شاخص Leverage Ratio یا نسبت اهرمی نشان میدهد یک شرکت یا معاملهگر چه سهمی از فعالیتش را با پول قرضی تأمین کرده است. هر چه این عدد بالاتر باشد، سود و زیان هر دو بزرگتر میشوند و ریسک ورشکستگی یا لیکویید شدن بیشتر است. در این راهنما هم نسبتهای اهرمی شرکتها و هم نسبت اهرمی تخمینی (ELR) بازار کریپتو را با مثال میخوانید.
یک بار در جلسهای با یک سرمایهگذار باتجربه نشسته بودم. او قبل از اینکه روی هر سهامی سرمایهگذاری کند، اول یک عدد را نگاه میکرد: نسبت اهرمی شرکت. میگفت «اگر این عدد مناسب نباشد، بقیه تحلیلها برایم مهم نیست.» از آن روز فهمیدم که شاخص Leverage Ratio یکی از قدرتمندترین ابزارهای تحلیل مالی است و بسیاری از تازهکارها از آن غافل میمانند.
در این مقاله چه یاد میگیرید؟تعریف شاخص Leverage Ratio، انواع و فرمولهای آن، کاربردش در بورس و فارکس، نسبت اهرمی تخمینی (ELR) در ارز دیجیتال و روش استفاده از آن برای تصمیمگیری هوشمندانه.
شاخص Leverage Ratio چیست؟
شاخص Leverage Ratio یا نسبت اهرمی، معیاری است که نشان میدهد یک شرکت یا معاملهگر تا چه اندازه از پول قرضی (بدهی) برای تأمین فعالیتها یا سرمایهگذاریهایش استفاده میکند. به زبان سادهتر، این شاخص پاسخ میدهد: «این شرکت چقدر با پول دیگران کار میکند؟»
تصور کنید میخواهید یک آپارتمان ۲ میلیاردی بخرید. ۵۰۰ میلیون از پسانداز خودتان دارید و ۱.۵ میلیارد وام میگیرید. در اینجا شما از اهرم استفاده کردهاید. نسبت اهرم شما ۴ برابر است (۲ میلیارد تقسیم بر ۵۰۰ میلیون). اگر قیمت آپارتمان ۲۰٪ رشد کند، سود شما نسبت به سرمایه اولیهتان ۸۰٪ خواهد بود – این قدرت اهرم است. اما اگر قیمت ۲۰٪ کاهش یابد، ضرر شما ۸۰٪ سرمایه اولیهتان میشود – این خطر اهرم است.
تعریف کلیدیLeverage Ratio = نسبت بدهی به دارایی یا حقوق صاحبان سهام است. هر چه این عدد بالاتر باشد، شرکت بیشتر از پول قرضی استفاده میکند و ریسک مالی آن بالاتر است.
چرا شاخص Leverage Ratio اهمیت دارد؟
بدهی مثل آتش است؛ میتواند خانه را گرم کند یا بسوزاند. نسبت اهرمی دقیقاً همین میزان «حرارت» را اندازهگیری میکند. این شاخص از چند زاویه اهمیت دارد:
- برای سرمایهگذاران: تشخیص ریسک ورشکستگی شرکت قبل از سرمایهگذاری
- برای اعتباردهندگان: تصمیمگیری درباره اعطای وام جدید به شرکت
- برای مدیران شرکت: بهینهسازی ساختار سرمایه
- برای تریدرها: درک میزان ریسک در معاملات اهرمی فارکس و ارز دیجیتال
- برای تحلیلگران: مقایسه سلامت مالی شرکتهای مختلف
شرکتی که بدهی بیش از حد دارد، در زمان رکود اقتصادی مثل یک کشتی با بار سنگین در طوفان است. شرکتی که بدهی خیلی کم دارد هم ممکن است فرصتهای رشد را از دست داده باشد. نقطه بهینه را نسبت اهرمی به ما نشان میدهد.
انواع شاخص Leverage Ratio
نسبت اهرمی به سه دسته اصلی تقسیم میشود که هر کدام جنبه متفاوتی از ریسک مالی را میسنجند:
۱. اهرم عملیاتی یا Operating Leverage
اهرم عملیاتی نشان میدهد که ساختار هزینههای شرکت چقدر به هزینههای ثابت وابسته است. شرکتی با هزینه ثابت بالا (مثل یک کارخانه بزرگ) در صورت رشد فروش، سود فوقالعادهای کسب میکند؛ اما اگر فروش کاهش یابد، ضرر سنگینی متحمل میشود.
