Lines_Background
مینی‌دوره رایگان درآمد روزانه ۱۰۰ دلار از فارکس
00روز
00ساعت
00دقیقه
00ثانیه
ثبت‌نام رایگان
لوگو خانه سرمایه
آموزش ترید از صفر صفر

مفاهیم تخصصی ارزهای دیجیتال

What-is-a-shilling
شیلینگ (Shilling) چیست + چه تأثیری...

اکوسیستم ارزهای دیجیتال، برخلاف تصورات عمومی ناشی از عدم قطعیت دارایی های کریپتو، با سرعتی خیره کننده در حال رشد است. با این حال، دنیای کریپتو از محدوده بیت کوین فراتر رفته و هنوز هم می توانید شاهد تحولات بسیاری در آن باشید؛ برای مثال کلاس های جدید دارایی های دیجیتال و خدمات مالی غیرمتمرکز، نمونه هایی از رشد کریپتو هستند.

در این میان، محافظت در مقابل شیلینگ کریپتو از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است؛ مفهومی که به یکی از سودآورترین تله ها، برای صاحبان و سرمایه گذاران کریپتو تبدیل شده است. این مفهوم تاکتیکی است که در دنیای ارزهای دیجیتال استفاده شده و به کمک آن، افراد یا گروه ها سعی می کنند به طور مصنوعی، قیمت یک سکه یا توکن خاص را افزایش دهند.

شیلینگ در کریپتو چیست؟

همانطور که گفتیم، Shilling فعالیتی است که در آن، شخص، به طور فعال، یک ارز دیجیتال را تبلیغ می کند تا به طور مصنوعی قیمت آن را با ترغیب سایر سرمایه گذاران به خرید سکه افزایش دهد. هدف شیلر القای برای قیمت دارایی، معمولاً در مدت زمان کوتاهی است. این کار می تواند ترس از دست دادن (FOMO) را در سرمایه گذاران ایجاد کند.

شیلرها تمایل دارند بیشتر از تاکتیک هایی مانند استفاده از رسانه های اجتماعی با پست ها یا تالارهای گفت وگو درباره سکه، بهره ببرند تا قیمت آن را افزایش دهند. پس از افزایش قیمت، شیلر ممکن است دارایی را بفروشد و آن را در بازار به عنوان طرح پامپ و دامپ عرضه کند.

در این زمان، رکود سریع بازار، می تواند سرمایه گذاران را با زیان های چشمگیری مواجه کند. همین موضوع باعث شده است تا شیلینگ غیرقانونی تلقی شده و بسیاری از تنظیم کنندگان آن را به عنوان کسانی که در بازار دست کاری می کنند، بشناسند.

شیلینگ در کریپتو

تاریخچه Shilling

نمونه های اولیه این اصطلاح در تاریخ، در کازینوها دیده شد. شیلر، فردی است که توسط کازینو استخدام می شود تا در شرایط از پیش تعیین شده، بارها برنده شود تا در نهایت، تماشاگران باور کنند آن ها نیز می توانند برنده شده و سود کنند.

همین فرایند را در نظر گرفته و شیلینگ را به کریپتو تعمیم دهید؛ در نهایت متوجه می شوید چگونه افراد مشهور، می توانند به عنوان شیلر فعالیت کرده و سرمایه گذاران را فریب دهند تا ارز دیجیتال خاصی را به تعداد زیاد بخرند. مهم تر از همه، فرایند شیلینگ بسیار به روان شناسی جمعیت و استفاده از آن برای به دست آوردن پاسخ های مطلوب متکی است.

اینترنت یکی از پلتفرم های اصلی برای کلاه برداری در دنیای ارزهای دیجیتال است که به ویژه در پلتفرم های بزرگ رسانه های اجتماعی ظاهر شده است. برای مثال فیس بوک و اینستاگرام در هر لحظه میلیون ها کاربر فعال در سراسر جهان دارند؛ بنابراین توسعه دهندگان کریپتو می توانند از خدمات افراد مشهور برای تأیید یک ارز دیجیتال بدون هیچ پتانسیل اقتصادی قابل قبولی استفاده کنند.

تاریخچه

چند نمونه

درباره مثال های Shilling ارزهای دیجیتال مهم است که به دنبال نمونه ای واقعی باشید. اول از همه توجه داشته باشید شیلینگ صرف نظر از فضای کریپتو غیرقانونی است. اولین نمونه شیلینگ کریپتو درباره جان دیوید مک آفی، بنیان گذار اولین نرم افزار ضد ویروس تجاری اتفاق افتاد.

او در سال ۲۰۲۰ به اتهام ICO شیلینگ دستگیر شد. گفته می شود کارشناس امنیت سایبری تقریباً ۸ ICO را به او نسبت داده و از کل فرایند تقریباً ۲۳ میلیون دلار درآمد داشته است. مک آفی به اتهام دروغ گفتن به سرمایه گذاران مبنی بر اینکه مشاور فنی در ICO ها بوده است دستگیر شد.

جان مک آفی از رسانه های اجتماعی و در درجه اول توییتر، استفاده کرد تا مطمئن شود پیامش به افراد بیشتری می رسد. همچنین سرمایه گذاران را متقاعد کرد ارزهای دیجیتال بی ارزش را از ICO ها خریداری کنند تا بعداً آن ها را بفروشند.

همچنین می توان به پست رسانه های اجتماعی کیم کارداشیان اشاره کرد که در آن Ethereum Max، یک ارز دیجیتال کلاه برداری را معرفی کرد. خانم کارداشیان از آن زمان تاکنون با مشکلات قانونی در این مورد مواجه شده است.

نمونه دیگری از شیلینگ کریپتو را فردی مشهور به نام فلوید می ودر انجام داد که ICO Stox.com را تبلیغ کرد و در نهایت مشخص شد که این پروژه کلاه برداری بوده است.

انواع شیلینگ چیست؟

Shilling انواع متفاوتی داشته و به روش های متفاوتی انجام می شود. در ادامه انواع آن را مورد بررسی قرار می دهیم:

1. پرداختی

در این نوع، توسعه دهندگان و سازندگان یک سکه یا توکن خاص، به افراد یا خدمات برای تبلیغ ارز دیجیتال یا پروژه خود پول می پردازند. این افراد حقوق بگیر، نظرات مثبتی درباره دارایی کریپتو در پلتفرم های مختلف اجتماعی یا گفت وگوی کریپتو منتشر کرده و ادعا می کنند این دارایی یک فرصت سرمایه گذاری عالی است. آن ها عموما از عباراتی مانند «HODLing to moon» استفاده می کنند.

در بسیاری از موارد، این شیلرها ادعاهای اغراق آمیزی درباره سکه دارند؛ مانند پیش بینی های غیرواقعی از افزایش تصاعدی قیمت. متأسفانه این وعده های تقلبی سبب ضررهای هنگفت برای کسانی می شود که براساس اطلاعات نادرست ارائه شده از سوی شیلر، سرمایه گذاری می کنند.

Shilling پرداختی

2. بدون پرداخت

شیلرهای بدون پرداخت، سرمایه گذارانی هستند که از لحاظ عاطفی یا مالی به یک ارز دیجیتال وابستگی دارند. آن ها اشتیاق خود را برای آن دارایی در رسانه های اجتماعی محبوب به اشتراک گذاشته و آگاهانه یا ناآگاهانه، دیگران را به سرمایه گذاری در دارایی تشویق می کنند.

در این نوع از شیلینگ، هیچ کس برای تبلیغ ارز دیجیتال، پولی دریافت نمی کند؛ با اینحال، این کار همچنان برای منافع شخصی انجام می شود. در چنین شرایطی، تشخیص اینکه آیا این گروه ها از روی اشتیاق واقعی این کار را انجام می دهند یا تنها سعی در افزایش قیمت دارند، دشوار خواهد بود. آن ها همچنین ممکن است اطلاعات نادرست تبلیغاتی زیادی را منتشر کرده و افراد ناآگاهی که هنوز تحقیقات خود را انجام نداده اند، به این اطلاعات تبلیغات پروبال دهند.

چه کسی از این اتفاق سود می برد؟

بارزترین ذی نفعان Shilling، کسانی هستند که فعالانه دارایی یا پروژه را تبلیغ می کنند. این افراد می توانند خالق پروژه، تیم پروژه یا سرمایه گذاران باشند. هدف نهایی شیلرها افزایش تقاضا و بالا بردن قیمت دارایی مورد نظر است.

البته افراد دیگری نیز می توانند از این عمل سود ببرند. اگر ارزش دارایی واقعاً کمتر از ارزشی باشد که برای آن تعیین شده است، افرادی که در طول دوره تبلیغاتی ارز را خریداری می کنند، ممکن است از خرید با قیمت کمتری از آنچه بدون شیلینگ امکان پذیر بود، سود ببرند. البته این به شرطی اتفاق می افتد که ارزش دارایی افزایش یابد.

درنهایت برخی شیلینگ ها تنها با هدف سرگرمی انجام می شوند. آن ها در بیشتر موارد از ایفای نقش در افزایش قیمت یک دارایی یا تماشای سقوط آن با از بین رفتن هیاهو ضربه می خورند. به طورکلی مزایای شیلینگ برای افراد مختلف متفاوت است و به اهداف و انگیزه های شرکت در آن بستگی دارد.

سود نصیب چه کسی می شود

چگونه یک کریپتو شیلر را بشناسیم؟

شیلینگ به طور فزاینده ای در فضای ارزهای دیجیتال رایج است؛ بنابراین باید از ویژگی های یک شیلر کریپتو آگاه باشید تا طعمه پیامدهای منفی آن نشوید. در ادامه به چند نکته کلیدی اشاره می کنیم که ممکن است نشان دهنده این باشد که شما با شیلر سروکار دارید.

  • عبارات بسیار مثبت

شیلرها معمولاً هنگام تبلیغ یک پروژه یا سکه، از عبارات مثبت مانند «بیت کوین بعدی» یا «اتریوم جدید» استفاده می کنند؛ اما دانش فنی برای حمایت از این ادعاها را ندارند.

  • وعده های غیرواقعی

یک شیلر کریپتو، معمولاً درباره یک سکه یا پروژه خاص، وعده های جسورانه و غیرواقعی می دهد. آن ها بیشتر از کلماتی مانند «تضمین شده» یا «مطمئن» استفاده می کنند یا پیش بینی های قیمت خاصی را برای ایجاد فضایی از اطمینان و چشم انداز درباره پروژه یا سکه ارائه می دهند. در نهایت ای نکته مهم را به یاد داشته باشید که هیچ چیز در دنیای ارزهای دیجیتال تضمین نمی شود.

وعده های غیرواقعی

  • تعامل محدود با اعضای انجمن

کریپتو شیلرها بیشتر با سایر اعضای انجمن ارتباط کمی داشته و تعاملات خود را به پست های تبلیغاتی محدود می کنند. آن ها احتمالاً هرگونه سؤال یا نگرانی قانونی درباره پروژه ارزهای دیجیتال را نادیده می گیرند و ممکن است تا آنجا پیش بروند که تنها با سایر حساب های شیلر تعامل داشته باشند.

  • اهداف خیلی خاص

شیلرها، چه پرداختی و چه بدون پرداخت، اغلب افراد خاصی را هدف قرار می دهند. گروه های هدف آن ها ممکن است شامل معامله گران باتجربه یا سرمایه گذارانی باشد که منابع لازم برای سرمایه گذاری در پروژه ای جدید را دارند. این شیلرها همچنین افراد نسبتاً جدیدی را در صنعت هدف قرار می دهند که باید قبل از سرمایه گذاری در دارایی ها تحقیقات بیشتری انجام دهند.

اهداف خیلی خاص

  •  شفافیت نداشتن

کریپتو شیلرها بیشتر درباره منبع درآمد خود سکوت می کنند و سؤالات مختلف در مورد اینکه چه کسی برای خدماتشان به آ ن ها پرداخت می کند را بدون پاسخ می گذارند.

چگونه در برابر کریپتو شیلرها از خود محافظت کنیم؟

به عنوان یک سرمایه گذار کریپتو، باید خطرات احتمالی سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال را دانسته و اقدامات احتیاطی لازم را برای جلوگیری از کلاه برداری انجام دهید. اگر به کسی مشکوک به شیلینگ هستید، تحقیق کنید و هرگز براساس توصیه یک منبع سرمایه گذاری نکنید. همچنین باید قبل از تصمیم گیری برای سرمایه گذاری با کارشناسان مطمئن مشورت کنید.

در سمت صنعت، تنظیم کننده ها و صرافی ها شروع به اقدام علیه شیلرهای کریپتو کرده اند. تنظیم کننده های کریپتو به طور فزاینده ای قوانین و مقرراتی را وضع می کنند که صرافی ها و پروژه های رمزنگاری را ملزم به افشای تمام فعالیت های تبلیغاتی در کاغذ سفید خود کرده و به سرمایه گذاران درباره خطرات و نوسانات احتمالی هشدار می دهند.

درنتیجه صرافی ها اکنون با دقت بیشتری بر پلتفرم های معاملاتی خود نظارت کرده و برای مسدود کردن هرگونه فعالیت مشکوک اقدام می کنند.

علاوه بر این، برخی نهادهای نظارتی تا آنجا پیش رفته اند که عمل شیلینگ را به کلی ممنوع کرده اند؛ برای مثال کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) هشداری به سرمایه گذاران درباره کلاه برداران احتمالی که ممکن است از تاکتیک های فریبنده ای مانند شیلینگ برای فریب سرمایه گذاران استفاده کنند، صادر کرد.

محافظت در برابر کریپتو شیلرها

چرا شیلینگ کریپتو بد است؟

اگرچه Shilling ممکن است برای کسانی که به دنبال کسب سود سریع از دنیای بی ثبات ارزهای دیجیتال هستند، وسوسه انگیز باشد، اما این کار، درنهایت نوعی دست کاری در بازار است که می تواند هم به سرمایه گذاران فردی و هم به اکوسیستم ارزهای دیجیتال آسیب برساند. هنگامی که حقیقت درباره ارزش یک سکه فاش می شود، قیمت های متورم می تواند سبب سقوط ناگهانی شده و سرمایه گذاران را با ضررهای قابل توجهی مواجه کند.

علاوه بر این، شیلینگ می تواند اعتماد را در کل بازار کریپتو نابود، اعتماد به پروژه های قانونی را سخت تر و مانع پذیرش ارز دیجیتال شود.

به این دلایل، برای سرمایه گذاران مهم است که از شیلینگ آگاه بوده و با شک و تردید به هرگونه ادعایی درباره پتانسیل یک سکه به آن نزدیک شوند. در نهایت، انجام تحقیقات کامل و دریافت دیدگاه های متعدد درباره یک سکه می تواند به محافظت در برابر خطرات احتمالی شیلینگ کمک کند.

آیا Shilling کریپتو غیرقانونی است؟

پاسخ این سؤال به موارد مختلفی از جمله محل زندگی شما و قوانینی که درباره ارزهای دیجیتال در کشور وجود دارد، بستگی خواهد داشت. در ایالات متحده، ارائه ادعاهای نادرست یا ارائه اوراق بهادار ثبت نشده می تواند شما را با مقامات نظارتی دچار مشکل کند که منجر به جریمه یا زندان می شود.

آیا شیلینگ غیرقانونی است

آیا همه شیلینگ ها بد هستند؟

خیر! تعریف اصطلاح Shilling، معمولاً با توجه به اینکه از چه کسی سؤال می کنید معنای متفاوتی دارد. این اصطلاح بیشتر اوقات می تواند به معنای فرایند صحبت به شکل مثبت درباره یک پروژه رمزنگاری شده باشد. بدون ادعای نامشروع درباره سودآوری یک سکه، شیلینگ را می توان به شکل مثبتی انجام داد. کلید شیلینگ «خوب» دوری از گمراه کردن مخاطبان است.

چند نکته برای Shilling صحیح

  • هرگز قول بازگشت سرمایه را ندهید.
  • به مخاطبان خود منابعی را بدهید تا بررسی های لازم را انجام دهند.
  • هرگز درباره محصول یا خدماتی که تبلیغ می کنید دروغ نگویید یا حقایق را نادرست بیان نکنید.

آیا کسانی وجود دارند که شیلینگ «خوب» انجام دهند؟

چندین آژانس تبلیغاتی در زمینه ارزهای دیجیتال هستند که Shilling خوب و مثبت برای ارزها انجام می دهند. Coinbound یک آژانس بازاریابی پیشرو در صنعت Web3 است که بر NFT ها، ارزهای دیجیتال، توکن ها، پلتفرم های DeFi و موارد مشابه تمرکز دارد. Coinbound نیم دهه تجربه در کمک به رشد برندهای رمزنگاری شده از طریق ابزارهای مثبت و مؤثر دارد.

شیلینگ مثبت

آیا همه تبلیغات کریپتو بخشی از Shilling هستند؟

باید توجه داشته باشید که تمامی تبلیغات کریپتو، بخشی از شیلینگ محسوب نمی شوند. باید تفاوت بین معنای شیلینگ کریپتو و فرایند تبلیغات کریپتو را متوجه شوید. هدف Shilling در تبلیغات ارزهای دیجیتال، کاملاً متفاوت است.

تبلیغات واقعی ارزهای دیجیتال، نشانه های واقعی را نمایش داده و هرگز از تبلیغات سوء یا تأییدیه های فریبنده استفاده نمی کنند. همچنین بازاریاب های معتبر ارز دیجیتال، شفافیت کامل درباره جزئیات ارائه می دهند.

رفتار شیلرها به شناسایی آن ها کمک زیادی می کند؛ Shilling اساساً قصد دارد با فریب دادن مردم به خرید توکن هایی که هیچ ارزش عملی ندارند، از روان شناسی جمعیت استفاده کند. شیلرهایی که پیشروی چنین کلاه برداری هایی هستند، عموماً طرح خروج مخصوص به خود را دارند که زمانی که مردم از کلاه برداری مطلع می شوند، آن را اجرا می کنند.

یک تبلیغ کننده واقعی ارز دیجیتال، هرگز سعی نمی کند چیزی به شما بفروشد. برعکس سعی می کند به شما درباره جنبه های مختلف پروژه های ارزهای دیجیتال آموزش دهد.

شناسایی Shilling کریپتو

تفاوت بین تبلیغات واقعی ارزهای دیجیتال و Shilling ارزهای دیجیتال نشان می دهد مشوق ها می توانند چشم انداز کریپتو را منفی نشان دهند. با این حال، باید بدانید چه زمانی یک کلاه برداری شیلینگ را شناسایی کنید تا پروژه های واقعی را از دست ندهید. در ادامه درباره برخی از روش های شناسایی شیلینگ کریپتو صحبت خواهیم کرد.

شناسایی Shilling کریپتو

1. اینفلوئنسرها

اولین دسته از افرادی که باید از آن ها دوری کنید، اینفلوئنسرها هستند. به یاد داشته باشید تمام اینفلوئنسرهای موجود در اینستاگرام، هزینه های سنگینی برای تبلیغات دریافت کرده اند. همچنین تبلیغات ارزهای دیجیتال در چند وقت اخیر، از رسانه های وب به رسانه های اصلی تغییر کرده است؛ درنتیجه افراد مشهور بدون ارتباط با فضای کریپتو نیز می توانند نام خود را روی پروژه گذاشته و آن را تأیید کنند.

جالب اینجاست که می توانید یک اینفلوئنسر فیک را از یک فرد واقعی تشخیص داده و متوجه شوید آیا این یک کلاه برداری شیلینگ کریپتو است یا خیر. اگر سلبریتی ها، فعالانه سرمایه گذاران را تشویق به مشارکت در پروژه می کنند، باید دانش جامعی درباره پروژه داشته باشند. از طرف دیگر، اگر سلبریتی نمی تواند دلایل حمایت از پروژه را به نمایش بگذارد، باید از پروژه دوری کنید.

همچنین rug pull یک اصطلاح محاوره ای است و سناریویی را توصیف می کند که در آن افراد نقدینگی را به یک توکن رمزنگاری جدید به یک استخر اضافه کرده، سرمایه گذاران را متقاعد می کنند که ETH را با توکن در استخر مذکور مبادله کنند، سپس تمام ETH ادغام شده را تخلیه خواهند کرد.

در زبان محاوره ای «rug pull» به یک پروژه رمزنگاری شده تبلیغاتی اطلاق می شود که در آن پس از سرمایه گذاری خرده فروشی قابل توجه، کار دیگری روی پروژه انجام نمی شود. این یک استراتژی رایج است و به آن «پامپ و دامپ» نیز گفته می شود.

2. بازاریابان مشتاق

ممکن است با افرادی مواجه شوید که سطح تخصص بالایی در بازاریابی دارند. چنین شیلرهایی می توانند روی یک توکن سرمایه گذاری و از تخصص بازاریابی خود برای فروش توکن استفاده کنند. هنگامی که آن ها با موفقیت سرمایه گذاران زیادی را برای خرید ارز دیجیتال تشویق کردند، پروژه را می فروشند و سرمایه گذاران را با حجم بالایی از ضرر رها می کنند. زمانی که توسعه دهندگان یا بنیان گذاران پروژه نمی توانند موارد استفاده از پروژه را به شما بگویند، می توانید احتمالات شیلینگ در کریپتو را شناسایی کنید.

بازاریابان مشتاق راهی برای شیلینگ

3. بنیان گذاران یا اعضای تیم هیجان زده

هر فردی دوست دارد کسب وکار خود را در حال رسیدن به اوج موفقیت ببیند. بنیان گذاران و اعضای تیم یک پروژه ارز دیجیتال، حتما برنامه ای برای تبلیغات دارند تا بتوانند سرمایه گذاران جدیدی جذب کنند.

به طورکلی، توسعه دهندگان یا بنیان گذاران پروژه های جدید ارزهای دیجیتال، چشم انداز روشنی برای پروژه در کنار نقشه راه آینده دارند. از سوی دیگر، شیلرها هیچ سندی برای وایت پیپر یا نقشه راه آینده خود نخواهند داشت؛ درنتیجه باید دریابید آیا بنیان گذاران یا اعضای تیم در حال فروش بیش از حد پروژه هستند یا خیر!

4. تلاش کارآفرینان برای معرفی پروژه

بسیاری از شیلرها با استفاده از بیت کوین و اتریوم درآمد کسب کرده و اکنون خود را پادشاه این بازار می دانند.

5. صحبت نکردن درباره نقاط ضعف پروژه

بنیان گذاران یک پروژه تلاش زیادی برای انتشار اخبار مثبت درباره توکن های خود می کنند. آن ها نقاط ضعف یا کاستی های پروژه را حذف می کنند تا جامعه خود را راضی نگه دارند.

نقاط ضعف پروژه

چرا شیلینگ برای کریپتو مهم است؟

این اتفاق از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا می تواند به تبلیغات، FOMO و انتظارات غیرواقعی منجر شود. اگر یک ارز دیجیتال به اندازه کافی شیل شود، می تواند تقاضا برای توکن و قیمت را افزایش دهد. سرمایه گذاران خرد ممکن است جزئیات مهمی درباره توکن نداشته و در هر حال سرمایه گذاری کنند.

شیلینگ بیش از حد شامل ادعاهای اغراق آمیز، می تواند سبب بی اعتمادی و تردید در اکوسیستم رمزنگاری شده شود. طرح ادعاهای اغراق آمیز درباره محصولات مالی می تواند توجه رگولاتورهای دولتی و سازمان های مجری قانون را نیز به خود جلب کند.

آن ها می توانند شیلینگ را تقلب در اوراق بهادار بدانند؛ در نهایت، این موضوع سبب ایجاد مقررات نامطلوب در برابر فناوری بلاک چین شده و حتی می تواند به معنای زندان برای مبلغ باشد.

راه های جلوگیری از شیلینگ

برای اینکه از این کلاه برداری ها در امان بمانید، پیشنهاد می کنیم از راه کارهای زیر استفاده کنید:

  • خودتان تحقیق کنید

در فضای کریپتو باید خودتان تحقیق کنید. حداقل، باید وایت پیپر پروژه را بخوانید و نقشه راه آن ها را بررسی کنید. می توانید وب سایت هایی مانند CoinGecko را برای اطلاعات بیشتر بررسی کنید. این وب سایت ها داده های مربوط به عرضه در گردش توکن، ارزش بازار و سایر اطلاعات مالی را جمع آوری می کنند.

همچنین برای یافتن پیوندهایی به حساب های رسانه اجتماعی، وبلاگ و وب سایت رسمی توکن مفید هستند. درنهایت می توانید بررسی کنید توکن در چه صرافی هایی برای معامله در دسترس است. اگر توکن در صرافی های معتبر فهرست نشود باید به آن شک کنید.

جلوگیری از شیلینگ

  • به هیاهوی اطراف توکن اعتماد نکنید

بیشتر کلاه برداری های شیلینگ در توییتر کریپتو یا به اختصار «CT» اتفاق می افتد. کلاه برداران از چند ترفند استفاده می کنند تا آن ها را مانند یک مرجع در ارزهای دیجیتال جلوه دهند. واضح ترین آن ها این است که حساب هایی با ۱۰۰۰۰ یا ۵۰۰۰۰+ فالوور می خرند تا موقعیتی کسب کنند.

یکی دیگر از ترفندهای منحصربه فرد برای کلاه برداری در این زمینه، استفاده از یک NFT گران قیمت به عنوان PFP آن هاست. اغلب، کلاه برداران حتی NFT مورد استفاده خود را نیز ندارند. می توانید جست وجو کنید که مالک واقعی در Opensea چه کسی است و ببینید آیا حساب ها مطابقت دارند یا خیر.

هدایا ابزاری عالی برای بازاریابی یک پروژه ارز دیجیتال هستند، اما اگر هدایا هرزنامه باشند، این یک پرچم قرمز است. هر زمان که کمپین تبلیغاتی در ازای مبلغ بسیار کمی پول نقد یا وعده های مبهم در ازای بازتوییت می دهد، زنگ خطر باید در ذهن شما به صدا درآید.

ترفند دیگری که شیلر برای تقویت اعتماد خود استفاده می کنند ربات ها هستند. کلاه برداران، گاهی اوقات برای ربات ها هزینه می کنند تا تبلیغات خود را بازتوییت کنند یا به Discord پروژه بپیوندند و فعال باشند.

جلوگیری از انجام شیلینگ

  • احتیاط در برابر دارایی هایی که به سرعت تغییر قیمت می دهند

همانطور که گفتیم Shilling می تواند نوعی فریب یا دست کاری مالی باشد. سرمایه گذاری روی توکن های فرار، براساس تبلیغات اغراق آمیز، می تواند به زیان های هنگفت منجر شود. پس اگر احساس می کنید FOMO شده اید، یک روز قبل از سرمایه گذاری صبر کنید. حتی اگر معاملات عاطفی بتوانند برنده باشند، اما همیشه معاملات خوبی نیستند. به یاد داشته باشید اگر محبوبیت یک پروژه به سرعت افزایش یابد، می تواند به همان سرعت کاهش پیدا کند.

سوابق و اعتبار تبلیغ کننده را بررسی کنید

بررسی سطحی پیشینه تبلیغ کننده همیشه ایده خوبی است. بررسی کنید آن ها در گذشته در چه پروژه هایی شرکت داشته اند. آیا شکست خورده اند؟ یا بدتر از آن، آیا پروژه های کلاه برداری را تبلیغ کرده اند؟ یکی دیگر از پرچم قرمزها نبود پیشینه از فرد است. اگر یک حساب توییتر «تازه» به نظر می رسد، به این معناست که تعداد زیادی دنبال کننده بدون توییت های قدیمی دارد و این یک پرچم قرمز خواهد بود.

حتی می توانید آن ها را در لینکدین جست وجو کنید تا مدارک تحصیلی و حرفه ای آن ها را ببینید. آیا پیشینه آن ها با چیزی که می فروشند مطابقت دارد؟ یکی دیگر از مکان هایی که می توانید اعتبارنامه ها را بررسی کنید، بودجه یک شرکت است. آیا مشخص است این بودجه از کجا تأمین و چگونه استفاده می شود؟ همه این موارد را باید بررسی کنید.

سخن پایانی

شیلینگ فعالیتی است که در آن شخصی به طور فعال یک ارز دیجیتال را تبلیغ می کند تا به شکلی مصنوعی قیمت آن را با ترغیب سایر سرمایه گذاران به خرید سکه افزایش دهد. هدف شیلر القای جهش قیمت دارایی، معمولاً در مدت زمان کوتاهی است. این کار می تواند ترس از دست دادن (FOMO) را در سرمایه گذاران ایجاد کند.

سرمایه گذاران در دنیای ارزهای دیجیتال باید همیشه بهترین شیوه های امنیتی را دنبال کنند. از آنجا که جهان با معرفی محصولات جدید شاهد تحولات جدیدی در فضای کریپتو بود، شیلینگ به عنوان مکانیسم فریب ظاهر شده است. همچنین پایه ای قوی برای کلاه برداری ها با محوریت ایجاد هیاهو برای یک پروژه جدید ارز دیجیتال است.

هنگامی که پروژه تبلیغات می کند و سرمایه گذاران به آن علاقه مند می شوند، ارزش ارز دیجیتال افزایش می یابد. در این شرایط بنیان گذاران یا توسعه دهندگان می توانند توکن ها را با قیمت بالاتر نقد کرده و سرمایه گذاران را با سکه های بی ارزش رها کنند؛ پس باید بدانید چگونه کلاه برداری های Shilling را در ارزهای دیجیتال شناسایی کنید و ایمن بمانید.

پرسش های متداول

Shilling فعالیتی است که در آن شخصی یا گروهی به طور فعال یک ارز دیجیتال را تبلیغ می کند تا به طور مصنوعی قیمت آن با ترغیب سایر سرمایه گذاران به خرید سکه افزایش یابد. شیلرها اغلب از تاکتیک هایی مانند استفاده از رسانه های اجتماعی با پست ها یا تالارهای گفت وگو درباره سکه قیمت آن را افزایش می دهند.

شیلینگ پرداختی و شیلینگ بدون پرداخت. در نوع اول توسعه دهندگان و سازندگان یک سکه یا توکن خاص به افراد یا خدمات برای تبلیغ ارز دیجیتال یا پروژه خود پول می پردازند. شیلرهای بدون پرداخت، سرمایه گذارانی هستند که از لحاظ عاطفی یا مالی به یک ارز دیجیتال وابستگی دارند.

بارزترین ذی نفعان Shilling کسانی هستند که فعالانه دارایی یا پروژه را تبلیغ می کنند. این افراد می توانند شامل خالق پروژه، تیم پروژه یا سرمایه گذاران باشند. هدف نهایی شیلرها افزایش تقاضا و بالا بردن قیمت دارایی مورد نظر است.

پاسخ این سؤال به موارد مختلفی از جمله محل زندگی شما و قوانینی که در مورد ارزهای دیجیتال در کشور وجود دارد بستگی خواهد داشت. در ایالات متحده، ارائه ادعاهای نادرست یا ارائه اوراق بهادار ثبت نشده می تواند شما را با مقامات نظارتی دچار مشکل کند که منجر به جریمه یا زندان می شود.

خیر، تعریف اصطلاح شیلینگ معمولاً با توجه به اینکه از چه کسی سؤال می کنید معنای متفاوتی دارد. شیلینگ بیشتر اوقات می تواند به معنای فرایند صحبت به شکل مثبت درباره یک پروژه رمزنگاری شده باشد. بدون ادعای نامشروع درباره سودآوری یک سکه، Shilling را می توان به شکل مثبتی انجام داد. کلید شیلینگ «خوب» دوری از گمراه کردن مخاطبان است.

ادامه مطلب
معاملات فیوچرز
فیوچرز چیست و چگونه انجام می...

معاملات فیوچرز یا معاملات آتی همان طور که از اسمش پیداست به آینده مربوط است. این نوع قراردادها بین دو نفر در زمان حال و یا گذشته منعقد شده ولی زمان سررسید آن در آینده می باشد. در معاملات فیوچرز یک دارایی مشخص که می تواند انواع کامودیتی ها، فلزات گران بها، ارزهای دیجیتال و … باشد، در زمانی مشخص و با قیمتی مشخص که به توافق طرفین قرارداد رسیده است معامله می شود.

معامله فیوچرز چیست؟

در نظر بگیرید شما یک شرکت ساختمان سازی دارید و قرار است تا ۶ ماه دیگر یک برج آماده را تحویل دهید. شما با توجه به تجربه و محاسبات خود متوجه شده اید که در طول ساخت این پروژه به ۱۵ هزار میلگرد نیاز خواهید داشت، برای اینکه بتوانید هزینه ها را مدیریت کنید قسمتی از بودجه خود را برای تهیه میلگرد کنار گذاشته اید، ولی هیچ کس تضمین نکرده که وقتی ساختمان مورد نظر به مرحله ای برسد که به میلگرد نیاز داشته باشد، قیمت ها تغییر نکرده باشند.

پس برای در امان ماندن از این نوسانات بازار، معاملات فیوچرز بهترین انتخاب هستند. شما می توانید با کارخانه میلگرد سازی یک قرارداد آتی برای خرید میلگرد با قیمت معین و مشخص تنظیم کنید، و در آن قرارداد، تاریخ تحویل میلگردها را درج کنید.

فرض کنید هر میلگرد ۲۰ هزار تومان است و شما می خواهید میلگردها را در ۲ ماه آینده با قیمت مثلا همان ۲۰ هزارتومان خریداری کنید. در این حالت دو سناریو ممکن است پیش بیاید:

  • ممکن است به دلایل سیاسی -اقتصادی پیش بینی نشده ای قیمت میلگرد پایین بیاید مثلا به قیمت ۱۵ هزار تومان برسد در این صورت شما ضرر کرده اید زیرا اگر صبر می کردید و میلگردها را 2 ماه بعد خریداری می کردید، قیمت هر میلگرد برای شما 15 هزار تومان محاسبه می شد.

از طرف دیگر با پایین آمدن قیمت کالا، کارخانه میلگرد سازی سود خوبی خواهد کرد. چون میلگردهای خود را با قیمت بالاتری به فروش رسانده است.

  • ولی اگر در دو ماه آینده قیمت میلگرد بالاتر برود مثلا به ۲۵ هزار تومان برسد شما به عنوان خریدار سود دلچسبی خواهید داشت.

همچنین شما به عنوان خریدار با پرداخت هزینه در هنگام عقد قرارداد به کارخانه نقدینگی تزریق کرده اید و چرخ تولید را به گردش درآورده اید و یا میزان تولید را بالا برده اید.

این نوع قراردادها به خصوص برای کارخانه هایی که به علت عدم وجود دارایی مورد نیاز از کار افتاده اند بسیار کارساز است؛ زیرا در قراردادهای آتی عموما مبلغ قید شده در قرارداد در همان ابتدا توسط خریدار پرداخت می شود.

معاملات فیوچرز

انواع معاملات فیوچرز

معامله گران بازارهای مالی می توانند بر اساس استراتژی سرمایه گذاری و برنامه های معاملاتی خود از امکانات و ویژگی های یکی از انواع روش های معاملاتی استفاده کنند. معاملات فیوچرز نیز در انواع مختلفی ارائه شده و کاربران می توانند از میان آنها مناسب ترین گزینه را انتخاب کنند.

از آنجاییکه همه صرافی های دیجیتالی از انواع مختلف معاملات فیوچرز پشتیبانی نمی کنند، لازم است پس از انتخاب روش معاملاتی مدنظر، به این نکته توجه داشته باشید. در ادامه این بخش به معرفی انواع معاملات فیوچرز و ویژگی های آنها می پردازیم.

معاملات فیوچرز استاندارد  Standard Futures Contracts

معاملات فیوچرز یکی از محبوب ترین انواع معاملات بازار مشتقات کریپتو است. در این نوع معامله دو طرف قرارداد بر سر قیمت آتی یک ارز دیجیتال در یک تاریخ از پیش تعیین شده با یکدیگر توافق می کنند. معاملات فیوچرز استاندارد نیز دارای یک تاریخ انقضا و تسویه حساب هستند.

به این ترتیب این قرارداد نهایتاً در یک تاریخ مشخص و بر اساس قیمت از پیش تعیین شده به پایان می رسد. اکثر صرافی های دیجیتالی همچون بایننس، بای بیت، کوینکس، کوکوین، بینگ ایکس و… از این نوع معاملات فیوچرز پشتیبانی می کنند.

معاملات فیوچرز با تحویل فیزیکی  Futures with Physical Delivery

معاملات فیوچرز با تحویل فیزیکی نیز یکی دیگر از انواع معاملات فیوچرز هستند. همانطور که از نام این نوع معامله پیداست، بر اساس معاملات فیوچرز با تحویل فیزیکی، ارز دیجیتال یا انواع دیگری از دارایی های گران بها  در این نوع قرارداد، در تاریخ تسویه حساب، به صورت فیزیکی به خریدار تحویل داده می‎شوند. در نتیجه می توان گفت در معاملات فیوچرز با تحویل فیزیکی تمام ویژگی های قرارداد آتی از جمله زمان سررسید تحویل کالا از قبل مشخص شده است.

معاملات دائمی  Perpetual Contracts

در معاملات دائمی نیز همانند معاملات فیوچرز استاندارد، معامله گران نسبت به قیمت آینده یک دارایی مشخص گمانه زنی می کنند. اما برخلاف معاملات فیوچرز استاندارد، معاملات دائمی فاقد تاریخ سررسید و انقضا هستند. به این ترتیب معامله گران می توانند تا پیش از لیکوئید شدن دارایی، پوزیشن مدنظر را حفظ کرده یا به طور کلی در زمان دلخواه تسویه حساب کنند. همچون معاملات فیوچرز استاندارد، معاملات دائمی نیز در بسیاری از صرافی های دیجیتالی در دسترس کاربران قرار دارد.

انواع معاملات فیوچرز

ویژگی معاملات فیوچرز چیست؟

  • گمانه زنی قیمت آینده

در معاملات فیوچرز بر سر قیمت آینده یک دارایی مشخص گمانه زنی انجام می شود. در نتیجه این نوع معامله یک نوع شرط بندی بر روی جهت حرکت قیمت دارایی مدنظر است.

  • کسب سود از روند بازار

در یک معامله فیوچرز طرف خریدار از افزایش قیمت، و طرف فروشنده از کاهش قیمت سود می برند.

  • ایجاد پوزیشن های لانگ و شورت

در معاملات فیوچرز، برای معامله گران این امکان فراهم شده تا از طریق ایجاد پوزیشن های Short (فروش) و Long (خرید)، از در دو روند صعودی و نزولی بازار استفاده کرده و سود کسب کنند.

  • داشتن تجربه معاملاتی بالا

از آنجاییکه ورود به معاملات فیوچرز نیازمند داشتن دانش معاملاتی بالا و استفاده از ابزارهای تحلیلی است، این روش معاملاتی مناسب افراد حرفه ای بوده و به معامله گران مبتدی توصیه نمی شود.

  • ریسک نسبتاً بالا نسبت به معاملات اسپات

معاملات فیوچرز معاملاتی ریسکی هستند؛ بنابراین، در عین حال که می توانند بسیار سودده باشند، ممکن است ضرر و زیان بسیاری را به فرد تحمیل کنند.

  • داشتن دانش معاملاتی بالا

در معاملات فیوچرز داشتن اطلاعات تحلیلی و فنی اهمیت بسیار زیادی دارد. چراکه معامله گر باید بتوانند بر اساس اطلاعات و آمار و ارقام موجود تحلیل درستی انجام داده و وضعیت آینده رمز ارز مدنظر را به خوبی پیش بینی کند. در نتیجه اگر فردی به خوبی آموزش ندیده و با ویژگی های بازار آشنایی نداشته باشد، با وارد کردن سرمایه خود در این نوع معامله، ریسک بالایی کرده و متحمل ضرر و زیان بسیاری خواهد شد.

ویژگی معاملات فیوچرز چیست؟

کاربرد معاملات فیوچرز

یکی از معروف ترین ویژگی های بازار ارزهای دیجیتال، وجود نوسانات بالا در قیمت های دارایی های دیجیتالی است. با این حال همه روزه معامله گران بسیاری با استفاده از ابزارهای معاملاتی و استراتژی های سرمایه گذاری درست، موفق به کسب سودهای بالا می شوند. به عنوان مثال معامله گران می توانند صرف نظر از افزایش یا کاهش قیمت های بازار، از طریق معاملات فیوچرز از نوسانات بازار بهره مند شده و سود کسب کنند.

تنها کافی ست از ابزارهای تحلیلی استفاده کرده و نسبت به وضعیت بازار و ارزش ذاتی رمز ارز مدنظر، قیمت آینده آن را پیش بینی کنید. به این ترتیب اگر با تحلیل های انجام شده فکر می کنید قیمت کوین مورد نظر در یک تاریخ مشخص افزایش پیدا می کند، یک پوزیشن خرید ایجاد کنید. همچنین اگر به این نتیجه برسید که قیمت کوین مورد نظر سقوط خواهد، یک پوزیشن فروش ایجاد خواهید کرد. در نتیجه همانطور که ملاحظه کردید، اصلی ترین کاربرد معاملات فیوچرز استفاده از وضعیت نوسانی بازار و کسب سود در دو حالت بازار است.

چرا در فیوچرز معامله کنیم؟

همانطور که اشاره شد، معامله گران با هدف بهره گیری از نوسانات بازار و پیش بینی وضعیت آینده یک دارایی دیجیتالی وارد معاملات فیوچرز می شوند. به این ترتیب معامله گر با پیش بینی آینده رمز ارز و ایجاد پوزیشن خرید یا فروش سود کسب می کند.

اصلی ترین دلیل معامله در فیوچرز، مدیریت ریسک در سبد سرمایه گذاری است. چراکه در این نوع معامله برخلاف معاملات اسپات، نه تنها در روند صعودی؛ بلکه در هنگام ریزش بازار نیز می توان سود کسب کرد. دلیل دیگری که معمولاً باعث می شود معامله گران به انجام معاملات فیوچرز تمایل پیدا کنند، ارائه گزینه لوریج است. با وجود این گزینه معامله گر می تواند بخش مشخصی از سرمایه را از صرافی قرض گرفته و میزان سود خود را به همان میزان افزایش دهد.

در نتیجه اگر شما هم در مورد ابزارهای معاملاتی، تحلیلی و عوامل تأثیرگذار بر بازار کریپتو دانش کافی دارید و همچنین می توانید اخبار اقتصادی و سیاسی مرتبط با بازارهای مالی را به خوبی دنبال کرده و تحلیل کنید، ورود به معاملات فیوچرز می تواند برای شما سود خوبی به همراه داشته باشد.

