اندازه بلاک بیت‌کوین یکی از آن متغیرهای فنی است که شاید در نگاه اول صرفاً یک جزئیات مهندسی به نظر برسد، اما در عمل تأثیر مستقیمی بر سرعت شبکه، کارمزد تراکنش‌ها و حتی رفتار کاربران دارد. هر تغییری در ظرفیت بلاک‌ها، می‌تواند توازن عرضه و تقاضای فضای بلاک را جابه‌جا کند؛ موضوعی که در نهایت خود را در تجربه کاربری و به‌طور غیرمستقیم در نوسانات قیمت بیت‌ کوین نشان می‌دهد.

سال‌هاست که تصور عمومی این است که بلاک‌های بیت‌کوین فقط ۱ مگابایت ظرفیت دارند، اما این تصویر دیگر دقیق نیست. تغییرات ساختاری شبکه، به‌ویژه پس از آپدیت سگویت، تعریف «اندازه بلاک» را پیچیده‌تر کرده و مفاهیم جدیدی را وارد بازی کرده است که بدون شناخت آن‌ها، تحلیل کارمزدها و زمان تأیید تراکنش‌ها ممکن نیست.

در ادامه، ابتدا بررسی می‌کنیم اندازه بلاک بیت‌کوین در وضعیت فعلی دقیقاً چقدر است و سپس به مفاهیم فنی‌تری می‌پردازیم که برای درک ظرفیت واقعی شبکه و رفتار آن ضروری هستند.

اندازه بلاک بیت کوین در حال حاضر چقدر است

پاسخ سریع و فنی این است که محدودیت اندازه بلاک بیت کوین دیگر یک عدد ثابت ۱ مگابایتی نیست. در حال حاضر، شبکه بیت کوین از دو معیار برای محدودیت بلاک استفاده می‌کند: یک محدودیت سخت ۱ مگابایتی برای داده‌های پایه تراکنش (Base Size) و یک محدودیت جداگانه برای داده‌های امضا (Witness Data) که توسط آپدیت سگویت معرفی شد. این دو با هم یک معیار ترکیبی به نام «وزن بلاک» (Block Weight) را تشکیل می‌دهند که سقف آن ۴ میلیون واحد وزنی (4MWU) است. این ساختار دوگانه به این معنی است که اندازه فیزیکی یک بلاک می‌تواند از ۱ مگابایت فراتر رود، اما هرگز نمی‌تواند از ۴ مگابایت تجاوز کند. در عمل، میانگین اندازه بلاک‌های بیت کوین امروزه بین ۱.۲ تا ۱.۵ مگابایت متغیر است که نشان‌دهنده پذیرش گسترده تراکنش‌های سگویت است.

واژه‌نامه فنی تفاوت دقیق Block Size و Block Weight و vBytes چیست

برای درک کامل مکانیسم کارمزد و ظرفیت شبکه بیت کوین، تفکیک این سه مفهوم کلیدی ضروری است. این اصطلاحات اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما نقش‌های متفاوتی در پروتکل دارند. می‌توان یک تراکنش را به یک بسته پستی تشبیه کرد؛ این بسته هم حجم فیزیکی دارد و هم وزن. قبل از سگویت، شبکه بیت کوین فقط «حجم» (Block Size) را در نظر می‌گرفت. اما سگویت یک سیستم هوشمندانه‌تر مبتنی بر «وزن» (Block Weight) را معرفی کرد که هزینه فضای اشغال شده را به شکل بهینه‌تری محاسبه می‌کند.