مثال واقعی: یک شرکت خودروسازی ماهانه ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه ثابت (حقوق کارمندان، اجاره کارخانه، استهلاک ماشینآلات) دارد. اگر فروش ۳۰٪ بیشتر شود، سود عملیاتی ممکن است ۱۰۰٪ رشد کند. اما اگر فروش ۳۰٪ کم شود، شرکت وارد ضرر میشود. این دقیقاً اهرم عملیاتی است.
۲. اهرم مالی یا Financial Leverage
اهرم مالی به میزان استفاده شرکت از بدهی (وام، اوراق قرضه و…) برای تأمین مالی عملیاتش اشاره دارد. این مهمترین نوع اهرمی است که سرمایهگذاران بررسی میکنند.
منطق استفاده از اهرم مالی: اگر شرکتی با ۱۰٪ بهره وام بگیرد و با آن سرمایهگذاری کند که ۲۵٪ بازده دارد، تفاوت ۱۵٪ به جیب سهامداران میرود. این یعنی اهرم کار میکند. اما اگر بازده سرمایهگذاری ۸٪ باشد و بهره وام ۱۰٪، شرکت ضرر میکند.
۳. اهرم ترکیبی یا Combined Leverage
اهرم ترکیبی، اثر همزمان اهرم عملیاتی و مالی را روی سودآوری شرکت نشان میدهد. شرکتی که هم اهرم عملیاتی بالا (هزینه ثابت زیاد) و هم اهرم مالی بالا (بدهی زیاد) داشته باشد، در موقعیت بسیار پرخطری قرار دارد.
هشدار مهمشرکتی با اهرم عملیاتی بالا + اهرم مالی بالا = بمب ساعتی! در بازارهای نزولی، چنین شرکتهایی سریعترین مسیر به سوی ورشکستگی را طی میکنند. هنگام سرمایهگذاری حتماً هر دو نوع اهرم را بررسی کنید.
انواع نسبتهای اهرمی مالی + فرمول محاسبه
حالا وارد بخش عملی میشویم. پنج نسبت اهرمی اصلی وجود دارد که تحلیلگران و سرمایهگذاران حرفهای به طور روزانه از آنها استفاده میکنند:
۱. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام یا D/E
این شناختهشدهترین نسبت اهرمی است که نشان میدهد شرکت به ازای هر واحد سرمایه سهامداران، چه میزان بدهی دارد.
نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (D/E) = کل بدهی ÷ کل حقوق صاحبان سهام
مثال واقعی – شرکت UPS: این مثال به دادههای دسامبر ۲۰۱۹ برمیگردد و فقط برای آموزش است؛ برای تحلیل امروز از آخرین صورت مالی شرکت استفاده کنید. در آن تاریخ بدهی بلندمدت UPS حدود ۲۱.۸ میلیارد دلار و کل حقوق صاحبان سهام آن ۳.۳ میلیارد دلار بود. بنابراین:
D/E = 21.8 ÷ 3.3 = ۸.۶۲
این عدد بالا است. اما توجه کنید که صنعت لجستیک ذاتاً نیاز به سرمایهگذاری زیرساختی سنگین دارد؛ بنابراین همیشه D/E را در مقایسه با همتایان صنعتی شرکت بسنجید.
راهنمای تفسیر D/ED/E کمتر از ۱: شرکت بیشتر با سرمایه سهامداران کار میکند (محافظهکارانه) | D/E بین ۱ تا ۲: متعادل و معمول برای اکثر صنایع | D/E بیشتر از ۲: پرریسک، نیاز به بررسی دقیقتر | D/E بیشتر از ۳: هشدار جدی، احتمال مشکل مالی
۲. ضریب حقوق صاحبان سهام یا Equity Multiplier
این نسبت نشان میدهد که چه بخشی از داراییهای شرکت توسط سهامداران تأمین شده (در مقابل بدهی).
ضریب حقوق صاحبان سهام = کل داراییها ÷ کل حقوق صاحبان سهام
مثال: شرکت Macy’s با دارایی ۱۹.۸۵ میلیارد دلار و حقوق صاحبان سهام ۴.۳۲ میلیارد دلار:
ضریب = 19.85 ÷ 4.32 = ۴.۵۹
این یعنی تنها یکپنجم داراییهای شرکت از محل سرمایه سهامداران تأمین شده و مابقی از بدهی. توجه کنید: کل دارایی = کل بدهی + کل حقوق صاحبان سهام؛ پس حتی بدون ذکر صریح بدهی در فرمول، اثر آن در نتیجه حضور دارد.
