان ارز در بازار ایران تبدیل به یک موج هیجان بزرگ در سایر بازارهای مالی مانند طلا، بورس، ملک و حتی اجناس ضروری می شود. قیمت دلار در سال های گذشته مشخص کننده اصلی جهت اقتصاد ایران بوده است. ثبات در قیمت دلار باعث ثبات در قیمت اجناس و کالاها شده و نوسان آن باعث افزایش قیمت و رشد در بازارهای مختلف شده است. تأثیر افزایش قیمت دلار به ترتیب ابتدا در بازار طلا، سپس در بازار ملک و در آخر در بازار بورس ایران مشاهده می شود؛ از این رو با مشاهده این نوسان نیز می توانید نسبت به انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران تصمیمی درست اتخاذ نمایید.

  • قیمت طلا

یکی دیگر از آیتم های مؤثر در رشد و ثبات در بازار ایران قیمت طلا است. طلا در سال های گذشته در بازارهای جهانی روندی صعودی داشته است. اما تأثیرات خبرهایی مانند خبرهای جنگ و برخوردهای نظامی همیشه باعث حرکت های شارپی در آن شده و بلافاصله این تأثیر در بازار اقتصاد ایران نیز قابل مشاهده بوده است. برخلاف بازارهای جهانی که قیمت طلا و دلار غیرهمسو بوده و رفتاری عکس دارند، در بازار ایران قیمت دلار به ریال ایران بستگی دارد و قیمت طلا نیز همیشه همسو  با دلار بوده است.

  • قیمت نفت جهانی

هرچند صنعت نفت ایران به طور کامل توسط آمریکا به حالت تحریم درآمده است، اما باز هم اقتصاد ایران به شدت به نفت وابسته است؛ از این رو کاهش و افزایش قیمت نفت جهانی روی اقتصاد ایران نیز تأثیر متقابلی می گذارد. البته به نسبت طلا و ارز، نفت نوسانات کمتری را ایجاد می کند. با توجه به محدودیت های فروش ایران در بازار نفت جهانی و کاهش شدید صادرات ایران در این زمینه، نوسانات نفتی در ایران کمتر از طلا و دلار می باشد.

  • سکه

سکه یکی از پرنوسان ترین شاخص های اقتصادی در ایران است. قیمت سکه در بازار ایران نسبت به طلا و طلای آب شده با تغییرات بسیار شدیدتری  روبرو شده و همانند بازار دلار این کالا هم از اهمیت خاصی در اقتصاد ایران برخوردار است. نوسان سکه در بازار ایران تحت تأثیر چند عامل مختلف است. افزایش قیمت دلار، افزایش قیمت طلای جهانی و نوسانات قیمتی نفت و همچنین بروز خبرهای سیاسی مختلف نظیر تنش های بین المللی یا انتخابات به صورت مضاعف وارد بازار سکه شده و نوسانات چند برابری در این بازار ایجاد می نماید. درباره تغییر قیمت سکه کمی باید تیز بین باشید. طلا ارزش ذاتی زیادی دارد. این کالا در همه بازارهای جهانی قابلیت نقد شوندگی دارد. به این صورت که اگر شما مقادیر زیادی طلا در اختیار داشته باشید، با همان قیمت روز طلای جهانی می توانید آن ها را در هر کشوری به فروش برسانید. از این جهت قیمت طلا در بازار ایران برای جلوگیری از قاچاق آن باید با قیمت طلای جهانی متناسب باشد. افزایش قیمت طلا به عددهایی بسیار بالاتر از قیمت طلای جهانی، می تواند باعث ورود طلا به کشور شده و کاهش زیاد قیمت آن نیز طلاهای داخلی را از کشور خارج خواهد کرد. از این رو برای کنترل این وضعیت بازار همیشه قیمت طلا را در داخل کشور با قیمت طلای جهانی در حالت تعادل نگه می دارند. اما درباره سکه وضعیت کمی تفاوت دارد. سکه علاوه بر ارزشی که طلای موجود در آن دارد، در ایران دارای ارزش ذاتی دیگری نیز هست. این ارزش ذاتی سکه فقط مختص ایران بوده و خروج آن از کشور هیچ عایدی برای کسی به دنبال نخواهد داشت. زیرا در بازار بین المللی سکه ها را تنها به وزن طلای موجود در آن معامله می کنند و بس. از طرفی ضرب سکه نیز در ایران محدود بوده و آخرین تاریخ ضرب سکه در ایران به سال ۸۶ برمی گردد.  از این رو افزایش تقاضا در این بازار می تواند تأثیرات زیادی در قیمت آن داشته باشد.

  • تورم

آیا تورم همیشه نکته های منفی با خود به دنبال دارد؟ اگر شما در مسیر درستی قدم برداشته و در انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران راه درستی رفته باشید، متوجه خواهید شد که تورم آن قدرها هم بد نیست. تعریف های زیادی برای تورم وجود دارد. اما در یک تعریف عامیانه به افزایش بی رویه و نامنظم قیمت ها در بازار تورم می گویند. مسلماً افزایش قیمت کالاها می تواند برای بسیاری از افراد تأثیرات منفی ای به دنبال داشته باشد. اما چرا همه از تورم بالای ایران شکایت نمی کنند؟ برای روشن تر شدن این موضوع باید بگوییم که دلیل اصلی افزایش قیمت همه چیز به تورم برمی گردد. قیمت دلار، طلا، ملک، بازار بورس و همه روش های سرمایه گذاری، با تورم رشد می نمایند. اینکه خرید و فروش یک ملک در یک کشور توسعه یافته و پیشرفته سود آن چنان زیادی نداشته و تنها یک درآمد معمولی را منجر می شود، به دلیل ثابت بودن و پایین بودن نرخ تورم در آن کشور است. اما شرایط در ایران کاملاً برعکس است. افزایش نرخ تورم و بالا بودن آن باعث افزایش قیمت مواردی مانند ملک و طلا و … می شود. پس صاحبان این کالاها و کسانی که در این بازارها سرمایه گذاری نموده اند، از این بابت خیلی هم ناراحت نخواهند بود؛ زیرا قیمت این اجناس حتی بالاتر از نرخ تورم رشد می نماید.  اما دلیل اینکه افراد متوسط و فقیر جامعه با افزایش نرخ تورم وضعیت بدتری پیدا می کنند، عدم سرمایه گذرای آنها در چنین بازارهای متأثر از نرخ تورم است.

  • شرایط اجتماعی

اقتصاد ایران و انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران کم و بیش متأثر از شرایط اجتماعی کشور ما نیز می باشد. افزایش سطح آگاهی مردم و حضور آن ها در جامعه های جهانی باعث رونق بسیاری از بازارها خواهد شد. هرچند از نظر اقتصادی و سیاسی  ایران در شرایط بسته ای قرارگرفته و فشارهای بین المللی در این عرصه ها زیاد است، اما برخوردهای درست اجتماعی و بهبود شاخص های اجتماعی هم می تواند در رشد و یا کاهش قیمت ها تأثیرگذار باشد.

نحوه بررسی وضعیت یک روش سرمایه گذاری چگونه انجام می شود؟

با برخی از روش های مهم سرمایه گذاری در ایران آشنا شدیم و پارامترهای مؤثر بر آن ها را نیز مرور کردیم. اما حالا سؤال اینجاست که برای ورود به یکی از این بازارهای چگونه باید آن ها را بررسی کنیم. در این بخش برای داشتن دیدی بهتر نسبت به این پارامترها قصد داریم به صورت جمع بندی آن ها را برای بازارهای مختلف باهم مقایسه کنیم. در جدول زیر بازارهای مختلف منتخب برای انتخاب به عنوان بهترین سرمایه گذاری در ایران از نظر فاکتورهای مهم مورد مقایسه قرارگرفته اند. در این جدول اعداد ۱ تا ۵ معرف موارد زیر می باشند:

  • خیلی کم
  • کم
  • متوسط
  • بالا
  • زیاد

سرمایه گذاری در ایران

یک سرمایه گذاری خوب باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

بهترین سرمایه گذاری در ایران

  • میزان ریسک:

این آیتم به احتمال خطر می پردازد. در بررسی این معیار برای ورود به بازار باید نکاتی را مدنظر قرار دهید. چقدر احتمال دارد شما سرمایه خود را از دست بدهید یا ضرر زیادی را متحمل شوید. در واقع اعداد بیان شده در جدول بالا به نوعی رفتار هرکدام از بازارها را برای شما معنی می کند. برای مثال در بازار دلار و طلا احتمال اینکه یک شبه با یک نوسان بزرگ درصد بالایی از سرمایه شما از بین برود بسیار بیشتر است. این اتفاق برای بازار ملک هیچگاه رخ نخواهد داد. کم ریسک ترین بازار سرمایه گذاری در ایران مربوط به بازار ملک، بیمه و سپرده های بانکی است.

  • بازدهی:

بازدهی یک سرمایه گذاری میزان سود ممکن از آن را نشان می دهد. برای مثال شما قصد خرید یک خانه را دارید. مسلماً این کار برای کسب سود انجام می شود و هر چه سود بیشتری عاید شما بشود، برای شما موفقیت بزرگ تری خواهد بود. اما سؤال اینجاست که قیمت خانه در سال آینده و بعد از گذشت یک سال از خوابِ سرمایه شما چقدر افزایش یا کاهش خواهد یافت؟ آیا انتظار سود ۲۰۰ درصدی برای این امر قابل تصور است؟ هر بازاری بسته به گنجایش و ظرفیتی که دارد، بازدهی خاص خود را خواهد داشت. از این معیار برای تعیین منطقی بودن سود حاصل از یک سرمایه گذاری استفاده می شود. نرخ حداقل یک سرمایه گذاری باید برابر با نرخ تورم سالیانه باشد. حال متوسط سود یک روش سرمایه گذاری اگر از این نرخ پایین تر باشد، ورود به آن منطقی نخواهد بود. برای مثال فرض کنید سپرده ای را در بانک برای سرمایه گذاری قرار می دهید. نرخ سود این سپرده در سال ۱۲ درصد است؛ اما نرخ تورم در ایران عددی بسیار بیشتر از این می باشد. بازار سکه، بورس و ارز در حال حاضر بالاترین میزان سوددهی را در میان بازارهای مختلف در ایران دارا می باشند. برای محاسبه نرخ بازدهی که در اقتصاد به ROI معروف است به شکل زیر عمل می کنیم:

بهترین سرمایه گداری در ایران

برای مثال تصور کنید که شما برای خرید یک ملک ۱ میلیارد تومان هزینه کرده اید و بعد از گذشت ۱ سال آن را به قیمت یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون فروخته اید. با فرض اینکه شما هیچ هزینه دیگری اعم از نقل وانتقال، کمیسیون، بازسازی و یا … نداشته باشید، نرخ بازدهی سرمایه گذاری شما برابر است با:

بهترین سرمایه گداری در ایران

در جدول زیر بازدهی برخی از بازارهای اقتصادی ایران را از سال ۸۸ تا ۹۸ به مدت ۱۰ سال مورد بررسی قرار داده ایم:

بهترین سرمایه گداری در ایران

این اعداد نشان می دهد که بورس بالاترین میزان سوددهی را در ۱۰ سال گذشته داشته است.

  • طول دوره سرمایه گذاری:

این فاکتور در واقع محاسبه کننده میزان خواب سرمایه شما است که پارامتر بسیار مهمی نیز محسوب می شود. برای مثال بازار ملک را در نظر بگیرید. این بازار معمولاً یک چرخه ۳ تا ۴ ساله دارد. یعنی یک و نیم سال اول در رکود تورمی به سر می برد. قیمت ها به آرامی در حال افزایش است اما خرید و فروش خیلی بالا نیست. در ۱٫۵ سال بعدی رکود بر این بازار چیره می شود. قیمت ها تقریباً ثابت شده و با شیب ملایمی کاهش می یابند؛ اما همچنان تقاضا بسیار کم است. در سال بعد از این چرخه و در سال چهارم، شاهد افزایش ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی قیمت ها هستیم. اگر شما در شروع این چرخه اقدام به خرید ملک نمایید، در ۴ سال سود ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی خواهید داشت که در بهترین شرایط برابر با نرخ تورم حرکت کرده اید. از این رو طول دوره سرمایه گذاری هم فاکتور مهمی در انتخاب بهترین سرمایه گذاری در ایران است. بازار ملک در ایران در حال حاضر دارای بیشترین بازده سرمایه گذاری است.

  • نقد شوندگی:

منظور از نقد شوندگی در جدول بالا زمان لازم برای تبدیل کالا و جنس مورد نظر به پول نقد است که مستقیم به میزان عرضه و تقاضا برای آن جنس بستگی دارد. در بازار طلا شما به محض اراده می توانید طلای خود را به فروش برسانید. همیشه تقاضا در این بازار به قدری بالا است که جنس روی دست کسی باقی نماند. اما در بازار ملک شما برای فروش یک ملک و تبدیل آن به پول نقد گاهی نیاز به ۶ ماه تا یک سال زمان خواهید داشت. در حال حاضر طلا، دلار و سپرده های بانکی بالاترین میزان نقد شوندگی را در اقتصاد ایران دارند. میزان سرمایه لازم برای ورود: هر بازاری برای ورود نیاز به یک سرمایه حداقلی دارد. برخی بازارها مانند بازار مسکن نیاز به سرمایه زیاد و برخی بازارها هم مانند بورس و طلا با سرمایه کم هم قابلیت سوددهی دارند. در بازار ایران در حال حاضر بازار بورس کمترین مبلغ را برای ورود نیاز دارد.

جداول مقایسه نرخ رشد بازارهای مختلف

بهترین سرمایه گداری در ایران

جدول بالا نرخ رشد بازارهای مختلف در ۱۰ سال گذشته به تفکیک سال را نشان می دهد.

بهترین سرمایه گداری در ایران

این نمودار نشان دهنده متوسط نرخ رشد بازارهای مختلف در بازه های مختلف را نمایش می دهد. همانطور که می بینید، بازار سکه و بورس و بعد مسکن شرایط بهتری را به ثبت رسانده اند.

بهترین روش سرمایه گذاری در ایران در حال حاضر چیست؟

با بررسی معیارهای مختلف، سه بازار مسکن، سکه و بورس را می توان به عنوان بهترین روش های سرمایه گذاری در ایران دانست. بازار سکه با توجه به نرخ رشد مشخصی که در بازه ای طولانی از خود نشان داده و وابستگی مستقیم آن به بازارهای جهانی، هنوز هم به عنوان یک سرمایه گذاری پشتیبان شناخته می شود. از این رو سرمایه گذاری در این بازار می تواند در طولانی مدت بدون ریسک و با نرخ بازدهی بالا باشد. بازار مسکن نرخ سود کمتری نسبت به بازار سکه داشته است؛ اما ریسک کمتری هم نسبت به آن دارد. افزایش قیمت مسکن در ایران در دوره های مختلف به صورت ثابت عمل کرده و این چرخه تبدیل به یک چرخه ثابت برای این بازار شده است. بازار بورس هم به دلیل امکان حضور با سرمایه های کمتر، سود دهی قابل توجهی داشته است. این بازار نیز از جمله روش های سرمایه گذاری ایده آل در ایران محسوب می شود.

بهترین روش سرمایه گذاری در ایران در حال حاضر با سرمایه اندک

همانطور که گفتیم در حال حاضر اعداد و ارقام نشان می دهد که بازار بورس بهترین روش سرمایه گذاری در ایران برای سرمایه های اندک است. این بازار با نرخ سود مناسبی که دارد برای سرمایه های اندک افراد نرخ رشد خوبی ایجاد می کند.

بهترین روش سرمایه گذاری در ایران در حال حاضر با سرمایه زیاد

برای سرمایه های زیاد بهترین روش سرمایه گذاری با در نظر گرفتن تمام جوانب، ورود به بازار مسکن است. البته بازار سکه نیز به دید طولانی مدت و بالای ۱۰ سال می تواند درصد بازگشت سرمایه قابل توجهی برای سرمایه گذاران به ارمغان بیاورد.

ادامه مطلب
کتاب های موفقیت و ثروت
معرفی ۱۵ تا از بهترین کتاب های موفقیت و ثروت که حتما باید بخوانید

بهترین کتاب های موفقیت چه کمکی به ما می کنند؟ آیا اصلاً خواندن آن ها فایده ای دارد یا صرفاً به یک منبع درآمد برای نویسندگانشان تبدیل شده اند؟ انسان هنگامی که پا روی کره خاکی می گذارد، دوست دارد با گذر هر لحظه به کمال و موفقیت بیشتری دست یابد. حتی راه رفتن و سخن گفتن هم اهداف ابتدایی او برای رسیدن به کمال هستند. هنگامی که بزرگ تر می شویم، دوست داریم موفقیت هایمان گسترده تر شود و فردی تأثیرگذار در جامعه باشیم. به همین علت دست به دامان کتاب ها و آموزش هایی می شویم که توسط افراد موفق تألیف شده اند تا از این طریق با ادامه دادن راه و روش آن ها، بتوانیم سریع تر و بیشتر رشد کنیم. امروزه یکی از منابعی که در این زمینه بسیار کمک کننده است، علاوه بر صحبت با افراد موفق، خواندن بهترین کتاب های موفقیت و ثروت است.

مزایای استفاده از کتاب های موفقیت و ثروت

اگر دقت کرده باشید، در سال های اخیر تعداد کتاب هایی که در زمینه موفقیت و ثروت، انگیزش، کسب و کار و غیره تألیف شده اند، رشد زیادی داشته است. دلیل این امر، گرایش جوامع مختلف به این موضوعات است؛ اما استفاده از این کتاب ها چه مزایایی می تواند داشته باشد؟ اگر یک کتاب موفقیت را بخوانید، متوجه می شوید علاوه بر راهکارهایی که برای پیشرفت در زندگی به شما ارائه می کند، از نظر انگیزشی نیز تأثیر بسیار زیادی روی ذهنتان دارد. این دو در کنار هم باعث می شوند قدرت ذهنی بیشتری برای شروع کارهایتان داشته باشید. به همین علت فرد برای خواندن کتاب های دیگر در این زمینه مشتاق تر می شود و روز به روز اطلاعات بیشتری به دست می آورند. همین عامل نیز سرعت موفقیت آن ها را چند برابر می کند. این کتاب ها، اکثراً از نتایج تجربه افراد موفق در زندگی جمع آوری شده اند و منابعی بسیار غنی ای دارند. از این رو اگر می خواهید یک الگوی بی نظیر داشته باشید، بهتر است خواندن این گونه کتاب ها را به صورت روزانه در برنامه کاری خود قرار دهید.

لیستی از بهترین کتاب های موفقیت و ثروت که باید بخوانید

کتاب هایی که در زمینه موفقیت منتشر شده اند، حاصل کار نویسندگان بزرگی در سراسر دنیاست. این کتاب ها به زبان های مختلفی ترجمه می شوند. هر چند تنوع کتاب های موفقیت و ثروت بسیار زیاد است؛ ولی نویسندگانی که بسیار شناخته شده هستند، تعدادشان محدود است. با این وجود این نویسندگان آثار غنی ای از خود بر جای گذاشته اند. در این مقاله سعی داریم که تعدادی از بهترین کتاب ها را در این زمینه برای شما معرفی کنیم.

۱- بخواهید تا به شما داده شود (Ask And It Is Given)

کتاب موفقیت و ثروت بخواهید تا به شما داده شود

یکی از ناب ترین کتاب هایی که در زمینه ی موفقیت و قانون جذب می توانید پیدا کنید، کتاب “بخواهید تا به شما داده شود”، اثر استر و جری هیکس، است. استر و همسرش جری، با همکاری هم این کتاب را به نگارش درآورده اند. این زوج در زمینه ی قانون جذب کار می کنند و به علت تجربیات زیاد و عمیقی که در این زمینه دارند توانستند در مدت زمان کوتاهی، انتشار بهترین کتاب های این زمینه، مانند سارا، تعالیم آبراهام، بازی برنده ها و غیره را در کارنامه ی خود بگنجانند. این کتاب توسط شهکام جولایی به فارسی ترجمه و توسط انتشارات جویا منتشر شده است. با توجه به این که کتاب بخواهید تا به شما داده شود دارای محتوا و معنای ساده و پر مفهومی است، برای تمام گروه های سنی مناسب است.

خلاصه کتاب بخواهید تا به شما داده شود

کتاب بخواهید تا به شما داده شود، یکی از بهترین کتاب های موفقیت است که نکته های بسیار جالبی از قانون جذب و ارتعاش را در خود جای داده است. ۲۲ نکته کارآمد و پربار در این کتاب گردآوری شده است تا مخاطب به کمک آن ها بتواند به خواسته های مادی و معنوی خود دست یابد. با سر کار آمدن قانون جذب، سؤالات زیادی در ذهن مخاطبان این کتاب ها به وجود آمد که استر و جری هیکس در این کتاب پربار، بسیاری از آن ها را پاسخ داده اند. همچنین می توان گفت این کتاب بهترین منبع برای کسانی است که دوست دارند قانون جذب را بهتر فراگیرند. در این کتاب احساسات و ارتعاش حاصل از تفکرات فرد کاملاً بررسی می شود تا مراحل جذب خواسته ها دقیق تر انجام گیرد. با مطالعه ی این کتاب می توان در هر زمینه ای از جمله سلامت، ثروت، آرامش و غیره جذب های فوق العاده ای خواهید داشت.

۲- قله ها و دره ها اثر اسپنسر جانسون (Peaks And Valleys)

کتاب موفقیت و ثروت قله ها و دره ها اثر اسپنسر جانسوناگر به دنبال کتابی هستید که در چالش ها و فراز و نشیب های زندگی به کمکتان بیاید، قله ها و دره ها انتخابی بی نظیر خواهد بود. چگونه می توان فراز و نشیب های زندگی را پشت سر گذاشت و از آن ها بهره فراوان گرفت؟ جواب این سؤال را در قله ها و دره ها می توان یافت. قله ها و دره ها، اثر اسپنسر جانسون، توسط انتشارات قطره منتشر شده است. ندا شاد نظر این کتاب را به فارسی ترجمه کرده است و چندین مرحله چاپ مجدد شده است. اسپنسر جانسون کتاب هایی مانند بیرون از هزارتو، کتاب بله یا خیر، اولین فروشنده بزرگ دنیا و غیره را در کارنامه خود دارد.

خلاصه ای از کتاب قله ها و دره ها

این کتاب به صورت داستانی نوشته شده است و زندگی مردی را تحلیل کرده است که قصد دارد از خستگی زندگی در دره رها شود. هر چند در این داستان، رسیدن به قله و حل مشکلات در دره به عنوان نماد مطرح شده اند؛ ولی در اصل قله، رسیدن به موفقیت و دره مشکلات را نشان می دهد. نویسنده در این کتاب توانسته به خوبی این دو موضوع را شرح دهد. داستان کتاب از این قرار است: پیرمرد با تجربه ای که در قله زندگی می کند، به عنوان راهنمای مردی جوان، رهنمودهایی را برای وی عنوان می کند و باعث می شود تا رسیدن به قله و داشتن یک دیدگاه مثبت و کارساز در دره، زندگی مرد را سر و سامان دهد.

۳- بیندیشد و ثروتمند شوید (Think & Grow Rich)

کتاب موفقیت و ثروت بیندیشد و ثروتمند شوید

کسانی که دوست دارند فرصت های مالی را از دست ندهند و در دنیای تجارت هایی مانند سرمایه گذاری در بورس به خوبی عمل کنند، بهتر است کتاب های ثروتمند شدن و راهکارهای آن ها را بیاموزند. هر چند برخی از کارها مانند سرمایه گذاری در بورس باید با تحلیل های اقتصادی تنظیم شود؛ ولی بهتر است بدانید که ذهنیت فرد و داشتن تفکری ثروتمند نیز بسیار در موفقیت این گروه مؤثر است. تمام تغییرات بزرگ از ذهن آغاز می شود. کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید نوشته ناپلئون هیل است. این کتاب توسط مهدی فراچه داغی به فارسی ترجمه شده است و از انتشارات نسل نو اندیش می باشد. ناپلئون هیل کتاب های دیگری مانند قانون موفقیت، چگونه درآمد خود را افزایش دهید، نکات کلیدی اصلی برای ثروتمندی و … در کارنامه وی ثبت شده اند. پس از خواندن این کتاب شما می توانید در حوزه های مالی خصوصاً بازار بورس بسیار بهتر فعالیت کنید. علاوه بر این کتاب از مقالات سایت خانه سرمایه نیز می توانید کمک بگیرید.

خلاصه کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

در این کتاب، تحقیقات ۲۰ ساله نویسنده در مورد زندگی ثروتمندان جمع آوری شده است و توانسته ۱۶ قانون موفقیت را کشف کند. در این کتاب ۱۳ قدم برای رسیدن به رؤیاها بررسی شده که شامل مواردی مانند، اشتیاق، ایمان، پیشنهاد، تخصص، تصویر سازی، برنامه ریزی، تصمیم، پشتکار، قدرت ذهن برتر، راز میل جنسی، ضمیر ناخودآگاه، مغز و حس ششم است. این کتاب توانسته است تغییرات زیادی در زندگی افراد جویای موفقیت ایجاد کند.

۴- کتاب موفقیت و راز ثروت (Secret Attracting Money)

کتاب موفقیت و راز ثروت

از دیگر کتاب های پرفروش جو ویتالی، نویسنده بزرگ قانون جذب راز ثروت است. جو ویتالی کتاب های مختلفی در مورد موفقیت در کسب و کار نوشته است که منابعی غنی در زمینه موفقیت هستند. کتاب هایی مانند کاننت بلبل، قدرت بازاریابی تکان دهنده، بازاریابی معنوی، نوشتن خواب آور و … جزو کتاب هایی است که در زمینه کسب و کار بسیار ارزشمند هستند. ناشر کتاب راز ثروت، انتشارات طاهریان است و توسط مجتبی قره باغی به فارسی ترجمه شده است.

خلاصه ای از کتاب راز ثروت

برخی افراد تصور می کنند که راز ثروتمند شدن، تلاش بسیار است؛ ولی ممکن است با تلاش زیاد هم به ثروت نرسید. افکار و اعمال فرد می توانند او را در ثروتمند شدن یاری کنند. یکی از تفکرات مخرب در این زمینه، داشتن تفکرات منفی در مورد بخشش است. کسانی که دوست دارند زندگی مرفهی را تجربه کنند، بهتر است به این نکته توجه کنند که نیازی نیست همیشه دارایی بسیاری داشته باشند تا بتوانند بخشنده باشند. اگر از چیزهای کوچکی که داریم نیز به دیگران هدیه کنیم، قطعاً درهای ثروت به روی ما باز می شود و موفقیت و ثروت بیشتری به سمتمان سرازیر می شود. در کتاب راز ثروت، در این زمینه صحبت شده است و نویسنده، شبهه ها و مثال هایی نیز در آن عنوان کرده تا بهتر مفهوم آن درک شود.

۵- اثر مرکب نوشته دارن هاردی (The Compound Effect)

کتاب موفقیت و ثروت اثر مرکب نوشته دارن هاردی

از بهترین کتاب هایی که می توانید در هر سنی شروع به خواندن آن کنید و مابقی عمر خود را با کمک آن بهبود ببخشید، کتاب اثر مرکب، نوشته دارن هاردی است. مطالعه این کتاب توسط اساتید بزرگی مانند آنتونی رابینز و برایان ترایسی نیز توصیه شده است و همین امر نشان دهنده اهمیت مطالب کتاب برای دستیابی به موفقیت است. دارن هاردی کتاب های دیگری مانند امسال تکرار نخواهد شد، دیوانگان ثروت ساز، تصمیمات سرنوشت ساز، بهترین سال زندگی تو و غیره را به نگارش درآورده است.

خلاصه ای از کتاب اثر مرکب

در این کتاب اثرات فوق العاده ای که عادت های کوچک بر روی زندگی شما می گذارند، به خوبی نشان داده شده است. دارن هاردی در این کتاب به شما می گوید که رفتارهای معمولی که هر روز ممکن است چند دقیقه از وقتتان را بگیرد، به مرور اثر مرکبی بر جای خواهد گذاشت که باعث می شود بتوانید سریع تر رشد کنید. انرژی چندانی ممکن است برای این کار صرف نکنید؛ ولی قطعاً نتیجه آن می تواند تأثیرات شگرفی بر زندگی شما داشته باشد. این کتاب به خصوص برای کسانی که فکر می کنند باید تغییرات بزرگ در زندگی خود بدهند بسیار مناسب است. افراد با خواندن این کتاب می توانند درک کنند که تغییرات جزئی در سبک زندگی نیز می تواند به مرور زمان پیشرفت های زیادی را در زندگی شان به وجود آورد.

۶- چهار اثر از فلورانس اسکاول شین (The Widsom Of Florence Scovel Shinn)

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

فلورانس اسکاول شین از نویسندگانی است که کتاب های بسیار معروفی را در زمینه سبک زندگی تألیف کرده است. کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین در اصل خلاصه ای از ۴ کتاب معروف اوست که در یک کتاب گرد هم آورده شده اند. کتاب هایی مانند بازی زندگی و شیوه آن، راهی نهان به سوی پیروزی، گفتار تو چوب جادوی توست و غیره از بهترین کتاب های موفقیت این نویسنده معروف هستند. این کتاب با ترجمه گیتی خوشدل توسط نشر پیکان منتشر شده است.

خلاصه چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

خانم فلورانس اسکاول شین در این کتاب، زندگی را یک بازی می داند که قواعد شگفت انگیزی دارد. آموختن این قواعد به شما کمک می کند تا با به کار گیری آن ها راه و رسم موفق شدن را دریابید و از آن ها استفاده کنید. این کتاب ۴ بخش دارد که شامل موارد زیر است:

  • بازی زندگی و راه این بازی
  • کلام تو، عصای معجزه گر توست
  • در مخفی توفیق
  • نفوذ کلام

در بخش اول آن بازی زندگی توضیح داده شده است و سه بخش دیگر با توجه به کلام و اثر آن بر زندگی، نکاتی را به مخاطب گوشزد می کند.

۷- قدرت در درون ماست (The Power Is Within You)

قدرت در درون ماست

قدرتی که در درون هر فرد نهفته است، بسیار زیاد و تأثیرگذار است؛ اما کمتر کسی توانسته آن را به طور کامل درک کند. لوئیز ال هی در کتاب قدرت در درون ماست، تعدادی از رموز و قدرت درون هر انسان را بررسی می کند. لوئیز هی کتاب های زیادی نوشته است. آثار وی مانند “خودت را دوست داشته باش”، “افکار قلب”، “قدردانی، یک راه زندگی”، “زندگی، بازتاب سفر شما” تعدادی از کتاب های او هستند که به زبان های مختلف از جمله فارسی ترجمه شده اند. قدرت در درون ماست از جمله کتاب های انتشارات لیدا است که توسط عبدالرسول دیو سالار به فارسی ترجمه شده است.

خلاصه کتاب قدرت در درون ماست

این کتاب به سؤالاتی مانند شما چه کسی هستید، نظرتان در مورد زندگی چیست، برای چه زندگی می کنید و … پاسخ می دهد. لوئیز هی می گوید قدرتی در درون خود دارید که شما را به سعادت، روابط خوب و شغل و درآمد بالا می رساند؛ فقط کافی است آن ها را کشف کنید. نکاتی در فصل های مختلف کتاب گنجانده شده که مواردی همچون پیروی از صدای درون، مسئولیت پذیری، قدرت کلمات، بروز احساسات، حرکت به آن سوی دردها و غیره را در خود دارد. با به کار گیری این راهکارها، می توان تغییر و تحول را در زندگی خود مشاهده کرد و به موفقیت های بسیاری دست یافت.

۸- موفقیت نامحدود در ۲۰ روز (Unlimited Power)

موفقیت نامحدود در ۲۰ روز

آنتونی رابینز از افرادی است که به عنوان اسطوره پیشرفت و موفقیت در عصر جدید شناخته می شود. آنچه باعث معروف شدن وی شده، رشد فوق العاده در بازه زمانی کم و استفاده از تکنیک های ذهنی و پشتکار بالاست. کتاب موفقیت نامحدود در ۲۰ روز از جمله کتاب های پرفروش این نویسنده بوده که توسط فریبا جعفری به فارسی ترجمه شده است. طرفداران این کتاب، نسل نواندیش را بر آن داشته اند تا کتاب را ۳۰ مرتبه تجدید چاپ کند. کتاب هایی مانند قدرت درون ۱، ۲ و ۳ از کتاب های پرفروش این نویسنده بزرگ هستند.

خلاصه کتاب موفقیت نامحدود در ۲۰ روز

همان طور که از نام این کتاب پیداست، برنامه ریزی دقیق و تمرین های جالبی برای ۲۰ روز پیاپی وجود دارد که باید طبق آن ها عمل کنید. مقدمه کتاب با عوامل عمده برای رسیدن به موفقیت که شامل موضوعاتی مانند هدف گذاری، شروع و بازبینی نتایج آغاز می شود. در کتاب موفقیت نامحدود در ۲۰ روز مسائلی مانند بررسی شکست ها، تغییرات به وجود آمده، اهرم رنج و لذت، نیروهای کنترل کننده و غیره مورد بررسی قرار گرفته اند و تمریناتی در این موارد به فرد داده شده است. فرد باید تغییرات را در خود به وجود آورد تا بتواند به خواسته خود دست یابد. این تغییرات با تکنیک هایی مانند شرطی سازی، باور سازی و غیره انجام می گیرد.

۹- چه کسی پنیر مرا جابجا کرد (Who Moved My Cheese)

چه کسی پنیر مرا جابجا کرد

اگر می خواهید یکی از بهترین کتاب های موفقیت برای تمام سنین به خصوص کودکان و نوجوانان را بخوانید، بهتر است به سراغ کتاب “چه کسی پنیر مرا جابجا کرد” بروید. این کتاب زیبا و پر محتوا دارای نکات بسیار آموزنده ای است که در قالب داستان به مخاطب ارائه شده است و آنقدر راحت در ذهن جای می گیرد که هیچ گاه فراموشتان نخواهد شد. این کتاب، به نویسندگی اسپنسر جانسون، روش های شگفت انگیزی را برای مواجه شدن با تغییرات در کار و زندگی بشر نشان داده و توسط مهرناز صائمی به فارسی ترجمه شده است. انتشارات اختران نیز ناشر کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد، است. البته ترجمه های مختلفی ممکن است از این کتاب ها در بازار ببینید؛ ولی ترجمه رسمی آن ها مدنظر است. از دیگر کتاب های این نویسنده می توان مادر یک دقیقه ای، پدر یک دقیقه ای، قله ها و دره ها، کتاب مدیر یک دقیقه ای و غیره را نام برد.

خلاصه کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد

در این کتاب داستان دو موش که با هم دوست هستند، به نگارش درآمده است. این دو موش هر دو انباری از پنیر دارند که می توانند از آن استفاده کنند؛ اما رویه هر کدام متفاوت است. یکی از این موش ها تصمیم می گیرد قبل از این که انبار پنیرش تمام شود، پنیر دیگری پیدا کند و در دالان های تو در تو به دنبال اهداف خود می رود. در این کتاب توضیح داده شده است که قبل از به هم ریختن شرایط زندگی و کسب و کار، بهتر است روش دیگری هم پیدا کنید که به یک باره غافلگیر شرایط نشوید. این روش باعث می شود تا با آرامش خاطر بیشتری زندگی کنید و احساس ترس و دلهره تان در مواقعی که مشکلات به شما هجوم می آورند، به مراتب کمتر باشد.

۱۰- محدودیت صفر (Zero Limits)

محدودیت صفر

کتاب های مختلفی در زمینه موفقیت و قانون جذب به بازار عرضه شده اند؛ ولی محدودیت صفر در واقع کتابی است که ماورای کتاب هایی از این دست است. این کتاب را می توان جزو بهترین کتاب های موفقیت دانست. نویسنده آن، جو ویتالی، از نویسندگان مشهوری است که در فیلم راز نیز ایفای نقش کرده است. این نویسنده کتاب های زیادی مانند هر دقیقه یک مشتری، عامل جذب، حضور در وضعیت صفر و غیره را نگاشته است. البته کتاب محدودیت صفر با همکاری دکتر ایهالیا کالاهولن نوشته و توسط انتشارات کتیبه پارسی به بازار عرضه شده است.

خلاصه کتاب محدودیت صفر

کتاب محدودیت صفر کتابی است که رازهایی از ساکنآن هاوایی و سنت های قدیمی آن ها را برملا می کند. این کتاب عنوان می کند که خاطرات و مسائل زندگی در ضمیر ناخودآگاه انسان ماندگار می شوند و بدین صورت بازپخش آن ها دائماً باعث می شود تا مشکلات تکراری سر راه انسان قرار گیرد. با پاک کردن این خاطرات که به معنای پاک سازی درون است، الوهیت درون هر کسی، بهترین راه را در زندگی به وی نشان می دهد و همین امر سبب می شود تا بتوانند از بازپخش خاطرات و بروز مشکلات مجدد جلوگیری کنند. کتاب حضور در صفر، تکمیل کننده ای از این کتاب پربار است که توصیه می شود پس از خواندن محدودیت صفر، حتماً خواندن آن را هم از یاد نبرید.

۱۱- کتاب پدر پولدار پدر فقیر اثر رابرت کیوساکی (Rich Dad Poor Dad)

کتاب پدر پولدار پدر فقیر اثر رابرت کیوساکی

بزرگان موفقیت و ثروت، معتقدند که نگرش انسان نسبت به ثروت و کسب و کار می تواند در بهبود شرایط مالی وی اثر زیادی داشته باشد. رابرت کیوساکی، یکی از بزرگان کسب و کار و موفقیت در این زمینه تحقیقاتی انجام داده است. وی کتاب پدر پولدار پدر فقیر را در مورد دو نگرش نسبت به کار و پول نوشته است. پدر پولدار پدر بی پول معروف ترین کتاب اوست. این کتاب توسط دکتر فرزام حبیبی اصفهانی ترجمه شده و نشر برات علم آن را منتشر کرده است. کتاب های دیگری مانند چهار راه پول سازی، راهنمای سرمایه گذاری موفق جزو کتاب های پرفروش کیوساکی هستند.

خلاصه ای از کتاب پدر پولدار پدر فقیر

در این کتاب دو پدر پولدار و بی پول با هم مقایسه می شوند. این دو نفر از نظر تحصیلات دانشگاهی، هزینه های تحصیل و زندگی و موارد متعددی با هم متفاوت عمل کرده اند. جالب است که در این کتاب متوجه می شوید تفکر پدر بی پول با طیف وسیعی از مردم جامعه هماهنگی بیشتری دارد. با خواندن این کتاب پی خواهید برد که چرا ثروتمندان روز به روز ثروتمندتر و فقیران، فقیرتر می شوند. همه این مسائل به نگرش و طرز برخورد آن ها با مسائل زندگی ارتباط دارد. آموزش سواد مالی توسط پدر پولدار یک نیاز اساسی معرفی می شود. پدر پولدار معتقد است، ثروتمندان برای پول کار نمی کنند؛ ولی پدر بی پول کار کردن را یک نیاز برای گذران زندگی می داند. روی هم رفته خواندن این کتاب به شما کمک می کند تا طرز برخورد خود را درباره کسب و کار و پول ،در صورت لزوم، تصحیح کنید و پول بیشتری را به سمت خود بکشانید.

۱۲- کتاب سارا اثر استر هیکس (Sara Book)

کتاب سارا اثر استر هیکس

همیشه آموزش در قالب داستان، کارایی بیشتری داشته است. کتاب سارا نیز به صورت رمان نوشته شده است. این کتاب نه تنها برای بزرگسالان بلکه برای کودکان و نوجوانان نیز سبک نوشتاری مناسبی دارد. استر هیکس و همسرش جری، جزو اولین آموزش دهندگان قانون جذب هستند. استر هیکس با موجودی خیالی به نام آبراهام در ارتباط است که حاصل الهامات اوست. بسیاری از قوانین جذب از این طریق به استر الهام شده است. استر هیکس کتاب هایی مانند بخواهید تا به شما داده شود را هم در کارنامه خود دارد. کتاب سارا توسط ارغوان جولایی به فارسی ترجمه شده و ناشر آن نیز انتشارات جویا است که بهترین کتاب های موفقیت را منتشر کرده است.

خلاصه ای از کتاب سارا استر هیکس

این مجموعه در سه جلد به زبانی ساده و جذاب نوشته شده است. سارا نام دختر بچه ای است که با جغدی به نام سلیمان در ارتباط است. مسائل بین سارا، دنیای اطراف او و سلیمان باعث می شود تا آموزش های قانون جذب کاملاً ملموس و ساده به سارا ارائه شود. سؤالاتی که سارا در زندگی روزمره خود با آن ها مواجه می شود، ممکن است سؤال افرادی باشد که جویای نکات این قانون هستند. پاسخ به این سؤالات در کتاب سارا ابهامات مربوط به قانون جذب را از بین می برد.

۱۳- کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد (Write It Down Make It Happen)

کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد

خداوند در قرآن به قلم و آنچه می نویسد قسم یاد کرده است. شاید این قسم، همان تأکیدی باشد که اساتید موفقیت برای نوشتن اهداف و آرزوها دارند. هنریت کلاوسر نویسنده آمریکایی در کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد، نوشتن اهداف و آرزوها را یک اصل می داند. کلاوسر آثار پرباری دارد که می توان “به قلبت را روی کاغذ بیاور” و “با هر دو طرف مغزت بنویس” را جزو کتاب های پرفروش او دانست. کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد را جهان قطب شاهی و ندا رشیدی به فارسی ترجمه کرده اند و توسط انتشارات کتیبه پارسی، منتشر شده است.

