Lines_Background
وبینار آموزش ترید از صفرِ صفر رایگان شد!
00روز
00ساعت
00دقیقه
00ثانیه
ثبت‌نام رایگان
لوگو خانه سرمایهآموزش ترید از صفر صفر

استارت آپ

استارت آپ ویکند
 استارت آپ ویکند چیست؟

استارت آپ ویکند یا به انگلیسی «Startup Weekend» یک همایش کارآفرینی و جلسه ای آموزشی_تجربی است که طی ۳ روز متوالی و در آخر هفته برگزار می شود. در این گردهمایی تعداد زیادی از برنامه نویسان، صاحبان ایده، گرافیست ها، سرمایه گذاران، عاشقان استارتاپ، مدیران، بازاریاب ها و … دور هم جمع می شوند و طی ۵۴ ساعت به بحث و بررسی ایده ها می پردازند. در نهایت ایده های خلاقانه برتر انتخاب و با تشکیل کارگروه های چند نفره عملی می شوند. در ساعت های پایانی رویداد، ایده های تکامل یافته به سرمایه گذاران عرضه می شوند تا افرادی که مایل هستند از آنها حمایت کنند.

استارت آپ ویکند برنامه ای جهانی است که تاکنون در بیش از ۱۰۰۰ شهر دنیا (۱۳۵ کشور) برگزار شده و شبکه ای وسیع از کارآفرینان را گرد هم آورده است. ویژگی اصلی این رویداد، طوفان فکری و بررسی ایده ها است؛ ولی چیزی که بیشتر از آن اهمیت یافته تأکید زیاد روی اجرای آن ایده ها است. در استارتاپ ویکند فقط صحبت از تئوری نیست؛ خیلی سریع و بدون معطلی ایده های مناسب اجرا می شوند. معمولاً ایده هایی در این رویداد مورد استقبال قرار می گیرند که در گام اول، مدل کسب و کار مناسبی داشته باشند و در گام دوم، ایده های خلاقانه ای باشند که با وجودشان مفهومی جدید را به جامعه عرضه کنند. اگرچه ایده های خلاقانه ریسک سرمایه گذاری بیشتری دارند ولی از آن طرف، بازاری بکر و دست نخورده تر را در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهند. کافی است ایده شما افزون بر نوآوری، مدل کسب و کار مناسبی هم داشته باشد؛ این یعنی زده اید به هدف!

چرا باید در استارت آپ ویکند شرکت کنیم؟ 

آموزش

اولین مزیت شرکت در این رویداد، یادگرفتن چیزهای جدید است. شما فقط تئوری نمی خوانید یا برای اجرای یک ایده سال ها صبر نمی کنید. بلکه با کمک کارآفرینان و مشاوران زبده، ایده را از شکل خام درآورده و به یک مدل کسب و کار مناسب تبدیل می کنید. سپس در کنار هم تیمی ها ایده را در شکل ابتدایی اش پیاده سازی خواهید کرد. در واقع استارت آپ ویکند وقت شما را تلف نمی کند. فاصلۀ بین ایده تا اجرا ۳ روز بیشتر نیست!

 شبکه سازی

یکی دیگر از مزایای شرکت در استارت آپ ویکند پیدا کردن دوستان جدید است. پیشرفت در یک فضای تک بُعدی کار سختی است. برنامه نویس ها، گرافیست ها، انیماتورها، بازاریاب ها، سرمایه گذارها و … زمانی پیشرفت می کنند که در کنار هم باشند. بدون شک در طی این سه روز با افراد متعددی آشنا می شوید که می توانید روی کمکشان در ایده های بعدی، حساب باز کنید.

 پیدا کردن هم بنیان گذار

استارت آپ ویکند فقط یک رویداد عملی برای تحقق ایده ها نیست. یکی از معضلات اصلی جامعه ما ضعف کار تیمی و نبود تیم مناسب است. جمع کردن یک تیم مناسب به اندازه ایده و چه بسا بیشتر از آن در موفقیت یک استارت آپ اهمیت دارد. در واقع بسیاری از ایده های خلاقانه و خوب به خاطر نبود یک تیم منسجم در نطفه خفه می شوند. یکی از مزایای شرکت در این رویدادها، تیم سازی است. خدا را چه دیده اید؟ شاید کسی یا کسانی پیدا شدند که به استارت آپ یا شیوه کار شما علاقه داشتند و به کمک آنها توانستید ایده خود را به مرحله اجرا برسانید.

یاد گرفتن چیزهای جدید

یکی دیگر از مزایای شرکت در این رویداد، یاد گرفتن چیزهای جدید است. چیز جدید یعنی راهکارهای جدید که تاکنون به ذهنتان نرسیده اند. مثلا استفاده از پلتفرم ها و زبان های برنامه نویسی جدید، استفاده از ابزارهایی نو و حتی نگرش به مسائل از زاویه ای دیگر .

پیدا کردن سرمایه گذار

معمولاً همه استارت آپ ها کم و بیش به سرمایه نیاز دارند؛ بعضی کمتر و بعضی بیشتر. در کمترین حالت، هزینه های سرور، طراحی سایت و … وجود دارد. استارت آپ ویکند فرصتی در اختیار شما قرار می دهد تا توانایی خود و ایده ای که دارید را به اثبات برسانید و سرمایه گذاران را مجاب کنید تا در استارت آپ شما سرمایه گذاری کنند. شاید این کار در خارج از چنین رویدادی به سادگی میسر نباشد.

صرفه جویی مالی

اگر چه این رویداد جهانی است ولی بارها در شهرهای بزرگ ایران از جمله تهران، اصفهان، شیراز و … برگزار شده و بدون شک، تهیه بلیط آن ارزش این همه منفعت را دارد. یادتان باشد، هزینه ای که برای آموزش و عمیق تر کردن ایده هایتان صرف می کنید نه تنها به هدر نرفته بلکه زمینه سودهای کلان آینده را نیز برایتان فراهم می کند.

ادامه مطلب
بلوبانک
بلوبانک چیست؟ [ثبت نام بلو بانک...

بلو بانک، یک استارتاپ بانکی است که تحت تأثیر کرونا از اواخر سال 1398 شروع به فعالیت کرد. بلوبانک که یک نئوبانک محسوب می شود، تجربه جدیدی را برای مشتریان خود به ارمغان آورده تا بتوانند بدون نیاز به مراجعه به شعب، فرم های کاغذی، فرایندهای معمول بانکی و پیچیدگی های بانک های سنتی، تمامی کارهای بانکی خود را تنها با استفاده از یک گوشی هوشمند و اپلیکیشن انجام دهند. اگر می خواهید بدانید که بلو بانک چیست و چطور می توان از خدمات آن استفاده کرد، در ادامه این مطلب همراه ما باشید.

نئوبانک چیست؟

نئوبانک ها بانک های دیجیتالی هستند که این امکان را برای شما فراهم می کنند تا با استفاده از گوشی های هوشمند و اپلیکیشن ها بتوانید تمامی کارهای بانکی خود را انجام دهید. با وجود این بانک ها دیگر نیازی به مراجعه حضوری به بانک ها و ایستادن در صف های طولانی، حتی به منظور بازکردن حساب بانکی ندارید. بزرگ ترین مزیت این بانک ها غیرحضوری بودن آن هاست که همین امر سبب شده است افراد زیادی مشتاق استفاده از آن ها شوند.

بلوبانک

بلو بانک چیست؟

بلو، یک استارتاپ بانکی است که تحت تأثیر کرونا از اواخر سال 1398 شروع به فعالیت کرد. این بانک که یک نئوبانک محسوب می شود، تجربه جدیدی را برای مشتریان خود به ارمغان آورده تا بتوانند بدون نیاز به مراجعه به شعب، فرم های کاغذی، فرایندهای معمول بانکی و پیچیدگی های بانک های سنتی، تمامی کارهای بانکی خود را تنها با استفاده از یک گوشی هوشمند و اپلیکیشن انجام دهند.

هدف این بانک ایجاد نگاهی نوآورانه به بنیان های بانک، خلق محصولات جدید و نزدیک کردن خود به نیازهای نسل جوان امروزی از یک بانک در چارچوب قوانین پایه و موازین شرعی است. بلوبانک با وجود اینکه هسته مستقل بانکی دارد، از محصولات بانک سامان محسوب می شود. این بدان معناست که سپرده های مشتریان در این بانک ذخیره می شوند. همچنین عضو سامانه شتاب بانک مرکزی نیز است و به راحتی با استفاده از این کارت می توانید از هر کارت خوان و درگاهی استفاده کنید.

از آنجا که بلوبانک ها تمام خدماتشان را آنلاین و غیرحضوری انجام می دهند، برای بازکردن حساب نیز نیازی به مراجعه به بانک نیست و شما می توانید تنها به وسیله گوشی همراه خود و اینترنت به راحتی اقدام به افتتاح حساب کنید. برای افتتاح حساب در این بانک دیجیتال تنها نیاز به کارت بانکی هوشمند یا همان کد ره گیری و یک ویدئو کوتاه برای احراز هویت دارید. همچنین برای افتتاح حساب نیازی به داشتن موجودی نیست و کارمزدی نیز از شما دریافت نمی شود. به گفته خودشان مدت زمان فرایند افتتاح حساب نیز کمتر از 7 دقیقه است.

مدارک مورد نیاز برای ثبت نام بلوبانک

  1. اصل کارت ملی (برای کارت ملی های قدیمی، کد ره گیری درخواست صدور کارت هوشمند)
  2. داشتن یک خط تلفن همراه فعال که به نام خودتان است.
  3. کد پستی

مراحل افتتاح حساب در بلو بانک

  1. واردکردن اطلاعات هویتی مطابق کارت ملی و دریافت استعلامات هویتی
  2. ارسال عکس از کارت ملی و مطابقت اطلاعات کارت ملی با اطلاعات واردشده
  3. ارسال ویدئوی زنده از شخص بازکننده حساب
  4. بررسی و مطابقت تمامی مدارک ارسال شده برای تأیید نهایی و بازکردن حساب

آموزش افتتاح حساب در بلوبانک

ابتدا با توجه به نوع دستگاه موبایل خود اپلیکیشن بلوبانک را از طریق سایت یا اپ استورهای مرسوم ایران که داخل سایت قرار داده شده، دانلود کنید.

بلوبانک

حال بر روی گزینه «بازکردن حساب» کلیک کنید.

در صفحه بعد، فرایند بازکردن حساب برای شما نمایش داده می شود. برای ادامه روی «شروع» کلیک کنید.

بلوبانک

گزینه «شرایط و ضوابط» را فعال کرده و روی «ادامه» کلیک کنید.

بلوبانک

حال شماره خود را در اپلیکیشن وارد کنید تا پیامکی حاوی کد تأیید برای شما ارسال شود.

بلوبانک

کد تأیید پیامک شده را در بخش کد تأیید وارد کنید.

بلوبانک

در صورت داشتن کد معرف، آن را وارد کنید.

بلوبانک

تاریخ تولد خود را وارد کرده و وارد مرحله بعد شوید.

بلوبانک

کد ملی خود را وارد کنید و برای ادامه روی فلش بزنید.

بلوبانک

نام کاربری دلخواه خود را به لاتین وارد کنید.

بلوبانک

رمز عبور خود را مطابق ضوابط گفته شده در شکل زیر وارد کنید.

بلوبانک

همچنین می توانید گزینه اثر انگشت را با کلیک روی «فعال شود» برای رمز عبور فعال کنید.بلوبانک

پس از تکمیل مراحل ساخت حساب کاربری وارد مرحله اسکن مدارک می شوید. در این بخش نیز روی ادامه کلیک کنید.بلوبانک

در این قسمت، اگر کارت ملی هوشمند دارید، روی گزینه «کارت ملی هوشمند دارم» و اگر کد ره گیری کارت ملی خود را دارید، روی گزینه «کارت ملی هوشمند ندارم» کلیک کنید.بلوبانک

درصورت انتخاب گزینه «کارت ملی هوشمند» ندارم، صفحه زیر برای شما نمایش داده می شود و باید در قسمت مشخص شده کد ره گیری کارت ملی خود را وارد کنید.بلوبانک

درصورت انتخاب گزینه کارت ملی هوشمند دارم، اجازه دسترسی به دوربین را بدهید و پشت و روی کارت ملی خود را جلوی دوربین بگیرید تا اسکن شود.بلوبانک

پس از تکمیل مراحل اسکن مدارک، نوبت به بخش احراز هویت می رسد که در این بخش لازم است متن شناسی هویت را بخوانید و یک ویدئو 45 ثانیه ای را ضبط و ارسال کنید.

پس از ارسال ویدئو احراز هویت، واردکردن آدرس و کد پستی و انتخاب رنگ کارت بانکی، حداکثر 2 ساعت بعد ویدئوی شما تأیید و حساب شما باز می شود. بعد از طی کردن این مراحل کارت بلوبانک برای شما صادر و به آدرسی که داخل اپلیکیشن وارد کرده اید، ارسال می شود. مدت زمان ارسال در تهران حداکثر 5 روز و شهرهای خارج از تهران حداکثر 10 روز است. وقتی کارت به دست تان رسید فراموش نکنید که حتماً آن را در اپلیکیشن وارد کنید تا بتوانید از خدمات آن استفاده کنید.

کارت بلوبانک چیست؟

تمامی سپرده های مشتریان بلو، نزد بانک سامان نگهداری می شود و این بانک در قبال تمامی سپرده گذاران و مشتریان به عنوان بانک عامل شناخته می شود. همچنین هم زمان هم وجوه مشتریان مورد تضمین صندوق ضمانت سپرده های بانکی در بانک مرکزی است. به همین منظور، تمامی کارت های بانکی بلو، با پیش شماره کارت های بانک سامان است.

آیا کارت بلو بانک عضو شبکه شتاب است؟

اتصال این بانک به تمامی شبکه های سراسری بانکی و پرداختی شتاب و شاپرک از مسیر سوئیچ های بانک سامان و با نظارت این بانک صورت می گیرد و جای هیچ گونه نگرانی درباره هک و سرقت های اینترنتی وجود ندارد.

کد معرف بلوبانک چیست؟

ارائۀ کد معرف بلوبانک یکی از اصلی ترین مراحل ثبت نام و افتتاح حساب در بلوبانک است. کد معرف توسط افرادی که سابقاً در بلوبانک حساب باز کرده باشند، به افرادی ارسال می شود که قصد ثبت نام دارند. درواقع، تازمانی که پروژه در فاز قبل از رونمایی عمومی قرار داشته باشد، ارائۀ کد معرف ضرورت دارد.

پس از افتتاح حساب درصورتی که کد معرفی را جهت افتتاح حساب به دوستان و آشنایان خود ارسال کنید، از طرف بلوبانک 30 هزار تومان به حساب شما واریز خواهد شد. در گذشته، هر کاربر می توانست کد معرف را تنها به پنج نفر ارسال کند اما در جشنوارۀ بلوبانک با حذف این محدودیت، این امکان به کاربران داده شده تا در مدت محدودی، تعداد بی نهایتی کد دعوت را به افراد ارسال کنند.

سود بلوبانک چقدر است؟

علاقه مندان سپرده گذاری در بلوبانک این امکان را دارند تا بدون نیاز به پرداخت کارمزد، به صورت رایگان در این سامانه حساب افتتاح کنند. شما می توانید بدون واریز حتی یک ریال حساب جدیدی را باز کرده و از خدمات بلوبانک بهره مند شوید. مشتریانی که مبلغی را به عنوان سپرده در حساب بلوبانک خود نگهداری می کنند، برای حداقل ماندۀ موجودی در ماه 10درصد سود سپرده دریافت خواهند کرد.

معرفی خدمات بلوبانک

با وجود اینکه بلوبانک به عنوان یک بانک دیجیتالی در بستر یک اپلیکیشن فعالیت می کند اما این امکان را برای کاربران خود فراهم کرده تا مشتریان بتوانند تمام خدماتی که توسط سایر بانک ها ارائه می شود را از طریق بلوبانک نیز دریافت کنند. به این ترتیب، کاربران بلوبانک می توانند از طریق این بانک تمام فعالیت های زیر را انجام دهند:

  • پرداخت قبوض؛
  • انتقال پول به روش های مختلف؛
  • انجام عملیات کارت به کارت؛
  • خرید اینترنتی.

کاربران بلوبانک می توانند تنها با پرداخت کارمزد 250 ریالی مبالغ مدنظر خود را میان حساب های بلوبانک کارت به کارت کرده و سپس از آن ها مبلغ مدنظر را به حساب های بانک سامان انتقال دهند. همچنین، زمانی که کاربران مبلغ موردنظر خود را برای انجام عملیات انتقال وارد کنند، بلوبانک شیوه های ممکن برای انتقال را به کاربر نشان می دهد؛ بنابراین، کاربر نیازی به دانستن شیوه های مختلف انتقال نخواهد داشت.

معرفی بلو جونیور برای فرزندان

به فضای آموزشی مربوط به مسائل سادۀ مالی در بلوبانک، بلو جونیور گفته می شود. این فضا به کودکان 7 تا 14 سال اختصاص دارد. این فضای آموزشی به کودکان کمک می کند تا به زبان ساده مسائل مالی رایج را آموزش دیده و برای رویارویی با مسائل پیچیده تر آماده شوند. برای شروع یادگیری این مسائل و آشنایی با مفهوم پول و خدمات بانکی، لازم است پیش از هر چیزی ابتدا یک حساب جداگانه برای کودک خود باز کنیم تا کارت شخصی برای وی صادر شود. مراحل حساب در بلو جونیور عبارت است از:

  • افتتاح حساب بلوبانک برای حداقل یکی از والدین؛
  • دانلود اپلیکیشن بلو جونیور در دستگاه موبایل.

اپلیکیشن بلو جونیور از دو بخش کودک و والدین تشکیل شده است. بنابراین، والدین این امکان را دارند تا با بررسی مبالغ ورودی و خروجی فرزند و روند مالی حساب وی نظارت کاملی بر حساب فرزند خود داشته باشند. از طرفی در بخش کودکان این اپلیکیشن، کودکان می توانند با چگونگی انجام تراکنش مالی آشنا شده، پس انداز کرده، رمز دوم دریافت کرده و از سایر خدمات بانکی بهره مند شوند.

بلو باکس چیست؟معرفی فضایی برای پس انداز

بلو باکس یکی دیگر از امکانات و خدمات مهم در بلوبانک است. بلو باکس به عنوان یک فضای پس انداز در اختیار کاربران قرار گرفته و از طریق اپلیکیشن بلوبانک در دسترس است. برای شروع کار با بلو باکس ابتدا لازم است از طریق اپلیکیشن، باکس موردنظر خود را ایجاد کرده و سپس مبلغی که قصد پس انداز آن را دارید به این باکس انتقال دهید.

درواقع، این مبلغ از حساب اصلی بلوبانک شما برداشت شده و به بلو باکس منتقل می شود. به این ترتیب، زمانی که به این مبلغ نیاز پیدا کنید، می توانید از بلو باکس برداشت انجام دهید. همچنین، اگر مبلغ موجود در حساب اصلی بلوبانک شما تمام شود، مبلغ موجود در بلو باکس به حساب اصلی منتقل نخواهد شد. درواقع، واریز و برداشت از این باکس پس انداز تنها در اختیار خود کاربر قرار دارد.

آموزش ساخت بلو باکس در بلوبانک

درصورتی که جهت پس انداز در حساب خود مایل به ساخت بلو باکس باشید، لازم است مراحل سادۀ زیر را به ترتیب طی کنید:

  • ابتدا اپلیکیشن بلوبانک را در دستگاه موبایل خود دانلود کنید.
  • وارد اپلیکیشن شده و از طریق منوی این برنامه و نوار موجود در بالای صفحه، گزینۀ «باکس» را لمس کنید.
  • پس از ورود به صفحۀ جدید، گزینۀ «ساخت باکس جدید» را انتخاب کنید.
  • به این ترتیب با انتخاب این گزینه به راحتی باکس جدیدی را در بخش بلو باکس اپلیکیشن بلوبانک خود ایجاد می کنید.

مزایای بلو بانک چیست؟

تضمین نگهداری اطلاعات

نگهداری و محرمانه تلقی کردن تمامی اطلاعات دریافتی و مدارک هویتی مشتریان، با سخت گیرانه ترین روش ها در بلوبانک صورت می گیرد. این بانک دیجیتال به تعهدات خود پایبند است و مسئولیت آن را می پذیرد.

کسب درآمد از بلوبانک

اگر دوستان و آشنایان خود را از طریق کد معرف دعوت به بازکردن حساب کنید و آن ها نیز با کد شما افتتاح حساب انجام دهند، بلوبانک در ازای باز کردن هر بار حساب موفق به شما 30 هزار تومان جایزه می دهد. برای دریافت کد معرف کافی است به اپلیکیشن بلو مراجعه کرده، لینک آن را کپی و در هر پلتفرمی که می خواهید برای آشنایان خود ارسال کنید.

