Lines_Background
وبینار آموزش ترید از صفرِ صفر رایگان شد!
00روز
00ساعت
00دقیقه
00ثانیه
ثبت‌نام رایگان
لوگو خانه سرمایهآموزش ترید از صفر صفر

خلاصه کتاب تخصصی ارزهای دیجیتال

یادگیری بیت کوین
6 کتاب برای یادگیری بیت کوین

دیر یا زود هیاهوی ارزهای دیجیتال به همه مردم می رسد؛ بنابراین بهتر است تا فرصت دارید درباره این حوزه مهم و ارزشمند مطالعه کنید. ارزهای پایه مانند بیت کوین، اتریوم و لایت کوین همگی در ماه های اخیر با افزایش چشمگیری مواجه شده اند؛ پس هیجان برای خرید آن ها نیز افزایش یافته است.

قبل از اینکه سرمایه گذاری در این حوزه را شروع کنید، بهتر است درباره آن آموزش کافی ببینید. کوین اولری یکی از متخصصان سرمایه گذاری می گوید شما هرگز نباید روی چیزی سرمایه گذاری کنید که درکی از آن ندارید؛ بنابراین ما در این مقاله قصد داریم به شما کتاب هایی برای یادگیری بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال را معرفی کنیم.

بیت کوین چیست؟

یادگیری بیت کوین

بیت کوین به زبان ساده یک دارایی دیجیتال است که از طریق یک سیستم پرداخت می توان از آن برای تراکنش های مختلف استفاده کرد. ویژگی اصلی آن هم این بوده که امکان پرداخت ناشناس از فردی به فرد دیگر فراهم بوده است؛ بنابراین می توان به صورت کاملاً ناشناس هر خریدی را در بستر وب انجام داد؛ البته نباید این نکته مهم را فراموش کنیم که بسیاری از کسب و کارهای سنتی در حال حاضر شروع به پذیرش این نوع معاملات کرده اند.

ارزش بیت کوین می تواند در طول زمان با توجه به محرک های مختلف دچار نوسان شود. با این حال ناشناس بودن تراکنش ها آن را به ابزاری ارجح برای کارهای مختلف تبدیل کرده است. یک مثال کلیشه ای از استفاده از بیت کوین برای تراکنش های مختلف زمانی بوده که افراد در حوزه دارک وب اقدام به خرید تسلیحات نظامی می کنند. البته در حال حاضر به قدری حوزه فعالیت این ارز دیجیتال گسترش یافته که شما برای رزرو یک هتل نیز می توانید از آن استفاده کنید.

چرا یادگیری بیت کوین اهمیت دارد؟

شکی نیست که ارزهای دیجیتال رشد چشمگیری دارند و سبب بروز میلیونرهای جدیدی در این دنیا شده اند. با این حال ممکن است این سؤال برای شما پیش بیاید که آیا دلیل قانع کننده ای برای شروع سرمایه گذاری در این زمینه وجود دارد؟ اولین دلیلی که برای اهمیت یادگیری بیت کوین می توانیم نام ببریم این است که برخلاف ارزهای فیات مانند دلار و یورو، هیچ نهاد سیاسی یا سازمان دولتی نمی تواند بر کاهش یا افزایش ارزش این ارزهای دیجیتال تأثیری بگذارد؛ پس می توان گفت یک واحد پولی غیرمتمرکز است که برای انتقال آن می توانید تمام قوانین حاکم بر دنیای سیاست را پشت سر بگذارید.

دلیل دیگری که اهمیت این موضوع را به ما نشان می دهد این است که تحت تأثیر تحولات بازارهای فعلی قرار نگرفته است؛ بنابراین دچار تورم نخواهد شد. برای درک بهتر باید بگوییم تعداد بیت کوین های در سراسر دنیا محدود بوده و این تعداد هرگز بیشتر نخواهد شد؛ از این رو هیچ گاه مانند سهام و فلزات گران بها تحت تأثیر سوداگری های بازار قرار نخواهد گرفت.

همچنین به عنوان یکی دیگر از دلایل اهمیت آن می توان به این نکته اشاره کرد که به دلیل ماهیت رمزنگاری شده آن امکان دزدی و کلاه برداری وجود ندارد. تنها راه هایی که به دزدی منجر خواهد شد، این است که فردی کیف پول دیجیتال شما را بدزدد؛ بنابراین می توانید به راحتی در برابر حمله هکرها و دزدان مختلف از دارایی خود مراقبت کنید.

معرفی 6 کتاب مهم برای یادگیری بیت کوین

بعد از اینکه به اهمیت بیت کوین و دیگر ارزهای دیجیتال پی بردیم، وقت آن است تا منابع ارزشمندی را که می توان به کمک آن ها به خوبی این مفاهیم را یاد گرفت، بررسی کنیم. کتاب هایی که در ادامه معرفی می شوند، همگی از برترین منابع آموزشی بیت کوین به زبان ساده هستند.

1- کتاب طلای دیجیتالی (Digital Gold)

یادگیری بیت کوین

بیت کوین و داستان درونی میلیونرهایی که برای اختراع مجدد پول تلاش می کنند

نویسنده: Nathaniel Popper

نویسنده این کتاب، ناتانیل پوپر که نویسنده سرویس مالی و فناوری در نیویورک تایمز بوده در کتاب خود محتوایی کامل درباره بیت کوین ارائه داده است. او در این کتاب که سال 2015 منتشر شد، از تاریخچه بیت کوین و خالق مرموز آن، ساتوشی ناکاموتو صحبت می کند. همچنین به تحلیل افرادی می پردازد که در سال های ابتدایی معرفی این ارز دیجیتال در نقش حامی آن شروع به فعالیت کردند. افرادی مانند دوقلوهای وینکلووس که در حال حاضر جزء میلیاردرهای حوزه ارز دیجیتال به شمار می روند.

نویسنده در این کتاب داستان جذاب فناوری بیت کوین و ظهور چشم گیر آن را به عنوان یک سیستم ارز دیجیتال روایت می کند. از طرفی قلم نویسنده بسیار ساده بوده و سعی کرده است تا حد ممکن از به کار بردن اصطلاحات تخصصی پرهیز کند؛ بنابراین خواننده مبتدی هم می تواند از مطالعه این کتاب لذت ببرد و تا پایان همراه آن باشد. شاید بتوان دلیل قلم روان نویسنده را این دانست که او خبرنگار بوده و دارای یک توانایی ذاتی در بیان رویدادهای مختلف به شیوه ای قابل درک است.

کتاب Digital Gold که منبعی ارزشمند برای یادگیری بیت کوین است، در سال 2015 یعنی همان سال اول انتشار در فهرست نهایی جایزه بهترین کتاب تجاری سال Financial Times و McKinsey قرار گرفت. جالب است بدانید دلیل نام گذاری کتاب هم این بوده که پوپر معتقد است ارز دیجیتال مانند طلا بوده و در سال های آتی می تواند به عنوان یک استاندارد جهانی برای ذخیره ارز باشد.

2- کتاب دارایی های رمزنگاری شده (Cryptoassets)

یادگیری بیت کوین

راهنمای سرمایه گذاران نوآور برای بیت کوین و فراتر از آن

نویسنده: Chris Burniske و Jack Tatar

کریس برنیک یکی از نویسندگان کتاب Cryptoassets یکی از شرکای کمپانی سرمایه گذاری Placeholder Capital بوده که یک شرکت دارایی ارزهای دیجیتال برای بررسی توکن ها و کالاهای مرتبط است. این کتاب به سبکی بسیار خوانا نوشته شده است؛ با این حال دارای مطالب بسیار غنی برای یادگیری بیت کوین و دیگر ارزهای دیجیتال است.

این کتاب توضیحی سیستماتیک از دنیای واقعاً جدید و هیجان انگیز دارایی های دیجیتال را ارائه می دهد. در این کتاب مجموعه ای از ابزارهای مختلف مورد نیاز برای ارزش گذاری ارزهای دیجیتال و به حداکثر رساندن پرتفولیو و در عین حال حفظ سطح ریسک را نشان می دهد.

همچنین پیدایش این ارزهای دیجیتال، تکامل توکن های رمزنگاری شده و عملکرد آن ها را در میان ظهور بلاک چین بیان می کند. در اصل می توان گفت این کتاب یکی از بهترین منابعی است که در زمینه ارزهای دیجیتال می تواند سطح دانش شما را افزایش دهد. در عین حال قطعاً کمک می کند تا درک خود را از اکوسیستم کریپتو به صورت عملی نشان دهید.

این کتاب در سال 2017 نوشته شده و تاریخچه مفصلی از این صنعت را ارائه می دهد که ممکن است برخی سرمایه گذاران جدید این حوزه هیچ اطلاعی از آن نداشته باشند. آرتور لافر که یکی از اعضای هیئت مشاوران سیاست اقتصادی رئیس جمهور سابق آمریکا، رونالد ریگان بوده درباره این کتاب می گوید که بسیاری عملی و آموزنده بوده و می تواند به عنوان یک منبع ضروری مورد مطالعه علاقه مندان قرار گیرد.

3- کتاب تسلط بر بیت کوین (Mastering Bitcoin)

یادگیری بیت کوین

برنامه نویسی روی بلاک چین

نویسنده: Andreas M. Antonopoulos

کتاب Mastering Bitcoin نوشته آندریاس آنتوپولوس یکی از تحلیلگران شناخته شده ارزهای دیجیتال است. او که در دنیای کریپتوکارنسی ها یکی از مدافعان بیت کوین محسوب می شود، در این کتاب سعی کرده است صفر تا صد این ارز دیجیتال محبوب را به شما آموزش دهد.

هدف نویسنده از نگارش این بوده که کتاب به ویژه برای افراد غیرمتخصص، سرمایه گذاران و مدیران خوانده شود؛ بنابراین قلم رسا و نگارش شیوایی را برای یادگیری بیت کوین انتخاب کرده است. شاید بتوان این را یکی از ویژگی های آنتوپولوس معرفی کرد که می تواند موضوعات پیچیده را به شکلی ساده به افراد توضیح دهد.

این کتاب در سال 2014 منتشر شد و آغازگر خوبی برای مفهوم ارز دیجیتال غیرمتمرکز بود. کتاب mastering Bitcoin به فناوری پشت این دارایی دیجیتال و هدف و کاربرد آن در دنیای واقعی می پردازد. خوانندگان در پایان مطالعه آن، به درک درستی از اینکه یک ارز دیجیتال چگونه کار کرده و تراکنش ها به چه شکلی پردازش می شوند، خواهد رسید. همچنین به بررسی بلاک چین، کیف پول های دیجیتال و مفاهیم حیاتی دیگر می پردازد. نسخه به روزشده این کتاب بعدتر در جولای 2017 منتشر شد.

4- کتاب عصر ارز دیجیتال (The Age of Cryptocurrency)

یادگیری بیت کوین

چگونه بیت کوین و پول دیجیتال نظم اقتصادی جهانی را به چالش می کشد؟

نویسنده: Paul Vigna و Michael J. Casey

کتاب The Age of Cryptocurrency درباره منشأ، آینده و کارکردهای ارز دیجیتال بحث می کند؛ زیرا قصد دارد ما را برای اقتصادی که کاملاً مبتنی بر حوزه دیجیتال بوده آماده کند. این اقتصاد برخلاف ارز کاغذی که در حال حاضر استفاده می شود، کاملاً بر مبنای پول هایی بوده که ماهیت دیجیتال دارند.

این کتاب به بسیاری از سؤالات فنی و غیرفنی مربوط به ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین پاسخ داده و تا حد امکان سعی کرده تا ابهام را برطرف کند. محتوای آن یک گزارش بسیار هیجان انگیز و جالب درباره زمان بندی تکامل بیت کوین و تبدیل آن به یک ارز دیجیتال است. همچنین درباره پتانسیل ارزهای پایه صحبت کرده و سعی می کند فناوری پس زمینه آن را به خوبی شرح دهد.

یکی از مواردی که نویسندگان کتاب به آن پرداخته اند، مزایا و معایب ارزهای دیجیتال از منظر تجارت، سیاست، دولت ها و امور مالی بوده است؛ زیرا نباید فراموش کنیم که ورود آن به همه جوانب زندگی ما می تواند تأثیرات انکارناپذیری داشته باشد. مسئله ای که درباره کتاب وجود داشته این است که درمورد تهیه محتوای آن تحقیقات گسترده و خوبی انجام شده است؛ پس می تواند منبعی معتبر برای یادگیری بیت کوین باشد.

هر دو نویسنده کتاب از خبرنگاران وال استریت ژورنال بودند و در سال 2015 کتاب خود را در توضیح این مقوله منتشر کردند که چگونه جهانی که با پول دیجیتال اداره می شود، می تواند جایگزین سیستم امروزی مالی شود؛ برای مثال به موردی پرداخته شده که درباره زنی در افغانستان بوده که هیچ حساب بانکی نداشته و با این حال به ارزهای دیجیتال دسترسی داشته است؛ بنابراین می توانیم متوجه این موضوع شویم که این فناوری چه تغییرات عظیمی می تواند روی زندگی ما ایجاد کند.

5- کتاب بیت کوین از مبتدی تا حرفه ای (Bitcoin From Beginners To Expert)

یادگیری بیت کوین

راهنمای نهایی برای فناوری ارزهای دیجیتال و بلاک چین

نویسنده: Christian Newman

اگر تاکنون از مایندمپ استفاده کرده باشید، می دانید که می توان از یک موضوع اساسی به سمت موضوعات ناشناخته زیادی رفت و آن ها را کشف کرد؛ بنابراین اجازه دهید به شما بهترین کتاب در مورد بیت کوین را معرفی کنیم که مانند یک نقشه ذهنی عمل می کند. این کتاب نه تنها اصول اولیه بیت کوین را به شما آموزش می دهد، بلکه روی موضوعات دیگری که ممکن است برای اطلاع از آن ها کنجکاو باشید هم تمرکز دارد.

نیومن، نویسنده این کتاب به شما اصول اولیه برای یادگیری بیت کوین، کارهایی که برای سرمایه گذاری باید انجام دهید و نحوه تجارت صحیح در این حوزه برای ثروتمندشدن را به طور کامل آموزش خواهد داد. مزیت اصلی مطالعه این کتاب این بود که به صورت مرحله به مرحله مطالب را یاد داده تا در ذهن به طور منسجمی قرار بگیرند. از دیدگاه افرادی که قصد شروع سرمایه گذاری در بیت کوین را داشته اند، این کتاب به زبانی شفاف نوشته شده و پس از مطالعه آن درک عمیق تری از بیت کوین یافته اند.

6- کتاب پرنده سحرخیز بیت کوین شکار می کند (Early Bird Gets The Bitcoin)

یادگیری بیت کوین

راهنمای نهایی همه چیز درباره بیت کوین

نویسنده: Andrew K. Courey

بی شک کتاب Early Bird Gets The Bitcoin یکی از جالب ترین کتاب های دنیا برای یادگیری بیت کوین است. این کتاب عملاً یکی از بهترین منابع موجود برای یادگیری اصول اولیه این ارز دیجیتال به شمار می رود. نویسنده مطالب سخت و پیچیده را خرد کرده و در فصل های مختلف به شرح و توضیح آن پرداخته است؛ بنابراین هر فردی بدون دانش قبلی از بیت کوین هم می تواند به مطالعه آن پرداخته و مطمئن باشد تا در انتها مطالب مختلفی را یاد گرفته است.

اندرو کوری، نویسنده کتاب برخی مفاهیم مهم مربوط به بیت کوین، مانند فناوری بلاک چین، اتریوم، ICO و ارزهای دیجیتال را پوشش داده است. افراد مبتدی می توانند درک خود را از مفاهیم و شیوه های مرتبط با استخراج بیت کوین و کیف پول آن گسترش دهند. درواقع این کتاب هر آنچه را که باید درباره این ارز دیجیتال محبوب بدانید، به شما آموزش می دهد.

نکته چشمگیری که درباره این منبع وجود داشته این است که بحث مفصلی درباره سرمایه گذاری در زمینه ارزهای دیجیتال به خصوص بیت کوین را ارائه می دهد؛ بنابراین خواننده می تواند مروری بر الزامات و بهترین شیوه های سرمایه گذاری در بیت کوین داشته باشد. همچنین به شرح جزئیات مختلف درباره خطرات سقوط بیت کوین می پردازد. علاوه بر این می توانید پیوست کتاب را منبعی مفید برای یادگیری بیشتر درباره بیت کوین مطالعه کنید. ضمیمه شامل تعریفی از اصطلاحات کلیدی و برخی از خدمات مهم بیت کوین است.

سخن پایانی

درحالی که دلایل زیادی برای سرمایه گذاری در بازار ارزهای دیجیتال وجود داشته است، هنوز هم برخی از افراد در برابر آن مقاومت می کنند؛ بنابراین بهترین توصیه و پیشنهاد این بوده تا سطح اطلاعات خود را در آن بالا ببرند. در این مقاله به معرفی برخی از بهترین کتاب هایی پرداختیم که به شما در یادگیری بیت کوین کمک می کنند که این می تواند نقطه شروعی برای یک مسیر جدید و هیجان انگیز در زندگی شما باشد.

پرسش های متداول

راه های مختلفی برای یادگیری وجود داشته؛ از مطالعه کتاب های آموزشی تا شرکت در دوره های آنلاین و حضوری همگی می توانند شما را به درک درستی از مفهوم بلاک چین و ارز دیجیتال برسانند.

بیت کوین یک سیستم پرداخت مالی و یک پول دیجیتال است که می توانید بدون وابستگی به هیچ دولت و سازمان دولتی آن را انتقال دهید. این شبکه غیرمتمرکز سبب شده تا در سال های اخیر افراد بسیاری جذب آن شوند.

معامله با بیت کوین در برابر دزدی و هک کاملاً مطمئن است؛ با این حال باید درباره نوسان قیمت های آن کاملاً آگاه بوده و جلوی از دست رفتن دارایی خود را بگیرید.

ادامه مطلب
خلاصه کتاب پول نقد دیجیتال
معرفی و خلاصه کتاب پول نقد...

این مقاله از روی نسخه اصلی و انگلیسی کتاب پول نقد دیجیتال خلاصه برداری شده است!

خلاصه کتاب پول نقد دیجیتال

ارزهای دیجیتال با فراز و فرودهایشان شکل داغی از سرمایه گذاری را به وجود آوردند؛ اما این بدان معنا نیست که صفر تا صد ماجرای رمزنگاری و تولد ارزهای دیجیتال در عرض یک دهه اتفاق افتاده است. رمزنگاری و دغدغه هایی که اکنون بستر بلاکچین پاسخگوی آنها است، بیش از چندین قرن قدمت دارند. در این قسمت از خانه سرمایه به سراغ کتابی جالب به نام «پول نقد دیجیتال» از «فین برونتون» می رویم. اگر به دنبال درکی عمیق تر در مورد رمزنگاری و ماجرای تولد ارزهای دیجیتال هستید، تا پایان این گلچین کوتاه با ما همراه باشید.

ماجرای یک ارز عجیب که در دوران رکود بزرگ آمریکا متولد شد

آمریکا در نیمه اول قرن بیستم و در حوالی سال 1933 با بزرگ ترین رکود اقتصادی زمان خودش دست و پنجه نرم می کرد. کم کم دلار به چیزی نایاب تبدیل شد؛ اما این بدان معنا نبود که مردم نمی توانستند داد و ستد کنند. در کل، هر بار که اقتصاد و اسکناس هایش از کار می افتند، سیستم تهاتر، زنده تر از گذشته پا به میدان می گذارد. در آن زمان نیز مردم چیزهای مورد نیاز خود را با مبادله کالا به کالا به دست می آوردند. در این گیرودار که دلار داشت به سختی نفس می کشید، عده ای برای برپا کردن یک جامعه جدید که بر اساس نظر دانشمندان، مهندسان و مخترعان بود دست به کار شدند.

وقتی تکنولوژی، بیش از حد خودش را جدی می گیرد

هدف این گروه ایجاد کردن «تکنوکراسی» در جامعه آمریکا، کانادا و حتی مکزیک بود. آنها علامت های مخصوص خودشان را داشتند و پول ویژه ای به نام «ارگ» (Erg) را به رسمیت می شناختند. این پول که بر اساس انرژی بود، بعد از یک دوره کوتاه، کاملا بی ارزش می شد. به همین دلیل هیچ کس نمی توانست آن را پس انداز کند.

اما این ارز هم بعد از مدت کوتاهی رنگ باخت و با قدرت گرفتن دلار، مردم دوباره به آن روی خوش نشان دادند. یکی از بزرگ ترین علت های این ماجرا، گره خوردن این ارز به مُشتی خیال و ناتوانی در سرمایه گذاری آن بود. در واقع، پشتوانه این پول کاغذی، انرژی بود که اکنون وجود نداشت اما قرار بود در سال های آینده تولید شود. به زبان ساده، باد هوا! گذشته از این، ناتوانی در پس انداز کردن با ذات انسان ها در اندوختن سرمایه برای آینده در تضاد بود. انسان، موجودی دوراندیش است و به دلیل وجود همین ویژگی توانست مسیر تمدن را طی کند. بنابراین، ارزی که نمی توانست پا به پای نیازهای انسان بالا بیاید محکوم به فنا بود.

شباهت عجیب تکنوکراسی به کتاب 1984

خلاصه کتاب پول نقد دیجیتال

«جورج اورول» در کتاب «1984» ماجرای یک جامعه متمدن اما عجیب را به تصویر می کشد. وقتی در کتاب «پول نقد دیجیتال» به تکنوکراسی و آینده عجیبی که از آن حرف می زند گوش می دهیم ناخودآگاه به یاد کتاب 1984 می افتیم. در آن کتاب نیز عده ای به دنبال ساخت سیستم های خط کشی شده، پول های بی نقص و جامعه ای ساختگی بودند که در آن همه چیز از قبل طراحی شده است. با این حساب، کسی حق نداشت در مورد چیزی فکر کند.

تنها کاری که مردم باید انجام می دادند زندگی کردن بر اساس خط کشی های آن سیستم بود. تکنوکراس ها هم همین مسیر را دنبال می کردند. آنها می خواستند حکومت را به دست دانشمندان بدهند. غذاها را به صورت شیمیایی تولید کنند، لباس های یکسانی بر تن مردم کرده و جامعه را با خط کش های مورد علاقه شان تقسیم بندی کنند. چیزی که خیلی زود توسط مردم، رها شد.

امضاها، اعتبارها، اسکناس ها؛ تلاش برای کسب اعتبار

بخش جالب دیگر در کتاب پول نقد دیجیتال، نگاه متفاوتی است که به ماجرای امضاهای پای اسکناس ها دارد. نویسنده می گوید: «فرقی نمی کند چه نوع اسکناسی در دست دارید. چون در هر حال با کاغذی روبه رو هستید که چندین و چند امضا پای آن زده شده است.» این امضاها که اعتبارشان دقیقا به اندازه اعتبار صاحبشان است، تلاش می کنند تا به اسکناس ها اعتبار ببخشند. این همان ماجرایی است که در مورد حواله ها هم صدق می کند.

هر چقدر که پشت یک حواله بیشتر امضا شده باشد، به آن معنی است که افراد بیشتری به آن اعتبار بخشیده اند. در طول زمان، اسکناس ها وجود داشتند و با حضور خود نوعی اعتبار مخفی را دست به دست می کردند. این ماجرا باعث جذاب شدن داستان جعل اسکناس می شد. اگر این امکان وجود داشت که اسکناس جعل شود، مردم صاحب اعتباری می شدند که واقعا از آن آنها نبود. این قضیه می توانست ضربه محکمی بر پایه های اقتصاد بکوبد.

پیشرفت تکنولوژی و هموار شدن امکان جعل اسکناس

جعل اسکناس، موضوع جالب دیگری است که در پول نقد دیجیتال به آن پرداخته می شود. ماجرای جعل اسکناس، تقریبا موازی با چاپ آن متولد شد. به دنبال این داستان، دولت ها نیز هر بار از روش های پیچیده تری برای چاپ اسکناس استفاده می کردند تا کسی نتواند به این راحتی ها آن را جعل کند. این قضیه تا قبل از پیشرفت عجیب تکنولوژی و صنعت چاپ به نفع دولت ها بود. اما ناگهان فرصت خیلی خوبی برای جعل اسکناس به دست بیشتر مردم افتاد.

دولت ها باز هم از روش های پیچیده تری برای در انحصار نگه داشتن اسکناس های واقعی استفاده کردند. این مسابقه بی انتها هنوز هم ادامه دارد و کار دولت ها هر روز سخت تر از روز گذشته می شود. یکی از نمونه های بسیار جالب این جعل اسکناس که حتی کارشناسان را هم به اشتباه می اندازد، دلارهایی است که توسط کره شمالی تولید و پخش می شوند!

رمزنگاری، ماجرایی به قدمت چند قرن!

خلاصه کتاب پول نقد دیجیتال

شاید برای کسانی که مدت آشنایی آنها با ماجرای رمزارزها از چند سال تجاوز نمی کند این موضوع بسیار جدید و حتی نوآورانه به نظر بیاید؛ اما در حقیقت، انسان از زمانی که به ارسال پیام نیاز پیدا کرد به دنبال راهی برای مخفی نگه داشتن آن از نگاه افراد غریبه بود. این ماجرا قدمتی بسیار طولانی دارد. شاید پر سر و صداترین بخش این داستان به زمان جنگ سرد در شوروی یا لشکرکشی هیتلر برگردد. در آن روزها که خبری از اینترنت و اتصال های امروزی نبود، جاسوس ها از پیام های رمزنگاری برای انتقال دادن اطلاعات مخفی خودشان استفاده می کردند.

هیچکس جز فردی که دفتر رمزگشایی را در اختیار داشت نمی توانست سر از کار این رمزها دربیاورد. پر واضح است که چنین فردی هرگز نباید دستگیر می شد چون می توانست به تنهایی سرویس اطلاعات یک کشور را بر باد دهد! به همین دلیل در آن زمان، مرگ با سیانور در میان جاسوس ها بسیار رواج داشت. بعدها این موضوع با روی کار آمدن رمزهای یکبار مصرف که بعد از خوانده شدن دیگر ارزشی نداشتند بسیار کاهش پیدا کرد. نکته مهم این است که اطلاعات و حفظ آن همیشه یکی از خط های قرمز مردم، ملت ها و مجموعه ها به شمار می رفته است.

تلاشی همه جانبه برای کشف کلیدهایی غیر قابل هک!

در بخش دیگری از کتاب پول نقد دیجیتال به موضوع «کلیدهای رمزنگاری» پرداخته شده است. تلاش برای ساخت کلیدهایی دو قسمتی که بتوان با استفاده از آنها پیام را حتی جلوی چشمان دشمن هم محرمانه نگه داشت، برای سال ها هیاهویی را در میان ریاضی دان ها و متخصصان رمزنگاری به راه انداخت.

سرانجام در سال 1978 سه ریاضی دان متوجه یک نکته مهم در مورد رمزگذاری با استفاده از دو کلید عمومی و خصوصی شدند. آنها فهمیدند که اگر راهی در کلید خصوصی وجود داشته باشد که بتوان با استفاده از آن پیام را رمزنگاری کرد آنگاه استفاده از کلید عمومی برای رمزگشایی آن کار ساده ای خواهد بود. اگر پیامی که با استفاده از کلید خصوصی رمزنگاری شده بود می توانست با کلید عمومی خوانده شود، یعنی پیام در طول مسیر، دستکاری نشده بود. این ماجرا به یکی از پایه های کلیدهای عمومی و خصوصی در ارزهای دیجیتال تبدیل شد.

تاخت زدن پیشرفت با سلطه میلیمتری دولت ها روی زندگی مردم

سودای پول نقد دیجیتال و بی نیازی مردم از حمل و نقل پو ل های فیزیکی ماجرایی بود که قبل از به وجود آمدنشان در کتاب ها و مقاله ها به عنوان دورنمایی از آینده مورد بررسی قرار می گرفت. حتی آن زمان هم امنیت و حفظ حریم خصوصی کاربران یکی از بزرگ ترین دغدغه های رویارویی با چنین ماجرایی بود. نویسندگان، محققان و فعالان حقوق بشر بر این باور بودند که با الکترونیکی شدن پول ها دولت ها و سازمان های امنیتی می توانند شکل جدیدی از حکومت کردن غیر مستقیم را اجرا کنند. آنها این اختیار را پیدا می کردند که به طور مستقیم در انتخاب های مردم دخالت کنند و آنها را به سمت و سویی سازمان دهی شده سوق دهند.

پول های الکترونیکی چه خطری برای مردم به شمار می رفتند؟

خلاصه کتاب پول نقد دیجیتال

نگرانی های زیادی پیرامون پول نقد دیجیتال وجود داشتند. ردیابی کاربران، هک شدن موقعیت فیزیکی کاربران، کشف الگوهای خرید و موارد بسیاری از این دست تنها چند نمونه از فهرست نگرانی های کارشناسان را به خود اختصاص داده بود. چه می شد اگر خرید یک وسیله خاص اما قانونی از سوی شما باعث ایجاد یک پرونده مخفی در سازمان های امنیتی می شد آن هم در حالی که خودتان از این ماجرا هیچ خبری ندارید؟

چه می شد اگر دولت ها با سازمان های غول آسای تجاری دست به یکی می کردند و کاربران را به سمت خرید یک محصول خاص و دور شدن از یک برند دیگر به شکلی نامحسوس سوق می دادند؟ کوچکترین نمونه این ماجرا در حال حاضر توسط دولت چین اجرا می شود. چند سال پیش دولت چین، درگاه خرید بلیت هواپیما به یک مقصد خاص را با اختلال عمدی روبه رو کرد تا مردم نتوانند به آن منطقه سفر کنند! الکترونیکی شدن پول ها تبعاتی بسیار بزرگتر را برای مردم جهان به دنبال داشت و کارشناسانی که آینده را بسیار نزدیک می دیدند به شکل های مختلف از این موضوع ابراز نگرانی می کردند.