چرا در فیوچرز معامله کنیم؟

اهرم یا لوریج معاملات فیوچرز چیست؟

اهرم یا لوریج یک ابزار اصلی معاملات فیوچرز ارزهای دیجیتال و بازار فارکس به حساب می آید. شاید در نگاه اول استفاده از اهرم بسیار پرریسک و خطرناک به نظر برسد، اما اگر به درستی از آن استفاده شود، می تواند بازی را به نفع شما تغییر داده و سود معامله را به طور چشمگیری افزایش دهد. با این حال اهرم یا لوریج مانند یک شمشیر دو لبه عمل کرده و می تواند در صورت استفاده نادرست ریسک سرمایه و ضرر و زیان را به همان میزان افزایش دهد. اهرم یا لوریج در معاملات فیوچرز دقیقاً چه کاربردی دارد؟

زمانی که معامله گر قصد ورود به معامله فیوچرز را داشته باشد، لازم است مبلغی را از حساب اصلی صرافی به حساب فیوچرز صرافی انتقال دهد. در مرحله بعدی، کاربر می تواند با هدف افزایش سرمایه معاملاتی خود، از اهرم یا لوریج استفاده کرده و مبلغی را به صورت قرض از صرافی وام بگیرد. به این ترتیب با استفاده از لوریج، فرد می تواند سرمایه اندک خود را به میزان قابل توجهی افزایش داده و به همان نسبت سود و زیان معامله را نیز تغییر دهد. قبل از استفاده از اهرم یا لوریج معاملات فیوچرز به نکات زیر توجه کنید:

  • استفاده از یک استراتژی معاملاتی مناسب
  • کنترل احساسات و اتخاذ تصمیمات منطقی و علمی
  • مدیریت ریسک معاملاتی با استفاده از ابزارهای تحلیلی

مزایا و معایب قراردادهای آتی چیست؟

معاملات آتی نیز مانند سایر روش های معاملاتی مزایا و معایبی دارند. به این ترتیب لازم است قبل از استفاده از این روش با تمام ویژگی ها، مزایا  و معایب آن آشنا شده و با در نظر گرفتن تمام این موارد وارد معامله شوید. در ادامه به معرفی مهم ترین مزایا و معایب قراردادهای آتی می پردازیم.

معرفی مزایای معاملات آتی

  • نقدینگی بالا

به دلیل محبوبیت بالای این روش معاملاتی معامله گران بسیاری وارد معاملات آتی می شوند. در نتیجه این بازار همواره نقدینگی بالایی داشته و معامله گران می توانند در زمان دلخواه وارد معامله شده و یا از آن خارج شوند.

  • تنوع بالای جفت ارزها

در پنل معاملات فیوچرز بسیاری از صرافی های رمزنگاری از جفت ارزهای متنوعی پشتیبانی می شود. در نتیجه کاربران می توانند به راحتی جفت ارز مدنظر را پیدا کرده و پوزیشن جدیدی ایجاد کنند.

  • کسب سود از روند نزولی بازار

در پنل معاملاتی اسپات، کاربر تنها در صورت رشد قیمت ها سود کسب می کند. اما در معاملات فیوچرز کاربر می تواند با ایجاد پوزیشن های شورت در شرایط نزولی بازار نیز سود کسب کند.

  • مدیریت ریسک

با ورود به معاملات آتی، می توانید ریسک پایین آمدن ارزش دارایی خود را کاهش دهید. به عنوان مثال، تصور کنید که مقداری بیت کوین در اختیار دارید، به دلیل شرایط بازار گمان می رود ارز بیت کوین در آینده کاهش پیدا کند، شما می توانید با ورود به معامله آتی و ایجاد پوزیشن شورت ریسک پایین آمدن ارزش دارایی خود را کاهش دهید.

  • استفاده از لوریج

وجود لوریج در معاملات فیوچرز یکی دیگر از مزایای این روش معاملاتی است. شما می توانید با استفاده از آن میزان سرمایه معاملاتی خود را افزایش داده و سود بیشتری کسب کنید.

  • جذب سرمایه

معاملات فیوچرز علاوه بر بازار ارزهای دیجیتال در بازار بورس و فارکس نیز در دسترس قرار دارد. از طریق معاملات فیوچرز شرکت ها و کارخانه ها می توانند سرمایه خوبی جذب کنند. در این شرایط معاملات فیوچرز مانند پیش فروش محصولات کارخانه ها عمل می کند. به این ترتیب که این شرکت ها محصولات خود را از طریق معاملات فیوچرز به فروش رسانده و سرمایه مورد نیاز خود را جذب می کنند.

مزایا و معایب قراردادهای آتی چیست؟

معرفی معایب معاملات آتی

  • استفاده نادرست از لوریج

همانطور که اشاره شد، وجود لوریج مانند یک شمشیر دو لبه است. با استفاده از این ابزار معاملاتی نه تنها می توان میزان سرمایه و سود را افزایش داد، بلکه استفاده نادرست و احساسی از آن می تواند ریسک معامله را بالا برده و فرد را با ضرر و زیان چند برابری مواجه کند.

  • حساسیت بالای بازار ارزهای دیجیتال

بازار کریپتوکارنسی علاوه بر این که مانند هر بازار مالی دیگر بر اساس شرایط بازار دچار نوسان می شود، به طور هم زمان تحت تأثیر مسائل سیاسی، اقتصادی و حتی اظهارنظر افراد تأثیرگذار نیز قرار دارد. این موضوع سبب شده تا پیش بینی این بازار دشوار باشد و در برخلاف انتظارات دچار تغییر شود. در نهایت از آنجاییکه معاملات کریپتو بر اساس پیش بینی بازار انجام می شود، این دست از تغییرات ناگهانی می تواند به ضرر معامله گر تمام شود.

معامله فیوچرز ارز دیجیتال برای چه کسانی مناسب است؟

معاملات فیوچرز یکی از روش های معاملاتی پیشرفته و پیچیده است. این روش معاملاتی مناسب افرادی است که دانش و تجربه کافی در زمینه معاملات مالی داشته باشند. در کنار اطلاعات به روز و آموزش های مدام لازم است این افراد به صورت روزانه زمان مناسبی را صرف تحلیل بازار و بررسی اخبار روز دنیا کنند.

در کنار تمام موارد بالا، این افراد باید سرمایه مضاعف خود را وارد بازار کرده و تحمل ریسک از دست رفتن دارایی خود را داشته باشند. معامله گران موفق و حرفه ای همواره بر اساس تحلیل های فنی و آمار و ارقام موجود تصمیم گیری کرده و از دخیل کردن احساسات خودداری می کنند. اگر شما هم این شرایط را دارید می توانید کاندید مناسبی برای انجام معاملات فیوچرز باشید.

مفاهیم اساسی معاملات فیوچرز کریپتو

قبل از آنکه وارد معاملات فیوچرز کریپتو شوید، لازم است با مفاهیم و اصطلاحات بکار رفته در این پنل معاملاتی آشنا شوید. در ادامه لیستی از مهم ترین اصطلاحات معاملات فیوچرز آورده شده است.

  • اهرم یا لوریج / Leverage

لوریج یا اهرم یکی از پرکاربردترین و مهم ترین مفاهیم در معاملات فیوچرز است. صرافی های مختلف، درصدهای متفاوتی از اهرم ها را ارائه می دهند. با استفاده از آن کاربر می تواند سرمایه اولیه خود را چند برابر افزایش داده و با سرمایه بیشتری وارد معامله شوند.

  • لیکوئید شدن / Liquidation

منظور از لیکوئید شدن دارایی در معاملات فیوچرز، از دست رفتن بخش یا تمام دارایی وارد شده در پوزیشن است. زمانی که سرمایه در معرض لیکوئید شدن قرار داشته باشد، جهت جلوگیری از سقوط آن به ارزش ناخالص منفی، کاربر مجبور به فروش دارایی می شود.

  • حداقل وجه تضمین، مارجین اولیه / Initial Margin

مارجین اولیه یا همان وجه تضمین اولیه، مبلغی است که دو طرف قرارداد آتی قبل از عقد قرارداد پرداخت می کنند. این مبلغ با هدف جلوگیری از پشیمان شدن طرفین جهت ادامه معامله و به عنوان وثیقه دریافت می شود. میزان مارجین اولیه بر اساس مشخصات هر قرارداد آتی می تواند متغیر باشد.

  • سود باز / Open Interest

مقدار سرمایه ای که به بازار وارد یا از آن خارج می شود، تحت عنوان سود باز، شناخته می‎شود. به این ترتیب زمانی که سرمایه زیادی به بازار فیوچرز یک صرافی دیجیتالی وارد شود، سود باز افزایش پیدا می کند، و همین طور برعکس. جهت محاسبه سود باز لازم است تمام پوزیشن های باز را جمع و حاصل آن را از پوزیشن های بسته کسر کنیم.

  • فاندینگ ریت / Funding Rates

پرداخت های دوره ای که میان تریدرها انجام می شود، فاندینگ ریت نام دارد. بر اساس فاندینگ ریت، قیمت قراردادهای آتی دائمی به قیمت شاخص نزدیک می شود.

  • صندوق بیمه / INSURANCE FUNDS

شبکه های ایمنی که در برابر ضرر و زیان های احتمالی از معامله گران محافظت می کنند، به عنوان صندوق های بیمه شناخته می شوند. در این صندوق ها جهت پوشش خسارت های معامله گران زیان ده از سود معامله گرانی که سودده استفاده می شود.

مفاهیم اساسی معاملات فیوچرز کریپتو

کارمزد معاملات فیوچرز

به طور کلی کارمزد معاملات بسته به سیاست های مالی صرافی ها متفاوت است. هر صرافی بر اساس یک الگوریتم از پیش تعیین شده کارمزد معاملات را مشخص و محاسبه می کند. معاملات فیوچرز نیز از این قاعده مستثنی نبوده و مانند بخش اسپات درصدی از معامله به عنوان کارمزد دریافت می کند.

بر اساس بررسی ها در میان صرافی هایی که از معاملات فیوچرز پشتیبانی می‍کنند، دو صرافی کوینکس و کوکوین کارمزد مناسب تری را دریافت می کنند. معمولاً کارمزد این بخش نسبت به سایر معاملات بیشتر است. همچنین در این نوع معاملات، تا زمان باز بودن پوزیشن میزان کارمزد معامله به طور پیوسته افزایش پیدا می کند.

احراز هویت برای معاملات فیوچرز چیست؟

تمام صرافی های رمزنگاری با هدف جلوگیری از پول شویی و کلاهبرداری های مالی، کاربران به انجام مراحل احراز هویت ملزم می کنند.  در اکثر صرافی ها احراز هویت در بیشتر از دو مرحله انجام می شود. در هر کدام از این مراحل اطلاعات متفاوتی دریافت و خدمات متنوعی ارائه می شود.

مرحله اول احراز هویت: دریافت اطلاعات هویتی همچون نام کامل، شماره شناسایی کاربر و… ارائه خدماتی همچون انجام معاملات کوچک و برداشت های محدود از حساب کاربری صرافی

مرحله دوم احراز هویت: دریافت اطلاعات کامل تر همچون آدرس محل سکونت و… ارائه خدمات متنوع تر همچون معاملات فیوچرز و لوریج دار، برداشت نامحدود از حساب کاربری و…

در نهایت از آنجاییکه در معاملات فیوچرز بخشی از سرمایه معاملاتی به صورت وام از صرافی دریافت می شود، لازم است قبل از شروع مراحل احراز هویت خود را به طور کامل سپری کرده باشید.

هدف از معاملات فیوچرز چیست؟

به طور کلی معاملات آتی یا فیوچرز به دو منظور بین طرفین منعقد می شوند:

  • پوشش ریسک
  • سفته بازی

همان طور که در مثالی که خواندید عنوان کردیم، با استفاده از معاملات فیوچرز می توان از نوسانات بازار در امان ماند. اگر شخص یا شرکتی برای انجام کاری به کالایی خاص در آینده نیاز داشته باشد، می تواند با استفاده از معاملات فیوچرز یا قراردادهای آتی، کالای مورد نیاز خود را خریداری کرده، و در زمان مشخص تحویل بگیرد.

در این صورت شخص یا شرکت به جای نگرانی از اتفاقاتی که ممکن است روی قیمت کالای مورد نظر تاثیر بگذارند، بر روی دیگر جنبه های پروژه تمرکز می کند و در موعد مقرر کالای خود را تحویل می گیرد.

این حالت برای فروش کالا هم صادق است. مثلا اگر یک کارخانه بداند که باید مقدار معینی از کالایی که تولید می کند را تا زمانی مشخص به مشتری تحویل دهد، با استفاده از قرارداد آتی، خود را از نوسانات قیمت که قابل پیش بینی نیستند مصون می کند.

اما در سفته بازی شخص یا شرکت نیازی به کالا ندارد و سود او از بالا یا پایین رفتن قیمت به دست می آید. فرض کنید شخصی 2000 کیلوگرم مس دارد، این شخص با اطلاعاتی که پیدا کرده است و با تحلیل هایی که انجام داده است به این نتیجه می رسد که قیمت مس در 3 ماه آینده روند نزولی خواهد گرفت.

این شخص با فروش 2000 کیلوگرم مس که در اختیار دارد و سپس خرید دوباره پس از افت قیمت به سود می رسد، در این حالت ممکن است این شخص بتواند پس از افت قیمت 2500 کیلوگرم مس بخرد. و اگر شخص پیش بینی کند که قیمت مس روند صعودی خواهد داشت می تواند با خرید مس و فروش در قیمت های بالاتر از بالا رفتن قیمت آن سود کند.

در معاملات فیوچرز برای عمل خرید و فروش از دو عبارت position Long برای موقعیت خرید و position Short برای موقعیت فروش استفاده می شود.

در حالت کلی معاملات در بازارهای مالی به دو صورت انجام می شوند:

  1. اسپات
  2. فیوچرز

معاملات فیوچرز

تفاوت معاملات اسپات و فیوچرز چیست؟

در معاملات اسپات یا اسپات تریدینگ هم زمان با پرداخت هزینه، کالای مورد نظر را دریافت می کنید، و اگر معامله فروش داشته باشید باید همان لحظه ای که پول را تحویل می گیرید کالا را تحویل دهید. در اینگونه معاملات در بازارهای مالی تریدرها فقط از بالا رفتن قیمت سود می کنند. به این نوع بازار یا معامله، نام یک طرفه هم اطلاق می شود زیرا فقط در صورتی که قیمت رشد کند به سود می رسید.

در زمینه ارزهای دیجیتال، صرافی های داخلی فقط به صورت اسپات مارکت فعالیت می کنند یعنی شما فقط قادر هستید همان لحظه خرید یا فروش خود را انجام دهید و طبیعتا فقط می توانید از بالا رفتن قیمت سود کنید.

در معاملات فیوچرز بر خلاف معاملات اسپات، شما هم از بالا رفتن قیمت می توانید سود کنید و هم از پایین آمدن قیمت، به عبارتی شما قادر به انجام معاملات دوطرفه هستید. همه چیز بستگی به دانش اقتصادی و قدرت تحلیل شما دارد.

فرض کنید شما با توجه به اطلاعاتی که از اخبار مختلف به دست آورده اید به این نتیجه رسیده اید که بیت کوین با قیمت واقعی خود معامله نمی شود و به اصطلاح حباب دارد پس احتمالا تا ۲ ماه آینده ریزش می کند و یا شروع به رشد می کند.

از طرف دیگر شخصی کاملا نظری مخالف نظر شما را دارد، در این صورت اگر شما احتمال دهید که قیمت بیت کوین تا ۲ ماه آينده بالا می رود می توانید یک معامله خرید یا long position باز کنید و در صورتی که بازار طبق پیش بینی شما حرکت کرد، شما سود خواهید کرد، و البته همین رویه برای پایین آمدن قیمت هم صدق می کند، یعنی اگر بازار بر خلاف آنچه تصور کرده بودید روند نزولی در پیش گیرد شما متحمل ضرر خواهید شد.

در معاملات اسپات شما هیچ گاه سرمایه خود را از دست نمی دهید، مگر آنکه قیمت آن به صفر برسد که خیلی منطقی نیست. اگر شما 100 واحد اتریوم خریداری کنید، قیمت آن چه بالا برود چه پایین بیاید شما 100 اتریوم خواهید داشت.

فقط مقدار سرمایه ی شما تغییر می کند، که در صورت بالا رفتن قیمت اتریوم، مقدار ریالی یا دلاری (یا هر واحد دیگر) سرمایه شما بیشتر خواهد شد، و در صورت افت قیمت، سرمایه شما کمتر خواهد شد.

معاملات فیوچرز

مارجین در معاملات فیوچرز چیست؟

ضریب اهرم را می توانید مثل وامی در نظر بگیرید که صرافی در اختیار شما گذاشته است. در معاملات فیوچرز در صورتی که از قابلیت لوریج یا اهرم استفاده کنید، سرمایه، سود و ضرر شما به همان اندازه بیشتر می شود.

مثلا اگر 10 هزار دلار سرمایه داشته باشید و از اهرم 5 استفاده کنید، صرافی به اندازه ی 50 هزار دلار اعتبار برای انجام معامله به شما خواهد داد، و بدیهی است که میزان سود و ضرر شما نیز به همین میزان افزایش خواهد یافت.

اگر ضرر شما به اندازه ای شود که سرمایه اولیه که داشتید از بین رود (با احتساب کارمزد) صرافی معامله شما را می بندد و به عبارتی دیگر حساب شما لیکوئید می شود.

پس استفاده از اهرم در معاملات فیوچرز دانش خود را می طلبد و توصیه می شود اگر آشنایی و تجربه کافی با بازارهای مالی را ندارید هرگز به استفاده از اهرم فکر نکنید.

مفهوم اهرم را با یک مثال ابتدا برای معامله بدون اهرم و سپس معامله با اهرم برای شما روشن خواهیم کرد.

فرض کنید با 50 هزار دلار یک واحد بیت کوین را در قیمت 50 هزار دلار خریداری کرده اید و تحلیل کرده اید که قیمت به 60 هزار دلار خواهد رسید و شما در آن نقطه قصد فروش بیت کوین خود را دارید.

اگر بازار طبق تحلیل شما پیش رود و به قیمت 60 هزار دلار برسد، شما می توانید با 20 درصد سودی که کسب کرده اید از بازار خارج شوید. اما اگر بازار بر خلاف تحلیل شما حرکت کرد و شما در قیمت 40 هزار دلار بیت کوین خود را بفروشید، 20 درصد ضرر خواهید کرد.

اما در صورتی که بخواهید از امکان اهرم یا لوریج در معاملات  فیوچرز استفاده کنید قضیه متفاوت است.

فرض کنید که با 10 هزار دلار سرمایه اولیه، و با استفاده از لوریج 5، در معامله بیت کوینی که مثالش را آوردیم قصد خرید یک واحد بیت کوین را دارید. در این صورت می توانید با 10 هزار دلار سرمایه معامله ای به ارزش 50 هزار دلار را داشته باشید و قاعدتا به جای 20 درصد سود 100 درصد سود خواهید کرد، اما یادتان باشد قرار نیست همیشه خوش شانس باشید.

پس ممکن است به علت استفاده از اهرم به جای 20 درصد ضرر متحمل 100 درصد ضرر شوید، که البته پیش از آن صرافی، معامله شما را مسدود خواهد کرد.

معاملات فیوچرز

معاملات آتی در مورد چه کالاهایی میتواند مورد استفاده قرار گیرد؟

قراردادهای آتی را تقریبا برای هر نوع کالایی می توان استفاده کرد. کامودیتی ها، برخی انواع مواد غذایی و …

اما به صورت کلی می توان قراردادهای آتی را برای محصولات کشاورزی، فلزی و نفتی و یا در بازارهای سهام، ارز و اوراق قرضه به کار گرفت.

کدام پلتفرم ها از معاملات آتی پشتیبانی می کنند؟

صرافی های داخلی از معاملات فیوچرز پشتیبانی نمی کنند. اما بازارهای سهام و صرافی های بین المللی مختلفی از این نوع معانلات پشتیبانی می کنند که از میان آن ها می توان بایننس، بیت مکس، بکت، بورس اختیار معامله شیکاگو و گروه صرافی شیکاگو مرکانتایل را نام برد.

سخن آخر

توجه داشته باشید که در معاملات فیوچرز شما پول را در زمان عقد قرارداد پرداخت می کنید ولی کالا را در زمان سررسید قرارداد تحویل می گیرید. البته گاهی پیش می آید که مقداری از مبلغ در زمان عقد قرارداد پرداخت می شود، و مقداری در زمان تحویل کالا. حالات دیگر هم ممکن است وجود داشته باشد ولی عموما در قراردادهای آتی مبلغ در ابتدا و در هنگام عقد قرارداد پرداخت می شود. در استفاده از اهرم در معاملات فیوچرز احتیاط کنید، فراموش نکنید اهرم همان اندازه که امکان سود رساندن به شما را دارد می تواند کل سرمایه شما را نابود کند.

ادامه مطلب
ولیدیتور چیست؟ | کاربرد Validator ارز دیجیتال چیست؟
ولیدیتور چیست؟ | کاربرد Validator ارز دیجیتال...

اعتبارسنجی در دنیای کریپتو و ارز دیجیتال نقش مهمی در حصول اطمینان از اجرای درست و ایمن تراکنش های شبکۀ بلاک چین ایفا می کند. اگرچه می تواند منبع درآمد پرسودی باشد، اما تبدیل شدن به یک ولیدیتور نیازمند دانش تخصصی و سرمایه گذاری قابل توجهی در دارایی های رمزنگاری شده و سخت افزار و نرم افزار است. این مقاله نقش ولیدیتور ارز دیجیتال، مزایا، خطرات و مراحل مورد نیاز برای تبدیل شدن به آن را مورد بحث قرار می دهد.

ولیدیتور ارز دیجیتال چیست؟

ولیدیتور ارز دیجیتال یک شرکت کننده در بلاک چین اثبات سهام (PoS) است که وظیفۀ اعتبارسنجی تراکنش های شبکه برای دریافت پاداش را دارد. این اعتباردهنده ها تعیین می کنند که آیا تراکنش معتبر است یا خیر. وقتی معامله ای معتبر تلقی می شود، آن را به دفتر کل اضافه می کنند. به این ترتیب، یک شبکه می تواند یکپارچگی و امنیت خود را تضمین کند.

اگرچه هر دو وظیفۀ اعتبارسنجی تراکنش های بلاک چین را بر عهده دارند، اعتبار سنجی ها مانند ماینرها نیستند. تفاوت اصلی ولیدیتور ارز دیجیتال و ماینر در مکانیسم اجماع نهفته است. اعتبار سنجی ها روی مکانیزم اثبات سهام (PoS) کار می کنند، درحالی که اساس کار ماینرها مکانیزم اثبات کار (PoW) است.

ماینرها برای اعتبارسنجی تراکنش ها در  PoW، باید از ریگ های استخراج مانند Application Specific Integrated Circuit (ASIC) استفاده کنند. ASIC یک دستگاه ابر رایانه است که قیمت بسیار بالایی دارد و انرژی زیادی مصرف می کند. ولیدیتورهای ارز دیجیتال برای اعتبارسنجی تراکنش ها در  PoS، به سادگی برخی از دارایی های خود را به اشتراک می گذارند تا فرصت انتخاب به عنوان اعتبارسنجی را داشته باشند. نیازی نیست که کامپیوتر مورد استفاده هم به اندازۀ ASIC پیچیده باشد. مقداری که باید شرطبندی یا استیک شود، بر اساس نوع دارایی کریپتو متفاوت است.

چرا Crypto Validator مورد نیاز است؟

در ادامه، دلایلی را شرح خواهیم داد که اعتبارسنجی رمزارز در اکوسیستم بلاک چین را ضروری می کنند:

  • ولیدیتورهای ارز دیجیتال مسئول اعتبارسنجی تراکنش ها در بلاک چین هستند. اعتباردهنده ها اطمینان حاصل می کنند که هر تراکنش از قوانین پروتکل پیروی می کند.
  • ولیدیتور ارز دیجیتال برای ایجاد اجماع روی بلاک چین استفاده می شود. با اجماع تأییدکننده ها، اطمینان حاصل می شود که بلاک چین دست نخورده و کاربردی باقی می ماند.
  • اعتبارسنجی نقش مهمی در امنیت بلاک چین ایفا می کند. آن ها از اضافه شدن تراکنش های تقلبی به بلاک چین جلوگیری می کنند و در نتیجه یکپارچگی و امنیت یک بلاک چین را تضمین می کنند.

چرا Crypto Validator مورد نیاز است؟

ولیدیتور ارز دیجیتال چگونه کار می کند؟

با توجه به اینکه مکانیسم های هر بلاک چین می تواند متفاوت باشد، توضیح نحوۀ عملکرد یک ولیدیتور ارز دیجیتال بسیار پیچیده است. با این حال، کار یک ولیدیتور ارز دیجیتال را می توان در سه مرحله ساده کرد: انتخاب شبکۀ بلاک چین، انتخاب نرم افزار و سخت افزار مناسب و اجرای گره ها مطابق با الزامات بلاک چین.

راه اندازی نرم افزار و سخت افزار نسبتاً آسان است؛ زیرا راهنماهایی برای کمک به شما در دسترس هستند. با این حال، اجرای گره ها در دراز مدت بخش دشواری است. شما حداقل به دانش و درکی از جنبه های فنی شبکه های کامپیوتری، امنیت سایبری، عیب یابی و پروتکل بلاک چین نیاز دارید.

ولیدیتور ارز دیجیتال هنگام تأیید، نرم افزاری تخصصی را برای برقراری ارتباط با سایر گره های شبکه اجرا می کند. استفاده از نرم افزار برای اطمینان از معتبربودن هر معامله و پیروی از قوانین است. آن ها همچنین مسئول ذخیرۀ داده های تراکنش، پردازش و تأیید تراکنش ها و افزودن بلاک های جدید به بلاک چین هستند.

با انجام همۀ این وظایف، ولیدیتورهای ارز دیجیتال در ازای اعتبار سنجی پاداش دریافت می کنند. با این حال، اگر ولیدیتورهای ارز دیجیتال عملکرد بهینه ای نداشته باشند، می توانند جریمه شوند. این جریمه ها می تواند از کسر دارایی های سهامدار آن ها تا لغو موقعیت آن ها به عنوان اعتبارسنج و عدم امکان ثبت مجدد به عنوان اعتبارسنج متغیر باشد.

چگونه به یک ولیدیتور ارز دیجیتال تبدیل شویم؟

اگر می خواهید یک ولیدیتور ارز دیجیتال شوید، تهیۀ سخت افزار و نرم افزار پشتیبان و داشتن برخی از دارایی های دیجیتال برای قفل کردن سهام الزامی است. هر پروتکل و دارایی ای الزامات خاص خود را دارد که باید رعایت شود.

به عنوان مثال، برای تبدیل شدن به یک ولیدیتور ارز دیجیتال در شبکۀ اتریوم، استیک ۳۲ ETH مورد نیاز است. برای تبدیل شدن به یک ولیدیتور ارز دیجیتال اتریوم، راه های مختلفی وجود دارد که می توانید انتخاب کنید. می توانید این کار را با استیکینگ انفرادی انجام دهید؛ جایی که با انجام کارهای اعتبارسنجی و قفل کردن ۳۲ ETH در فرایند اعتبار سنجی به طور کامل مشارکت می کنید.

همچنین، استیکینگ به عنوان سرویسی است که شما شخص دیگری را در آن برای رسیدگی به جنبه های فنی تعیین می کنید. بنابراین، شما فقط باید ۳۲ ETH را برای شرط بندی آماده کنید و سرویس مورد نظر بقیۀ کارها را انجام می دهد. راهی دیگر برای تبدیل شدن به یک ولیدیتور ارز دیجیتال در شبکۀ ETH از طریق سهام ادغام شده است. پلتفرم های ذخیره سازی می تواند گزینه ای برای کسانی باشد که به طور کامل ۳۲ ETH را به اشتراک نمی گذارند.

به یاد داشته باشید که با تبدیل شدن به یک ولیدیتور ارز دیجیتال در شبکۀ اتریوم، ۳۲ ETH و پاداش آن که در اختیار دارید، برای مدت نامحدود قفل خواهند شد. تنها زمانی می توانید دارایی ها و سودها را به اشتراک بگذارید که اتریوم ارتقاء دیگری را تکمیل کرده باشد.

چگونه به یک ولیدیتور ارز دیجیتال تبدیل شویم؟

پاداش ولیدیتور ارز دیجیتال

پاداش های ولیدیتور ارز دیجیتال متفاوت است؛ زیرا میزان پاداش بستگی به هر پروتکل دارد. همچنین، زمان توزیع پاداش ممکن است برای هر پروتکل متفاوت باشد. در مکانیسم PoS، جوایز کسب شده توسط اعتبارسنجی ها بر اساس هر دوره خواهد بود. به طور کلی، یک دوره بین ۱-۳ روز است. تعداد جوایز دریافتی و دورۀ توزیع معمولاً در وب سایت هر پروتکل یافت می شود.

با این حال، می توانید از وب سایت های محاسبه گر پاداش اعتبارسنج استفاده کنید تا ایده ای از پاداش های کسب شده توسط اعتبارسنجی ها به دست آورید. به عنوان مثال، از طریق وب سایت Stakingrewards، می توانید پاداش های احتمالی پروتکل های مختلف را محاسبه کنید. فقط باید تعداد دارایی های رمزنگاری شده، دورۀ قفل دارایی، نوع اعتبارسنجی و قیمت ارز دیجیتال را بدانید و وارد کنید.

برای اعتبار سنجی به چه چیزی نیاز دارید؟

برای تبدیل شدن به یک ولیدیتور ارز دیجیتال برخلاف استخراج ارزهای دیجیتال، نیازی به بیرون رفتن و خرید قطعات مختلف تجهیزات جدید ندارید؛ اما برای شروع باید مقدار قابل توجهی فضای ذخیره سازی اضافی در دستگاه اعتبارسنجی انتخابی خود داشته باشید که این فضا به طور دقیق، حدود ۲۵۰ گیگابایت و ۸ گیگابایت رم خواهد بود.

اکنون بیایید دربارۀ بودجۀ اولیه صحبت کنیم. در حال حاضر می توانید طیف گسترده ای از ارزهای دیجیتال مختلف را به اشتراک بگذارید؛ چه به عنوان یک اعتبارسنجی مستقل یا در یک استخر و با ارزهای دیجیتال مختلف، حداقل الزامات شرط بندی متفاوتی وجود دارد. این مقادیر می توانند از ده ها هزار دلار تا تقریباً هیچ متغیر باشند.

برای مثال، اتریوم را در نظر بگیرید. اتریوم یک ارز دیجیتال با رتبۀ بالا برای شرط بندی است، اما قانون ۳۲ اتریوم وجود دارد که می گوید هیچ کس نمی تواند ولیدیتور ارز دیجیتال اتریوم مستقل شود، مگر اینکه حداقل ۳۲ اتریوم را به اشتراک بگذارد.

تا زمانی که فضای ذخیره سازی و رم کافی داشته باشید، می توانید برای کسری از این مقدار در سایر بلاک چین ها ولیدیتور ارز دیجیتال شوید. درصورتی که دانش فنی کمی دارید، ممکن است به عنوان یک ولیدیتور ارز دیجیتال دچار مشکل شوید. بنابراین، مطمئن شوید که قبل از شروع به کار با رمزارزها و در نتیجه بلاک چین ها، دانش بالایی دارید؛ زیرا دانش بخشی جدایی ناپذیر از فرآیند کار با دنیای ارزهای دیجیتال است.

اکنون، می دانیم که ولیدیتور ارز دیجیتال چیست و چه چیزی لازم دارد. اما سوال مهم اینجاست: آیا کارکردن به عنوان ولیدیتور ارز دیجیتال واقعا ارزش دارد؟

چقدر می توانید به عنوان ولیدیتور ارز دیجیتال درآمد کسب کنید؟

قبل از هر چیزی به این نکته توجه داشته باشید که مقدار پولی که می توانید با اعتبارسنجی به دست آورید، به مقدار اولیۀ ارز دیجیتالی بستگی دارد که استیک می کنید. از آنجایی که اعتبار ولیدیتورهای ارز دیجیتال معمولاً مجبورند وجوه شرط بندی شده خود را قفل کنند، وسوسه انگیز است که تا حد امکان سهام کم تری به این کار اختصاص دهند؛ اما این میزان سهام به نوبۀ خود بر میزان درآمد شما تأثیر می گذارد؛ زیرا پاداش های شرط بندی شما به عنوان درصدی از وجوه استیک شده محاسبه می شوند.

همچنین، باید توجه داشته باشید که نرخ های پاداش برای ولیدیتورهای ارز دیجیتال بر اساس قیمت ارز دیجیتالی که استیک کرده اند متفاوت است. قیمت ارزهای دیجیتال به طور مداوم در حال تغییر است و باید به خاطر داشته باشید که افت یا سقوط قابل توجه قیمت می تواند منجر به ازدست دادن سود شما در فرآیند اعتبارسنجی شود. علاوه بر این، با پیوستن بیش تر ولیدیتورهای ارز دیجیتال به هر شبکه، پاداش های موجود برای هر اعتبارسنجی نیز کاهش می یابد.

مثلاً، میانگین نرخ پاداش فعلی برای استقرار اتریوم در صرافی های اصلی حدود ۶درصد است، اما این نرخ بر اساس پلتفرمی که انتخاب می کنید به طور قابل توجهی متفاوت خواهد بود.

چند نوع ولیدیتور ارز دیجیتال وجود دارد؟

اعتبارسنجی بلاک چین ممکن است نسبتاً آسان باشد. شما برخی از داده ها را دریافت می کنید، صحت آن را بررسی کرده و تصمیم می گیرد که آن را تأیید یا رد کنید. با این وجود، اعتبارسنجی بیت کوین با اعتبارسنجی اتریوم یا سولانا متفاوت است. اما چه چیزی آن ها را متمایز می کند؟

اعتبار سنجی در بلاک چین های اثبات کار

بلاک چین های اثبات کار (PoW) قبل از افزودن داده ها به زنجیره نیاز به اعتبار سنجی دارند تا نشان دهند روی بررسی آن ها کار کرده اند. بیت کوین اولین بلاک چین PoW و محبوب ترین بلاک چینی است که از این مکانیسم اجماع استفاده می کند. ماینرها از ابررایانه ها، ماشین هایASIC  برای محاسبۀ داده هایی که به عنوان پازل های ریاضی وارد می شوند، استفاده می کنند. هر کامپیوتر یک گره بیت کوین است. اولین ماینری که با موفقیت یک بلوک دادۀ جدید را تأیید می کند، یک پاداش بلوک دریافت خواهد کرد. این پاداش از سپتامبر ۲۰۲۱، ۶.۲۵ بیت کوین ارزش دارد.

چند نوع ولیدیتور ارز دیجیتال وجود دارد؟

اعتبار سنجی در بلاک چین های اثبات سهام

در بلاک چین های Proof-of-Stake (PoS)، کاربران باید مقدار مشخصی از توکن اصلی دفتر کل را به اشتراک بگذارند تا ولیدیتور شوند. همچنین، سیستم ممکن است به طور تصادفی ولیدیتورها را انتخاب کند و به کسانی که به درستی در شبکه شرکت می کنند، پاداش دهد.

برخی از محبوب ترین بلاک چین های PoS عبارتند از اتریوم، آوالانچ و سولانا. این بلاک چین از Proof-of-Stake برای تشویق کاربران به قفل کردن ارزش در شبکه استفاده می کنند و از این طریق، پیشرفت و توسعۀ سریع آن را تضمین می کنند.

اعتبار سنجی در بلاک چین های تحمل خطا بیزانس

بلاک چین هایی که از PoW یا PoS به عنوان مکانیسم های اجماع استفاده نمی کنند، همچنان می توانند از اعتبارسنجی استفاده کنند. به عنوان مثال، Stellar یک بلاک چین است که روی مکانیسم اجماع تحمل خطا بیزانس عمل می کند.

هنگامی که یک دفتر کل غیرمتمرکز از این مکانیسم استفاده می کند، برخی از گره ها می توانند داده های نادرستی را برای اعتبارسنجی ارائه دهند. این گره ها ممکن است خطا باشند و عمداً از شبکه سوء استفاده کنند. با این حال، تا زمانی که بیش تر گره های اعتبارسنجی صادق باشند، فرآیند اعتبارسنجی تضمین صحت دارد. در نتیجه، علیرغم اقدامات مخرب برخی از گره ها، داده های بیش تری را به زنجیره اضافه می کند.

در Stellar، فرآیند اعتبارسنجی پیش بینی می کند که برخی از پیام ها ممکن است مخرب باشند. با این حال، تا زمانی که این پیام ها بیش از یک سوم کل پیام ها باشند، داده ها می توانند اعتبارسنجی شوند. در غیر این صورت، تراکنش باطل می شود.

اعتبار سنجی در بلاک چین  های تحمل خطا بیزانس

تفاوت ولیدیتور ارز دیجیتال با ماینرها چیست؟

دریافت جوایز برای اعتبارسنجی داده ها در یک بلاک چین می تواند دارایی های شما را افزایش دهد. اما کدام بلاک چین به اعتبارسنجی ها پاداش بهتری پرداخت می کند؟ و آیا ماینرها و ولیدیتورها یکسان هستند؟

ماینرها در یک بلاک چین مبتنی بر PoW شرکت می کنند که لازم نیست چیزی برای اعتبارسنجی (ماینینگ) داده ها به اشتراک بگذارند. در عوض، آن ها باید روی رایانه هایی با کارایی بالا سرمایه گذاری کنند که بتوانند پازل های ریاضی را سریع و کارآمد حل کنند. این ماشین ها اغلب گران هستند و اثر تخریبی بر محیط زیست دارند. علاوه بر این، در درازمدت، استخراج داده ها ممکن است پاداش های کم تری نسبت به هزینه هایی که شامل می شود به همراه داشته باشد.

از سوی دیگر، شرکت کنندگان در یک بلاک چین مبتنی بر PoS باید دارایی های ارز دیجیتال را به اشتراک بگذارند تا اعتباربخش شوند. آن ها می توانند به جای سرمایه گذاری در رایانه های گران قیمت و آسیب رسان به محیط زیست، ارزهای دیجیتال بخرند.

سرمایه گذاری برای ولیدیتور ارز دیجیتال شدن، هزینه های حفظ عملکرد مؤثر بلاک چین را کاهش می دهد. همچنین، ولیدیتور ارز دیجیتال می تواند هزینه ها و مقررات انرژی را تغییر دهد. در نهایت، ولیدیتور ارز دیجیتال در برابر خطراتی که تجهیزات ماینینگ با آن مواجه هستند، در دسترس تر و غیر قابل نفوذ تر است.

در نتیجه، ماینرها و ولیدیتورهای ارز دیجیتال نقش های بسیار مشابهی دارند. آن ها باید اطمینان حاصل کنند شبکه ای که پشتیبانی می کنند با داده های دقیق گسترش می یابد. با این حال، نحوۀ ورود آن ها به فرآیند اعتبارسنجی به طور اساسی متفاوت است.

تفاوت ولیدیتور ارز دیجیتال با ماینرها چیست؟

اعتبارسنج ها چگونه روی بلاک چین فعالیت می کنند؟

برای تبدیل شدن به یک تأییدکننده در بلاک چین های Proof-of-Stake، باید دارایی های خود را شرط بندی  یا استیک کنید. استیکینگ چیست؟

Staking فرایندی است که دارایی های ارز دیجیتال شما را چند برابر می کند. این امر از طریق پاداش هایی اتفاق می افتد که برای متعهدکردن رمزارز خود برای تأیید تراکنش های بلاک چین دریافت می کنید. در ادامه چهار شبکۀ محبوب PoS که از این سیستم استفاده می کنند را بررسی می کنیم:

اعتبار سنجی در اتریوم (ETH)

درحالی که اتریوم به عنوان یک دفتر کل اثبات کار شروع شد، به آرامی به مکانیزم اجماع اثبات سهام (PoS) تغییر یافت. پس از پایان مهاجرت به اثبات سهام، شرکت کنندگان با شرط بندی حداقل ۳۲ اتریوم در اتریوم، به ولیدیتور ارز دیجیتالی تبدیل می شوند.

سیستم به طور تصادفی ولیدیتور ارز دیجیتال را برای ایجاد بلوک های جدید انتخاب می کند. آن ها مسئول بررسی و تأیید بلوک ها هستند. اعتباردهنده باید داده های دقیق ارائه دهد؛ در غیر این صورت، ممکن است بخشی از سهام خود را از دست بدهد.

اعتبار سنجی در اتریوم (ETH)

چگونه در اتریوم ولیدیتور ارز دیجیتال شویم؟

در حال حاضر، برای اعتبارسنجی بلاک ها در اتریوم، به موارد زیر نیاز دارید:

  • ۳۲ ETH برای تبدیل شدن به یک ولیدیتور ارز دیجیتال یا مقداری ETH برای پیوستن به یک استخر شرط بندی.
  • یک کلاینت Eth۱یا Mainnet یا یک API پشتیبان.
  • تراکنش ها را به یک بلوک جدید تبدیل کرده یا کار ولیدیتورهای دیگر را بررسی کنید.

با این اقدامات ساده، می توانید از اجرای ایمن زنجیره پشتیبانی کنید. همچنین، بهتر است از فعالیت های مخرب، آفلاین شدن یا عدم تأیید اعتبار خودداری کنید. در غیر این صورت، بخش قابل توجهی از سهام خود را از دست خواهید داد. در ازای اعتبارسنجی صادقانه، تا ۷.۳ درصد از سهام سالانۀ خود را دریافت خواهید کرد.

اعتبارسنجی در Solana (SOL)

سولانا یک بلاک چین با توان عملیاتی بالا و یکی از از جدیدترین پروژه های موفق در دنیای بلاک چین است. از زمان راه اندازی آن در اوایل سال ۲۰۲۰، به سرعت به پلتفرم پیشرو برای بیش از ۴۰۰ پروژه شامل DeFi، NFTs، Web۳ و موارد دیگر تبدیل شده است.