انتقال هوشمند پول

در هر جا که باشید و قصد انتقال پول (با هر مبلغی) را داشته باشید، نیازی نیست روش های شبا، ساتنا یا پایا را بلد باشید؛ اپلیکیشن بلو به صورت دیفالت روش را انتخاب می کند و پول را برای شما انتقال می دهد.

سیستم بیومتریک

با فعال کردن سیستم بیومتریک نیازی نیست با هر بار واردشدن به اپلیکیشن پسورد وارد کنید. از طریق اثر انگشت یا تشخیص چهره می توانید وارد اپلیکیشن شوید.

تفاوت رنگ کارت های بانکی بلوبانک

کارت های بانکی بلو در حال حاضر در سه رنگ سبز، قرمز و آبی صادر می شود و تفاوتی در نوع آن ها وجود ندارد.

گفت وگو با بلولاین

کارشناسان بانکی بلو 24 ساعته و در 7 روز هفته و حتی ایام تعطیلات آماده پاسخ گویی به شما هستند.

نکات مهم و تکمیلی درباره کارت بلوبانک

  1. برای افتتاح حساب داشتن کارت ملی هوشمند یا کد ره گیری الزامی است. در صورتی که کد ره گیری ثبت نام کارت ملی هوشمند خود را گم کرده اید، می توانید با مراجعه به سایت ثبت احوال کد ره گیری خود را پیدا کنید.
  2. ثبت نام تنها از طریق اپلیکیشن انجام می شود.
  3. به دلیل کنترل اطلاعات هویتی شما توسط سامانه شاهکار، حتماً باید شماره تلفن همراه به نام شخص بازکننده حساب باشد.
  4. امکان بازکردن حساب برای شرکت یا ارگان امکان پذیر نیست و تنها به نام شخص حقیقی امکان پذیر است.
  5. برای لغو فرایند ثبت نام خود می توانید در هر مرحله از فرایند شناسایی هویت، قبل از بازکردن حساب برای ترک فرایند در هر مرحله ای اقدام کنید.
  6. اگر تمامی مراحل ثبت نام و شناسایی هویت انجام شود، امکان لغو فرایند وجود ندارد.
  7. امکان بازکردن حساب به نام شخص دیگر وجود ندارد.
  8. حداقل سن برای بازکردن حساب 18 سال است.
  9. برای جلوگیری از سوءاستفاده و حفظ موارد امنیتی، احراز هویت مانند همه بانک های ایران برای بازکردن حساب ضروری است.
  10. داشتن پوشش اسلامی مرسوم جامعه در زمان ضبط و ارسال ویدئو ضروری است.
  11. بازکردن حساب و ارسال کارت کاملاً رایگان است.
  12. امکان بازکردن حساب های متعدد به نام یک شخص وجود ندارد.
  13. بازکردن حساب به دلیل ارسال کد روی تلفن همراه تنها با شماره های داخلی امکان پذیر است.
  14. در حال حاضر امکان بازکردن حساب مشترک در این بانک وجود ندارد.
  15. در حال حاضر تنها امکان بازکردن حساب سرمایه گذاری کوتاه مدت در این بانک امکان پذیر است.
  16. برای پرداخت قبوض یا انتقال پول نیازی به کد پایا ندارید.
  17. امکان خرید شارژ، اینترنت، پرداخت قبوض و انتقال پول وجود دارد.
  18. امکان پرداخت قبوض به صورت اتوماتیک
  19. دریافت سود سالیانه 10 درصد به صورت ماه شمار به ازای حداقل موجودی حساب
  20. امکان انتخاب کارت در رنگ های سبز، قرمز و آبی

آیا کلاهبرداری در بلوبانک صحت دارد؟

ازآنجایی که بلوبانک مانند سایر بانک های معتبر کشور فاقد شعبۀ فیزیکی است، این شک را در ذهن مخاطبان و مشتریان ایجاد می کند که آیا می تواند نوعی کلاهبرداری مالی باشد.؟ با وجود اینکه بلوبانک به طور مستقیم مجوز بانک مرکزی را دریافت نکرده است اما این بانک دیجیتالی به طور مستقیم با نظارت و ضمانت بانک سامان فعالیت می کند. این بدان معناست که در صورت بروز مشکل، بانک سامان مؤظف به جبران خسارات مشتریان خواهد بود. به طور کلی، سپردۀ مشتریان بلوبانک نزد بانک سامان نگهداری می شود.

جمع بندی

در این مقاله به طور کامل به معرفی و آموزش ثبت نام در بلوبانک پرداختیم. این بانک دیجیتال که یک نئوبانک محسوب می شود، این امکان را برای کاربران خود فراهم می کند تا بدون نیاز به مراجعه حضوری به بانک و ایستادن در صف های طولانی، به راحتی تنها با استفاده از یک گوشی هوشمند و اپلیکیشن بلو اقدام به افتتاح حساب کرده و کارت خود را به صورت رایگان درب منزل خود دریافت کنند. همچنین می توانند تمام کارهای خود را به صورت آنلاین انجام دهند. بلو، که یک استارتاپ محبوب در میان بسیاری از افراد است، می تواند در آینده ای نه چندان دور قابلیت های پیشرفته تری مانند افتتاح حساب مشترک، حساب های سرمایه گذاری بلندمدت و… را نیز برای کاربران خود فراهم کند.

پرسش های متداول

بله، با استفاده از کد ره گیری نوشته شده روی رسید ثبت نام کارت ملی هوشمند، امکان بازکردن حساب وجود دارد.

مراحل بازکردن حساب در این بانک حداکثر 7 دقیقه زمان می برد و پس از بررسی مدارک و شناسایی هویت و تأیید استعلام بانک مرکزی کارت شما طی زمان 5 تا 10 روز به دستتان می رسد.

ثبت نام و انجام تمام مراحل افتتاح حساب و احراز هویت تنها از طریق اپلیکیشن بلوبانک انجام می شود.

امکان انتخاب کارت در رنگ های سبز، قرمز و آبی وجود دارد.

ادامه مطلب
استارتاپ حوزه ارز دیجیتال
معرفی 6 تا از بزرگ‌ترین استارتاپ...

آشنایی با انواع استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

ارزش ارزهای دیجیتال یا ارزهای رمزنگاری شده، از ابتدای سال 2009 تا به حال افزایش بسیار زیادی را تجربه کرده است. در سال 2009، زمانی که بیت کوین، محبوب ترین ارز رمزنگاری شده در جهان امروز بود، در پایان فوریه امسال و زمانی که این مقاله به نگارش درآمده است، بیش از 1 تریلیون دلار ارزش دارد و به عنوان اولین ارز دیجیتال غیرمتمرکز راه اندازی شده است. از سال 2012، بیت کوین بیش از 193000 درصد از ارزش خود را به دست آورده و راه اندازی صدها نوع مختلف از ارزهای دیجیتال را سرعت بخشیده است؛ به همین دلیل بر اساس پیش بینی اقتصاددانان انتظار می رود تا سال 2026، اندازه بازار ارزهای دیجیتال از میزان مبلغ 1 تریلیون دلار نیز عبور کند.

بی شک سرمایه گذاری های مرتبط با ارزهای دیجیتال از محبوب ترین بحث های امروز در دنیای فناوری و اقتصاد است. بسیاری از شرکت های بزرگی که می خواهند فناوری جدید انقلابی را در پلتفرم های خود ادغام کنند یا می خواهند پیشرفت فراوانی داشته باشند، سرمایه گذاری و ایجاد استارتاپ های رمزنگاری می کنند. نام های بزرگ فناوری و شرکت هایی مانند Alphabet Inc. (NASDAQ: GOOG) و Amazon.com، Inc. (NASDAQ: AMZN) و شرکت بزرگ پرداخت های مالی یعنی PayPal Holdings, (NASDAQ: PYPL) بخشی از این فهرست هستند. صندوق های سرمایه گذاری و سرمایه گذاران خرد نیز در حال سوارشدن بر قطار ارز دیجیتال هستند و سودای کسب سود بسیار از این موضوع بسیار جذاب دارند. با ما در این مقاله همراه باشید تا با استارتاپ حوزه ارز دیجیتال و 6 مورد از بهترین آن ها آشنا شویم.

چرا استارتاپ های ارز دیجیتال مهم هستنند؟

راه اندازی هر نوع کسب و کار جدیدی با این امید همراه است که نتیجه ای مثبت در بر داشته باشد و اعتماد سرمایه گذار در آن نیز بالا باشد. با توجه به تحقیقات گفته می شود که سرمایه به عنوان مهم ترین عنصر برای رشد موفقیت آمیز کسب و کار شناخته شده است. بدون آن استارتاپ ها متمایل به فروپاشی و منحل شدن می شوند و به همین دلیل صاحبان استارتاپ های جدید به دنبال پشتوانه مالی برای کسب و کار خود هستند. سرمایه گذاری در هر استارتاپی کار آسانی نیست که به سرعت انجام شود. سرمایه گذاری در بسیاری از استارتاپ های جدید با استفاده از قیمت ارزهای دیجیتال امری بسیار سخت است. ارزهای رمزنگاری شده به عنوان بخشی جدید نیست، اما اگر به اشتیاق بسیار زیاد سرمایه گذاران در این زمینه توجه کنید، ممکن است احساس کنید که سرمایه گذاران در حال جذب هستند. در چند سال اخیر، استارتاپ های زیادی به «دنیای ارزهای دیجیتال» پیوستند؛ برای مثال پلتفرم معاملاتی NFT Sorare با ارزش گذاری ¾ میلیارد دلاری، 680 میلیون دلار جمع آوری کرد. همچنین استارتاپ زیرساخت بلاکچین Blockdaemon اکنون پس از سرمایه گذاری 155 میلیون دلار، ارزشی معادل 3/1 میلیارد دلار دارد. می توان به مثال دیگری از اشاره کرد که در آن سازنده بازی NFT که ارزش آن را 3 میلیارد دلار ارزیابی شده است.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

این شرکت توانسته سرمایه گذاری خود را در هند در دومین کریپتو یونیکورن کشور، یعنی CoinSwitch Kuber انجام بدهد. دیوید پاکمن از CoinFund که مؤسسه ای است با سازندگان دارایی های دیجیتال و زیرساخت های کلیدی فعال و فناوری های غیرمتمرکز که آینده بلاکچین را شکل می دهند، مدیریت می کند، توضیح داد که انفجار محبوبیت برای آخرین موج علاقه به استارتاپ های رمزنگاری است.

موج های سرمایه گذاری در زمینه ارزهای دیجیتال کدام اند؟

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

در ادامه سه موج اصلی سرمایه گذاری در زمینه ارزهای دیجیتال به صورت استارتاپ تشریح شده است:

1. شرکت های موج اول

شرکت های موج اول بیشتر بر نحوه خرید و نگهداری ارزهای دیجیتال متمرکز بودند؛ برای مثال Coinbase که در آن به صورت عمومی معامله می شود، شناخته شده ترین شرکت آن دوره است. این شرکت که در سال 2012 شروع به کار کرد و شرکت های دیگری مانند Kraken و Blockchain.com نیز تقریباً هم زمان با آن شروع به کردند و جز استارتاپ های یونی کورن یا تک شاخ شدند. استارتاپ های یونی کورن، استارتاپ های هستند که ارزش ها آن ها در مدت زمان کوتاهی به بالای 1 میلیارد دلار رسیده و مانند اسب تک شاخ یا یونی کورن، به افسانه و بهترین تبدیل شدند.

2. شرکت های موج دوم

شرکت های موج دوم از استارتاپ حوزه ارز دیجیتال، DeFi (Decentralized finance) یا امور مالی غیرمتمرکز هستند. تأمین مالی غیرمتمرکز (DeFi) ابزارهای مالی را بدون اتکا به واسطه هایی مانند کارگزاری ها، صرافی ها یا بانک ها ارائه می دهد. این ابزارها از قراردادهای هوشمند روی بلاکچین استفاده می کنند. پلتفرم های DeFi یا امور مالی غیرمتمرکز به افراد اجازه می دهند از دیگران وام بگیرند، درمورد تغییرات قیمت دارایی ها گمانه زنی کنند، ارزهای دیجیتال را معامله کنند، در برابر خطرات بیمه شوند و در حساب های پس انداز سود کسب کنند.  DeFiاز معماری لایه ای و بلوک های قابل ترکیب در سیستم خود استفاده می کند. برخی از برنامه ها نرخ بهره بالا را تبلیغ می کنند، اما در معرض ریسک بالایی هستند. تا اکتبر 2021، ارزش دارایی های مورد استفاده در تأمین مالی غیرمتمرکز بالغ بر 100 میلیارد دلار بود.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

این نوع از استارتاپ ها در تلاش هستند تا مدل های مالی سنتی را بازسازی کنند (مانند امکان وام دادن به ارز دیجیتال و دریافت سود). در خصوص این نوع استارتاپ ها این شایعه نیز وجود دارد که به طور مثال وام دهنده کریپتو BlockFi در حال افزایش سرمایه با ارزش 5 میلیارد دلار است.

3. شرکت های موج سوم

شرکت های موج سوم سریع تر از چیزی که مورد انتظار بود به میدان وارد شدند؛ یعنی NFT ها یا توکن های غیر قابل تعویض که در 12 ماه گذشته بسیار در دنیا سر و صدا ایجاد کرده اند.  Dapper Labsخالق NBA Top Shot (جایی که پاکمن یکی از اعضای هیئت مدیره است) به ارزش 7.5 میلیارد دلاری رسید و به عنوان جریان اصلی NFT تا به حال شناخته شد. همچنین شرکت OpenSea به ارزش 1.5 میلیارد دلار رسید، اما با مشکلات تجاری داخلی نیز مواجه شد. توکن غیر قابل تعویض (NFT) درواقع واحد منحصربه فرد و غیرقابل تعویضی از داده های ذخیره شده در زنجیره بلوکی است که شکلی از دفتر کل دیجیتال است.  NFT ها را می توان با فایل های دیجیتالی قابل تکرار مانند عکس ها، فیلم ها و صدا مرتبط کرد. NFT ها از دفتر کل دیجیتالی برای ارائه گواهی عمومی اصالت یا اثبات مالکیت استفاده می کند، اما اشتراک گذاری یا کپی فایل های دیجیتالی را محدود نمی کنند. نبود قابلیت تعویض، NFT ها را از ارزهای رمزنگاری شده بلاکچین، مانند بیت کوین متمایز می کند. انتقادی که وارد می شود این است که هزینه انرژی و ردپای کربن مرتبط با اعتبارسنجی تراکنش های بلاکچین بالایی دارند و همچنین استفاده مکرر از آن ها در کلاه برداری های هنری می شود.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

حضور پرقدرت شرکت های موج سوم یا NFT ها بدان معنا نیست که موج های قبلی درباره نوآوری به پایان رسیده اند و دیگر حرفی برای گفتن ندارند. به گفته فوربس، یکی دیگر از استارتاپ های صرافی ارزهای دیجیتال، یعنی FTX مدیرعامل خود را در حال حاضر میلیاردر کرده است و به گفته فوربس، زمانی که مارک زاکربرگ در همان سن بودند، با یکدیگر رقابت می کردند. همچنین چهار سال پیش، سام بنکمن- فرید حتی یک بیت کوین نخریده بود. اکنون او یکی از ثروتمندترین افراد جهان است.

بزرگ ترین استارتاپ های حوزه ارز دیجیتال کدام است؟

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

استارتاپ ها یا کسب و کارهای جدیدی که در زمینه ارزهای دیجیتال مشغول به فعالیت هستند، روزانه در حال افزایش اند و بسیاری از متخصصان و جوانان به این حوزه علاقه مند شده اند. در ادامه 6 مورد از بزرگ ترین و معروف ترین استارتاپ حوزه ارز دیجیتال مورد معرفی و بررسی شده است:

شرکت بلاک فای ( BlockFi)

BlockFi در سال 2017 توسط زک پرینس و فلوری مارکز تأسیس شد. این شرکت برای ارائه خدمات اعتباری به بازارهایی با دسترسی محدود به محصولات مالی ساده ایجاد شد.  BlockFiبا جفت کردن نرخ های رقابتی با مزایای بسیار باکیفیت، خود را از سایر ارائه دهندگان خدمات رمزنگاری متمایز کرد.  BlockFiتنها وام دهنده مستقل با پشتوانه نهادی سرمایه گذاران بزرگی مانند Valar Ventures، Galaxy Digital، Fidelity، Akuna Capital، SoFi و Coinbase Ventures است. تیم تشکیل دهنده BlockFi از متخصصانی تشکیل شده است که دارای تخصص خوب و حرفه ای در زمینه خدمات مالی و فناوری هستند.

این شرکت دفاتری در نیویورک، نیوجرسی، سنگاپور، لهستان و آرژانتین دارد. علاوه بر این، Gemini Trust Company، LLC، شرکت اعتماد نیویورکی است که توسط وزارت خدمات مالی ایالت نیویورک تنظیم می شود، متولی اصلی BlockFi است. تعداد کاربران شرکت BlockFi از عدد ۱۰ هزار نفر تا انتهای سال میلادی ۲۰۱۹، اکنون که این مقاله نگارش می شود، بیش از ۲6۰ هزار نفر باشد. همچنین میزان سرمایه گذار سازمانی آن نیز هم اکنون به عدد ۲۰۰ سرمایه گذار رسیده است. گفتنی است که بلاک فای از زمانی که شروع به فعالیت کرده تا به حال توانسته است در حدود ۴۵۰ میلیون دلار سرمایه را برای خود جذب کند.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

شرکت باندیل (Bundil)

شرکت Bundil از دیگر موارد استارتاپ حوزه ارز دیجیتال است که خدماتی براساس اپلیکیشن روی تلفن های همراه ارائه می دهد که به شما کم می کند به طور خودکار از تراکنش های روزانه کارت اعتباری یا نقدی خود در ارزهای دیجیتالی آگاه باشید. پشتیبانی از ارزهای دیجیتالی مانند بیت کوین، بیت کوین کش، لایت کوین و اتریوم و آگاهی از سرمایه گذاری و پس انداز شما در این ارزهای دیجیتال از خدمات این اپلیکیشن است. این اپلیکیشن هزینه های شما را ردیابی می کند، معاملات هر روز را به نزدیک ترین عدد دلار جمع می زند و سپس مبلغ اضافی را سرمایه گذاری می کند. از جمله مزیت هایی که اپلیکیشن ارائه شده توسط شرکت باندیل دارد، این است که مصرف کنندگان به استخراج ارز دیجیتال نیازی ندارند، بلکه در انتخاب خود سرمایه گذاری می کنند. مؤسس و خالق دیمیتری لاو (Dmitri Love) است که در دانشگاه آرکانزاس، بیوشیمی خوانده است. دیمیتری در حین بازی فوتبال در دانشگاه از ناحیه زانو آسیب دید و مدت زیادی طول کشید تا به طور کامل بهبود یابد.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

در دوران نقاهت و استراحت خود به آموختن کدنویسی پرداخت و بعد از آن مهندس نرم افزار شد. دیمیتری توسعه دهنده وب است و از گذشته نیز علاقه به سرمایه گذاری در زمینه ارزهای دیجیتال داشته است. زمانی که دیمیتری لاو به مادرش کمک کرد تا از خریدهای ارز دیجیتال به خوبی برآید، به پیچیدگی این فرایند پی برد و برای ایجاد تغییرات مناسب، الهامات لازم را دریافت کرد. بزرگ ترین چالش او در این زمینه جذب مشتری بود و این چالش الهام بخش او شد تا 60 روز پس از راه اندازی شرکت، در نمایشگاه Shark Tank شرکت کند. او می خواست راهی آسان برای خرید ارزهای دیجیتال به وجود آورد که شامل بسیاری از مراحل قبلی نمی شد. امروزه این شرکت همچنان در حال خرید کارت های اعتباری و نقدی است. در سال 2019، دیمیتری لاو از مکانی برای برنامه در نمایشگاه CES 2019 Eureka Park استفاده کرد. او در این نمایشگاه با افراد زیادی مواجه شد که خواستار ادغام کسب و کار خود با این اپلیکیشن بودند. شرکت Bundil در مجلات مهمی مانند CNBC، ABC و Forbes به عنوان استارتاپ حوزه ارز دیجیتال معرفی شده است. این برنامه با آپدیت جدید خود با ویژگی جدیدی همراه شده است و بسیاری از مشکلات مشتریان را حل کرده و ارز دیجیتال را به راحتی دردسترس مشتری قرار داده است.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

3. استارتاپ کوین بیس (Coinbase)

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

Coinbase Global که با نام تجاری Coinbase یا کوین بیس شناخته می شود، شرکتی آمریکایی است که پلتفرمی برای مبادله ارزهای دیجیتال را تأسیس کرده و آن را مدیریت می کند. کوین بیس در ابتدای فعالیت خود از راه دور عمل می کرد و فاقد دفتر مرکزی فیزیکی به صورت رسمی بود. این شرکت در سال 2012 توسط برایان آرمسترانگ و فرد اهرسام تأسیس شد. کوین بیس تا مارس سال 2021 بزرگ ترین صرافی ارزهای دیجیتال در ایالات متحده از نظر حجم معاملات بود.  Coinbaseکه از دیگر مثال های استارتاپ حوزه ارز دیجیتال است، درواقع پلتفرمی آنلاین و امن برای خرید، فروش، انتقال و ذخیره ارزهای دیجیتال است.