۳. نسبت بدهی به سرمایه یا Debt-to-Capital
این نسبت دقیقتر از D/E است چون کل ساختار سرمایه (بدهی + حقوق صاحبان سهام) را در مخرج قرار میدهد.
نسبت بدهی به سرمایه = (بدهی کوتاهمدت + بدهی بلندمدت) ÷ (بدهی کوتاهمدت + بدهی بلندمدت + حقوق صاحبان سهام)
اگر این نسبت ۰.۴ باشد، یعنی ۴۰٪ از سرمایه شرکت از طریق بدهی و ۶۰٪ از طریق حقوق صاحبان سهام تأمین شده است. این نسبت همیشه عددی بین ۰ و ۱ است که تفسیرش را بسیار آسان میکند.
۴. نسبت بدهی به EBITDA
این نسبت محبوبترین معیار در میان تحلیلگران اعتباری و بانکهاست. EBITDA (سود قبل از بهره، مالیات، استهلاک داراییهای مشهود و نامشهود) نشان میدهد که شرکت چه قدرتی برای پرداخت بدهی از محل جریان نقدی عملیاتی دارد.
نسبت بدهی به EBITDA = کل بدهی ÷ EBITDA سالانه
اگر این نسبت ۳ باشد، یعنی شرکت ۳ سال طول میکشد تا با جریان نقدی عملیاتی خود، کل بدهی را تسویه کند. نسبت زیر ۳ معمولاً قابل قبول، زیر ۲ عالی و بالای ۵ نگرانکننده است (البته این بستگی به صنعت دارد).
۵. درجه اهرم مالی یا DFL
این نسبت حساسیت سود هر سهم (EPS) را نسبت به تغییرات سود عملیاتی (EBIT) میسنجد.
DFL = درصد تغییر EPS ÷ درصد تغییر EBIT
یا به شکل سادهتر:
DFL = EBIT ÷ (EBIT – بهره)
اگر DFL برابر ۳ باشد، یعنی به ازای هر ۱٪ تغییر در سود عملیاتی، سود هر سهم ۳٪ تغییر میکند. این میتواند در مواقع رونق بسیار خوب (سود بیشتر) یا در مواقع رکود بسیار بد (ضرر بیشتر) باشد.
مثالهای کامل محاسبه نسبتهای اهرمی
دو مثال زیر نشان میدهند چند نسبت مختلف را کنار هم چگونه بخوانیم.
مثال اول، شرکت کوچک
فرض کنید شرکتی با مشخصات زیر داریم:
- کل داراییها: ۵۰ میلیون دلار
- کل بدهی: ۲۰ میلیون دلار
- حقوق صاحبان سهام: ۲۵ میلیون دلار
- EBITDA سالانه: ۵ میلیون دلار
- هزینه استهلاک سالانه: ۲ میلیون دلار
محاسبات:
جمعبندی: این شرکت در مجموع وضعیت قابل قبولی دارد. D/E زیر ۱ نشانه خوبی است. تنها نگرانی نسبت بدهی به EBITDA (۴) است که نشان میدهد توان بازپرداخت سریع بدهی محدود است.
مثال دوم، شرکت بزرگ
شرکتی با مشخصات: دارایی کل ۱۰۰ میلیون دلار، بدهی کل ۴۵ میلیون دلار، حقوق صاحبان سهام ۵۵ میلیون دلار:
- بدهی به دارایی: ۴۵ ÷ ۱۰۰ = ۰.۴۵ (کمتر از نیمی از داراییها – خوب)
- D/E: ۴۵ ÷ ۵۵ = ۰.۸۲ (حقوق صاحبان سهام سهم بیشتری دارد – مثبت)
این شرکت از نظر مالی در موقعیت سالمتری نسبت به مثال اول قرار دارد.
کاربرد شاخص Leverage Ratio در بازارهای مختلف
معنای نسبت اهرمی در بورس، فارکس و کریپتو یکی نیست. در ادامه هر بازار را جداگانه میبینید.