خلاصه کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد

در کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد، نویسنده بیان می کند که نوشتن اهداف نشان دهنده این است که شما دقیقا می دانید که چه چیزی می خواهید. هر چه جزئیات آرزوها و اهدافتان را بیشتر بدانید، رسیدن به آن ها نیز راحت تر است. هنگامی که شروع به نوشتن می کنید، احساساتتان بر خواسته هایتان متمرکز می شود. همین امر سبب می شود تا قدرت جذبتان به مراتب بالا رود. همچنین برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف، دقیق تر خواهد بود. کلاوسر در این کتاب عنوان می کند، افراد معروف رؤیاهای خود را نوشته اند و شاید سال ها بعد که به آن ها دست یافتند، به قدرت نوشتن پی برده اند.

۱۴- کتاب قدرت حال اثر اکهارت تال (The Power Of Now)

کتاب قدرت حال اثر اکهارت تال

هنگامی که شروع به خواندن کتاب قدرت حال می کنید، انرژی جز به جز آن را به خوبی درک می کنید. کتابی که به شما یاد می دهد، چگونه گذشته و آینده را رها کنید و از دارایی واقعی خود یعنی زمان حال لذت ببرید. اکهارت تال در این کتاب، حضور در لحظه حال را بررسی می کند. این نویسنده آلمانی- کانادایی، یک معلم معنوی است. آثار تال مانند “زمینی نو” و “سکوت سخن می گوید” نیز طرفداران زیادی در سطح دنیا دارند. توصیه می کنم “قدرت حال” و بهترین کتاب های موفقیت از این دست را بارها و بارها بخوانید؛ زیرا هر بار نکته ای جدید از آن ها یاد می گیرید.

خلاصه کتاب قدرت حال

در این کتاب به شما قدرت زمان حال و اثری که حضور در لحظه بر روی زندگی دارد، نشان داده می شود. توله در قدرت حال مثال هایی می زند که نشان می دهد، تمام ناتوانی های ذهن، باعث می شوند تا از پیشرفتتان در زندگی عقب بمانید. این ناتوانی ها از خاطرات گذشته یا ترس از آینده می آیند. پس بودن در زمان حال، شما را به منبع نامحدود متصل می کند. هنگامی که کاملاً در زمان حال باشید، قدرتی فوق العاده و آرامشی عمیق خواهید داشت.

۱۵- قورباغه ات را قورت بده اثر برایان تریسی (Eat That Frog)

قورباغه ات را قورت بده اثر برایان تریسی

انتخاب نام این کتاب، باعث شده است تا یک بار شنیدن نامش آن را برای همیشه در ذهنتان نگه دارد؛ اما “قورباغه ات را قورت بده” یک نماد برای انجام دادن کارهای سخت ما است و منزجر کننده باشد. برایان تریسی، استاد معروف موفقیت و مدیریت در دنیا، این کتاب را تألیف کرده است. وی کتاب هایی مانند “قدرت بیان”، “مدیریت زمان”، “روانشناسی فروش” و غیره را در لیست کتاب های پرفروش خود دارد. “قورباغه ات را قورت بده” به زبان های متعددی ترجمه شده است. این کتاب توسط مترجم های مختلفی از جمله مجتبی نظر بیگی به فارسی برگردانده شده است. انتشارات لیدا نیز کتاب را منتشر کرده است.

خلاصه ای از کتاب قورباغه ات را قورت بده

اگر اهل برنامه ریزی باشید، می دانید که در هر روز تقریباً چه کارهایی را باید انجام دهید. برایان تریسی در کتاب قورباغه ات را قورت بده، به این نکته اشاره می کند که در بین کارهای روزمره تان، کاری را انتخاب کنید که انجام دادن آن برایتان سخت تر است. این نوع کارها معمولاً ذهن را بیشتر درگیر می کنند و مانند باری بر دوش ما هستند. پس انجام دادن سریع تر آن ها سبب می شود تا آرامش ذهنی بیشتری داشته باشیم. از این رو برای رسیدگی به بقیه کارها، بهتر عمل می کنیم و ذهنی آزادتر داریم.

ادامه مطلب
آموزش چرتکه
آموزش چرتکه برای همه سنین

طبق یافته های علمی، سن ۴ الی ۷ سال بهترین سن برای یادگیری مفاهیم جدید است. قدرت فهم مغز، عالی است و می توان هر چیزی را برای مدت طولانی تری به خاطر سپرد. یکی از مفاهیمی که به عنوان یک ضرورت مطرح است و هر کودکی لازم است با آن آشنا شود، ریاضیات است. یادگیری ریاضیات در رشد اعتمادبه نفس، توسعه تفکر انتقادی مؤثر است؛ اما نکته ای که حائز اهمیت است، آموزش گام به گام این علم است. در غیر این صورت شاید برای کودک سخت به نظر بیاید. بدیهی است، فراهم کردن امکانات به منظور افزایش جذابیت ریاضیات، می تواند فرآیند یادگیری را برای کودک ساده تر کند. یکی از راه های بهبود کیفیت یادگیری استفاده از چرتکه است. این روش، مدتی است در مدارس و محیط های آموزشی ترویج یافته است. استفاده از چرتکه، نه تنها نیمکره چپ مغز کودک را به کار می گیرد، بلکه به توسعه و رشد توانایی های مغز وی کمک می کند. همچنین کار با این وسیله، درس خواندن را برای کودک سرگرم کننده و لذت بخش می کند. ریاضیات توانایی تفکر جانبی را ایجاد می کند.

آموزش چرتکه برای کودکان شامل هماهنگی بین دست و چشم است. این عمل، نیم کره راست مغز را تحریک می کند. انجام دادن چند کار هم زمان برای این کودکان سخت نیست. کودک شما همین گونه در ورزش یا اوریگامی و یا موسیقی، درصورتی که چر تکه را به خوبی بلد باشد، خوب عمل خواهد کرد. آن ها توانایی تفکر بیرون از جعبه را نیز یاد خواهند گرفت و این کار  درنهایت آن ها را خلاق تر می کند. نخستین چیزی که با شروع یک برنامه ی آموزشی برای کودکان به دست می آید، رشد سرعت و مهارت های محاسباتی است. کودکانی که از چرتکه استفاده می کنند، از حل کنندگان ماهر مسائل می شوند. فقط ۳۰ دقیقه تمرین در روز می تواند به کودک در انجام محاسبات پیچیده در کسری از ثانیه کمک کند.

چرتکه چیست؟

شاید با شنیدن نام چرتکه، یاد وسیله ای چوبی و قدیمی بیفتیم که درگذشته از آن استفاده می شد. ابزاری قدیمی برای محاسبه ی چهار عمل اصلی است که هنوز در بسیاری از کشورهای آسیایی مورداستفاده قرار می گیرد. چرتکه قدیمی ترین کامپیوتر جهان با قدمتی بیش از ۲۰۰۰ سال است. هم اکنون نیز به عنوان یک ابزار ریاضی مهم در عصر دیجیتال مورداستفاده قرار می گیرد. این واژه در فارسی احتمالاً از روسی گرفته شده است. گونه ی روسی آن، چوتی یا شوتی نام دارد. با استفاده از اصول آموزشی چرتکه ژاپنی سوروبان در کنار محاسبات ذهنی و با استفاده از تکنیک های پیشرفته و چندرسانه ای مبتنی بر یادگیری برای کودکان، آن ها به سرعت، توانائی یادگیری این روش و درنتیجه محاسبات ریاضی را به صورت کاملاً حرفه ای و سریع و دقیق بر روی چرتکه و ذهن خود انجام دهند. در این روش کودکان همگام با یادگیری و آشنایی مراحل اولیه را به صورت مجازی و ذهنی قادر خواهند بود مسائل ریاضی را به صورت تصوری و در ذهن خود انجام دهند.

آموزش چرتکه

لکومس یا محاسبات چرتکه ای چگونه است؟

لکومس (محاسبات ذهنی و ریاضی چرتکه ای) یک روش ریاضی بر اساس اصول محاسبه چرتکه ژاپنی است. این روش، نوعی تصویر مجازی از چرتکه در ذهن فرد ایجاد می کند. درواقع فرد پس از مدتی، محاسبات را به صورت ذهنی با سرعت بالا انجام خواهد داد. تمرین به صورت تصور ذهنی باعث افزایش قدرت حافظه و شکل گیری مناسب ذهن برای کودکان می گردد. تمرین سرعت باعث واکنش بهتر در کودکان می گردد. علاوه بر این در آموزش با توجه به تمرین شنیداری، کودکان را تشویق می کند که به هنگام مطالعه تمام توجه خود را معطوف کنند. کار با چرتکه نیازمند هماهنگی عصب اصلی اعضای بدن مانند چشم، گوش و انگشتان است. تمرین ثابت و مداوم با استفاده از چرتکه باعث تحریک مغز و افزایش قدرت پاسخگویی و فکری می شود.

آموزش چرتکه

فواید چرتکه

  1. بهبود درک مفاهیم ریاضی
  2. مهارت های محاسباتی را بهتر و سریع تر می کند.
  3. افزایش توانایی حل مسائل
  4. توجه بیشتر به دستورالعمل ها
  5. افزایش اشتیاق گوش دادن
  6. بهبود حافظه
  7. بهبود واکنش مغزی
  8. افزایش قدرت مهارت های ذهنی
  9. افزایش اطمینان و اعتمادبه نفس
  10. افزایش استقامت در مقابل استرس و فشار

روش آموزش محاسبات ذهنی توسط چرتکه

درگذشته برای استفاده از چر تکه، تنها از یک دست کمک گرفته می شد؛ اما آموزش ذهنی، برای جابجایی مهره ها از دو دست برای به حرکت درآوردن مهره ها و محاسبه ریاضی استفاده می شود. آموزش چرتکه توسط هر دو دست باعث می شود که پیام های دست چپ و راست به مغز منجر به توسعه همه جانبه و کل مغز گردد. ازآنجایی که از تمرکز و تخیل دانش آموزان کمک گرفته می شود، نوعی ورزش اعصاب محسوب می شود. همچنین سرعت عمل پاسخگویی را افزایش می دهد. به دانش آموزان کمک می شود تا با تمرکز حافظه خود را قوی کنند تا به هنگام گوش دادن بتوانند سریع پاسخ بدهند.

روش آموزش

در این دوره آموزشی کودکان با استفاده از چرتکه در قالب کلاس و تمرینات در خانه می توانند اعمال جمع و تفریق و ضرب و تقسیم را در سه مرحله انجام دهند. در ابتدای دوره توسط چرتکه محاسبات انجام می شود. در مرحله بعد محاسبات بدون چر تکه و با استفاده از تصور (تصویرسازی از چرتکه) انجام می شود. در مرحله آخر بر اثر تمرین زیاد محاسبات به صورت ذهنی انجام می شود.

این دوره توسط ۳ تکنیک اصلی آموزش داده می شود:

  • تکنیک شنیداری: محاسبات را شنیده و در ذهن به خاطر می سپارند.
  • تکنیک دیداری: محاسبه را در چرتکه انجام می دهند.
  • تکنیک تصویرسازی: پس از آنکه حرفه ای تر شدند می توانند در ذهن خود تصویرسازی کنند و محاسبات را به راحتی انجام دهند.

 آموزش و یادگیری چرتکه

در هر ستون، ۵ مهره موجود است. ۴ مهره پایین و ۱ مهره بالا، با استفاده از خطی (چوبی) از یکدیگر جدا شده اند. به ترتیب از سمت چپ مهره ها شامل یک میلیونی ها، صد هزارگان، ده هزارگان، هزارگان، صدگان، دهگان و یکان هستند. مابقی ستون ها بعد از یکان نیز اعداد اعشاری محسوب می شوند. به عنوان مثال عدد ۲٫۴۶۵٫۷۸۰ بدین صورت نمایش داده می شود:

۲ مهره از میلیونی ها جدا کرده و نمایش می دهیم. در ستون بعدی ۴ مهره جدا می کنیم. در ستون ده هزارگان برای اینکه ۶ مهره جدا کنیم یک مهره از پایین به بالا هدایت می کنیم و تک مهره قسمت بالا را نیز به پایین حرکت می دهیم. در ستون هزارگان، فقط مهره قسمت بالا را به سمت پایین حرکت می دهیم تا عدد ۵ را نشان دهد. در ستون صدگان، برای نشان دادن عدد ۷، دو مهره از قسمت پایین به بالا هدایت می کنیم و تک مهره قسمت بالا را نیز به پایین حرکت می دهیم. در ستون دهگان برای نشان دادن عدد ۸، سه مهره از قسمت پایین به بالا هدایت می کنیم و تک مهره قسمت بالا را نیز به پایین حرکت می دهیم. در ستون یکان هیچ مهره ای نباید حرکت بدهیم تا عدد صفر را نمایش دهد. در بحث آموزش چر تکه هم اکنون می خواهیم ضرب ۷۶ در ۴۸ را انجام بدهیم:

آموزش چرتکه

برای انجام این کار باید چند مرحله را در چرتکه انجام دهیم:

۳۶۴۸=۷۶*۴۸

  • ابتدا باید یکان ها را در هم ضرب کنیم؛ یعنی عدد ۶ در ۸ ضرب و روی چرتکه نشان دهیم. عدد ۴۸ را به این صورت نشان می دهیم که ۸ مهره در ستون یکان و ۴ مهره در ستون دهگان نشان می دهیم.
  • در گام بعدی باید عدد ۸ در دهگان عدد دیگر ضرب کنیم؛ یعنی ۸ ضرب در ۷۰ کنیم. حاصل این عبارت برابر با ۵۶۰ می شود. ۵۶۰ را نیز به این صورت نشان می دهیم که ۵ مهره در صدگان، ۶ مهره در دهگان نشان می دهیم. در ستون یکان نیز مهره ای نباید باشد تا عدد صفر را نمایش دهد.
  • تعداد مهره های ستون دهگان نمی تواند بیشتر از ۱۰ عدد باشد. پس حال که این اتفاق افتاده باید یک مهره از دهگان برداریم و به صدگان اضافه کنیم.
  • در مرحله بعدی باید دهگان ۴۸ در یکان عدد دیگر ضرب کنیم؛ یعنی عدد ۴۰ ضرب در ۶ کنیم. حاصل این عبارت ۲۴۰ است. در ستون صدگان ۲ مهره، در ستون دهگان ۴ مهره و در ستون یکان صفر مهره نمایش می دهیم.
  • در مرحله آخر باید دهگان های دو عدد را در هم ضرب کنیم؛ یعنی ۴۰ در ۷۰٫ حاصل این عبارت ۲۸۰۰ است. در ستون یکان و دهگان مهره ای نداریم و در ستون صدگان ۸ مهره باید باشد. ولی ما قبلاً ۸ مهره در ستون صدگان داشتیم پس نمی توانیم ۸ مهره دیگر اضافه کنیم. پس دو مهره به صدگان اضافه می کنیم. حاصل ۱۰ مهره می شود و سپس می توانیم مهره ها رو به ستون دیگر منتقل کنیم. ۱۰ مهره را از ستون صدگان منتقل می کنیم و به ستون هزارگان ۱ مهره اضافه می کنیم. پس از ستون صدگان ۶ مهره که باقی مانده را قرار بدهیم و ستون هزارگان ۲ مهره را اضافه نماییم.

حالا در ستون یکان ۸ مهره و در ستون دهگان ۴ مهره و در ستون صدگان ۶ مهره و در ستون هزارگان ۳ مهره قرارگرفته است درنهایت جواب ضرب ما ۳۶۴۸ خواهد بود.

آموزش چرتکه

ادامه مطلب
چگونه آهنربای پول و ثروت شویم؟
چگونه آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت شویم؟ ۱۰ قانون آهنربای پول و ثروت شدن

کمتر کسی را می­ توان یافت که با شنیدن این پرسش که “چگونه می توان به آهنربای پول و ثروت تبدیل شد؟” به وجد نیاید و اعلام کند که علاقه ­ای به دانستن پاسخ این پرسش و تبدیل شدن به آهنربایی که از هر طرف پول و ثروت را به سمت خود جذب می‎­کند ندارد.

اندرو یانگ:

من در زندگی به این نتیجه رسیده ام که ثروت یک نگرش ذهنی است و هر کسی می تواند افکار ثروتمندی داشته باشد.

حداقل شما عزیزی که این نوشتار را برای خواندن انتخاب نموده ­اید، مشخص است که حتی اگر شده، یکبار به این موضوع فکر کرده ­اید و در حال حاضر این مقاله را برای مطالعه برگزیده­ اید. حال سوال اصلی اینجاست که چرا با وجود اینکه اکثر افراد دوست دارند پول و ثروت را به سمت خود جذب کنند، درصد اندکی از افراد در جهان واقعاً ثروتمندند؟ چرا افراد به جای آنکه جاذب و مغناطیس پول و ثروت باشند، اکثراً دافع پول و ثروتند؟ در ادامه این نوشتار همراه ما باشید تا بتوانیم علاوه بر یافتن پاسخ­ هایی برای این دست از سوالات، راهکارها و گام­ های علمی و کاربردی موثری را برای تبدیل شدن به آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت بررسی کنیم تا دروازه ­هایی از پول و ثروت بروی ما گشوده شود. به طور کلی قوانین ثابتی بر این عالم هستی حاکم است که خواه، ناخواه زندگی همه­ انسان­ ها را تحت تاثیر خود قرار می­ دهد و خوشبختانه یا متاسفانه باید بگوییم این قوانین زندگی انسان­ ها را در همه جنبه­ ها، حتی مغناطیس و آهنربای پول و ثروت بودن احاطه کرده و افراد دانسته یا نادانسته در تمامی امور زندگی خود این قوانین مهم را به کار می­ گیرند. اما خبر خوب این است که وجود چنین قوانینی در عالم هستی؛ این امکان را به ما می ­دهد بتوانیم به صورت کاملاً آگاهانه و مختار این قوانین متافیزیکی را در جهت کارا و مثبت برای بدل شدن به یک آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت به کار گیریم.

بنیامین دیزرائیلی:

هیچ عاملی تاب مقاومت در برابر خواست انسان را ندارد.

لذا آنچه لازم است برای یافتن پاسخ این پرسش که “چگونه آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت شویم؟” بدانیم، در شناخت این قوانین کائناتی نهفته است و مهم­تر این است که بدانیم در درون ما این قدرت وجود دارد که قوانین خارق­ العاده هستی را در جهت رسیدن به اهدافمان به نفع خود به کار گیریم.

هنری فورد:

فکر کنید که می توانید یا فکر کنید که نمی توانید؛ در هر حالت حق با شماست.

چگونه آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت شویم؟

۱۰ قانون تبدیل شدن به آهنربای پول و ثروت

۱- قانون اشتیاق

شاید بتوان گفت مهمترین نقطه آغاز هر موفقیتی به اشتیاق و عشق به آن هدف بر می­ گردد. البته نه هر نوع اشتیاق، اشتیاقی که در اینجا به آن احتیاج داریم، اشتیاق سوزان است. منظور از اشتیاق سوزان، عشق و اشتیاقی است که در آن جز هدف و مقصود، چیز دیگری را نبینیم و به اصطلاح، این عشق شب و روزمان را از ما بگیرد.

امت فاکس:

اگر بتوانی به اندازه کافی عاشق باشی، آنگاه قدرتمندترین انسان روی زمین خواهی بود.

بنابراین تنها چیزی که باعث می­ شود پول در زندگیمان بماند و پول بیشتری جذب کنیم، عشق است. حس نگرانی، شما را از پول دور می­ کند، بیشتر افراد زمانی که حقوق می­ گیرند یا پولی بدست می­ آورند؛ هیچ احساس اشتیاق، عشق و شعفی به آن ندارند و به جای آنکه به پول عشق بورزند و با احساس خوبی از آن استقبال کنند، بیشتر نگران از دست دادن آن هستند که نتیجه­ نیز برای آن ها همین دور شدن پول خواهد بود. خواستن به تنهایی راهی برای رسیدن به ثروت و تبدیل شدن به آهنربا و مغناطیس پول و ثروت نیست، ما باید مشتاق ثروتمندی باشیم و به صورت وسواس گونه­ ای تمام امور زندگیمان را در جهت تدارک برای جذب پول و ثروت به سمت خودمان برنامه ­ریزی کنیم و جز هدفمان که تبدیل شدن به یک آهنربای بی چون و چراست، چیز دیگری نبینیم. در نهایت در ارتباط با این قانون باید بدانیم که برای اینکه مثل یک آهنربا از هر طرف پول و ثروت را جذب کنیم و به اهداف دلخواه خود در هر زمینه ­ای برسیم باید اقدام فوری کنیم و نخستین قدم­ ها را با شوق هر چه بیشتر برداریم. در یک کلام، موفقیت زمانی همه­ ابعاد زندگی ما را در بر می­ گیرد که مصر و مشتاق و سمج باشیم و شکست را نپذیریم.

رالف والدو امرسون:

وقایع بزرگ و سرنوشست ساز تاریخ ناشی از پیروزی نوعی اشتیاق است.

چگونه آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت شویم؟

۲- قانون هدف­ گذاری

آنتونی رابینز:

چنانچه خواسته ها و اهداف خود را نشناسیم، کشتی بدون سکانی خواهیم بود که در اوج مثبت اندیشی، همواره مسیر خود را دگرگون می کنیم.

در ابتدای بحث باید این موضوع را کمی شفاف­تر کنیم؛ همه­ ما دوست داریم بدانیم چگونه می ­توان پول بیشتری را جذب کرد و مغناطیس و آهنربای پول و ثروت شد؟ اما نکته مهم اینجاست که چگونگی رسیدن به یک هدف، مسئله اصلی نیست، زیرا این ما نیستم که چگونگی رسیدن به هدف را مشخص می­ کنیم؛ بلکه ما با ایمان و باور راسخی که به سرمنشا هستی داریم، چگونگی دستیابی به هدف و خواسته­ هایمان را به کائنات و عوامل هستی واگذار می­ کنیم. تنها مسئله مهمی که وجود دارد این است که ما چرایی یک هدف را مشخص کنیم. چرا می خواهیم آهنربای جذب پول و ثروت شویم؟ اگر ما بتوانیم دلیل متقن برای داشتن یک هدف تعیین کنیم، مطمئناً راه­ هایی برای دستیابی به این هدف برای ما آشکار خواهد شد. این در حالی است که چرایی رسیدن به یک هدف می­ تواند برای افراد کاملاً متفاوت و منحصر به فرد باشد.

آنتونی رابینز:

ممکن است بزرگترین اره ای که در جهان اختراع شده است در دست شما باشد و در عین حال، در میان انبوهی از درختان جنگل، سرگردان بمانید و ندانید چه کنید. اگر بدانید که چه درختانی را باید برید و چرا؟ شرایط بروفق مراد است، وگرنه ابزاری عالی در دست دارید که به هیچ نمی ارزد.

پس برای اینکه می ­خواهید آهنربای جذب پول و ثروت شوید یک چرایی شخصی پیدا کنید؛ چرایی که شبانه روز شما را به خود درگیر کند. زیرا همانطور که بیان شد ما برای حرکت به سمت یک هدف یا خواسته، بایستی دلایل محکم و قاطعی داشته باشیم تا این دلایل، انگیزه و اشتیاق را در ما برای حرکت به سمت هدف افزایش دهد.

آنتونی رابینز:

برای زندگی خود هدف داشته باشید و آن را برآورده سازید و مهم تر از همه آنکه این کار را با عشق، شور، حرارت، شیفتگی و سرزندگی بسیار انجام دهید!

پس برای آنکه بتوانیم ضمیر ناخودآگاه را بر روی مدار جذب ثروت و پول برنامه­ ریزی کنیم، نخستین کاری که باید انجام دهیم تعیین هدف است. باید بدانیم دقیقاً هدف ما از آهنربای پول و ثروت بودن چیست و یا به چه میزان ثروت و پولی می خواهیم برسیم؟ خوشبختانه ضمیرناخوآگاه ما قابلیت برنامه­ریزی دارد و هر فرمانی به او بدهیم، گوش به فرمان است و بدان عمل می نماید. پس هدف­ های بزرگ انتخاب کنید، اهدافی که هر روز باعث افزایش انگیزه شما گردند و اگر می­ توانید برای دستیابی به اهدافتان یک زمان منطقی تعیین کنید.

جیم ران:

هدف هایتان را کوچک  انتخاب نکنید. اگر به هدف های بزرگ احساس نیاز نکنید، انسان بزرگی نخواهید شد.

اهداف را حتماً یادداشت کنید (بنویسید تا اتفاق بیافتد)؛ زیرا با نوشتن تمرکز بر روی هدف افزایش می ­یابد. قدرتی که در نوشتن هست، معجزه می­ کند.

برایان تریسی:

یاداشت هدف هایتان بر روی کاغذ، احتمال دستیابی به آن ها را ۱۰۰۰% افزایش می دهد.

بنابراین باید از قدرتی که در اختیارمان است، استفاده کنیم و به کائنات این دستور را ارسال نماییم که آمادگی کامل برای رسیدن به اهدافمان را داریم. حال برای ثبت این اهداف نیاز است که به چند نکته دقت کنید:

  • در نوشتن اهداف برای آهنربای جذب پول و ثروت شدن، لازم است که تمامی اهداف خود را کامل، شفاف و واضح بنویسید تا تجسم آن برای ذهن نیمه هوشیار یا همان ضمیر ناخودآگاه راحتر باشد و دستور رسیدن به آن سریع­تر به کائنات انتقال یابد.
  • از همه مهمتر اینکه این اهداف را به زمان حال یادداشت کنید. زیرا زمانی که اهداف به زمان حال یادداشت می­ شوند، ضمیرناخودآگاه در مقابل وقوع آن ها مقاومتی نشان نمی­ دهد و طوری آن ها را تجسم و تصور می­ کند که انگار الان به واقعیت پیوسته ­اند.
  • سعی کنید هر روز در جهت رسیدن به اهداف خود گامی هر چند کوچک بردارید و تلاش خود را مضاعف کنید و در نهایت اینکه در راه رسیدن به اهدافمان ایمان و باور راسخ و کافی داشته باشید.

۳- قانون جذب

آیا تا کنون به این نکته توجه داشته ­اید که وقتی شاد و خوشحال هستید، دلایل دیگری نیز رخ خواهند داد تا شما خوشحال­تر شوید و زمانی که ناراحت و افسرده هستید انگار تمام اتفاقات ناخوشایند در انتظار شماست؟ این موضوع به قانون جذب بر می­ گردد که در همه حال و همه جا عمل می ­کند.

جان اساراف:

تنها دلیلی که مردم هر آنچه را می خواهند ندارند این است که آن ها بیشتر راجع به آنچه نمی خواهند فکر می کنند تا آنچه می خواهند.

قانون جذب می­ گوید هر چیزی همسان خود را جذب خواهد نمود، به بیان بهتر بر اساس قانون جذب؛ انرژی­ های همانند، مشابه و هم بسامد یکدیگر را جذب می­ کنند.

مولانا:

در جهان هر چیز ، چیزی جذب کرد

گرم گرمی را کشید و  سرد ، سرد

پس داشتن احساسات خوب نسبت به ثروت و پول، همسان خود که همان پول و ثروت بیشتر است را به سمت ما جذب خواهد نمود. حتماً حالا از خود می­ پرسید که چگونه می­ توانیم احساسات خودمان را نسبت به پول و ثروت بهبود دهیم. برای اینکار لازم است که تا می توانید پول را دوست داشته باشید و به پول احترام بگذارید و آن را مقدس بشمارید. عاشق کار و شغلی باشید که منبع درآمد شماست و یا شغل و کاری را انتخاب کنید که واقعا عاشق آن هستید. احساس خوبی که از انجام کاری که عاشق آن هستید از خود ساطع می­ کنید، باعث می­ شود کارایی شما چندین برابر شود و ایده ­های بهتری در کسب و کارتان ارائه دهید و همین باعث انگیزه و انرژی مضاعف در کار شما می ­گردد و بر اساس قانون جذب، پول و ثروت بیشتری به سمت شما جریان می­ یابد. قانون جذب به راستی مطیع است.

لیزا نیکولز:

وقتی تو درباره آنچه می خواهی فکر کنی و با قصد و نیت بر آن تمرکز کنی، آنگاه قانون جذب دقیقا هر دفعه همان چیزی را که می خواهی به تو می دهد.

همین الان احساستان نسبت به پول را بسنجید و ببینید که نسبت به ثروت چه احساسی دارید. اغلب افراد در ظاهر و گفتار نشان می ­دهند که به پول احساس خوبی دارند ولی در عمل بگونه دیگری رفتار می­کنند و دائماً از نبود و فقدان پول گلایه دارند. پس همیشه حواستان به احساساتتان باشد زیرا احساسات در قانون جذب به مانند یک راهنما عمل می­ کند. به همان نسبتی که به پول و ثروتمندی احساسات مثبت و خوبی دارید، شما به آن نزدیکتر شده اید. بنابراین کاری که ما باید انجام دهیم این است که دائماً احساس خود را به پول و ثروت عالی کنیم. برای این کار باید از پولی که در اختیار داریم لذت کامل را ببریم و بابت هر پولی که بدست ما می­ رسد سپاسگزار خالق بی­همتا باشیم. عبارات تاکیدی را برای تبدیل شدن به آهنربا پول و ثروت به کار بریم. این عبارات را بر روی کاغذ نوشته و روی دیوار اتاقمان جایی جلوی چشممان قرار دهیم تا هر شب قبل از خواب و یا هر روز بلافاصله بعد از بیدار شدن که ذهن نیمه هوشیار آمادگی لازم برای جذب بیشتر را داراست، آن ها را تکرار کنیم. عبارات تاکیدی همچون جملات زیر یا هر جمله دیگری که بین شما و ثروت رابطه بهتری ایجاد می­ نماید:

  • قائده این عالم بر فراوانی است.
  • در جهان من همه چیز نیکوست.
  • خداوند عاشقانه مرا دوست دارد و تمام خواسته ­های مرا برآورده می­سازد.
  • هر روز فرصت ها برای ثروتمند شدن من بیشتر می شود.
  • من لایق بهترین ها در دنیا هستم.
  • من آهنربای جذب پول و ثروتم.
  • از هر طرف برای من پول و ثروت می­بارد.
  • به هرکجا پا می گذارم پول و ثروت به دنبال من می آید.
  • من لایق و سزاوار ثروت هستم.
  • خدایا شکرت، سپاسگزارم، دوستت دارم.
  • هر روز موقعیت های عالی پول ساز وارد زندگی ام می شود و… .

قانون جذب مدام در حال فعالیت است، چه باور و درک کنی یا نکنی. قانون جذب قانون خلقت است. فیزیکدان های کوانتومی به اطلاع ما رسانده اند که کل کائنات از فکر نشأت گرفته است.

باب پراکتور:

تو زندگی ات را از طریق افکارت و قانون جذب خلق می کنی و تک تک افراد هم همین کار را می کنند.

چگونه آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت شویم؟

۴- قانون فرکانس

طبق فیزیک کوانتم ما فقط در یک دنیای فیزیکی زندگی نمی­ کنیم، بلکه در وجود هر کدام از ما چندین عوالم دیگر نیز وجود دارد که بسیار فراتر از عالم فیزیکی ماست. هر کدام از ما براساس گفتار، رفتار و افکارمان، یک دنیای فرکانسیک داریم که ممکن است با دنیای فرکانسی سایرین متفاوت باشد. همچنین دنیای فرکانسیک هر فرد با توجه به جنبه ­های وجودی او به هزاران دنیای فرکانسیک قابل تقسیم است؛ یعنی ممکن است دنیای فرکانسیک سلامتی ما با دنیای فرکانسی ثروت ما یا علم کاملا متفاوت باشد. به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که از نظر ثروت بسیار غنی است پس از این نظر در فرکانس خوب و مناسبی قرار دارد ولی بیماری لاعلاجی دارد، بنابراین از نظر سلامتی در فرکانس و مدار مناسبی قرار ندارد.(چیزی که فرکانس ما را در هر لحظه تعیین می نماید، فکر و مهم تراز آن احساسات ما در آن لحظه است).

استر هیکس:

هیچ چیزی وارد تجربیات تو نشده است مگر تو آن را با افکار و احساساتت دعوت کرده ای.

در ادامه این بحث باید بگوییم که هر انسانی با توجه به گفتار، رفتار و افکاری که دارد، فرکانسی را از خود ساطع می­ کند که بر اساس آن فرکانس ساطع شده به یکی از جهان­ های فرکانسیک وارد می شود که در آن جهان موقعیت­ ها، اشخاص و شرایطی را تجربه خواهد کرد که دقیقا فرکانسی مشابه به فرکانس آن شخص دارند.

هرمن کین:

موفقیت کلید شادی نیست، بلکه شادی کلید موفقیت است؛ اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری، موفق خواهی بود.

پس در ارتباط با تبدیل به آهنربای جذب پول و ثروت شدن نیز می توان گفت رفتار، گفتار و افکار هر فرد در مورد ثروت تعیین کننده فرکانس اوست. برای مثال باید به شما عزیزان بگوییم کسی که  در مورد پول این ذهنیت را دارد که پول درآوردن کار ساده و راحتی نیست، فرکانسی را از خود ساطع می ­کند که او را در فرکانس به سختی پول کسب کردن قرار می ­دهد. بر اساس همین مدار فرکانسی افراد و موقعیت هایی بر سر راه این شخص قرار می­ گیرند تا او به سختی کسب روزی کند. این تفکر او را از فرکانس اشخاصی که به سادگی و عزتمندانه درآمد و پول کسب می­ کنند دور می­ نماید و هیچگاه در موقعیت و شرایط انسان هایی که به راحتی پول در می­ آورند قرار نمی­ گیرد.

استر هیکس:

چیزی که درباره اش فکر می کنی یک ارتعاش را از طریق تو فعال می کند.

پس برای اینکه بتوانیم به آهنربای جذب پول و ثروت تبدیل شویم لازم است که وارد جهان فرکانسی شویم که در آن کسب پول و ثروت به آسانی و عزتمندانه انجام شود. حال سوال شما نیز حتماً این است که چگونه می­ توان وارد چنین دنیای فرکانسی شد؟ برای پاسخ به این سوال باید به نکات زیر توجه خاصی داشته باشیم:

  • برای تغییر دنیای بیرون از خود، ابتدا باید از جهان درونمان آغاز کنیم، یعنی باید با استفاده از رفتار، گفتار و اعمالمان فرکانس ارتعاشی خود را افزایش دهیم تا بر اساس این فرکانس جدید؛ شرایط، افراد و موقعیت­ های سطح بالا بر سر راه ما قرار گیرد و وارد زندگیمان گردد. کاری که در اینجا لازم است انجام دهیم این است که افکار، رفتار و گفتار خود را بر روی فرکانس ثروتمندی تنطیم کنیم؛ یعنی مانند ثروتمندان فکر کنیم، مانند آن ها لباس بپوشیم، رفتار کنیم و حتی سخن بگوییم. به بیان دیگر زمانی که ما در جهت مثبت شروع به تغییر می کنیم، طبق قانون فرکانس کم کم شرایط و افرادی که با ما هم فرکانس نیستند بنا به دلایلی از ما دور می­ شوند و ما با موقعیت­ ها، شرایط و افرادی که با فرکانس جدید ما هم مدار هستند و ما قبلا در مدار فرکانسی پایین­تر قادر به دیدن و شناخت آن ها نبوده ­ایم، مواجه می شویم.
  • افرادی که ما با آن ها همنشین و همراه هستیم، بیشترین تاثیر را بر مدار فرکانسی ما دارند، زیرا گفتار و رفتار ما از آنها نشات خواهد گرفت. به طور کلی تمام افکار و رفتار ما میانگین ۵ نفری خواهد بود که بیشترین ارتباط را با آن ها داریم و ما خواسته یا ناخواسته روی این افراد تاثیر مثبت یا منفی می گذاریم و یا از آن ها تاثیر می­ پذیریم. اگر پنج نفری که شما بیشترین ارتباط را با آ ن ها دارید، سطح درآمدی پایینی دارند درآمد شما هم میانگین درآمد آن ها خواهد بود. حال عکس این قضیه هم صادق است و اگر دوستان و اطرافیان نزدیک شما افراد با هدف و شاد و پر انرژی هستند که سطح درآمدی بالایی دارند؛ قطعا این ویژگی­ های مثبت در شما نیز تاثیر گذاشته و شما نیز کاملا شبیه به آن ها خواهید شد. پس تا می­ توانیم بایستی دوستان و همنشینانی را برای خود انتخاب کنیم که از هر جهت امتیاز بالایی داشته باشند.

تو اول بگو با کیان زیستی            پس آن گه بگویم که تو کیستی

نکته دیگری که در این ارتباط باید به یاد داشت این است که بالاترین فرکانس و ارتعاش مربوط به سپاسگزاری است. سپاسگزاری برای تک تک نعمت هایی که اکنون در اختیار داریم فرکانس ما برای جذب ثروت را افزایش می­ دهد.

چگونه آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت شویم؟

۵- قانون ارتعاش

برای آنکه بتوانیم خود را به یک مغناطیس جذب پول و ثروت بدل کنیم، باید بدانیم که از نظر فیزیک کوانتم تمام ذرات هستی اعم از زنده و غیرزنده دارای انرژی هستند و همین انرژی است که سبب ایجاد ارتعاش در جهان هستی می­ گردد. ذهن ما نیز به مانند سایر اجزا تشکیل دهنده­ عالم هستی و کائنات دارای انرژی است و دائماً در حال تولید ارتعاش در جهت خواسته ­ها و ناخواسته­ های ماست. کائنات با توجه به ارتعاشاتی که از افکار ما دریافت می­ کند به این ارتعاشات پاسخ خواهد داد. ارتعاشات مثبتی که در ذهن ما در نتیجه افکار مثبت ایجاد می­ شود، ما را به اهدافمان نزدیکتر و بالعکس ارتعاشات منفی که در نتیجه افکار منفی است ما را از خواسته خود دورتر می­ کند. به طور مثال اگر دائماً به کمبود و نبود پول فکر کنیم، ما در حال ارسال ارتعاش کمبود به عالم هستی هستیم و پاسخی که کائنات در ازای این افکار و احساس به ما خواهد داد این است که بی­ پولی بیشتری به زندگی ما وارد خواهد شد. باز هم خبر خوب این است که قائده این عالم بر وفور و فراوانی است و اگر ما به صورت خودآگاه افکار خود را بر روی فراوانی و روزافزونی ثروت متمرکز و کنترل کنیم؛ ارتعاشات ذهنی ما در جهت جذب پول بیشتر، مثبت خواهد شد و نتیجه­ ای که خواهیم گرفت فوق العاده خواهد بود و درهای ورود پول به زندگیمان باز خواهد شد. پس برای آنکه بتوانیم به آهنربای جذب بی­چون و چرای پول و ثروت تبدیل شویم؛ کاری که باید انجام دهیم این است که در هر لحظه بفهمیم دقیقا در حال فرستادن چه نوع ارتعاشی به سیستم هستی و کائنات هستیم. به بیان دیگر برای مغناطیس ثروت شدن باید همه وجودمان سرشار از شوق پول باشد، باید حتی آن مبلغ ناچیز پولی که در اختیار داریم را دوست داشته باشیم و هرگز گلایه، ناله و شکایتی نکنیم. در این حالت است که به قانون جذب اجازه می­ دهیم که وارد عمل شود و وقتی متوجه احساس رضایت و خوشنودی ما از پول و ثروت می­ شود، از آن مقدار بیشتری در اختیار ما قرار خواهد داد. این به این معناست که ارتعاش ما با پول یکی شده و اصطلاحا هم ارتعاش شده­ ایم.

مولانا:

تا درطلب گوهر کانی، کانی

تا در هوس لقمه نانی، نانی

این نکته­ی رمز اگر بدانی، دانی

هرچیز که در جستن آنی، آنی

۶- قانون باورها

تمام واقعیت­ های زندگی بیرونی، برگرفته از واقعیت های درونی انسان است تا آنجا که در کتب مختلف بیان می­ شود شما آنچه را که می­ بینید باور نمی­ کنید؛ بلکه آنچه را که باور دارید می بینید. پس تمام شرایط، محیط و حوادث پیرامون ما تحت تاثیر باورهای ذهنی ماست. باورهای ما، افکار غالب ما هستند که مکررا در ذهن ما تکرار شده­ اند و توجه ما کاملا معطوف به آن ها است. هر چیزی که عمیقا به آن باور داشته باشیم بدون شک و تردید برای ما به واقعیت تبدیل خواهد شد. طبق قانون باورها، این باورهای ماست که ما را در مداری قرار می­ دهد که در آن مدار با اتفاقات و شرایطی هم جنس باورهایمان روبرو خواهیم شد.

عیسی مسیح:

آنچه را که دلت می خواهد در زندگی ات اتفاق بیفتد باور کن وایمان داشته باش که اتفاق می افتد و قطعاً اتفاق می افتد و شما آن را خواهید داشت.

خبر خوبی که در ارتباط با باورها وجود دارد این است که ما می توانیم باورهای محدود کننده خود در رابطه با هر موضوعی را با تکرار و تمرین تغییر دهیم تا باورهایی همراستا با هدف و خواسته هایمان ایجاد گردد. پس برای آنکه بتوانیم به آهنربای پول و ثروت بدل شویم باید باورهای محدوده کننده ­ای که در ذهنمان در مورد پول و ثروت وجود دارد را شناسایی کنیم و آن ها را تغییر دهیم. ما در لایه ­های زیرین افکار و در اعماق ضمیر ناخود آگاهمان باورهای غلط و ضد جذب ثروتی داریم که باعث می­ شود به شدت از ثروت دور شویم. باید باور فراوانی را در ذهنمان پرورش دهیم و باورهای مخرب همچون دور بودن ثروت از خداوند، کثیف بودن و چرک کف دست بودن پول و یا خراب بودن انسان های ثروتمند و صادق نبودن آن ها را از باورهایمان حذف کنیم. زیرا با تغییر این باورها به صورت ناخودآگاه فرکانس ­هایی به جهان هستی ارسال می­ شود و ما نتایج آن را در ثروت آفرینی خواهیم دید.