مأموریت این شرکت ایجاد سیستم مالی باز برای جهان و تبدیل شدن به برند جهانی برای کمک به جامعه به منظور تبدیل ارز دیجیتال به ارز محلی خود و دیگر خدمات مرتبط به آن است.

مهم ترین مزایایی که شرکت Coinbase ارائه می دهد، عبارت است از:

  1. خرید و فروش ارزهای دیجیتال را بسیار آسان کرده است.
  2. ارسال یا دریافت ارز دیجیتال بین کیف پول های آنلاین، دوستان یا تاجران مختلف در کوین بیس، رایگان است.
  3. امنیت این پلتفرم بسیار بالا و پشتیبانی فعالی برای مدیریت مشکلات دارد تا مشتری ها کمترین احساس نگرانی را داشته باشند.
  4. کوین بیس فروشگاهی واحد است و کیف پول ارزهای دیجیتال، صرافی و دیگر ابزارهای تجارت در این زمینه را در فضایی ساده برای مشتری ارائه داده است.
  5. Coinbase پلتفرمی است که برنامه های بسیاری با استفاده از API آن ساخته شده است.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

براساس آخرین اطلاعات و زمان نوشتن این مقاله، شرکت Coinbase 43 میلیون کاربر تأیید شده، 7000 مؤسسه و 115000 شریک اکوسیستم در بیش از 100 کشور دارد. همچنین درآمد خالص 1.14 میلیارد دلاری را در سال 2020 گزارش کرده است که نسبت به سال قبل از آن 483 میلیون دلار افزایش یافته است. این شرکت همچنین درآمد خالص 322 میلیون دلاری را برای سال پس از ثبت ضرر در سال 2019 گزارش کرد. از 782 میلیارد دلار دارایی در بازار ارزهای دیجیتال، حدود 90 میلیارد دلار ارزش در پلتفرم Coinbase نگهداری می شود.

4. شرکت بریو (Brave)

بریو درواقع شرکتی است که مرورگری با همین نام را ارائه داده است. مرورگری که بر اساس بلاکچین طراحی شده و مهم ترین ویژگی آن نمایش ندادن هرگونه تبلیغی در آن است. علاوه بر مرورگر توکنی نیز با همین و توسط همین شرکت ارائه شده است. همچنین Brave Wallet نیز راه اندازی شد که کیف پولی برای ارزهای رمزنگاری است و در مرورگر Brave تعبیه شده است. این کیف پول به کاربران Brave امکان می دهد تا سبد رمزنگاری خود را از کیف پول واحد ذخیره، مدیریت، رشد و تعویض کنند.

برخلاف بیشتر کیف پول های ارزهای رمزنگاری شده، Brave Wallet نیازی به برنامه های افزودنی ندارد. این مرورگر خطرات امنیتی را شناسایی می کند و متکی به CPU است و همچنین استفاده از حافظه دستگاه را کاهش می دهد. کاربران می توانند با هر دارایی رمزنگاری و با ایمنی و عملکرد عالی تراکنش کنند و با سایر کیف پول ها نیز ارتباط برقرار کنند. کیف پول Brave به زودی در برنامه های تلفن همراه نیز دردسترس خواهد بود.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

مهم ترین خدماتی که Brave Wallet به کاربران خود ارائه می کند، عبارت است از:

  1. نمایش نمودارهای بازار به صورت زنده و نمودارهای تاریخی و گذشته
  2. بهترین تطابق قیمتی با فهرستی از ارائه دهندگان با قابلیت تعویض داخلی
  3. ارسال و دریافت انواع ارزهای دیجیتال
  4. استفاده از ارزهای کلاسیک و خریدکردن با آن ها از طریق Wyre
  5. سازگار با هر نوع شبکه و تعامل با EVM با DApps
  6. مدیریت پرتفولیوی خود به آسانی و پشتیبانی از توکن غیر قابل تعویض (NFT)

5. شرکت بلاکچین دات کام (Blockchain.com)

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

صرافی ارزهای دیجیتال Blockchain.com دارای بیش از 71 میلیون کیف پول است که از طریق برنامه ایجاد شده است و 620 میلیارد دلار تراکنش در نزدیک به 200 کشور جهان دارد. این صرافی انتخاب محدودی از ارزهای دیجیتال دارد، اما دارای ویژگی های منحصربه فردی است که صرافی های بزرگ تر ارائه نمی دهند.  Blockchain.comکه سابقاً Blockchain.info بوده و در اصل شرکت ارائه دهنده خدمات مالی ارزهای دیجیتال است.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

این شرکت به عنوان اولین سیستم بلاکچین بیت کوین در سال 2011 شروع به کار کرده و کیف پول رمزنگاری ایجاد کرد که 28 درصد از تراکنش های بیت کوین را بین سال های 2012 تا 2020 به خود اختصاص داد. همچنین یک صرافی ارز دیجیتال را اداره می کند و به برخی سازمان ها، وام تجاری، داده ها، نمودارها و تحلیل های مختلف ارائه می دهد. سرمایه گذاران آمریکایی می توانند به پلتفرم Blockchain.com دسترسی داشته باشند، اما از قبل باید این اطمینان را به دست آورند که ایالت مدنظر اجازه دسترسی کامل را می دهد یا خیر؛ زیرا برخی از ایالت ها نقل و انتقالات بانکی را برای تأمین مالی حساب های صرافی ارزهای دیجیتال محدود می کنند. ایجاد حساب صرافی Blockchain.com و ایجاد کیف پول آن بسیار سریع و آسان است. در این صرافی می توان کد QR را اسکن کرد و توکن ها را به کیف پول معاملاتی صرافی یا کیف پول اصلی خود برای ذخیره سازی منتقل کرد.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

در سال 2020، این شرکت 31 میلیون کاربر داشته و تا سال 2021، 65 میلیون کیف پول Blockchain.com دارد. همچنین 28 درصد از تراکنش های بیت کوین از سال 2012 توسط کیف پول Blockchain.com آغاز شده است.

6. فایربلاکس (Fireblocks)

در سال 2017، گروه بدنام لازاروس چهار صرافی کره جنوبی را هک کرد و 200 میلیون دلار بیت کوین را سرقت کرد. بنیان گذاران Fireblocks  که مورد دیگری از استارتاپ حوزه ارز دیجیتال است، در آن زمان مشغول فعالیت های امنیت سایبری بودند، در ارتباط با نقض گسترده سایبری تحقیقات بسیاری می کردند. تغییر و انگیزه مجرمان سایبری از هک مالی به صورت کلاسیک و قدیمی به دارایی های دیجیتال تبدیل شده و پیچیدگی ها و نبود راه حل برای ایمن سازی دارایی های دیجیتال را در برداشته است. مایکل، ایدان و پاول هرکدام بیست سال گذشته را صرف تغییر نحوه اعمال امنیت سایبری کرده اند؛ بنابراین چالش آشکار بعدی، برای ایمن کردن بلاکچین برای آن ها کاملاً روشن بود.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

آن ها برای ایجاد Fireblocks که پلتفرم امنیتی برای دارایی دیجیتال است، از فناوری های جدیدی استفاده کردند تا در برابر سرقت یا هکرها از خود محافظت کنند. آن ها برای ایمن کردن کلیدهای خصوصی، اعتبارنامه های API و رفع سایر نیازهای امنیتی فعالیت خود را به طور جدی آغاز کردند.  Fireblocks از زمان آغاز به کار خود در سال 2018، از شرکت های پیشرو در حوزه بلاکچین و فضای امنیت سایبری است و سرمایه بسیاری را توانسته از طریق Cyberstarts، Eight Roads، Tenaya Capital، Swisscom، Paradigm، Ribbit Capital و Coatue جمع آوری کند. استارتاپ حوزه ارز دیجیتال Fireblocks  دارای فهرست بلندی از سرمایه گذاران خصوصی از جمله شلومو کرامر، ماریوس ناخت، میکی بودایی و نیر زوک است.

فناوری Fireblocks را می توان به عنوان نگهبانی برای ارزها برچسب گذاری کرد. همچنین به مؤسسات مالی جدید و تازه تأسیس شده پیشنهاد داد تا به تنهایی و بدون نیاز به اتکا به اشخاص ثالث، سرپرستی مستقیم دارایی های خود را در امنیت کامل بر عهده گیرند.

استارتاپ حوزه ارز دیجیتال

سخن پایانی

امروزه کسب و کارهای بسیار متنوعی در حوزه ارزهای دیجیتال وجود دارد و بر تعداد آن نیز روز به روز افزوده می شود. پویایی و رقابتی که در این بازار وجود دارد، سبب شده است، پیچیدگی های خاص خود را نیز به همراه داشته باشد و نسبت به دیگر موقعیت های دیگر برای ایجاد کسب و کار سود بیشتری نیز به همراه داشته باشد. 6 مورد از بزرگ ترین و معروف ترین استارتاپ حوزه ارز دیجیتال که تا به حال شروع به فعالیت کرده اند، عبارت است از:

  1. شرکت بلاک فای (BlockFi)
  2. شرکت باندیل (Bundil)
  3. استارتاپ کوین بیس (Coinbase)
  4. شرکت بریو (Brave)
  5. شرکت بلاکچین دات کام (com)
  6. شرکت فایربلاکس (Fireblocks)

سوالات متداول

ارزهای رمزنگاری شده به عنوان بخش جدیدی نیست، اما اگر به اشتیاق بسیار زیاد سرمایه گذاران در این زمینه توجه کنید، ممکن است احساس کنید که سرمایه گذاران در حال جذب هستند. در چند سال اخیر، استارتاپ های زیادی به «دنیای ارزهای دیجیتال» پیوستند. برای مثال پلتفرم معاملاتی NFT Sorare با ارزش گذاری 4.3 میلیارد دلاری، 680 میلیون دلار جمع آوری کرد. همچنین استارتاپ زیرساخت بلاکچین Blockdaemon اکنون پس از سرمایه گذاری 155 میلیون دلار، ارزشی معادل 1.3 میلیارد دلار دارد. این زمینه امروزه محل کسب سود بسیاری از شرکت ها شده است.

شرکت های موج اول: شرکت های موج اول بیشتر بر نحوه خرید و نگهداری ارزهای دیجیتال متمرکز بودند. شرکت های موج دوم: شرکت های موج دوم از استارتاپ حوزه ارز دیجیتال، DeFi (Decentralized finance) یا امور مالی غیرمتمرکز هستند. شرکت های موج سوم: شرکت های موج سوم سریع تر از چیزی که مورد انتظار بود به میدان وارد شدند؛ یعنی NFT ها یا توکن های غیرقابل تعویض که در 12 ماه گذشته بسیار در دنیا سروصدا ایجاد کرده اند.

ادامه مطلب
بوم کسب و کار
بوم کسب و کار چیست و...

راه اندازی کسب و کار، یعنی کنار هم چیدن پازلی که در انتها به تصویر درست منتهی می شود. اما پیچیده ترین پازل ها نیز از ابتدا به هم ریخته نبودند. تنها زمانی می توان یک پازل را حل کرد که از قبل، تصویر کامل شده آن را دیده باشیم. در مورد هر تجارت، استارت آپ و هر کسب و کاری موضوع همین طور است. تابلوی طراحی همان نگاه به تصویر کامل شده قبل از دوباره چیدن پازل است. بدون داشتن آن، شما کار نمی کنید فقط دور خودتان می چرخید. چون نمی دانید هدف چیست و اصلا ماجرا از چه قرار است. در این مقاله با هم به دنبال طراحی یک بوم کسب و کار یا همان تابلوی طراحی می رویم؛ چیزی که هر کسی با هر کسب و کار به آن نیاز پیدا می کند.

هنری دیوید تورو، شاعر، فیلسوف و مورخ

این جهان، بوم نقاشی برای تخیلات ماست.

بوم کسب و کار چیست؟

«الکساندر استروالدر» در کتاب «خلق مدل کسب و کار» بوم را این گونه تعریف می کند: «بوم کسب و کار، زبانی مشترک است که برای توصیف، مصورسازی، ارزیابی و تغییر مدل های کسب و کار از آن استفاده می شود.»

چگونه می توان یک بوم کسب و کار ساخت؟

ساخت هر چیزی نیاز به مواد اولیه دارد. از قورمه سبزی گرفته تا ساخت اورانیوم غنی شده، بدون مواد اولیه به نتیجه نمی رسند. بوم کسب و کار هم از این قافله مستثنا نیست. هر بوم از ۹ جز تشکیل شده است که هم نشینی آنها در نهایت به تصویر بزرگ منتهی می شود. «ایو پیگنیور» در کتاب «خلق مدل کسب و کار» این ۹ جز را چنین معرفی می کند:

  • بخش های مشتری
  • ارزش های پیشنهادی
  • کانال ها
  • ارتباط با مشتری
  • جریان های درآمدی
  • منابع کلیدی
  • فعالیت های کلیدی
  • مشارکت های کلیدی
  • ساختار هزینه

پازل اول: بخش های مشتری

مشتری، این لپ کلام پازل اول است. مشتری خودتان را می شناسید؟ آیا گروه هدف خودتان را مشخص کرده اید؟ چه گروهی، سازمانی و حتی چه جامعه ای به عنوان بازار هدف شما معرفی می شوند؟ این تصمیم گیری بخش بزرگی از بوم کسب و کار شما را تشکیل می دهد.

بخش های مشتری از چند نوع مختلف تشکیل شده اند. الکساندر استروالدر آنها را این گونه تعریف می کند:

  • بازار انبوه

وقتی تجارت شما، گروه بسیار بزرگی از مصرف کنندگان را هدف قرار دهد، در واقع شما به سراغ بازار انبوه رفته اید. در این بازار، از فاصله خیلی دورتری به مشتریان نگاه می شود. از این رو، نقطه های مشترک زیادتری به چشم می آیند. این دیدگاه چیزی شبیه به تماشای زمین از کره ماه است. چون در آن صورت، دیگر رنگ، نژاد، سن و حتی خط کشی کشورها اهمیت خودشان را از دست می دهند. در بازار انبوه هم چنین نگرشی حکم فرما است. وقتی محصولی برای بازار انبوه تولید می شود، از یک تهرانی تا یک فرد از قبایل آمازون را شامل می شود. از جمله محصولاتی که در این بازار جای می گیرند می توان به نوشیدنی هایی مثل نوشابه های گازدار و در کل بخش بزرگی از صنعت غذا اشاره کرد. با وجود این که بازار انبوه یعنی هدف قرار دادن گروه بسیاری بزرگی از مردم اما باز هم شامل همه مردم نمی شود. یادتان باشد، محصولی که برای همه تولید شده باشد، به درد هیچ کس نمی خورد.

  • بازار گوشه ای

بازار گوشه ای بخش بسیار خاصی از مشتریان را شامل می شود. در این بازار تمام محصولات و خدمات و تمام طرح های بازاریابی تنها برای ارائه خدمات به این گروه از مشتریان تنظیم می شوند. تداوم تجارت شما به وجود آنها وابسته است. در واقع تجارت شما به عنوان یک بخش مکمل برای این مشتریان در نظر گرفته می شود. به عنوان مثال، تولید کنندگان مواد اولیه خاص برای شرکت هایی که محصولات خاصی را به فروش می رسانند جزو این چرخه به شمار می آیند. بدون وجود آن شرکت و نیازش به آن گروه خاص از مواد اولیه، تجارت شما نابود می شود.

پیتر دراکر

هدف هر تجارتی، به وجود آوردن مشتری است.

  • بخش بندی شده

گاهی تجارت شما، توانایی پاسخگویی به چند گروه از مشتریان مشخص را دارد. اجازه بدهید با یک مثال، این موضوع را روشن تر کنیم. تصور کنید که شما کارگاه تولیدی نوعی از قطعات را دارید که پاسخگوی نیاز سه گروه پمپ سازی، فولادسازی و قطعات کامپیوتر است. در این صورت شما باید کارگاه خود را به سه بخش مجزا تقسیم کنید. زیرا با وجود نقطه های مشترک، باز هم در بسیاری از جنبه ها تفاوت های اساسی در محصول نهایی وجود دارد. سپس برای هر کدام، بوم کسب و کار جداگانه ای تعریف کنید که البته، همه آنها در ستون بخش مشتری بوم کسب و کار اصلی یا مادر کار شما جای داده می شوند.

  • متنوع

وقتی به علت پتانسیل هایی که در کارتان وجود دارد، قابلیت پاسخگویی به دو بخش بسیار متفاوت از مشتریان را داشته باشید در این گروه قرار می گیرید. تصور کنید که شما یک فروشگاه آنلاین فرش دارید و بازاریاب های زیادی به صورت برخط به خریداران فرش هایتان خدمات ارائه می دهند. اگر در کنار فروشگاه آنلاینتان یک وب سایت بازاریابی و خدمات مشاوره کسب و کار هم راه اندازی کنید و از پتانسیل قدرتمند بازاریابانتان نهایت استفاده را ببرید آن گاه دو گروه بسیار متفاوت از مشتریان را پوشش داده اید.

  • پلتفرم های چند وجهی (بازارهای چند وجهی)

هنگامی که مشتریانتان دارای نقاط مشترک زیادی با هم باشند و به گونه ای وجود یکدیگر را تکمیل کنند، آن گاه گروه مشتری شما بازارهای چند وجهی را پوشش می دهد. توجه داشته باشید که بخش مشتری پلتفرم های چند وجهی، با بخش «بازار گوشه ای» کاملا متفاوت است. در بازار گوشه ای تجارت شما به عنوان بخش مکمل یک تجارت دیگر به شمار می رفت اما در اینجا مشتریانتان حضور یکدیگر را تکمیل می کنند. به عنوان مثال، سایت های درج آگهی آنلاین یکی از این بازارهای چند وجهی را تشکیل می دهند. شما به عنوان صاحب این کسب و کار باید بانک جامعی از اطلاعات – شامل شماره تماس و ایمیل می شوند – بازدیدکنندگان وب سایت خودتان و بانک جامعی از اطلاعات شرکت های آگهی دهنده در اختیار داشته باشید. بدون وجود بازدیدکنندگان، آگهی دهنده ای هم وجود نخواهد داشت. به همین علت، هر دو مشتری، لازم و ملزوم یکدیگر هستند.

پازل دوم: ارزش های پیشنهادی

ارزش پیشنهادی، تکه بعدی از بوم کسب و کار شما را تشکیل می دهد. هر چیزی در این دنیا ارزش خاص خودش را دارد. شما نیز به هنگام تولید محصولات یا ارائه خدمات، در واقع در حال ایجاد ارزش هستید. مشتری نه محصول بلکه ارزش آن را خریداری می کند. او به هنگام خرید یا دریافت خدمات، ارزش پیشنهادی شما را با بقیه رقبایتان مقایسه خواهد کرد. در صورتی که بتوانید گوی بیشترین ارزش را از آن خود، پیروز میدان تصمیم مشتری خواهید شد. ارزش ها انواع گوناگون دارند. عواملی مانند تازگی محصول، شیوه عملکرد، سفارشی سازی، قیمت، طراحی محصول، برند و غیره، در این گردونه جای می گیرند. با خودتان فکر کنید. محصول شما چه ارزشی را با چه کیفیتی به مشتریانش پیشنهاد می دهد؟ ارزش شما برای کدام گروه از مشتریان، جذاب است؟

وارن بافت

قیمت چیزی است که می پردازی. ارزش چیزی است که می گیری.

پازل سوم: کانال ها

بوم کسب و کار

منظور از کانال ها، روش هایی است که شما با مشتریان خودتان ارتباط برقرار می کنید. کانال، اولین برخورد سفیر شما (یعنی محصول یا خدماتتان) با مشتریان است. اگر این ارتباط، همراه با خاطره ای خوش و دلپذیر ایجاد شود، کانال ساخته شده، قابلیت زیادی برای رفت و آمد مدام مشتری را فراهم می کند. گاهی برای ایجاد یک ارتباط سازنده، مجبور به ترکیب چندین کانال گوناگون می شوید. مثلا ترکیب کانال های ارتباط مستقیم – مثلا سایت –  و غیر مستقیم – مثلا عمده فروشی – یکی از این ترکیب های مرسوم به شمار می رود.