Solana از Delegated-Proof-of-Stake (DPoS) به عنوان مکانیزم اجماع استفاده می کند. هر کسی که توکن بومی پلتفرم، SOL را داشته باشد، می تواند در فرآیند اعتبارسنجی شرکت کند. با این حال، می توانید SOL خود را به اعتبارسنجی که تمام کار شما را انجام می دهد، واگذار کنید؛ یعنی شما به حداقل مقدار برای سهام نیاز ندارید. شما می توانید تنها ۱ SOL داشته باشید و همچنان به عنوان نمایندۀ یک بخش فعال از Solana باشید.

اعتباردهنده سهامی از نمایندگان دریافت می کند که شانس او ​​را برای اسلات های بیش تر و متعاقباً پاداش های بیش تر افزایش می دهد. به عنوان نماینده، می توانید در هر زمانی سهام خود را پس بگیرید. شما می توانید بدون توجه به عملکرد اعتبارسنجی و بدون ارائۀ دلیل این کار را انجام دهید.

اعتبارسنجی در Solana (SOL)

چگونه در Solana یک ولیدیتور ارز دیجیتال شویم؟

در Solana، می توانید از نقش Delegator فراتر رفته و ولیدیتور ارز دیجیتال شوید. با این حال، ابتدا باید الزامات لازم را برآورده کنید.

یکی از پیش نیازها، یادگیری نحوۀ کار سولانا است. این بلاک چین در دوره هایی عمل می کند که ممکن است بین ۲ تا ۳ روز طول بکشد. همچنین، هر دوره شامل ۴۲۰.۰۰۰ بلوک و زمان بلوک هدفمند ۴۰۰ میلی ثانیه است.

به عنوان یک ولیدیتور ارز دیجیتال، شما باید به هر بلوک رأی دهید. بنابراین برای کسب پاداش، باید از همۀ آن ها استفاده کنید. حتی بیش تر، پاداش ها عاملی از درصد موفقیت در رأی دادن و سهمی که نسبت به بقیۀ شبکه دارید را نشان می دهد.

به عنوان مثال، اگر 2درصد از کل سهام شبکه را در اختیار داشته باشید و به هر بلوک رأی دهید، 2درصد از پاداش را به دست خواهید آورد و برای رسیدن به این عملکرد به موارد زیر نیاز دارید:

  • یک سرور قدرتمند که روی یک پردازندۀ ۱۲ هسته ای/ ۲۴ رشته ای با فرکانس ۲.۸ گیگاهرتز یا بالاتر اجرا می شود.
  • هزینه های رأی دادن را بپردازید که ممکن است به ۱ SOL در روز برسد.
  • حداقل ۵ SOL از وجوه خود یا ۵۰ SOL از نمایندگان را به اشتراک بگذارید.

اعتبارسنجی در Polkadot (DOT)

Polkadot نوع منحصربه فردی از بلاک چین است که چندین زنجیره را به یک معماری ناهمگن متصل می کند. همچنین، به شبکه های خارجی اجازه می دهد تا به عنوان «پاراچین های» سفارشی سازی شدۀ لایۀ یک برای ارتباط در دسترس بپیوندند. به زبان ساده، Polkadot یک اینترنت به هم پیوسته از بلاک چین است.

پولکادوت معتقد است که هر دو الگوریتم اجماع Proof-of-Work و Proof-of-Stake برای محیط زیست ناسازگار هستند. بنابراین، شبکه از یک الگوریتم اثبات سهام (NPoS) سازگار با محیط زیست استفاده می کند.

NPoS به لطف دو نقش مهم، تأییدکننده ها و نامزدها، که امنیت آن را به حداکثر می رسانند، کار می کند. اعتباردهنده ها بلوک های جدید را تولید می کنند، بلوک های پاراچین را تأیید کرده و امنیت آن را تضمین می کنند. از سوی دیگر، نامزدها می توانند انتخاب کنند که ولیدیتورهای منتخب را با سهام خود در قالب توکن های DOT حمایت کنند.

اعتبارسنجی در Polkadot (DOT)

چگونه در Polkadot ولیدیتور ارز دیجیتال شویم؟

برای تبدیل شدن به یک ولیدیتور در Polkadot، باید گرهی (رایانه) را اجرا کنید که شبکه را ۲۴/۷ و ۳۶۵ روز در سال پشتیبانی کند. این بدان معنی است که شما باید مسئولیت زیادی را به عهده بگیرید. همچنین، به موارد زیر نیاز خواهید داشت:

  • رایانه ای با حداقل پردازندۀ Intel(R) Core(TM) i۷-۷۷۰۰K @ ۴.۲۰GHz؛
  • یک سرور ابری که لینوکس را اجرا می کند؛
  • حداقل ۸۰ گیگابایت فضای ذخیره سازی.

علاوه بر اجرای بی وقفۀ این گره، باید داده های بلوک های پاراچین را تأیید کنید. همچنین، شما باید در فرآیند اجماع شرکت کنید، که بلوک های اعتبارسنجی های دیگر را تأیید می کند. در عوض، جوایز و پاداش تراکنش دریافت خواهید کرد.

برای جلوگیری از عواقب ناگوار باید از الگوریتم های اجماع در Polkadot پیروی کنید. مجازات ها از حذف برخی از DOT شرط بندی شده تا مصادرۀ کامل سهام شما و ممنوعیت دائمی آن ها متفاوت است. این فرآیند در این شبکه به نام «slashing»  نامیده می شود.

اگر می خواهید نقش اعتباربخش را انتخاب نکنید، همیشه می توانید در Polkadot نامزد شوید. به عنوان یک نامزد، می توانید بسته به رفتار و عملکرد آن ها، اعتبارسنجی را انتخاب کنید. سپس، مقدار دلخواه DOT ​​را شرط بندی کرده و سهمی از جوایز اعتبارسنجی را دریافت کنید.

اعتبارسنجی در Avalanche (AVAX)

Avalanche یکی از سریع ترین پلتفرم های قراردادهای هوشمند در صنعت بلاک چین است. مانند دیگر بلاک چین ها، Avalanche  از مکانیزم اجماع اثبات سهام برای اطمینان از امنیت و صحت داده هایش استفاده می کند.

به زبان ساده، Avalanche یک پروتکل رأی گیری است. در Avalanche، شرکت کنندگان می توانند با تأیید تراکنش ها، نقش اعتبارسنجی را ایفا کنند. در مرحلۀ بعد، ولیدیتورها با بقیۀ شبکه همکاری می کنند تا تشخیص دهند که آیا همه با تصمیم آن ها موافق هستند یا خیر.

با این حال، این روند در این مرحله متوقف نمی شود. پس از «نمونه گیری تصادفی مکرر»، شبکه به طور تصادفی اعتبار دهنده های دیگری را انتخاب می کند تا از آن ها بپرسد که کدام تراکنش را تأیید می کنند. این مکانیسم چندین بار تکرار می شود تا زمانی که داده های کافی برای تعیین صحت تصمیم اعتبارسنجی ایجاد کند. بنابراین، احتمال تصمیم گیری صحیح آنقدر زیاد است که ممکن نیست اشتباهی پیش بیاید.

اعتبارسنجی در Avalanche (AVAX)

چگونه در Avalanche ولیدیتور ارز دیجیتال شویم؟

بهترین بخش اعتبارسنجی در Avalanche این است که می توانید این کار را روی یک کامپیوتر خانگی معمولی انجام دهید. به طور دقیق تر، دستگاه شما باید حداقل یک CPU ۲ گیگاهرتز، ۴ گیگابایت رم و فضای خالی دیسک ۱۰ گیگابایتی داشته باشد. همچنین، شما باید همیشه حداقل ۲۰۰۰ دلار AVAX را به اشتراک بگذارید.

همچنین، اگر رایانۀ شما آفلاین شود، فقط تا زمانی که آنلاین نشده باشید، دریافت پاداش متوقف می شود. علاوه بر این، مجازات یا خطر ممنوعیت نخواهید داشت. در نهایت، شما باید حدود 9درصد پاداش APR در سهام سالانۀ خود دریافت کنید.

ریسک اعتبارسنجی چیست؟

ولیدیتور ارز دیجیتال بودن با خطراتی همراه است که باید از آن ها آگاه باشید:

  • هنگامی که یک ولیدیتور ارز دیجیتال می شوید، اگر وظایف خود را به درستی انجام ندهید، ممکن است همه یا بخشی از دارایی خود را از دست دهید. Slashing زمانی اتفاق می افتد که دو بلوک مختلف برای یک اسلات امضا می شوند؛ زمانی که اعتبار دهنده ها با یکدیگر تناقض دارند، یا زمانی که دو بلوک را به طور همزمان امضا می کنند تا اعتبارسنجی را آغاز کنند، ارزش دارایی های سهامدار اعتبارسنجی بسته به نوع اشتباه کسر می شود.
  • برای تبدیل شدن به ولیدیتور ارز دیجیتال، هر کاربر باید مقداری دارایی را برای مدت معینی به اشتراک بگذارد. این باعث می شود تا زمانی که دورۀ قفل به پایان رسید، دارایی غیرقابل دسترس باشد. در نتیجه، در زمان افزایش ارزش دارایی نمی توانید آن ها را بفروشید.
  • ولیدیتور ارز دیجیتال بودن به اندازۀ یک ماینر هزینه بر نیست، اما همچنان هزینۀ زیادی دارد. سرمایۀ مورد نیاز برای استقرار سخت افزار می تواند به صدها هزاران دلار آمریکا برسد. ناگفته نماند نیاز به هزینۀ برق و اینترنت را نباید در نظر گرفت.

سخن پایانی

تبدیل شدن به یک ولیدیتور ارز دیجیتال می تواند تجربه ای ارزشمند باشد. اعتبارسنجی ها نقش حیاتی در حفظ امنیت و یکپارچگی شبکه های بلاک چین ایفا می کنند و مشارکت آن ها برای موفقیت این شبکه ها ضروری است. با این حال، تبدیل شدن به یک ولیدیتور ارز دیجیتال مستلزم سرمایه گذاری قابل توجهی در زمان، پول و تلاش است و این امر خالی از ریسک و خطرات نیست.

اگر قصد دارید یک ولیدیتور ارز دیجیتال شوید، لازم است تحقیقات خود را انجام دهید و نیازهای فنی و مالی مربوطه را درک کنید. با دانش و آماده سازی مناسب، تبدیل شدن به یک اعتباردهنده می تواند یک سرمایه گذاری موفق و سودآور باشد.

سؤالات متداول

ولیدیتور ارز دیجیتال یک شرکت کننده در بلاک چین اثبات سهام (PoS) است که وظیفۀ اعتبارسنجی تراکنش های شبکه را برای دریافت پاداش دارد.

برخلاف استخراج ارزهای دیجیتال، برای تبدیل شدن به یک ولیدیتور ارز دیجیتال، نیازی به خرید قطعات مختلف تجهیزات جدید ندارید. برای شروع باید مقدار قابل توجهی فضای ذخیره سازی اضافی در دستگاه اعتبارسنجی انتخابی خود داشته باشید که این فضا به طور دقیق، حدود ۲۵۰ گیگابایت و ۸ گیگابایت رم نیاز دارد. همچنین باید مقداری ارز دیجیتال استیک کنید.

برای تبدیل شدن به یک ولیدیتور باید دارایی های خود را شرط بندی یا استیک کنید.

اگر می خواهید یک ولیدیتور ارز دیجیتال شوید، تهیۀ سخت افزار و نرم افزار پشتیبان و داشتن برخی از دارایی های دیجیتال برای قفل کردن سهام الزامی است.

ماینرها در یک بلاک چین مبتنی بر PoW شرکت می کنند که لازم نیست چیزی برای اعتبارسنجی (ماینینگ) داده ها به اشتراک بگذارند. شرکت کنندگان در یک بلاک چین مبتنی بر PoS باید دارایی های ارز دیجیتال را به اشتراک بگذارند تا ولیدیتور شوند. به طور کلی ماینرها و ولیدیتورهای ارز دیجیتال نقش های بسیار مشابهی دارند. آن ها باید اطمینان حاصل کنند که شبکه با داده های دقیق گسترش می یابد.

ادامه مطلب
استاپ اوت چیست؟ سفارش توقف چگونه محاسبه می شود؟
استاپ اوت چیست؟ سفارش توقف چگونه...

اگر شما هم در بازارهای مالی مختلف فعال باشید، بعید است تا امروز نامی از استاپ اوت (Stop out) یا سفارش توقف نشنیده باشید. راهکاری که بروکر شما انجام می دهد و می تواند از ضرردهی به سرمایه شما جلوگیری کند. در این مقاله قصد داریم بیشتر درباره stop out level و نحوه محاسبه آن صحبت کنیم؛ پس همراه ما باشید.

Stop out چست؟

استاپ اوت یا سطح توقف موقعیتی برای محدود کردن معاملاتی است که امکان ضرردهی آن ها بالاست. درواقع استاپ اوت به سطحی از مارجین یا دارایی گفته می شود که وقتی حساب تریدر به آن می رسد، بروکر برای جلوگیری از ضرر تمامی پوزیشن های باز را محدود می کند.

به بیان دیگر، وقتی سطح مارجین در حساب معامله گر به سطح Stop Out نزدیک می شود و ارزش حساب به اندازه ای کاهش پیدا می کند که مارجین مورد نیاز را تأمین نکند، کارگزار شما به صورت خودکار موقعیت های باز شما را لغو خواهد کرد. هدف این اقدام، جلوگیری از ادامه خسارت و از دست دادن سرمایه شما در معامله است.

سطح Stop Out بسته به شرایط هر بروکر یا کارگزاری متفاوت است. این سطح که به طورکلی بر اساس درصدی از ارزش حساب سرمایه گذاری تعیین می شود می تواند حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از ارزش حساب تعیین شود.

منظور از سطح مارجین (Margin Level) چیست؟

Margin Level درواقع نسبت اکوئیتی به مارجین و نشان دهنده نسبت مارجین به کل معامله یک تریدر است. مارجین لول و استاپ اوت دو مفهوم کاملاً مرتبط به یکدیگر هستند که درک یکی در گرو درک مفهوم دیگری است؛ پس لازم است برای فهم بیشتر سطح استاپ اوت حتماً با مارجین لول آشنا باشید.

برای محاسبه Margin Level لازم است مجموع سرمایه در مارجین کل معاملات تقسیم و سپس این نسبت در ۱۰۰ ضرب شود. برای درک بهتر این نسبت فرض کنید شما معامله ای دارید که مارجین آن 1000 دلار و سرمایه شما در حساب معاملاتی 5000 دلار است. در این صورت Margin Level شما برابر خواهد بود با:

Margin Level = (5000 / 1000) x 100 = 500%

به طورکلی مارجین لول باید از مقدار حداقل سطح مارجینی که مشخص شده است، بالاتر باشد تا به ازای هر تغییر ناگهانی در بازار و کاهش ارزش معاملات حداقل مقدار Margin Level حفظ شود تا از Stop Out جلوگیری کنید.

همان طور که گفتیم، معمولاً بروکرها برای هر حساب معاملاتی، یک حداقل سطح مارجین مشخص می کنند که معمولاً بین 50 تا 100 درصد است؛ برای مثال، اگر حداقل سطح مارجین 50 درصد باشد و سطح مارجین شما به کمتر از 50 درصد برسد، حساب شما وارد وضعیت Stop Out می شود و تمام معاملات شما خودکار بسته و محدود می شوند تا از ضرردهی جلوگیری شود.

کال مارجین c چیست؟

کال مارجین (Call Margin) اصطلاحی رایج در بازارهای مالی و درواقع به معنای تماس یا درخواست کارگزار یا بروکر از معامله گر است تا او مارجین (سرمایه) اضافی را به حساب خود اضافه کند. این درخواست عموماً در شرایطی ارسال می شود که سطح مارجین حساب معامله گر به میزان خطرناکی نزدیک شده و احتمال Stop Out وجود داشته باشد.

وقتی یک کال مارجین اتفاق می افتد، معامله گر موظف است مارجین اضافی مورد نیاز را به حساب خود واریز کند تا سطح مارجین به سطح مورد نیاز برسد و از Stop Out جلوگیری شود. معمولاً کال مارجین توسط کارگزار یا بروکر به صورت تماس تلفنی، ایمیل یا پیامک ارسال می شود و معامله گر معمولاً مدت زمان مشخصی برای واریز مارجین اضافی دارد.

اگر معامله گر توانایی واریز مارجین اضافی را نداشته باشد یا در زمان مشخص شده سرمایه خواسته شده را واریز نکند، کارگزار یا بروکر ممکن است پوزیشن های باز تریدر را لغو کند و با استفاده از سرمایه باقی مانده، مارجین لازم را تأمین و از Stop Out  جلوگیری کند.

تفاوت کال مارجین و استاپ اوت چیست؟

بسیاری از افراد به غلط کال مارجین را همان استاپ اوت می دانند، اما این دو مفهوم تفاوت های بسیاری با هم دارند. تفاوت اصلی بین کال مارجین و stop out در مفهوم و استفاده آن هاست. در زیر تفاوت این دو مفهوم را با هم بررسی می کنیم:

کال مارجین (Margin Call) یعنی چی؟

کال مارجین درواقع اعلانی است که به شما اطلاع می دهد سطح مارجین شما به حدی کاهش یافته است که برای حفظ پوزیشن های باز خود نیاز به سرمایه بیشتری دارید. در این صورت، باید به سرعت مبلغ مورد نیاز را به عنوان سرمایه یا مارجین به حساب خود اضافه کنید. در غیر این صورت ممکن است بروکر پوزیشن های باز شما را به صورت خودکار لغو کند.

استاپ اوت (Stop-out) یعنی چی؟

استاپ اوت درواقع سطح قیمتی است که وقتی مقدار سرمایه شما به آن می رسد، پوزیشن های باز شما به صورت خودکار لغو می شوند. به طورکلی، کال مارجین به شما اجازه می دهد حساب خود را به سطح مورد نیاز برسانید و مارجین مورد نیاز را تأمین کنید. این اقدام معمولاً در مواقعی صورت می گیرد که سطح مارجین شما به سطح خطرناک نزدیک شده یا به محدوده Stop-out رسیده است.

نحوه محاسبه استاپ اوت چگونه است؟

محاسبه استاپ اوت به سیاست های هر بروکر بستگی دارد و در شرایط مختلف می تواند متفاوت انجام شود، اما در بیشتر موارد، Stop out براساس مارجین لول حساب شما محاسبه می شود. برای توضیح بهتر، فرض کنید حداقل مارجین تعیین شده توسط بروکر 50 درصد باشد؛ بنابراین اگر سطح مارجین حساب شما به مقدار 50 درصد یا کمتر از آن برسد، استاپ اوت فعال می شود و معاملات شما به صورت خودکار بسته می شوند. برای محاسبه سطح مارجین (Margin Level) معمولاً از فرمول زیر استفاده می شود:

سطح مارجین = (سرمایه خالص/ مارجین استفاده شده) × 100

در این فرمول، سرمایه خالص شما میزان سرمایه ای است که در حساب شما باقی مانده و مارجین استفاده شده، مقدار سرمایه ای است که برای نگهداری پوزیشن های باز شما استفاده می شود. اگر سطح مارجین شما به حداقل تعیین شده توسط بروکر یعنی 50 درصد یا کمتر از آن برسد، stop out  فعال می شود و معاملات شما بسته می شوند.

سخن پایانی

سیاست ها و شرایط مربوط به Stop Out ممکن است بین بروکرها متفاوت باشد؛ بنابراین مهم است هنگام انتخاب یک بروکر، شرایط استاپ اوت را به دقت بررسی کنید و با آن ها آشنا شوید. همچنین این راهکار  تنها یکی از عواملی است که بر مدیریت ریسک شما تأثیر می گذارد.

به علاوه، مفهوم Stop Out در همه بازارهای مالی وجود دارد و ممکن است قوانین و شرایط مربوط در هر بازار متفاوت باشد؛ بنابراین همواره مهم است درک کاملی از شرایط و سیاست های هر بازار و بروکر خود داشته باشید و قبل از شروع معامله، با شرایط و ریسک های مربوط آشنا شوید. درنهایت، برای بهبود مدیریت ریسک خود می توانید از روش هایی مانند استاپ لیمیت هم با هدف کنترل و مدیریت مارجین خود استفاده کنید.

 

ادامه مطلب
اسپات تریدینگ
معاملات اسپات یا معاملات نقدی چیست؟

در بازار ارزهای رمزنگاری شده راه های مختلفی برای انجام معاملات و کسب درآمد وجود دارد که از رایج ترین آن ها می توان به تریدینگ اشاره کرد. معاملات اسپات یا اسپات تریدینگ در مقایسه با سایر روش های ترید کردن به عنوان ساده ترین روش ثبت سفارش در صرافی های دیجیتال شناخته شده است. ما در این مقاله از سری مقالات آموزشی خانه سرمایه قصد داریم که شما را با این روش پرطرفدار آشنا کنیم؛ بنابراین اگر شما نیز علاقه مند به حوزه ارزهای دیجیتال هستید و یا در این زمینه فعالیت دارید برای درک بهتر مفهوم معاملات اسپات تا انتهای این مقاله با ما همراه باشید.

معرفی معاملات اسپات

اسپات تریدینگ که به عنوان معامله نقطه ای یا نقدی نیز نامیده می شود، می تواند به عنوان خرید یا فروش دارایی، ارز خارجی، کالا یا دارایی مالی دیگری تعریف شود که قرار است بلافاصله در یک تاریخ خاص انجام شود.

معامله نقطه ای به معنی مبادله فیزیکی یک ابزار مالی با تحویل فوری است. بازار نقطه ای را بازار فیزیکی یا نقدی نیز می نامند، زیرا پرداخت های نقدی بدون تأخیر پردازش می شوند. از آنجا که در معاملات اسپات یا همان اسپات تریدینگ پس از انجام یک معامله، کالای مورد مبادله در همان لحظه به نقطه مقابل انتقال میابد این مبادله را در نقطه مقابل معاملات فیوچرز قرار می گیرد. زیرا در معاملات فیوچرز کالای مورد مبادله در یک تاریخ مشخص که در قرارداد ذکر می شود بین خریدار و فروشنده ردوبدل می شود.

به عنوان مثال اگر برای ترید کردن ارز دیجیتال بیت کوین روش معامله اسپات را انتخاب کنید، بعد از انجام معامله بیت کوین بلافاصله از خریدار به فروشنده انتقال میابد، حال آنکه در معاملات فیوچرز پس از انجام معامله بیت کوین در یک تاریخ مشخص که در قرارداد ذکر می شود میان خریدار و فروشنده ردوبدل می شود و بلافاصله خریدار بیت کوین خود را که خریداری کرده است دریافت نمی کند.

مفهوم قیمت اسپات در اسپات تریدینگ

قیمت اسپات یا قیمت نقطه ای همان طور که از اسمش پیداست به این معنی است که مثلاً قیمت ارز دیجیتال مورد نظر شما که در حال حاضر و در همین لحظه قصد خرید آن را دارید n دلار است. Spot Price که توسط تک تک معامله گران تعیین می شود به طور مدام در حال تغییر است. به عنوان مثال اگر در همین لحظه شما قصد خرید بیت کوین را از طریق معامله اسپات تریدینگ داشته باشید 13 دلار است اما ممکن است در لحظه ای دیگر این مقدار ثابت بماند یا کم و زیاد شود.

بازار اسپات تریدینگ چیست؟

اسپات تریدینگ

بازار لحظه ای جایی است که ابزارهای مالی مانند کالاها، ارزها و اوراق بهادار برای تحویل فوری معامله می شوند. تحویل مبادله وجه نقد برای ابزار مالی است. از طرف دیگر، قرارداد آتی بر اساس تحویل دارایی اساسی در تاریخ آینده است.

بازارهای صرافی ها و فرابورس (OTC) ممکن است معاملات محلی و / یا معاملات آتی را ارائه دهند. به عنوان مثال تمامی صرافی های ارز دیجیتال ایران در دسته بازار اسپات قرار می گیرند حال آنکه بازار بورس کالای CME, BAKT و صرافی Bitmax در بازار معاملات اسپات نبوده و فقط بازار آتی را برای معامله ارائه می دهند.

بازارهای اسپات تریدینگ چگونه کار می کنند؟

از بازارهای نقطه ای به عنوان “بازارهای فیزیکی” یا “بازارهای نقدی” نیز یاد می شود زیرا با انجام معامله دارایی بلافاصله معوضه می شود، اگرچه انتقال رسمی وجوه بین خریدار و فروشنده (مانند T + 2 در بورس اوراق بهادار و در بیشتر معاملات ارز) ممکن است زمان بر باشد، هر دو طرف با تجارت “در حال حاضر” موافقت می کنند. یک معامله غیرعادی یا معاملات آتی، اکنون با یک قیمت موافقت می کند، اما تحویل و انتقال وجوه در تاریخ دیگری انجام می شود.

معاملات آتی در قراردادهایی که در آستانه انقضا هستند نیز گاهی معاملات فوری نامیده می شوند زیرا قرارداد منقضی شده به این معنی است که خریدار و فروشنده بلافاصله مبالغ نقدی را برای دارایی اصلی مبادله می کنند.

انواع بازار معاملات اسپات تریدینگ

اسپات تریدینگ

صرافی ها فروشندگان و بازرگانانی را که کالاها، اوراق بهادار، معاملات آتی، اختیارات و سایر ابزارهای مالی را خریداری و یا می فروشند دور هم جمع می کند. بر اساس کلیه سفارش های ارائه شده توسط شرکت کنندگان، صرافی دسترسی به قیمت و حجم فعلی موجود را برای معامله گران فراهم می کند.

  • بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) نمونه ای از صرافی است که در آن بازرگانان سهام را برای تحویل فوری خریداری و می فروشند. این یک بازار spot است.
  • صرافی شیکاگو (CME) نمونه ای از صرافی است که در آن معامله گران قراردادهای آتی را خریداری و یا می فروشند. این یک بازار آتی است و یک بازار بورس نقدی نیست.

اسپات تریدینگ

بازار اسپات تریدینگ و فرابورس

به معاملاتی که مستقیماً بین خریدار و فروشنده اتفاق می افتد بورس (OTC) گفته می شود. صرافی متمرکز این معاملات را تسهیل نمی کند. بازار ارز (یا بازار فارکس) با متوسط ​​گردش مالی 5 تریلیون دلار بزرگ ترین بازار فرابورس جهان است.

در معاملات فرابورس، قیمت می تواند بر اساس یک نقطه یا قیمت / تاریخ آینده تعیین شود. در معاملات فرابورس، شرایط لزوماً استاندارد نیستند، بنابراین ممکن است منوط به صلاحدید خریدار و / یا فروشنده باشند.

یک مثال از اسپات مارکت

یک فروشگاه مبلمان آنلاین در آلمان 30٪ تخفیف به کلیه مشتریان بین المللی ارائه می دهد که پس از ثبت سفارش ظرف مدت پنج روز کاری پرداخت می کنند.

دانیل که یک تجارت مبلمان آنلاین در ایالات متحده انجام می دهد، این پیشنهاد را می بیند و تصمیم می گیرد میزهای 10000 دلاری را از فروشگاه آنلاین خریداری نماید. از آنجا که او نیاز برای این خرید و تحویل فوری آن به یورو احتیاج دارد. نرخ ارز EUR / USD 1.1233 می باشد، دانیل یک معامله ارزی را با قیمت لحظه ای انجام می دهد تا معادل 10،000 دلار به یورو خریداری کند.

البته با توجه به نرخ ارز معادل 8902،34 یورو (10000 دلار / 1.1233 دلار). تاریخ تسویه حساب معامله نقطه ای، تاریخ T + 2 است؛ بنابراین دانیل طی دو روز کاری یورو خود را دریافت می کند و حساب خود را تسویه می کند تا مشمول تخفیف 30٪ شود.

به طور کلی در خصوص معاملات اسپات تریدینگ در بازار اسپات نیز به همین شکل است. به عنوان مثال شخص تصمیم به فروش بیت کوین دارد و فردی در یک کشور دیگر که قصد خرید بیت کوین دارد با مقایسه قیمت آن در بازار اسپات و بازار فیوچرز تصمیم به انجام معامله با این شخص را می گیرد و طبق شرایط و ضوابط فروشنده در تاریخ معین بلافاصله بیت کوین به حساب خریدار انتقال پیدا می کند.

اصطلاح Order Book در بازار اسپات تریدینگ

اسپات تریدینگ

اُردر بوک (Order Book) لیست سفارش های خرید و فروش یک دارایی می باشد که به واسطه تک تک افراد در آن صرافی یا بازار ارائه شده است. برای توضیح این مفهوم در بازارهای مالی، فرض کنید افرادی که قصد خرید بیت کوین دارند، سفارش خرید خود را در یک صرافی ثبت می نمایند.

در زمان تنظیم سفارش، قاعدتاً هر یک از آنها قیمت پیشنهادی خود و مقدار BTC که قصد خرید آن را دارند ثبت می کنند. در طرف دیگر بازار، اشخاصی حضور دارند که قصد فروش بیت کوین های خود را با قیمت مشخص دارند.

مجموعة این افراد، خریداران و فروشندگان بیت کوین می باشند. صرافی، تمامی سفارش های خرید و فروش افراد را در یک لیست در اختیار افراد قرار می دهد. به این لیست خریداران و فروشندگان اردر بوک یا دفتر ثبت سفارش ها گفته می شود.

این دفتر سفارش ها هر لحظه در حال تغییر است و دلیل آن این است که به محض اینکه خریدار و فروشنده ای بر روی یک قیمت توافق کنند، معامله توسط صرافی انجام می شود و BTC از فروشنده به خریدار منتقل می شود. پس به طور کلی هر Order Book از دو بخش خریداران و فروشندگان تشکیل شده است. عموماً سفارش های خریداران با رنگ سبز و سفارش های فروشندگان با رنگ قرمز نمایش داده می شود.

نحوه اولویت بندی سفارش ها در اردر بوک

همان طور که اشاره شد، Order Book  محل نمایش تمام سفارش های خرید و فروش یک دارایی است. این امکان وجود دارد که صدها و هزاران سفارش خرید و فروش در روز یا هفته … ثبت شود؛ سؤال مطرح شده این است که صرافی ها با چه اولویتی این سفارش ها را معرض نمایش قرار می دهند؟ کدام سفارش ها در بالاتر در این لیست قرار می گیرد و کدام سفارش در ردیف های پایین تری جای می گیرند؟

فرض کنید که قصد شما فروش بیت کوین است. طبیعتا شما ترجیح می دهید که بیت کوین های خود را با بالاترین قیمت ممکن به فروش برسانید. از آن طرف، شخصی که قصد خرید BTC را دارد، عموما ترجیح می دهد با پایین ترین قیمت این رمز ارز را خریداری نماید.

صرافی ها همین سفارشات یا در واقع ترجیح خریداران و فروشندگان را در اردر بوک لیست می کنند. در قسمت فروشندگان، سفارش هایی که پایین ترین قیمت را در میان سایر فروشندگان به ثبت رسانده اند، در بالای لیست قرار می گیرند و جز اولین سفارش های فروش در آن Order Book خواهند بود.

در قسمت خریداران برعکس  عمل می شود، سفارش هایی که بالاترین قیمت را در میان خریدارن پیشنهاد داده اند در بالای لیست قرار می گیرند و جز اولین سفارش های خرید در آن اردر بوک خواهند بود.

به طور کلی، اولین سفارش فروش در اردر بوک، بالاترین قیمت ممکن است که فرد خریدار می تواند آن دارایی را خرید نماید و اولین سفارش خرید در Order book، پایین ترین قیمتی است که فرد فروشنده می تواند آن دارایی را بفروشد.

مفاهیم Ask و Bid و قدرت نقدشوندگی در اسپات تریدینگ

پس از اردر بوک در بازار اسپات، یادگیری دو مفهوم Ask و Bid کاربردی خواهد بود. Ask و Bid به دو قیمت خاص در Order Book اشاره می کند.

  • Bid : قیمت Bid اشاره به بالاترین قیمتی دارد که خریدار حاضر است بابت خرید یک دارایی پرداخت نماید. در اردر بوک، قیمت Bid همان قیمتی است که در ابتدای لیست سفارش خریداران نشان داده شده است.
  • ASK: قیمت Ask اشاره به پایین ترین قیمتی دارد که فروشنده دارایی خود را برای فروش گذاشته است. در یک Order Book، قیمت Ask قیمتی است که در ابتدای لیست سفارش فروشندگان جای گرفته است.
  • قدرت نقد شوندگی: اختلاف میان بالاترین قیمت در بخش فروشندگان Ask price و پایین ترین قیمت در بخش خریداران Bid price کمتر باشد، نقدشوندگی در آن بازار بالاتر است. به عنوان مثال بیت کوین در صرافی بایننس قدرت نقد شوندگی بسیار بالایی دارد، چون اختلاف میان قیمت پیشنهادی خریداران و فروشندگان بسیار کم می باشد.

معرفی انواع سفارش های اسپات تریدینگ

اسپات تریدینگ

در ادامه به انواع سفارش ها معاملاتی در بازارهای اسپات اشاره می شود. همان طور که می دانیم سفارش خرید یا فروش در بازارهای مالی انواع مختلفی دارند. اگر با صرافی هایی مطرح همچون بایننس تجربه فعالیت داشته باشید، در زمان خرید و فروش یک دارایی دیجیتال با گزینه های ارائه شده توسط این صرافی در زمان انجام معامله مواجه شده اید. در قسمت بعد به تشریح برخی از آنها می پردازیم:

Limit Order

لیمیت اردر و یا سفارش با ثبت قیمت مشخص، یکی از ساده ترین روش انجام سفارش خرید و فروش می باشد. برای مثال اگر قصد خرید ۱ بیت کوین به قیمت ۱۳۲۰۰ دلار را دارید. در زمان ثبت سفارش با این روش، دو پارامتر قیمت و مقدار خرید باید تعیین گردد. قیمت خرید را در قسمت Price و مقدار خرید را در قسمت Amount وارد می شود. در انتها با ثبت دکمه Buy یا Sell سفارش شما وارد Order Book می شود.

Market Order

در این نوع سفارش تنها مقدار خرید یا فروش یک دارایی دیجیتال را تعیین می کنیم ، و به صرافی این اجازه را می دهیم که دارایی مورد نیاز ما را به قیمت آخرین معامله در بازار به فروش برساند. برای خرید نیز به همین نحو عمل می شود.

Stop-limit

 این نوع سفارش به دو بخش تقسیم بندی می شود. Stop Limit Order در مقایسه با دو سفارش قبلی، پارامترهای بیشتری را در اختیار معامله گران قرار می دهد. در ابتدا به معرفی Stop-limit می پردازیم. استاپ لیمیت اردر، همان Limit Order می باشد با این تفاوت که برای فعال شدن این سفارش، پیش شرط نیز وجود دارد.

به عنوان مثال، قیمت بیت کوین ۱۳۵۰۰ دلار می باشد و هدف این است وقتی که قیمت از مقاومت ۱۴۰۰۰ دلار عبور کند، اقدام به خرید آن شود. پس عبور قیمت بیت کوین از ۱۴۰۰۰ دلار، شرط این سفارش می باشد. به این حالت شرط، استاپ گفته می شود. برای ثبت این سفارش سه مولفه ، قیمت خرید یا Limit، مقدار خرید یا Amount و شرط انجام خرید یا استاپ مورد نیاز است.

صرافی در نهایت سفارش را باتوجه به قیمتی که در Limit ثبت شده است را، انجام می دهد. اما این سفارش در صورتی انجام می شود که شرط قیمتی استاپ برقرارگردد، و درنهایت در Order Book قرار خواهد گرفت. در واقع پس از برقرار شدن شرط استاپ، این سفارش به یک سفارش Limit Order تبدیل خواهد می شود.

OCO Order

اسپات تریدینگ

 این سفارش مخفف One Cancle the Other می باشد. این سفارش ترکیبی از Limit Order و Stop limit Order بوده و زمانی که شرایط یکی از این دو برقرار باشد، اردر دیگر کنسل خواهد شد.

در این سفارش چهار مولفه باید توسط تریدر تعیین شود؛ در قسمت Amount مقدار سفارش مثلا ۱ بیت کوین وارد می شود. در بخش Price قیمت وارد می شود. این قیمت وارد Order Book شده و به محض رسیدن قیمت بیت کوین در بازار به این قیمت تعیین شده، سفارش انجام می پذیرد.

بخش Limit قیمتی است که معامله گر قصد خرید این دارایی را دارد اما این سفارش دارای Stop یا پیش شرط نیز می باشد. قیمت ثبت شده در Limit تنها در صورتی وارد Order Book خواهد شد که پیش شرط آن یعنی استاپ فعال باشد. در غیر اینصورت این سفارش وارد اردر بوک نمی شود.

برای مثال، فرض کنید که قیمت بیت کوین در حال حاضر ۱۳۲۰۰ دلار در بازار است. طبق تحلیل شما، ۱۴۰۰۰ دلار یک مقاومت و ۱۲۵۰۰ دلار یک حمایت برای بیت کوین می باشد. بر اساس استراتژی معاملاتی شما، اگر بیت کوین از ۱۴۰۰۰ دلار عبور کند، اقدام به خرید آن می نمایید و یا اگر قیمت بیت کوین به ۱۲۵۰۰ دلار برسد به دلیل نقطه حمایت در نظر گرفتن برای بیت کوین  اقدام به خرید آن خواهید کرد.

در این حالت که خرید بیت کوین در دو نقطه مختلف صورت می گیرد، شما نیاز به یک سفارش OCO دارید. در قسمت Price، عدد ۱۲۵۰۰ دلار را ثبت کنید، چون قیمت بیت کوین در این لحظه در محدوده ۱۳۲۰۰ دلار می باشد، سفارش شما در همان لحظه وارد اردر بوک می شود و در صورتی که بیت کوین به ۱۲۵۰۰ دلار برسد، سفارش شما به طور کامل انجام خواهد شد.

در بخش استاپ شرط ورود برای حالت دیگر را وارد نمایید که در این مثال فرض شده ۱۴۰۰۰ دلار است. به عبارت دیگر شما به صرافی می گویید اگر قیمت بیت کوین ۱۴۰۰۰ دلار را بشکند سفارش من را وارد اردر بوک کن، و  قیمت مد نظر را در قسمت Limit وارد نمایید، مثلا ۱۴۰۵۰ دلار را انتخاب کرده اید. زمانی که بیت کوین ۱۴۰۰۰ دلار را عبور کرد سفارش خرید شما با قیمت ۱۴۰۵۰ دلار وارد اردر بوک می شود. برای حالت سفارش فروش نیز مانند خرید خواهد بود و تفاوتی وجود ندارد.

سخن آخر

در این مقاله هدف آشنایی با مفهوم اسپات تریدینگ و نحوه کارکرد آن در بازار ارزهای دیجیتال است. هم چنین به بیان جزئیات Spot Trading در صرافی های مطرح مثل بایننس پرداختیم و با انواع سفارش هایی که وجود دارد آشنا شدیم. تقریبا تمامی معاملاتی که در ایران و در زمینه ارزهای رمزنگاری شده انجام می شود به صورت معاملات اسپات شکل می گیرد.

در سایر کشورها نیز علاوه بر این نوع معاملات، قراردادهای آتی نیز وجود دارد که انتخاب های بیشتری را پیش رویه تریدرها قرار می دهد. اما هنوز هم این نوع معاملات جزو معاملات پرطرفدار و محبوب در بازار ارزهای دیجیتال قرار گرفته است.

ادامه مطلب
اندازه بلاک بیت کوین (Block Size) چیست و چه اهمیتی دارد؟
اندازه بلاک بیت کوین (Block Size)...

بلاک یک واحد ذخیره سازی و اساساً یک پایگاه داده از سوابق تراکنش است. سوابق تراکنش ها شامل تراکنش های ارز دیجیتال، توکن های Fungible و NFT و سایر دارایی های دیجیتال است. تراکنش ها را رایانه های شرکت کننده در شبکه بیت کوین (که همان ماینرها هستند) به هر بلاک اضافه می کنند.

هر تراکنش جدید در یک بلاک به محدودیت ذخیره سازی آن که توسط اندازه بلاک تعیین می شود، کمک می کند. هنگامی که یک بلاک پر می شود، از طریق مُهر زمانی به یک بلاک جدید زنجیر می شود و بلاک چین شکل می گیرد. بلاک ها پایگاه های داده را در چندین کامپیوتر توزیع می کنند.

همچنین براساس ایجاد یک بلاک جدید، محدودیتی برای زمان تراکنش قائل می شوند. این مهم است که به رایانه های دیگر زمان داده شود تا بلاک های دیگر (قدیمی و جدید) را دانلود کنند و وظایف استخراج را برای تأیید تراکنش ها انجام دهند.

اندازه بلاک بیت کوین (Block Size) چیست؟

اندازه بلاک فضایی است که دسته ای از تراکنش های بیت کوین در آن قرار می گیرند. این بلاک ها در یک دفتر کل غیرمتمرکز به نام بلاک چین ذخیره می شوند. در نخستین روزهای راه اندازی بیت کوین، اندازه بلاک در شبکه بیت کوین می توانست ۳۶ مگابایت اطلاعات تراکنش ها را در خود ذخیره کند که بعدها در سال ۲۰۱۰ این اندازه به ۱ مگابایت کاهش یافت.

کاهش اندازه بلاک بیت کوین با هدف مواردی از جمله جلوگیری از کاهش کلاه برداری و جلوگیری از حملات اینترنتی انجام شد، اما در مقابل این کاهش اندازه بلاک بیت کوین، سرعت شبکه را کاهش داد و ظرفیت محدودی برای افزایش مقیاس تراکنش ها ایجاد شد.

چرا اندازه بلاک بیت کوین مهم است؟

هرچه اندازه بلاک بیت کوین بزرگ تر باشد، تراکنش های بیشتری را می توان در هر زمان معینی در بلاک چین پردازش کرد؛ درنتیجه تراکم شبکه کمتر می شود و در زمانی که حجم تراکنش ها بالاست، سرعت تراکنش ها بیشتر خواهد شد. نسخه های جدیدتر بیت کوین که همان هاردفورک ها هستند، دقیقاً به همین دلیل ساخته شدند.

چند ساعت یا حتی چند روز منتظر ماندن برای انجام یک تراکنش، تجربه بدی را برای کاربر به ارمغان می آورد و درنهایت به پذیرش ارزهای دیجیتال لطمه می زد. برای ماینرها تراکنش های سریع تر مستلزم کارمزد بالاتری بود و کندی شبکه در درازمدت برای همه گران تمام می شد. این مورد مشکلی بزرگ در شبکه اصلی بیت کوین بود؛ بنابراین بدیهی بود چیزی باید تغییر کند تا بلاک چین از نظر زمان تراکنش و مقیاس پذیری کارآمدتر شود.

