مزایا و معایب تحلیل تکنیکال چیست؟

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال

از زمان ظهور بازارهای مالی تاکنون، سرمایه‌گذاران همواره سعی داشته‌اند؛ به واسطه روش‌های مختلف آینده این بازارها را پیش‌بینی کنند. بدین منظور عده‌ای از آن‌ها، به استفاده از گذشته قیمت برای پیش‌بینی وضعیت آتی دارایی‌ها روی آوردند؛ که بعدها به «تحلیل تکنیکال یا نموداری» شهرت یافت. به بیان ساده، تحلیل تکنیکال شامل بررسی تمام داده‌های مرتبط با قیمت در گذشته، به منظور درک رفتار قیمتی معمول یک دارایی و پیش‌بینی آینده آن است. این روش تحلیل بازار، به مرور زمان طرف‌داران بسیاری پیدا کرد و در حال حاضر بر کسی پوشیده نیست، که حداقل جزئی از استراتژی معاملاتی اکثر فعالان بازار مالی، شامل تحلیل تکنیکال می‌باشد. هم‌چنین با پژوهش‌های بسیاری که طی چند دهه اخیر انجام شده، تحلیل نموداری بسیار گسترش یافته و امروزه دربرگیرنده روش‌های مختلفی نظیر الیوت، فیبوناچی، چنگال اندروز و… است.

۳ اصل اساسی تحلیل تکنیکال

طبق منابع تاریخی، پیدایش تحلیل نموداری به قرن نوزدهم و نظریه‌های “چارلز داو” باز می‌گردد و به همین جهت، وی را پدر تحلیل تکنیکال می‌شناسند. به طور کلی، تحلیل تکنیکال بر سه اصل اساسی ذکر شده در نظریه داو، استوار است.

۱- همه چیز در قیمت خلاصه شده است

به موجب این قاعده، برای تحلیل بازار باید صرفاً قیمت را مورد بررسی قرار دهید؛ زیرا قیمت نهایی مورد توافق میان معامله‌گران، از تمامی مؤلفه‌های اقتصادی، سیاسی و… تأثیر پذیرفته و تحلیل آن به مثابه بررسی تمام عوامل بنیادی مرتبط خواهد بود!

۲- تحرکات قیمتی، روند مشخصی دارند

این اصل را می‌توان استعاره‌ای از قانون اول نیوتن در تحلیل تکنیکال دانست. در واقع داو معتقد بود؛ قیمت به روند نزولی یا صعودی خود ادامه می‌دهد، مگر این‌که سایر عوامل بیرونی منجر به تغییر جهت بازار شوند.

۳- تاریخ قابل تکرار است

استفاده از روانشناسی جمعی انسان‌ها، یکی از تئوری‌های اصلی در تحلیل نموداری است. در واقع این احتمال وجود دارد؛ که افراد در صورت وقوع شرایط مشابه، بر اساس ادراک و داده‌های ذهنی قبلی خود واکنش قابل پیش‌بینی و مشترکی از خود نشان دهند.

تحلیل تکنیکال در برابر بنیادی

مزایا و معایب تحلیل تکنیکال

دو روش اصلی تحلیل بازار بورس و سایر بازارهای موازی، تحلیل تکنیکال و بنیادی می‌باشند. در فضای تحلیلی حاکم بر بازارهای مالی، همواره این دو روش در مقابل یکدیگر بوده و طرفداران آن‌ها هر کدام سعی در اثبات کارایی روش مورد علاقه خود و برتری آن نسبت به سایرین داشته‌اند. تحلیل بنیادی به معنی تعیین ارزش واقعی یا اصطلاحاً ذاتی یک دارایی، بر اساس مؤلفه‌ها و شاخص‌های مالی، اقتصادی و… می‌باشد. پیروان تحلیل بنیادی تأکید دارند، که به دلایلی نظیر ارزش‌گذاری ذاتی دارایی‌ها بر اساس داده‌های واقعی آماری، تخصص مالی تحلیل‌گران و صرف زمان بیشتر برای بررسی وضعیت کلی دارایی، نتایج این روش از اعتبار بیشتری برخوردارند! اما واقعیت این است؛ که تاکنون هیچ تحقیق جامعی عدم کارایی یا برتری هیچ‌کدام از این روش‌ها را اثبات ننموده است؛ در واقع هیچ‌کدام عملکرد ۱۰۰ درصدی ندارند! کارایی این روش‌ها، بیشتر به نحوه استفاده، تجارب اشخاص و فاکتورهایی هم‌چون استراتژی معاملاتی، مدیریت سرمایه و… بستگی دارد. امروزه برخی از تحلیل‌گران به منظور بهره‌مندی هم‌زمان از مزایای تحلیل بنیادی و تکنیکال، با یک روش ترکیبی تحت عنوان «تکنوفاندامنتال» کار می‌کنند؛ که به دلیل بررسی عوامل مرتبط با هر دو روش، دیدگاه جامع‌تری به آن‌ها ارائه می‌دهد.

این مطلب را حتما بخوانید:  چگونه خط روند رسم کنیم؟ رسم خط روند

مزایای تحلیل تکنیکال

این مطلب را حتما بخوانید:  پیوت در تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟

معایب تحلیل تکنیکال

کلام پایانی

هدف از ارائه این مطلب، بیان خلاصه‌ای از تمام زوایای تحلیل تکنیکال است؛ تا معامله‌گران نسبت به این روش تحلیل بازارهای مالی، دیدگاه عمیق‌تری داشته و از معایب و مزایای آن مطلع شوند. لازم به ذکر است، که مطالب یاد شده به هیچ عنوان به معنی تأیید یا رد روش تحلیل نموداری نمی‌باشد. همواره باید توجه داشتیم، که تمامی روش‌های تحلیل از جمله تکنیکال، دارای نقاط قوت و ضعف متعددی خواهند بود.