ایو پیگنیور معتقد است که هر کانالی از پنج فاز مجزا یا بهتر است بگوییم پنج پرسش مجزا تشکیل شده است. هر کانالی می تواند برخی از این فازها یا تمامی آنها را شامل شود. این فازها شامل موارد زیر می شوند:

  1. آگاهی

ما چگونه سطح آگاهی مشتریان را از محصولات و خدمات خود افزایش می دهیم؟

  1. ارزیابی

چگونه به مشتریان در ارزیابی ارزش پیشنهادی سازمان یاری می رسانیم؟

  1. خرید

ما چگونه خرید محصولات و خدماتمان را برای مشتریان ممکن می سازیم؟

  1. تحویل

چگونه ارزش پیشنهادی را به دست مشتری می رسانیم؟

  1. پس از فروش

چگونه خدمات پس از فروش را برای مشتریان فراهم می کنیم؟

پازل چهارم: ارتباط با مشتری

چهارمین بخش از بوم کسب و کار شما را ارتباط با مشتری تشکیل می دهد. هر کسب و کاری دلایل خودش را برای ارتباط با مشتریانش دارد اما سه انگیزه در بین تمام آنها مشترک است:

  • جذب مشتری
  • حفظ مشتری
  • افزایش میزان فروش

مشتری یک انسان است. این موضوع ساده ای است که گاهی حتی شرکت های بزرگ هم آن را فراموش می کنند. محصول یا خدمات شما در نهایت به دست یک انسان پیچیده می رسد. در نتیجه حتی تن صدای نمایندگان شما در بخش خدمات پس از فروش نیز در حفظ یا فراری دادن مشتریانتان نقش بزرگی دارد.

الکساندر استروالدر معتقد است که گونه های مختلفی از ارتباط با مشتری در روابط شرکت با یک بخش خاص از مشتریان وجود دارد. او نمونه هایی را در این رابطه مثال می زند:

  • کمک شخصی

«کسی که به طور شخصی تنها به من کمک می کند» این، مفهوم کمک شخصی در بخش ارتباط با مشتری است. وقتی سیاست شرکت شما، حفظ مشتری و افزایش میانگین درآمد به ازای هر مشتری باشد از این روش برای فروش محصول، خدمات یا ارائه پشتیبانی استفاده می کنید.

  • کمک شخصی اختصاصی

اگر بخش کمک شخصی را با آب و تاب بیشتری و به صورت کاملا اختصاصی و صمیمانه انجام دهیم، در این بخش جای می گیریم.

  • سلف سرویس

مدل سلف سرویس رستوران ها، تنها محدود به این مکان ها نمی شود. وقتی یک شرکت یا سازمان، هیچ ارتباط مستقیمی با مشتری نداشته باشد و در عوض، تمام چیزهای لازم برای خدمات به مشتریان را پیش بینی کرده و از قبل در مکانی آنها را گرد هم آورده باشد در واقع خدمات سلف سرویس را برای مشتریانش ایجاد کرده است.

  • خدمات خودکار

شکل کامل تری از خدمات سلف سرویس در بخش خدمات خودکار قابل مشاهده هستند. خدمات خودکار در بهترین حالت می توانند ارتباط شخصی را شبیه سازی کنند.

  • جوامع

جوامع یا همان انجمن ها، گردهمایی هایی برای ایجاد یک ارتباط پایدار، نه تنها بین شرکت و مشتریان بلکه بین مشتریان با یکدیگر هستند. یکی از قدرتمندترین منافع ساخت انجمن های اختصاصی، مشاهده مستقیم نظرات مشتریان در مورد محصول یا خدمات و یافتن راهکارهایی مجانی برای حل مشکلات محصول است.

  • خلق مشترک

خلق مشترک یعنی تبدیل مشتری به یک طرفدار؛ یعنی جا به جایی مکان ها؛ یعنی مشتری به جای این که رو به روی ما قرار گیرد در کنار ما جای داشته باشد و هر دو با هم به محصول یا خدمات نگاه کنیم. نمونه ای از این خلق مشترک را می توانید روی وب سایت دیجی کالا مشاهده کنید. بخش نظرات مشتریان این سایت با منتشر کردن بخش زیادی از نظرات خریداران یا مشتریان محصولات، برای هر محصول یک کارگاه نقد به راه انداخته است. آیا شما مشتریانتان را سازماندهی می کنید؟ آیا آنها می توانند در یک محیط مخصوص با هم به گفتگو پرداخته و کاملا آزادانه در مورد محصول و خدمات شما نظر بدهند؟

پازل پنجم: جریان های درآمدی

بوم کسب و کار

درآمد و شناخت مسیرهایی که جریان آن را به کسب و کارتان باز می کند یکی از پررنگ ترین بخش های بوم کسب و کار شما است. باید از خودتان بپرسید که بخش های مشتری در چه صورتی و در قبال چه ارزشی حاضر می شوند پول خود را از دست بدهند؟ هر تجارتی می تواند دو نوع جریان درآمدی داشته باشد:

  • درآمدهای تراکنشی

اگر مشتری، تنها یک بار از خدمات شما استفاده کند یا محصول شما را بخرد، شما از آن مشتری درآمد تراکنشی کسب کرده اید.

  • درآمدهای تکرار پذیر

اگر مشتریان شما چندین بار محصول یا خدمات شما را خریداری کنند، جریان ارزشمند درآمدهای تکرار پذیر در تجارت شما ایجاد شده است.

جف بزوس

اگر شما تجربه ای عالی بسازید، مشتریان راجع به آن با یکدیگر خواهند گفت. تبلیغات دهانی بسیار قدرتمند است.

ایو پیگنیور، هفت راه گوناگون را برای ایجاد جریان های درآمدی به کسب و کار تعریف می کند:

  • فروش دارایی

فروش هر محصول فیزیکی که شرکت شما آن را تولید می کند در این دسته جای می گیرد. مثلا فروش گوشی، لپ تاپ، کتاب و غیره.

  • حق استفاده

این جریان درآمدی با میزان استفاده مشتری از آن خدمات ارتباط مستقیم دارد. یعنی مشتری هر چقدر که بیشتر از محصول یا خدمات شما استفاده کند باید بیشتر هم پول پرداخت کند. مثلا استفاده از خدمات تلفن همراه یا تعداد روزهای اقامت در یک هتل در این دسته جای می گیرند.

  • حق عضویت

در این روش، میزان دسترسی به خدمات یا محصول به فروش می رسد. مثلا عضویت در سایت های آموزشی یا حتی عضویت در باشگاه ها شامل این نوع جریان درآمدی می شوند.

  • قرض دادن، اجاره دادن

این جریان می تواند مرتبه های استفاده از یک محصول را بسیار افزایش دهد. سایت های اجاره خودرو، اجاره راننده، تلفن همراه و حتی اجاره لباس های گران قیمت و برند می توانند در این گروه جای بگیرند.

  • اعطای حق امتیاز

اعطای حق امتیاز به مشتری به این ترتیب است که شما حق مالکیت معنوی خودتان را به کسی می فروشید. مشتری با وجود خرید حق مالکیت مجبور است موارد زیادی را تحت نظر شما اجرا کند. مثلا شرکت هایی که رستوران های زنجیره ای در سراسر کشور و حتی جهان احداث می کنند، با فروش حق امتیازشان، تجارت خودشان را گسترش می دهند.

  • دستمزد کارگزاری

واسطه گری نام برازنده ای برای این جریان درآمدی است. به عنوان مثال، مشاوران املاک که نقش یک واسطه بین ما و صاحب ملک را ایفا می کنند در صورت عقد قرارداد، کمسیون خود را برمی دارند و در واقع، دستمزد کارگزاری می گیرند.

  • انجام تبلیغات

تبلیغات در هر کسب و کاری می تواند جریان درآمدی خوبی ایجاد کند. از فروش فضای تبلیغاتی وب سایت ها گرفته تا ساخت تبلیغات ویدیویی برای مشتری.

پازل ششم: منابع کلیدی

تکمیل کردن پازل بوم کسب و کار بدون داشتن این تکه، غیر ممکن است. منابع کلیدی، به هر کسب و کاری اجازه فعالیت می دهند. این منابع در واقع همان سرمایه های مورد نیاز برای تولید و حرکت را فراهم می کنند.

پازل هفتم: فعالیت های کلیدی

بوم کسب و کار شما در پازل هفتم به سراغ عمل می رود. در این پازل شما باید تعیین کنید که برای انجام هر کدام از پازل های قبلی به چه نوع فعالیتی نیاز دارید. بسته به نوع مدل کسب و کار، فعالیت های کلیدی هم متفاوت هستند. الکساندر استروالدر، فعالیت های کلیدی را به صورت زیر دسته بندی می کند:

  • تولید

اگر یک شرکت تولیدی داشته باشید، فعالیت شما در زمینه طراحی، ساخت و ارائه محصول به تعداد زیاد و با کیفیت عالی است.

  • حل مسئله

فعالیت های کلیدی از این نوع، در ارائه یک راهکار کاربردی به مشتری خلاصه می شوند. ساده ترین مثال برای این مورد، شرکت های مشاوره هستند.

  • پلتفرم / شبکه

اگر کسب و کارتان در بستر یک پلتفرم کار می کند، در نتیجه فعالیت اصلی شما، توسعه و بهبود ارائه خدمات در قالب این شبکه است. فروشگاه های بزرگ اینترنتی مثل آمازون، ای بی، دیجی کالا و شرکت هایی مانند مایکروسافت نمونه هایی برای این دسته به شمار می روند.

پازل هشتم: مشارکت های کلیدی

بوم کسب و کار

بخش هشتم از بوم کسب و کار شما را شراکت تشکیل می دهد. شرکت ها به علت های گوناگونی وارد بحث شراکت می شوند. مثلا گاهی برای گسترش و گاهی هم برای تامین سرمایه، پای شرکا را به کسب و کار خودشان باز می کنند. در کل، چهار نوع مختلف از شراکت بین کسب و کارها مرسوم است:

  • پیمان های استراتژیک بین شرکت هایی که رقیب یکدیگر نیستند.
  • مشارکت های استراتژیک بین شرکت هایی که رقیب هم هستند.
  • سرمایه گذاری های مشترک برای ایجاد کسب و کارهای جدید
  • روابط خریدار- تامین کننده

کن بلانچارد

هیچ کدام از ما به تنهایی نمی تواند به اندازه زمانی که با هم هستیم، قوی باشد.

پازل نهم: ساختار هزینه

آخرین تکه از بوم کسب و کار شما را ساختار هزینه تشکیل می دهد. قدم گذاشتن در هر کسب و کاری بدون پرداختن هزینه های ایجاد و بقای آن، غیر ممکن است. شاید در این میان، کسب و کارهایی با حداقل نیاز به هزینه وجود داشته باشند اما کاری وجود ندارد که بدون هزینه اجرا شود. برای محاسبه ساختار هزینه‎های خود باید سه تکه پازل منابع کلیدی، فعالیت های کلیدی و مشارکت های کلیدی را به درستی تعریف کنید.

بوم کسب و کار شما آماده است!

نُه تکه پازلی که در بالا با هم آنها را شناختیم، به شما کمک می کنند تا بخش پیچیده ای از آغاز کارتان را بسیار ساده و مفصل انجام دهید. با طراحی و تکمیل آگاهانه این بوم، نیمی از مسیر رسیدن به موفقیت را طی خواهید کرد. الکساندر استروالدر و ایو پیگنیور، این پازل ها را در کنار هم چیده اند و در تابلوی زیر جایگذاری کرده اند. این تابلو را در برگه ای بزرگ ترسیم کنید و پازل های خودتان را در بخش های مختلف آن جای دهید. به این ترتیب در چند گام ساده، تابلو کسب و کار خودتان را خواهید ساخت.

بوم کسب و کار

خلاصه ای از آنچه با هم گفتیم:

  • بوم کسب و کار، طراحی و ساخت تصویری بزرگ تر و آگاهانه از کسب و کار شما است. آن را جدی بگیرید.
  • هر بوم مدل کسب و کار از ۹ بخش جداگانه تشکیل شده است. این بخش ها شامل بخش های مشتری، ارزش های پیشنهادی، کانال ها، ارتباط با مشتری، جریان های درآمدی، منابع کلیدی، فعالیت های کلیدی، مشارکت های کلیدی و ساختار هزینه هستند.
  • با تعریف درست هر یک از این ۹ بخش می توانید بوم کسب و کار مخصوص خودتان را طراحی کنید.

نقشی بر لوح کارم…

طراحی بوم کسب و کار، چیزی شبیه به این ضرب المثل است که: «جنگ اول به از صلح آخر». در واقع اگر حواسمان را جمع نکنیم در پایان نه با جنگ بلکه با شکست، حال و احوال می کنیم. این بوم به ما نشان می دهد که واقعا چه می خواهیم، چه داریم و چه باید بکنیم. طراحی آن شاید وقت گیر باشد اما بسیار راهگشا و ساده است. به قول ریچارد باخ، ساده ترین چیزها معمولا واقعی ترین ها هستند. پس واقعی و درست تلاش کنید.

نظر شما چیست؟

آیا می توانید به سادگی تصویر بزرگ تری از تجارت خودتان را ترسیم کنید؟ آیا تمام نُه تکه پازل بوم کسب و کار شما به درستی بر جای خود قرار گرفته اند؟ از نظر شما طراحی بوم کسب و کار تا چه اندازه در میزان موفقیت یک شرکت تاثیرگذار است؟

ادامه مطلب
۱
۷حقیقت ناگفته در مدیریت استارت آپ...

این روزها وقتی از زبان کسی عبارت «استارت آپ» را می شنویم، ذهنمان بی برو برگرد به سراغ اپلیکشن ها، برنامه ها و وب سایت های معروفی می افتد که با تکیه بر تکنولوژی مثل یک توپ صدا کردند. اما در حقیقت، معنای اصلی استارت آپ بسیار گسترده تر از این حرف ها است. در علم مدیریت، به هر نوع فعالیت نوپا، استارتاپ گفته می شود. به همین دلیل، مدیریت استارت آپ موضوعی بسیار گسترده است.

۷ حقیقت ناگفته در مدیریت استارت آپ

در این مقاله، با هم هفت نکته مهم مدیریتی را یاد می گیریم که در مدیریت استارت آپ یا همان تجارت نوپای ما، راهگشا خواهند بود.

وارن اویس، کارآفرین، خلبان، موسس و مدیر ارشد اجرایی شرکت «آویس کار»

مدیریت، مجموعه ای از ارزش های اصلی و قدرت قضاوت است. به همین دلیل باید به خود وفادار ماند. بهترین مدیر کسی است که از روش انتخاب خودش، بهترین احساس را داشته باشد و بعد روی آن تاکید کند. آدم می تواند الگوهایی داشته باشد، ولی نباید شبیه یک نفر دیگر باشد. خودت باش، طبیعی باش و لعنت بر شیطان، گاهی هم لبخند بزن!

نکته اول: قبل از طرح کسب و کار جدید، مدل آن را پیدا کنید

بخش مهمی از مدیریت استارت آپ به مدل سازی ایده های خلاقانه برمی گردد. فرقی نمی کند که استارت آپ شما در حال گذراندن اولین روزهای زندگی اش است یا سن و سالی از آن گذشته، چون همیشه به این سبک از مدل سازی نیاز پیدا می کنید. مدل سازی، کاری عجیب و غریب یا پیچیده نیست. در حالت عادی، هر کدام از ما فرایند مدل سازی را برای کارهای روزمره خودمان به راحتی و فراوان به کار می گیریم. اجازه بدهید با مثالی ساده، این موضوع را بازتر کنیم. تصور کنید که شما قصد مسافرت کردن به یکی از شهرهای شمالی کشورمان را دارید. در این حالت، مدل سازی شما برای این مسافرت، چیزی شبیه به این خواهد بود: تصمیم گرفتن برای سفر رفتن، مشخص کردن مقصد یا مقصدهای دقیق سفر، بررسی کیفیت سفر پیش رو با توجه به امکانات موجود، فکر کردن در مورد مسیرهای حرکت به سمت مقصد، کشف فرصت هایی که برای خوش گذشتن در این سفر وجود دارد یا حتی، خطراتی که ممکن است شما را به هر شکلی، تهدید کند. حالا، به سراغ طرح مسافرتتان می رویم. طرح شما چیزی شبیه این خواهد بود:

محاسبه هزینه های سفر، تاریخ دقیق حرکت، وسیله مسافرت کردن (ماشین، قطار یا هواپیما)، تهیه بلیط، رزرو هتل یا اقامتگاه، مشخص کردن همسفران یا حتی برنامه ریزی برای یک سفر به تنهایی.

وقتی خوب نگاه کنیم می بینیم که مدل سازی، کاری است که ما تقریبا هر روز آن را انجام می دهیم. اما وقتی پای مدل سازی به کسب و کارمان باز می شود، با بهانه های گوناگون، از انجام آن طفره می رویم. علت های گوناگونی نیز در پشت پرده این طفره رفتن ها پنهان شده اند، مثلا ترس از نقد شدن ایده، ترس از بزرگی ابعاد کار و جا زدن و گاهی حتی اعتماد به نفس زیاد. یادتان باشد نباید به هیچ بهانه ای این مرحله مهم را دور بزنید. هیچ کاری را بدون مدل سازی آغاز نکنید.

نکته دوم: مدل ذهنی خودتان را بشناسید

مدیریت استارت آپ

شما در مدیریت استارت آپ به طور مستقیم بر اساس مدل ذهنیتان گام برمی دارید. شاید بپرسید، مدل ذهنی چیست؟ مدل ذهنی، شیوه تفکر ما است؛ مبنایی است که بر اساس آن تصمیم می گیریم و اقدام می کنیم. ریشه شکل گیری مدل های ذهنی به دانش، تجربه، دیده ها و شنیده های ما بازمی گردد.  جالب است بدانید که مدل ذهنی ناکارآمد، علت اصلی بسیاری از شکست های کاری به شمار می رود. در این بین، دانستن چند نکته به شما کمک می کند تا تغییرهایی کاربردی در مدل ذهنی خودتان ایجاد کنید:

گول معناها را نخورید

به قول ماری کوری، انسان از ناشناخته ها می ترسد. به همین دلیل می خواهد معنایی معادل برای آنها بسازد تا از این راه، ناشناخته ها را به چیزهایی آشنا تبدیل کند. گاهی این معناسازی ها برای یک کارآفرین که در حال بررسی قابلیت های ایده جدیدش است، مشکل ساز می شود. مدیریت استارت آپ، به دیدن حقایق موجود با چاشنی پتانسیل های بالقوه نیاز دارد. محصول، ایده یا تفکر خود را قبل از هر قضاوت و معناسازی تازه ای، از چند قدم دورتر بررسی کنید. سعی کنید با ماجرای خوب یا بد پیش آمده، برای چند دقیقه بدون هیچ تحلیلی برخورد کنید. پاسخ های تازه در نگاه های تازه نهفته اند.

مدل ذهنی شما، تصویری از دنیای اطرافتان است نه حقیقت آن دنیا

مدل های ذهنی، شکل ساده شده ای از دنیای بیرونمان هستند برای این که بتوانیم راحت تر با جهان پیرامونمان و انسان های پیچیده ای که در آن گام برمی دارند، ارتباط برقرار کنیم و آنها را بفهمیم. به همین دلیل است که در علم مدیریت، تمام مدل های ذهنی را نادرست به حساب می آورند. مدل های ذهنی، نادرست هستند اما بسته به نوع استفاده ما از آنها، می توانند مفید یا مضر باشند. مدیریت استارت آپ خود را به یک مدل ذهنی وابسته نکنید. گستره نگاهتان را وسعت ببخشید. تفکری که امروز ستایش می شود، فردا مورد سرزنش قرار می گیرد. انعطاف پذیری خود را بالا ببرید. از مدل های ذهنی و از شیوه های تفکر، تنها تا زمانی که برای شما و استارت آپ تان مفید هستند استفاده کنید. یادتان باشد، تعصب، دست و پای اندیشه را می بندد.

مدل های ذهنی، همیشه مرئی و قابل دیدن نیستند

بخش بزرگی از رفتارهای ما چه در مدیریت استارت آپ و چه در زندگی به عنوان یک انسان، تحت تاثیر مستقیم و پرقدرت مدل های ذهنی گذشته و حتی کودکی ما قرار دارند. گاهی قدمت مدل های ذهنی مان باعث می شود که آنها رنگ و شکل خود را در اعماق ذهنمان حل کنند. نتیجه این می شود که گاهی شبیه به یک ماشین، رفتارهایی را از خودمان بروز می دهیم و آن را با مفهوم «من بودن» ترکیب می کنیم. مثلا می گوییم: «من ضعیف هستم» یا «من بی استعداد هستم». اجازه بدهید مثالی برایتان بزنم. تصور کنید که شما در کودکی و به هنگام نشان دادن کارهای جدیدتان به والدینتان با برخوردهایی نامهربان و گاهی حتی سخت گیرانه مواجه شده اید. رفتاری که انجام دادید و پاسخی که دریافت کردید، به عنوان یک مدل ذهنی در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت شده است. این مدل ذهنی همیشه همراه شما خواهد بود حتی هنگامی که مدیریت استارت آپ خودتان را بر عهده می گیرید. در این وضعیت با دو حالت رو به رو می شوید:

وقتی خودتان می خواهید چیزی تازه را به تیمتان معرفی کنید

در این حالت، شما با یک استرس و پریشان حالی پنهان رو به رو می شوید و گاهی از بیان برخی موضوع ها صرف نظر می کنید. چون نمی دانید اطرافیانتان چه عکس العملی از خود نشان می دهند.