تفاوت Block Size و Block Weight و vBytes چیست

در ادامه، این سه مفهوم را با یک جدول مقایسه‌ای بررسی می‌کنیم تا تفاوت‌های آن‌ها کاملاً شفاف شود:

مفهوم
تعریف فنی
نقش در شبکه
واحد اندازه‌گیری
Block Size (اندازه بلاک)
حجم کل داده‌های یک بلاک بر حسب بایت. این معیار اصلی قبل از آپدیت سگویت بود.
محدودیت سخت‌افزاری اولیه برای جلوگیری از اسپم.
بایت (Bytes) / مگابایت (MB)
Block Weight (وزن بلاک)
معیار جدید و اصلی پس از سگویت. وزن بلاک با فرمول (Base Size * 4) + (Witness Size * 1) محاسبه می‌شود و سقف آن 4MWU است.
محدودیت اصلی فعلی برای ظرفیت بلاک که به داده‌های امضا (Witness) تخفیف می‌دهد.
واحد وزن (Weight Units – WU)
vBytes (بایت مجازی)
یک واحد اندازه‌گیری برای سایز مجازی تراکنش که برای محاسبه کارمزد استفاده می‌شود. vByte معادل وزن تراکنش تقسیم بر ۴ است.
استاندارد محاسبه کارمزد تراکنش (sat/vB).
بایت مجازی (vBytes)

به طور خلاصه، Block Size یک مفهوم قدیمی‌تر است. Block Weight محدودیت اصلی و مدرن ظرفیت بلاک است که به تراکنش‌های سگویت امتیاز می‌دهد. و vBytes واحدی است که شما به عنوان کاربر برای تعیین نرخ کارمزد تراکنش خود (Fee Rate) با آن سر و کار دارید.

چرا اندازه بلاک بیت کوین از ابتدا به ۱ مگابایت محدود شد

Why Bitcoin block size was limited to 1MB

این محدودیت که در سال ۲۰۱۰ توسط ساتوشی ناکاموتو به کد بیت کوین اضافه شد، یک تصمیم فنی تصادفی نبود، بلکه یک اقدام استراتژیک برای تضمین بقا و سلامت شبکه در مراحل اولیه رشد آن بود. دو دلیل اصلی و بنیادین پشت این تصمیم وجود داشت:

  • جلوگیری از حملات اسپم و DDoS: در روزهای اولیه، شبکه بیت کوین بسیار آسیب‌پذیر بود. بدون محدودیت اندازه بلاک، یک مهاجم می‌توانست با هزینه بسیار ناچیز، تراکنش‌های حجیم و بی‌ارزش ایجاد کرده و آن‌ها را به شبکه ارسال کند. این کار می‌توانست به سرعت حجم بلاکچین را افزایش دهد (حمله Bloat Attack) و پردازش تراکنش‌های واقعی را برای کاربران عادی غیرممکن سازد و عملاً شبکه را از کار بیندازد. محدودیت ۱ مگابایتی یک سپر دفاعی ساده اما موثر در برابر این نوع حملات بود.
  • حفظ تمرکززدایی با پایین نگه داشتن هزینه نود کامل: این دلیل، فلسفی‌تر و مهم‌تر است. هدف بیت کوین ایجاد یک سیستم مالی غیرمتمرکز بود که هر کسی بتواند در آن مشارکت کرده و تراکنش‌ها را بدون نیاز به اعتماد به نهاد مرکزی، اعتبارسنجی کند. این کار از طریق اجرای یک «نود کامل» (Full Node) انجام می‌شود. بلاک‌های بزرگ‌تر به منابع سخت‌افزاری گران‌تری نیاز دارند: پهنای باند بیشتر برای دانلود و آپلود، فضای ذخیره‌سازی بیشتر برای نگهداری کل تاریخچه بلاکچین، و توان پردازشی بالاتر برای اعتبارسنجی هر تراکنش. اگر اندازه بلاک از ابتدا نامحدود یا بسیار بزرگ بود، تنها شرکت‌های بزرگ و دیتاسنترها توانایی اجرای نود کامل را داشتند و این امر به سرعت منجر به تمرکزگرایی و نابودی هدف اصلی بیت کوین می‌شد.