چگونه آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت شویم؟

۷- قانون کارآفرینی

دنیای امروز ما، دنیای تخصص­ ها است. کاری که دوست دارید را به صورت تخصصی یاد بگیرید و در آن تخصص حرف ه­ای شوید. اطلاعات خود را در زمینه فعالیت خود بالا ببرید و خلاقیت خود را در آن به نمایش بگذارید. یک طرح جدید، کار نو، حرف ه­ای نوین در زمینه­ ای که در آن تخصص دارید ارائه دهید و کارآفرین شوید. اگر خواهان ثروت هستید و می­ خواهید آهنربای پول باشید شرکت مخصوص به خود را راه اندازی کنید، محصولی را برای فروش انتخاب کنید و نیرو استخدام کنید.

۸- قانون انتظار

این قانون به ما می­ گوید در زندگی منتظر هر چیزی باشیم، ماهیت آن چیز به زندگی ما وارد می­ شود و در واقع قانون انتظارر همان نگاه و تصویری است که ما از زندگی خودمان داریم. پس در زندگی تا می­ توانید در انتظار پول و ثروت باشید؛ زیرا اگر با اطمینان انتظار چیزی را داشته باشیم، این انتظار روی نگرش و باورهای ما اثر قدرتمندی گذاشته و مقدمات حضور آن را برای ما فراهم می­کند. بنابراین برای اینکه بتوانیم مانند یک آهنربای قوی عمل کنیم و پول و ثروت را به سمت خود جذب کنیم باید پس از طلیبدن خواسته­ هایمان فقط منتظر آن باشیم و به قانونمندی و نظم هوشمندانه جهان هستی اطمینان کنیم و صبور باشیم.

۹- قانون تجسم خلاق یا تصویر سازی ذهنی

تصویر سازی ذهنی به تجسمی گفته می شود که در آن افکار و احساسات ما به بهترین شکل ممکن کنترل می ­شود و ارتعاش و فرکانسی که از این افکار ساطع می ­شود به دنبال هم فرکانس و هم ارتعاش خود می­رود و ماهیت آن را به سوی ما جذب می­ کند. بنابراین یکی از راه­ های رسیدن به خواسته­ ها و تغییر مدار، تجسم خلاق است. برای تبدیل به آهنربای پول و ثروت هر روز زمانی را به ریلکسیشن و مراقبه اختصاص دهید و خود را در حالی تصور کنید که به مقادیر بالایی از ثروت و پول رسیده­ اید، در حالی که غرق در شادی و سپاس هستید.

چگونه آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت شویم؟

پس اگر آگاهانه از جملات تاکیدی و تجسم خلاق استفاده کنیم، در ضمیرناخودآگاه باور موفقیت را به وجود می ­آوریم و شاهد دستیابی به هر آنچه که آرزو داریم خواهیم بود. زیرا تکرار و تصویرسازی خواسته در حالت خودآگاه، ضمیر ناخودآگاه را فریب می­ دهد و به او عادت می­ دهد که همیشه ما را انسانی موفق بداند و به همین جهت ما را در رسیدن به خواسته ­هایمان یاری دهد. بهترین راه برای تجسم خلاق این است که یک موسیقی آرامش بخش را پخش کنید و در حالت ریلکس قرار بگیرید و با چشمانی بسته ده نفس عمیق بکشید. خود را مانند یک آهنربا که از هر طرف پول و ثروت به سمت او جذب می ­شود و یا هر خواسته دیگری که دارید، تصور و تجسم کنید. تصویرسازی را به گونه ­ای انجام دهید که خواسته شما الان برآورده شده و وارد زندگیتان شده است. تمامی خواسته­ های خود، زندگی و ثروتی را که در انتظار آن هستید با جزئیات کامل، روشن و واضح تجسم کنید؛ به حدی با جزئیات باشد که بوی پول نو و جنس اوراق پول نو را احساس کنید. هرچه تصویرسازی با جزئیات بیشتر باشد و زمان بیشتری به آن اختصاص دهید و احساسات بیشتری را از شما درگیر خود کند، تصویرسازی بهتر و قوی­تری خواهید داشت.

۱۰- قانون شکرگزاری

شکرگزاری قوی­ترین ارتعاشی است که می ­توانیم به سمت هسته کائنات ارسال کنیم. مهمترین مزیت شکرگزاری ساطع کردن ارتعاش و فرکانس مثبت و قوی از خودمان است. زیرا سپاسگزاری یعنی توجه به داشته ­ها و احساس لذت برای وجود آن داشته ­ها. همانطور که سعدی شیرین سخن می­ گوید:

شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت، نعمت از برت بیرون کند. روی داشته هاتون تمرکز کنید و به خاطر آن ها با احساس خوب، خدا را شکر کنید. وقتی برای تک تک داشته­ هایمان حتی کوچکترین آن ها در زندگی سپاسگزار باشیم، نعمت­ های بیشتر و بیشتر به سمت ما جاری می­ شود. پس برای اینکه آهنربای جذب پول و ثروت شویم، برای همان پولی که اکنون در اختیار داریم حتی اگر کم است شکرگزار باشیم و احساس لذت کنیم. همانطور که گفته شد خاصیتی که شکرگزاری دارد این است که توجه ما را از نداشته­ ها به سمت داشته­ ها جلب می­ کند که این خود نیز برای ما نعمت و برکت و جذب ثروت و پول بیشتری را به دنبال خود خواهد داشت. قانون شکرگزاری بر اساس قانون جذب عمل می کند و براساس قانون جذب هر کم تراکمی، پر تراکمی را به سمت خودش جذب می­ کند. پس برای پولی که در اختیار دارید سپاسگزار باشید، آنگاه به طرز معجزه آسایی خواهید دید که ثروتتان چند برابر خواهد شد.

بیلی نلسون:

زمانی که شمردن نعمت هایی که در زندگی نصیبم شده را آغاز کردم سراسر زندگی­ام تغییر کرد.

چگونه آهنربا و مغناطیس جذب پول و ثروت شویم؟

شکرگزاری قانون بسیار شگفت انگیزی است، هر چه بیشتر به خاطر داشته­ هایمان سپاسگزار خدا باشیم نعمت های بیشتری به سمت ما جریان می­ یابد. امتحان کنید شکرگزاری را یکی از عادت های روزانه خود قرار دهید و برای مدتی به داشته ­هایتان متمرکز شوید و بابت وجود آنها در زندگیتان خدا را شکر کنید، نتیجه آن فوق ­العاده خواهد بود. حتی خداوند را به خاطر آن موحبت ها و خواسته هایی که ندارید و می ­خواهید بدست آورد سپاس گویید. هر زمان در مورد چیزی سپاسگزاری و قدردانی می­کنیم و احساس خوب در مورد آن داریم، ما به کائنات می ­گوییم از این چیز بیشتر می­ خواهیم پس خواهشا در مورد پول و ثروت چنین نگرشی داشته باشید.

ولاس والتر:

افرادی که صادقانه خداوند را بابت آنچه در تخیل دارند شکر می­ کنند ایمان واقعی دارند. آنان ثروتمند می­ شوند و از هر آنچه می خواهند فراهم می آورند.

به عنوان سخن پایانی این نوشتار باید بگوییم که این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند، مگر خود شما. اگر همچنان کارهایی که قبلاً انجام می دادید را انجام دهید و انتظار نتایج جدید در زندگی خود را دارید؛ سخت در اشتباه هستید. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی ­تواند شما را مجبور به تغییر کند. فکرتان را تغییر دهید تا زندگیتان تغییر کند. خوشبختانه، این خودانگاره آموختنی است. با کنترل کردن کامل کلمات، تصاویر و نقطه نظرهایی که به ذهن خود راه می­ دهید، کنترل کامل آینده خود را در دست گیرید و خود را به یک آهنربای جذب پول و ثروت بدل کنید. نکته پایانی دیگر این که از ثروتمند شدن دیگر لذت ببرید زیرا اگر فردی توانسته به این موفقیت برسد مطمئناً ما نیز می توانیم.

کریستین لارسون:

از موفقیت دیگران همان اندازه خوشحال باش که از موفقیت خودت خشنود می شوی.

ادامه مطلب
IMG_2772
۴ توصیه وارن بافت در مورد سرمایه گذاری در بازار منفی

توصیه های وارن بافت در مورد بازار منفی

۴ توصیه مهم وارن بافت در مورد سرمایه گذاری در بازار منفی که حتما باید از آنها جهت انتخاب بهترین سهم و سرمایه گذاری در آن استفاده کرد تا به سود رسید.

۱- وقتی همه از بازار منفی می ترسند شما طمع کار باشید! فرصت های خوب در بازار منفی را شناسایی کنید و روی آن ها سرمایه گذاری کنید.

توصیه های وارن بافت در مورد بازار منفی

۲- دست به ماشه باشید! پول نقدی را نگه دارید و منتظر شوید سهام خوب بازار خوش قیمت شوند و سپس روی آن ها سرمایه گذاری کنید.

توصیه های وارن بافت در مورد بازار منفی

۳- دنبال سودهای کوتاه مدت نباشید، سهام مناسب را برای بلندمدت پیدا کنید و فقط با دید بلندمدت سرمایه گذاری کنید.

توصیه های وارن بافت در مورد بازار منفی

۴- سهامی را بخرید که برابر شوک های منفی کننده بازار مقاوم باشند، با شناخت شرکت ها و گدشته آن ها اینکار ساده است.

توصیه های وارن بافت در مورد بازار منفی

ادامه مطلب
مارک تواین
۷ جمله انگیزشی مارک تواین نویسنده آمریکایی

بهترین جملات انگیزشی مارک تواین

مارک تواین (Mark Twain) نویسنده و طنز پرداز آمریکایی جملات انگیزشی زیادی را به زبان آورده و در کتاب های خود هم آن ها را به چاپ رسانده و در این متن قصد داریم ۷ جمله انگیزشی این نویسنده قهار را برای شما بازگو کنیم تا بتوانید در زندگی خود از آن ها استفاده کنید و به موفقیت بیشتری برسید.

۱- راز پیشرفت در آغاز کردن است. راز آغاز کردن در آن است که وظایف سخت و پیچیده ی خود را به وظایف کوچکی که قابل مدیریت کردن باشند، بشکنید و سپس از نخستین آن ها آغاز کنید.جملات انگیزشی مارک تواین

۲- بیست سال بعد بابت کارهایی که نکرده ای بیشتر افسوس می خوری تا کارهایی که کرده ای. بنابراین، روحیه ی تسلیم پذیری را کنار بگذار و از حاشیه امنیت بیرون بیا، جستجو کن، بگرد، آرزو کن و کشف کن.

جملات انگیزشی مارک تواین

۳- راز جلو افتادن، آغاز کردن است!جملات انگیزشی مارک تواین

۴- بهترین راه برای درک هر چیز، تجربه کردن آن است. چون با حدس و گمان هیچوقت دانا نخواهی شد!جملات انگیزشی مارک تواین

۵- اساسا دو نوع مردم وجود دارد. کسانی که به دستاوردهایی می رسند و کسانی که ادعا می کنند به دستاوردهایی رسیده اند. گروه اول خلوت تر است!جملات انگیزشی مارک تواین

۶- کار یعنی هرچیزی که مجبور به انجام دادنش باشید و بازی یعنی هرچیزی که مجبور به انجام دادنش نباشید! جملات انگیزشی مارک تواین

۷- اگر وظیفه ات این است که قورباغه ای بخوری، بهترین کار این است که آن را اول صبح بخوری و اگر قرار است که ۲ قورباغه بخوری، بهتر است که بزرگترین قورباغه را اول بخوری!

جملات انگیزشی مارک تواین

ادامه مطلب
مروری بر تعصبات سرمایه گذاری شناختی و احساسی
مروری بر تعصبات سرمایه گذاری شناختی و احساسی

همه افراد برای خودشان تعصباتی دارند. ما در مورد مردم، فرصت ها، سیاست های دولت و همچنین شرایط اقتصادی قضاوت می کنیم. وقتی شرایط پیرامون خود را بر اساس تعصب های فردی ارزیابی کنیم، در واقع تمام مسائل دنیا را در چهارچوب معیارهای معینی که از تجربیات شخصی فرا گرفته ایم، بررسی خواهیم نمود و این در حالی است که، ما نمی توانیم در مورد تمام مسائل صرفاً مثل یک شاخص برای انتخاب تعداد معینی سهام در بازار مالی، عمل کنیم. ما در مورد ملاک هایی صحبت می کنیم که، بر اساس آن ها تصمیم گیری نموده و گاهاً ممکن است این تصمیمات، متعصبانه باشند. همچنین ممکن است، مردم اصلاً متوجه نباشند که، تصمیماتشان بر اساس تعصب هایی می باشد که، در وجود آن ها شکل گرفته است. بطور کلی همه فعالیت های روزمره انسان، در درجه اول توسط الگوهای رفتاری هدایت می شوند.

همین الگوهای رفتاری، می توانند روی شخصیت سرمایه گذاری افراد نیز، تأثیرگذار باشند. برای بسیاری از افراد، تقریباً غیرممکن است که، در سرمایه گذاری بدون تعصب تصمیم گیری کنند. با این حال، سرمایه گذاران می توانند با تشخیص و شناخت دلایل تعصباتشان، میزان تأثیرگذاری آن ها را به حداقل رسانده، سپس با وضع قوانین معاملاتی و سرمایه گذاری برای خود، به راحتی در مواقع ضروری قادر به کنترل این سوگیری ها باشند. تعصبات سرمایه گذاری به دو دسته اصلی شناختی و احساسی تقسیم می شوند. هر دوی این سوگیری های رفتاری، ناشی از قضاوت یک جانبه در انتخاب یک چیز نسبت به موارد دیگر است.

نکات کلیدی ۱

  • تشخیص و فهم تعصبات شناختی و احساسی زیان ده، در راستای بهبود بازدهی معامله گر از همه لحاظ، مفید است.
  • به طور کلی؛ تعصبات شناختی شامل تصمیم گیری بر مبنای مفاهیم غیرممکن یا غلط می باشد و تعصبات عاطفی به احساسات ناخودآگاه شخص در زمان تصمیم گیری، تعبیر می شوند.

تعصب شناختی چیست؟

همانگونه که در بالا ذکر شد، سوگیری شناختی تصمیم گیری بر مبنای مفاهیم غلط یا غیرممکن را شامل می شود. تعصبات شناختی را همچون اصول تجربی انسانی فرض کنید که، ممکن است واقعاً درست نباشند. همه ما تجربه دیدن فیلم هایی را داریم که در آن، یک دزد لباس مخصوص پلیس را می پوشد تا، از یک ایست بازرسی امنیتی عبور کند. چون او لباس رسمی پلیس بر تن دارد، افسران واقعی تصور می کنند که، حتماً یک نیروی پلیس است! این مثالی از یک تعصب شناختی است. اما یک پلیس قلابی به تصمیمات سرمایه گذاری شما چه ارتباطی دارد؟ چون ممکن است شما نیز، حین سرمایه گذاری بر مبنای چنین مفروضات اشتباه مالی و پولی، تصمیم گیری کنید؛ چنین مثالی ذکر شد و جهت درک بهتر مطلب، در ادامه قصد داریم نمونه های دیگری نیز ذکر کنیم.

تعصب تأیید شدن

آیا تاکنون متوجه شده اید که، به صورت ناخودآگاه برای نظرات کسانی که با تفکرات شما موافق هستند، اهمیت بیشتری قائل هستید؟ باید بگوییم که، سرمایه گذاران بازار مالی نیز، اغلب همین کار را انجام می دهند. صادقانه بگویید، چند بار در عوض جستجوی تحلیل هایی که مخالف نظر شما باشند؛ پس از تحلیل سهم، صرفاً به دنبال مطالعه گزارشات تأیید کننده نظریه خودتان بوده اید؟

تعصب قمار بازان

فرض کنیم شاخص کل بورس تهران به مدت ۵ روز کاری متوالی، روند صعودی داشته و هر روز سقف های بالاتری را در نمودار ثبت کرده است. شما پیش از شروع این موج صعودی، تعدادی سهم شرکت خودروسازی سایپا را خریداری کرده اید. بر اساس تجربیات شخصی اعتقاد دارید که، بازار در ششمین روز متوقف شده و قیمت ها سقوط می کنند. به همین دلیل در ابتدای شروع به کار بازار بورس در روز ششم، سفارش فروش خود را ثبت می کنید. ممکن است به هر دلیلی پیش بینی شما درست بوده و دقیقاً در این روز بازار نزولی می شود اما، اینکه سقوط بازار مطلقاً به دلیل روند افزایشی ۵ روز گذشته باشد، غیرمنطقی است و حتی اگر چنین اتفاقات مشابهی در گذشته نیز روی داده باشد، صرفاً بر اساس آمار، رویدادهای گذشته و آینده به یکدیگر مرتبط نمی شوند.

تعصب حفظ موقعیت

انسان ها ساخته عادات خود می‎ باشند. بطور مثال سرمایه گذاران به جای تحقیق در مورد ایده های جدید، در برابر پذیرش تغییر اثرات سرریز سبدهای سرمایه گذاری مقاومت کرده و دوباره در سهام و صندوق های قابل معامله سرمایه گذاری می کنند. در واقع باید بگوییم؛ هرچند سرمایه گذاری در شرکت هایی که کسب و کار آن ها را درک می کنید، استراتژی مناسبی است اما، افراد متعصب گمان می کنند که، سرمایه گذاری در محصولات و ایده های جدید ممکن است، پتانسیل کسب سود آن ها را محدود کند.

تعصب گریز از ریسک

یک بازار صعودی قدرتمند و پُر نوسان را در نظر بگیرید. چنین شرایطی برای داد و ستد در بازار سهام، بسیار ایده آل به نظر می آید. اما برخی معامله گران از ترس تغییر جهت بازار، موج افزایشی قیمت ها را از دست می دهند. تعصب ریسک گریزی اغلب موجب می شود که، سرمایه گذاران به اخبار بد پیرامون بازار، اهمیت بیشتری می دهند. این دسته از فعالان بازار، معمولاً در دارایی های باثبات و کم ریسک، با حجم بالایی سرمایه گذاری می کنند. اوج فعالیت این افراد در بازار مالی زمانی است که، شرایط خنثی بر بازار حکم فرما است. این تعصب به طور بالقوه می تواند موجب شود که، به اثر ریسک بیشتر از احتمال موفقیت اهمیت داده شود.

اثر گله ای

وارن بافت، با اجتناب از  اثر گله ای ، به یکی از موفق ترین سرمایه گذاران دنیا تبدیل شود.”حریص باشید وقتی دیگران می ترسند و بترسید وقتی دیگران حریص شده اند”؛ نقل قول مشهور او در زمینه نکوهش این پدیده رفتاری می باشد. حال به تعصب تأیید مراجعه کنیم. معمولاً سرمایه گذاران وقتی هم جهت با توده فعالان بازار معامله می کنند، احساس بهتری دارند. اما تا جایی که وارن بافت اثبات نموده، یک ذهنیت مخالف اکثریت پس از تجزیه و تحلیل کامل بازار، می تواند عملکرد مناسب تری داشته باشد.

تعصب احساسی چیست؟

طبق تعریف ابتدایی، تعصب عاطفی به تصمیم گیری براساس احساسات شخصی گفته می شود. این سوگیری ها ممکن است، عمیقاً ریشه در تجربیات شخصی فرد داشته باشند که، در تصمیم گیری های او نیز تأثیر می گذارند. تعصبات عاطفی، معمولاً از ذهن سرمایه گذاران نشأت گرفته و بطور کلی، غلبه بر آن ها نسبت به تعصبات شناختی، می تواند کمی سخت تر باشد. تعصبات احساسی، لزوماً همیشه اشتباه نیستند. در برخی موارد، تعصب احساسی سرمایه گذار می تواند، در راستای اتخاذ تصمیمات کم ریسک و منطقی، مفید باشد. همانند تعصبات شناختی، در ادامه مواردی از تعصبات احساسی را ذکر خواهیم نمود.

تعصب نفرت از زیان

آیا در سبد خود سهمی دارید که ارزش آن، چنان کاهش یافته باشد که، از شدت ناراحتی حتی تمایل نداشته باشید در مورد فروش این سهم فکر کنید؟ در واقع اگر سهام زیان ده خود را بفروشید، می توانید سرمایه باقی مانده را، دوباره در یک سهام با پتانسیل سوددهی بالا سرمایه گذاری کنید. اما به دلیل اینکه، به معنای واقعی تحمل پذیرش زیان را ندارید، به امید بازگشت شرایط به حالت اولیه و جبران تمام ضررها، به همراهی با این سهم ادامه می دهید.

تعصب اعتماد به نفس کاذب

“من مزیتی دارم که، بقیه افراد قادر به داشتن آن نیستند”. فرد دارای تعصب اعتماد به نفس کاذب معتقد است که، استعداد او به عنوان یک سرمایه گذار، از توانایی های دیگران برتر است. به عنوان مثال شخصی را در نظر بگیرید که، در صنعت دارو مشغول به کار است و تعصب اعتماد به نفس کاذب دارد. او معتقد است که، توانایی معامله گری او در صنعت داروسازی، نسبت به سایر معامله گران در سطح بالاتری قرار دارد. به طور کلی، بازار می تواند موفق ترین معامله گران را نیز احمق جلوه دهد! همین فرآیند می تواند، برای شما نیز اتفاق بیفتد.

تعصب مالکیت

این سوگیری رفتاری تقریباً شبیه به تعصب نفرت از زیان است. در این حالت، کارهایی که انجام داده ایم را نسبت به تصمیماتی که از اجرای آن ها منصرف شده ایم، ارزشمندتر تلقی می کنیم. مثال سهام زیان ده بالا را به خاطر دارید؟ هرچند سایر سهام موجود در این صنعت، بتوانند بازدهی بیشتری کسب کنند؛ این سرمایه گذار حاضر به فروش سهام خود نخواهد بود زیرا، او مثل گذشته معتقد است که، این سهم در میان هم گروهان خود همچنان بهترین است.

نکات کلیدی ۲

  • سوگیری های احساسی، معمولاً مبتنی بر استدلال های مفهومی عمیقی نیستند.
  • تعصب، معمولاً ناشی از قضاوت یک جانبه در انتخاب یک چیز نسبت به موارد دیگر است.
  • سوگیری ها می توانند تحت تأثیر طرز تفکر، تجربیات، هنجارهای اجتماعی، فرضیات، تحصیلات و… قرار داشته باشند.
  • هر دوی تعصبات شناختی و احساسی، زمانی که روی یک تصمیم تاثیر بگذارند، نتیجه لزوماً موفقیت آمیز نخواهد بود.

کنترل تعصبات مخرب

در امور سرمایه گذاری، انجام اقداماتی که منجر به کاهش تعصبات زیان ده شوند، می تواند تا حد زیادی در کسب بازدهی بیشتر مفید باشد. در پایان مطلب می خواهیم، نمونه هایی از این دست رویکردهای محدود کننده تعصبات را، برای شما ذکر کنیم. “استفاده از ابزار محاسباتی نظیر برنامه صفحه گسترده یا اکسل”؛ این برنامه ها امکان محاسبات ریسک و پاداش هر معامله را فراهم می آورند.در واقع با کمک به تعیین چهار چوب ها باعث می شوند که، از قوانین مدیریت سرمایه خود منحرف نشوید. “پیش از ورود به معامله، اهداف خود را تعیین کنید”؛ زمانی که قیمت به محدوده مد نظر رسید، بدون تعلل از موقعیت معاملاتی خود خارج شوید. “یکی از راه های کلیدی کاهش تعصبات مخرب در معامله گری، تدوین قوانین مشخص و پایبندی به آن هاست”؛ این قوانین معاملاتی، با کنترل تعصبات منفی و غلبه بر احساسات، منجر به افزایش بازدهی خواهند شد.

ادامه مطلب
۱۳ نکته طلایی برای موفقیت در بازار مالی ایران
۱۲ نکته کاربردی و طلایی برای موفقیت در بازار مالی ایران

یکی از عوامل اثرگذار در رشد اقتصادی مداوم کشورها، توسعه بخش مالی و بازارهای مالی آن ها است. در واقع بازار و سیستم های مالی توسعه یافته تر نه تنها فعالیت سرمایه گذاری در بازارهای مالی را به موفقیت نزدیک می کنند، بلکه موجب می شوند اقتصاد یک کشور توانایی تجربه نرخ های رشد بالاتر را نیز بدست آورد. بازار مالی (Financial market) به عنوان زیرمجموعه ای از نظام اقتصادی، مکانیزمی است که در آن امکان مبادله دارایی های مالی در چارچوب قوانین و مقررات مشخص میان پس انداز کنندگان و سرمایه گذاران و جویندگان سرمایه با هزینه ای پایین محقق می شود. در این بازار دارایی های مالی مبادله می شوند. تفاوت در بازار دارایی های واقعی و بازار مالی در مصرفی یا سرمایه ای بودن کالاهای مورد مبادله در این بازارهاست. درواقع دارایی های واقعی همچون املاک و خودرو و اسباب منزل، کالاهای مصرفی هستند که جنبه پس انداز و سرمایه گذاری ندارند. خرید این قبیل کالاها به امید گرانتر شدن در آینده، به معنای بلااستفاده نگه داشتن منابع سرمایه گذار بدون ایجاد ارزش افزوده است؛ مگر آنکه کالای خریداری شده اجاره داده شده و از آن درآمدی حاصل شود.

شرط موفقیت در بازار مالی

با این حساب پیش از ورود و کسب موفقیت در بازار مالی باید شناخت لازم از ماهیت و ساز و کارهای اعمال شده بر این بازارها را بدست آورد. گرچه بازارهای مالی را بسته به معیارهای متفاوت همچون نوع دارایی ها، مرحله عرضه اوراق بهادار و سررسید تعهدات مالی می توان دسته بندی کرد؛ اما به طورکلی بخش مالی اقتصاد متشکل از سه بخش پول، بیمه و بازار سرمایه است. البته امرزوه بازار بیمه و تامین اطمینان به لحاظ حجم و اهمیت آن از بازار سرمایه جدا شده و به طور جداگانه مورد مطالعه قرار می گیرد.

بازار پول (Money market)

۱۳ نکته طلایی برای موفقیت در بازار مالی ایران

یکی از بخش های بازار مالی، بازار پول است. در این بازار، دارایی های مالی شبیه به پول با توان نقد شوندگی بالا و با سررسید کمتر از یک سال معامله می شوند. ویژگی اصلی این بازار استفاده از ابزارهای مالی کوتاه مدت با ریسک پایین عدم پرداخت، نقدشوندگی و ارزش اسمی بالا است. بنابراین ابزارهای مورد استفاده در این بازار نیاز به نقدینگی و تامین سرمایه در گردش را در کوتاه مدت برای فعالان آن تسهیل می کند. از جمله ابزارهای بازار پول می توان به سپرده ها، وام با وثیقه، حواله و بروات اشاره کرد.

بازار سرمایه (Capital market)

۱۳ نکته طلایی برای موفقیت در بازار مالی ایران

بازار سرمایه به بازار دادوستد ابزارهای مالی با سررسید بیشتر از یک سال و دارایی های بدون سررسید اطلاق می شود. بازار سرمایه در واقع تسهیل کننده فرآیند خرید و فروش ابزارهای مالی (اسناد خزانه، اوراق تجاری و گواهی سپرده) و پلی ارتباطی میان عرضه کنندگان سرمایه های خرد و کلان و متقاضیان سرمایه است. شاخص ترین ابزار مالی این بازار اوراق قرضه و مالکیت است که اکثرا با نام سهام شناخته می شود. این بخش از بازار مالی نقش مهمتری در گردآوری منابع پس اندازی و تأمین نیازهای سرمایه گذاری واحدهای تولیدی دارد. بازار سرمایه نسبت به بازار پول بسیار گسترده تر است و از تنوع ابزاری بیشتری برخوردار است. این بازار بر اساس اینکه اوراق بهادار مورد معامله در آن برای اولین بار منتشر شوند یا اوراق اولیه منتشر شده، دوباره مورد معامله قرار بگیرند به دو دسته بازار اولیه و بازار ثانویه تقسیم می شود.

در واقع در بازار ثانویه، اوراق بهادار منتشر شده در بازار اولیه قابلیت دادوستد پیدا می کنند. این بازار شرایطی فراهم می کند که فعالان این بازارمالی در صورت لزوم به آسانی بتوانند تصمیمات سرمایه گذاری خود را تغییر دهند؛ ضمن آنکه جابجا شدن مالکیت ابزارهای مالی قابلیت دادوستد در این بازار و قدرت نقدشوندگی زیادی را ایجاد می کند که به عملکرد بهتر و موفقیت فعالان این بازار مالی کمک می کند. در این حالت، از نقد شدن پیش از سررسید بدهی واحدهای متقاضی سرمایه یا ناشران اوراق بهادار جلوگیری می شود و در نتیجه ضربه های کمبود نقدینگی تأثیر محدودتری بر واحدهای سرمایه گذار خواهند داشت.

بازار تامین اطمینان

۱۳ نکته طلایی برای موفقیت در بازار مالی ایران

این بازار به تقلیل و توزیع مخاطرات دو بازار پول و سرمایه اختصاص دارد. بازار تامین اطمینان، زمینه انتقال و توزیع ریسک فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری را فراهم می سازد و توان ریسک پذیری سرمایه گذار و ضریب موفقیت در سایر بازارهای مالی، یعنی بازار پول و سرمایه را افزایش می دهد. بازار تامین اطمینان، ریسک افرادی را که در فعالیت های اقتصادی بزرگ و پرریسک، چه در بخش واقعی اقتصادی و چه در بازارهای پول یا سرمایه اشتغال دارند را میان پس اندازکنندگانی توزیع می کند که حاضرند ریسک بازده غیر مطمئن را بپذیرند. با این توصیف می توان گفت با ایجاد تنوع در سبد دارایی ها به خصوص ابزارهای مالی؛ ریسک معاملات و سرمایه گذاری ها کاهش داده می شوند.

بنابراین توسعه بازارهای مالی که یکی از مهم ترین ارکان جوامع مدرن هستند، می توانند به ثبات اقتصادی و سیاسی کشورها کمک کنند زیرا زمینه و پیش نیاز لازم برای اعتماد مردم به این بازارها را در پی خواهند داشت و با تجهیز منابع پس اندازی، آن ها را به سوی فعالیت های مولد اقتصادی هدایت می کند. علاوه بر این بازارهای مالی کارآمد موجب تشویق ورود و تجهیز سرمایه خارجی، بهینه سازی ساز و کار تخصیص منابع، حفظ ثبات بلندمدت نظام مالی و مورد اتکا و اعتماد واقع شدن اجزای تشکیل دهنده نظام مالی می شوند. فرآیند گسترش و توسعه بازارهای مالی در کشورهای مختلف به سطوح اقتصادی و توسعه بنیان های مالی، ساختار نهادها، سیستم حقوقی، مدیریت و… در آن کشورها بستگی دارد و موجب تخصیص بهینه پس اندازها، افزایش تنوع ریسک سرمایه گذاری، رشد سریع تر و کاهش تناوب و طول دوران های اقتصادی می شود.

ریسک های موجود در بازار مالی ایران

۱۳ نکته طلایی برای موفقیت در بازار مالی ایران

در نبود بهینه زیرساخت های یادشده در کشور در کنار شیوه ناکارامد مدیریت اقتصادی، بازارهای مالی در ایران مسیر توسعه یافتگی را به خوبی طی نکرده اند و در سایه تحریم ها به تدریج از بازارهای جهانی فاصله خود را بیشتر می کنند. همین مساله موجب می شود ریسک سرمایه گذاری در این بازارها چه در مقیاس خرد و چه در بعد کلان بالا رفته و بر موفقیت در بازار مالی سایه بیافکند. علاوه بر این یکی دیگر از خلأ های موجود در کشور ما، نبود نهادهای آموزشی و اطلاع رسانی در زمینه بازارهای مالی است یعنی داده های زیادی در این زمینه ها در دسترس نیست. از سوی دیگر مردم هم آگاهی چندانی از این سازوکارها ندارند؛ این در حالیست که لازمه حضور سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی در هر بازاری نیازمند اطلاعات دقیق و شفاف است. در بازارهای مالی ایران انجام مطالعات امکان سنجی کاربردی همواره با تنگناها، موانع و محدودیت های بسیار همراه بوده که توجه نکردن به این موارد، در بسیاری از موارد نتایج کاربردی مطالعات بازار را به شدت منحرف می کند.

فقدان درک و نگرش تخصصی مناسب در انجام مطالعات بازار، فقدان شفافیت مناسب در بخش تدوین استراتژی توسعه اقتصادی، نبود فهرست مقدماتی اولویت های سرمایه گذاری، همسو نبودن مطالعات بازار با تحولات جهانی، نبود تفکیک پذیری مناسب تحلیل های مالی و اقتصادی و اعمال نگرشی یکسان در انجام مطالعات طرح های صنعتی، از مهمترین تنگناها و محدودیت های ساختاری مطالعات بازارهای مالی است. از سوی دیگر مواردی چون ضعف دسترسی به اطلاعات و آمار فعالیت های صنعتی و اقتصادی، تناقص و بروز اختلافات شدید در آمارهای موجود و دست اندازی به روش و ابزارهای نه چندان مناسب پردازش اطلاعات در امر پیش بینی روندهای آتی، اشتباه در ترسیم اولویت های سرمایه گذاری، وجود نداشتن رقابت در ساختار اغلب فعالیت های اقتصادی کشور از مهمترین عوامل در ناکار آمدی بازارهای مالی شمرده می شوند. عدم اطمینان از سیاست های اقتصادی کشور و نبود شفافیت در ترسیم استراتژی توسعه اقتصادی غالب در کشور، ضعف ساختاری بانک ها، ریسک های سیاسی، وابستگی اقتصاد ایران به نفت و … دلایل دیگری هستند که تراز ریسک در بازارهای مالی را افزایش می دهد.

اما علاوه بر موارد یاد شده سوگیری های سیاسی_ اقتصادی ایران، رشد پایین اقتصادی و منفی بودن سطح تجاری کشور، اقتصاد و در نتیجه بازارهای مالی کشور را نیز متاثر از خود کرده و از اعتبار ایران در تامین مالی از طریق منابع بین المللی کاسته است؛ مساله ای که بر کارایی بازارهای مالی به شدت اثرگذار است. خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم ها، بر کاهش دسترسی ایران به بازارهای تأمین مالی جهان دامن زده و ریسک سرمایه گذاری در بازارهای مالی کشور را بالاتر برده است.

تأثیر بحران های جهانی بر بازار مالی ایران

اگر چه بازارمالی ایران به ویژه در بازار سرمایه به دلیل عدم ارتباطات بین المللی و عدم سرمایه گذاری شرکت های ایرانی در خارج کشور، به طور مستقیم از بحران های جهانی تأثیر نمی پذیرد، اما اثرات روانی بحران بر بازار و همچنین اثرات غیرمستقیم آن از طریق کاهش سودآوری شرکت های پذیرفته شده در بورس، کاهش نقدینگی و همچنین کاهش رشد اقتصاد کشور بر بازار سرمایه انکارناپذیر است.

اهمیت اطلاع از سازوکار بازارهای مالی و ریسک های موجود در آن ها برای سرمایه گذاران

ریسک و سود همراه همیشگی هم اند. هیچ عقل سلیمی به دنبال پذیرش ریسک، بدون کسب سود نیست. سود در بازار دارایی درواقع پاداشی است که خریدار و سرمایه گذار در ازای قبول ریسک های خاص و البته نه هر نوع ریسکی؛ به دست می آورند. به طور کلی برای کسب سود در اقتصاد دو راه بیشتر وجود ندارد: یکی کارآفرینی در سطح بنگاه و بازار محصول و بهره مندی از مزایای شبه انحصاری فعالیت ایجاد شده و دیگری تحمل ریسک در جریان خرید یک دارایی ریسکی. کسی که در بازار مالی مثلاً سهام فعالیت می کند، کارآفرینی نمی کند، پس تنها به این دلیل می تواند سود بیشتری ببرد که یا ریسک بیشتری را متحمل شده است یا در ریسک توزیع شده شریک می شود. بنگاه به تنهایی، دو راه برای تامین مالی دارد؛ اول ایجاد بدهی از طریق اخذ وام و دیگری انتشار سهام یا اوراق قرضه.

عملیات و سازوکار بنگاه ریسک زیادی به همراه دارد. اما وام دهنده در عمل ریسک زیادی متحمل نمی شود چون ماهانه اقساط خود را از وام گیرنده دریافت می کند. بنابراین تمامی ریسک و نااطمینانی عملیات بنگاه به رغم اینکه بخشی از منابع مالی آن از طریق وام تامین شده، به سهامداران منتقل می شود و این افراد به این دلیل بازده بیشتری دریافت می کنند که ریسک بالاتری را متحمل شده اند. اما در کشور ما به دلیل ناکارایی نسبی بازارها، برخی اوقات سرمایه گذاران می توانند روی موج بازار سوار شده و بدون تحمل ریسک های بالا، در مقاطعی پاداش های زیادی کسب کنند. البته در مورد روند بلند مدت چندان با اطمینان نمی توان صحبت کرد. ولی روند بلند مدت بازارهای مالی کشور ما به لحاظ بازدهی تقریباً مشابه دیگر بازارها بوده است. یعنی بازده معقول به دلیل تحمل میزان مشخصی از ریسک. بنابراین موفقیت در بازار مالی در گرو بازارهای مالی کارامد و جلوگیری از شکل گیری عدم تعادل های بزرگ است. بحران بازارهای مالی به عنوان بخشی از این عدم تعادل ها، هزینه های بزرگی بر فعالان بازارهای مالی و حتی اقتصاد کشور وارد می کند، اما توانایی ما در پیش بینی زمان بندی و ابعاد وقوع آن ها محدود است.

با این حال مبتنی بر دانش فعلی و استناد به روش های تحلیل بنیادی و تکنیکال و بهره مندی از آموزش های صحیح می توان تا حدودی ریسک سرمایه گذاری در بازارهای مالی همچون بازار سرمایه و سهام را تقلیل داد و به موفقیت در بازار مالی رسید.

۱۲ نکته طلایی و رازآلود برای موفقیت در بازار مالی ایران

به طورکلی برای موفقیت در بازارهای مالی، چگونگی مدیریت سرمایه یکی از موضوعاتی است که هر سرمایه گذار در بدو ورود و به منظور کسب موفقیت در بازارهای مالی باید آن را آموزش دیده و در معاملات خود استفاده کند. علاوه بر این باید ریسک های این بازارها را بشناسد تا ضمن حفظ ارزش سرمایه ی خود، آن ها را از شوک های منفی حفظ کرده و با کسب درآمد اضافه عملکرد موفقیت آمیزی در بازارهای مالی از خود به جای بگذارد. برای رسیدن به این منظور کسب دانش و آموزش های لازم، مدیریت سرمایه و شناخت رفتار و روانشناسی بازار سه اصلی هستند که باید به آن ها توجه کرد. هر فردی باید بداند که موفقیت در بازارهای مالی نیازمند سال ها آموزش و تمرین و تمرکز بر روانشناسی فردی و دانش تحلیل است. چند نکته بنیادین برای موفقیت در بازارهای مالی را با هم مرور می کنیم.

۱) آموزش ببینیم

سرمایه گذار پیش از ورود به هر بازاری و به ویژه ورود به بازار سرمایه ابتدا باید آموزش های لازم را از سوی مراکز آموزشی معتبر و مشاوران کارآزموده دریافت کند. تنها به این شکل است که فعالیت در بازارهای مالی از فعالیتی پر ریسک به فعالیتی تقریبا قابل پیش بینی و تحلیل پذیر تبدیل می شود. سرمایه گذار طی آموزش هایی که دریافت می کند در می یابد که تمرکز خود را بر روی حفظ سرمایه یعنی بقا قرار دهد (به ویژه در زمان هایی که سرمایه گذار به دنبال نوسان گیری از بازار است) و در مرحله بعدی به کسب سود از بازار فکر کند. این در حالیست که سرمایه گذاران غیرحرفه ای سودآوری را در الویت قرار می دهند و به همین دلیل شکست می خورند اما مبادله گران حرفه ای با تمرکز بر کم کردن زیان، سرمایه خود را افزایش می دهند. در بازارهایی مانند فارکس و یا بازار آتی سکه که سرمایه گذار قادر است با چند برابر سرمایه خود معامله کند، حساست موضوع به مراتب بیشتر است. بنابراین دریافت آموزش و تجهیز به تخصص لازم موجب می شود که سرمایه گذار برای موفقیت در یک بازار مالی درگیر هیجان معاملات نشده و سعی بر انجام معاملات منظم و منطقی داشته باشد.

 

۲) آرامش و پذیرش مسئولیت هر معامله

عملکرد احساسی در بازار اغلب موجب شکست سرمایه گذاران می شود. علاوه برآن ترس و طمع بزرگترین زیان ها را متوجه سرمایه سرمایه گذاران می کند. سرمایه گذار حرفه ای به پشتوانه دانش خود وارد بازار می شود و با آرامش، موفقیت در بازار مالی که انتخاب کرده را محتمل تر می کند. این مساله برای سرمایه گذاران در بازارهای مالی ایران به دلیل ریسک هایی که پیشتر برشمردیم بسیار مهم است.

آرامش و پذیرش مسئولیت هر معامله برای موفقیت در بازار مالی ایران

۳) مقدار سود و زیان را از پیش تخمین بزنیم

قبل از انجام هر معامله سرمایه گذار باید میزان بازدهی سرمایه گذاری و همچنین زیان احتمالی را ارزیابی کند و تعیین کند که به ازای هر واحد سود، چه مقدار زیان را می تواند تحمل کند. درواقع پیش از انجام معامله سرمایه گذار هنوز ریسک نکرده و می تواند پارامترهای مختلف سود و زیان را بررسی کند. در نظرنگرفتن حد زیان و عدم نظارت بر حساب ها موجب می شود زیان اجازه پیشروی پیدا کرده و بخش زیادی از سرمایه سرمایه گذار از دست برود. استفاده از تحلیل تکنیکال یکی از ابزارهای مفید برای تعیین حد سود و حد زیان می باشد.

