Lines_Background
وبینار آموزش ترید از صفرِ صفر رایگان شد!
00روز
00ساعت
00دقیقه
00ثانیه
ثبت‌نام رایگان
لوگو خانه سرمایهآموزش ترید از صفر صفر

ابزار مشتقه

تفاوت قراردادهای آتی و اختیاری
تفاوت میان کریپتوهای آتی و آپشن...

قراردادهای آپشن یا اختیاری و آتی (Options and futures)، ابزارهای بسیار مفیدی برای تریدرها یا همان معامله گران رمزارزها محسوب می شوند که روزبه روز هم به شهرتشان اضافه می شود. حجم معاملات بیت کوین و اتریوم با هم به حدود ۳۸۷ میلیارد می رسد. در چنین بازاری است که چنین قراردادهایی مفید خواهد بود. سؤال اینجاست که قراردادهای آپشن یا اختیاری و قراردادهای آتی چطور کار می کنند و مفید واقع می شوند؟ تفاوت میان این ها در چیست؟ در ادامه، دربارۀ تمام این موضوعات صحبت خواهیم کرد.

نگاهی به قراردادهای آتی و اختیاری

قراردادهای آتی و اختیاری محصولات و ابزارهایی هستند که تریدرها برای سودآوری یا حفاظت از سرمایه هایشان در برابر نوسانات بازار به کار می گیرند. تفاوت های میان این دو در چیست؟ هر دوی این ها از ابزارهای مشتقه هستند. منظور این است که ارزش خودشان را از دارایی هایی مانند سهام، کالاهای تجاری یا رمزارزها دریافت می کنند. هیچ یک از این قراردادها مالکیت دارایی های مذکور را به شما پیشکش نمی کنند و این از مزایای آن ها به شمار می رود؛ چون در این صورت، شما به عنوان مالک ابزارهای مشتقه می توانید از نوسانات بازار رمزارز سود ببرید درحالی که اصلاً اقدام به خریدوفروش رمزارزهای مختلف هم نمی کنید. شباهت هایی میان ابزارهای مشتقۀ قراردادهای آتی و اختیاری وجود دارد اما پای تفاوت هایی هم به میان است.

تفاوت قراردادهای آتی و اختیاری

قراردادهای اختیاری همان طور که از نامشان مشخص است، به شما حق انتخاب می دهند. درواقع، اجباری در کار نیست. به موجب چنین قراردادی، می توانید رمزارزی مشخص را در تاریخی از پیش تعیین شده و با قیمتی توافقی بخرید و یا بفروشید. برای محکم کاری در چنین معامله ای، باید مبلغی را هنگام خرید قرارداد پرداخت کنید. در قراردادهای آتی، با رسیدن انقضای قرارداد، الزامی برای خرید یا فروش رمزارزی مشخص با قیمتی توافق شده وجود ندارد. در این قراردادها نیازی به پرداخت مبلغی به عنوان اطمینان معامله یا بیعانه وجود ندارد. از میان این دو قرارداد، ریسک معاملات آپشن یا همان اختیاری به واسطۀ نبود الزام در خریدوفروش رمزارز بسیار کم تر از قراردادهای آتی است.

نگاهی دقیق تر به قراردادهای آتی و اختیاری

قراردادهای آتی و اختیاری راهی مفید را برای کنترل و مدیریت نوسانات بازار فراهم می کنند. این دو نوع قرارداد تا حدودی شبیه به هم هستند اما برای استفاده از آن ها، شناخت دقیق هریک ضروری است.

قراردادهای اختیاری یا آپشن (Crypto Options)

تفاوت قراردادهای آتی و اختیاری

قراردادهای مشتقۀ آپشن، حق خریدوفروش دارایی را با قیمتی توافق شده و پیش از سررسید انقضای قرارداد به خریدار می دهند. زمانی که قراردادی اختیاری را برای یک رمزارز می خرید یا می فروشید، صاحب خود آن رمزارز نمی شوید؛ درواقع، قراردادهای اختیاری به شما اجازه می دهند که بدون تملک رمزارزها روی آن ها معاملاتی انجام دهید. این قراردادها تاریخ انقضایی دارند که نشان می دهد مفاد قرارداد در چه زمانی باید محقق شود. برای خرید و فروش دارایی موردنظر در این قرارداد هم قیمت قید می شود.

قراردادهای اختیاری رمزارزها به دو شکل مطرح می شوند: آمریکایی که امکان اجرای آن به هر شکل و شیوه ای پیش از سررسید قرارداد وجود دارد و نوع اروپایی. در نوع اروپایی فقط اجرای قرارداد در زمان و تاریخ پایان و انقضا صورت می گیرد. انتخاب یکی از این دو نوع، به میزان و سطح ریسک پذیری تان و به اطمینانتان نسبت به مسیر بازار بستگی دارد. براساس نظری که دربارۀ افت یا افزایش قیمت یک دارایی دارید، باید برای مدیریت قراردادتان تصمیم بگیرید.

اختیار خرید (Call options)

اختیار خرید در قراردادهای آپشن به شما اجازه می دهد تا قبل از سررسید انقضای قرارداد، امکان خرید یک دارایی را با قیمتی مشخص داشته باشید. با صعود قیمت ها بعد از خرید شما، چنین خریدهایی برایتان سودآور می شوند.

اختیار فروش (Put options)

با پایان قرارداد، اختیار فروش به شما اجازه می دهد تا یک دارایی را با قیمتی توافق شده بفروشید. این روند به شما کمک می کند تا در زمان افت بازار، دارایی تان را حفظ کرده و زمانی که قیمت ها مطلوب است، اقدام به فروش شان کنید.

هر زمان که قراردادی اختیاری می خرید، باید بیعانه ای هم پرداخت کنید. اگر پیش از سررسید انقضای قرارداد آن را اجرایی نکنید، بیعانه تان از دست می رود. مبلغ این بیعانه هم بنا به اینکه چقدر زمان تا انقضای قرارداد مانده، متغیر است. نوسانات بازار و قیمت جاری هر دارایی هم روی این مبلغ اثر می گذارد.

قراردادهای اختیاری در عمل چگونه اند؟

در ادامه، روند عملکرد ملموس قراردادهای اختیاری را می خوانید:

فرض کنید که قرارداد اختیار خرید اتریومی را می خرید. قیمت آن 3.000 دلار است. زمان انقضا هم 90 روز اعلام می شود. بیعانه یا پرمیوم پرداختی برای این قرارداد هم ۳۰۰ دلار است. به عبارت بهتر ، این قرارداد به شما اجازه می دهد تا  اتریوم را با 300 دلار در ۹۰ روز آینده بخرید. اگر قیمت اتریوم به 4.000 دلار برسد، می توانید قرارداد را اجرایی کنید و سودی ۱.۰۰۰ دلاری منفی آن مبلغ ۳۰۰ دلار بیعانه به دست بیاورید.

اگر قیمت اتریوم به زیر 3.000 دلار برسد، شما مبلغ ۳۰۰ دلارتان را از دست می دهید اما مجبور به خرید اتریوم زیر قیمت هم نیستید. درنتیجه، بیشینۀ ضررتان همان ۳۰۰ دلار خواهد بود. اجازه بدهید که نگاهی هم به قرارداد اختیار فروش داشته باشیم. شرایط این قرارداد هم ۹۰ روزه است و طی آن، شما می توانید با بیعانه ای ۳۰۰ دلاری، اتریوم را به مبلغ ۳.۰۰۰ دلار بفروشید.

اگر قیمت اتریوم افزایش پیدا کند و به 4.000 دلار برسد، قرارداد اختیاری تان را محقق نمی کنید؛ چون چنین کاری باعث می شود که ضرری ۱۰۰۰ دلاری را تجربه کنید. درعوض، باید اجازه دهید که قرارداد منقضی شود تا فقط همان ۳۰۰ دلار بیعانه از دست برود. اگر بازار تغییر کرد و قیمت اتریوم به ۱.۵۰۰ دلار رسید، قراردادتان به شما اجازه می دهد که آن را به مبلغ 3.000 دلار بفروشید و ضررها را جبران کنید.

فروش قراردادهای اختیاری

تا اینجای مقاله فقط از خرید قراردادهای اختیاری صحبت کردیم. شما می توانید برای فروش این قراردادها هم اقدام کنید. کاربری که برای چنین قراردادی اقدام می کند، در اصطلاح، نویسندۀ آپشن ها یا آپشن رایتر (options writer) است. این کاربر پرمیوم ها یا همان بیعانه هایی را جمع آوری می کند که از سوی خریداران پرداخت شده است. لازم است بدانید که بیش تر فروشندگان قراردادهای اختیاری دست کم مقادیری از دارایی متناظر با قرارداد مشتقه شان را تحت تملک دارند و در صورتی از آن ها استفاده می کنند که بازار در جهتی نامناسب برایشان در حرکت باشد.

زمانی که فروشندۀ قراردادهای اختیاری هیچ یک از دارایی های متناظر با قرارداد مشتقه را تحت تملک ندارد، چیزی به نام اختیار یا آپشن بی پوشش شکل می گیرد. چنین چیزی ریسک بالایی دارد و در ادامه، توضیح داده خواهد شد.

آپشن های بی پوشش چه مواردی هستند؟

فروش آپشن های بی پوشش (options nake) به شما اجازه می دهد تا بدون صرف مبلغ زیادی برای سرمایه گذاری به سود برسید.  چنین کاری هم ریسک بسیار بالایی دارد. هیچ مرزی دربارۀ افزایش قیمت رمزارزها وجود ندارد؛ این یعنی ریسک فروش آپشن های بی پوشش هم نامحدود است. معمولاً در معاملات این چنینی باید مقدار مشخصی وثیقه هم در میان بگذارید. این وثیقه ها به مارجین آپشن (option margin) یا حاشیۀ قرارداد اختیاری معروف اند و پیش از معامله باید ارائه شوند.

برای شرح دقیق ماجرا و آگاهی از تفاوت میان معاملات بی پوشش با موارد باپوشش، به ادامۀ بحث توجه کنید.

فرض کنید که شما معاملۀ اختیار خرید بی پوشش ۹۰ روزه ای برای بیت کوین به قیمت 30.000 دلار تعیین می کنید. طبق این قرارداد باید بیت کوین را با همین قیمت بفروشید؛ فرقی نمی کند که قیمت آن چقدر شده باشد.

اگر قیمت بیت کوین یک روزه به 40.000 دلار برسد (که کاملاً هم محتمل است)، باید بیت کوین را با پرمیوم یا بیعانه ای ۳۳درصدی بخرید و بعد آن را به کسی بفروشید که به مبلغ 30.000 دلار می خرد. در این میان، 10.000 دلار از دست می دهید. این در حالی است که اگر بیت کوین را به ارزش 30.000 دلار (یا کم تر) پیش از فروختن قراداد آپشن می خریدید، نیازی به خرید بیت کوین با قیمتی بالاتر پیش نمی آمد. حتی می توانستید از افزایش قیمت بیت کوین، در صورت داشتن بیت کوین های بیش تر از مقدار فروشی که در قرارداد آپشن بود، سود ببرید.

قراردادهای آتی چیست؟ (Futures)

تفاوت قراردادهای آتی و اختیاری

قراردادهای آتی به شما اجازه می دهند که دارایی مشخصی را با قیمتی از پیش تعیین شده در زمانی مشخص بخرید یا بفروشید. چنین قراردادهایی برای هموارکردن بازارهای کشاورزی و مواد غذایی طرح شده بودند. درواقع، این روش به کشاورزان اجازه می داد که بذر و دانه ها را از پیش با قیمتی مشخص خریداری کنند. اینجا هم مشابه قراردادهای اختیاری، ارزش قرارداد از دارایی ای گرفته می شود که تحت نامش خریدوفروشی شکل می گیرد؛ درواقع، اینجا هم پای قراردادهای مشتقه به میان است. معاملۀ رمزارزها در قراردادهای آتی، بدون خریدوفروش مستقیم آن ها هم صورت می گیرد. هر زمان که دو نفر وارد معاملاتی با این قراردادها می شوند، دارایی تحت قرارداد باید با سررسید تاریخ انقضای معامله خریده یا فروخته شود. این اجبار برای فروش در زمانی مشخص است که ریسک چنین قراردادهایی را بالا می برد.

تفاوت میان خرید و فروش قراردادهای آتی چیست؟

زمانی که قراردادی آتی را می فروشید، مجبور هستید که یک دارایی را با قیمتی مشخص در زمانی تعیین شده بفروشید. بنابراین، زمانی که بازار افت می کند، هرکسی که قراردادتان را بخرد، از نظر قانونی مجبور است که دارایی را از شما در تاریخ پایان و انقضای قرارداد خریداری کند.

زمانی که قراردادی آتی را می خرید، در قیمتی مشخص اسیر می شوید. این قرارداد به شما اجازه می دهد که از افزایش قیمت های بازار سود ببرید؛ چون زمانی که دارایی تحت این قرارداد را به قیمتی زیر ارزش آن می خرید، با فروشش با قیمتی بالاتر در آینده سود می کنید.

زمانی که قراردادی آتی را می خرید، نیازی به اشتراک گذاری تمام ارزش قرارداد نخواهید داشت. درعوض، می توانید درصدی را برای اجرای قرارداد نگه دارید که به آن معاملۀ مارجین (trading on margin) می گویند.

زمانی که ارزش دارایی تحت قراردادتان با افت ارزش روبه رو شود، صرافی ای که قراردادتان را از آنجا خریده اید، حاشیۀ خریدی را منتشر می کند. اگر حاشیۀ خرید دریافت کنید، نیاز به درمیان گذاشتن وثیقۀ بیش تری پیش می آید و یا خطر فسخ قرارداد قوت می گیرد.

همان طور که می بینید، با وجود اجبار در معاملات و قراردادهایی که در قرارداد آتی وجود دارد، ریسک آن از قرارداد اختیاری بیش تر می شود؛ از سوی دیگر، نیازی به پرداخت بیعانه یا همان پرمیوم هم وجود ندارد. بنابراین، درصورت سودآوری قرارداد هیچ مبلغ اضافه ای خرج نمی شود.

عملکرد قرارداد آتی چگونه است؟

فرض کنید که قیمت بیت کوین 30.000 دلار است و شما می خواهید قراردادی آتی برای سودبردن از افزایش قیمتی پیش بینی شده منعقد کنید. اگر بر این باور باشید که قیمت بیت کوین افزایش می یابد، می توانید قرارداد آتی به ارزش 30.000 دلار بخرید؛ این قرارداد شما را متعهد به خرید بیت کوین به مبلغ 30000 دلار می کند.

پس اگر ارزش بیت کوین به 35.000 دلار برسد، با رسیدن تاریخ انقضای قرارداد، امکان خرید بیت کوین با ۳0.00۰ دلار برایتان وجود دارد و می توانید بلافاصله آن را 35.000 دلار بفروشید و 5.000 دلار سود کنید.

حالا فرض کنید که صاحب یک بیت کوین هستید اما معتقدید که ارزش آن افت می کند. در این حالت، می توانید قرارداد آتی بیت کوین را به مبلغ 30.000 دلار بفروشید. در این حالت، خریدار باید 30.000 دلار با انقضای تاریخ قرارداد بپردازد. اگر ارزش بیت کوین افت کند و به 20.000 دلار برسد، از ضرری 10.000 دلاری نجات پیدا می کنید. اگر هم ارزش آن افزایش بیابد و به 40.000 دلار برسد، باید بیت کوین تان را به ارزش 10.000 دلار بفروشید که کم تر از ارزشی است که داشت.

سؤالات متداول:

قراردادی برای معاملۀ رمزارزها است که توافق بر سر قیمت و زمان تبادل آن از پیش تعیین می شود. فارغ از قیمت بازار در زمان سررسید انقضای توافق، معامله با همان نرخ ازپیش تعیین شده انجام می گیرد.

قراردادی برای معاملۀ رمزارزها است که توافق بر سر قیمت و زمان تبادل آن از پیش تعیین می شود و اگر طرفین نخواهند، ملزم به اجرای آن نیستند.

در قراردادهای اختیاری مبلغی با عنوان بیعانه یا پرمیوم گذاشته می شود و اگر طرفین از خرید یا فروش سر باز بزنند، این مبلغ از سوی آن ها باید پرداخت شود.

ریسک قراردادهای آتی به دلیل اجبار و تعهدی که در اجرایشان وجود دارد، بیش تر از نوع اختیاری است.

ادامه مطلب
CFD
قراردار مابه التفاوت یا CFD چیست؟

گستره ابزار معاملاتی بازارهای مالی، همواره در حال رشد بوده است و براساس شواهد فعلی، این فرآیند کماکان تصمیم به توقف ندارد!

CFD چیست؟

CFD یک ابزار معاملاتی نوین است، که در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی توسط یک شرکت کارگزاری معاملات مشتقه به نام «Smith New Court» در بورس لندن معرفی شد؛ که البته ایده اصلی مربوط به آقایان «Brian Keelan» و «Jon Wood» بود.

این ابزار معاملاتی جدید ابتدا در بازار فرابورس و صرفاً توسط معامله گران بزرگ حقوقی به قصد پوشش ریسک خرید و فروش می شد، اما به مرور زمان و پس از تعریف CFD در سیستم معاملات آنلاین « GNI Touch» توسط شرکت کارگزاری GNI، امکان انجام معاملات CFD برای معامله گران حقیقی و خرد نیز فراهم آمد.

به طور کلی، معاملات CFD از سال ۲۰۰۲ در مراکز مالی مهم و بازارهای بورس جهانی به صورت رسمی آغاز شد و از آن زمان تاکنون، معامله گران بسیاری به داد و ستد تخصصی این ابزار روی آورده و کارگزاران مطرح و متعددی نیز، معاملات CFD را به مجموعه خدمات مالی خود اضافه نموده اند.

قرارداد مابه التفاوت به چه معنی است؟

قرارداد مابه التفاوت یا Contract For Difference (به اختصار CFD) نوعی قرارداد مشتقه معاملاتی است؛ که به موجب آن خریدار و فروشنده توافق می کنند، اختلاف نرخ بین قیمت باز و بسته شدن یک قرارداد معاملاتی بر اساس دارایی پایه مشخصی را به یکدیگر بپردازند.

به زبان ساده، شما در معاملات CFD مالک واقعی دارایی نخواهید بود و صرفاً بر اساس پیش بینی خود از آینده قیمت آن، موقعیت معاملاتی خرید یا فروش اخذ می کنید. در واقع این یک ابزار معاملاتی است، که امکان نوسان گیری از تغییرات قیمت بدون تحویل فیزیکی و پرداخت کامل ارزش دارایی را برای سرمایه گذاران بازار مالی فراهم می آورد.

به منظور معامله گری با CFD، تجربه و تسلط در تحلیل شرایط قیمت دارایی پایه الزامی است. اگر آینده قیمت ها را صعودی پیش بینی می کنید، باید اقدام به خرید نموده و در صورت وجود احتمال کاهش ارزش دارایی مذکور، موقعیت معاملاتی فروش اتخاذ نمایید.

فرآیند کلی معاملات CFD شبیه خرید و فروش سایر ابزار مالی است، اما تفاوت اصلی در عدم تملک و تحویل فیزیکی دارایی می باشد.

هم چنین ذکر این نکته ضروری است، که CFD در زمره معاملات آتی (فیوچرز) قرار نمی گیرد؛ زیرا این قراردادها منجر به تحویل کالا نخواهند شد.

دارایی پایه در CFD

همان طور که متوجه شده اید، CFD نیز همانند سایر ابزار مشتقه بر اساس دارایی مشخصی معامله می شود؛ که اصطلاحاً دارایی پایه نام دارد.

معاملات این ابزار مالی ابتدا صرفاً بر اساس سهام بود؛ اما امروزه با گسترش محبوبیت و کاربرد آن، قرارداد مابه التفاوت بر اساس انواع دارایی های پایه نظیر کالا، ارز دیجیتال، شاخص و… معامله می شود.

تعدد دارایی های پایه در CFD سبب شده است، معامله گرانی که توانایی کسب سود از نوسانات قیمتی این نمادهای معاملاتی را داشته باشند؛ به راحتی و بدون مالکیت دارایی اصلی خرید و فروش کنند.

به طور مثال ممکن است، شما به عنوان یک معامله گر آسیایی به صورت آنلاین در یک کارگزار اروپایی افتتاح حساب نموده و به واسطه تمرین و تجربیات فراوان، تبحر خاصی در نوسان گیری از برخی سهام فعال در این بازار داشته باشید؛ اما تحویل فیزیکی اوراق سهام و سایر موارد مربوط برای شما ممکن نیست. در این صورت با استفاده از ابزار CFD می توانید، بدون خرید اوراق سهام عیناً از نوسانات آن کسب درآمد کنید.

ضریب اهرمی در معاملات CFD

یکی از عوامل جذابیت سرمایه گذاری در بازارهای مالی نوین، امکان استفاده از ضریب اهرمی است. در واقع این قابلیت به شما اجازه می دهد، تا پتانسیل کسب بازدهی (سود یا زیان) خود را چند برابر کنید.

امروزه قیمت برخی از دارایی های پایه بسیار افزایش یافته و عملاً انجام معاملات آن ها برای بسیاری از سرمایه گذاران خرد امکان پذیر نیست؛ زیرا هر چند که مهارت معامله گری بالایی نیز داشته باشند، اما سرمایه اولیه ورود به معامله را در اختیار ندارند!

مثلاً بیت کوین را در نظر بگیرید. بازه قیمتی حدوداً ۱۰ هزار دلاری (حدود قیمتی این دارایی در زمان نگارش مطلب) رقم بسیار بالایی برای خرید و فروش یک واحد از دارایی پایه محسوب می شود.

در نتیجه بسیاری از معامله گران با سرمایه های کمتر از این مقدار نمی توانند، از نوسانات قیمتی بیت کوین منتفع شوند. این در حالی است، که سرمایه گذاران با استفاده از CFD و تنها پرداخت بخشی از مبلغ کل (مثلاً ۵ یا ۱۰ درصد) امکان انجام معاملات دارایی های گران قیمتی نظیر بیتکوین یا سهام شرکت های مطرح بین المللی (گوگل، اپل و…) را خواهند داشت.

مزایا و معایب معاملات CFD

معاملات CFD علاوه بر مواردی نظیر عدم تحویل دارایی، ضرایب اهرمی و معاملات دوطرفه، مزایای دیگری نیز دارد.

در ادامه به شرح آن می پردازیم.

معاملات بدون تاریخ انقضا

تاریخ انقضای قراردادهای مشتقه یکی از چالش های سرمایه گذاری در این ابزار معاملاتی است. در واقع قرارداد معاملاتی شما طی یک بازه زمانی مشخص اعتبار داشته و پس از پایان آن باید اقدام به تسویه مبلغ و تحویل دارایی نمایید.

در معاملات CFD چنین شرایطی برقرار نیست و معامله گران می توانند، موقعیت های معاملاتی بدون تاریخ انقضا اتخاذ کنند. البته در چنین شرایطی باید وضعیت وجه تضمین اولیه و ضریب اهرمی خود را به دقت رصد نمایید؛ تا به واسطه حرکات مخالف بازار، موقعیت معاملاتی شما به طور خودکار بسته نشود (مارجین کال).

معاملات انواع دارایی ها در یک پلتفرم

با استفاده از ابزار CFD امکان فعالیت غیرمستقیم در بازارهای سرمایه گذاری مختلف و معاملات انواع دارایی های پایه را خواهید داشت.

به عبارت دیگر، شما با افتتاح حساب معاملاتی در یک کارگزار ارائه دهنده خدمات CFD بر پایه دارایی های مختلف، دیگر نیازی به حساب های معاملاتی متعدد در بورس ها و بازارهای گوناگون نخواهید داشت و صرفاً با یک حساب معاملاتی و تجمیع سرمایه خود، امکان خرید و فروش دارایی های متنوعی برای شما فراهم می آید.

هم چنین در مورد CFD سهام نیز می توان، به مزایایی نظیر عدم پرداخت تمبر مالیاتی و دریافت سود نقدی سهام نیز اشاره نمود.