تحلیل جنگ اندازه بلاک ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ یک مناقشه فلسفی

بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷، جامعه بیت کوین درگیر یکی از مهم‌ترین و تفرقه‌انگیزترین مناقشات تاریخ خود شد که به «جنگ اندازه بلاک» (The Blocksize War) معروف است. این بحث صرفاً یک اختلاف فنی نبود، بلکه یک تقابل عمیق ایدئولوژیک بر سر آینده و هدف بیت کوین بود. دو جبهه اصلی در این مناقشه شکل گرفت:

  • بلوک‌های کوچک (Small Blockers): این گروه که عمدتاً از توسعه‌دهندگان اصلی بیت کوین (Bitcoin Core) تشکیل شده بود، معتقد بود که اولویت اصلی بیت کوین باید حفظ تمرکززدایی و امنیت باشد. آن‌ها استدلال می‌کردند که افزایش اندازه بلاک، هزینه اجرای نود کامل را بالا برده و شبکه را به سمت تمرکزگرایی سوق می‌دهد. راهکار پیشنهادی آن‌ها برای مقیاس‌پذیری، توسعه راه‌حل‌های لایه دوم مانند شبکه لایتنینگ و بهینه‌سازی‌های پروتکل مانند سگویت (SegWit) بود.
  • بلوک‌های بزرگ (Big Blockers): این گروه، که شامل برخی از کسب‌وکارهای بزرگ و شرکت‌های ماینینگ بود، بر این باور بود که بیت کوین برای موفقیت باید به یک سیستم پرداخت جهانی با کارمزدهای پایین و ظرفیت بالا تبدیل شود. آن‌ها افزایش مستقیم اندازه بلاک را ساده‌ترین و موثرترین راه برای رسیدن به این هدف می‌دانستند.

این مناقشه در نهایت به یک بن‌بست رسید و منجر به دو رویداد مهم شد. ابتدا، گروه «بلوک‌های کوچک» موفق به فعال‌سازی سگویت (SegWit) از طریق یک سافت‌فورک (Soft Fork) شدند که ظرفیت بلاک را بدون افزایش محدودیت پایه ۱ مگابایتی، به طور موثری افزایش داد. در مقابل، گروه «بلوک‌های بزرگ» که با این راه‌حل مخالف بودند، از شبکه اصلی جدا شده و از طریق یک هاردفورک (Hard Fork)، ارز جدیدی به نام بیت کوین کش (Bitcoin Cash – BCH) را با محدودیت اولیه بلاک ۸ مگابایت (که بعداً به ۳۲ مگابایت افزایش یافت) ایجاد کردند.

اندازه بلاک چه تاثیری بر کارمزد تراکنش و ازدحام شبکه دارد

فضای موجود در یک بلاک بیت کوین (Blockspace) را می‌توان به عنوان یک کالای دیجیتال کمیاب در نظر گرفت. هر ۱۰ دقیقه یکبار، یک بلاک جدید با ظرفیت محدود استخراج می‌شود. تمام تراکنش‌هایی که کاربران در سراسر جهان ارسال می‌کنند، ابتدا وارد یک «اتاق انتظار» به نام ممپول (Mempool) می‌شوند. ماینرها برای ساختن بلاک بعدی، سودآورترین تراکنش‌ها را از این اتاق انتظار انتخاب می‌کنند. سودآوری یک تراکنش نه بر اساس مبلغ آن، بلکه بر اساس «نرخ کارمزد» (Fee Rate) آن تعیین می‌شود که با واحد ساتوشی بر بایت مجازی (sat/vB) اندازه‌گیری می‌شود.

زمانی که تقاضا برای ارسال تراکنش از عرضه فضای بلاک (ظرفیت محدود در هر ۱۰ دقیقه) بیشتر می‌شود، Mempool شروع به شلوغ شدن می‌کند. در این شرایط، یک بازار رقابتی یا حراج برای ورود به بلاک بعدی شکل می‌گیرد. کاربرانی که مایل به پرداخت کارمزد بالاتر هستند، تراکنش‌هایشان سریع‌تر توسط ماینرها انتخاب و تایید می‌شود، در حالی که تراکنش‌های با کارمزد پایین‌تر ممکن است برای ساعت‌ها یا حتی روزها در Mempool باقی بمانند. بنابراین، اندازه محدود بلاک به طور مستقیم یک بازار پویا برای کارمزد ایجاد می‌کند که قیمت آن توسط عرضه و تقاضای لحظه‌ای برای فضای بلاک تعیین می‌شود.