تخمین میزان سود و زیان برای موفقیت در بازار مالی ایران

توجه به استراتژی سرمایه گذاری معکوس وارن بافت می گوید ”در بازار سهام، برای چیزی که همه افراد روی آن خوش بین هستند بهای زیادی می پردازید”. سرمایه گذاران حرفه ای می دانند که برای مثال وقتی ارزش یک سهام بنیادی، به شکلی که غیرواقعی افت می کند حتما فعالان دیگر بازار در تحلیل های خود اشتباه کرده اند. آن ها از همین فرصت بهره برده و برای کسب موفقیت در بازار مالی به جای فروش، شروع به خرید می کنند. باید در نظر داشت که سرمایه گذاری معکوس با ریسک همراه است و در این راه نباید نقش تحقیق و بررسی جدی و تخصصی را نادیده گرفت. در واقع اگر سرمایه گذار حرفه ای پی ببرد که در پشت پرده سقوط و نزول، یک دلیل بنیادی محکم وجود دارد و این سرمایه گذاری فجام خوبی نخواهد داشت، سرمایه خود را وارد بازار نخواهد کرد.

۴) تنظیم یک فایل روزنگار

تنظیم یک فایل روزنگار برای موفقیت در بازار مالی ایران

تنظیم یک فایل روزنگار و ثبت بالانس ماهانه حساب می تواند میزان موفقیت سرمایه گذار در بازارهای مالی همچون بازار سهام را رصد کند. این اقدام موجب می شود که تجربه اشتباهات گذشته تکرار نشود. سرمایه گذاران موفق یک اشتباه را دوبار مرتکب نمی شوند. علاوه بر این یادداشت مداوم سود و زیان ها کمک می کند که سرمایه گذار بتواند استراتژی و سیستمی که برای معامله انتخاب کرده را مدام کامل تر کرده و بهبود ببخشد.

۵) اتخاذ یک استراتژی و بهبود مستمر آن

سرمایه گذاران و معامله گران حرفه ای برای موفقیت در بازار مالی مدام از بازخوردهایی که از استراتژی خود می گیرند در بهبود آن استفاده می کنند. آن ها سیستم ها و الگوهای مختلف را می آزمایند، ریسک و سود را تخمین می زنند و بر ساختن حسابشان تمرکز می کنند. یک استراتژی کارا در دراز مدت درصد مباده های موفق و برنده را افزایش می دهد. در غیراینصورت اگر استراتژی مناسب نباشند، کاری از دست مدیریت سرمایه ساخته نیست. یک استراتژی کارامد باید بداند چرا می خواهد وارد معامله شود و امکان برآورد سود نسبت به ریسک را داشته باشد. این استراتژی این امکان را به سرمایه گذار می دهد که مشخص کند برای کسب سود حاضر است چقدر ریسک متحمل شود و از پیش تعیین کند در چه مدت زمانی قصد معامله کردن دارد. یک سرمایه گذار حرفه ای می داند با استراتژی های کوتاه مدت نمی توان در مدت زمان طولانی معامله کرد و در صورت برخورد با مشکل در طی معامله برای خود برنامه دارد و در نهایت می داند چه زمانی از معامله خارج می شود.

۶) مکتوب کردن استراتژی خروج از بازار و عمل به آن

یکی از اشتباهات معمول سرمایه گذاران، اصرار بر نگه داشتن معامله ی ضررده است. آن ها می خواهند به معامله ضررده فرصت سوددهی دهند حال آنکه به اصطلاح “اولین ضرر، بهترین ضرر است”. درواقع نباید بر یک معامله یا یک سهم تعصب داشت.

مکتوب کردن استراتژی خروج از بازار و عمل به آن برای موفقیت در بازار مالی ایران

۷) برنامه روزانه

برنامه ریزی و طرح های دقیق تدوین نحوه فعالیت برای سرمایه گذار از اهمیت بسیاری برخوردار است. طرح و برنامه ریزی مدون وحرفه ای به معنای آماده بودن برای معامله در ساعات مشخصی است. سرمایه گذار و معامله گر حرفه ای معمولاً از جدول زمانی مشخصی برای معامله تبعیت می کنند. علاوه براین پیش از شروع به معامله لازم است نگاهی اجمالی به اخبار و ادراکی از وضعیت بازارها وجود داشته باشد چراکه کنترل منظم وضعیت بازار و استفاده از آن در جهت شناخت بسترهای مناسب سرمایه گذاری می تواند موفقیت بیشتر در بازارهای مالی را به همراه داشته باشد.

۸) بودجه پشتیبان

نکته مهم دیگر اختصاص قسمتی از سرمایه خود به عنوان بودجه پشتیبان است. این امر می تواند امنیت فعالیت های مالی و اقتصادی شما را در زمان بروز بحران های اقتصادی و تاثیر آن بر بازار بورس تامین نماید.

۹) سرمایه استقراضی

سرمایه گذاران خرد معولا ریسک مبادله با پولی که متعلق به خود آن ها نیست را نمی پدیرند!.

۱۰) منابع اطلاعاتی قابل اعتماد

گاهی اطلاعات غیردقیق و اشتباهی که به سرمایه گذاران داده می شود، از روی ناآگاهی است. اما گاهی اوقات افراد آگاهانه سرمایه گذاران نوپا را به بستر زیاندهی هدایت می کنند تا به منافع خود دست یابند. در حال حاضر سایت ها، گروه های تلگرامی و سایر رسانه ها وجود دارند که در برخی موارد حتی دنبال کننده های فراوانی نیز دارند. سرمایه گذاران باید آگاه باشند که نمی توانند صرفا به این مراجع اتکا کنند چون احتمال دارد اطلاعات ناقصی را در اختیار آن ها قرار دهند. پس آنچه اهمیت دارد این است که شما به عنوان سرمایه گذار، در انتخاب مشاور خود دقت کنید و بدانید مشاور مد نظر شما به چه کسانی کمک می کند و در چه بخشی از بازار سرمایه تخصص دارد. مشاور باید به حجم سرمایه ای که می خواهید وارد جریان بازار کنید توجه کند و تشخیص دهد که حرکت در چه جهتی برای شما مناسب است.

منابع اطلاعاتی قابل اعتماد برای موفقیت در بازار مالی ایران

۱۱) سودهای مبادله گران حرفه ای

افراد با دسترسی به اطلاعات درونی (Inside Information)، واسطه گران و سبد گردانان و امثال آن ها کسب می کنند نماینده سودی نیست که مردم عادی کسب می کنند، این را نباید شاخص سودآوری و موفقیت در بازارهای مالی دانست. ضمن آنکه سود مازاد (یعنی ورای سود متناسب با ریسک در بلندمدت) در بازار سهام از جنس “بازی جمع صفر” است، یعنی یک عده برنده و یک عده بازنده خواهد شد؛ همانطور که در یک شرط بندی روی مسابقه اسب سواری همه برنده نخواهند شد. مطالعات فراوان نشان می دهد که به احتمال زیاد کسانی که زود آمده و زود هم بیرون می روند، برنده و آن هایی که در دوره حباب دارایی به بازار می پیوند بازنده خواهند بود. مبادله گران غیر حرفه ای و آموزش ندیده فعال در بازارهای مالی نهایتا به صورت میانگین با ضرر از این بازار خارج می شوند. پس سعی کنید برنده از بازی خارج شوید.

۱۲) انتخاب گزینه مناسب در بازار سهام

برای انتخاب بهترین موقعیت معامله در هر بازاری باید مطالعات اقتصادی و قدرت تحلیل بالایی داشت و از سازوکار آن بازار مطلع بود. برای مثال در بازار سهام فشار تقاضا یا سرازیر شدن پول داغ (Hot Money) در بازار کاغذی می تواند در کوتاه مدت ارزش سهام یک شرکت را از ارزش ذاتی آن بالاتر ببرد اما این مساله در کوتاه مدت اتفاق می افتد زیرا ارزش سهام شرکت ها در بلندمدت نمی تواند از ارزش واقعی دارایی های مشهود و غیرمشهود شرکت فاصله زیادی بگیرد. در مورد شرکت های بزرگ فعال در صنایع بالغ بازار سهام مانند پتروشیمی، این موضوع قابل لمس تر است زیرا این شرکت ها معمولا آنقدر بلوغ یافته اند که ظرفیت رشدشان به کمترین میزان رسیده است و ارزش سهام آنها در بلند مدت به ارزش روز دارایی های ملموس نزدیک است. با این حال شرکت های فعال در صنایع روبه رشد و متکی به تکنولوژی های نوین همچون شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنتی و شرکت های دارویی، از آنجا که گزینه های رشد بیشتری در اختیار دارند ارزش سهام آن ها در بلندمدت می تواند در سطحی بالاتر از ارزش روز دارایی ها بایستد.

ادامه مطلب
تنوع ساده در مقابل بهینه سازی!
تنوع ساده در مقابل بهینه سازی!

بهترین تعریف ارائه شده برای مفهوم متنوع سازی ساده عبارت است از تشکیل یک سبد سرمایه گذاری بر اساس تلفیقی از حدس و گمان و عقل انسان به گونه ای که، مدل های پیچیده ریاضی در آن دخالتی نداشته باشند. طبق اذعان برخی کارشناسان، در بدترین حالت ممکن این رویکرد می تواند، ریسک سبدهای سرمایه گذاری را شدیداً افزایش دهد. تحقیقات انجام شده طی سال های اخیر نشان می دهد که، این روش متنوع سازی آگاهانه اما بدون استدلال، به اندازه همان فرمول های بهینه سازی پیچیده و موهوم، تاثیر گذارند.

متنوع سازی ساده یا پیچیده؟

تعجب برانگیز نیست که، سرمایه گذاران حقیقی به ندرت از روش های پیچیده تخصیص دارایی استفاده کنند. این مدل ها اسامی ناآشنا و عجیبی دارند؛ مدل بهینه سازی میانگین واریانس، روش شبیه سازی مونت کارلو، مدل بهینه سازی ترینور بلک و… مثال هایی از این روش های پیچیده هستند که، همگی آن ها برای ساختن یک سبد سرمایه گذاری بهینه تدوین شده اند. در واقع هدف این مدل سازی ها، دست یافتن به رؤیای همیشگی سرمایه گذاران، یعنی بدست آوردن بیشترین سود با کمترین ریسک ممکن می باشد.دو تحقیق در مورد نظریه بهینه سازی تحت عنوان “بهینه سازی در مقابل متنوع سازی ساده؛ چگونه یک استراتژی تشکیل سبد ۱/N موثر است؟”در مدرسه کسب و کار لندن توسط دکتر ویکتور دمیگول و همکارانش انجام شده است که، در مخالفت با کارآمدی مدل های پیچیده، دلایلی در این پژوهش ها بیان شده اند. طبق نتایج، تفاوت عملکرد این روش ها از نظر آماری قابل توجه نیست اما، آن ها اذعان می نمایند که، مدل های ساده در مجموع عملکرد بهتری دارند.

آیا رویکرد سرمایه گذاران حقیقی در خرید مقدار کمی از تعداد زیادی سهام مختلف، کارایی لازم را ندارد؟

این یک موضوع بسیار مهم و از اصول اساسی سرمایه گذاری است. طبق روایات تاریخی، یک خاخام یهودی به نام اسحاق بار آها، پدر تمام نظریات متنوع سازی بوده است. او در قرن چهارم این موضوع را بیان کرد که، دارایی های خود را به سه بخش مساوی تقسیم کنید. ثلث اول و دوم را در زمین و کالا سرمایه گذاری نموده و یک سوم باقی مانده را نیز به صورت پول نقد نگهداری کنید. پس واضح است که این توصیه امروزه پس از گذشت ۱۶۰۰ سال نیز، همچنان مطلوب و کاربردی است. از نظر بعضی منتقدین، بسیار بعید به نظر می رسد که، با تقسیم سرمایه به سه بخش مساوی و نگهداری دارایی ها به صورت املاک، اوراق بهادار (معادل مدرن کالا) و پول نقد، بتوان بازدهی در حد مطلوب کسب کرد. از طرف دیگر، نمودارهای دایره ای مرسوم که برای نمایش وضعیت سبدهای کم، متوسط و پُر ریسک به کار می روند، بسیار واضح بوده و احتمالاً مشکلی در بازدهی این رویکرد سرمایه گذاری، در آن ها مشاهده نمی شود. حتی خود هری مارکوویتز که به خاطر مدل های بهینه سازی که ارائه کرده، جایزه نوبل اقتصاد را برنده شد نیز، سرمایه خودش را بطور مساوی در سهام و اوراق قرضه سرمایه گذاری می کند. بدیهی است که، او فقط بر اساس دلایل روانشناسی چنین استراتژی سرمایه گذاری را در پیش گرفته است. واضح و روشن بود که، مارکوویتز بر اساس تئوری های برگزیده خودش سرمایه گذاری نکرده بود و از این بابت خرسند به نظر می آمد.

نشانه ها و شرایط ساده نگری

به منظور بررسی دقیق تر ویژگی های این استراتژی تخصیص دارایی، در ادامه به ذکر مثال های دیگری می پردازیم. مارتین وبر، استاد مالی و بانکی آلمانی بیان می کند؛ گونه های مختلفی از مدل های ساده وجود دارند که، عملکرد برخی از آن ها نسبت به سایرین بهتر است. در مقابل پروفسور شلومو بنارتزی از دانشگاه کالیفرنیا، دیدگاه متفاوتی دارد. از نظر او سرمایه گذارانی که بیش از حد بر سادگی تمرکز دارند، به شدت تحت تأثیر چیزهایی قرار می گیرند که، توسط دیگران به آن ها ارائه می شود. به همین دلیل، اگر آن ها به یک کارگزاری بورس مراجعه نمایند، ممکن است پس از خرید تعداد زیادی سهام متفرقه از آنجا خارج شوند و یا اگر با یک متخصص اوراق قرضه مواجه شوند، احتمالاً با حجم فوق العاده بالایی اوراق بدهی خریداری کنند. علاوه بر این در بازار بورس، سهام مختلفی با ارزش بازار کم یا زیاد، سطح کیفی و اعتباری متفاوت و… وجود دارند که، هرگونه تعصب نسبت به آن ها می تواند، به فاجعه ای بزرگ یا حداقل یک سبد سرمایه گذاری با کارایی کمتر از سطح مطلوب منتهی شود. در همین راستا ممکن است، مفهوم سادگی به معنای نادرستی تعبیر شود. ساده نگری به معنای ناآگاهی و زودباوری، به احتمال بسیار زیاد به مشکلات عدیده ای منجر خواهد شد. با این حال، اگر افراد غیر حرفه ای و نا آشنا با مدل سازی فنی پیچیده، استراتژی ساده نگری را بر اساس مفهوم واقعی آن، یعنی رویکردی معقول و منطقی در پیش بگیرند، هیچ دلیل موجهی برای شکست آن وجود ندارد. به عبارت دیگر، موضوع قابل بحث در این زمینه، دیدگاه منفی و به کار بردن تعابیر تحقیر آمیز در مورد مفهوم سادگی است.

پیچیدگی هم راهگشا نیست!

استراتژی پیچیده و استفاده از مدل های خاص و پیشرفته، لزوماً منجر به موفقیت در سرمایه گذاری نمی شوند. پیچیدگی در ذات بازارهای مالی است و این موضوع به قدری روشن است که، فعل و انفعالات مبهم آن، به ندرت موجب شگفتی فعالان این بازار می شود. در واقع ترکیب اقتصاد، سیاست و عوامل انسانی، وحشتناک است. متغیرهایی در بازار بورس وجود دارند، که لزوماً همه آن ها نمی توانند بطور کامل و مؤثر در یک مدل ریاضی گنجانده شوند. مدل های پیچیده فنی، همیشه در معرض خطر شوک های غیر قابل پیش بینی یا ترکیبی از چنین عواملی قرار دارند. دکتر ویکتور دمیگول و همکارانش معتقدند که، روش های پیچیده بطور جدی به واسطه مسائل محاسباتی محدود می شوند. از نظر آماری اثبات شده است که، بازده مورد انتظار از دارایی ها مجهول است و پیش بینی دقیق آن ها، منجر به خطاهای محاسباتی بزرگی می شوند. در نتیجه سبد سرمایه گذاری که، بر اساس معیارهای منطقی تشکیل شده و به صورت منظم و دوره ای مورد ارزیابی قرار گیرد؛ همچنین بر مبنای شرایط جاری بازار مجدداً متعادل سازی شود، نه تنها از منظر عقلی قابل درک است، بلکه می تواند از برخی مدل های فنی که به واسطه پیچیدگی و ابهام خود محدود شده اند نیز، عملکرد بهتری داشته باشد. در واقع زمانی که امکان گنجاندن تمام متغیرهای ضروری در مدل وجود نداشته باشد و یا این استراتژی حین وقوع تغییر در شرایط بازار، نتواند خود را به اندازه کافی با اوضاع جدید وفق دهد، مدل های پیچیده عملکرد مناسبی از خود به نمایش نمی گذراند. همچنین فارغ از مبحث تنوع در نوع دارایی ها، همگان می دانند که، یک سبد دارایی باید خودش به صورت ذاتی متنوع باشد. در این زمینه طرفداران رویکرد متنوع سازی ساده بیان می کنند داشتن بیش از ۱۵ سهم در یک سبد، لزوماً منجر به افزایش کارایی سرمایه گذاری نخواهد شد. بنابراین یک سبد سهام بسیار متنوع، ممکن است اثرات نامطلوب غیر منتظره ای در پی داشته باشد.

کلام پایانی

تنها موضوعی که همگان با آن موافق هستند این است که، متنوع سازی یک اصل کاملاً ضروری است. اما فواید مدل سازی پیچیده ریاضی، نامشخص است و بسیاری از سرمایه گذاران حتی نحوه عملکرد آن ها را نیز نمی دانند. اگرچه مدل های کامپیوتری می توانند بسیار موثر به نظر برسند اما، ریسک نقص علمی همیشه وجود دارد. هرچند بازدهی خوب برخی از این مدل‎ ها قابل انکار نیست ولی، لزوماً همه آن ها بهتر از روش های ساده عمل نمی کنند. ضرب المثل قدیمی “به آن چیزی که می شناسید و درک می کنید، بچسبید!” در واقع به سرمایه گذاری در ابزار مالی که عمیقاً آن را متوجه می شویم و رویکرد تخصیص دارایی ساده، اشاره می نماید.

ادامه مطلب
ذهنیت سرمایه گذار موفق
ذهنیت سرمایه گذار موفق

بسیاری اوقات هنگام خرید سهام، مهم ترین اولویت ما، فروش زود هنگام و ذخیره سود است. عمده دلایل وسوسه شدن مردم برای فروش شتاب زده سهام، به دو دسته کلی تقسیم می شوند. دسته اول کسانی هستند که، پیش بینی می کنند بازار سقوط کرده و در نهایت ارزش دارایی هایشان کاهش می یابد. دلیل سردرگمی مابقی افراد این است که، تصور می کنند با نگهداری طولانی مدت سهام و خودداری از فروش آن، قادر به کسب سود نخواهند بود. حال آنکه باید دید، آیا صرفاً به وسیله فروش زود هنگام سهام، می توان سود کسب کرد؟ در این مقاله، سعی داریم برخی از سوالات پیرامون مبحث فوق را پاسخ داده و تلاش می کنیم ضمن بررسی ذهنیت سرمایه گذار موفق، بتوانیم رویکرد معاملاتی خود را نیز ارتقا داده و هم تراز ایشان قرار دهیم.

آیا فقط زمانی که سهام خود را بفروشیم، سود می کنیم؟ اجازه دهید لحظه ای در این مورد بیندیشیم. اگر این فرضیه درست باشد، پس ثروتمندان دنیا چگونه پول در می آورند؟ بیل گیتس چند بار مایکروسافت را فروخته است؟ جواب این سوال صفر است. آیا این بدان معنی است که، بیل گیتس هیچ درآمدی نداشته است؟ مطمئناً از نظر بسیاری از شما و همچنین بیل گیتس، این استدلال درستی نیست زیرا، او مالک این شرکت است و سود سهام، حقوق و سایر درآمدهایش در مایکروسافت، سالانه بالغ بر چندین میلیارد دلار می باشد. تمام این موارد صحیح است اما، نکته ای که می خواهیم در اینجا مطرح کنیم این است که، طرز تفکر صاحبان کسب و کار این نیست که به قیمت سهام شرکت توجه کنند! بلکه بیشتر روی سود حاصل از سرمایه گذاری خود متمرکز هستند. در واقع باید گفت، تمرکز مالک به جای ارزش تابلویی سهم، بر چگونگی افزایش سود سالانه شرکت است. زیرا اگر درآمدهای شرکت برای یک دوره طولانی در حال رشد باشند، مطمئناً این رویه منجر به افزایش قیمت نیز خواهد شد. طبق گفته وارن بافت، در کوتاه مدت ممکن است قیمت سهام بر اثر تغییرات نسبت P/E یا سایر عوامل دچار نوسان شود اما، روند قیمتی بلند مدت سهام تابعی از شرایط درآمدی شرکت است.

همانند صاحب یک کسب و کار بیندیشید!

ذهنیت سرمایه گذار موفق

اگر از شما پرسیده شود، چند بار تجارت خود را به منظور پول درآوردن فروخته اید؟ خب ممکن است پاسخ هرگز باشد. در ادامه سوال می کنیم، اگر تجارت خود را نفروشید، پس چگونه می توانید سود کسب کنید؟ شاید بگویید، این تجارت یک جریان درآمدی ایجاد کرده که، سود حاصل از آن نصیب من می شود. در مقایسه، اگر همان فرد مؤسس کسب و کار نیز صرفاً مالکیت سهام یک شرکت را بدست آورد، ممکن است طرز تفکر وی هنگام تملک سهام نسبت به مالکیت خود تجارت، بسیار متفاوت باشد. زیرا آن شخص در چنین حالتی، به عنوان یک ابزار مستقل از شغلش با این سهام رفتار کرده و این موضوع هرگز موجب نمی شود او نقشی به عنوان مؤسس در این کسب و کار ایفا نماید.

بنجامین گراهام می گوید:

اولین چیزی که یک سرمایه گذار حقیقی، هنگام خرید سهام باید در نظر داشته باشد این است که، مالکیت سهام در واقع تملک بخشی از یک کسب و کار است.

آیا مغازه خود را می فروشید؟

حال می خواهیم مباحث فوق را بر اساس فرضیات اما در دنیای واقعی مطرح کنیم. فرض کنید شما یک کسب و کار در زمینه ارائه خدمات مشاوره ای دارید و تجارت خود را در یک دفتر در بازاری محلی انجام می دهید. ارزش دفتر کار شما ۵۰۰ میلیون تومان بوده و ماهیانه حدوداً۲۰ میلیون تومان درآمد دارید. این یعنی مجموع درآمد سالانه شما، ۲۴۰ میلیون تومان می باشد. حال اگر روزی یکی از دوستانتان سراغ شما بیاید و در مورد کاهش ۵۰ درصدی قیمت مغازه طی ماه های آتی هشدار دهد و از همین روی به شما پیشنهاد کند که مغازه خود را بفروشید، آیا تمایل به فروش دفتر کار خود خواهید داشت؟ به احتمال زیاد پاسخ شما منفی خواهد بود زیرا، شما در عوض قیمت مغازه، بر افزایش تعداد مشتریان و رشد درآمدتان متمرکز هستید. حتی اگر ارزش محل کارتان ۵۰ درصد کاهش یابد، شما همچنان به همان تعداد مشتری خدمات ارائه می دهید. پس به همین دلیل این موضوع روی درآمد شما تاثیری نداشته و کاهش قیمت ملک برای شما مهم نخواهد بود.

حال اگر همین دوست پس از شش ماه به شما مراجعه کرده و مدعی شود که، شرایط بازار املاک کاملاً دگرگون شده و در حال حاضر دفتر کار شما یک میلیارد تومان قیمت گذاری شده است. آیا در این شرایط محل کسب و کار خود را خواهید فروخت؟ احتمالاً در این شرایط نیز استدلال مشابهی ارائه کرده و فروشنده نخواهید بود. زیرا طرز تفکر شما مبتنی بر مالکیت کسب و کار و تمرکزتان بیشتر روی درآمد است و شاید صرفاً قیمت ملک در این راستا اهمیت چندانی نداشته باشد. شما به عنوان مالک کسب و کار، هر روز از زمان شروع فعالیت روزانه، پیوسته بر ارائه خدمات بهینه، بازاریابی صحیح و تبلیغات در رسانه های مرتبط به منظور جذب مشتریان بیشتر متمرکز هستید و طبیعتاً انجام این امور، منجر به رشد تجارت شما می شوند. بر همین اساس، زمانی که ما در سهام سرمایه گذاری می کنیم، باید طرز فکری همانند صاحبان کسب و کار داشته باشیم. بطور مثال پس از خرید سهام، فقط روی تابلوی قیمت متمرکز نباشید و به جای آن، منابع درآمدی شرکت را شناسایی کنید. اینجاست که بیشتر سرمایه گذاران اشتباه می کنند! به عنوان یک سرمایه گذار، عدم توجه و بررسی سوددهی یک شرکت پیش از شروع سرمایه گذاری، بزرگترین خطایی است که می توانید مرتکب شوید. اگر به منظور اخد تصمیمات معاملاتی خود، صرفاً قیمت سهام را ملاک قرار دهید، این احتمال وجود دارد که درگیر نوسانات قیمتی سهم شده و بر اساس حدس و گمان محض تصمیم گرفته باشید.

با نوسانات قیمت دوست شوید!

ذهنیت سرمایه گذار موفق

ممکن است بسیاری از شما به این بیندیشید که، ضمن پیروی از راه و روش سرمایه گذاران موفق، چه زمانی برای خروج به موقع و فروش سهام، مناسب و مقتضی است؟ به گفته وارن بافت، یک سرمایه گذار موفق در بهترین دارایی ها سرمایه گذاری کرده و روی جریان درآمدی آن تمرکز دارد. اما در کنار این، خود را با نوسانات قیمت نیز وفق می دهد. بطور کلی تا زمانی که بازه نوسانات قیمتی یک دارایی بسیار محدود باشد، کاربرد پذیری آن تغییرات عمده ای نداشته است. اما برخی اوقات به دلیل پدیده رفتار جمعی، قیمت این دارایی های ارزشمند نیز بشدت حبابی می شوند که، یک سرمایه گذار هوشمند باید از چنین فرصت هایی به منظور فروش سهام خود استفاده کند. میزان درآمد ناشی از یک دارایی، معمولاً در بیشتر اوقات پایدار است. اما گاهاً تغییر در انتظارات سرمایه گذاران نسبت به آینده می تواند، عامل شکست های قیمتی بزرگ باشد.

ما به عنوان یک سرمایه گذار، باید کاربرد پذیری یک دارایی را به دقت ارزیابی نموده تا بتوانیم ارزش واقعی بهینه آن را مشخص نماییم. بطور کلی مبحث اصلی بحث این بود که، اگر شما سهم یا سبدی از سهام را با نسبت P/E مشخصی خریداری کرده و برای مدت طولانی آن را نفروشید، حتی اگر نسبت P/E در طول این سال ها در محدوده یکسانی قرار داشته باشد، ارزش سرمایه گذاری شما به دلیل افزایش درآمدهای شرکت، رشد خواهد نمود. در نتیجه اگر بر اساس میزان رشد درآمد شرکت سرمایه گذاری کنید، این موضوع خود مسبب افزایش ارزش سهام شما می شود. به عنوان یک سرمایه گذار هوشمند، شما باید در شرکت های برتر با پروژه هایی با برآورد مشخص که، موجب می شوند درآمد آن ها طی سال های آتی روند افزایشی داشته باشد، سرمایه گذاری کنید. بعضی اوقات در بازار سهام ممکن است، قیمت شرکت های برتر به بیش از ارزش واقعی آن ها برسد یا بلعکس دچار حباب منفی شود. هر دوی این شرایط، موقعیت عالی را برای ما به عنوان سرمایه گذار فراهم می کنند تا، با خرید یا فروش سهام خود بتوانیم از فرصت های موجود در بازار، بیشترین بهره ممکن را ببریم.

به عنوان کلام پایانی، هنگامی که صرفاً روی سهام سرمایه گذاری کنیم، باید به دنبال تعیین نقاط کف و سقف بازار بر اساس قیمت باشیم که، این امر خیلی امکان پذیر نیست. اما در مقابل، زمانی که روی سهام یک کسب و کار عالی سرمایه گذاری کنید، حتی اگر در طول دوره سرمایه گذاری هیچ دوره رونق یا رکودی اتفاق نیفتد، ارزش این دارایی به دلیل رشد درآمد شرکت افزایش می یابد.

ادامه مطلب
۱۱ گام در راستای سرمایه گذاری موفق
۱۱ گام در راستای سرمایه گذاری موفق

در بازار مالی باید همیشه انتظار کاهش قیمت ها را داشته باشید. معمولاً هنگام بحران، در نظر گرفتن حداقل ۱۰% افت ارزش سهام منطقی است. سهام نیز مانند هر چیز دیگری در این دنیا، جنبه های مثبت و منفی مربوط به خودش را دارد. سقوط ناگهانی بازار می تواند مسبب اشتباهاتی از سوی سرمایه گذاران شود، که در بلند مدت به رشد مالی آن ها صدمه بزند. امروزه با توجه به پیشرفت تکنولوژی و افزایش تعداد معامله گران، نوسانات بازار بورس افزایش یافته، که همین موضوع منجر به رواج رفتارهای هیجانی میان سهام داران شده است. همواره در سرمایه گذاری موفق دو پارامتر اصلی وجود دارد: بازدهی و استراتژی که فقط یکی از این دو مورد برای شما قابل کنترل است و آن، رویکرد معاملاتی شما خواهد بود.

۱۱ روش برای رسیدن به سرمایه گذاری موفق

در ادامه، ۱۱ اصل مهم در راستای موفقیت در بازار مالی را برای شما ذکر خواهیم نمود. توجه داشته باشید که این موارد اغلب به جهت سادگی بیش از حد فراموش می شوند، اما شما سعی کنید همیشه آن ها را بخاطر داشته باشید.

۱) فرآیند سرمایه گذاری خود را پیچیده نکنید

گاهاً مشاهده می شود بعضی افراد، چندین حساب معاملاتی مختلف دارند و نکته قابل تأمل این است که در تمام این حساب ها به یک شکل سرمایه گذاری می کنند، پس دلیل آن چیست؟ به نظر می رسد معامله گران این گونه می پندارند که، با انجام این کار یک سبد سرمایه گذاری متنوع و مطمئن برای خود ایجاد کرده اند. در حالی که این روش تشکیل سبد سهام و متنوع سازی سرمایه گذاری نیست و فقط شرایط کاری را دشوارتر می کند.

۲) پایش مداوم نوسانات بازار، عامل پیشگیری از ضرر نیست!

امروزه با توجه به گسترش پلتفرم های آنلاین تحلیلی و معاملاتی بازارهای مالی، برای دسترسی به قیمت لحظه ای سهام در اقصی نقاط جهان، کافیست یک تلفن همراه هوشمند متصل به اینترنت در اختیار داشته باشید. درصد بالایی از معامله گران در طول روز، زمان طولانی را صرف مشاهده و پیگیری نوسانات میان روزی بازار می کنند که، مصداق بارز اتلاف وقت است. این رویکرد در بلند مدت قطعاً برای سلامت جسمی و روانی شما به عنوان یک سرمایه گذار مضر خواهد بود، زیرا شما اساساً قادر به کنترل حرکات قیمتی بازار نیستید. نوسانات مثبت و منفی جزئی از ذات این بازار است و باید همیشه انتظار آن را داشته باشید.

۳) سبد سرمایه گذاری، حاصل تفکرات و شرایط مالی شماست

۱۱ گام در راستای سرمایه گذاری موفقافراد مختلف، از طیف های مالی، شخصیتی، خانوادگی و… گوناگون را در نظر بگیرید. هر شخص بر اساس شرایط و مقدار پولی که در اختیار دارد، اقدام به سرمایه گذاری می نماید. معمولاً این موارد به صورت روزمره تغییر نخواهند کرد، پس با تشکیل یک سبد بهینه در ابتدای کار، دیگر نیازی نیست مرتباً در حال تغییر ترکیب دارایی هایتان و پرداخت کارمزد باشید. از معامله گری بر اساس شایعات و نظرات دیگران بپرهیزید و تنها زمانی که دگرگونی مهمی در زندگیتان ایجاد شد، به فکر تغییر نحوه سرمایه گذاری خود باشید.

۴) “بستگی دارد” و “نمی دانم” پاسخ بسیاری از مسائل مالی هستند

۱۱ گام در راستای سرمایه گذاری موفقدر رویدادها و کنفرانس های مالی اغلب این سوال توسط مردم عادی مطرح می شود که، بهترین سرمایه گذاری چیست؟ در وهله اول پاسخ بسیاری کارشناسان به چنین سوالاتی “بستگی دارد” است و عموماً می گویند، برای مشاوره دقیق تر باید اطلاعات بیشتری در اختیار آن ها قرار داده شود. بطور کلی علی رغم تمام تجربیات انسانی و پیشرفت تکنولوژی، بازار سهام هنوز قابلیت پیش بینی ۱۰۰% را ندارد. بنابراین هیچ کس نمی تواند بگوید، چند لحظه یا یک ماه بعد چه اتفاقی در بازار روی خواهد داد. اما مشاوران مالی می توانند با ارائه راهکارهای صحیح سرمایه گذاری، در راستای پیشرفت مالی بلند مدت شما تاثیر گذار واقع شوند. مطمئناً پیگیری چنین مواردی نسبت به بررسی مداوم قیمت ها، برای شما مفیدتر است.

۵) روند صعودی یا نزولی قیمت سهام، یک پدیده عادی و تکرار شونده در بازار مالی است

نوسانات بورس همانند تغییرات دمای سطح کره زمین است. همیشه با فرا رسیدن فصل زمستان، دما افت کرده و و هوا سرد می شود. سپس مجدداً در آستانه فصل بهار، دمای زمین افزایش می یابد. این چرخه دمایی تا پایان عمر زمین ادامه خواهد داشت. اگر سبد سهام شما نوسانات غیر معقولی دارد، می توانید ترکیبی از دارایی های متعادل تر برای سرمایه گذاری انتخاب کنید. اما همواره متنوع سازی منطقی را نیز بخاطر داشته باشید.

۶) بازار بیش از هر مهارت فردی دیگری، به صبر و شکیبایی شما پاداش می دهد

۱۱ گام در راستای سرمایه گذاری موفقاین یک اصل انکار ناپذیر در راستای سرمایه گذاری موفق است. طی بحران مالی سال ۲۰۰۸ در بورس های جهانی، بسیاری از سرمایه گذاران به دلیل ضرر و زیان هنگفت، بازار سهام را برای همیشه رها کردند. اما تعداد کمی با صبر و اشتیاق به فعالیت در بورس ادامه دادند و حتی در دوره سقوط بازار نیز همچنان هوشمندانه سهام می خریدند، که در نهایت پاداش خوبی نیز نصیب آن ها گردید. بطور مثال شاخص داو جونز در بورس آمریکا از سال ۲۰۰۹ تا کنون، ارزش آن حدوداً ۳ برابر شده است!

۷) شانس به معنی مهارت نیست!

۱۱ گام در راستای سرمایه گذاری موفقآیا این جمله را شنیده اید که؛ حتی یک ساعت خراب هم می تواند حداقل روزی دو بار زمان را درست نشان دهد!؟ معمولاً زمانی که بازار در یک روند صعودی بلند مدت قرار دارد، افراد غیر متخصص بدون داشتن دانش و تجربه کافی، به جهت تبلیغات رسانه ها و بدست آوردن ثروت های نجومی، به سرمایه گذاری در بازار سهام روی می آورند و ممکن است طی این دوره بتوانند سود مناسبی نیز کسب کنند. در نتیجه پس از مدتی این امر به آن ها مشتبه می شود که، یا سرمایه گذاری در بازار بورس کار بسیار ساده و پر سودی است و یا ایشان در انجام این کار مهارت خاصی دارند. غافل از اینکه با اتمام این روند صعودی اکثراً علاوه بر سودهای بدست آمده، سرمایه اصلی خود را نیز از دست می دهند. بطور کلی هر چقدر خود بزرگ بینی و اعتماد به نفس کاذب بیشتری داشته باشید، زیان سنگین تری در انتظارتان خواهد بود.

۸) سبد سهام بسیار متنوع، نوعی قمار است

۱۱ گام در راستای سرمایه گذاری موفقاگر سرمایه گذاری شما بازدهی عالی دارد، پس احتمالاً متنوع سازی به طور منطقی انجام شده است. برخی صنایع در دوره های زمانی مشخصی، با توجه به شرایط اقتصادی حاکم، می توانند سوددهی بسیار مناسبی داشته باشند.هنر شما به عنوان یک سرمایه گذار آگاه یافتن چنین مواردی است، تا ضمن متنوع سازی، بتوانید بهترین گزینه ها را نیز در سبد خود داشته باشید.

۹) سرمایه گذاری همانند مد لباس است

۱۱ گام در راستای سرمایه گذاری موفقپرطرفدارترین نحوه پوشش امروز، احتمال قوی چند ماه بعد از مد افتاده است. هوشمندانه رفتار کنید و همیشه به دنبال بهترین دارایی ها برای سرمایه گذاری موفق باشید. سبد سهام شلوغ و پرتعداد را همانند لباس های از مد افتاده فرض کنید، که هر سال به کمدتان اضافه شده و بی دلیل فقط آن ها را نگهداری می کنید.

۱۰) دیدگاه سرمایه گذاری کوتاه مدت، مانع پیشرفت شماست!

۱۱ گام در راستای سرمایه گذاری موفقبر اساس نوسانات مقطعی بازار تصمیم گیری نکنید و تا حد امکان چشم انداز سرمایه گذاری بلند مدت داشته باشید. ممکن است برخی اوقات نسبت به اهداف مالی خود، بازدهی کمتری داشته و بخاطر این موضوع نسبت به خودتان یا بازار حس بدی پیدا کنید، این یک امر کاملاً طبیعی است. اما اگر شما اهداف مالی بلند مدت داشته باشید، می دانید که باید بر اساس عملکرد خود در دراز مدت نتیجه گیری کرده و مشکلات را شناسایی و حل کنید.

۱۱) واکنش رفتاری درست، کلید موفقیت در معامله گری!

تلاش برای انتخاب بهترین دارایی برای سرمایه گذاری بسیار قابل ستایش است، اما کلید موفقیت شما این است که به عنوان یک معامله گر، درست تصمیم گیری کنید واکنش صحیح نه تنها به معنی داشتن نبوغ ریاضی یا دسترسی به اخبار پنهانی نیست، بلکه کاملاً بلعکس، به مفهوم داشتن یک رویکرد معاملاتی واضح و ساده است که در بلند مدت قابل اجرا باشد. هیچگاه بر اساس هیجانات توده مردم تصمیم گیری نکنید و بدانید هیچ کس نمی تواند بازار را کنترل کند، اما با هوشمندی می توان سرمایه خود را مدیریت کرد. برای رشد سرمایه در بلند مدت هر ماه مقداری از درآمدتان را پس انداز و دوباره سرمایه گذاری کنید، پس از مدتی موجودی حسابتان بیش از پیش رشد خواهد نمود. به عنوان آخرین توصیه، همیشه بر مبنای بلند مدت تصمیم بگیرید و یک سفته باز کوتاه مدت نباشید.

ادامه مطلب
قانون جذب
قانون جذب حقیقتی ناب اما ساده برای ساختن یک زندگی رویایی

قانون جذب، قدم برداشتن در جهان افکار و ساختن زندگی در دنیای واقعی

قانون جذب را می توان یکی از جنجالی ترین رازهای آشکار جهان به شمار آورد؛ رازی که انسان ها ندانسته در طول قرن ها آن را در تک تک ثانیه های زندگی خود به کار می بستند اما چون از چم و خمش آگاهی نداشتند از این قدرت بی نظیر علیه خودشان استفاده می کردند. قانون جذب در مورداحساس اکنون شما است. احساس، این قدرت را دارد که افکار را به اجسام تبدیل کند. این تمام چیزی است که باید همیشه در مورد قانون جذب به یاد داشته باشیم؛ یعنی فکر، احساس را پدید می آورد و احساس، آن را به معادل فیزیکی اش تبدیل می کند؛ موضوعی ساده و بسیار قدرتمند که می تواند به یک کابوس تبدیل شود. چون بیشتر ما، فکرهای خوشایندی در سرمان نداریم و تبدیل شدن این فکرهای ناخوشایند به معادل فیزیکی شان می تواند زندگی ما را به سمت نابودی بکشاند. به همین علت باید قدرت شگفت انگیزی که در اختیارمان قرارگرفته را بشناسیم و در تمام مدت به نفع خودمان از آن استفاده کنیم. در این مقاله از خانه سرمایه به سراغ قانون جذب می رویم و آن را با جزئیات فراوان و نکته هایی بسیار کاربردی برایتان توضیح می دهیم. حتی اگر قبلاً با قانون جذب آشنا شده اید نگاهی دوباره به این مقاله بیندازید؛ شاید پاسخ پرسش های خود را لابه لای سطرهای آن پیدا کردید.

چارلز هانل، نویسنده آمریکایی، فیلسوف و تاجر (۱۸۶۶- ۱۹۴۹):

افکارحاکم در ذهن شما یا تمایلات ذهنی، همواره مانند یک آهنربا عمل می کنند و از آنجایی که قانون جذب می گوید که هر چیز هم جنس خود را جذب می کند، بنابراین گرایش های ذهنی به شکل ثابت، شرایط و مواردی را به سوی خود می ربایند که هماهنگ با طبیعتش باشد.

