اگر تا حالا دیده‌اید که قیمت به یک محدوده خاص می‌رسد، برمی‌گردد، دوباره می‌آید و دوباره برمی‌گردد — احتمالاً با یک ناحیه عرضه یا تقاضا روبرو بوده‌اید. این محدوده‌ها تصادفی نیستند. پشت هر کدام، یک داستان واقعی از سفارش‌های بزرگ بانک‌ها و صندوق‌های سرمایه‌گذاری وجود دارد.

در این راهنمای جامع یاد می‌گیرید که چطور این نواحی را شناسایی، ترسیم و معامله کنید — نه به شکل تئوری، بلکه با مثال‌های تصویری گام به گام. همچنین اشتباهات رایجی که ۹۰٪ معامله‌گران را به ضرر می‌رسانند را با هم بررسی می‌کنیم.

چرا این مقاله با بقیه فرق دارد؟

اینجا فقط تعریف نمی‌خوانید. از شناسایی الگو تا ترسیم دقیق، از انتخاب استراتژی تا مدیریت معامله و اشتباهات رایج — همه چیز را پوشش داده‌ایم تا نیازی به منبع دیگری نداشته باشید.

نواحی عرضه و تقاضا چیست و چرا اهمیت دارد؟

در هر بازار مالی — فارکس، ارز دیجیتال، بورس یا کامودیتی — قیمت بر اساس یک قانون ساده اقتصادی حرکت می‌کند: وقتی تقاضا بیشتر از عرضه باشد، قیمت بالا می‌رود. وقتی عرضه بیشتر از تقاضا باشد، قیمت پایین می‌آید.

اما چه چیزی باعث این جابه‌جایی ناگهانی در تعادل عرضه و تقاضا می‌شود؟ رویدادهای خبری، گزارش‌های اقتصادی و مهم‌تر از همه: جریان سفارش‌های بزرگ بانک‌ها. این تغییرات در نمودار به شکل حرکت‌های شارپ و سریع قیمت ظاهر می‌شوند.

  • روند صعودی: تقاضا بر عرضه غلبه کرده است.
  • روند نزولی: عرضه بر تقاضا غلبه کرده است.
  • روند خنثی (رنج): عرضه و تقاضا در تعادل نسبی هستند.

استراتژی معامله در نواحی عرضه و تقاضا

در تصویر بالا سه فاز را می‌بینید: ابتدا یک رنج خنثی، سپس صعود با تقاضای غالب، و در ادامه برگشت نزولی با عرضه غالب. این چرخه در هر بازار مالی هر روز تکرار می‌شود.

نکته کلیدی

نواحی عرضه و تقاضا توسط بانک‌ها و نهادهای مالی بزرگ ایجاد می‌شوند، نه معامله‌گران خرد. درک این موضوع، پایه و اساس کل این استراتژی است.

چرا نواحی عرضه و تقاضا شکل می‌گیرند؟ راز پشت پرده

قلب این استراتژی یک حقیقت ساده اما قدرتمند است: تغییر جدی در قیمت، تنها زمانی رخ می‌دهد که بازیگران بزرگ وارد شوند. بانک‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و موسسات مالی بزرگ هستند که قیمت را واقعاً جابه‌جا می‌کنند.

اما این بازیگران بزرگ یک مشکل اساسی دارند: حجم سفارش‌هایشان آنقدر بزرگ است که نمی‌توانند همه را یکجا اجرا کنند. اگر یک بانک بخواهد ۵۰۰ میلیون دلار EUR/USD بخرد و این سفارش را یکجا وارد بازار کند، دو اتفاق می‌افتد:

  • قیمت ناگهان جهش می‌کند.
  • خودِ بانک با قیمت بدتری خرید می‌کند.

راه‌حل بانک‌ها: سفارش را به چند بخش تقسیم می‌کنند. بخش اول را ثبت می‌کنند، قیمت حرکت می‌کند، سپس اجازه می‌دهند قیمت به همان محدوده برگردد تا بخش‌های بعدی سفارش را در آنجا تکمیل کنند. این دقیقاً دلیلی است که قیمت اغلب به محدوده‌های مشخصی باز می‌گردد!