نکته کلیدی کارمزد

کارمزد تراکنش در شبکه بیت کوین بر اساس حجم داده (vBytes) آن محاسبه می‌شود، نه مبلغ دلاری آن. به همین دلیل، یک تراکنش ۱ دلاری که ورودی‌های زیادی دارد، می‌تواند کارمزدی بسیار بیشتر از یک تراکنش ۱ میلیون دلاری با ساختار ساده داشته باشد.

آموزش عملی چگونه اندازه بلاک و وضعیت Mempool را تحلیل کنیم

تحلیل وضعیت فعلی شبکه برای تخمین کارمزد مناسب و زمان تایید تراکنش، یک مهارت کاربردی برای هر کاربر بیت کوین است. بهترین ابزار بصری برای این کار، وب‌سایت‌های کاوشگر ممپول مانند `mempool.space` هستند. در ادامه یک راهنمای گام‌به‌گام برای استفاده از این ابزار ارائه می‌شود:

  1. مشاهده بلاک‌های اخیر: در صفحه اصلی `mempool.space`، می‌توانید بلاک‌های تازه استخراج شده را ببینید. با نگه داشتن ماوس روی هر بلاک، اطلاعاتی مانند اندازه (Size)، وزن (Weight)، تعداد تراکنش‌ها و متوسط نرخ کارمزد را مشاهده خواهید کرد. این به شما دیدی از وضعیت فعلی تقاضا می‌دهد.
  2. تحلیل وضعیت Mempool: در بخش بصری ممپول، هر مربع کوچک نماینده یک تراکنش است که منتظر تایید است. این تراکنش‌ها بر اساس نرخ کارمزدشان در لایه‌های مختلف رنگی دسته‌بندی شده‌اند. لایه‌های بالایی (با نرخ کارمزد بالاتر) تراکنش‌هایی هستند که به احتمال زیاد در بلاک بعدی قرار می‌گیرند.
  3. تخمین کارمزد و زمان تایید: در کنار نمودار ممپول، بخشی وجود دارد که نرخ‌های کارمزد پیشنهادی را برای اولویت‌های مختلف (بالا، متوسط، پایین) نمایش می‌دهد. برای مثال، ممکن است نشان دهد که برای تایید در بلاک بعدی (حدود ۱۰ دقیقه) به نرخ 80 sat/vB نیاز دارید، در حالی که برای تایید طی یک ساعت، نرخ 50 sat/vB کافی است.

برای کاربران حرفه‌ای که نود کامل بیت کوین را اجرا می‌کنند، امکان بررسی این اطلاعات به صورت محلی نیز وجود دارد. با استفاده از رابط خط فرمان (CLI)، می‌توانید دستور زیر را برای دریافت آمار دقیق یک بلاک خاص وارد کنید:

bitcoin-cli getblockstats [blockhash]

این دستور اطلاعات جامعی از جمله وزن کل بلاک (total_weight)، اندازه (total_size) و متوسط نرخ کارمزد (avgfeerate) را برمی‌گرداند.

مناظره مقیاس پذیری آیا افزایش اندازه بلاک باعث کاهش تمرکززدایی می‌شود

این سوال در قلب مناقشه مقیاس‌پذیری بیت کوین قرار دارد و پاسخ به آن مستلزم یک تحلیل بی‌طرفانه از مزایا و معایب است. افزایش اندازه بلاک در لایه پایه، یک مصالحه (Trade-off) مستقیم بین توان عملیاتی و تمرکززدایی ایجاد می‌کند. در جدول زیر، استدلال‌های اصلی هر دو طرف این مناظره بررسی شده است:

مزایای بالقوه افزایش اندازه بلاک
معایب و ریسک‌های افزایش اندازه بلاک
کاهش فوری کارمزد تراکنش‌ها در لایه پایه
افزایش هزینه اجرا و نگهداری نود کامل (پهنای باند و ذخیره‌سازی)
افزایش توان عملیاتی شبکه (TPS) و ظرفیت پردازش
ریسک تمرکز جغرافیایی نودها و ماینرها در مناطق با زیرساخت اینترنت پرسرعت
بهبود تجربه کاربری برای پرداخت‌های خرد مستقیم روی زنجیره اصلی
افزایش زمان انتشار بلاک در شبکه (Block Propagation Time) که امنیت را تهدید می‌کند
رقابت بهتر با آلت‌کوین‌های متمرکز بر پرداخت‌های سریع
افزایش نرخ بلاک‌های یتیم (Orphan Rate) که باعث هدر رفتن انرژی ماینرها و کاهش امنیت می‌شود