سروکله قانون جذب از کجا پیدا شد؟

شاید بسیاری از مردم، قانون جذب را از «مستند راز» شناخته باشند. در این مستند خانم «راندا برن» به همراه انسان هایی که از معجزه این قانون در زندگی شان استفاده می کردند مجموعه ای از اطلاعات در مورد قانون جذب را برای اولین بار در حجمی وسیع منتشر کرد؛ اما در حقیقت، راندا برن خود نیز با استفاده از کتاب هایی که ردپای این قانون را در خودشان داشتند توانسته بود زندگی اش را تغییر دهد و از مشکلات ریز و درشتش نجات پیدا کند. قانون جذب، عمری به قدمت تاریخ بشر دارد. نکته جالب اینجا است که تمام انسان های بزرگ، تمام افراد موفقی که در طول تاریخ بشریت در حال تغییر جهان بودند، از این قانون استفاده بسیاری کردند. از اندیشمندان قبل از بودا گرفته تا مولتی میلیاردرهای قرن ۲۱، همگی به شیوه ای استادانه از این قانون بهره بردند.

چرا این قانون پنهان بوده است؟

در طول هزاران سال، انسان های بسیار زیادی از این قانون برای رسیدن به ثروت و آرزوهای خود استفاده کردند. پنهان ماندن شیوه استفاده از این قانون به علت ترس و طمع ثروتمندان گذشته بوده که می خواستند تنها خودشان از روش جادویی این قانون اطلاع داشته باشند. چیزی که باعث شد قانون جذب تا این حد معروف و مشهور شود، پیدا کردن ردپای این قانون درگذشته و تایید کردن آن توسط دانشمندان فیزیک کوانتوم بود. دکتر «جان هاگلین» فیزیک دان کوانتوم، نظریه پرداز اجتماعی و از مروجان عرفان کوانتومی در این باره می گوید:

مکانیک کوانتوم و کیهان شناسی کوانتومی این موضوع را که جهان هستی از فکر و اندیشه شکل گرفته می پذیرد و این نظریه که هر آنچه پیرامون ما است روزی تنها یک فکر بوده را تایید می کند؛ بنابراین همه چیز به این بستگی دارد که ما چطور از قدرت خود استفاده می کنیم؛ مثبت یا منفی. درواقع هیچ گونه محدودیتی برای نیروی بالقوه انسان ها وجود ندارد. این کار به راستی از طریق سطحی که در آن هستیم و به آن می اندیشیم، صورت می گیرد.

چه کتاب های معتبری در مورد قانون جذب وجود دارد؟

یکی از آشناترین کتاب ها در مورد قانون جذب، کتاب «راز» اثر راندا برن است. البته کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» اثر ناپلئون هیل نیز با آنکه به طور مستقیم در مورد قانون جذب نوشته نشده اما روش های اجرای این قانون را به صورت کاملاً کاربردی و از زبان صدها زن و مرد بسیار موفق بیان کرده است. این کتاب به اندازه ای مهم است که یکی از استادان مجموعه راندا برن به نام «باب پراکتور» یک نسخه از بیندیشید و ثروتمند شوید را همیشه به همراه خودش دارد. علاوه بر این دو کتاب، کتاب های «معجزه سپاسگزاری» و «قدرت» از راندا برن در تکمیل کتاب راز منتشرشده اند. کتاب «بزرگترین راز ثروت در طول تاریخ» نوشته «دکتر جو ویتالی» – یکی دیگر از استادهای این قانون نیز بخش دیگری از قانون جذب را بیان کرده است. به جز این چند کتاب، کتاب های دیگری نیز به چاپ رسیده و در آینده هم خواهند رسید اما آنچه که ما می خواهیم در موردش سخن بگوییم در لابه لای برگه های این چند کتاب نهفته است.

چگونه از قانون جذب استفاده کنیم؟

روش استفاده از قانون جذب بسیار ساده است؛ اما قبل از آن باید در چند مورد با خودتان به توافق برسید. درواقع این نکته ها، قلوه سنگ های کوچک مسیر شما هستند. شاید برخی از آن ها را خودتان انداخته باشید و شاید هم به بعضی اجازه داده باشید که این سنگ ها را در مسیر زندگی شما پراکنده کنند. شناسایی مقصر، فرقی به حال شما نمی کند چون دست آخر باید مسیر خود را صاف و هموار کنید. در ادامه، نکته هایی که لازم است قبل از پرداختن به قانون جذب آن ها را بدانیم باهم دنبال می کنیم.

فرکانس فکر را دست کم نگیرید

مدت زیادی از اثبات فرکانس های فکر توسط دانشمندان می گذرد. درواقع این مورد که هر فکر فرکانس مخصوص به خودش را دارد، چیز جدیدی نیست؛ اما متأسفانه ما در بیشتر موردها استفاده درستی از فرکانس فکرهایمان نمی کنیم. فکرها بسیار قدرتمند هستند چون در هرلحظه سیگنال های مغناطیسی برای جذب فکرهای شبیه خود را ارسال می کنند. نکته اینجا است که تکرار یک فکر، یعنی انتشار پیوسته یک فرکانس به کائنات. افکار ما فیزیکی نیستند اما می توانند تمام چیزهای فیزیکی که در خودشان دارند را بسازند. این نیرو بسیار شگفت انگیز است و متأسفانه بیشتر مردم از آن برعلیه خودشان استفاده می کنند. معمولاً این کار بسیار ساده و در قالب یک قرارداد ذهنی انجام می شود؛ مثلاً با خودشان می گویند:

«هر وقت پولی به دستم میاد، یه خرج بزرگ هم تراشیده می شد!» چیزهایی از این دست، بسیار فراتر از غرولندهایی ساده هستند. ما بافکرمان در حال خلق جهانی هستیم که در آن زندگی می کنیم. در همین یک جمله ساده، ترکیبی از تصور، باور و خلقت یک رویداد وجود دارد. پس یادتان باشد که فکرها، چیزهایی گذرا و بی دلیل نیستند. استفاده درست و هدفمند از آن ها چیزی است که زمینه اجرای قانون جذب را فراهم می کند.

از فکرهایتان خبر داشته باشید

قانون جذب

قدم بعدی، یک کنکاش درونی است. شما باید جنس فکرهای خودتان را بشناسید و از آن ها آگاهی داشته باشید. روش این کار بسیار ساده است. تنها کاری که باید بکنید این است که در طول روز، حواستان به فکرهایی که ازسرتان می گذرد باشد. درواقع باید نقش یک تماشاچی را برای ذهن خود ایفا کنید. شاید در ابتدا کمی گیج شوید اما خیلی زود قلقش به دستتان می آید و در این کار حرفه ای می شوید. بعد از یک روز تماشا کردن فکرهایتان، روی یک تکه کاغذ، تحلیل خودتان را بنویسید. با خودتان صادق باشید. آیا از جنس فکرهایی که هرروز در سرتان می گذرد راضی هستید؟ اصلاً آن ها دوست دارید؟ این مرحله بسیار مهم است. چون تفاوت بین آنچه فکر می کنید و آنچه می خواهید را به شما نشان می دهد. آگاهی از افکارتان، اولین قدم برای تغییر آن ها است. شاید عده ای از شما با دیدن حجم افکار منفی تان بسیار نگران شده باشید؛ اما جای نگرانی نیست. باوجود آنکه فکرهای منفی نیز درست مانند فکرهای مثبت، سیگنال های مغناطیسی را برای جذب رویدادهای مشابهشان ارسال می کنند، اما از لحظه ای که تصمیم بگیرید می توانید ورق را به نفع خودتان برگردانید. قدرت فکرهای مثبت، چندین برابر بیشتر از فکرهای منفی است. قوی باشید و ادامه بدهید.

مایکل برنارد بک ویث:

هر چیزی که افکار گذشته در زندگی شما پدید آوردند را می توانید به وسیله تغییر در آگاهی کنونی خود به شیوه ای که می خواهید بازگردانید.

در مقابل واقعیت زندگی خود مقاومت نکنید

چیزی که الان هستیم، نتیجه مستقیم و صد در صد افکاری است که درگذشته داشتیم. این واقعیتی بسیار بزرگ و برای بیشتر ما بسیار دردناک است. چون در تمام طول زندگی خود به دنبال کسانی می گشتیم تا شکست های زندگی مان را بر سرشان خراب کنیم؛ از داشتن یک زندگی فقیرانه در کودکی بگیر تا سیستم آموزشی و زیرساخت های کشور، هیچ کدام از انتقادهای ما در امان نمانده اند. البته حرف ما این نیست که همیشه همه شرایط برای افراد مختلف در حد بسیار عالی بوده است. اگر نقش شرایط پایه زندگی و اندازه نقش ما در ساختن و تغییر دادن جهانمان را باهم مقایسه کنیم به عدد عجیبی می رسیم. نقش شرایط خارج از کنترل در زندگی ما چیزی حدود ۱ درصد و نقش ما ۹۹ درصد است. حالا این پرسش پیش می آید که ما باقدرت ۹۹ درصدی خود چه تغییری در زندگی مان ایجاد کرده ایم؟ چه چیزهای خواستنی را به زندگی مان جذب کرده و چه پل هایی به سمت خوشبختی تمام عیار برای خودمان زده ایم؟ در حقیقت، ما آن قدر ضعیف عمل کرده ایم که آن ۱ درصد غیرقابل پیش بینی مثل یک بادکنک بادکرده، بزرگ شده و تمام حجم زندگی مان را در برگرفته است. بزرگی این بادکنک به اندازه ای بوده که باور کردیم نقشی در تعیین ماجراهای زندگی خودمان نداریم. نقش خودتان را بپذیرید. شاید در ابتدا از اینکه تمام مسئولیت ها را بر گردن بگیرید احساس شکست و اندوه کنید، اما این احساس، در حکم همان پیله پروانه یا پوسته تخم مرغ است که جهانی بسیار شورانگیز در ورای آن انتظار شمارا می کشد.

تکلیف خودتان را با خواسته هایتان مشخص کنید

به زبان ساده، چه چیزی را واقعاً می خواهید؟ خواسته واقعی قلبتان چیست؟ بسیاری از ما هنوز واقعاً نمی دانیم که چه چیزی از زندگی مان می خواهیم. این ندانستن ها علت اصلی درجا زدن و پیشرفت نکردن است. چون به جای تمرکز بر یک هدف و جلو رفتن، مدام از این شاخه به آن شاخه می پریم و از هر چیزی کمی برمی داریم. دست آخر هم به جایی می رسیم که به خودمان و دیگران دروغ هایی پررنگ و لعاب می گوییم تا قلبمان دست ازسرمان بردارد و دیگر به جانمان نق نزند؛ مثلاً می گوییم:

«دیگه از من گذشته» یا «این کار پول و پله می خواد که من ندارم». در حقیقت، تاریخ انقضای واقعی خواسته های شما تنها زمانی سر می رسد که دیگر صاحب جسم کنونی تان نباشید. تا زمانی که اهل این کره خاکی هستید و نفس می کشید، قدرت تغییر تک تک بخش های زندگی تان را دارید. پس همین امروز تکلیفتان را با خودتان و خواسته هایتان روشن کنید. تنها وقتی می توانید به مقصد برسید که مقصدی داشته باشید.

خوب یا بد؟ کوچک یا بزرگ؟ هیچ اهمیتی ندارد

قانون جذب با کائنات کار می کند. هر خواسته ای که داشته باشید از مسیر واسطه شما یعنی ذهنتان به طور مستقیم به گوش جهان هستی می رسد و بی چک و چانه وارد فاز اجرایی می شود. کوچک یا بزرگ بودن افکارمان یا حتی اینکه فکرهایمان چقدر برای ما سودآور یا زیان بار هستند، برای جهان هستی هیچ اهمیتی ندارد. حتی اینکه ما آن چیز را واقعاً می خواهیم یا از آن به شدت متنفر هستیم هم ذره ای برای جهان هستی مهم نیست. این قانون به افکار ما پاسخ می دهد. ما با نیروی افکارمان به جهان هستی فرمان می دهیم. کائنات، فرمان بردار بسیار خوبی است. مشکل این است که ما فرمانده خوبی نیستیم و برای همین همیشه دستورهایی برخلاف شادی و خوشبختی خودمان به جهان هستی می دهیم. اگر فرمان های ما هدفمند و اصلاح شده باشند، زندگی بر همان چرخی که می خواهیم می چرخد. باور کنید یا نه، اما سبک فکری، تنها تفاوت بین شما و افرادی است که خوشبختی، ثروت و سلامتی از سر و کولشان بالا می رود.

موتور جذب زندگی تان را روشن کنید

قانون جذب

بعد از آنکه در مورد پیش نیازهای گفته شده با خودتان به توافق رسیدید، نوبت آن می رسد که موتور قانون جذب را در زندگی تان روشن کنید. قانون جذب از سه مرحله تشکیل شده است:

  • مرحله اول: خواستن

در این مرحله باید به صورت کاملاً شفاف، خواسته خود را مشخص کنید. این خواستن باید آن قدر واضح باشد که آن را جلوی چشمانتان ببینید. تمام محدودیت ها را دور بریزید و به قلبتان این جرات را بدهید تا آنچه را که واقعاً می خواهد به شما نشان دهد. در این میان باید نکته ای را در نظر بگیرید. وقتی می خواهید خواسته خود را مطرح کنید، باید مراقب معنای مثبت یا منفی آن باشید؛ مثلاً اگر زیر بار بدهی باشید، اولین و پررنگ ترین چیزی که به نظرتان می رسد این است که می خواهید از شر تمام آن بدهی ها خلاص شوید. حواستان را حسابی جمع کنید. باوجود ظاهر فریبنده این خواسته، معنای نهفته آن خطرناک است. اگر خواسته خود را خلاص شدن از بدهی در نظر بگیرید، به جای رها شدن، بیشتر بدهکار می شوید. خواسته شما باید کاملاً مثبت باشد؛ مثلاً باوجود بدهی های زیاد، خواسته خود را رسیدن به مبلغ مشخصی پول – که بسیار بیشتر از عدد بدهی هایتان است – قرار دهید. به این ترتیب، وقتی خواسته خود را دریافت کردید، نه تنها می توانید بدهی هایتان را صاف کنید بلکه توانایی عملی کردن خواسته های دیگرتان را نیز به دست خواهید آورد. یادتان باشد، هرگز نگویید:

«نمی توانم فلان کار را بکنم چون پولش زیاد است یا به نفوذ و قدرت زیادی نیاز دارد». واژه ها بسیار قدرتمند هستند. علاوه بر این، همیشه این گونه گفتارها لبریز از احساس حسرت و گاهی خشم نیز هستند که باعث می شوند فاز اجرایی آن ها با سرعت بالایی به راه بیفتد.

  • مرحله دوم: ایمان داشتن

باید به عملی شدن خواسته خودتان ایمان داشته باشید. باور شما بسیاربسیار مهم است. باور کنید که نه تنها لیاقت رسیدن به خواسته تان رادارید بلکه به آسانی آن را دریافت خواهید کرد. شاید در ابتدا جنگ و جدل هایی بین منطق و قلبتان به راه بیفتد؛ مثلاً منطقتان بگوید«چطور ممکنه چیزی که می خوام اتفاق بیفته؟ اصلاً مگه میشه؟» و قلبتان پاسخ دهد «معلومه که میشه. این همه آدم توی دنیا هستن که به راحتی به خواسته هاشون می رسن. منم نفر بعدی!» اشکالی ندارد. مهم این است که از قلبتان طرفداری کنید و به نتیجه کار ایمان داشته باشید.

  • مرحله سوم: هم جهت شدن

هم جهت شدن با خواسته تان یعنی تبدیل شدن به بزرگ ترین طرفدار قلبتان. باید با تمام وجودتان از خواسته خود حمایت کنید، آن را باور داشته باشید و مقدمات حضورش را آماده سازید. یکی از بزرگ ترین کارهایی که می توانید در مرحله هم جهت شدن با خواسته تان انجام دهید، استفاده از نیروی شگفت انگیز تصور است.

ناپلئون هیل: هر چیزی که ذهن انسان بتواند تصور کند روزی در دستانش قرار خواهد گرفت.

تصور، تله پورتی به آینده

به قول انیشتین، تصور کردن همه چیز است؛ تصور، پیش نمایشی از ماجراهای آینده زندگی است. استفاده از نیروی تصور کردن، کار پیچیده ای نیست. برای انجام این کار باید مکانی خلوت را پیدا کنید و برای چند دقیقه در آنجا آرام بگیرید. بد نیست که به یک موسیقی آرام و لذت بخش هم گوش دهید. سپس چشم هایتان را ببندید و در پرده سینمای ذهنتان لذت داشتن خواسته خود را به تصویر بکشید. با خودتان فکر کنید که زندگی تان بعد از تحقق خواسته ای که دارید چه تغییری می کند؟ آن شرایط را برای خودتان بازسازی کنید و از حضور در این مکان خودساخته نهایت لذت را ببرید. ذهن شما تفاوت بین آنچه تصور می کنید و آنچه واقعاً اتفاق افتاده را درک نمی کند. به همین دلیل، تصور کردن این قدر قدرتمند است. چون چه شما به گذشته تان فکر کنید، چه حال و چه آینده، چه به خاطر بیاورید، چه ببینید و چه در ذهنتان بسازید، به هر حال با این کارتان در حال فعال کردن افکارتان و روشن کردن موتور قانون جذب به سمت ساخت نمونه فیزیکی آن فکرها هستید. اگر به دنبال یک راهنمای گام به گام برای درک عمیق تر فرایند تصور کردن هستید، بد نیست نگاهی به نسخه «ویلیام کلمنت استون» کارآفرین، نیکوکار، بازرگان و مدیر ارشد اجرایی، بیندازید. اجازه بدهید این راهنما را برای دریافت چیز مشخصی مثلاً پول اجرا کنیم.

  1. مقدار مشخصی از پول را بخواهید. در این مورد مشخص کردن مقدار و زمان دستیابی به آن بسیار مهم است.
  2. آن را اعلام کرده و واضح بیان کنید. به آن ایمان بیاورید و طوری رفتار کنید که گویی اتفاق افتاده است. درواقع باید این خواسته را محقق شده به حساب بیاورید و آن را دائم در جهانتان منتشر کنید.
  3. هرروز چشمانتان را ببندید و لذت داشتن آن مقدار از پول را تجسم کنید. کارهایی که می خواهید با آن پول انجام دهید را در ذهنتان با تمام جزئیات بازسازی کنید. یادتان باشد که نکته مهم در این فرایند، رسیدن به احساس داشتن آن پول و لذت بردن از مزایای آن است.
  4. چیزی بسازید که هرلحظه، خواسته تان را به شما یادآوری کند؛ هر چیزی، فرقی نمی کند. می توانید از یک تکه کاغذ یادآوری زردرنگ استفاده کنید و آن را در دفتری که همیشه همراهتان است، گوشه میز کارتان و حتی روی لپ تاپتان بچسبانید یا یک برگه چک در وجهی که می خواهید بنویسید و آن را در کیف پولتان بگذارید. تداوم در انجام این کار، بسیار مهم است.
  5. وقتی افکار الهام شده ای دارید باید به آن ها اعتماد کنید و در جهت آن فکرها دست به عمل بزنید. این فکرهای الهام شده، دروازه هایی هستند که شمارا به سمت خواسته تان راهنمایی می کنند.

بعد از تصور کردن چه کارکنیم؟

شاید این پرسش برای شما نیز پیش بیاید که بعد از تصور کردن و انجام این گام های پنج گانه باید چه کار دیگری انجام دهیم؟ «جک کنفیلد» یکی از استاد های مجموعه راز و نویسنده کتاب معروف «سوپ جوجه برای روح» به این پرسش پاسخ می دهد. او می گوید:

«بعد از تصور کردن چیزهایی که می خواهید در زندگی تان وجود داشته باشند، باید از آن حال و هوا بیرون بیایید و به چیزهایی فکر کنید که همین الان به خاطر وجودشان در زندگی خود شکرگزار هستید. به این نعمت ها و پیچ و خم ورودشان به زندگی تان فکر کنید و از داشتن آن ها واقعاً لذت ببرید. بعد از آن، روزتان را ادامه بدهید. چون قرار نیست تمام روز روی کاناپه بنشینید و فقط تصور کنید. باید برای جذب این خواسته ها به گونه ای مثبت در جریان زندگی قرار داشته باشید.»

زمان های جادویی برای تصور کردن

قانون جذب

تصور کردن همیشه جواب می دهد و تاثیر خود را در سازندگی خواسته و زندگیمان آن هم به شیوه ای که ما می خواهیم می گذارد؛ اما در طول روز، دو زمان طلایی وجود دارند که تصور کردن در آن ها می تواند چندین برابر تاثیر داشته باشد. این دو زمان، آخرین دقیقه های قبل از خوابیدن و اولین ثانیه های بعد از بیدار شدن در صبح روز بعد هستند. چون ذهن شما در تمام طول شب روی تصوری که داشتید کار می کند و آن را برایتان پخته تر و شفاف تر می سازد. از طرفی، در این مدت، به دنبال راه حل هایی ساده و کاربردی برای محقق شدن این تصورها می گردد. تصور در صبح هنگام نیز به شما انگیزه تلاش و نیروی ادامه دادن می دهد. یک صبح خوب، شروع یک روز پرنشاط و سرشار از امید را برایتان به ارمغان می آورد. گذشته از تمام این ها، با گنجاندن تصورتان در این دو زمان، دیگر نیازی نیست که بخشی از روزتان را برای تصور کردن خالی کنید.

احساس، کلید طلایی قانون جذب

قانون جذب، موتوری است که بدون سوخت، اصلاً روشن نمی شود. سوخت قانون جذب، احساس است. هدف از تصور کردن، مشخص کردن خواسته، باور داشتن به آن و انجام کارهایی برای همسو شدن با خواسته مان، تنها و تنها رسیدن به احساس لذت بخش داشتن آن خواسته است. احساس، بسیار مهم است، چون کائنات به زبان احساس با ما سخن می گوید. در زندگی، دقیقا همان چیزی برایمان رخ می دهد که آن را احساس می کنیم نه آن چیزی که مدام در حال فکر کردن به آن هستیم. احساس ما، سیستم راهنمای نوع و جهت افکار ما است و به ما کمک می کند تا بدانیم در حال جذب چه چیزهایی به زندگی مان هستیم. وقتی به چیزی فکر می کنیم یا رویدادی را در ذهنمان به تصویر می کشیم در حال تحریک احساس خود و جذب فیزیکی آن رویداد هستیم. گفتیم که کائنات کاری به خوب یا بد بودن فکرهای ما ندارد و فقط هر چه به او فرمان بدهیم را برایمان بیشتر و بیشتر فراهم می کند. درنتیجه اگر با این فکر و تصویرسازی، حس خوب و لذت بخشی در ما ایجاد شود، زندگی مان سرشار از ماجراهای خوب و فوق العاده می شود؛ گویی که دروازه خوشبختی و ثروت را به روی ما گشوده باشند؛ اما اگر با این افکار، احساس بد و ناراحتی در وجودمان ایجاد شود، ماجراهای ناراحت کننده و ناخوشایند از سر و کول زندگی مان بالا می روند و پشت سر هم بدبیاری می آوریم. از احساس خود به عنوان یک چراغ راهنمایی استفاده کنید. برای این کار باید روی فکرهایتان آگاهی داشته باشید و جنس فکرتان را بشناسید. درنتیجه این کار می توانید سر بزنگاه، مچ فکرهای ناخوشایند و دستورهای منفی به جهان هستی را بگیرید؛ مثلاً وقتی که غرق در فکر هستید لحظه ای به خودتان بیایید و این پرسش را از خودتان بپرسید:

«الان چه احساسی دارم؟» اگر احساس شما خوب و لذت بخش بود، به آن فکر یا تصویرسازی ادامه دهید و اگر احساس بد و ناراحت کننده ای داشتید، مسیر فکری خودتان را تغییر دهید. با انجام مداوم این کار می توانید کنترل افکارتان را دست بگیرید و قدم بسیار بزرگی در ساخت زندگی تان با به کار بردن قانون جذب بردارید. یادتان باشد، این احساس است که جاذبه را ایجاد می کند نه تصویر یا حتی فکر به چیزی که می خواهیم. در حقیقت، تصور چیزی که می خواهیم باید آن قدر قدرتمند و شفاف باشد که احساس بی نیازی کنیم. تنها در این صورت است که قانون جذب را برای خودمان فعال می کنیم و این راز واقعاً وارد عمل می شود.

لیزا نیکولز: چیزی که فکر می کنید، چیزی که احساس می کنید و چیزی که پدیدار می شود، همیشه یکسان است؛ تمام دفعات!

درگیر چگونه و چطور نشوید

وقتی از تصور کردن و تعیین یک خواسته مشخص سخن می گوییم، منظورمان این است که فقط و فقط به نتیجه کار فکر کنید. اینکه چگونه چنین چیزی ممکن می شود به شما ارتباطی پیدا نمی کند. به قول باب پراکتور، شما روش رسیدن به خواسته خود را جذب خواهید کرد، البته اگر واقعاً خواسته ای بسیار روشن و مشخص داشته باشید. وظیفه ما این نیست که در جستجوی چگونه ها باشیم. چگونه یا روش رسیدن به خواسته ها از اعماق پایبندی و ایمان به چیزی که داریم نمایان خواهند شد. در حقیقت، «چگونه» جزو قلمروی کائنات است. او همیشه کوتاه ترین، نزدیک ترین، سریع ترین و هماهنگ ترین راه بین شما و خواسته تان را می شناسد. به قول «جول اوستین»، برای لحظه ای سکوت کنید و دست از قیل و غال بردارید؛ اجازه بدهید بذری که خداوند در زندگی تان کاشته است، رشد کند و جوانه بزند.

چطور احساس رسیدن به خواسته ام را پیدا کنم؟

برای این کار باید در مسیر رسیدن به خواسته تان قدم بردارید. اجازه بدهید با یک مثال این موضوع را روشن تر کنیم. تصور کنید که خواسته شما خرید یک مدل خاص از اتومبیل است. برای اینکه احساس رسیدن به اتومبیلتان را پیدا کنید می توانید برای ماشین آینده تان لوازم یدکی یا تزئینی بخرید، به بنگاهی بروید که مدل خودروی شمارا دارد، آن را خوب برانداز کرده و حتی با آن دور بزنید. خلاصه هر کاری که لازم است را انجام بدهید تا این خواسته از حالت فانتزی و چیزی دست نیافتنی به واقعی ترین چیز در زندگی تان تبدیل شود. این کارها به شما کمک می کند تا هر چه سریع تر به هدفتان برسید.

تغییر احساس های ناخوشایند قدیمی

گاهی پیش می آید که در چنگال یک فکر خاص که از قضا فکر خوبی هم نیست اسیر می شویم. خبر خوب این است که می توانیم به آسانی خودمان را از دست آن فکر، خلاص کنیم. تنها کافی است یک اقدام هوشمندانه برای انحراف از آن فکر ناخوشایند انجام دهیم؛ مثلاً می توانیم به حیوانات گرسنه یا رهاشده غذا بدهیم – دیدن سیر شدن یک موجود گرسنه آن هم به دست خودمان، می تواند جریانی خروشان از فکرهای مثبت را وارد ذهن و قلبمان کند- راه دیگر این است که مرتب موسیقی گوش دهیم. البته باید در انتخاب نوع موسیقی بسیار دقت کنیم و به دنبال آهنگ هایی با مفهوم های غم انگیز یا ناراحت کننده نرویم. حتی می توانیم به یک نوزاد، کسی که دوستش داریم یا یک بچه گربه فکر کنیم، روی آن تصویر زیبا متوقف شویم، در ذهنمان نگهش داریم و هر چیز دیگری به غیر از آن را دور بریزیم. وقتی چند بار این کار را تکرار کنیم، از دست تمام فکرهای منفی و ناخوشایند رها می شویم و کنترل احساس های درونی خود را در دست می گیریم.

چرا آنچه نمی خواهیم هم جذب می شود؟

کمی قبل تر باهم گفتیم که تعریف ما از خوب یا بد بودن خواسته ها برای جهان هستی هیچ اهمیتی ندارد. افکار ما احساس ها را پدید می آورند و کائنات احساس ارسال شده از سمت ما را جذب کرده، سپس فرایندی را ایجاد می کند که بیشتر و بسیار بیشتر از آن همان نوع احساس را دوباره تجربه کنیم؛ اما چرا این گونه است؟ چرا چیزهایی که با تمام وجودمان از آن ها نفرت داریم به شدت جذب می شوند؟ مشکل، اشتباه جهان هستی نیست بلکه احساس ما است. کائنات بر اساس شدت احساسی که به چیزی یا خواسته ای داریم دست به کار می شود. حالا کمی با خودتان فکر کنید. وقتی درباره چیزهایی که از آن ها متنفر هستید صحبت می کنید، پریشان نمی شوید؟ آیا احساس تنفر و انزجار سراسر وجودتان را در برنمی گیرد؟ حتی ممکن است گاهی نتوانید خودتان را کنترل کنید و از کوره دربروید. تمام این عکس العمل ها در نگاه کائنات این گونه معنا می شود:

«من از این می خواهم، لطفا بیشتر و بازهم بیشتر از همین ماجراها و چیزها در زندگی ام ایجاد کن!» خیلی ساده و مستقیم، شما تنها چیزی را دریافت می کنید که سفارش داده اید، نه کمتر و نه بیشتر. بهترین راه حل برای رها شدن از چیزهایی که دوستشان ندارید این است که به آن ها هیچ قدرتی ندهید. برای این کار تنها کافی است به سراغ جبهه مخالف آن، یعنی چیزهای موردعلاقه خود بروید و احساستان را برای آن ها خرج کنید. مخالفت با هر چیزی آن را قدرتمندتر می کند. رهایش کنید، هیچ انرژی به آن ندهید. بگذارید به قعر گودال فراموشی سپرده شود. حتی به آن «نه» هم نگویید؛ اما در عوض در مورد چیزهایی که دوستشان دارید از جان و دل مایه بگذارید. این روشی است که تمام استادهای قانون جذب و تمام کسانی که پیروزهای بسیار عظیمی در زندگی شان تجربه کرده اند آن را به کار می گیرند.

نقش ما در اجرای قانون جذب

بزرگ ترین نقش ما در قانون جذب، پایبند بودن به افکاری است که داریم. ما باید به واقعیت ذاتی تصویرهایی که در ذهنمان می سازیم آگاه باشیم و آن ها را بر مبنای چیزهایی که می خواهیم بنا کنیم. نباید در طول مسیر از دریافت خواسته خود ناامید شویم یا در درونمان، خود را لایق دریافت آن خواسته ندانیم. وقتی به چیزی که می خواهیم پایبند باشیم و آن را در ذهنمان کاملاً روشن کنیم، قانون جذب فعال می شود و در جهت آن خواسته عمل می کند. یادتان باشد، شما چیزی را که بیشتر از همه به آن فکر می کنید، جذب خواهید کرد.

کمک فنرهای قانون جذب

جهان هستی، دونیروی تقویتی برای ما کنار گذاشته است که با استفاده از آن ها، قانون جذب به سرعت فعال می شود. درواقع این دو قانون، مدار ما را به مدار قانون جذب متصل می کنند. این دونیرو یا بهتر است نام آن ها قانون بنامیم، «سپاسگزاری» و «بخشش» نام دارند. سپاسگزاری و بخشش، مفهوم های بیگانه ای نیستند؛ اما چرا تاکنون کمکی به تغییر وضعیت ما نکرده اند؟ پاسخ در شیوه استفاده از این دو قانون نهفته است. در ادامه این مقاله به طور مفصل از بخشش و سپاسگزاری برایتان خواهیم گفت و روش درست استفاده از این قدرت ها را به شما آموزش خواهیم داد.

پل مشترک قانون جذب و سپاسگزاری

قانون جذب

نکته بسیار جالب در مورد قانون جذب این است که درنهایت، جهت آن به سمت نیکی و زیبایی است. به همین دلیل است که قانون سپاسگزاری به عنوان اولین گام تغییردهنده بسیار پرسرعت برای قانون جذب در نظر گرفته می شود. جو ویتالی در این باره می گوید:

«برای تغییر وضعیت زندگی خود، فهرستی از چیزهایی تهیه کنید که از داشتن آن ها سپاسگزار هستید. این کار، انرژی شمارا بالا می برد و شروع به تغییر افکارتان می کند». در حقیقت، ما برای شروع کار و به راه انداختن قانون جذب نیاز به انرژی درونی فراوانی داریم. بهترین و ساده ترین راه برای تأمین این انرژی درونی، سپاسگزاری است. وقتی سپاسگزاری کردن را آغاز می کنیم، با چشم هایمان چیزهایی را می بینیم که گویی مدت ها زیر هاله ای از غبار پنهان شده بودند؛ نعمت هایی بسیار بزرگ که اصلاً به چشممان نمی آمدند. سپاسگزاری کردن و در جستجوی داشته ها بودن، نه تنها گستره نگاه ما را افزایش می دهد بلکه آن را بسیار عمیق تر از گذشته می کند. یادتان باشد، سپاسگزاری کردن در مورد هر چیز، وجود آن را در زندگی تان چندین و چند برابر افزایش می دهد. پس به دقت و با خاطری آسوده از نتیجه کار، به سمت سپاسگزاری پیش بروید.

دکتر جان دمارتینی:

من سال ها است این موضوع را به همه می گویم که اگر به داشتن چیزی فکر کرده و بابت آن سپاسگزاری کنید آن چیز به شکلی اسرارآمیز وارد زندگی تان خواهد شد.

قدردان بودن به معنای راضی بودن نیست

وقتی سخن از سپاسگزاری کردن به میان می آید، برخی از ما با خودمان فکر می کنیم که این کار هم ردیف راضی بودن به وضع موجود است؛ اما واقعاً این طور نیست. سپاسگزاری کردن، قدردانی از نعمت های بزرگ و بی نظیری است که از گذشته تاکنون، بی منت و چشم داشت در اختیار ما بوده است؛ نعمت هایی مثل ثروت سلامتی، آرامش، درآمد داشتن و غیره. ما با سپاسگزاری، چشم هایمان را به روی این نعمت ها باز می کنیم تا این دید که در بدبختی مطلق روزگار می گذرانیم و همه چیز علیه ما است، تغییر کند. این کار به هیچ عنوان به معنای راضی بودن یا قانع ماندن به وضعیت موجود نیست. برعکس، ما سپاسگزاری کردن را آغاز می کنیم چون خیلی بیشتر از چیزهایی که اکنون داریم را می خواهیم. به یاد داشته باشید که قانون شگفت انگیز سپاسگزاری، یکی از نیروهای فعال کننده قانون جذب و هم سو با آن است. سپاسگزاری کردن، انرژی و جسارت لازم برای بیشتر خواستن را در اختیار شما قرار می دهد. بد نیست نگاهی تیتروار به چیزهایی که سپاسگزاری در اختیارمان قرار می دهد بیندازیم:

  • توانایی دیدن نعمت هایی که داشتیم و داریم را پیدا می کنیم
  • با تمام وجودمان درک می کنیم که زندگی مان بسیار روشن تر از آن چیزی بوده که فکرش را می کردیم
  • با سپاسگزاری کردن و دیدن نعمت های گذشته و حال، دروازه نعمت های فراوان آینده را به روی خودمان باز می کنیم
  • زندگی مان با سرعتی باورنکردنی شروع به تغییری سازنده می کند

راندا برن و معجزه سپاسگزاری

یکی از بهترین کتاب ها در مورد سپاسگزاری کردن، کتاب «معجزه سپاسگزاری» از راندا برن است. او در این کتاب که بعد از مجموعه راز منتشر شد، به طور خاص در مورد قدرت سپاسگزاری سخن گفته است. راندا برن این کتاب را در قالب درس و تمرین نوشته است؛ به این صورت که خواننده در طول بیست و شش روز، هرروز با یک درس و تمرین سپاسگزاری رو به رو می شود. به عنوان کسی که از معجزه سپاسگزاری بهره های فراوان برده است به شما توصیه می کنم این کتاب را تهیه کنید و روز به روز تمرین ها را انجام دهید. تنها هنگامی عمق چیزهای گفته شده در این مقاله را درک خواهید کرد که خودتان آن ها را تجربه کرده باشید. سپاسگزاری کردن، این فرصت و امکان جادویی را به آسانی در اختیارتان قرار می دهد. با این وجود، خواندن برخی از نکته های مهم گفته شده در کتاب معجزه سپاسگزاری و تعدادی از تجربه های شخصی ام در برخورد با این قانون قدرتمند، خالی از لطف نخواهد بود.

روش درست سپاس گزاری کردن چگونه است؟

برای آغاز سپاسگزاری تنها به یک کاغذ و قلم یا یک صفحه وُرد در لپ تاپتان نیاز دارید. بقیه کار را باید با قلبتان و گام به گام انجام دهید. هرروز باید ده مورد از نعمت هایی که درگذشته و اکنون شامل حالتان شده اند را بنویسید. شاید در ابتدا چیز زیادی به ذهنتان نرسد و حتی نتوانید تا پنجمین شماره را پرکنید. اشکالی ندارد. فقط کافی است ذهنتان را بازتر کرده و کمی بیشتر به خودتان و اطرافتان نگاه کنید. به عنوان پیشنهاد چند مورد را برایتان مثال می زنیم. موضوع های پیشنهادی برای آغاز سپاسگزاری:

  • زنده بودن
  • جسم و سلامتی
  • شغل و موقعیت
  • پول
  • روابط
  • دلبستگی ها
  • شادی
  • عشق
  • درک زندگی
  • طبیعت مثل زمین، هوا، آب و خورشید
  • انسان های دیگر
  • و…

در حقیقت، بی نهایت موضوع برای سپاسگزاری وجود دارد. در آغاز سپاسگزاری، شما مثل فردی هستید که از روی یک پل به سطح آب برکه پیش رویش نگاه می کند. کم کم، وقتی سپاسگزاری را ادامه می دهید، نفوذ نگاهتان بیشتر می شود و قادر خواهید بود تا لایه های عمیق تر برکه را مشاهده کنید. تنها در آن زمان با تمام وجودتان درک خواهید کرد که زندگی تان غرق در نعمت و روشنایی بوده اما وسعت نگاهتان اجازه تماشای این همه زیبایی را به شما نمی داده است. این شروعی برای تغییرهای بزرگ در زندگی و استفاده جانانه از قانون جذب خواهد بود.

دکتر فرد آلن ولف، دانشمند فیزیک کوانتوم، سخنران و نویسنده

من از افکار رویاپردازانه یا دیوانگی های همراه با وهم و خیال با شما سخن نمی گویم. من از یک موضوع بنیادی و عمیق با شما حرف می زنم. به تازگی دانشمندان فیزیک کوانتوم به کشف چنین موضوعی اشاره داشته اند که شما بدون داشتن افکاری سازنده، قادر به ساخت جهان خودتان نخواهید بود. درواقع ذهن شما همواره در حال تجسم چیزهایی است که درک و مشاهده می کند.

نسخه سپاسگزاریتان را بپیچید

قانون جذب

سپاسگزاری کردن به شیوه ای که قانون جذب را تکانی اساسی دهد، روش ساده ای دارد. دنبال کردن این روش، شاید کمتر از ده دقیقه از زمان روزانه شمارا بگیرد اما تاثیری بی نظیر در زندگی تان می گذارد. بیایید نگاهی به ترتیب این نسخه بیندازیم.

  • هرروز، فهرستی از ده نعمت زندگی تان را بنویسید که به خاطر بهره مند بودن از آن ها از خداوند سپاسگزار هستید. کمی بالاتر، در این مورد برایتان گفتیم و پیشنهادهایی برای شروع کار به شما ارائه دادیم.
  • دلیل سپاسگزاری خود از داشتن آن نعمت ها را بنویسید.
  • فهرست سپاسگزاری خود را یک بار از بالا تا پایین بخوانید. فرقی نمی کند که آن ها را با صدای بلند بخوانید یا در ذهنتان مرورشان کنید. پس از خواندن تک تک آن ها سه بار بگویید: «خدایا سپاسگزارم»
  • این سه گام را هرروز انجام دهید.

نمونه یک سپاسگزاری

شاید بهترین روش درک این شیوه، دیدن نمونه ای از یک سپاسگزاری باشد. به همین دلیل در این بخش، چند نمونه را برای شما فراهم کرده ایم. باهم نگاهی به آن ها می اندازیم:

  • خدایا بسیار سپاسگزارم که زنده هستم و نفس می کشم. چون زندگی هدیه ارزشمندی است که به روح ابدی من بخشیده شده است.
  • خدایا بسیار سپاسگزارم که می توانم بخوانم. چون از این راه می توانم در تجربه انسان های دیگر سهمی داشته باشم و هرروز چیزی بیاموزم.
  • خدایا بسیار سپاسگزارم که همیشه انسان های فوق العاده ای را بر سر راه زندگی من قراردادی. چون با کمک آن ها هم لحظه هایی لذت بخش و شاد را تجربه کردم و هم چیزهایی آموختم که زندگی ام را بسیار تغییر داد.

سپاسگزاری و احساس، دو روح در یک بدن

نکته بسیار مهم در مورد قانون سپاسگزاری، احساس شما است. همان طور که کمی قبل در بخش تصور کردن باهم گفتیم، احساس، کلید طلایی فعال سازی قانون جذب است. در مورد سپاسگزاری و تمام قانون های کارساز جهآن هم همین طور است. سپاسگزاری شما تنها زمانی دست به تغییر زندگی تان می زند که با تمام وجودتان و از اعماق قلبتان بابت چیزهایی که دارید، سپاسگزار باشید. احساس شما هرگز دروغ نمی گوید. جهان هستی نیز به احساستان دسترسی مستقیم و بدون واسطه دارد. درنتیجه، هیچ گونه ظاهرسازی کارتان را راه نمی اندازد؛ اما اگر واقعاً به خاطر تک تک چیزهایی که می نویسید سپاسگزار باشید، به زودی بولدوزری از سمت کائنات، زندگی تان را به آن شیوه ای که دوست دارید، تغییر خواهد داد. در این ماجرا هیچ شکی وجود ندارد.