از عمده معایب مهم معاملات CFD باید بدین مورد اشاره کنیم، که این ابزار در برخی بازارهای بورس پذیرفته نشده است. در واقع مواردی چون عدم تملک واقعی دارایی و نوسان گیری با ضریب اهرمی بالا، از دلایل عدم صدور مجوز معاملات CFD در این بازارهای مالی می باشند!

مثال معاملاتی CFD

یک معامله گر تصمیم به خرید سهام شرکت گوگل در قیمت ۱۰۰۰ دلار دارد؛ اما سرمایه اولیه کافی و امکان دسترسی به کارگزاران بورس آمریکا برای او فراهم نیست.

در این صورت پس از افتتاح حساب در یک کارگزار CFD و شارژ حساب معاملاتی به میزان وجه تضمین مورد نیاز(مثلاً ۱۰ درصد) امکان ورود به موقعیت معاملاتی خرید را خواهد داشت.

اگر پس از گذشت یک ماه قیمت دارایی به ۱۱۰۰ دلار رسیده باشد؛ وی بر اساس سرمایه خود و با استفاده از ضریب اهرمی، سود ۱۰۰ درصدی کسب نموده است!

البته توجه داشته باشید، که در صورت کاهش قیمت نیز پتانسیل وقوع ضرر و زیان سنگین به همین اندازه وجود دارد. به همین دلیل، رعایت مدیریت سرمایه حین معامله گری با ابزار CFD بسیار ضروری است.

معاملات CFD همانند سایر ابزار معاملاتی شامل پرداخت کارمزد می باشد، اما در این مثال از ذکر مقدار دقیق آن امتناع شد؛ زیرا مبلغ کارمزد تابعی از قوانین شرکت کارگزاری و میزان نوسانات دارایی پایه در زمان انجام معامله است.

ادامه مطلب
پیمان آتی (فوروارد) چیست؟
پیمان آتی (فوروارد) چیست؟

پیمان آتی (Forward contract یا Forward) یک قرارداد استاندارد نشده و الزام آور بین دو طرف (فروشنده و خریدار) است که مبتنی بر خرید یا فروش یک کالا یا دارایی مالی معین، برای زمان مشخص در “آینده” با قیمت توافقی معین در روز انعقاد قرارداد است. این نوع قرارداد در مقابل قرارداد نقدی است که در آن طرفین به خرید و فروش دارایی در زمان “امروز” توافق می کنند. قیمتی که روی آن توافق حاصل می شود قیمت تحویل نامیده می شود. در این قرارداد، نحوه و شرایط انجام معامله به صورت کامل و دقیق مشخص می­ شود و مواردی نظیر زمان و مکان تحویل دارایی موضوع قرارداد و کیفیت آن به طور روشن قید می­ شود. بر این اساس، می­ توان گفت پیمان­ های آتی بر مبنای نیازهای خاص طرفین پیمان تنظیم کرد. (این موضوع یکی از مهم ترین ویژگی­ های این ابزار مالی محسوب می شود.)

بازار پیمان آتی بازاری اختصاصی است که فاقد مقررات خاصی است. هر معامله که موجب ایجاد تعهد بین طرفین معامله برای خرید یا فروش یک دارایی در آینده شود، نوعی پیمان آتی محسوب می­ شود. به دلیل شرایط اختصاصی این معاملات و استاندارد نبودن آن­ ها، معمولا در گزارش­ های اقتصادی، آمار دقیقی (در مقایسه با سایر ابزارهای مالی استاندارد) از این قراردادها ذکر نمی­ گردد.

طرفین معامله در پیمان آت

طرفی از معامله که توافق کرده است، دارایی را در زمان مشخصی و با قیمت معین بخرد، اصطلاحا «موضع خرید» اتخاذ کرده است. در مقابل، طرف دوم معامله که توافق کرده است، دارایی را در همان زمان و با همان قیمت بفروشد، اصطلاحا «موضع فروش» اتخاذ کرده است. به بیان دیگر، طرفی که به خرید دارایی در آینده تعهد می کند یک پوزیشن (موقعیت) لانگ (long position) اختیار کرده، و طرفی که به فروش دارایی در آینده تعهد می­کند، پوزیشن شورت (short position) گرفته است.

تفاوت پیمان و قرارداد آتی

پیمان آتی (forward contracts) از آن جهت که توافقی است مبتنی بر خرید یا فروش یک دارایی در زمانی معین در آینده و با قیمت مشخص، شبیه قرارداد آتی است،  اما وجه تمایز این دو ابزار در آن است، که قراردادهای آتی در بورس معامله می­ شوند و پیمان­ های آتی در بازارهای خارج از بورس (OTC). پیمان­ های آتی در واقع عقد خصوصی بین دو طرف معامله است و لذا با استانداردهای بورس خاصی مطابقت ندارد. تاریخ تحویل در پیمان ­های آتی می­ تواند، طبق توافق طرفین تعیین شود و محدود به ماه­ های خاصی نیست خصوصا اینکه در پیمان­ های آتی یک تاریخ تحویل مشخص و ساده وجود دارد. در حالی که در قراردادهای آتی، چند ماه که امکان تحویل در آن ها وجود دارد، مشخص می ­شوند. همچنین، پرداخت در پیمان آتی معمولا یک بار و در زمان تحویل انجام می­ شود. در حالی که بر اساس ساز و کار «تسویه حساب روزانه ودیعه» در قرارداد آتی، پرداخت به صورت روزانه انجام می­ گیرد. با اینکه قراردادهای آتی، معمولا قبل از زمان تحویل با یک معامله معکوس بسته می­ شوند، ولی بیشتر پیمان ­های آتی یا به تحویل فیزیکی کالا یا به تسویه نهایی، به صورت نقدی منجر می­ شود. جدول زیر تفاوت­ های اساسی بین پیمان آتی و قرارداد آتی را به طور خلاصه نشان می­ دهد:

پیمان آتی (فوروارد) چیست؟

مزایا و معایب پیمان آتی

امتیاز پیمان آتی این است که این قراردادها به همان اندازه که طرفین قرارداد بخواهند دارای انعطاف است. در عین حال پیمان های آتی از دو مساله آسیب می­ بینند:

  • اول آنکه: ممکن است برای یک نهاد مالی بسیار سخت باشد که بتواند طرف قراردادی را پیدا کند که با او توافق کند و اگر هم پیدا کرد شاید نتواند قیمت بالایی را که می­ خواهد بدست آورد. پس این بازار از فقدان نقدینگی رنج می­ برد.
  • دوم آن که: پیمان آتی با ریسک نکول مواجه است. به این معنا که طرف­ های این قرارداد باید اطمینان حاصل کنند که طرف­ های درگیر به لحاظ مالی سالم و مطابق مفاد قرارداد عمل می­ کنند، حال اگر ریسک نکول با مساله فقدان نقدینگی ترکیب شود قرارداد آتی بی­فایده خواهد بود.

معایب و مزایای هریک از انواع ابزارهای مالی در “چگونگی استفاده از آن­ ها” تعریف می شود، بدین معنی که بسته به نیاز به استفاده از آن ها این مزایا و معایب می تواند تشدید و یا تضعیف گردد، لذا لزوم “تعریف صحیح نیاز” و “استفاده از ابزار صحیح در جایگاه مناسب” اهمیت بالائی دارد.

بازده (عایدی) پیمان آتی

  • با توجه به این­که پیمان­ های آتی در سررسید تسویه می­ شوند، اگر زمان سررسید را T فرض کنیم و قیمت نقد دارایی در زمان T را با  و قیمت تحویل در پیمان آتی را با K نشان دهیم، یک پیمان آتی برای خریدار، به ازای خرید یک واحد از دارایی در سررسید، به اندازه   ارزش دارد، چون پیمان آتی فوق باعث می­ شود، دارایی را که قیمت آن  است بتوانیم با قیمت  K  بخریم،  را اصطلاحا، بازده یا ارزش نهائی می­ گویند.
  • یک پیمان آتی برای فروشنده، به ازای هرواحد از یک دارایی به اندازه در سررسید ارزش دارد. چرا که این امکان را ایجاد می­ کند یک دارایی را با قیمت    بتوان با قیمت K فروخت، لذا بازده یا ارزش نهائی این قرارداد  است.

بازده­ های حاصل از پیمان آتی می­ تواند منفی یا مثبت باشد. با توجه به این که انعقاد پیمان آتی هیچ هزینه­ ای در بر ندارد، سود حاصل از قرارداد به اندازه بازده است. سود خریدار و فروشنده پیمان آتی در شکل زیر نشان داده شده است.

پیمان آتی (فوروارد) چیست؟

نحوه تحویل و تسویه پیمان آتی

در زمان انقضای پیمان، می­ توان به دو طریق برای تسویه معامله و ایفای تعهدات عمل کرد:

  • در روش اول، خریدار پیمان آتی، قیمتی که قبلا در زمان عقد پیمان توافق شده را به فروشنده پرداخت می­ نماید و در مقابل، فروشنده، دارایی موضوع قرارداد را مطابق شرایط تعیین شده در متن پیمان تحویل می­ دهد.
  • روش دوم به تسویه نقدی (cash settlement) موسوم بوده که به خریدار و فروشنده پیمان امکان می ­دهد تا ارزش نقدی خالص موقعیت را در تاریخ تحویل بپردازند.

البته باید توجه داشت اینکه تسویه پیمان آتی به صورت نقدی و یا در قالب تحویل فیزیکی صورت گیرد، اختیاری نبوده و در زمان عقد پیمان میان طرفین معامله توافق می­ شود.

انواع مختلف پیمان­ آتی

انواع مختلف پیمان­  آتی

  • پیمان آتی روی اوراق بهادار:

ازار اوراق بهادار خصوصا در امریکا و اروپا و نیز کشورهای آسیای شرقی توانسته است پیمان های آتی فراوانی را مورد معامله قرار دهد. خصوصا در آمریکا، اوراق  بهادار دولتی دارای بازار پیمان آتی نظام یافته است. بسیاری از بنگاه­ های معامله گر، اوراق قرضه دولتی و اوراق قرضه شرکتی را معامله می­ کنند. بنگاه ­های کارگزاری نیز در این بازار به گونه ­ای فعال حضور دارند و با استفاده از سیستم های الکترونیکی خریداران و فروشندگان را گرد هم آورده، به یکدیگر معرفی می­ کنند، و معاملات نقدی و پیمان ­های آتی زیادی را روی اوراق بهادار دولتی به انجام میی رسانند. سهام و اوراق قرضه دو نوع اصلی دارایی­های پایه پیمان ­ها را تشکیل می­ دهند.

  • پیمان­ های آتی سهام:

پیمان­ های آتی سهام به قرارداد خرید یک سهام منفرد، سبدی از سهام و یا شاخص سهام در زمان آینده اشاره دارد.

  • پیمان های آتی بر روی اوراق قرضه:

می توان پیمان­ های آتی بر روی اوراق قرضه را نیز به صورت پیمان­ های آتی بر روی اوراق قرضه منفرد، پیمان­ های آتی بر روی پرتفویی از اوراق قرضه و نیز پیمان ­های آتی بر روی شاخص اوراق قرضه در نظر گرفت. هر چند پیمان­ های آتی بر روی اوراق قرضه با پیمان­ های آتی سهام شباهت ­هایی دارند اما توجه به برخی تفاوت­ های میانشان با اهمیت است.

به عنوان نمونه بر خلاف سهام، اوراق قرضه سررسید دارند و پیمان آتی بر روی اوراق قرضه باید قبل از تاریخ سررسید قرضه منقضی شود. مضافا اینکه اوراق قرضه دارای ویژگی­ های خاصی نظیر قابل بازخرید بودن و قابل تبدیل بودن هستند. همچنین، اوراق قرضه برخلاف سهام با ریسک ورشکستگی مواجه هستند. بنابراین، پیمان­ های آتی بر روی اوراق قرضه باید حاوی شرایطی در مورد تعریف ورشکستگی و نحوه تعامل طرفین پیمان در صورت بروز ورشکستگی اوراق باشند. نوعی از اوراق قرضه که عمدتا در پیمان های آتی مورد توجه قرار می گیرد اوراق قرضه بدون کوپن و بدون ریسک است که عمدتا شامل اوراق خزانه دولت امریکا بوده و به عنوان معیاری برای نرخ بازده بدون ریسک مطرح است.

  • پیمان­ های آتی بر روی نرخ بهره پیمان آتی نرخ سود:

موافقت­نامه نرخ آتی (FRA-Forward Rate Agreements) یا پیمان آتی نرخ سود، نوعی از پیمان آتی است که در سال ۱۹۸۳ و توسط نظام بانکی به وجود آمده است. این قرارداد در بانک های لندن ایجاد شد و هنوز هم بانکداران انگلیسی جزء معامله­گران عمده این بازار هستند. بسیاری از بانک­ ها که دارای میز پیمان آتی نرخ ارز هستند پیمان آتی نرخ سود را نیز در خود دارند. پیمان آتی نرخ سود از قرارداد آتی در آتی (Forward Forward Contract) مشتق گردیده است، این پیمان بین بانک­ های بزرگ رایج است و براساس آن یک بانک موافقت می­ کند در بانک دیگر سرمایه­ گذاری کند. این موافقت­نامه خود یک پیمان آتی در سپرده است زمان سپرده ­گذاری، مقدار وجوهی که سپرده­ گذاری خواهد شد و نرخ سود وجوه سپرده­ گذاری، همگی در توافقنامه ذکر می ­گردند، هنگامی که زمان سپرده­ گذاری فرا می­ رسد، بانک سپرده ­گذار، وجوه مورد توافق را در بانک طرف قرارداد سپرده­ گذاری می­ کند. پیمان آتی نرخ سود نوع ساده ­ای از پیمان های آتی در آتی هستند چرا که اصل وجوه سپرده­ گذاری مورد نیاز نیست. ضمنا مابه التفاوت نرخ سود تعیین شده و نرخ سود ارز منتقل می­ شود. قیمت اوراق بهادار با درآمد ثابت تحت تأثیر نرخ­ های بهره قرار دارد. نوع رایج­ پیمان­ های آتی، بر روی نرخ بهره تعریف می­ شود که به موافقت­نامه نرخ آتی یا FRA موسوم است. FRA  قراردادی است که دارایی پایه آن به­جای اوراق قرضه یا سپرده­ های یورودلاری و لایبور، مبالغ بهره پرداختی بر حسب دلار، یورو و یا هر ارز دیگری است که متناسب با آن ارز تعیین می شود. FRA توسط دو گروه مورد استفاده قرار می گیرد:

  • گروه اول کسانی که در معرض ریسک نرخ بهره قرار دارند و می­ خواهند موقعیت خود را در برابر نوسانات نرخ بهره در آینده مصون سازند.
  • گروه دوم، افراد سفته بازی هستند که علاقه­مند هستند از نوسانات نرخ بهره در آینده سود ببرند.

FRA یک ابزار مالی خارج از بورس است که در بازار پول و توسط بانک ­ها ارایه می گردد. FRA مشابه ارزهای گوناگون از بازاری جهانی برخوردار است که در آن بانک­ ها بسیار فعال هستند و از طریق تلفن، اینترنت و شبکه­ های کامپیوتری به یکدیگر متصل اند و از این طریق به مبادله می­ پردازند. معمولا طرفین معامله در FRA شامل یک مشتری و یک بانک بوده و یا در برخی موارد ممکن است دو طرف معامله دو بانک مختلف باشند. در قرارداد FRA فروشنده متعهد می ­شود تا در آینده مشخص وام فرضی موضوع قرارداد را به خریدار وام فرضی بپردازد. این وام فرضی بر حسب ارز مشخصی در آینده اعطاء خواهد شد و مدت زمان بازپرداخت آن هم مشخص است. نکته مهم در این قرارداد آن است که وام اعطاء شده بر حسب نرخ بهره ثابتی است که در زمان انعقاد قرارداد تعیین می­ شود. بنابراین خریدار FRA در نقش وام­گیرنده ظاهر شده و در برابر افزایش نرخ بهره آتی مصون می­ ماند. خریدار FRA ممکن است واقعا قصد گرفتن وام را داشته باشد و از FRA به عنوان ابزاری برای مصون­سازی موقعیت خود استفاده کند. همچنین ممکن است صرفا از این قرارداد با هدف سفته­بازی و سود بردن از افزایش نرخ بهره آتی استفاده کند. فروشنده FRA به مثابه وام دهنده­ای عمل می­کند که نرخ اعطای وام را برای خود در آینده تثبیت می ­کند. بنابراین، فروشنده FRA هم موقعیت خود را در برابر کاهش احتمالی نرخ بهره در آینده مصون می­ سازد. منظور از وام فرضی آن است که در FRA به صورت واقعی هیچ وامی میان طرفین معامله ردوبدل نمی­­ شود. هر چند ممکن است طرفین معامله، در جای دیگری به صورت واقعی به اخذ وام و یا اعطای وام بپردازند، با این حال آن ها از FRA به عنوان ابزاری برای مصون­سازی خود در برابر نوسانات نرخ آتی بهره وام استفاده می­ کنند. بنابراین، در تاریخ انقضای FRA، تسویه به صورت نقدی و بر پایه مابه­ التفاوت نرخ بهره واقعی بازار و نرخ بهره توافق شده در FRA صورت می­ گیرد. در زمان انعقاد قرارداد FRA، خریدار قرارداد پولی به فروشنده نمی­ پردازد. البته، بانک ­ها که FRA می­ فروشند معمولا در هنگام انجام معامله و انعقاد قرارداد مبالغ اندکی را تحت عنوان کارمزد از مشتریان خود (خریدار) دریافت می­ کنند. مکانیزم این نوع پیمان آتی برای تمامی ارزها یکسان است و یکی از مهم ترین آن ها بر مبنای “لایبور” است، در ادامه به شرح مختصر لایبور می­ پردازیم:

  • لایبور:

لایبور یا libor

سپرده ­های مدت­ دار بر حسب ارزهای مختلف که توسط بانک ­های معتبر منتشر می­ شود از بازار جهانی بزرگی برخوردار است. این بازار عمدتا در لندن قرار دارد. مهم­ترین سپرده مدت­ دار، یورو دلار است که به سپرده­ های دلاری خارج از آمریکا اطلاق می شود.  بانک­ ها با انتشار سپرده ­های مدت ­دار یورودلاری از بانک ­های دیگر وام ­های دلاری می­ گیرند. این وام­ ها به صورت کوتاه­مدت و تضمین نشده هستند. نرخ این وام ­های دلاری را نرخ بین بانکی لندن می­ نامند. علیرغم آن­که برای وام گرفتن و وام دادن نرخ­ های متفاوتی وجود دارد، معمولا در قراردادهای مشتقه از نرخ اعطای وام موسوم به “نرخ ارایه وام بین بانکی لندن” یا “لایبور” استفاده می ­شود. لایبور نرخی است که بانک­ های لندن بر مبنای آن به یکدیگر وام دلاری می­ دهند. هرچند لایبور در مورد وام­ های دلاری خارج از آمریکا کاربرد دارد، اما با این حال به عنوان بهترین نرخی محسوب می­ شود که یک وام گیرنده خصوصی (غیر دولتی) با رتبه اعتباری بالا می­ تواند بر حسب دلار دریافت نماید. باید توجه داشت که در لندن شعب بانک ­های مختلف از سراسر دنیا وجود دارند و این بانک­ ها نیز در بازار یورودلار مشارکت فعال دارند.

  • پیمان آتی نرخ ارز:

مورد معامله، در پیمان­ های آتی اغلب ارزهای خارجی هستند، بیشتر بانک­ های بزرگ در اتاق مبادلات ارزهای خارجی، میز مخصوصی با عنوان میز پیمان آتی تدارک دیده ­اند، که مختص معاملات پیمان­ های آتی است. بازار ارزهای خارجی نیز مانند بازار کالا و سایر بازارها با تغییرات قیمت مواجه است. این تغییرات برای فعالان این بازار، ریسک نرخ ارز را به وجود می­ آورد که به وسیله پیمان آتی نرخ ارز قابل پوشش است بازار پیمان آتی نرخ ارز یکی از بازارهای نظام یافته بازار پیمان­ های آتی است که افراد مختلف برای پوشش ریسک نرخ ارز به آن مراجعه می­ کنند. میز پیمان آتی معمولا نرخ ­های پیمان آتی ارز را برای سررسیدهای مختلف تعیین می ­کند و بر آن اساس معامله­گران دست به مبادلات می­ زنند.

  • پیمان آتی روی کالاها:

تاریخچه پیدایش معاملات پیمان آتی در محصولات کشاورزی به حدود ۲۰۰۰ سال قبل باز می گردد. آثار این گونه معاملات در نوشته های به جامانده از زمان سومریان حکایت از این دارد که بشر در زمان­ های مختلف و براساس نیازهای معاملاتی خود پیمان هایی را ابداع کرده است. اولین پیمان­ های آتی نیز در مورد محصولات کشاورزی از جمله گندم، پنبه و نیز فلزاتی از قبیل طلا و نقره بوده است. پیمان آتی کالاها نیز بدین صورت است که طرفین پیمان، تحویل کالای خاص با قیمت معین را در زمان مشخصی از آینده تضمین می­کنند. مشخصات کالاهای قابل تحویل به طور کامل معین می­ گردد و همچنین بهای آن نیز معلوم می­ شود. با استفاده از این پیمان می­ توان ریسک تغییرات قیمت انواع کالاها از جمله ماشین آلات و مواد اولیه را برای شرکت­ های تولیدی – صنعتی پوشش داد. به عنوان مثال فرض کنید شرکت الف در طرح توسعه خود پیش­بینی کرده است ماشین آلات خاصی را که قیمت آن نوسان پذیر است خریداری کند. بنابر برنامه زمان­بندی شده، باید ماشین آلات در ماه سوم از سال آینده خریداری شوند. در این حالت اگر شرکت الف وارد پیمان آتی با فروشنده ماشین آلات گردد و قیمت خرید ماشین آلات را از هم­اکنون مشخص نماید، ریسک نوسانات قیمت ماشین آلات را برای خود از بین می­ برد.

تولید کنندگان و خصوصا کشاورزان می­ توانند فروش محصولات خود را در غالب پیمان­ های آتی انجام دهند. مثلا کشاورزی که پیش­بینی می ­کند به علت کاشت زیاد گندم، سال آینده قیمت گندم کاهش پیدا می­ کند، می تواند با فروش آتی محصولات خود از ریسک کاهش قیمت گندم دوری گزیند. بنابراین استفاده از پیمان آتی روی کالاها به طرفین پیمان این فرصت را می­ دهد که براساس پیش­بینی­ های خود از روند قیمت­ ها وارد پیمان شوند و افرادی که به دنبال پوشش ریسک تغییرات آتی قیمت­ ها هستند از این طریق به مدیریت ریسک بپردازند. برای استفاده از پیمان آتی کالا باید به این مساله توجه داشت که هزینه استفاده از این پیمان نسبت به خرید نقدی باید کمتر باشد. برای توضیح این مطلب فرض کنید که هزینه­ های معاملات وجود نداشته باشد و همچنین هزینه وام گرفتن و وام دادن، هر دو یکسان باشد. در این شرایط اگر شما کالایی را در زمان معینی از آینده نیاز داشته باشید، سه راه حل پیش روی دارید:

  • کالا را در بازار نقد خریداری و تا زمان نیاز آن را نگهداری کنید.
  • با استفاده از قرارداد آتی، کالای مورد نیاز خود را خریداری نمایید.
  • کالا را به قیمت روز در زمان نیاز بخرید.
  • در صورت انتخاب گزینه اول قیمت نقدا پرداخت می­ شود و تا تاریخ سررسید کالا نگهداری می­ شود. ضمنا در این زمان هزینه ­های نگهداری و هزینه فرصت نیز وجود دارد.
  • اگر گزینه دوم انتخاب شود تنها هزینه پرداختی، قیمت آتی کالا خواهد بود. در این حالت در صورتی قرارداد آتی منعقد خواهد شد که قیمت آتی از مجموع قیمت نقد و هزینه نگهداری کمتر باشد و در غیر این صورت خریدار کالای مزبور، با مراجعه به بازار نقدا کالای مورد نظر خود را خریداری می­ کند و تا زمان نیاز، هزینه­های نگهداری و هزینه فرصت را تحمل می­ کند، چرا که هزینه­ های مزبور از هزینه شرکت در قرارداد آتی کمتر است.
  • انتخاب گزینه سوم نیز به مفهوم تحمل ریسک قیمت آتی است که موضوع بحث پوشش آن است.