هنگامی که اعضای تیمتان می خواهند ایده ای تازه را به شما ارائه دهند

در حالت دوم، زمانی که دیگران برای بیان ایده هایشان نزد شما می آیند، باز آن مدل ذهنی خاک خورده فعال می شود. اما این بار در حالت معکوس خود عمل می کند. شاید شما هم نمونه ای از این برخوردها را دیده باشید؛ زمانی که یک رئیس بسیار سختگیر، بهترین ایده ممکن را به بهانه های پوچ، رد می کند.خودتان را بشناسید و برای این خودشناسی ارزشی بسیار زیاد قائل شوید. چون تنها در این صورت است که می توانید از دست این مدل های ذهنی نامرئی رهایی یابید یا حداقل آنها را کنترل کنید.

جی فاستر، بنیان گذار علم پویاشناسی سامانه ها، استاد دانشگاه ام.آی.تی آمریکا و یک سیستم شناس

تمام چیزی که ما از دنیای بیرونمان داریم، تنها یک تصویر ذهنی است. ذهن هیچ یک از ما برای داشتن تصویری از تمام جهان، جا ندارد. پس ما بخش هایی از جهان، از کشورمان، از خاطراتمان و از رفتار دیگران را برمی داریم و در ذهنمان ثبت می کنیم. ما یک تصویر ساده تر از دنیای بیرونمان می سازیم.

نکته سوم: استراتژی ورود و خروج داشته باشید

مدیریت استارت آپ

یکی دیگر از بخش های مهم در مدیریت استارت آپ، ساخت یا استفاده از استراتژی هایی است که به موفقیت یا خلاصی از یک بحران منجر می شوند. بسیاری از مدیران، بخش اول را خوب جلو می آیند. یعنی وقتی زمان تدوین استراتژی برای تولید محصول، بازاریابی و فروش آن می رسد، با تمام قوا و حداکثر زمانی که می توانند روی آن کار می کنند. اما مهم ترین کار را از قلم می اندازند و آن تدوین یک استراتژی برای زمان های بحرانی است. اینجا است که مهارت نگاه کردن از چند قدم دورتر، به کار مدیران می آید. همان طور که یک معمار به هنگام ساخت آسمان خراش های بلند، پله های اضطراری و سیستم های اطفای حریق را با دقت هر چه تمام تر طراحی می کند یا همان طور که ملوان های زبردست، با آن همه تجربه و مهارت در شنا کردن باز هم به هنگام عملیات، جلیقه نجات بر تن می کنند، شما نیز باید راهی قدرتمند برای زمان های بحرانی پیش بینی و اجرا کنید. ید.اما در این میان، مراقب یک نوع انحراف باشید. در طراحی استراتژی خروج، زیاده روی نکنید. مدیریت استارت آپ، نیازمند نگه داشتن حد تعادل است. با وجود این که تدوین استراتژی خروج، بسیار مهم است اما نباید در اجرای آن بیشتر از استراتژی اصلی مانور دهید. راه نجات، زمانی اهمیت می یابد که ساختمان اصلی ساخته شده باشد.

نکته چهارم: همیشه این سه چرخه را تحلیل کنید

برای مدیریت استارت آپ خودتان، باید با مفهوم سه چرخه اساسی که زیربنای هر فعالیت تجاری را می سازند، آشنا باشید. این سه چرخه شامل، چرخه عمر کسب و کار، چرخه عمر صنعت و چرخه عمر بازار هستند. بیاید نگاهی گذرا به این سه چرخه داشته باشیم.

چرخه عمر کسب و کار

به طور طبیعی، چرخه عمر کسب و کار شامل چهار مرحله مقدماتی، رشد، بلوغ و کاهش می شود. این چرخه از زمانی که ایده محصول تازه بین اعضای تیمتان مطرح می شود تا زمانی که محصول ساخته شده به بازار می رود، به اوج می رسد و از رده محصولات تولیدی خارج می شود، ادامه دارد. به عنوان فردی که مدیریت استارت آپ را بر عهده دارد باید رصد کاملی روی این چهار مرحله داشته باشید. این تصمیم شما است که بهترین زمان برای ورود به مرحله بعدی چرخه را تعیین می کند.

چرخه عمر صنعت

چرخه عمر صنعت نیز مانند چرخه عمر کسب و کار از همان چهار رده سنی برخوردار است. اما این چرخه، از چرخه کسب و کار مهم تر است. چون کسب و کار شما در این مجموعه جای می گیرد. طبق مدل پنج گانه مایکل پورتر – یکی از استادهای برجسته مدیریت در آمریکا – برای ورود به یک صنعت باید مواردی از قبیل رقبای تازه و قبلی صنعت، قوانین حاکم بر آن صنعت، خریداران، عرضه کنندگان مواد اولیه و کالاهای جایگزین آن صنعت بررسی شوند. در نتیجه، چرخه عمر صنعت و رصد تغییرات آن یکی دیگر از کارهای کلیدی و مهم در مدیریت استارت آپ شما است. حتی می توان گفت که زندگی استارت آپ شما به تغییرات این چرخه عمر وابسته است.

چرخه عمر بازار

هر محصولی بازاری دارد و هر بازاری روزی به آخر کار خودش می رسد. علت های متفاوتی نیز می توانند زمینه ساز این نابودی باشند. گاهی پیشرفت های تکنولوژی، محصول را به حاشیه می کشانند و گاهی جایگزین هایی بسیار قدرتمند، بازار قدیمی را شخم می زنند تا از میانش بازاری جدید برای خودشان دست و پا کنند. نمونه هایی از این دست، زیاد هستند. در مقام مدیریت استارت آپ و در برخورد با این چرخه، همیشه باید سه کار را انجام دهید:

بازار را رصد کنید

جایگاه کنونی خود در بازار را شناسایی کنید

جایگاه آینده خود در بازار را پیش بینی کنید

اگر بدانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید، قادر خواهید بود تا بهترین تصمیم ها را برای تجارتتان بگیرید و این کاری است که یک مدیر باید به خوبی از عهده اش بربیاید.

ورنر نیفر، رئیس هیئت مدیره مرسدس بنز در سال ۱۹۸۹

مهم ترین تجربه من به عنوان یک مدیر این است که باید به کارمندان یک کارخانه مانند یک کالای پرارزش و مهم ترین سرمایه برای موفقیت نگریست. این کامپیوتر، روبات ها و ماشین ها نیستند که موجب موفقیت یک موسسه می شوند، بلکه افرادی هستند که دائم ایده های تازه خود را ارائه می دهند.

نکته پنجم: زمان گسترش را درست پیش بینی کنید

مدیریت استارت آپ

هر تجارتی رشد می کند و هر رشدی نیازمند پیش بینی و برنامه ریزی است. مدیریت استارت آپ شامل تشخیص زمان درست و شیوه مناسب برای گسترش زمینه فعالیت نیز می شود. به یاد داشته باشید که طراحی و توسعه محصول یا تجارتتان فرایندی موقتی نیست و بازه زمانی مشخصی ندارد. گسترش تجارت، یک فرایند روزانه و دائمی است. در این بین، هر چقدر هم که دقت و تفکر را به کار گیریم باز هم نمی توانیم از آزمون و خطا دوری کنیم. بدون قدم گذاشتن در راهی تازه، نمی توان توانایی و امکان رفتن در آن را به طور دقیق پیش بینی کرد. شجاعت، جسارت و داشتن فکرهای بزرگ، توشه هایی قدرتمند هستند که برای مدیریت استارت آپ خودتان به آنها نیاز پیدا می کنید.

نکته ششم: برای رشد محصولتان، از مدل ذهنی فروشنده ها استفاده کنید

خواندن ذهن مشتری، یکی از آرزوهای دور و دراز هر تجارتی است. مشکل این جا است که گاهی مشتری، خودش هم نمی داند که چه می خواهد. این یک بام و دو هوا ماندن، مدیران زیادی را به فکر انداخت تا از روش های غیر معمولی برای شناسایی ذائقه مشتریان خودشان استفاده کنند. برای مدیریت استارت آپ باید شیوه نگاه از جایگاه مشتری را آموخت و الگوهای پنهان در آن را شناسایی کرد. یکی از روش های جالب برای کشف این الگوهای با ارزش، تحلیل مدل ذهنی فروشندگان است. فروشندگان محصول یا خدمات شما، بیشتر از آنچه که فکر می کنید به مشتریان نزدیک هستند. آنها می توانند به راحتی در جایگاه مشتری قرار بگیرند و از دریچه نگاه او به محصول نگاه کنند. پر بیراه هم نیست؛ چه کسی بهتر از فروشنده یک محصول از نقطه های ضعف و قوت آن آگاهی دارد؟ آنها مجبور شدند این اطلاعات ارزشمند در مورد محصول را کشف کنند چون باید مشتری را قانع می کردند تا پول با ارزشش را در عوض این محصول از دست بدهد. جلسه های منظمی با فروشندگان کالا یا خدمات خودتان داشته باشید و در میان این ملاقات ها سعی کنید نکته های ظریف و نقطه نظرات مشتریان را از زبان آنها بشنوید. پیروزی در مدیریت استارت آپ به داشتن گوش هایی بسیار شنوا نیازمند است.

نکته هفتم: احترام به مشتری را با مشتری مداری یکی نکنید

بسیاری از کسب و کارها، در درک درست این دو مفهوم، یعنی احترام به مشتری و مشتری مداری دچار مشکل هستند. به همین دلیل نیز زمان، هزینه و انگیزه زیادی را به پای این درک اشتباه می ریزند. مشتری مداری، یک استراتژی است اما احترام به مشتری، جزو فرایندهای عملیاتی تجارت شما به شمار می رود. اجازه بدهید موضوع را با هم بازتر کنیم و این دو مفهوم را کمی بیشتر توضیح دهیم.

هلموت او. مائوخر، کارخانه دار آلمانی

مشتریان، مدیران واقعی کارخانه ها و مؤسسات هستند.

چه کسی بر نوک پرگار نشسته است؟ شما یا مشتری؟

مدیریت استارت آپ

بخشی از امتیازهای یک مدیریت استارت آپ خوب در برخورد با مشتری خلاصه می شود. اگر شما سازمان یا کارکنانتان را طوری آموزش داده باشید که رفتار محترمانه ای با مشتری داشته باشند، اجناسی که مشتری از آنها رضایت ندارد را با کمال میل پس بگیرند یا هر کاری انجام دهند تا مشتری راضی و با لبخندی بر لبانش شما را ترک کند، باید بگویم که نهایت تلاش خود را برای احترام به مشتری انجام داده اید. اما این کار، باز هم ربطی به مشتری مداری ندارد. چون شما خودتان را در محور تجارتتان می بینید و از آن جایگاه با مشتری ارتباط برقرار می کنید.در صورتی که مشتری مداری، یعنی نگاه کردن به مشتری به عنوان تنها سرمایه ارزشمند تجارت. تمام خدمات، راهکارها و دستورالعمل ها باید بر اساس رضایت و خدمت صادقانه به این سرمایه ارزشمند پایه ریزی شوند. مدیریت استارت آپ باید این مهم را در نظر بگیرید که اگر لازم شد، برای حفظ مشتریان – سرمایه ای که دارد – حتی روند خدمات شرکت را دگرگون کرده یا خط تولید جدیدی را راه اندازی کند. مشتری مداری یک ترفند استراتژیک پیچیده است که گام ها را بسیار فراتر از لبخند مشتری می گذارد. اکثر تجارت ها و استارت آپ های موجود در ایران، تنها در پله های اول احترام به مشتری مانده اند. حالا یا نخواسته اند که گام را از این فراتر بگذارند یا متوجه نشده اند که مشتری، تنها سرمایه موجود و پابرجا در تجارتشان است. دیر یا زود، تمام کسب و کارها به این موضوع پی می برند که تنها راه برای ادامه کارشان و روش درست مدیریت استارت آپ بر مبنای مشتری و پاسخ به نیازهای او نهفته است. مشتری، منبع بی انتهای سرمایه و ارزش اصلی یک تجارت را تشکیل می دهد.

مروری بر هفت نکته کلیدی این مقاله:

مدل سازی ایده ها بخش مهمی از مدیریت استارت آپ است. با حذف این مرحله، تمام تلاش ها برای پیشرفت و سودآوری، بدون رسیدن به مقصد خاصی به هدر خواهند رفت.

به عنوان مدیر یک استارت آپ باید روی رشد شخصی خودتان زمان بگذارید. چون شما تفکرتان را زندگی می کنید.

همیشه تصویر بزرگ تر را نگاه کنید. این کار در انتخاب یک استراتژی درست کمک زیادی به شما می کند.

چرخه عمر کسب و کار، چرخه عمر صنعت و چرخه عمر بازار، سه چرخه ای هستند که باید به طور دائم رصد شوند.

رشد تجارتتان را به یک زمان خاص موکول نکنید. آهسته اما پیوسته، کم کم اما به طور دائم رشد کنید.

نزدیک ترین مدل های ذهنی به مشتریان، فروشندگان هستند. سعی کنید همیشه نظراتشان را بشنوید.

مشتری مداری یک استراتژی پیچیده است؛ آن را با احترام به مشتری یکی ندانید.

به عمل کار برآید، به سخن دانی نیست

هفت نکته یا هفتاد نکته، فرقی نمی کند. مهم این است که این نکته ها در مدیریت استارت آپ به کار گرفته شوند. علم مدیریت، همواره در حال پیشرفت است و روش های نوینی برای مشکل های گذشته معرفی می شوند. برای کسی که همیشه راهی برای یادگیری خود باز می گذارد، علامت های سوال، چیزهایی موقتی هستند.

نظر شما چیست؟

آیا این هفت نکته می تواند راهگشای افراد در مدیریت استارت آپ باشد؟ به نظر شما چطور می توان کیفیت مدیریت استارت آپ را در ایران بالا برد؟ چند مورد از این نکته ها را برایمان بنویسید.

ادامه مطلب
shekast-startup-1-header
مهم ترین دلایل شکست استارت آپ...

شرکت Quake Capital به عنوان یک شتاب دهنده استارتاپی با انتشار مطلبی در مدیوم دلایل شکست استارت آپ ها را بیان کرده است. این شتاب دهنده از سویی هیجانِ کارآفرینان جوان و ساعت ها کار تحقیقاتی شان را می بیند و از سوی دیگر استارتاپ هایی را مشاهده می کند که به دلایلی چون ضعف کار گروهی، کمبود بودجه و مشکلات کیفی از دور خارج شده اند! کواک کپیتال دلایل عنوان شده را با بررسی و ارزیابی هزاران استارتاپ بیان کرده است؛ بنابراین با خیال راحت می توانید به این نتایج اعتماد کنید. پیش تر گزارش دیگری از سوی CB Insight منتشرشده که بیشترین دلایل شکست استارت آپ ها معرفی می کند.

مهم ترین دلایل شکست استارت آپ ها

۱- بازار سنجی نادرست (۴۲%)

دلایل شکست استارت آپ ها

جالب است بدانید یکی از مهم ترین دلایل شکست استارت آپ ها فقدان بازار است. کمبود تقاضا، توان لازم برای زنده ماندن در بازار را کاهش داده و با افزایش مصرف منابع منجر به شکست استارتاپ می شود. با خودتان فکر کنید که این محصولی که به بازار عرضه می کنید واقعاً نیاز حیاتی مردم است؟ آیا محصول شما مثل قرص ویتامین مفید و غیرضروری است یا مثل قرص مسکن تسکین دهندۀ درد و ضروری است؟ کمتر پیش می آید کسی سراغ قرص های ویتامین برود. ولی با یک سردرد شدید چه کسی سراغ قرص مسکن نمی رود؟ این دو باهم زمین تا آسمان فرق دارند.

۲- کمبود بودجه (۲۹%)

بسیاری از استارت آپ ها به خاطر کمبود بودجه به مشکل می خورند. بدون تأمین بودجه نمی توان از پسِ مدیریت و راهبری پروژه برآمد. البته مدیریت بودجه هم بحث مهمی است. ممکن است بودجه زیاد باشد ولی به خاطر مدیریت نادرست هدر برود.

۳- فقدان تیم منسجم (۲۳%)

دلایل شکست استارت آپ ها

حتماً این جمله را شنیده اید که سخت ترین کار در شروع هر استارتاپی جمع کردن یک تیم منسجم است؛ تیمی که متشکل از افراد متعهد، باانگیزه و دارای تخصص و مهارت کافی باشد. این موضوع را دست کم نگیرید، ۲۳ درصد شکست ها به خاطر همین موضوعِ به ظاهر ساده است.

۴- رقابت زیاد (۱۹%)

دلایل شکست استارت آپ ها

وقتی محصولی بهتر از رقبا می سازید یا ایده ای مطرح می کنید که با استقبال زیاد روبرو می شود قطعاً شرکت های بزرگ بیکار نخواهند نشست. آن ها بااعتبار و توان مالی خود می توانند شما را کنار بزنند یا لااقل میزان اهمیت شما را کاهش دهند. البته همیشه اینطور نیست؛ به عنوان مثال گوگل با همۀ اعتبار و توانایی اش نتوانست در دنیای پیام رسان ها محبوبیت مسنجری مثل تلگرام را به دست آورد. همین طور ویندوز با سرمایه گذاری فراوان هنوز نتوانسته جستجوگرش را به جایگاهی حتی نزدیک به گوگل برساند. البته این نکته هم در نظر بگیرید که اولین بودن خود یک مزیت رقابتی است.

۵- قیمت گذاری نادرست (۱۸%)

فکر کردن در مورد قیمت محصول همیشه یک مسئلۀ چالش برانگیز بوده؛ چالشی که عامل شکست ۱۸ درصد استارت آپ ها است! شما باید قیمتی به مشتری پیشنهاد دهید که هم امنیت کسب و کارتان را تضمین کند و هم رضایت مشتری را جلب نماید. برقراری توازن بین این دو گاهی سخت و عذاب آور است.

۶- کیفیتِ پایین محصول (۱۷%)

دلایل شکست استارت آپ ها

برخی از بنیان گذاران به دلایل متعددی محصولی بی کیفیت به کاربر عرضه می کنند. این موضوع باعث نارضایتی مصرف کنند ها می شود و این یعنی شکست! بسیار مهم است که مشتری نهایی را بشناسید و نیازش را به خوبی درک کنید. محصولِ خوب همیشه آن چیزی نیست که شما فکر می کنید. شاید چیزی که از نگاه شما جذاب نیست در نگاه مشتریان عین جذابیت باشد!

۷- فقدانِ مدل کسب و کار مناسب (۱۷%)

عدم وجود یک استراتژی مناسب برای کسب درآمد، تمرکزِ صرف روی یک کانال درآمدی، ناتوانی در افزایش مقیاس پروژه و سایر مسائل این چنینی دلیل ۱۷ درصد شکست ها بوده است. طرح و ایده خلاقانه شما هرچند خوب اگر مدل کسب و کار (Business Model) درستی نداشته باشد نظر سرمایه گذارها را جلب نخواهد کرد.

۸- عدم توجه به بازاریابی (۱۴%)

دلایل شکست استارت آپ ها

بسیاری از افراد فقط روی محصول تمرکز می کنند. آن ها به حدی غرق در محصولِ هستند که فراموش می کنند اگر مشتری از محصول خوبِ آن ها اطلاعی نیابد با شکست مواجه می شوند. شاید درگذشته که رقابت و حجم تبلیغات کم بود ساخت یک محصول خوب برای کسب درآمد کافی بود و چندان نیازی به بازاریابی نبود؛ ولی در شرایط حاضر اگر بازاریابی محصول خود را به درستی انجام ندهید به راحتی در هیاهوی تبلیغاتی گم می شوید. همین موضوع ساده دلیل شکست ۱۴ درصد استارت آپ ها است.

۹- توجه نکردن به مشتری (۱۴%)

دلایل شکست استارت آپ ها

بیل گیتس جملۀ معروفی دارد:

«ناراضی ترین مشتری، مهم ترین منبع یادگیری است».

متأسفانه شاهد استارتاپ هایی هستیم که اهمیتی به نظرات و بازخوردهای مشتری نمی دهند. بسیاری از بنیان گذاران به جای اینکه روی تست محصول، بهینه سازی و برآوردن نیاز مشتریان تمرکز کنند همان چیزی را که خودشان صلاح می بینند انجام می دهند. کاری هم به مشتری ندارند. این افراد سوار بر الاغ شده و حلوای خودشان را می خورند!

۱۰- زمان سنجی نادرست (۱۳%)

بیل گراس بنیان گذار Idealab که تاکنون بیش از ۱۰۰ شرکت را پرورش داده در گفتگویی در TED به بیان ۵ عامل ضروری برای موفقیت استارت آپ ها پرداخته است. وی با بررسی صدها استارتاپ دریافت که یکی از مهم ترین دلایل شکست استارت آپ ها زمان سنجی درست است. او در این مورد شرکت Airbnb را مثال می زند که استارتاپ خود را زمانی راه اندازی کرد که مردم در شرایط رکورد اقتصادی قرار داشتند و نیازمند پول بودند. انتشار محصول در چنین شرایط نابی باعث شد تا مردم برای اجارۀ خانه و کسب درآمد به آن هجوم بیاورند.