ترس از سپاسگزاری، یک جاده خاکی دوبانده!

گاهی وقتی طعم شیرین چیزهایی که به خاطر سپاسگزاری کردن وارد زندگی مان می شوند را می چشیم، ترسی تازه را در وجودمان احساس می کنیم. می ترسیم که اگر سپاسگزاری کردن را رها کنیم، تمام نعمت هایی که از این راه وارد زندگی مان شده اند را از دست بدهیم. دوستان عزیزم، چنین چیزی در مورد سپاسگزاری کردن اتفاق نمی افتد؛ اما در مورد ناسپاسی و کوچک شمردن نعمت هایی که به آسانی در اختیار ما قرارگرفته رخ می دهد. نکته ای که باید همیشه و در همه حال به یاد داشته باشیم این است که ما نویسنده قانون های زندگی مان هستیم. اگر در کتاب قانون ما، سزای سپاسگزاری نکردن، از دست دادن همه داشته هایمان باشد، بدون شک جهان هستی تمام عزم خود را جزم می کند تا آن را به حقیقت تبدیل کند. پیشنهاد می کنیم، از قانون جذب، آگاهانه استفاده کنید؛ مثلاً می توانید قانون سپاسگزاری وجودتان را این گونه در نظر بگیرید:

« هر وقت که سپاسگزاری کنم، نعمت های زندگی ام چندین و چند برابر می شوند. هر وقت هم سپاسگزاری نکنم، بازهم در جریان رحمت خداوند که در زندگی همه انسان ها جاری است قرار دارم». سپاسگزاری کردن نباید به یک بخش آزاردهنده و اجباری در زندگی تان تبدیل شود. چون در آن صورت، تمام قدرت های خود را از دست می دهد و از فرایند قانون جذب خارج می شود. یادتان باشد، سپاسگزاری کردن تا زمانی شگفتی ساز است که از انجام آن لذت ببرید.

پرسش هایی در مورد سپاسگزاری

هر موضوعی پرسش هایی را در ذهن ما ایجاد می کند. در ادامه مقاله قانون جذب، به پرسش هایی که ممکن است برای شما پیش بیاید پاسخ داده ایم. اگر به جز این ها سوال دیگری داشتید یا به توضیح بیشتری در این خصوص نیاز پیدا کردید حتماً در کامنت ها آن را مطرح کنید تا به کمک هم، به پاسخ درستی دست پیدا کنیم.

  • اگر سپاسگزاری ما به ده مورد نرسید چه کنیم؟

هیچ اشکالی ندارد. کم کم وقتی هرروز این کار را انجام دهید، نگاهتان عمیق تر می شود و نکته های بیشتری برای سپاسگزاری در زندگی تان پیدا خواهید کرد.

  • چه زمانی برای سپاسگزاری بهتر است؟

بهترین زمان برای سپاسگزاری کردن، اول صبح یا پایان شب است. اول صبح به این دلیل زمان مناسبی برای سپاسگزاری کردن است که ما را سرشار از انرژی فوق العاده مثبتی می کند. علاوه بر این، زمان کمتری هم از ما می گیرد. چون به طور معمول، کارهایی که اول صبح انجام می شوند از سرعت و کیفیت بالاتری برخوردار هستند. پایان شب نیز به دو دلیل توصیه می شود. دلیل اول اینکه ما یک روز کامل را پشت سر گذاشته ایم و سرشار از ایده های جذاب برای سپاسگزاری هستیم. دلیل دوم هم این است که انجام سپاسگزاری در پایان شب، با جمع کردن کلکسیونی از نعمت های زیبا و شاد، خوابی راحت را برایمان فراهم می کند. علاوه بر این تمام نعمت هایی که قبل از خواب برشمردیم، تا صبح در ذهنمان تکرار می شوند و به هنگام بر خواستن، انرژی بسیار زیادی را در وجودمان احساس می کنیم.

  • چرا باید دلیل سپاسگزاری خود را بنویسیم؟

یکی از علت هایی که بیشتر سپاسگزاری های ما تاکنون نتیجه خاصی برایمان نداشته اند این است که ما بدون اهمیت دادن به دلیل، سپاسگزاری می کنیم. کسی که دلیلی برای سپاسگزاری کردن نداشته باشد، هرگز به احساس واقعی سپاسگزاری نمی رسد. چون یا به ارزش نعمتی که به او عطاشده پی نبرده است یا اصلاً توانایی درک ارزش آن را ندارد و فقط برای کاهش عذاب وجدانش این کار را انجام می دهد. درست است که ما هرچقدر هم تلاش کنیم نمی توانیم به اندازه ارزش واقعی نعمت هایی که به ما عنایت شده سپاسگزاری کنیم اما این بدان معنا نیست که اصلاً تلاشی در این جهت انجام ندهیم. بهترین کار این است که در حد درک و فهم خودمان و از صمیم قلب و احساسمان به خاطر چیزی که سپاسگزاری می کنیم، ممنون باشیم.

دلیل دیگر برای نوشتن علت سپاسگزار بودن، به خود ما برمی گردد. وقتی در درونمان به دنبال علت یک ماجرا می گردیم، کم کم به سمت دنیای درونمان رشد می کنیم، بزرگ می شویم و عمق نعمتی که شامل حالمان شده را بیشتر درک می کنیم. جالب است که حتی سپاسگزار بودن هم یک نعمت بسیار بزرگ به شمار می رود.

  • آیا می توان فقط در یک مورد خاص سپاسگزاری کرد؟

بله، محدودیتی در این زمینه وجود ندارد. اگر می خواهید موردی در زندگی تان خیلی زود تغییر کند، می توانید چند بخش از ده مورد روزانه خودتان را به آن اختصاص بدهید. علاوه بر این می توانید خواسته مهم خود را روی یک کاغذ بنویسید، آن را در طول روز به همراه خودتان داشته باشید و هر بار که فرصت کردید، خواسته تان را مرور کرده و بابت دریافت آن سپاسگزاری کنید.

  • من سپاسگزاری را هرروز بااحساس خوب انجام می دهم اما زندگی ام هیچ تغییری نمی کند. آیا سپاسگزاری واقعاً اثرگذار است؟

قانون جذب، سپاسگزاری و بخشش، بیش از اندازه حیات بشر، قدمت دارند. شکی در اثرگذار بودن آن ها وجود ندارد. اگر بعد از انجام سپاسگزاری آن هم به مدت طولانی، هیچ تغییری در زندگی شما ایجاد نشد، یعنی یک جای کارتان مشکل دارد. مهم ترین مظنون این پرونده هم «احساس» است. یادتان باشد، نباید موقع سپاسگزاری، احساس خوب داشته باشید. بلکه باید از سپاسگزاری کردنتان احساس خوب را به دست بیاورید. برای همین سپاسگزاری با کندوکاو پیرامون داشته‎هایمان شروع می شود، آن ها را می نویسیم و مرور می کنیم. وقتی با قلبمان به این نتیجه برسیم که واقعاً به خاطر چیزهایی که داریم سپاسگزار هستیم احساس شگفت انگیزی به دست می آوریم. تنها در این صورت است که کار ما نتیجه بخش می شود. یادتان باشد، احساس شوق، شادی و رضایت قلبی، نتیجه‎های سپاسگزاری هستند نه نیازهای سپاسگزاری.

تیکامسی، رهبر ملی قبیله شونی در آمریکا

وقتی صبح ها از خواب برمی خیزید به دلیل روشنایی روز از خداوند سپاسگزاری کنید؛ به دلیل بهره مند بودن از نعمت زندگی و همه توانایی های بی نظیرتان از خداوند سپاسگزاری کنید؛ به دلیل غذایی که برای خوردن دارید یا شادی ناشی از زنده بودنتان از خداوند سپاسگزاری کنید. اگر برای سپاسگزاری کردن دلیلی پیدا نمی کنید، بی تردید، اشکال کار، نه در کمبود نعمت ها بلکه در وجود خودتان نهفته است.

  • آیا می توان سپاسگزاری را به صورت ذهنی انجام داد؟

بهترین شیوه برای سپاسگزاری کردن، نوشتن آن است. چون در این حالت، شما هم از قدرت نوشتن در برآورده سازی خواسته ها بهره مند می شوید، هم با خواندن دوباره آن فهرست، نعمت ها را در ذهنتان پررنگ تر کرده و در سپاسگزاری خود عمیق تر خواهید شد. اگر می خواهید می توانید سپاسگزاری را به صورت ذهنی هم انجام دهید؛ اما چیزی که ما در این مقاله روی آن تاکید داریم، سپاسگزاری به سبک نوشتن است.

  • آیا می توانیم به زبان خودمان سپاسگزاری را انجام دهیم؟ مثلاً به جای سپاسگزارم بگویم خدایا شکرت؟

نمونه هایی از سپاسگزاری که در مقاله قانون جذب می خوانید را به چشم ایده ای برای سپاسگزاری کردن ببینید. بهترین کار این است که سپاسگزاری خود را شخصی سازی کنید و با زبان خودتان آن را بنویسید؛ اما حتماً باید روند اصلی سپاسگزاری یعنی نوشتن چیزی که بابتش شکرگزار هستید، نوشتن علت سپاسگزاری تان و مرور آخر را انجام دهید.

  • آیا می توان در مورد نعمت هایی که هنوز به ما داده نشده هم سپاسگزاری کرد؟

ما در زمان حال زندگی می کنیم، اما همواره بخشی از وجودمان درگذشته جامانده و بخش دیگرمان در آینده حضور دارد. درنتیجه، هرکدام از ما خواسته هایی داریم که می خواهیم در آینده به آن ها برسیم. در این شرایط می توان استفاده بسیار جالبی از قانون سپاسگزاری کرد. تنها کاری که باید انجام بدهیم، تقسیم کردن سپاسگزاری روزانه خود به سه بخش است. این بخش ها شامل موارد زیر می شوند:

  • سپاسگزاری کردن به خاطر نعمت هایی که درگذشته داشتیم.
  • سپاسگزاری کردن به خاطر نعمت هایی که هم اکنون در اختیارمان قرار دارد.
  • سپاسگزاری کردن به خاطر چیزهایی که در آینده آن ها را به دست خواهیم آورد. (در این قسمت، چیزهایی که دوست دارید یا همان خواسته هایتان را مطرح کنید.)

به این ترتیب می توانیم با سپاسگزاری کردن در سه زمان مشخص، باقدرت زیادی قانون جذب را به راه بیندازیم و دست به تغییرهای بزرگی در زندگی خودمان بزنیم.

بودا

بیایید لحظه ای درنگ کنیم و بیندیشیم؛ زیرا اگر امروز نکته هایی بسیار را نیاموختیم، دست کم نکته هایی اندک را آموختیم. اگر نکته هایی اندک را نیاموختیم، دست کم بیمار نشدیم و اگر بیمار شدیم، دست کم نمردیم؛ بنابراین بیایید همواره سپاسگزار باشیم.

بخشش، دروازه ای مه آلود به سمت ثروت

قانون جذب

بخشش، سومین قانون بزرگ در کائنات است. قانونی که نعمت ها را در گردش نگه می دارد و قلب ها را غرق در شادی می کند. دکتر جو ویتالی، کتابی را با عنوان «بزرگ ترین راز ثروت در طول تاریخ» نوشته و در آن با تکیه بر تجربه های شخصی خود نکته های بسیار جالبی را از شگفتی های قدرت بخشش بیان کرده است. شاید شما هم داستان کسانی را شنیده باشید که از فرط بخشش مالشان به دیگران، به خاک سیاه نشستند، خانواده خود را در تنگنا قراردادند و خود را از لذت های زیبای زندگی به بهانه کمک به دیگران محروم کردند. در این مقاله، می خواهیم از کسانی برایتان بگوییم که با استفاده از نیروی بخشش و قانون جذب به ثروت های افسانه ای رسیدند. چون وقتی به شکلی واقعی ببخشید، چندین برابر آنچه بخشیده اید را به دست خواهید آورد. این سخنی است که تمام ثروتمندان و تمام انسان های موفق تاریخ، آن را تایید کرده اند. «چارلز فیلمور» بنیان گذار کلیسای یکپارچه در ۱۸۸۹، سخن جالبی در این زمینه دارد. او می گوید:

«نباید تلاش کنیم که سرمایه خود را راکد نگه داریم تا از طریق آن خوب زندگی کنیم. نباید فکر کنید آنچه که می بخشید از طریق همان آدمی که به او بخشیده اید به شما بازمی گردد؛ اما به شما اطمینان می دهم که بیشتر ازآنچه بخشیده اید را دریافت خواهید کرد». پارادوکس زیبای بخشش و به دست آوردن، خیلی ها را از میدان بخشیدن واقعی به درکرده است؛ اما حقیقت، تنها برای کسانی که صبر می کنند و تسلیم نمی شوند، نمایان می شود. کسانی درست، مثل شما.

چه بخششی ما را بی نیاز می کند؟

جمع بسیار بزرگی از ما در یک سوءتفاهم گیر افتاده ایم و فکر می کنیم که انسان بخشنده ای هستیم. البته برای این کارمان هم دلیل های خوبی داریم؛ مثلاً با خودمان فکر می کنیم که چون به یک گدای بی نوا پول داده ایم، مبلغ زیادی را به یک موسسه خیریه بخشیده ایم، در جشن عاطفه ها شرکت کرده ایم یا حتی در ساخت مسجد و مدرسه همکاری داشته ایم، فرد بخشنده ای به شمار می آییم. در اینجا باید کمی مقابل شما بایستیم و بگوییم که این کارها، تنها در صورتی بخشش به حساب می آیند که یک وجه مشترک داشته باشند و آن وجه مشترک، «احساس خوب» شما در لحظه بخشش است. تمام نعمت ها و ثروت های این دنیا، یک جریان را تشکیل می دهند. وقتی به ثروت می رسیم – مقدار آن اصلاً مهم نیست – مثل یک شی در میان این جریان قرار می گیریم و از آن بهره مند می شویم. یک شی می تواند هر چیزی باشد. اگر ما از بین تمام شکل های دنیا، سد بودن را انتخاب کنیم و بخواهیم تمام ثروت و نعمتی که به ما عنایت شده را فقط نزد خودمان نگه داریم، نه تنها خود را از زیبایی های بی نظیر جاری بودن محروم می کنیم بلکه خصلت هایی مثل خسیس بودن، سیراب نشدن از داشته ها و به چشم نیامدن نعمت ها در ما پدیدار می شوند. در حقیقت، وقتی به ثروت دست پیدا می کنیم، به مقام دروازه بودن ارتقا پیداکرده ایم. زندگی خودمان و دیگران در صورتی زیبا می شود که نقش خود را بپذیریم و از آن لذت ببریم. چون هر چه از طریق ما به دیگران برسد، از طریق دیگران دوباره نزد ما بازمی گردد. وقتی یک دروازه باشید، هیچ چیز را از دست نمی دهید.

دکتر جو ویتالی:

این راز بخشیدن حقیقی است. بخشیدن بدون انتظار بازگشت، بخشیدن به این دلیل که قلبت تمایل به بخشیدن دارد. بخشیدن به این دلیل که لذتی در آن نهفته است و اینکه در مسیر درست زندگی قرار می گیری.

ویژگی های یک بخشش واقعی

شاید این طور به نظر نرسد اما بخشش، یکی از راه های افزایش ثروت است. ثروتمندان و افراد مشهور زیادی مثل اندرو کارنگی، جان راکفلر، هنری فورد، وارن بافت، بیل گیتس، ناپلئون هیل، جورج کلاسون، ایلان ماسک و غیره بارها و بارها از قدرت بخشیدن در افزایش ثروت خود سخن گفته اند. اجازه بدهید شرط های یک بخشش درست را به صورت تیتروار باهم مرور کنیم. این کار به ما کمک می کند تا به درک عمیق تری از بخشش واقعی برسیم.

  • جایی که می بخشیم

هیچ اهمیتی ندارد که به چه کسی و در کجا می بخشیم. اصلاً مهم نیست کسی که به او می بخشیم، ثروتمند است یا ازنظر مالی مشکل دارد. تنها نکته مهم، احساس شما به هنگام بخشیدن است. برای بخشیدن، انسان ها را با معیار کیف پولشان نسنجید. با قلبتان به آن ها نگاه کنید. اگر فردی آن قدر شور و اشتیاق در شما ایجاد می کند که از احساس خوب لبریز می شوید به او مقداری پول ببخشید. اول به خانواده و اطرافیانتان نگاه کنید. تنها کافی است مدار قلبتان را روشن نگه دارید؛ جهان هستی، انسان های درست را بر سر راهتان قرار می دهد.

  • چیزی که می بخشیم

وقتی اسم بخشش به میان می آید، بیشتر ما به پول فکر می کنیم؛ اما پول، فقط بخشی از داستان بخشش را به خود اختصاص می دهد. شما می توانید، وقتتان، دانشتان، گوش هایتان، سخنانتان، طرز تفکرتان، یک یا چند جلد کتاب و حتی تجربه هایتان را به دیگران ببخشید. ولی انتظار نداشته باشید که در قبال بخشش یک جلد کتاب، یک کامیون پول دریافت کنید. اگر بخششمان واقعی باشد از جنس همان چیزی که بخشیدیم را دریافت خواهیم کرد. اگر کتاب ببخشیم، کتاب و اگر دانشمان را ببخشیم، درهای دانشی بسیار بزرگ تر به رویمان گشوده می شود.

  • میزان اختیار ما به هنگام بخشیدن

این مورد، یکی از بزرگ ترین تفاوت ها را بین بخشیدن واقعی و ظاهری ایجاد می کند. لحظه ای با خودتان فکر کنید. وقتی تحت تاثیر فقر کسی قرار می گیرید، تنها برای رفع نیاز او می بخشید. در این هنگام احساس شما ترکیبی از افسوس و ناراحتی است. وقتی به علت درخواست های مکرر یک موسسه خیریه، چکی با مبلغ درشت می نویسید، احساس شما ترکیبی از اجبار و عذاب وجدان است. موقعیت ها و احساس هایی از این دست کم نیستند. یادتان باشد، هیچ کدام از این موردها بخشش معنا نمی شوند. به هنگام یک بخشش واقعی، شما نه به نیاز دیگران بلکه به نیاز قلبتان پاسخ می دهید. به همین علت، سرشار از شادی، نشاط و خوشحالی می شوید، انرژی می گیرید و احساس زنده بودن می کنید.

  • شکل احساسمان در لحظه بخشیدن

دو نکته را در مورداحساستان به هنگام بخشش به یاد داشته باشید. اول، زمانی ببخشید که احساس خوبی دارید. تصور کنید که شما باکسی بگومگو کرده اید و حسابی خسته و کلافه هستید. در این هنگام هرگز به سمت بخشش نروید. چون نه تنها بخششتان از سر منطق و هوشیاری نخواهد بود بلکه در طرف مقابل هم احساس خوبی ایجاد نمی شود. شاید به همین دلیل است که همیشه توصیه می کنند به هنگام عصبانیت، هیچ تصمیمی نگیرید و هیچ قولی ندهید! دوم اینکه بخششتان باید احساس خوبی در شما ایجاد کند. اگر بخششتان شمارا شاد و پرانرژی نکند به بیراهه رفته اید. در این حالت یا از سر اجبار و نیاز دیگران بخشیده اید، یا فرد درست را برای بخشش انتخاب نکرده اید یا در زمان اشتباه این کار را انجام داده اید. هر کاری – حتی بخشش – به زمان درستش نیاز دارد. این را فراموش نکنید.

  • مثل ترسوها نبخشید

گاهی چون به قدرت بخشش ایمان نداریم، ترس از دست دادن پول هایی که برایشان زحمت کشیده ایم، ما را گیر می اندازند. قلبتان را سرشار از ایمان کنید و شجاعانه ببخشید. اصلاً به بازگشت آن پول فکر نکنید فقط ایمان داشته باشید که جهان هستی پاسخ بسیار خوبی به شما می دهد. به این فکر کنید که به راستی شما به عنوان یک دروازه جاری از سوی کائنات انتخاب شده اید. برای قلب و احساستان ببخشید و از آن لذت ببرید. به قول جو ویتالی، نگرش، انگیزه و دلیلی که ما با آن پولمان را به دیگران می بخشیم، مهم ترین عوامل در هدیه ما هستند. انگیزه ما برای بخشش باید به خاطر عشق و قدردانی مان برای زندگی در این دنیا باشد.

مراقب گودال پیش رویتان باشید

قانون جذب

درست است که قانون جذب در اثر بخشش واقعی، چندین و چند برابر آنچه بخشیده شده را به صاحبش بازمی گرداند؛ اما باید مراقب یک مسیر انحرافی باشید. تفکر معامله ای، همان مسیر انحرافی پیش روی شما است. هرگز به این دلیل نبخشید که می خواهید چند برابر آن را دریافت کنید. جهان هستی، از عمق احساستان خبر دارد. شما هرگز نمی توانید به خودتان و جهان هستی دروغ بگویید. «باب دویل» نویسنده، سخنران، مجری تلویزیونی و از استادان قانون جذب در این زمینه می گوید:

«اگر فکر می کنید که خب، دیگران در پاسخ بخشش من چه کاری برایم انجام می دهند؟ هیچ گاه پاسخی دریافت نخواهید کرد. چون وقتی که می بخشید، دیگر آن ها طرف حساب شما نیستند. شما ارتباطی با عمق هستی برقرار کرده اید و کائنات هیچ گاه به کسی بدهکار نمی ماند». حواستان را شش دانگ جمع کنید. اگر زمانی احساس کردید که مسیر بخششتان در حال انحراف به سمت حساب و کتاب کردن است، دست نگه دارید و کاری انجام ندهید. به ذهنتان زمان بدهید تا دوباره به مسیر درست بازگردد، آنگاه بخشش را آغاز کنید.

دکتر پائول هارتونین:

بخشش حقیقی، بدون بردن اسمی صورت می گیرد. اگر شخص مبلغ زیادی را به یک موسسه خیریه کمک کند که آن ها اسم او را بر سردر موسسه بگذارند، این عمل، تجارت است نه بخشیدن.

قدم بزنید و زندگیتان را خلق کنید

جذب مسیر رسیدن به خواسته هایمان چیزی بی شباهت به جادو نیست. گویی انسان ها، فرصت ها و حتی اشیای بی جان همچون یک جورچین سر جای خود قرار می گیرند تا تصویر واضحی از خواسته ما را به جهان فیزیکی نشان دهند. در حقیقت، تمام خواسته های بشر از قبل پاسخ داده شده اند. تنها کاری که باید به عنوان یک بشر انجام دهیم، کم کردن فاصله میان خودمان و خواسته هایمان است. برای این کار نیز قانون جذب، سپاسگزاری و بخشش، میلیاردها سال قبل از تولد ما آماده به خدمت و گوش به فرمان خلق شده اند. بدون شک، زندگی در این جهان شگفت انگیز که با افکار و احساس ما شکل جدیدی به خودش می گیرد بسیار خارق العاده و لذت بخش است. به عنوان کسی که در زندگی اش معجزه های زیادی را به تماشا نشسته به شما توصیه می کنم حداقل به مدت دو ماه، به نکته های گفته شده در این مقاله عمل کنید. اجازه بدهید، جهان هستی و کائنات، هدف خلقتشان را به شما نشان دهند. مطمئن باشید، وقتی طعم شیرین خلق کردن با ذهنتان را بچشید، آن را هرگز رها نخواهید کرد.

خلاصه ای ازآنچه باهم گفتیم

  • قانون جذب، حقیقتی آشکار و نعمتی بی پایان و جاری در وجود ما و تمام کائنات است.
  • جهان هستی، کهکشان ها، انسان ها و هر آنچه که ذهن انسان توانایی تصورش را دارد بر اساس قانون جذب بناشده است.
  • تمام انسان های بزرگ و اندیشمندان سراسر جهان در طول تاریخ از قانون جذب استفاده کرده اند.
  • بخواهید یا نخواهید افکار شما در هرلحظه امواج مغناطیسی را به سمت جهان هستی ارسال می کند. چیزهایی که در زندگی تان می بینید، نتیجه ارسال همان امواج مغناطیسی هستند.
  • آگاهی از افکارتان، اولین قدم در تغییر فرکانس ارسالی به کائنات است.
  • بپذیرید که خودتان مسئولیت ۱۰۰ درصد زندگی تان را بر عهده دارید. زندگی شما، خوب یا بد، نتیجه فکرها و اعمال خودتان است نه دیگران.
  • خواسته های خود را به صورت شفاف و روشن مشخص کنید.
  • سه مرحله اصلی قانون جذب شامل، خواستن، ایمان داشتن و هم جهت بودن با خواسته تان است.
  • تصور کردن، پلی است که خواسته هایتان را به سمت شما هدایت می کند.
  • احساس، حرف اول و آخر را در قانون جذب می زند. تمام ماجرا به احساس خوب شما بازمی گردد.
  • چگونگی رسیدن به خواسته ها در حوزه قلمروی کائنات است. با آن درگیر نشوید و تمرکز خود را روی دریافت خواسته تان بگذارید.
  • دونیرو به کمکمان می آیند تا بهتر و قدرتمندتر از قانون جذب استفاده کنیم. آن دونیرو سپاسگزاری و بخشش هستند.
  • سپاسگزاری، وضعیت ذهنی شمارا از منفی به مثبت تغییر می دهد.
  • برای آغاز سپاسگزاری، هرروز ده مورد از نعمت هایی که درگذشته داشتید، هم اکنون دارید و در آینده خواهید داشت را بنویسید.
  • سپاسگزاری تنها در صورتی اثر می گذارد که احساستان با آن درگیر شود.
  • بخشش، به راه انداختن جریان نعمت در جهان هستی است.
  • هر چیزی که از سوی قلبتان بخشیده شود، در دستانتان قرار خواهد گرفت.
  • قانون جذب، نعمتی بی پایان برای بشریت است. آن را به نفع خودتان به راه بیندازید.

نظر شما چیست؟

قانون جذب را چطور می بینید؟ آیا از این نعمت بزرگ و شگفتی ساز در زندگی خود استفاده می کنید؟ اگر تجربه ای در این زمینه دارید خوشحال می شویم که آن را با ما و خوانندگان خانه سرمایه به اشتراک بگذارید.

 

ادامه مطلب
حسابداری ذهنی
حسابداری ذهنی چیست و چه تاثیری بر تصمیم های معاملاتی ما می گذارد؟

حسابداری ذهنی، کندوکاوی در فلسفه سود و زیان از نظر مغز ما

حسابداری، بخش بزرگ و مهمی از سیستم های مالی را تشکیل می دهد. این سیستم، فقط به دفترهای حساب و نرم افزارهای مالی محدود نمی شود. بزرگ ترین و مرموزترین سیستم حسابداری که گاهی خیلی بی سر و صدا در مغز ما کار می کند، «حسابداری ذهنی» نام دارد. این سیستم، تنها در چهارچوب پول تعریف نمی شود و ریشه تمام حساب و کتاب زندگی ما را در برمی گیرد. در این مقاله از خانه سرمایه به سراغ حسابداری ذهنی می رویم تا از سازوکار آن سر درآوریم و راهکاری برای استفاده هر چه بیشتر از این سیستم پیدا کنیم.

ماهاتما گاندی: بدون یک حسابداری صحیح، حفظ واقعیت در شکل اولیه اش غیرممکن است.

سروکله حسابداری ذهنی از کجا پیدا شد؟

حسابداری ذهنی، مفهومی بود که ریچارد تیلر (Richard Thaler) برای اولین بار آن را بیان کرد. تیلر را می توان شوالیه حسابداری ذهنی در نظر گرفت. او دانش آموخته دکترای اقتصاد و برنده جایزه نوبل اقتصاد است که بیشتر به خاطر تحقیق هایش درزمینهٔ «اقتصاد رفتاری» شناخته می شود. «Mental accounting» یکی از دستاوردهای علمی ریچارد تیلر است که باعث درک و ایجاد ارتباط عمیق تر بین علم اقتصاد و روانشناسی شد.

حسابداری ذهنی چیست؟

اجازه بدهید تعریفی ساده از این سیستم حسابداری درونی داشته باشیم. حسابداری ذهنی، سازوکار تمام سیستم های آشنا و ناآشنای اطراف ما را در برگرفته است؛ فرقی هم نمی کند که این سیستم، خانواده ای دونفره یا یک شرکت بزرگ با هزاران کارمند باشد؛ چون هرکدام از آن ها سیستم حسابداری مخصوص به خودشان را دارند. تنها تفاوت در این است که برای برخی این سیستم حسابداری، مشخص و روشن است و برای عده ای دیگر، جایی در پس زمینه ذهنشان وجود دارد. سیستم حسابداری ذهنی بر تصمیم های مالی مان تأثیر مستقیم می گذارد و به دنبال روشن کردن منطق پولی ما می گردد. به همین دلیل، پیگیری این سیستم و سردر آوردن از شیوه عملکردش می تواند یک الگوی درست برای ارزیابی های آینده در اختیارمان قرار دهد. در حقیقت وقتی بدانیم تصمیم های مالی ما از کجا ناشی می شوند، می توانیم برای تقویت تصمیم های درست و کاهش قدرت تصمیم های اشتباهمان یک اقدام هوشمندانه انجام دهیم.

حسابدار حقه باز یا مهربان!؟

حسابداری ذهنی چیست؟

ما در ذهن خود حساب های مختلفی داریم. دسته بندی و حتی امکان وجود این حساب ها بر عهده سیستم حسابداری ذهنی ما است. اجازه بدهید با یک مثال این موضوع را روشن تر کنیم. تصور کنید شما یک کارمند هستید و حقوق این ماه خود را دریافت کرده اید. در این حالت، حسابدار ذهنتان که همیشه روشن است دست به کار می شود، حقوق شمارا تجزیه و تحلیل کرده و آن را به دودسته «بودجه دوره ای» و «هدف خرج» تقسیم می کند؛ یعنی چیزی شبیه به این:

  • بودجه دوره ای

در این بخش، قسط ها یا بدهی هایتان قرار دارند. شما چاره ای جز پرداخت این قسط ها ندارید. درنتیجه، این اولین تقسیم بندی حسابدار ذهن شما خواهد بود.

  • هدف خرج

در بخش دوم، ذهنتان تمام خرج های طول ماه را برایتان به صف می کند؛ چیزهایی مانند هزینه خورد و خوراک، پرداخت قبض ها، شارژ ساختمان و غیره. باوجود این که پول باقی مانده پس از پرداخت قسط ها به زور تا آخر ماه دوام می آورد، اما شما در یک حرکت غافلگیرکننده برای خودتان لباسی گران قیمت می خرید یا اولین شام پس از دریافت حقوقتان را در یک رستوران گران قیمت می خورید. پرسش اصلی این است که چه اتفاقی برای منطق تصمیم گیریمان رخ داده است؟ چرا تصمیمی از روی هیجان گرفتیم و خودمان را به هچل انداختیم؟ خب، باید بگوییم که همه این ها زیر سر حسابدار ذهنی است. درواقع، قانع کردن و دور زدن منطق، یکی از توانایی های قدرتمند سیستم حسابداری ذهنی به شمار می رود.

چگونه حسابدار ذهن، منطق ما را گمراه می کند؟

حسابدار ذهن، معمولاً از ترفندهایی ناجوانمردانه برای خلع سلاح کردن قدرت منطقمان استفاده می کند. یک بار دیگر مثالی که باهم زدیم را در نظر بگیرید. در حقیقت این حسابدار با گفتن حرف هایی از زبان دلمان ما را قانع به انجام کارهایی عجیب می کند؛ مثلاً در گوشمان زمزمه می کند«تو یک ماه تمام جون کندی و زحمت کشیدی، خوردن یک شام مفصل، کمترین پاداشی که می تونی به خودت بدی». گاهی هم از در مقایسه و کوچک نمایی ظاهر می شود و می گوید:

«هزینه این لباس در مقابل هزینه ای که فلان آدم برای خریدن لباس هایش می کند هیچی نیست. با خیال راحت برو خریدت رو انجام بده. این حقه توئه!» به همین دلیل فهمیدن ترفندهای این سیستم ذهنی بسیار مفید است. اگر بتوانیم نکته های مثبت این حسابدار را پررنگ کنیم و از آن ها به نفع وضعیت مالی مان بهره بگیریم، به موفقیت بزرگی در زندگی مان دست می یابیم.

حسابداری ذهنی چگونه با معامله ها برخورد می کند؟

اینجا خانه سرمایه و بحث داغ هر روز، بازار بورس است. بسیاری از رفتارهای بورسی ما به طور مستقیم تحت تأثیر حسابداری ذهنی ما قرار می گیرند. در این بخش از مقاله با استفاده نظریه «چشم انداز» با سازوکار حسابداری ذهنی بیشتر و دقیق تر آشنا می شویم. درک این بخش به شما کمک می کند تا فرصت های پیش روی خود را به خاطر بهانه های حسابدار ذهنتان از دست ندهید. قبل از آغاز ماجرا، بد نیست نگاهی به نظریه چشم انداز بیندازیم. نظریه چشم انداز در سال ۱۹۷۹ توسط «دنیل کانمن» و «آموس تورسکی» به عنوان چهارچوبی برای تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان معرفی شد. بر اساس نظریه چشم انداز، ترجیحات افراد در تصمیم گیری به طور همزمان به «تابع ارزش» و «احتمالات وزنی» هر تصمیم بستگی دارد. تابع ارزش، تعیین کننده میزان عایدی یا سود به دست آمده از هر معامله و تابع احتمال وزنی نیز نشان دهنده اهمیت هر تصمیم است. بسیاری از نظریه پردازان، حسابداری ذهنی را به عنوان «تابع ارزش» در تجزیه و تحلیل خود قبول دارند. این تابع، شیوه ارزیابی مردم از معامله ها را تحت تأثیر قرار می دهد. بیایید کمی ساده تر به این موضوع نگاه کنیم. یکی از ابتدایی ترین و اصلی ترین تابع های ریاضی (x و y) هستند. ذهن انسان، مدام در حال کدگذاری روی ارزش این دو تابع است و تمام تلاشش را می کند تا پاسخ این معادله به نفع ما تمام شود. در این میان حتی اگر لازم باشد منطق را هم زیر پا می گذارد؛ چیزی شبیه به همان ماجرای شام و حقوق سر ماه!

آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی: هیچ پولی به اندازه آن پول مفید نیست که درراه به دست آوردنش صدمه دیده ایم؛ زیرا آن را بازکاوت خود معامله کرده ایم.

 (x و y) در خدمت معادله ها و معامله ها

حسابداری ذهنی چیست؟

حسابدار ذهن ما، تمام کدگذاری هایش را در یک چهارچوب ساده می گنجاند. بیایید نگاهی به این چهارچوب داشته باشیم.

  • معادله دو سر سود

در این حالت، ارزش «x» و «y» هر دو به ما سود می رسانند؛ اما نکته ای در این میان نهفته است که ما را به جدا کردن این دو ارزش از هم تشویق می کند. درواقع، وقتی ارزش «x» باارزش «y» جمع شود سودی که شامل ما می شود بیشتر از زمانی خواهد بود که تنها یک ارزش را در نظر بگیریم، اما در عوض هر دو تابع را باهم جمع بزنیم؛ یعنی چیزی شبیه این:

ارزش (x+y). به زبان ساده، این موضوع شبیه همان ماجرای عسل و خربزه است. عسل و خربزه هرکدام به تنهایی از ارزش بالایی برخوردار هستند؛ اما ترکیب آن دو با این که امکان پذیر است اما ارزش جذب کننده ای برایمان ندارد. درنتیجه، تمایل داریم به صورت جداگانه از ارزش عسل و خربزه استفاده کنیم. با خواندن مثال بالا شاید با خودتان بگویید:

«عسل و خربزه چه ربطی به تابع های ریاضی داشت؟» در پاسخ باید بگوییم که حسابداری ذهنی، محدود به عددها نیست و مفهوم عددها نیز همیشه به آن شکل خاص از ریاضی که همه آن را در مدرسه خواندیم محدود نمی شود. در حقیقت، هر چیزی که می دانیم و می خوانیم به نوعی با ریاضی در ارتباط است. اجازه بدهید در این مورد مثال دیگری هم بزنیم. تصور کنید دو آدم با روش های کاری کاملاً متفاوت اما بسیار حرفه ای وجود دارند. ارزش کار هرکدام به صورت جداگانه بالا است و در کار خود درجه یک به شمار می روند؛ اما وقتی از این دو نفر که روش کارشان از زمین تا آسمان باهم متفاوت است بخواهیم به صورت تیمی روی یک پروژه کار کنند، به جای تحویل یک کار حرفه ای، با مشاجره و خوابیدن پروژه روبه رو می شویم. چون ارزش این دو نفر در کنار هم به نوعی یکدیگر را خنثی می کند. هرکدام از آن ها به تنهایی ارزشمند هستند اما باهم کاری از پیش نمی برند. درنتیجه استفاده جداگانه از توانایی هر یک از این دو نفر برای ما بسیار سودمندتر از زمانی است که این دو در قالب یک تیم باهم همکاری کنند.

  • معادله دو سر ضرر

معادله بعدی را می توان انتخاب بین بد و بدتر دانست. چون ارزش «x» و «y» هر دو باعث از دست رفتن سود و ضرر کردن ما می شوند. در این حالت، (ارزش x-) + (ارزش y-) کوچکتر از ارزش ((y+x)-) می شود. به زبان ساده، اگر هرکدام را جداجدا از دست بدهیم بهتر از آن است که هر دو را باهم از دست بدهیم. چون در این صورت، کمتر دچار ضرر می شویم. در این مورد هم مثال های گوناگونی وجود دارد. تصور کنید شما دو درخت میوه دارید که چندین سال برایشان زحمت کشیده اید. در اثر یک طوفان، درخت کاجی که پشت سر آن ها قرار داشت از زمین جدا می شود و روی هر دو درخت سنگینی می کند. وضعیت به شکلی شده که یا باید از خیر یکی از درخت های میوه تان بگذرید یا تنه بلند درخت کاج، هر دو درخت میوه را از بین می برد. از طرفی، درختان میوه شما در اثر طوفان به اندازه ای آسیب دیده اند که تنها یک فصل می توانند میوه بدهند و بعد از آن چاره ای جز قطع کردنشان ندارید. در این حالت، به ناچار تصمیم می گیرید که یکی از درخت های میوه خود را از دست بدهید و از درخت باقی مانده نیز به اندازه یک فصل، میوه برداشت کنید. باوجود این که طوفان، قطع کردن و نکردن درخت ها را با ضرر همراه کرده اما شما بهترین گزینه که کمترین خسارت را وارد می کند، برمی گزینید.

  • مخلوط ترکیبیِ به دست آوردن

در این حالت، ارزش «x» معادل به دست آوردن سود و ارزش «y» معادل از دست دادن سود است؛ اما ارزش سودآوری در این معامله بیشتر از ارزش ضرر آن است. درنتیجه ما تصمیم می گیریم که از ضرر چشم پوشی کنیم و آن را به سود به دست آمده ببخشیم. نمونه این وضعیت را می توان در سرمایه گذاری های پرسودی که ریسک اندکی دارند پیدا کرد. در چنین وضعیتی، ارزش ضرر، همان ریسک معامله معنا می شود و ما به علت این که ارزش سودآوری بسیار بیشتر از ارزش ریسک است، معامله را انجام می دهیم. افراد در این جور مواقع به خودشان و دیگران می گویند«نیمه پر لیوان را ببین!»

  • مخلوط ترکیبیِ از دست دادن

آخرین ترکیب نیز محتوای جالبی دارد. در این ترکیب، بازهم ارزش «x» معادل به دست آوردن سود و ارزش «y» معادل از دست دادن سود است؛ اما ارزش ضرر در این معامله بیشتر از ارزش سودآوری آن است. حسابداری ذهنی، ما را به ترکیب هر دو تابع و انجام معامله سوق می دهد. نمونه این ترکیب را می توان درگیر افتادن بین مرز شکست و پیروزی پیدا کرد. تصور کنید شما تمام سرمایه خود را برای راه اندازی کسب و کارتان هزینه کرده اید و درست زمانی که می خواهید میوه تلاش هایتان را برداشت کنید، شریکتان سرمایه اش را طلب می کند! در چنین وضعیتی یا باید کلاً قید کسب و کارتان را بزنید یا به جای تسلیم شدن، تلاش بیشتر را انتخاب کرده و ادامه دهید. باوجود این که ادامه کار بسیار سخت و حتی با خطر ورشکستگی همراه است اما شما ترجیح می دهید که این ریسک بزرگ را بپذیرید و به پیش بروید. چون نگاه شما به جای تمرکز بر حجم ترسناک ضرر احتمالی، بر سود آینده دوخته شده است. وضعیت چهارم در تابع های «x» و «y»، همان «روزنه امید» است؛ چیزی کوچک اما بسیار قدرتمند.

بده بستان حسابداری ذهنی و تابع مطلوبیت

یکی از نمونه های نامحسوس به کاربردن حسابداری ذهنی، «تابع مطلوبیت اصلاح شده» نام دارد. شاید شنیدن نامش کمی عجیب به نظر برسد اما وقتی پای خرید و فروش در میان باشد، همه ما به صورت حرفه ای از این تابع استفاده می کنیم. این تابع، احساس رضایت درونی یا شکست پنهانی را در ما زنده می کند. هر معامله ای – فرقی نمی کند چقدر بزرگ یا چقدر کوچک – دو ارزش دارد؛ «ارزش خرید» و «ارزش مبادله ای». ارزش خرید، آن مقدار پولی است که حاضر هستیم درازای گرفتن یک محصول بپردازیم. برای همین به هنگام خرید با خودمان دودوتا چهارتا می کنیم تا ببینیم این محصول به قیمتی که روی آن زده اند ارتباطی دارد یا نه؟ به زبان ساده، اصلاً می ارزد که پولمان را بابت چنین محصولی از دست بدهیم؟

تیم کوک، مدیر اجرایی تجارت، مهندس صنعتی، توسعه دهنده و هفتمین مدیرعامل شرکت اپل

قیمت به ندرت مهم ترین چیز است. ممکن است تعدادی از محصولی ارزان فروخته شود. یک نفر آن را می خرد و هنگام پرداخت پول، احساس خوبی دارد، ولی وقتی آن را به خانه می برد و استفاده می کند، لذتش تمام می شود.