بنابراین برای اتخاذ تصمیم در خصوص وارد شدن به بازار پیمان آتی کالا، در  نظر گرفتن قیمت کالا، در نظر گرفتن قیمت نقد کالا و هزینه ­های نگهداری در مقابل قیمت پیمان آتی کالا ضروری است.

قیمت­ گذاری و ارزش ­گذاری پیمان­ آتی

قیمت آتی برای یک پیمان آتی از نظر مفهوم کلی، شبیه یک قرارداد آتی است. قیمت فعلی پیمان آتی، قیمت بازاری است، که امروز برای تحویل دارایی در سررسید پیمان آتی مورد توافق قرار می­ گیرد. قیمت در پیمان آتی معمولا متفاوت از قیمت نقدی است و با توجه به زمان سررسید فرق خواهد کرد. تحلیلگران سهام در بسیاری از موارد با سهامی مواجه می­ شوند که بالاتر یا پایین­تر از ارزش ذاتی خود در بازار بورس قیمت­ گذاری شده است و بر این اساس نسبت به خرید یا فروش آن تصمیم­ گیری می­ کنند. در یک بازار کاملا کارا، همواره قیمت سهم منطبق بر ارزش ذاتی آن خواهد بود و یا به عبارت دیگر، قیمت به سمت ارزش ذاتی سهم میل خواهد کرد. در عمل قیمت ­گذاری و ارزش­ گذاری یک دارایی به صورت معادل بکار می­ رود. در حالت کلی، زمانی که از ارزش و قیمت یک دارایی صحبت می­ کنیم، منظور این است که آن دارایی چقدر می­ ارزد و به چه قیمتی به فروش می­ رسد. اما در مورد ابزارهای مشتقه، منظور از قیمت و ارزش تا حدودی متفاوت است. ارزش عبارتست از مبلغی که می­ توان در قبال فروش دارایی به دست آورد و یا مبلغی که برای تحصیل یک دارایی باید پرداخت نمود. این مفهوم در مورد سهام، اوراق قرضه، ابزارهای مشتقه و اتومبیل­های دست دوم کاربرد دارد. بنابراین، ارزش­ گذاری عبارتست از فرآیند تعیین ارزش یک دارایی یا یک خدمت. قیمت گذاری با ارزش­ گذاری مرتبط است ولی مفهوم متفاوتی دارد. در ادامه منظور از قیمت­ گذاری پیمان­ های آتی شرح داده می شود:

قیمت پیمان آتی، قیمت و یا نرخ ثابتی است که مطابق قرارداد در تاریخ انقضاء، معامله در آن قیمت انجام می­ گیرد. این قیمت در تاریخ انعقاد پیمان مورد توافق قرار می­گیرد و از آن تحت عنوان قیمت آتی یا نرخ آتی یاد می­ شود. پس در اینجا منظور از قیمت­ گذاری تعیین قیمت آتی یا نرخ آتی است. اما مراد از ارزش، مبلغ پولی است که طرفین معامله باید بابت انجام معامله بپردازند و یا انتظار دارند که دریافت نمایند. به صورت جایگزین در مورد شخصی که در حال حاضر وارد معامله شده و موقعیت خرید یا فروش اتخاذ کرده است، ارزش ­گذاری به معنای تعیین میزان پولی است که وی باید بپردازد یا انتظار دارد دریافت نماید تا از معامله خارج شود. ساده­ ترین حالت تعیین قیمت پیمان آتی برای یک دارایی سرمایه ­ای، بررسی قیمت پیمان آتی برای قراردادهایی است که درآمدی از دارایی­ های پایه آن ها تحصیل نمی­ شود (سهامی که سود نقدی نمی ­پردازد و اوراق قرضه با کوپن صفر، نمونه ایی از چنین دارایی­ هایی هستند) با فرض یک پیمان آتی که موضوع قرارداد آن یک دارایی است که درآمدی از آن تحصیل نمی­ شود با سررسید T و نرخ بهره بدون ریسک r و قیمت جاری دارایی و قیمت پیمان آتی، در حالت کلی می ­توان گفت که بین .F و رابطه زیر برقرار است:

پیمان آتی (فوروارد) چیست؟

اگر سمت چپ تساوی بیشتر از سمت راست ان باشد، آربیتراژگران می­ توانند دارایی پایه را بخرند و پیمان آتی روی دارایی پایه را بفروشند و اگر سمت چپ تساوی کمتر از سمت راست آن باشد، آربیتراژگران می­ توانند دارایی پایه را بفروشند و پیمان آتی روی آن را بخرند. از آنجایی که قراردادهای مشتقه دارای عمر محدودی هستند، تعیین چارچوب زمانی که در آن فعالیت می کنیم اهمیت دارد، فرضا امروز را زمان صفر در نظر می­ گیریم و تاریخ انقضاء را با T نشان می­ دهیم. زمان ، هر زمان دلخواه بین امروز و تاریخ انقضاء را شامل می­ شود. معمولا، منظور از امروز تاریخ انعقاد قرارداد است. ارزش پیمان آتی در زمان امروز، به شرح زیر است:

پیمان آتی (فوروارد) چیست؟

ارزش پیمان آتی را می­ توان به عنوان سود تفاوت پول پرداخت شده توسط خریداران پیمان آتی (F) و پولی که دریافت می کند یعنی (که قیمت نقد دارایی در سررسید است) در نظر گرفت.

ادامه مطلب
ابزار مشتقه
ابزار مشتقه چیست؟

ابزار مشتقه از ابزارهایی مالی هستند که، عمدتاً مبتنی یا مشتق از یک دارایی پایه است. به عبارتی ارزش آن ها منبعث از ارزش دارائی دیگری است. دارائی هایی که می توانند به عنوان دارایی پایه در این ابزارها مورداستفاده قرار گیرد، عبارتند از: انواع سهام، ابزارهای بهره ای و متأثر از نوسانات نرخ بهره، ابزارهای بازار مبادلات ارزی، انواع کالا، اعتبارات مشخص و خاص و وام های کوچک و کلان. پیش از آن که به توضیح دقیق تر این ابزارها بپردازیم، مروری بر فلسفه تشکیل این ابزارها خواهیم داشت، لازم به ذکر است با توجه به اینکه به کارگیری این ابزارها در ایران نسبت به کشورهای خارجی جدیدتر می باشد، در مقالات بعدی و پس از توضیح مفاهیم اصلی به صورت دقیق به جایگاه این ابزارها در بازار مالی داخل کشور پرداخته خواهدشد.

فلسفه ابزار مشتقه

هدف از سرمایه گذاری آن است که جامعه با تخصیص بهینه منابع و امکانات به رفاه و آسایش بیشتری دست یابد. صاحبان شرکت ها، کارآفرینان و دولت ها برای تولید کالاها و خدمات به منابع مالی نیاز دارند تا بتوانند پروژه های سرمایه گذاری را اجرا نموده و با احداث کارخانجات و توسعه محصولات جدید به نیازهای رو به رشد جامعه پاسخ دهند. منابع مالی که در اختیار این افراد قرار دارد، به تنهایی کفاف مخارج طرح های سرمایه گذاری را نمی دهد، بلکه نیاز است تا سایر افراد جامعه نیز از طریق پس اندازهای خود مشارکت نمایند .درواقع باید راهی پیدا کرد تا بتوان منابع مازاد را به جاهایی که کمبود منابع وجود دارد، هدایت کرد. برای این منظور باید بسترهای مختلفی فراهم شود. ازجمله مهم ترین آن ها ایجاد بازارها و نهادهای مالی است که به عنوان یک واسطه میان وام دهندگان و وام گیرندگان عمل می نمایند و با کارکردهای مختلفی که به لحاظ تسهیل انتقال وجوه و نقدشوندگی از خود بروز می دهند، فرایند تشکیل سرمایه را میسر می سازند. در کنار موارد اخیر لازم است تا نحوه استقراض دولت و شرکت ها از عموم مردم و مشارکت آن ها در منافع آتی طرح های سرمایه گذاری نظام مند شود. ابزارهای مالی این مهم را انجام می دهند. ابزارهای مالی بیان کننده نوعی ادعا نسبت به منافع آتی یک دارایی است که برای دارنده آن عواید مشخصی را در آینده به ارمغان می آورد. سهام و اوراق قرضه در زمره ساده ترین اشکال دارایی های مالی است که استفاده از آن ها برای انتقال مالکیت وجوه میان قرض دهندگان و قرض گیرندگان بسیار متداول است. در شرایطی ساده که سهام و اوراق قرضه تنها ابزارهای مالی قابل معامله می باشند، تنها ریسک موجود به تغییرات ارزش بازار و احتمال نکول وام گیرندگان محدود می شود. در محیط ساده اخیر، مدیریت ریسک تنها به معاملات سهام و اوراق قرضه محدود می شود. برای مثال، مدیر یک پرتفوی ممکن است سبدی متشکل از سهام ریسکی و اوراق قرضه بدون ریسک در اختیار داشته باشد و وزن هر یک از این دو نوع دارایی را برحسب ریسک پذیری سرمایه گذاران تنظیم نماید. چنانچه مدیر پرتفوی بخواهد ریسک را کاهش دهد، تنها معاملات ممکن در این راستا کاهش وزن دارایی ریسکی یعنی فروش سهام موجود در پرتفوی و افزودن اوراق قرضه بدون ریسک است.

اما واقعیت آن است که ما در دنیای پیچیده ای زندگی می کنیم که سهام و اوراق قرضه تنها ابزارهای در دسترس سرمایه گذاران نیستند. سرمایه گذاران می توانند به مدد ابزارهای خلق شده توسط مهندسی مالی سطح ریسک و بازده پرتفوی خود را به روش های متنوعی تنظیم نمایند. یکی از استراتژی های متداول در مهندسی مالی و مدیریت ریسک استفاده از ابزار مشتقه است. درواقع، بازارهای مالی از طریق قراردادهایی موسوم به “مشتقه” راه خود را برای ارائه بیمه در مقابل زیان های مالی هموارساخته است. ابزارهای مشتقه جزو ابزارهای مدیریت ریسک در بازارهای مالی قلمداد می شوند.

مواجهه با انواع ریسک

ابزار مشتقه

هنگام انجام هر کسب و کاری، تصمیمات باوجود ریسک اتخاذ می شوند، می توان گفت تصمیم گیرندگان با دو نوع ریسک کلی مواجه هستند:

  • برخی ریسک ها به ماهیت بنیادین کسب وکار مربوط می شود و به اموری مانند عدم اطمینان نسبت به فروش های آتی و یا هزینه مواد اولیه می پردازد. این نوع از ریسک به ریسک تجاری معروف است.
  • دسته دیگری از ریسک ها به عدم اطمینان در مورد نرخ بهره، نرخ ارز، قیمت سهام و قیمت کالاها و مواردی نظیر این ها مربوط می شود. عدم اطمینان ناشی از نوسانات زیاد نرخ های بهره می تواند تأثیر بسیار نامطلوبی بر توان یک شرکت در اخذ تسهیلات مالی با هزینه مناسب به منظور عرضه خدمات و محصولات داشته باشد، عملکرد فروش شرکت هایی که در بازارهای خارجی فعالیت می کنند تا اندازه زیادی تحت تأثیر نرخ برابری پول آن ها در برابر ارزهای خارجی قرار دارد. همچنین سودآوری شرکت هایی که مواد اولیه خود را از خارج کشور وارد می کنند نیز به صورت مشابهی تحت تأثیر این مسئله قرار دارد.

هرچند بازارهای مالی با ریسک عجین شده است، اما همین بازارها ابزارهایی تحت عنوان ابزارهای مشتقه را برای مواجهه با ریسک در اختیار فعالان بازارهای مالی قرار می دهند.

کشف قیمت در بازار مشتقه

بازار قراردادهای آتی اطلاعات بسیار مفید و ارزشمندی را در ارتباط باقیمت دارایی پایه این قراردادها ارائه می کند. بازار قراردادهای آتی ابزار اصلی تعیین قیمت نقد یک قلم دارایی محسوب می شود. ممکن است این مسئله غیرعادی به نظر برسد، زیرا معمولاً دارایی های پایه قراردادهای آتی از بازار نقد بزرگ و وسیعی برخوردارند و چنین به نظر می رسد که نیازی به کمک گرفتن از بازار آتی برای تعیین قیمت نقد آن ها نباشد. (طلا، نفت، و سایر کالاها در مکان های گوناگون و زمان های متفاوت معامله می شوند). درون هر طبقه از دارایی ها، انواع دارایی ها باکیفیت های مختلف وجود دارد. بنابراین معیارهای متعددی برای قیمت «نقد» یک دارایی وجود دارد. بازار قراردادهای آتی این اطلاعات را گردآوری می کند و آن را به یک اجماع همگانی تبدیل می کند که منعکس کننده ی قیمت نقد آن دارایی خاص مربوط به قرارداد آتی موردنظر است. دارایی پایه قراردادهای مشتقه در مناطق مختلف دنیا در حال معامله است و در آن مناطق قیمت های نقدی متفاوتی دارد. در بازار قراردادهای آتی، می توان قیمت های آتی نزدیک ترین سررسید را به عنوان معیاری برای مقایسه باقیمت های نقدی دارایی پایه در نظر گرفت. قیمت قرارداد و پیمان آتی، همچنین اطلاعاتی در مورد آنچه مردم از قیمت های نقد و آتی انتظار دارند در اختیار ما قرار می دهد. قیمت های نقد نیز همین اطلاعات را در خود دارد اما ممکن است استخراج این اطلاعات از بازار نقد سخت تر از بازار قراردادهای آتی باشد. درواقع، قیمت آتی منعکس کننده قیمتی است که یک مشارکت کننده در بازار می تواند امروز قیمت را برای خود تثبیت کند و با عدم اطمینان قیمت نقد در آینده مواجه نشود. قیمتی که قراردادهای آتی در آن معامله می شوند در حقیقت بهایی است که طرفین معامله برای کاهش یا انتقال ریسک نوسان قیمت ها در آینده می پردازند.

بنابراین بازارهای آتی “کشف قیمت” را ممکن می سازند. کارکرد قراردادهای اختیار معامله تااندازه ای تفاوت دارد. این ابزار به شکل دیگری به پوشش ریسک کمک می کند. دارنده اختیار معامله در هنگامی که قیمت در جهت مطلوب وی حرکت می کند منتفع شده و در غیر اینصورت بازیان محدودی مواجه می شود. این ابزار بیش از آنکه کشف قیمت ها را نشان دهد، نوسانات قیمت را منعکس می نماید. بازارهای اختیار معامله پیش بینی قیمت های نقد در آینده را به صورت مستقیم در اختیار ما قرار نمی دهند. اما آن ها اطلاعات ارزشمندی در مورد نوسانات و درنتیجه درباره ی ریسک دارایی پایه در بازار نقدی در اختیار ما قرار می دهند. لذا نوسان قیمت ها از عوامل مهم تأثیرگذار در قیمت گذاری این ابزار به شمار می رود.

انواع ابزار مشتقه مبتنی بر دارایی پایه

قراردادهای مشتقه عبارت است از توافقی میان دو طرف که هر یک می پذیرد برای دیگری کاری را در زمان مشخصی در آینده به انجام رساند. ابزار مشتقه ابزارهای مالی هستند که بخش عمده ارزش آن ها از یک دارایی پایه، نرخ مرجع و یا شاخص “مشتق” می شود. همان طور که از تعریف فوق برمی آید، عملکرد ابزار مشتقه تحت تأثیر عملکرد دارایی پایه قرار دارد.

 ابزار مشتقه ممکن است بر اساس دارایی های واقعی و یا دارایی های مالی باشند:

  • دارایی های واقعی، دارایی های ملموس و فیزیکی است و کالاهایی از قبیل محصولات کشاورزی، فلزات و منابع انرژی را شامل می شود.
  • دارایی های مالی مواردی از قبیل سهام، اوراق قرضه، وام و ارز را شامل می شود.

اوراق بهادار ابزار مالی قابل معامله است و نشانگر نوعی ادعا در خصوص گروهی از دارایی هاست. تمامی ابزار مشتقه بر پایه عملکرد تصادفی جزء دیگری قرار دارند. به همین دلیل است که کلمه ی مشتقه، استفاده می شود، ارزش ابزار مشتقه از عملکرد چیز دیگری مشتق می شود. از آن چیز دیگر، اغلب با عبارت “دارایی پایه” یاد می شود. دارایی پایه ممکن است سهام، اوراق قرضه، ارز، یا کالا باشد که همه ی این ها دارایی هستند اما دارایی پایه، می تواند یک عنصر تصادفی نیز باشد، مثل آب وهوا که دارایی محسوب نمی شود. حتی دارایی پایه، ممکن است یک ابزار مشتقه دیگر مثل قراردادهای آتی یا اختیار معامله باشد.

ابزار مشتقه کالایی و مالی

لذا با توجه به این توضیحات، ابزارهای مشتقه را می توان برحسب نوع دارایی پایه موضوع قرارداد به دو گروه کلی ابزارهای مشتقه “کالایی” و ابزارهای مشتقه “مالی” تقسیم بندی نمود:

  • در ابزارهای مشتقه کالایی، دارایی پایه موضوع قرارداد یک کالا و یا شاخصی است که برحسب کالا تعریف می شود. برای مثال، پیمان های آتی نفت خام به تعیین قیمت، میزان و تاریخ تحویل آتی نفت خام باکیفیتی مشخص که در شرایط قرارداد ذکرشده، می پردازد.
  • در ابزارهای مشتقه مالی، دارایی پایه شامل ابزارهای مالی، نرخ بهره، نرخ ارز و یا شاخص های مالی است. سهام شرکت ها، اوراق قرضه، نرخ ارز، نرخ بهره و یا شاخص های بازار سهام تنها برخی از دارایی های پایه در مشتقه های مالی هستند.

برخی از ابزار مشتقه ، بیش از یک دارایی پایه دارند. برای مثال، ارزش یک مشتقه مالی ممکن است بر اساس تفاوت میان نرخ بهره دو کشور مختلف یعنی برحسب دو نرخ مرجع متفاوت تعیین شود. ابزارهای مشتقه دارای عمرمحدود و معین هستند. به عبارت دیگر، آن ها در یک تاریخ مشخص منعقد و در یک زمان معین نیز خاتمه می یابند. ابزارهای مشتقه، توافق میان دو طرف معامله (فروشنده و خریدار) محسوب می شود که به موجب آن هر یک از طرفین، کاری برای طرف مقابل انجام می دهد. این قراردادها دارای قیمت هستند. خریدار سعی می کند که تا حد ممکن آن را ارزان تر بخرد و از طرف دیگر، فروشنده سعی می کند تا جایی که می تواند آن را گران تر بفروشد.

بازارهای مشتقه

قراردادهای مشتقه در دو بازار مختلف ایجاد و مورد معامله قرار می گیرند، بازار بورس و بازار خارج از بورس:

  • بورس، بازار سازمان یافته ای است که ازنظر فیزیکی مکان معینی داشته و عرضه و تقاضا تعیین کننده قیمت، در این بازار است. قراردادها در بورس به شکل استاندارد و دارای قوانین منظم است و قیمت های مربوطه برای تمام کسانی که وارد بازار می شوند یکسان است. قراردادهای بورسی دارای شرایط و ویژگی های یکسان می باشند و در بورس های مربوط به اختیار معامله و یا بورس های مربوط به قراردادهای آتی معامله می شوند.
  • در کنار بازارهای سازمان یافته بورس، مجموعه ای از بازارها وجود دارند که برخلاف بورس ها که ازنظر فیزیکی مکان معین دارند، به صورت شبکه ای مبنی بر ارتباطات تلفنی و رایانه ای هستند. معمولاً مکالمات تلفنی در فرابورس ها ضبط شده و در دعاوی حقوقی با موارد اختلاف برانگیز بین معامله کنندگان، مورد استناد قرار می گیرند.

مهم ترین مزیت فرابورس نسبت به بورس، عرضه تسهیلات بیشتر در بازار معاملات است زیرا شرایط قرارداد را بورس تعیین نمی کند و معامله گران به راحتی می توانند در گفتگوی مستقیم با یکدیگر، در رفع نیازهای خود به راه حل های بهینه برسند. تنها مسئله ای که به صورت جدی در فرابورس ها مطرح است، ریسک اعتباری طرفین معامله است یعنی این احتمال وجود دارد که طرفین به تعهدات خود عمل نکنند. درنتیجه قراردادهای خارج از بورس (OTC)، معاملاتی هستند که توسط دو نفر در هر جای دیگری غیر از بورس ایجاد می شود. این قراردادها به صورت خصوصی بین دو طرف انجام می شود و هیچ گونه واسطه ای در این بین وجود ندارد.

بازیگران بازار مشتقه

دو گروه اصلی در بازارهای مشتقه حضور دارند:

  • دسته اول کسانی هستند که به دنبال مدیریت ریسک سرمایه گذاری هایشان هستند. این گروه تلاش دارند تا با شناسایی میزان ریسک واقعی، آن را به سطح موردنظر خود برسانند. فرایند مذکور معمولاً سرمایه گذاران را در جهت کاهش ریسک و حتی در برخی موارد از بین بردن کامل ریسک یاری می دهد، مورد اخیر که به از بین رفتن کامل ریسک می انجامد به مصون سازی یا پوشش ریسک موسوم است.
  • دسته دوم مشارکت کنندگان در بازارهای مشتقه سفته بازان هستند. این گروه برخلاف گروه اول، به استقبال ریسک می روند و تلاش دارند تا با پیش بینی جهت آتی قیمت ها سود ببرند.