افراد زیرک با نگاهِ تحلیلی به استارتاپ های شکست خورده می توانند درس های زیادی از آن بگیرند!

ادامه مطلب
ketab-startupl-1-header
معرفی و خلاصه بهترین کتاب های...

کتاب منبع بسیار ارزشمندی برای آموختن و درس گرفتن از تجربیات دیگران است. مطالعه در هر کاری افق فکری شما را وسعت می بخشد. کمترین فایدۀ کتاب خوانی، کسب آرامش و پر کردن وقت با چیزی مفید است. هر کس به تناسب وقت آزادش می تواند مطالعه کند؛ بعضی ها بیشتر و بعضی ها کمتر. در این میان برخی از حوزه ها به مطالعۀ بیشتری نیاز دارند که حوزۀ کسب و کار و استارت آپ نیز یکی از آن هاست. شاید هیچ کس به اندازۀ بنیان گذاران کسب و کارهای نوپا (فاندرها یا Founder) از مطالعه سود نبرند؛ چراکه مطالعه در این حوزه بیشترین نمودهای عملی را در زندگی خواهد داشت. در این حوزه کتاب های زیادی نوشته شده ولی تعدادی از آن ها محبوب تر از بقیه است. در نوشتۀ حاضر می خواهیم تعدادی از بهترین کتاب های استارتاپی را به شما معرفی کنیم. اگر شما هم کتابِ خوبی سراغ داشتید که جایش در این لیست خالی بود حتماً معرفی کنید تا ان شاءالله به یک مرجع کامل تبدیل شود.

تقسیم بندی کتاب ها

تقسیم بندی کلی

استارتاپ ها معمولاً از سه فاز تشکیل شده اند:

  1. ایده پردازی؛
  2. توسعۀ محصول؛
  3. اجرا (Launch) و رشد پروژه.

ما نیز کتاب ها را در سه دسته بندی فوق تقسیم کرده ایم و البته کتاب های هر دسته را بر اساس اولویت معرفی کرده ایم. بنابراین اگر فرصت کافی برای مطالعۀ همۀ آن ها نداشتید با خواندن چند کتاب اولِ هر دسته مفاهیم اساسی آن فاز را خواهید آموخت.

دسته بندی موضوعی

موضوع هر کتاب یکی از موارد ذیل است:

  • کسب و کار، مدیریت و رهبری (توسعۀ فردی هم جزء همین دسته است)؛
  • توسعۀ محصول؛
  • سرمایه گذاری و فاینانس؛
  • بازاریابی و رشد؛
  • کارگزینی و جذب نیرو.

شیوۀ امتیاز دهی

تمام کتاب های معرفی شده ارزش خواندن دارند؛ اما زمان هم چالش مهمی است که اکثر فاندرها با آن مواجه اند. به همین سبب کتاب ها را بر اساس میزان اهمیتشان امتیازدهی کرده ایم تا در صورت کمبود وقت مهم ترین عناوین هر دسته را مطالعه کنید. اولویت بندی انجام شده برحسب میزان عملی بودن تکنیک ها و اطلاعات بیان شده در کتاب است؛ یعنی تا چه حد مطالب بیان شده جنبۀ عملی داشته و به پیشرفتِ کسب و کار شما کمک می کند یا جلوی ارتکاب اشتباهات بزرگ را می گیرد.

بر این اساس هر کتاب را با برچسبی مشخص کرده ایم:

واجب است بخوانید: این کتاب ها به شدت ضروری و حیاتی هستند و هر بنیان گذاری باید مطالعه کند؛ چراکه مفاهیمی بیان می کنند که مستقیماً روی بینش و تفکر استارتاپی شما تأثیرگذار است. کتاب هایی با برچسب «ضروری» حاوی مطالبی هستند که به راحتی در استارتاپتان قابل اجراست. با نخواندن این کتاب ها قطعاً چیزهای زیادی از دست خواهید داد؛

بهتر است بخوانید: کتاب های این دسته حاوی مفاهیم است که به صورت غیرمستقیم به بهبود کسب و کار شما کمک می کند. به عنوان مثال کتاب هایی که دربارۀ توسعۀ فردی نوشته شده اند یا کتاب هایی در حوزۀ مدیریت زمان و مباحث روانشناسی. مطالعۀ این کتاب ها قطعاً مزایای فراوانی برای فاندرها به همراه خواهد داشت؛

می توانید بخوانید: این کتاب ها مفیدند ولی اطلاعات بیان شده در آن ها ارتباط مستقیمی با حوزۀ استارت آپ ندارد یا به اندازۀ دو برچسب دیگر دربردارندۀ اطلاعات مفید نیست. درواقع این کتاب ها را فقط زمانی بخوانید که فرصت اضافه دارید. با خواندن این کتاب ها چیزهایی دستگیرتان می شود ولی نه به اندازه ای که اگر نخوانید متضرر شوید.

ایده پردازی

حیطۀ موضوعی: قابلیت اجرایی، تیم سازی، توسعۀ محصول

نوپای ناب (The Lean Startup)

نویسنده: اریک ریس
موضوع: توسعۀ محصول
واجب است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

نوپای ناب کتاب بسیار ارزشمندی است که خواندن آن برای هر فاندری ضروری است. این کتاب برای توسعۀ محصول رویکردی ارائه کرده که با پیروی از آن میزان هدر رفت منابع به حداقل خواهد رسید.

در کتاب حاضر ۵ اصل مهم معرفی شده است:

  1. کارآفرینان همه جا هستند؛
  2. کارآفرینی یعنی مدیریت؛
  3. یادگیری معتبر؛
  4. بساز، بسنج، بیاموز؛
  5. حسابداری نوآورانه.

که از میانشان «یادگیری معتبر (validated learning)» از همه برجسته تر است. موفقیت هر شرکت به میزان کارآمدی آن در یادگیری و توانایی اش در به ثبات رساندن کسب و کار گره خورده است.

نوپای ناب به شما یاد می دهد که چگونه با مصرف حداقل منابع، ضرورت یک ایده را در بازار بسنجید؛ یعنی مثلاً این ایده ای که می خوام پیاده کنم در ایران جواب می دهد؟ مردم از آن استقبال می کنند؟ ارزش سرمایه گذاری دارد؟ کاربرد این رویکرد فقط برای توسعۀ محصول نیست بلکه برای هر جنبۀ دیگری از استارت آپ نیز می توان استفاده کرد.اریک ریس در مقدمۀ کتاب از تجربیات جوانی خود می گوید. اینکه چطور قصد پیاده سازی ایده ای پرسود در حوزۀ فناوری اطلاعات داشته و بعد از شکست پروژه چه درس هایی گرفت. چرا دچار این اشتباهات شد. چطور ممکن بود آن همه پیش فرض ذهنی که او و همکارانش داشتند در عمل چیزی دیگری از آب دربیاید. اریک ریس با مطالعۀ فراوان و بررسی متدهای مختلف، روش جدیدی برای تحلیل کسب وکارهای نوپا یافته و ماحصل نتایج خود را در این کتاب بیان کرده است. تئوری های مطرح شده در این کتاب از اولین مرحلۀ پروش ایده تا توسعۀ محصول و بازار سنجی کاربرد دارند. به بیان دیگر با خواندن نوپای ناب بینش عمیقی از ایده ای که در ذهن دارید به دست خواهید آورد. اینکه آیا ایدۀ من در بازار خواهانی دارد؟ آیا کسب و کار من می تواند مشتری کافی جذب کند؟ آیا توان زنده ماندن در بازار را خواهم داشت؟

نویسنده به شما آموزش می دهد که چطور منابعتان را مدیریت کنید تا برای پیاده سازی ایده ای که هنوز در موفقیتش مردد هستید مجبور به صرف بودجۀ زیادی نشوید. از ویژگی های مثبت این کتاب استفاده از مثال های واقعی برای تشریح تئوری های بیان شده است. اریک ریس تمام تلاشش را معطوف کرده تا چارچوبی فکری برای تحلیل استارتاپ ها در ذهن شما به وجود آورد؛ چرا که اگر این بینش ذهنی را داشته باشید برای فازهای مختلف رشد و توسعۀ محصول دقیقاً می دانید چه باید بکنید. خواهید فهمید چه زمانی وقت تغییر است و چه زمانی برای جلوگیری از ضرر توقف کنید. هیچ فاندری دست خالی از خواندن این کتاب برنمی گردد.

اسپرینت: چگونه فقط در پنج روز مشکلات بزرگ را حل و ایده های جدید را آزمایش کنیم (Sprint: how to solve big problems and test new ideas in just five days)

نویسنده: جیک نپ، جان زراتسکی، بریدن کووینز
موضوع: توسعۀ محصول
واجب است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

از اشتباهات رایج استارت آپ ها می توان به مواردی چون: پیروی از حس ششم، توسعۀ محصول بدون ساخت نمونۀ اولیه (MVP) یا حتی نداشتن اهداف بلندمدت اشاره کرد. کتاب اسپرینت با رویکردی عملی سعی دارد بروز این مشکلات را به حداقل برساند. در متدولوژی اسکرام اسپرینت تقسیم بندی کوچک تری از Release است که زمانی بین دو تا هشت هفته در بر می گیرد. در این بازۀ زمانی تعدادی از فیچرها پیاده سازی شده و برای تست به مشتری نهایی عرضه می شود. این کتاب راهنمای عملی اجرای اسپرینت ها است و نکات ارزشمندی برای بهره برداری حداکثری از این تکنیک بیان کرده است. کتاب حاضر هم برای شرکت های بزرگ و هم برای شرکت های کوچک و تازه تأسیس مناسب است.

چه کسی؟ (Who)

نویسنده: جف اسمارت و رندی استریت
موضوع: کارگزینی و جذب نیرو
واجب است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

یکی از مشکلات رایج در راه اندازی استارت آپ ها تمرکز روی محصول و اهمیت ندادن به نیروی کار است. کتاب حاضر دقیقاً به اهمیت نیروی کاری پرداخته است. اینکه چطور اشتباه کوچکی در جذب نیرو خسارات فراوانی به بار می آورد و با چه روش هایی می توان افراد بااستعداد و کارآمد را شناسایی و استخدام کرد. در این کتاب فرایند استخدام به صورت گام به گام و با روشی هدفمند توضیح داده شده و در هر یک مرحله نکاتی که باید در نظر بگیرید بیان شده است. یاد می گیرید چطور رزومه ها را بررسی کنید و افراد لایق را برای مصاحبه دعوت کنید. کتاب حاضر برای بنیان گذارانی است که دنبال فاندر جدید هستند یا تجربۀ کمی در جذب نیرو دارند. با رهنمودهای بیان شده به راحتی خواهید توانست بهترین و توانمندترین کارمندان از نیروهای ساده تا مدیران را برای کسب و کارتان به کار بگیرید. به عنوان مثال یکی از نکات بیان شده این است که اگر در استخدام شخصی تردید داشتید، بگویید نه.

۴ ساعت کار در هفته (The 4-hour work week)

نویسنده: تیم فریس
موضوع: کسب و کار، مدیریت و رهبری
بهتر است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

امور شخصی و تجاری تنها با ۴ ساعت کار در هفته به شدت بهبود می یابند. تیم فریس به شما خواهد گفت چه مشکلاتی با تایم اداری ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر به وجود می آید. وی شخصیتی است که آموزه های کتابش را ابتدا خود در میدان عمل آزموده و توانست برخلاف شیوۀ رایج و تنها با ۴ ساعت کار در هفته به کارایی بالایی دست یابد. تیم فریس در این کتاب راهکارهایی بسیار ارزنده و قابل اجرا برای رسیدن به اهدافتان بیان کرده است. او در شروع کتابش جملۀ جالبی بیان کرده: بعید است با هفته ای ۴۰ ساعت کار پیشرفت بزرگی در زندگی تان حاصل شود. کمتر کتابی در حوزۀ مدیریت زمان این چنین موشکافانه و دقیق به مسئلۀ زمان نگریسته است. او معتقد است برای بهبود عملکرد به جای فعالیت بیشتر و ناکارآمد کمتر کار کنیم ولی هوشمندانه و درست! به اعتقاد فریس مبنای پیشرفت کمیت نیست بلکه کیفیت استفاده از زمان اهمیت بالاتری دارد. شاید با دو ساعت کارِ باکیفیت بتوان همان نتیجه ای را گرفت که با ۸ ساعت هم نتوان به دست آورد. کارِ زیاد شاید در کوتاه مدت جواب بدهد ولی روش خوبی برای درازمدت نیست؛ چرا که نتیجه اش فرسودگی و افت کیفیت زندگی است. کتاب ۴ ساعت کار در هفته را به همۀ کارآفرینان، بنیان گذاران، مدیران و همۀ افرادی که می خواهند زندگی بهتری در کنار کارشان تجربه کنند توصیه می کنیم.

چگونه می توان دوست یافت و در مردم نفوذ کرد؟ (How to win friends and influence people)

نویسنده: دیل کارنگی
موضوع: کسب وکار، مدیریت و رهبری
بهتر است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

این کتاب که به «آیین دوست یابی» هم ترجمه شده دربردارندۀ ۳۰ اصل مفید است که به شما یاد می دهد چگونه با مردم برخورد کنید، چطور افکار خود را عرضه کنید و چگونه بدون دلخوری و عصبانیت، افکار سایرین را تغییر دهید. هر یک از این اصول با داستانی جذاب و کوتاه همراه شده که به راحتی قابل درک بوده و در سناریوهای واقعی می توان از آن استفاده کرد. کارنگی با در نظر گرفتن این موضوع که همۀ مردم در زندگی روزمره در ارتباطات سادۀ خود دچار مشکل می شوند اصول بیان شده را وضع کرده است. درواقع مفاهیم کتاب برگرفته از متنِ زندگی مردم است و صرفاً تئوری و حرف نیست. بدون تردید با فهم درست اصول این کتاب و کاربستِ آن در تعاملات اجتماعی تغییری که در خودمان و دیگران ایجاد شده را احساس خواهیم کرد. این کتاب به شما یاد می دهد چطور در هر شرایطی با دیگران به درستی برخورد کنید و زندگی بهتری داشته باشید. آیین دوست یابی مسلماً برای فاندرها که مدام با مردم سروکار دارند کتاب ارزنده و مفیدی است.

هنر شاد زیستن (The art of happiness)

نویسنده: دالایی لاما و هوارد سی. کاتلر
موضوع: کسب و کار، مدیریت و رهبری
بهتر است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

زندگی فاندرها یک زندگی پرفراز و فرود است. گاهی مواجهه با یک مشکل کوچک نبض زندگی روزمرۀ آن ها را به مخاطره می اندازد. گاهی از نیافتن راهکار برای حل مسائل به ستوه آمده و درمانده و غمگین می شوند. خویشتن داری در چنین موقعیت های حساسی کار آسانی نیست. دالایی ماما در سراسرِ این کتاب حکایات و داستان هایی مثال می زند که نشان دهد افراد بی خانمان و ندار به مراتب زندگی شادتری از ثروتمندان دارند. آن ها شادی و خوشبختی را در چیزی جستجو نمی کنند که خارج از کنترل آن هاست. افرادی که زندگی شاد دارند لزوماً ثروتمند نیستند و اساساً ثروت عاملی برای شاد بودن نیست. جملۀ مشهوری وجود دارد که خوشبختی در ذهن ماست؛ تا زمانی که خوشبختی مان را به عوامل بیرونی گره بزنیم به آن نخواهیم رسید و حتی اگر برسیم دوامی نخواهد داشت. مطالب این کتاب به شما کمک می کند تا در هر مقطعی از زندگی بتوانید کنترل احساس داشته باشید، روی کارهایتان تمرکز کنید و مهارت شنیدنتان را تقویت کنید.

از صفر به یک (Zero to one)

نویسنده: پیتر تیل
موضوع: کسب و کار، مدیریت و رهبری
بهتر است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

لبِ کلام این کتاب این است که «به جای کپی کردن ایده ها، نوآوری جدیدی خلق کنید.» حرف اصلی Zero to One اهمیتِ نوآوری است. پیتر تیل شرکت ها را به دو دسته تقسیم کرده: آن ها که صرفاً ایده های همدیگر را کپی می کنند و آن ها که دست به نوآوری و انحصار می زنند. بیل گیتس، استیو جابز، لری پیج هیچ یک ایدۀ کسی را کپی نکردند؛ این افراد مثل بقیه با کپی ایده ها از صفر به بی نهایت حرکت نکردند بلکه از صفر یه یک رفتند؛ یعنی ایده ای که اصلاً وجود نداشته یا کسی فکرش را نمی کرده خلق کرده اند.

آن ها که راه آسان را انتخاب می کنند ( کپی ایده) مدام باید در رقابتی نفس گیر بر سر بقاء باهم بجنگند ولی کسانی که دست به نوآوری می زنند بدون نگرانی و خارج از هیاهوی رقبا به مسیر خود ادامه می دهند. پیتر تیل در این کتاب بیان کرده استارتاپ های خوب از زیر بته به عمل نمی آیند، بلکه برای موفقیت یا دوام موفقیت به نوآوری و خلاقیت نیاز است. کتاب از صفر به یک به صاحبان استارتاپ ها کمک می کند تا برای آینده کسب و کارشان از هم اکنون که بازار رقابت گرم نیست چاره اندیشی کنند.

انقلاب کارآفرینی (Entrepreneur revolution)

نویسنده: دنیل پریستلی
موضوع: کسب و کار، مدیریت و رهبری
می توانید بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

تکنولوژی در طول قرن اخیر تغییرات زیادی داشته است و فرصت های گوناگون و جدیدی برای کسب و کارها پدید آورده است. دنیل پریستلی با اشاره به این تغییرات متذکر شده که چرا نباید کارآفرینان از اجرای کسب و کار های کوچک دست بردارند. این کتاب انگیزه و محرک بسیار خوبی برای بنیان گذاران است؛ افرادی که دنبال فرصتی برای راه اندازی کسب و کارشان هستند ولی تاکنون به موفقیت نرسیده اند. دنیل پریستلی با دیدی واقع بینانه پیشنهاداتی در این کتاب مطرح کرده که به بنیان گذارها کمک می کند تا استارت آپ خودشان را داشته باشند.

بازنگری (Rework)

نویسنده: جیسون فرید، دیوید هانسن
موضوع: کسب و کار، مدیریت و رهبری
می توانید بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

این کتاب برخلاف سایر کتاب هایی که معرفی کردیم صرفاً به پیشنهاد و توصیه های معمول اکتفا نکرده بلکه به دیدگاه هایی پرداخته که اغلبشان مخالفِ باور عموم است. کتاب بازنگری که با عناوین «بازانجام» و «کار دوباره» نیز به فارسی ترجمه شده دربردارندۀ تجربیات جیسون فرید و دیوید هانسن در ساخت و راهبری نرم افزار Basecamp است. این نرم افزار یک برنامۀ مدیریت پروژه ساخته شده با زبان روبی است که در جریان پیاده سازی آن فریم ورکی تحت عنوان روبی آن ریلز خلق شد. فریم ورک یادشده بعدها به صورت متن باز در اختیار جامعۀ برنامه نویسان قرار گرفت. محتویات این کتاب فاصلۀ زیادی با تئوری و درس های دانشگاه دارد. آنچه بیان شده ماحصل تجربیاتی است که به مرور و با سروکله زدن با مشکلات فراوان به دست آمده است. در طول کتاب مباحث زیادی از پیشرفت، رقابت، پروموشن، استخدام و حتی فرهنگ سازمانی بیان شده که برای کارآفرینی مفید است.

توسعۀ محصول

حیطۀ موضوعی: حداقل محصول پذیرفتنی (MVP)، بازاریابی، برنامه ریزی برای رشد

کشش، چگونه هر استارتاپی می تواند به رشد انفجاری دست یابد؟ (Traction)

نویسنده: گابریل وینبرگ و جاستین مارس
موضوع: بازاریابی و رشد
واجب است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

ترکشن به زبان ساده همان کتاب Lean Startup در شاخۀ بازاریابی و رشد است. نویسنده پیش از آنکه ۱۹ کانال افزایش کشش را (جذب مشتری یا توسعۀ بازارِ مصرف) معرفی کند ابتدا به تشریح متد منحصر به فردِ مورد استفاده برای این کار پرداخته است؛ یعنی چارچوب Bullseys. این روش از دل مصاحبه با ۴۰ استارتاپ بزرگ بیرون آمده است. گابریل وینبرگ، خود موسس جستجوگر DuckDuckGo است که تاکنون بیش از ۲۵ میلیارد جستجو در آن انجام شده و بخش عمده ای از ترافیک اینترنت را به خود اختصاص داده است.