نحوه تشکیل نواحی عرضه و تقاضا

در تصویر بالا می‌بینید که بانک ابتدا یک موقعیت فروش باز کرده، شرایطی فراهم کرده که قیمت دوباره به همان محدوده برگردد، و پس از تکمیل سفارش، روند نزولی بزرگ آغاز شده است.

وظیفه ما به‌عنوان معامله‌گر خرد این است که ردپای این بازیگران بزرگ را شناسایی کنیم و همسو با آن‌ها معامله کنیم.

نواحی عرضه (قرمز) و تقاضا (آبی) روی نمودار

ناحیه تقاضا (Demand Zone) چیست؟

ناحیه تقاضا محدوده‌ای است که در آن، بانک‌ها موقعیت‌های خرید (Long) با حجم بالا باز کرده‌اند. وقتی قیمت به این ناحیه باز می‌گردد، بانک‌ها باقی‌مانده سفارش‌های خرید خود را تکمیل می‌کنند. این خرید انبوه، قیمت را دوباره به سمت بالا هدایت می‌کند.

ناحیه تقاضا چیست؟

ناحیه تقاضا معادل سطوح حمایتی در تحلیل تکنیکال کلاسیک است، با این تفاوت که منطق پشت آن عمیق‌تر است: اینجا سفارشات تکمیل‌نشده بانک‌ها وجود دارد، نه صرفاً یک خاطره روانشناختی در ذهن معامله‌گران.

ناحیه عرضه (Supply Zone) چیست؟

در مقابل، ناحیه عرضه محدوده‌ای است که در آن، بانک‌ها موقعیت‌های فروش (Short) با حجم بالا ثبت کرده‌اند. وقتی قیمت به این ناحیه می‌رسد، بانک‌ها باقی‌مانده سفارش‌های فروش خود را اجرا می‌کنند و این فروش انبوه، قیمت را به سمت پایین می‌برد.

ناحیه عرضه چیست؟

تفاوت ناحیه عرضه و تقاضا با حمایت و مقاومت کلاسیک

بسیاری از معامله‌گران این دو مفهوم را با هم قاطی می‌کنند. جدول زیر تفاوت اساسی آن‌ها را نشان می‌دهد:

ویژگی
نواحی عرضه و تقاضا
حمایت و مقاومت کلاسیک
منشأ ایجاد
سفارشات انباشته بانک‌ها
واکنش‌های تکراری قیمت
تعداد دفعات اعتبار
معمولاً ۱ تا ۲ بار
چندین بار
نحوه ترسیم
محدوده (ناحیه مستطیلی)
خط
منطق پشت آن
سفارش‌های تکمیل‌نشده
روان‌شناسی بازار
قدرت سیگنال
بالا (ردپای پول هوشمند)
متوسط
هشدار مهم

نواحی عرضه و تقاضا را با سطوح حمایت و مقاومت یکی ندانید. حمایت و مقاومت می‌توانند چندین بار عمل کنند، اما نواحی عرضه و تقاضا پس از تکمیل سفارشات بانک‌ها، اعتبار خود را از دست می‌دهند.

چهار الگوی اصلی نواحی عرضه و تقاضا

نواحی عرضه و تقاضا بر اساس نوع حرکت قیمت قبل و بعد از ناحیه، به چهار الگو تقسیم می‌شوند. شناخت این الگوها برای شناسایی سریع نواحی روی نمودار ضروری است.

الگوهای ادامه‌دهنده (Continuation)

این الگوها در میانه یک روند شکل می‌گیرند. بانک‌ها به طور موقت متوقف شده‌اند — یا برای سیو سود یا برای اضافه کردن به موقعیت — و سپس روند را ادامه می‌دهند.

  • RBR — Rally–Base–Rally (تقاضای ادامه‌دهنده): قیمت در روند صعودی است، یک مکث کوتاه (Base) می‌کند، سپس صعود ادامه می‌یابد. منطقه Base، ناحیه تقاضای ادامه‌دهنده است.
  • DBD — Drop–Base–Drop (عرضه ادامه‌دهنده): قیمت در روند نزولی است، یک مکث کوتاه می‌کند، سپس نزول ادامه می‌یابد. منطقه Base، ناحیه عرضه ادامه‌دهنده است.

الگوهای ادامه‌دهنده RBR و DBD

نکته

الگوهای ادامه‌دهنده با حجم معاملاتی کمتری نسبت به الگوهای برگشتی شکل می‌گیرند و به همین دلیل قدرت کمتری دارند. برای معاملات اول خود، روی الگوهای برگشتی تمرکز کنید.