البته در معاملات مشتقه لزوماً این طور نیست که یک طرف معامله قصد مصون سازی و طرف دیگر قصد سفته بازی داشته باشد. در بسیاری موارد دو طرف معامله بدنبال مصون سازی موقعیت خود هستند، منتها قصد و دیدگاه آن ها متفاوت است. برای نمونه حالتی را در نظر بگرید که یک معدن کار طلا قصد فروش طلای استخراج شده خود را در دو ماه آینده دارد، وی نگران کاهش قیمت های آتی طلا است. لذا با ورود به پیمان آتی طلا، صرف نظر از تغییرات قیمت طلا در دو ماه آینده، قادر خواهد بود آن را در قیمت ثابتی که امروز در قرارداد توافق می کند به فروش رساند. از سوی دیگر، خریدار پیمان آتی، جواهرسازی است که برای ساختن سفارش های خود در دو ماه آینده به طلا نیاز دارد و نگران افزایش قیمت آن می باشد. لذا وی با خرید پیمان آتی طلا، ریسک افزایش قیمت طلا را خنثی می کند. همان طور که در مثال اخیر ملاحظه شد، هر دو طرف معامله به قصد مصون سازی وارد معامله آتی طلا شده اند. از آنجا که نوسانات احتمالی قیمت در آینده براثر تغییرات در میزان عرضه و تقاضا می تواند خسارات سنگینی را به تولیدکنندگان وارد سازد لذا فروش تضمینی محصولات به قیمت مشخص در آینده معلوم دغدغه اصلی تولیدکنندگان است. نوسانات احتمالی قیمت در آینده همچنین می تواند بسیاری از مصرف کنندگان مواد اولیه را با مشکلات جدی مواجه کند. بنابراین لازمه ایجاد یک بازار کارا و شفاف با حجم معاملاتی بالا، وجود انواع ابزارهای مختلف برای پاسخ به نیازها است. در این میان بازار ابزار مشتقه بهترین مکانی است که تولیدکنندگان و مصرف کنندگان می توانند نیازهای خود را به بهترین قیمت و در کمترین زمان ممکن برطرف کنند. با استفاده از ابزار مشتقه شرکت ها و افراد می توانند هرگونه ریسک نامطلوب را با پرداخت بهای آن به سایرین منتقل نمایند. کسانی که طرف مقابل معاملات مشتقه قرار می گیرند با ریسک هایی در جهت عکس مواجه هستند و یا تمایل به قبول ریسک دارند. همچنین ابزار مشتقه به سبب ویژگی های منحصر بفردی که به لحاظ ریسک و بازده دارند به صورت گسترده توسط سفته بازان مورداستفاده قرار می گیرند. حال که مفاهیم کلی ابزار مشتقه توضیح داده شد، در پایان نگاه مختصری بر تاریخچه بازارهای مشتقه خواهیم داشت:

تاریخچه

ابزار مشتقه

بازارهای مشتقه دارای تاریخچه طولانی و جالب توجهی هستند. بررسی تاریخچه این بازارها ما را قادر می سازد تا درک بهتری از ساختار بازارهای امروزی داشته باشیم. براین اساس شاید بتوان ویژگی های اصلی قراردادهای مشتقه را در تاریخ بشری یافت. سابقه “توافق” برای انجام معاملات تجاری و نیز وجود توافق به منظور بدست آوردن اختیار انجام معاملات تجاری در آینده، به صدها سال قبل بازمی گردد. جالب است بدانید همانند قراردادهای تجاری ساده، قراردادهایی که حتی انجام قراردادهای تجاری را در سررسید معین فراهم می آورند تاریخچه ای صدها ساله دارد. در قرون وسطی هم استفاده از قراردادهایی برای تحویل دارایی ها در آینده باقیمت ثابتی که در زمان انعقاد قرارداد تعیین می شد بسیار رایج بوده است. اولین نشانه های ظهور بازار قراردادهای آتی درصدها سال پیش در ژاپن دیده شد. با این همه ریشه شکل گیری بازارهای مالی را عمدتاً به سال ۱۸۴۸ میلادی نسبت می دهند که بورس شیکاگو به عنوان نخستین بازار نظام مند آتی پی ریزی شد. در اصل، این بازار برای معاملات غلات تشکیل شده بود و بر اساس آن کشاورزان با پیش شرط های قیمتی و زمانی، فروش محصولات خود را برای آینده تثبیت می کردند. در همان دوران، ایده اجرای قراردادهای اختیار معامله سفارشی توسط یک متخصص مالی معروف به نام راسل سیج ارائه شد. رشد قراردادهای آتی در قرن بیستم میلادی شتاب گرفت. در گام های بعدی هیات معاملات شیکاگو، بورس کالای شیکاگو و در ادامه بورس کالای نیویورک و همچنین بورس اختیار معامله شیکاگو به تأثیرگذارترین عوامل در بازارهای مشتقه دنیا تبدیل شدند. این بورس ها اقدام به ایجاد و بازاریابی موقت تعداد زیادی از قراردادهای مشتقه به صورت ابتکاری نمودند. اگرچه در سده ی اول از ابتدای فعالیت معاملات آتی، این قراردادها بر روی محصولات کشاورزی اجرا می شد، اما در دهه ۱۹۷۰ بازارهای مالی شاهد معرفی معاملات مشتقه بر روی ابزارهای مالی از قبیل اوراق قرضه، ارز و شاخص سهام بود. هرچند امروزه هنوز هم معاملات مشتقه بر روی کالاها بخصوص کالاهایی چون نفت و فلزات گران بها از بازار فعالی برخوردار است؛ لیکن تمرکز اصلی معاملات بر مشتقات مالی قرار دارد.

دانستن این نکته شاید جالب باشد که مشتقات استاندارد که در بورس های دنیا پذیرفته شده اند؛ حجم کوچکی از کل معاملات مشتقه را در بر می گیرد. همان طور که پیشتر اشاره شد سابقه استفاده از قراردادهای اختیار معامله سفارشی به قرن نوزدهم بازمی گردد اما تا اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی این قراردادها تنها به عنوان محصولی در بازار خرده فروشی مطرح بود. با معرفی اختیار معامله استاندارد در سال ۱۹۷۳، معاملات اختیار معامله سفارشی به شدت با رکود مواجه شد. این در حالی بود که در آن زمان عامل دیگری در بازارهای مالی به شدت خودنمایی می کرد که موجبات رشد دوباره بازار مشتقه های مالی را فراهم آورد. در ابتدای دهه ۱۹۷۰ بازار ارز خارجی شناور شد و به نرخ ارز اجازه داده شد تا به صورت کاملاً آزادانه نوسان قیمت داشته باشد. آزادسازی نرخ ارز منجر به شکل گیری بازار قراردادهای آتی، اختیار معامله و پیمان های آتی نرخ ارز گردید. بازار پیمان های آتی ارز بعدها بانام ” بازار بین بانکی” شناخته شد که با حضور بازیگران اصلی آن یعنی بانک های بین المللی رشد سریعی را تجربه نمود. در دهه ۱۹۸۰ بانک ها با تکیه بر مقررات زدایی فعالیت هایشان، به این نکته پی بردند که با ایجاد مشتقات جدید و فروش آن به شرکت ها می توان ریسک های خاص هر بنگاه اقتصادی را با محصولاتی که مختص آن طراحی شده مدیریت کرد. بر این اساس بسیاری از بانک ها بر آن شدند تا باهدف کمک به شرکت هایی که قصد مدیریت ریسک دارند، بازار ابزار مشتقه را پی ریزی کنند. در این مسیر بانک ها نیز برای گریز از ریسک های ناخواسته موجود، بوسیله منابع و شبکه های ارتباطی بین المللی که در اختیاردارند به انتقال این ریسک ها به دیگران پرداختند و برای این منظور غالباً از بازار قراردادهای آتی کمک گرفتند.

بدین ترتیب، بانک ها توانستند ضمن انتقال ریسک به دیگران، از تفاوت ثبت خریدوفروش قراردادهای مشتقه به سود مناسبی دست یابند، همانند بانک ها، شرکت های تأمین سرمایه از بازیگران اصلی این بازارها هستند. بانک های تجاری و شرکت های تأمین سرمایه که در ایجاد بازارهای مشتقه نقش آفرینی می کنند تحت عنوان معامله گران بازار مشتقه شناخته می شوند. در حال حاضر، خریدوفروش ابزار مشتقه توسط این نهادها از فعالیت های مرسوم آن ها در بازارهای مالی به شمار می رود. بورس های مشتقه تا به امروز تغییرات زیادی را به خود دیده است که اغلب آن ها درنتیجه رشد رقابت در بازارهای خارج از بورس بوده است. تعدادی از این بورس ها تاکنون با یکدیگر ادغام و بسیاری دیگر که درگذشته شاید زیان ده بوده اند اکنون به سوددهی رسیده اند. در این میان تعدادی از بورس ها تلاش کرده اند تا آن دسته از قراردادهای مشتقه را که قبلاً به صورت سفارشی و خارج از بورس انجام می شد؛ به صورت استاندارد درآورند. همچنین بورس های مذکور تلاش زیادی در جهت کاهش سطح ضوابط و مقررات حاکم بر خود مصروف داشته اند. تعدادی از آن ها در مسیر توسعه، نحوه انجام معاملات را از حالت حضوری به حالت غیرحضوری و الکترونیکی تغییر داده اند. این روش بدلیل اینکه بر پایه شبکه جهانی اینترنت انجام پذیر است به نام معاملات الکترونیکی شناخته می شود. آنچه مسلم است آن است که آینده متعلق به معاملات الکترونیکی خواهد بود.

انواع ابزار مشتقه

ابزار مشتقه

چهار دسته اصلی ابزارهای مشتقه مالی را می توان به شرح زیر دانست، در مقالات بعدی به هریک از آن ها به صورت مجزا پرداخته خواهد شد.

  • قردادهای آتی
  • قراردادهای اختیار معامله (آپشن)
  • قرادادهای فوروارد
  • قردادهای سوآپ

در حال حاضر قراردادها و اختیار معامله های قابل معامله در بازار ایران، در سایت بورس کالا، قابل مشاهده است، در این سایت پس از باز کردن بخش بازارها و سپس بخش ابزار مشتقه، این دو نوع ابزار به شرح تصویر قابل مشاهده هستند:

ابزار مشتقه چیست؟

برای مثال در بخش قراردادهای آتی، می توان از قرارداد آتی سکه، پسته، زعفران نگین و زعفران رشته ای نام برد. قرارداد آتی (که در مطالب بعدی به طور مفصل معرفی خواهد شد) قراردادی است که فروشنده براساس آن متعهد می شود در سررسید معین، مقدار معینی از کالای مشخص را به قیمتی که الان تعیین می کنند بفروشد و در مقابل طرف دیگر قرارداد متعهد می شود آن کالا را با آن مشخصات خریداری کند. برای مثال در قرارداد آتی سکه شما سکه خریدوفروش نمی کنید، بلکه یک قرارداد را که شامل ۱۰ عدد سکه می باشد معامله می کنید. در این قرارداد، دارایی پایه، اندازه، دوره معاملات، تاریخ تحویل، وجه تضمین اولیه، حداقل وجه تضمین، حداکثر حجم هر سفارش و… مشخص می گردد. از مزایای سرمایه گذاری در بازار آتی سکه می توان به پایین بودن هزینه معاملات و معافیت مالیاتی، شفافیت قیمت، استاندارد بودن و تضمین معاملات و تسویه حساب به موقع اشاره کرد. اما شاید بتوان مهم ترین شاخصه این سرمایه گذاری را امکان ورود با سرمایه کم به بازار آتی سکه دانست که درواقع همان اهرم مالی می باشد. درواقع در این نوع معاملات، مشتری با واریز مبلغی به عنوان ضمانت نزد بورس کالا می تواند اقدام به خرید و یا فروش ۱۰ سکه نماید، در صورت پیش بینی درست قیمت سکه، سود مشتری به حسابش واریز و در صورت زیان از مبلغ ضمانت مشتری برداشت و به حساب طرف مقابل واریز می گردد. به طور مثال خرید ١٠ قرارداد آتی سکه تحویل دی ۹۸ به معنای آن است که فروشنده قرارداد موظف است در دی ماه، به تعداد یک قرارداد که هر قرارداد شامل ده سکه است، سکه تحویل خریدار نماید. این قراردادها قبل از سررسید بارها خریدوفروش می شوند، و از محل تفاوت قیمت ها سود عاید خریداران و فروشندگان می شود.

بازار آتی یک بازار دوطرفه است، یعنی بسته به پیش بینی از قیمت ها می توان موقعیت های متناسب با آن را اتخاذ کرد، بدین معنی که وقتی قیمت افزایش می یابد افراد در قیمت پایین خرید خود را انجام داده و در قیمت بالاتر آن را به فروش می رسانند. از طرفی پیش بینی می کنند که قیمت ها کاهش خواهد یافت، در قیمت بالاتر اقدام به پیش فروش سکه کرده و پس از کاهش قیمت ها اقدام به خرید همان تعداد سکه می کنند و از اختلاف بین فروش و خرید منفعت کسب می کنند، حال آن که در خرید نقدی سکه تنها حالت ممکن خرید در قیمت های پایین است و زمان ریزش قیمت ها جز راه حل فروش و جلوگیری از ضرر بیشتر اقدام جایگزینی ندارند. در مطالب بعدی، به طور دقیق تر و جزئی تر به معاملات ابزارهای مشتقه در بازار ایران پرداخته خواهد شد.

ادامه مطلب
سوآپ چیست؟
قرارداد سوآپ یا سواپ چیست؟

سوآپ (SWAP) چیست؟

سوآپ در لغت به معنای معامله پایاپاى، معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن و جانشین کردن آمده و در اصطلاح، توافقی بین دو طرف برای معاوضه جریان نقدی در آینده (با دو نوع پرداخت متفاوت) است. اولین سواپ در سال ۱۹۸۱ میلادی بین شرکت IBM و بانک جهانی صورت گرفت. هرچند سابقه طراحی و ابداع سوآپ (swaps) نسبت به سایر مشتق های مالی کمتر است، اما اهمیت آن کم نیست. به عبارت دیگر، چنانچه اندازه بازار سوآپ را موردتوجه قرار دهیم، شاید بتوان آن را نسبت به سایر مشتق های مالی پراهمیت تر دانست. درواقع، سوآپ توافقی است بین دو طرف تا مجموعه ای از جریان های نقدی آتی را با یکدیگر معاوضه کنند. در اکثر مواقع، یک طرف سواپ مبالغی را برحسب یک متغیر تصادفی نظیر نرخ بهره، نرخ ارز، بازده سهام و یا قیمت یک کالا پرداخت می نماید. این پرداخت ها به پرداخت های متغیر (variable) یا شناور (floating) موسوم است. طرف دیگر سوآپ ممکن است مبالغی را به صورت ثابت و یا شناور بر پایه یک متغیر تصادفی دیگر پرداخت نماید. در حالی که در قراردادها و پیمان های آتی و نیز اختیار معامله از عبارت خریدار و فروشنده برای طرفین معامله استفاده می گردد، در مورد سوآپ چنین ادبیاتی چندان رایج نیست. در عوض، در سواپ یک طرف معامله به عنوان پرداخت کننده برحسب نرخ شناور (یا متغیر) و طرف دیگر به عنوان پرداخت کننده برحسب نرخ ثابت شناخته می شود. البته، در برخی از قراردادهای سوآپ، هر دو طرف معامله برحسب نرخ شناور به طرف مقابل پرداخت می نمایند.

سوآپ یا سواپ چیست؟

ویژگی های قراردادهای سوآپ

معمولاً قراردادهای سوآپ شامل یک مجموعه از جریان های نقدی است. درواقع، سواپ حالت کلی تر پیمان های آتی است که در آن به جای یک پرداخت با مجموعه ای از پرداخت ها مواجه هستیم.  بنابراین، می توان سوآپ را به عنوان مجموعه ای از پیمان های آتی در نظر گرفت. در هنگام انعقاد سوآپ هیچ پولی بین طرفین معامله ردوبدل نمی شود. بنابراین، ارزش سواپ در زمان شروع آن معادل صفر است. البته سوآپ های ارزی از این قاعده مستثنی هستند، در سوآپ های ارزی طرفین معامله در هنگام انعقاد سوآپ، مبلغ فرضی قرارداد (notional principal) را برحسب ارزهای مختلف با یکدیگر رد و بدل می کنند. همانطور که پیشتر اشاره شد، در سوآپ طرفین معامله مجموعه ای از جریان های نقدی را معاوضه می کنند، بنابراین ما با تاریخ های پرداخت یا تاریخ های تسویه (settlement date) متعدد سر وکار داریم. به دوره زمانی بین دو تاریخ تسویه، دوره تسویه (settlement period) می گویند. به استثنای سوآپ های ارزی، در دیگر انواع سوآپ، مبالغی که در تاریخ های تسویه بین طرفین سوآپ ردوبدل می شود برحسب ارز یکسان است.  بنابراین، طبیعی است که طرفین سوآپ، خالص مبالغ پرداختی را ردوبدل نمایند. در مورد سوآپ ارزی، مبالغ پرداختی در تاریخ های تسویه برحسب ارزهای مختلف می باشد، درنتیجه هر یک از طرفین سوآپ به صورت مجزا مبالغی را برحسب ارز موردنظر پرداخت می نماید و تسویه خالص کاربردی ندارد. تسویه قراردادهای سوآپ معمولاً به صورت نقدی است، تحویل فیزیکی دارایی پایه در مورد قراردادهای سوآپ کمتر است. قراردادهای سوآپ همیشه دارای یک تاریخ خاتمه (termination date) مشخص می باشد. در تاریخ خاتمه آخرین پرداخت توسط طرفین سوآپ صورت می گیرد. تاریخ خاتمه را می توان مشابه تاریخ انقضاء در سایر انواع قراردادهای مشتقه در نظر گرفت. قراردادهای سوآپ در بازار خارج از بورس و برحسب نیازهای خاص طرفین قرارداد معامله می شود. مشابه سایر قراردادهای مشتقه خارج بورسی، قراردادهای سوآپ نیز در معرض ریسک نکول قرار دارد. هر بار که یکی از طرفین سوآپ نسبت به انجام تعهد خود مبنی بر پرداخت مبلغی که بر عهده اوست به طرف مقابل قصور کند، این ریسک عینیت می یابد. درواقع می توان گفت، قراردادهایی همچون سوآپ در معرض ریسک اعتباری هستند.

سوآپ یا سواپ چیست؟

خاتمه دادن به سوآپ

همان طور که قبلاً اشاره شد، سوآپ دارای یک تاریخ خاتمه یا تاریخ انقضای مشخص است. در برخی موارد ممکن است یکی از طرفین سوآپ تمایل داشته باشد تا زودتر از تاریخ انقضاء از سواآپ خارج شود. این امر مشابه آن است که شخص دارنده اوراق قرضه بخواهد قبل از سررسید اوراق، آن را بفروشد و یا اینکه دارنده اختیار معامله بورسی و یا قرارداد آتی بخواهد قبل از تاریخ انقضاء آن را بفروشد. خروج از سوآپ قبل از تاریخ انقضاء به شیوه های مختلف امکان پذیر است. قرارداد سواپ برحسب ارزش فعلی خالص جریان های نقدی آتی که طرفین باید در آینده ردوبدل کنند دارای ارزش بازاری معینی بوده که در طول عمر سوآپ قابل محاسبه است. به عنوان مثال، اگر ارزش بازاری سواپ برای یکی از طرفین معامله ۱۲۵ هزار دلار باشد، وی می تواند در صورت موافقت طرف مقابل با دریافت مبلغ مذکور از وی، به قرارداد خاتمه بخشد. این روش موجب می شود تا قرارداد سوآپ برای هر دو طرف پایان پذیرد. در هر صورت، خاتمه دادن به قرارداد سواپ به شیوه اخیر نیازمند جلب موافقت طرف مقابل قرارداد است. در هنگام عقد قرارداد سوآپ می توان چنین رویکردی را برای خاتمه زودتر از موعد سوآپ پیش بینی نمود. رویکرد دیگری که برای خاتمه زودتر از موعد قرارداد سوآپ رایج است، ورود به یک قرارداد سواپ جدید با موقعیت معکوس است. برای مثال، شرکتی را در نظر بگیرید که وارد یک قرارداد سوآپ شده و متعهد است درازای دریافت مبالغی برحسب نرخ لایبور، مبالغ ثابتی را بر پایه نرخ بهره ۵ درصد به طرف مقابل قرارداد پرداخت نماید. بهره ثابت پرداختی توسط شرکت در ۱۵ ژانویه هرسال انجام شده و مبالغ شناور در ۱۵ جولای دریافت می شود. در حال حاضر سه سال تا تاریخ انقضای قرارداد باقیمانده است و شرکت مورداشاره علاقه مند است که به قرارداد مذکور خاتمه بخشد.

برای این منظور وی می تواند وارد یک قرارداد سوآپ جدید با موقعیت معکوس شود. بدین ترتیب که طی یک قرارداد سو آپ سه ساله، بهره ثابت را دریافت و بهره شناور را پرداخت نماید. در قرارداد جدید، شرکت متعهد می شود به مدت سه سال و در تاریخ ۱۵ جولای هرسال نرخ بهره لایبور (نرخ لایبور (London Inter Bank Offered Rate=LIBOR) عبارت است از میانگین نرخ بهره بین بانکی که بانک ها در کوتاه مدت به یکدیگر وام می دهند). را به طرف مقابل پرداخت نموده و در عوض در ۱۵ ژانویه، نرخ بهره ثابت موردتوافق را دریافت کند. نرخ بهره ثابت در قرارداد سوآپ جدید مطابق شرایط روز بازار در تاریخ انعقاد سوآپ تعیین شده و ممکن است با نرخ ۵ درصد تعیین شده در قرارداد قبلی متفاوت باشد.  در هر صورت، مبالغ دریافتی و پرداختی برحسب نرخ لایبور با یکدیگر خنثی شده و شرکت صرفاً باید مبالغ ثابت مشخصی را برحسب مابه التفاوت دو نرخ بهره ثابت تعیین شده در دو قرارداد دریافت یا پرداخت نماید.  بنابراین، ریسک شرکت در برابر نوسانات نرخ بهره لایبور به طور کامل از بین می رود اما ریسک نکول طرف مقابل همچنان پابرجاست زیرا هر دو قرارداد سوآپ موردبحث کماکان به قوت خود باقی هستند. روش سوم خاتمه دادن به قرارداد سوآپ آن است که آن را به طرف سومی بفروشیم.  حالتی را در نظرگیرید که یک شرکت دارای یک قرارداد سو آپ به ارزش ۷۵ هزار دلار است. این شرکت می تواند در صورت جلب نظر و موافقت طرف مقابل قرارداد، شخص ثالثی را پیدا نماید و تعهد خود را به قیمت ۷۵ هزار دلار به وی واگذار نماید. رویکرد اخیر، چندان رایج نیست. روش دیگری که برای خروج زودتر از موعد از قرارداد سوآپ وجود دارد استفاده از اختیار معامله بر روی سوآپ (swaption) است. اختیار معامله بر روی سوآپ نوعی اختیار معامله است که دارایی پایه آن یک قرارداد سواپ است. دارنده اختیار معامله بر روی سواپ نسبت به ورود به سوآپ موضوع قرارداد مخیر است و می تواند از طریق این ابزار، اختیار ورود به یک قرارداد سوآپ معکوس را برای خود حفظ نماید.

سوآپ یا سواپ چیست؟

انواع قراردادهای سوآپ

دارایی پایه سوآپ می تواند نرخ ارز، نرخ بهره، سهام، کالا و… باشد. در ادامه به معرفی اجمالی انواع مختلف قراردادهای سوآپ می پردازیم:

سوآپ نرخ بهره (interest rate swap)

در سوآپ نرخ بهره، طرفین قرارداد مبالغ بهره را برحسب ارز مشابه معاوضه می نمایند. در این نوع از سوآپ مبلغ اسمی قرارداد برای دو طرف قرارداد یکسان بوده و تسویه به صورت خالص انجام می شود. در سوآپ نرخ بهره دو حالت ممکن است:  در حالت اول، دو طرف قرارداد مبالغ بهره را برحسب بهره متغیر پرداخت می کنند. اما در حالت دوم، یکی از طرفین قرارداد برحسب بهره ثابت و دیگری برحسب بهره متغیر پرداخت می نماید. برخلاف سوآپ ارزی که پرداخت بهره ثابت برای دو طرفین قرارداد ممکن بود، در مورد سوآپ نرخ بهره چنین حالتی بی معنی خواهد بود زیرا با یکسان بودن ارز، این حالت منجر به مبادله جریان های نقدی کاملاً یکسان خواهد شد. ضمناً، در سوآپ نرخ بهره نیازی به مبادله مبلغ اسمی قرارداد در تاریخ انعقاد و اختتام سوآپ نیست، زیرا با ارز یکسان سروکار داریم. فرض کنید یک شرکت از بانکی وام گرفته است و نرخ آن براساس لایبور به علاوه درصد ثابتی است، ازآنجایی که نرخ لایبور متغیر است، شرکت برای پوشش ریسک خود، وارد قرارداد سواپ با بانک دیگری می گردد که در بازار سواپ فعال است و طبق آن قرارداد، مبالغ ثابتی را پرداخت و نرخ لایبور را دریافت می کند، در این مثال شرکت مذکور از یک سو با بانکی که وام گرفته طرف است و از سویی دیگر با بانکی که در بازار سواپ فعال است، ولی برآیند کلی این دو، این خواهد بود که نرخ لایبور را مستقیماً از یکی از بانک ها دریافت و به دیگری پرداخت می کند، درواقع ریسک تغییرات نرخ لایبور را پوشش داده و پرداخت هایش را در دو طرف به پرداخت های ثابت تبدیل می کند.