کاربرد شاخص Leverage Ratio در بورس و تحلیل سهام
در بازار بورس، نسبت اهرمی یکی از اولین چیزهایی است که تحلیلگران بنیادی بررسی میکنند. اما یک نکته طلایی وجود دارد که اکثر مقالات از آن غافل میشوند: نسبت اهرمی را فقط در مقایسه با همتایان همان صنعت معنیدار است.
برای مثال، متوسط D/E در صنعت بانکداری ممکن است ۱۰ تا ۱۵ باشد (چون بانکها ذاتاً با پول سپردهگذاران که نوعی بدهی است کار میکنند)؛ در حالی که همین عدد برای یک شرکت فناوری میتواند نشانه بحران جدی باشد.
کاربرد شاخص Leverage Ratio در فارکس
در فارکس، مفهوم Leverage کمی متفاوت است. اینجا Leverage Ratio نشان میدهد که به ازای هر ۱ دلار از سرمایه خودتان، تا چه حد میتوانید معامله کنید.
مثال فارکس: اگر بروکر شما اهرم ۱:۱۰۰ ارائه میدهد، با ۱۰۰۰ دلار سرمایه میتوانید تا ۱۰۰,۰۰۰ دلار معامله کنید. اگر جفتارز ۱٪ به نفع شما حرکت کند، سود شما ۱,۰۰۰ دلار (معادل ۱۰۰٪ سرمایه اولیه) خواهد بود. اما همان ۱٪ حرکت در خلاف جهت، کل سرمایه شما را از بین میبرد!
هشدار برای تریدرهای فارکساهرم بالا در فارکس مثل یک شمشیر دو لبه است. بروکرهای مجاز در کشورهای مختلف حداکثر اهرم را محدود میکنند (مثلاً اروپا: ۱:۳۰ برای فارکس). بسیاری از معاملهگران تازهکار با اهرمهای بالا کل سرمایه خود را در چند ساعت از دست میدهند.
اهرم معاملاتی در ارز دیجیتال
در بازار کریپتو، اهرم معاملاتی در بخش فیوچرز صرافیها در دسترس است. بسته به صرافی و دارایی، اهرمهایی از ۱۰ برابر تا بیش از ۱۰۰ برابر عرضه میشود. یعنی با ۱۰۰ دلار میتوان موقعیتی به ارزش هزاران دلار باز کرد. برای آشنایی با سازوکار آن، صرافی فیوچرز چیست و اهرم در ارز دیجیتال را بخوانید.
فهرست صرافیهای خارجی که برای معاملات اهرمدار در دسترس ایرانیان هستند مدام تغییر میکند؛ برای دیدن آخرین وضعیت به بهترین صرافی ارز دیجیتال خارجی در خانه سرمایه سر بزنید.
در دنیای کریپتو نوسان روزانه ۱۰ تا ۳۰ درصد هم دیده میشود. بنابراین اهرم بالا مثل بازی با آتش است. بیشتر معاملهگران حرفهای معمولاً از اهرمهای پایین، حدود ۳ تا ۵ برابر، استفاده میکنند. اگر اهرم بالا انتخاب کنید، کوچکترین حرکت خلاف جهت باعث لیکویید شدن حساب میشود.
شاخص Leverage Ratio در ارز دیجیتال؛ نسبت اهرمی تخمینی ELR
نسبت اهرمی تخمینی یا ELR (Estimated Leverage Ratio) شکل دیگری از شاخص Leverage Ratio است. این نسبت برای کل بازار مشتقات کریپتو حساب میشود، نه برای ترازنامه یک شرکت. پلتفرم CryptoQuant آن را از تقسیم بهره باز بر ذخایر صرافی به دست میآورد (تعریف رسمی در مستندات CryptoQuant).

فرمول ELRELR = بهره باز (Open Interest) ÷ ذخایر صرافی. بهره باز مجموع ارزش قراردادهای باز آتی است و ذخایر صرافی، مقدار ارزی است که در کیف پول صرافی ها نگهداری می شود و می تواند وثیقه باشد.
به زبان ساده، ELR نشان میدهد معاملهگران نسبت به دارایی واقعی روی صرافی، چند برابر موقعیت باز گرفتهاند. برای فهم بهتر، مثال فرضی زیر را ببینید. اگر بهره باز بیتکوین ۵ میلیارد دلار و ذخایر صرافی ۱ میلیارد دلار باشد، ELR برابر ۵ میشود. یعنی به ازای هر ۱ دلار وثیقه، ۵ دلار موقعیت باز وجود دارد.