الگوهای برگشتی (Reversal)

این الگوها قوی‌ترین نواحی عرضه و تقاضا هستند. آن‌ها در نقاطی شکل می‌گیرند که یک تغییر روند واقعی رخ می‌دهد و معمولاً با حجم بالای معاملات بانک‌ها همراه هستند.

  • RBD — Rally–Base–Drop (عرضه برگشتی): قیمت ابتدا صعود می‌کند، سپس یک Base شکل می‌گیرد و بعد روند نزولی قوی آغاز می‌شود. این قوی‌ترین نوع ناحیه عرضه است.
  • DBR — Drop–Base–Rally (تقاضای برگشتی): قیمت ابتدا نزول می‌کند، سپس یک Base شکل می‌گیرد و روند صعودی قوی آغاز می‌شود. این قوی‌ترین نوع ناحیه تقاضاست.

الگوهای برگشتی RBD و DBR

شناسایی نواحی عرضه و تقاضا روی نمودار

قانون اول برای پیدا کردن این نواحی ساده اما حیاتی است: دنبال حرکت‌های شارپ، سریع و بدون توقف باشید. هر حرکت تند و پرقدرت، نشانه دخالت بانک‌هاست. حرکت‌های تدریجی و کُند، معمولاً ناحیه قابل اعتمادی ایجاد نمی‌کنند.

شناسایی ناحیه تقاضا

برای پیدا کردن ناحیه تقاضا، دنبال یک صعود شارپ در نمودار بگردید. این صعود می‌تواند ناشی از سه عامل باشد:

  • بازکردن موقعیت‌های خرید (Long) توسط بانک‌ها
  • بستن موقعیت‌های فروش (Short) قبلی
  • سیو سود از معاملات فروش

مبدأ آن حرکت صعودی شارپ، همان ناحیه تقاضاست — جایی که بانک‌ها خرید کرده‌اند و احتمالاً برای تکمیل سفارش، دوباره به همانجا باز خواهند گشت.

شناسایی ناحیه تقاضا با حرکت شارپ صعودی

نواحی تقاضا و برگشت قیمت از آن‌ها

شناسایی ناحیه عرضه

برای ناحیه عرضه، دقیقاً عکس این فرآیند را دنبال کنید: دنبال یک نزول شارپ بگردید و مبدأ آن حرکت نزولی را پیدا کنید. همانجاست که بانک‌ها فروخته‌اند و برای تکمیل سفارش، دوباره به آن قیمت باز خواهند گشت.

شناسایی ناحیه عرضه با نزول شارپ

نواحی عرضه و برگشت قیمت از آن‌ها

نحوه ترسیم دقیق نواحی عرضه و تقاضا (گام به گام)

شناسایی ناحیه یک مرحله است، اما ترسیم دقیق آن چیزی است که سود یا زیان معامله شما را تعیین می‌کند. ناحیه خیلی بزرگ → حد ضرر بالا می‌رود. ناحیه خیلی کوچک → قیمت اصلاً به ناحیه نمی‌رسد.

پیش‌نیاز: ساختار کندل را بشناسید

برای ترسیم صحیح، باید تفاوت Open و Close کندل‌های صعودی و نزولی را بدانید:

نوع کندل
Open (باز شدن)
Close (بسته شدن)
رنگ
صعودی (Bullish)
پایین‌تر
بالاتر
سبز
نزولی (Bearish)
بالاتر
پایین‌تر
قرمز

ساختار کندل صعودی و نزولی

ترسیم ناحیه تقاضا — مرحله به مرحله

یک صعود شارپ را در نمودار پیدا کنید و مبدأ آن را مشخص کنید:

پیدا کردن مبدأ صعود شارپ برای ناحیه تقاضا

  1. ابزار مستطیل را در پلتفرم معاملاتی خود انتخاب کنید.
  2. ضلع پایین مستطیل: پایین‌ترین نقطه (حتی سایه کندل) در محدوده مبدأ حرکت.
  3. ضلع بالای مستطیل: به آخرین کندل کوچک پیش از اولین کندل بزرگ صعودی نگاه کنید:
    • اگر آن کندل کوچک صعودی (سبز) بود → ضلع بالا را روی Close آن بکشید.
    • اگر آن کندل کوچک نزولی (قرمز) بود → ضلع بالا را روی Open آن بکشید.