سوآپ سهام (equity swaps)

در سوآپ سهام، طرفین قرارداد مبالغی را برحسب بازده سهام یا شاخص سهام معاوضه می نمایند. سواپ سهام به گونه ای طراحی شده که علاوه بر بازده حاصل از سود نقدی، بازده ناشی از منفعت سرمایه ای (capital gain) را نیز شامل می شود. سوآپ سهام معمولاً توسط مدیران پرتفوی مورد استفاده قرار می گیرد. قراردادی را در نظر بگیرید که درازای دریافت مبلغی ثابت، بازده شاخص s&p500 پرداخت شود، منظور از بازده نیز تغییرات شاخص مذکور در بازه ی زمانی مشخص است، بدیهی است که هردو نرخ در مبلغ ثابت قرارداد ضرب شده و جریانات نقدی پرداختی و دریافتی را حاصل می کند.

سوآپ ارزی (currency swaps)

در سوآپ ارزی، طرفین قرارداد مبالغ بهره را برحسب ارزهای مختلف ردوبدل می کنند. این روش به طرفین معامله کمک می کند تا در مقابل ریسک نوسانات نرخ ارز مقاوم تر بوده و آن را بهتر مدیریت کنند. در ۱۹۹۰، معمول ترین شکل سواپ، سواپ ارز ثابت- ثابت (fixed-for-fixed) بود که به صورت سواپ Plain Vanilla (رایج ترین نوع سوآپ) شناخته می شد. تحت این سوآپ ارز، گردش نقدینگی سواپ براساس گردش نقدینگی آتی دو ارز متفاوت است  که شامل مبادله میان دو طرف معامله نرخ ثابت بهره در یک نرخ ارز در معاوضه با نرخ ثابت بهره در نرخ ارز دیگری است. درواقع، شرکت A متعهد به پرداخت نرخی ثابت براساس یک نوع ارز و شرکت B متعهد به پرداخت نرخی ثابت بر اساس ارزی دیگر است. یک شکل معمول دیگر از سواپ، سواپ ارزی ثابت-شناور (fixed-for-flow) است. تحت این قرارداد، یکی از جریان های پرداخت در نرخ ثابت یک ارز قرارگرفته، در حالی که جریان پرداخت دیگر، براساس نرخ شناور ارز دیگر قرار می گیرد. درواقع، شرکت A متعهد به پرداخت نرخ ثابتی طبق یک نوع ارز و شرکت B متهد به پرداخت نرخی شناور بر اساس ارزی متفاوت است. یکی دیگر از انواع سواپ، سواپ ارز شناور-شناور (flow-for-flow) است. در این حالت هر دو طرف جریان پرداختی براساس نرخ های شناور ارزهای مورد قرارداد است. درواقع، شرکت A متعهد به پرداخت نرخ شناوری براساس یک نوع ارز و شرکت B نیز متعهد به پرداخت نرخی شناور بر اساس ارزی دیگر است. یک نوع دیگر از سواپ ارز که بسیار شایع و معمول است، سواپ ارز غیرهمسان (Cross-Currency Swap) است و آن توافقی است برای سواپ نرخ بهره ثابت در یک ارز، با نرخ بهره متغیر در یک ارز دیگر.

سوآپ نرخ بازده کل (Total Return Swap or Total Rate Of Return Swap: TRORS)

شیوه دیگر انجام سواپ ، سواپ نرخ بازده کل می باشد که در آن، طرفین معامله، یک دارایی را بصورت دارایی پایه یا معیار انتخاب کرده و توافق می کنند که یکی از طرفین بهره متعلقه به آن دارایی پایه و هر نوع افزایش یا کاهش ارزش آن دارائی را صاحب شود و طرف مقابل نیز وجوه ثابت یا شناوری را از طرف مقابل دریافت کند که بطور معمول هیچ گونه ارتباطی با دریافتی های طرف اول ندارد. در حقیقت، این نوع سواپ ، به طرف دوم اجازه می دهد تا دارائی اش را در برابر نوسان های ارزش، پوشش دهد و طرف نخست نیز می تواند بدون اینکه دارائی را وارد ترازنامه اش بکشد، از عایدات اقتصادی آن بهره مند شود. بدین ترتیب، سواپ بازده کل، دو کارکرد اصلی دارد؛ یکی کاهش ریسک اعتباری دارایی پایه از راه انتقال بازده کل به خریداران سواپ و دیگری کاهش ریسک بازار دارایی پایه فروشنده سواپ از طریق جبران زیان کاهش ارزش دارائی پایه به وسیله خریدار سواپ . علاوه بر این، منافع متعددی هم در استفاده از این نوع سواپ به جای خرید دارایی پایه برای سرمایه گذار مترتب است؛ اول آنکه لازم نیست خریدار سواپ شخصاً درباره تأمین مالی خرید دارائی پایه اقدام کند؛ لیکن در عوض مبلغی را به فروشنده سواپ درازای دریافت بازده کل ناشی از دارائی پایه می پردازد. دوم آنکه خریدار سواپ می تواند از بهترین اقدام فروشنده سوآپ در تهیه دارائی پایه نفع ببرد، سوم آنکه خریدار سواپ در معرض همان میزان خطر اقتصادی ناشی از یک سبد متنوع از دارائی ها در یک معامله سواپ است که در معامله های بازار نقدی به دست می آید. به این وسیله سواپ بازده کل نسبت به بازار نقد، ابزار بسیار مؤثرتری خواهد بود. چهارم آنکه خریدار سواپ، در خرید یک دارائی هم زمان با ریسک اعتباری مثل اوراق قرضه شرکتی در بازار مواجه با مشکل است و از سوی دیگر در برابر دریافت بازده کل دارایی پایه در معرض دو ریسک اعتباری یا نکول فروشنده سواپ و ریسک تغییر نرخ سود قرار می گیرد.

سواپ نکول اعتباری (Credit Default Swap: CDS)

ازآنجا که مؤسسات مالی، در معرض ریسک عدم بازپرداخت اقساط وام های مشتریان خود قرار دارند، به منظور صیانت از دارائی خود و مصونیت از ریسک عدم پرداخت اقساط وام از سوی مشتریان، از مکانیزم سواپ نکول اعتباری استفاده می کنند. مطابق این ساز و کار حقوقی – مالی، مؤسسات مذکور طی یک قراردادی در جایگاه خریدار سواپ قرارگرفته و با فروشنده سواپ که معمولاً یک مؤسسه بیمه ای است توافق می کنند تا در سررسیدهای معینی، مبلغی مشخصی را به فروشنده پرداخت کنند و متقابلاً، فروشنده نیز متعهد می گردد که در صورت عدم پرداخت اقساط مشتریان به موسسه مالی، وی در راستای اجرای قرارداد نکول اعتباری در سقف تعهدی که به موجب این قرارداد پذیرفته، معادل آنچه که مشتری موسسه نپرداخته است، جبران کند. در  این نوع سواپ، طرف خریدار، اجرتی را بصورت دوره ای به طرف فروشنده در برابر تعهد وی به پرداخت مبلغ مشخصی در آینده و در صورت بروز حادثه ای موردتوافق (مانند نکول)، پرداخت می کند. این قرارداد، مانند بیمه است که طی آن، صاحبان دارائی ها آن ها را درازای مبلغی بصورت دوره ای بیمه می کنند. تفاوت اصلی بین «سواپ نکول اعتباری» و «سواپ نرخ بازده کل» در این است که سوآپ نکول اعتباری از دارائی، در برابر بروز یک اتفاق خاص، محافظت می کند؛ در حالی که سواپ نرخ بازده کل از دارائی، در برابر کاهش ارزش احتمالی آینده آن حفاظت می کند. به عبارت دیگر، در حالی که اولی بصورت ابزار مشتقه اعتباری است، دومی هیچ گاه بصورت یک مشتقه اعتباری مطرح نمی باشد.

سوآپ کالا (commodity swaps) و سایر انواع سوآپ

مشابه آنچه در مورد سواپ ارزی، سواپ نرخ بهره و سواپ سهام ملاحظه شد می توان بر روی کالاها و هر چیز دیگری با نتایج تصادفی که شرکت ها، نهادهای مالی و یا اشخاص با آن مواجه هستند، قرارداد سواپ تعریف نمود.  سواپ کالا بسیار رایج است. برای مثال، شرکت های هواپیمایی برای خرید سوخت موردنیاز خود در آینده وارد قرارداد سو آپ می شوند. طی قرارداد مذکور آن ها مبالغ ثابتی را به طرف مقابل سواپ پرداخت کرده و در عوض، طرف مقابل هم مبالغی را بر مبنای قیمت سوخت به آن ها می پردازد. همچنین استفاده از سواپ برای تثبیت قیمت طلا، فلزات گران بها و یا گاز طبیعی نیز بسیار متداول است. هدف از این قراردادها تثبیت قیمت خرید یا فروش کالاهای مذکور است. مضافاً این که، می توان قراردادهای سواپ را برای کالاهای غیرقابل ذخیره سازی نظیر برق و با آب و هوا نیز استفاده کرد. در مورد سواپ آب و هوا، مبالغ پرداختی برحسب معیار خاصی از سنجش آب و هوا نظیر میزان بارش، دما و یا خسارت های ناشی از تغییرات آب و هوایی پرداخت می شود. قراردادهای سوآپ یا معاوضه نفتی، از سنخ قراردادهای معاوضه کالاست. درواقع رایج ترین نوع قراردادهای معاوضه کالا، قرارداد سواپ نفتی است. ایران به لحاظ موقعیت استراتژیکی و دسترسی به آبراه های بین المللی و خطوط لوله بسیار گسترده نفتی، موقعیت ویژه ای برای سواپ نفت و فرآورده های نفتی کشورهای آسیای میانه دارد.

ادامه مطلب
buffet-(4)
قرارداد آتی زعفران چیست و در...

قرارداد آتی زعفران چیست ؟

ایران به عنوان بزرگ ترین تولید کننده زعفران در جهان در بازار جهانی زعفران شناخته شده است و بعد از ایران، اسپانیا در حال رقابت با ایران است و این در صورتی است که تنها علت آن بسته بندی های بهتر کشور اسپانیا می باشد. برای کمک به رفع این مشکل، معاملات آتی زعفران در بورس ایران راه اندازی شد. قراردادهای آتی زعفران برای اولین بار در خرداد سال ۹۷ در بورس کالای ایران راه اندازی شد و هدف آن، ایجاد سامانه ای برای پوشش ریسک تولید کنندگان ایرانی و شفافیت بیشتر در این بازار بود.

پوشش ریسک به معنای اتخاذ موقعیتی در بازار است که هدف از آن حداقل نمودن یا از بین بردن ریسک ناشی از نوسانات و تغییرات قیمت است. در واقع سرمایه گذار می تواند با ورود به قرارداد آتی، دارایی خود را به قیمتی مشخص در آینده به فروش رساند. در این صورت نوسانات بازار تأثیری بر قیمت دارایی خریداری شده نخواهد داشت و سرمایه گذار این دارایی را در زمان آینده با قیمتی مشخص به فروش خواهد رساند.  فرض کنید کشاورزی قصد دارد تا برای سال آینده ۵۱ کیلوگرم زعفران تولید نماید. برای فروش محصول در زمان برداشت دو حالت متصور است؛ حالت اول اینکه کشاورز زعفران خود را پرورش داده و در زمان برداشت به هر قیمتی که محصول را از وی خریدند به فروش برساند یا می تواند به قیمتی که در حال حاضر در نظر دارد، محصول خود را در آینده بفروشد. حالت دوم این امکان را به کشاورز می دهد تا قیمت فروش محصول خود را از حال برای آینده تعیین کند. در نتیجه کشاورز می تواند با ورود به قرارداد آتی زعفران محصول خود را به قیمتی که می خواهد در آینده به فروش برساند و با این کار ریسک کاهش قیمت در زمان برداشت محصول را از بین ببرد.

در حال حاضر دو نوع زعفران مورد تأیید بورس کالای ایران است یک زعفران رشته ای بریده ممتاز (نگین) و دیگری زعفران رشته ای درجه یک (پوشال معمولی) تعیین شده که بر اساس استاندارد مشخص شده از سوی بورس کالا مشخص می شوند (مشخصات دقیق فنی خود زعفران را می توانید در سایتwww.ime.co.ir مشاهده کنید).

نماد قرارداد های آتی زعفران نگین به صورت SAFMMYYو قرارداد آتی پوشال معمولی به صورت OSFMMYY است که در آن MM ماه سررسید و YY سال سر رسید است. به عنوان مثال نماد SAFSH97 بیانگر تاریخ سررسید ماه شهریور و سال ۹۷ برای قرارداد نگین می باشد.در صورتی که نیاز به تحویل فیزیکی شود (تا سررسید نگه داری کنید موقعیت فروش و یا خرید خود را) مبلغ ۱۵۰۰۰ تومان بابت هزینه بررسی کیفیت کالا باید پرداخت کنید و همچنین در صورت اتخاذ موقعیت فروش، روزانه ۱ ریال بابت هزینه انبارداری هر گرم از وجه تضمین فروشنده کسر خواهد شد و برای موقعیت خرید نیز همین مقدار در زمان تحویل از انبار باید پرداخت کنید. حداقل میزان قرارداد برای خرید و فروش فیزیکی در سررسید نیز ۵۰۰ گرم است. انبار محل تحویل از طرف سازمان بورس کالا، ۱۰ روز  قبل از سررسید اعلام می شود.

★ مشخصات قرارداد آتی زعفران

✔ اندازه هر قرارداد: ۱۰۰ گرم

دامنه نوسان: ۵% روزانه

✔ کارمزد خرید و فروش: ۳۰۰ تومان برای خرید و ۳۰۰ تومان برای فروش روی هر قرارداد

✔ زمان معاملات: شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۹ تا ۱۷ و پنجشنبه ها از ساعت ۱۰ الی ۱۶

✔ حداقل وجه تضمین: ۷۰% وجه تضمین اولیه

✔ وجه تضمین اولیه: (وجه تضمین اولیه مقدار پولی است که معامله گر باید در حساب خود نزد کارگزار خود داشته باشد تا بتواند موقعیت خرید یا فروش اتخاذ کند)

قرارداد آتی زعفران چیست

در حال حاضر وجه تضمین اولیه قراردادهای آتی زعفران نگین ۴۶۰۰۰۰۰ ریال و وجه تضمین قراردادهای آتی زعفران رشته ای درجه یک (پوشال معمولی) مبلغ ۲۸۰۰۰۰۰ ریال می باشد. تغییرات وجه تضمینی را می توانید با کلیک بر اینجا مشاهده نمایید.

نویسنده: خشایار بدیعی

ادامه مطلب
buffet-(4)
اوراق اختیار فروش تبعی چیست؟

در این مقاله تصمیم داریم تا در رابطه با اختیار فروش تبعی توضیحات کاربردی ارائه نماییم تا از این دریچه بتوانید با دید بازتری در بازار سهام به فعالیت بپردازید. پیش از شروع مطلب لازم است تا در رابطه با اوراق اختیار فروش توضیحاتی را خدمت شما ارائه کنیم.

اختیار فروش چیست؟

اختیار فروش جزء ابزارهای بازار مشتقات است. لازم به ذکر است که ابزار بازار مشتقه جزو ابزار پوشش ریسک می باشد؛ اما خریدار اختیار فروش چه وضعیتی دارد؟ اختیار فروش به دارنده آن این حق و نه تعهد را می دهد که در تاریخ معینی در آینده به قیمت مشخص شده در برگه که از آن به عنوان قیمت اعمال یاد می شود این اوراق را اعمال نماید. حال اگر خریدار این ورقه بخواهد از این موقعیت استفاده نماید بایستی دارایی پایه (دارایی که سرمایه گذار جهت پوشش ریسک در آن اختیار فروش را خریداری کرده است) از بازار خریداری کرده و به قیمت اعمال به فروش برساند. لازم به ذکر است که بابت موقعیت خرید اختیار معامله مبلغی را تحت عنوان هزینه اولیه می پردازند (توجه فرمایید که در این بخش در رابطه خرید اوراق اختیار فروش در بازارهای مالی دنیا صحبت می کنیم).

برای تفهیم موضوع یک مثال می زنیم:

فرض کنید شخص الف بابت ۱۰۰ سهم شرکت A که در حال حاضر قیمت ۱۰۰۰ ریال دارد اختیار فروشی را به قیمت اعمال ۹۰۰ ریال در چهار ماه آینده خریداری کرده است. درنتیجه این سرمایه گذار هیچ سهمی از شرکت A را در حال حاضر ندارد و بابت هر سهم دارایی پایه مبلغ ۱۰۰ ریال (درمجموع ۱۰۰۰۰ ریال) را به عنوان هزینه اولیه پرداخت می نماید.

حال سه حالت زیر را در نظر بگیرید و رفتار دارنده برگه اختیار فروش را ارزیابی نمایید:

الف) قیمت سهام در تاریخ اعمال به ۷۰۰ ریال کاهش پیداکرده باشد.

در این حالت فرد اختیار فروش خود را اعمال خواهد کرد، درنتیجه می تواند ۱۰۰ سهم شرکت A را به قیمت ۷۰۰ ریال از بازار خریداری نموده و به قیمت اعمال ۹۰۰ ریال به فروش برساند و از طریق این معامله سود ۲۰ هزار ریالی را شناسایی نماید، با توجه به اینکه در ابتدای امر مبلغ ۱۰ هزار ریال را هزینه کرده است سود خالص سرمایه گذار ۱۰ هزار ریال می باشد. به طور خلاصه عملیاتی که طی این معامله اتفاق افتاده را مشاهده می نمایید:

هزینه اولیه بابت اتخاذ موقعیت خرید اختیار فروش: (۱۰۰۰۰) ریال

سود ناشی از خرید ۱۰۰ سهم A به مبلغ ۷۰۰ ریال و فروش به قیمت اعمال ۹۰۰ ریال: ۲۰۰۰۰ ریال

سود خالص ناشی از ورود به خرید اختیار فروش و اعمال آن: ۱۰۰۰۰ ریال

ب) قیمت سهام در تاریخ اعمال برابر ۹۰۰ ریال شده باشد.

در این حالت برای سرمایه گذار یک حالت بی تفاوتی ایجاد می شود چون چه با اعمال اختیار فروش و یا عکس آن هیچ سودی نصیب وی نمی شود چون قیمت بازار برابر قیمت اعمال است، بنابراین سرمایه گذار خنثی می باشد. در این حالت سرمایه گذار تنها هزینه ۱۰ هزار ریالی را پرداخت کرده است.

پ) قیمت سهام در تاریخ اعمال به ۱۲۰۰ ریال رسیده باشد.

در این حالت سرمایه گذار قطعاً اختیار خود را اعمال نخواهد کرد زیرا درصورتی که بخواهد اختیار خود را اعمال نماید زیان ۳۰ هزار ریالی را به شرح زیر متحمل خواهد شد:

هزینه اولیه بابت اتخاذ موقعیت خرید اختیار فروش: (۱۰۰۰۰ ریال)

زیان ناشی از خرید ۱۰۰ سهم A به مبلغ ۱۲۰۰ ریال و فروش به قیمت اعمال ۹۰۰ ریالی: (۳۰۰۰۰)

زیان خالص ناشی از اعمال اختیار فروش: (۴۰۰۰۰) = (۱۰۰۰۰) + (۳۰۰۰۰)

همان طور که مشاهده می فرمایید زیان سنگینی بابت اعمال در این حالت روی داده است و بنابراین درزمانی که قیمت روز سهام در تاریخ اعمال بیشتر از قیمت اعمال تعیین شده در ورقه اختیار فروش است، سرمایه گذار اختیار خود را اعمال نمی نماید و در این حالت نیز تنها همان هزینه اولیه را پرداخت کرده است. هم چنین اوراق اختیار من جمله اختیار فروش دارای دو شیوه اعمال اروپایی و آمریکایی می باشد. در حالت اروپایی اوراق اختیار تنها در تاریخ سررسید قابلیت اعمال دارند اما در حالت آمریکایی سرمایه گذار می تواند در هر تاریخی تا سررسید اختیار را اعمال نماید (فرض کنید تاریخ شروع ۳۱ شهریور ۹۷ و تاریخ اعمال ۳۰ دی ماه است، درصورتی که به صورت آمریکایی اعمال شود سرمایه گذار در هر تاریخی مانند ۳۰ آبان ۱۳۹۷ نیز می تواند اختیار خود را اعمال نماید درحالی که در اروپایی فقط در تاریخ سررسید یعنی ۳۰ دی ماه می تواند اعمال نماید).

اوراق اختیار فروش تبعی چیست؟

این اوراق درواقع نوعی از اختیار فروش اروپایی است که در آن به خریدار این اوراق اجازه می دهد تا دارایی پایه اختیار که درواقع یکی از سهام پایه می باشد با توجه به قیمت سهام در زمان عرضه اوراق و قیمت اعمال بیمه نماید و به نوعی کسب بازدهی برای سرمایه گذار تضمین می گردد، درنتیجه این اوراق به نوعی بیمه سهام می باشند. لازم به ذکر است که عرضه کننده این اوراق شرکت (ناشر) و یا سهامدار عمده است که هدف آن ها ایجاد تضمین و اطمینان نسبت به سهام است.

حال در ادامه در رابطه با سازوکار عملیاتی اوراق اختیار فروش تبعی نکاتی را خدمت شما عرض می کنم:

در ایران شیوه انتشار این اوراق متفاوت از سازوکار مطرح شده در دنیا است. در ایران به منظور خرید اوراق اختیار بایستی سهام پایه (سهامی که بابت آن اختیار فروش تبعی منتشر می گردد) را در اختیار داشته باشید. فرض کنید که قرار است اوراق اختیار فروش تبعی برای سهام شرکت سایپا در تاریخ ۱۰ دی ماه منتشر گردد. قبل از اینکه شما اقدام به خرید اوراق اختیار نمایید بایستی سهام شرکت سایپا را در سبد خود داشته باشید و این اولین تفاوت بین اوراق اختیار در ایران با سایر کشورهای دنیا است. مثلاً اگر شما می خواهید تعداد ۵۰ هزار اوراق اختیار سایپا را داشته باشید بایستی قبل اعمال دستور خرید این اوراق، تعداد ۵۰ هزار سهم از سایپا را در پرتفوی خود داشته باشید.

نمونه ای اوراق اختیار فروش تبعی که در عمل انجام شده است

عکس زیر مربوط به اطلاعیه عرضه اوراق اختیار فروش تبعی حسیر است. لطفاً به جزییات آن توجه فرمایید:

اوراق اختیار فروش تبعی چیستبر طبق اطلاعیه که در تصویر مشاهده می کنید می توان اطلاعات زیر را استخراج کرد:

1. قیمت اعمال: ۳۶۰۰ ریال، تاریخ اعمال: ۲۳ آبان ۱۳۹۷، دوره معاملاتی (دوره ای که این اوراق معتبر می باشند و درواقع فاصله تا سررسید را معین می کند): از ۲۷ آبان ۱۳۹۶ الی ۲۳ آبان ۱۳۹۷

2. کل حجم عرضه (تعداد کل اوراق اختیار فروش تبعی که توسط سهامدار عمده عرضه می گردد): ۷۵ میلیون

3. حداقل عرضه روزانه (عرضه کننده باید در هر روز حداقل این تعداد از اوراق اختیار را عرضه نماید): ۴ میلیون

4. هم چنین بر طبق این اطلاعیه، هر سهامدار حقیقی در یک روز نمی تواند بیشتر از ۱۰۰ هزار سهم را درخواست نماید؛ اما حداقلی برای آن تعریف نشده است درحالی که برای اشخاص حقوقی شرایط کاملاً متفاوت است.

5. همان طور که مشاهده می فرمایید نماد اختیار فروش تبعی حسیر به صورت حسیرتبعی ۹۷۰۸ می باشد.

حسیرتبعی ۹۷۰۸ – اختیارف.تبعی ریل سیرکوثر ۹۷۰۸۰۸

حال در قالب فرایند عملیاتی و با فرض اینکه در حال حاضر در تاریخ ۲۴ آبان ۱۳۹۶ (تاریخی که اطلاعیه عرضه اوراق اختیار تبعی حسیر منتشر شد) هستیم گام به گام برای شما توضیح می دهیم که چه وضعیتی برای شما ایجاد می شود.