محدودیت اندازه بلوک بیت کوین پارامتری در پروتکل بیت کوین است که اندازه بلوک های بیت کوین را محدود می کند؛ بنابراین تراکنش ها در شبکه هر ۱۰ دقیقه یک بار تأیید می شوند. اگرچه بیت کوین بدون این پارامتر راه اندازی شد، ساتوشی ناکاموتو محدودیت اندازه بلوک ۱ مگابایتی را زمانی که هنوز توسعه دهنده اصلی پروژه بود، اضافه کرد که به سه تا هفت تراکنش در ثانیه تبدیل می شود.

در سال ۲۰۱۷، محدودیت اندازه بلوک بیت کوین با محدودیت وزن بلوک ۴ میلیون «واحد وزنی» جایگزین شد. این تغییر نحوه شمارش داده ها در بلوک ها را تغییر داد و وزن برخی داده ها بیشتر از داده های دیگر شد.

چرا اندازه بلاک بیت کوین مهم است؟

چرا اندازه بلاک بیت کوین موضوع بحث برانگیزی است؟

سقف اندازه بلوک مشکل ساز است و در مورد اینکه آیا می توان از چنین محدودیتی در مشخصات بیت کوین استفاده کرد و چقدر باید باشد، اختلاف نظر وجود دارد. ساتوشی ناکاموتو هرگز به صراحت اشاره نکرده است که الگوریتم بیت کوین دارای محدودیت وزن بلوک است.

گفته می شود او این کار را به عنوان اقدامی ضد هرزنامه انجام داده است تا با ایجاد بلوک های مصنوعی بزرگ بیت کوین، نفوذگر را از تسخیر شبکه بیت کوین با تراکنش های جعلی بازدارد. برخی معتقدند این یک مرحله موقتی است، اگرچه معلوم نیست که او تحت چه شرایطی می خواست سقف اندازه بلوک بیت کوین تغییر کند. کدی که سقف اندازه بلوک را اعمال می کند در کوتاه مدت تولید نشده است.

چند سال پس از خروج ساتوشی ناکاموتو از پروژه، توسعه دهندگان و مصرف کنندگان درمورد موقتی بودن و ضرورت محدودیت اندازه بلوک بحث کردند. با افزایش پایگاه کاربران بیت کوین، برخی استدلال کردند زمان آن رسیده است که محدودیت اندازه بلوک را به طورکلی افزایش دهیم یا حذف کنیم؛ به خصوص قبل از اینکه بلاک های بیت کوین با تراکنش های بیش ازحد سنگین شوند.

اندازه بلوک یک پارامتر حفاظتی حیاتی است که نباید برداشته شود، یا حداقل باید با دقت بیشتری برداشته شود. برخی دیگر ادعا می کنند اندازه بلوک ۱ مگابایتی ساتوشی ناکاموتو خیلی بزرگ است و خواستار محدودیت و اندازه بلوک کمتر شده است. علاوه بر این، از آنجا که بیت کوین غیرمتمرکز است، هیچ جامعه یا فردی تصمیم هایی مانند افزایش یا کاهش اندازه بلوک را کنترل نمی کند.

چرا بلاک های بیت کوین مجاز نیستند خیلی کوچک باشند؟

توجه داشته باشید که تقریباً هر چیزی درباره سقف اندازه بلوک بیت کوین و خطرات بزرگ یا کوچک شدن آن قابل بحث است. شبکه بیت کوین تنها درصورتی تعداد محدودی از تراکنش ها را انجام می دهد که بلاک های بیت کوین خیلی کوچک باشند.

کوچک بودن بلوک های بیت کوین ممکن است به این معنا باشد که فضای کافی در این شبکه ها وجود نخواهد داشت. «جنگ قیمت» هزینه تراکنش برای اعتبارسنجی تراکنش ها، بیشتر کاربران را از استفاده کامل از بیت کوین می ترساند. درعوض می تواند به دنیایی کمک کند که در آن تنها نهادهایی بانک مانند با یکدیگر معامله می کنند؛ درحالی که مشتریان روزمره با آن ها حساب دارند.

این موضوع به بانکداری ذخایر کسری، سانسور تراکنش ها و سایر نگرانی های مالی متعارف کمک می کند؛ همان چیزی که بیت کوین قصد داشت از آن جلوگیری کند. همچنین کاربران بیت کوین را ترک خواهند کرد؛ زیرا بلاک ها بسیار کوچک هستند. در این صورت کاربران می توانند انتخاب کنند به یک ارز دیجیتال رقیب روی بیاورند یا این شکل از فناوری را کامل کنار بگذارند.

چرا بلاک های بیت کوین مجاز نیستند خیلی کوچک باشند؟

چرا بلاک های بیت کوین نباید خیلی بزرگ باشند؟

اگر اندازه بلاک های بیت کوین خیلی بزرگ باشند، هزینه عملیاتی نودها افزایش پیدا می کند و راه اندازی یک گره بیشتر از حد معمول طول می کشد.

اهمیت Block size در چیست؟

اندازه یک بلاک محدودیتی را بر تعداد تراکنش هایی که شبکه بیت کوین می تواند در هر ثانیه پردازش کند تحمیل می کند؛ بنابراین می توان دید توانایی شبکه در مقیاس پذیری را مهار خواهد کرد. هنگامی که بلوک ها پر می شوند، شبکه شلوغ خواهد شد و هزینه های تراکنش به طور چشمگیری افزایش می یابد.

در آغاز سال ۲۰۱۳، متوسط اندازه بلوک بیت کوین تقریباً ۱۲۵ کیلوبایت بود. تا ماه می ۲۰۱۵، افزایش پذیرش به افزایش ۲۴۰ درصدی اندازه بلوک از سال ۲۰۱۳ منجر شد؛ یعنی از ۱۲۵ کیلوبایت به تقریباً ۴۲۵ کیلوبایت. با این حال، TradeBlock ارائه دهنده ابزار تجارت کریپتو تخمین زد بلاک ها حداقل چهار بار در روز به حد ۱ مگابایت رسیده اند.

در سال ۲۰۱۵، شیوع فزاینده بلوک ها در نزدیکی مرز داده های تراکنش ها، با نگرانی های مربوط به کندی قابل توجه در پردازش تراکنش ها و افزایش کارمزدها، در جریان اصلی رمز ارزها نفوذ کرد.

افزایش کارمزدها و تأخیر در پردازش تراکنش ها سبب تضعیف خدمات اصلی زیربنای بیت کوین می شود؛ زیرا بسیاری از افراد جامعه نگران هستند ازدحام شبکه و افزایش هزینه نقل و انتقالات، پذیرش بیت کوین را کاهش دهند. در آن زمان، TradeBlock تخمین زد که «حداقل برخی از تراکنش های قابل قبول به دلیل مشکلات ظرفیت شبکه در ۳ درصد مواقع از ابتدای سال، با تأخیر تأیید می شوند».

اهمیت Block size در چیست؟

چرا اندازه بلاک افزایش پیدا می کند؟

در طول سال ها، بیت کوین شاهد پیشنهادهای متعددی بوده و حاکی از آن است که برای کاهش کارمزدها، پردازش تراکنش های بیشتر در ثانیه و اجازه دادن به بیت کوین برای رقابت با فناوری های رایج پرداخت، به افزایش بلاک نیاز است. در ۴ می ۲۰۱۵، گاوین آندرسن مقاله ای با عنوان «چرا افزایش اندازه حداکثر بلوک ضروری است» منتشر کرد. با وجود اینکه میانگین بلوک BTC در آن زمان تنها ۳۰ تا ۴۰ درصد پر بود. آندرسن هشدار داد:

«اگر تعداد تراکنش های منتظر به اندازه کافی زیاد شود، نتیجه نهایی یک شبکه بیش ازحد اشباع شده خواهد بود که مشغول انجام هیچ کار سازنده ای نیست. در این شرایط به احتمال زیاد مردم استفاده از بیت کوین را متوقف می کنند؛ زیرا تأیید تراکنش به طور فزاینده ای قابل انجام نخواهد شد».

در اواخر همان ماه، آندرسن اظهار داشت اگر جامعه نتواند درباره اجرای افزایش اندازه بلوک به اجماع برسد، کار خود را به سمت بیت کوین XT تغییر خواهد داد. نسخه ۰.۱۰ بیت کوین XT در دسامبر ۲۰۱۴ توسط توسعه دهنده Bitcoin Core و منتقد برجسته محدودیت بلوک ۱ مگابایتی Mike Hearn راه اندازی شد.

اندازه بلاک و Blockmaxsie

در ۴ ژوئن ۲۰۱۵، آندرسن مدافع این بود که ماینرها و نودها باید بتوانند به طور مستقل درباره اندازه بلوک ها تصمیم بگیرند، با این استدلال که جامعه باید محدودیت را حفظ کند و ببیند هزینه تراکنش ها چقدر باید افزایش یابد تا زمانی که ماینرها متوجه شوند و خودشان blockmaxsie را بالا ببرند؛ یعنی ماینرها بلوک هایی ایجاد می کنند که اندازه متوسط بلوک را نه افزایش و نه کاهش می دهند.

در ۱۲ ژوئن ۲۰۱۵، بیانیه ای مبنی بر معرفی بلوک های ۸ مگابایتی که توسط استخرهای استخراج بزرگ چینی F۲pool، BTCChina، Antpool، Huobi  و BW امضا شده بود، به صورت آنلاین منتشر شد که نشان دهنده تقاضا برای بلوک های بزرگ تر بود.

در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۵، اندرسن پیشنهاد بهبود بیت کوین (BIP) ۱۰۱ را منتشر کرد که از «جایگزینی حداکثر اندازه ثابت یک مگابایت بلوک با حداکثر اندازه ای که در طول زمان با سرعت قابل پیش بینی رشد می کند» حمایت می کرد.

اندازه بلاک و Blockmaxsie

کدام پیشنهادهای افزایش اندازه بلاک مورد حمایت جامعه قرار گرفت؟

بیت کوین XT، بیت کوین کلاسیک و Segwit از جمله طرح هایی برای افزایش اندازه بلاک بیت کوین بودند که بیشترین حمایت جامعه را در طول سال ۲۰۱۶ دریافت کردند، اما هیچ کدام موفق به افزایش اندازه بلوک نشدند.

در ژانویه ۲۰۱۶، BIP۱۰۱ از پروتکل بیت کوین XT به نفع افزایش اندازه بلوک یک باره به ۲ مگابایت حذف شد. تا ژانویه ۲۰۱۷، کمتر از ۳۰ نود بیت کوین XT توسط ماینرها نگهداری می شد. با وجود فروپاشی بیت کوین XT، پیشنهاد ها به نفع افزایش اندازه بلوک زیاد شد.

در آن زمان، بیت کوین کلاسیک به عنوان وسیله ای برای افزایش اندازه بلوک ظاهر شد که به نظر می رسید بیشترین حمایت جامعه را پس از راه اندازی آن در ۱۰ فوریه ۲۰۱۶ به دست آورد. فورک پیشنهادی از افزایش اندازه بلوک یک باره ۲ مگابایتی پشتیبانی کرد.

با وجود اینکه بیت کوین کلاسیک به سرعت پشتیبانی شد، نتوانست حمایت بیش از ۷۵ درصد ماینرها را جلب کند و به این ترتیب، نتوانست به عنوان زنجیره غالب ظاهر شود. بیت کوین کلاسیک درنهایت پس از تعهد توسعه دهندگان پروژه از زنجیره بیت کوین کش در سال ۲۰۱۷، فعالیت خود را متوقف کرد.

در ۲۰ فوریه ۲۰۱۶، میزگرد بیت کوین، کنسرسیومی که بسیاری از مشاغل، صرافی ها، کیف پول ها و استخرهای استخراج پیشرو در سال ۲۰۱۶ را نمایندگی می کرد، طرحی را برای یک هارد فورک از بلاک چین بیت کوین ترسیم کرد که سبب شد SegWit (طرح بهبود شبکه بیت کوین در راستای رفع مشکلات انعطاف پذیری و افزایش ظرفیت بلاک بیت کوین) معرفی شود.

چرا بیت کوین فورک و تقسیم شد؟

ناتوانی جامعه در یافتن اجماع درباره پیشنهادی برای افزایش اندازه بلاک منجر به هارد فورک بلاک چین بیت کوین در آگوست ۲۰۱۷ شد؛ درحالی که طرح های متعددی که از تغییر محدودیت اندازه بلوک حمایت می کردند نتوانستند پشتیبانی لازم برای تغییرات را جمع آوری کنند و کارمزد تراکنش ها تا اواسط سال ۲۰۱۷ به شدت افزایش یافته بود.

در آگوست ۲۰۱۵، میانگین کارمزد تراکنش بیت کوین تنها ۰.۵۰ دلار بود؛ با این حال، تا ژوئن ۲۰۱۷، متوسط هزینه ها ۱۰ برابر افزایش یافت و به حدود ۵ دلار رسید. با توجه به اینکه تقریباً نیمی از جمعیت جهان با کمتر از ۵.۵ دلار در روز زندگی می کردند، به نظر می رسید کارمزدهای بالا BTC را برای جمعیت های در حال توسعه جهان کاملاً غیر قابل استفاده کرد و سبب فشار مجدد از درون جامعه رمزنگاری برای انجام یک هارد فورک فعال شد.

در ۱ آگوست ۲۰۱۸، بیت کوین کش (BCH) با موفقیت از بیت کوین جدا شد و شبکه بیت کوین را به دو بخش تقسیم کرد. BCH علاوه بر اجرای الگوریتم تنظیم سختی، محدودیت اندازه بلوک ۸ مگابایتی را معرفی کرد. در ماه می ۲۰۱۸، BCH تحت یک هارد فورک قرار گرفت تا اندازه بلوک را به ۳۲ مگابایت افزایش دهد.

با این حال، پس از آن بار دیگر در ماه نوامبر در یک تقسیم شبکه که شاهد ظهور زنجیره رقیب بیت کوین SV بود، یک هارد فورک را پشت سر گذاشت. سرانجام با پشتیبانی از اندازه بلوک ۱۲۸ مگابایت، ارتقای بیت کوین SV حداکثر اندازه بلوک را در جولای ۲۰۱۹ به ۲ گیگابایت افزایش داد.

چرا بیت کوین فورک و تقسیم شد؟

مزایا و معایب افزایش اندازه بلاک بیت کوین

بحث درباره اینکه آیا بیت کوین به بلاک های بزرگ تری نیاز دارد یا نه، سال ها ادامه داشته است. چندین استدلال می توانند درباره اینکه چرا توسعه دهندگان باید یا نباید این گزینه را بررسی کنند، مطرح شد. برخی از مزایا و معایب افزایش اندازه بلاک بیت کوین به شرح زیر هستند:

مزایای افزایش اندازه بلاک بیت کوین

مزایای افزایش اندازه بلاک بیت کوین به شرح زیر است:

  • کارمزد تراکنش کمتر
  • ظرفیت تراکنش بیشتر برای رقابت با سایر سیستم های پرداخت
  • استفاده از بیت کوین برای پرداخت های خرد

معایب افزایش اندازه بلاک بیت کوین

معایب افزایش اندازه بلاک بیت کوین به شرح زیر است:

  • تبدیل شدن به یک گره کامل به دلیل بلوک های بزرگ تر گران تر می شود.
  • درصورت تحقق طرح کلی، نگرانی درباره تمرکز بیشتر است.
  • مشکلات امنیتی ناشی از گره های کامل گروه بندی شده که نقاط شکست ایجاد می کند.
  • از آنجا که هیچ کس به طور رسمی «مسئول» بیت کوین نیست، دستیابی به اجماع در این موضوع بسیار چالش برانگیز است.

داده های تراکنش در یک بلاک بیت کوین

مؤلفه اصلی دیگر بلوک بیت کوین، داده های تراکنش است که اکثریت اطلاعات داخل ساختار داده بلوک بلاک چین را تشکیل می دهد. اولین تراکنش موجود در هر بلاک جدید به عنوان تراکنش تولیدی یا تراکنش کوین بیس (که نباید با صرافی ارز دیجیتال Coinbase اشتباه گرفته شود) شناخته می شود و مسئول تولید BTC جدید به منزله بخشی از پاداش بلاک برای ماینر موفق است. این تراکنش اولیه به وضوح مشخص می کند کدام آدرس های بیت کوین حق دریافت پاداش بلاک را دارند.

درحالی که تراکنش های سنتی بیت کوین شامل ورودی ها و خروجی ها می شوند، یک تراکنش نسل جدید، BTC را از خود پروتکل استخراج می کند. بقیه داده های تراکنش بلوک شامل آدرس های فرستنده و گیرنده، مقدار BTC در هر تراکنش، امضاهای کلید خصوصی که اجازه ارسال BTC را می دهد و مهرهای زمانی هستند که به صورت رمزنگاری دقیقاً زمان وقوع هر تراکنش را تأیید می کنند.

همان طور که قبلاً ذکر شد، اندازه بلوک بیت کوین از نظر تاریخی به یک مگابایت داده محدود می شد؛ با این حال شبکه بیت کوین از ویژگی ای به نام SegWit نیز پشتیبانی می کند که داده های امضای تراکنش را قادر می سازد تا به شیوه ای کارآمد تفکیک و کامپایل شوند. همچنین این ویژگی بلاک را در 1 مگابایت نگه می دارد؛ درحالی که فضای بلوک را برای داده های تراکنش افزایش می دهد.

داده های تراکنش در یک بلاک بیت کوین

Satoshi Vision چیست؟

صرافی های جدید بلاک چین و بازارهای NFT همچنان بسیاری از محصولات دیجیتال جدید را برای فروش تولید می کنند. تمام این داده ها باید در بلاک چین ذخیره شوند. بلاک چین اولیه بیت کوین ۲۰۰۹ دارای اندازه بلوک ۱ مگابایتی است و به طور متوسط تنها می تواند چند صد تراکنش را در خود جای دهد. از آن زمان تاکنون تغییراتی صورت گرفته و اندازه بلوک ها در نسخه های جدید افزایش یافته است. یکی از این بلاک چین های جدید بیت کوین Satoshi Vision است.

فورک برای تغییر

همان طور که کامپیوترها قدرتمندتر شده اند و سرعت شبکه پیوسته افزایش یافته است، توسعه دهندگان توانسته اند بلاک چین ها را به روز کنند. اضافه کردن اندازه بلوک های بزرگ تر به رفع اشکالات اولیه کمک کرد. به این ارتقاها فورک می گویند.

برخی از این به روزرسانی ها با نسخه های قبلی سازگار بودند و به بیت کوین اجازه می دادند به جای رایانه هایی که از نسخه های جدید و قدیمی نرم افزار استفاده می کردند، استفاده شوند. بلاک چین های دیگر کدهایی داشتند که آن قدر متفاوت بودند که نحوه عملکرد بلاک چین را تغییر دادند. فورک هایی مانند لایت کوین (اندازه بلوک ۴ مگابایت) و بیت کوین کش (اندازه بلوک ۸ مگابایت) به قدری متفاوت بودند که مجبور شدند از بلاک چین اصلی جدا شوند.

با تعداد بیشتری از افراد که مایل به سرمایه گذاری در بیت کوین، قراردادهای هوشمند و NFT هستند، تقاضا برای دارایی های دیجیتال رشد کرده است. تقاضای فزاینده برخی توسعه دهندگان را برانگیخته است تا راه حل مقیاس پذیر جدیدی مانند بلاک چین BSV برای بازار ارز دیجیتال و NFT ایجاد کنند.

بلاک چین BSV چیست؟

بیت کوین ساتوشی ویژن (که بیت کوین SV یا BSV نیز نامیده می شود) یک ارتقا جذاب و نسبتاً جدید است که تفاوت های قابل توجهی با بلاک چین اصلی بیت کوین در سال ۲۰۰۹ دارد. از نظر فنی، بیت کوین SV یک هارد فورک پروتکل بلاک چین بیت کوین کش است. این هارد فورک در سال ۲۰۱۸، یک سال پس از ایجاد بیت کوین کش، توسعه یافت.

این شبکه جدید ارز دیجیتال منحصربه فرد خود را به نام BSV دارد. بیت کوین SV در حال حاضر بیش از ۱۰۰۰ توسعه دهنده دارد که به طور فعال روی آن کار می کنند تا از عملکرد بی درنگ و پایدار و ایمن آن اطمینان حاصل کنند. یکی از بزرگ ترین تفاوت های بیت کوین SV و نسخه های قبلی، اندازه بلوک است که درواقع بسیار بزرگ تر از اندازه بلوک استاندارد BTC خواهد بود. BSV در حال حاضر دارای اندازه بلوک ۴ گیگابایت است.

بلاک چین BSV چیست؟

چرا اندازه بلاک BSV مهم است؟

اهمیت اندازه بلاک BSV در مزایای بی شماری است که ارائه می دهد. در ادامه به برخی از این مزایا اشاره می کنیم:

بالا رفتن سرعت معاملات

افزایش اندازه بلاک بیت کوین به این معناست که ماینرها می توانند به سرعت تراکنش های جدید را به یک بلوک موجود اضافه کنند. درنتیجه بلاک چین بسیار سریع تر عمل می کند، حتی زمانی که شبکه بسیار شلوغ باشد. BSV تمام مشکلات مربوط به پروتکل های استاندارد بیت کوین را از بین می برد.

بلاک چین BSV حدود ۳۰۰ تراکنش در ثانیه را با حداکثر ظرفیت بار ۲۸۰۰ انجام می دهد و این در مقایسه با بلاک چین BTC که تنها ۴.۶ تراکنش در ثانیه را مدیریت می کند بسیار بالاست.

مقیاس پذیری نامحدود

BSV برای کار در شرایط ترافیک سنگین ساخته شده است. BSV می تواند چندین هزار کاربر را در یک ثانیه مدیریت کند. توسعه دهندگان BSV قصد دارند با سیستم های پرداخت مانند Visa و MasterCard رقابت کنند.

کارمزد تراکنش بسیار پایین

از آنجا که BSV در پردازش تراکنش ها کارآمد است، هزینه کمی برای ماینرها و کاربران دارد. از دیدگاه مشتری BSV  یک ارز دیجیتال جذاب است و اگر نمی خواهید هزینه های زیادی را برای انتقال سریع ارزهای دیجیتال بپردازید بسیار کارآمد خواهد بود.

فضای ذخیره سازی بزرگ برای برنامه ها و راه حل های سفارشی شده

فناوری بلاک چین دیگر به تراکنش های رمزنگاری محدود نمی شود. توسعه دهندگان راه هایی پیدا کرده اند که اشکال دیگری از دارایی های دیجیتال مانند قراردادها، سوابق شخصی و تصاویر را در بلاک چین جمع آوری کنند. این بدان معناست که فضایی برای ذخیره سازی پایگاه های داده برنامه های سفارشی در یک بلاک چین وجود خواهد داشت.

برنامه کاربردی بیمارستانی را تصور کنید که سوابق پزشکی الکترونیکی را ذخیره می کند، یا یک بازار NFT که آثار هنری دیجیتال را داخل بلوک ها در یک پایگاه داده غیرمتمرکز ذخیره خواهد کرد. در این شرایط بیت کوین SV بلوک هایی دارد که به اندازه کافی بزرگ هستند و همه اطلاعات را در خود جای می دهند.

سخن پایانی

اجرای فناوری بلاک چین توسط بیت کوین بر یک سیستم نسبتاً ساده و در عین حال ظریف از ضرب بلوک های جدید و حفظ امنیت شبکه متکی است. اگرچه این اتفاق به طور خاص در آناتومی بلاک مخصوص بلاک چین بیت کوین می افتد، بسیاری دیگر از شبکه های PoW از ساختار داده بلوک بلاک چین بسیار مشابهی استفاده می کنند.

این شبکه ها ممکن است تفاوت هایی داشته باشند که شامل اندازه های مختلف بلاک یا زمان بلوک ها می شوند، اما سیستم های کلی استخراج کننده ها، بلاک ها و معماری بلاک چین آن ها به طورکلی یکسان است.

اندازه یک بلاک محدودیتی را بر تعداد تراکنش هایی که شبکه بیت کوین می تواند در هر ثانیه پردازش کند تحمیل می کند و بنابراین می توان دید که توانایی شبکه در مقیاس پذیری را مهار خواهد کرد. هنگامی که بلوک ها پر می شوند، شبکه شلوغ خواهد شد و هزینه های تراکنش به طور چشمگیری افزایش می یابد؛ به همین دلیل اندازه بلاک اهمیت زیادی دارد.

پرسش های متداول

اندازه بلاک فضایی است که دسته ای از تراکنش های بیت کوین در آن قرار می گیرند. بلاک ها در یک دفتر کل غیرمتمرکز به نام بلاک چین ذخیره می شوند. در نخستین روزهای راه اندازی بیت کوین، اندازه بلاک در شبکه بیت کوین می توانست ۳۶ مگابایت اطلاعات تراکنش ها را در خود ذخیره کند که بعدها در سال ۲۰۱۰ این اندازه به ۱ مگابایت کاهش یافت.

اندازه یک بلاک محدودیتی را بر تعداد تراکنش هایی که شبکه بیت کوین می تواند در هر ثانیه پردازش کند تحمیل می کند و بنابراین می توان دید توانایی شبکه در مقیاس پذیری را مهار خواهد کرد. هنگامی که بلوک ها پر می شوند، شبکه شلوغ خواهد شد و هزینه های تراکنش به طور چشمگیری افزایش می یابد.

هرچه اندازه بلاک بیت کوین بزرگ تر باشد، تراکنش های بیشتری را می توان در هر زمان معینی در بلاک چین پردازش کرد؛ درنتیجه تراکنش ها سریع تر انجام می شوند.

اگر بلاک های بیت کوین خیلی کوچک باشند، بسیاری از تراکنش ها توسط شبکه بیت کوین قابل پردازش نیستند.

اگر اندازه بلاک های بیت کوین خیلی بزرگ باشند، هزینه عملیاتی نودها افزایش پیدا می کند و راه اندازی یک گره بیشتر از حد معمول طول می کشد.

ادامه مطلب
سوشال تریدینگ چیست و چگونه انجام می‌شود؟
سوشال تریدینگ چیست و چگونه انجام...

سوشال تریدینگ (Social trading) مانند رسانه های اجتماعی است که در آن ها افکار افراد تأثیرگذار یا همان «اینفلوئنسرها» درباره نحوه تجارت به اشتراک گذاشته می شود. بسیاری از افراد این اینفلوئنسرها را -چه اعتبار لازم برای توصیه های خود داشته و چه نداشته باشند- دنبال می کنند. همچنین بسیاری از مردم از حرکات آن ها بدون توجه به داشتن نفع مالی برایشان استفاده می کنند.

سوشال تریدینگ (Social Trading) چیست؟

Social trading راهی برای سرمایه گذاری است که در آن می توانید از استراتژی های سرمایه گذاری دیگران استفاده کنید. بیشتر مشاوران استفاده از استراتژی های دیگران را حتی اگر برای شما سودآور باشد، یا شما را از صرف زمان زیاد برای یافتن فرصت ها یا استراتژی های معاملاتی نجات دهد، توصیه نمی کنند؛ زیرا ممکن است آنچه کپی می کنید با نیازهای شما مطابقت نداشته باشد؛ بنابراین اگر اطلاعات لازم برای استفاده از اطلاعات به اشتراک گذاشته شده در Social trading را نداشته باشید، ممکن است به سرعت دچار مشکل شوید.

تفاوت سوشال تریدینگ و کپی تریدینگ

کپی تریدینگ یک رویکرد معاملاتی است که در آن بخش هایی از استراتژی شخص دیگر کپی می شود. عناصر کپی شده می تواند شامل انواع سفارش و تخصیص باشد؛ بنابراین حتی اگر پلتفرم های سوشال تریدینگ به شما اجازه تعامل با معامله گر دیگر را می دهند، ممکن است لازم باشد در انتخاب تنها بخشی از یک استراتژی محتاط باشید و با توجه به اهداف خود از آن استفاده کنید.

همچنین اگر استراتژی های چند معامله گر مختلف را با هم بچینید، به ویژه اگر از اقدامات خود مطمئن نباشید، ممکن است با پیروی از استراتژی یک نفر، بیشتر در معرض خطر قرار بگیرید. همچنین باید توجه داشته باشید عملکرد موفق گذشته، به خصوص در این بازارهای نامطمئن نتایجی در آینده ندارد و لازم است شما حداقل پنج سال سابقه تجارت داشته باشید.

سوشال تریدینگ چگونه انجام می شود؟

سوشال تریدینگ سرمایه گذاران مبتدی و باتجربه تر را در یک پلتفرم تجارت اجتماعی مشترک گرد هم می آورد تا بتوانند استراتژی ها و ایده های معاملاتی را به اشتراک بگذارند. آن ها می توانند سرمایه گذاران دیگر را جست وجو کنند، عملکرد تاریخی آن ها را ببینند، فعالیت معاملاتی آن ها را مطالعه کنند و قبل از تصمیم گیری درباره اینکه آیا می خواهند حرکت های خود را برای پرتفوی خود کپی کنند، از آن ها سؤال بپرسند. ایده این است که شما باید معامله گری را پیدا کنید که بیشتر با نیازهای شما مطابقت دارد و سپس با یک کلیک فعالیت او را تکرار کنید. حتی می توانید از برخی اطلاعات آن ها استفاده کرده و با توجه به نیاز خود بخشی یا تمام آن را کپی کنید.

سوشال تریدینگ چقدر هزینه دارد؟

معمولاً هیچ هزینه اضافی برای تجارت اجتماعی وجود ندارد؛ زیرا پلتفرم های تجارت اجتماعی در حال حاضر از کارمزدهای عادی معاملاتی و غیر معاملاتی درآمد کسب می کنند؛ همان هزینه هایی که هنگام معامله مستقل در پلتفرم پرداخت می کنید؛ سرمایه گذارانی که کپی می شوند، با توجه به دارایی های تحت مدیریت و بازده ماه به ماه، از پلتفرم پاداش دریافت می کنند.

مزایا و معایب  سوشال تریدینگ چیست؟

همان طور که گفتیم، سوشال تریدینگ مانند یک شبکه اجتماعی است. این شبکه که مختص تجارت اجتماعی است، مزایا و معایب خاص خود را دارد که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم.

مزایا

  • معامله گران موفق می توانند با ارائه سیگنال در پلتفرم سود کسب کنند.
  • امکان کسب سود با کپی کردن معاملات برای افراد مبتدی وجود دارد.
  • می توان نتایج معاملات دیگران را به صورت لحظه ای در آن دنبال کرد.
  • معامله گران می توانند در آن به برقراری ارتباط و تعامل با یکدیگر بپردازند و از تحلیل ها و پیش بینی های هم استفاده کنند.
  • ارائه شفاف اطلاعات بدون هیچ گونه مخفی کاری
  • راهی سریع و آسان برای افرادی که به دنبال یادگیری و رشد سریع در زمینه معامله گری هستند.

معایب

  • ممکن است معامله گران مبتدی تحت تأثیر قرار بگیرند و راه اشتباه را انتخاب کنند.
  • افراد غیرمتخصص نیز می توانند اطلاعات و نظرات خود را به اشتراک بگذارند؛ بنابراین لازم است قبل از استفاده از هر نوع نظر و اطلاعات به خوبی تحقیق و بررسی شود.
  • در سوشال تریدینگ به میزان ریسک پذیری و سطح اطلاعات مخاطبان توجهی نمی شود.

مزایا و معایب  سوشال تریدینگ چیست؟

آیا سوشال تریدینگ امن است؟

بیشتر مشاوران تجارت اجتماعی «Social trading» را توصیه نمی کنند؛ زیرا زمینه ای را که آن ها برای ایمن نگه داشتن شما و رسیدن به اهداف مالی شخصی تان انجام می دهند، ایجاد نمی کند. وقتی با مشاورانی کار می کنید که برنامه های مالی را انجام می دهند، به کمک آن ها می توانید به درآمد، هزینه ها و دارایی های خود نگاهی بیندازید و تعیین کنید چقدر می توانید با خیال راحت برای رسیدن به اهداف مالی خود سرمایه گذاری کنید. سپس مشاوران برای تعیین اهداف مالی و بررسی میزان تحمل ریسک شما با شما همکاری می کنند و بعد از آن یک برنامه مالی می سازند تا در رسیدن به این امتیازها به شما کمک کنند.

مشکل Social trading این است که شاید دیرتر از سایر افراد آن ها را انجام دهید؛ بنابراین ممکن است از اینکه می توانید با خیال راحت سرمایه گذاری کنید یا حتی از اهداف مالی و میزان تحمل ریسک خود کاملاً آگاه نباشید؛ از این رو صرف کپی کردن از شخص دیگری ممکن است شما را از هدفتان دور کند؛ زیرا اهداف او احتمالاً با اهداف شما متفاوت است.

نگرانی دیگر این است که برخی از این «معامله گران» ممکن است برای پیشبرد یک استراتژی سرمایه گذاری خاص به نفع شخص دیگری، مانند یک شرکت، دستمزد دریافت کنند. آن ها ممکن است تضاد منافع خود را اعلام نکنند، اما ممکن است سبب انحراف توصیه های آن ها شود؛ بنابراین اگر از نظر مالی به خوبی آگاه نباشید، در معرض خطر بیشتری قرار می گیرید.

از این رو اگر تصمیم دارید به این مسیر بروید، باید خطرات را به حداقل برسانید. برای انجام این کار بهتر است با یک مشاور کار کنید، سپس درباره معامله گرانی که دنبال می کنید، تحقیق کنید و ببینید آیا معتبر هستند و عملکرد تاریخی آن ها چگونه است. شما باید ماه ها به دنبال نتایج باشید و بدانید آن ها به کدام سطوح ریسک می پردازند؛ بنابراین لازم است پیش از هر اقدامی احتیاط کنید.

آیا سوشال تریدینگ امن است؟

سیگنال های معاملاتی چیست؟

با توجه به پلتفرم و تنوع معامله گران در آن، شخصی که دنبال می کنید ممکن است از شما آگاه تر نباشد، اما اگر تمام مراحل آماده سازی اولیه را برای تعیین میزان سرمایه گذاری (و ضرر) انجام داده اید، همچنین اهداف مالی و میزان تحمل ریسک خود را با توجه به همه موارد مشخص کرده اید، تصمیم می گیرید که از چه گزینه هایی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنید.

همچنین با یادگیری و استفاده از تحلیل تکنیکال می توانید به شناسایی زمان مناسب معامله در طیف وسیعی از بازارها بپردازید. عملکرد سیگنال یک پلتفرم معاملات آنلاین خوب به شما پیشنهاد خرید و فروش می دهد.

چگونه می توان از شاخص های احساسات بازار استفاده کرد؟

یکی از رایج ترین راه ها برای شناسایی گرایش های معامله گران، استفاده از احساسات بازار است. این حالت روحیه فعالان بازار مالی را نشان می دهد، اما می تواند بینش هایی درباره این به شما بدهد که چه چیزی و چه زمانی معامله می شود. سنجش احساسات بازار می تواند سخت باشد؛ زیرا عوامل زیادی وجود دارد که می توانند بر خوش بین بودن یا بدبین بودن معامله گران تأثیر بگذارند، اما برخی معیارهایی که باید در نظر گرفته شوند عبارت اند از: تعهد معامله گر، احساسات مشتری، شاخص نوسانات و نسبت احساسات بالا/ پایین.

اهمیت تجارت اجتماعی برای صنعت سرمایه گذاری

بسیاری از مردم به دنبال فرصت های جدید سرمایه گذاری در بازار سهام و ارزهای دیجیتال هستند؛ با این حال بخش بزرگی از این سرمایه گذاران تازه وارد هستند. از این نظر، مشارکت در تجارت اجتماعی بهترین راه برای آن ها برای شروع سفر سرمایه گذاری است. هنگامی که سرمایه گذاران اطلاعاتی را درباره سرمایه گذاری یا رویدادهایی که در بازارها و صنایع رخ می دهد به اشتراک می گذارند، تازه واردان دانش بیشتری در زمینه سرمایه گذاری به دست می آورند.

همچنین می توانند افکار خود را به اشتراک بگذارند یا حتی سؤال بپرسند؛ بنابراین استفاده از یک پلتفرم امن به سرمایه گذاران اطمینان بیشتری می دهد که به آن ها کمک می کند تا شهرت خود را در صنعت افزایش دهند.

معرفی بهترین پلتفرم های سوشال تریدینگ

اکنون که با مفهوم و کارایی پلتفرم های سوشال تریدینگ آشنا شدیم، سؤالی که مطرح می شود این است که کدام پلتفرم های سوشال تریدینگ خدمات بهتری را ارائه می دهند. در حال حاضر تعدادی از پلتفرم های سوشال تریدینگ در میان کاربران محبوبیت بیشتری پیدا کرده و گزینه مناسب تری هستند. در لیست زیر بهترین پلتفرم های سوشال تریدینگ معرفی شده اند.

معرفی پلتفرم eToro

eToro یکی از اصلی ترین و قدیمی ترین پلتفرم های سوشال تریدینگ است که از سال 2006 فعالیت خود را شروع کرد. این پلتفرم در بیش از 140 کشور جهان، خدمات خود را به حدود 10 میلیون کاربر ارائه می دهد. کاربران eToro این امکان را دارند تا از طریق این پلتفرم به 1600 کلاس دارایی و بازارهای مالی مختلف همچون سهام، ارزها، اوراق قرضه، ارزهای دیجیتال، کالاها و مشتقات دسترسی داشته باشند.

بخش سوشال تریدینگ این پلتفرم نیز در سطح جهانی در دسترس کاربران قرار گرفته و دارای فناوری CopyTrade است. همچنین از طریق این فناوری بروکر انواع مختلفی از روش های معاملاتی را در اختیار کار قرار داده است. کاربر می تواند به دلخواه خود یک یا چند طرح معاملاتی را دنبال کنند.

معرفی پلتفرم Tornado

این پلتفرم مناسب معامله گرانی است که با اهداف بلند مدت مالی، به دنبال راه های بهتری برای پس انداز هستند. در واقع به منظور پیش برد این هدف، کارگزاری Nvstr ترکیبی از ابزارهای تحلیلی پیشرفته و روش های خودکارسازی سرمایه گذاری را به کاربران ارائه می دهد.

همچنین کارگزاری Nvstr با در دسترس قرار دادن گزینه   one-click portfolio optimization به معامله گران مبتدی کمک می کند تا ایدئال ترین تخصیص دارایی خود را با سرعت با ایجاد کنند. این پلتفرم بدون در نظر گرفتن محدودیت حداقل سرمایه اولیه این امکان را می دهد تا طیف وسیعی از کاربران از این خدمات بهره مند شوند. در نهایت کاربران می توانند به صورت رایگان به اطلاعات سرمایه گذاری Capital IQ دسترسی پیدا کنند.

معرفی پلتفرم MQL5 Trading Signals

یکی دیگر از بهترین پلتفرم های سوشال تریدینگ موجود، MQL5 است. در واقع MQL5 یک پلتفرم سوشال تریدینگ همراه با سرویس سیگنال است. MQL5 به طور اختصاصی برای پلتفرم معاملاتی متاتریدر 5 طراحی شده است. کاربران می توانند به طور رایگان از خدمات این پلتفرم و بخش سوشال تریدینگ آن بهره مند شوند؛ اما اگر کاربری بخواهد به طور ویژه یک معامله گر خاص را دنبال کند باید هزینه سیگنال ها را پرداخت کند. این هزینه می تواند از یک معامله گر به معامله گر دیگر متفاوت باشد.

در صورتیکه مایل به استفاده از این پلتفرم باشید لازم است از طریق بروکر به صورت آنلاین اکانت متاتریدر 5 خود را با این پلتفرم لینک کنید. پس از آنکه کاربر شرایط و ضوابط استفاده از MQL5 را پذیرفت، این پلتفرم در تمام اکانت های متاتریدر 5 خدماتی همچون سیگنال های معاملاتی و اجرای خودگار معاملات را ارائه خواهد داد.

از طرف دیگر تریدرهایی هستند که توافق نامه هایی را با این پلتفرم امضا کرده و بر اساس آن موظف هستند تا اطلاعات‎ معاملاتی که در حساب هایشان انجام می دهند را به صورت لحظه ای، در اختیار کاربران قرار دهند. در این پلتفرم تعداد زیادی از تریدرهای ارائه دهنده سیگنال فعالیت می کنند. این تریدرها از جهات مختلف همچون استفاده یا عدم استفاده از معاملات الگوریتمی، مشخصات ریسک،maximum drawdowns  و بازگشت سرمایه، به طور قابل توجهی با یکدیگر متفاوت هستند.

کاربران می توانند بازده هر ارائه دهنده سیگنال را  در وب سایت MQL5 بررسی کرده و بر اساس نتایج معاملات آنها، سایر آمارهای مهم را نیز مشاهده کنند. در نهایت لازم به ذکر است که پلتفرم MQL5 شخصاً معامله ای را برای کاربران اجرا نمی کند؛ بنابراین هر کاربر می تواند به صورت دستی پس از دریافت سیگنال معامله ای را انجام دهد. همچنین این امکان وجود دارد تا کاربر از طریق یک مشاور متخصص (EA) معاملات را به صورت خودکار اجرا کنند.

معرفی پلتفرم ZuluTrade

ZuluTrade نیز یکی دیگر از محبوب ترین پلتفرم های سوشال تریدینگ است. در این پلتفرم کاربران می توانند بر اساس نیازهای خود از میان بیش از 10 هزار تریدر، مناسب ترین گزینه را انتخاب کنند. این پلتفرم با ارائه یک نرم افزار اختصاصی فرایند انتخاب مناسب ترین تریدر را برای کاربران آسان کرده است.

بسیاری از تریدرهای ارائه دهنده سیگنال در پلتفرم ZuluTrade در حساب های دمو معامله کرده و تجربه معاملاتی محدودی دارند. کاربران می توانند با استفاده از یک حساب آزمایشی، خدمات این پلتفرم را بررسی کنند. جهت افتتاح حساب و استفاده از خدمات ZuluTrade لازم است حداقل 100 دلار در حساب خود واریز کنید. در نهایت می توان گفت در این پلتفرم این امکان فراهم شده تا کاربران بسته به شرایط خود تنظیمات را شخصی سازی کنند.