پس از سال‌ها بحث و تحلیل، جامعه بیت کوین به طور گسترده به این نتیجه رسیده است که ریسک‌های مرتبط با افزایش اندازه بلاک، به ویژه خطر تضعیف تمرکززدایی که سنگ بنای ارزش پیشنهادی بیت کوین است، بسیار بیشتر از مزایای کوتاه‌مدت آن است. تمرکززدایی قوی تضمین می‌کند که هیچ دولتی یا شرکتی نمی‌تواند قوانین شبکه را به نفع خود تغییر دهد یا تراکنش‌ها را سانسور کند. این ویژگی آنقدر حیاتی تلقی می‌شود که جامعه ترجیح می‌دهد مقیاس‌پذیری را از طریق راه‌حل‌های لایه‌ای دنبال کند تا اینکه این اصل بنیادین را به خطر بیندازد.

مقایسه فنی رویکرد بیت کوین در مقابل بیت کوین کش

پس از هاردفورک سال ۲۰۱۷، بیت کوین (BTC) و بیت کوین کش (BCH) دو مسیر کاملاً متفاوت را برای مقیاس‌پذیری در پیش گرفتند. این تفاوت، یک آزمایشگاه طبیعی برای مقایسه دو فلسفه متضاد ایجاد کرده است. بیت کوین به مقیاس‌پذیری لایه‌ای (Layered Scaling) معتقد است، در حالی که بیت کوین کش بر مقیاس‌پذیری روی زنجیره (On-chain Scaling) از طریق بلاک‌های بزرگ‌تر تمرکز دارد. جدول زیر این تفاوت‌ها را بر اساس داده‌های عملی نشان می‌دهد:

معیار
بیت کوین (BTC)
بیت کوین کش (BCH)
فلسفه مقیاس‌پذیری
لایه‌ای: امنیت در لایه ۱، سرعت و هزینه پایین در لایه ۲ (مانند لایتنینگ)
روی زنجیره (On-chain): افزایش مستقیم اندازه بلاک برای همه تراکنش‌ها
محدودیت اندازه بلاک
۱ مگابایت (پایه) / ۴ میلیون واحد وزنی (با سگویت)
۳۲ مگابایت
میانگین اندازه بلاک (واقعی)
~۱.۲ تا ۱.۵ مگابایت (بسته به میزان استفاده از سگویت)
معمولاً بسیار کمتر از ۱ مگابایت (اغلب زیر ۲۰۰ کیلوبایت)
میانگین کارمزد تراکنش
بسیار متغیر (از چند سنت تا ده‌ها دلار بسته به ازدحام شبکه)
بسیار پایین (معمولاً کمتر از یک سنت)
تعداد نودهای کامل فعال
بسیار بالا (ده‌ها هزار نود در سراسر جهان)
بسیار پایین (حدود هزار نود)
تمرکززدایی نودها
بسیار بالا و توزیع شده در سطح جهانی
پایین‌تر و با نگرانی‌هایی در مورد تمرکز جغرافیایی و ماینینگ

یک نکته کلیدی از این مقایسه این است که با وجود ظرفیت بسیار بالای بلاک‌های بیت کوین کش، اندازه واقعی بلاک‌های آن به دلیل تقاضای کمتر برای تراکنش، اغلب بسیار کوچک است. این نشان می‌دهد که صرفاً افزایش ظرفیت، به خودی خود باعث ایجاد تقاضا یا پذیرش گسترده نمی‌شود. در مقابل، بلاک‌های بیت کوین تقریباً همیشه پر هستند که نشان‌دهنده تقاضای پایدار برای فضای بلاک امن و غیرمتمرکز آن است.