تلاش برای جستجوی پولی که هویت خودش را تایید کند

بلبشوی امنیت و داستان هایی که از باز شدن بی حد و اندازه دست دولت ها برای کنترل کردن زندگی مردم دست به دست می چرخیدند برخی از مخترعان را بر آن داشت تا چاره ای برای این موضوع بیندیشند. کلید حل این موضوع چند صد سال قبل به دست مردمی که آن هنگام هم به دنبال حفاظت از اطلاعات خود می گشتند کشف شده بود. فردی به نام «دیوید چام» شرکتی به نام «دیجی کش» را راه اندازی کرد که در آن اولین پول الکترونیکی که می توانست هویت خودش را تایید کند و در عین حال هویت کاربرش را مخفی نگه دارد را به وجود آورد.

با وجود آنکه این ارز الکترونیکی قرار نبود جای پول های واقعی را بگیرد و فرسنگ ها با پول نقد دیجیتال فاصله داشت اما تا سال 1990 استقبال خوبی از آن به عمل آمد و حتی بانک ها شروع به استفاده از این ارز الکترونیکی کردند؛ اما پس از یک ماجرای مشکوک که هنوز هم علت آن روشن نشده است این شرکت به طور کلی ورشکسته شد. با این وجود از دستاوردهای چام و سازوکاری که برای پول الکترونیکی خود ایجاد کرده بود به عنوان بهترین پایه برای ارزهای دیجیتالی امروزی یاد می شود.

دو راهی آزادی اطلاعات و آزادی تبهکاری

روزها، ماه ها و سال هایی که قبل از تولد ارزهای دیجیتال سپری می شدند و مسیر ورود آن را هموار می کردند سرشار از تنش های عجیب و غریب بودند. از یک سو، دانشمندان و نخبگان جامعه به دنبال آزادی اطلاعات و مخفی نگه داشتن هویت افراد بودند. از سوی دیگر، افشا شدن تمام اطلاعات، چیزی نبود که فقط افراد خوب و دلسوز جامعه از آن استفاده کنند.

این ماجرا بستری جنجالی برای تمام تبهکاران، دزدها، خلافکاران و در کل، افرادی ایجاد می کرد که نمی خواستند بهایی برای امکاناتی که دریافت می کنند بپردازند و به اندازه سر سوزن هم نگران پیشرفت جامعه نبودند. اطلاعات بیشتر و رایگان برای این افراد، حکم پول نقدی را داشت که می توانستند به راحتی از دیگران طلب کنند! آنها اطلاعات را بهترین فرصت برای چاپیدن مردم می دیدند و مخفی بودن هویت در این سیستم برای آنها چیزی کمتر از برنده شدن بلیت لاتاری نبود. در حقیقت، پول نقد دیجیتال برای آنها بهترین راه برای گسترش فعالیت های خرابکارنه شان به شمار می رفت.

سرعت، چالشی جدید برای انتقال اطلاعات

ماجرای انتقال اطلاعات و سرعت، دو بخش جدا نشدنی از هم هستند. چه آن زمان که اطلاعات بسیار مهم با کمک کاغذ و چاپارها از یک کشور به کشور دیگر می رفت و چه حالا که صبر و حوصله انسان ها به اندازه چند ثانیه محدود شده است. سرعت، صبوری را از ما دزدید و حالا برای انسان هایی که به این گزینه اعتیادآور وابسته شده اند، چاره ای جز افزایش سرعت در همه چیز وجود ندارد. در سال هایی که اینترنت داشت در قلب زندگی مردم نفوذ می کرد، نیاز به سرعت کم کم قوت بیشتری پیدا کرد.

مردم می خواستند فرایند دریافت و انتقال اطلاعات که آن زمان بیشتر در قالب ایمیل صورت می گرفت تا نامه نگاری، با سرعت بیشتری انجام شود و در عین حال، امنیت اطلاعات تضمین گردد. این جا بود که باز هم رمزنگاری به کمک تکنولوژیِ لنگان اینترنت آمد. اگر بخواهیم این موضوع را دقیق تر توصیف کنیم، «هش» چیزی بود که سرعت و امنیت را در انتقال اطلاعات به ارمغان آورد. هر چه زمان می گذشت، موارد استفاده از هش و الگوریتم های آن هم افزایش پیدا می کرد.

چرا سرعت انتقال اطلاعات این قدر مهم است؟

خلاصه کتاب پول نقد دیجیتال

پول نقد دیجیتال باید به ویژگی سرعت بالا مجهز باشد. در غیر این صورت نمی تواند پابه پای نیاز انسان به سرعت بالاتر پیش بیاید. اگر قرار باشد مردم برای پاسخگویی به نیازهای روزمره زندگی یا حتی تجارت های کوچک و بزرگشان دست از پول های فیزیکی بشویند باید در مقابلش سرعت نقل و انتقال بالای ارز مورد نیازشان را در کنار امنیت بالا و محافظت از اطلاعاتشان به دست بیاورند. در غیر این صورت، چه نیازی به این همه تلاش و ریسک وجود دارد؟

چالش ذخیره اطلاعات در عصر جدید

پول نقد دیجیتال، رمزنگاری، سرعت و امنیت بالا گزینه های بسیار شگفت انگیزی به شمار می رفتند؛ اما یک مشکل، همیشه آنها را دنبال می کرد و آن محل ذخیره داده ها بود. این موضوع، حتی در روزگاری که خبری از اینترنت و دنیای آنلاین اطلاعات نبود هم برای خودش دردسر بزرگی به شمار می رفت.

وقتی یک جاسوس بین المللی که تمام سرویس های امنیتی در به در به دنبالش می گردند کدهای رمزنگاری شده اطلاعات حیاتی چندین کشور را در دست داشت، نمی توانست به راحتی از آن داده ها محافظت کند. معمولا چنین دفترهای ارزشمندی یا به دست دشمن می افتادند یا زیر خروارها خاک دفن می شدند یا توسط شعله های آتش از بین می رفتند. در صورت رخ دادن تک تک این موارد هم چیزی جز مرگ در انتظار آن جاسوس زبردست نبود. حالا در روزگاری که اینترنت وجود دارد چطور می توان از این دفترهای نادیدنی محافظت کرد؟

تاریک ترین مکان، درست زیر لامپ است!

دغدغه سرور نگهداری از اطلاعات ارزها، رمزنگاری ها و حفظ امنیت آن با یک ایده ساده اما ناب برطرف شد. به جای آنکه یک مکان فیزیکی برای چنین کاری در نظر گرفته شود که به راحتی تحت تاثیر دولت ها یا تبهکاران قرار بگیرد، تمام افرادی که از این اطلاعات استفاده می کنند به سرور شخصی آن تبدیل می شدند. این ایده شگفت انگیز بود. چون در آن صورت، هیچ کس نمی توانست برای دستگیری تمام مردم جهان اقدام کند، جای اطلاعات امن بود، هرگز از بین نمی رفت و همیشه میلیون ها نفر بر درستی سازوکار آن نظارت داشتند.

بلاکچین، دفتر کلی که بی نهایت بزرگ و به طرز غیر قابل باوری کم حجم بود می توانست به راحتی توسط هر فردی که به اینترنت دسترسی دارد دانلود شود. در آن صورت، آن فرد و سیستم به یک سرور جدید در شبکه بلاکچین تبدیل می شدند؛ یعنی همان چیزی که اکنون به شکل بسیار گسترده تری در جریان است.

بیت کوین، ارزی که هست اما نیست!

ماجرای بیت کوین بر بستری از تنش ها، امیدها، آرزوها و پشتوانه کلنجار رفتن نخبگان با سازوکار رمزنگاری در طول چندین قرن به وجود آمده بود. این ارز دیجیتال، از دل داستان های تخیلی و نگرانی هایی که در مورد آینده دیجیتالی جهان بر سر زبان ها جاری بود متولد شد. گویی همه منتظر به وجود آمدن این ارز دیجیتال بودند. گستره استفاده از این ارز دیجیتالی که حضور فیزیکی نداشت، به هیچ دولتی وابسته نبود و به دست مردمی که از آن استفاده می کردند کشف و اعتبار می یافت قابل اندازه گیری نبود.

امنیت این پول نقد دیجیتال، یادگاری از رمزنگاری های پیچیده و تلاش برای مخفی نگه داشتن اطلاعات در هنگامی که بود مرگ و زندگی یک انسان به مخفی ماندن هویت و اطلاعاتش گره می خورد. مخفی ماندن هویت خالق این ارز دیجیتال حتی پس از سال ها و ناتوانی دولت ها در دستکاری این ارز آزاد و جهانی، رنگ و بوی پیروزی سایفرپانک ها بر دولت ها را می دهند. همان کسانی که می خواستند طعم آزادی اطلاعات، محافظت از حریم خصوصی و هویت فردی را به تمام مردم جهان بچشانند.

پیام اصلی نویسنده کتاب «پول نقد دیجیتال» چه بود؟

خلاصه کتاب پول نقد دیجیتال

«فین برونتون» در کتاب «پول نقد دیجیتال» به طور مفصل و در قالب داستان هایی واقعی، سازوکار تولد ارزهای دیجیتال را برای کاربران تعریف می کند. از نظر او ارزهای دیجیتال، دانه هایی بودند که در طول چندین قرن زیر بستری از نیازهای واقعی مردم پنهان شده بودند و هر بار با کنار رفتن بخشی از این خاک، دانه نهفته زیر آن فرصت بیشتری برای رشد و گسترش پیدا می کرد تا به امروز رسید.

نظر شما چیست؟

آیا مطالعه نسخه کامل کتاب پول نقد دیجیتال و سر درآوردن از تاریخچه رمزنگاری و ارزهای دیجیتال را به دیگران توصیه می کنید؟

ادامه مطلب
خلاصه کتاب بلاکچین و قانون؛ حکمرانی کد
معرفی و خلاصه کتاب بلاک چین...

این مقاله از روی نسخه اصلی و انگلیسی کتاب بلاک چین و قانون خلاصه برداری شده است!

خلاصه کتاب بلاک چین و قانون

آزادی و قانون، دو مفهوم جنجال برانگیز هستند. گاهی قانون باعث ایجاد آزادی می شود و گاهی همچون سدی نفوذ ناپذیر در مقابل آن قد علم می کند. ماجرای بلاکچین و قوانین نوشته شده جهانی هم به همین ترتیب هستند. در حقیقت، آزادی هایی که بلاک چین با خودش به همراه آورد، عده بسیاری را خوشحال و گروه اندکی را نگران کرد. در این قسمت از خانه سرمایه به سراغ کتاب «بلاک چین و قانون» از «پریماورا دفیلیپی» و «آرون رایت» می رویم و از دریچه متفاوت تری به ماجرای این بستر پُر از پتانسیل نگاه می کنیم. اگر به دنبال درک متفاوت تری از ماجرای بلاک چین هستید یا می خواهید آینده آن را از نظر قوانین جهانی، پیش بینی کنید تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید.

نگاهی کوتاه به سرآغاز استفاده از کدها در دنیای اینترنت

در گذشته، رایانه ها فقط دستگاه هایی تک و تنها بودند که به هیچ طریقی نمی توانستند با رایانه های دیگر ارتباط برقرار کنند. بعد از مدتی، اوضاع بهتر شد و کامپیوترها توانستند با کمک کابل های چند متری به هم متصل شوند. در میانه جنگ سرد آمریکا و روسیه، یک پژوهشگر توانست اطلاعات را به روشی غیر معمول از یک کامپیوتر به کامپیوتر دیگر بفرستد.

همین کشف به زیر بنای تحقیقات صنایع دفاع آمریکا تبدیل شد. با تکمیل این تحقیقات، آنها موفق به ایجاد اولین شبکه رایانه ای شدند. کم کم اساتید دانشگاه و پژوهشگران از این شبکه برای انتقال اطلاعات و منابع خودشان استفاده کردند. تلاش برای پیشرفت و گسترش این شبکه با قدرت به پیش می رفت و در طول چند ده سال بعد، اینترنت بین المللی به شکل و شمایلی که امروز آن را می شناسیم درآمد.

گسترش اینترنت، آغاز دغدغه ها و پیدا شدن یک راه حل

در ادامه کتاب بلاک چین و قانون به یکی از مهم ترین دغدغه های فضای مجازی می رسیم؛ یعنی امنیت اطلاعات و حفظ حریم خصوصی. اینترنت به سرعت در حال گسترش بود اما اطلاعاتی که بین کاربران رد و بدل می شدند کاملا بی حفاظ مانده بودند. دو نابغه رمزنگاری به نام های «دایفی» و «هلمن» برای حل این مشکل، کلیدهای عمومی و خصوصی را اختراع کردند.

روش کار به این ترتیب بود که یک کلید عمومی در دست افرادی که می خواستند میان خودشان اطلاعات را رد و بدل کنند قرار می گرفت. سپس اطلاعات با استفاده از کلید عمومی و کلید خصوصی هر فرد، نوشته و ارسال می شد. در نقطه مقصد نیز اطلاعات با استفاده از همان کلید عمومی و البته کلید خصوصی فرد گیرنده باز و قابل خواندن می شد. به این ترتیب کسی نمی توانست در میانه مسیر، اطلاعات را بگیرد و آنها را دستکاری کند.

مهاجرت از کلاینت سرورها به شبکه های همتا به همتاخلاصه کتاب بلاکچین و قانون؛ حکمرانی کد

اینترنت خیلی زود جای خودش را در میان کاربران معمولی باز کرد؛ اما هنوز تا تبدیل شدن به یک شبکه تمام عیار جهانی فاصله زیادی داشت. در ابتدا، اینترنت توسط کلاینت سرورها ارائه می شد. این بدان معنی بود که ارتباط کاربران به صورت یک طرفه و با مقصد سرورها انجام می شد. مدتی بعد، اولین شبکه های همتا به همتا به وجود آمدند.

کاربرانی که در این شبکه ها فعالیت می کردند به طور همزمان یک سرور و کلاینت به شمار می رفتند. اولین نسل از شبکه ای همتا به همتا با هدف اشتراک گذاری موسیقی بین کاربران سرتاسر جهان ایجاد شد. البته این تلاش با نقض قوانین کپی رایت از سوی کاربران، شکست خورد. بعدها مدل های بهتر و قدرتمندتری از شبکه های همتا به همتا به وجود آمدند که قرار نبود به این سادگی ها میدان رقابت را ترک کنند.

جرقه های کوچک ارزهای دیجیتال روشن شدند

در ادامه ورق زدن کتاب بلاک چین و قانون به سرآغاز ارزهای دیجیتال می رسیم. استفاده از شبکه های همتا به همتا، متخصصان رمزنگاری را به این فکر فرو برد که می توان از پتانسیل های این ماجرا استفاده های بیشتر و قدرتمندتری کرد. آنها به دنبال نوعی آزادی اطلاعات بودند که شبکه های همتا به همتا می توانست آن را در اختیارشان بگذارد. در حقیقت، تلاش آنها برای ساخت و توسعه کلیدهای خصوصی و عمومی، به وجود آوردن زیرساخت مناسب برای رونمایی از پول های دیجیتالی بود.

آنها می خواستند دسترسی و تسلط دولت ها روی مردم و دارایی هایشان را کمتر و کمتر کنند. به دنبال این ماجرا چندین تلاش برای ساخت ارزهای دیجیتال انجام شد که تقریبا همه آنها با شکست روبه رو شدند. چون نتوانستند به راه حل درستی برای حل مشکل «دو بار خرج کردن پول» برسند. گذشته از این، امنیت پول های دیجیتالی هم مورد دیگری بود که هنوز راه حل دراز مدت و قابل اطمینانی برای آن پیدا نشده بود.

بیت کوین و راه حل هایش وارد می شوندخلاصه کتاب بلاکچین و قانون؛ حکمرانی کد

کسی که توانست مشکلات ایجاد ارزهای دیجیتال را حل کند فرد یا افرادی به نام «ساتوشی ناکاموتو» بودند. ناکاموتو از بستر «بلاک چین» برای ساخت ارز دیجیتال بیت کوین استفاده کرد. بیت کوین، پروتکلی آزاد و غیر متمرکز است. این بدان معنا است که هیچ سازمان یا گروهی آن را زیر نظر ندارد و کنترل نمی کند. هیچ کس برای داشتن یک حساب بیت کوین نیازی به اجازه از فرد دیگری ندارد. بلاک چین آزاد بود و این آزادی، فرصت های خوب و بد نامحدودی را در اختیار کاربران قرار می داد. به همین دلیل، قانون گذاران به دنبال راهی بودند تا بلاک چین و قانون را با هم در یک راستا قرار دهند.

تلاش برای محدودسازی بلاکچین آغاز شد

آزاد بودن و عدم نیاز به شناسایی هویت کاربران در بستر بلاک چین، چیزی نبود که دولت ها و سازمان به راحتی با آن کنار بیایند. به همین دلیل تا به امروز تلاششان را برای محدودسازی و حتی قانون مدار کردن بلاک چین های گوناگون ادامه داده اند. اکنون در کنار بلاکچین های کاملا آزادی که متعلق به بیت کوین هستند، بلاکچین های دیگری هم مانن «ریپل» وجود دارند که کاربران نمی توانند به صورت آزادانه وارد آن شده و به فعالیت مشغول شوند. در عوض، گروه مشخصی بر اعضا، هویت، ورود و خروج آنها نظارت می کند. به این ترتیب، کاربران تنها پس از تایید شدن هویتشان توسط این گروه می توانند فعالیت خود را در آن بلاکچین آغاز کنند.

وقتی سیستم پرداخت جهانی، لنگان لنگان پیش می رود

در ادامه کتاب بلاک چین و قانون به سیستم های پرداخت می رسیم. اوضاع سیستم های پرداخت یا نقل و انتقال جهانی چندان خوب نیست. کارمزدهای بالا و سرعت پایین، مشکلات زیادی را برای مردم به وجود آورده اند. ماجرا به حدی پیچیده است که اگر شما پولتان را در یک چمدان بریزید و آن را به کشور دیگری ببرید، خیلی سریع تر از سیستم نقل و انتقال بین المللی و بدون پرداخت کارمزد، به هدفتان می رسید.

مشکل اینجا است که همه نمی توانند این کار را انجام دهند؛ چه از نظر امنیتی، چه از نظر مسافت و حتی حجم پول هایی که باید جابه جا شوند، این کار عملا غیر ممکن است. به همین دلیل، سیستم های پرداخت بین المللی در حال تقلا کردن برای سر و سامان دادن به این اوضاع هستند.

ریپل، بلاک چینی که نقل و انتقال را سریع تر از جت انجام می دهدخلاصه کتاب بلاکچین و قانون؛ حکمرانی کد

«ریپل» که بلاک چین مجوزدار ویژه خودش را دارد به عنوان یک راه نجات برای نقل و انتقال بین المللی پول ها شناخته می شود. سازوکار نقل و انتقال پول در این بستر در قالب چند معامله صورت می گیرد. به این ترتیب، در عرض چند ثانیه، انتقال پول انجام می شود. این در حالی است که برای انجام این کار، کارمزدی دریافت نمی کند. به همین دلیل، اکنون کشورهایی مانند آمریکا، آلمان و استرالیا در حال گنجاندن این شیوه نقل و انتقال در بستر فعالیت های خودشان هستند.

پایه های حریم خصوصی در بلاکچین به لرزه افتاده است

در ابتدا، آزادی و فعالیت ناشناس، دو مورد از ویژگی های برجسته بلاکچین ها بودند که درست در مقابل بلاک چین و قانون قرار می گرفتند. کسی نمی توانست کاربران را شناسایی کرده یا با ردیابی تراکنش شان آنها را پیدا کند؛ اما رفته رفته، این ماجرا رنگ باخت. اکنون هویت کاربران در بلاکچینی مثل بیت کوین از ناشناس به نیمه ناشناس و حتی کاملا مشخص، تغییر کرده است. گذشته از این، نهادهای دولتی این توانایی را پیدا کرده اند که با کشف الگوهای تراکنش کاربران، آنها را کاملا شناسایی کنند.

شناسایی کاربران در بلاک چین چه تبعاتی دارد؟

ماجرا به این سادگی هم نیست و البته باید بگوییم که به سرآغاز حضور اینترنت در جهان هم بسیار شبیه است. دولت های استبدادگر، زورگو و محافظه کاری مثل چین که به دلیل ترس از دست دادن قدرت و میزان تسلطشان بر مردم در همان ماه های نخستین ورود اینترنت بین المللی، درب آن را به روی مردمشان بستند و آن را با انواع و اقسام سانسورها محدود کردند، می توانند دوباره این کار را با بلاکچین و قانون هم انجام دهند.

البته این محدودسازی ها فقط برای مردم است و دولتمردان به راحتی و بدون هیچ مشکلی از تمام خدمات رایگان ارائه شده جهانی نهایت بهره را می برند. آنها ترس از دست دادن قدرتشان را با بستن چشم و گوش مردم، آرام کرده اند. در مورد بلاک چین هم می توانند ورود افراد مشخصی که با آنها مخالف هستند را محدود کنند، تراکنش های مردمشان را زیر نظر بگیرند و خودشان آزادانه به استخراج بیت کوین بپردازند. این تنها نمونه ای کوچک از خطر کاهش حریم خصوصی در بلاکچین است.

قراردادهای هوشمند در مقابل قراردادهای کاغذیخلاصه کتاب بلاکچین و قانون؛ حکمرانی کد

یکی دیگر از مزیت های بلاک چین، ایجاد قراردادهای هوشمند است. این نوع از قراردادها به طور خودکار اجرا می شوند، غیر قابل تغییر هستند و نکته مبهمی در آنها دیده نمی شود. این نوع از قراردادها هم به کام بسیاری از قدرتمندان خوش نمی آید. در واقع، آنها نگران هستند که از مزیت های این قرارداد هوشمند برای انجام خودکار فعالیت های مجرمانه استفاده شود. از طرفی، اجرای خودکار قراردادها هم نوعی دردسر به شمار می رود. چون به محض اجرای قرارداد، نمی توان راهی برای جلوگیری از آن پیدا کرد. مگر اینکه طرفین قرارداد از قبل، شرطی را در نظر گرفته باشند.

خطر دیگری که وجود قراردادهای هوشمند برای سیستم فعلی تجارت دارد، کوتاه کردن دست دلالان و واسطه های معتبری است که از این راه میلیاردها دلار پول به جیب می زنند. وقتی خریدار و فروشنده در طی یک قرارداد هوشمند خرید و فروش خود را انجام دهند دیگری نیازی به چنین واسطه های گران قیمتی پیدا نمی کنند.

بلاک چین و قانون؛ مشکلات قراردادهای هوشمند چگونه حل می شوند؟

قراردادهای هوشمند، ویژگی های خوب زیادی دارند اما خالی از مشکل نیستند. اگر گروهی با استفاده از آگاهی اندک طرف مقابلشان با او یک قرارداد هوشمند بسازند، دستورهای پرداخت به طور خودکار از حساب طرف مقابل برداشت می شود و تلاش های او برای متوقف کردن این ماجرا راه به جایی نمی برد.

به همین دلیل است که باید نهادی برای حل و فصل این مشکلات وجود داشته باشد. سرراست ترین نهادی که می تواند با قدرت خود این مشکلات را برطرف کند دادگاه است. اگر دادگاه به این نتیجه برسد که یک قرارداد هوشمند به طور ناعادلانه و در راستای اهداف غیر انسانی جاری شده است این قدرت را دارد که با کمک متخصصان، جلوی اجرای آن قرارداد را بگیرد و مجرمان را به پرداخت خسارت محکوم کند.

چرا جهان به وجود بلاک چین نیاز دارد؟خلاصه کتاب بلاکچین و قانون؛ حکمرانی کد

گذشته از مشکلاتی که دولت ها و نهادهای قانون گذار با بلاکچین و میوه آن یعنی ارزهای دیجیتال دارند، راهی برای جلوگیری از این تکنولوژی وجود ندارد. چون بلاک چین، تکنولوژی آینده است و نسل دیگری از تحولات پس از ظهور اینترنت و وب را به وجود می آورد. به همین دلیل است که دوستی بلاکچین و قانون، تنها راه چاره برای آینده به شمار می رود. بیایید نگاهی به چند مورد از قابلیت های بلاکچین برای مردم جهان بیندازیم:

بلاکچین، نسل جدیدی از رفاه اجتماعی را به وجود می آورد

جهان، سرشار از پتانسیل های بی انتها است و این بدان معنی است که روی کره زمین بسیار بیشتر از آنچه که فکرش را می کنیم، منابع وجود دارد. با این حساب، رفاه اجتماعی یکی از پایه ای ترین چیزهایی است که تک تک انسان های روی زمین باید از آن برخوردار باشند. اما در کمال تعجب می بینیم که چنین چیزی وجود ندارد. چون دولت ها و قدرت ها به جای آنکه این منابع را به درستی مورد استفاده قرار دهند، آن را برای خودشان و فرزندانشان کنار می گذارند و در عوض، گوش مردم را با مفهوم هایی مثل «کمیابی»، «کاهش منابع طبیعی»، «قحطی آب»، «تمام شدن منابع نفتی» و … پر می کنند. شفافیت بلاکچین می تواند جلوی این دروغ گویی ها را بگیرد و چشم مردم را به جمال فرصت ها و پتانسیل هایی که درست بیخ گوششان است، روشن کند.

با وجود بلاک چین، پول، دوباره ارزشمند می شوند

اکنون دیگر پول های رایج در جهان حتی دلار، مانند گذشته ارزشمند نیستند. این مورد هم به طور مستقیم به دلیل فسادهای مالی، رانت خواری و هزار و یک جور حقه معتبر جهانی است که دولتمردان و سیاست مداران از آن برای پر کردن جیب خودشان استفاده می کنند. بانک ها که در گذشته، محلی برای ارائه سرمایه به کارآفرین ها و کسب و کارها بودند اکنون در آستانه ورشکستگی قرار دارند و حاضر نیستند برای حفظ ارزش پول مردم، قدمی بردارند. بلاک چین و ارزهای دیجیتالی می توانند جایگزین بسیار خوبی برای کاغذهای بی ارزش کنونی باشند. چون دارایی ارزشمند مردم را حفظ می کنند و آن را از یک بازیچه به سرمایه تغییر می دهند.

اطلاعات به شکلی درست سازماندهی می شوند

اکنون عصر اطلاعات است. اما اگر فکر کردید که دولتمردان، سیاستمداران و قانون گذاران هم همسو با این عصر قدم برمی دارند سخت در اشتباه هستید. آنها هنوز سرشان با دفتر و کاغذهای قدیمی شان گرم است و قدمی برای اصلاح این موضوع بر نمی دارند. تنها کاری که می کنند دادن وعده های بزرگ برای ایجاد دولت الکترونیک و به وجود آمدن تغییرهای بزرگ است.

به دنبال همین ماجرا، مردم با اطلاعات کاغذی، دچار مشکل شده اند؛ مثلا یک زمین به نام چند نفر سند می خورد و همه آنها هم مدرک رسمی و معتبر آن ملک را دارند یا عده ای برای به دست آوردن یک وام کوچک، ده ها کفش آهنی پاره می کنند و برخی دیگر به راحتی خوردن یک لیوان آب، چند ده میلیارد وام می گیرند. بلاکچین این پتانسیل را دارد که با سازماندهی اطلاعات، از ایجاد چنین ماجراهایی جلوگیری کند و چرخ اقتصاد را در گردش نگه دارد.

پیام اصلی «پریماورا دفیلیپی» و «آرون رایت» در کتاب «بلاک چین و قانون» چه بود؟خلاصه کتاب بلاکچین و قانون؛ حکمرانی کد

می توان این کتاب را نوعی روشنگری و موشکافی قانونی ماجرای بلاک چین به شمار آورد که در کمتر کتابی راجع به آن صحبت شده است. در این کتاب، بلاک چین از نظر قراردادها، سیستم اطلاعات، حریم خصوصی، خرید و فروش، ایجاد بازارها، قوانین کپی رایت و … مورد بررسی قرار گرفت که به جای خودشان سوال برانگیز هستند.

نظر شما چیست؟

آیا شما با روند قانونی سازی بلاک چین و ارزهای دیجیتال، موافق هستید یا مخالف؟ لطفا دلیل موافقت یا مخالفت خودتان را برایمان بنویسید.

ادامه مطلب
خلاصه کتاب معامله ‌گر با انضباط
معرفی و خلاصه کتاب معامله گر...

این مقاله از روی نسخه اصلی و انگلیسی کتاب معامله گر با انضباط خلاصه برداری شده است!

خلاصه کتاب معامله گر با انضباط

معامله در بازار سرمایه، ورود به هزارتویی پر از دالان های پیچ در پیچ است. با آنکه گویی در ظاهر، همه چیز روشن و شفاف به نظر می رسد اما در عین حال می تواند غیر قابل پیش بینی هم باشد. چون شما نمی دانید پشت اولین پیچ، چه ماجرایی انتظارتان را می کشد. در این قسمت از «خانه سرمایه» به سراغ کتاب «معامله گر با انضباط» از «مارک داگلاس» می رویم و از بالا، نگاهی به هزارتوی اسرارآمیز بازار سرمایه می اندازیم. اگر به دنبال یاد گرفتن یکی دو نکته تازه در مورد معامله کردن در بازارهای مالی هستید، حتما تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید.

برای موفقیت در بازار سهام باید ذهنتان را خانه تکانی کنید

یک معامله گر با انضباط می داند که ورود به بازار سرمایه، دقیقا مثل یک بازی است. وقتی شما با تفکر یک بازنده، وارد معامله می شوید و عاقبت آن را به امیدهای واهی گره می زنید، راهی به سمت پیروزی و سود پیدا نمی کنید. چون تنها یک ذهن برنده است که می تواند با موفقیت ملاقات کند. با این حساب، قبل از دست زدن به هر معامله ای و همزمان با افزایش عمق دانشتان در زمینه بازارهای مالی باید برای تغییر ذهنتان از بازنده به سمت برنده، دست به تلاشی بزرگ بزنید. در واقع این یک انقلاب درونی است که شما را از قید و بند ترس ها، دو دلی ها و تردیدهایی که نمی گذارند قدم از قدم بردارید نجات می دهد و طعم آزادی واقعی را به شما می چشاند.

با لباس خواب در میدان جنگ قدم نزنید!