معرفی پلتفرم NAGA

پلتفرم NAGA طیف متنوعی از خدمات از جمله social networking، social trading، Copy Trading و همچنین خدمات مربوط به سرمایه گذاری نوآورانه و… را در دسترس کاربران قرار می دهد. این پلتفرم در سال 2015 شروع به کار کرده و همراه با ابزارهای معاملاتی پیشرفته خدمات سوشال تریدینگ را نیز ارائه می دهد.

کاربران می توانند با حداقل واریز 50 دلار به بیش از 1000 نوع دارایی مختلف دسترسی پیدا کنند. این امکان فراهم شده تا کاربران قبل از شروع با حساب کاربری اصلی از طریق حساب دمو (آزمایشی)، خدمات پلتفرم را بررسی و آزمایش کنند.

معرفی پلتفرم Vantage

بخش سوشال تریدینگ در پلتفرم Vantage، از طریق Vantage AutoTrade انجام شده و توسط Myfxbook پشتیبانی می شود. از طریق این پلتفرم کاربران می توانند با بیش از 90 هزار تریدر از سراسر جهان تعامل داشته باشند.

این پلتفرم در سال 2009 در کشور استرالیا راه اندازی شده و به صورت آنلاین و از طریق مرورگرهای مختلف قابل دسترس است. شما می توانید از حداقل 200 دلار حساب باز کرده و به بیش از 400 نوع دارایی دسترسی پیدا کنید. کاربران Vantage همراه با آمار و ارقام دقیق معاملات، چندین ابزار تحلیلی مختلف نیز در اختیار دارند.

معرفی پلتفرم  IC Markets

IC Markets پلتفرمی است که از طریق آن فرایند سوشال تریدینگ در  Myfxbook و ZuluTrade تسهیل می شود.  ZuluTrade با ارائه قابلیت های سوشال تریدینگ بیشتر به سرمایه گذاران اجازه می دهد تا سایر تریدرها را بررسی، رتبه بندی کرده و با تریدر مدنظر خود تعامل داشته باشند.

از طرف دیگر پلتفرم IC با هدف ارائه ویژگی تریدر خودکار با Myfxbook وارد همکاری شده است. در نتیجه این همکاری، کاربران IC این امکان را دارند تا استراتژی ها ارائه شده توسط ارائه دهندگان سیگنال در Myfxbook را مستقیماً در حساب معاملاتی IC Markets خود کپی کنند.

پلتفرم IC در متاتریدر 4 در دسترس بوده و علاقمندان می توانند با حداقل 200 دلار در آن حساب باز کنند. همچنین این امکان فراهم است تا در صورت تمایل، از طریق یک حساب دمو، قابلیت ها و خدمات این پلتفرم را بررسی و آزمایش کنید.

معرفی پلتفرم Darwinex

کاربران Darwinex می توانند از پلتفرم webtrader، از خدمات سوشال تریدینگ بهره مند شوند. به این ترتیب کاربران با سایر اعضای جامعه Darwinex تعامل برقرار کرده و سایر تریدرها را دنبال می کنند. کاربرانی که در کنار سوشال تریدینگ به کپی تریدینگ نیز علاقمند هستند می توانند، این کار را با کمک MT4 EA، MQL و API انجام دهند. همچنین این امکان فراهم است تا افراد برای تقویت استراتژی های سرمایه گذاری و معاملاتی خود، استراتژی ها و ربات های تریدینگ را نیز کپی کنند.

در واقع این پلتفرم برای معامله گران حرفه ای که تمایل به استفاده از ابزارهای معاملاتی پیشرفته دارند، گزینه مناسبی است. علاقمندان می توانند با واریز حداقل 500 دلار حساب جدیدی در Darwinex افتتاح کرده و به بیش از 300 دارایی متنوع دسترسی پیدا کنند. در نهایت در صورت تمایل به بررسی و تست قابلیت های این پلتفرم امکان استفاده از یک حساب دمو نیز وجود دارد.

معرفی پلتفرم Axiory

Axiory از طریق اپلیکیشن Axiory CopyTrading خود امکان استفاده از خدمات مرتبط با سوشال تریدینگ را فراهم کرده است. این اپلیکیشن تجارت توسط شریک افیلیت Axiory یعنی Pelican Trading اداره می شود. کاربران تنها از طریق حساب Axiory MAX می توانند در حوزه مربوط به کپی تریدینگ و سوشال تریدینگ شرکت کنند. جهت افتتاح این نوع حساب، به حداقل سپرده 10 دلاری نیاز است، با ورود به حساب کاربری، به 150 دارایی CFD دسترسی خواهید داشت.

Axiory CopyTrading تضمین کننده ارائه داده های عملکردی، فراهم کردن امکان تعامل با سایر معامله گران، و حفظ امنیت آنها است. این برنامه در هر دو دستگاه اندروید و iOS برای معامله گران Axiory در دسترس است. در صورت تمایل به آزمایش و تست قابلیت های این اپلیکیشن امکان ساخت حساب دمو نیز فراهم شده است.

معرفی پلتفرم TickMill

TickMill از طریق شرکت های شخص ثالث، دو سوشال تریدینگ به نام های TickMill CopyTrading و myfxbook را در دسترس کاربران قرار داده است. همچنین برای کاربرانی که قصد دارند تمرکز خود را بیشتر بر روی سوشال تریدینگ قرار دهند پلتفرم Pelican Trading طراحی شده است.

Pelican Trading تحت نظارت FCA است که در آن معامله گران می توانند با یکدیگر چت کنند، خبرهای مهم را با هم به اشتراک بگذارند، سیگنال های معاملاتی را به سایر کاربران ارائه داده و در کپی تریدینگ شرکت کنند. علاقمندان می توانند از با حداقل سپرده 100 دلاری در این پلتفرم حساب باز کرده و از قابلیت ها، ابزارهای معاملاتی و محیط رقابتی آن بهره‎مند شوند. درست مانند اکثر موارد مذکور در بالا، در این پلتفرم نیز امکان ساخت حساب آزمایشی و تست محیط وجود دارد.

سخن پایانی

توجه کنید که فعالیت در هر نوع بازار مالی به دانش و صبر بالا نیاز دارد. این تصور که پلتفرم های سوشال تریدینگ با ارائه اطلاعات خط را به طور کامل از شما دور می کنند، کاملاً غلط است. در تمامی معاملات و سیگنال های معرفی شده توسط حرفه ای ترین افراد نیز امکان خطا وجود دارد و همه معامله گران در طول فعالیت خود در برخی مواقع ضرر می کنند.

به همین دلیل بسیاری از کارشناسان استفاده از پلتفرم های تجارت اجتماعی را تأیید نمی کنند؛ بنابراین اگر شما قصد استفاده از استراتژی های دیگران در این پلتفرم ها را دارید، ابتدا لازم است دانش خود را افزایش دهید و سپس با توجه به میزان سرمایه، ریسک پذیری و اهداف خود از آن ها استفاده کنید؛ زیرا این استراتژی ها براساس نیازهای یک فرد دیگر طراحی شده اند و ممکن است شما سود نکنید و حتی متضرر نیز شوید.

به عنوان کلام آخر برای موفق شدن در مسیر تجارت لازم است ابتدا اهداف و انگیزه های خود را شناسایی کنید تا بتوانید حتی اگر از پلتفرمی استفاده می کنید، در پایان روش تجارت خود را داشته باشید.

پرسش های متداول

این روند راهی برای سرمایه گذاری است که در آن می توانید از استراتژی های سرمایه گذاری دیگران استفاده کنید.

معمولاً هیچ هزینه اضافی برای تجارت اجتماعی وجود ندارد؛ زیرا پلتفرم های تجارت اجتماعی در حال حاضر از کارمزدهای عادی معاملاتی و غیر معاملاتی درآمد کسب می کنند؛ همان هزینه هایی که هنگام معامله مستقل در پلتفرم پرداخت می کنید.

Social trading سرمایه گذاران مبتدی و باتجربه تر را در یک پلتفرم تجارت اجتماعی مشترک گرد هم می آورد تا بتوانند استراتژی ها و ایده های معاملاتی را به اشتراک بگذارند.

ادامه مطلب
بیمه ارز دیجیتال چیست و چرا و چگونه باید از آن استفاده کنیم؟
بیمه ارز دیجیتال چیست و چرا...

در سال های اخیر، بازار ارزهای دیجیتال رشد بسیار زیادی داشته اند و پذیرش این ارزها در سیستم مالی بسیار افزایش یافته است. دولت ها سعی دارند راه هایی برای استفاده از ارزهای دیجیتال در بانک های مرکزی و مؤسسات مالی پیدا کنند و در حال بررسی امکان ارائه خدمات متنوع مانند بیمه ارز دیجیتال به مشتریان خود هستند.

دنیای غیرمتمرکز ارزهای دیجیتال دنیایی هیجان انگیز است و به کاربران در سراسر جهان دسترسی به محصولات، برنامه ها و خدمات مالی زیادی را ارائه می دهد. با این حال از خطرات دنیای ارزهای دیجیتال نمی توان چشم پوشی کرد. در این شرایط می توان اهمیت استفاده از صنعت بیمه در دنیای ارزهای دیجیتال برای جلوگیری از این خطرات را بررسی کرد. همچنین می توان این موضوع را در نظر گرفت که آیا بیمه رویداد مهم بعدی در این حوزه خواهد بود یا نه. در این مقاله درباره بیمه ارز دیجیتال و کاربرد آن در این صنعت صحبت خواهیم کرد.

بیمه ارز دیجیتال چیست؟

بیمه ارز دیجیتال برای پوشش خسارت ناشی از حوادث ناگهانی است و هیچ تفاوتی با بیمه های دیگر ندارد. بازار ارزهای دیجیتال بسیار بی ثبات است و گاهی هدف هک های میلیون دلاری قرار می گیرد. این هک ها سبب می شوند سرمایه گذاران میلیون ها و میلیاردها دلار در این فضا از دست بدهند.

تاکنون بازار ارزهای دیجیتال به شدت با حمله های میلیون دلاری مواجه شده است. سرقت 615 میلیون دلاری از پروژه مربوط به بازی Axie Infinity و سرقت 23.3 میلیون دلاری از Ronin که شامل انتقال ارز دیجیتال بین بلاک چین های فعال بوده اند، دو مثال مهم در این زمینه محسوب می شوند.

این دو مورد نمونه هایی از بزرگ ترین حملات در حوزه ارز دیجیتال هستند. همچنین در سال 2021، جرائم مرتبط با ارزهای دیجیتال به اوج خود رسیده است. در سال ۲۰۲۰ آدرس های غیرقانونی 7.8 میلیارد دلار بودند و در سال ۲۰۲۱ به 14 میلیارد دلار رسیدند.

برخورد با جرائم ارز دیجیتال

برای مقابله با جرائم مربوط به ارزهای دیجیتال، صرافی هایی مانند Binance و Coinbase تصمیم گرفتند دارایی های سرمایه گذاران را در برابر سرقت بیمه کنند؛ با این حال اگر لازم باشد رمز عبور خود را جایی به اشتراک بگذارید، بیمه کمکی به شما نخواهد کرد.

صرافی کوین بیس امروزه از بیمه در برابر جرم استفاده کرده و از بخشی از دارایی های دیجیتال ذخیره شده در سیستم های ذخیره سازی این صرافی در برابر آسیب های ناشی از سرقت و حملات سایبری محافظت می کند؛ با این حال بیمه نمی تواند خسارات مربوط به از دست دادن اعتبار و دسترسی غیرمجاز به حساب Coinbase یا Coinbase Pro را پوشش دهد.

در سال 2018، صرافی بایننس برای محافظت از سرمایه کاربران، صندوق دارایی تضمین شده برای کاربران یا SAFU را معرفی کرد که در آن بخشی از سرمایه معامله شده را بیمه می کرد. در سال 2019، بایننس 40 میلیون دلار در یک حمله هکری از دست داد، اما براساس ادعای این صرافی، سرمایه گذاران متضرر نشدند و زیان آن ها از طریق SAFU پرداخت شد.

درصورت سرقت سرمایه و حملات سایبری، شرکت های بیمه ارزهای دیجیتال ممکن است بخشی از سرمایه از دست رفته را به سرمایه گذار برگردانند، اما نه صرافی و نه سرمایه گذار سرمایه از دست رفته خود را کامل به دست نمی آورند. درواقع خسارات ناشی از نوسانات در بازار ارز دیجیتال یا کلاه برداری هایی مانند طرح های پونزی تحت پوشش بیمه قرار نمی گیرند.

همچنین این بیمه ها خسارت وارده به کیف پول های سخت افزاری و انتقال ارز دیجیتال به اشخاص ثالث را پوشش نمی دهند و از وجوه کاربران در برابر سقوط بلاک چین و ورشکستگی محافظت نمی کنند.

برخورد با جرائم ارز دیجیتال

تاریخچه بیمه ارز دیجیتال

از ۲۰ ژوئن ۲۰۲۲، شرکت رمزنگاری BitGo یک سیاست ۲۵۰ میلیون دلاری ارائه داد که می توانست دارایی های دیجیتال را در هر کجا که کلید خصوصی داشته باشند پوشش دهد. این خط مشی خسارات ناشی از کپی و سرقت کلیدهای خصوصی، سرقت اطلاعات داخلی، اقدامات متقلبانه توسط کارمندان BitGo یا گم کردن کلیدها توسط مدیران را پوشش می دهد. بیمه BitGo توسط Lloyd’s Syndicate ارائه می شود.

لویدز لندن اولین شرکتی بود که بیمه ارز دیجیتال با سقف 1000 یورو یا 1353 دلار را ارائه داد. این شرکت با مشارکت Atrium Alliance و Coincover برای محافظت از دارایی کاربران در برابر سرقت های مربوط به کیف پول های آنلاین تشکیل شد.

شرکت هایی مانند Lloyd’s و Relm Insurance از بازیگران اصلی صنعت بیمه ارز دیجیتال محسوب می شوند. برخی از این شرکت ها تنها صرافی های ارز دیجیتال را پوشش می دهند؛ زیرا موجودی های بزرگ از ارز دیجیتال در این صرافی ها قرار گرفته است.

اگرچه Coincover به خودی خود یک شرکت بیمه نیست، یک فناوری محافظت فردی و راه حل نرم افزاری ارائه می دهد که تلاش می کند از به سرقت رفتن ارزهای دیجیتال جلوگیری کند. این فناوری دارایی های دیجیتال در برابر هک، فیشینگ، بدافزار، سرقت دستگاه، نرم افزار تروجان و حملات brute force را پوشش می دهد و ادعا می کند خسارات ناشی از چنین حملاتی را جبران خواهد کرد.

به گفته الیوت ماول، مدیر ارشد ارتباطات منطقه ای در لویدز، این شرکت در سال های اخیر سیاست های محدودی برای ارزهای دیجیتال در پیش گرفته است. از آنجا که این یک حوزه جدید و به سرعت در حال توسعه است، لویدز به سندیکاهایی نیاز دارد که با احتیاط و بررسی های بیشتر درباره تعهدات اقدام کنند.

ابتکارات اخیر بیمه ارز دیجیتال از سوی Lloyd’s شامل راه اندازی یک بیمه نامه جدید به نام Lloyd’s Product Launchpad در سال ۲۰۲۱ است که از ارزهای دیجیتال موجود در کیف پول های آنلاین در برابر سرقت یا هک محافظت می کند. این نوع بیمه سقف ندارد و براساس قیمت ارزهای دیجیتال تغییر می کند؛ یعنی حتی درصورت نوسان قیمت ها، بیمه شده به ازای ارزش دارایی خود غرامت دریافت خواهد کرد.

با این حال، باید توجه داشت ارزهای دیجیتال هنوز در آمریکا قانونی نیستند و توسط دولت پشتیبانی نمی شوند؛ درنتیجه ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین (Bitcoin)، اتریوم (Ethereum) و لایت کوین (Litecoin) تحت پوشش شرکت بیمه سپرده فدرال (FDIC) یا شرکت حمایت از سرمایه گذاران اوراق بهادار (SIPC) نیستند.

تعریف بیمه ارز دیجیتال

بیمه ارز دیجیتال از شرکت های سرمایه گذار در ارزهای دیجیتال و صرافی ها در برابر ضررهای ناشی از هک، سرقت یا سایر خطرات محافظت می کند. این نوع بیمه هنوز به طور گسترده در دسترس نیست، اما با ادامه رشد بازار ارزهای دیجیتال و افزایش تقاضا برای این بیمه، شرکت های بیشتری آن را ارائه خواهند داد.

انواع مختلفی از بیمه نامه های مرتبط با ارزهای دیجیتال وجود دارد که مشاغل می توانند براساس نیاز خود خریداری کنند؛ برای مثال برخی سیاست ها آسیب های ناشی از هک یا سرقت را پوشش می دهند؛ درحالی که برخی دیگر ممکن است تنها یکی از آن ها را پوشش دهند. برای مشاغل مهم است قبل از خرید بیمه نامه درباره انواع پوشش های موجود تحقیق کنند.

بیمه ارز دیجیتال چه چیز را پوشش می دهد؟

بیمه ارز دیجیتال معمولاً ارزش آن را درصورت گم شدن یا دزدیده شدن پوشش می دهد. این بیمه می تواند برای جبران ارزش هرگونه ارز دیجیتال گم شده یا سرقت شده تا سقف پوشش به مشاغل استفاده شود. برخی سیاست ها ممکن است هزینه های مربوط به بازیابی ارزهای دیجیتال به سرقت رفته را نیز پوشش دهند.

کسب و کارها می توانند بیمه ارزهای دیجیتال را از تعدادی شرکت بیمه مختلف خریداری کنند. بیمه گران محدودیت های پوشش هزینه و خسارت متفاوتی را ارائه می کنند تا کسب و کارها بتوانند بیمه نامه ای متناسب با نیاز و بودجه خود پیدا کنند.

بیمه ارز دیجیتال چه چیز را پوشش می دهد؟

هزینه بیمه ارز دیجیتال چقدر است؟

همان طور که پیش تر اشاره کردیم، ارائه بیمه برای شرکت های ارزهای دیجیتال و بلاک چین هنوز یک حوزه جدید است؛ به همین دلیل تخمین میانگین قیمت بیمه برای شرکت های ارز دیجیتال چالش برانگیز خواهد بود. مانند هر شرکت دیگری، چند فاکتور وجود دارد که بر میزان مبلغی که باید برای بیمه ارز دیجیتال بپردازید تأثیر می گذارد:

  • اندازه شرکت
  • تعداد کارکنان
  • درآمد سالانه
  • سابقه شرکت

میانگین هزینه یک بیمه نامه مسئولیت عمومی برای مشاغل مرتبط با ارزهای دیجیتال در ایالات متحده بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ دلار در سال است. قیمت سایر بیمه نامه ها به عوامل ذکرشده در بالا و ویژگی ها و اقدامات تجاری خاص شما بستگی دارد.

مزایای بیمه ارز دیجیتال چیست؟

صنعت ارزهای دیجیتال بی ثبات است و قیمت ها می توانند به شدت افزایش یا کاهش پیدا کنند. حتی باتجربه ترین سرمایه گذاران نیز می توانند خود را در سمت بازنده بیابند. این نوسانات مجموعه ای از ریسک ها را برای کسب و کارهای مرتبط با ارز دیجیتال ایجاد می کند و در این صورت بیمه ارز دیجیتال وارد می شود.

بیمه ارز دیجیتال برای محافظت از کسب و کارها در برابر ضررهای مالی که می تواند ناشی از هک، کلاه برداری و سایر رویدادهایی باشد که می تواند دارایی های آن ها را به خطر بیندازد، طراحی شده است. درصورت ضرر بیمه ارز دیجیتال می تواند به پوشش هزینه های جایگزینی یا بازیابی دارایی کمک کند. چندین مزیت وجود دارد که مشاغل می توانند از بیمه ارزهای دیجیتال برخوردار شوند:

  • محافظت در برابر ضرر مالی: همان طور که قبلاً ذکر شد، بیمه ارز دیجیتال می تواند به محافظت از کسب و کارها در برابر ضررهای مالی در برابر هک، کلاه برداری و سایر رویدادها کمک کند.
  • آرامش ذهنی: دانستن اینکه کسب و کار شما از ضررهای احتمالی محافظت می شود، می تواند به شما آرامش و این امکان را بدهد که روی اداره تجارت خود تمرکز کنید.
  • امنیت بیشتر: بسیاری از بیمه گران با اقدامات امنیتی کمک می کنند تا از همان ابتدا خطر خسارت را کاهش دهند. این می تواند شامل مواردی مانند احراز هویت دومرحله ای و کیف پول های چندامضایی باشد.
  • انعطاف پذیری: بیمه نامه های ارز دیجیتال در بیشتر موارد به گونه ای طراحی می شوند که انعطاف پذیر باشند و به شما امکان می دهند پوشش خسارت را برای رفع نیازهای خاص خود سفارشی سازی کنید.

انتخاب بیمه نامه ارز دیجیتال مناسب برای کسب و کار شما یک تصمیم مهم است، اما با محافظت مناسب می توانید مطمئن باشید کسب و کار شما در برابر برخی از خطرات منحصربه فرد ناشی از آن محافظت می شود.

مزایای بیمه ارز دیجیتال چیست؟

انواع بیمه ارزهای دیجیتال

انواع مختلفی از بیمه نامه ارز دیجیتال برای مشاغل موجود است:

  • بیمه دارایی: این نوع بیمه نامه ارزش دارایی های ارز دیجیتال اساسی را پوشش می دهد.
  • بیمه وقفه در کسب و کار: این نوع بیمه نامه از دست دادن درآمدی را پوشش می دهد که یک کسب و کار زمانی که عملیات آن به دلیل یک رویداد بیمه شده مختل می شود، متحمل خواهد شد.
  • بیمه جرائم: این نوع بیمه نامه خسارات ناشی از جرائم از جمله سرقت، کلاه برداری و جرائم سایبری را پوشش می دهد.
  • بیمه مسئولیت حرفه ای: این نوع بیمه نامه خسارات ناشی از اشتباه یا کوتاهی افراد حرفه ای را پوشش می دهد.
  • بیمه مسئولیت عمومی: این نوع بیمه خسارت شخص ثالث و زیان مالی ناشی از عملیات تجاری را پوشش می دهد.

همان طور که می بینید، انواع مختلفی از بیمه نامه های ارز دیجیتال برای مشاغل وجود دارد. بهترین راه پیداکردن بیمه نامه مناسب برای کسب و کارتان، همکاری با یک کارگزار بیمه باتجربه است که می تواند در ارزیابی خطرات و یافتن پوشش مناسب به شما کمک کند.

آیا صرافی های ارز دیجیتال دارایی های شما را بیمه می کنند؟

صنعت بیمه ارزهای دیجیتال هنوز در مراحل ابتدایی خود است و بسیاری از ارزهای دیجیتال هنوز بیمه نشده اند. بیشتر بیمه نامه هایی که در این حوزه طراحی شده اند، مختص مشتریان خصوصی و فردی نیستند و تنها شرکت های بزرگ را پوشش می دهند.

صرافی های ارزهای دیجیتال و شرکت های ارائه دهنده کیف پول برای محافظت در برابر تهدیدات امنیتی و حملات سایبری، بیمه خریداری می کنند. بیمه های دیگر همچنان در حال توسعه هستند و احتمالاً پوشش های دیگری مانند بیمه DeFi که می تواند خسارات ناشی از قطع سرویس، گم شدن کلید خصوصی یا سایر رویدادهای ناگوار را پوشش دهد، در جریان کار قرار خواهد گرفت.

با این حال، این نوع بیمه هنوز در دسترس مشتریان قرار نگرفته است. درواقع خدماتی که این نوع بیمه برای حفاظت مشتری ارائه می دهد تا حد زیادی به نوع بیمه نامه بستگی دارد. برای دسترسی کامل به امنیت سطح پایه بدون استفاده از بیمه، باید از روش های امنیتی مختلفی مانند احراز هویت دومرحله ای استفاده شود. در این صورت از کاربر خواسته می شود هنگام ورود، اطلاعاتی مانند کد ارسال شده را وارد کند و این نوع احراز هویت امنیت را افزایش می دهد.

از یک کیف پول سخت افزاری نیز می توان برای ذخیره بسیاری از ارزهای دیجیتال استفاده کرد. استفاده از کیف پول های نرم افزاری آسان تر است، اما برای هکرها نیز دردسترس تر خواهد بود. کیف پول های سخت افزاری آفلاین هستند و در برابر بسیاری از حملات هک با استفاده از فناوری به نام Air Gap بسیار مقاوم خواهند بود.

بیشتر صرافی ها برنامه های امنیتی دیگری مانند سیستم های بیمه ای مختلف برای ارزهای دیجیتال ارائه می دهند. برخلاف بانک ها، این طرح ها تحت حمایت بیمه دولتی نیستند، اما درصورت هک شدن صرافی، دارایی های شما از دست نمی روند و براساس مبلغی که در بیمه مشخص شده است، خسارت دریافت خواهید کرد.

آیا دنیای ارزهای دیجیتال به بیمه نیاز دارد؟

تنها در سال 2021، بازار ارزهای دیجیتال چندین بار هک شده است. هک شبکه پالی، 600 میلیون دلار پول از کیف پول های اتریوم، BSC و Polygon به سرقت برده است. پروتکل Cream Finance دو بار هک شد و درمجموع 150 میلیون دلار در اتریوم، بیت کوین و استیبل کوین از دست رفت. در ماه دسامبر، هکرها حدود 200 میلیون دلار از کیف پول های اتریوم و BSC سرقت کردند.

سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال سودآور است، اما این بازار پرنوسان نیز خطرات زیادی به همراه دارد. بی شک در این زمینه نیاز مبرم به بیمه وجود دارد، اما بیمه نامه ها و حق بیمه با استفاده از سوابق تاریخی تعیین می شوند. از آنجا که بازار ارزهای دیجیتال هنوز نوپاست، سابقه خوبی ندارد و نوسانات آن کار را بسیار دشوارتر می کند.

با افزایش قیمت بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال، توجه هکرها به کیف پول ها و صرافی های ارز دیجیتال جلب می شود؛ برای مثال در 20 ژانویه Crypto.com اعلام کرد سایت این شرکت هک شده و از حساب 400 کاربر برداشت غیرمجاز انجام شده است.

در نتیجه این رویدادها، لویدز لندن اعلام کرد از استراتژی های کاهش ریسک مختلفی که کیف پول های سخت افزاری، کیف پول های چندامضایی و مسائل امنیتی سرور را پوشش می دهد، استفاده خواهد کرد. بیمه ارزهای دیجیتال می تواند شکاف های امنیتی در این زمینه را برطرف کرده و از سیستم های آسیب پذیر و فرار محافظت کند.

آیا دنیای ارزهای دیجیتال به بیمه نیاز دارد؟

نیاز و اهمیت بیمه ارز دیجیتال چیست؟

هدف اصلی بیمه ارزهای دیجیتال پوشش ضرر و زیان های مرتبط با بازار ارزهای دیجیتال است. بیمه نامه های ارز دیجیتال رویکرد منحصر به فردی دارند. از آنجا که ارزهای دیجیتال قانونی نیستند، عوامل مؤثر بر آن ها با عوامل مؤثر بر سایر سیستم های پرداخت و سرمایه گذاری مانند سهام، بورس یا حساب های بانکی متفاوت خواهد بود.

نوسانات قیمت، هک و کلاه برداری از عوامل اصلی مؤثر بر بلاک چین و ارزهای دیجیتال هستند. در ادامه به بررسی عوامل مؤثر بر بازار ارزهای دیجیتال می پردازیم:

نوسانات قیمت

ارزهای دیجیتال بی ثبات هستند. بازار ارز دیجیتال می تواند تنها در یک روز یا چند ماه نوسانات شدید را تجربه کند. این نوسانات ممکن است به دلایل مختلفی مانند تصمیم های دولتی یا توییت شخص مشهوری مانند ایلان ماسک رخ دهد.

برای مثال، قیمت بیت کوین، قدیمی ترین و با ارزش ترین ارز دیجیتال، در 8 نوامبر 2021 (17 آبان 1400) بیش از 67000 دلار بود؛ درحالی که بیت کوین در 14 ژوئن 2022 (24 ژوئن 1401) در محدوده 22000 دلار معامله می شد که این نشان دهنده کاهش 67 درصدی قیمت بیت کوین در 7 ماه است.

این نوسانات به دلیل ماهیت نوپای بازار ارزهای دیجیتال است و بیشتر اقتصادهای جهان هنوز تمایلی به پذیرش آن ندارند. در هر صورت، نوسانات تنها بخشی از نگرانی های سرمایه گذاران در بازار ارزهای دیجیتال است.

هک شدن

یکی از بزرگ ترین خطراتی که دنیای ارزهای دیجیتال را تهدید می کند هک و سرقت دارایی است. تاکنون هک های زیادی در صرافی های ارز دیجیتال صورت گرفته و میلیون ها دلار دارایی دیجیتال به سرقت رفته است. در سال 2020، هکرها ارزهای دیجیتالی به ارزش 200 میلیون دلار را از صرافی KuCoin سنگاپور سرقت کردند.

همان طور که پیش تر هم اشاره کردیم، بزرگ ترین هک ارزهای دیجیتال در آگوست 2021 اتفاق افتاد؛ یعنی زمانی که 610 میلیون دلار وجوه از پلتفرم غیرمتمرکز PolyNetwork به سرقت رفت. البته هکرها در همان ماه مقدار زیادی از این سرمایه را به شبکه پالی پس دادند.

دومین هک بزرگ در این زمینه نیز در 23 مارس 2022 اتفاق افتاد و 540 میلیون دلار ارز دیجیتال از پروژه رونین به سرقت رفت. علاوه بر این، هک به فروپاشی صرافی هایی مانند Mt Gox در ژاپن منجر شده است.

برخلاف دارایی های واقعی دزدیده شده که با بستن حساب های سارق قابل کنترل است، بدون کلید خصوصی هیچ راهی برای بازیابی ارز دیجیتال دزدیده شده از هکر وجود ندارد و مانع قانونی دیگر برای ارزهای دیجیتال ایجاد می کند. همین موضوع دقیقاً در اکتبر 2021 اتفاق افتاد. یک هکر دارایی های دیجیتالی به ارزش 16 میلیون دلار را از صرافی Indexed Finance دزدید و ناپدید شد. با وجود شناسایی هکر، هیچ کاری توسط صرافی انجام نشد.

کلاه برداری

در 3 ژوئن 2022، گزارش منتشرشده توسط کمیسیون تجارت فدرال (FTC) نشان داد از 1 ژانویه 2021 تا 31 مارس 2022، بیش از 46000 نفر سرمایه گذار 1 میلیارد دلار به دلیل کلاه برداری های ارز دیجیتال از دست دادند.

FTC نتیجه گرفت از دست دادن سرمایه در این زمینه بیشتر از هر روش پرداخت دیگری است. همچنین به دولت ایالات متحده اطلاع داده شد 70 درصد از کلاه برداری ها مربوط به بیت کوین بوده و بیش از نیمی از آن ها از طریق تبلیغات مخرب، پست ها یا پیام های رسانه های اجتماعی انجام شده است.

یکی دیگر از مشکلات سرمایه گذاران ارزهای دیجیتال از دست دادن یا فراموش کردن کلید خصوصی است که مانند رمز عبور عمل می کند. از آنجا که بازیابی کلید خصوصی امکان پذیر نیست، فراموش کردن آن منجر به از دست رفتن تمام موجودی حساب می شود. اگر کلید خصوصی در دستگاه یا سرویسی مانند کیف پول (که به اینترنت دسترسی دارد) ذخیره شود، هکرها می توانند آن کلیدها را سرقت کنند.

امروزه ارزهای دیجیتال تلاش می کنند به یک روش پرداخت اصلی تبدیل شوند، اما همچنان این مشکلات وجود دارد؛ درنتیجه از تقاضای زیاد برای بیمه ارزهای دیجیتال نمی توان چشم پوشی کرد.

بیمه ارز دیجیتال چگونه کار می کند؟

در ایالات متحده سرمایه گذارانی که دارای وثیقه قراردادی مانند اوراق قرضه یا سهام هستند، معمولاً پیش پرداخت های بیمه ای از دولت ایالات متحده یا شرکت های خصوصی دارند، اما سرمایه گذاران در ارزهای دیجیتال این محافظت را ندارند. در این شرایط بیمه ارز دیجیتال می تواند از دارایی های سرمایه گذاران در این حوزه محافظت کند.

از دلایل تقاضای زیاد برای بیمه ارزهای دیجیتال می توان به سرقت سرمایه اشاره کرد؛ با این حال به دلیل نبود قوانین یکسان در صنعت بیمه ارزهای دیجیتال، ارزیابی ریسک در این زمینه پیچیده خواهد بود. برخی استارتاپ های جدید در این زمینه فعال هستند، اما هنوز به طور کامل و عمیق این مشکل را حل نکرده اند.

اگر صنعت در حال تحول تا این حد غیرقابل پیش بینی است، چگونه می توانید از امنیت ارز دیجیتال خود مطمئن باشید؟ در این شرایط، بیمه ارزهای دیجیتال از شرکت هایی مانند جمینی می تواند مفید واقع شود. یوسف حسین، مدیر مدیریت ریسک در جمینی می گوید:

«تا به حال بیمه گران به دلیل ضعف استانداردهای امنیتی، کنترل های داخلی، سیاست های ارزهای دیجیتال و ظهور هک های بزرگ که منجر به ضررهای سرمایه ای بزرگ در سال های اخیر شده است، تمایلی به بیمه کردن صنعت ارزهای دیجیتال نداشتند؛ درنتیجه اکثر صرافی ها یا قادر به خرید بیمه نبودند یا به دلیل هزینه های بالای بیمه از آن اجتناب کردند، اما ما توانستیم با موفقیت به بیمه گران نشان دهیم که جمینی نیویورک یک صرافی امن است که در آن کاربران می توانند به طور قانونی و مطمئن ارزهای دیجیتال را خریداری کرده، بفروشند و ذخیره کنند».

نحوه عملکرد بیمه کاملاً به تمایل شرکت برای بیمه کردن دارایی های دیجیتال بستگی دارد؛ برای مثال Coinbase بیان می کند:

«ما در حال ساختن یک اقتصاد رمزنگاری و سیستم مالی هستیم که شفاف، کارآمد، دردسترس و منصفانه باشد. ما در سال 2012 با این ایده شروع کردیم که هرکسی در هر کجا باید بتواند بیت کوین را به راحتی ارسال و دریافت کند. همچنین ما یک پلتفرم قابل اعتماد و آسان برای دسترسی به اقتصاد ارز دیجیتال فراهم کرده ایم».

البته این شرکت در کار خود جدی است. Coinbase دارای 73 میلیون کاربر تأیید شده، 10000 شرکت مختلف و 185000 کارمند و شریک در 100 کشور جهان است. سرمایه موجود در این پلتفرم به 255 میلیارد دلار می رسد.

روش کار بیمه ارز دیجیتال پیچیده و در عین حال ساده است. ارزهای دیجیتال در ایالات متحده قانونی نیستند، اما پولی که برای خرید ارزهای دیجیتال (مانند دلار، یورو و پوند) خرج می شود، قانونی است. پول قانونی که برای خرید ارزهای دیجیتال استفاده می شود، بخشی از ریسک سبد سرمایه گذاران است که بیمه گذاران آن را ارزیابی و تصمیم می گیرند آیا بیمه بخرند یا خیر.

بیمه ارز دیجیتال چگونه کار می کند؟

چرا بیمه ارز دیجیتال موفق خواهد شد؟

عوامل زیر دلایل موفقیت بیمه ارز دیجیتال هستند:

شفافیت بیشتر در زمینه قانون گذاری

ارز دیجیتال پدیده جدیدی نیست و چندین سال است وجود دارد، اما به نظر می رسد بسیاری از شرکت های رسمی از جمله مؤسسات مالی بزرگ و سازمان های دولتی تمایلی به پذیرش ارزهای دیجیتال ندارند. برخی از این تمایل نداشتن ها به پذیرش ممکن است به وضعیت حقوقی در این زمینه مرتبط باشد، اگرچه این وضعیت به سرعت در حال تغییر است.

در ژانویه، یک شرکت تراست در ایالت داکوتای جنوبی با دریافت مجوز نگهداری از دفتر کنترل ارز (OCC) به اولین بانک دارایی دیجیتال قانونی در ایالات متحده تبدیل شد و توانست خدمات ارز دیجیتال را به کاربران در مشارکت با مؤسسات مالی سنتی خود ارائه دهد.

پس از آن OCC به بانک های ملی و بانک های پس انداز فدرال اجازه داد تا در شبکه های گره تأیید مستقل شرکت و از استیبل کوین ها برای خدمات پرداخت استفاده کنند. پیش از این تصویب، OCC در سال گذشته دو دستورالعمل صادر کرد که براساس آن بانک های ملی می توانند خدمات ارز دیجیتال را به مشتریان خود ارائه دهند و سپرده هایی را که به صورت پایدار کوین هستند نگهداری کنند.

کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) نیز اقدامات مشابهی را درباره ارزهای دیجیتال انجام داده است. SEC در ماه دسامبر بیانیه ای منتشر کرد و توضیح داد چگونه کارگزاران و معامله گران باید اوراق بهادار ارزهای دیجیتال را نگه دارند تا از اقدامات اجرایی جلوگیری کنند.

این قانون مؤسسات مالی سنتی را به پذیرش ارزهای دیجیتال وادار می کند و احتمالاً راه را برای سرمایه گذاری های بزرگ تر در فضای ارزهای دیجیتال هموار خواهد کرد. با ایجاد یک چارچوب نظارتی رو به رشد، شرکت هایی که مایل به پذیرش ارزهای دیجیتال هستند در این فضا سرمایه گذاری می کنند. ارزهای دیجیتال به مرور زمان به یک جریان اصلی تبدیل خواهند شد.

یک چارچوب نظارتی پیشرفته به شرکت های بیمه کمک می کند از قابلیت های بیمه در فضای ارز دیجیتال استفاده کنند؛ البته این شرایط نیاز به آموزش خواهد داشت. با تکامل قوانین و اهمیت بیشتر مدیریت ریسک در این زمینه، شرکت ها و مدیران آن ها گزینه ها و روش های کاهش ریسک موجود را بهتر درک خواهند کرد.

افزایش پذیرش دارایی های دیجیتال

همه گیری کووید 19 ارزش دارایی های دیجیتال را آشکارتر کرده و جرقه ای برای ایجاد تغییرات دیجیتالی بزرگ در همه مشاغل شده است. به لطف همه گیری و افزایش شفافیت در قوانین، ارزهای دیجیتال به سرعت در حال رشد و تکامل هستند. بیشتر بانک ها می خواهند در پروژه های ارز دیجیتال سرمایه گذاری کنند. برخی از بانک ها نیز ارزهای دیجیتال خود را راه اندازی کرده اند.

درحالی که بانک های سنتی هنوز منتظر چراغ سبز قانون گذاران برای پذیرش جریان اصلی ارزهای دیجیتال هستند، آن ها در طول سال ها این بازار را رصد کرده و با آن سازگار شده اند. اکنون که چارچوب نظارتی در حال شکل گیری است و این باور وجود دارد که ارزهای دیجیتال برای ماندن آمده اند، شرکت های بیشتری به دنبال سرمایه گذاری از فرصت ها در این فضا هستند.

شرکت های سنتی تر احتمالاً در ماه ها و سال های آینده در بازار ارزهای دیجیتال سرمایه گذاری خواهند کرد و از آنجا که این شرکت ها بیمه دارند، بیمه خود را به دارایی های دیجیتالی که دارند تعمیم خواهند داد.

رشد دیفای

سیستم مالی غیرمتمرکز یا DeFi برنامه های مالی مبتنی بر قراردادهای هوشمند ارائه می دهد که بدون کنترل یک دولت یا شرکت متمرکز عمل می کنند. این سیستم در سال 2020 بسیار محبوب شد و کل سرمایه (TVL) موجود در آن به چندین میلیارد دلار رسید. موفقیت دیفای احتمالاً برای سال های آینده ادامه خواهد داشت.

تاکنون فعالیت دیفای بیشتر روی سرمایه گذاران خرد متمرکز بوده است، اما طی 12 ماه آینده تمرکز این فضا بیشتر بر جذب سرمایه گذاران نهادی خواهد بود. با تغییر قوانین اجرایی، این احتمال وجود دارد که قانون گذاران نیز به دنبال درک بهتر محیط DeFi باشند.

برای مشاغلی که به دنبال محافظت از دارایی ها و کارکنان خود هستند، بیمه سنتی همیشه ارزشمند است؛ زیرا شکست فناوری و مسئولیت مدیریت و سرپرست را پوشش می دهد. شرکت های DeFi با یکدیگر تفاوت زیادی دارند و ارائه یک طرح بیمه جامع برای این شرکت ها را دشوارتر می کند. با این حال، راه حل های نوآورانه بیمه ای در این زمینه وجود دارد که به زودی رونق خواهد گرفت.

رشد ارزش بیت کوین

بیت کوین سال 2020 را به عنوان یک گزینه سرمایه گذاری حاشیه ای آغاز کرد، اما در پایان سال قیمت آن چهار برابر شد. افزایش قیمت بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال قطعاً بازار بیمه را تحت تأثیر قرار خواهد داد. با افزایش ارزش ارزهای دیجیتال، سرمایه گذاران (اعم از مؤسسات و افراد) نیاز بیشتری به محافظت از دارایی های خود احساس می کنند.

با افزایش ارزش این دارایی ها، شرکت های مالی در حال افزایش سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال هم برای خود و هم از طرف مشتریان خود هستند و با سرمایه گذاری بیشتر افراد یا شرکت ها در ارزهای دیجیتال، تقاضا برای بیمه افزایش می یابد.

صنعت بیمه سنتی نیز به تدریج با دارایی های دیجیتال کنار می آید، اما همچنان محتاط عمل می کند. با رشد و تکامل بازار، برای سرمایه گذاران و معامله گران ارز دیجیتال بسیار مهم است که با شرکت های بیمه مجرب مشورت کنند و از آن ها مشاوره بگیرند و بهترین استراتژی های مدیریت ریسک را انتخاب کنند.