در این روش کانال های مختلف بازاریابی به سه حلقه تقسیم شده است:

  1. حلقۀ بیرونی (آنچه امکان پذیر است)؛
  2. حلقۀ میانی (آنچه محتمل است)؛
  3. حلقۀ داخلی (آنچه جواب می دهد).

استارت آپ ها به صورت پیوسته باید کانال های جذب مشتری را به حلقه های مرتبط متصل کرده و تلاش کنند که جریانِ کشش را به حلقۀ درونی هدایت کنند؛ چرا که ارزش بیشتری دارد و باید روی آن تمرکز شود. هر فاندری که به دنبال توسعۀ بازار است باید این کتاب را همراه خود داشته باشد و با آزمایش ۱۹ روش بیان شده بهترین روش را برای ایجاد کشش یا جذب مشتریان انتخاب کند.

مُسری (Contagious)

نویسنده: جونا برگر
موضوع: بازاریابی و رشد
بهتر است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

تبلیغ دهان به دهان یا بازاریابی ویروسی یکی از موثرترین روش های بازاریابی است؛ اما دستیابی به این روش برای استارتاپ ها کارِ ساده ای نیست! چرا یک محتوا به صورت ویروسی در شبکه های اجتماعی پخش می شود ولی تعداد زیادی دیگر نه؟ چرا بعضی از ویدیوها در یوتیوب یک شبه به بازدید میلیونی می رسند و به سرعت برق در اینترنت دست به دست می شوند و تعداد بیشتری نه؟ مسری نوشتۀ جونا برگر – استاد کسب و کار و متخصص بازاریابی ویروسی- کتابی است که ضمن پاسخ به این سوال، ۶ اصل مهم برای دستیابی به این شیوۀ بازاریابی را بیان می کند. این اصول برای هر کسب و کار نوپایی حیاتی هستند و عبارتند از:

  1. اعتبار اجتماعی؛
  2. محرکها؛
  3. احساسات؛
  4. عمومیت؛
  5. ارزش عملی؛
  6. داستانسرایی.

به عنوان مثال جونا متذکر شده که عوامل احساسی چون هیجان، خشم، تعجب و تحسین تأثیر بسیار زیادی روی ویروسی شدن پیام دارند ولی احساساتی مثل غم و ناراحتی تأثیر عکس روی این موضوع خواهند داشت یا در رابطه با اصلِ داستانسرایی اینطور بیان شده که قصه گفتن راه بهتری برای انتقال پیام و ماندگاری آن در ذهن افراد است. روایت داستان ساده تر است و عموم مردم این شیوۀ روایت را می پسندند. فاندرهایی که روی مباحث بازاریابی و رشد کار می کنند می توانند از محتویات این کتاب برای بازاریابی دهان به دهان استفاده کنند. از ویژگی های مثبت این کتاب روایت داستانی و جذاب و مثال های متعدد و شفافِ آن است.

قلاب (Hooked)

نویسنده: نیر ایال
موضوع: توسعۀ محصول
بهتر است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

شاید باورتان نشود ولی بسیاری از کارهای روزمره مثل درست کردن یک قهوه، بازدید از فیسبوک یا حتی خرید از مغازه بدون اندیشه و صرفاً از روی عادت انجام می شود؛ ما با عاداتمان زندگی می کنیم و در واقع این عادات ماست که زندگی ما را ساخته است. تبدیل محصول به چیزی که مردم به آن عادت کنند و نتوانند دست بکشند هدفی است که این کتاب به دنبال آن است. چایی و قهوه بیشتر از آنکه یک نیاز باشد یک عادت است که به جزئی از زندگی روزمرۀ ما تبدیل شده است. محصولی در بازار به موفقیت می رسد که مردم نه به خاطر نیاز بلکه به خاطر عادت به آن خریداری اش کنند.

نیر ایال در کتابش از از چارچوبی صحبت می کند که کاربران را وادار به حرکت در زنجیره ای از محرک ها، اقدامات، سرمایه گذاری و پاداش های متغیر می کند و نهایتاً او را به مرحله ای می رساند که عادتی در او به وجود آید. این چارچوب Hook Model نام دارد و هرچه محصول شما سریع تر و پیوسته تر از آن استفاده کند عادات بیشتری برای کاربران درست می کند.

اطلاعات این کتاب برای همۀ فاندرها خواندنی است؛ به خصوص آن هایی که محصولاتشان ماهیت استفادۀ روزمره دارند مثل اپلیکیشن های فیتنس، کالری شمار، شبکه های اجتماعی یا سایت های خبری. اگر به موضوع عادات علاقه داشتید حتماً کتاب «قدرت عادت» از چارلز داهیگ را هم مطالعه بفرمایید. این دو کتاب مکمل بسیار خوبی برای هم هستند.

رسیدن به فروش بیش از حد (Oversubscribed)

نویسنده: دنیل پریستلی
موضوع: بازاریابی و رشد
می توانید بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

هر استارتاپ آرزو دارد مشتریان زیادی داشته باشد و این آرزو چیزی است که در کتاب Oversubscribed دست یافتنی است. در نیمۀ اول کتاب با تأکید روی بازار، تفکیک محصول و توسعۀ مشتری، اصولی که باعث جذب مشتریان بیشتر می شود به تفصیل بیان شده است. در نیمۀ بعدی کتاب پیشنهادهای خوبی برای بازاریابی مبتنی بر کمپین داده شده است.

دنیل پریستلی در این کتاب برخلاف تصور بسیاری از بازاریاب ها که موفقیت محصول را در گرو رشد کمی تعداد مشتریان می دانند به وفاداری مشتریان اهمیت داده است. وی معتقد است چند مشتری وفادار که حاضر به ترک محصول شما نبوده و حتی حاضر به پرداخت بهای بیشتر برای خدماتتان هستند از صدها مشتری که با هر بهانه ای ترکتان می کنند بهتر هستند.

پریستلی معتقد است میزان عرضه و تقاضا عامل نهایی برای موفقیت یک کسب و کار نیست. موضوع مهمتر وفاداری مشتریان است. مطالب بیان شده در این کتاب با بررسی کسب و کارهای برترِ جهان استخراج شده و همگی از بوتۀ آزمایش گذر کرده اند.

چه برای افزایش اطلاع رسانیِ برگزاری یک رویداد و چه برای معرفی فیچر جدیدِ محصول، تکنیک های بیان شده در این کتاب بهترین کارایی ممکن از یک کمپین تبلیغاتی را برای شما به ارمغان می آورد. با برنامه ریزی پیش از اجرای کمپین و انجام تحلیل بعد از آن، می توان عملکرد کمپین را تا حد زیادی بهبود بخشید. هر بنیان گذاری که روی توسعۀ مشتری و شناخت بازار کار می کند از محتویات این کتاب بهره مند خواهد شد. مدیران، بازاریاب ها و کارآفرینان با خواندن این کتاب متوجه می شوند که چه باید بکنند تا مشتریان شما برای استفاده از محصولتان لحظه شماری کنند.

راه اندازی و رشد

حیطۀ موضوعی: تناسب محصول با بازار، آنالیتیکز (قیف تبدیل، تست دو بخشی A/B)، جستجوی سرمایه گذار، کارگزینی

تخفیف جسورانه، باهوش تر از وکلا و سرمایه گذاران خطر پذیر باشید (Venture Deals: Be Smarter Than Your Lawyer and Venture Capitalist)

نویسنده: براد فلد و جیسون مندلسون
موضوع: سرمایه گذاری و فاینانس
واجب است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

کتاب ونچر دیلز پیشنهادات و حقایقی دربارۀ سرمایه گذاری خطرپذیر بیان می کند که آگاهی از آن برای هر فاندر بی تجربه ای ضروری است. دو فصلِ این کتاب یعنی اقتصاد و کنترل، بیشترین فاکتورها را برای سرمایه گذاری خطر پذیر توضیح می دهد. در این دو فصل اصطلاحات مهمی چون اولویت نقد شوندگی، تعهد و ضمانت، شرط ضدِ رقیق شوندگی، مقررات حفاظتی و شرایط مربوط به موافقت نامه به طور دقیق بحث شده است.

برای درک بهترِ اصطلاحات، هر یک از آن ها با مثالی همراه شده است؛ بنابراین در موقعیت مشابه به خوبی متوجه می شوید که الان باید منتظر چه چیزی باشید. این کتاب همچنین به توضیح مباحث دیگری نیز پرداخته است؛ از جمله اینکه: در فرایند سرمایه گذاری چه افرادی درگیر هستند، در این فرایند بودجه به چه نحوی افزایش پیدا می کند، چه اصطلاحاتی برای فاندرها مهم نیست و سرمایه گذاران چطور استارت آپ ها را حمایت می کنند و شما با چه تاکتیک هایی می توانید تعداد این سرمایه گذارها و میزان سرمایه گذاری شان را افزایش دهید. براد فلد برای هر پیشنهادی از مثال های واقعی استفاده کرده و همین موضوع کتاب را بسیار خواندنی کرده است. با خواندن این کتاب راحت تر در مذاکرات ظاهر شوید.

مدیریت با بازده بالا (High output management)

نویسنده: اندرو گروو
موضوع: کسب و کار، مدیریت و رهبری
واجب است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

تغییر کاربری اینتل به یک سازندۀ پردازنده کار ساده ای نبوده و وقتی بدانیم اندرو گروو خود در تغییر این سازمان نقش داشته خواندن کتاب جذاب تر هم می شود. بیل گیتس خواندن این کتاب را به همۀ مدیران توصیه می کند. زمانی که بیل گیتس با مشکلات مدیریتی برخورد کرد با مدیرعامل سابق اینتل یعنی اندرو گروو مشورت کرد. وی یکی از برترین مدیران تجاری قرن بیستم است و حتی پس از مرگش شیوۀ مدیریتی او همچنان سرلوحۀ شرکت های بزرگی چون گوگل و آمازون است.

در این کتاب شیوۀ برخورد با مسائل در موقعیت های مختلف بیان شده است. اندرو در بیان پیچیده ترین بحث های مدیریتی به زبان ساده تخصص بالایی دارد و به راحتی دربارۀ چگونگی افزایش اهرم های مالی برای به حداکثر رساندن خروجی سازمان، اهمیت انواع مختلف جلسات و نحوۀ اجرای آن ها، تصمیم گیری در مورد مسائل و اینکه چطور از تصمیمات گروهی دوری کنیم و … صحبت کرده است.

کتاب حاضر به فاندرها کمک می کند تا تصمیمات مدیریتی بهتری اتخاذ کنند. اگر می خواهید استارت آپ شما رشد کند حتماً این کتاب را بخوانید.

مذاکره برای سود (Bargaining for advantage)

نویسنده: ریچارد شِل
موضوع: کسب و کار، مدیریت و رهبری
بهتر است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

مذاکره و چانه زنی یکی از سخت ترین کارهایی است که فاندرها با آن مواجهند. در تجارت نمی شود یک پسرِ خوب بود و سود کرد! شما بالاخره برای سودِ بیشتر نیازمند مذاکره هستید. این کتاب با بیانی ساده و شیوا مذاکره را به فرایندی مدون برای فاندرها تبدیل کرده است تا هر زمان به راحتی بتوانید از آن استفاده کنید.

کتاب شامل دو قسمت است. قسمت اول شامل ۶ بخش است:

  1. سبک چانه زنی شما؛
  2. اهداف و انتظارات شما؛
  3. استانداردها و هنجارها؛
  4. روابط؛
  5. منافع طرف مقابل؛
  6. اهرم های قدرت.

همۀ این ها در کنار هم یک چارچوب قوی برای مذاکره به وجود می آورد. قسمت دوم به ساخت یک استراتژی از اصول بیان شده پرداخته است. به کمک این استراتژی می توانید مذاکره را به جهتِ مورد نظر هدایت کرده و به هدف نهایی برسید.

از ویژگی های مثبت این کتاب جمع آوری اطلاعات از طرف مقابل و اقدام بر اساس این اطلاعات است. به عبارت دیگر از صحبت های طرف مقابل استفاده کنیم تا مزۀ دهانش را بفهمیم و بر اساس آن پیشنهادمان را مطرح کنیم. ریچارد شل اهمیت زیادی برای این موضوع قائل شده و معتقد است هر لحظه از مذاکره فرصتی برای کسب اطلاعات از طرف مقابل است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت.

نکتۀ مثبت دیگر که این کتاب را از سایر کتاب های مذاکره متمایز می کند پرداختن به جزئیات چانه زنی است. شاید در هیچ کتابی تا این حد در مورد ظرائف چانه زنی صحبت نشده است. تعداد زیادی از نکات بیان شده در کتاب ساده و بدیهی به نظر می رسند ولی وقتی به تجربیات قبلی خود مراجعه می کنیم متوجه می شویم که رعایت نکردن همین نکات ساده باعث شکست در مذاکرات یا عدم دستیابی به نتیجۀ دلخواه است.

فرایند بیان شده ساده و قابل فهم بوده و در هر مذاکره ای می توان از آن استفاده کرد. بعد از خواندن این کتاب متوجه خواهید شد که چه نکات ساده و کوچکی را بلد نبودید. با پیروی از آموخته های این کتاب فاندرها می توانند راحت تر از قبل مذاکره کنند و با پیروی از یک سِری تکنیک دیگران را متقاعد به سرمایه گذاری یا مشارکت در کسب و کار خود کنند.

چیزهای سخت دربارۀ چیزهای سخت (The hard thing about hard things)

نویسنده: بن هورویتس
موضوع: کسب و کار، مدیریت و رهبری
بهتر است بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

بن هورویتس شخصیتی است که از نزدیک بحرآن های اقتصادی استارتاپها را تجربه کرده است. وی در جریان حباب اقتصادی که در خلال سال های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۰ میلادی به وقع پیوست جان سالم به در برد و توانست شرکت Opsware را به قیمت ۱٫۶ میلیارد دلار به کمپانی HP بفروشد. عنوان کتاب هم دقیقاً به تجربیات سختی که او پشت سرگذاشته مربوط است. بن هورویتس ترجیح داده که به جای صحبت از جذابیت های کسب و کار، دربارۀ مشکلاتی که ممکن است در عمل به وجود آید صحبت کند.

در این کتاب مطالبی بیان شده که به ندرت جای دیگری خواهید یافت. به عنوان مثال: چگونگی سیاستهای تجاری را به حداقلِ ممکن برسانیم؟ چه زمانی مدیر جذب کنیم؟ خودتان را چگونه در جایگاه یک مدیر ارزیابی کنید؟ چگونه افراد باهوش را مدیریت کنیم.

روایت کتاب داستانی است ولی ماهیتش به گونه ای است که برای هر فاندری در هر کسب و کاری قابل استفاده است. در سراشیبی رشد استارتاپ ها مفاهیم این کتاب به کارتان می آید. یاد می گیرید چگونه با مسائلِ اجتناب ناپذیرِ آینده روبرو شوید و آن ها را به بهترین نحو حل و فصل کنید.

تسلط بر سرمایه گذاری خطرپذیر (Mastering the VC game)

نویسنده: جفری بوسگنگ
موضوع: سرمایه گذاری و فاینانس
می توانید بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

با گسترش تعداد استارتاپ ها، سرمایه گذاری خطر پذیر هم رونق گرفته است. کتاب حاضر بر آن است تا شما را با هر دو طرف میز مذاکره یعنی خودتان به عنوان سرمایه گذار و دیگران به عنوان سرمایه گذار آشنا کند. مباحث مهمی که در این کتاب مطرح شده عبارتند از: چگونه شرکت های سرمایه گذاری فعالیت های خود را مدیریت می کنند؟ به عنوان یک استارت آپ چطور باید مذاکره کنید که بهترین سرمایه گذار را جذب کنید؟ کتابی که بالاتر توضیح دادیم (ونچر دیل) فقط به موضوع سرمایه گذاری پرداخته است ولی این کتاب نیازهای دو طرف را در نظر گرفته است. پیشنهاد می کنیم حتی اگر در حوزۀ سرمایه گذاری می خواهید فعالیت کنید مطالب بیان شده در این کتاب را هم مطالعه کنید. به نوعی مکمل کتاب ونچر دیل است.

۴۸ قانون قدرت (The 48 laws of power)

نویسنده: رابرت گرین
موضوع: کسب و کار، مدیریت و رهبری
می توانید بخوانید

بهترین کتاب های استارتاپی

کتاب حاضر شما را با تاریخچۀ افرادی که به قدرت دست یافته اند و چگونگی کاربستِ قدرتشان آشنا می کند. قوانین مطرح شده در کتاب حاضر هنوز هم به قوت خود باقی است. رابرت گرین از ناپلئون گرفته تا گالیله و حتی کلئوپاترا داستان قدرت گرفتن رهبران، پادشاهان و اینفلوئنسرها را با بیانی ساده و داستان وار بیان کرده و شما را از قوانینی که در پسِ این قدرت ها وجود دارد مطلع می کند.

رابرت گرین با بررسی تاریخ سه هزار سالۀ قدرت های بزرگ به دنبال این بوده که بفهمد آن هایی که به قدرت رسیده اند چه تفاوتی با دیگران داشته اند. چطور به جایگاهی بالاتر از دیگران دست یافته اند؟ آن ها چگونه از قدرتشان استفاده کرده اند؟ ۴۸ قانونِ قدرت تا حدودی تمِ روان شناسانه و اجتماعی دارد؛ چرا که اساساً انسان موجودی اجتماعی است و بحثِ قدرت هم چیزی جز یک مهارت اکتسابی نیست.

اطلاعات بیان شده در این کتاب جالب بوده ولی راستش را بخواهید چندان برای فاندرها حیاتی نیست. با این همه بنیان گذاران می توانند از مفاهیم بیان شده برای آشنایی با اعمال قدرت یا تجهیز در برابر قدرت دیگران استفاده کنند؛ بنابراین اگر فرصت اضافه داشتید حتماً این کتاب را هم بخوانید.

لطفاً تجربیاتتان از خواندن بهترین کتاب های استارتاپی را بیان کرده و اگر کتاب مناسبِ دیگری در همین حوزه سراغ داشتید معرفی کنید. دیدگاه شما به عنوان یک خواننده برای ما و سایر بازدیدکنندگان ارزشمند خواهد بود.

ادامه مطلب
startup-1-header-
استارت آپ چیست؟

استارتاپ چیست؟ فرق استارتاپ با کسب و کارهای معمولی چیست؟ در این مقاله از خانه سرمایه به تمام این سوالات و بسیاری از سوالات دیگر پاسخ خواهیم داد. توصیه می کنیم با تأمل کافی مطالعه کنید تا یکبار برای همیشه از شرِ این واژۀ هزاررنگ خلاص شوید.

استارت آپ چه ها نیست!

قبل از تعریف واژۀ «استارت آپ» بهتر است به برداشت های اشتباه از این واژه بپردازیم. شرکتی که تازه کارش را شروع کرده لزوماً استارت اپ نیست. همه ساله صدها شرکت در ایران تأسیس می شوند که فقط تعداد کمی از آن ها استارت آپ هستند. بسیاری از این شرکت ها در حوزۀ گردشگری، رستوران، تورهای مسافرتی، تجهیزات صنعتی، لوازم خانگی و … فعالیت می کنند و خیلی هایشان خدماتی هستند. هیچ آرایشگاهی با هدف جذب هزاران مشتری در روز راه اندازی نشده ولی موتور جستجویی مثل گوگل از همان ابتدا هدفی جز رشد سریع و میلیونی نداشته است. همۀ استارتاپ ها تکنولوژی محور نیستند و برای راه اندازی شان لزومی به ثبت شرکت نیست. هر کسی که اپلیکیشن و سایتی درست کند صاحب استارت آپ نیست. استارت آپ تنها در انحصار شرکت های حقوقی نیست.

تعریف استارت آپ یا استارتاپ

استارت آپ (استارتاپ)

با جستجوی واژۀ «استارت آپ» در اینترنت تعاریف زیادی خواهید یافت که اگر از موارد اشتباهشان صرف نظر کنیم مابقی تعاریف را اندکی متفاوت می بینیم. نکته اینجاست که در پسِ این تفاوت های ظاهری مفهوم مشترکی پنهان شده که با اندکی دقت می توان یافت. در واقع هر کسی از نظرگاه خودش به موضوع نگریسته ولی برآیند همۀ آن ها یکی است.

بیایید چند مورد از این تعاریف را بررسی کنیم:

ابتدا از پل گراهام (Paul Graham) شروع کنیم؛ سرمایه گذارِ خطرپذیری اهل انگلستان که تعریف بسیار جالبی از استارت اپ ارائه کرده است. به اعتقاد وی هر کسب و کاری که در تلاش است با سرعت زیادی رشد کند استارت آپ است. در نگاه گراهام مهم ترین وجه تمایز استارت آپ با کسب و کارهای سنتی تنها یک چیز است: «رشد». و نکتۀ جالب اینجاست که مبنای رشد تا حد زیادی به نیت بنیان گذار وابسته است.