اما ارزش مبادله ای کمی باارزش خرید تفاوت دارد. درواقع می توانیم این طور بگوییم که ارزش مبادله ای اندکی عمیق تر از ارزش خرید است. ارزش مبادله ای به میزان ارزشی که برای یک معامله قائل هستیم بازمی گردد. در این ارزش، مسئله پول نیست، بلکه سنجش فرصت ها است. درواقع این نوع نگاه ما به معامله است که ارزشش را مشخص می کند؛ آیا معامله پیش رویمان را تکرار نشدنی در نظر می گیریم یا آن را به چشم معامله ای کم اهمیت و پرتکرار می بینیم؟ مبنای بسیار ساده ای برای سنجش ارزش مبادله ای وجود دارد. اجازه بدهید این ارزش را با یک مثال ساده برایتان تعریف کنیم. تصور کنید که شما از یک کیف چرمی نفیس خوشتان می آید و دلتان می خواهد هر طور شده آن را بخرید. چون برچسب قیمت روی کیف زده نشده، حسابدار ذهنتان دست به کار می شود و یک قیمت روی آن کیف می گذارد. درواقع آن را ارزش گذاری می کند. در چنین وضعیتی سه حالت پیش می آید:

  • اگر قیمت ذهنی شما باقیمت واقعی کیف، برابر باشد، ارزش مبادله ای صفر می شود. در این هنگام شما با خودتان می گویید: «همین فکر رو هم می کردم.» باوجود این که حدستان درست بوده اما احتمال این که محصول را خریداری نکنید بالا است.
  • اگر قیمت ذهنی شما از قیمت اصلی کیف، بالاتر باشد – یعنی کیف ارزان تر از آن چیزی باشد که شما فکرش را می کردید- ارزش مبادله ای منفی می شود و با خودتان فکر می کنید: «آن قدرها هم ارزش نداشت.»
  • اگر قیمت ذهنی شما کمتر از قیمت اصلی کیف باشد، ارزش مبادله ای مثبت می شود. در این هنگام نه تنها ارزش آن کیف نزد شما افزایش می یابد، بلکه تمایلتان به خرید آن محصول بیش از پیش می شود. به همین علت است که در بازاریابی، قیمت پایین یک محصول را برتری در نظر نمی گیریم.

پس می توان این طور نتیجه گرفت که میزان رضایت یا همان مطلوبیت کل دریافت شده ما از این معامله با در نظر گرفتن هر دو ارزش خرید و ارزش مبادله ای به دست می آید.

دوراهی لغزان نقد و اقساط

حسابداری ذهنی چیست؟

حسابداری ذهنی، یک توانایی مهم و سودمند است؛ اما بدون خطا نیست. یکی از خطاهای حسابداری ذهنی زمانی خودش را نشان می دهد که بین خرید قسطی و نقدی گیر می افتیم. حسابدار ذهن ما، تمایل زیادی به پرداخت درزمانی به جز الان دارد. به همین دلیل، وقتی حرف از پرداخت نقدی یا قسطی می شود – حتی اگر پول کافی برای پرداخت نقدی داشته باشیم – ما را به سمت خرید قسطی هدایت می کند. این حسابدار ترسو، آسمان و ریسمان را به هم می بافد و هزار و یک جور بهانه را پشت سر هم ردیف می کند تا پول نقدمان را خرج نکنیم؛ مثلاً به ما می گوید:

«حسابت رو خالی نکن، بذار پول در حسابت بمونه. خرید قسطی بهتره. کم کم از حسابت برداشت میشه و بیشتر پولت سر جاش باقی میمونه». اما در حقیقت، خرید قسطی به ضرر ما است. درست است که با خرید قسطی، پول نقدمان را خرج نمی کنیم اما درنهایت مجبور می شویم هزینه ای بیشتر از قیمت اصلی محصول را بپردازیم.

خطای قطره قطره

یکی از چیزهای نه چندان مناسب که گاهی دردسرهای زیادی برایمان درست می کند «ریزه خوری» است. در این خطای حسابداری، ما قدرت چیزهای کوچک را نادیده می گیریم و دردسر از همین جا آغاز می شود. شاید افرادی را دیده باشید که عادت دارند رقم های خرد را گِرد کنند؛ مثلاً ۲۵۷۳ را ۲۵۰۰ در نظر گرفته و آن مقدار کوچک را ناچیز به حساب می آورند؛ اما این مقدارهای کوچک وقتی کم کم در کنار هم جمع شوند، رقم بزرگی را ایجاد می کنند که می تواند مشکل ساز شود. ریزه خوری و نادیده گرفتن قدرت چیزهای کوچک تنها شامل پول نمی شود. این مورد را می توان درباره رژیم های غذایی نیز به کاربرد. تصور کنید که شما برای لاغر کردن، رژیم غذایی گرفته اید. در این صورت باید حجم و کالری دریافتی خود را مرتب چک کنید. در حالت عادی، مبنای محاسبه کالری مواد غذایی ۱۰۰ گرم است؛ مثلاً می گوییم ۱۰۰ گرم چیپس فلان مقدار کالری دارد. در این میان یک حباب ایجاد می شود. حسابدار ذهن ما با خودش می گوید:

«۱۰۰ گرم چیپس کالری زیادی دارد اما یک عدد چیپس که کالری چندانی ندارد. پس می توان گاهی یک عدد چیپس خورد». نتیجه این می شود که ما در طول رژیم غذایی خود سختی های زیادی را تحمل می کنیم اما به خاطر حساب نکردن کالری چیزهای کوچک – مثلاً همان چیپس ها – نه تنها وزنمان کم نمی شود بلکه شاید دچار افزایش وزن هم بشویم. درواقع چیزی شبیه به همان ضرب المثل معروف که قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود، برای ما اتفاق می افتد. یادمان باشد که راضی نگه داشتن ما، هدف اصلی حسابداری ذهنی است. به همین علت، گاهی چیزهایی نه چندان مناسب را در نظر ما خوب جلوه می دهد. راه تشخیص این خطا، شناسایی جنس فکرها و تفکیک آن ها است.

پوبلیوس سیروس، نویسنده لاتین جملات قصار، سخنان زیبا و ضرب المثل روم باستان:

یک انسان خردمند با استفاده از خطاهای دیگران، خطاهای خود را تصحیح می کند.

حسابداری ذهنی، دوست یا دشمن؟

حسابداری ذهنی چیست؟

حسابداری ذهنی، جنبه های مثبت زیادی دارد و گزینه ای مهم و کمک کننده به شمار می رود. بهترین شیوه برخورد با حسابدار ذهنی، شناخت بیشتر این سیستم است تا بتوانیم راهی برای استفاده هر چه بیشتر از گزینه های مثبتش پیدا کنیم و از قدرت جنبه های منفی اش بکاهیم. نمونه ساده این کار، استفاده معکوس از خطای ریزه خوری است. در این مورد می توانیم به جای گرد کردن به کم، گرد کردن به زیاد را در خودمان نهادینه کرده و مبلغ اضافی نهایی را به حساب پس اندازمان بیفزاییم. شناخت و تمرکز روی بخش های مثبت این سیستم، بهترین استراتژی برای برخورد درست با حسابداری ذهنی است.

خلاصه ای ازآنچه باهم گفتیم

  • حسابداری ذهنی روشی است که ذهن ما با استفاده از آن برای هر معامله ای که پیش رویش گذاشته می شود، تصمیم گیری می کند.
  • ریچارد تیلر، اقتصاددانی است که مفهوم حسابداری ذهنی را برای اولین بار مطرح کرد.
  • بودجه دوره ای و هدف خرج، دو دسته بندی اصلی حسابدار ذهن ما در برخورد با هر نوع بودجه ورودی به زندگی مان است.
  • حسابدار ذهن برای رهایی از فشارهایی که بودجه بندی ها بر سرمان می آورند، منطق را زیر سؤال می برد و ما را به انجام رفتارهای هیجانی مثل خرج کردن غیرمعقول، تشویق می کند. نتیجه این رفتار هیجانی تنها مدت کوتاهی ما را خوشحال می کند و بعد از آن باید چند برابر فشار را تحمل کنیم.
  • ذهن ما از یک چهارچوب ساده برای کدگذاری تمام معامله هایی که با آن روبه رو می شود استفاده می کند. این چهارچوب شامل معامله دو سر سود، معامله دوسر ضرر، ترکیب از دست دادن و ترکیب به دست آوردن است.
  • ما حتی به هنگام خرید کردن و تخمین قیمت یک محصول نیز با حسابدار ذهنی مان سخت مشغول حساب و کتاب هستیم. شاید این سنجش ها ساده به نظر برسند اما چون باعث ایجاد یک رفتار می شوند درنتیجه مهم و استراتژیک به شمار می روند. شرکت های بازاریابی و تولیدکنندگان از سنجش حسابدار ذهن برای فروش محصول های خود استفاده زیادی می کنند.
  • حسابداری ذهنی، ما را به سمت پرداخت درزمانی دورتر و کمتر سوق می دهد. به همین دلیل بیشتر مردم تمایل دارند تا خریدهای خود را به صورت قسطی انجام دهند. در حالی که چنین رفتاری واقعاً به سود ما نیست.
  • ریزه خوری یکی از خطاهای حسابداری ذهنی به شمار می رود. در این خطا، ما قدرت چیزهای کوچک را بی ارزش تلقی می کنیم و به همین دلیل دچار دردسر می شویم.
  • با شناخت بیشتر سیستم حسابداری ذهنی می توانیم رفتارهای مالی مان را شناسایی و بهبود ببخشیم.

شما چه نظری دارید؟

آیا با حسابدار ذهن خود آشنا شده اید؟ چه رفتارهایی را در خودتان سراغ دارید که به طور مستقیم از حسابدار ذهنتان ناشی می شود؟ آیا برای دور زدن فشارهای ناشی از کمبود بودجه، به توصیه های حسابدار ذهنتان گوش کرده اید؟

ادامه مطلب
۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق
۱۱ راز و اصول سرمایه گذاران موفق

اسرار سرمایه گذاران موفق چیست؟ در این مقاله قصد داریم ۱۱ عادت افراد موفق که به مدیریت استراتژیک دارایی ها و کسب بازده های عالی منجر می شود، بپردازیم. این نکات به سرمایه گذاران کمک خواهد کرد تا سرمایه خود را به روشی بهتر و کارآمدتر مدیریت کنند.

سرمایه گذاران موفق از چه اصولی پیروی می کنند؟

۱- ایجاد یک تعهد الزام آور

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

سرمایه گذاران برای ایجاد تعهدی الزام آور، می توانند از سه روش استفاده کند:

  1. به کارگیری روش “تخصیص دارایی استراتژیک ” که به معنای طراحی مجدد ترکیب سبد دارایی ها به منظور تطبیق با تغییرات بازار است.
  2. رعایت “تنوع ” در سبد سرمایه گذاری که درواقع قاعده مشترکی است که هر سرمایه گذار باید از آن پیروی کند و به اصطلاح می گویند “همه تخم مرغ های خود را در یک سبد قرار نده “
  3. سرمایه گذاری به طور منظم انجام شود

به کارگیری استراتژی همراه با تاکتیک

سرمایه گذار باید استراتژی را با تاکتیک همراه کند یعنی بر استراتژی سرمایه گذاری نماید. سرمایه گذاران باید براساس استراتژی خود و بسته به درجه ریسک پذیریشان تصمیم بگیرند که می خواهند در سهام سرمایه گذاری کنند یا اوراق قرضه. روش “تخصیص دارایی استراتژیک” می تواند به راحتی در سبدهای دارایی متعادل شده مورد استفاده قرار گیرد. اگر همه چیز به طور فعال مدیریت شود، انجام اصلاحات تاکتیکی برای مدیران پرتفوی کار آسانی خواهد بود (بدون اینکه حتی سرمایه گذاران نگران چیزی شوند).

  • ایجاد تنوع

هیچ سرمایه گذاری نباید همه تخم مرغ هایش را در یک سبد قرار دهد. با این وجود، تنها تعداد معدودی از آن ها از این قاعده پیروی می کنند. باید در نظر داشت که همیشه نمی توان بهترین ترکیب ممکن را برای پرتفوی انتخاب کرد اما با این حال نیز نباید تمام سرمایه گذاری خود را به یک سهام، دارایی یا اوراق قرضه اختصاص دهید.

  • سرمایه گذاری منظم

اگر قرار باشد پس انداز کنید شیوه کار کاملاً مشخص است اما اگر قصد دارید بیشتر از این به دست آورید باید ریسک کنید که این ریسک می تواند به شکل ریسک بازار، ریسک بازار سهام یا ریسک تورم باشد.اگرچه هیچ تضمینی برای رسیدن به نتیجه دلخواه وجود ندارد، اما سه اثر وجود دارند که می توان آن ها را به صورت تاکتیکی باهم ترکیب کرد.

  • اثر متنوع سازی

سرمایه گذاری منظم به شما این امکان را می دهد تا سبد سرمایه گذاری سهام و اوراق قرضه خود را متنوع سازید. استراتژی متنوع سازی سرمایه گذاری، کلید کسب بازده بالا از سرمایه گذاری است و سرمایه گذاران موفق همیشه این روش را ترجیح می دهند.

  • اثر هزینه متوسط

زمانیکه در برنامه پس انداز بازنشستگی صحبت از پرداخت مقدار مبلغی معین به طور منظم به میان می آید، اساساً به این معناست که سهام با مبالغ مختلفی خریداری می شوند چراکه قیمت آن ها با تغییر روند بازار سرمایه دائماً در حال تغییرند.

  • اثر بهره مرکب

اگر می خواهید از مزایای اثر بهره مرکب از طریق سرمایه گذاری مجدد در توزیع بهره مند شوید، باید برای مدت زمان طولانی پس انداز کنید.

۲- بدانید “چه چیزی می خواهید ” و سپس “خودتان را به چالش بکشید”

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

عملکرد مغز ناشی از فرآیند بهبودی است که در طول زمان همیشه در حال رخ دادن است. به همین دلیل است که مغز ما برخی اوقات الگوهای رفتاری خاصی را نشان می دهد که ازنظر منطق به راحتی قابل توضیح نیستند. برای شفافیت بیشتر این موضوع، اجازه دهید مثالی بزنیم:

شما به عنوان یک سرمایه گذار اغلب از یک چارچوب مشخص برای مشاهده جهان سرمایه گذاری استفاده می کنید. شما هر آنچه را که می خواهید ببینید، می بینید و به جای اینکه به دنبال گزینه های بهتری برای نتایج بهتر باشید، دائماً زیان را زیر نظر دارید. شما ترجیح می دهید جریان عمومی را دنبال کنید، به دنبال جمعیت حرکت کنید و یا بر احساسات خاصی تکیه کنید که به شما دائماً حس طمع و ترس ضرر را القا می کند. قبل از هرگونه تصمیم گیری، خود را آزمایش کنید. ببینید از ابتدا ذهنتان دنبال این است که، اگر ضرر کنم چه؟ و یا اینکه شانس برنده شدنتان را بیشتر از ضرر کردن می بینید؟ اگرچه که میل به بیشتر خواستن ممکن است هم خوب باشد و هم بد، اما تنها حقیقتی که منعکس می کند، “ترجیحات ” شماست. اگر ترجیح می دهید همه پس انداز خود را در یک حساب پس انداز بگذارید و صرفاً به دلیل ترس از دست دادن، فکر بازده بیشتر را از سرتان بیرون کرده اید، این طرز تفکر می تواند برای شما به عنوان یک سرمایه گذار بسیار خطرناک باشد.

اگر اسبتان مرد، از آن پیاده شوید

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

آیا با عقاید داکوتاهای هندی آشنا هستید؟ آن ها به اصطلاح می گویند: “اگر اسبتان مرد، از اسب پایده شو “. هنوز سرمایه گذاران زیادی در بازار وجود دارند که در زمان درست، باقیمت خوبی سهامشان را می خرند اما پس از افت بازار، حتی باگذشت سال ها هنوز امید دارند که قیمت سهمشان به همان سطح قبلی بازخواهد گشت و به آن امید همچنان سهامشان را نگه داشته اند. با این حال، حتی اگر تصمیم به فروش سهام خود را نیز بگیرند و بخواهند آن را با سهامی جدید جایگزین کنند (که ممکن است بازده خوبی نیز داشته باشد)، بازهم درنهایت ترجیح می دهند تا بر عقیده خود پایبند بمانند و برای کسب سود از سهامشان آن را برای مدت زمان طولانی نگه دارند. همانطور که زمان درست سرمایه گذاری و خرید سهام مهم است، به همان اندازه زمان مناسب برای خروج از سهام نیز اهمیت دارد.

۳- قانون اساسی سرمایه گذاری

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

یک سرمایه گذار موفق به خوبی از این واقعیت آگاه است که اگر ریسک را نادیده بگیرد، نمی تواند از مزایای ریسک بهره مند شود. زمانیکه صحبت از سرمایه گذاری است، این یکی از قوانین اساسی است. برای درک اهمیت سرمایه گذاری در دارایی های ریسکی، باید بازده بالایی که از این گونه سرمایه گذاری ها به دست می آیند را در نظر گرفت. به همین ترتیب نیز سرمایه گذاری هایی که ریسک اندکی دارند، بازده آنچنانی به همراه ندارد. صرف ریسک و نحوه محاسبه آن:

تفاوت بازده دارایی از بازده بدون ریسک را، (صرف ریسک) می نامند. بازده بدون ریسک – بازده دارایی = صرف ریسک

۴- سرمایه گذاری کنید، نه سفته بازی

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

در مقوله سرمایه گذاری، الزاماً نیازی نیست تا برای مشخص کردن بهترین زمان ورود یا خروج به طور مداوم حرکات قیمت و بازار را دنبال کنید. از طرفی هم نمی توان به پیش بینی افراد مختلف در خصوص زمان مناسب سرمایه گذاری اکتفا کرد. با این حال، اگر واقعاً قصد دارید سرمایه خود را برای مدت زمانی طولانی جمع آوری کنید، از حدس و گمانه زنی دست بردارید و شروع به سرمایه گذاری کنید. حدس و گمان چیزی شبیه به شرط بندی بر روی حرکات قیمت اما به صورت کوتاه مدت است. اما سرمایه گذاری به این معناست که سرمایه خود را در کاری قرار دهید که می تواند در درازمدت برای شما سود به همراه داشته باشد. نمودار زیر این تمایز را بر اساس بخش های مختلف بازار سهام آمریکا به خوبی نشان می دهد:

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

اگر سهام اروپا را در نظر بگیرید، می بینید که در نمودار سرمایه گذاری های متنوعی انجام شده است. اگر این سرمایه گذاری ها به مدت ۲۵ سال به صورت متنوع انجام شود، به طور متوسط ۸٪ بازده سرمایه گذاری به همراه دارد. اما اگر بشینید و فقط منتظر قیمت های بهتر باشید و ۲۰ روز طلائی را از دست دهید، شما فقط ۲٪ سود یا کمتر به دست می آورید و با از دست دادن ۴۰ روز، میزان ضرر شما ۲٫۳% خواهد بود. بهتر است اجازه دهید، پولتان به جریان بیافتد. علاوه بر این از دست دادن روزهای طلایی ریسک بسیار بالایی دارد.

۵- “حفظ قدرت خرید ” به جای “تضمین ” آن

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

تصمیمات سرمایه گذاری شما باید به سمت “حفظ قدرت خرید” باشد، نه “تضمین آن “. واژه “تضمین” برای جهانی امن بکار می رود که در آن بازارش نوسان قیمت نداشته باشد. در حالی که بازار سهام یکی از مکآن هایی است که سرمایه گذاران را با شرایط عدم اطمینان فراوانی رو به رو می کند. در این شرایط، قابل درک است که سرمایه گذاران ترجیح دهند از نوسانات قیمت دوری کنند. اما با این حال اگر آن ها دائم سرگرم حفظ شرایطی امن شوند، ریسک از دست دادن قدرت خریدشان و بازده ۰ درصدی پس اندازشان را نادیده خواهند گرفت و این بسیار ناخوشایند است. شما نمی توانید اوراق قرضه دولتی را راه حلی برای همه نیازهایتان در نظر بگیرید. در بحث سرمایه گذاری بر روی اوراق بهادار، سرمایه گذاران باید به این واقعیت آگاه باشند که بازده آن ها کمتر از میزان سرمایه گذاریشان خواهد بود. درنتیجه اگر هدف حفظ سرمایه است، نباید تنها بر نبود نوسان قیمت تمرکز داشته باشید. “حفظ قدرت خرید” باید حداقل خواسته شما از سرمایه گذاریتان باشد. مثالی خوب در این زمینه، نرخ تورم سال های اخیر ایران است که قدرت خرید افراد و ارزش پول ملی را بسیار کاهش داده است. درنتیجه اگر شما برای خرید کالایی X میلیون تومانی پول خود را از چند سال پیش پس انداز کرده باشید و با توجه به نرخ تورم چاره ای برای حفظ قدرت خریدتان نیاندیشیده باشید، در شرایط فعلی با افزایش قیمت آن کالا و کاهش قدرت خریدتان دیگر نمی توانید خرید خود را انجام دهید.

۶- کاری که امروز می توان انجام داد را به فردا موکول نکنید

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

در همین حال که شما منتظر روزهای آینده برای سرمایه گذاری هستید، خود را از سودهای بسیاری که امروز در بازار وجود دارند محروم می کنید. برای برنامه پس انداز بلندمدت، دیدگاه متفاوتی نسبت به اثر بهره مرکب وجود دارد. اجازه دهید با مثالی این موضوع را توضیح دهیم:

یک سرمایه گذار قصد دارد برای دوران بازنشستگی خود تقریباً ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ تومان پس انداز داشته باشد. اگر تصمیم بگیرد که تا ۳۶ سال آینده این میزان سرمایه را جمع آوری کند، باید حداقل در ماه حدوداً ۵۰،۰۰۰ تومان با متوسط بازده ۷٫۵۰% را کنار بگذارد. اما اگر این سرمایه گذار افق زمانی ۱۲ ساله را برای رسیدن به هدف خود در نظر داشته باشد، باید هرماه تقریباً ۴۰۰،۰۰۰ تومان پس انداز کند. انتظار برای فردا با فرض اینکه بازار هم طبق برنامه ریزی های شما پیش برود، تنها اتلاف وقت و منابع است.

۷ – سرمایه گذاری غیرفعال

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

یکی دیگر از عادت های سرمایه گذاران موفق این است که ترجیح می دهند به دنبال استراتژی سرمایه گذاری های منفعل بروند. تمرکز سرمایه گذاری منفعل بر کسب “بازده در بلندمدت ” است. این نوع از سرمایه گذاران ترجیح می دهند میزان سرمایه گذاری خود را به میزان حداقل نگه دارند و بازده بالایی را در درازمدت کسب کنند. در مدیریت منفعل، هیچ سرمایه گذاری نمی خواهد پولی بابت هزینه های اضافی یا هرگونه هزینه جانبی پرداخت کند. سرمایه گذاری های منفعل، هیچ هزینه پنهانی ندارند. سرمایه گذاران زیرک می دانند که تکیه بر ارزش طلا می تواند دشوار باشد؛ اما سرمایه گذاری منفعل هیچ کاری با بالا یا پایین آمدن قیمت طلا ندارد. در این نوع از سرمایه گذاری، سرمایه گذاران مجبور نیستند وقت خود را برای ارزیابی گزارش های شرکت تلف کنند. درعوض آن ها می توانند برگرفتن تصمیمات سرمایه گذاری بهتر متمرکز شوند. علاوه بر این، سرمایه گذاری منفعل تماماً به معنای شفافیت است. این سرمایه گذاران از میزان وجوهی که در اختیاردارند، کاملاً آگاهی دارند و این قابلیت پیش بینی را به همراه می آورد. ماهیت قابل پیش بینی بودن سرمایه گذاری های منفعل، باعث می شود تا گرفتن تصمیم برای سرمایه گذاران آسان تر شود.

۸- در نظر گرفتن هزینه ها

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

اگر می خواهید یک سرمایه گذار موفق باشید، باید از عادات سرمایه گذاران موفق نیز پیروی کنید و هزینه ها را زیر نظر داشته باشید. برای مثال اگر تصمیم دارید سهام و یا اوراق دولتی خاصی را بخرید، قبل از اینکه تصمیم نهایی خود را بگیرید، هزینه های آن را بررسی کنید. بسیاری از سرمایه گذاران بی تجربه فکر می کنند که بررسی هزینه ها، تلف کردن زمان است و باعث به تاخیر افتادن تصمیم گیری می شود (که گاهی نیز این اتفاق می افتد). اما در بسیاری از اوقات، این می تواند بسیار کمک کننده باشد. بازار سهام همیشه در حال نوسان است و درنتیجه هزینه ها ممکن است در فواصل زمانی مختلف افزایش و یا کاهش یابند. در نظر داشتن هزینه سهام، ممکن است به شما در پس انداز و تصمیم گیری بهتر کمک کند و این در درازمدت می تواند بازده بالایی را برایتان به همراه داشته باشد.

۹- ابتدا تصمیم سرمایه گذاری خود را بررسی و در رابطه با آن تحقیق کنید و سپس به آن پایبند بمانید

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

سرمایه گذاری و ریسک کردن، یکی از رایج ترین کارهایی است که سرمایه گذاران موفق دائم در حال انجام آن هستند. اما هیچ وقت “کورکورانه” ریسک نمی کنند. یک سرمایه گذار موفق ترجیح می دهد قبل از آنکه برای سرمایه گذاری آماده شود، تحقیقات خود را به طور کامل انجام دهد. سرمایه گذاری، به خودی خودکار بسیار دشواری است و شما نیز انتظار دارید در طولانی مدت از مزایای آن بهره مند شوید. اما اگر به بازده مورد انتظار خود نرسید، می تواند بسیار ناامیدکننده باشد. به همین علت باید قبل از هرگونه اقدامی، تحقیقات بسیاری انجام دهید. اگر در سهام یک شرکت سرمایه گذاری می کنید، ابتدا گزارش عملکرد آن را ارزیابی کنید. بررسی کنید که این شرکت چه فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته است. قبل از امضای هرگونه قرارداد سرمایه گذاری، اطمینان حاصل کنید که همه شرایط و قوانین را مطالعه کرده اید و هیچ هزینه پنهانی وجود ندارد که در زمان شروع کسب بازده از سرمایه گذاری تان، به ناگهان ظاهر شوند. پس از آنکه تصمیم خود را گرفتید، کار بعدی که باید انجام دهید این است که “به تصمیم خود پایبند بمانید”. اگر شما فرد دودلی هستید و توانایی پایبند ماندن به تصمیمات خود ندارید، تحقیقات شما هیچ ارزشی پیدا نخواهند کرد. سرمایه گذاری، تماماً به معنای مهارت تصمیم گیری در خصوص یک شرکت است و به همین دلیل شما باید به تصمیمات خود پایبند بمانید.

۱۰- افراد مناسبی را دور خود جمع کنید

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

یک رهبر کامل کسی است که بهترین تیم را دارد و می داند چگونه آن را مدیریت کند. بسیاری از سرمایه گذاران جدید اهمیت سرمایه گذاری بر روی یک تیم خوب را درک نمی کنند. در حالی که، یک سرمایه گذار موفق می داند داشتن یک تیم درست چقدر مهم است. برای توضیح بهتر این مفهوم، اجازه دهید با یک مثال پیش برویم: فرض کنید شما وظیفه نقاشی یک آپارتمان در ۳۰ روز را بر عهده دارید و می دانید انجام این کار بسیار دشوار است. با این حال، اگر ۱۰ نفر را پیدا کنید که متخصص این کار هستند و پشتکار لازم رادارند، می توانید این کار را با تلاش بسیار اعضای تیم، به ثمر برسانید. از طرف دیگر، اگر از شما خواسته شود تا نقاشی همین آپارتمان را با تیمی ۲۰ نفره انجام دهید که این افراد نه متخصص این کارند و نه به اندازه کافی باتجربه، در این حالت حتی اگر شما این کار را در مدت زمان معین تکمیل کنید، هیچ ظرافتی در کارتان وجود نخواهد داشت. بنابراین، یک سرمایه گذار خوب همیشه ترجیح می دهد افرادی باتجربه و حرفه ای در تیم خود داشته باشد. حضور افراد متخصص در تیمتان، کلید اصلی پیش بردن فعالیت خود به دور از نگرانی های مداوم است. با داشتن تیمی حرفه ای دیگر شما می توانید تحقیقات، بررسی نرخ های بازار و ارزیابی گزارش ها را به صورت ماهانه انجام دهید، چراکه تیمتان همه این وظایف را به نحو احسن انجام خواهد داد و دیگر نیازی نیست تا شما دائماً نگران نوسان قیمت ها باشید.

۱۱- بر رویکردها سرمایه گذاری کنید

۱۱ عادت سرمایه گذاران موفق

یک سرمایه گذار موفق معتقد است که در زندگی، به جای نگاه به گذشته باید رو جلو حرکت کرد. آیا تا به حال دیده اید که اتومبیلی خلاف جهت حرکت کند و همچنان برنده مسابقه باشد؟ سرمایه گذاری، یعنی اینکه پیش بینی کنید در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد و کمتر بر روی آنچه درگذشته اتفاق افتاده است، تمرکز کنید. هیچ شکی نیست که تحقیقات در رابطه با عملکرد هر شرکت یا سهام به شما کمک می کند تا در خصوص سرمایه گذاری خود تصمیم بگیرید؛ اما با این حال، شما باید مطمئن شوید که تصمیماتتان فقط بر اساس داده های گذشته نیست. به مثال زیر توجه کنید:

۵۰ سال قبل پدربزرگ شما در یک شرکت که بازده بالایی داشته سرمایه گذاری می کند. در حال حاضر نیز شما میزان سرمایه ای کافی در اختیار دارید که به سرمایه گذاری مجدد فکر کنید و به دنبال گزینه های سرمایه گذاری و سایر راه حل های مدیریت سرمایه باشید. فقط به این دلیل که ۵۰ سال قبل پدربزرگ شما با سرمایه گذاری در آن شرکت سود خوبی به دست آورده به این معنی نیست که شما ثروت خود را مدیون این شرکت هستید و باید همیشه با آن بمانید. تصمیم شما در خصوص این سرمایه گذاری باید براساس عملکرد فعلی شرکت باشد نه بر اساس احساسات یا وابستگی عاطفی شما به آن شرکت. علاوه بر این، شما باید بیشتر بر روی بازده بلندمدت تمرکز کنید تا بر سودهای خوبی که ممکن است فقط در کوتاه مدت اتفاق بیافتند (همانند آنچه درگذشته پدربزرگتان انجام داده بود)، چراکه ممکن است تاریخ مجدداً تکرار نشود.

 

ادامه مطلب
ازدواج بدون پول
چگونه بدون پول ازدواج کنیم؟ ۱۳ راه کاربردی ازدواج بدون پول

ازدواج بدون پول شاید این روزها کمی غیرمعقول به نظر برسد؛ اما اگر به دقت به آن نگاه کنیم، چندان هم دور از عقل نیست. با توجه به اهمیتی که ازدواج در حفظ سلامت روح و جسم دارد، برای در امان ماندن یک جامعه از معضلات اجتماعی، یک امر ضروری است؛ اما یکی از موانع مهم برای ازدواج جوانان، نداشتن شرایط مناسب مالی است. پول اهرمی تأثیرگذار و قوی در زندگی امروز بشر است. تقریباً همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان ها به این پدید وابسته شده است.

بسیاری از جوانان ازدواج بدون پول را یک ریسک بزرگ می دانند که حاضر نیستند به هیچ قیمتی به آن دست بزنند. درحالی که می توان با کاهش توقعات و ترجیح خواسته های خود بر نظرات دیگران، یک ازدواج آسان و کم خرج را برای خود رقم زد. همین الان که شما در حال مطالعه ی این مقاله هستید، صدها جوان تنها به دلیل نداشتن پول کافی از ازدواج سر باز می زنند. اما آیا نمی توان بدون پول ازدواج کرد؟ مسلماً خیر هرگز نمی توان بدون پول ازدواج کرد. اما ما اینجا هستیم تا به شما بگوییم که با پول کم می توان ازدواج کرد.

چرا ازدواج بدون پول و کم هزینه؟

صرف هزینه های بزرگ برای یک شب، آن هم شبی که بعد از مدتی از آن چیزی جز چند عکس خاک خورده باقی نمی ماند و در عوض متحمل شدن میلیون ها تومان بدهی و هزینه های تلنبار شده، اصلاً منطقی نیست. از این گذشته تصور اینکه مراسمات عروسی و ازدواج با هزینه های بیشتر به یادماندنی تر و باشکوه تر خواهند بود همه یک تصور اشتباه است. با کمترین هزینه می توانید رویایی ترین شب زندگی خود را رقم بزنید.

۱۳ راهکار کاربردی برای ازدواج بدون پول و کم هزینه

اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که تصور می کنید بدون پول و با هزینه ی کم نمی توان ازدواج کرد، لازم است در ادامه ی این مقاله با ما همراه باشید. ما در اینجا می خواهیم راهکارهایی برای ازدواج بدون پول و کم هزینه پیشنهاد کنیم که احتمالاً شنیدن برخی از آن ها شما را متعجب خواهد کرد.

۱- برای ازدواج بدون پول شما در رأس هستید

ازدواج بدون پول

یکی از اصلی ترین دلایلی که باعث می شود هزینه های ازدواج افزایش یابد، توجه بیش از حد به نظرات دیگران است. بسیاری از جوانانی که قصد ازدواج دارند، بیش از حد به نظرات دیگران اهمیت می دهند.  شب عروسی شب شما است، نه شب این و آن و دیگران! متأسفانه بسیاری از افراد در جامعه ی ما درگیر چشم وهم چشمی های زیادی بوده و دلیل اصلی هزینه های بالای عروسی آن ها همین چشم و هم چشمی و نظرات دیگران است. برای داشتن یک شب رویایی و کم هزینه نظر دیگران را تنها یک پیشنهاد تلقی کنید. این شما هستید که باید تصمیم بگیرید چه می خواهید و دنبال چه چیزی هستید.

۲- برخی از سنت ها را کنار بزنید

ازدواج بدون پول

از قدیم سنت های بسیار زیبایی برای شب عروسی  برگزار می شده است که اجرای آن ها علاوه بر عدم نیاز به هزینه های زیاد باعث زیباتر شدن این شب نیز می شود. اما برخی سنت های دست و پاگیر هم هستند که فقط از روی حسادت و چشم وهم چشمی ایجاد شده اند. برای مثال درگذشته رسم بر این بود که جشن عروسی در چند وعده برگزار می شد. این رسومات هزینه های سنگینی را به زوجین متحمل می کرد. برخی دیگر از رسومات به هدیه دادن و خرید لوازم غیرضروری اختصاص داشت. درحالی که اکنون بسیاری از این رسومات منسوخ شده اند.

حتی اگر در منطقه ی زندگی شما هنوز به رسومات گذشته پایبند هستند، شما ساختارشکنی کنید. برای یک بار هم که شده این سنت ها را به فراموشی بسپارید و حتی شده به عنوان نفر اول در خانواده ی خود از این سنت های پرهزینه و بی نتیجه دست بکشید.

۳- محل برگزاری جشن را ارزان قیمت انتخاب کنید

ازدواج بدون پول

یکی دیگر از توصیه های مهم برای ازدواج بدون پول در نظر گرفتن محل برگزاری جشن در منطقه ی ارزان قیمت است. زیبایی و شیک بودن محل عروسی اهمیت زیادی دارد. اما این معیارها را تنها در مکان های گران قیمت به دست نخواهید آورد. مکان های زیبایی هم هستند که تنها به دلیل موقعیت های مکانی که دارند، هزینه های بسیار کمتری دریافت می کنند . از آن ها غافل نشوید. برای تعیین محل برگزاری جشن می توانید یک باغ یا محیط رایگان را در نظر بگیرید. سپس در آن صندلی بچینید و با کمترین هزینه، جشن خود را در آنجا برگزار کنید. برای مثال یک حیاط بزرگ هم می تواند مثل یک تالار پذیرایی باشد. به شرط این که آنجا را با کمک چراغ های رنگی، گلدان های طبیعی، موکت های رنگی و … زیباتر کنید.

۴- خلاقیت به خرج دهید

ازدواج بدون پول

یک خلاقیت خارق العاده هم تأثیر زیادی روی روحیه خودتان خواهد داشت، هم شب شما را به یادماندنی تر خواهد کرد و هم خاطرات زیبایی برای شما رقم خواهد زد. برخی از افراد به جای یک ساعت فکر ترجیح می دهند درآمدهای یک سال خود را صرف خرید وسایلی گران قیمت کنند که تنها برای چند ساعت می توانند از آنها استفاده نمایند. یک دسته گل خلاقانه خیلی زیباتر از دسته گلی خواهد بود که تنها برای فخر فروشی خریداری می شود. برخی  برای یک دسته گل که در حالت عادی با قیمت ۱۰۰ هزار تومان فروخته می شوند، حاضرند ۳۰۰ هزار تومان پرداخت کنند. این در حالی است که بسیاری از فروشندگان نیز با توجه به نیاز عروس و دامادها، قیمت اجناس و خدمات خود را افزایش می دهند. برای این که گرفتار چنین مشکلاتی نشوید، بهتر است حداقل یک ماه قبل از عروسی برخی از نیازهای عروسی را با خلاقیت خود برطرف کنید.

۵- از خریدهای اضافه خودداری کنید

ازدواج بدون پول

یکی دیگر از توصیه های مهم برای ازدواج بدون پول خودداری از خریدهای اضافه است. خرید لباس عروسی به هزینه ی زیادی نیاز دارد. اگر به دنبال یک ازدواج آسان و بدون دردسر هستید، بهتر است به فکر کرایه ی لباس عروسی باشید. همچنین برخی از خریدهای اضافه و غیرضروری مثل خرید لباس و وسایل شخصی را به بعد از عروسی، موکول کنید و یا تعداد کمتری تهیه کنید. شاید نیاز باشد برخی از وسایل را از نزدیکان خود قرض بگیرید. برای مثال عروس به یک کیف و کفش سفیدرنگ نیاز دارد که اغلب بعد از عروسی هیچ استفاده ای ندارند. به جای خرید این دو وسیله با قیمت بالا، می توانید آن ها را از دوستان یا نزدیکان خود قرض بگیرید.

۶- بودجه ی عروسی را از قبل مشخص کنید

ازدواج بدون پول

یک اصل بسیار مهم و حیاتی در کم هزینه تر کردن مراسم عروسی، بودجه بندی مراسم است. از قبل با توجه به قیمت های حدودی که در دست دارید، بودجه ای مخصوص و منطقی برای شب عروسی خود در نظر بگیرید و به هیچ وجه از این بودجه عدول نکنید. اگر در همین اولین قدم زندگی مشترک، شکست را قبول کنید و پا روی خط قرمزهای اقتصادی خود بگذارید، آینده تان تباه خواهد بود. با نوشتن بودجه و هزینه های موردنیاز، می توانید اولویت های خود را مشخص و هزینه های غیرضروری را حذف کنید.

۷- جهیزیه ی ساده تهیه کنید

ازدواج بدون پول

یکی دیگر از نیازهای اساسی برای ازدواج، تهیه ی جهیزیه است. هرچند نمی توان گفت با وسایل ابتدایی یک زندگی جدید تشکیل دهید، اما خرید برخی از وسایل نیز ضرورتی ندارد. این روزها وسایل جدید و لوکس زیادی در بازار موجود است. برخی از خانم ها تصور می کنند هر وسیله ای که در بازار وجود دارد و یا در فروشگاه های لوازم خانگی پیدا می شود، باید برای زندگی آینده تهیه شود. درحالی که بسیاری از این لوازم برای رستوران ها، فست فودها و یا سایر مکان ها کاربرد دارد. برای مثال خرید یک دستگاه سرخ کن گران قیمت یک هزینه ی غیرضروری است. این وسیله برای رستوران ها و فست فودها کاربرد بیش تری دارد.

وسایل دیگری نیز وجود دارد که قبل از ازدواج خریداری می شود و پس از ازدواج با قیمت پایین فروخته می شوند. یکی از نکات مهم زمان تهیه ی جهیزیه، خرید وسایلی است که واقعاً به آن ها نیاز دارید. قبل از این که به خرید بروید یک لیست تهیه کنید و تمامی لوازمی که برای خانه داری و آشپزی به آن ها نیاز دارید، تهیه کنید. در این صورت از خرید وسایل غیرضروری خودداری می کنید. همچنین باید متراژ خانه ای را که باید در آن زندگی کنید، در نظر بگیرید. با خرید وسایل بیش از اندازه، به فضای زیادی برای نگهداری آن ها نیاز دارید. پس فقط برای چشم و هم چشمی بیش از حد جهیزیه تهیه نکنید؛ اما بعد از ازدواج به دلیل کمبود جا و یا غیرکاربردی بودن برخی از وسایل، مجبور به فروش آن ها با قیمت کمتر می شوید.

۸- خانه ای با متراژ کم تهیه کنید

ازدواج بدون پول

برخی از تازه دامادها حتی شده به زور اجاره های سنگین، تمایل دارند یک خانه ی ۳ خوابه در شمالی ترین نقطه ی شهر داشته باشند. خود سرمایه دارها و ثروتمندترین افراد جامعه نیز چنین ولخرجی هایی را برای خود و فرزندانشان انجام نمی دهند. برای انتخاب موقعیت خانه ی خود، امنیت، نزدیک بودن به محل کار و نزدیک بودن به مراکز خرید را در نظر بگیرید و سپس بهینه ترین انتخاب را داشته باشید. در ضمن به یاد داشته باشید که شما در ابتدای زندگی فقط دو نفر هستید که گاهی نیز باید از مهمان پذیرایی کنید. پس لزومی ندارد که یک خانه با متراژ بالا تهیه کنید. درحالی که بخش زیادی از آن بلااستفاده می ماند؛ اما اگر یک خانه با متراژ کوچک تهیه کنید، هزینه ی کمتری را بابت تهیه ی خانه پرداخت می کنید.