چرا ELR برای تریدرها مهم است
وقتی ELR بالاست، بازار مثل انباری پر از باروت است. حتی یک خبر کوچک میتواند زنجیرهای از لیکویید شدنها را شروع کند. به همین دلیل گاهی بازار بدون خبر بد، ناگهان سقوط میکند. نمونههای تاریخی این الگو را میتوان دید.
در آوریل ۲۰۲۱ بیتکوین ظرف چند ساعت حدود ۱۵ درصد ریخت و طبق گزارشها نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار پوزیشن لیکویید شد. در ۱۰ و ۱۱ اکتبر ۲۰۲۵ هم بیش از ۱۹ میلیارد دلار پوزیشن در ۲۴ ساعت لیکویید شد، که بزرگترین رویداد از این نوع بود. بر اساس گزارش CryptoQuant، ELR بیتکوین چند روز پیش از آن به رکورد تاریخی رسیده بود.
ELR زمان سقوط را نشان نمیدهدELR بالا فقط میگوید بازار شکننده است، نه اینکه سقوط فردا رخ میدهد. بازار میتواند هفته ها با ELR بالا بالا برود. از این شاخص به عنوان سنسور خطر استفاده کنید، نه سیگنال مستقیم خرید یا فروش.
نحوه خواندن ELR
مهمترین نکته، جهت حرکت شاخص است. افزایش ELR یعنی معاملهگران بیشتری اهرم میگیرند و بازار حساستر میشود. کاهش ELR معمولاً یعنی اهرم از بازار خارج میشود، چه با بستن داوطلبانه موقعیتها و چه با لیکویید شدن. جدول زیر چهار حالت رایج را خلاصه میکند.
ELR در کنار Funding Rate و Open Interest
ELR به تنهایی کافی نیست. آن را کنار فاندینگ ریت و سود باز بخوانید. اگر ELR و فاندینگ ریت هر دو بالا و مثبت باشند، لانگها شلوغ شدهاند و خطر لیکویید شدن آنها بیشتر است. اگر ELR بالا باشد و سود باز کم شود، بازار در حال کاهش اهرم است.
ELR را کجا ببینیم و چه محدودیتی دارد
ELR را در بخش دادههای بازار CryptoQuant میتوانید به تفکیک صرافی ببینید. Glassnode و Coinglass هم دادههای مرتبط با بهره باز و ذخایر را نشان میدهند. اما چند محدودیت وجود دارد:
- تخمینی است: محاسبه به داده ذخایر و بهره باز صرافیها وابسته است.
- صرافیها متفاوتاند: عدد یک صرافی با دیگری مقایسهپذیر نیست.
- زمانبندی نمیدهد: فقط وضعیت شکنندگی را نشان میدهد.
- تأخیر داده: گاهی بهروزرسانی با تأخیر انجام میشود.
چگونه از شاخص Leverage Ratio برای تصمیمگیری استفاده کنیم؟
برای تفسیر درست، این چهار گام را به ترتیب انجام دهید.
گام اول، مقایسه با همتایان صنعتی
هرگز نسبت اهرمی یک شرکت را به تنهایی قضاوت نکنید. همیشه با رقبا و میانگین صنعت مقایسه کنید. شرکتی با D/E برابر ۱.۵ در صنعت مخابرات ممکن است بسیار سالم باشد؛ در حالی که همین عدد برای یک استارتاپ نرمافزاری نگرانکننده است.
گام دوم، بررسی روند تاریخی
آیا نسبت اهرمی شرکت در طول زمان رو به افزایش است؟ افزایش مداوم D/E میتواند نشانهای از تجمع بدهیهای پایدار ناپذیر باشد. اما اگر شرکت در حال اجرای یک طرح توسعه مشخص باشد، افزایش موقت قابل توجیه است.
گام سوم، تحلیل کیفیت بدهی
نوع بدهی هم مهم است. آیا بدهی کوتاهمدت است (باید زودتر پرداخت شود) یا بلندمدت؟ آیا نرخ بهره ثابت است یا متغیر؟ شرکتی با بدهی بلندمدت در دوران نرخ بهره پایین، وضعیت بهتری از شرکتی با بدهی کوتاهمدت در دوران نرخ بهره بالا دارد.
گام چهارم، بررسی جریان نقدی
نسبت اهرمی به تنهایی کافی نیست. باید ببینید آیا شرکت توان ایجاد جریان نقدی کافی برای پرداخت بهره و اصل بدهی دارد یا نه. اینجاست که نسبت بدهی به EBITDA کمک میکند.