حال فرض می کنیم که شما تمایل به خرید ۱۰۰ هزار اوراق اختیار هستید، درنتیجه بر اساس سازوکار تعریف شده شما می بایست در سبد خود تعداد ۱۰۰ هزار از سهم حسیر را داشته باشید؛ بنابراین شما در تاریخ ۲۴ آبان تعداد ۱۰۰ هزار سهم حسیر را در مبلغ ۲۸۳۰ ریال می خرید. درنتیجه سرمایه شما در سهام حسیر به مبلغ ۲۸۳ میلیون ریال است. حال در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۶ اعلام می گردد که بابت خرید هر ورقه اختیار فروش تبعی حسیر بایستی مبلغ ۵۰ ریال پرداخت گردد؛ بنابراین شما باید بابت خرید ۱۰۰ هزار عدد از این اوراق مبلغ ۵ میلیون ریال پرداخت نمایید. تا به اینجا در سبد سهام شما تعداد ۱۰۰ هزار سهم حسیر به مبلغ ۲۸۳ میلیون ریال و ۱۰۰ هزار ورقه اختیار فروش تبعی حسیر موجود می باشد. بنا بر قانون، شما تا تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۹۷ نمی توانید هیچ کدام از این دو ورقه بهادار را معامله نمایید.

حال فرض نمایید به تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۷ می رسیم. در این تاریخ شما بایستی بر اساس تحلیلی که از سهام حسیر دارید در مورد اعمال اوراق اختیار یا عدم اعمال آن تصمیم گیری کنید. در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۷ شما می بینید که قیمت حسیر در بازه ۲۵۵ تا ۲۷۰ تومان نوسان دارد. درنتیجه تصمیم می گیرید که به کارگزار خود دستور اعمال اوراق اختیار را می دهید. درنتیجه کارگزار درخواست شما را در کنار درخواست سایر مشتریان برای سازمان ارسال می کند. سازمان اگر در تاریخ ۲۳ آبان قیمت سهم حسیر برابر یا بیشتر از ۳۶۰۰ ریال باشد اوراق را اعمال نمی کند ولی اگر قیمت سهم کمتر از ۳۶۰۰ ریال بود ۱۰۰ هزار سهم حسیر را برای شما به قیمت ۳۶۰۰ ریال به ازای هر سهم به سهامدار عمده می فروشد.

در مثال ما چون سهم حسیر در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۹۷ برابر ۲۸۸۳ ریال است اوراق اختیار سهامداران درخواست کننده اعمال خواهد شد؛ بنابراین سود شما از خرید این اوراق با توجه به مفروضات بالا به شرح ذیل می باشد (در محاسبات کارمزد و مالیات در نظر گرفته نشده است):

خرید ۱۰۰ هزار سهم حسیر به قیمت ۲۸۳۰ ریال: ۲۸۳ میلیون ریال

خرید ۱۰۰ هزار ورقه اختیار فروش تبعی به قیمت ۵۰ ریال به ازای هر ورقه: ۵ میلیون ریال

فروش ۱۰۰ هزار سهم حسیر به قیمت اعمال ۳۶۰۰ ریال ناشی از اعمال اوراق اختیار: ۳۶۰ میلیون ریال

سود شما از این معامله (ارقام به میلیون ریال):

سود معاملاتی: میلیون ریال ۷۲ = ۵ – ۲۸۳ – ۳۶۰

بنابراین بازدهی شما ۲۵ درصد است.

نکاتی مهم در رابطه با اوراق اختیار فروش تبعی که لازم است بدانید:

1. این اوراق از نوع اختیار فروش اروپایی می باشند یعنی تنها می توان در تاریخ سررسید آن را اعمال کرد.

2. این اوراق قابلیت معامله در بازار ثانویه را ندارند و تنها در یک مرحله در زمان عرضه توسط ناشر مورد معامله قرار می گیرد.

3. درصد سود و زیان شما با توجه به نوسانات قیمتی سهام تا تاریخ سررسید و اینکه شما در چه قیمتی سهام پایه را خریداری کرده باشید متفاوت است.

4. توجه فرمایید که طبق قانون حتی درصورتی که شما درخواست اعمال اوراق را به کارگزار بدهید درصورتی که قیمت روز سهام پایه در تاریخ سررسید کمتر از قیمت اعمال نباشد اوراق سررسید شده اعمال نخواهند شد.

5. توجه فرمایید ازآنجایی که اوراق اختیار فروش تبعی قابلیت معامله مجدد را ندارند درنتیجه سهام پایه موضوع این اوراق نیز تا زمان پایان معاملات قابلیت معامله را از دست می دهند و حتماً بایستی به این موضوع توجه فرمایید.

مؤلف: احمد لحیم گرزاده

ادامه مطلب
قرارداد آتی
قرارداد آتی سبد سهام چیست و...

قرارداد آتی چیست؟

قرارداد آتی (future contract یا futures یا آتی) توافقنامه ای مبتنی بر خرید یا فروش دارایی در زمان معین در آینده و با قیمت مشخص است. قراردادهای آتی را معمولا به دو گروه اصلی طبقه بندی می ­نمایند: قراردادهای آتی کالا و قراردادهای آتی مالی. دارایی پایه موضوع قرارداد در قراردادهای آتی کالا شامل محصولات کشاورزی، فلزات و مواد نفتی است. قراردادهای آتی مالی ابزارهایی نظیر سهام، اوراق قرضه و ارز را در بر می­ گیرد. قراردادهای آتی برای نخستین بار بر پایه محصولات کشاورزی و بعدها بر پایه منابع طبیعی مانند نفت معامله می شدند. قراردادهای آتی مالی در سال ۱۹۷۲ وارد بازار شدند. در سال­ های اخیر، قرارداد بر پایه های دیگر مانند ارز، نرخ بهره و شاخص های بازار سهام بسیار متداول شده اند و نقش مهمی در کنترل ریسک بازی می کنند. کالای تحویلی قرارداد آتی باید دارای استاندارد کیفیت و کمیت باشد و زمان تحویل و محل تحویل آن نیز مشخص باشد. تنها متغیر در معاملات آتی “قیمت” است که در مرحله معامله کشف می شود.

ویژگی قراردادهای آتی

  • اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﺑﻮدن ﻣﺸﺨﺼﺎت ﻗﺮارداد: یکی از معایب قراردادهای آتی به شرایط استاندارد این قراردادها مربوط می­ شود که نمی­ تواند به صورت دقیق به همه نیازهای مشارکت کنندگان در بازارهای مالی پاسخگو باشد. به عنوان “مثال”، اگر مدیر یک صندوق سرمایه­ گذاری علاقه­ مند باشد تا قرارداد آتی بر روی اوراق خزانه امریکا به مبلغ ۱۲۰ هزار دلار را با سر رسید ماه ژانویه خریداری نماید، چنین قراردادی وجود ندارد. به صورت استاندارد قراردادهای آتی اوراق خزانه دارای ارزش اسمی ۱۰۰ هزار دلار است و تاریخ انقضاء آن­ ها ماه های مارچ، ژوئن، سپتامبر و دسامبر می­ باشد. بنابراین چنانچه مدیر صندوق از قراردادهای آتی استفاده کند، به صورت دقیق به هدف مورد نظر خود دست نخواهد یافت.
  • ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ در ﺑﻮرس (ﺷﻔﺎﻓﻴﺖ ﻗﻴﻤﺖ): بورس معاملات آتی مکانی معین برای خریداران و فروشندگان است که از طریق سامانه الکترونیکی دارای استاندارد بورس، معاملات آتی انجام می­ شود و این معاملات برای همه شرکت­ کنندگان در بازار به صورت عادلانه عرضه می­ شود. کارگزاران سفارشات مشتریان را از طریق روش­ های ابلاغ شده توسط بورس در سامانه معاملاتی قراردادهای آتی قرار می­ دهند. معاملات ثبت شده براساس اولویت­ های قیمتی و در صورت مساوی بودن قیمت­ ها بر اساس اولویت زمانی انجام می­ شود. بورس­ ها خود رأسا حق معامله ندارند و نمی­ توانند مشتریان را وادار به معامله نمایند. مسئولیت بورس ­ها ایجاد بازاری منسجم و شفاف جهت کشف قیمت­ ها و انجام معاملات به صورت عادلانه است. تمام بورس­ های دنیا توسط مقام ناظر کنترل و اداره می­ شوند. چنانچه اعضای معامله­ گر بورس مقررات را نادیده بگیرند مشمول جریمه و یا ممنوع المعامله می­ گردند.
  • اﺗﺎق ﭘﺎﻳﺎﭘﺎی (ﭘﺎﻳﺎﭘﺎی روزاﻧﻪ) و ﻧﺒﻮد رﻳﺴﻚ اﻋﺘﺒـﺎری، وﺟﻮد ﻣﻜﺎﻧﻴﺴﻢ وﺟﻪ ﺗﻀﻤﻴﻦ و ﻛﺎﻫﺶ رﻳﺴﻚ اﻋﺘﺒﺎری: پایاپای هر بورس نقش مهمی را جهت تضمین عملکرد مالی قراردادهای آتی معامله شده ایفا می­ کند و به عنوان پشتوانه قابل اطمینان برای طرفین معامله می­ باشد.
  • ﻧﻘﺪ ﺷﻮﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎﻻ: در قراردادهای آتی برای اینکه سرمایه­ گذار قادر به فروش قرارداد آتی باشد، نیاز به مالکیت آن دارایی معین ندارد و با عمل پیش ­فروش می­ تواند یک قرارداد آتی را در بازار بفروشد و در صورت نیاز به تحویل، آن را از بازار فیزیکی تهیه نماید که این امر میزان نقدشوندگی معاملات را تا حد بسیار زیادی افزایش می­ دهد.
  • اﻧﻌﻄﺎف ﭘﺬﻳﺮی ﭘﺎﻳﻴﻦ: این ویژگی به دلیل توضیحات مورد اول می باشد.
  • پوشش ریسک: مهمترین مزیت قراردادهای آتی خاصیت پوشش ریسک آن است. پوشش ریسک به معنای اتخاذ موقعیتی در بازار است که هدف از آن حداقل نمودن یا از بین بردن ریسک ناشی از نوسانات و تغییرات قیمت است.
  • هزینه اندک معاملات: معاملات قراردادهای آتی نسبت به معاملات نقدی از هزینه معاملاتی کمتری برخوردار است.
  • اهرم مالی: استفاده از اهرم مالی معاملات قراردادهای آتی دربرگیرنده ریسک بالایی بوده و به معامله­ گران فرصت به­ دست آوردن سود زیادی را می­ دهد به طوری که معامله ­گر با یک سپرده اولیه اندک می­ تواند معادل کل ارزش دارایی تعهد شده، کسب سود یا زیان نماید. قبل از انجام معامله آتی باید توجه داشت که این معاملات دارای ریسک است و مطالعه و آگاهی دقیق از دستورالعمل­ های مربوطه بسیار ضروری می­ باشد. معامله آتی دارای ریسک­ های مالی بالقوه­ ای است و ممکن است برای همه سرمایه­ گذاران مناسب نباشد. در معاملات آتی سود و زیان خریدار و فروشنده متقارن است، بدین معنی که اگر طرف دارنده موقعیت تعهدی خرید در این قرارداد سود کند لزوما طرف دارنده موقعیت تعهدی فروش زیان می­ کند. ولی مسئله ­ای که این ریسک را تشدید می­ کند اهرمی بودن معاملات آتی است.

مشخصات هر قرارداد آتی

مشخصات هر قرارداد آتی به شرح زیر است:

  • ﻧﻮع داراﻳﻲ ﭘﺎﻳﻪ و اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻛﺎﻻ: اصطلاحا در قراردادهای آتی، کالا یا آن دارایی که قرارداد آتی بر روی آن منتشر می­ شود را دارایی پایه می­ گویند. معمولا در بورس ­های کالایی دنیا بر روی دارایی­ های مختلفی از جمله محصولات کشاورزی، انواع فلزات، انواع فراورده­ های نفتی و سایر محصولات قرارداد آتی منتشر می ­شود و به عنوان دارایی پایه قراردادهای آتی مطرح می ­شوند.
  • اﻧﺪازه ﻗﺮارداد آتی: اندازه قرارداد، حجم دارایی را که طی یک قرارداد باید تحویل داده شود، مشخص می­ کند. به عبارت دیگر، مقدار استاندارد شده دارایی پایه را به اصطلاح، اندازه قرارداد گویند. در قراردادهای آتی اندازه هر قرارداد توسط بورس تعیین می ­شود و سرمایه گذاران فقط می­ توانند مضرب­ه ای صحیحی از این مقدار را مورد معامله قرار دهند. به طور مثال در قراردادهای آتی سکه طلای بورس کالا، اندازه قرارداد ۱۰ عدد سکه طلای بهار آزادی طرح امام خمینی (ره) می­ باشد. تمامی ویژگی­ های مورد نظر یک قرارداد آتی در قالب مستندی به نام مشخصات قرارداد توسط بورس به اطلاع عموم می­ رسد.
  • دوره و ﺳﺎﻋﺖ ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﻲ و ﺗﺎرﻳﺦ ﺳﺮرﺳﻴﺪ: تاریخ سر رسید قراردادهای آتی بر روی یک کالا به صورت استاندارد و مشخص توسط بورس تعیین می­ شود و فقط برای سر رسیدهای معینی که تعیین می­ شود امکان انجام معاملات آتی وجود دارد؛ مثلا در بورس کالا، امکان راه اندازی قراردادهای آتی سکه طلا در سر رسید تمامی ماه ­های سال به تشخیص بورس وجود دارد.
  • وﺟﻪ ﺗﻀﻤﻴﻦ اوﻟﻴﻪ: در توضیحات بخش اتاق پایاپای شرح داده شده است.
  • ﺣﺪ ﻧﻮﺳﺎن ﻗﻴﻤﺖ روزاﻧﻪ: در مثال انتهایی مربوط به قرارداد آتی سکه شرح داده شده است.
  • ﺣﺪاﻛﺜﺮ ﺣﺠﻢ ﻫﺮ ﺳﻔﺎرش: در مثال انتهایی مربوط به قرارداد آتی سکه شرح داده شده است.
  • ﺳﻘﻒ ﻣﺠﺎز ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ­ﻫﺎی ﺑﺎز: در مثال انتهایی مربوط به قرارداد آتی سکه شرح داده شده است.
  • ﺗﺤﻮﻳﻞ و ﻣﻬﻠﺖ ﮔﻮاهی آﻣﺎدﮔﻲ ﺗﺤﻮﻳﻞ: در مثال انتهایی مربوط به قرارداد آتی سکه شرح داده شده است.
  • ﻛﺎرﻣﺰدﻫﺎ و ﺟﺮاﻳﻢ: در مثال انتهایی مربوط به قرارداد آتی سکه شرح داده شده است.

بورس های معامله قرارداد آتی

قرارداد آتی

در کشورهای مختلف، بورس های زیادی برای معامله قراردادهای آتی وجود دارد. بورس شیکاگو (CBOT) و بورس تجاری شیکاگو (CME) در آمریکا، دو نمونه از بزرگترین بورس های آتی در آمریکا هستند. از بزرگترین بورس­ های آتی در اروپا «بورس قراردادهای آتی و اوراق اختیار معامله بین ­المللی لندن» (LIFFOE) و بورس یورکس (Eurex) می­ باشد. سایر بورس­ های بزرگ، شامل «Bolsa de Mercadoriasy Futures» در سائو پائولو، «بورس آتی مالی بین المللی توکیو»، «بورس بین المللی سنگاپور» و «بورس آتی سیدنی» می باشد.

نمونه های قراردادهای آتی

  • قراردادهای آتی بر روی نرخ بهره کوتاه مدت: قراردادهای آتی بر روی نرخ بهره کوتاه مدت عمدتا شامل آن دسته از قراردادهای آتی است که بر روی اوراق خزانه امریکا و سپرده ­های یورو دلاری منتشر و در بورس شیکاگو معامله می­ شود. قراردادهای آتی اوراق خزانه نخستین قراردادهای آتی نرخ بهره بوده که در سال ۱۹۷۶ ایجاد شد. این قراردادها بر پایه اوراق خزانه ۹۰ روزه دولت آمریکا قرار داشته که در واقع مهمترین ابزار بدهی دولت امریکا محسوب می­ شود. اوراق خزانه ابزاری است که به کسر فروخته می­ شود یعنی قیمت آن معادل ارزش اسمی آن منهای مبلغ کسری است که بیانگر بهره اوراق است. خریداران اوراق خزانه در واقع کسانی هستند که به صورت کوتاه مدت به دولت امریکا وام می­ دهند. پس با استدلال مشابه، می­ توان دریافت خریداران قراردادهای آتی اوراق خزانه در واقع وام­ دهندگانی هستند که نرخ اعطای وام را برای برای دوره مشخصی در آینده برای خود تثبیت می کنند.

قرارداد آتی

  • قراردادهای آتی بر روی نرخ بهره میان ­مدت و بلند مدت در امریکا: مهمترین قراردادهای آتی که بر روی نرخ بهره میان مدت و بلندمدت وجود دارد به قراردادهای آتی بر روی اسناد خزانه و اوراق قرضه خزانه دولت امریکا مربوط می­ شود. سر رسید اسناد خزانه ۲ تا ۱۰ سال و سر رسید اوراق قرضه خزانه بیشتر از ۱۰ سال است. قراردادهای آتی که بر مبنای ابزارهای اخیر تعریف شده­ اند از بازار فعالی در بورس معاملات آتی شیکاگو برخوردارند.

قرارداد آتی

  • قراردادهای آتی یورو دلاری: ابزار دیگری است که بر پایه سپرده­ های یورو دلاری ۹۰ روزه با مبلغ فرضی یک میلیون دلار قرار دارد و در بورس معاملات آتی شیکاگو معامله می شود. در اینجا دارایی پایه موضوع قرارداد نرخ بهره سپرده ­های مدت­ دار دلاری است که توسط بانک ­های واقع در لندن منتشر می­ شود. این سپرده­ ها به سپرده­ های یورو دلاری و نرخ بهره آنها به لایبور موسوم است. ساختار قراردادهای آتی یورودلاری کاملا شبیه قراردادهای آتی اوراق خزانه است و تسویه انها در تاریخ انقضاء بر پایه نرخ اعلام شده از سوی سندیکای بانکداران بریتانیا صورت می ­گیرد. قیمت قراردادهای آتی یورو دلاری به صورت (نرخ لایبور -۱۰۰) اعلام می­ شود که به شاخص بازار بین المللی پول (IMM Index) موسوم است. در حال حاضر بازار قراردادهای آتی یورودلاری نسبت به قراردادهای آتی اوراق خزانه از رونق و اهمیت بیشتری برخوردار است. نرخ اوراق خزانه تا اندازه زیادی تحت تأثیر سیاست ­های دولت آمریکا، کسری بودجه، برنامه تأمین مالی دولت و سیاست­ های پولی خزانه­داری آمریکا قرار دارد. هرچند نرخ یورو دلار هم از عوامل اخیر تأثیر می­ پذیرد ولی میزان این تأثیر پذیری کمتر بوده و نرخ آن به عنوان نرخ واقعی تأمین مالی بخش خصوصی محسوب می­ شود.

قرارداد آتی

  • معاملات قراردادهای آتی نرخ ارز: این معاملات در مقایسه با پیمان­ های آتی نرخ ارز بسیار اندک است و عمدتا به معاملات صورت گرفته در بورس شیکاگو محدود می­ شود. بیشتر معاملات بر روی ارزهای یورو، دلار کانادا، فرانک سوئیس، ین ژاپن، پوند انگلیسی، پزو مکزیک و دلار استرالیا صورت می­ گیرد. معاملات بر روی هر ارز، مبلغ مشخصی را پوشش می­ دهد و اعلام قیمت برحسب واحد معینی انجام می­ شود.

قرارداد آتی

فواید قرارداد آتی

  • به وسیله قرارداد اتی فروشنده می ­توان قیمت فروش مورد نظر خود را برای زمان آینده تثبیت نمایند و در برابر نوسانات مربوط به تغییر قیمت کالا (سهام)، قیمت مد نظر خود را حفظ نماید و از ریسک مربوط به نوسانات قیمت جلوگیری نماید.
  • مصرف کننده کالا نیز می­ تواند از طریق این قرارداد از دریافت میزان کالای (سهام) مورد نظر خود در ماه مورد نظر با قیمت تثبیت شده اطمینان حاصل نماید.
  • معامله گر (دلال) نیز می ­تواند از نوسانات قیمت قرارداد آتی یا خرید و فروش قرارداد آتی سود کسب نماید. این افراد با خرید و فروش قرارداد آتی در جهتی که از قیمت­ ها پیش­بینی می نمایند می­ توانند سود کسب نمایند، به عنوان مثال در زمانی که قیمت ­ها در حال افزایش می ­باشد با خرید یک قرارداد آتی به قیمت پایین­تر از روند افزایشی قیمت سود کسب نماید و در زمانی که قیمت­ ها در حال کاهش می­ باشد می­ تواند با فروش یک قرارداد آتی از روند کاهشی قیمت ­ها سود کسب نماید.

پوزیشن های معاملاتی

قرارداد آتی

  • long Position

یک معامله­ گر در شروع کار روزانه که هنوز هیچگونه معامله ای انجام نداده، هیچ موضعی (Position) اتخاذ نکرده است، به عبارت دقیق تر هیچ تعهدی ندارد، ولی به محض آنکه وارد بازار شده و شروع به انجام معامله نماید، مثلا پنج میلیون دلار غلات خریداری کند، این معامله گر پوزیشن Long دارد. واژه Long در زبان انگلیسی دقیقا به معنای مالکیت است و در واژگان بورس به موقعیت فردی اطلاق می شود که اوراق بهادار، کالا، ارز و مانند این­ ها را خریداری کرده و یا نگهداری می­ کند و امید دارد که قیمت آن­ ها افزایش یابد. در بازار آتی، به افرادی که مبادرت به خرید قرارداد آتی کنند، به گونه­ ای که متعهد شوند، در تاریخ انقضا دارایی پایه را تحویل بگیرند، اصطلاحا می­ گوییم در موقعیت Long قرار گرفته ­اند. در ادبیات بازار معاملات آتی ایران، فردی که در بورس قرارداد آتی را می­ خرد و خود را متعهد به خرید دارایی پایه بر اساس ضوابط استاندارد بورس در تاریخ معینی می­ نماید، اصطلاحا موقعیت خرید یا موقعیت “تعهدی” خرید اختیار کرده است و اگر تا تاریخ سر رسید قرارداد این موضع را حفظ کند “ضرورتا” باید دارایی پایه را خریداری کند.

  • Short Position

به موقعیت فردی که قرارداد فروش اوراق بهادار، کالا، ارز و مانند این­ها را منعقد کرده، اصطلاحا Short می ­گویند. درواقع، موقعیت Short به موقعیت کسی است که تعدادی قرارداد آتی در بازار آتی به فروش رسانده و هنوز از طریق یک معامله جبرانی (خرید قرارداد آتی) موقعیت خود را در بازار مسدود نکرده است. در ادبیات بازار معاملات آتی ایران، اصطلاحا گفته می شود کسی که در بورس، قرارداد آتی را به فروش می ­رساند و خود را به تحویل دادن دارایی پایه بر اساس ضوابط استاندارد بورس در تاریخ معینی در آینده متعهد می­کند، موقعیت فروش یا موقعیت “تعهدی” فروش اختیار کرده است. اگر این فرد تا تاریخ سر رسید قرارداد این موقعیت را حفظ کند “ضرورتا” باید دارایی پایه را تحویل دهد. لازم به ذکر است که موقعیت تعهدی باز، موقعیتی است که تعهدات دارنده موقعیت به یکی از روش­های زیر ساقط نشده است:

  • بستن موقعیت (معامله معکوس)
  • معاوضه فیزیکی
  • تسویه نقدی
  • تحویل

لذا می­ توان راهکارهای بستن موقعیت معاملاتی و یا خروج از آن را به شرح زیر خلاصه کرد:

  • قبل از سر رسید: توسط بستن موقعیت از طریق پوزیشن معکوس.
  • در سر رسید: در این حالت دو راهکار وجود دارد، یکی شرکت در فرآیند تحویل (یعنی فروشنده بایستی کالا را تحویل دهد و خریدار ارزش معامله را بپردازد) و دیگری نکول و تسویه نقدی که شامل پرداخت جرایم و خسارات است.