۹- عروسی را در شهرهای کوچک برگزار کنید

ازدواج بدون پول

بسیاری از هزینه ها ازجمله کرایه ی یک تالار برای برگزاری جشن عروسی در شهرهای بزرگ، گران تر از شهرهای کوچک است؛ بنابراین اگر قصد دارید از میزان هزینه های عروسی بکاهید، بهتر است جشن عروسی را در یک شهر کوچک و یا در حومه ی شهر برگزار کنید.  با این ترفند با یک تیر چند نشانه خواهید زد: در هزینه های خود صرفه جویی خواهید کرد، یک گشت وگذار چندساعته برای خود و مهمانان عروسی رقم می زنید، به عنوان یک الگو برای سایر اطرافیان خود شناخته می شوید و از جهتی هم شب خود را با خاطره ای زیبا به ذهن ها خواهید سپرد.

۱۰- در خرید کادوی عروسی سخت نگیرید

ازدواج بدون پول

سنت ازدواج و مراسم عروسی در کشور ما به سمت و سویی رفته است که اگر برای کادوی ازدواج دست به جیب نشوید و یک هدیه گران قیمت نگیرید، شب شما به پایان نخواهد رسید. برای ازدواج بدون پول باید از توقعات خود بکاهید و برخی از وسایل را کنار بگذارید. اگرچه طلاهایی که در زمان عروسی خریداری می شود به نوعی پس انداز محسوب می شوند، اما اگر داماد توانایی مالی برای تهیه ی طلا را نداشته باشد، می توان به جای آن بدلیجات هم رنگ طلا نیز هدیه داد. بعدها که وضعیت زندگی زن و شوهر روبه راه شد، می توانند طلا خریداری کنند. حتی لزومی ندارد که حلقه ی عروسی از جنس طلا باشد. خوشبختی با طلا خریداری نمی شود. برای ازدواج بدون پول باید از برخی موارد چشم پوشی کرد.

همچنین برای خرید حلقه و سرویس طلا باید نمونه ای را انتخاب کنید که نگین های کمتری داشته باشند؛ زیرا زمان خرید باید هزینه ی نگین ها را پرداخت کنید؛ اما زمانی که قصد فروش طلا را داشته باشید، نگین ها محاسبه نمی شود. پس ضرر می کنید.

۱۱- از نزدیکان خود قرض بگیرید

ازدواج بدون پول

بدون شک ازدواج بدون پول ممکن نیست و شما فقط می توانید هزینه های تشکیل زندگی را کمتر کنید. قرض گرفتن از نزدیکان یک سنت بسیار پسندیده است. اگر هیچ پولی در بساط ندارید، می توانید از نزدیکان خود قرض بگیرید. بعد از دریافت کادوی عروسی، پول آن ها را پس بدهید. دریافت وام بانکی هم یکی دیگر از راه های ازدواج بدون پول است؛ اما به شرط این که مجبور نباشید بهره ی زیادی بابت دریافت وام پرداخت کنید. وام ازدواج بهره ی پایینی دارد و یکی از بهترین راه ها برای ازدواج است.

۱۲- تجهیزات و مخلفات عروسی را کمتر کنید

ازدواج بدون پول

برای برگزاری یک جشن عروسی باید از مهمانان با میوه، شیرینی و غذا پذیرایی کنید. به جای چندین نوع غذا و میوه، یک نوع غذا و دو میوه را در نظر بگیرید. به سراغ گران ترین غذاها و میوه ها نروید. با یک غذای ارزان قیمت هم می توانید جشن خود را به بهترین شکل ممکن راه بیندازید. برای فیلم برداری مجبور نیستید به سراغ حرفه ای ترین فیلم بردارهای شهر بروید. اگر در بین دوستان و آشنایان کسی دوربین عکاسی یا فیلم برداری داشته باشد، می تواند لحظات شیرین عروسی را برای شما ثبت کند. بعد از اتمام عروسی می توانید آن ها را با نرم افزارهای ویرایشگر فیلم و عکس به دلخواه خود تغییر دهید. به سراغ یک خواننده محبوب نروید. بلکه با دو دستگاه باند هم می توانید موسیقی جشن را تأمین کنید.

۱۳- برای ماه عسل به مکان های ارزان قیمت بروید

ازدواج بدون پول

برای شروع زندگی، شما به دنبال ساختن یک خاطره ی زیبا در کنار همسر خود هستید. اصل ماه عسل بر این پایه استوار است. حالا حتماً نباید این خاطره را در سواحل آنتالیا رقم بزنید. هر چه سفر کوتاه تر باشد، هزینه ی کمتری را به دنبال دارد. از تعداد روزهای سفر خود بکاهید تا مجبور نباشید هزینه ی زیادی را برای هتل پرداخت کنید. بهتر است به جای یک هتل چند ستاره، یک هتل معمولی و ارزان را انتخاب کنید. همچنین برای کاهش هزینه ها در زمان ماه عسل، بهتر است خودتان برای آشپزی و سایر خدمات دست به کار شوید.

نتیجه گیری

ازدواج بدون پول شاید کمی دست نیافتنی باشد اما ازدواج با هزینه ی مناسب اصلاً دور از واقعیت نیست و باکمی دقت در هزینه ها و داشتن برنامه ی درست می توان به این مهم دست یافت.

ادامه مطلب
چند برابر کردن پول
چگونه پول را چند برابر کنیم؟ ۱۴ روش چند برابر کردن پول

چند برابر کردن پول ممکن است برای بسیاری یک رویای محال و دست نیافتنی باشد. اما اگر فرد ریسک پذیر و باهوشی باشید، می توانید بعد از چند سال میزان سرمایه ی خود را چند برابر کنید.

برای این کار باید با قواعد سرمایه گذاری، معامله، افزایش قیمت، رکود، تورم و … آشنایی داشته باشید. همیشه آدم های پیشتازی وجود دارند که قادرند آنچه را که در اطرافشان رخ می دهد، به خوبی رصد کنند. سپس با اطلاعات دقیق می دانند که پول خود را باید در چه جایی سرمایه گذاری و خرج کنند.

برخی از افراد نیز روحیه ی ریسک پذیری بالایی دارند. اما باید یک نیروی محرکه وجود داشته باشد که آن ها را برای چند برابر کردن پول ترغیب کنند. افراد ثروتمند ذهن خلاق و ایده پردازی دارند. آن ها قادرند در هر شرایطی، راهی جدید برای پول درآوردن خود پیدا کنند.

این ایده اولین بار توسط استوارت گلد اسمیت نویسنده ی کتاب های معروفی مثل «The Midas Method» و «هفت راز میلیاردرها» عنوان شد. گلد اسمیت در کتاب دیگری با عنوان «Double You» به ذکر مطالبی پرداخت که در آن ۲۸ مرحله را برای دو برابر کردن پول بررسی کرده بود. کتاب او در تمامی دنیا با استقبال زیادی روبه رو شد. هم اکنون نیز نظریات او توسط کسانی که به فکر چند برابر کردن پول خود هستند، اجرا می شود.

۱۴ روش چند برابر کردن پول

در ادامه سعی داریم به چندین تکنیک بپردازیم که به شما کمک می کند تا سرمایه ی خود را چند برابر کنید.

۱- داشتن ذهن خلاق

چند برابر کردن پول

انسان های موفق از نظر شرایط اجتماعی و مالی با اطرافیان خود تفاوت زیادی دارند. درواقع آنچه باعث تفاوت این افراد با دیگران می شود، برخورداری از میزان بهره ی هوشی و خلاقیت است.

انسان هایی که ذهن خلاقی دارند، می توانند در هر شرایطی که هستند، کارهای بزرگی انجام دهند. برای مثال فردی که در یک دهکده ی کوچک زندگی می کند، به نیازهای مردم آن دهکده فکر می کنند.

سپس در فکر تولید محصول یا ارائه ی خدماتی می شود که درخورِ نیاز مردم دهکده باشد. پس اولین شرط چند برابر کردن پول تغییر ذهنیت، خلاق شدن و پیدا کردن راه جدید است. البته باید قدم اول را بردارید.

یک ضرب المثل انگلیسی می گوید: «برای یک سفر هزار کیلومتری، باید از قدم اول شروع کنید». پس باید اراده کنید و قدم اول را برای چند برابر کردن پول بردارید.

حتی کسانی که به یک باره ثروتمند می شود از قدم اول شروع می کنند سپس در بین راه تجربه های ارزشمندی را به دست می آورند.

۲- ارتباط خود را گسترده تر کنید

چند برابر کردن پول

برای چند برابر کردن پول به اطلاعات زیادی نیاز دارید. اطلاعات نیز از طریق ارتباط با افراد موفق و ورشکسته به دست می آید. وقتی قرار است در یک کسب و کار سرمایه گذاری کنید، باید اطلاعات مهمی در مورد شرایط مثبت و منفی آن کار داشته باشید.

برای کسب اطلاعات مثبت باید با افراد موفق در ارتباط باشید. هم چنین باید شرایط سختِ کار و مشکلات احتمالی را هم از قبل بدانید. پس به تعامل با افراد ورشکسته در حرفه ی موردنظر نیاز دارد. از سوی دیگر ارتباط و تعامل با دیگران به گسترش کسب وکار کمک می کند.

برای مثال اگر ثروت کنونی خود را برای راه اندازی یک شرکت خدماتی سرمایه گذاری کرده اید، قطعاً به مشتری نیاز دارید. وقتی ارتباط شما گسترده باشد، بسیاری از دوستان و آشنایان از شما خرید می کنند. حتی آن ها قادرند محصولات شما را برای دیگران معرفی کنند و به بازاریاب های رایگان تبدیل شوند.

۳- میزان ریسک را در نظر بگیرید

چند برابر کردن پول

اگر فرد ریسک پذیری باشید، به طور بالقوه استعداد چند برابر کردن پول در شما وجود دارد. البته برای به دست آوردن ثروت و چند برابر کردن پول باید به میزان سرمایه ی خود توجه داشته باشید.

هر چه ثروت و میزان پول کمتر باشد، راحت تر می توانید آن را چند برابر کنید. برای مثال تبدیل ۲ هزارتومان به ۴ هزارتومان کار راحتی است. اما برای تبدیل ۱۰۰ میلیون تومان به ۲۰۰ میلیون تومان کار سخت تر می شود. به هر میزان که پول اولیه بیش تر باشد، چند برابر کردن آن سخت تر می شود.

پس شما باید ریسک پذیرتر باشد. اما ریسک پذیری به این معنا نیست که هر خطری را به جان بخرید. در این صورت ممکن است همان سرمایه ی اولیه را نیز از دست بدهید. اما اگر بخواهید به شرایط فعلی بسنده کنید، تغییری در میزان سرمایه ی شما ایجاد نمی شود.

۴- از هوش خود استفاده کنید

چند برابر کردن پول

اگر بخواهید فقط از نیروی بازوی خود استفاده کنید، ثروت شما پله پله بالا می رود. اما برای چند برابر کردن پول باید قدرت هوش خود را به میان بیاورید.

برای مثال فردی که با تمام دارایی خود یک زمین خریداری می کند. بعد از دریافت وام، زمین را ساخته و آپارتمان های آن را باقیمت مناسب می فروشد. فرض کنیم او زمین را ۲۰۰ میلیون تومان خریداری و در کنار آن ۲۰۰ میلیون تومان وام دریافت کرده باشد. در این صورت او جمعاً ۴۰۰ میلیون برای ساخت وساز سرمایه گذاری کرده است. سپس با ساخت ۴ واحد آپارتمان می تواند هر یک را باقیمت ۲۰۰ میلیون تومان بفروشد. پولی که از فروش ۴ واحد آپارتمان به دست می آید، ۸۰۰ میلیون تومان است که در عرض چند ماه حاصل می شود.

۵- کاهش هزینه ها

چند برابر کردن پول

اگرچه تکنیک اصلی برای چند برابر کردن پول سرمایه گذاری است، اما نباید صرفه جویی در هزینه ها را فراموش کنید. شما در صورتی قادرید در یک کار سرمایه گذاری کنید که پول داشته باشید و مجبور نباشید وام دریافت کنید.

برای پس انداز پول باید میزان هزینه ها از درآمد کمتر باشد. پس بهتر است هرماه مقداری از درآمد خود را پس انداز کنید و یا آن را در بانک قرار دهید تا بعدها با مجموع پس انداز خود بتوانید یک کسب وکار راه اندازی کنید.

۶- رکود و تورم را در نظر بگیرید

چند برابر کردن پول

چند برابر کردن پول بدون در نظر گرفتن شرایط اقتصادی یک جامعه به شکست منتهی می شود. تصور کنید که شرایط اقتصادی در وضعیت تورم است و قیمت اجناس هرروز در حال افزایش است.

شما در چنین شرایطی یک ملک را باقیمت بالا خریداری می کنید. بعد از مدتی اقتصاد به سمت وضعیت رکود حرکت می کند. در شرایط جدید قیمت ها به دلیل کاهش تقاضا، کم می شود. اگر بخواهید در شرایط رکود ملک خود را بفروشید، قطعاً سرمایه ی شما کمتر از قبل می شود. بهترین راه حل برای چند برابر کردن پول در شرایط تورم، فروش ملک است.

سپس در شرایطی که اقتصاد در وضعیت رکود قرار دارد، می توانید یک ملک باقیمت مناسب خریداری کنید. در شرایط تورم میزان تقاضا افزایش می یابد. اضطراب ناشی از افزایش قیمت ها، بسیاری را به فکر خرید ملک یا کالا می اندازد.

گاهی فشار ناشی از خرید به گونه ای است که باعث افزایش خودکار قیمت ها می شود. اگر فرد مطلعی باشید و بتوانید قبل از تورم شرایط آتی اقتصاد را پیش بینی کنید، می توانید قبل از تورم یک ملک خریداری کنید. سپس در شرایط تورم آن را باقیمت چند برابر بفروشید. با این کار میزان سرمایه ی شما چند برابر می شود.

۷- خرید اوراق قرضه و سهام

بورس اوراق بهادار

یکی دیگر از راه های چند برابر کردن پول خرید اوراق قرضه و خرید سهام است. البته در این کار باید متبحر باشید تا از خرید سهام شرکت های در حال ورشکسته شدن، خودداری کنید.

البته با خرید اوراق قرضه و سهام، پول شما در مدت زمان طولانی دو برابر می شود. به طور متوسط با خرید اوراق قرضه در هرسال ۵ درصد سود به سرمایه ی شما اضافه می شود. در طی ۱۴ سال و ۴ ماه میزان سرمایه ی فعلی شما چند برابر می شود.

اگر پول خود را در بانک پس انداز کنید، با درصد سودی که در سال دریافت می کنید، بعد از چند سال میزان پس انداز دو برابر می شود. اما باید شرایط تورم را نیز در نظر داشته باشید.

تورم باعث بی ارزش شدن پول می شود. پس اگر فرض بگیریم که شما ۵۰ میلیون تومان در بانک داشته باشید، بعد از ۱۰ سال این میزان پول به ۱۰۰ میلیون تومان تبدیل می شود.

اگر شما در وضعیت فعلی بتوانید یک خودروی پراید خریداری کنید، ممکن است در ۱۰ سال آینده با ۱۰۰ میلیون تومان نتوانید حتی یک دوچرخه بخرید. با توجه به شرایط اقتصادی باید زمان چند برابر کردن پول را در نظر داشته باشید.

وقتی شرایط اقتصادی یک جامعه در مدت زمان کوتاه تغییر می کند، باید پروسه ی چند برابر کردن پول نیز در مدت کوتاه انجام شود. در غیر این صورت افزایش پول به تنهایی به معنای ثروتمند شدن نیست. زیرا ارزش پول شما از بین رفته است!

۸- به سراغ افراد باهوش بروید

چند برابر کردن پول

جک ما مدیرعامل شرکت علی بابا در کشور چین، در لیست ۲۰ فرد ثروتمند در دنیا قرار دارد. زمانی که او از دلایل موفقیت و ثروتمند شدن خودش صحبت می کند، استخدام افراد باهوش را به عنوان مهم ترین دلیل ذکر می کند.

او ابتدا یک ایده ی فروشگاه اینترنتی را در ذهن دارد. اما چون قادر نبود به تنهایی آن را عملی کند، به سراغ کسانی رفت که از هوش بالایی برخوردار بودند. اکنون مجموعه ی علی بابا در دنیا از شهرت و اعتبار بالایی برخوردار است.

ممکن است شما فرد باهوشی نباشید و یا حتی در یک کار تخصص نداشته باشید، اما مقداری پس انداز و یک ایده دارید. می توانید با کمک پس انداز خود، چند فرد متخصص و باهوش را برای عملی کردن ایده ی خود استخدام کنید.

درواقع شما کارفرمایی هستید که از قدرت هوش دیگران برای چند برابر کردن پول استفاده می کنید. هم چنین به عنوان یک سرمایه گذار از چند جوان خلاق، باهوش و متخصص حمایت مالی کرده و سپس در سود آن ها شریک می شوید.

۹- اولویت بندی را فراموش نکنید

چند برابر کردن پول

برای چند برابر کردن پول اولویت بندی را فراموش نکنید. به این معنا که سرمایه گذاری در برخی از کارها و صرف پول در برخی دیگر از امور را براساس میزان سود آن ها رتبه بندی کنید.

اگر در حال حاضر خرید دلار و طلا باعث افزایش میزان سرمایه ی شما می شود، حتماً آن را در اولویت خود قرار دهید. اگر بازار مسکن در حال رکود است، ضرورتی ندارد پول خود را برای خرید یک خانه (هرچند ارزان) خرج کنید. می توانید اولویت خود را خرید زمین و ساخت وساز قرار دهید.

مثال دیگر در این زمینه، انتخاب بین تعویض وسایل و اثاثیه ی منزل و خرید ملک است. ثروتمندان افراد عجولی نیستند. اگر می خواهید ثروت خود را چند برابر کنید، باید مثل افراد ثروتمند صبور باشید. باعجله کردن فقط سرمایه ی خود را از دست می دهید.

برای داشتن وسایل زیبا و لوکس عجله نکنید. پول خود را در یک کسب وکار سرمایه گذاری کنید. سپس با سود کسب وکار خود وسایل منزل را تعویض کنید. هرچند این کار به صبر و حوصله نیاز دارد، اما در عوض پول خود را چند برابر می کنید و از سوی دیگر به خواسته های دیگر خود نیز می رسید.

۱۰- قانون ۷۲ را اجرا کنید

قانون ۷۲ یکی دیگر از راه های چند برابر کردن پول و سرمایه است. برای این قانون باید عدد ۷۲ را بر نرخ سودی که به دست می آورید، تقسیم کنید. عدد به دست آمده نشانه ی تعداد سال هایی است که میزان پول شما در آن دو برابر می شود.

به عنوان مثال، اگر نرخ سود پول شما در هرماه ۸ درصد است، شما بعد از ۹ سال می توانید دو برابر پول خود را به دست آورید  (۷۲ تقسیم بر ۸ برابر با ۹ است). یا اگر نرخ سود پول شما ۵ درصد است، بعد از ۱۴٫۴ سال پول شما دو برابر می شود (۷۲ تقسیم بر ۵ برابر با ۱۴٫۴ است). البته قانون ۷۲ نمی تواند جزئیاتی که در افزایش درآمد و چند برابر کردن پول مؤثر هستند (مثل سرمایه گذاری، دریافت وام و …) و یا مواردی که بر کاهش درآمد مؤثرند (مثل مالیات، عوارض و …)، را مشخص کند.

با این وجود یک راهنمای مفید برای محاسبه ی سریع و ذهنی برای دو برابر کردن پول در یک دوره ی زمانی مشخص است.

۱۱- قانون ۱۱۵ را اجرا کنید

قانون ۱۱۵ نیز همانند قانون ۷۲ عمل می کند. البته این قانون برابر محاسبه ی زمان برای ۳ برابر پول کاربرد دارد. برای استفاده از این قانون کافیست ۱۱۵ را بر نرخ سود پول خود تقسیم کنید.

برای مثال اگر نرخ سود پول شما ۸ درصد است، بعد از ۱۴ سال پول شما ۳ برابر می شود. در اینجا ۱۱۵ بر عدد ۸ تقسیم شده است که عدد ۱۴٫۳ به دست می آید. توجه داشته باشید که سه برابر کردن پول از برخی جهات نسبت به دو برابر کردن پول آسان تر است.

اگر فرض بگیریم که ۸ درصد نرخ بهره ی پول خود را دریافت می کنید، ۹ سال طول می کشد تا این پول ۲ برابر شود. اما اگر ۵ سال دیگر صبر کنید، پول شما سه برابر می شود.

۱۲- سرمایه گذاری در مشاغل پررونق

چند برابر کردن پول

یکی از راه هایی که با کمک آن می توانید میزان سرمایه و پول خود را چند برابر کنید، سرمایه گذاری در مشاغلی است که در حال رشد هستند. به عنوان مثال کسب وکارهای اینترنتی یا استارت آپ های اینترنتی که در چند ساله ی اخیر رونق گرفته اند، یکی از این راه هاست. البته همان طور که گفتیم برای این نوع مشاغل باید افرادی را استخدام کنید که اول در کار خود متخصص باشند و دوم افراد باهوش و سازگاری باشند.

با سرمایه گذاری بر روی کسب وکارهای نوپا می توانید میزان پول خود را در عرض یک یا دوسال چند برابر کنید. یک مثال ساده در این مورد می توانیم به شما ارائه دهیم.

اگر فردی تنها ۵۰ میلیون تومان داشته باشد، با این پول می تواند یک مغازه اجاره کند. اما برای تهیه ی اجناس باید وام دریافت کند و یا از دیگران پول قرض بگیرد. فرض کنید او با یک فرد متخصص در شبکه های اجتماعی مشورت می کند و با پرداخت مقدار مشخصی، در دوره های کسب درآمد از اینترنت شرکت می کند. سپس تصمیم خود را برای ایجاد یک کسب وکار اینترنتی می گیرد.

او برای آزمایش با دو میلیون تومان از دارایی خود، جنس خریداری می کند. سپس یک حساب کاربری تجاری راه اندازی کرده و محصولات را از طریق اینترنت می فروشد.

اگر در کسب وکار حرفه ای عمل کند می تواند بعد از یک ماه ۲ میلیون تومان خود را به ۴ میلیون تومان تبدیل کند. با موفقیت اولیه این بار تمامی دارایی خود را به میان می آورد و با آن محصول خریداری کرده و از طریق اینترنت می فروشد. بعد از چند ماه این پول دو برابر می شود.

شاید فکر کنید این فرضیه در حد یک تئوری غیرقابل اجراست. در حالی که اگر اکنون بسیاری از وب سایت های فروشگاهی و اکانت ها در شبکه های اجتماعی با اجرای همین تئوری به ثروت های کلان رسیده اند. کافیست آن را باور داشته باشید و بخواهید برای اجرای آن زمان صرف کنید.

۱۳- سرمایه گذاری در بورس را یاد بگیرید و شروع کنید

چند برابر کردن پول

یکی دیگر از روش هایی که این روزها برای چند برابر کردن پول توسط بسیاری از افراد موفق و ثروتمندان خودساخته به کار گرفته می شود، سرمایه گذاری در بورس است.

البته برای این که بتوانید در این بازار سرمایه گذاری موفقی داشته باشید، ابتدا باید از قانونی بودن روش سرمایه گذاری و بازار موردنظر اطلاعات کافی داشته باشید. سرمایه گذاری در بازار بورس به دلیل قابلیت نقد شوندگی سریع و آسان، طرفداران زیادی دارد.

اگر می خواهید پول شما در مدت زمان مشخصی چند برابر شود، می توانید در بازار بورس به دو شکل عمل کنید:

  • روش اول: در روش اول سود نقدی سرمایه گذار از طریق فعالیت های شرکت ها پرداخت می شود. این سود از فروش محصولات و خدمات شرکت است که بین سهام داران تقسیم می شود. پس اگر سهام یک شرکت را خریداری کنید، می توانید در سود آن شریک شوید. اما برای چند برابر کردن پول باید به سراغ شرکت هایی که بازدهی بالایی دارند و احتمال موفقیت آن ها زیاد است، بروید.
  • روش دوم: در روش دیگر شما با افزایش قیمت سهام یک شرکت، سود زیادی به دست می آورید. سهام شرکت ها نیز درنتیجه فعالیت های اثربخش و مفید مدیران آن ها افزایش پیدا می کند. بنابراین قبل از سرمایه گذاری در بازار بورس باید شرکت هایی را که مدیران متخصص دارند، انتخاب کنید. برای این مورد به مشورت با متخصصان بازار بورس نیاز دارید.

۱۴- هوش مالی خود را افزایش دهید

چند برابر کردن پول

هوش مالی به معنای توانایی ذهنی برای انجام فعالیت های اقتصادی پرسود است. شاید فکر کنید که هوش اقتصادی به طور انتسابی در شما نهاده شده است و قابل دست یابی نیست.

در حالی که بخشی از این منطق به صورت ذاتی در همه وجود دارد. اما بخش دیگر آن را در روند جامعه پذیری می آموزید. اگر تاکنون به موفقیت مالی زیادی نرسیده اید، یکی از دلایل آن نداشتن یا پایین بودن هوش مالی است.

شما با افزایش هوش مالی خود، مهارت پیدا کردن راه های آسان برای کسب ثروت و مدیریت مالی را در خود تقویت می کنید. یکی از راه های ساده برای افزایش هوش مالی، تغییر باورها در زندگی است.

درواقع این باورهای ماست که شخصیت، عادت و زندگی ما را تعیین می کند. برای تبدیل شدن به فرد ثروتمند، باید باورهای خود را تغییر داد. باورهای غلط در مورد ثروت، مانع از چند برابر شدن پول می شود.

افزایش اطلاعات مالی، کسب درآمد بیشتر، بودجه بندی پول، حفظ پول و اهرم سازی پول ازجمله روش هایی است که برای افزایش هوش مالی توصیه می شود.

ادامه مطلب
Robert-Kiyosaki
۹ جمله انگیزشی رابرت کیوساکی در مورد سرمایه گذاری

بهترین جملات انگیزشی رابرت کیوساکی

جملات انگیزشی رابرت کیوساکی

۱- تنها دارایی قدرتمندی که داریم ذهن ماست. اگر به خوبی آموزش داده شود می تواند ثروت عظیمی ایجاد کند.

ما با ذهنمان جهانمان را می سازیم و آن را کنترل می کنیم. هر اندازه که ذهن ما قوی تر و عمیق تر باشد، توانایی دیدن فرصت های فوق العاده در ما تقویت می شود. پس در واقع ما با ذهنمان کسب درآمد می کنیم و اگر ذهنی قوی داشته باشیم، ثروتمند می شویم. چقدر روی ذهنتان سرمایه گذاری می کنید؟

جملات انگیزشی رابرت کیوساکی

۲- اندازه موفقیت شما به وسیله قدرت اشتیاقتان، اندازه رویاهایتان و اینکه چگونه در طول راه با ناامیدی کنار می آیید، مشخص می شود.

«موفقیت یک مسیر است.» نمی دانم تا چه اندازه با این جمله یا جملات انگیزشی رابرت کیوساکی شبیه این موافق هستید اما اگر این گونه به موفقیت نگاه کنیم، می توانیم نکته های جالبی را از آن بیاموزیم. به نظر من، موفقیت، نه در یک لحظه یا یک مکان بلکه در یک جریان روی می دهد. اگر در جریان موفقیت باشیم، یعنی از انجام کارمان لذت می بریم، از لذت خود کسب درآمد می کنیم، یاد می گیریم، رشد می کنیم و پخته تر از دیروزمان قدم برمی داریم. نظر شما در مورد موفقیت چیست؟ آیا موفقیت را یک جریان می دانید یا یک مقصد؟

جملات انگیزشی رابرت کیوساکی

۳- پول همه چیز نیست ولی جایگاهش همان بالا است، کنار اکسیژن.

نگاه متفاوت رابرت کیوساکی به پول در تمام جملات انگیزشی رابرت کیوساکی که از او منتشر شده است به چشم می خورد. در حقیقت نمی توان هیچ جایگزینی برای پول پیدا کرد. بهتر است به جای سردادن شعارهایی علیه پول، دستی بر زانوهایمان بگذاریم و فکری برای به دست آوردن آن بکنیم.

جملات انگیزشی رابرت کیوساکی

۴- کار شما ساختن پول نیست. کار شما پیدا کردن مشکلی است که باید حل شود.

گاهی یک یا مجموعه ای از جملات انگیزشی رابرت کیوساکی کوتاه، می توانند مسیر ذهنیت مالی ما را تغییر دهند. تمام استارت آپ های دنیا بر مبنای دادن پاسخی ساده به یک مشکل ایجاد شده اند. به دنبال مشکلات پیچیده نباشید. گاهی دادن یک راه حل ساده به مشکلی قدیمی می تواند شما را ثروتمند کند.

جملات انگیزشی رابرت کیوساکی

۵- ثروتمندان هر روز به دارایی خود اضافه می کنند اما افراد متوسط دائما بدهی خود را زیاد می کنند و فکر می کنند که دارایی است.

کدام یک از اموال شما دارایی و کدام یک، بدهی هستند؟ قبل از این که برای خودتان بدهی های زیادی بتراشید، آنها را شناسایی کنید. به دارایی هایتان اضافه کرده و از بدهی هایتان کم کنید تا توازن ثروت در اموالتان، شما را به موفقیت مالی که آرزویش را داشتید برساند.

جملات انگیزشی رابرت کیوساکی

۶- قبل از آن که کیف پول شما از فقیر به ثروتمند تغییر کند. باید ذهنیت شما از فقیر به ثروتمند تغییر پیدا کند.

ثروتمند شدن و فقیر ماندن ابتدا در ذهن ما شکل می گیرند و سپس در دنیای فیزیکی ظاهر می شوند. یک ذهن فقیر با وجود ثروت زیاد باز هم به وضعیت فقر بازمی گردد. پس باید اول در ذهنتان به فردی ثروتمند تبدیل شوید.

جملات انگیزشی رابرت کیوساکی

۷- انسان های محافظه کار به هیچ جا نمی رسند و در یک نقطه ثابت می مانند، برای پیشرفت باید قبل از هر چیز دل و جرات داشته باشید.

خارج شدن از منطقه امنی که برای خودمان ساخته ایم، کار راحتی نیست. اما چاره ای نداریم. چون هر چیزی که می خواهیم و آرزویش را داریم، جایی بیرون از منطقه امن ما قرار گرفته است. در نتیجه تنها راه برای رسیدن به آن، جمع کردن تمام شجاعتمان و خارج شدن از پناهگاه روانی مان است. شاید نور خورشید برای لحظه ای چشمانمان را بزند، اما به لمس روشنایی که پس از آن وجودمان را در برمی گیرد، می ارزد.

جملات انگیزشی رابرت کیوساکی

۸- اگر می خواهید بازدهی سرمایه گذاری شما بالاتر از میانگین بازدهی جامعه باشد، باید عملکردی بهتر از آن ها داشته باشید و وقت و تلاش بیشتری را برای بالا بردن دانش مالی خود اختصاص دهید.

دست به کار شدن، چاره اول و آخر هر چیزی است. راهی بدون قدم برداشتن طی نمی شود و موفقیتی بدون تلاش کردن به بار نمی نشیند. باید شروع کرد. حتی سخت، حتی کوچک و حتی با پاهایی لرزان اما باید دست به کار شد. این بزرگ ترین رمز موفقیت است!

جملات انگیزشی رابرت کیوساکی

۹- چیزی که شما را واقعا ثروتمند می کند نه پول است، نه طلا، نه سهام و نه املاک. بلکه درکی است که شما باید از همه اینها داشته باشید.

در حقیقت، درک ما از جهان پیرامونمان و البته خودمان، بسیار محدود است. ما خیلی خودمان را دست کم می گیریم و توانایی های خاصمان را به باد فراموشی می سپاریم. درک کردن مفهوم ثروت نیز یکی از همین توانایی ها است. قبل از این که به دنبال پول باشید، تمام تلاش خود را بکنید تا به درک درستی از آن برسید. بدون شک، این دریچه جدید، فرصت های تازه ای را به روی شما می گشاید.

ادامه مطلب
سرمایه گذاری وارن بافت
آیا از ۳ قانون زندگی وارن بافت خبر دارید؟

وارن بافت، مدیر عامل شرکت «برکشایر هاتاوی» و بزرگترین سرمایه گذار بازار سهام در جهان است. در کنار سرمایه گذاری، او در فلسفه نیز از درک بالایی برخوردار است. بافت، قوانین زندگی اش را به صورت نکاتی ساده، تمثیلی و قابل درک برای عموم بیان می کند. آیا واقعا معنی پندهای سرمایه گذاری او را می دانید؟ آیا دیدگاه او در دنیای امروزی جایگاهی دارد؟ با مطالعه مطلب زیر پاسخ سوالات بالا را خواهید فهمید.

نکاتی در مورد وارن بافت

  • طبق آخرین اطلاعات موجود در زمان نگارش این مقاله او با بیش از ۸۰ میلیارد دلار سرمایه، چهارمین ثروتمند دنیا است.
  • وی از نظر بسیاری برترین معامله گر سهام در جهان است که با فلسفه های سرمایه گذاریش، معامله گران بسیاری را تحت تاثیر قرار داده است.

مهم ترین قوانین سرمایه گذاری وارن بافت

  1. قانون اول، هرگز پولت را از دست نده و قانون دوم، هرگز قانون اول را فراموش نکن.
  2. یک کسب و کار منطقی که به درستی اداره می شود، بالاخره مورد توجه بازار قرار خواهد گرفت.
  3. به جای خرید یک شرکت معمولی با قیمت نجومی، سهام شرکتی فوق العاده را با قیمتی معقول بخرید.

بررسی قانون اول وارن بافت، هرگز پولت را از دست نده!

جالب است بدانید وارن بافت طی بحران مالی سال ۲۰۰۸، حدودا ۲۳ میلیارد دلار ضرر کرد و شرکت برکشایر هاتاوی، رتبه اعتباری بالای (AAA) خود را از دست داد. حالا چگونه او دیگران را از ضرر و زیان بر حذر می دارد؟ او بر اساس تفکر سرمایه گذاری منطقی، خرید و فروش می کند و همواره بر نکاتی چون عدم سطحی نگری، قمار نکردن، شناخت تجارت سپس سرمایه گذاری و آموزش شیوه درست معامله گری تاکید دارد. بافت، همیشه قبل از سرمایه گذاری در هر شرکتی به طور کامل تحقیق می کند و تنها زمانی که آن تجارت را درک کرد، سهامش را می خرد. او هرگز در شرکت های نامنسجم و در آستانه فروپاشی سرمایه گذاری نکرده و همگان را نیز از این موضوع برحذر می دارد. وارن بافت معتقد است برترین ویژگی یک سرمایه گذار موفق، داشتن طرز تفکر صحیح است و نه صرفا تیزهوشی!

یک معامله گر خبره، هیچ گاه بر موافق یا مخالف بودن با توده جمعیت تمرکز نمی کند. زیرا بازار سهام، نوسانات مثبت و منفی بیشماری را تجربه می کند که این موضوع، روزهای خوب و بدی بسیاری را برای سرمایه گذاران رقم می زند. اما حرفه ای ها همیشه بر اهداف خودشان متمرکز هستند؛ کاری که همه معامله گران باید انجام دهند.

بررسی قانون دوم وارن بافت، یافتن یک کسب و کار منطقی

کتاب «سرمایه گذار هوشمند» نوشته «بنجامین گراهام» بافت را متقاعد کرد که سرمایه گذاری در سهام، معادل داشتن بخشی از شرکت مذکور است. بنابراین وقتی او به جستجوی سهام برای سرمایه گذاری می پردازد، همیشه به دنبال سهامی است که چشم انداز بلند مدت مطلوبی داشته باشد. مثلا مواردی چون سابقه فعالیت شرکت، میزان تسلط شرکت بر بازار (انحصار) و حاشیه سود بالا و پایدار را بررسی می کند. اگر در تمام موارد فوق نتایج مثبتی در مورد یک شرکت مشاهده کند و همچنین، سهام این شرکت در بازار بورس کمتر از ارزش واقعی آن مبادله شود، می تواند به عنوان یکی از گزینه های سرمایه گذاری او محسوب شود. بافت فقط زمانی وارد یک معامله می شود که بتواند روی کاغذ، دلایل قانع کننده ای برای سرمایه گذاری در آن شرکت برای خودش بنویسد. آیا شما هم چنین کاری انجام می دهید؟ اهالی بازار معتقد نیستند که او یک پیشگو است. در واقع، بافت فقط فلسفه های سرمایه گذاری درستی دارد. 

بررسی قانون سوم وارن بافت، یافتن سهام فوق العاده

 افراد باید معیارهای مشخصی برای شناسایی کسب و کارهای پیشرو داشته و به آن ها پایبند باشند تا بتوانند گزینه های سرمایه گذاری درست را انتخاب کنند. مثلا ممکن است به دنبال شرکت هایی باشید که کالا ها یا خدمات بادوام ارائه می دهند، درآمد نقدی عملیاتی بالایی دارند و ارزش افزوده مناسبی را نیز در آینده فراهم می سازند یا ممکن است بر اساس تعداد سهام شرکت در بازار بورس یا نسبت قیمت به درآمد یا میزان بدهی در ترازنامه تصمیم گیری کنید. هدف نهایی، پیدا کردن یک شرکت مناسب با قیمت معقول و در نظر گرفتن سرمایه کافی برای مقابله با ریسک های احتمالی بازار است. همواره به یاد داشته باشید که قیمت سهام برابر با ارزش اصلی آن نیست. معامله گران موفق این تفاوت ها را درک کرده و به آنها توجه می کنند.

زمان سهام داری ما نامحدود است!

تا چه مدت باید سهام خود را نگهداری کنیم؟ وارن بافت معتقد است اگر شما نسبت به حداقل ۱۰ سال سهام داری در یک شرکت، حس خوبی ندارید پس نباید حتی به مدت ۱۰ دقیقه هم مالک آن باشید! او به خاطر اعتقاد به ارزندگی سهام تحت مالکیتش، دوران بحران مالی سال ۲۰۰۸ را به لنگرگاه صدف و مروارید تشبیه کرد و بخش اعظم پرتفولیو خود را حفظ کرد. صرف نظر از مشکلات عمده و غیر منتظره چون مشکلات کارگری، بازار فروش یا تولید محصول، سهام داری طولانی مدت، فرد را از معاملات مداوم و اخذ تصمیمات شتاب زده و هیجانی باز می دارد. ترس یا طمع بیش از حد باعث می شود که سرمایه گذاران، گاهی در کف قیمت، سهام خود را بفروشند یا در سقف قیمت، سهم بخرند که این موضوع در بلند مدت قطعا موجب نابودی سرمایه خواهد شد.

ادامه مطلب
ترس و طمع در بورس
بازارهای مالی، ترس و طمع، سه ضلع مثلث ثروت یا ورشکستگی؟!

یک مثال قدیمی در وال استریت وجود دارد که می گوید: «سرمایه گذاری در بورس یعنی زندگی با ترس و طمع!»

شاید این توصیف، کمی بزرگنمایی به نظر برسد اما حقیقتی است که اغلب اوقات به حقیقت می پیوندد. تحت تأثیر قرار گرفتن توسط احساس ترس و طمع، می تواند اثرات مخرب سنگینی روی سرمایه گذاران و کلیت بازار سهام بگذارد. در دنیای سرمایه گذاری معمول است که می گویند: «با ترکیب فلسفه های سرمایه گذاری ارزشی و رشدی یک استراتژی معاملاتی قدرتمند و خاص خودتان بسازید.» اگرچه داشتن روش معاملاتی شخصی، بسیار مهم است و همواره به داشتن یک مسیر شخصی سازی شده توصیه می شود اما قبل از آن معامله گران باید ترس و طمع و اثرات این دو احساس را به درستی بشناسند و توانایی کنترل آن ها را در خود پرورش دهند. دوره های آموزشی و کتاب های زیادی در این زمینه وجود دارند که می توانید آن ها را مطالعه کنید. هدف ما در مطلب حاضر این است که نشان دهیم، زمانی که فرد تحت تأثیر ترس و طمع قرار می گیرد، چه اتفاقی می افتد.

وقتی طمع به جانمان می افتد!

در بیشتر موارد، سرمایه گذاران به دلیل زیاده خواهی، درگیر حرص و طمع می شوند. از این گذشته، مردم همواره تمایل دارند در کمترین زمان ممکن بیشترین ثروت را به دست آورند. ظهور اینترنت در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی نمونه مناسبی در این زمینه است. در آن زمان اینگونه به نظر می رسید که تمام کاری که یک تاجر موفق باید انجام دهد، راه اندازی وب سایتی برای کسب و کارش است. حتی نوع فعالیت نیز در این زمینه محدودیتی ایجاد نمی کرد. سرمایه گذاران فقط به دنبال دیدن پسوند «com.» بودند. تمایل به خرید سهام شرکت های اینترنتی و استارت آپ ها به یکباره افزایش یافت. سرمایه گذاران با میل سیری ناپذیری سهام می خریدند و همین موجب شد، کل بازار تحت تأثیر این جو روانی کاذب قرار گیرد. سهام این شرکت ها به قیمت های نجومی و غیرواقعی رسیدند که درنهایت موجب شکل گیری یک حباب قیمتی در بازار سهام شد. این حباب قیمت در اواسط سال ۲۰۰۰ متلاشی گشت و به دنبال آن در سال ۲۰۰۱