تعیین ضلع پایین ناحیه تقاضا

ترسیم نهایی ناحیه تقاضا روی نمودار

نتیجه ترسیم صحیح

اگر این مراحل را به درستی دنبال کنید، در ۹ مورد از ۱۰ مورد، نواحی معتبری ترسیم خواهید کرد که قیمت به آن‌ها واکنش نشان می‌دهد.

ترسیم ناحیه عرضه — مرحله به مرحله

فرآیند ترسیم ناحیه عرضه، دقیقاً آینه‌ای از ناحیه تقاضاست. به جای صعود شارپ، دنبال نزول شارپ می‌گردید:

پیدا کردن مبدأ نزول شارپ برای ناحیه عرضه

  1. ابزار مستطیل را انتخاب کنید.
  2. ضلع بالای مستطیل: بالاترین نقطه (شامل سایه کندل) در محدوده مبدأ نزول.
  3. ضلع پایین مستطیل: به آخرین کندل کوچک پیش از اولین کندل بزرگ نزولی نگاه کنید:
    • اگر آن کندل کوچک نزولی (قرمز) بود → ضلع پایین را روی Open آن بکشید.
    • اگر آن کندل کوچک صعودی (سبز) بود → ضلع پایین را روی Close آن بکشید.

تعیین ضلع‌های ناحیه عرضه

ترسیم نهایی ناحیه عرضه روی نمودار

دو استراتژی اصلی معامله در نواحی عرضه و تقاضا

پس از شناسایی و ترسیم ناحیه، نوبت به اصل ماجرا می‌رسد: چطور معامله کنیم؟ دو روش اصلی وجود دارد که هر کدام برای یک نوع معامله‌گر مناسب است.

روش اول: تنظیم کن و فراموش کن (Set and Forget)

این روش که توسط سام سیدن (Sam Seiden) رایج شد، ساده‌ترین رویکرد برای معامله در این نواحی است:

  1. ناحیه عرضه یا تقاضا را ترسیم کنید.
  2. یک سفارش Limit Order در نزدیک‌ترین لبه ناحیه به قیمت فعلی ثبت کنید.
  3. حد ضرر را در لبه مخالف ناحیه (کمی خارج از آن) قرار دهید.
  4. صبر کنید — نه لازم است پای چارت بنشینید، نه کاری بکنید.

روش Set and Forget در نواحی عرضه و تقاضا

نمونه موفق Set and Forget

  • مزیت: هیچ برگشتی را از دست نمی‌دهید و نیازی به پای چارت نشستن ندارید.
  • ضعف: قیمت ممکن است از ناحیه رد شود بدون اینکه برگردد و شما وارد ضرر شوید.

روش دوم: پرایس اکشن (Price Action) — روش حرفه‌ای‌ها

این روش از الگوهای کندلی به‌عنوان تأییدیه برای ورود به معامله استفاده می‌کند. به‌جای سفارش از پیش‌تعیین‌شده، صبر می‌کنید تا قیمت وارد ناحیه شود و سپس یک الگوی کندلی برگشتی تأیید شود.

دو الگوی کندلی کلیدی برای تأییدیه:

  • کندل اینگولفینگ (Engulfing): کندلی با بدنه بزرگ که چند کندل قبلی را می‌پوشاند. نشان می‌دهد بانک‌ها قصد دارند قیمت را از ناحیه دور کنند.
  • پین‌بار (Pin Bar): کندلی با سایه بلند و بدنه کوچک که رد شدن از یک ناحیه و برگشت سریع را نشان می‌دهد.

ورود با پرایس اکشن در ناحیه عرضه

کندل اینگولفینگ نزولی در ناحیه عرضه

به محض ورود قیمت به ناحیه، یک کندل اینگولفینگ نزولی تشکیل شده است. این سیگنال ورود به معامله فروش است.