نباید این طور فکر کنید که بازار سرمایه، بهشتی از فرصت ها است که همچون سیب بر درخت روییده اند. برای تبدیل شدن به یک معامله گر با انضباط باید با این حقیقت روبه رو شوید که بازارهای مالی، یک میدان نبرد تمام عیار هستند. اگر ذهنی قوی نداشته باشید و خودتان را برای مقابله با تنش ها، تغییرهای بی امان و غیر قابل پیش بینی بودن بازار آماده نکنید، بدون تردید ضرر خواهید کرد. در بازار سرمایه چیزی به نام ثبات و امنیت معنا ندارد. حتی ریسک گریزترین سرمایه گذاران هم مجبورند که با مقدار کمتری از ریسک ها سر و کله بزنند. البته در این میان، معامله گرانی هم هستند که سر نترسی دارند و با پاهای خودشان به استقبال خطرها و موقعیت های بسیار مه آلود می روند.

مراقب حبابی که برای خودتان می سازید باشید

نباید حساب موفقیت در شغلتان را با امکان موفقیت در بازارهای مالی یک کاسه کنید. چون بازارهای مالی، سازوکار ویژه خودشان را دارند و حتی سبک تفکر متفاوتی را می طلبند. اگر به ذهنتان اجازه بدهید که پای موفقیت های دیگر زندگیتان را پیش بکشد آنگاه فرصت یاد گرفتن، تحلیل کردن و حتی کشف گزینه های خوب برای معامله کردن را از دست می دهید. با دنبال کردن این شیوه تفکر، پذیرش شکست در معامله برایتان غیر قابل تحمل می شود. چون با پس زمینه موفقیت های قبلی، از خودتان انتظار خواهید داشت که بی برو برگرد در این مسیر هم قدرتمندانه و بدون هیچ اشتباهی قدم بردارید. شاید حتی این توقع را در اطرافیانتان ایجاد کنید که فقط منتظر سود کردن و دیدن رشد شما باشند. در این صورت، تحمل شکست یا ضرر کردن باز هم برایتان سخت تر می شود.

با حقیقت بازار سرمایه آشنا شوید

وقتی به یک معامله گر با انضباط تبدیل می شوید که درک کنید بازار سرمایه با تفکر شما همراستا نیست. تک تک افرادی که در این بازار به صورت فعال در حال معامله هستند، چه آنها که سهم ها را می خرند و چه آنها که می فروشند با هر معامله، روی تمام بازار تاثیر می گذارند. با این حساب، اگر می خواهید در بازار تاثیر داشته باشید باید به جای فکر کردن دست به معامله بزنید. جالب تر اینکه بازار سرمایه به میزان هوش شما هیچ اهمیتی نمی دهد. بنابراین نباید فکر کنید که ضریب هوشی بالا یا حتی پایینتان تاثیری در کیفیت حضور شما در بازارهای مالی می گذارد.

یک معامله گر با انضباط چگونه باید به بازار واکنش نشان دهد؟

تصور اینکه بازار، همیشه یک حرکت منطقی را دنبال می کند راه به جایی نمی برد. چون تاریخ بازارهای مالی، پر از موقعیت های اشتباهی است که بیشتر معامله گران به اتفاق تصمیم گرفتند در آن مسیر حرکت کنند. در این میان، هر چقدر که شما خودتان را به آب و آتش بزنید، نمی توانید در مقابل حرکت جمعی بازار، مقاومت کنید. این حقیقتی که هر چه زودتر باید آن را بپذیرید. بنابراین، تعریف درست و غلط در بازار سرمایه با تعریفی که جامعه یا حتی شما دارید فرق دارد. به زبان ساده تر، هر چیزی که در بازار اتفاق می افتد، درست است! بنابراین، اولین کاری که باید بکنید، هیچ کاری نکردن است. در واقع، قبل از هر اقدامی باید بازار را زیر نظر بگیرید، شرایط را بسنجید، تحلیل کنید و سپس دست به اقدام بزنید.

رویاپردازی در بازار سرمایه به ضررتان تمام می شودخلاصه کتاب معامله  گر با انضباط

گاهی داشتن اطلاعات اندک، بسیار خطرناک تر از نداشتن اطلاعات است. چون این امکان وجود دارد که به آن اطلاعات، بسنده کنید و دیگر به دنبال کامل کردن آنها نروید. همین ماجرا باعث می شود که چشمتان را به روی نشانه هایی که در نقطه مقابل دانش فعلی شما قرار دارند ببندید و امیدوارانه سرازیری شکست را طی کنید!

چرا تحمل اطلاعات جدید برای برخی از معامله گران سخت می شود؟

یکی از دلیل هایی که باعث می شود در مقابل دیدن نشانه های جدید مقاومت کنید، تصور اشتباه شما درباره سودآوری بازار سرمایه است. طی کردن مسیر تبدیل شدن به یک معامله گر با انضباط به درک این نکته نیاز دارد که نمی توان با انجام چند معامله در بازار سرمایه به ثروت رسید. وقتی هدفتان از معامله کردن فقط به دست آوردن پول باشد، سبک نگاهتان به بازار، کِدر می شد. در آن صورت، نمی توانید به شکلی منطقی و هوشمندانه بازار را زیر نظر بگیرید و آن را تحلیل کنید. حتی در این میان، آرامش روانی خودتان را از دست می دهید و دچار نگرانی های بی انتها، ترس به هنگام معامله و حتی لجاجت می شود. این در حالی است که معامله در بازار به آرامش، صبوری، هوشمندی و نگاهی بی طرف نیاز دارد.

قبل از آغاز یک معامله، سنگ هایتان را با خودتان وا بکنید

این تصور که قیمت ها در بازار سرمایه یک روز به ثبات می رسند، چیزی جز یک خیال خام نیست. هر چقدر که زودتر این ماجرا را درک کنید، سریع تر می توانید جلوی ضررهای بزرگتان را در آینده بگیرید. چون گاهی معامله گران با خودشان فکر می کنند اگر در مقابل سقوط قیمت سهم ها صبور باشند حتما دوباره قیمت ها به نفع آنها تغییر می کنند. این در حالی است که بازار، اهمیتی به فکر معامله گران نمی دهد و مسیر خودش را طی می کند. بنابراین به جای آنکه صبر کنید تا مسیر رودخانه های مالی با میل شما هم جهت شوند از جریان ایجاد شده، سواری بگیرید.

در بازار سرمایه، هیچ مرزی وجود ندارد

نکته جالبی که در بازارهای مالی دیده می شود، وجود نداشتن حدی از سود یا ضرر است. این بدان معنا است که می توانید بی نهایت سود یا ضرر کنید. از آنجایی که طمع انسان هم به ندرت با احساس سیری آشنا می شود، چنین ماجرایی می تواند روی سبک معامله گری شما تاثیر منفی بگذارد. برای جلوگیری از ضرر این ماجرا باید خودتان دست به کار شوید و حدی برای سود یا ضررتان مشخص کنید. به این ترتیب، این توانایی را پیدا می کنید که جلوی ضررهای بزرگ را بگیرید یا قبل از اینکه در شرایط خوب، ورق برگردد، سود خود را از یک معامله برداشت کنید. این همان روشی است که یک معامله گر با انضباط از آن استفاده می کند.

نباید در بازارهای مالی به دنبال دلیل بگردید

تعدادی از سرمایه گذاران تازه نفس فکر می کنند که در پشت صحنه تمام حرکت های بازار سرمایه، یک یا مجموعه ای از دلیل های روشن وجود دارند. این در حالی است که حرکت قیمت ها در بازار به اقدام بازیگران بازار یعنی معامله گرانی مثل خود شما بستگی دارد. با این حساب، گشتن به دنبال دلیل ایجاد یک ماجرا درست مانند آن است که به دنبال خودتان بگردید. ناگفته نماند که بیش از 75 درصد معامله گران بازارهای مالی هیچ دلیل قانع کننده ای برای خرید یا فروش سهم هایشان ندارند!

چرا برخی معامله گران پیوسته دچار باخت می شوند؟خلاصه کتاب معامله  گر با انضباط

سر راست ترین دلیلی که برای این ماجرا وجود دارد، آشنا نبودن معامله گر با مفهوم «خروج از معامله» است. شاید از دور این طور به نظر برسد که وقتی یک معامله گر دچار ضررهای فراوان می شود از کرده خود درس می گیرد و این بار به شیوه متفاوتی عمل می کند؛ اما حقیقت آن است که چنین افرادی دچار نوعی دام ذهنی می شوند. به دنبال این ماجرا با خودشان فکر می کنند که اگر یک بار دیگر شانس خودشان را بیازمایند حتما تمام ضررهای قبلی را یکجا جبران خواهند کرد. این بدان معنی است که اصلا به دنبال کشف علت شکست خود نمی روند و تقصیر را بر گردن بازار یا شرایط اقتصادی می اندازند. به همین دلیل، به جای خارج شدن از چرخه شکست و ضرر کردن، مدام بر سرعت این گردونه اضافه می کنند!

مسئولیت پذیر بودن چگونه از شما یک معامله گر با انضباط می سازد؟

بر خلاف تصور بسیاری از سرمایه گذاران، بازار سرمایه هیچ قانونی مشخصی ندارد. در حقیقت، این شما هستید که باید با در نظر گرفتن قوانین شخصی تان، سازوکار معامله را در دنیای خودتان به وجود بیاورید. البته نکته طلایی در این ماجرا، ایستادن پای نتیجه بر آمده از قانون هایتان است. اگر بخواهید به هر شکلی این ماجرا را دور بزنید و تقصیرها را بر گردن دیگران بیندازید، نه تنها اوضاعتان بدتر می شود بلکه فرصت تحلیل و یادگیری از خودتان را هم از دست می دهید. یادتان باشد که شما بزرگ ترین منبع یادگیری خودتان هستید و این ماجرا هنگامی عملی می شود که بتوانید پای تصمیم هایتان بایستید. بنابراین، از تعیین کردن قانون برای خودتان نترسید و با قلبی سرشار از امیدواری، شجاعت و سرشار از روحیه یادگیری در این میدان دست به فعالیت بزنید.

تقلید کردن از برنده ها شما را به یک برنده تبدیل نمی کند

برخی از معامله گران که نه حوصله یادگیری دارند و نه دلشان می خواهد خودشان را با آمار و ارقام شرکت ها درگیر کنند به دنبال یک راه ساده تر برای معامله کردن می گردند. در این میان، ساده ترین چیزی که به چشمشان می خورد، پیروی کردن از تصمیم های معاملاتی سرمایه گذاران موفق است. قدم گذاشتن در این مسیر که کاملا بر خلاف قانون های یک معامله گر با انضباط است چیزی شبیه به رفتار گوسفندانی است که به دنبال اولین گوسفند، خودشان را از دره پرت می کنند! متاسفانه تعداد چنین سرمایه گذارانی که به خیالشان در حال زرنگ بازی و دور زدن تحلیل های حرفه ای هستند بسیار زیاد است و این ماجرا در تصمیم های معاملاتی به خوبی خودش را نشان می دهد.

قدمی برای شناخت محیط ذهنی خودتان بردارید

برای تبدیل شدن به یک معامله گر با انضباط باید راهی برای تسلط بر ذهن خودتان پیدا کنید. تنها از این راه است که می توانید در فراز و فرودهای بازار، تحلیلی درست و هوشمندانه داشته باشید. این موضوع به شما کمک می کند تا تصمیم های درست تری بگیرید و آمار پشیمانی از کرده های خودتان را به حداقل برسانید. برای تسلط بر محیط ذهنی خودتان، باید کار را از بررسی و شناخت رفتارهایتان آغاز کنید. در واقع، باید عمق شناخت خودتان را افزایش دهید و با وجودتان مثل دوستی که قرار است او را بشناسید رفتار کنید.

یک معامله گر با انضباط فقط به بازار محدود نمی شود

نباید این طور فکر کنید که تلاش شما برای تبدیل شدن به یک معامله گر با انضباط فقط به زمان حضورتان در بازار سرمایه محدود می شود. وقتی شما قدم به قدم برای ایجاد چنین تحولی در وجودتان تلاش می کنید، ناخواسته آن را در تمام بخش های زندگی تان هم پیاده می سازید. این بدان معنی است که طرز نگاه شما به چالش ها، ماجراها، رفتارها و تصمیم ها کاملا دگرگون می شود. به دنبال این ماجرا، مفهوم تلخ شکست هم برایتان تغییر می کند و به فرصتی برای یادگیری تبدیل می شود. گذشته از این، نگاهتان به پول هم بسیار عمیق تر شده و از حال و هوای یک شبه پولدار شدن به برداشتن قدم های هوشمندانه، تغییر جهت می دهید.

پیام اصلی مارگ داگلاس از نوشتن کتاب «معامله گر با انضباط» چه بود؟خلاصه کتاب معامله  گر با انضباط

تخصص اصلی مارک داگلاس، «روانشناسی تجارت» است. او کار خود را به عنوان یک کارمند بیمه آغاز کرد و بعد از مدتی توانست به موفقیت بزرگی در دنیای سهام و سرمایه گذاری برسد. کتاب «معامله گر با انضباط» برای او دفترچه ای است که در آن نتیجه تجربه ها، موفقیت ها و شکست هایش را به رشته تحریر درآورده است. از نظر او این ذهن انسان است که می تواند او را به یک برنده یا بازنده تبدیل کند.

نظر شما چیست؟

فکر می کنید یکی از شایع ترین رفتارهای تجاری ذهنی در میان معامله گران ایرانی کدام باشد؟ لطفا برایمان تعریف کنید.

ادامه مطلب
واژه نامه بلاک چین
معرفی و خلاصه کتاب واژه نامه...

واژه نامه بلاک چین

گاهی واژه ها به جز معنای ظاهری خود، مفهومی پیچیده تر را در دلشان پنهان می کنند. در این هنگام برای درک واقعی آن واژه نباید فقط به همنشینی حروف الفبای آن کلمه نگاه کرد، بلکه باید به بستری که در آن قرار می گیرد، چشم دوخت. دنیای پر از پیچیدگی بلاک چین و ارزهای دیجیتال هم از این واژه ها و عبارت های تخصصی پُر شده است. در این قسمت از خانه سرمایه به سراغ کتاب «واژه نامه بلاک چین» از «متیو کینیوا» و «کریستوف دبونیوییل» می رویم و نگاهی به تعریف آنها از واژه های استفاده شده در بلاک چین می اندازیم. با ما همراه باشید.

1- حمله 51 درصدی

در اولین بخش از واژه نامه بلاک چین به سراغ اصطلاحی می رویم که از نوعی حمله سایبری خبر می دهد. هکرها در حمله 51% «51% Attack» به بلاکچین بیت کوین حمله می کنند و با ایجاد نودهایی ساختگی، تقریبا نیمی از قدرت محاسباتی شبکه را می ربایند. این حمله می تواند با دستکاری تراکنش ها، باعث دو بار خرج کردن یک کوین شود و به این ترتیب، اعتبار بلاکچینی که مورد حمله قرار گرفته است زیر سوال می رود.

2- رمزنگاری نامتقارن

هر کسی که به سراغ فضای بلاکچین می رود صاحب دو کلید می شود. یکی از آنها «کلید عمومی» (Public-key) و دیگری «کلید خصوصی» (Private Key) هستند. کلید عمومی، چیزی است که می توانید آن را در اختیار تمام مردم جهان قرار دهید بدون اینکه از بابت سرقت بیت کوین هایتان نگران شوید؛ اما کلید خصوصی، چیزی است که اگر به دست کسی جز خودتان بیفتد، باید فاتحه بیت کوین هایتان یا هر ارز دیجیتالی دیگری که دارید را بخوانید! این کلیدها می توانند پیام های مختلف را رمزنگاری کنند و آن را از دسترس هکرها یا کسانی که به دنبال مشاهده اطلاعات دیگران هستند، دور نگه دارند.

3- بلاک چین

بلاک چین، یک دفتر کل جهانی است که داده های تراکنش ها درون آن ثبت می شود. تراکنش ها در این دفتر به صورت چندین و چند زنجیره به هم متصل می شوند. هر زنجیره که «بلاک» نامیده می شود، علاوه بر داده های تراکنش خودش، داده های تراکنش قبلی را هم دارد. این کار جلوی دستکاری و حمله هکرها را می گیرد. زیرا با حمله به یک بلاک، آنها باید تک تک بلاک های قبلی را هم دستکاری کنند! هر داده ای که در دفتر کل بلاکچین ثبت می شود، تا ابد، غیرقابل تغییر است و نمی توان به هیچ طریقی آن را حذف کرد.

4- تحمل خطای بیزانس

در واژه نامه بلاک چین، چیزهای جالب زیادی یافت می شوند که گاهی با ماجراهای تاریخی در هم آمیخته اند. یکی از این اصطلاح های جالب و کمی تاریخی «تحمل خطای بیزانس» (Byzantine fault) نامیده می شود. داستان این عبارت به مشکلی که ژنرال های دوره بیزانس با آن روبه رو بودند برمی گردد. در یکی از نبردهای آن دوره، چند ژنرال با ارتش های خود می خواستند به یک شهر حمله کنند. رمز موفقیت در اشغال آن شهر به توافق رسیدن تمام ژنرال ها با هم بود، اما آنها نمی توانستند این کار را انجام دهند چون تنها راه برای برقراری ارتباط، پیام هایی بود که شاید در طول مسیر دستکاری می شدند! گاهی در بلاکچین هم این اتفاق می افتد. به این ترتیب که کاربران نمی توانند به گره ها اعتماد کنند و بر سر آنها به توافق برسند. به این ماجرا، خطای بیزانس و به آستانه تحمل آن «تحمل خطای بیزانس» می گویند.

5- الگوریتم اجماعواژه نامه بلاک چین

بلاک چین ، روشی جدید برای ثبت اطلاعات است. اگر قرار باشد داده جدیدی در زنجیره به ثبت برسد، باید چند کامپیوتر متصل به شبکه، آن را تایید کنند. این اجماع بر سر تاریخ یک واحد به شبکه اعتبار می دهد و مشخص می کند که هر کسی مالک چه چیزی است.

6- دارایی رمزنگاری شده

یکی دیگر از اصطلاح هایی که در واژه نامه بلاک چین به کارمان می آید «دارایی رمزنگاری شده» است. این دارایی ها، همان ارزهای دیجیتالی هستند که با اسم و رسم های مختلف در بلاکچین قرار دارند؛ مثلا «بیت کوین»، «اتریوم»، «لایت کوین»، «ریپل» و … نمونه هایی از دارایی های رمزنگاری شده به شمار می روند.

7- رمزنگاری

«Cryptography» یا همان رمزنگاری، دانشی است که با استفاده از روش های پیچیده ریاضی راهی برای حفاظت از اطلاعات کاربران پیدا می کند. در این دانش که قدمتش به صدها سال قبل برمی گردد، اطلاعات مختلف به صورت عدد و الفبا به نمایش در می آید. تنها کسی که کلید این رمزها را داشته باشد می تواند از پیام پنهان در آنها با خبر شود.

8- سایفرپانک

یک مکتب فکری است که قدمت آن به زمان گسترش کامپیوترها در میان مردم باز می گردد. اعضای این مکتب فکری از نظارت اطلاعات توسط دولت ها بیزار هستند. آنها به آزادی، انتشار اطلاعات بدون محدودیت و احترام به حریم خصوصی تک تک کاربران اهمیت فراوانی می دهند. بلاک چین به دلیل غیر متمرکز و همتا به همتا بودن با استقبال زیادی از سوی سایفرپانک ها روبه رو شد.

9- غیرمتمرکز

غیرمتمرکز بودن ارزهای دیجیتال به این معنا است که بانک ها یا هر مجموعه و موسسه دیگری نمی توانند در ساختار بلاک چین و معامله ارزهای دیجیتال، هیچ دخالتی داشته باشند. این سازوکار به گونه ای طراحی شده است که بدون حضور آنها خیلی خوب کارش را انجام می دهد.

10- برنامه غیر متمرکز

در ادامه گشت و گذارمان درون واژه نامه بلاکچین به عبارت «برنامه غیر متمرکز» یا (Decentralized Application) می رسیم. هر «dApp» برنامه ای است که به وسیله چندین قرارداد هوشمند بر بستر بلاکچین پیاده سازی و اجرا می شود. این برنامه ها به صورت متن باز قرار می گیرند و هر کسی می تواند برای بهتر شدن آنها وارد عمل شود.

11- سازمان غیرمتمرکز خودگردان

این سازمان ها، مجموعه هایی مستقل و غیرمتمرکز هستند که سازوکار عمل آنها در چندین قرارداد هوشمند در بلاکچین تعریف شده است.

12- امضای دیجیتالیواژه نامه بلاک چین

هر فردی می تواند و گاهی باید یک امضای دیجیتالی داشته باشد. امضاهای دیجیتالی که به صورت کدهای هَش هستند و با استفاده از کلید خصوصی هر فرد ساخته می شوند این اطمینان را به وجود می آورند که اطلاعات بدون دستکاری به مقصد مورد نظر برسند. وقتی چنین پیامی به شما می رسد می توانید آن را با استفاده از کلید عمومی رمزگشایی کرده و از درستی اطلاعاتی که به دستتان رسیده است مطمئن شوید.

13- حذف واسطه

در فناوری بلاک چین، واسطه ها به آن معنا که در دنیای فیزیکی وجود دارند معنا ندارند. واسطه های بلاکچین به صورت خودکار کار خودشان را انجام می دهند. از میان رفتن واسطه ها در بلاکچین به معنی کاهش ریسک و به دنبال آن کاهش هزینه است. از طرفی، هویت کاربران مخفی می ماند و کسی قادر به پیگیری تراکنش ها نخواهد بود.

14- مسئله دو بار خرج کردن

«دو بار خرج کردن» که در واژه نامه بلاک چین (Double Spending) هم خوانده می شود، نوعی سوءاستفاده از دارایی دیجیتالی به شمار می رود. در این وضعیت، فرد می تواند یک سکه را دو بار خرج کند؛ مثلا شما می توانید یک عدد بیت کوین خود را به دو نفر بفروشید. با وجود آنکه بلاکچین با روند اثبات کار در مقابل این نوع کلاهبرداری ایستاده اما با این وجود بارها چنین اتفاقی افتاده است.

15- اتریوم

نوعی ارز دیجیتالی است که کاربردهای آن بسیار فراتر از بیت کوین است. در واقع، اتریوم یک پلتفرم آزاد بر پایه بلاکچین است که به توسعه دهندگان اجازه می دهد تا برنامه های غیرمتمرکز خودشان را در بستر آن پیاده سازی کنند. بلاکچین اتریوم در سال 2013 به وجود آمد.

16- فورک

آزاد بودن بلاکچین و حذف واسطه ها به معنی بی قانونی آن نیست. برعکس، در بلاکچین، قوانین حرف اول را می زنند. با این تفاوت که تمام قانون ها و تغییراتی که در بستر بلاکچین صورت می گیرند به رای گذاشته می شوند و بر اساس توافق جمعی به تصویب می رسند. ایجاد فورک باعث بهبود ساختار بلاکچین، از بین بردن مشکلات احتمالی و به کار بستن قوانین کاربردی تر می شود.

17- هَش

در واژه نامه بلاک چین، «هَش» یک تابع است. این تابع، مثل یک دستگاه تبدیل کننده رفتار می کند. به این ترتیب که اگر به آن داده ای تشکیل شده از عددها و الفبا بدهید آن را به نوعی رمز غیرقابل تشخیص تبدیل می کند. استفاده کردن از توابع هش، باعث افزایش امنیت داده ها، پسوردها و اطلاعات می شود. هش و هشینگ، پایه های فناوری بلاکچین را تشکیل می دهند.

18- هایپر لجر

(Hyper Ledger) پروژه ای متن باز است که توسط بنیاد «لینوکس» با هدف توسعه، استانداردسازی و پاسخ دادن به نیازهای پیش بینی نشده در بلاکچین آغاز شد. در هایپر لجر خبری از ارز دیجیتال نیست اما وجود بلاکچین با این پروژه گره خورده است و نمی توان آنها را از هم تفکیک کرد. اعضای هایپر لجر را جمعی از نخبگان مالی، برنامه نویسی، بانکداری، اینترنت اشیا و … تشکیل داده اند که تعدادشان تنها کمی بیش از 100 نفر است.

19- غیر قابل ویرایش

یکی از چیزهایی که به بلاکچین اعتبار می دهد، غیر قابل ویرایش بودن اطلاعات آن است. اگر این قابلیت وجود نداشت، هر کسی می توانست تمام اطلاعات تراکنش ها را به دلخواه خود تغییر دهد. البته بلاکچین فقط به غیر قابل ویرایش بودن اطلاعات ثبت شده بسنده نکرده است. چون حتی آن اطلاعات هم باید از طریق کامپیوترها تایید شوند. اگر قرار باشد چیزی در دفتر کل، تغییر کند باید دفتر کل هر نود از ابتدا عوض شود.

20- عرضه اولیه رمز ارز

به آن «عرضه اولیه سکه» یا «ICO» هم می گویند. این اصطلاح به اولین زمانی اشاره دارد که یک ارز دیجیتال برای اولین بار در دسترس عموم قرار می گیرد تا همه بتوانند آن را معامله کنند. با وجود جذابیت های بالایی که عرضه های اولیه دارند، اما به دلیل بالا بودن ریسک و احتمال بسیار زیاد کلاهبرداری، باید محتاطانه برای خرید سکه های جدید اقدام کرد.

21- اینترنت مقدار

«Internet of value» یا «اینترنت ارزش» که با علامت اختصاری (IoV) نمایش داده می شود، مفهومی است که به درجه ای از اینترنت اشاره دارد که در آن ارزش ها به آسانی، ارزان و به شکلی قابل اطمینان به همان صورت که اکنون داده ها منتقل می شوند، انتقال پیدا کنند. فناوری بلاکچین با آسان تر کردن دسترسی به زیرساخت های انتقال ارزش از این چشم انداز پشتیبانی می کند.

22- تعامل پذیری

در واژه نامه بلاک چین به عبارت «Blockchain Interoperability» می رسیم که به آن «تعامل پذیری» هم می گویند. ویژگی تعامل پذیری به بلاکچین های گوناگون این امکان را می دهد که بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند. به این ترتیب، بلاکچین های مختلف می توانند منابع و حتی قدرت پردازش خود را با هم به اشتراک بگذارند و در زمان و سرعت، صرفه جویی کنند.

23- کلیدواژه نامه بلاک چین

اصطلاحی است که در دنیای رمزنگاری به فراوانی از آن استفاده می شود. کلیدها به دو دسته «عمومی» و «خصوصی» تقسیم می شوند که پیام های مهمی را در خود نگه می دارند. به اشتراک گذاشتن کلید عمومی هیچ اشکالی ندارد اما اگر کلید خصوصی یک کاربر به دست دیگران بیفتد، تمام دارایی دیجیتالی او به یغما می رود. بدتر آنکه به دلیل ناشناس بودن هویت افراد در دنیای ارزهای دیجیتال، هیچ راهی برای پیگیری و به دام انداختن کلاهبرداران وجود ندارد.

24- ماینینگ

به فرایند استفاده از قدرت محاسباتی یک کامپیوتر برای معتبر سازی تراکنش دیگران و سپس افزودن آن به لیستی بلند و عمومی به نام بلاکچین «Mining» می گویند. در کنار مفهوم ماینینگ، «ماینر» هم قرار دارد. ماینرها اشخاص حقیقی یا حقوقی هستند که کامپیوترهای خود را برای حل مسئله های پیچیده به شبکه متصل می کنند.

25- نود (Node)

در واژه نامه بلاکچین به هر کامپیوتری که به شبکه بلاکچین متصل است، نود یا گره گفته می شود.

26- توکن غیر قابل تعویض

«Non Fungible Token» یا «توکن غیر قابل تعویض» که به اختصار آن را «NFT» صدا می زنند نوعی ارز دیجیتال است. ارزهای غیر قابل تعویض، دارایی هایی هستند که به طور مشخص یک مالک قابل شناسایی دارند. به همین دلیل هیچ فرد دیگری نمی تواند صاحب ارزش مادی و معنوی این توکن ها شود؛ مثلا یک قطعه موسیقی، یک کتاب، یک محصول تولید شده منحصر به فرد یا حتی یک اختراع در شمار توکن های غیر قابل تعویض قرار می گیرند.

27- متن باز

یکی از اصطلاح های آشنا در واژه نامه بلاک چین، عبارت «Open source» یا «متن باز» است. متن بازها، کدهایی هستند که با هدف بهینه شدن، ارتقا و برطرف شدن اشکال های پنهان آنها در دسترس همه افراد قرار می گیرند.

28- اوراکل

«Oracle» یک پایگاه داده است که اطلاعات در آن ذخیره و نگهداری می شوند. اوراکل ها ساختاری بسیار قدرتمند و کاربردی دارند. در بلاکچین از آنها به عنوان نوعی واسطه استفاده می شود. اوراکل ها وظیفه دارند تا اطلاعات درست و ایمن را از فضای واقعی برای قراردادهای هوشمند بلاکچین به دست بیاورند. گفته می شود که هر چه تعداد بلاکچین ها و نیاز به آنها بیشتر شود، اوراکل ها هم قدرتمندتر می شوند.

29- شبکه همتا به همتا

«Peer-to-Peer Network» اصطلاحی است که واژه نامه بلاکچین آن را این گونه تعریف می کند: «تعدادی از کامپیوترهای هم قدرت که اطلاعات را با هم ذخیره کرده و به اشتراک می گذارند.»

30- بلاکچین خصوصی

بلاکچین های خصوصی، یک بلاکچین مجوزدار است. این بدان معنا است که فقط افراد خاصی آن هم با یک دعوتنامه از سوی اعضای تصمیم گیرنده آن بلاکچین می توانند وارد شبکه شوند. در بلاکچین های خصوصی، تمام افراد شناسایی می شوند و مسئله احراز هویت بسیار جدی می گردد.

31- اثبات اعتبار

عبارت «Proof of Authority» که به اختصار آن را (PoA) صدا می زنند یک الگوریتم اجماع است که بر مبنای اعتبار کار می کند و به دنبال راه حل هایی منطقی برای حل کردن مشکلات بلاکچین ها می گردد. البته تمرکز بیشتر این الگوریتم روی بلاکچین های خصوصی است. چون شرکت ها را قادر می سازد تا از حریم خصوصی خودشان محافظت کنند.