بیشتر قراردادهای آتی، منجر به تحویل فیزیکی کالا نمی­ شود. علتش آن است که اکثر سرمایه ­گذاران قبل از فرارسیدن زمان تحویل کالا، موضع معاملاتی خود را می­ بندند. تحویل دادن یا تحویل گرفتن کالا تحت شرایط قراردادآتی، اغلب مشکل و در مواردی نسبتا پرهزینه است. این موضوع در مورد پوشش دهندگان ریسک هم که می­ خواهند تحت شرایط قرارداد آتی خرید و فروش کنند، نیز صدق می­ کند. لذا یک پوشش دهنده ریسک معمولا ترجیح می­ دهد که موضع معاملاتی آتی خود را مسدود کند و خرید یا فروش دارایی را به شیوه معمول در بازارهای نقدی انجام دهد. در جدول زیر وضعیت خریدار و فروشنده در یک قرارداد اتی شرح داده شده است:

قرارداد آتی

اتاق پایاپای (Clearinghouse)

قرارداد آتی

اگر دو سرمایه ­گذار مستقیما با همدیگر توافق کنند که دارایی را در آینده با قیمت مشخصی معامله کنند، با ریسک­های زیادی مواجه خواهند­شد؛ برای مثال، یکی از سرمایه­ گذاران ممکن است از معامله پشیمان شده، سعی کند از انجام آن خودداری نماید، یا اینکه سرمایه­ گذار منابع مالی لازم برای ایفای تعهدات را در اختیار نداشته باشد. به همین جهت، یکی از مهمترین نقش­های بورس، ساماندهی معاملات به گونه ­ای است که ریسک تخلف از اجرای تعهدات حذف گردد. از این رو، اهمیت و نقش «حساب ودیعه» آشکار می­ شود. معامله­ گرانی که قصد خرید یا فروش قرارداد آتی دارند، ابتدا باید ودیعه­ای نزد کارگزار بورس بگذارند که به «حساب ودیعه» معروف است. میزان این ودیعه توسط بورس تعیین می­ شود. درواقع، هرکدام از طرفین خریدار و فروشنده به منظور تعهد به خرید یا فروش کالای موردنظر می­ بایست درصدی از ارزش کالا را به عنوان سپرده یا ودیعه نزد کارگزار در وجه اتاق پایاپای نگه دارند. در صورتی که یک معامله­ گر اقدام به خرید یا فروش قرارداد آتی نماید، ملزم به واریز سپرده خواهد بود. این سپرده در حکم سپرده حسن انجام کار در خصوص ایفای تعهد خریدار نسبت به پرداخت بهای کالا به هنگام تحویل و تعهد فرشنده نسبت به تحویل کالا در موعد تحویل می­ باشد. مبلغی که در زمان انعقاد قرارداد، سپرده­ گذاری می­ شود، یا سپرده اولیه را اصطلاحا «ودیعه اولیه» می نامند. در پایان هر روز کاری، حساب ودیعه برای محاسبه سود یا زیان سرمایه­ گذار تعدیل می­ شود. جریان مستمر محاسبه سود یا زیان روزانه را اصطلاحا «تعدیل حساب ودیعه» یا «تسویه حساب ودیعه» می­ گویند. برای اطمینان خاطر از اینکه حساب ودیعه، هرگز منفی نشود، همواره باید مبلغ حداقلی که مقدار آن کمتر از ودیعه اولیه است، در حساب ودیعه حفظ شود که آن را «حداقل ودیعه ثابت» می­ نامند. اگر حساب ودیعه کمتر از «حداقل ودیعه ثابت» باشد، سرمایه گذار یک اخطار مبنی بر تقاضای افزایش ودیعه دریافت خواهد کرد که انتظار می­ رود روز بعد وی حساب ودیعه را به سطح اولیه ودیعه برساند. مبلغ اضافی سپرده ­گذاری شده، برای رسیدن به سطح ودیعه اولیه را «ودیعه متغیر» می­ نامند.

در صورتی که معامله­ گر این مبلغ را نپردازد، کارگزار بورس فورأ موضع معاملاتی معامله ­گر را در بورس مسدود می­ کند. در ﺻﻮرﺗﻲ ﻛﻪ ﻛﺎرﮔﺰار ﻧﺘﻮاﻧﺪ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺗﻌﻬﺪی ﺑﺎز ﻣﺸﺘﺮی دارای اﺧﻄﺎرﻳﻪ اﻓﺰاﻳﺶ وﺟﻪ ﺗﻀﻤﻴﻦ را در ﻣﻬﻠﺖ ﻣﻘﺮر ﺑﺒﻨﺪد، ﺑﺎزار ﺟﺒﺮاﻧﻲ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲ ﺷﻮد. بازار جبرانی متشکل از ۶ دوره ۱۰ دقیقه ای حراج تک قیمتی است که حد نوسان در ان از ۸ تا ۳۲ درصد متغیر است. واریز سپرده هم به عهده خریدار و هم به عهده فروشنده قرارداد آتی خواهد بود. در هر قراردادآتی، حداقل سطح سپرده مخصوص به آن که از طریق بورس محل داد و ستد تعیین و ابلاغ می­ گردد، بین ۵ الی ۱۰ درصد از ارزش هر قرارداد به عنوان سپرده نزد کارگزار در وجه اتاق پایاپای واریز می­ شود. سپرده واریز شده متناسب با افزایش و کاهش سطح قیمت­ ها تغییر می یابد. قرارداد آتی منتشره در جریان هرروز متناسب با قیمت روز از طریق اتاق پایاپای اصلاح حساب می­ گردند. سود یا زیان هرفرد بصورت روزانه محاسبه می ­گردد. در صورت کاهش سرمایه مشتری به پایین­تر از یک سطح تعیین شده، واریز سپرده جبرانی الزامی خواهد بود. اتاق پایاپای از طرف طرفین معامله وکالت دارد متناسب با تغییرات، بخشی از وجه تضمین، هر یک از طرفین را به عنوان اباحه تصرف در اختیار دیگری قرار دهد و او حق استفاده از آن را خواهد داشت تا در سر رسید با هم تسویه کنند. یکی از تأثیرات «تعدیل حساب ودیعه» این است که قراداد آتی به جای آن­که فقط یک بار در طول عمر آن تسویه شود، به طور “روزانه” تسویه می شود و در پایان هر روز، سود (زیان) سرمایه­ گذار به حساب ودیعه اضافه (کم) می ­شود. در حقیقت، یک قرارداد آتی هر روز بسته می­ شود و برای روز بعد با یک قیمت جدید، منعقد می­ شود.

مراحل جلسه معاملاتی

مراحل جلسه معاملاتی قراردادهای آتی و امکان ورود و حذف سفارش و انجام معامله در هر مرحله به شرح زیر است:

قرارداد آتی

همگرایی قیمت آتی با قیمت نقدی

هر چه زمان سر رسید قرارداد آتی نزدیک­تر می­ شود، قیمت آتی به سمت قیمت نقدی میل می­ کند و در سر رسید قراردادآتی، قیمت آتی با قیمت نقدی برابر و یا خیلی نزدیک می­ شود. برای فهم علت این موضوع ابتدا فرض می­ کنیم که قیمت آتی بیشتر از قیمت نقدی در زمان تحویل باشد. در این صورت معامله گران فرصت­ آربیتراژی ذیل را خواهند داشت:

  • فروش یک قرارداد آتی
  • خرید دارایی
  • تحویل دارایی

انجام این سه گام، باعث ایجاد سودی معادل اختلاف قیمت آتی و قیمت نقدی برای معامله ­گر می­ شود. اکنون فرض کنید که قیمت آتی پایین­تر از قیمت نقدی در زمان تحویل باشد، در این صورت شرکت­ هایی که قصد دارند، دارایی مورد نظر را خریداری کنند، ابتدا وارد یک قرارداد آتی شده، موضع پیش خرید اتخاذ می کنند. سپس منتظر فرارسیدن زمان تحویل دارایی می­ مانند. و در زمان تحویل دارایی به اندازه اختلاف قیمت آتی و قیمت نقدی سود کسب می­ کنند. مثال فوق نشان می­ دهد، وجود سفته بازان در بازار موجب می ­شود که قیمت آتی تقریبا برابر با قیمت نقدی دارایی گردد. در حالت اول، فروش قرارداد آتی باعث کاهش قیمت آن و در حالت دوم خرید قرارداد آتی زمینه افزایش قیمت آن­ ها را فراهم می­ آورد. نتیجه آن است که استفاده سفته بازان از فرصت ­های مناسب سودآوری باعث از بین رفتن تفاوت­ های قابل ملاحظه، بین قیمت آتی و قیمت نقدی در زمان تحویل می­ شود. اقتصاددانانی همچون کینز و هیکس معتقدند که اگر پوشش­ دهندگان ریسک به دنبال اتخاذ موضع فروش باشند و سفته بازان بخواهند که موضع خرید اتخاذ کنند، در این صورت قیمت قراردادهای آتی یک دارایی، پایین­تر از قیمت نقد مورد انتظار خواهد بود؛ چرا که سفته بازان مبادرت به معامله قراردادهای آتی نمی­ کنند، مگر در صورتی که سود مورد انتظار آن­ ها از این معاملات مثبت باشد. برعکس، پوشش دهندگان ریسک حاضر به پذیرش زیان در راهبردهای پوشش ریسک هستند، زیرا در مقابل این زیان، از سود ناشی از کاهش ریسک بهره­ مند می­ شوند و به همین دلایل، اگر پوشش ­دهندگان ریسک در موضع خرید قراردادهای آتی قرار گیرند و سفته بازان، متقاضی فروش قراردادهای آتی باشند، قیمت آتی بیشتر از قیمت نقد مورد انتظار خواهد بود. خوب است به دو اصطلاح اشاره کنیم، اگر قیمت نقد مورد انتظار بیش از قیمت توافقی در قرارداد آتی باشد، اصطلاحا می­ گویند «بازار در شرایط عقب گرد قیمت­ ها» (Normal Backwardation) است و اگر قیمت نقد مورد انتظار کمتر از قیمت توافقی در قرارداد آتی باشد، اصطلاحا می­ گویند که «شرایط بالا رفتن قیمت­ ها» یا اصطلاحا کونتانگو (contango) بر بازار حاکم است.

تاریخچه قرارداد آتی در ایران

اولین معاملات قرارداد آتی سکه تمام بهار آزادی (طرح امام خمینی (ره)) در شرکت بورس کالای ایران در ساعت ۱۰ صبح سه شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷ با انجام ۲ قرارداد آغاز شد. از سال ۸۷ تا به امروز، قراردادهای آتی روی دارایی های پایه مختلفی همچون کاتد مس، مفتول مس، سکه طلا، شمش طلا، زیره سبز، کنجاله سویا و… ارائه شده است. برای درک بهتر اجزای یک قرارداد آتی که در این مطلب توضیح داده شد، درادامه شرح کاملی از مشخصات یک قرارداد آتی سکه خواهیم داشت:

قرارداد آتی

نمای بازار قرارداد آتی در یک نگاه

داده­ های این جدول در تاریخ ۱۳/۹/۹۸ به روز رسانی شده است:

قرارداد آتی

قرارداد آتی

همچنین لیست قراردادهای آتی در سایت بورس کالا به شرح زیر است:

قرارداد آتی

*کارمزد مذکور جمع کارمزد مربوط به کارگزار، بورس کالا و حق نظارت سازمان می باشد.

ادامه مطلب
۱۲۳۱۳
اختیار معامله چیست؟ قرارداد اختیار خرید...

ابزار مالی به طور عمده مبتنی بر یا مشتق از یک دارایی پایه هستند و به عبارتی ارزش آن ها برخاسته از ارزش دارایی دیگری است و به همین دلیل، ابزار مشتقه نیز نامیده ­می شوند. دارایی هایی که می توانند به عنوان دارایی پایه در این ابزار مورداستفاده قرار گیرد، عبارت اند از انواع سهام، ابزار بهرهایی و متأثر از نوسان های نرخ بهره، ابزار بازار مبادله های ارزی، انواع کالا، اعتبارهای مشخص و خاص و وام های خرد و کلان. اختیار معامله (option) اختیار خرید یا فروش دارایی پایه موضوع قرارداد را در قیمت ثابت در زمان مشخصی در آینده به دارنده آن می دهد.

بورس اختیار معامله شیکاگو (CBOE)، به عنوان اولین بورس اختیار معامله در سال ۱۹۷۳ تأسیس شد. در اولین روز معاملات (۲۶ آوریل ۱۹۷۳)، تنها تعداد ۹۱۱ قرارداد بر روی ۱۶ سهم مبادله شد. پس از آن، چندین بورس سهام و تقریبا تمامی بورس­ های قراردادهای آتی (Futures) به استفاده از ابزار اختیار معامله اقدام کردند. بورس شیکاگو در تمامی این سال ها رتبه اول را در حجم مبادلات به خود اختصاص داده است و با استقبال بی نظیر بازیگران بازار در سال ۲۰۰۶ با مبادله بیش از ۶۷۰ میلیون قرارداد اختیار معامله به ارزش ۱۵ تریلیون دلار و با رشد ۴۴% نسبت به سال قبل به بالاترین رکورد تاریخ خود رسیده است. در ابتدا در کارایی و میزان استقبال از این اوراق تردید وجود داشت، اما با بالا رفتن تقاضای سرمایه گذاری با استفاده از اوراق اختیار معامله، حجم معاملات این اوراق در دهه ۱۹۸۰، از حجم معاملات خود سهام پیشی گرفت که این واقعیت میزان پاسخگویی اختیار معامله نه تنها بر روی سهام بلکه بر روی کالاها و ارزها و بیش از ۹۰ شاخص مختلف ازجمله NASDAQ و S&P500 بازار تعریف شده است.

تعریف اختیار معامله (Option)

اختیار معامله

اختیار معامله، قراردادی است که به خریدار آن، اختیار و نه اجبار خرید یا فروش یک دارایی معین را در قیمت تعیین شده تا یک زمان مشخص اعطا می کند. از سوی دیگر فروشنده اختیار معامله اجبار دارد که تا پیش از انقضای مهلت آن، هر زمان که خریدار تمایل به اجرای قرارداد داشت، مفاد قرارداد را اجرا کرده و دارایی معین شده را در قیمت تعیین شده معامله کند. این اوراق ازنظر نوع قرارداد بر دو نوع کلی تعریف شده اند: اختیار خرید (Call) و اختیار فروش (Put) و ازنظر نحوه اعمال نیز بر دو نوع کلی آمریکایی و اروپایی هستند. اختیار معامله آمریکایی در هر زمان تا زمان سررسید قابل اجراست اما اختیار معامله اروپایی فقط در تاریخ انقضا اجرا پذیر است. به طور مثال، فرض کنید شما در پایان معاملات روز ۱۵ ژوئن سال ۲۰۰۷ میلادی ۱۰۰ سهم شرکت گوگل را با قیمت هر سهم ۵۰۵ دلار خریداری کرده اید. این سرمایه گذاری ۵۰۵ دلاری به طور بالقوه در ریسک کامل گوگل (از یک خبر کوچک تا ورشکستگی کامل) شما در معرض خطر از دست دادن ارزش سرمایه گذاری خود قرار می دهد. به منظور پوشش ریسک این دارایی در برابر نوسانات نامطلوب بازار می توان از اختیار فروش (Put Option) استفاده کرد. از آنجا که هر قرارداد اختیار فروش طبق تعریف ۱۰۰ سهم را کنترل می کند، برای از بین بردن ریسک سرمایه گذاری مذکور لازم است ۱۰ قرارداد اختیار فروش (مثلا در قیمت تعیین شده ۴۹۰ و تا سه ماه آینده) خریداری نمود. بدین معنی که با ادغام سرمایه گذاری اولیه خرید (۱۰۰۰ سهم گوگل) با خرید ۱۰ قرارداد اختیار فروش در قیمت ۴۹۰ دلار، شما تا سه ماهه آینده (زمان انقضای اوراق اختیار فروش) حق خواهید داشت سهام خود را در قیمت ۴۹۰ دلار به فروشنده این اوراق اختیار فروش، بفروشید.

با توجه به قیمت واقعی اختیار فروش سه ماهه گوگل در قیمت ۴۹۰ دلار در تاریخ یاد شده، خرید این ۱۰ قرارداد اختیار فروش، ۲۰۵۰۰ دلار (کمی بیش از ۴% کل سرمایه گذاری) برای شما هزینه در بر خواهد داشت. در صورت کاهش قیمت سهام گوگل به قیمتی کمتر از ۴۹۰ دلار (مثلا ۴۵۰ دلار) شما می توانید از این حق بهره برده و همچنان سهام خود را در قیمت تعیین شده ۴۹۰ دلار به فروش برسانید و در صورت افزایش قیمت سهام (مثلا ۵۴۰ دلار)، از حق خود گذشته و سهام را در قیمت بالاتر در بازار خواهید فروخت؛ بنابراین شما در این مثال با صرف هزینه ی در حد ۴% کل سرمایه گذاری تا انقضای مهلت اوراق اختیار فروش (سه ماه آینده) فارغ از هرگونه تغییر در بازار یا تغییر در شرکت گوگل از فروش سهام خود در قیمت ۴۹۰ دلار یا بالاتر مطمئن خواهید بود. در همین مثال فرض کنید شخصی اعتقاد به سقوط اندک (مثلا ۱۰ درصد) قیمت سهام شرکت گوگل در آینده ای نزدیک دارد این شخص می تواند از قابلیت خاص اختیار معامله به نام اهرم مالی (Leverage) بهره برده و اقدام به خرید ۱۰ قرارداد سه ماهه اختیار فروش (Put) گوگل در قیمت ۴۹۰ بکند. به عبارتی این شخص بدون سرمایه گذاری عظیم در سهام گوگل، تنها بیمه این سرمایه گذاری را خریداری کرده است. خرید ۱۰ قرارداد اختیار معامله مذکور، به این شخص حق فروش ۱۰۰۰ سهم گوگل را در قیمت ۴۹۰ دلار تا سه ماه آینده، اعطا می کند با توجه به مثال قبل برای خرید این ۱۰ قرارداد ۲۰۵۰۰ دلار هزینه لازم است. در صورت افت حدودا ۱۰ درصدی سهام گوگل به ۴۵۰ دلار، هر قرارداد اختیار فروش مذکور حداقل ۴۰۰۰ دلار در بازار ارزش پیدا خواهند کرد؛ زیرا هرکدام از آن ها به دارنده اجازه خواهند داد ۱۰۰ سهم گوگل را از بازار ۴۵۰ دلار خریداری و به قیمت تعیین شده ۴۹۰ دلار بفروشد. (۴۵۰ – ۴۹۰)*۱۰۰=۴۰۰۰ بنابراین این ۱۰ قرارداد کلا در بازار در قیمت ۴۰۰۰۰ دلار قابل فروش هستند و با توجه به قیمت خرید آن ها بازگشت سرمایه ای در حد ۱۰۰% ایجاد خواهند کرد. اوارق اختیار معامله، کارکردهای فراوان و متنوع دیگری نیز در بازارهای ارز، کالا و قرارداد آتی دارند. کارکردهای متنوع اختیار معامله به منظور کنترل ریسک سرمایه گذاری یا کسب درآمد به عناوین یاد شده ختم نمی شوند و پرداختن به آن ها در حالت های مختلف بازار (صعودی، نزولی، مستقیم و یا پر نوسان) که به اصطلاح استراتژی های معاملات اختیار معامله نام دارند، به فرصت های جداگانه ای نیاز دارد.

اختیار خرید (Call Option)

اختیار معامله

قراردادهای اختیار خرید یا آپشن­های Call این حق را به خریدار می دهد که سهام مربوطه را خریداری نماید. این آپشن­ها در قیمت های اعمال متفاوت، منوط به قیمت سهام مربوطه موجود می باشند. تاریخ انقضای می تواند از یک ماه تا بیش از یک سال (Leaps option) تغییر کند. با توجه به بازار، ممکن است یک آپشن Call خریداری یا فروخته شود. اگر آپشن Call خریداری شود، خریدار این حق را داراست که سهام مربوطه را به قیمت اعمال تا تاریخ انقضا خریداری نماید. مبلغ آپشن حداکثر ریسکی است که یک خریدار Call متحمل می شود. زمانی که قیمت سهام مربوطه به یک آپشن Call، بالاتر از قیمت اعمال می رسد، این آپشن سود ایجاد می نماید و در این زمان می توان Call را اجرا کرد یا آن را با فروش یک Call با قیمت اعمال و تاریخ انقضای مشابه جبران کرد. با اجرا کردن یک Call می توان ۱۰۰ سهم به ازای هر آپشن از سهام مربوطه با قیمت سهام مربوطه به قیمت بازار (بالاتر)، سودی برابر با اختلاف میان دو قیمت به دست آورد.

اگر آپشن Call فروخته شود، فروشنده حق خریداری سهام مربوطه را با قیمت اعمال به دارنده آپشن واگذار می کند. با فروش آپشن Call، مبلغ آپشن به عنوان سود محدود به حساب معاملاتی واریز می شود. این سود در صورتی که آپشن بدون ارزش منقضی شود در حساب حفظ خواهد شد. لذا جهت سودآور بودن فروش آپشن Call، بایستی که قیمت سهام مربوطه پایین تر از قیمت اعمال باقی بماند. اگر قیمت سهام مربوطه از قیمت اعمال آپشن بالاتر رود، دارنده آپشن می تواند که آن را اجرا نماید. در این صورت دارنده آپشن حق خریداری ۱۰۰ سهم به ازای هر آپشن از سهام مربوطه را به قیمت اعمال آپشن داراست. این بدان معنی است که فروشنده بایستی سهام مربوطه را به قیمت کنونی بازار خریداری نموده و با قیمت پایین تر اعمال آپشن به دارنده آپشن بفروشد، بنابراین اختلاف قیمت اعمال و قیمت بازار سهام ضرر شناسایی می شود. لذا حداکثر ریسک در این مورد نامحدود است و به این دلیل که فروش آپشن Call به صورت محافظت نشده با ریسک بسیار بالایی دارد.

حالتی را در نظر بگیرید که سرمایه گذار تصمیم می گیرد که اختیار خرید (از نوع اروپایی) ۱۰۰ سهم شرکت “الف” را با قیمت توافقی ۱۰۰۰۰ ریال بابت هر سهم، خریداری کند. فرض کنید قیمت جاری سهم مزبور ۹۸۰۰ ریال، تاریخ انقضای قرارداد چهار ماه و قیمت قرارداد اختیار معامله بابت هر سهم ۵۰۰ ریال است؛ بنابراین سرمایه گذاری اولیه – برای خرید قرارداد – ۵۰۰۰۰ ریال است. اگر قیمت سهم در تاریخ انقضای قرارداد کمتر از ۱۰۰۰۰ ریال باشد، مسلم است سرمایه گذار قرارداد را به اجرا نمی گذارد چون خریدن سهمی که قیمت روز آن کمتر از ۱۰۰۰۰ ریال است با قیمت توافقی ۱۰۰۰۰ ریال بخردانه نیست. در این وضعیت سرمایه گذار میزان سرمایه گذاری اولیۀ خود (۵۰۰۰۰ ریال) را از دست می دهد؛ اما اگر قیمت سهم در تاریخ سررسید بیشتر از ۱۰۰۰۰ ریال باشد، سرمایه گذار قرارداد را به اجرا می گذارد. فرض کنید قیمت سهم به ۱۱۵۰۰ ریال برسد. با اجرای قرارداد سرمایه گذار می تواند ۱۰۰ سهم را با قیمت هر واحد ۱۰۰۰۰ ریال خریداری کند. اگر او در همان زمان سهم خود را در بازار به فروش برساند مبلغ ۱۵۰۰۰۰ ریال (۱۵۰۰ ریال بابت هر سهم) – بدون در نظر گرفتن هزینه های معاملاتی – سود می کند. با در نظر گرفتن هزینۀ اولیۀ خرید قرارداد اختیار معامله سود خالص سرمایه گذار ۱۰۰۰۰۰ ریال است. این مثال در جدول زیر به طور خلاصه ارائه شده است.