مشارکت و همکاری بیشتر

پیش از این درباره ارزهای دیجیتال شک و تردید وجود داشت، اما IPO های اخیر توسط شرکت های رمزنگاری متعدد نشان دهنده رشد صنعت ارزهای دیجیتال است. تبدیل یک شرکت به سهام عمومی از طریق IPO، عرضه مستقیم در بورس یا روش SPAC علاوه بر مزایای مختلف، خطراتی را به دنبال دارد که باید به کمک راه حل های بیمه ای برای محافظت از سرمایه گذاران پوشش داده شود.

همچنین انتظار می رود فعالیت های یکپارچه سازی و پذیرش در فضای بلاک چین و ارز دیجیتال افزایش یابد. در نیمه اول سال 2020، ارزش کل ادغام و پذیرش ارزهای دیجیتال از سطح سال 2019 فراتر رفت و به 597 میلیون دلار رسید. میانگین حجم معاملات نیز بیش از دو برابر شد.

این روند رشد در سال های آینده نیز ادامه خواهد داشت. این قانون سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال را برای مؤسسات مالی سنتی آسان تر می کند و این احتمال وجود دارد که شرکت های مالی سنتی با شرکت های رمزنگاری مانند صرافی ها و شرکت های فناوری شروع به ادغام کنند و خدمات آن ها نیز گسترش یابد.

این ادغام ها سرمایه بیشتری را وارد فضای ارزهای دیجیتال می کنند؛ با این حال ادغام ها خطراتی دارند که می توان این خطرات را به کمک راه حل های مختلف مانند بیمه مدیران و سرپرستان و بیمه ریسک معاملات کاهش داد. با شفافیت بیشتر در قوانین و پذیرش گسترده ارزهای دیجیتال توسط مؤسسات مالی غیر رمزنگاری شده، علاقه به ارزهای دیجیتال نیز افزایش خواهد یافت.

در حال حاضر صنعت بیمه ارزهای دیجیتال هنوز قادر به پاسخ گویی به تقاضای موجود برای بیمه در این حوزه نیست، اما با ادامه رشد این رشته، تغییرات بزرگی در فضای بیمه رخ خواهد داد. مشاغلی که با دارایی های دیجیتال کار می کنند، باید از خطرات و نحوه کنترل آن ها آگاه باشند و مناسب ترین شرکت بیمه را برای تجارت خود انتخاب کنند.

چرا بیمه ارز دیجیتال موفق خواهد شد؟

آیا می توانیم برای ارزهای دیجیتال بیمه شخصی بگیریم؟

به طورکلی بیمه ارز دیجیتال برای پوشش زیان های سازمانی طراحی شده است. اگر یک صرافی ارز دیجیتال تحت تأثیر یک نقض امنیتی قرار گیرد، ضررهای آن تا سقف پوشش بیمه نامه پوشش داده می شود. با این حال، این صنعت نوظهور کم کم به نیاز خود به بیمه شخصی پی می برد.

یکی از شرکت های بیمه به نام Coincover اکنون این خدمات را ارائه می دهد. CoinCover با بانک لویدز برای ایجاد بیمه نامه برای ارزهای دیجیتال همکاری می کند. این بیمه ها از 10 تا 750 دلار متغیر هستند و دارایی های دیجیتال دارندگان حساب را در برابر هک، فیشینگ، بدافزار، سرقت دستگاه، بدافزار اسب تروجان و حملات brute force پوشش می دهند.

با این حال، برخی استثناها وجود دارد و انواع خاصی از ضررها شامل نوسانات قیمت، خرابی بلاک چین و از دست دادن یا آسیب سخت افزاری پوشش داده نمی شود. سایر بیمه ها هنوز وارد بازار بیمه ارزهای دیجیتال نشده اند، اما احتمالاً به زودی وارد بازار خواهند شد.

آیا بیمه ارز دیجیتال مورد قبول مردم است؟

از زمان معرفی بیت کوین در سال 2009، بازار ارزهای دیجیتال به طور تصاعدی رشد کرده است. با این حال، بازار تا اواسط دهه 2010 عمدتاً خرده فروشی بود، زمانی که ارزش کل بازار حدود 100 میلیون دلار بود. در آن زمان، بازار وارد به اصطلاح زمستان کریپتو شد و قیمت ها کاهش یافت؛ سفته بازان از بازار فرار کردند و تنها کاربران سرسخت ارزهای دیجیتال باقی ماندند تا به حمایت از صنعت ادامه دهند.

کار سخت آن ها در قالب زیرساخت های قوی تر، محصولات جدید و تقاضای فزاینده نتیجه داد. زمستان طولانی و تلخ کریپتو به پایان رسیده است و مؤسسات آماده هستند محصولات کریپتو را به سبد سرمایه گذاری خود اضافه کنند. اکنون تقاضا برای محصولات کریپتو داغ تر از همیشه شده است و مردم به طور فزاینده ای به دنبال ارزهای دیجیتال و محصولات مناسب، خدمات مالی و زیرساخت های نظارتی هستند؛ درنتیجه هیچ زمانی بهتر از اکنون برای معرفی بازار بیمه ارزهای دیجیتال وجود ندارد.

سخن پایانی

در حال حاضر، ارزهای دیجیتال به جریان اصلی و محبوب تبدیل شده اند و رشد این صنعت تنها با افزایش علاقه و سرمایه گذاری مردم در دارایی های دیجیتال افزایش می یابد. پتانسیل در این صنعت بدون نظارت تقریباً نامحدود است و صنعت بیمه ریسک گریز را برای ورود به دنیای ارزهای دیجیتال بی میل می کند.

با این حال این بدان معنا نیست که فرصت های مناسب در بازار ارزهای دیجیتال وجود ندارد. در بازار ارز دیجیتال مراقب باشید کیف پول خود را ایمن نگه دارید و عاقلانه سرمایه گذاری کنید.

پرسش های متداول

استفاده از بیمه ارز دیجیتال برای پوشش خسارت ناشی از حوادث غیر مترقبه است و هیچ تفاوتی با بیمه های دیگر ندارد.

لویدز لندن اولین شرکتی بود که نوعی بیمه ارز دیجیتال با سقف 1000 یورو (حدود 1353 دلار) ارائه کرد. این شرکت با مشارکت Atrium Alliance و Coincover برای محافظت از وجوه کاربران در برابر سرقت های مربوط به کیف پول های آنلاین تشکیل شد.

بیمه ارز دیجیتال معمولاً ارزش آن را درصورت گم شدن یا دزدیده شدن پوشش می دهد. برخی سیاست ها ممکن است هزینه های مربوط به بازیابی ارزهای دیجیتال به سرقت رفته را نیز پوشش دهند.

صرافی های ارزهای دیجیتال و شرکت های ارائه دهنده کیف پول برای محافظت در برابر تهدیدات امنیتی و حملات سایبری، بیمه خریداری می کنند.

در حال حاضر بیمه ارز دیجیتال برای پوشش زیان های سازمانی طراحی شده است.

ادامه مطلب
رویکرد بالا به پایین در ارز دیجیتال چیست؟
رویکرد بالا به پایین در ارز...

یک سرمایه گذار، عوامل مختلف اقتصادی را از بالا به پایین بررسی می کند تا ببیند این عوامل چگونه می توانند بر کل بازار و درنهایت بر سهام او در بازار تأثیر بگذارند. آن ها تولید ناخالص داخلی و کاهش یا افزایش نرخ بهره را تجزیه و تحلیل می کنند. بنابراین، بررسی نرخ ها، تورم و قیمت کالاها در هر بازار مالی ضروری است. آن ها همچنین به عملکرد کلی بخش یا صنعتی که سهام به آن تعلق دارد نگاه می کنند. این سرمایه گذاران بر این باورند که اگر این بخش خوب عمل کند، بازده خوبی خواهد داشت. این سرمایه گذاران می توانند تشخیص دهند که عوامل خارجی مانند افزایش قیمت نفت یا کالاها یا تغییر نرخ بهره بر برخی از بخش ها بیش از سایر بخش ها و درنتیجه بر شرکت های آن بخش ها تأثیر می گذارد. در این مقاله قصد داریم رویکرد بالا به پایین نام در بازار ارزهای دیجیتال بررسی کنیم.

رویکرد بالا به پایین چیست؟

در رویکرد بالا به پایین، تحلیلگر سطوح بالای اقتصاد یعنی اقتصاد جهانی، سپس اقتصاد کشور، صنعت و درنهایت شرکت را تحلیل می کند. درواقع نقطۀ شروع این رویکرد، اخبار مؤثر اقتصادی یا سیاسی در سطح کلان جهانی است.

به عنوان مثال، چین، غول اقتصادی و تولیدی جهان، خواهان فولاد بیش تری است و یا در درگیری های سال 2018 بین یمن و عربستان سعودی، پالایشگاه های نفت عربستان مورد حمله قرار گرفتند و تولید نفت عربستان کاهش یافت که منجربه کاهش عرضۀ نفت و افزایش قیمت نفت در جهان تولید شد. نوسانات قیمت نفت در دنیا بر تمامی صنایع مرتبط با نفت مانند پتروشیمی تأثیر می گذارد.

تحلیلگر با شنیدن این خبر ابتدا به بررسی وضعیت اقتصاد جهانی می پردازد که این افزایش قیمت نفت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و تبعات اقتصادی و سیاسی آن چه خواهد بود؟

سپس وضعیت کشورش را بررسی می کند. مثلاً آیا کشور ما با وجود تحریم ها امکان صادرات نفت به کشورهای دیگر را دارد و از این فرصت به نفع خود استفاده می کند؟

در مرحلۀ بعد صنعت را تحلیل می کند. در این مثال به صنعت پتروشیمی می رود و بررسی می کند که آیا این صنعت در وضعیت خوبی قرار دارد یا اینکه برای چندین سال فعالیتی انجام نشده است؟

درنهایت، شرکت های فعال در این بخش را تحلیل می کند. به عنوان مثال، شرکت های فعال در این زمینه را بررسی می کند و با اطلاع از صورت های مالی و وضعیت و اخبار مربوط به آن ها بهترین گزینه را انتخاب می کند.

رویکرد بالا به پایین چیست؟

رویکرد بالا به پایین در ارز دیجیتال چیست؟

بازار ارزهای دیجیتال پر از پروژه های مختلف است که هرکدام مدعی ارائۀ ویژگی های جدیدی هستند. بدون شک انتخاب بهترین پروژه از میان تعداد زیاد پروژه کار دشواری است. رویکردهای مختلفی برای تحقیق در مورد پروژه های ارز دیجیتال و انتخاب پروژه های امیدوارکننده وجود دارد. یکی از این رویکردها رویکرد از بالا به پایین است. اما رویکرد بالا به پایین برای کریپتو چیست و چه تفاوتی با رویکرد پایین به بالا دارد؟

با رویکرد از بالا به پایین در کریپتو، به عقب برمی گردید و به تصویر بزرگ تر صنعت ارزهای دیجیتال نگاه می کنید. این رویکرد به سؤالاتی از قبیل: صنعت ارزهای دیجیتال به کجا می رود، بزرگ ترین موانع پیش روی این صنعت چیست، اکثر راه حل ها چه مشکلاتی دارند و آیا کسی روی مشکل موردنظر کار کرده است یا نه، پاسخ می دهد.

این دیدگاه را می توان به عنوان دیدگاه کلان صنعت ارزهای دیجیتال توصیف کرد؛ البته نباید آن را با نگاه کلان در اقتصاد سنتی اشتباه گرفت. درواقع، یک رویکرد از بالا به پایین تمایل دارد آیندۀ کل صنعت ارزهای دیجیتال را در ماه ها، سال ها یا حتی دهه های آینده پیش بینی کند.

سرمایه گذاران پیش بینی های خود را اغلب برای دو سال آینده متمرکز می کنند و آنچه ممکن است در ده سال آینده رخ دهد را در نظر نمی گیرند.

در رویکرد از بالا به پایین، برای تحقیق در مورد پروژه های ارز دیجیتال، ابتدا به یک اصل اساسی نگاه می کنیم، سپس آن را به چندین اصل کوچک تر تقسیم می کنیم و درنهایت پروژه های مرتبط با آن اصول را برای سرمایه گذاری انتخاب می کنیم. همیشه به یاد داشته باشید که با این رویکرد، ابتدا این اصول مهم است و سپس ادعای پروژه ها مطرح می شود. درواقع، فرض بر این است که اگر یک اصل درست تشخیص داده شود، ادعاهای بر مبنای آن نیز صادق خواهند بود.

یک رویکرد از بالا به پایین برای تحقیق پروژۀ ارزهای دیجیتال بسیار دشوارتر از رویکرد پایین به بالا است و به تلاش بیش تری نیاز دارد. برای درک بهتر رویکرد از بالا به پایین در ارز دیجیتال، بد نیست مفهوم رویکرد پایین به بالا را هم با هم مرور کنیم.

رویکرد پایین به بالا در ارز دیجیتال به چه معناست؟

اکثر مردم، سرمایه گذاران خرده فروشی یا نهنگ ها هنگام جست وجوی بهترین پروژۀ ارز دیجیتال از روشی به نام روش پایین به بالا استفاده می کنند.

این رویکرد شامل بررسی پارامترهای مختلف مانند کل ارزش قفل شده (TVL) در وب سایت DeFillama، فعالیت کیف پول Wal، پست های توییتر، پروژه های مختلف در لانچ پد بایننس، ردیاب قرارداد هوشمند، آنالیز Anchan و… است. شما بدون آگاهی استفاده از این رویکرد، از این پارامترها استفاده می کنید.

بااینکه رویکرد پایین به بالا می تواند در شرایط خاص به خوبی کار کند اما در دراز مدت چندان پایدار نیست. درواقع، این رویکرد مانند حملات brute force عمل می کند. حملات Brute Force یک روش آزمون و خطا برای رمزگشایی داده ها است که از هیچ استراتژی فکری خاصی استفاده نمی کند و کورکورانه ترکیب های مختلف شخصیت ها را امتحان کرده و ترکیب مناسب را پیدا می کند.

به بیان ساده، رویکرد پایین به بالا به خوبی کار نمی کند و درست مانند یافتن مقدار کمی طلا در مقدار زیادی خاک است. درواقع، منصفانه است که بگوییم شانس زیادی در این رویکرد وجود ندارد.

روش های معمول تحقیق در مورد پروژه های ارزهای دیجیتال تا حدودی سطحی هستند درحالی که می توانند در کوتاه مدت جواب دهند، به ندرت شش ماه یا بیش تر دوام می آورند. پس باید کمی آن را تغییر دهیم. رویکرد پایین به بالا و درنظرگرفتن پارامترهای ذکرشده در بالا در بهترین حالت نتایج متوسطی را برای سرمایه گذاران فراهم می کند و بدون روش مطالعۀ معکوس آن، یعنی رویکرد از بالا به پایین، ناقص هستند.

رویکرد پایین به بالا در ارز دیجیتال به چه معناست؟

پارامترهای رویکرد بالا به پایین در بازار ارز دیجیتال

برای استفاده از رویکرد بالا به پایین در بازار ارزهای دیجیتال، باید پارامترهای مختلفی را در نظر گرفت. برخی از مهم ترین پارامترها به شرح زیر هستند:

آیندۀ بازار ارزهای دیجیتال

همانطورکه گفته شد، رویکرد از بالا به پایین در ارز دیجیتال یک دیدگاه بلندمدت است و در کوتاه مدت به هیچ وجه کار نخواهد کرد. درواقع با این رویکرد همه چیز به گذر زمان بستگی دارد.

فرض اصلی ما این است که دنیای غیرمتمرکز درنهایت بر دنیای کنونی ما مسلط خواهد شد و این فناوری ساختار جامعه را از جهات مختلف شکل خواهد داد. برای تحقق بخشیدن به آن آینده باید اشتیاق و امید زیادی داشته باشید و مانند یک سرمایه گذار گذرا یا کسی که دنبال سود است رفتار نکنید.

شما باید خیلی چیزها را یاد بگیرید

برای کسب اطلاعات بیش تر در مورد فناوری های موجود در صنعت ارزهای دیجیتال، یک رویکرد از بالا به پایین موردنیاز است. درواقع با این رویکرد، به جای سرمایه گذاری فقط در یک توکنERC20، باید بدانید که این استاندارد چیست و چگونه کار می کند.

مطالب زیادی در مورد مبانی فناوری کریپتو و بلاک چین وجود دارد. به عنوان مثال، اگر می خواهید پروژه های لایۀ دوم اتریوم را ارزیابی کنید، باید بدانید شبکۀ اصلی اتریوم چگونه کار می کند و سپس آن را با سایر رقبا مقایسه کنید. هنگام انجام این مقایسه، باید رویکردهای متمایز رقبا را نیز بررسی کنید.

در برخی موارد متوجه خواهید شد که زمانی که برای تحقیق صرف می کنید بسیار کم تر از پروژه هایی است که مایل به سرمایه گذاری در آن ها هستید. طبق تجربه، هرچه دانش بیش تری در مورد ارزهای دیجیتال به دست آورید، در پروژه های کم تری سرمایه گذاری می کنید. به یاد داشته باشید که پروژه های امیدوارکننده نادر هستند و هرچه بیش تر اطلاعات خود را افزایش دهید، استاندارد بالاتری را هنگام سرمایه گذاری تعیین خواهید کرد.

افراد ناآگاه و آماتور در پروژه های مختلف سرمایه گذاری می کنند اما کسانی که اطلاعات خوبی از این صنعت دارند، به ندرت پروژه های مختلفی را انتخاب می کنند و ضمن سرمایه گذاری در یک پروژۀ خاص، مبلغ زیادی به آن اختصاص می دهند.

به گفتۀ خیلی از افراد باتجربه، کار در بازار ارزهای دیجیتال یک شغل تمام وقت است. درواقع، بسیاری از مردم وسعت فناوری رمزنگاری، توسعۀ نرم افزار و امور مالی را دست کم می گیرند. کارکردن در این بازار مثل این است که برای آموزش خود به دانشگاه برگردید!

این رویکرد به درک فنی اولیه نیاز دارد

تجربۀ توسعۀ نرم افزار و اطلاعات در مورد علوم کامپیوتر به شناخت این بازار و رویکرد بالا به پایین کمک زیادی می کند.

شناخت اصول اولیه، مطالعه در مورد این صنعت و افزایش اطلاعات اهمیت زیادی دارد. هرچه بیش تر یاد بگیرید، بیش تر متوجه می شوید که هیچ چیز در مورد صنعت نمی دانید.

برنامه نویسی، ریاضیات و رمزنگاری برخی از مهارت های اساسی هستند که برای درک واقعی فناوری بلاک چین و رمزنگاری نیاز دارید. ممکن است احساس کنید که این نیازها بسیار زیاد هستند اما هنگامی که این اصول را درک کردید، درک موارد دیگر در آینده بسیار آسان تر خواهد بود.

مشارکت

اگر می خواهید روند درک فناوری بلاک چین و حوزۀ ارزهای رمزپایه را تسریع کنید، بهتر است وارد این حوزه شوید و به طور مستقیم با این صنعت تعامل داشته باشید. پارامترهای زیادی در فضای ارزهای دیجیتال وجود دارد که باید در نظر بگیرید.

بگذارید بازار شما را غافلگیر کند

انسان ها قدرت تخیل محدودی دارند حتی اگر فکر می کنید همۀ احتمالات را با تمام اطلاعات موجود در نظر گرفته اید، باز هم مواردی وجود دارد که ممکن است به آن ها توجه نکرده باشید.

اجازه دهید حرکات بازار شما را غافلگیر کند و رویدادهایی که نمی توانید کنترل کنید را کنار بگذارید. گاهی اوقات اتفاقاتی که به خصوص در کوتاه مدت رخ می دهد، دلیل خاصی ندارد و نیازی به دانستن جزئیات نیست. ممکن است برای دیدن اصول واقعی به زمان نیاز داشته باشیم.

همچنین از حد وسط بپرهیزید. اطلاعات اضافی می تواند شما را از تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری باز دارد. درواقع، مرز مشخصی بین فرد علاقه مند به فناوری ارز دیجیتال و یک سرمایه گذار وجود دارد. سعی کنید در این زمینه تعادل داشته باشید. همچنین، ایده های مختلف را صرفاً به این دلیل که منطقی نیستند دور نریزید. به یاد داشته باشید که سرمایه گذاری بیش تر یک هنر است تا یک علم دقیق.

از دانش دیگران استفاده کنید

شاید همه این فرصت را نداشته باشند که هر روز زمانی را صرف یادگیری در مورد صنعت ارزهای دیجیتال کنند. علاوه بر این، دریافت اطلاعات دقیق در مورد این منطقه برای تازه کارها می تواند کمی دلهره آور باشد. اگر اطلاعات زیادی در مورد ارزهای دیجیتال ندارید، ناامید نشوید. به یاد داشته باشید که همیشه می توانید نتایج و تحقیقات دیگران را بخوانید و خودتان در مورد آن ها نتیجه گیری کنید.

سخن پایانی

چه پول خود را در بازار سرمایه گذاری کنید و چه آن را در بانک نگه دارید، در معرض خطر هستید. آنچه اهمیت دارد، رویکردی است که برای مقابله با این خطر انتخاب می کنید. متأسفانه، وقتی اکثر سرمایه گذاران می خواهند در بازار ارزهای دیجیتال سرمایه گذاری کنند، به نمودارهای نهنگ و دهان تأثیرگذاران نگاه می کنند و تفاوت بین سیگنال و استراتژی را درک نمی کنند. به همین دلیل، آن ها اغلب شکست می خورند و بازار کریپتو را محکوم می کنند. واقعیت این است که برای ورود به بازار ارز دیجیتال و کسب سود، به یک مدل ذهنی جدید نیاز دارید. یک مدل ذهنی مبتنی بر دیدگاه از بالا به پایین. اگر به عقب برگردید و صبورانه به تصویر بزرگ‎تر بازار نگاه کنید، رویکردی از بالا به پایین در پیش گرفته اید.

سؤالات متداول

تحلیلگر در این رویکرد، سطوح بالای اقتصاد یعنی اقتصاد جهانی، سپس اقتصاد کشور، صنعت و درنهایت شرکت را تحلیل می کند. درواقع، نقطۀ شروع این رویکرد، اخبار مؤثر اقتصادی یا سیاسی در سطح کلان جهانی است.

با رویکردی از بالا به پایین در ارز دیجیتال، به عقب برمی گردید و به تصویر بزرگ تر صنعت ارزهای دیجیتال نگاه می کنید.

برای استفاده از رویکرد بالا به پایین در بازار ارزهای دیجیتال، باید پارامترهای مختلفی را در نظر گرفت. برخی از مهم ترینِ این پارامترها، آیندۀ بازار ارزهای دیجیتال، افزایش دانش فنی و تخصصی، استفاده از تجربۀ دیگران، مشارکت و افزایش اطلاعات عمومی هستند.

ادامه مطلب
شبکه لایتنینگ چیست و چگونه کار می‌کند؟
شبکه لایتنینگ چیست و چه مزایا...

شبکه Lightning در سال 2015 توسط دو محقق به نام Thaddeus Dryja و Joseph Poon در مقاله ای با عنوان “The Bitcoin Lightning Network” پیشنهاد شد. این ایده و پیشنهاد بر اساس آنچه بود که در سال 2013 در خصوص کانال های پرداختی بیان کرده بود.

به طور خلاصه این مقاله یک پروتکل خارج از زنجیره متشکل از کانال های پرداخت را توصیف می کند. این کانال ها به منظور برقراری ارتباط بین دو نفر و انجام تراکنش بدون نیاز به شبکه اصلی بیت کوین، ایجاد می شوند.

اگر به دنبال اطلاعات بیشتری در خصوص شبکه لایتنینگ هستید و می خواهید بدانید که چطور کار می کند، در ادامه این مطلب همراه ما باشید.

شبکه لایتنینگ چیست؟

شبکه لایتنینگ یک پروتکل لایه 2 برای بیت کوین است که به طور خاص برای پرداخت های ارزان، سریع و امن طراحی شده است. شبکه لایتنینگ با ایجاد چند کانال پرداخت، سرعت انجام تراکنش ها را بهبود می بخشد، چرا که دیگر نیاز به ثبت همه چیز در بلاک چین بیت کوین نیست و فقط تراکنش های سرمایه گذاری و تراکنش هایی که بسته شده اند، ثبت می شود. در نتیجه تراکنش های Lightning با تعداد کمتری از زنجیره های بیت کوین، انجام می شوند و زمان انتظار برای تأیید تراکنش ها به طور چشمگیری کاهش می یابد.

بنیان گذار شبکه لایتنینگ چه کسی است؟

شبکه لایتنینگ برای اولین بار در سال 2015 در وایت پیپر Lightning Network توسط Joseph Poon و Thaddeus Dryja معرفی شد. از آن زمان تا کنون، چندین تیم برنامه نویسی و رمزگذاری با همکاری یکدیگر، چند نمونه مختلف از این طرح مانند c-lightning Blockstream ، lnd Labs Lightning و Eclair Acinq ارائه کرده اند.

مشکل مقیاس پذیری بیت کوین

یکی از بزرگ ترین چالش هایی که بیت کوین همیشه با آن روبه رو بوده و شاید بتوان گفت هنوز هم است، مقیاس پذیری است. بالا بودن حجم محاسبات معاملات به همراه سرعت کند برقراری ارتباط بین خریدار و فروشنده، از جمله مواردی است که بیت کوین را نسبت به سایر رقبای خود عقب انداخته است.

برای درک بهتر از کندی شبکه بیت کوین به این مثال دقت کنید. شبکه ویزاکارت در هر ثانیه قادر به پردازش 24000 تراکنش است، درحالی که تعداد تراکنش های انجام شده در شبکه بیت کوین حدود 5 الی 7 است.

در ابتدا بیت کوین می توانست تنها 7 تراکنش در ثانیه انجام دهد؛ البته با این فرض که حجم هر معامله 300 بایت باشد. کانال های پرداخت خارج از زنجیره Lightning Network برای رفع عدم مقیاس پذیری بیت کوین ایجاد شده است، زیرا کانال ها امکان انجام تراکنش های مختلف و کوچک تر را بدون ایجاد ازدحام در شبکه را فراهم می کنند.

در سال 2016 ، Dryja و Poon (به همراه چند مشارکت کننده دیگر) Lightning Labs را تأسیس کردند، شرکتی که به توسعه شبکه Lightning اختصاص داده شد. علی رغم تغییرات مختلف اعضای تیم در طول زمان، Lightning Labs تلاش کرد پروتکل را با شبکه اصلی بیت کوین سازگار کند.

در سال 2018 ، Lightning Labs سرانجام نسخه بتا شبکه Lightning خود را روی شبکه اصلی بیت کوین پیاده کرد. در این زمان، شخصیت هایی مانند جک دورسی، بنیان گذار توییتر، مشارکت خود را با این پروژه آغاز کردند. به عنوان مثال، دورسی گروهی از توسعه دهندگان را استخدام کرد تا با پرداخت بیت کوین به آنها منحصراً بر توسعه شبکه Lightning تمرکز کنند. او همچنین قصد دارد در آینده شبکه Lightning را در توییتر پیاده کند.

لایتنینگ راه حل مشکل مقیاس پذیری

شاید مسئله مقیاس پذیری برای افرادی که قصد سرمایه گذاری بلندمدت در بیت کوین را دارند، خیلی مهم و جدی نباشد؛ زیرا افرادی که چندین ماه یا سال را منتظر مانده اند، چند ثانیه معطلی بیشتر ارزشی برایشان ندارد. اما اگر قرار باید از بیت کوین به عنوان روش اصلی پرداخت هزینه کالا یا خدمات استفاده کرد، قطعاً پایین بودن سرعت آن یک مشکل جدی خواهد بود.

قابلیت مقیاس پذیری بیت کوین در حال حاضر بسیار ضعیف است؛ برای تأیید هر تراکنش به گروه های مختلفی از افراد، سازمان ها و رایانه ها نیاز است. این در حالی است که هدف اصلی از معرفی بیت کوین، حذف واسطه برای انجام انواع معاملات است. در نتیجه اگر بتوان واسطه ها یا تعداد افراد درگیر در روند تأیید هر معامله را کم کرد، سرعت انجام معاملات افزایش خواهد یافت.

شبکه لایتنینگ یکی از روش های رفع مشکل مقیاس پذیری بیت کوین است.

شبکه لایتنینگ چیست و چگونه کار می کند؟

شبکه لایتنینگ چگونه کار می کند؟

شبکه لایتنینگ یکی از روش هایی است که برای بهبود سرعت شبکه و در نتیجه انجام تراکنش ها از طریق بلاکچین بیت کوین ارائه شده است. در این روش پیشنهاد شده که نیازی به ثبت دقیق تراکنش ها در بلاکچین نیست. در این روش، کانال های پرداخت امنی بین افراد ایجاد می شود تا بتوانند مقدار بیت کوین مد نظرشان را با سرعت بیشتری بیرون از شبکه اصلی بیت کوین، معامله کنند.

شبکه لایتنینگ در بین مهندسان بلاک چین به عنوان نوعی قرارداد هوشمند شناخته می شود. برای درک بهتر عملکرد این شبکه، از یک مثال استفاده می کنیم.

دو شخص الف و ب را در نظر بگیرید که می خواهند به طور منظم BTC مبادله کنند. این دو نفر می توانند برای انتقال رمزارز از هریک از صرافی های رمزنگاری شده استفاده کنند، اما هر بار باید مقدار زیادی کارمزد پرداخت کرده و مدت زمان زیادی منتظر بمانند.

اما با استفاده از شبکه لایتنینگ هر دو نفر الف و ب می توانند یک کیف پول مشترک که از طریق کلید عمومی هر دو آنها ایجاد شده و با استفاده از کلید خصوصی هریک در دسترس است، ایجاد کنند. سپس هریک از آنها می توانند به کیف پول واریز کنند و نیازی نیست که بلاکچین بیت کوین درگیر انجام هر معامله کوچکی شود. در واقع اطلاعات تراکنش ها نه در بلاکچین اصلی بلکه در شبکه لایتنینگ ذخیره شده و بلاکچین اصلی تنها زمانی آپدیت می شود که کانال آنها بسته شود.

بازهم به همان مثال برمگیردیم. گفتیم که هر دو نفر، مقداری بیت کوین در کیف پول مشترکشان قرار می دهند. تصور کنید که بعد از انجام تعدادی تراکنش که تعداد آنها اصلا مهم نیست، نتیجه نهایی این می شود که شخص الف باید به شخص ب، 1 بیت کوین بدهد. در نتیجه شخص ب، 1 بیت کوین به اضافه مقداری که در ابتدا در کیف پول قرار داده بود، برداشت می کند. چه چیزی در بلاکچین اصلی ثبت می شود؟ همین 1 عدد بیت کوینی که جابه جا شده است.

شاید این سؤال برایتان ایجاد شود که راه اندازی چندین کانال خصوصی بین افراد و سازمان ها، قطعاً روند انجام تراکنش ها را کندتر می کند.

شبکه لایتنینگ چیست و چگونه کار می کند؟

مزایای شبکه لایتنینگ بیت کوین چیست؟

کاهش هزینه انجام تراکنش ها

متوسط کارمزد تراکنش هایی که با استفاده از بیت کوین انجام می شوند، حدود 17.15 دلار است، درحالی که هزینه تراکنش های انجام شده با استفاده شبکه لایتنینگ، در حد چند سنت است. باتوجه به اینکه دیگر نیازی به انجام همه تراکنش ها از طریق بلاکچین اصلی بیت کوین نیست، رقابت کمتری برای انجام و تأیید تراکنش ها وجود داشته و ماینرها کار کمتری برای انجام خواهند داشت. همه این ها به پایین نگه داشتن کارمزد انجام معاملات کمک می کند.

افزایش سرعت انجام تراکنش ها

تراکنش های ارز دیجیتال با استفاده از شبکه Lightning در عرض چند ثانیه انجام می شوند، درحالی که زمان لازم برای انجام تراکنش ها از طریق شبکه بیت کوین، از 10 دقیقه تا چند ساعت متغیر است.

ازآنجاکه معاملات به جای بلاک چین بیت کوین در شبکه Lightning انجام می شود، نیازی به منتظر بودن تأیید بلاک برای ارسال رمزارز نیست و امکان انجام معاملات به صورت آنی فراهم می شود.

ارائه خدمات بیشتر مربوط به ارزهای دیجیتال

لایه دوم ساخته شده بر روی بلاک چین بیت کوین اجازه می دهد تا خدمات جدیدی برای پاسخگویی به نیازهای کاربران ایجاد شود. به عنوان مثال، Lightning Labs  یک استخر ایجاد کرده است؛ یک بازار همتا به همتا برای اپراتورهای گره Lightning برای خریدوفروش و دسترسی به نقدینگی. درواقع اپراتورهای شبکه می توانند از Pool برای مدیریت جریان های پرداخت در شبکه استفاده کنند.

این شبکه اجازه می دهد تا بلاک چین های مختلف از طریق کانال های پرداخت خود به یکدیگر متصل شوند. در واقع کاربران می توانند آنچه را که به عنوان “مبادله اتمی” شناخته می شود، برای تبدیل ارزهای رمزنگاری شده به یکدیگر اجرا کنند.

به روزرسانی مداوم شبکه

شبکه لایتنینگ همواره در حال به روزرسانی است تا مشکلات احتمالی شناسایی شده و به موقع حل شوند. به عنوان مثال یکی از اولین نواقص این بود که هکرها می توانستند معاملات را دست کاری کنند. در حال حاضر اگر کسی قصد دست کاری تراکنش های انجام شده را داشته باشد، از طرف شبکه جریمه می شود.

اما اکنون با گذشت سال ها، استفاده از شبکه Lightning آسان تر شده است. در حال حاضر می توان از طیف وسیعی از کیف پول ها برای تبدیل آسان بیت کوین به بیت کوین لایتنینگ استفاده کرد. با استفاده از کیف پول های جدید، زمان لازم برای تبدیل جزئیات فنی این دو شبکه به یکدیگر کمتر شده و با امکاناتی که دارند، کاربران شبکه تعامل بهتری با آنها برقرار می کنند. به عنوان مثال به جای استفاده از کلیدهای عمومی پیچیده، می توان با استفاده از کدهای QR پرداخت کرد.

معایب شبکه لایتنینگ بیت کوین چیست؟

عدم پشتیبانی از پرداخت های آفلاین

مانند بسیاری از ارتباطات همتا به همتا، شبکه Lightning از پرداخت های آفلاین پشتیبانی نمی کند. این بدان معناست که طرفین معاملات در شبکه ممکن است برای انجام معاملات برای مدت طولانی منتظر بمانند.

آسیب پذیری های شبکه

با هر بار به روزرسانی، گرچه برخی از مشکلات شبکه حل می شود، اما احتمالاً شبکه با یک چالش جدید روبه رو می شود. به عنوان مثال، برخی از به روزرسانی ها، مانند Neutrino ، کاربرپسند بودن کیف پول های موبایل را بهبود بخشیده ، اما راه را برای هک شبکه باز کرده است!

نتیجه گیری

شبکه لایتنینگ می تواند یک راه حل مطمئن برای رفع مشکل مقیاس پذیری بیت کوین باشد. بااین حال، برای حل بسیاری از چالش های این شبکه، به زمان بیشتری نیاز است. درحالی که شبکه لایتنینگ چندین مشکل از بلاک چین بیت کوین مانند افزایش سرعت معامله و کاهش هزینه معامله را حل می کند، اما مشکلات جدیدی در قالب آسیب پذیری شبکه و کاربرپسندی دارد.

ادامه مطلب
Oracle
اوراکل (oracle) چیست؟ پل ارتباط بین...

بدون اوراکل های موجود در بستر بلاک چین، قراردادهای هوشمند مجبورند تنها به اطلاعات درون شبکه اتکا کنند و این کار هم به طور قابل توجهی قابلیت آن ها را محدود می کند.

با پذیرش گسترده تر شدن ایده ی اینترنت غیرمتمرکز یاWeb3 ، بسترهای بلاک چین روزبه روز بیش تر مورد پذیرش و استقبال افراد، دولت ها و شرکت های بزرگ قرار می گیرند. درحال حاضر، بلاک چین در عرصه های گوناگون و بزرگی همچون صنایع، پزشکی و درمان، بازی و گیمینگ، گردشگری و مورد استفاده قرار می گیرد. با این وجود، بلاک چین جهت ادامه ی حیات و روند کار خود، به ابزارهای دیگری نیز احتیاج دارد که اوراکل (Oracle) یکی از این ابزارها می باشد.

از طرفی، فناوری بلاک چین بر اساس اطلاعاتی که به طور عمومی در شبکه ی غیرمتمرکز در دسترس قرارمی گیرد، تعریف می شود. با این وجود، برخی مواقع بلاک چین قادر نیست به اطلاعات خارج از زنجیره (Off-chain)  دسترسی داشته باشد.

درحقیقت، این موضوع گویای وجود چالشی بزرگ درمقابل قراردادهای هوشمند (Smart Contracts) و تأمین شرایط لازم جهت اجرای این قراردادها است؛ ولی باید راهی برای ایجاد چنین شرایطی وجود داشته باشد. خب! در این شرایط است که نقش اوراکل ها مشخص می شود. 

درواقع، اوراکل ها خدمات شخص ثالثی در فضای بلاک چین هستند که قراردادهای هوشمند را با داده های خارجی مرتبط می سازند. البته، توجه به این نکته نیز بسیار حائز اهمیت است که اوراکل ها در بلاک چین، منبع داده ها نیستند؛ بلکه لایه ای هستند که منابع داده ی خارجی را جست وجو، تأیید و اعتبار سنجی کرده و پس از آن اطلاعات را مجدداً ارسال می کنند.

حتماً برای شما نیز این سؤال ایجاد شده است که Oracle چیست و چه کاربردی دارد؟ از این رو، در این مقاله قصد بررسی مفهوم اوراکل و بررسی تمامی زوایای آن را داریم.

اوراکل (Oracle) چیست؟

اوراکل چیست؟

لازم است معنی لفظی اوراکل را در عهد یونان باستان جست وجو کنیم. اساساً در جامعه ی یونان باستان، Oracleها به افرادی گفته می شد که به نوعی غیب گو یا دانای کل بودند و  از همه چیز اطلاع داشتند. افراد مختلف برای مشورت در کارهای خود به اوراکل ها مراجعه می کردند و نظر آن ها را می پرسیدند اما در لغت،  Oracleبه معنی پیغام رسان است.

با این حال، در عصر حاضر اوراکل ها به پلتفرم هایی گفته می شود که داده های لازم جهت برخی خدمات سامانه ای اینترنت نوین و غیرمتمرکز را فراهم می سازند.

تصور کنید که یک سامانه جهت تخمین قیمت چای ساخته اید. برای اینکه این سامانه بتواند به خوبی کار کند، نیاز دارد به اطلاعاتی مثل وضعیت آب و هوا در کشورهای تولیدکننده ی چای و میزان فروش چای در کشورهایی با بیش ترین میزان فروش و… دسترسی داشته باشد.

حال اینکه، بهترین کار جهت یافتن داده های گوناگون و استفاده از آن ها متصل کردن سامانه ی خود به یک پلتفرم اوراکل است تا این پلتفرم وظیفه ی جست وجو و یافتن اطلاعات را بر عهده بگیرد. درنتیجه، با اتصال سامانه ی خود به یک پلتفرم اوراکل، کلیه ی داده های لازم در اختیار سیستم ما قرار می گیرد و این سیستم می تواند پیش بینی قیمت چای در آینده را انجام دهد.

مفهوم اوراکل بر بستر بلاک چین

اوراکل ها راهی برای ایجاد تعامل میان یک بلاک چین یا قرارداد هوشمند با داده های خارج از زنجیره هستند. درواقع، بلاک چین ها همچون خیابان های یک طرفه و Oracleها همانند خیابان های فرعی هستند. اوراکل ها داده ها را از دنیای خارج از بلاک چین ها به خیابان های اصلی انتقال می دهند. به بیان دیگر، اوراکل های بلاک چین، سومین قسمت از قراردادهای هوشمند هستند که اطلاعات خارج از زنجیره را برای قراردادهای هوشمند فراهم می کنند.

به طور کلی، وجود اوراکل ها در اکوسیستم بلاک چین ها بسیار حیاتی است؛ زیرا باعث گسترش دامنه ی فعالیت قراردادهای هوشمند می شوند. درواقع، بدون وجود آنها قراردادهای هوشمند کاربرد بسیار محدودی خواهند داشت. البته، توجه به این نکته نیز بسیار حائز اهمیت است که یک اوراکل خود به تنهایی یک منبع داده به حساب نمی آید؛ بلکه، یک لایه است که منابع داده های خارجی را جست وجو، تأیید و پس از آن اطلاعات یافت شده را منتقل می کند. 

علاوه بر این، داده های منتقل شده توسط اوراکل، به اشکال متفاوتی ارائه می شوند که ازجمله ی آنها می توانیم به اطلاعات مرتبط با قیمت دارایی یا کالاهای گوناگون، یک پرداخت موفق یا دمای ثبت شده به وسیله ی دماسنج و… اشاره کنیم.

همچنین، در فرایند ادغام Oracleها و بلاک چین، همزمان با دستور قراردادهای هوشمند جهت دستیابی به اطلاعات خارج از شبکه، منابع شبکه مصرف خواهند شد. جدا از این، برخی اوراکل ها علاوه بر گردآوری داده ها برای قراردادهای هوشمند، قابلیت ارسال داده ها از قرارداد هوشمند به خارج شبکه را نیز دارا هستند.

دقت کنید که هم اکنون انواع گوناگونی از Oracleها وجود دارد که نحوه ی عملکرد هر کدام بستگی به نوع طراحی آن دارد. 

انواع اوراکل ها در بلاک چین 

اوراکل ها را در یک دسته بندی کلی می توان به اوراکل های منبع (داده ها از نرم افزار یا سخت افزار نشأت می گیرند)، اوراکل های مسیر داده ها (داده ها ورودی هستند یا خروجی) و اوراکل های اطمینان (داده ها متمرکز هستند یا غیرمتمرکز) طبقه بندی کرد. جدا از این، یک اوراکل میتواند در چندین دسته ی مختلف نیز قرار بگیرد.

به عنوان نمونه، اوراکلی که به وسیله ی وب سایت یک شرکت، اقدام به تهیه ی اطلاعات می کند، یک اوراکل متمرکز نرم افزاری ورودی خواهد بود. به دلیل ذکر نام چند دسته از اوراکل ها (اوراکل متمرکز، نرم افزاری و ورودی)، لازم است در ادامه انواع Oracleها را معرفی کرده و آن ها را مورد بررسی قرار دهیم.