چکلیست تحلیل Leverage Ratio✅ D/E را با میانگین صنعت مقایسه کنید | ✅ روند ۳ تا ۵ ساله نسبت را بررسی کنید | ✅ ترکیب بدهی کوتاهمدت و بلندمدت را بسنجید | ✅ نسبت بدهی به EBITDA را برای توان بازپرداخت بررسی کنید | ✅ پوشش بهره (Interest Coverage Ratio) را هم محاسبه کنید
چه شاخص Leverage Ratio خوب است؟
سؤالی که همه میپرسند اما پاسخ آن وابسته به زمینه است! آنچه به عنوان نسبت «خوب» در نظر گرفته میشود به سه عامل بستگی دارد:
- صنعت: متوسط D/E صنعت خودرو حدود ۱ تا ۲ است؛ در حالی که برای بانکها این عدد طبیعتاً بسیار بالاتر است.
- مرحله رشد شرکت: استارتاپهای در حال توسعه معمولاً اهرم بالاتری دارند.
- شرایط اقتصاد کلان: در دوران نرخ بهره پایین، اهرم بیشتر توجیه دارد.
به عنوان یک قاعده کلی (نه مطلق):
- D/E زیر ۱: عموماً ایمن و محافظهکارانه
- D/E بین ۱ و ۲: متعادل و قابل قبول برای اکثر صنایع
- D/E بین ۲ و ۳: پرریسکتر، نیاز به بررسی عمیقتر
- D/E بالای ۳: هشدار جدی (مگر در صنایع خاص)
چگونه اهرم ایجاد میشود؟
اهرم از طریق مکانیزمهای متعددی ایجاد میشود که در دنیای واقعی مشاهده میکنیم:
- وام با پشتوانه دارایی: شرکتها برای خرید داراییهای ثابت (ساختمان، ماشینآلات) وام میگیرند. رایجترین نوع اهرم در صنایع سنگین.
- اوراق قرضه شرکتی: شرکتهای بزرگ به جای وام از بانک، مستقیماً از بازار سرمایه تأمین مالی میکنند.
- تملک اهرمی (LBO): یک شرکت سهام عمده شرکت دیگر را از طریق وام تصاحب میکند. معروفترین روش در معاملات M&A.
- ابزارهای مشتقه: آپشن، فیوچرز و سواپها که بدون سرمایهگذاری کامل، کنترل دارایی بزرگتر را ممکن میکنند.
- معاملات مارجین: سرمایهگذاران سهامی که از کارگزار قرض میگیرند تا معاملات بزرگتر انجام دهند.
- وام مسکن: سادهترین مثال روزمره از اهرم – خرید خانه با پول بانک.
نکته طلایی از تجربهدر طول سالها تجربه در بازارهای مالی دیدهام که بیشتر بحرانهای مالی بزرگ - از بحران ۲۰۰۸ گرفته تا سقوط استیبلکوینها - ریشه در استفاده بیش از حد از اهرم داشتند. اهرم پادشاه سود است؛ اما در عین حال جلاد سرمایه. هرگز بیشتر از آنچه از دست دادنش را تحمل میکنید، اهرم نگیرید.
آیا باید شاخص Leverage Ratio را جدی گرفت؟
پاسخ قطعاً بله است. شاخص Leverage Ratio یکی از قدرتمندترین و در عین حال سادهترین ابزارهایی است که به شما میگوید یک شرکت یا یک معامله چقدر خطرناک است.
در بازار سهام، قبل از خرید هر سهامی، D/E و نسبت بدهی به EBITDA آن را با میانگین صنعت مقایسه کنید. در فارکس و ارز دیجیتال، هرگز با اهرمی بالاتر از آنچه مدیریت ریسک شما تجویز میکند معامله نکنید. و همیشه به یاد داشته باشید: اهرم در جهت درست، سود را چند برابر میکند؛ اما در جهت اشتباه، ضرر را هم چند برابر خواهد کرد.
نسبتهای اهرمی در سه دسته اصلی (عملیاتی، مالی و ترکیبی) قرار میگیرند و هر کدام جنبه متفاوتی از ریسک را نشان میدهند. استفاده هوشمندانه از این شاخصها، تفاوت بین یک سرمایهگذار آگاه و یک قمارباز را مشخص میکند.