32- اثبات سهام

عبارت بعدی که در واژه نامه بلاک چین با آن برخورد می کنیم، «Proof Of Stake» یا «اثبات سهام» است. اثبات سهام هم نوعی متفاوت از الگوریتم اجماع به حساب می آید که در آن ماینرها به جای استفاده از انرژی – یعنی همان برق – از سپرده اعتبارسنج ها برای تایید بلاک یا سهام موجود استفاده می کنند.

33- اثبات کار

«Proof of work» یا «اثبات کار» سیستمی برای اندازه گیری و تایید تراکنش های انجام شده در بلاکچین است. نام دیگر فرایند اثبات کار، «استخراج» یا همان «ماینینگ» است.

34- نام مستعار

در بلاکچین ها هویت افراد به صورت محرمانه باقی می ماند به همین دلیل به جای استفاده از نام و اطلاعات هویتی از یک نام غیرواقعی یا مستعار استفاده می کنند. البته همیشه نمی توان این محرمانگی را حفظ کرد چون گاهی به هنگام معامله باید هویت فرد خریدار و فروشنده برای دو طرف روشن باشد.

35- بلاکچین عمومی

واژه نامه بلاک چین

بلاکچین عمومی، نوعی بلاکچین است که مجوزی ندارد. همه مردم می توانند در این بلاکچین بدون نیاز به احراز هویت یا درگیر شدن با مسائلی که هویت آنها را نشانه می روند، به نوشتن و خواندن اطلاعات مختلف در بستر بلاکچین بپردازند؛ مثلا بیت کوین یک بلاکچین عمومی است که هر کسی می تواند در آن شرکت کند. بلاکچین های عمومی، بسیار ایمن هستند چون اطلاعات پس از تایید شدن از سوی دیگران به شکلی غیر قابل تغییر در می آیند.

36- مقیاس پذیری

در واژه نامه بلاک چین، مقیاس پذیری این گونه معنی می شود: «نهایت قدرت عملیاتی یک شبکه با بیشترین تعداد کاربران.» اکنون نهایت قدرت عملیاتی بلاک چین بیت کوین هفت تراکنش در ثانیه است.

37- زنجیره جانبی

«Side chain»، بخشی جدا از بلاک چین است که می تواند با یک ارتباط دو طرفه، حجم قابل توجهی از دارایی ها را میان خودش و بلاکچین جابه جا کند.

38- قرارداد هوشمند

پروتکل هایی هستند که می توانند تراکنش های معتبر را بدون نیاز به واسطه ها انجام دهند. این قراردادها قابلیت پیگیری دارند اما غیرقابل برگشت هستند. گذشته از این برای اجرای آنها به حضور هیچ کس نیازی نیست و می توانند به صورت خودکار اجرا شوند. به همین دلیل، امنیت بیشتری دارند، هزینه عملیات در آنها پایین است و خبری از خطاهای انسانی در آنها وجود ندارد. مهم ترین اشکال قراردادهای هوشمند، هزینه بالای نوشتن آنها توسط برنامه نویسان است.

39- توکن

توکن، نوعی ارز دیجیتال است که بلاکچین مستقلی ندارد و از بلاکچین ارزهای دیجیتال دیگر استفاده می کند. در نقطه مقابل توکن، «کوین» قرار دارد؛ یعنی همان ارزهای دیجیتالی که بلاکچین مستقل خودشان را دارند.

40- توکنی

فرایندی است که در آن، دارایی های فیزیکی شما به دارایی های دیجیتالی تبدیل می شوند. شما برای این کار به یک پلتفرم – مثلا اتریوم – یک قالب قرارداد هوشمند، یک ویرایشگر متن و یک آدرس کیف پول – در اینجا همان کیف پول اتریوم – نیاز دارید.

41- تراکنش

در ساده ترین حالت، واژه نامه بلاکچین، تراکنش ها را این گونه تعریف می کند: «تبادل دارایی های دیجیتالی از یک کامپیوتر – نود – به کامپیوتر دیگر یا یک قرارداد هوشمند، تراکنش نامیده می شود.»

42- کیف پول

کیف پول ارزهای دیجیتال، عبارت دیگری است که در واژه نامه بلاکچین جای می گیرد. شما برای نگهداری از دارایی های دیجیتالی خودتان به یک کیف پول سخت افزاری یا نرم افزاری نیاز دارید که به آن «Cryptocurrency wallet» هم می گویند.

43- اثبات دانایی صفر

اگر یکی از طرفین اثبات کار بتواند موضوعی را بدون دادن اطلاعات اضافی به اثبات کننده دیگری ثابت کند، از روش اثبات دانش صفر یا «Zero Knowledge Proof» استفاده کرده است.

هدف اصلی نویسندگان کتاب واژه نامه بلاکچین چه بود؟

واژه نامه بلاک چین

دنیای بلاکچین و ارزهای دیجیتال همراه با خودشان واژه های بسیاری را وارد لغتنامه ذهنی مردم کردند. نویسندگان کتاب واژه نامه بلاکچین با توضیح بیش از 40 عبارت جدید به ساده ترین زبان ممکن در تلاش بودند تا کاربران بلاکچین و ارزهای دیجیتال را از کج فهمی در مورد برخی مفهوم ها و به دنبال آن انجام اشتباه های مهلک، دور کنند.

نظر شما چیست؟

فکر می کنید جای چه واژه ای در میان این واژه نامه خالی است؟ لطفا آن را با معنایش برایمان بنویسید.

ادامه مطلب
معرفی و خلاصه کتاب پایان پول اثر آدام روتستین
معرفی و خلاصه کتاب پایان پول...

معرفی کتاب پایان پول

مطالعه کردن در مورد ارزهای دیجیتال می تواند نگاه گسترده تری را در اختیار ما قرار دهد. به طور ویژه، کتاب هایی که گریزی به سرآغاز بیت کوین و ارزهای دیجیتال می زنند می توانند نکته های مفیدی را در مورد آینده این ارزهای رمزنگاری شده در اختیار علاقه مندان به سرمایه گذاری در این بازار دیجیتالی بگذارند. در این قسمت از خانه سرمایه به سراغ کتاب «پایان پول» از «آدام روتستین» می رویم و همراه با او از دریچه دیگری به ماجرای بیت کوین نگاه می کنیم. با ما همراه باشید.

5 راه مختلف برای به چنگ آوردن بیت کوین

بیت کوین، پولی فیزیکی نیست. بنابراین نمی توانیم راه های معمولی که برای به دست آوردن پول های فیزیکی می دانیم را روی بیت کوین پیاده سازی کنیم؛ اما این بدان معنا نیست که دستمان بسته است. اتفاقا راه های گوناگونی برای این کار وجود دارند که در ادامه، آنها را با هم بررسی می کنیم:

  1. به یک ماینر تبدیل شوید

اولین و سرراست ترین راه برای به دست آوردن ارز دیجیتال بیت کوین، استخراج کردن آن است. در گذشته که بیت کوین هواخواه زیادی نداشت، می شد با یک کامپیوتر هم به سراغ استخراج این ارز دیجیتالی رفت؛ اما اکنون تعداد ماینرها بسیار زیاد شده و به دنبال آن، رقابت شدیدی میان استخراج کنندگان به وجود آمده است. بنابراین، در این روش برای به دست آوردن یک عدد بیت کوین هم مسیر بسیار سختی پیش رویتان قرار می گیرد.

  1. از توان استخراج دیگران کمک بگیرید

حتما لازم نیست که خودتان دستگاه ماینر داشته باشید. می توانید با پرداخت پول از سرویس های استخراج ابری استفاده کنید. در این روش، شما بدون اینکه نیازی به دانستن موارد فنی یا حتی صرف زمان اضافه داشته باشید، می توانید بیت کوین را با واسطه استخراج کنید.

  1. دست به جیب شوید و نقدی بخرید

راه سومی که در کتاب پایان پول از آن برای خرید بیت کوین نام برده می شود، خرید نقدی آن با استفاده از ارزهای فیات است. البته برای این کار باید به سراغ سایت هایی که در این زمینه فعال هستند بروید و در آنجا به دنبال کسانی بگردید که می خواهند بیت کوین های خود را در عوض دلار یا یورو با شما معامله کنند.

  1. صرافی ها را از قلم نیندازید

صرافی های ارزهای دیجیتال هم درست مانند صرافی های ارزهای معمولی کار می کنند با این تفاوت که تمرکز آنها روی معامله و تبدیل ارزهای دیجیتال به یکدیگر و حتی به ارزهای معمولی است. می توانید به یکی از این صرافی های معتبر مراجعه کنید و با دادن ارز فیات، بیت کوین بخرید.

  1. محصولات خود را بفروشید

آخرین راه که بیشتر به درد تاجران می خورد این است که به جای دریافت هزینه کالاهای خود، ارز دیجیتال بیت کوین را قبول کنند. البته در این زمینه چند شرکت وجود دارند که فرایند این ماجرا را آسان تر می سازند.

فلاش بک! سر و کله بیت کوین از کجا پیدا شد؟

اگر بخواهیم به این پرسش، پاسخ کوتاهی بدهیم باید بگوییم از یک ایمیل! اما اگر به دنبال پاسخی بهتر هستید باید بگوییم که «ساتوشی ناکاموتو» خالق بیت کوین، در سال 2008 چندین ایمیل به فعالان رمزارزها داد. بله، درست متوجه شدید. مدت ها قبل از این بیت کوین به وجود بیاید عده ای از متخصصان سرتاسر جهان در زمینه رمزارزها فعالیت می کردند اما هیچ کدام به نتیجه درستی نرسیده بودند و جالب تر اینکه ایمیل های ارسال شده بی پاسخ ماندند! چون این ماجرا خیلی عجیب بود و هیچ کس فکر نمی کرد که روزی صاحب این ایمیل های ناشناس به امپراطور پنهان ارزهای دیجیتال تبدیل شود.

ناکاموتو؛ یک نابغه کله شق!

ناکاموتو برای جذب افراد علاقه مند به توسعه بیت کوین، مقاله هایی را در چند سایت فناوری و تکنولوژی ارسال کرد. اولین کسانی که به فکر همکاری با ناکاموتو افتادند برنامه نویسانی بودند که از طریق همین سایت ها با ایده بیت کوین آشنا شدند و از جذابیت این ماجرا خوششان آمده بود. وقتی ناکاموتو از این متخصصان خواست که در توسعه کدهای بیت کوین شرکت کنند، هیچ کدامشان فکر نمی کردند که زمانی بیت کوین به ایده پایان پول دامن بزند و به پادشاه ارزهای دیجیتال تبدیل شود. اکنون کدهای بیت کوین آنقدر به دست متخصصان تغییر کرده اند که از کدهای اولیه نوشته شده به دست ناکاموتو چیزی کمتر از 25 درصد باقی مانده است.

ناکاموتو کجایی؟!

هویت واقعی فرد یا افرادی که خودشان را در قالب ساتوشی ناکاموتو به جهان معرفی کردند، هنوز هم ناشناس باقی مانده است. البته خبرنگاران هم بیکار ننشسته اند و در این میان افراد زیادی را به عنوان ناکاموتوی واقعی معرفی کردند. ناگفته نماند که خیلی زود کشفیات خبرنگاران به دست افراد دیگر از اعتبار می افتاد و دوباره روز از نو روزی از نو. ناکاموتوی واقعی هر که هست، تعداد زیادی بیت کوین دارد. اگر او زمانی دوباره خودش را نشان دهد و حتی بخواهد بیت کوین هایش را بفروشد، انقلابی بزرگ در بازار این رمز ارز به وجود می آید.

ناکاموتوهایی که ساتوشی نبودند!

معرفی و خلاصه کتاب پایان پول اثر آدام روتستین

خبرنگاران سِمِج، هر چند وقت یک بار فردی را به عنوان ساتوشی ناکاموتو نشانه می گرفتند. این افراد با لشکری از خبرنگاران مسلح به دوربین و میکروفون محاصره می شدند و تا زمانی که خلافش ثابت نمی شد زیر ذره بین این افراد باقی می مانند. برخی خیلی زود این ادعا را رد می کردند و برخی دیگر آن را می پذیرفتند! اما وقتی پای اثبات ادعاها به میدان باز می شد – مثلا از آنها می خواستند که چند عدد از بیت کوین های ساتوشی را جابه جا کنند – خیلی زود دروغشان برملا می گشت. حتی کار به جایی رسید که روزی اکانت واقعی ساتوشی ناکاموتو فعال شد و گفت: «فلان آدم، من نیستم!» در هر حال، خبرنگارها عاشق چنین ماجراهای جذاب و مبهمی هستند. شاید در آینده باز هم ناکاموتوهایی کشف شوند که واقعا ساتوشی نباشند!

ریل هایی که قطار بیت کوین روی آن ها حرکت کرد

شاید برای کسانی که اطلاع چندانی از سازوکار مخفی پشت اینترنت ندارند، درک این موضوع که بیت کوین، میوه یک انقلاب اینترنتی است، کمی سخت باشد؛ اما حقیقت دارد. بیت کوین، چیزی نبود که ناکاموتو بتواند آن را یکه و تنها از صفر و بدون هیچ پیش نیازی اجرا کند. او به بستری ایمن برای این کار نیاز داشت و خوشبختانه این بستر رمزنگاری شده، چندین سال قبل به وجود آمده بود. این بستر در ابتدا نه به عنوان ابزاری برای کمک به پایان پول بلکه به عنوان گزینه ای برای ارتباطی آزاد و بدون دستکاری، به وجود آمده بود. ناگفته نماند که تا مدت ها هکرها و جاسوس ها از این امکان به نفع خودشان استفاده می کردند تا پیام ها، بد افزارها، کرم ها و ویروس های خود را در سطح اینترنت منتشر کنند؛ اما رفته رفته ورق برگشت و فناوری رمزنگاری به یک موهبت برای تمام کاربران اینترنت تبدیل شد.

رمزنگاری چگونه به کاربران کمک کرد؟

فناوری رمزنگاری به حریم خصوصی کاربران در اینترنت معنا داد. اکنون به دلیل وجود رمزنگاری است که می توانیم بدون نگرانی از خوانده شدن اطلاعاتمان توسط نفر سوم، به یکدیگر پیام دهیم و اطلاعات را رد و بدل کنیم. ناگفته نماند که رمزنگاری، یک کل واحد نیست. یعنی مدل های مختلفی از این فناوری وجود دارند که برخی قوی و برخی ضعیف تر هستند. در نهایت، ناکاموتو نیز دکمه استارت پایان پول را روی همین بستر رمزنگاری زد. اگر چنین بستر امنی وجود نداشت، ارزهای دیجیتالی هم به وجود نمی آمدند.

بلاکچین؛ ارزشمندترین اختراع ناکاموتو

اگر بگوییم که ارزش اختراع «بلاکچین» از اختراع ارز دیجیتال بیت کوین بیشتر است، غلو نکرده ایم. چون قبل از بیت کوین هم چندین و چند ارز دیجیتالی آمدند و رفتند. چیزی که باعث ماندگار شدن بیت کوین شد، بستر ایمن آن یعنی بلاکچین بود. بدون بلاکچین، تمام ارزهای دیجیتالی که اکنون شاهد آن هستید، امکان رشد و جهانی شدن را پیدا نمی کردند. این بستر رمزنگاری شده، از دردسرهایی که می توانستند دامن ارزهای دیجیتال را بگیرند جلوگیری کرد و به سرپناهی برای رمزارزها تبدیل شد. هکرها اگر خودشان را به آب و آتش هم بزنند نمی توانند به راحتی به این بستر رمزنگاری شده نفوذ کنند.

چه چیزی جلوی جعل ارزهای دیجیتالی را می گیرد؟

سوال به جایی بود. در اقتصادی که ارزهای فیات به راحتی جعل می شوند چه تضمینی وجود داشت که ارزهای دیجیتال دچار این دردسر نشوند؟ این ماجرا به لطف دفتر کل بلاکچین حل شد. اجازه بدهید بیشتر برایتان توضیح دهیم. اطلاعات نقل و انتقال هر کسی که ارز دیجیتالی بیت کوین را می خرد یا می فروشد، در دفتر کل بلاکچین ثبت می شود. با این حساب، کسی نمی تواند با یک بیت کوین تقلبی معامله کند. چون دفتر بلاک چین آن را معتبر به حساب نمی آورد.

داستان کلیدهای عمومی و خصوصی از چه قرار است؟

معرفی و خلاصه کتاب پایان پول اثر آدام روتستین

کلیدهای عمومی و خصوصی، رمزنگاری هایی هستند که با استفاده از آنها پیام های کاربران در میان انبوهی از اطلاعات، پنهان می شوند. به این ترتیب، کسی نمی تواند بدون داشتن کلیدهای عمومی و خصوصی به داده کاربران دسترسی پیدا کند. هر دو کلید عمومی و خصوصی مثل یک طناب بافته شده در هم تنیده شده اند. به این ترتیب که داده های کلید خصوصی به عنوان ماده خام برای ساخت کلید عمومی به کار گرفته می شوند. شما می توانید کلید عمومی خود را با همه دنیا به اشتراک بگذارید. مادامی که کسی به کلید خصوصی تان دسترسی نداشته باشد، هیچ اتفاقی برای اطلاعاتتان نمی افتد.

چرا همه کاربران اینترنت به امضای دیجیتال نیاز دارند؟

هر کسی که در فضای اینترنت به امنیت نیاز دارد، به امضای دیجیتال هم نیاز پیدا می کند. این امضاها از شما در برابر افرادی که قصد خواندن و رهگیری اطلاعاتتان را دارند محافظت می کنند. ساخت امضاهای دیجیتال، کار بسیار ساده ای است. تنها باید به یکی از سایت های معتبری که این کار را انجام می دهند بروید و بعد از طی کردن مراحل ساده اش امضای دیجیتالی ویژه خودتان را دریافت کنید. برای اینکه فرد گیرنده در مقصد بتواند پیام شما را بخواند باید از قبل کلید عمومی شما را داشته باشد. پس از آنکه پیامتان را آماده کردید آن را با امضای دیجیتالی خودتان امضا کنید. فرد گیرنده وقتی پیام شما را دریافت می کند با استفاده از کلید خصوصی خودش، رمز آن را باز می کند و با کمک کلید عمومی شما از تغییر نکردن پیام در طول راه مطمئن می شود!

دستگاه های ماینینگ؛ بیل هایی طلایی برای استخراج بیت کوین

ماینرها برای استخراج بیت کوین به دستگاه هایی با قدرت پردازش بالا نیاز دارند. در ابتدا که رقابت کم بود، ماینرها از کامپیوترهای خودشان برای حل کردن مسئله های ریاضی و پیدا کردن هش های جدید استفاده می کردند؛ اما کم کم با شناخته تر شدن بیت کوین، سر و کله ماینرهای جدید به ماجرا باز شد. در این صورت، تنها کسانی می توانستند در این مسابقه شرکت کنند که دستگاه های پرقدرت تری داشتند. در ابتدا، ماینرها به سراغ کارت های گرافیکی گران قیمت و بسیار پرقدرت رفتند. این کار سرعت آنها را بالاتر برد؛ اما چون باید فرایندی پیچیده را بارها و بارها انجام می دادند، کارت های گرافیکی خیلی زود می سوختند. پس از این ماجرا بود که شرکت ها به فکر ساخت دستگاه های ماینر افتادند. این دستگاه ها چند میلیون بار پر قدرت تر و سریع تر از قوی ترین کامپیوترهای خانگی بودند. به همین دلیل، ماینرهای قدیمی چاره ای جز هزینه کردن و خرید این دستگاه ها نداشتند. وگرنه خیلی راحت از چرخه استخراج بیت کوین، بیرون انداخته می شدند.

بیت کوین، ارزی که در آغاز، کاربران خوبی نداشت

اولین کسانی که از بیت کوین استقبال کردند، قاچاقچیان مواد مخدر، دزدها، مفسدین اقتصادی و … بودند. چون می توانستند بدون نگرانی بابت ردیابی شدن توسط نیروهای امنیتی، هزینه کارهای خلاف خود را با بیت کوین بپردازند. این ماجرا چهره بسیار بدی را برای این رمزارز تازه نفس به وجود آورد. به صورتی که بسیاری از نخبگان اقتصادی، بیت کوین را بلای جان اقتصاد خطاب کردند. به دنبال این ماجرا، ماموران امنیتی چاره ای نداشتند جز اینکه سر از کار بیت کوین دربیاورند. پس از مدتی طولانی عملیات پلیسی و با کمک چندین مامور مخفی، بالاخره باندها خلافکاری که با کمک بیت کوین از مجازات قسر در رفته بودند دستگیر شدند. نکته جالب این بود که چند مامور مخفی اصلی این ماجرا، بعد از دستگیری مجرمان، بیت کوین ها را برای خودشان برداشتند. آنها بعد از درک ارزش رمزارز بیت کوین نتوانسته بودند در مقابل وسوسه ارزش مادی آن مقاومت کنند!

رمزارزی که نوید پایان پول را می داد، پر از عیب و نقص بود

حقیقت آن است که در زمان آغاز به کار بیت کوین و حتی زمانی که اهمیت آن برای کاربران مشخص شد، کسی نمی توانست به راحتی بیت کوین خریداری کند یا آن را بفروشد. تنها یکی دو صرافی در این زمینه کار می کردند که سایت هایشان پر از عیب و ایراد، ناامن و بسیار کُند بود. هکرها به راحتی خوردن یک لیوان آب می توانستند سایت های صرافی را هک کنند و دارایی مردم را به یغما ببرند که البته همین طور هم شد. یکی از صرافی های معروفی که افراد زیادی در آن به خرید و فروش بیت کوین مشغول بودند، سال ها به دست یک هکر ناشناس مورد سوءاستفاده قرار گرفت. مردم زیادی در کشورهای آمریکا و ژاپن از این قضیه دچار آسیب شدند. در آن هنگام این طور به نظر می رسید که بیت کوین با از بین بردن سرمایه کاربران می خواهد پایان پول را برای آنها به تصویر بکشد!

چرا ارزهای رمزنگاری شده هنوز جای پول های معمولی را نگرفته اند؟

معرفی و خلاصه کتاب پایان پول اثر آدام روتستین

جالب این است که هدف اصلی ایجاد رمزارزها، به وجود آوردن یک جایگزین پولی آزاد برای تمام مردم جهان بود؛ اما رفته رفته این هدف به باد فراموشی سپرده شد و خود رمزارزها به عنوان یک کالای دیجیتال با همان پول های رایج، خرید و فروش شدند! با وجود آنکه ارزهای رمزنگاری شده برای مردم عادی نقش پول های دولتی را ایفا نکردند اما این ماجرا در مورد شرکت های بزرگ فرق می کند. اکنون شرکت های زیادی هستند که می خواهند هزینه کالا و خدماتشان را با بیت کوین و نه دلار، یورو، یوان یا پوند، دریافت کنند. البته این ماجرا هنوز چهارچوب درست و درمانی ندارد ولی می توان آن را به عنوان بارقه ای از امید در نظر گرفت.

ناگفته نماند که نرم افزارهایی برای نشان دادن فروشگاه ها و مراکز خدماتی که بیت کوین را می پذیرند وجود دارند؛ اما نباید با امید به پیدا کردن لیستی بلند بالا از این مراکز، به دنبال دانلود کردن آن اپلیکیشن ها باشید. در حقیقت، اگر هیچ چیز به جز بیت کوین نداشته باشید، به احتمال زیاد حق انتخاب زیادی در مورد مواد غذایی، پوشاک، سوخت و حتی سرپناه نخواهید داشت!

آیا می توان رمزارزی که نماد پایان پول است را نوعی پول در نظر گرفت؟

اگر به سرآغاز پول برگردیم از «تهاتر» سر در می آوریم. اگر در مورد مفهوم تهاتر سوال هایی در ذهنتان می چرخند می توانید به مقاله «تهاتر یا مبادله پایاپای چیست؟» سر بزنید. با پیچیده شدن کسب و کارها و گسترش تمدن، دیگر مبادله پایاپای به کار مردم نمی آید. آنها به واحدی برای شمارش ارزش های ایجاد شده، فروخته شده یا ارزش هایی که آن را به دیگران بدهکار بودند نیاز داشتند. در اینجا نقش دیگری از پول برایمان روشن می شود؛ یعنی چیزی که به خودی خود ارزشی ندارد و از آن به عنوان سندی برای حفظ ارزش ها استفاده می گردد.

طلا پول شد و پول، طلا!

کم کم پای فلزات گرانبها به میدان باز شد. حالا این سندها خودشان هم ارزش داشتند! با نایاب شدن طلا و نقره، این پول های ارزشمند از میان مردم جمع آوری شد و به عنوان پشتوانه ای برای سندهای کاغذی – یعنی همان اسکناس ها – تبدیل گشتند. هر چند بعدها همان پشتوانه هم از میان برداشته شد. حالا به بیت کوین برمی گردیم. رمزارزی که خودش را پایان پول می داند و می خواهد اسکناس های فیزیکی را از دست و بال مردم جمع کند. جالب اینجا است که با توجه به تعریف و تاریخچه پول، نمی توان ارزهای دیجیتال را نوعی پول در نظر گرفت. در واقع، آنها هنوز فقط نام «ارز» را با خود به یدک می کشند.

محدودیت هایی که گریبان پایان پول را گرفته اند

ناکاموتو در مورد اختراع بلاکچین و بیت کوین، یک نابغه به شمار می رود اما این نابغه در مورد چند محدودیت بیت کوین که در آینده به وجود آمدند پیش بینی درستی نداشته است. شاید بتوان این ماجرا را هم یکی از متهمان فاصله گرفتن بیت کوین از هدفش که تبدیل شدن به نوعی پول دیجیتالی جهانی بود در نظر گرفت. بیاید به برخی از این محدودیت ها نگاهی بیندازیم:

  1. بیت کوین، جوابگوی تعداد انبوه کاربرانش نیست

تعداد کسانی که بیت کوین دارند یا می خواهند که داشتند باشند بسیار بیشتر از تعداد کل بیت کوین های موجود است.

  1. بلاکچین بیت کوین با محدودیت مقیاس روبه رو شده است

این بلاکچین به اندازه کافی بزرگ نیست و در آینده نزدیک نمی تواند جوابگوی تعداد زیادی کاربرانی باشد که باعث طولانی تر شدن بلاک ها می شوند.

  1. سرعت کار در بلاکچین بیت کوین، پایین است

سرعت انجام تراکنش ها در بلاکچین بیت کوین، 7 عدد بر ثانیه است. این در حالی است شبکه های دیگر می توانند بیش از 20 هزار تراکنش را در هر ثانیه انجام دهند! البته برای حل کردن این مورد، تلاش هایی انجام شد؛ مثلا یکی از توسعه دهندگان سعی کرد که با افزایش اندازه هر بلوک، سرعت تراکنش را چند برابر افزایش دهد؛ اما این ماجرا تنها زمانی اثر واقعی خود را می گذارد که تمام کامپیوترهای متصل به بلاکچین از بلوک های بزرگ شده استفاده کنند. گذشته از این، افزایش حجم بلوک ها مشکلات فنی و امنیتی زیادی را برای ماینرها به وجود می آورد. حتی یک هکر توانست به قلب این بلوک ها نفوذ کرده و کامپیوترهای کاربران را دستکاری کند. با این حساب، باید به دنبال راه های بهتری برای محدودیت های بیت کوین گشت.

چینی ها بزرگ ترین مالکان بیت کوین در جهان

ظاهرا علاقه چینی ها به پایان پول، بیشتر از سایر کشورهای جهان است. با آغاز به کار یک صرافی چینی در سال 2013، مردم چین توانستند برای اولین بار بدون استفاده از واسطه ها پول خود را به بیت کوین تبدیل کنند. این ماجرا باعث شد که سیل خروشانی از مردم این کشور به سمت تبدیل سرمایه خود به بیت کوین روی بیاورند. به دنبال این ماجرا قیمت بیت کوین هم سر به فلک کشید. در این هنگام بود که پای دولت چین به میدان باز شد و خرید و فروش مستقیم بیت کوین از طریق یوآن را غیرقانونی اعلام کرد؛ اما این موضوع نتوانست از علاقه چینی ها به بیت کوین کم کند. حالا مردم چین، رکورددار بیشترین معامله و استخراج بیت کوین در جهان هستند. بیش از سه مورد از برترین استخرهای بیت کوین در چین قرار دارند. این استقبال مردمی باعث شده است که دولت چین به فکر وضع قانون هایی برای استفاده گسترده مردم از رمزارزها بیفتد.

بازی با پایان پول؛ زمان ورود رمزارزهای تازه فرا رسیده بود

محبوبیت بیت کوین در بین کاربران و حتی مردم جهان، توسعه دهندگان را به این فکر انداخت که چرا خودشان را فقط به یک رمزارز محدود کنند؟ همین موضوع باعث شد که خیلی زود پای آلت کوین های دیگر به میدان باز شود. رمزارزهای جدید به کاربران این امکان را می دادند تا خودشان را از محدودیت های سرعت و نوسان های قیمتی بیت کوین نجات دهند. در این میان کوین های بسیاری آمدند و رفتند. تنها تعداد محدودی از آنها باقی ماندند و مورد استقبال کاربران قرار گرفتند. جالب اینکه این ماجرا چیزی از ارزش بیت کویت کم نکرد. این اختراع ناکاموتو، ارزی که به دنبال پایان پول بود، هنوز هم طرفداران قدرتمند خودش را دارد.

پیام اصلی «آدام روتستین» در کتاب «پایان پول» چه بود؟

معرفی و خلاصه کتاب پایان پول اثر آدام روتستین

روتستین در کتاب «پایان پول» به دنبال توضیح ماجرای پیدایش بیت کوین و تاثیر آن روی سرمایه های خرد و کلان بود. او در طول کتابش با نگاه کردن به بخش های پاسخ داده نشده ای که در مورد ارزهای دیجیتال وجود داشت، به سهم خود ماجرا را برای خوانندگانش ساده تر کرد.

شما چه پیش بینی دارید؟

فکر می کنید چه آینده ای انتظار بیت کوین را می کشد؟ آیا زمانی می رسد که ارزهای دیجیتالی به معنی واقعی، جای پول های دولتی را برای مردم جهان بگیرند؟ لطفا نظرتان را برایمان بنویسید.

ادامه مطلب
کتاب ارز دیجیتال
با 6 تا از برترین کتاب...