اختیار فروش (Put Option)

اختیار فروش یا آپشن­های Put این حق را به خریدار می دهد که سهم مربوطه را با قیمت اعمال و تا سومین جمعه از ماه انقضا به فروش برساند؛ مانند آپشن­ های Call، آپشن Put در قیمت های اعمال متفاوت بسته به قیمت سهام مربوطه و با تاریخ های انقضای مختلف در بازار موجود می باشند. تاریخ انقضا می تواند از یک ماه تا بیش از یک سال تغییر کند. اگر آپشن Put خریداری شود خریدار این حق را داراست که سهام مربوطه ر با قیمت اعمال تا تاریخ انقضا به فروش برساند. مبلغ پرداختی برای هر آپشن حداکثر ریسکی است که یک آپشن Put متحمل می شود. حداکثر سود محدود به زمانی است که قیمت سهام به صفر می رسد. با سقوط قیمت سهام، آپشن Put از دو طریق می تواند سودآوری داشته باشد. با اجرا کردن یک آپشن فروش، می توان ۱۰۰ سهم به ازای هر آپشن به فروش رسانید. سهام با قیمت بالاتر بازار فروخته شده و سپس جهت خارج شدن از معامله، سهام با قیمت پایین تر خریداری می شود. دومین روش، جبران کردن آپشن است. با افت قیمت سهام، مبلغ آپشن افزایش خواهد یافت و با دریافت سود می تواند فروش رود، ارزش آپشن فروش کاهش خواهد یافت؛ بنابراین می توان با تحمل ضرر آن را به فروش رسانید یا اجازه داد که آپشن بدون ارزش منقضی شود.

با فروش آپشن فروشنده آپشن فروش، حق فروش سهام مربوطه را به قیمت اعمال به دارنده آپشن واگذار می کند. در بیشتر موارد، پیش بینی می شود که فروش آپشن Put فروخته شده بدون ارزش منقضی خواهد شد و می توان صرف ریسک را حفظ نمود. مبلغ دریافتی برای هر آپشن حداکثر میزان سودی است که با فروش آپشن Put، می توان به دست آورد. با افت قیمت سهام مربوطه، دارنده آپشن Put خواهد توانست که آپشن را اجرا نماید؛ بنابراین فروشنده آپشن متعهد خواهد بود که ۱۰۰ سهم از سهام مربوطه را به ازای هر آپشن به قیمت اعمال از دارنده آپشن خریداری نماید. میزان ضرری که فروشنده آپشن متحمل خواهد شد بستگی به میزان افت قیمت سهام دارد.

سرمایه گذاری را در نظر بگیرید که قرارداد اختیار فروش (از نوع اروپایی) ۱۰۰ سهم شرکت “الف” را با قیمت توافقی ۷۰۰۰ ریال خریداری می کند. فرض کنید که قیمت جاری سهم مزبور ۶۵۰۰ ریال، تاریخ انقضای قرارداد سه ماه بعد و قیمت قرارداد برای هر سهم ۷۰۰ ریال باشد؛ بنابراین سرمایه گذاری اولیه (برای خرید قرارداد) ۷۰۰۰۰ ریال است. چون قرارداد اروپایی است، فقط در زمان انقضا قابل اجراست و در صورتی­که قیمت در آن زمان کمتر از ۷۰۰۰ ریال باشد اجرا می شود. فرض کنید قیمت سهم شرکت “الف” در تاریخ انقضا ۵۵۰۰ ریال باشد، سرمایه گذار می تواند بر اساس قرارداد ۱۰۰ سهم را با این قیمت بخرد و با قیمت ۷۰۰۰ ریال بفروشد و ۱۵۰۰۰۰ ریال (۱۵۰۰ ریال برای هر سهم) سود به دست آورد. اگر ۷۰۰۰۰ ریال سرمایه گذاری اولیه را از این مبلغ کم کنیم. سود خالص سرمایه گذار ۸۰۰۰۰ ریال خواهد بود. در این راهبرد نیز تضمینی وجود ندارد که سرمایه گذار سود کند. اگر قیمت کالا در زمان انقضا، بیشتر از ۷۰۰۰ ریال باشد، قرارداد اختیار فروش ارزش ندارد و سرمایه گذار مبلغ ۷۰۰۰۰ ریال سرمایه گذاری اولیه را از دست می دهد. این مثال در جدول زیر خلاصه شده است.

انواع قرارداد برحسب تاریخ اعمال

قراردادهای ا ختیار معامله در دو نوع کلی اروپایی و آمریکایی است.

  • اختیار معامله اروپایی: دارنده اختیار تنها می تواند از حق خود مبنی بر خرید یا فروش دارایی موضوع قرارداد در تاریخ انقضای قرارداد استفاده کند.
  • اختیار معامله امریکایی: دارنده اختیار می تواند در هر زمانی تا تاریخ انقضاء از حق خود استفاده نماید.
  • ا ختیار معامله برمودایی: نوعی دیگر از ا ختیار معامله است که ممکن است در تاریخ های مشخص شده از قبل یا قبل از سررسید اعمال شود. (ترکیبی از آمریکایی و اروپایی)

رابطه میان قیمت دارایی موضوع قرارداد و قیمت اعمال

یک مفهوم مهم در مطالعه قراردادهای ا ختیارمعامله، توجه به رابطه میان قیمت دارایی موضوع قرارداد و قیمت اعمال است. در این رابطه از اصطلاحات در سود یا با قیمت (in-the-money)، در زیان یا بی قیمت (out-of-the- money) و بی تفاوت یا به قیمت (at- the- money) استفاده می شود. یک ا ختیار معامله را در سود مینامیم اگر چنانچه فرد خریدار با اعمال آن به سود برسد. به عنوان مثال اگر در قرارداد اختیار خرید، قیمت نقدی کالا بیشتر از قیمت اعمال قرارداد اختیار باشد، بدین معنی است که خریدار با اعمال اختیار، کالای مورد نظر را با قیمتی کمتر از قیمت نقدی ، از فروشنده اختیار خواهد خرید و در نتیجه سود خواهد برد. در این حالت گفته می شود که ا ختیار معامله در سود است. یک ا ختیار معامله را بی تفاوت می نامیم چنانچه فرد خریدار با اعمال آن نه به سودی برسد و نه زیان کند. برای مثال اگر در قرارداد اختیار خرید، قیمت اعمال قرارداد اختیار برابر با قیمت نقدی کالا باشد، برای خریدار اختیار فرقی ندارد که کالا را از بازار نقدی تهیه کند یا قرارداد را اعمال کند، در نتیجه در این حالت گفته می شود که ا ختیار معامله بی تفاوت نسبت به سود یا زیان است. یک ا ختیار معامله را در زیان می نامیم چنانچه خریدار آن با اعمال اختیار معامله زیان کند. معمولا دارنده ا ختیار معامله در زیان قراردادهای خود را اعمال نمی کند. به عنوان مثال اگر در قرارداد اختیار خرید قیمت نقدی کمتر از قیمت اعمال قرارداد باشد، خریدار با اعمال آن زیان می کند. در نتیجه منطقی نیست که از اختیار خود استفاده کند چرا که می تواند کالای مورد نظر را با قیمتی کمتر، از بازار نقدی تهیه کند. در این حالت گفته می شود اختیار معامله در زیان است.

اصطلاح آپشن

چگونه از آپشن استفاده کنیم؟

آپشن­ها می توانند به طرق مختلفی برای کسب سود در بازارهای صعودی و نزولی مورداستفاده قرار گیرند. اصلی ترین استراتژی، استفاده از آپشن­های Put و Call به عنوان سرمایه کوچک و کسب سود بر اساس حرکت بازار است. همچنین آپشن­ها می توانند به عنوان بیمه به صورت مختلف در سناریوهای معاملاتی مورداستفاده واقع شوند. قابلیت چندگانه فوق العاده آپشن، تاثیر بسیار بزرگی در بازار نسبت به سرمایه گذاری های قدیمی داشته است. آپشن­ها می توانند جهت حفاظت از سقوط قیمت بازار یک سهام خریداری شده و یا افزایش قیمت بازار یک سهام فروخته شده مورداستفاده قرار گیرند. آپشن این توانایی را ایجاد می کند که یک سهام با قیمت پایین تر خریداری شود، با قیمت بالاتر فروخته شود و یا درآمد بیشتری در مقابل خرید یا فروش سهام مربوط ایجاد نماید.

اختیار معامله

انواع قراردادهای اختیار معامله

۱- قراردادهای ا ختیار معامله سهام

قراردادهای اختیار معامله بر روی سهام منفرد (individual stock) بسیار متداول است. سهام اکثر شرکت های فعال در بورس دارای قراردادهای ا ختیار معامله بورسی هستند. همچنین امکان ایجاد قراردادهای ا ختیار معامله سهام در بازار خارج از بورس نیز وجود دارد.

۲- قراردادهای اختیار معامله بر روی شاخص سهام(index options)

می توان بر روی شاخص سهام نیز قراردادهای اختیار معامله طراحی نمود. شاخص سهام در واقع یک پرتفوی مصنوعی از تعداد زیادی سهام است، پس تعریف قراردادهای ا ختیار معامله بر روی شاخص سهام امری منطقی و مفید است. در امریکا، علاوه بر شاخص ۵۰۰ S & P، بر روی شاخص های داوجونز، نزدک وسایر شاخص ها نیز اختیار معامله طراحی شده است. تقریبا تمامی شاخص های مطرح بازار سهام در سراسر دنیا دارای قراردادهای اختیار معامله می باشد.

۳- قراردادهای اختیار معامله بر روی اوراق قرضه(bond options)

قراردادهای اختیار معامله بر روی اوراق قرضه عمدتا در بازار خارج از بورس و آن هم بر روی اوراق قرضه دولتی معامله می شود.

۴- قراردادهای اختیار معامله بر روی نرخ بهره (interest rate options)

هر چند قراردادهای اختیار معامله بر روی اوراق قرضه چندان متداول نیست اما قراردادهای اختیار معامله بر روی نرخ بهره از بازار بزرگ و فعالی برخوردار است. در قراردادهای اختیار معامله بر روی نرخ بهره دارایی پایه موضوع قرارداد نرخ بهره است. در این نوع از قراردادهای اختیار معامله، در تاریخ انقضای اختیار معامله، عایدی آن بر حسب مابه التفاوت نرخ بهره بازار و نرخ اعمال تعیین می شود. اختیار معامله بر روی نرخ بهره را می توان به این صورت در نظر گرفت که خریدار قرارداد نرخ بهره ثابت تعیین شده در قرارداد را با نرخ بهره شناور نامعلوم در تاریخ انقضای قرارداد معاوضه می نماید. فروشنده قرارداد نیز به صورت معکوس، نرخ بهره ثابت را به خریدار پرداخت و نرخ بهره شناور را دریافت می کند. در قراردادهای اختیار معامله بر روی نرخ بهره، خریدار بر خلاف فروشنده نسبت به انجام معامله مخیر است و تنها زمانی از حق خود برای دریافت نرخ توافقی استفاده می کند که نرخ مذکور از نرخ بهره بازار کوچکتر باشد.

۵- قراردادهای اختیار معامله ارزی (currency options)

قرارداد اختیار معامله ارزی به دارنده آن اختیار می دهد تا ارز پایه موضوع قرارداد را در نرخ توافقی ثابت خرید یا فروش نماید. برای مثال مدیر مالی یک شرکت آمریکایی که می داند شرکت مقداری یورو در زمان معینی در آینده دریافت خواهد کرد، می تواند با خریداری قراردادها یا اختیار فروش که سررسید آن ها در همان زمان می باشد، شرکت خود را در مقابل ریسک کاهش ارزش یورو پوشش دهند. به همین ترتیب، یک مدیر خزانه داری شرکت آمریکایی که می داند مقداری مبلغ یورو در زمان معینی در آینده باید بپردازد، می تواند با خریداری قراردادهای اختیار خریدی که در همان زمان سررسید می شود، خود را در مقابل ریسک افزایش ارزش یورو پوشش دهد.

۶- قراردادهای اختیار معامله کالایی

قراردادهای اختیار معامله کالایی بر روی کالاهایی از قبیل نفت، طلا، گندم و…نیز وجود دارد. در ایران روی دارایی های پایه ای همچون سکه طلای تمام بهای آزادی طرح امام خمینی (ره) و زعفران رشته ای بریده ممتاز (نگین)، قراردادهای ا ختیار معامله تعریف شده است.

۷- ا ختیار معامله بر روی قراردادهای آتی (option on futures or futures options)

یکی از نوآوری های مهم در بازار معاملات آتی به معرفی محصولی تحت عنوان ا ختیار معامله بر روی قرارداد آتی مربوط می شود. قراردادهای اخیر در واقع نوع خاصی از قراردادهای ا ختیار معامله است که دارایی پایه آن قراردادهای آتی است. اختیار خرید بر روی قراردادهای آتی به دارنده آن اختیار ورود به یک قرارداد آتی را با موقعیت خرید در یک قیمت آتی ثابت می دهد. اختیار فروش بر روی قراردادهای آتی به دارنده آن اختیار ورود به یک قرارداد آتی را با موقعیت فروش در یک قیمت آتی ثابت اعطاء می کند. قیمت آتی ثابت در واقع همان قیمت توافقی اختیار معامله است.

۸- سایر انواع ا ختیار معامله

امروزه با گسترش بازارهای مشتقه، قراردادهای ا ختیار معامله بر روی برق، آب و هوا، آلودگی هوا و موارد مشابه نیز تعریف شده است. به عنوان نمونه برق را در نظر گیرید. ویژگی مهم برق آن است که یک دارایی غیر قابل ذخیره سازی است. برق بلافاصله پس از تولید، مصرف می شود، اما در هر صورت یک دارایی است که قیمت آن در معرض نوسان قرار دارد. در مورد آب و هوا وضعیت به شکل دیگری است چون اصولا آب وهوا حتی دارایی هم محسوب نمی شود. با این همه، آب و هوا یک عامل تصادفی است که تأثیر بسزایی بر فعالیت های اقتصادی بر جای می گذارد. نیاز فعالین اقتصادی به پوشش ریسک ناشی از تغییرات آب وهوایی موجب می شود تا بازار قراردادهای اختیار معامله بر روی آب وهوا شکل گیرد تا فعالان اقتصادی بتوانند خود را در برابر زیان های ناشی از سیل، طوفان و افزایش شدید دما بیمه کنند.

خروج از قرارداد

دارنده موقعیت ا ختیار معامله می تواند به یکی از سه روش زیر از قرارداد خارج شود:

  • موقعیت خود را ببندد: خریدار قرارداد اختیار، چون قبلا یک قرارداد را خریده پس می تواند با فروش عین آن قرارداد به شخص دیگر، موقعیت باز خود را بسته و از بازار خارج می شود.
  • از حق خود استفاده کند: خریدار قرارداد اختیار می تواند از حق خود برای فروش یا خرید کالا استفاده نماید و قرارداد را اعمال کند.
  • از حق خود استفاده نکند: خریدار قرارداد اختیار در صورتی که استفاده از حق اختیار به سودش نباشد در تاریخ سررسید از حق خود استفاده نخواهد کرد و خود به خود قرارداد باطل خواهد شد.

قیمت­ گذاری اختیار معامله اوراق بهادار

سه مدل برای محاسبه ارزش اختیار معامله اوراق بهادار وجود دارد. این سه مدل شامل مدل توزیع احتمال یکنواخت قیمت سهم، مدل توزیع دو جمله ای قیمت سهم و مدل توزیع نرمال لگاریتمی یا مدل بلک شولز می باشد. هر یک از این مدل ها دارای مفروضات جداگانه ای می باشند.

مدل توزیع احتمال یکنواخت قیمت سهام

در این مدل ما دو فرض را می پذیریم. فرض اول آن است که سرمایه گذاران نسبت به ریسک بی تفاوت می باشند. فرض دوم این است که احتمال مساوی برای قیمت سهم بین دو حد در تاریخ انقضا وجود دارد. این روش ساده ترین روش محاسبه ارزش اختیار معامله اوراق بهادار می باشد. اگر فرض کنیم که سودی در طی سال پرداخت نمی شود و این اختیار بعد از یک سال منقضی می گردد در آن صورت توزیع احتمال برای قیمت سهم در پایان سال باوجود مفروضات بالا به شکل مستطیل خواهد بود و برای قیمت سهم بین حد بالا و پایین دارای احتمال مساوی می باشد.

تحت فرض بی تفاوتی سرمایه گذاران نسبت به ریسک، ارزش بازار سهم در ابتدای سال مساوی ارزش تنزیل یافته سهم در پایان سال بر مبنای نرخ بازده بدون ریسک می باشد. از آنجایی که ما فرض می کنیم توزیع احتمال قیمت سهم یکنواخت است پس ارزش سهم را به صورت زیر محاسبه می کنیم.

اختیار معامله

به طوری که:

اختیار معامله

مدل توزیع دو جمله ای قیمت سهم

در این مدل مفروضات ما در رابطه با چگونگی توزیع قیمت سهم در پایان سال متفاوت می باشد. در اینجا بجای اینکه فرض کنیم توزیع احتمال قیمت سهم یکنواخت است، فرض می کنیم که در هر دوره دو نوع درصد تغییر ممکن در قیمت سهم وجود دارد. اگر اختیار معامله اوراق بهادار در پایان سال منقضی شود پس ممکن است دو قیمت در پایان سال وجود داشته باشد. البته دو نوع قیمت در پایان سال ممکن است غیرواقعی باشد. هنگامی که تعداد سال ها زیاد شود توزیع احتمال برای ارش نهایی سهم در پایان دوره n­ام دارای یک توزیع نرمال لگاریتمی می باشد. شاهدی وجود دارد که فرض لگاریتم نرمال برای قیمت پایان سال سهم منطقی می باشد.

فرض کنید که قیمت سهمى در حال حاضر ۲۰ دلار بوده و یقین داریم که پس از یک ماه دیگر قیمت آن ۲۲ دلار و یا ۱۸ دلار خواهد شد. اختیار خرید اروپائى را در نظر گیرید که طبق آن دارنده مى تواند سهم مورد بحث را ظرف مدت یک ماه به قیمت ۲۱ دلار خریدارى نماید. چنانچه قیمت سهم به ۲۲ دلار برسد، اختیار خرید مزبور به اندازه یک دلار ارزش خواهد داشت و چنانچه قیمت سهم مزبور به ۱۸ دلار تنزل یابد، اختیار معامله مزبور صفر دلار ارزش خواهد داشت.

دره اى را در نظر بگیرید که شامل α سهم از سهام مزبور براى موقعیت بلند (Long Position) و یک اختیار خرید براى موقعیت کوتاه (Short Position) مى باشد. ارزش پرتفوى مزبور ـ در صورتى که قیمت سهم افزایش یابد ـ ۱ ـ ۲۲α و در صورتى که قیمت سهم کاهش، یابد ۱۸α خواهد گردید. زمانى که α را برابر با ۲۵ بگیریم، هر دو مقدار مزبور برابر خواهند شد با:

 

۱۸ α = ۲۲ α – ۱ => α = ۰/۲۵

اختیار معامله

بنابراین، به ازاء α= ۰٫۲۵، بدره موردنظر بدون ریسک مى باشد. بدون توجه به آنچه که اتفاق مى افتد، ارزش بدره مزبور یا بهتر بگوییم موقعیت اتخاذشده برابر با ۵/۴ دلار در یک ماه خواهد بود. ارزش جارى پرتفوی، در حالتى که α=۰٫۲۵ باشد، برابر با:

۲۰ × ۰/۲۵ – f = ۵ – f

خواهد بود. در رابطه فوق الذکر f را به عنوان قیمت جارى اختیار معامله در نظر گرفته ایم. نکته دیگر آنکه بهره بدون ریسک در حالت عدم وجود فرصت هاى آربیتراژ مى باید نرخ بازده بدون ریسک را براى دارنده آن به ارمغان آورد. فرض کنید نرخ بهره بدون ریسک در ماه برابر با یک در صد (که ماهیانه نیز مرکب مى شود) باشد. بدین ترتیب، خواهیم داشت:

۱/۰۱ (۵ – f) = ۵/۴

این امر بدان معنی است که قیمت جارى اختیار معامله ۵۴۴/۰ دلار است

مدل Black-Scholes

مدل Black-Scholes اولین مدل رایج استفاده شده برای قیمت گذاری آپشن است. این مدل برای محاسبه ارزش نظری آپشن­های اروپایی European-Style از قیمت فعلی سهام، سود سهام مورد انتظار، قیمت انجام گزینه، نرخ بهره مورد انتظار، زمان انقضا استفاده می شود.

قیمت گذاری آپشن بسیار پیچیده است زیرا به عوامل مختلف بستگی دارد. این فرمول توسط سه اقتصاددان بزرگ، Fischer Black، Myron Scholes و Robert Merton توسعه داده شده است و شاید به عنوان بهترین مدل قیمت گذاری موجود در جهان شناخته شود. این فرمول در مقاله ۱۹۷۳ آن ها، به عنوان قیمت گذاری آپشن­ها و بدهی های شرکت، منتشر شده در مجله Journal of Political Economy منتشر شده است. آقای Black درست دو سال قبل از آنکه Scholes و Merton جایزه ی نوبل اقتصاد را به دلیل یافتن روش جدید محاسبه ی ارزش مشتقات در سال ۱۹۹۷ را به دست آورند، فوت کرد.

فرض مدل Black-Scholes بر این است که:

این آپشن از نوع اروپایی است و تنها در زمان انقضای آن قابل اجرا است. در مدت دوره ی زمانی این آپشن هیچ سود سهامی پرداخت نمی شود.

بازارها کارآمد هستند (به عنوان مثال، حرکت های بازار نمی توان پیش بینی کرد).

هزینه ی معامله ای در هنگام خرید آپشن وجود ندارد.

نرخ ریسک پذیری و نوسان دارایی پایه شناخته شده و ثابت است.

بازده دارایی های پایه به صورت نرمال توزیع می شود.

نکته: در حالی که مدل اصلی Black-Scholes اثرات سود سهام پرداخت شده در طول عمر آپشن را نادیده گرفت، این مدل اغلب برای تعیین سود سهام از طریق تعیین ارزش تاریخی سود سهام پیشین، سازگار است.

فرمول Black-Scholes

فرمول نشان داده شده در شکل زیر، متغیر های زیر را در نظر می گیرد:

قیمت پایه در حال حاضر.

قیمت انجام گزینه آپشن.

زمان تا زمان انقضا، به عنوان یک درصد از سال بیان می شود.

نوسانات ضمنی.

نرخ بهره بدون ریسک.

اختیار معامله

این مدل اساسا به دو بخش تقسیم می شود: بخش اول، SN(d1)، تغییر قیمت پایه، افزایش می دهد. این بخشی از فرمول نشان دهنده سود مورد انتظار خرید است. بخش دوم، N (d2) Ke-rt، مقدار فعلی پرداخت قیمت اجرا را پس از انقضا فراهم می کند به لازم به ذکر است مدل Black-Scholes برای آپشن­های اروپایی مورداستفاده قرار می گیرد که می توان آن را تنها در روز انقضا مورداستفاده قرار داد. همان طور که در معادله نشان داده شده است، مقدار آپشن با در نظر گرفتن تفاوت بین دو بخش محاسبه می شود.

ادامه مطلب