برای درک بهتر موضوع مثالی بزنیم:

تصور غالب ما از کافی شاپ کسب و کاری سنتی با یک بیزنس مدل بسیار ساده است. طرف صبح تا شب در یک چهار دیواری محصور شده و برای کسب درآمد فعالیت می کند. ولی چنانچه همین شخص به دنبال راه اندازی شعب بیشتری در نقاط دیگری از شهر یا گسترش فعالیت به شهرهای دیگر باشد، کسب و کارش دیگر ساده و سنتی نیست؛ او اکنون صاحب یک استارت آپ است. چون به کم قانع نیست و تفکر رشد در سر دارد. او برای تحقق چنین هدفی از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند.

مثلاً برای افزایش تعداد مشتری ها  اپلیکیشن درست می کند. به مناسبت های مختلف تخفیف می دهد. در بیلبوردهای جاده ای تبلیغ کافی شاپش را می کند. ماهیانه بخشی از درآمد خود را صرف ارتقای دامنۀ فعالیت و استخدام کارکنان بیشتر می کند و … . در واقع این شخص بخش قابل توجهی از درآمد جاری خود را صرف پیشرفت در آینده می کند و این دقیقاً چیزی است که در ذاتِ یک استارت آپ نهفته است.

شاید اگر همۀ شرکت ها چنین تفکری در ذهن می داشتند دیگر نیازی به کلمۀ استارت آپ نداشتیم. کافی بود بر اساس میزان تلاش و عملکرد بنیان گذاران، شرکت ها را در دو دستۀ موفق و ناموفق قرار می دادیم. ولی با نگاهی گذرا به استارت آپ های ایرانی و خارجی متوجه می شوید که ژنتیک آن ها بسیار متفاوت از کسب و کارهای معمولی است.

استیو بلنک (Steve Blank) در تعریف دیگری، استارت اپ را سازمانی موقت در جستجوی یک بیزنس مدل مقیاس پذیر و تکراری شدنی معرفی می کند.

واژۀ موقت به تنهایی برای تعریف استارت اپ کافی است. هدف از آن پاسخ به این سوال است که آیا ایده ای که روی آن کار می کنیم توانایی تبدیل شدن به یک مدل تجاری تکرارپذیر را دارد یا نه؟ در کسب و کارهای معمولی، بیزنس مدل کاملاً مشخص بوده و سرمایۀ اولیه هم متناسب با آن در نظر گرفته می شود؛ ولی در استارت اپ ها هیچ مدل کسب و کاری قطعی وجود ندارد یا اگر مدلی هم هست خام و بدون مرزبندی است. در واقع استارت اپ می خواهد بفهمد که آیا از یک ایدۀ خام می تواند مدل کسب و کاری در بیاورد یا نه.

اگر دقت کنید این تعریف با تعریف گراهام فرق زیادی ندارد. مسلماً هیچ کسی بدون داشتن بیزنس مدل مقیاس پذیر خواهان رشد کسب و کارش نیست. هدف از استارتاپ خروج از شرایط بلاتکلیفی در کوتاه ترین زمان ممکن است و شدیداً به دنبال آن است که بداند چه محصولی، چه قابلیتی یا چه سرویسی بیشترین درآمدزایی را به دنبال دارد و در چه شرایطی از این وضعیت نامشخص خارج می شود.

یک استارت آپ زمانی شکست می خورد که بودجۀ تخصیص یافته را قبل از پیدا کردن یک مدل کسب و کار مناسب به اتمام برساند. در بین شرکت های موفق ایرانی کم نیستند ایده های خلاقانه ای که تنها به خاطر کمبود سرمایه از ادامۀ کار بازمانده اند و از آن طرف ایده های نه چندان قوی که به ضرب پول می خواهند در بازار جایگاهی کسب کنند.

دیو مک کلور (Dave McClure) استارتاپ را شرکتی معرفی می کند که در سه حوزه سردرگم است:

 نمی داند محصولش چیست؟

 مشتری ای کیست؟

 چطور باید پول درآورد؟

بعد از درک این سه مورد، استارت آپ به کسب و کاری واقعی تبدیل می شود؛ که اغلب اوقات هم این اتفاق نمی افتد!

از نگاه اریک رایز (Eric Ries)، کارآفرین آمریکایی، استارت آپ سازمانی است که در شرایطی نامشخصی باید محصول یا خدمتی را عرضه کند.

همانطور که می بینید در این تعریف هم مثل تعریف مک کلور چیزی از اندازۀ شرکت، مدل کسب و کار و حتی بازارِ هدف مطرح نشده است. این یعنی هیچ چیزی در شروع استارت آپ معلوم نیست. همه چیز بر مبنای حدس و گمان جلو می رود. هدفِ اصلی ساخت چیزی است که مردم حاضرند برایش پول بپردازند.

بیشتر افراد تصورشان از استارت اپ، محصولی خفن و تکنولوژیک با یک ایدۀ جذاب و انقلابی است. آن ها تصور می کنند مسیر پیشرفت سرراست و مستقیم است؛ غافل از اینکه واقعیت چیز دیگری است. استارت اپ ها بر حسب نوعِ بازار، هدف و خیلی از موارد دیگر پیچ وخم های زیادی را باید طی کنند تا در مسیر درستی قرار بگیرند. بنابراین به صورت قطعی نمی توان گفت چه زمانی یک استارت اپ به یک شرکتی تجاری تبدیل می شود.

فرق استارتاپ با کسب و کارهای کوچک

استارت آپ (استارتاپ)

مدیر عامل اینوِنتو روبوتیکز پاسخ جالبی به این سوال در کوارا داده که بسیار خواندنی است:

تام و تارا دو همسایه در یکی از کشورهای گرمسیری هستند. آن ها تصمیم می گیرند برای حیاط منزلشان سایه درست کنند. تام به بازار رفت، چتر بزرگ و گران قیمتی خرید و در حیاط منزلش نصب کرد. تارا به جای چتر، نهالی از گلخانه خرید و در حیاطش کاشت. مردم فکر می کردند تارا دیوانه شده و در نگاه اول اینطور هم به نظر می رسید.

بعد از مدتی آن نهال خشک شد. تارا تسلیم نشد و انواع مختلفی از نهال ها را تست کرد تا بالاخره یکی از آن ها گرفت. در طول دوران رشد، درخت سایه و میوه ای نداشت و کلی  پول و زمان هم صرف آبیاری، کوددهی و سم پاشی اش شد. اما بعد از چند سال، نهال به درختی تنومند و بزرگ تبدیل شد. سایۀ درخت نه تنها برای تارا بلکه برای همسایه ها هم کافی بود. علاوه بر سایه، درخت میوه و کلی مزیت دیگر هم داشت. از سوی دیگر چتری که تام با هزینۀ بالا خریده بود بدون هیچ گونه پیشرفتی همچنان همان چتر سابق بود.

کسب و کارهای کوچک، سازمان های خودکفایی هستند که از همان اول با هدف کسب درآمد روی کار آمده اند. این کسب و کارها گرچه با سرمایۀ کمی قابل راه اندازی هستند و ریسک چندانی ندارند ولی نباید انتظار ترقی زیادی هم از آن ها داشت. در واقع خبری از رشدِ سریع نیست؛ در بهترین حالت آهسته و پیوسته مثل لاک پشت به جلو حرکت می کنند.

از سوی دیگر استارتاپ مثل یک نهال است. شاید در ابتدا به جز مصرفِ منابع منفعتی نداشته باشد و حتی تعدادی از نهال ها بعد از چند روز خشک شوند ولی اگر خوش شانس باشید و نهال زنده بماند می تواند در آینده منافع زیادی برایتان داشته باشد. مثلاً درخت علاوه بر هدف اولیه که سایه بود میوه و زیبایی هم دارد که به حیاط شما زینت می دهد.

خیلی از افراد با این تصور که اغلب استارتاپ ها و شرکت های سرمایه گذاری شکست می خورند یا در ابتدا سودی برایشان ندارد سراغشان نمی روند. ولی یک سوال؟ تا الان کشاورزی را دیده اید که دانه در زمین نکارد تنها به این خاطر که فورا تبدیل به محصول نمی شود؟! کشاورز دانه را به این امید می کارد که بعداً محصولش را برداشت کند. این دقیقاً کاری است که صاحبان استارت آپ و سرمایه گذاران خطرپذیر انجام می دهند.

تارا در اولین تلاشش موفق نشد. او مجبور شد چندین اصله درخت بکارد تا نهایتاً یکی از آن ها به مرحلۀ رشد برسد. به همین صورت استارت اپ ها هم نباید با اولین شکست پا پس بکشند. تلاش، جزئی از مسیر است و خواه ناخواه باید طی شود. تارا مسیر سختی پشت سرگذاشت؛ او مجبور شد روزها زیر آفتاب به درخت نوپایش برسد در حالی که تام زیر سایۀ چتر داشت کیف می کرد. خیلی از افراد به خاطر منافع کوتاه مدت کسب و کارهای سنتی از خیر استارتاپ های مقیاس پذیر می گذرند. پیمودن این مسیر تنها از عهدۀ آدم های دیوانه و روان پریشی مثل تارا بر می آید!

برخی افراد هم رویکردی دوجانبه دارند. آن ها هم چتر می خرند و هم درخت می کارند؛ تا در طی مدتی که درخت بزرگ می شود از سایۀ چتر نیز استفاده کنند. برخی افراد در کنار استارت آپ اصلی، کسب و کاری فرعی هم راه می اندازند تا به واسطۀ آن کسب درآمد کنند. این روش گاهی جواب می دهد و گاهی هم نتیجۀ عکس دارد. زندگی در سایۀ چتر ممکن است انگیزۀ شما برای رشد درخت را کاهش دهد. سایۀ چتر ممکن است جلوی رسیدن نور آفتاب به درخت را بگیرد و رشدش را متوقف کند. گذشته از این ها، درآمد زودبازدهِ کسب و کار فرعی ممکن است شما را از پرداختن به استارت آپ اصلی باز دارد.

تارا ممکن است با هدفی غیر از سایه سراغ کاشتن نهال رفته باشد. شاید سایه فقط یک بهانه بوده تا از دیدن رشد درخت لذت ببرد. مقصود ما این است که در استارت آپ انگیزه فقط پول نیست. گاهی همین آبیاری و پرورش درخت لذت بخش است. استارتاپ همانند نوزادی است که تازه متولد شده و در سال های اول چیزی جز خرج ندارد! ولی آیا این موضوع می تواند توجیهی برای بچه دارنشدن باشد؟

 توضیحات تکمیلی

استارت آپ (استارتاپ)

بدون تعارف بگوییم؛ به ثمر رساندن یک استارت اپ کارِ حضرت فیل است. طبق مطالعات انجام شده بیش از ۹۰ درصد آن ها شکست می خورند! استارت اپ مثل یک کسب و کار کوچک یا یک شرکت معمولی نیست که گوشه ای بنشینید و امید پیروزی داشته باشید. شما باید مدام رشد کنید و ایدۀ اولیه را پرورش دهید. شرکت های موفق ایرانی دقیقاً از همین قاعده پیروی کرده اند. آن ها یکجانشینی و امید واهی را کنار گذاشته اند و با روحیه ای سرشار از انرژی به جلو حرکت کرده اند. در مباحث استارتاپی، شاخص رشد مثل یک قطب نما، مسیر درست را به شما نشان می دهد.

برای رشد سریع باید محصولی تولید کنید که قابلیت عرضه در مقیاس بزرگی از بازار را داشته باشد. مثلاً اسنپ با حمایت یکی از اپراتورها توانست سرمایۀ بیشتری به استارتاپش تزریق کند و شهرهای بیشتری از ایران را تحت پوشش قرار دهد. پونیشا در تلاش است کسب و کار خود را برای کشورهای دیگر هم توسعه دهد. گوگل نیز تقریباً از همان ابتدا کل دنیا را تحت پوشش قرار داد و همچنان در غالب ابرشرکت آلفابت به دنبال کسب درآمد بیشتر است. این استارت اپ ها همگی مقیاس پذیر هستند.

رشد سریع نیازمند ساخت چیزی است که اولاً خواهان زیادی داشته باشد و دوماً مقیاس پذیر باشد. آرایشگاه مورد اول را دارد چون مردم همگی نیازمند اصلاحِ موی سر هستند ولی دومی را نه؛ چون کسی برای آراسته کردن موی سرش حاضر نیست ۸۰۰ کیلومتر به شهر دیگری سفر کند. ضمناً ظرفیت این کار محدود است و کمتر کسی به فکر افزایش شعب آرایشگاه است. پس چنین کسب و کاری مشکل مقیاس پذیری دارد و گزینۀ مناسبی برای راه اندازی استارت آپ نیست.

ساخت یک نرم افزار یا سایت آموزشی می تواند مورد دوم یعنی مقیاس پذیری را حل کند ولی ممکن است با بازار کمی روبرو شود. مثلاً ساخت اپلیکیشنی برای آموزش زبان آفریقایی به فارسی زبانانان به هیچ عنوان ایدۀ خوبی نیست؛ چون در میان کاربران ایرانی استقبال از یک زبان نادر آفریقایی بسیار کم خواهد بود. ولی ساخت یک اپلیکیشن آموزشِ زبان انگلیسی انتخاب مناسبی برای یک استارتاپ است؛ چون هم مقیاس پذیر است و هم طرفداران زیادی دارد. مشکل اصلی بسیاری از استارتاپ ها این است که فقط یک از این دو مورد را لحاظ می کنند.

گفتنی است محدودیت همیشه هم بد نیست. گاهی برای یک کسب و کار کوچک، محدودیت خودش یک عامل حفاظتی است. مثلاً برای یک بغالی، رقبای زیادی وجود ندارد چون بازارش کوچک است. کاهش تعداد رقبا مزیت دیگری هم دارد و آن عدم نیاز به ایده پردازی است. اگر در محله ای به جای یک مغازه چندین مغازه وجود داشته باشد، برای افزایش تعداد مشتریان، مدام باید ایده های خلاقانه داد. پس محدودیت در مقیاس پذیری همیشه هم بد نیست. اما برای یک استار آپ داستان فرق می کند. شما احتمالاً چیزِ نسبتاً جدیدی می خواهید معرفی کنید. استارت اپ باید ایده ای جدید داشته باشد؛ این ایدۀ باید خواهان زیادی داشته باشد تا بتواند یک ایدۀ مقیاس پذیر باشد.

شاید اینطور فکر کنید که حالا که قرار است شرکت بزنم چرا از یک استارتاپ نان و آبدار شروع نکنم؟ حرفتان درست ولی توجه داشته باشید چنین ایده نان و آبداری ممکن است در ذهن دیگر افراد هم وجود داشته باشد. این یعنی رقبای بیشتر؛ یعنی احتمال شکست بیشتر! پس با احتیاط و اندیشیده گام بردارید و در هر کاری مشورت کنید.

ادامه مطلب
rahandazi-startup-1-header
۵ اشتباه بزرگ در راه اندازی...

راه اندازی استارت آپ

برای راه اندازی استارت آپ یا راه اندازی کسب و کار جدید با احتمال رشد زیاد باید از پنج اشتباه خودداری کرد. این توصیه ها را کارآفرینی بسیار موفق و با هوش مالی بالا ارائه کرده است و توجه به آن ها باعث صرفه جویی در وقت و هزینه های شما می شود و اضطراب شما را در پیمودن این راه کاهش می دهد. توصیه های زیر را حتماً مدنظر قرار دهید.

✰ کسب و کار کوچک و مستقل یا استارت آپ بزرگ و پر رونق

این تصمیم دوگانه و بحرانی و بسیار مهم است که پاسخ برخی از سؤالات بعدی را هم روشن می کند. برای نمونه سؤالاتی از قبیل این که ساختار حقوقی شرکت شما چگونه باشد، شرکت خود را در کدام استان کشور ثبت کنید، برای چه نوع تسهیلاتی درخواست بدهید، حقوق کارکنان خود را چگونه پرداخت کنید و بسیاری از موارد دیگر. خوب است که از خودتان بپرسید «آیا من می خواهم از طریق جذب سرمایه گذاران خارجی پول دربیاورم؟» و «آیا من قصد دارم به کارکنانم پیشنهاد بدهم که در شرکت سهامدار باشند؟» اگر پاسخ به هریک از سؤالات بالا مثبت باشد، شما ناگزیر باید راه دشوارتر راه اندازی استارت آپ بزرگ و پررونق را در پیش بگیرید. البته می شود از استارت آپ کوچک شروع کرد و در آینده آن را به استارت آپ بزرگ تبدیل کرد اما این کار بسیار پرهزینه است.

✰ در شرکت چه کسی کارآفرین است؟

وسوسه انگیز است که بگوییم «هرکسی می تواند مؤسس شرکت باشد» و «همه مؤسسان در گروه با هم برابرند». اما در دنیای حقیقی این امر درست نیست. تجربه نشان داده است که وجود گروهی دونفره از مؤسسان (که پوئل گراهام از آن ها به عنوان یک کلاهبردار و یک هکر یاد می کند) از پایداری و موفقیت بیشتری برخوردار است. اما درهرصورت یکی از این افراد مدیر اصلی است که امور شرکت را او به پیش می برد. این فرد کسی است که حاضر می شود برای پیشرفت شرکت و بهبود اوضاع کسب و کار تمام تلاش خود را انجام دهد. او زندگی خود را وقف کار می کند و همه سرمایه گذاران، کارکنان و شرکا به او اعتماد و توجه دارند. بنابراین شما باید این شخص را از ابتدا تعیین کرده باشید وگرنه در آینده با مشکلات زیادی مواجه خواهید شد.

✰ برنامه سهامداران برای واگذاری سهام

هرچند این فرض وسوسه انگیز است که دیگران سهام خود را به ما واگذار کنند، اما استارت آپ های بسیاری وجود داشته اند که وقتی یکی از مؤسسان، شرکت را ترک کرده است با شکست و نابودی مواجه شده اند زیرا او از واگذاری شرکت به سایرین امتناع کرده است. واگذاری سهام به دیگران حافظ منافع همگان و ازجمله مؤسسان شرکت است. بنابراین از همان ابتدا مقررات شرکت را به گونه ای وضع کنید که هر یک از مؤسسان یا کارکنان در صورت تمایل به ترک شرکت موظف باشند سهام خود را به صورت معکوس واگذار کنند. واگذاری معکوس سهام این حق را به شرکت می دهد که در طی زمان سهام برخی از مؤسسان را خریداری کند. نبود چنین حقوق و قوانینی در طول عمر شرکت بسیار پرهزینه است و ممکن است شرکت را به نابودی بکشاند.

✰ همه کارهای خود را به طور حرفه ای انجام دهید

راه اندازی استارت آپ

هر یک ریال که امروز برای انجام امور به صورت درست و حرفه ای صرف می کنید، جلو صدها میلیون تومان ضرر در آینده را خواهد گرفت. هرچند که کتاب های زیادی وجود دارند که می توانید آن ها را مطالعه کنید و مطالب زیادی در اینترنت یافت می شوند که می توانید آن ها را به صورت خودآموز یاد بگیرید، ولی بدانید که شما نمی توانید یا حداقل نباید به تنهایی کار کنید. همه کارآفرینانی که ما با آن ها صحبت کرده ایم می گویند: «اگر سعی نکرده بودم خودم آن را انجام بدهم، تاکنون صدها میلیون تومان صرفه جویی کرده بودم.» به همین دلیل وکلا و حسابداران باید آموزش ببینند. هرچند که تأسیس شرکت و راه اندازی استارت آپ به سختی انجام دادن عمل جراحی مغز نیست، اما اگر بخواهید همه کارها را خودتان انجام بدهید، کارها را بسیار پیچیده خواهید کرد و درنهایت هم باید ده برابر هزینه کنید تا یک فرد مجرب و حرفه ای اشتباهات شما را پاک کند و کار را از اول و به صورت درست برای شما راه اندازی کند.

✰ سعی نکنید از همان ابتدا پول دربیاورید

ممکن است برای بسیاری از کارآفرینان بلندپرواز غافلگیرکننده باشد، اما باید بدانید که سرمایه گذاران برای ایده ها سرمایه گذاری نمی کنند. حتی اگر آن ایده بسیار خوب باشد و پتانسیل بالایی ازنظر سودآوری داشته باشد. سرمایه گذار مهربان برای هر سرمایه گذاری ۴۰ تا ۴۰۰ فرصت گوناگون پیش رو دارد. بنابراین سرمایه گذاری روی شرکت ها انجام می شود و نه روی ایده ها، صرف کردن چندین ماه وقت و کوشش برای جذب سرمایه برای یک ایده بی ثمر و ناامیدکننده است. تا زمانی که محصولات خود را گسترش نداده اید و حداقل تعداد انگشت شماری مشتری دائمی پیدا نکرده اید، هرگز به دنبال جلب توجه سرمایه گذاران خارجی نباشید؛ زیرا امتحان کردن این مسئله مثل این است که سعی کنید به شترمرغ یاد بدهید آواز بخواند. درحالی که این به وضوح به معنای هدر دادن وقت خود و آزردن شترمرغ است.

ادامه مطلب