آیا تاکنون در جست وجوی انواع کتاب برتر در حوزه ارزهای دیجیتال بوده اید؟ هر روز خبرهای جدیدی درباره رمزارزها در رسانه های معتبر جهانی انتشار می یابند و پیش بینی ها نشان می دهند که محبوبیت این نوع ارزها در سال های آتی با روند افزایشی روبه رو خواهد شد. در دنیای مدرن توکن هایی مانند بیت کوین به وسیله ای برای پرداخت و پس انداز تبدیل شده اند. درنتیجه باید به شناخت این ارزها و کسب اطلاعات دائمی درباره آن ها بپردازید. در ادامه با ما همراه باشید تا بهترین کتاب های ارز رمزنگاری شده را به شما عزیزان معرفی نماییم.

انواع کتاب برتر در حوزه ارزهای دیجیتال

کسانی که تازه به دنیای رمزارزها قدم گذاشته اند، می توانند از کتاب های خوبی که در این زمینه نوشته شده استفاده کنند تا هرچه سریع تر پله های ترقی را طی نمایند. در ادامه به معرفی منابعی می پردازیم که به روز بوده و قادر هستند به تمامی سوالات تازه واردان مطابق با داده های موجود در سال 2021 میلادی پاسخ دهند.

1. کتاب تسلط بر بیت کوین (Mastering Bitcoin)

کتاب «تسلط بر بیت کوین: آغازی بر کدنویسی شبکه بلاکچین» که با عنوان کامل Mastering Bitcoin: Programming the Open Blockchain نیز شناخته می شود نوشته آندریاس آنتونوپولوس (Andreas Antonopoulos) بوده و از جمله منابع کارآمد حوزه ارزهای دیجیتال است که ترجمه فارسی نیز دارد.

محتوای تسلط بر بیت کوین

از زمان ظهور بیت کوین تا به امروز بیش از یک دهه می گذرد. این رمزارز مشهور، پستی بلندی های بسیاری را تجربه کرده، تحولات بزرگی را رقم زده و همچنان نیز در حال توسعه و تکامل است. در این کتاب نویسنده رویدادهای مهمی را که بیت کوین پشت سر گذاشته تا به ورژن و جایگاه امروزی خود دست یابد، با جزئیات کامل در اختیار مخاطب قرار می دهد.

در چاپ دوم، نویسنده اطلاعات جدیدی را به این کتاب اضافه کرد که به آموزش مخاطب می پردازد. آنتونوپولوس کار با بیت کوین و مفاهیم اصلی آن را با زبانی ساده و استفاده از اصطلاحاتی غیرفنی آموزش می دهد. همین مسئله مطالعه آن را برای تازه واردان، سرمایه گذاران و مدیرانی که تمایل دارند با BTC بیشتر آشنا شوند مناسب می سازد.

درباره نویسنده

آندریاس آنتونوپولوس یکی از نویسندگان کتاب برتر در حوزه ارزهای دیجیتال محسوب می شود که سال ها است در حوزه بیت کوین فعالیت دارد. همچنین از حامیان و عوامل چندین استارت آپ موفق در زمینه فناوری است. تحصیلات او با علوم کامپیوتری و ارتباطات داده ارتباط دارد. وی همچنین مدرک دوره های سیستم های توزیع شده را از UCL دریافت کرده است و در کارنامه خود سابقه تاسیس استار آپ هایی را در نیویورک، لندن و کالیفرنیا دارد.

  • بیت کوین
  • رایانش ابری
  • امنیت اطلاعات
  • پایگاه های داده
  • لینوکس

او توانسته تاکنون با حمایت از سه کسب وکار خاص در حوزه بیت کوین، آن ها را در میان رقبا سرپا نگه دارد و به موفقیت برساند. وی کتاب های دیگری را نیز تالیف کرده که برخی از آن ها عبارتند از:

  • برنامه نویسی برای بلاک چین باز (Programming the Open Blockchain)
  • The Internet of Money

آندریاس همچنین یکی از حامیان «بیایید با بیت کوین صحبت کنیم» یا «Let’s Talk Bitcoin» است که به بیان رویدادهای جدید بیت کوین می پردازد. تمام آثار او، از منابع معتبر جهانی در زمینه بیت کوین و ارزهای رمزنگاری شده هستند و می توانند توسط افراد مبتدی مورد مطالعه قرار گیرند تا درباره جنبه های فنی بلاک چین BTC اطلاعاتی بدست آورند.

2. کتاب استاندارد بیت کوین (The Bitcoin Standard)کتاب ارز دیجیتال

کتاب «استاندارد بیت کوین: جایگزین غیرمتمرکز برای بانکداری مرکزی» که با عنوان اصلی The Bitcoin Standard: The Decentralized Alternative to Central Banking در بازار یافت می شود، نوشته سیف الدین آموس (Saifedean Ammous) است. شما می توانید ترجمه این کتاب را به زبان فارسی نیز پیدا کنید.

محتوای استاندارد بیت کوین

نویسنده در این کتاب، به بیان تاریخچه پول می پردازد و ایده های خود را در رابطه با جایگاه و وضعیت بیت کوین در آینده بیان می دارد. همچنین به بررسی نقاط قوت ارزهای دیجیتالی نسبت به فیات های معمولی که روزانه از آن ها استفاده می کنیم پرداخته است. آموس به عنوان یکی از نویسندگان موفق کتاب برتر در حوزه ارزهای دیجیتال، معتقد است که می توانیم به بیت کوین به چشم ذخیره ای ارزشمند نگاه کنیم. درضمن وی در این کتاب به آموزش چگونگی عملکرد بیت کوین می پردازد و علت این که چرا می توان BTC را به جای ارز فیات به کار گرفت، تحلیل می کند. در ادامه، مطالب به سمتی هدایت می شوند که بیان می کنند ظهور ارزهای دیجیتال انقلابی عظیم و موثر در تحول پول بوده است.

وی در این کتاب بیت کوین را شکل جدیدی از طلا می داند و معتقد است می توان از آن برای پرداخت و حتی به عنوان ذخیره مالی هر کشور استفاده کرد. اگرچه عملی سازی این ایده ها به زمان زیادی نیاز دارند، اما سخنان نویسنده دور از ذهن نیست. بنابراین اگر درباره آینده بیت کوین و تحولات ارزی کنجکاو هستید، می توانید از این منبع برای دستیابی به پاسخ سوالات خود بهره ببرید.

درباره نویسنده

دکتر آموس توانسته مدرک دکترای خود را در رشته توسعه پایدار از دانشگاه کلمبیا کسب کند. وی همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در حوزه مدیریت توسعه از دانشکده اقتصاد لندن است. او علاوه بر نگارش کتاب، به آموزش اقتصاد در زمینه بیت کوین نیز می پردازد.

3. کتاب حباب یا انقلاب بلاک چین (Blockchain Bubble or Revolution)

کتاب برتر در حوزه ارزهای دیجیتال انواع گوناگونی دارد که یکی از آن ها «حباب یا انقلاب بلاک چین: حال و آینده بلاک چین و ارزهای دیجیتال» است و باعنوان کامل Blockchain Bubble or Revolution: The Present and Future of Blockchain and Cryptocurrencies معرفی می شود. نویسندگان این کتاب نیل مهتا (Neel Mehta) و آدیتیا آگاشه (Aditya Agashe) هستند.

محتوای حباب یا انقلاب بلاک چین

این کتاب مناسب کسانی است که تمایل دارند دید جامعی نسبت به بلاک چین و توسعه آن بدست آورند. نویسندگان انقلاب بلاک چین، خواننده را از همان ابتدا با خود همراه کرده و به اولین روزهای ظهور بیت کوین می برند. همچنین، نحوه عملکرد فناوری بلاک چین را شرح می دهند. در ضمن، به توضیح اصطلاحات و واژه های متداولی می پردازند که مبتدیان به آشنایی با آن ها نیاز دارند. علاوه براین، انقلاب بلاک چین کمک می کند تا درک درستی از تفاوت های اتریوم و بیت کوین بدست آورید و دریابید که این دو، چگونه در جهان ارزهای رمزنگاری شده مکمل یکدیگر هستند.

در این کتاب، نویسندگان علاوه بر صحبت در مورد اتریوم و فناوری های در حال توسعه مربوط به آن مانند قراردادهای هوشمند و برخی از استیبل کوین ها، توکن های دیگری مانند Monero و Bitcoin Cash را مورد بررسی قرار می دهند. امروزه فناوری های جدید و متعددی در بخش بلاک چین به وجود آمده که این کتاب سعی دارد اطلاعات پایه و اولیه ای را درباره آن ها به خواننده منتقل کند و او را به تحقیقات بیشتر در رابطه با این موضوعات تشویق نماید.

نویسنده

انقلاب بلاک چین توسط سه متخصص تألیف شده که اطلاعات گسترده ای درباره فضای فناوری های بلاک چین و دیگر تکنولوژی ها دارند و در شرکت هایی مانندGoogle ، IBM و Microsoft کار کرده اند.

4. کتاب دارایی های رمز نگاری شده (Cryptoassets)کتاب ارز دیجیتال

یکی از انواع کتاب برتر در حوزه ارزهای دیجیتال، «دارایی های رمز نگاری شده: راهنمایی خلاقانه برای سرمایه گذاران بیت کوین و فراتر از آن» است که باعنوان کامل Cryptoassets: The Innovative Investor’s Guide to Bitcoin and Beyond هم شناخته می شود. نویسندگان این کتاب، کریس برنیسک (Chris Burniske) و جک تاتار (Jack Tatar) هستند و نسخه ترجمه شده آن نیز وجود دارد.

محتوای کتاب دارایی های رمز نگاری شده

این کتاب به سه بخش اصلی تقسیم شده که عبارتند از:

  • WHAT: در بخش WHAT کریس برنیسک و جک تاتار خوانندگان را به سال 2008، زمانی که یک فروپاشی مالی عظیم در بازارهای جهانی رخ داد بازمی گردانند. درست یکسال بعد از این بحران، ساتوشی ناکاموتو بیت کوین را به عنوان راه حلی برای بهبود وضعیت نابسامان سیستم های مالی معرفی کرد. در قسمت اول علاوه بر موارد بیان شده، نویسندگان به بررسی اصطلاحات کلیدی بلا ک چین بیت کوین نیز پرداخته اند.
  • WHY: در بخش دوم یعنی WHY، اطلاعاتی درباره انگیزه سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری بر روی بیت کوین و سایر دارایی های رمزنگاری شده بدست می آورید.
  • HOW: در بخش پایانی یا HOW، نویسندگان به تجزیه وتحلیل رمزارزها و بررسی نحوه ارزش گذاری دارایی ها دیجیتال پرداخته اند. همچنین برخی از بهترین معیارها را برای شناسایی کلاهبرداران در این حوزه (SCAMS) معرفی کرده اند.

در هرکدام از این بخش های این کتاب برتر در حوزه ارزهای دیجیتال، تاریخچه، فناوری ها و ارتباط بین عرضه و تقاضای دارایی های دیجیتالی مورد بررسی قرار گرفته است.

مطالعه این کتاب به کسانی که تمایل دارند دریابند که ارزهای دیجیتال چگونه به جایگاه فعلی خود رسیده اند پیشنهاد می شود. همچنین اگر در دسته سرمایه گذاران تازه وارد قرار می گیرید می توانید از کتاب دارایی های رمزنگاری شده به عنوان یک راهنمای جامع کمک بگیرید؛ زیرا در آن به تمامی اصول کلیدی پرداخته شده که این کتاب را به منبعی عالی برای شروع فعالیت ها در زمینه رمزارها تبدیل کرده است. حتی اگر با مفهوم ارزهای دیجیتال آشنا هستید نیز قادر خواهید بود با مطالعه این منبع اطلاعاتی، دنیای این ارزها را از دیدگاهی متفاوت بررسی کرده و به دانش خود بیفزایید.

نویسنده

کریس برنیسک و جک تاتار هر دو از سرمایه گذاران و نویسندگانی هستند که در رابطه با امور مالی و اقتصادی کتاب هایی را تالیف کرده اند.

5. کتاب انقلاب بلاک چین (Blockchain Revolution)

«کتاب انقلاب بلاک چین: چگونه فناوری های پشت بیت کوین ارز، بیزینس و جهان را تغییر می دهد» در دسته کتاب برتر در حوزه ارزهای دیجیتال قرار می گیرد و می توان آن را باعنوان Blockchain Revolution: How The Technology Behind Bitcoin Is Changing Money, Business, and the World نیز در بازار پیدا کرد. این کتاب نوشته دان (Don Tapscott) و الکس تاپسکات (Alex Tapscott) بوده و به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.

محتوای انقلاب بلاک چینکتاب ارز دیجیتال

هیچ گاه نمی توان بدون اطلاع از فناوری های پشت بیت کوین و دیگر رمزارزها به طور کامل آن ها را شناخت. پس اگر به دنبال کتابی هستید که اطلاعات زیادی در رابطه با فناوری های بلاک چین ارائه دهد، خواندن انقلاب بلاک چین را به شما توصیه می کنیم. این کتاب سه بخش اصلی دارد که عبارتند از:

  • Revolution یا انقلاب
  • Transformations یا تحولات
  • Promise and Peril یا وعده ها و خطرات

نویسندگان در این کتاب، بلاک چین را به عنوان یک راه حل قدرتمند برای افزایش خدمات مالی، حفاظت از حریم شخصی اشخاص، و توسعه اینترنت اشیا معرفی می کند.

درباره نویسنده

دان و پدرش الکس، از بنیان گذاران موسسه تحقیقاتی بلاک چین هستند که شرکت های بزرگ جهانی همچون مایکروسافت، آی بی اِم، فِدکس و پپسی کو نیز از آن حمایت می کنند.

6. کتاب ساتوشی (The Book Of Satoshi)

از دیگر کتاب برتر در حوزه ارزهای دیجیتال باید به «ساتوشی: مجموعه نوشته های خالق بیت کوین ساتوشی ناکاموتو» اشاره کنیم که عنوان اصلی آن The Book Of Satoshi: The Collected Writings of Bitcoin Creator Satoshi Nakamoto بوده و توسط فیل شامپاین (Phil Champagne) نوشته شده است. ترجمه فارسی این کتاب در بازار وجود دارد.

محتوای کتاب ساتوشیکتاب ارز دیجیتال

اگر درباره ارزهای رمزنگاری شده اطلاعات اندکی نیز داشته باشید، احتمالا ساتوشی ناکاموتو یا همان پدر بیت کوین را می شناسید. وی یکی از بنیان گذاران و صاحب ثروت هنگفتی در بیت کوین است؛ با این حال هیچکس اطلاعاتی درباره هویت او ندارد. از آثار ساتوشی می توان به کاغذ سفید بیت کوین اشاره کرد. فیل شامپاین در کتاب خود روند فکری خالق BTC را بررسی می کند. اگر به دنبال کتابی هستید که بیشتر به مفاهیم بپردازد و مطالب کمتری را به مسائل فنی در حوزه بلاک چین و بیت کوین اختصاص دهد، مطالعه این کتاب را پیشنهاد می کنیم. کتاب ساتوشی، مهم ترین یادداشت های ناکاموتو را نیز در خود جای داده و به بررسی مفاهیم اصلی همچون Bitcoin و نحوه عملکرد آن از زبان ساتوشی پرداخته است. در ضمن ایمیل ها و مقاله های مهم خالق بیت کوین را نیز در اختیار خواننده قرار می دهد.

درباره نویسنده

فیل شامپاین مدیرعامل Wren Investment Group LLC است. وی در سال 2012 به بیت کوین علاقه مند شد و در این راستا به فعالیت پرداخت. فیل در رشته مهندسی برق از دانشگاه شربروک کانادا فارغ التحصیل شد.

سخن پایانی

همان طور که با مطالعه این مطلب درباره کتاب برتر در حوزه ارزهای دیجیتال دریافتید، کتاب های بسیاری وجود دارند که می توانند در این مسیر شما را یاری کنند؛ اما باید بدانید که تنها مطالعه چند کتابی که در این مقاله به آن ها اشاره شد کافی نیست. بلکه باید همواره با تحقیقات به روز و جامع تر اطلاعات خود را در زمینه رمزارزها گسترش دهید. امیدواریم توانسته باشیم به تمامی پرسش های شما در رابطه با بهترین کتب موجود در زمینه ارزهای رمزنگاری شده پاسخ دهیم.

ادامه مطلب
خلاصه کتاب استاندارد بیت کوین
خلاصه کتاب استاندارد بیت کوین اثر...

آینده، بسیار زودتر از آنچه که فکرش را می کنیم از راه می رسد. حتی گاهی دوشادوش ما می ایستد و به تحولی که به وجود می آورد، نگاه می کند. «بیت کوین»، «فناوری بلاک چین» و در کل، ارزهای دیجیتال، مسافرانی از آینده هستند که تحولی بسیار بزرگ را نوید می دهند. در این قسمت از خانه سرمایه، کتاب «استاندارد بیت کوین» نوشته «سیف الدین آموس» را ورق می زنیم و پای صحبت های این اقتصاددان آینده نگر می نشینیم.

اگر در مورد سرنوشت بیت کوین یا چگونگی عملکردش کنجکاو هستید، تا پایان این ماجرا ما را همراهی کنید.

بیت کوین، ارزی که به دنبال یک تحول بود

«ساتوشی ناکاموتو»، همه چیز از ایمیل این فرد ناشناس آغاز شد. او ارزی را اختراع کرده بود که آزادی را با صدای بلند فریاد می کشید. ناکاموتو، جرقه ای بزرگ را در ذهن های خاک خورده به وجود آورد که در زمانی کوتاه به نوری گرمی بخش در میان تاریکی محدودیت و تعصب دولت های زورگو تبدیل شد. کم کم ارزش این ارز دیجیتالی به رسمیت شناخته شد و سرمایه گذاران به آن روی خوش نشان دادند.

این ارز به تنهایی یک بانک تمام عیار برای کاربران به شمار می رود؛ نقل و انتقال آن به حضور فرد سوم نیازی ندارد و با سرعت برق آسایی در میان افراد جابه جا می شود. با وجود این ویژگی های عالی، ارزهای دیجیتال تا تبدیل شدن به یک پول واقعی که مردم تمام جهان توانایی استفاده آسان و بسیار امن از آنها را داشته باشند، فاصله زیادی دارند.

واقعی ساختن این رویا به تغییر زیرساخت ها، دست شستن از تعصب ها، سرمایه گذاری های بسیار گسترده تر و حمایت کشورها نیازمند است. با این وجود، چیزی که در ادامه این گفتار با آن روبه رو می شوید، نگاهی خالی از تعصب به واقعیت های استاندارد بیت کوین و پتانسیل های آن برای خدمت به بشریت است.

چرا پول به وجود آمد؟

اگر بخواهیم نگاهی درست و حسابی به ماجرای بیت کوین بیندازیم و ارزش واقعی آن را به شما نشان دهیم، چاره ای نداریم جز اینکه به سرآغاز ماجرای پول برویم و علت نیاز بشریت به آن را موشکافی کنیم.

در آغاز، مردم اصلا به پول، نیازی نداشتند. چون اقتصاد به شکلی بسیار ساده و کارآمد در جریان بود. مردم برای برطرف کردن نیازهای خود از مبادله کالا به کالا استفاده می کردند. این روش تا زمانی که هر کس فقط در محدوده ای کوچک با آرزوهای کوچک تر زندگی می کرد و فقط برای زنده ماندن دست به فعالیت می زد جواب می داد. اما کم کم وقتی جامعه، شکل و شمایل بزرگ تری به خود گرفت و نیازهای مردم از حد و اندازه زنده ماندن به بهتر زندگی کردن صعود کرد، مبادله کالا به کالا کاربرد گسترده خود را از دست داد.

از طرفی، مشکلات زیادی هم در این روش معامله به وجود آمدند که کار را برای مردم سخت تر کردند. به همین دلیل، پول متولد شد. نکته جالب اینجا است که در ابتدا، پول به خودی خود چیز ارزشمندی نبود و از آن به عنوان یک ابزار استفاده می کردند. این بدان معنی است که کسی به فکر خرید پول نمی افتاد بلکه از پول برای خرید چیزهایی که می خواستند استفاده می کردند. وقتی پول توانست به عنوان ابزاری مورد اعتماد، مشکلات خرید و فروش را حل کند، در نظر مردم به گزینه ای جذاب تبدیل شد.

این ابزار چند ویژگی جالب دارد که آن را به گزینه ای جذاب برای مردم تبدیل کرد. می توانید با نگاه به این ویژگی ها شباهت های استاندارد بیت کوین و پول سنتی را با هم مقایسه کنید. البته اگر تفاوتی وجود داشته باشد! مثلا:

  • پول، هرگز فاسد نمی شود

مهم نیست چند سال آن را نگه می دارید، پول نمی گندد، بو نمی گیرد و ناپدید نمی شود. به همین دلیل، می تواند ارزشی که نماینده آن است را حفظ کند.

  • کمیاب است

در گذشته، پول، ارزش خود را حفظ می کرد. بخش بزرگی از این ماجرا به دلیل تولید محدود آن بود؛ مثلا همیشه به اندازه اسکناس هایی که میان مردم دست به دست می شد، مقدار دقیقی طلا وجود داشت. بنابراین، نمی شد بی دلیل موجودی اسکناس ها را افزایش داد. در حقیقت، کمیابی باعث ارزشمندی و اعتبار پول به عنوان یک ابزار می شد.

  • نیازی به اجازه، اجبار و حتی دستکاری دولت ها ندارد

افراد مختلف در انتخاب آن آزادی دارند. چون به دست خودشان و بر اساس نیازهای بازار به وجود آمده است. ارزش آن هم بر اساس شرایطی که در بازار حاکم می شود بالا یا پایین می رود. با این حساب، دولت ها نمی توانند ارزشی به آن بدهند یا از آن کم کنند. اما می توانند روی جریان و توزیع این ابزار، دخالت داشته باشند که البته در صورت دستکاری گسترده، این امکان وجود دارد که ابزار فعلی کنار گذاشته شود و مردم رو به سوی ابزارهای واسطه دیگری بیاورند که از دسترس دولت ها خارج هستند.

  • تمام افراد جامعه، آن را می پذیرند

کمی قبل با هم گفتیم که پول، یک ابزار است. این ابزار، زمانی می تواند نماینده یک ارزش باشد که توسط تمام مردم پذیرفته شده باشد. در غیر این صورت، کارایی خود را از دست می دهد و از چرخه معاملات، خارج می شود. پول هایی که رایج باشند به راحتی فروخته می شوند. به همین دلیل، حتی بدون ارزش ذاتی، باز هم ارزشمند هستند.

  • از آن به عنوان یک معیار استفاده می شود

اگر ابزاری وجود داشته باشد که در طول زمان از بین نرود، به اندازه کافی کمیاب باشد، دولت ها نتوانند ارزش آن را دستکاری کنند و نزد همه مردم مورد قبول قرار گرفته باشد، به بهترین گزینه برای اندازه گیری ارزش سایر چیزها تبدیل می شود. در آن هنگام می توان ارزش واقعی یک مرغ را از ارزش واقعی یک مرغداری تمیز داد.

پول، فقط یک ابزار است، این را فراموش نکنید

خلاصه کتاب استاندارد بیت کوین

پول در طول تاریخ تغییر کرده است، در آینده هم تغییر می کند. این تصور که فکر کنیم پول از ابتدا به شکل و ارزش ثابتی وجود داشته و در آینده هم همین طور باقی می ماند، خیالی کودکانه است که در دنیای بزرگ ترها با آن سیستم اقتصادی پیچیده شان جایی ندارد.

در واقع، مردم برای عوض کردن ابزار معامله خود منتظر دستور یا نظر کسی نمی مانند. هرگاه شرایط، اوضاع را دگرگون کند، خیلی سریع، ابزارهایی که اکنون نقش پول را بر عهده دارند، جای خود را به شکلی تازه یا تعریفی نو از پول می دهند. همان طور که زمانی از نمک، سنگ، طلا یا نقره به عنوان پول استفاده می شد و بعدها جایش را به اسکناس هایی با پشتوانه طلا داد، سپس پوچ شد و به اسکناس های امروزی تبدیل گشت و اکنون در حال تغییر کردن از نسخه فیزیکی به نوع دیجیتالی خود است.

آنچه که هرگز تغییر نمی کند، نیاز انسان به ابزاری به نام پول است که به واسطه آن بتواند ارزش ها را بخرد، بفروشد و ذخیره کند. به همین دلیل است که تعریف استاندارد بیت کوین، کاری ضروری است. چون از پول رایج آینده سخن می گوید.

داستان پولی چند صد ساله که به دست یک نفر نابود شد!

ماجرایی واقعی در مورد نوعی سنگ وجود دارد که تا قرن 19 میلادی و برای بیش از هزار سال به عنوان پول مورد استفاده قرار می گرفت. دانستن این ماجرا به شما نشان می دهد که چرا استخراج سخت بیت کوین و هزینه بر بودن آن در نهایت به ارزشمندی آن کمک می کند. اما ماجرا از چه قرار بود؟

دو جزیره در فاصله تقریبا دوری از یکدیگر قرار داشتند. یکی از این جزیره ها، سنگ های آهکی بسیار زیبایی داشت و در دیگری خبری از این سنگ ها نبود. کم کم مردم جزیره دوم که سنگ های آهکی نداشتند از آن سنگ ها به عنوان پول استفاده کردند.

این پول، کمیاب بود، فاسد نمی شد و همه آن را به عنوان یک ابزار واسطه، پذیرفته بودند. گذشته از این، بزرگ بودن این سنگ ها باعث می شد تا کسی نتواند با کمک یک قایق و کلنگ، مقدار زیادی از آنها را به جزیره خودش بیاورد و ثروتمند شود.

گذشته از این، سنگ ها به هنگام خرج کردن جابه جا نمی شدند. این جالب ترین بخش ماجرا است. چون شیوه خرج کردن این پول سنگی بسیار به استاندارد بیت کوین شباهت دارد. این پول وقتی مالک جدیدی پیدا می کرد که همه اهالی آن جزیره، مالکیت جدید را پذیرفته باشند. به این ترتیب، هیچ دغل کاری یا کلاهبرداری صورت نمی گرفت.

ورود غریبه به ماجرا

همه چیز عالی بود تا آنکه پای یک غریبه به آن جزیره باز شد. کشتی این غریبه در نزدیکی جزیره غرق شده بود و مردم او را نجات دادند. اما هرگز تصورش را نمی کردند که با نجات او خودشان را به چه دردسری می اندازند! در طول زمانی که آقای کاپیتان در جزیره زندگی می کرد با سازوکار مالی و تراکنش های جالب آنها آشنا شد. از طرفی، مردم جزیره چیزی داشتند که در آن هنگام نوعی ثروت به حساب می آمد.

جزیره آنها از درخت های نارگیل پوشیده شده بود و آقای کاپیتان به خوبی می دانست که روغن این نارگیل ها چه ارزشی را در خود نهفته اند. او سعی کرد از مردم جزیره به عنوان کارگر استفاده کند تا نارگیل ها را برداشت کرده و آنها را به تاجرها بفروشد. اما مردم جزیره، حاضر نشدند که در عوض گرفتن پول های عجیب آن غریبه برایش کار کنند. به همین دلیل، او با مواد منفجره به جزیره ای که پر از سنگ های آهنگی بود رفت و پولی که مردم قبول داشتند را به جزیره آورد.

با وجود آنکه ابتدا مردم جزیره، این پول های باد آورده را بی ارزش تلقی می کردند اما کم کم نظرشان عوض شد و این پول ها را قبول کردند. با این کار، پول نزد آنها بسیار فراوان شد اما ارزش خود را از دست داد. اگر روند استخراج ارزهای دیجیتال ارزان و راحت شود، آنها هم به سرنوشت این پول های سنگی گرفتار می شوند. به همین دلیل نباید به استاندارد بیت کوین خرده گرفت و کمیابی آن را یک نقطه ضعف به حساب آورد.

پول های با پشتوانه، کلیدی برای حفظ آرامش جهان

گاهی می شنویم که می گویند پول های کنونی هیچ پشتوانه ای ندارند، خزانه ها خالی از هر نوع پشتوانه هستند و دولت ها ماشین های چاپ پول را لحظه ای از برق نمی کشند. در حقیقت، اگر چنین چیزی واقعیت داشت پول هایی که اکنون در دست مردم هستند خیلی وقت پیش از بین می رفتند. دولت ها هنوز هم به پشتوانه های پول مانند طلا وابسته هستند.

اگر هم دولت ها زمانی از دستگاه های چاپ پول برای تولید پول های بدون پشتوانه استفاده می کنند تنها به این دلیل است که پول های با پشتوانه در بازار جریان دارند. پول پوچ، سرنوشتی همانند سنگ های آهکی همان جزیره ای را دارد که داستانش را با هم مرور کردیم. دولت ها تمام تلاش خود را می کنند تا به چنین سرنوشتی دچار نشوند.

پول های با پشتوانه، اجازه نمی دهند که دولت ها دست به ماجراجویی بزنند و هوس جنگ یا کشورگشایی به سرشان بزند. اگر هم چنین جنگ هایی صورت بگیرد به دلیل محدود بودن منابع مالی کشورها خیلی زود به صلح ختم می شوند.

با این وجود، مقدار پول با پشتوانه بسیار کمتر از چیزی است که باید باشد. به همین دلیل، دولت ها با هم وارد جنگ می شوند و با چاپ پول بدون پشتوانه و ایجاد تورم تا هر زمانی که ثروت در جیب مردمشان باشد به رفتارهای بچگانه خود ادامه می دهند. دست آخر هم دود این ماجرا به چشم مردم فرو می رود. به همین دلیل است که می گویند در جنگ هیچ برنده ای وجود ندارد و هر دو طرف از زمانی که تصمیم به نبرد می گیرند بازی را باخته اند.

این مورد، یکی دیگر از دلیل های بسیار قدرتمند برای ایجاد استاندارد بیت کوین است. وقتی پولی وجود داشته باشد که دولت ها نتوانند با آن بازی کنند، نه تنها جهان روی صلح پایدار را خواهید دید بلکه مردم هم می توانند از ثروت خود برای خودشان و آینده ای که به انتظارش نشسته اند استفاده کنند.