ورودی و خروجی (Inbound) و (Outbound) 

اوراکل های ورودی، اطلاعات را از منابع خارجی به قراردادهای هوشمند انتقال میدهند؛ درحالی که اوراکل های خروجی، اطلاعات را از قراردادهای هوشمند به دنیای خارجی ارسال می کنند.

ازجمله اوراکل های ورودی می توان به قرارداد هوشمندی اشاره کرد که دما را به وسیله ی یک سنسور دماسنج اندازه گیری می کند و ازجمله اوراکل های خروجی نیز می توان به سنسورهای قفل هوشمندی اشاره کرد که درصورت واریز وجوه به یک آدرس، قرارداد هوشمند این اطلاعات را به وسیله ی این Oracleها به پروتکل ارسال و قفل هوشمند را باز می کند.

متمرکز و غیرمتمرکز (Centralized) و (Decentralized)

اوراکل متمرکز توسط یک نهاد واحد کنترل می شود و تنها ارائه دهنده ی اطلاعات برای قرارداد هوشمند است. استفاده از یک منبع اطلاعات می تواند خطرناک باشد؛ زیرا اثربخشی قرارداد کاملاً به نهاد کنترل کننده ی آن اوراکل بستگی دارد.

همچنین، دست کاری هرگونه عامل خارجی می تواند تأثیر مخرب مستقیمی بر قرارداد هوشمند داشته باشد. مشکل اصلی اوراکل های متمرکز، وجود یک نقطه ی شکست است که باعث می شود قراردادها نسبت به آسیبها و حملات کم تر مقاومت کنند.

از طرفی، اوراکل های غیرمتمرکز برخی از اهداف مشابه بلاک چین عمومی را دارند. درواقع، این دسته از Oracleها فقط به یک منبع جهت ارائه ی داده ها به قراردادهای هوشمند اتکا ندارند و جهت تعیین اعتبار و صحت دادهها از اوراکل های مختلفی استفاده می کنند؛ به همین دلیل است که به اوراکل های غیرمتمرکز، اوراکل های اجماع نیز گفته می شود.

به طور کلی، برخی از پروژههای بلاک چین وجود دارند که خدمات اوراکل غیرمتمرکز را به دیگر بلاک چینها ارائه می دهند. همچنین، اوراکل های غیرمتمرکز میتوانند در بازارهای پیش بینی مفید باشند؛ جایی که اعتبار یک نتیجه مخصوصاً با اجماعی گروهی، قابل اثبات است.

جدا از این موارد، اوراکل های غیرمتمرکز برای دستیابی به عدم نیاز به اعتماد تلاش میکنند؛ ولی توجه به این نکته نیز بسیار مهم است که مانند شبکه های بی نیاز به اعتماد بلاک چین، این دسته از Oracleها هم نیاز به اعتماد را به طور کامل از بین نمیبرند؛ بلکه آن را در میان بسیاری از شرکت کنندگان توزیع می کنند.

نرم افزاری (Software) 

اوراکل نرم افزاری، با منابع آنلاین اطلاعات تعامل دارد و آن را به بلاک چین منتقل می کند. این اطلاعات میتوانند از طریق پایگاه دادههای آنلاین، سرورها، وب سایت ها یا هر منبع اطلاعاتی در وب باشند.

این واقعیت که اوراکل نرم افزاری متصل به اینترنت است، نه تنها به آن ها امکان می دهد اطلاعات را برای قراردادهای هوشمند تهیه کنند، بلکه این اطلاعات را در لحظه نیز منتقل می کنند و این امر آن ها را به یکی از متداول ترین انواع اوراکل های زنجیرهای تبدیل کرده است.

اطلاعاتی که معمولاً توسط اوراکل نرم افزاری ارائه می شود، می تواند شامل نرخ ارز، قیمت دارایی دیجیتال یا اطلاعات پرواز در لحظه  باشد.

سخت افزاری (Hardware) 

برخی از قراردادهای هوشمند باید با دنیای واقعی ارتباط برقرار کنند. اوراکل های سخت افزاری برای دستیابی به اطلاعات از دنیای فیزیکی و قرار دادن آن ها در اختیار قراردادهای هوشمند طراحی شدهاند. چنین اطلاعاتی میتواند از حسگرهای الکترونیکی، اسکنر بارکد و سایر دستگاههای خواندن اطلاعات منتقل شود.

اوراکل سخت افزاری، در اصل رویدادهای دنیای واقعی را به مقادیر دیجیتالی ترجمه می کند؛ به طوری که توسط قراردادهای هوشمند قابل درک باشد. به عنوان مثال، سنسور نمونهای از آنها است که رسیدن یک کامیون حامل کالا به اسکله بارگیری را بررسی و اطلاعات را به شبکه ارسال میکند تا قرارداد هوشمند با توجه به آن تصمیماتی را اجرا کند.

انسانی (Human)

برخی اوقات افراد با دانش تخصصی در یک زمینه ی خاص، می توانند به عنوان اوراکل ظاهر شوند. آن ها می توانند صحت اطلاعات را از منابع گوناگون تحقیق، تأیید و آن اطلاعات را به قراردادهای هوشمند ترجمه کنند.

حال از آن جایی که اوراکل های انسانی می توانند هویت خود را با استفاده از رمزنگاری تأیید کنند، احتمال اینکه فرد کلاه برداری هویت خود را جعل کند و داده های خراب را ارائه دهد، نسبتاً کم است.

خاص قرارداد (Contract-specific) 

Oracleها برای استفاده، توسط قراردادهای هوشمند خاصی طراحی شده اند. این بدان معناست که اگر کسی بخواهد چندین قرارداد هوشمند را راه اندازی کند، باید تعداد متناسبی از اوراکل های خاص قرارداد را توسعه دهد. اساساً این نوع اوراکل، برای ادامه ی کار بسیار وقت گیر و گران به حساب می آید و ممکن است شرکت هایی که می خواهند دادهها را از منابع گوناگون استخراج کنند، این رویکرد را بسیار غیرعملی بدانند.

از طرف دیگر، ازآنجاکه اوراکل های خاص قرارداد میتوانند از ابتدا برای یک استفاده ی خاص طراحی شوند، توسعه دهندگان برای متناسب سازی آن ها با نیازهای خاص خود از انعطاف پذیری بالایی برخوردار هستند.

کاربرد اوراکل ها

توسعه دهندگان قراردادهای هوشمند با توجه به طیف وسیع اپلیکیشن های قابل ساخت بر روی بلاک چین ها، از اوراکل ها جهت ساخت اپلیکیشن های غیرمتمرکز (Dapps) و البته به مراتب پیشرفته تر استفاده می کنند. از آن جایی که این حوزه روزبه روز در حال رشد بوده و در حوزه های گوناگون از اوراکل ها استفاده می شود، در ادامه قصد داریم چند مورد از کاربردهای مهم Oracleها را مورد بررسی قرار دهیم.

NFT ها (هنر و بازی های مبتنی بر بلاک چین)

Oracleها موارد استفاده ی غیرمالی را برای قراردادهای هوشمند نیز فعال می کنند. همان طورکه می دانید، ظاهر، ارزش یا توزیع توکن های غیرقابل تعویض (NFT) می تواند بر اساس رویدادهای خارجی  تغییر کند. از این رو، تعیین برنده ی خوش شانسNFT ها به طور تصادفی باعث ایجاد هیجان بیش تر می شود. همچنین برنامه های بازی توکن های غیر مثلی نیز از تأیید تصادفی برای ایجاد تجربه های بازی جذاب تر و غیرقابل پیش بینی تر همچون خواستگاری تصادفی در طول مسابقات استفاده می کنند.

oracle

اپلیکیشن های غیرمتمرکز (DApps) 

تصور کنید دو نفر  نتیجه ی مسابقه ی فوتبال بین دو تیم A و B را پیش بینی کرده اند. نفر اول معتقد است که تیم A  برنده می شود و نفر دوم تیم B را پیروز مسابقه می داند. آن ها تصمیم می گیرند مبلغی را در یک قرارداد هوشمند قرار دهند تا براساس نتیجه ی مسابقه، فرد برنده صاحب آن مبلغ باشد.

از آن جایی که قرارداد هوشمند، برای با خبر شدن از نتیجه ی مسابقه قادر به ارتباط با منابع خارجی نیست، اوراکل وظیفه ی دریافت این داده ها را از منبعی معتبر و ارسال آن به قرارداد هوشمند را بر عهده دارد. درنهایت، قرارداد هوشمند طبق نتیجه ی مسابقه، پاداش فرد برنده را پرداخت می کند.

از طرفی، هم اکنون تعداد زیادی از اپلیکیشن های غیرمتمرکز که در بستر شبکه ی بلاک چین اتریوم ساخته شده اند، از Oracleها استفاده می کنند. به عنوان نمونه، می توان به آگور (Agor) که یک پلتفرم غیرمتمرکز جهت پیش بینی بازار است، اشاره کرد.  آگور از داده های اوراکل استفاده می کند تا بتواند پیش بینی ها را انجام دهد.

دیگر پلتفرم ها نیز مثل چین لینک(Chainlink) ، اوراکل را در بخش اصلی خود جای داده و روش های گوناگونی را برای مقابله ی اوراکل ها با اطلاعات غلط ارائه داده اند.

شرکت ها (Enterprises)

اوراکل های میان زنجیره ای (Cross-chain) به شرکت ها پیشنهاد یک میان افزار امن بلاک چینی را می دهند که به آن ها اجازه ی اتصال سیستم های Back-end خود به هر شبکه ی بلاک چین را می دهد. نتیجه این است که مؤسسات می توانند سریعاً به بلاک چین های مورد تقاضای طرف مقابل خود بپیوندند و یک پشتیبانی برای خدمات قراردادهای هوشمند ایجاد کنند؛ بدون اینکه نیاز به صرف زمان و منابع توسعه برای ادغام با هر بلاک چینی باشد.

امور مالی غیرمتمرکز یا دیفای  (DeFi)

بخش بزرگی از اکوسیستم دیفای برای دسترسی به داده های بازارهای مالی و همین طور دارایی ها، نیاز به استفاده از اوراکل ها دارند. برای مثال، در حوزه ی ییلد فارمینگ، پلتفرم های فعال در این زمینه، نیاز به اطلاعات لحظه ای از حجم پول قفل شده در استخرهای نقدینگی دارند تا بتوانند سودی که به کاربر تعلق می گیرد، محاسبه کنند، درصد سود را به صورت شفاف و لحظه ای به کاربر نشان داده و پس از سررسید وام، با قراردادهای هوشمند به صورت خودکار با کاربر تسویه حساب کنند.

دیفای

بیمه (Insurance)

شرکت های بیمه ای هم شروع به غیر متمرکز سازی و استفاده از بلاک چین کرده اند که این عوامل باعث استفاده از Oracleها می شود. قراردادهای هوشمند بیمه ای از «اوراکل های ورودی» برای تأیید وقوع رویدادهای بیمه پذیر، باز کردن دسترسی به حسگرهای فیزیکی، API های وب، تصاویر ماهواره ای و اطلاعات قانونی استفاده می کنند.

مشکلات و چالش های پیش روی اوراکل ها

از آن جایی که قراردادهای هوشمند تصمیمات را بر اساس داده های ارائه شده توسط اوراکل ها اجرا می کنند، برای یک اکوسیستم بلاک چین سالم، مهم تلقی می شوند. چالش اصلی در زمینه ی طراحی اوراکل این است که اگر اوراکل به خطر بیفتد، قرارداد هوشمندی که به آن متکی است نیز به خطر می افتد.

از آن جایی که اوراکل از اجماع اصلی بلاک چین نیست، بخشی از سازوکارهای امنیتی که بلاک چین های عمومی می توانند ارائه دهند، از Oracleها پشتیبانی نمی کند. درواقع، تضاد اعتماد میان اوراکل ها (به عنوان سومین بخش یک قرارداد هوشمند) و همچنین اجرای بدون اعتماد قراردادهای هوشمند، یک چالش عمدتاً حل نشده برای اوراکل ها است.

جدا از این اگر کسی به جریان داده ی بین اوراکل و قرارداد هوشمند و بلاک چین دسترسی پیدا کند، قادر خواهد بود تا داده ها را تغییر داده یا آن ها را جعل کند.

رفع مشکلات اوراکل ها

همان طور که اشاره شد، یکی از مشکلات اساسی Oracleها، نیاز به اعتماد است. درحقیقت هر گونه اطلاعاتی که اوراکل ها به قراردادهای هوشمند انتقال می دهند، باید معتبر باشد. تصور کنید که در مثال بالا، شخص A به هر شکل ممکن بتواند وب سایت ورزشی را متقاعد کند که یک تیم دیگر (به دروغ) برنده بازی شده است.

در چنین شرایطی، وی در این شرط بندی با کلاه برداری برنده خواهد شد. درواقع، اگر اطلاعاتی که به وسیله ی اوراکل ها برای قراردادهای هوشمند ارسال می شوند اشتباه باشند، در اجرای صحیح قراردادهای هوشمند شکاف های امنیتی ایجاد می شود.

حال اینکه یکی از راه حل های مقابله با این مشکلات ارسال از اوراکل های متعدد است. به عنوان نمونه، در مثال بالا اگر یک وب سایت، برنده را تیم B اعلام کند ولی چند وب سایت دیگر تیم A را برنده اعلام کنند، اوراکل بر اساس تعدد نتایج، برنده ی واقعی را پیش بینی می کند.

جهت حل این مشکل نیاز به تعیین شرایطی است که طی آن، قرارداد هوشمند بر اساس نوعی برنامه ریزی عمل کرده و عملکردش را طبق بیش ترین داده های ورودی مشابه برنامه ریزی کند. از طرفی، اجرای یک قرارداد هوشمند را می توان به شکلی برنامه ریزی کرد که اگر داده های ورودی از اوراکل های گوناگون با هم مختلف باشند، قرارداد اجرا نشود و دو طرف قرارداد با کمک هم نتیجه ی صحیح را یافته و سپس بند اجرایی قرارداد را عملی کنند.

اعتبارسنجی منابع اطلاعاتی اوراکل ها

اعتبارسنجی منابع اطلاعاتی به فرآیندی گفته می شود که طی آن داده ها به بلاک چین ارسال می شوند. جهت درک دقیق و صحیح تر ماهیت فنی اوراکل های بلاک چین، می توان دو فاکتور دستیابی به اطلاعات معتبر و ثبت این اطلاعات را در بلاک چین به طور جداگانه از هم در نظر گرفت. فرایند نگارش داده ها در بلاک چین، فرایندی ساده است. درحقیقت طی این فرایند، زمانی که اطلاعات به وسیله ی قرارداد هوشمند اوراکل دریافت گردد، از راه یک فراخوانی در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.

اما سؤال اساسی این است که به چه شکل می توانیم از صحت داده های ثبت شده در بلاک چین اطمینان حاصل کنیم؟

اوراکل های متعدد

یک شبکه ی اوراکل یا مصرف کننده ی اطلاعات می تواند از اوراکل های متعددی برای کاهش خطر داده های اشتباه استفاده کند. در این حالت احتمال مخرب بودن اکثر Oracleها بسیار کم است.

منابع اطلاعاتی مختلف

استفاده ی گره ها از میانگین داده های دریافتی، یک روش ساده برای کاهش ریسک داده های ناصحیح است. به این ترتیب، فقط درصورتی که بیش تر منابع اطلاعاتی یا حتی خود گره ها در معرض خطر قرار بگیرند، این امکان وجود خواهد داشت که داده های ناصحیح بر روی بلاک چین ثبت شوند.

محیط اجرایی قابل اعتماد (TEE)

یک محیط اجرایی قابل اعتماد (Trusted Executive Environment) این امکان را در اختیار اپلیکیشن ها قرار می دهد تا در بخش های جداگانه ای از پردازنده ی اصلی اجرا شده و موجب حفاظت بیش تر آن ها در برابر حملات خرابکارانه شوند.

با این کار، درحالی که خود برنامه همچنان قادر به خواندن و نوشتن حافظه خارج از بخش جداگانه اش است، سایر بخش های سیستم عامل قادر به خواندن داده ها نیستند. ازاین رو، اجرای سرویس های اوراکل در یک محیط اجرایی قابل اعتماد، موجب ایجاد یک لایه ی امنیتی اضافه خواهد شد.

سهام گذاری یا استیکینگ (Staking)

این جا استیکینگ به این معنا است که گره های اوراکل باید توکن هایی را جهت ضمانت داده های خود به وثیقه بگذارند. درواقع، این روش یکی از برترین مکانیسم های اعتمادسازی در اپراتورهای گره اوراکل است.

شناخته شدگی و پرداخت

اگر یک گره اوراکل به صورت مداوم نتایج صحیح و قابل قبولی را از خود ارائه دهد، شهرت آن گره به مرور افزایش پیدا خواهد کرد. درحقیقت، این فاکتور می تواند به پرداخت های بیش تر جهت ارائه ی داده ها مرتبط باشد.

برترین پروژه های اوراکل بلاک چین

پس از آشنایی با مفهوم اوراکل های بلاک چین و کاربردهای آن، در ادامه به معرفی چند مورد از برترین پروژه های اوراکل بلاک چین خواهیم پرداخت.

اوراکل تلور (Tellor)

تلور یک اوراکل غیرمتمرکز است که در آن استخراج کنندگان گواه اثبات کار (Proof of Work) برای واکشی داده ها و قرار دادن آن ها روی زنجیره ی قراردادهای هوشمند با یکدیگر رقابت می کنند. تلور می تواند به سادگی سیستمی را ایجاد کند که نهادها ارزش اطلاعات خارج از زنجیره را ارسال کنند و استخراج کنندگان برای افزودن اطلاعات به یک پلتفرم درون زنجیره ای رقابت کنند.

تلور از توکن بومی خود TRB برای تشویق و پاداش به ماینرها استفاده می کند. برای شروع استخراج، ماینر مؤظف است توکنTRB  را برای رأی دادن به اعتبار اطلاعات یا داده ها واریز کند.

بهترین اوراکل ها

اوراکل دیا (DIA)

دیا یک پلتفرم اطلاعات مالی منبع باز است که از مشوق های رمزنگاری برای تهیه و اعتبارسنجی داده ها استفاده می کند. دیا یک انجمن غیرانتفاعی مستقر در سوئیس است که به عنوان یک بستر اوراکل برای اکوسیستم دیفای کار می کند.

درحقیقت، دیا بستری است که امکان دسترسی به داده های مالی تأیید شده را فراهم می کند و یک اکوسیستم مالی منصفانه و متقارن را امکان پذیر می کند و هدف آن ارائه ی داده های شفاف، ایمن و تأیید شده در بازار است.

اوراکل پروتکل بند (Band Protocol)

پروتکل بند یک اوراکل زنجیره ای است که قراردادهای هوشمند را قادر می سازد هر منبع داده ی خارجی یا API را به صورت مقیاس پذیر جمع و یا وصل کند. درواقع، این یک نرم افزار طراحی شده است برای ایجاد انگیزه در کاربرانی که داده های دنیای واقعی را به اپلیکیشن های غیرمتمرکز موجود در بلاک چین ارائه می دهند.

پروتکل بند در ابتدا بر روی بلاک چین اتریوم اجرا می شود و پس از آن بلاک چین خود را با استفاده از فناوری کازماس (Cosmos) در زمان مناسب ایجاد می کند. یک اعتبارسنج در پروتکل بند نقش حیاتی دارد؛ زیرا آن ها مسئول بررسی تراکنش ها و افزودن آن ها به بلاک چین هستند و اگر کار خود را انجام ندهند، ممکن است برخی از توکن های بند را که در دست دارند، ضبط کنند.

اوراکل

اوراکل ای پی آی تری (API3)

رمز ارز API3 یک پروژه ی حاکم بر دائو (DAO) جهت ایجاد  API برای اپلیکیشن های غیرمتمرکزی به نام DAPI است. از طرفی API3 یک پروژه با هدف ایجاد روشی شفاف جهت همکاری بلاک چین ها در API ارائه دهندگان است.

 DAPI خدمات بلاک چین و غیرمتمرکز API است که با ترکیب چندین اپراتور و کار با نودهای اوراکل بدون هیچ واسطه ساخته شده است.

API3 oracle

اوراکل چین لینک (ChainLink)

چین لینک یک اوراکل یا یک نرم افزار واسطه است که داده ها را از پلتفرم های خارج از بلاک چین به قراردادهای هوشمند درون بلاک چین منتقل می کند. این موضوع احتمال هر خطایی که ممکن است با استفاده از یک پلتفرم متمرکز رخ دهد، کاهش می دهد.

اکوسیستم چین لینک متشکل از بیش از پنجاه پروژه ی بلاک چین و بیش از صد شرکت مبتنی بر نرم افزار است. در سال ۲۰۲۰، چین لینک به یکی از برترین ارائه دهندگان اوراکل در صنعت بلاک چین تبدیل شد که همکاری با آن همانند یک معامله پر سود بود.

بهترین اوراکل ها

نتیجه گیری

هم اکنون رمز ارزهای مبتنی بر اوراکل در عرصه ی ارزهای دیجیتال (مثل چین لینک و پروتکل بند) جزء اصلی ترین پروژه های ارائه دهنده ی اوراکل ها به حساب می آیند. و به ابن دلیل، میزان تقاضا جهت استفاده از Oracleها در حوزه های مرتبط با امور مالی به صورت روزافزون در حال افزایش است.

جدا از این، با افزایش محبوبیت و پذیرش قراردادهای هوشمند مبتنی بر بلاک چین اتریوم، میزان تقاضا برای استفاده از Oracleها نیز بیش تر شده است؛ زیرا اوراکل ها این امکان را در اختیار قراردادهای هوشمند قرار می دهند تا به سیستم های وب و دنیای واقعی متصل شوند. درحقیقت، توسعه دهندگان به دنبال این هستند تا با ساخت یک پلتفرم واحد اوراکل، به راحتی با دنیای خارج ارتباط برقرار کنند.

این موضوع باعث خواهد شد تا کاربردهای قراردادهای هوشمند و بلاک چین های غیرمتمرکز بسیار بیش تر از گذشته گسترش پیدا کند. نتیجه اینکه با تکیه بر علومی همچون علم لاجستیک(Logistics) ، مدیریت هویت (Identity Management) ، مالکیت دارایی (Property Ownership) و دارایی های ذهنی(Intellectual Property) ، قراردادهای هوشمند و اوراکل ها قادر خواهند بود تا راه حل جدیدی را معرفی کنند.

به طور خلاصه، اوراکل های بلاک چین، منابع اطلاعاتی شخص ثالثی هستند که وظیفه ی تأمین داده های قراردادهای هوشمند را بر عهده دارند. Oracleها با فراهم ساختن ابزاری جهت برقراری ارتباط با خارج از شبکه ی بلاک چین، دامنه ی کار پروتکل های بلاک چین را افزایش می دهند.

سؤالات متداول

۱- اوراکل چیست؟

اوراکل یک رابط است که به وسیله ی آن میتوان اقدام به تبادل اطلاعات بین قراردادهای هوشمند و دنیای خارج از بلاک چین ها کرد.

۲- انواع اوراکل ها کدام هستند؟

اوراکل ها انواع مختلفی دارند که هرکدام از آن ها نیز دارای کاربردهای مختلفی در بستر بلاک چین ها هستند. ازجمله انواع اوراکل ها می توان به اوراکل های ورودی و خروجی، اوراکل های میان زنجیره ای، اوراکل های محاسباتی و… اشاره کرد.

۳- کاربرد اصلی اوراکل ها چیست؟

از Oracleها میتوان جهت دریافت قیمت دارایی های مختلف مثل طلا و ارزها، اطلاعات پرواز و حرکت قطارها، اطلاعات مربوط به سنسورها مانند دما و موارد دیگری استفاده کرد.

۴- اوراکل ها در چه بلاک چین هایی قابل استفاده هستند؟

Oracleها در کلیه ی شبکه های بلاک چینی که از قراردادهای هوشمند پشتیبانی میکنند، قابل استفاده هستند.

ادامه مطلب
دیفای 2 (DeFi 2) چیست و چه کاربردی دارد؟
دیفای 2 (DeFi 2) چیست و...

دیفای ۲.۰ پروژه ای است که مشکلات DeFi 1.0 را بهبود می بخشد. هدف DeFi ارائة منابع مالی غیرمتمرکز با مقیاس پذیری، امنیت، تمرکز، نقدینگی، دسترسی به اطلاعات و ایجاد تجربه ای کاربرپسندتر است. درصورت موفقیت، DeFi 2.0 خطرات و عوارضی که کاربران ارزهای دیجیتال را از استفاده از سیستم مالی غیرمتمرکز منصرف می کند، کاهش می دهد.

انواع مختلفی از موارد استفاده از دیفای ۲.۰ در دنیای امروز وجود دارد. به کمک این سیستم می توانید وام های خودپرداختی بگیرید. وثیقه شما برای وام دهنده سود به همراه دارد و سود وام را بدون پرداخت هیچ سودی از سوی وام گیرنده می پردازد. سایر کاربردها شامل بیمه در برابر قراردادهای هوشمند به خطر افتاده و ضررهای دائمی است.

درDeFi 2.0، حاکمیت و نداشتن تمرکز DAO روندی رو به رشد دارد. همچنین دولت ها و تنظیم کننده های فراوانی می توانند بر تعداد پروژه های اجراشده تأثیر بگذارند. این موضوع را باید هنگام سرمایه گذاری در نظر داشته باشید؛ زیرا ممکن است خدمات ارائه شده نیازمند تغییر باشند.

ظهور امور مالی غیرمتمرکز

یکی از موفق ترین و مؤثرترین موج های نوآوری مبتنی بر بلاک چین، امور مالی غیرمتمرکز یا DeFi است. DeFi اصطلاحی است که به برنامه های غیرمتمرکز بدون نیاز به واسطه های خدمات مالی سنتی اشاره می کند که به پیدایش یک فضای اقتصادی کاملاً جدید، کار با قراردادهای هوشمند و شبکه های اوراکل ایمن مانند ChainLink می انجامد.

حدود 2 سال از ظهور نسل اول سیستم مالی غیرمتمرکز در سال 2020 می گذرد و از آن زمان تاکنون شاهد موفقیت بزرگ پروژه هایDeFi مانند صرافی UniSwap بوده ایم، اما مانند بیت کوین، در این فضای جدید نیز مشکلاتی وجود دارد که برای حل آن ها اکنون نسل دوم DeFi با نام دیفای ۲.۰ ظهور کرده است.

از امروز در سال 2022، ما هنوز منتظر سیل عظیمی از پروژه هایDeFi 2.0 هستیم، اما کاربردهای این فضای جدید هیجان انگیز پیش از این دیده شده است. UniSwap، Bancor، MakerDAO، Compound و دیگر پیشگامان مالی غیرمتمرکز، پایه های محکمی برای اقتصاد جدید DeFi ایجاد کرده و نوع جدیدی از پول را به این اکوسیستم معرفی کرده اند.

سازندگان بازار خودکار اولیه مانند UniSwap و Bancor اولین پروژه هایی بودند که امکان مبادله توکن ها را بدون نیاز به واگذاری حضانت خود به کاربران ارائه کردند. Aave و Compound نیز قابلیت های وام دهی غیرمتمرکز را ارائه دادند که امکان دسترسی آزاد به سرمایه و کسب سود از سپرده گذاری ارزهای دیجیتال در پروتکل های خود را فراهم می کرد. MakerDao همچنین با ارائه یک استیبل کوین غیرمتمرکز به اعضای اکوسیستم خود برای استفاده در تراکنش ها، به کنترل نوسانات ارزهای دیجیتال پرداخت.

محدودیت های DeFi چیست؟

محدودیت های DeFi چیست؟

قبل از اینکه به دیفای ۲.۰ و موارد استفاده از آن بپردازیم، مشکلاتی را بررسی می کنیم که سعی در حل آن دارد. بسیاری از مشکلات DeFi شبیه مشکلاتی است که فناوری بلاک چین و به طورکلی ارزهای دیجیتال با آن مواجه هستند:

  • مقیاس پذیری: پروتکل هایDeFi روی بلاک چین ها اغلب خدمات را با سرعت کم، هزینه های بالا، ترافیک زیاد و هزینه Gas بالا ارائه می دهند. تراکنش های ساده در این سیستم زمان و هزینه فراوانی دارند. یکی از اهداف دیفای ۲.۰، افزایش سرعت تراکنش ها و کاهش هزینه هاست.
  • اوراکل ها و اطلاعات شخص ثالث: محصولات مالی غیرمتمرکز براساس جزئیاتی که دارند به اوراکل های سطح بالاتر نیاز خواهند داشت.
  • تمرکز: افزایش تمرکززدایی یکی از اهداف بزرگ DeFi 2.0 است؛ با این حال بسیاری از پروژه ها هنوز اصول DAO را ندارند و دیفای ۲.۰ راهی طولانی برای افزایش تمرکززدایی خواهد داشت.
  • امنیت: بیشتر کاربران خطرات مرتبط با DeFi را مدیریت یا درک نمی کنند. آن ها میلیون ها دلار در قراردادهای هوشمندی به اشتراک می گذارند که اصلاً مطمئن و ایمن نیستند و درحالی که ممیزی های امنیتی وجود دارد، با انتشار به روزرسانی ها ارزش خود را از دست می دهند. دیفای ۲.۰ با بیمه کردن قراردادهای هوشمند، خطر ضررهای دائمی را کاهش می دهد.
  • نقدینگی: بازارها و استخرهای نقدینگی در بلاک چین ها و پلتفرم های مختلف پخش می شوند و نقدینگی را توزیع می کنند. در این بازارها تأمین نقدینگی وجوه و ارزش کلی آن ها تضمین می شود. در بیشتر موارد، توکن های موجود در استخرهای نقدینگی را نمی توان در جای دیگری استفاده کرد که به ناکارآمدی سرمایه منجر می شود.

DeFi 2.0 چیست؟

دیفای جنبشی است که به دنبال بهبود و رفع مشکلات DeFi است. DeFi در ارائه خدمات مالی غیرمتمرکز برای کاربران ارز دیجیتال تحول عظیمی ایجاد کرد، اما همچنان نقاط ضعف زیادی را دارد. دیفای ۲.۰ همچنین باید به مقررات انطباق جدیدی که دولت ها قصد دارند معرفی کنند مانند KYC و AML، پاسخ دهد.

استخرهای نقدینگی در DeFi بسیار موفق بوده اند؛ زیرا به ارائه دهندگان نقدینگی اجازه می دهند برای شرط بندی جفت توکن ها، کارمزدی دریافت کنند؛ با این حال، اگر نسبت قیمت توکن تغییر کند، ارائه دهندگان نقدینگی با خطر از دست دادن پول مواجه می شوند. یک پروتکل DeFi 2.0 می تواند با هزینه کم، بیمه ای در برابر این موضوع ارائه دهد. این راه حل انگیزه های بیشتری برای سرمایه گذاری فراهم می کند و به نفع کاربران، سهامداران و کل فضای DeFi است.

چرا دیفای ۲ اهمیت دارد؟

چرا دیفای ۲ اهمیت دارد؟

حتی برای کاربران باتجربه ارزهای دیجیتال، DeFi می تواند دلهره آور و چالش برانگیز باشد؛ با این حال هدف آن کاهش موانع ورود و ایجاد فرصت های درآمدی جدید برای سرمایه گذارهای کریپتوست. کاربرانی که ممکن است نتوانند از یک بانک سنتی اعتبار دریافت کنند، می توانند از DeFi بهره مند شوند.

اهمیت دیفای ۲.۰ در این است که می تواند امور مالی را بدون ریسک یا با کمترین خطرات مربوط کنترل کند. همچنین این دیفای سعی دارد رفع مشکلات و محدودیت های DeFi را رفع کند و تجربه کاربری را بهبود دهد.

موارد استفاده DeFi 2.0

در حال حاضر پروژه هایی وجود دارند که خدمات جدید DeFi را در بسیاری از شبکه ها از جمله اتریوم (Ethereum)، زنجیره هوشمند بایننس (BinanceSmartChain)، سولانا (Solana) و سایر بلاک چین های قرارداد هوشمند ارائه می دهند. در ادامه برخی از رایج ترین آن ها را بررسی می کنیم:

ایجاد فرصت های کسب سود از نقدینگی

با شرط بندی یک جفت توکن در استخر نقدینگی، توکن هایی به عنوان پاداش دریافت خواهید کرد. با DeFi می توانید برای افزایش سود خود، توکن ها را به صورت ییلد فارمینگ به اشتراک بگذارید. قبل از دیفای ۲.۰، این پایان زنجیره استخراج سود بود. میلیون ها دلار در خزانه جریان نقدی گره خورده است، اما پتانسیل برای بهبود بیشتر کارایی سرمایه وجود دارد.

DeFi 2.0 یک قدم فراتر می رود و از توکن های که به عنوان پاداش در اختیار کاربران قرار می گیرد، به منزله وثیقه استفاده می کند. مکانیسم دقیق این عملکرد براساس پروژه متفاوت است، اما ایده اصلی این است که توکن های شما باید فرصت های جدیدی در حین محاسبه APY برای کسب سود ایجاد کنند.

بیمه قرارداد هوشمند

بررسی دقیق قرارداد هوشمند دشوار است؛ مگر اینکه یک توسعه دهنده باتجربه باشید. بدون این دانش شما تنها می توانید تا حدی یک پروژه را ارزیابی کنید. این امر هنگام سرمایه گذاری در پروژه های DeFi ریسک بالایی دارد. به کمک DeFi 2.0 می توان بیمه DeFi را در قراردادهای هوشمند ویژه ای انجام داد.

تصور کنید مقداری توکن را در قرارداد هوشمند خود وارد می کنید. اگر قرارداد هوشمند به خطر بیفتد، ممکن است تمام سپرده های خود را از دست بدهید. بیمه قرارداد هوشمند می تواند سپرده شما را در ییلد فارمینگ با هزینه ای اندک تضمین کند.

توجه داشته باشید این بیمه تنها برای یک قرارداد هوشمند خاص اعمال می شود. به طور معمول، اگر قرارداد استخر نقدینگی با خطر مواجه شود، سودی دریافت نخواهید کرد؛ با این حال، اگر قرارداد به خطر بیفتد، اما تحت پوشش بیمه قرار گیرد، احتمالاً سود و سرمایه شما حفظ می شود.

بیمه خسارات

اگر در یک استخر نقدینگی سرمایه گذاری کنید، هرگونه تغییر در نسبت قیمت دو توکنی که قفل می کنید، می تواند به زیان مالی منجر شود. این فرایند ضرر دائمی شناخته می شود، اما پروتکل های جدید دیفای ۲.۰ در حال بررسی راه های جدیدی برای کاهش این ضررها هستند.

برای مثال تصور کنید یک توکن به استخر نقدینگی اضافه کرده اید که در آن نیازی به افزودن یک جفت ارز معاملاتی نیست. سپس پروتکل، توکن بومی آن ها را به عنوان طرف دیگر جفت ارز معاملاتی اضافه می کند. با گذشت زمان، پروتکل از هزینه های خود برای ایجاد یک صندوق بیمه استفاده می کند تا سپرده شما را در برابر اثرات ضررهای موقت بیمه کند.

اگر هزینه ها برای پوشش ضرر مالی مورد نظر کافی نباشد، پروتکل می تواند توکن های جدیدی برای پوشش آن ها ایجاد کند. اگر توکن ها خیلی زیاد باشند، می توان آن ها را برای معاملات بعدی ذخیره کرد یا برای کاهش منابع سوزاند.

وام خودپرداخت

تصور کنید یک وام 100 دلاری از یک وام دهنده دریافت می کنید. این فرد 100 دلار ارز دیجیتال به شما می دهد، اما 50 دلار به عنوان وثیقه درخواست می کند. هنگامی که سپرده گذاری می کنید، وام دهنده از آن به منظور کسب سود برای بازپرداخت وام شما استفاده می کند.

پس از اینکه وام دهنده 100 دلار ارز دیجیتال به همراه یک مبلغ اضافی به عنوان پاداش به دست آورد، سپرده شما بازپرداخت می شود. در این شرایط خطر انحلال وجود ندارد. اگر ارزش توکن وثیقه کاهش یابد، بازپرداخت وام بیشتر طول می کشد.

چه کسی DeFi 2.0 را کنترل می کند؟

با همه ویژگی ها و کاربردهای این نوع دیفای باید دانست چه کسی آن را کنترل می کند. فناوری بلاک چین همیشه به سمت تمرکززدایی گرایش داشته است. یکی از اولین پروژه های DeFi 1.0، یعنی MakerDao استانداردهای جدی برای حرکت به سمت تمرکززدایی را تعیین کرد.

بسیاری از توکن های پلتفرم نیز به عنوان توکن های حکومتی عمل می کنند و به سرمایه گذاران خود حق رأی می دهند. منطقی است انتظار داشته باشیم DeFi 2.0 تمرکززدایی بیشتری را به فضای مالی غیرمتمرکز بیاورد؛ با این حال، نقش انطباق و حاکمیت با ورود DeFi اهمیت فزاینده ای پیدا می کند.

خطرات Defi 2.0 چیست و چگونه می توان از آن ها پیشگیری کرد؟

خطرات Defi 2.0 چیست و چگونه می توان از آن ها پیشگیری کرد؟

این نوع دیفای بسیاری از خطرات مشابه با DeFi 1.0 را به دارد که در ادامه برخی از اصلی ترین خطرات مرتبط با DeFi 2.0 و راهکارهای پیشگیری از آن ها بررسی شده اند.

قراردادهای هوشمندی که با آن ها تعامل دارید ممکن است در برابر حملات احتمالی آسیب پذیر باشند. ممیزی هرگز تضمینی برای امنیت پروژه نیست. تا آنجا که می توانید درباره پروژه تحقیق کنید و متوجه شوید سرمایه گذاری ها همیشه با خطراتی همراه هستند.

مقررات می تواند بر سرمایه گذاری شما تأثیر بگذارد. دولت ها و تنظیم کننده های فراوانی در سراسر جهان به اکوسیستم DeFi علاقه مند هستند. درحالی که مقررات و قوانین می توانند امنیت و ثبات را برای کریپتو به ارمغان بیاورند، برخی از پروژه ها ممکن است مجبور شوند خدمات خود را با ایجاد قوانین جدید تغییر دهند.

ضرر دائمی حتی با وجود بیمه خسارت پایدار، برای هرکسی که می خواهد در استخراج نقدینگی شرکت کند، خطری بزرگ باقی می ماند. خطرات را هرگز نمی توان کامل به حداقل رساند. در این میان، دسترسی به پول شما ممکن است دشوار باشد. اگر از طریق رابط وب سایت پروژه DeFi سرمایه گذاری می کنید، توصیه می شود قرارداد هوشمند را در یک کاوشگر بلاک چین (مانند EtherScan) نیز ثبت کنید؛ در غیر این صورت، اگر سایت مورد نظر از کار بیفتد، قرارداد شما محفوظ باقی می ماند؛ با این حال برای تعامل مستقیم با قرارداد هوشمند، نیازمند تخصص فنی هستید.

سخن پایانی

اگرچه ما در حال حاضر پروژه های موفق بسیاری در فضای DeFi داریم، هنوز پتانسیل کامل DeFi 2.0 را نمی توان درک کرد و شناخت. دیفای ۲.۰ هنوز هم برای بیشتر کاربران موضوعی پیچیده محسوب می شود و کمتر کسی درک کاملی از محصولات مالی غیر متمرکز به دست می آورد.

هنوز راه زیادی برای ایجاد یک فرایند ساده، به ویژه برای کاربران جدید وجود دارد. تاکنون شاهد موفقیت در این مسیر جدید برای کاهش ریسک و کسب APY بوده ایم، اما باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا DeFi 2.0 به طور کامل به وعده های خود عمل می کند یا خیر.

پرسش های متداول

بسیاری از مشکلات DeFi شبیه مشکلاتی است که فناوری بلاک چین و به طورکلی ارزهای دیجیتال با آن مواجه هستند که شامل مقیاس پذیری، اوراکل ها و اطلاعات شخص ثالث، تمرکز، امنیت و نقدینگی خواهند بود.

این دیفای جنبشی است که به دنبال بهبود و رفع مشکلات DeFi خواهد بود. DeFi 2.0 باید به مقررات انطباق جدیدی که دولت ها قصد دارند معرفی کنند، مانند KYC و AML پاسخ دهد.

اهمیت این نوع دیفای در این است که می تواند امور مالی را بدون ریسک یا با کمترین خطرات مربوط کنترل کند. DeFi 2.0 همچنین سعی دارد مشکلات و محدودیت های DeFi را رفع کند و تجربه کاربری را بهبود دهد.

ادامه مطلب
مارجین (Margin) چیست و استفاده از آن در صرافی‌ها و بروکرها چه سودی دارد؟
مارجین (Margin) چیست و چه کاربردی...

اگر در بازارهای مالی فعالیت داشته باشید، احتمالاً اصطلاح مارجین را شنیده اید و با آن آشنایی دارید. این پلتفرم یکی از مهم ترین مفاهیم در بازار فارکس، رمز ارزها و قراردادهای CFD است؛ بنابراین هر کس که قصد دارد در این بازارها حرفه ای شود، باید حتماً همه چیز را درباره مارجین یاد بگیرد. هرکدام از کارگزاری های، دستورالعمل های مشخصی برای مشخص کردن این پلتفرم دارند و آن ها تعیین می کنند که به کدام دارایی ها و حساب ها Margin تعلق می گیرد. در این مقاله هر آنچه باید درباره این نوع وام دهی، نحوه محاسبه و سطح آن و ارتباط این پلتفرم با اهرم بدانید، بیان شده است.

مارجین چیست؟ (Marjin)

به پولی که تریدر به عنوان وثیقه نزد بروکر یا صرافی سپرده گذاری می کند، مارجین می گویند. دلیل این سپرده گذاری، جبران ریسکی است که تریدر با معاملات خود برای کارگزاری یا صرافی به وجود می آورد. این پلتفرم وام دهی معمولاً کسری از پوزیشن های ترید شده است و آن را با درصد نشان می دهند. این نوع وام دهی را باید سپرده ای برای همه معاملات باز خود در نظر گرفت. مقدار مارجینی که هر بروکر تعیین می کند، حداکثر میزان اهرمی (Leverage) را مشخص می کند که می توانید در حساب معاملاتی خود از آن استفاده کنید؛ درنتیجه گاهی معاملات اهرم دار را معاملات مارجین دار نیز می گویند.