برگشت قیمت پس از سیگنال پرایس اکشن

مدیریت معامله با ساختار بازار

پس از ورود و حرکت قیمت به نفع شما، برای مدیریت معامله از ساختار بازار استفاده کنید. این چهار مفهوم کلیدی هستند:

  • HH (Higher High): سقف بالاتر — نشانه روند صعودی
  • HL (Higher Low): کف بالاتر — تأیید ادامه روند صعودی
  • LH (Lower High): سقف پایین‌تر — نشانه روند نزولی
  • LL (Lower Low): کف پایین‌تر — تأیید ادامه روند نزولی

در یک معامله فروش: هر بار که قیمت یک LH (سقف پایین‌تر) زد، حد ضرر را به سقف قبلی منتقل کنید. هر بار که یک LL (کف پایین‌تر) ثبت شد، می‌توانید بخشی از سود را برداشت کنید.

مدیریت معامله با ساختار HH/HL/LH/LL

مقایسه دو استراتژی: کدام برای شما بهتر است؟

معیار
Set and Forget
Price Action
نیاز به پای چارت بودن
کم
بیشتر
احتمال ریجکت کاذب
زیاد
کم
کیفیت تأییدیه ورود
ضعیف
قوی
مناسب برای
مبتدیان
معامله‌گران میانی
نسبت ریسک به ریوارد
متوسط
بهتر
توصیه

اگر تازه‌کار هستید، با Set and Forget شروع کنید تا با نواحی آشنا شوید. اما برای نتایج بهتر در بلندمدت، یادگیری پرایس اکشن را در اولویت قرار دهید.

سه قانون طلایی معامله در نواحی عرضه و تقاضا

این سه قانون تفاوت معامله‌گر سودده و زیان‌ده در این استراتژی است. رعایت آن‌ها اختیاری نیست.

قانون اول: از نواحی قدیمی دوری کنید

بانک‌ها نمی‌توانند ماه‌ها صبر کنند تا قیمت به ناحیه‌ای برگردد که در آن سفارش باز دارند. شرایط اقتصادی تغییر می‌کند، دیدگاه‌ها عوض می‌شود. هرچه ناحیه قدیمی‌تر باشد، احتمال کنسل شدن سفارش‌ها بیشتر است.

تایم‌فریم
حداکثر اعتبار ناحیه
روزانه (Daily)
تا ۹۰ روز
یک ساعته (H1)
تا ۲۰ روز
زیر یک ساعته (M15, M5)
تنها ۱ روز
هشدار

نواحی قدیمی گاهی واکنش نشان می‌دهند، اما دلیلش ربطی به عرضه و تقاضا ندارد — احتمالاً سطح حمایت/مقاومت کلاسیک، عدد رند روانی یا انتشار خبر اقتصادی باعث آن شده است.

قانون دوم: حد ضرر را خارج از ناحیه بگذارید

یکی از رایج‌ترین اشتباهات، قرار دادن حد ضرر دقیقاً روی لبه ناحیه است. بانک‌ها اغلب قبل از برگشت قیمت، استاپ‌های معامله‌گران خرد را شکار می‌کنند (Stop Hunting). اگر حد ضرر دقیقاً روی لبه باشد، ضرر می‌کنید در حالی که تحلیل‌تان کاملاً درست بوده!

اهمیت قرار دادن حد ضرر خارج از ناحیه

فاصله پیشنهادی حد ضرر از لبه ناحیه:

  • تایم‌فریم ۵ و ۱۵ دقیقه: ۵ تا ۱۰ پیپ
  • تایم‌فریم ۱ ساعته: ۱۵ تا ۲۰ پیپ
  • تایم‌فریم ۴ ساعته و روزانه: ۲۰ تا ۳۰ پیپ یا بیشتر

قانون سوم: هر ناحیه فقط یک تا دو بار معتبر است

این مهم‌ترین تفاوت نواحی عرضه و تقاضا با سطوح حمایت و مقاومت است. بانک‌ها سفارش‌هایشان را معمولاً در دو مرحله اجرا می‌کنند. پس از اینکه قیمت دوبار از ناحیه برگشت، سفارشات بانک کاملاً اجرا شده و دیگر دلیلی برای برگشت مجدد از همان ناحیه وجود ندارد.

استثنا

در محدوده‌های رنج (Sideways)، قیمت ممکن است ۲ تا ۳ بار از یک ناحیه برگردد. این نشان می‌دهد بانک‌ها سفارش‌های تکراری در آن قیمت دارند. اما پس از شکسته شدن رنج، آن ناحیه دیگر اعتبار ندارد.