قیمت، کوه یخی که فقط نوک آن هویدا است

خلاصه کتاب استاندارد بیت کوین

قیمت، چیزی فراتر از حجم ارزشمندی یک کالا یا خدمت است. کسانی که بر چم و خم قیمت ها تسلط دارند، به دانشی مسلط هستند که می تواند اطلاعات فراوانی را در اختیارشان قرار دهد. هر چقدر که یک بازار، بزرگ تر باشد تصمیم خریدارها و فروشنده های بزرگ تر می تواند شکل قیمت ها در این بازارها را تغییر دهد. وجود اختلاف قیمت بین توانایی تولید و فروش یک محصول، گزینه ای تشویق کننده است که تولیدکنندگان را به سمت تولید آن محصول و ایجاد بازاری جدید سوق می دهد.

وقتی دولت ها بدون داشتن تسلط بر این بازار و تنها با تکیه بر اطلاعات ناقصی که دارند کنترل قیمت ها را در دست می گیرند و آن را به نفع خودشان دستکاری می کنند، تمام ماجرای پیچیده بازار و تاثیر قیمت های واقعی را بر هم می زنند.

از طرف دیگر، قیمت ها حق انتخاب عاقلانه را در اختیار مردم قرار می دهند و با این کار، بازارها را جهت دهی می کنند. تصور کنید اگر قیمت خرید یک خودروی لوکس به اندازه پراید بود مردم کدام یک را انتخاب می کردند؟

بدون شک، همه دوست داشتند که صاحب آن خودروی لوکس شوند و خودشان را از دردسرهای سرسام آور این خودروی داخلی بی کیفیت نجات دهند؛ اما چنین اتفاقی نمی افتد. چون قیمت ها مرزی مشخص میان این دو خودرو ایجاد می کنند. گذشته از این، صنعتی که خودروی داخلی را تولید می کند از بیخ و بُن دولتی است. به همین دلیل، حتی در مورد قیمت پراید هم نمی تواند نظر روشنی داد.

چون پُر واضح است که بدون نگاه به ارزش واقعی آن و باز هم توسط دولت، قیمت گذاری می شود. در این مثال، به روشنی می بینیم که قیمت، دیگر کارکردی ندارد و تنها یک بازیچه است.

گذشته از این، دستکاری قیمت ها، اصل کمیابی را زیر سوال می برد و اقتصاد را فلج می کند. چون روی نیاز واقعی یک سرزمین، سرپوش می گذارد و منابع را برای تولید چیزی که حجم واقعی موجودی آن مشخص نیست به هدر می دهد.

این ماجرا هم به نوبه خود باعث مازاد تولید، افزایش بیکاری و عرضه خواهد شد. البته چون قیمت ها باز هم دستکاری می شوند گاهی شاهد افزایش عرضه و قیمت به طور همزمان خواهیم بود. گویی اقتصاد، به یک اسباب بازی در دستان قدرتمندان قانون گذار تبدیل شده است. استاندارد بیت کوین با کوتاه کردن دست قدرتمندان از پول رایج، آزادی واقعی را به قیمت ها و بازار، باز می گرداند.

سه گانه دولت، مدیریت پول و فاجعه!

انسان های امروزی با دروغی بزرگ زندگی می کنند. به آنها قبولانده شده است که کنترل پول و قیمت باید در دست دولت ها باشد و اصلا این ماجرا یکی از مسئولیت های آنها است. این ماجرا از یک دروغ شروع شد، به یک حق تبدیل گشت و اکنون در حال ایجاد یک فاجعه است.

وظیفه دولت ها کنترل پول یا قیمت نیست. این بازار است که باید بتواند پول و قیمت ها را کنترل کند. دولت ها فقط باید از جان و مال مردم محافظت کنند و به حل اختلاف بپردازند.

با این وجود، آنها کمترین اهمیتی به مسئولیت های واقعی خود نمی دهند و به جای حضور در مکانی که برای آن در نظر گرفته شده اند، مدام سرشان در بازار و پول است. آنها بانک مرکزی را برای سروسامان دادن قانونی به فعالیت های غیرقانونی خود تاسیس کرده اند و هر بار که چرخشان نچرخد دستشان را در جیب مردم می کنند و هزینه هایشان را می پردازند.

این ماجرا یکی از بزرگ ترین دلیل هایی است که دولت ها را علیه استاندارد بیت کوین می شوراند. وقتی پولی وجود داشته باشد که خارج از اختیارات دولت ها بین مردم مبادله شود، دولت های فعلی، کارکرد خود را از دست می دهند؛ درست مثل کودکی که بدون وجود اسباب بازی هایش دیگر قدرتی برای سرگرم کردن خودش ندارد و البته به اشتباه فکر می کند که دیگران هم از این ماجرا عذاب خواهند کشید.

اما خدا می داند که اطرافیان این کودک لوس، چقدر از این ماجرا خوشحال و خوشبخت خواهند شد. این کودک ناز پرورده خیال می کند که اطرافیان او بدون وجود اسباب بازی های وی، از کار بیکار می شوند و امیدشان را برای کار و زندگی از دست می دهند.

این در حالی است که بدون مزاحمت های بی اساس این کودک، بزرگترها خیلی خوب می توانند از عهده زندگی و کسب و کارشان بر بیایند.

دخالت دولت در پول، چه پیامدهایی دارد؟

بیایید آنها را با هم بشماریم:

  • ارزش پول را کاهش می دهد

زدن دستگاه چاپ پول به برق و تولید اسکناس هایی که نوعی بدهی به شمار می روند، ارزش پولی که مردم در دست دارند را بسیار کاهش می دهد. به دنبال این ماجرا دیگر کسی دوست ندارد که پولش را پس انداز کند. چون می داند که هر روز نگهداری پولش در بانک باعث کاهش ارزش و قدرت خرید آن می شود. با این حساب، مردم از فرهنگ پس انداز کردن فاصله می گیرند و به وام ها وابسته می شوند.

  • سرمایه گذارها را فراری می دهد

وقتی پول، ارزش واقعی خود را از دست بدهد و مردم پس اندازهایشان را از بانک ها بیرون بکشند، دیگر فرصتی برای دادن وام های تولیدی به کارآفرین ها باقی نمی ماند. به دنبال این ماجرا، تولید کردن، جذابیت های خودش را از دست می دهد و واردات محصولاتی که در داخل کشور به وفور وجود دارند آغاز می گردد. این ماجرا هم باعث آسیب های جبران ناپذیر به کسانی می شود که هنوز با هر چه در چَنته دارند چرخ تولید را می چرخانند.

  • دولت ها را به فکر ماجراجویی می اندازد

وقتی به دست آوردن پول برای دولت ها ساده باشد، آنها بدشان نمی آید که در یک فرصت مناسب، دق و دلی های چندین ساله شان با دیگر کشورها را تلافی کنند. به همین دلیل، گاهی یک بهانه کوچک را نشانه می روند و با پول هایی که چاپ می کنند وارد جنگ می شوند! ناگفته نماند که از این بازار داغ و شلوغی های نابه سامان، ماهی های دانه درشتی هم می گیرند و به خرید و فروش سلاح یا چیزهایی که در جنگ به درد می خورند مشغول می شوند. اگر دولت ها نتوانند به راحتی با پول بازی کنند، مردم جهان روی صلح و آرامش را بیشتر خواهند دید.

چرا بیت کوین، پول موفق تری است؟

خلاصه کتاب استاندارد بیت کوین

پول های کنونی، تنها شبحی از پول واقعی هستند. آنها تمام ویژگی های مفید و ارزنده خود مانند «کمیابی»، «سختی»، «عرضه محدود» و «رشد ارزش» را از دست داده اند. اسکناس های فعلی، به راحتی چاپ می شوند، پشتوانه ای برای آنها وجود ندارد، نقل و انتقال آنها با دردسرهای فراوانی همراه است و همیشه باید حضور یک فرد سوم را در میان معامله یا نقل و انتقال پول، تحمل کرد. استاندارد بیت کوین، شباهت های بسیار زیادی به تصور بشر از پول واقعی دارد. اما چطور؟ اجازه بدهید برایتان بگویم:

  • بیت کوین، محدود است

تعداد بیت کوین های پیش بینی شده که قابلیت استخراج دارند از قبل مشخص شده است. این ماجرا موضوع کمیابی این ارز دیجیتال و ارزشمندی آن در طول زمان را تضمین می کند.

  • استاندارد بیت کوین، واسطه ها را کنار می زند

تمام تراکنش های بیت کوین در دفتر بلاک چین ثبت می شوند و نقل و انتقال پول، زمانی تایید می شود که تمام اعضای شبکه، آن را تایید کنند. به این ترتیب، نیاز به حضور فرد واسطه که اطلاعات کاملی از هر دو طرف داشته باشد، از میان برداشته می شود.

  • شکل جدیدی از اعتماد را پایه گذاری کرده است

به هنگام خرید و فروش بیت کوین، هیچ نیازی به اعتماد کردن ندارید. شما می توانید با خیال راحت از مزیت راستی آزمایی دفتر کل بیت کوین استفاده کنید و تراکنش های خود را در بستری امن و زیر نظر افرادی که با کامپیوترهای پیشرفته خود درستی معاملات و تراکنش ها را رصد می کنند انجام دهید.

  • استاندارد بیت کوین از ارزشمندی محافظت می کند

عمر انسان ها محدود است. به همین دلیل، همیشه به دنبال راهی می گردند تا از ارزش هایی که در تمام دوران زندگی شان به دست آورده اند محافظت کنند. با وجود آنکه اقتصاددان ها همیشه از کمیاب بودن منابع – مثل نفت، گاز، آب و … – سخن می گویند، اما در طول تاریخ، بشر هرگز با تمام شدن منابع روبه رو نشده است.

در حقیقت، چیزی که همیشه پایان آن را حس می کند، زمان محدود زندگی کردن روی زمین است. با این حساب، بشر به چیزی نیاز دارد که در طول زمان محدود عمرش، ارزشش را از دست ندهد و در عوض، به علت کمیابی و عدم امکان عرضه فراوان بر ارزشمندی آن افزوده شود.

تمام منابعی که محدود و کمیاب خوانده می شوند، عکس این ماجرا را ثابت کرده اند. قیمت نفت و گاز در طول چند صد سالی که بی وقفه در حال استخراج هستند، نه تنها افزایش نیافته بلکه روز به روز کاهش هم می یابد. این نشان می دهد که این منابع اصلا کمیاب نیستند و نمی توانند در طول زمان محدود زندگی انسان، ارزشمندی را حفظ کنند. اما استاندارد بیت کوین به دلیل کمیابی واقعی می تواند از ارزشی که انسان ها در طول زندگی خود تولید کرده اند محافظت کند.

بیت کوین، رمز ارزی که آینده را صدا می زند

بیت کوین و استانداری که به دنیا معرفی کرد، پایه های پول های کاغذی و سکه های فلزی را لرزاند. این ارز دیجیتالی با مقاومت بی مانندی که در برابر تغییر، حمله، نابودی و کلاهبرداری از خودش نشان می دهد، معادله های بازی قدرتمندان را بر هم می زند و راه را برای آزادی اقتصادی مردم معمولی جهان باز می کند.

اگر سیستم های پولی جهان، بانک ها، موسسه های مالی و دولت ها به جای مقاومت کردن در برابر استاندارد بیت کوین با نوای آن هم صدا شوند، نه تنها از نابودی خود در آینده نزدیک جلوگیری می کنند بلکه همگام با موج تغییرات و تکنولوژی، پیش خواهند رفت.

نظر شما چیست؟

فکر می کنید تا زمان همه گیر شدن ارزهای دیجیتالی و جانشین شدن آنها با پول های معمولی چند سال فاصله داشته باشیم؟ ارز دیجیتال

ارز دیجیتال

ادامه مطلب
خلاصه کتاب کسب و کار بلاک چین
خلاصه کتاب کسب و کار بلاک...

این مقاله از روی نسخه اصلی و انگلیسی کتاب کسب و کار بلاک چین خلاصه برداری شده است!

جهان، در حال پیشرفت است. با وجود آنکه خیلی ها بر این باور هستند که بشر به نهایت تمدن خود رسیده است اما هنوز چیزهای زیادی وجود دارند که می توانند بهتر و کاراتر از اکنون، عمل کنند. این نیاز به تغییر با روی کار آمدن تکنولوژی بلاک چین، رنگ و بوی تازه ای به خود گرفت. در این قسمت از خانه سرمایه به سراغ کتاب «کسب و کار بلاک چین» از «ویلیام موگایار» می رویم. اگر دوست دارید که با نسل بعدی اینترنت و تحولی که در پی آن می آید آشناتر شوید تا پایان این ماجرا با ما همراه باشید. 

کسب و کار بلاک چین دقیقا چیست؟

درک بلاک چین، تنها راه استفاده کردن از آن است. اما نیازی نیست که در آن به مهارت برسید و از ریز کارهای آن سر دربیاورید. این ماجرا درست مانند درک اینترنت است. اگر کسی از شما بپرسد: «اینترنت به چه دردی می خورد؟» در پاسخ به آن چه می گویید؟ آیا در مورد سامانه های خودگردان اینترنت و ساختار شبکه ای آن برایش می گویید یا به سراغ الگوریتم های موتورهای جستجو می روید؟ هیچ کدام. 

برای کسی که از اینترنت چیزی نمی داند، باز کردن یک موتور جستجو مثل گوگل، نوشتن چیزی که می خواهد بداند و زدن دکمه سرچ، تمام چیزی است که باید از آن آگاه باشد. در واقع، استفاده از اینترنت یک چیز و درک سازوکار آن، چیز دیگری است. این موضوع درباره کسب و کار بلاک چین هم جاری است. شما می توانید از پتانسیل این بستر برای استفاده از محصولات و خدمات بسیار پیشرفته نهایت بهره را ببرید و همزمان، چیزی از توسعه یا کارکرد آن ندانید. 

آیا باید منتظر یک اینترنت جدید باشیم؟

«Blockchain» نوع جدیدی از اینترنت نیست. بلکه در مسیر پیشرفت اینترنت فعلی قدم برمی دارد و محدودیت های آن را از بین می برد. این موضوع، سه حقیقت را برایمان روشن می کند:

  1. بلاک چین برای کار کردن به اینترنت نیاز دارد.
  2. می تواند دوشادوش شبکه گسترده وب یا حتی به عنوان جایگزین بهتر آن مورد استفاده قرار بگیرد.
  3. این تکنولوژی همانند اینترنت، یگانه نیست. این موضوع به آن کمک می کند تا با توجه به نیازهای ما در آینده، دستخوش تغییرات شود.

وب سایت ها و اپلیکیشن های آینده می توانند به طور همزمان یا ترکیبی، از دو بستر جاری در اینترنت یعنی «Blockchain» و «Word Wide Web» استفاده کنند. بنابراین، ما در آینده ای نزدیک، شاهد شکوفایی کسب و کارهای بلاک چین خواهیم بود. همان طور که در دهه های گذشته، منتظر استقبال جهانی از اینترنت بودیم. 

چطور می توان به بلاک چین دسترسی داشت؟

Blockchain یک مجموعه واحد نیست. نمی توانیم انگشت اشاره مان را به سمت آن نشانه برویم و بگوییم: «هی، تو یک بلاک چین هستی!» این تکنولوژی، مجموعه ای از چندین و چند بخش است که در کنار هم مفهوم بلاک چین را تشکیل می دهند. به زبان ساده، Blockchain شبیه یک خمیر بی شکل است که ما می توانیم بر اساس نیازهای متفاوت خودمان آن را به شکلی که دوست داریم دربیاوریم.

 از کسب و کار بلاک چین بگیر تا فکر کردن به برترین قابلیت هایی که در زمان، هزینه و تلاش بشری به بهترین شکل ممکن، صرفه جویی می کنند، همه و همه در قلب این تکنولوژی قابل انجام هستند.

برخی به اشتباه فکر می کنند که استفاده از این فناوری، عجیب، سخت و همراه با پیچیدگی های فراوانی است که تنها عده ای خاص از پس آن برمی آیند. در حالی که این تکنولوژی در نهایت شکوفایی خود، حالتی همچون شبکه وب دارد. نباید از آن ترسید بلکه باید از ویژگی های خاص آن مانند «آزادی»، «امنیت» و «برداشتن محدودیت های قدیمی» شگفت زده شد.

رنگ جدیدی از اعتماد که با بلاک چین به وجود می آید

این تکنولوژی، چالش های زیادی را برای نهادها، سازمان ها و دولت های جهان که مردم به آنها اعتماد می کنند به وجود می آورد. او این کار را با شفاف کردن دیوار میان مردم و سازمان ها یا دولت ها انجام می دهد.

قطر دیوار کنونی و فولادی بودن آن به مردم اجازه نمی دهد که سر از کار این مجموعه ها در بیاورند. به همین دلیل، آنها مجبور هستند که اطلاعات نه چندان قابل اعتماد را از دهان سخنگوهای آن سازمان ها بشوند و به آنها اعتماد کنند. 

این مجموعه ها پشت دیوارهای قطورشان و از جایی که هیچ کس کارهایشان را نمی بیند از اعتماد حرف می زنند و ادعا می کنند که مراقب حقوق مادی و معنوی مردم هستند.

اما ناغافل، دست ملت را از پشت می بندند، با پول هایشان بازی می کنند و ارزش دارایی های آنها را به نفع خودشان بالا و پایین می برند. بدون شک، ظهور گسترده کسب و کار بلاک چین برای آنها و دیوارهای فولادینشان یک تهدید به شمار می رود.

چون دیر یا زود، مجبور می شوند دیوارهای فولادین خود را با نمونه های شیشه ای آن عوض کنند. آن زمان است که پرونده خرابکاری ها و خیانت هایی که به اعتماد مردم کردند روی دایره ریخته می شود.

با ظهور کسب و کار بلاک چین، تنها راه باقی مانده پیش روی آنها درستکاری و راه رفتن روی خط مستقیم است! چون در غیر این صورت، پرونده رسوایی آنها پیش چشم مردم باز می شود. 

با وجود آنکه Blockchain در قلب خود باعث تمرکززدایی می شود اما این بدان معنا نیست که با ظهور آن دیگر نیازی به نهادها و سازمان ها نداریم. در حقیقت، این منابع فیزیکی و انسانی می توانند با اندکی دستکاری در راستای اهداف این تکنولوژی دوباره مشغول به خدمت شوند. 

کسب و کار بلاک چین و حل مشکلات نادیدنی

انسان ها می توانند به همه چیز عادت کنند. حتی وضعیت های نه چندان دلچسب هم در طول زمان به هم نشینی صمیمی تغییر ماهیت می دهند. این ماجرا در زمان گسترش تکنولوژی های جدید، همچون مانعی بلندبالا برافراشته می شود. زمانی که اینترنت و شبکه وب روی کار آمدند، بسیاری از شرکت ها و کسب و کارهای سنتی، در مقابل آن مقاومت کردند. آنها ورود به اینترنت را نوعی اتلاف وقت در نظر می گرفتند و حاضر به سرمایه گذاری روی آن نشدند.

 اما زمان به آنها ثبات کرد که اشتباه می کردند. حالا در مکانی ایستاده ایم که انقلاب تازه ای از تکنولوژی با امکانات سرسام آور و حتی باور نکردنی پیش رویمان قرار گرفته است. این تغییر بزرگ می تواند مشکلاتی که به نظر حل نشدنی هستند را به راحتی از میان بردارد و حتی مشکلاتی که بشر هنوز آنها را احساس نکرده است را حل کند. این شگفت انگیز است چون بدون درگیر شدن و حتی حس کردن مشکلات می توان رو به جلو قدم برداشت و در زمان، هزینه و تلاش، صرفه جویی کرد. 

مزایا و معایب چراغ خاموش حرکت کردن در بلاک چین

خلاصه کتاب کسب و کار بلاک چین

یکی از امکاناتی که Blockchain در اختیار کاربران قرار می دهد، پنهان ماندن هویت آنها از دید دیگران است. این موضوع، برای کسانی که دوست ندارند ریز فعالیتشان در فضای اینترنت ردیابی شود گزینه ای مثبت به شمار می روند.

اما این تنها یک چهره از ماجرای پنهان ماندن هویت در کسب و کار بلاک چین است. چهره دیگر آن در حال لبخند زدن به خلافکاران، جنایتکاران، قاتلان و قاچاقچیان مواد مخدر است. آنها می توانند به راحتی از امکان پنهان ماندن هویتشان در این تکنولوژی برای انجام فعالیت های غیر قانونی شان نهایت استفاده را ببرند.

 همین ماجرا یکی از دلیل های بزرگی است که دولت ها را از بلاک چین می ترساند. آنها نگران هستند که با گسترش این تکنولوژی، موجی از تبهکاری در جهان به جریان بیفتد که غیر قابل ردیابی و دستگیری است.

با وجود آنکه متخصصان حوزه ارزهای دیجیتال و رمزنگاری، ناپیدا بودن هویت در بستر آنلاین را چندان خطرناک نمی بینند اما هنوز کسی نتوانسته به طور دقیق، راه حلی پیشگیرانه برای ایجاد این آشوب ارائه دهد. 

نیم نگاهی به مسیر پیش روی

نمی توان به طور دقیق تخمین زد که چه زمانی سرآغاز گسترش و نفوذ همه جانبه کسب و کار بلاک چین در جهان خواهد بود. این هدف بزرگ، به منابع، افراد متخصص و صدالبته، استقبال کاربران، محتاج است. در صورت فقدان هر یک از این ها تکنولوژی «Blockchain» با مشکلات بسیاری بزرگی همراه می شود. اجازه بدهید کمی در این ماجرا دقیق تر شویم:

  • بلاک چین با کمبود اپلیکیشن های اختصاصی دست وپنجه نرم می کند. در واقع، هنوز آن طور که باید، پلتفرم های ویژه برای این تکنولوژی ساخته نشده اند. 
  • کمبود برنامه نویس ویژه نیز مشکلی است که اینترنت هم با آن روبه رو بود. اما این ماجرا به دلیل استقبال زیاد کاربران از دنیای وب به سرعت برطرف شد. میلیون ها برنامه نویس در بستر اینترنت مشغول به کار شدند و در طول مسیرشان بر تعداد زبان های جدید افزودند.

ولی این ماجرا هنوز در مورد بلاک چین عملی نشده است. تعداد برنامه نویسان اختصاصی این تکنولوژی به مرز یک میلیون نفر هم نزدیک نگشته است. البته شباهت زبان برنامه نویسی Blockchain به زبان های رایج برنامه نویسی، هنوز چراغ امیدی برای گسترش این تکنولوژی، روشن نگه داشته است. 

  • نرم افزارهایی که به طور ویژه برای بلاک چین ساخته شده باشند چندان توسعه یافته نیستند. 
  • مرزهای گسترش استفاده از این تکنولوژی هنوز مشخص نشده اند و نیاز به تحقیق در این زمینه به شدت احساس می شود. 
  • با وجود آنکه از امنیت بالا به عنوان یکی از ویژگی های مثبت Blockchain صحبت های زیادی زده می شود اما این بستر هنوز تا امنیت کامل فاصله زیادی دارد.

به ویژه بلاک چین عمومی که حتی بانک ها هم تمایلی به انتقال اطلاعاتشان روی آن ندارند و سیستم فعلی خود را امن تر از آن می دانند. اگر قرار باشد که این فناوری مرز استفاده توسط میلیاردها نفر را بشکند باید برای کامل کردن پازل امنیت خود کاری بکند. 

  • میزان سرمایه گذاری ها روی بلاک چین، کمتر از اندازه ای است که بتواند تحولی بزرگ را در این زمینه به وجود بیاورد.
  • این تکنولوژی، هنوز یک کودک نوپا است که از قوانین و گرفت و گیرهای آن اطلاعی ندارد. از طرفی، قانون هم چندان با این فناوری نوپا آشنا نیست. بنابراین، هنوز نمی توان پیش بینی کرد که قانون در آینده چه برخوردی با این تکنولوژی می کند.

البته قانون گذاران در این مسیر، تنها نیستند و حتی افراد فعال در این زمینه هم اطلاع چندانی از میزان رشد آن در آینده ندارند. با این حساب، ماجرای قانون و بلاک چین تا زمان بلوغ آن عقب می افتد. 

آینده و چالش حرکت روی ویرانه ها یا ساخت یک قصر جدید

ما از گذشته و تجربه هایی که داریم به عنوان پایه ای برای برداشتن قدم های جدیدتر استفاده می کنیم. این موضوع در مورد Blockchain صدق نمی کند و حتی می توان گفت که تلاش برای راه اندازی کسب و کارهای بلاک چین بر پایه هر چیزی غیر از این تکنولوژی، بیهوده است. بانک ها نمونه خوبی از این ماجرا هستند.

 این نهادهای مالی به سختی تغییر را می پذیرند. حتی اینترنت هم نتوانست آنها را به طور کلی با خود همراه کند. اگر هم تحولی در این زمینه به وجود آمد حاصل تلاش های کارآفرینانی بود که نگرشی گسترده تر از بانک ها داشتند.

حتی می توان گفت که آنها با حرکت خود بانک ها را مجبور کردند تا به اینترنت توجه کند. حالا تصورش را بکنید، بانک ها که علاقه ای به حضور همه جانبه در اینترنت ندارند، اکنون با تکنولوژی بزرگ تر و پیچیده تری روبه رو هستند که می تواند به طور کلی آنها را زیرورو کند. 

جالب اینجا است که بانک ها دیگر نمی توانند در برابر این تغییر، مقاومت کنند. چون ماجرای بلاک چین مثل آغاز اینترنت و شبکه های وب نیست و تنها به درگاه های بانکی پیچیده تر یا امن تر تبدیل نمی شود. اگر بانک ها خودشان را برای همراهی با موج جدید آماده نکنند، خسارت های جبران ناپذیری را متحمل خواهند شد. در آینده ای نه چندان دور، بانک ها باید مسیر توسعه خود را از دل این تکنولوژی جدید بیرون بکشند.

کسب و کار بلاک چین و جرقه های امید برای ساخت بانک جهانی

پیش بینی آینده تغییرات مالی در جهان و شیوه نگاه به بلاک چین، حقیقت های جالبی را برایمان روشن می کند. با وجود آنکه قوانین جاری در کشورهای جهان و برخی تعصب ها یا حتی کارشکنی های مالی که در عمق سیستم مالی غیر شفاف، کار خودشان را انجام می دهند از ایجاد یک بانک جهانی واقعی جلوگیری می کنند، اما این سنگ بزرگ نمی تواند تا ابد روی رودخانه بلاک چین باقی بماند. چون تَرَک های عمیقی در قلبش وجود دارند که راه را برای نفوذ این تکنولوژی به درونش هموارتر می کنند.

 گذشته از این، شاید بستر بلاک چین پذیرای پول های غیر دیجیتالی شود؛ مثلا کاربران از کیف پول های دیجیتالی برای نگهداری، انتقال و هر نوع فرایند مالی استفاده کنند و سراغی از بانک های سنتی نگیرند.

این گزینه، تهدید بسیار بزرگی برای بانک ها به شمار می رود. وقتی یک کیف پول آنلاین یا آفلاین بتواند کار یک ساختمان بانکی با تمام کارمندانش را انجام دهد، دیگر چه نیازی به آنها خواهد بود؟ البته حساب بانک هایی که با این تکنولوژی همراه می شوند از بقیه سوا است. 

خراب کردن یا آباد کردن، مسئله این است!

خلاصه کتاب کسب و کار بلاک چین

کسب و کارهای بلاک چین برای هموار کردن مسیر خود مجبور هستند از روی برخی کسب و کارهای سنتی عبور کنند. این تکنولوژی شغل های واسطه زیادی را از میان برمی دارد و آنها را در خودش حل می کند.

ناگفته نماند که بلاک چین هم برای توسعه خود به تعدادی واسطه نیاز دارد؛ این واسطه ها موضوع هایی مانند اعتماد و اثبات آن، هویت و تایید آن، حفاظت از انواع دارایی های معنوی و سرمایه های غیرفیزیکی و … را در بر می گیرند. 

این تکنولوژی می تواند بسیاری از روندهای معمولی و پذیرفته شده را به شکلی متفاوت انجام دهد؛ مثلا فرایند ثبت شرکت را در نظر بگیرید. این ماجرا در کشورهای گوناگون به شکل های مختلفی انجام می شود و تقریبا در تمام آنها باید روندی اداری را همراه با کاغذبازی های فراوان سپری کنید.

حتی در آن صورت هم از چندین روز تا چندین ماه طول می کشد تا بتوانید این کار را به طور رسمی به سرانجام برسانید. اما استفاده از بلاک چین می تواند تمام این فرایندهای دست و پا گیر را حذف کرده و شما را با اصل ماجرا یعنی اداره شرکتتان روبه رو کند. 

بلاک چین چگونه مدیریت انرژی را متحول می کند؟

انرژی و شیوه بهینه استفاده از آن، بخش دیگری است که می تواند تحت تاثیر این تکنولوژی به دگرگونی برسد. تنها تصورش را بکنید اگر تمام سامانه برقی در کشورها به طور هوشمند اداره می شدند تا چه اندازه شاهد افزایش کیفیت خدمت رسانی به مردم بودیم؟

کاهش هزینه ها شامل هزینه های نگهداری تجهیزات برقی، تعمیر و به روزرسانی آنها و حتی تامین برق مشترکان از طریق ارزان ترین منبع های ارائه دهنده محلی و تامین برق به صورت پیوسته و بدون اختلال، تنها نمونه هایی کوچک از پتانسیل های این تحول به شمار می روند.

 وقتی صحبت از برق می شود نباید فقط به خانه ها یا کارخانه ها فکر کنیم. اکنون خودروهای زیادی هستند که با انرژی برق کار می کنند. بلاک چین می تواند سیستمی به وجود بیاورد که در آن افراد بتوانند دریافت برق برای خودروی خود و پرداخت هزینه آن را بدون حضور واسطه ها انجام دهند. هم اکنون این سیستم در یکی از شرکت های پیشروی آلمانی اجرا شده است. 

شوالیه های بلاک چین کجا هستند؟

وقتی اینترنت، سال های ابتدایی زندگی خود را سپری می کرد شوالیه های زیادی برای خدمت به توسعه آن آماده بودند. آنها فرایندها را زیرورو می کردند، تمام توان مهندسی را به کار می گرفتند و مرتب در حال آزمون و خطا و هموارتر کردن مسیر برای لشکر پشت سرشان بودند.