بیت کوین چند تراکنش در ثانیه پردازش می‌کند

ظرفیت لایه پایه بیت کوین به طور میانگین بین ۳ تا ۷ تراکنش در ثانیه (TPS) است. این عدد با توجه به پیچیدگی و اندازه تراکنش‌های موجود در یک بلاک متغیر است. با این حال، استفاده از معیار TPS به تنهایی برای ارزیابی بیت کوین بسیار گمراه‌کننده است. این معیار برای سیستم‌های پرداخت متمرکز مانند Visa که هزاران تراکنش در ثانیه را پردازش می‌کنند، مناسب است، اما هدف لایه پایه بیت کوین چیز دیگری است.

بلاکچین بیت کوین به عنوان یک «لایه تسویه نهایی» (Settlement Layer) طراحی شده است؛ سیستمی برای تراکنش‌های بزرگ، نهایی و غیرقابل بازگشت که امنیت و قطعیت در آن اولویت اول است. مقایسه مناسب‌تر برای آن، سیستم FedWire است که تسویه‌های بین بانکی را انجام می‌دهد و توان عملیاتی بسیار پایین‌تری نسبت به شبکه‌های کارت اعتباری دارد. وظیفه پردازش پرداخت‌های خرد، سریع و روزمره در اکوسیستم بیت کوین به راه‌حل‌های لایه دوم، به ویژه شبکه لایتنینگ (Lightning Network)، واگذار شده است. شبکه لایتنینگ قادر است هزاران و حتی میلیون‌ها تراکنش در ثانیه را با کارمزدهای نزدیک به صفر پردازش کند، در حالی که از امنیت لایه پایه بیت کوین برای تسویه نهایی بهره می‌برد.

آیا اندازه بلاک بیت کوین در آینده افزایش می یابد

پاسخ قاطع به این سوال، با توجه به اجماع فعلی در جامعه توسعه‌دهندگان و کاربران بیت کوین، خیر است. افزایش اندازه بلاک پایه (Base Size) از طریق یک هاردفورک در آینده نزدیک بسیار بعید و تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد. دلیل اصلی این است که جامعه بیت کوین پس از تجربه «جنگ اندازه بلاک»، به این نتیجه رسیده است که حفظ تمرکززدایی و پایین نگه داشتن هزینه اجرای نود کامل، مهم‌ترین ویژگی شبکه است و نباید برای دستیابی به مقیاس‌پذیری کوتاه‌مدت، به خطر بیفتد.

اطلاعات تکمیلی

هرگونه تغییر در قوانین اجماع بیت کوین، مانند افزایش اندازه بلاک، نیازمند یک هاردفورک است که موافقت اکثریت قریب به اتفاق کاربران، ماینرها و توسعه‌دهندگان را می‌طلبد. با توجه به تفرقه‌انگیز بودن این موضوع در گذشته، دستیابی به چنین اجماعی در حال حاضر امکان‌پذیر نیست.

بنابراین، تمرکز جامعه بیت کوین برای مقیاس‌پذیری کاملاً به سمت نوآوری در لایه‌های بالاتر و بهینه‌سازی‌های پروتکل معطوف شده است. به جای بزرگ‌تر کردن «بزرگراه» اصلی، استراتژی فعلی ساختن «جاده‌های فرعی» و «سیستم‌های حمل و نقل عمومی» کارآمدتر بر روی این بزرگراه است.

راهکارهای مقیاس پذیری فراتر از بلاک شبکه لایتنینگ و راه حل های لایه دوم

استراتژی مقیاس‌پذیری بیت کوین، یک رویکرد چندلایه و هوشمندانه است که به جای تغییر در هسته پروتکل، بر ساختن فناوری‌های جدید بر بستر آن تمرکز دارد. این رویکرد به بیت کوین اجازه می‌دهد تا بدون به خطر انداختن امنیت و تمرکززدایی، به ظرفیت تراکنش بسیار بالایی دست یابد. مهم‌ترین این راهکارها عبارتند از:

  • شبکه لایتنینگ (Lightning Network): این شناخته‌شده‌ترین راهکار لایه دوم است که برای پرداخت‌های فوری و ارزان طراحی شده. کاربران کانال‌های پرداخت خصوصی بین یکدیگر باز می‌کنند و می‌توانند تعداد نامحدودی تراکنش را خارج از زنجیره اصلی و بدون کارمزد ماینینگ انجام دهند. تنها تراکنش‌های باز و بسته کردن کانال روی بلاکچین ثبت می‌شوند که به طور چشمگیری بار روی لایه پایه را کاهش می‌دهد.
  • سایدچین‌ها (Sidechains): سایدچین‌ها بلاکچین‌های مستقلی هستند که با بیت کوین اصلی ارتباط دوطرفه دارند. کاربران می‌توانند بیت کوین خود را به یک سایدچین منتقل کرده، در آنجا از قابلیت‌های متفاوت (مانند قراردادهای هوشمند پیچیده‌تر یا سرعت بالاتر) استفاده کنند و سپس دارایی خود را به زنجیره اصلی بازگردانند. پروژه‌هایی مانند Liquid Network و Rootstock نمونه‌هایی از سایدچین‌ها هستند.
  • بهینه‌سازی‌های پروتکل: به جای افزایش مستقیم اندازه بلاک، توسعه‌دهندگان بیت کوین روی راه‌هایی برای استفاده بهینه‌تر از فضای موجود کار می‌کنند. آپدیت تپروت (Taproot) نمونه‌ای عالی از این رویکرد است. تپروت با agreg کردن امضاها در تراکنش‌های پیچیده، حجم داده مورد نیاز را کاهش می‌دهد و به طور غیرمستقیم اجازه می‌دهد تعداد بیشتری تراکنش در هر بلاک جای گیرد.

این استراتژی نشان می‌دهد که بیت کوین مقیاس‌پذیری را به صورت «افقی» (از طریق لایه‌های متعدد) دنبال می‌کند، نه به صورت «عمودی» (با بزرگ‌تر کردن بلاک‌ها).

نتیجه گیری

محدودیت اندازه بلاک بیت کوین یک «باگ» یا نقص فنی نیست؛ بلکه یک «ویژگی» (feature) کاملاً عامدانه و یکی از مهم‌ترین مصالحه‌های مهندسی در طراحی این پروتکل است. این محدودیت برای بهینه‌سازی امنیت، پایداری شبکه در بلندمدت و مهم‌تر از همه، حفظ تمرکززدایی به عنوان ارزشمندترین ویژگی بیت کوین، طراحی شده است. جنگ اندازه بلاک و مسیرهای متفاوتی که بیت کوین و فورک‌های آن طی کردند، به وضوح نشان داد که جامعه بیت کوین تمرکززدایی را بر کارمزدهای پایین در لایه پایه ترجیح می‌دهد.

این مصالحه استراتژیک، بیت کوین را به یک دارایی تسویه نهایی (Settlement Asset) فوق‌العاده قدرتمند، مقاوم در برابر سانسور و قابل پیش‌بینی تبدیل کرده است. در حالی که لایه پایه بیت کوین بر امنیت و قطعیت تمرکز دارد، نوآوری و مقیاس‌پذیری در لایه‌های بالاتر مانند شبکه لایتنینگ، وظیفه پردازش تراکنش‌های روزمره و پرداخت‌های خرد را با کارایی بالا بر عهده گرفته است. در نهایت، اندازه بلاک کوچک، هزینه بقای بیت کوین به عنوان غیرمتمرکزترین و امن‌ترین پول دیجیتال جهان است.

سلب مسئولیت

این مقاله صرفاً جهت اطلاع‌رسانی و اهداف آموزشی ارائه شده است و به هیچ عنوان نباید به عنوان مشاوره مالی، سرمایه‌گذاری یا حقوقی تلقی شود. بازارهای ارزهای دیجیتال با نوسانات شدید همراه بوده و ریسک بالایی دارند. قبل از هرگونه تصمیم‌گیری، تحقیقات کامل خود را انجام داده و با یک مشاور مالی متخصص مشورت کنید.

در ادامه بخوانید:آموزش خرید بیت کوین در ایران