اشتباهات رایج در معامله با نواحی عرضه و تقاضا

یاد گرفتن از اشتباهات دیگران، سریع‌ترین راه پیشرفت است. این‌ها رایج‌ترین خطاهایی هستند که معامله‌گران مبتدی مرتکب می‌شوند:

اشتباه اول: معامله بدون تأیید تایم‌فریم بالاتر

ممکن است در تایم‌فریم ۱۵ دقیقه یک ناحیه تقاضا عالی ببینید و بخواهید خرید کنید، اما در تایم‌فریم روزانه، قیمت در یک ناحیه عرضه بزرگ باشد. نتیجه؟ ناحیه تقاضای کوچک‌تر در برابر ناحیه عرضه بزرگ‌تر شکست می‌خورد.

راه‌حل

همیشه از Top-Down Analysis استفاده کنید: ابتدا تایم‌فریم روزانه یا ۴ ساعته را بررسی کنید، سپس در تایم‌فریم‌های پایین‌تر نقطه ورود دقیق پیدا کنید. ناحیه‌ای که در چند تایم‌فریم همزمان تأیید می‌شود، قوی‌ترین نواحی هستند.

اشتباه دوم: ناحیه‌هایی که قبلاً تست شده‌اند را نادیده گرفتن

برخی معامله‌گران به ناحیه‌ای که قیمت قبلاً یک‌بار از آن برگشته اعتماد می‌کنند. اما باید بدانید که ناحیه‌ای که یک‌بار تست شده، نصف قدرتش را از دست داده. ناحیه‌ای که دوبار تست شده، احتمالاً دیگر واکنشی نشان نمی‌دهد.

اشتباه سوم: ترسیم ناحیه خیلی گسترده

وسوسه ترسیم ناحیه بزرگ برای «اطمینان بیشتر» نتیجه عکس دارد: حد ضرر بزرگ می‌شود، نسبت ریسک به ریوارد خراب می‌شود و سودآوری سیستم زیر سوال می‌رود.

اشتباه چهارم: نادیده گرفتن اخبار بنیادی

نواحی عرضه و تقاضا روی اخبار مهم (نرخ بهره، NFP، CPI) کار نمی‌کنند. در زمان انتشار اخبار مهم، پوزیشن باز نداشته باشید یا حجم را به شدت کاهش دهید.

هشدار پرهزینه

معامله با ناحیه‌های عرضه و تقاضا در زمان انتشار اخبار مهم اقتصادی می‌تواند به سرعت حساب شما را خالی کند. اخبار بنیادی می‌توانند ناحیه‌ها را به راحتی بشکنند.

چک‌لیست نهایی: قبل از هر معامله در نواحی عرضه و تقاضا

این چک‌لیست را پرینت بگیرید یا در دسترس داشته باشید. پیش از هر معامله، همه این موارد را تأیید کنید:

  • ✅ آیا ناحیه با یک حرکت شارپ و تند تشکیل شده است؟
  • ✅ آیا ناحیه جدید است (در محدوده اعتبار تایم‌فریم انتخابی شما)؟
  • ✅ آیا قیمت برای اولین یا دومین بار به این ناحیه بازگشته (نه سومین یا چهارمین)؟
  • ✅ آیا تایم‌فریم بالاتر جهت معامله را تأیید می‌کند؟
  • ✅ آیا ناحیه را به درستی ترسیم کرده‌اید (نه خیلی بزرگ، نه خیلی کوچک)؟
  • ✅ آیا (در روش پرایس اکشن) یک الگوی کندلی تأیید برگشت را دیده‌اید؟
  • ✅ آیا خبر مهمی در پیش نیست که ناحیه را بی‌اعتبار کند؟
  • ✅ آیا حد ضرر را کمی خارج از لبه ناحیه گذاشته‌اید؟
  • ✅ آیا نسبت ریسک به ریوارد معامله حداقل ۱:۲ است؟
جمع‌بندی

معامله در نواحی عرضه و تقاضا یک مهارت است، نه یک ابزار ساده. با تمرین مداوم روی نمودارهای گذشته (Backtesting) و رعایت این چک‌لیست، به تدریج چشم‌تان برای دیدن این نواحی تیزتر می‌شود. هیچ استراتژی‌ای جای تجربه را نمی‌گیرد.