به دنبال این ماجرا، دستورالعمل های روشنی به وجود آمدند که کار را برای توسعه دهندگان وب، ساده تر کردند. بلاک چین چنین شوالیه های توسعه دهنده ای ندارد.

 حتی کسب و کارهای بلاک چین هم چندان وضع روشن و آینده مشخصی ندارند و سرمایه گذاری در این زمینه با ریسک های فراوانی همراه است. به همین دلیل، نمی توانیم انتظار داشته باشیم که این تکنولوژی با همان سرعتی که اینترنت و کسب و کارهای آن رشد کردند به حرکت ادامه دهد. ناگفته نماند که واکنش منفی سازمان به بلاکچین در عقب افتادن تولد این شوالیه ها بی تاثیر نیست.

اگر از سازمان هایی که در مقابل این تکنولوژی گارد گرفته اند فاکتور بگیریم، می توانیم بگوییم که گزینه های باقی مانده با سرعت خوبی در حال بررسی قابلیت های بلاک چین هستند. برخی از این سازمان ها فضایی ویژه برای انجام آزمایش های گوناگون روی کشف قابلیت های این فناوری در نظر گرفته اند، برخی دیگر افراد مختلف از بخش های گوناگون را در قالب یک تیم دور هم جمع کرده اند تا از آنها برای آموزش کسب و کار بلاک چین به دیگر اعضای سازمان کمک بگیرند. 

7 گره بزرگ که به دست blockchain باز می شوند:

با وجود آنکه این فناوری تنها به دلیل حل مشکلات به وجود نیامد اما این قابلیت را دارد که محدودیت های پیدا و پنهان قابل توجهی را حل کند. در ادامه با 7 مورد از این مشکلات و محدودیت ها آشنا می شویم:

1. مدیریت هزینه ها

در وضعیت فعلی، هزینه های زیادی، بیهوده هدر می روند. فرقی نمی کند که در مورد چه سازمانی، چه سیستمی یا چه رویکردی سخن می گوییم. چون این هزینه ها با عنوان های مختلفی در حال هدر رفتن و آسیب رساندن به دیگر بخش ها هستند؛ مثلا گاهی در نقش هزینه تبلیغات ظاهر می شوند و گاهی دیگر خودشان را لابه لای کارمزدهای انتقال پول، پنهان می کنند. 

2. راندمان

فکرش را بکنید اگر این تکنولوژی و پتانسیل های آن به بهترین شکل ممکن مورد استفاده قرار بگیرند چه تحولی در بهره وری سازمانی، استارت آپ ها، کسب و کارها و … به وجود می آید. 

3. لنگ بودن چرخ کارایی

بسیاری از فرایندهایی که با آنها درگیر هستیم، مانند سیستم های پرداخت، ثبت و تغییر اطلاعات یا پردازش های مالی می توانند در بستر «Blockchain» سرعت و کارایی بسیار بالاتری را تجربه کنند.

4. چالش های زمانی در پردازش های مالی

با استفاده از این فناوری، دیگر تاخیرهای پرداخت یا معطل نگه داشتن روند نقل و انتقال مالی به دلیل کاغذبازی های اداری، بی معنی خواهند شد. 

5. وضعیت نامساعد نتیجه ها

در کارهایی که با دخالت مستقیم انسان ها به سرانجام می رسند، امکان وجود خطا موج می زند. وقتی با کمک فناوری های پیشرفته تر، حجم قابل توجهی از کارها را به ماشین های هوشمند بسپاریم، میزان خطاهایی که به دلیل دخالت انسان به وجود می آیند کاهش پیدا می کند. 

6. مدیریت بازده

«Blockchain» می تواند نظر ما نسبت به نتیجه کار، سود، افزایش درآمد و بازده کار نسبت به زمان و منابع مصرف شده را دگرگون کند. این تکنولوژی با ویژگی های منحصر به فردش نگرشی تازه در زمینه مدیریت بازده را پیش چشم ما قرار می دهد. 

7. مدیریت ریسک

هیچ کاری بدون ریسک نیست؛ اما می توان مقدار آن را کاهش داد و حتی به هنگام روبه رو شدن با ریسک های غیر قابل گریز، شدت و عمق آسیب آنها را کمتر کرد. این هم هدیه دیگری است که در قلب کسب و کار بلاک چین پنهان شده است. 

تغییر در مفهوم نظم و قانون

خلاصه کتاب کسب و کار بلاک چین

یکی از نویدهایی که کسب و کار بلاک چین به انسان ها می دهد، غیرمتمرکزسازی است. این نکته، آن هم برای تمدن متمرکز فعلی که معنای تمرکز و اعتماد را به هم گره زده است، نوعی انقلاب به شمار می رود. به همین دلیل، وقتی برای اولین بار این ویژگی بلاک چین معرفی شد، بسیاری از مردم آن را با «قانون شکنی» هم ردیف دانستند.

در حالی که اصلا چنین چیزی در کار نبود. «Blockchain» نمی خواهد قانون را دور بزند یا آن را زیر پا بگذارد. این تکنولوژی در پی آن است که زنجیر را از ذهن بشری باز کند، او را از محدودیت هایی که مثل چماق بر سرش کوبیده می شوند نجات دهد و چشمش را به جمال توانایی ها و راهکارهایی که از دیدش پنهان مانده بودند روشن سازد. 

بلاک چین می خواهد به هدفی که اینترنت در آغاز مسیرش داشت برسد. قرار بود که اینترنت، بستری برای آزادی، انتقال اطلاعات به صورت عادلانه در میان تمام مردم جهان، ایجاد شغل های تازه، کشف فرصت های ناب، شفاف سازی حکومت های زورگو و مکانی برای پیوند مردم جهان باشد.

اما اکنون، اینترنت پر از سانسورها، تحریم ها، فیلترها و البته تبلیغات است. کاربران، هرگز رنگ اینترنت واقعی را به چشم ندیدند. اما «Blockchain» می تواند این هدف نیمه کاره را به سرانجام برساند.

وقتی این هدف عملی شود، بسیاری از کسانی که داغ قانون را به سینه می زنند و نظم را با زورگویی هم معنی می دانند از کار برکنار خواهند شد. چون برای همه روشن می شود که آنها از همه بی قانون تر و بی نظم تر بوده اند.

چنین انسان هایی که معمولا به عنوان الگو معرفی می شوند، در اثر شفاف سازی و غیرمتمرکزسازی بلاک چین، مجبور می شوند تا چهره از نقاب پوشالی خود بردارند و مردم را با فرصت هایی که می بینند تنها بگذارند. 

کسب و کار بلاک چین تا کجاها پیش می رود؟

در حقیقت، میزان بهره برداری از بلاک چین به گستره خلاقیت انسان ها بستگی دارد. اکنون مشکلات زیادی در جهان وجود دارند که درست جلوی چشم ما هستند و می توانیم با این تکنولوژی آنها را حل کنیم. اما همزمان، فرصت ها و امکانات بسیار زیادی هم وجود دارند که از وجودشان خبر نداریم. چون خلاقیتمان را در محدوده ای تنگ، درست به اندازه امکانات این دوران، اسیر کرده ایم.

ما دور خیلی چیزها را خط کشیده ایم چون هنوز بستری برای انجامشان اختراع نشده است یا دست کم این طور به نظر می رسد. اگر کارآفرین ها، سازمان ها، نهادها، دولت ها و تمام کسانی که به شکلی با پیشرفت بشری سروکار دارند، نگاهی متفاوت به کسب و کار بلاک چین بیندازند، آینده ای بسیار فراتر از حد تصورمان، انتظارمان را خواهد کشید. 

نظر شما چیست؟

فکر می کنید شروع استفاده گسترده از «Blockchain»، قبل از هر چیزی، چه بخشی را تغییر می دهد؟

ادامه مطلب
انقلاب بلاک چین
معرفی و خلاصه کتاب انقلاب بلاک...

این مقاله از روی نسخه اصلی و انگلیسی کتاب انقلاب بلاک چین خلاصه برداری شده است!

انقلاب بلاک چین

جهان، هر روز در حال تغییر است. بشر از زندگی در غارها به سمت شهرنشینی حرکت کرد؛ این یک انقلاب بود. کسب و کارهای بی قانون و پراکنده در قالب یک بازار جهانی به تجارت مشغول شدند؛ این یک انقلاب بود.شرکت های سنتی به قلب اینترنت راه یافتند و طعم فروش محصولات و خدمات آنلاین را چشیدند؛ این هم یک انقلاب بود. اکنون، بشر با انقلاب دیگری روبه رو گشته است. نسل جدیدی از اینترنت در حال قدرت گرفتن است؛ چیزی که می تواند از تمام تغییرات گذشته تاثیرگذارتر باشد. «انقلاب بلاک چین»، تحولی است که تمام کارآفرین های باهوش، تاجران، کارمندان، هنرمندان و هر کسی در هر جایی از جهان به آن نیاز دارد.

این تکنولوژی، معادله بازی را بر هم می زند و شکل و شمایل تازه ای به آن می بخشد. در این قسمت از خانه سرمایه سری به کتاب «انقلاب بلاک چین» اثر «دان تاپ اسکات» و «الکس تاپ اسکات» می زنیم تا کمی عمیق تر با این تحول، آشنا شویم.

جایی که اکنون هستید، همان مکانی است که کسب و کارهای باهوش سنتی، قبل از جهانی شدن اینترنت در آن ایستاده بودند. اگر می خواهید به جای مقاومت در برابر سیل تغییرات جدید با جریان آن همراه شوید، این مقاله را از دست ندهید.

ماجرای اینترنت بی نوا و قُلدرانی که او را احاطه کرده بودند.

به وجود آمدن اینترنت، جهان را با تحول بزرگی همراه کرد. افراد زیادی که در دنیای آفلاین، راهی برای عرض اندام در مقابل غول های تجاری پیدا نمی کردند با کمک اینترنت توانستند استعداد خود را پیش چشم جهان به نمایش بگذارند و با سرعت بالاتری به موفقیت برسند.

این ماجرا عالی بود اما کافی نبود. چون کم کم قدرتمندان دنیای آفلاین این دنیای آنلاین را به رسمیت شناختند با پول های خود وارد این سرزمین جدید شدند.

گذشته از این، اینترنت همچنان مشکلاتی همچون امنیت پایین را با خود به دوش می کشد و نتوانسته است برای آن راه حل هایی همیشگی پیدا کند. این ماجرا باعث شد تا کاربران برای تعیین هویت یکدیگر، دست به دامان نهادهای قدرتمند و معتبر آفلاین شوند.

بانک ها، موسسه های مالی و حتی دولت از این ماجرا به نفع خودشان بهره بردند و آن را به اهرمی برای سرک کشیدن در اطلاعات مردم، رهبری افکار آنها به سمتی که می خواستند و حتی تحت فشار گذاشتن ملت ها تبدیل کردند.

دنیایی که اینترنت نوید آن را به مردم جهان می داد حالا به سرگرمی افرادی تبدیل شده است که در ابتدا آن را ناچیز و بی قدرت در نظر می گرفتند. اینترنت به کمک احتیاج دارد. اما چه کسی می تواند یک بار دیگر دست به انقلابی جهانی بزند و اعتبار را به دنیای آنلاین بازگرداند؟

در میان این اوضاع مه آلود، فرد یا گروهی با هویتی نامعلوم، شبیه به قهرمان داستان های تخیلی پیدا شدند و درست هنگامی که صنعت ملی جهان داشت سراشیبی سقوط را طی می کرد، رمزارزی به نام «بیت کوین» را ساختند و آن را در بستری به نام بلاک چین قرار دادند. با وجود آنکه رمزارزها بسیار مهم هستند اما چیز مهم تر و پازل گمشده اینترنت، «بلاک چین» بود.

چرا بلاک چین، ایده ای انقلابی است؟

بزرگ ترین و پررنگ ترین نکته ا ی که بلاک چین را به یک ایده انقلابی تبدیل می کند وجود «امنیت» است. این تکنولوژی به تمام کاربران از سرتاسر جهان کمک کرد تا دست واسطه های قدرتمند دولتی را کوتاه کرده و در فضایی امن به فعالیت بپردازند.

هر کسی از هر گوشه ای از جهان به شرط داشتن اینترنت می تواند از امکانات بلاک چین استفاده کند. ارزهای دیجیتال، تنها بخشی از ماجرای این تحول به شمار می روند.
انقلاب بلاک چین با خودش سوغاتی های فراوانی آورده است؛ امنیت، سرعت بالا، هزینه اندک، عدم امکان هک، کاهش اشتباه ها و مرکززدایی، نمونه هایی ارزشمند از دستاوردهای این تکنولوژی به شمار می روند.

بلاک چین دفتری جهانی و دیجیتالی است که می تواند تمام داده های مهم را در قلب خودش ذخیره کرده و آن را از دسترس افراد فرصت طلب دور کند.
این تکنولوژی، آینده بسیاری از کسب و کارها را دستخوش تغییرات شگرفی خواهد کرد. بانک داری، حسابداری، سیستم های گسترده مالی، ذخیره سازی داده ها، اینترنت اشیا و چیزهای زیادی از این دست دچار تحولات بزرگی خواهند شد.

بسیاری از مدیران و متخصصان جهانی بر این باور هستند که شاید در کمتر از 20 سال آینده، انقلاب بلاک چین به چیزی بسیار عادی همچون اینترنتی که اکنون می شناسیم تبدیل شود.
سازندگان اولیه ارزهای دیجیتال با خودشان فکر نمی کردند که به پدران نسل دوم اینترنت تبدیل شوند. تلاش آنها برای افزودن ویژگی های ریز و درشت به بلاک چین، تنها با هدف افزایش کارایی بستر ارزهای دیجیتال بود.

آنها می خواستند ارزی جهانی ایجاد کنند که به وسیله تمام مردم جهان قابل استفاده باشد. غافل از آنکه در کنارش گنجی برای تحول جهان را به وجود آوردند.

بلاک چین، انتخاب آیندگان است؛ از آن جا نمانید!

انقلاب بلاک چین

شاید بسیاری از کسانی که در حال خواندن این واژه ها هستند دل خوشی از ارزهای دیجیتال نداشته باشند. حتی برعکس؛ شاید معامله گرانی زبردست باشند که زیر و بَم ارزهای دیجیتال را درآورده اند و سودهای کلانی از دنیای رمزارزها نصیبشان شده باشد.

چه این طرف خط باشید و چه آن طرف، صمیمانه به شما پیشنهاد می کنیم که پیگیر انقلاب بلاک چین باشید. چون این تکنولوژی، چیزی است که دیر یا زود با زندگی و کار شما گره می خورد. بنابراین، غافل ماندن از آن یا بی توجهی به هویتش به نفعتان نخواهد بود. نباید به سرنوشت کسب و کارها و اشخاصی دچار شوید که به هنگام ورود اینترنت، شمشیرهایشان را از رو بسته بودند و از انتقال کسب و کارشان به آن جلوگیری می کردند.

شکست و کاهش سودآوری آنها نتیجه مقاومتشان در برابر تغییر بود. این در حالی است که همراه شدن با موج تغییرات می تواند مسیرهای درآمدی جدیدی را برایتان به وجود بیاورد.

جدالی میان فناوری و منطق کاغذی

ظهور اینترنت با قول های فراوانی همراه بود، مثلا امنیت، انتقال اطلاعات با سرعت بالا، کاهش چشمگیر استفاده از کاغذ، ایجاد شغل های جدید و مواردی از این دست نمونه هایی از این قول ها هستند. اکنون که در حال خواندن این گفتار هستید به خوبی می دانید که بسیاری از این وعده و وعیدها در حد حرف باقی ماندند.

مثلا امنیت در اینترنت، چیزی کمتر از یک شوخی نیست. یک هکر با مهارت، پشت هیچ دیوار نفوذی معطل باقی نمی ماند. این در حالی است که اینترنت در خوان اول خود یعنی توزیع عادلانه این تکنولوژی، درجا می زند.

بعد از گذشت سال ها از ظهور اینترنت، هنوز بیش از یک میلیارد نفر در جهان وجود دارند که رنگ آن را به چشم ندیده اند و از فرصت های آن بی بهره مانده اند. گذشته از این، دولت ها، سازمان ها و سیستم های مالی هنوز هم بر پایه همان سیستم سنتی کاغذی اما این بار بدون حضور کاغذ، کار می کنند.

اگر سری به انتقال پول از یک کشور به کشور دیگر بزنید با سیستمی کُند، ناکارآمد و حتی قدیمی روبه رو می شوید که به چندین و چند واسطه برای تمام کردن کارش نیاز دارد. بدون شک، نسل اول اینترنت، یعنی همین چیزی که اکنون در دسترس ما قرار دارد نتوانست به تمام آرمان های بزرگش برسد.

به عقیده بسیاری از متخصصان و مدیران جهانی، اینترنت نسل اول باید در مسیر مسابقه سرعت، امنیت و عدالت، چوب خود را به نسل دوم اینترنت بدهد و ادامه مسیر را به دست او بسپارد.
برخی معتقدند که اشکال کار اینترنت در اجرا کردن یک تکنولوژی روی زیرساخت های چند صد ساله قدیمی است. این هم یکی دیگر از دلیل هایی است که انقلاب بلاک چین را با موفقیت به پیش می برد. بلاک چین، روی هیچ زیر ساخت قدیمی قرار نگرفته است. بنابراین، دست اندازهایی که نسل اول اینترنت با آنها روبه رو شد در نسل دوم، معنا و مفهومی ندارند.

چرا بانک ها از تغییر، گریزان هستند؟

یکی از دلایلی که سیستم بانکداری قدیمی را از انقلاب بلاک چین فراری می دهد کوتاه شدن دست بانک ها از کارمزدهای ریز و درشتی است که به بهانه های گوناگون در فرایند سیستم بانکی جای داده شده اند.

برای بانک ها طولانی شدن فرایند به معنی دریافت کارمزد بیشتر است. بنابراین، باید به آنها حق بدهید که دوست نداشته باشند به سمت بلاک چین، تغییر جهت دهند. البته اگر سیستم بانکداری کمی هوشمندانه تر به این ماجرا نگاه می کرد می توانست سهم خود را از تحول پیش رو بردارد.

در آینده ای نه چندان دور، زمانی که سیستم های بانکی به صورت یکپارچه در بستر بلاک چین قرار می گیرند، هزینه های نقل و انتقال پول به شدت کاهش پیدا می کند، سرعت انتقال به شکل اعجاب انگیزی بالا می رود و مشتری ها به جای چندین روز انتظار برای نقل و انتقال پولشان تنها کافی است 10 دقیقه صبر کنند.

همچنین اقدام های دست و پا گیر برای شناسایی و تایید هویت طرفین معامله از بین می روند و ریسک های رنگارنگ که برگرفته از سیستم قدیمی بانکداری هستند ناپدید می شوند.

در این میان، بانک ها هم می توانند بیش از 20 میلیارد دلار از هزینه های خود را کاهش دهند و به طور همزمان به افراد بیشتری خدمت رسانی کنند. این به معنای واقعی، یک تحول در سیستم بانکداری جهان به شمار می رود.

پلتفرم اتریوم، یک خانه تکانی اساسی از ایجاد تا مدیریت شرکت ها بر بستر بلاک چین

همان طور که در طول گفتگوهایمان بارها اشاره کردیم، تکنولوژی بلاک چین تنها به ارزهای رمزنگاری شده محدود نمی شود. این بستر می تواند زمینه ای مناسب برای رشد و تحول شرکت های گوناگونی باشد که می خواهند خارج از خط کشی های اداری، کار و پیشرفت کنند. شرکت «ConsenSys» که یکی از شرکت های توسعه پلتفرم اتریوم است نمونه ای جالب از این ماجرا به شمار می رود.

این شرکت که روی طراحی، ساخت و توسعه اپلیکیشن ها بر بستر اتریوم کار می کند به معنای واقعی سازوکار بلاک چین را در عمل به نمایش می گذارد. در «ConsenSys» سِمَت مدیرعامل در حد یک مشاور، پایین آمده است، خبری از رمز و رازهای سیستم اداری نیست و همه کارمندان به طور همزمان، سهام دار شرکت هم هستند.

آنها آزادی عمل عجیبی برای پیش بردن اهداف شرکت دارند. هر کدام از اعضا می تواند به انتخاب خودش، بخشی از یک پروژه را بر عهده بگیرد یا حتی به مسیر حرکت پروژه های دیگران جهت دهد.

سیستم امتیازدهی که در قلب این شرکت، راه اندازی شده به کارمندان این فرصت را می دهد تا از نهایت خلاقیت خود برای حل کردن مشکلات، ارزشمندتر کردن سهام شرکت و به دست آوردن جایزه تعیین شده برای هر عملکرد روبه جلو استفاده کنند. فضا در این کسب و کار نوآور، درست در نقطه مقابل شرکت هایی است که بر اساس فرایندهای قدیمی و خاک خورده اداره می شوند.

فعالیت پشت درب های بسته، افزایش حقوق برای کسانی که واقعا کاری انجام نمی دهند، طولانی بودن گام های پیشرفت، غوطه ور بودن در کاغذبازی های اداری و در کل، حرکت به سمت ثروتمند شدن بدون بهبود شرایط زندگی و کار، نمونه ای از مشکلات این شرکت ها به شمار می روند.

با وجود آنکه «ConsenSys» هنوز به قد و قواره شرکت های کهنسال و بزرگ جهانی نرسیده است اما روندی که مثل خون در رگ های این شرکت جریان دارد همراه با خودش انقلاب بلاک چین را به دوش می کشد و عطر آن را در فضای کسب و کار نسل آینده پخش می کند.

آیا Blockchain تنها به درد کسب و کارهای نوآور می خورد؟

انقلاب بلاک چین

تمام کسب و کارها، چه نوآور و انقلابی مانند «ConsenSys» و چه پایه، مانند املاک، غذا، پوشاک و … می توانند از امنیت، سرعت و کاهش هزینه ها در بستر بلاک چین، نهایت استفاده را ببرند. یک کسب و کار اجاره املاک را در نظر بگیرید. در یک وب سایت عادی که خارج از «Blockchain» کار می کند، امنیت واقعی دیده نمی شود.

از طرفی، فعالیت هایی مانند خرید، فروش و اجاره ملک، زیر نظر یک فرد سوم قرار می گیرد که از قضا از دو طرف معامله پورسانت های خوبی دریافت می کند.

در بیشتر این سایت ها، مالک و مستاجر، اجازه ندارند که خارج از محیط سایت با یکدیگر ملاقات کرده یا مبلغی را رد و بدل کنند. چون اگر این اتفاق بیفتد، دیگر پورسانتی به آن فرد واسطه تعلق نمی گیرد.

دردسرهای تعیین هویت، نبود اعتماد میان طرفین، در معرض خطر قرار گرفتن اطلاعات خصوصی، افزایش ریسک و کلاهبرداری ها و البته بازه زمانی طولانی برای نقل و انتقال پول، کار کردن با چنین وب سایت هایی را بسیار سخت می کند.

فرآیند اعتمادسازی

در نقطه مقابل، وقتی یک کسب و کار املاک روی بستر بلاک چین اجرا می شود، فرایند اعتماد سازی را به همان روشی که معامله گران، ارزهای دیجیتال را خرید و فروش می کردند انجام می دهد، سرعت انتقال پول به کمتر از چند دقیقه کاهش می یابد و مالک و خریدار یا اجاره کننده می توانند در فضایی خارج از سایت هم با یکدیگر ملاقات کنند.

سیستم های تعیین اعتبار و تایید هویت که در «Blockchain» مورد استفاده قرار می گیرند روند اعتمادسازی را میان افراد غریبه بسیار روان و قابل اطمینان می سازد.

البته ماجرا فقط به بستر سایت و تراکنش ها محدود نمی شود. تنها تصور کنید که اگر انقلاب بلاک چین و اینترنت اشیا با هم ترکیب شوند، چه امکانات و فرصت های بی نظیری برای این سایت ها به وجود می آیند.

به عنوان مثال، شما می توانید مرحله دریافت یا تحویل خانه – رد و بدل کردن کلید فیزیکی – را به طور کلی حذف کرده و آن را به بستر بلاک چین منتقل کنید. به این صورت که پس از انجام معامله، کلیدهای هوشمند خانه برای شما فعال می شوند و نیازی به حضور صاحبخانه در محل نخواهد بود.

وقتی Blockchain کارها را برای انسان ها راحت تر می کند!

پژوهشگران، کارآفرینان و محققان بر این باور تاکید دارند که استفاده کردن از تکنولوژی بلاک چین می تواند شکل و شمایل خدمت رسانی به انسان ها را دستخوش تغییراتی شگرف کند.

تصورش را بکنید اگر سیستم های خدمات رسانی پایه ای شهری مثل آب، برق، گاز و خطوط تلفن، نوعی دستگاه هوشمند در بستر «Blockchain» بودند چه تحولی در سرعت، کیفیت و کاهش هزینه ارائه خدمات به وجود می آمد. کمترین فایده این کار، تعمیر و جایگزینی بخش های آسیب دیده با بخش های سالم است آن هم به شکلی که وقفه ای در خدمت رسانی به وجود نیاید.
بیایید کمی جلوتر برویم. چه می شد اگر اداره شبکه هایی مانند برق یا آب را از انسان ها می گرفتیم و آن را به خودش واگذار می کردیم؟ شاید اولین مزیتی که به ذهنمان برسد، کاهش خطای انسانی، افزایش بازده و سرعت عمل به هنگام بروز بحران باشد.

ناسازگاری های شکل جدید رفاه در قرن 21

شیوه های نوین کسب ثروت که با اینترنت متولد شدند به میلیون ها کارآفرین خفته فرصت دادند تا با راه اندازی کسب و کار خودشان بسیار سریع تر از پدران خود ثروتمند شوند. آنها یاد گرفتند که چطور پولشان را به بهترین منبع تولید پول های بیشتر تبدیل کنند. اما در این میان، میلیاردها نفر وجود داشتند که نمی توانستند از طریق این شیوه جدید به ثروت دست یابند. این ماجرا باعث ایجاد نوعی شکاف طبقاتی مدرن در قرن 21 شد.

از طرفی، معافیت های مالی برای این ثروتمندان جدید، بار جدید مالیاتی را به گروه زیر دست آنها تحمیل می کرد. همین موضوع باعث می شد تا آنها بیشتر در بی پولی غرق شوند. اما این تمام ماجرا نیست.

کشورهای در حال توسعه، دست اندازهای عجیبی پیش پای کارآفرینان خود قرار می دهند و از سوی دیگر آنها را با شور و شوق به سمت تولید و ساخت کشور تشویق می کنند. این دوگانگی باعث شده است که بسیاری از کارآفرین های جوان در وضعیتی چراغ خاموش به کسب و کار خود مشغول شوند تا از دست درازی ها و مانع تراشی های دولت هایشان در امان بمانند.
به دنبال این ماجرا آنها فرصت های جهانی برای رشد کردن را از دست می دهند و در حد یک کسب و کار کوچک محلی باقی می مانند. چه می شد اگر آنها می توانستند به دور از این درگیری های خنده دار فقط به کار خودشان مشغول شوند؟

چه می شد اگر فرایند ثبت شرکت برای آنها فقط چند ساعت طول می کشید؟ چه می شد اگر اداره های رنگارنگی که بر سر راه ایجاد کسب و کارهای جوان قطار شده اند و هر کدام به شکلی خلاقانه به دنبال خالی کردن دست کارآفرینان جوان از سرمایه های اندکشان هستند به یکباره ناپدید می شدند؟

بدون شک، انجام این کارها در کشورهایی که زورگوهای لبخند به لب و عاشق تولید های پوچ بر راس قدرت قرار دارند خیالی بیش نیست. اما انقلاب بلاک چین می تواند با تکیه بر ویژگی های ذاتی خود از این موانع رد شود و شاهراهی برای حرکت این جوان های کارآفرین به وجود بیاورد.

دولت ها در کدام سنگر می جنگند؟ ایجاد راه حل یا مشکل؟

انقلاب بلاک چین

اگر بخواهیم خیلی ساده به ماجرای تشکیل دولت ها نگاه کنیم به گروهی از دل مردم معمولی جامعه می رسیم که برای حل کردن مشکلات جامعه، دور هم جمع شده اند. بزرگ ترین مسئولیت آنها فکر کردن و یافتن راه حل برای مشکلات، دستور دادن به تیم های مختلف برای ساخت و توسعه و در کل، روان کردن جریان پول و حفاظت از دارایی های مادی و معنوی مردم است.

کمی فکر کنید. آیا دولت هایی که اکنون در جهان بر سر قدرت نشسته اند چنین کارایی هایی دارند؟ متاسفانه باید اعتراف کنیم که هوش بشری نتوانست از مفهوم دولت به شکل مثبتی بهره برداری کند.

اکنون دولت ها به بزرگ ترین مشکلات کشورها تبدیل شده اند. آنها به جای برداشتن مانع، مدام مانع تراشی می کنند، به جای برپایی صلح و رواج تجارت بین کشورها، مدام در پی جنگ و خونریزی و خط و نشان کشیدن برای یکدیگر هستند. انگار سرنوشت مردم جهان به دست چند بچه لوس افتاده است که تا به حال از کسی تشر نخورده اند.

انقلاب بلاک چین می تواند این بچه های لوس را تربیت کند. این فناوری با بی ارزش کردن موانعی که دولت ها بر سر راه مردم کشورها می تراشند آنها را دور می زند و مسیری میانبر به سمت رفاه، توزیع عادلانه ثروت و فقرزدایی باز می کند.

بلاک چین می تواند کاری که دولت ها نتوانستند یا نخواستند در طول چند صد سال انجام دهند را در مدت زمان بسیار کوتاهی به سرانجام برساند.

اینترنت نسل دوم در خدمت هنرمندان

اینترنت نسل اول، یعنی همان اینترنت معمولی خودمان، موانع زیادی را از سر راه هنرمندان برداشت. اکنون هنرمندان می توانند در جای جای دنیا و تنها با چند کلیک، اثر خودشان را در پلتفرم های مختلف به فروش برسانند. اما نباید فراموش کنیم که همین اینترنت با دیجیتالی کردن واسطه ها همچنان در حال کاهش درآمد هنرمندان و ثروتمند کردن افرادی است که هیچ بویی از هنر نبرده اند.

ناشران، سهمی کمتر از 20 درصد سود را به هنرمندان پرداخت می کنند و 80 درصد آن را برای خودشان برمی دارند. این حرکت آنها نوعی بیگاری به سبک هنری است. ناگفته نماند که حتی همین مقدار پول هم مشمول مالیات می شود و در بازه ای چند ماهه به دست هنرمند می رسد.

در این ماجرا، کسی که بیش از همه زحمت می کشد، بسیار کمتر از چیزی که باید پول می گیرد. در واقع، صنعت هنر به سمتی حرکت می کند که انگار هنرمندان یک جامعه، کارمندان خلاق صنعت نشر هستند.

انقلاب بلاک چین می تواند مشکلاتی که به واسطه اینترنت به وجود آمده اند را از میان بردارد و بستری برای بروز خلاقیت های نهفته باشد. برای این کار، «Blockchain» باید جای ناشران را برای هنرمندان پر کند.

گذشته از سادگی انتشار، کاهش هزینه های رنگارنگ و اتوماتیک شدن فرایند پرداخت پول، این تکنولوژی می تواند بستری برای رشد هنرمندان به وجود بیاورد. در حقیقت، داده هایی که از ردیابی رفتار مشتریان در این بستر به دست می آیند راه را برای بهبود عملکرد هنرمندان واقعی هموارتر می کنند.
هنوز تا آغاز، راه زیادی مانده است

تمام مواردی که تا اینجا با هم گفتیم، تمام راهکارها، فرصت ها و سودهای توزیع شده، پشت درب های ناآگاهی و بی توجهی نسبت به آینده حبس شده اند. می توان گفت که طرفداران انقلاب بلاک چین و کسانی که از این تحول در آینده بسیار نزدیک حمایت می کنند بسیار کمتر از آن هستند که بتوانند آغازی قابل قبول را برای استفاده همه جانبه از این تکنولوژی به وجود بیاورند.

موانع سر راه توسعه بلاک چین

البته تلاش هایی در زمینه اینترنت اشیا در بستر بلاک چین، راه اندازی شرکت هایی برای توزیع آثار هنرمندان و حرکت هایی از سوی بانکداران هوشیار برای مهاجرت به بلاک چین دیده می شوند اما برای یک تحول جهانی کافی نیستند.

گذشته از این، مشکلاتی همچون مصرف بالای برق در این تکنولوژی به معضلی بزرگ تبدیل شده است. این میزان از مصرف برق می تواند آلودگی های محیط زیستی قابل توجهی را به کره زمین تحمیل کند.

بنابراین، اگر سیاره خودمان را دوست داریم باید برای رفع این مشکل، چاره ای واقعی پیدا کنیم. از طرفی، دولت ها هم بیکار ننشسته اند. آنها به این راحتی اجازه نمی دهند که یک تکنولوژی، قدرت را از چنگشان دربیاورد.

به همین دلیل، با تمام توانشان در حال مانع تراشی برای گسترش این فناوری و جلوگیری از بروز انقلاب بلاک چین هستند. زمانی که این ماجرا بتواند تمام قد عرض اندام کند، هر کسی از هر جای کره زمین می تواند با توجه به ارزشی که ایجاد می کند به سود عادلانه ای دست یابد.

به دنبال این ماجرا، دست قدرتمندانی که ثروت را دو دستی چسبیده اند و به کسی اجازه حرکت نمی دهند کوتاه می شود. آن هنگام است که فاصله ها به معنای واقعی فقط جسم ها را از یکدیگر دور می کنند اما هیچ مانعی برای تجارت، سودآوری، خلاقیت و حتی آزادی به شمار نمی روند.

نظر شما چیست؟

فکر می کنید چه موانع دیگری بر سر راه انقلاب بلاک چین قد علم کرده اند؟

ادامه مطلب
میلیاردهای بیت کوین
معرفی و خلاصه کتاب میلیاردرهای بیت...

این مقاله از روی نسخه اصلی و انگلیسی کتاب میلیاردرهای بیت کوین خلاصه برداری شده است!

میلیاردهای بیت کوین

دنیای دیجیتال، پر از شگفتی های غافلگیر کننده است. اگر جستجو در اینترنت و دستیابی رایگان به اطلاعات را فاکتور بگیریم، شگفتی دیگری به نام «ارز دیجیتال» نمایان می شود. افراد زیادی با جریان ارزهای دیجیتال همراه شدند و عنوان هایی همچون «میلیاردرهای بیت کوین» را از آن خود کردند.

در این قسمت از خانه سرمایه، پای نوشته های «بِن مزریک» در کتاب «میلیاردرهای بیت کوین» می نشینیم و همراه با او سفری کوتاه به فراز و نشیب های دو نفر از برترین های ارزهای دیجیتال می اندازیم. اگر شما هم در مورد سرآغاز سرمایه گذاری واقعی در بیت کوین کنجکاو هستید، تا پایان این ماجرا در کنارمان باشید.

چه کسی خالق فیسبوک است؟

بیشتر استارت آپ هایی که سر از دنیای آدم ها درآوردند با یک فکر بکر، متولد شدند. متاسفانه بسیاری از این ایده های خلاقانه، قبل از اینکه در جایی ثبت شوند به دست افرادی که خود را زرنگ تر از بقیه تصور می کردند به سرقت رفتند. فیس بوک هم چنین آغازی داشت.

برادران دو قلوی «وینکلوس» یعنی «تایلر» و «کامرون» – که بعدها به میلیاردرهای بیت کوین تبدیل شدند – زمانی که در دانشگاه هاروارد درس می خواندند ایده یک شبکه اجتماعی به سرشان زد.

آنها در طول دوران تحصیل خود و با کمک دانشجویان برنامه نویسی، کد به کد جلو می رفتند و سعی می کردند که ایده خود را به چیزی قابل استفاده تبدیل کنند. اما کارشان مدام عقب می افتاد. چون دانشجویانی که کار کد نویسی برنامه را انجام می دادند یک به یک از دانشگاه فارغ التحصیل می شدند.

بالاخره بعد از چند بار دست به دست شدن کدها میان برنامه نویسان جوان، قرعه کار به نام یک دانشجوی نابغه و منزوی کامپیوتر به نام «مارک زاکربرگ» افتاد.

برادران وینکلوس چندین بار با مارک جلسه گذاشتند تا موضوع ایده شان را حسابی برای او روشن کنند. همه چیز داشت خوب پیش می رفت تا آنکه یک خبر جنجالی در نشریه دانشگاه منتشر شد. این خبر در مورد ایده عالی مارک زاکربرگ بود. ظاهرا او به تنهایی یک شبکه اجتماعی فوق العاده با پتانسیل های رشد عالی را اختراع کرده بود.

با دیدن این خبر، دود از سر برادران وینکلوس بلند شد. اول از همه به خود مارک زنگ زدند اما او چیز زیادی برای گفتن نداشت. سپس به سراغ مدیریت دانشگاه رفتند اما انگار آنها هم نمی توانستند کاری در این باره بکنند. ایده شبکه اجتماعی دانشجویان هاروارد به راحتی دزدیده شده بود اما هیچ کس نمی توانست دزد را تنبیه کند.

تلاشی نافرجام برای بازپس گرفتن حق خورده شده!

دوقلوهای وینکلوس، دست به دامان قانون شدند تا بتوانند از طریق ماده ها و تبصره ها کاری برای نجات ایده شان انجام دهند. ولی حتی قانون هم نتوانست کاری بکند. در عوض، آنها گیر چند وکیل افتادند که می خواستند بدون رفتن به دادگاه، قضیه را فیصله دهند.

با وجود آنکه ماجرا چهار سال ادامه پیدا کرد اما هیچ یک از طرفین، حاضر نبود کوتاه بیاید. دست آخر، ماجرا به گفتگوی مصالحه آمیز با حضور چند میانجی ختم شد.

قرار شد که مارک و کامرون از نزدیک با هم صحبت کنند و به یک نتیجه منطقی برسند. اما حرف های کامرون هیچ تاثیری روی مارک نداشت. او حاضر نبود دزدی بودن ایده اش را بپذیرد.

مارک به شدت معتقد بود که هر کسی می توانسته چنین ایده ساده ای را در ذهنش بپروراند. او فکر می کرد واکنش برادران وینکلوس چیزی بیشتر از نوعی شلوغ کاری نیست و آنها حق انجام چنین کاری را ندارند!

دست آخر، مارک زاکربرگ قبول کرد که 65 میلیون دلار را به عنوان خسارت به آن دو برادر پرداخت کند. قرار شد مارک 45 میلیون دلار از این پول را به عنوان سهام فیسبوک و 20 میلیون دلار را نقد پرداخت کند؛ اما باز هم این دو برادر را فریب داد و کاری کرد که ارزش سهامشان به مبلغی بسیار کمتر از چیزی که به دست آورده بودند سقوط کند.

برادران وینکلوس در طول سال هایی که با مارک دست و پنجه نرم می کردند فهمیدند که او راه های ویژه ای برای فریب دادن و حتی اذیت کردن آنها سراغ دارد. فرد ممتاز سیلیکون ولی کسی نبود جز یک آدم عجیب، کلاه بردار و دزدی بزرگ که همه از او حمایت می کردند. آیا این همان قدرت ثروت است؟

این همان چیزی بود که مارک به خاطرش دست به دزدی زد و مدت ها آن دو برادر را بازی داد؟ آیا داستان زندگی و موفقیت او واقعا نکته مثبتی برای یاد گرفتن در خودش دارد؟ اگر نظر برادران وینکلوس را جویا شوید قطعا این جواب را می شنوید: «نه! هرگز! داری با من شوخی می کنی؟!»

بوی توطئه می آید…

میلیاردهای بیت کوین

دوقلوهای وینکلوس، بعد از تلاش های فراوان برای بازپس گرفتن حق خود در فیسبوک به جای شنیدن عذرخواهی با مُشتی دلار روبه رو شدند. از آنجا که این دو برادر به خاطر ثروت پدرشان اصلا نیازی به کار کردن نداشتند، گرفتن چنین پولی برایشان با باختن هیچ فرقی نداشت.

این موضوع برای آنها تجربه ای شد تا خیلی راحت با غریبه های عجیب و غریب گرم نگیرند و ریز کارهایشان را برای همه بازگو نکنند. وینکلوس ها به جز جنگیدن برای حق خودشان در فیسبوک، کار مهم دیگری هم داشتند. آنها عضو تیم المپیک قایق رانی بودند؛ اما به دلیل فشارهای روانی بر سر پرونده فیسبوک در رقابت های پایانی نفر آخر شدند و بازی های المپیک را برای همیشه کنار گذاشتند.

حالا آنها می خواستند کسب و کار خودشان را به راه بیندازند. با وجود آنکه ثروت پدرشان برای هر دوی آنها کافی بود اما این دو برادر می خواستند موفقیت خودشان را در زندگی به وجود بیاورند، نه اینکه فقط به عنوان بچه پولدارهایی زندگی کنند که کاری جز پول خرج کردن بلد نیستند. به دنبال این ماجرا و برای یافتن فرصت های سرمایه گذاری به سیلیکون ولی رفتند.

آنها هرگز فکرش را نمی کردند که در این دره پر از ایده، جایی برایشان باقی نمانده باشد. در واقع، ماجرا از این قرار بود که مارک زاکربرگ تحت عنوان موسس و مدیر عامل فیسبوک به یکی از غول های بزرگ سیلیکون ولی تبدیل شده بود.

او ایده های نابی که کسی اهمیت چندانی به آنها نمی داد را از آن خود می کرد به همین دلیل، هیچ کس در این دره پر از جنب و جوش دوست نداشت با طرفداری کردن از دشمنان مارک برای خودش دردسر درست کند.

وینکلوس ها خیلی زود فهمیدند که سرمایه گذاری کردن در سیلیکون ولی، آغاز یک نبرد تازه با مارک زاکربرگ است؛ اما آنها خسته تر از آن بودند که بتوانند برای یک نبرد در زمین تکراری آماده شوند. به همین دلیل، سیلیکون ولی را برای مارک گذاشتند و برای استراحت کردن به دورترین جزیره ای که می توانستند رفتند. در آنجا بود که اولین قدم های خود برای تبدیل شدن به میلیاردرهای بیت کوین را برداشتند.

پول جدید، معادله بازی را بر هم می زند

اولین آشنایی وینکلوس ها با بیت کوین در یک پارتی شبانه که برای قشر بسیار مرفه جامعه مهیا گشته بود اتفاق افتاد. دوقلوهای وینکلوس که مدت زیادی در زندگی کاری شان بد آورده بودند فکر می کردند که آمدن به این جزیره تفریحی می تواند به ذهن خسته آنها انرژی دهد.

ناگفته نماند که خیلی زود پشیمان شدند و حتی داشتند برمی گشتند که با یک فرد عجیب آشنا شدند. او که «دیوید اِیزار» نام داشت کارآفرینی بود که در زمینه «چک» کار می کرد. تایلر و کامرون از طریق او با مفهوم بیت کوین آشنا شدند.

مدتی بعد هم اولین فعالیت رسمی خود در دنیای ارزهای دیجیتال را به عنوان سرمایه گذار در یک شرکت صرافی آغاز کردند. اما این فقط شروع ماجرای تبدیل شدن آنها به میلیاردرهای بیت کوین بود. خیلی زود، علاقه این دو برادر به ارزهای دیجیتال به اندازه ای زیاد شد که تصمیم گرفتند میلیون ها دلار را روی این کار سرمایه کنند.

وقتی بیت کوین در جاده ها جاری می شود

بعد از آن سرمایه گذاری چند میلیون دلاری، حالا تایلر و کامرون به دنبال آشنا کردن مردم با بیت کوین و جذب سرمایه گذاران بیشتر به سمت این عرصه جذاب بودند. آنها می خواستند افراد بیشتری را با پول های آینده آشنا کنند و این موضوع به خودی خود برای آنها جالب بود.

به همین دلیل، کوله پشتی هایشان را بستند و راهی جاده های جنوب کشور شدند. همان طور که در جاده ها رانندگی می کردند ارزش بازار بیت کوین هم مدام بالا می رفت. حالا دیگر صحبت از میلیاردها دلار بود.

همین موضوع باعث می شد که نسبت به «نه شنیدن» سرمایه گذاران ریسک گریز و حتی ریسک پذیر تحمل بالاتری پیدا کنند. مشکل این بود که سرمایه گذاران حاضر بودند میلیون ها دلار پول بی زبان را در یک پروژه به شدت پُر ریسک آتش بزنند اما حتی چند دلار هم برای خرید بیت کوین خرج نکنند. به زبان ساده تر، آنها می ترسیدند.

از نظر تایلر، این مهم نبود که بیشتر آنها علاقه ای به این ارزهای جنجالی ندارند یا حتی در مقابلش جبهه می گیرند. چون او می خواست رهبران بزرگ سرمایه گذاری، دست کم یک بار و آن هم درست و حسابی در مورد ارزهای دیجیتال چیزی بشنوند.

در واقع، او به آینده ای نه چندان دور چشم دوخته بود؛ زمانی که مردم برای خریدن ارزهای دیجیتال، سر و دست می شکنند و به ارزش واقعی شان پی می برند.

قبرس، آتشی که تنور نیم سوز ارزهای دیجیتال را شعله ور کرد

میلیاردهای بیت کوین

در همین گیرودار بود که خبر اوضاع اقتصادی بسیار خراب قبرس به گوش جهان رسید. البته این ماجرا به یکباره رخ نداده بود. خبری که مثل بمب منفجر شد، مجموعه ای از اقدام های اشتباهِ کوچک اما بسیار تاثیرگذار بانک ها و دولتمردان قبرسی بود.

حالا این کشور اروپایی می خواست دست گلی که به آب داده بود را با برداشتن 50 درصد از پول مردم جبران کند. برای این کار هم کافی بود تا درب بانک ها را ببندد و بدون اجازه گرفتن از مردم بیچاره ای که به بانک ها اعتماد کرده بودند، پول ها را از حسابشان بردارد. دست آخر هم می توانست برچسبی به عنوان مالیات بر این دزدی بزند و خودش را بَری از خطا نشان دهد.

ورشکستگی بانک های قبرس، تاثیری روی اقتصاد آمریکا نداشت. اما از بروز یک ماجرای بد خبر می داد. هراسی بزرگ در دل افراد ثروتمند و کسانی که زندگی شان را در قالب اسکناس به دست بانک های امانت دار سپرده بودند افتاد. آنها از خودشان می پرسیدند که چطور چنین چیزی امکان دارد؟ و مهم تر اینکه آیا ممکن است روزی بانک های آمریکا یا هر کشور دیگری دچار این مشکل شوند و از جیب مردم برای نجات خودشان مایه بگذارند؟ هیچ دلیلی نداشت که بانک های آمریکا یا کشورهای دیگر، چنین کاری نکنند!

در هر صورت، اوضاع نابه سامان قبرس باعث شد که ارزش بیت کوین و به دنبال آن، ثروت برادران وینکلوس، چند برابر افزایش پیدا کند. آنها امیدوار بودند که مردم جهان، اوضاع قبرس را به چشم یک تلنگر بزرگ ببینند و ارزهای دیجیتال را به عنوان راه حلی برای حفظ ثروتشان در نظر بگیرند. گذشته از این، با رونق گرفتن بازار خرید و فروش بیت کوین، قیمت آن افزایش پیدا می کرد و این یعنی ارزش سرمایه دوقلوها باز هم بیشتر می شد.

چرا پذیرش بیت کوین برای سرمایه گذاران سخت بود؟

این موضوع چند دلیل دارد:

  1. بیت کوین توسط یک نابغه ناشناس ساخته شده است. بنابراین، راهی برای تحقیق و بررسی روی این فرد وجود نداشت.
  2. نقدینگی کمی در بازار بیت کوین جاری بود. این موضوع باعث می شد که یک سفارش خرید روی کل ارزش بازار بیت کوین تاثیر بگذارد.
  3. اولین مشتریان پروپاقرص بیت کوین، اوباش، قاچاقچیان مواد مخدر، قاتلان، دزدها و در کل تمام کسانی بودند که دوست نداشتند کسی ردی از معاملات آنها بگیرد. این مشتریانِ نه چندان دلچسب، چهره اولیه بیت کوین را خدشه دار کرده بودند و نمی گذاشتند که سرمایه گذاران واقعی به راحتی وارد عرصه ارزهای دیجیتال شوند.
  4. صرافی هایی که در آن زمان، کار خرید و فروش بیت کوین را انجام می دادند از زیرساخت های خوبی برخوردار نبودند. مثلا ممکن بود به دلیل بالا بودن حجم سفارش ها، سایت از دسترس خارج شود و به دنبال آن قیمت بیت کوین در عرض کمتر از یک روز، کاهش چشمگیری پیدا کند.

دوقلوهای وینکلوس امیدوارانه تلاش می کردند که چهره ای مثبت از تجارت بیت کوین را به نمایش بگذارند. اما این کار چندان آسانی نبود.

برادران وینکلوس، میلیاردرهای بیت کوین

میلیاردهای بیت کوین

بعد از این سفر کاری دور و دراز، دوقلوها تصمیم گرفتند به خانه برگردند. اما گویی خبر آنها زودتر از خودشان به خانه رسیده بود. در صفحه اول روزنامه ای که هر روز صبح توسط پدرشان خوانده می شد، تصویر بزرگی از آنها به همراه صحبت هایشان در مورد بیت کوین چاپ شده بود. پدر و مادرشان بسیار هیجان زده شده بودند. چون این اولین بار بود که بعد از مدت های طولانی، خبری به جز دعواهای حقوقی بر سر مالکیت فیسبوک از فرزندانشان منتشر می شد.

حالا آن دو به عنوان میلیاردرهای بیت کوین شناخته می شدند؛ کسانی که از پول های جدید حرف می زدند و نوید آینده ای متفاوت را به مردم می دادند. در همین گیرودار، تلفن همراه تایلر شروع به زنگ خوردن کرد.

تایلر و کامرون را به عنوان سخنران های اصلی کنفرانسی بزرگ در مورد بیت کوین دعوت شده بودند. نکته جالب تر این بود که این کنفرانس، به دست اصلی ترین بنیاد فعال در زمینه بیت کوین برگزار می شد و حالا اصلی ترین منبع و بنیادی که در مورد بیت کوین وجود دارد با دعوت آنها به سخنرانی در این رویداد مهم، بزرگی کار آنها و ارزش سرمایه گذاری شان را به رسمیت شناخته بود.

حالا دیگر فیسبوک و زاکربرگ قدرتی برای مقابله، فرافکنی یا کارشکنی در مقابل میلیاردرهای بیت کوین نداشتند. چون بازی، عوض شده بود.

جدالی میان میلیاردرهای بیت کوین و مدیرعامل دردسرساز

در میان این اوضاع خوب، یک نفر داشت کارها را به آرامی خراب می کرد. او کسی نبود جز مدیرعامل شرکتی که تایلر و کامرون روی آن سرمایه گذاری کرده بودند. «چارلی شرم» جوان نابغه، گوشه گیر و معتادی بود که با وجود ویژگی های تخصصی منحصر به فردش از نظر شخصیتی بسیار ضعیف بود.

شرکت او که به عنوان واسطه خرید و فروش بیت کوین فعالیت می کرد، بعد از سرمایه گذاری برادران وینکلوس دچار تحولی اساسی شد و او را بسیار ثروتمند کرد.

ولی متاسفانه، ظرفیت درونی این فرد برای رسیدن به ثروت و قدرت بسیار محدود بود. به همین دلیل به جای آنکه زندگی اش بهتر شود و از نظر ذهنی رشد کند، شب ها خودش را در مشروب های گران قیمت غرق می کرد، ماری جوانا و کوکائین می کشید و تا می توانست خوش گذرانی می کرد.

گذشته از این، سایت شرکت را به حال خودش رها کرده بود. ماجرا از جایی بیخ پیدا کرد که او در یک کنفرانس رسمی با حالتی نزار، خمار و تا حدودی بدون هوش و حواس، پشت میکروفون رفت.

او به طور رسمی خودش را در مقابل سرمایه گذارانی که مشتاق شنیدن در مورد بیت کوین بودند مسخره کرد. بدتر از همه آنکه تایلر و کامرون را هم با خود به پایین می کشید. دست آخر، دوقلوهای وینکلوس به چارلی گوشزد کردند که اگر به خودش نیاید، سِمت مدیرعاملی شرکت را به فرد دیگری می دهند.

اما ماجرای سرکشی های این مدیر عامل جوان انتهایی نداشت. چارلی مدتی پس از این توبیخ جدی از سوی بزرگ ترین سرمایه گذاران شرکتش به همراه دوستانش به پاناما رفت.

دوقلوها که پیوسته به دنبال جذب سرمایه گذاران تازه تر برای ارزهای دیجیتال بودند از این غیبت بی دلیل چارلی و رها کردن شرکت و سایت به حال خودش، سخت خشمگین شدند.

در حقیقت، چارلی جوان خامی بود که به علت بزرگ شدن در یک فضای بسته، به شدت در پی یک الگو بود تا خودش را شبیه او دربیاورد. او علاقه ای به کشف خودش یا افزایش اعتماد به نفسش نداشت. همین موضوع او را به طعمه ای خوشمزه برای اطرافیانش تبدیل کرده بود.

لطف

میلیاردهای بیت کوین

از مرزهایتان رد نشوید!

وینکلوس ها باور داشتند که بزرگ ترین مشکل چارلی، نداشتن مرزهای روشن میان کار و دوستی است. در واقع، او سعی می کرد خلاءهایی که در قلبش وجود داشتند را با گره زدن روابط کاری به خانوادگی پُر کند.

چارلی، خودش را مدیرعامل نمی دانست و به کارمندانش به چشم اعضای خانواده اش نگاه می کرد. متاسفانه این احساس، یک طرفه بود. به همین دلیل، دو نفر از کارمندان به جای اینکه برای پیشرفت شرکت کار کنند، در ساعت های اداری و با بودجه شرکت در حال راه اندازی شرکت های خودشان بودند. حتی این موضوع را از چارلی مخفی نکردند و از او خواستند که برنامه هایشان را بخرد یا دست کم بخشی از سهام شرکت را در اختیارشان دهد.

چارلی هم چون نمی خواست هیچ کس را ناراحت کند و خانواده ذهنی اش را از دست بدهد، به تایلر و کامرون اصرار می کرد که خواسته آن دو کارمند را بپذیرند.

از آنجا که برادران وینکلوس هنوز در سرشان عقل داشتند و با به کار گرفتن آن به میلیاردرهای بیت کوین تبدیل شده بودند به کسی اجازه نمی دادند که از آنها و پولشان سوءاستفاده کند. تلاش های چارلی برای راضی کردن آنها فایده ای نداشت.

آن دو کارمند هم که از قبل چند سرمایه گذار زیر سرشان داشتند از کار در شرکت استعفا دادند.

خیلی زود، کم کاری های چارلی اثر بلند مدت خودشان را روی شرکت نشان دادند. شرکت آنها مجوزهای کسب و کار را از دست داد و برای همیشه تعطیل شد.

به این ترتیب یک استارت آپ عالی و آینده دار به دلیل بی لیاقتی مدیرعاملش از بین رفت. البته به همراه این نابودی، تمام سرمایه ای که کامرون و تایلر روی این شرکت گذاشته بودند هم به باد فنا رفت.

دوقلوهای وینکلوس با سرمایه گذاری شخصی ای که روی خرید و ترویج بیت کوین کرده بودند توانستند خودشان را نجات دهند. چون ارزش بیت کوین هایشان بسیار بیشتر از سرمایه ای بود که روی این شرکت گذاشتند؛ هر چه نباشد، آنها میلیاردرهای بیت کوین شده بودند.

پایانی برای لکه ننگ بیت کوین

تقریبا همزمان با تعطیل شدن سایت شرکت، خبری بزرگ، دنیای ارزهای دیجیتال را دگرگون کرد. پلیس آمریکا توانست فردی که صاحب بزرگ ترین سایت خرید و فروش مواد مخدر، اسلحه و حتی قاتل بود را سر بزنگاه دستگیر کند.

با بسته شدن این سایت، بخش بسیار بزرگی از فعالیت های سیاه که با ارز بیت کوین معامله می شدند متوقف گشتند. برادران وینکلوس به خوبی می دانستند که این موضوع برای چهره بیت کوین و سلامت بازار آن در آینده بسیار خوب است.

با این وجود، خبر دستگیری آن فرد باعث نوساناتی در قیمت بیت کوین شد و آن را به اندازه چشمگیری پایین کشید.

دوقلوهای وینکلوس تصمیم گرفتند که از این فرصت برای خرید بیت کوین های بیشتر، نهایت استفاده را ببرند. چارلی همچنان تلاش می کرد که وینکلوس ها را به بازی برگرداند ولی فایده ای نداشت. از نظر آنها شراکت به پایان رسیده بود و حالا این مدیرعامل بی فکر باید یک بار برای همیشه می نشست و فکری درباره خسارت ها می کرد.

در این بین که دوقلوها درگیر فهماندن معنای خسارت به چارلی بودند از طریق یک خبرنگار فهمیدند که توسط سازمان خدمات مالی نیویورک به دادگاه احضار شده اند! بعد از چندین سال نبرد بر سر مالکیت فیسبوک، حالا وینکلوس ها باید خودشان را برای جنگیدن در زمین ارزهای دیجیتال آماده می کردند.

دو دادگاه، دو سرنوشت، دو درس

میلیاردهای بیت کوین

برادران وینکلوس، تنها کسانی نبودند که به دادگاه احضار شدند. چارلی، مدیرعامل بی خیال شرکت هم قبل از این خودش بفهمد توسط تیمی از نیروهای پلیس و ماموران مالی آمریکا دستگیر و راهی دادگاه شد.

البته چارلی به صورت مستقیم جُرمی را مرتکب نشده بود اما باز هم انگشت اتهام به سمت او دراز می گشت. چون او مسئولیت میلیون ها تراکنش مالی در سایتش را کم ارزش شمرده بود و حالا باید پای عواقب این بی مسئولیتی و سوءاستفاده ای که از سایتش شده بود می ایستاد.

ماجرا از این قرار بود که یکی از کاربران سایت، با بیت کوینی که خریده بود سر از دارک وب درآورد و مشغول پولشویی شد! پای چارلی هم به اتهام معاونت در این جرم به دادگاه باز شده بود. او با کمک های وکیلش توانست مجازاتش را از 25 سال حبس به دو سال حبس کاهش دهد.

در تمام مدتی که دادستان پرونده در حال تفهیم اتهام ها بود چارلی به تشرها و نصیحت های دوقلوهای وینکلوس فکر می کرد. در واقع، او پشیمان شده بود اما این اتفاق کمی دیر افتاد.

در جای دیگری از آمریکا، دادگاه دیگری در حال برگزاری بود. همان دادگاهی که دوقلوهای وینکلوس به آن احضار شده بودند. اما ماجرای دوقلوها به بدی چارلی نبود.

جالب تر اینکه آنها تنها کسانی نبودند که به این دادگاه احضار شدند. بخش قابل توجهی از اهالی سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال، میلیاردرهای بیت کوین، افراد محترمی که به فکر تجارت، کار و بهبود نظام اقتصادی بودند هم در این جلسه حضور داشتند.

در واقع، اعضای دادگاه از وینکلوس ها و دیگر سرمایه گذاران برای توضیح در مورد بیت کوین و  آشنا شدن با سازوکارش دعوت کرده بودند. این دو برادر تا جایی که می توانستند سعی کردند موضوع ارزهای دیجیتال و هدف آنها را برای قاضی دادگاه و دیگر اعضای حاضر در جلسه روشن کنند.

آنها به معنی واقعی به سفیران بیت کوین تبدیل شده بودند. مدتی بعد از این ماجرا، وینکلوس ها صرافی جدید و قانونمندی به نام «جمینای» را برای ارزهای دیجیتال راه اندازی کردند که هنوز با قدرت در حال کار است.

نظر شما چیست؟

شما چه آینده ای را برای ارزهای دیجیتال و میلیاردرهای بیت کوین پیش بینی می کنید؟ آیا سرمایه گذاری در این ارزها را به کسی پیشنهاد می دهید؟ لطفا نظرتان را در بخش کامنت ها برایمان بنویسید.

ادامه مطلب