تریدرهایی که با این پلتفرم ترید می کنند، می توانند حجم معاملات خود را افزایش دهند. همچنین Margin به تریدرها اجازه می دهد، پوزیشن های اهرم دار (Leverage) باز کنند. با استفاده از اهرم یا لوریج می توان با سرمایه اولیه کم، سرمایه بیشتری را وارد بازار کرد. هر بروکری قوانین خاص و متفاوتی برای این پلتفرم دارد؛ به همین دلیل بهتر است پیش از انتخاب بروکر و شروع معاملات مارجین دار، ابتدا از مقررات Margin آن بروکر یا صرافی مطلع شوید. معامله با این پلتفرم مانند شمشیری دولبه است و پیامدهای کاملاً متفاوتی دارد. این قابلیت ممکن است در تریدهای شما تأثیر مثبت یا منفی داشته باشد. همان طور که پیش از این نیز بیان شد، با استفاده از این نوع وام دهی می توانید سودهای خود را چند برابر کنید، اما ممکن است متحمل ضررهای سنگینی نیز بشوید.

مارجین (Margin) چیست و استفاده از آن در صرافی ها و بروکرها چه سودی دارد؟

چگونگی محاسبه مارجین

برای درک بهتر نحوه محاسبه این پلتفرم بهتر است به این مثال توجه کنید. فرض کنید بروکری برای معاملات فارکس به تریدرها اهرم 1:20 می دهد؛ یعنی به ازای هر 20 واحد از ارز در معاملات باز، 1 واحد از آن ارز برای Margin لازم است. به عبارت دیگر اگر پوزیشنی 20 دلاری باز کنید، مارجین این پوزیشن 1 دلار است و آن را 20/1 یا 5 درصد نمایش می دهند.

به بیان دیگر، اگر بدانیم Margin بروکری 10 درصد است، باید این 10 درصد را برای هر 10 دلاری که ترید می کنید، محاسبه کنید. درواقع باید 1 دلار آن را برای مارجین در نظر بگیرید؛ به عبارت دیگر در این مثال اهرم معامله را باید روی 1:10 قرار دهید.

مارجین سود چیست؟

مارجین سود که به آن Profit margin نیز گفته می شود یکی از ساده ترین و پرکاربردترین نسبت های مالی در امور مالی شرکت ها و معاملات مالی است. در یک تعریف ساده مارجین سود از طریق تقسیم میزان سود خالص بر میزان کل درآمد، قابل اندازه گیری است. در واقع در هنگام محاسبه مارجین سود، ابتدا لازم است تمام هزینه های موجود را از کل درآمد یا میزان فروش شرکت کسر کرده و سپس عدد به دست آمده را بر درآمد تقسیم کنیم.

توجه به مارجین سود شرکت ها، برای سرمایه گذاران حرفه ای و افرادی که قصد دارند بر اساس یک استراتژی سرمایه گذاری بلند مدت به خرید سهام و فعالیت در بازار سرمایه بپردازند، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

فول مارجین چیست؟

مارجین نوعی معامله در بازار سهام و سایر بازارهای مالی است که در آن سرمایه گذار برای خرید یک سهام مشخص، مبلغی را از کارگزاری وام می گیرد. استفاده از این روش معاملاتی به معامله گران این امکان را می دهد تا با قرض گرفتن وجوه بیشتر، حضور پررنگ تری در بازار داشته باشند. به این ترتیب نه تنها میزان سود معامله بلکه ریسک ضرر و زیان آن نیز افزایش پیدا می کند.

همچنین در معاملات مارجین کاربر به عنوان وثیقه مقداری پول در کارگزاری سپرده گذاری می کند، تا در صورت ضرر و زیان احتمالی بتواند مبلغ وام گرفته شده از کارگزاری را پوشش دهد. تنها با وثیقه گذاری است که کاربر امکان ایجاد و حفظ پوزیشن جدید را خواهد داشت.

مارجین مورد نیاز (Required Margin) چیست؟

مارجین مورد نیاز Required Margin که به آن مارجین اولیه نیز گفته می شود، یکی از مفاهیم مرتبط با معاملات مارجین است. مارجین مورد نیاز به مبلغی گفته می شود که قبل از باز شدن پوزیشن به عنوان وثیقه توسط کارگزاری قفل می شود. با اندازه گیری تفاوت میان ارزش فعلی وثیقه مورد نیاز برای خرید سهام مورد نظر (وثیقه) و ارزش وام اعطایی مارجین، میزان مارجین مورد نیاز، محاسبه می شود.

به عنوان مثال، معامله گری یک پوزیشن 10 هزار دلاری با اهرم فشار 2 درصدی باز می کند، تا زمانی که این پوزیشن باز باشد، 200 دلار از مبلغ معامله به عنوان وثیقه در کارگزاری قفل می شود. در نهایت به محض بسته شدن این پوزیشن، 200 دلار مذکور، آزاد شده و برای ایجاد پوزیشن های جدید قابل استفاده خواهد بود.

مارجین استفاده شده (Used Margin) چیست؟

مارجین استفاده شده (Used Margin) نیز یکی دیگر از مفاهیمی است که باید قبل از ورود به معاملات مارجین با آن آشنا شویم. مارجین استفاده شده به حداقل مبلغی گفته می شود که در یک معامله مارجین قفل شده و کاربر نمی توان از آن برای باز کردن یک پوزیشن جدید استفاده کند. همان طور که از نامش پیداست در حال حاضر این مارجین استفاده شده و امکان استفاده مجدد از آن وجود ندارد.

شاید در نگاه اول مارجین استفاده شده با مارجین مورد نیاز تفاوتی نداشته باشد، اما بی شک این دو مفهوم کاملاً با یکدیگر تفاوت دارند. مبلغ وثیقه گذاری شده در مارجین مورد نیاز، تنها به یک پوزیشن خاص اختصاص دارد؛ در حالیکه مارجین استفاده شده به مبلغی اشاره می کند که کاربر برای باز نگه داشتن تمام پوزیشن های خود باید آن را وثیقه گذاری کند.

سطح مارجین چیست ؟ (Margin Level)

سطح مارجین Margin Level یا همان شاخص مارجین، عددی است که به صورت درصد بیان شده و بر اساس نسبت “موجودی واقعی / مانده حساب” بر میزان “مارجین استفاده شده” اندازه گیری می شود. با محاسبه سطح مارجین، این امکان به کاربر داده می شود تا بتواند میزان سرمایه در دسترس برای انجام معاملات بعدی را ببیند. به این ترتیب هر چه سطح مارجین بالاتر باشد، کاربر مارجین آزاد بیشتری برای معامله در دسترس دارد.

  • سطح مارجین = (مانده حساب ÷ مارجین استفاده شده) × 100

کارگزاری ها ازاین سطح l استفاده می کنند تا ببینند آیا تریدرها می توانند پوزیشن جدیدی باز کنند یا نه. زمانی که سطح مارجین صفر درصد باشد، به این معناست که تریدر هیچ پوزیشن بازی در حساب خود ندارد. از سوی دیگر، Margin level 100 درصد یعنی اکوییتی حساب برابر با مارجین استفاده شده است. زمانی که این سطح به 100 درصد می رسد، بروکر تا زمانی که تریدر پول بیشتری را به حساب خود واریز کند یا سود شناور ناشی از پوزیشن های باز او افزایش یابد، اجازه بازکردن پوزیشن جدید به او نمی دهد. تصور کنید حسابی با موجودی 10 هزار دلار و پوزیشن بازی داریم که به Margin 1000 دلاری نیاز دارد. اگر بازار در جهت مخالف پوزیشن حرکت کند و 9 هزار دلار به ما ضرر بزند، اکوییتی برابر با 1000 دلار خواهد بود (10000 منهای 9000). در چنین موقعیتی، اکوییتی با مارجین برابر می شود؛ یعنی سطح مارجین 100 درصد است؛ درنتیجه نمی توان هیچ پوزیشن جدیدی باز کرد؛ مگر اینکه بازار به نفع ما حرکت کند و به سوددهی منجر شود یا اینکه پول بیشتری به حساب خود واریز کنیم.

فرض کنید قیمت همان طور به حرکت در جهت مخالف پوزیشن ما ادامه دهد؛ در این صورت بروکر به صورت خودکار پوزیشن ضرر را می بندد. آن محدوده ای که بروکر با توجه به آن پوزیشن ما را می بندد، به سطح مارجین بستگی دارد. به این حد سطح استاپ اوت (Stop out) می گویند که در هر بروکری متفاوت است. بروکر پوزیشن ها را به ترتیب نزولی می بندد؛ بنابراین ابتدا از بستن پوزیشن های بزرگ تر شروع می کند. با بستن هر پوزیشن، Margin استفاده شده آزاد می شود؛ به این ترتیب سطح آن نیز افزایش می یابد؛ بنابراین ممکن است این سطح بالاتر از سطح استاپ اوت قرار بگیرد. اگر چنین اتفاقی رخ ندهد یا اینکه قیمت همچنان در جهت مخالف پوزیشن ما حرکت کند، بروکر به بستن پوزیشن های باز ادامه می دهد.

سطح مارجین کال چیست؟ (Margin Call Level)

در معاملات فارکس سطح مارجین کال زمانی دیده می شود که سطح مارجین (Margin level) به یک درصد مشخصی رسیده یا آن را رد کرده باشد. اگر سطح مارجین کال به این آستانه خاص برسد، به کاربر هشداری فرستاده می شود. همچنین در این شرایط معامله گر امکان ایجاد پوزیشن های جدید را نیز نخواهد داشت.

به عنوان مثال، شرایطی را در نظر بگیرید که در آن سطح مارجین کال 40 درصد است. در این سناریو اگر سطح مارجین کال شما به 40 درصد برسد، حساب شما تحت مارجین کال قرار گرفته و دیگر اجازه ایجاد پوزیشن های جدید را نخواهید داشت.

مارجین آزاد (Free Margin) چیست؟

به مقدار پول آزاد در حساب های معاملاتی گفته می شود که برای معامله های جدید کاربرد دارد. مارجین آزاد با کم کردن مقدار Margin استفاده شده از اکوییتی (Equity) به دست می آید. اکوییتی نیز به موجودی کل حساب شما همراه با سودها یا ضررهای شناور حاصل از معاملات باز گفته می شود. تفاوت اکوییتی با بالانس یا موجودی حساب این است که بالانس به کل پولی می گویند که در حساب خود سپرده گذاری کرده اید (که شامل Margin استفاده شده برای پوزیشن های باز نیز می شود)، اما اکوییتی سود یا ضرر حاصل از پوزیشن های باز را نیز حساب می کند. اگر در حساب خود پوزیشن بازی نداشته باشید، مقدار اکوییتی با بالانس برابر خواهد بود.

مثال مارجین آزاد

فرض کنید حسابی با موجودی 1000 دلار و مارجین CFD 5 درصد داریم. در ادامه می خواهیم یک پوزیشن 8000 دلاری باز کنیم؛ پس در ابتدای معامله موارد زیر را خواهیم داشت:

  • موجودی حساب: 1000 دلار
  • مارجین: 400 دلار (5 درصد از 8000 دلار)
  • مارجین آزاد: 600 دلار (اکوییتی منهای Margin استفاده شده)
  • اکوییتی: 1000 دلار

اگر ارزش پوزیشن ما افزایش پیدا کند و برای مثال به اندازه 50 دلار سود کنیم، موارد بالا به صورت زیر تغییر می کند:

  • موجودی حساب: 1000 دلار
  • مارجین: 400 دلار
  • مارجین آزاد: 650 دلار
  • اکوییتی: 1050 دلار

Margin استفاده شده و موجودی حساب تغییری نمی کنند، اما مارجین آزاد و اکوییتی افزایش می یابند؛ زیرا باید سود حاصل از پوزیشن های باز را نشان دهند.

به یاد داشته باشید که اگر ارزش پوزیشن باز ما به جای افزایش، به اندازه 50 دلار کاهش پیدا کند، Margin آزاد و اکوییتی نیز به همان نسبت کاهش می یابند.

کال مارجین چیست؟

یکی از بزرگ ترین کابوس های هر تریدر حرفه ای، کال مارجین شدن است. زمانی که سطح Margin از حد مشخصی که سطح کال مارجین نام دارد، پایین تر برود، بروکر به شما اخطار Margin call می دهد. سطح کال مارجین در هر بروکری به طور متفاوتی محاسبه می شود، اما معمولاً Margin call شدن قبل از استاپ اوت شدن اتفاق می افتد. درواقع این اخطار به تریدرها می گوید که بازار در حال حرکت در جهت مخالف شماست؛ پس باید براساس حرکت آن اقدامات لازم را انجام دهید. بروکرها به این دلیل اخطار کال مارجین می دهند تا از موقعیت هایی که تریدر از پس هزینه ضرر خود برنمی آید، اجتناب کنند. باید توجه داشت، در موقعیت هایی که بازار به سرعت در جهت مخالف پوزیشن شما حرکت می کند، ممکن است بروکر فرصت نداشته باشد که پیش از رسیدن به سطح استاپ اوت، این اخطار را بدهد. حتماً فکر می کنید که چطور باید از این موقعیت دوری کرد؟ پاسخ این است که اگر به طور منظم موجودی حساب خود را چک کنید و در همه پوزیشن های خود از حد ضرر (Stop loss) استفاده کنید، دیگر لازم نیست نگران Margin call باشید.

Call Margin یکی از خطرات احتمالی استفاده از Margin است.

یکی دیگر از روش های مؤثر برای گرفتارنشدن در دام کال مارجین، برنامه ریزی مناسب برای مدیریت ریسک است. با مدیریت مؤثر ریسک های احتمالی، درک بهتری از آن ها پیدا کرده و پوزیشن های خود را در جایی باز می کنید که ریسک کمتر و حساب شده تری به همراه داشته باشد.

مارجین (Margin) چیست و استفاده از آن در صرافی ها و بروکرها چه سودی دارد؟

فرمول محاسبه مارجین (برای هر معامله)

محاسبه مارجین برای هر معامله در دو حالت کلی انجام می شود.

اگر ارز پایه با ارز حساب معامله گر یکسان باشد؛ فرمول محاسبه مارجین برای هر معامله برابر است با:

  • مارجین مورد نیاز = ارزش واقعی معامله × نیاز مارجین

اگر ارز پایه با ارز حساب معامله گر متفاوت باشد؛ فرمول محاسبه مارجین برای هر معامله برابر است با:

  • مارجین مورد نیاز = ارزش واقعی معامله × نیاز مارجین × نرخ تبدیل ارز بین ارز پایه و ارز حساب

مزایا و معایب استفاده از Margin

این پلتفرم نیز مانند همه امکانات معاملاتی، مزایا و معایبی دارد که می توان آن ها را به صورت ریسک ها و پاداش ها در نظر گرفت. میزان ریسک یا پاداش این پلتفرم وام دهی تا حد زیادی به استراتژی معاملاتی نیز بستگی دارد.

مزایا

اگر در معاملات خود به درستی از Margin استفاده کنید، از مزایای زیر بهره مند می شوید:

  • با استفاده از این پلتفرم می توان سود بسیار بیشتری در مقایسه با استفاده از موجودی حساب استاندارد به دست آورد.
  • ارزش حساب خود را با سرعت بیشتری افزایش می دهید.
  • تریدرهای باتجربه راحت تر و سریع تر معاملات خود را ارزیابی می کنند و در آن واحد تصمیم می گیرند.
  • به سرمایه اولیه کمتری برای ترید نیاز دارید؛ بنابراین پول خود را روی موقعیت دیگری سرمایه گذاری می کنید.

معایب و ریسک ها

  • از آنجا که در معاملات مارجین دار، حجم معاملات بالاست، با استفاده از آن حساب خود را در معرض خطر ضررهای سنگین قرار می دهید.
  • معامله با Margin برای تریدرها استرس بسیاری دارد.
  • ممکن است کال مارجین شوید؛ در این صورت یا باید سرمایه بیشتری را به حساب خود وارد کنید یا اینکه بعضی از سرمایه های خود را بفروشید تا بتوانید پول وثیقه را آزاد کنید.

ملزومه مارجین (Margin requirement) چیست؟

دو عامل در Margin مورد نیاز تأثیر گذارند: جفت ارزی که معامله می کنید و بروکر. ممکن است در بروکرها و حساب های مختلف با Margin Requirement های مختلفی مانند 25/0 درصد، 5/0 درصد، 1 درصد، 2 درصد، 5 درصد، 10 درصد و بالاتر مواجه شوید. به این درصدها Margin requirement می گویند. تعریف دیگری که باید یاد بگیرید، Required Margin است؛ یعنی مقدار مارجینی که برای ارز هر کشور مشخص می شود. هر پوزیشنی که باز می کنید، Required Margin خاصی دارد که نزد بروکر بلوکه می شود. برای درک بهتر این مفهوم، به مثالی که در ادامه آمده است، توجه کنید.

فرض کنید می خواهیم روی جفت ارز EUR/USD ترید کنیم. برای اینکه بتوانیم بدون اهرم به اندازه 100 هزار دلار یورو/ دلار بخریم یا بفروشیم، باید در حساب خود 100 هزار دلار موجودی داشته باشیم؛ یعنی به اندازه کل ارزش یک لات. در این مرحله Required Margin نقش خود را ایفا می کند که اگر 2 درصد باشد، برای بازکردن و باز نگه داشتن معامله 100 هزار دلاری روی جفت ارز یورو / دلار، تنها 2 هزار دلار کفایت می کند و نیازی نیست از کل سرمایه خود استفاده کنید.

ارتباط Margin و اهرم (Leverage)

برای موفقیت در بازارهای مالی باید تفاوت بین Margin و اهرم یا لوریج را بدانید. این دو در معاملات با یکدیگر مرتبط هستند، اما از نظر معنایی با هم تفاوت دارند. تا اینجای کار، درک کاملی از این موضوع پیدا کردیم که مارجین چیست. Margin به پولی گفته می شود که تریدرها نزد بروکر یا صرافی سپرده گذاری می کنند تا پوزیشن های خود را باز نگه دارند. از سوی دیگر، اهرم نیز به تریدرها کمک می کند تا با حجم بیشتری معامله کنند.

مارجین (Margin) چیست و استفاده از آن در صرافی ها و بروکرها چه سودی دارد؟

نقش اهرم در معاملات مارجین دار

برای مثال اگر نسبت اهرم در بروکری 1:30 باشد، یعنی تریدر می تواند به اندازه 30 برابر موجودی حساب خود ترید کند. فرض کنید تریدری برای بازکردن پوزیشن جدید، 5 هزار دلار در حساب خود دارد. اهرم 1:30 این امکان را به او می دهد تا به اندازه 150 هزار دلار معامله کند. ارتباط اهرم و Margin به این شکل است که اهرم در معاملات مشخص می کند چه درصدی از ارزش کل معامله (Margin) برای بازکردن پوزیشن لازم است؛ بنابراین اگر Margin برابر با 3/3 درصد باشد، اهرم این بروکر 1:30 خواهد بود. در همین راستا، اگر 5 درصد باشد، متوجه می شویم که نسبت اهرم 1:20 است و بقیه نسبت ها و درصدها نیز به همین ترتیب محاسبه می شوند.

کاربرد Margin در صرافی ها

شاید با خود فکر کنید چرا صرافی ها و بروکرها باید پول بیشتری را برای معامله در اختیار تریدرها بگذارند؟ در پاسخ باید گفت، با اینکه تریدرها با استفاده از اهرم می توانند حجم معاملات خود را افزایش دهند، وجود قابلیتی به نام Margin سبب می شود معاملات قبل از اینکه بروکر یا صرافی را متضرر کنند، بسته شوند؛ درنتیجه از این نظر برای صرافی ها ضرری به همراه ندارند. از سوی دیگر، زمانی که تریدر در معاملات اهرم دار خود سود می کند، صرافی یا بروکر نیز با دریافت کارمزد از آن معامله سود می برد. به این ترتیب مارجین ابزاری کاربردی برای صرافی ها به شمار می آید.

جمع بندی

همان طور که پیش از این بیان شد، یکی از مهم ترین اصولی که در مسیر تبدیل شدن به تریدر حرفه ای به شما کمک می کند، یادگیری مفهوم مارجین است. بسیاری از تریدرها بر این باورند که این پلتفرم ابزار خطرناکی است که البته با مواردی که عنوان کردیم، منطقی است آن ها چنین عقیده ای داشته باشند. با این حال اگر راه استفاده مؤثر از این نوع وام دهی را یاد بگیرید و به اندازه کافی تجربه ترید داشته باشد، دیگر جای نگرانی نیست و با استفاده از آن به سودهای کلانی دست می یابید.

ادامه مطلب
استاپ هانتینگ چیست؟ Stop Hunting چگونه رخ می‌دهد؟
استاپ هانتینگ چیست؟ Stop Hunting چگونه...

استاپ هانتینگ (Stop Hunting) استراتژی ای است که تلاش می کند برخی فعالان بازار را از موقعیت های خود خارج کند و قیمت یک دارایی را به سطحی برساند که بسیاری از افراد تصمیم بگیرند سفارش های حد ضرر را تعیین کنند. شروع بسیاری از حد ضررها هم زمان معمولاً نوسانات بالایی ایجاد می کند و می تواند فرصتی منحصربه فرد برای سرمایه گذارانی باشد که به دنبال تجارت در این محیط هستند.

استاپ هانتینگ (Stop Hunting) چیست؟

این واقعیت که قیمت یک دارایی می تواند حرکت های شدیدی را در زمانی که حد ضررهای زیادی ایجاد می شود تجربه کند، دلیلی است که سبب می شود معامله گران به Stop Hunting بپردازند. نوسانات قیمت برای معامله گران مفید است؛ زیرا فرصت های معاملاتی بالقوه را ارائه می دهد.

برای مثال فرض کنید سهام شرکت ABC در 50.36 دلار معامله می شود و به نظر می رسد ممکن است در حال کاهش باشد. این امکان وجود دارد که بسیاری از معامله گران استاپ لاس خود را دقیقاً زیر 50 دلار یعنی 49.99 دلار قرار دهند تا همچنان بتوانند سهام را حفظ کنند و از حرکت صعودی سود ببرند و در عین حال حرکت نزولی را نیز محدود کنند.

اگر قیمت به زیر 50 دلار کاهش یابد، معامله گران انتظار دارند سیل سفارش های فروش را به همراه داشته باشد؛ زیرا استاپ لاس های زیادی ایجاد می شود. این امر سپس قیمت را پایین می آورد و به برخی معامله گران فرصت می دهد از این کاهش سود ببرند و شاید حتی موقعیت صعودی را در بازگشت مورد انتظار به محدوده قبلی باز کنند.

ارتباط استاپ هانتینگ و سفارش های استاپ لاس

سفارش های استاپ لاس انواعی از سفارش های پیچیده تر از سفارش های سنتی بازار یا سفارش محدود هستند. در یک سفارش حد ضرر، یک سرمایه گذار به کارگزار خود سفارش می دهد تا زمانی که اوراق بهادار به قیمت معینی رسید، آن را بفروشد؛ برای مثال، به نمودار بیت کوین زیر نگاه کنید. این نمودار در ماه می توقف روند نزولی را در 29800 دلار نشان می دهد.

در این مواقع معامله گران معمولاً جهش را بالاتر می بینند و استاپ لاس خود را زیر سطح حمایت بین 29750 تا 30000 دلار قرار می دهند. براساس نمودار چند روز بعد، دو بار شاهد بازگشت و نزدیک شدن قیمت به 31000 دلار هستیم. به احتمال زیاد معامله گران در این زمان نیز سفارش هاس استاپ لاس خود را در همان منطقه قیمتی 29750 تا 30000 دلار خریداری می کنند و قرار می دهند.

اکنون شاهد ساخت مجموعه ای از سفارش های استاپ لاس در منطقه قیمتی 29750 تا 30000 دلار هستیم. براساس نمودار در این زمان با وارد عمل شدن یک نهنگ بزرگ و کاهش قیمت به 29000 تا 30000 دلار، سفارش های حد ضرر شروع می شود.

دستورات حد ضرر سبب شده است تا معامله گران مجبور به خروج از بازار شوند. نهنگ ها نیز موقعیت فروش خود را می بندد. پس از آن معامله گران باید دارایی را باز خرید کنند. با این فشار خرید تقویت رالی بدی شروع می شود. استاپ لاس یا همان حد ضرر معامله گر خرده ایجاد شده و بازار در جهتی که در ابتدا معامله گر پیش بینی کرده بود، افزایش می یابد. سفارش های حد ضرر برای محدودکردن ضرر سرمایه گذاران در یک موقعیت خرید طراحی شده اند. سفارش استاپ لاس می تواند از یک موقعیت کوتاه نیز محافظت کند.

ارتباط استاپ هانتینگ و سفارش های استاپ لاس

نحوه شناسایی سفارش های حد ضرر در حین استاپ هانت

Stop Hunting نسبتاً ساده است. هر دارایی با حجم قابل توجه در بازار در یک تریدینگ زون (منطقه تجاری) کم و بیش تعریف شده با مناطق حمایت و مقاومت حرکت می کند. استاپ لاس های نزولی معمولاً در یک نوار محکم درست زیر منطقه مقاومت جمع می شوند؛ درحالی که حد ضررهای صعودی درست بالای سطح حمایت قرار می گیرند. معامله گران بزرگ تری که به دنبال افزودن یا خروج از یک موقعیت هستند، می توانند قیمت را با معاملات حجمی تغییر دهند که به دلیل تأثیر بازار، شکار را متوقف کنند.

به طورکلی، این مقوله در نمودارها با افزایش حجم با یک فشار جهت دار واضح مشخص می شود؛ برای مثال عمل قیمت ممکن است با افزایش حجم، قبل از شکستن، دو بار از حمایت خارج شود. معامله گران کوچک تر از این رفتار Stop Hunting استفاده می کنند تا از نوساناتی که در کوتاه مدت ایجاد می کند، سود کسب کنند. با توجه به استراتژی و شاخص های خود می توانید با یک موقعیت کوتاه در استاپ هانتینگ در جهت نزولی شرکت کنید یا آن را فرصتی برای بازکردن یک موقعیت خرید با قیمتی کمتر از محدوده معاملاتی اخیر در نظر بگیرید.

سخن پایانی

در این مقاله به تعریف و درک استاپ هانت و تأثیر آن بر بازار پرداختیم. همچنین روش پیداکردن سفارش های استاپ لاس در حین استاپ هانت را به طورکلی بیان کردیم. موارد گفته شده در این مقاله تنها بخشی از نکات مربوط به Stop Hunting است و به منظور درک عمیق تر آن برای فعالیت در بازارهای مالی نیاز به آموزش های بیشتر و پیشرفته تری است.

پرسش های متداول

استاپ هانت استراتژی ای است که تلاش می کند برخی فعالان بازار را از موقعیت های خود خارج کند و قیمت یک دارایی را به سطحی برساند که بسیاری از افراد تصمیم به تعیین سفارش های حد ضرر داشته باشند.

استاپ لاس های نزولی معمولاً در یک نوار محکم درست زیر منطقه مقاومت جمع می شوند؛ درحالی که حد ضررهای صعودی درست بالای سطح حمایت قرار می گیرند. معامله گران بزرگ تری که به دنبال اضافه کردن یا خروج از یک موقعیت هستند، می توانند قیمت را با معاملات حجمی تغییر دهند که به دلیل تأثیر بازار، شکار را متوقف کنند.

سفارش های استاپ لاس انواعی از سفارش های کمی پیچیده تر از سفارش های سنتی بازار یا سفارش محدود هستند. در یک سفارش حد ضرر، یک سرمایه گذار به کارگزار خود سفارش می دهد تا زمانی که اوراق بهادار به قیمت معینی رسید، آن را بفروشد. سفارش های حد ضرر برای محدودکردن ضرر سرمایه گذاران در یک موقعیت خرید طراحی شده اند. سفارش استاپ لاس می تواند از یک موقعیت کوتاه نیز محافظت کند.

ادامه مطلب
استاپ لیمیت (سفارش با حد ضرر) چیست؟
استاپ لیمیت (سفارش با حد ضرر)...

اکثر معامله گران موفق در بازار کریپتوکارنسی جهت دستیابی به اهداف معاملاتی خود، کاهش ریسک سرمایه گذاری و افزایش سود معاملات، از امکانات ارائه شده به بهترین نحو در صرافی استفاده می کنند. یکی از ابزارهای معاملاتی ارائه شده در برترین صرافی های رمزنگاری، روش ثبت سفارش استاپ لیمیت (Stop Limit) است. از آنجایی که استفاده از این امکانات نیازمند آموزش و یادگیری است، توصیه می شود کاربران مبتدی پیش از استفاده از این روش های معاملاتی، به درک درست و کاملی از نحوۀ عملکرد و چگونگی سفارش گذاری آن ها رسیده باشند. در ادامه، به بررسی دقیق روش سفارش گذاری استاپ لیمیت یا سفارش با حد ضرر می پردازیم.

سفارش استاپ لیمیت چیست؟

سفارش استاپ لیمیت نوعی روش سفارش گذاری پیشرفته است. در این روش، سفارش خرید یا فروش ثبت شده توسط کاربر در لحظه و فوراً اجرا نمی شود؛ زیرا کاربر سفارش خود را شخصی سازی کرده و برای خرید یا فروش دارایی مدنظر خود، محدودۀ قیمت مشخصی را تعیین می کند. بنابراین، یک سفارش استاپ لیمیت، شامل دو قیمت می شود:

  • Stop Price: قیمتی است که سفارش را به یک سفارش خرید یا فروش تبدیل می کند.
  • Limit Price: در یک سفارش خرید استاپ لیمیت، لیمیت پرایس به حداکثر قیمتی گفته می شود که در آن معامله گر مایل به خرید کوین باشد. همچنین، در یک سفارش فروش استاپ لیمیت، لیمیت پرایس به حداقل قیمتی گفته می شود که در آن معامله گر مایل به فروش دارایی خود است.

سفارش استاپ لیمیت چیست؟

یک سفارش استاپ لیمیت خرید یا فروش دارایی رمزنگاری، تنها در صورتی اجرا می شود که این سفارش به قیمت مشخص شده یعنی Stop Price رسیده و یا از آن قیمت عبور کرده باشد. به این ترتیب، تنها پس از اجرا و فعال شدن (Triggered) سفارش، استاپ لیمیت ایجادشده توسط معامله گر، همراه با Limit Price تعیین شده در اوردر بوک قرار گرفته و به سایر کاربران صرافی نمایش داده می شود.

  • توقف/ Stop: شروع قیمت هدف مشخص شده برای سفارش ثبت شدۀ کاربر.
  • حد/ Limit: خارج از قیمت هدف برای سفارش ثبت شدۀ کاربر.

بررسی نحوۀ عملکرد سفارش استاپ لیمیت

سفارش گذاری استاپ لیمیت به معامله گران کمک می کند تا با تعیین حداقل یا حداکثر قیمت های سفارش، کنترل بیش تری بر معاملات خود داشته باشند. همانطورکه پیش از این نیز اشاره شد، معامله گر می تواند با تعیین دو قیمت Stop Price و Limit Price، به این سطح از کنترل برسد.

  • دستور توقف یا Stop Order، به محض رسیدن به یک قیمت معین (یا همان Stop Price)، برای خرید یا فروش ارز دیجیتال مدنظر، یک مارکت اوردر ایجاد می کند.
  • یک سفارش محدود یا Limit Order، یک ارز دیجیتال را در یک قیمت معین خرید و فروش می کند.

به این ترتیب، اگر قیمت ارز دیجیتال مدنظر به قیمت Stop Price تعیین شده برسد، سفارش محدود ایجادشده توسط کاربر اجرا می شود. سپس، به طور خودکار تلاش می شود تا ارز دیجیتال مدنظر با قیمت محدود تعیین شده یا یک قیمت بهتر، خریداری شده یا به فروش برسد.

به عنوان مثال، یک سفارش استاپ لیمیت به این صورت ثبت و اجرا می شود: اگر قیمت بیت کوین به 9000 یورو (Stop Price) رسیده یا از آن عبور کند، سفارشی برای فروش یک بیت کوین به قیمت 8900 یورو (Limit Price) در دفتر سفارش قرار داده شود.

تفاوت سفارش Stop Limit و Stop Loss چیست؟

شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که دو روش ثبت سفارش Stop Limit و Stop Loss با هم تفاوتی ندارند اما از این دو روش برای مقاصد مختلفی استفاده می شود و هرکدام از آن ها ویژگی های خاص خود را دارند. به عنوان مثال، اجرای یک سفارش Stop Loss حتماً اتفاق می افتد درحالی که اجرای یک سفارش Stop Limit تنها در صورت رسیدن به قیمت مدنظر اتفاق خواهد افتاد. تصمیم گیری در مورد انتخاب میان دو روش، به فاکتورهای مختلفی بستگی دارد.

ادامه مطلب
سفارش توقف ضرر بازار (Stop Market Order) چیست؟ | انواع دستور استاپ لاس
سفارش توقف ضرر بازار (Stop Market...

دستور توقف ضرر بازار سفارشی است که کارگزار برای خرید یا فروش یک دارایی در زمانی که به قیمت معینی رسید، ثبت می کند. دستورهای توقف ضرر برای محدودکردن و به حداقل رساندن ضرر سرمایه گذار در یک موقعیت امنیتی طراحی شده اند و با دستورات حد مجاز تفاوت دارند.

هنگامی که یک سهم به زیر قیمت توقف می رسد، سفارش مورد نظر به سفارش بازار تبدیل می شود و با قیمت موجود بعدی اجرا خواهد شد؛ برای مثال یک معامله گر می تواند سهامی را خریداری و یک سفارش توقف ضرر 10 درصد زیر قیمت خرید را ثبت کند. هنگامی که سهام سقوط می کند، دستور توقف ضرر فعال می شود و سهام به عنوان سفارش بازار فروخته می شود.

اگرچه بیشتر سرمایه گذاران یک سفارش توقف ضرر را با یک موقعیت خرید مرتبط می دانند، اما این نوع سفارش می تواند در موقعیت فروش نیز استفاده شود. در این حالت دارایی زمانی خریداری می شود که معامله بالاتر از قیمت معین انجام شود.

تیکر و میکر در بازار به چه معنا هستند و چه ارتباطی با سفارش توقف ضرر دارند؟

تیکر (Taker) و میکر (Maker) در بازارهای مالی به نوعی رابطه تولید و مصرف در دنیای واقعی شباهت دارند؛ برای مثال اگر به نانوایی برویم، نانوا نان را تولید می کند و تحویل می دهد. مردم نیز نان را می گیرند و مصرف می کنند. همین سناریو درباره سفارش ها در بازارهای مالی رخ می دهد؛ یعنی تعدادی از افراد در بازار سفارش هایی به نام میکر تولید می کنند. از سوی دیگر به افرادی که این سفارش ها را دریافت می کنند، تیکر می گویند.

برای درک رابطه Taker و Maker و Stop Market order در بازار ابتدا باید درک درستی از Market Order یا سفارش بازار داشته باشیم که در ادامه به زبان ساده آن را بررسی کرده ایم، اما به طورکلی باید بدانید تنها تیکرهای سهام می توانند سفارش توقف بازار را ثبت کنند.

تعریف سفارش های بازار (Market Orders)

ثبت سفارش بازار به معنای معامله با بهترین قیمت موجود در بازار است. هنگامی که سفارش خرید یا فروش سهام یا ارز را براساس نوع بازار ثبت می کنیم، نیازی به ثبت قیمت ورودی یا خروجی معامله نداریم. در این روش حجم معاملات به سادگی تنظیم می شوند و به سیستم معاملاتی دستور می دهیم یک دارایی را با بهترین قیمت ممکن برای ما بخرد یا بفروشد.

زمانی از این روش استفاده می شود که فرصت خوبی در بازار پیدا کنیم و تمایل داشته باشیم به سرعت وارد موقعیت خرید یا فروش شویم تا این فرصت را از دست ندهیم؛ درواقع در روش ثبت سفارش های بازار، معامله گران سفارش هایی را تغذیه و مصرف می کنند که سایر معامله گران در دفترچه سفارش (Order Book) صرافی قرار داده اند.

از آنجا که معامله گران در معاملات بازار، سفارش های ثبت شده در بازار را مصرف می کنند، به آن ها گیرنده یا تیکر می گویند. معمولاً هنگام انجام معامله در بازار باید هزینه بیشتری در مقایسه با ثبت سفارش محدود پرداخت شود.
عکس

توقف ضرر (Stoploss) چیست؟

استاپ لاس در لغت به معنای توقف ضرر است و یکی از محبوب ترین و پرکاربردترین ابزار برای معامله گران حرفه ای محسوب می شود. توقف ضرر یک ابزار معاملاتی است که برای محدودکردن حداکثر ضرر در معاملات نقدی پس از رسیدن قیمت بازار به یک سطح مشخص طراحی شده است.

توقف ضرر انواع مختلفی دارد که براساس وضعیت بازار در شرایط مختلف استفاده می شود. گاهی اوقات اجتناب از ضرر به دلایل زیادی دشوار است، اما توقف ضرر می تواند حتی برای معامله گران جدید و بی تجربه مفید و کاربردی باشد.

سفارش توقف ضرر بازار چیست؟

سفارش توقف ضرر بازار به دستور خرید یا فروش دارایی در زمانی گفته می شود که دارایی مورد نظر به قیمت معینی برسد و به منظور محدودکردن ضرر سرمایه گذار در موقعیتی قرار گیرد که با حد توقف متفاوت است. وقتی دارایی از قیمت معینی پایین می آید، سفارش مورد نظر به سفارشی تبدیل می شود که باید با قیمت موجود بعدی تکمیل شود.

برای مثال یک معامله گر ممکن است یک ارز دیجیتال بخرد و در قیمتی 10 درصد پایین تر از قیمت خرید، توقف ضرر آن را تعیین کند. هنگامی که قیمت ارز دیجیتال کاهش پیدا کند، سفارش توقف ضرر فعال می شود و دارایی دیجیتال به عنوان سفارش باز فروخته می شود.

همان طور که پیش تر اشاره کردیم، سفارش توقف ضرر تنها با یک موقعیت خرید مرتبط نیست، بلکه می تواند در یک موقعیت فروش نیز به کار گرفته شود.

نکات مهم در مورد سفارش توقف ضرر بازار

برخی از نکات مهم هنگام استفاده از سفارش توقف ضرر بازار به شرح زیر هستند:

  • توقف ضرر نشان می دهد یک ارز دیجیتال زمانی خریداری یا فروخته می شود که به قیمت تعیین شده ای برسد.
  • زمانی که دارایی به قیمت توقف رسید، دستور توقف ضرر به یک دستور باز تبدیل شده و در فرصت معاملاتی بعدی اجرا می شود.
  • در بسیاری از موارد، از دستورات توقف ضرر برای جلوگیری از ضرر سرمایه گذار درصورت کاهش قیمت ارز دیجیتال استفاده می شود.

سفارش توقف ضرر بازار چیست؟

چه زمانی از سفارش توقف ضرر بازار استفاده می شود؟

برخلاف دستور محدود یا حد توقف که هدف آن ها سودبردن از روندهای فعلی است، یک معامله گر از دستور توقف ضرر برای محدودکردن ضررهای بیش ازحد استفاده می کند. سفارش توقف ضرر نه تنها گامی برای حداکثرکردن سود است، بلکه با افزایش کنترل معامله گر بر ریسک، گزینه های استراتژی او را نیز گسترش می دهد.

با وجود این برای استفاده مؤثر از دستور توقف ضرر، معامله گر باید رفتار بازار را پیش بینی کرده و STOP-LOSS را براساس آن تنظیم کند؛ در غیر این صورت ممکن است نتواند جلوی ضرر را بگیرد و آن را چند برابر کند. وقتی معامله گر بتواند رفتار بازار را پیش بینی کند، می تواند هم مقدار ارزش دارایی و هم نوع توقف ضرر را به درستی تعیین کند.

انواع دستور توقف ضرر (استاپ لاس)

سفارش توقف ضرر بازار انواع مختلفی دارد که براساس رفتار بازار تعیین می شود. انواع دستور توقف ضرر به شرح زیر هستند:

توقف ضرر کامل

این دستور تمام ارزهای دیجیتال را درصورت فعال شدن حذف می کند. دستور توقف ضرر کامل در بازاری با نوسانات ناگهانی و غیرمنتظره قیمت از ضررهای بزرگ جلوگیری می کند. درحالی که افزایش قیمت به معنای از دست دادن سود معامله گر است، اگر قیمت پایین بماند، این دستور از ضرر جلوگیری می کند؛ بنابراین هنگام تعیین حد ضرر، معامله گر باید دو عامل ریسک و سود را در نظر بگیرد.

توقف جزئی

هنگامی که دستور توقف جزئی فعال می شود، درصد معینی از دارایی های دیجیتال را نقد می کند. این نوع سفارش می تواند در یک بازار بسیار پرنوسان (بازار ارز دیجیتال) مفید باشد. با اجرای این دستور، اگر بخشی از دارایی به قیمت کاهشی فروخته شود، معامله گر می تواند درصورت افزایش قیمت، از دارایی های باقی مانده استفاده کند.

اگر معامله گر دارایی را رها کند و قیمت کاهش یابد، ضرر می کند. این نوع سفارش می تواند به عنوان یک ابزار کنترل ضرر در یک بازار پرنوسان عمل کند، اما تضمینی برای حفظ دارایی نخواهد بود؛ بنابراین باید با درک کامل از آن استفاده شود و معامله گر بداند با این دستور، ریسک معامله هنوز بالاست.

چرا معامله گران از سفارش توقف ضرر بازار استفاده می کنند؟

معامله گران یا سرمایه گذاران می توانند از سفارش توقف بازار برای محافظت از سود خود استفاده کنند. اگر پس از اجرای دستور یک سفارش بازار، سهم ارز دیجیتال به کاهش خود ادامه دهد، خطر پرنشدن سفارش از بین می رود. زمانی که قیمت به کمتر از مقدار معینی می رسد، توقف ضرر ایجاد می شود؛ با این حال به دلیل ارزش قسمت محدودی از سفارش نمی توان آن را اجرا کرد.

یکی از معایب این استراتژی این است که یک دارایی ناگهان به زیر قیمت مشخصی می رسد؛ در این صورت سفارش اجرا و دارایی به قیمت بعدی فروخته می شود؛ حتی اگر زیر قیمت تعیین شده معامله شود. سرمایه گذاران می توانند با ترکیب این دستور با توقف ضرر، اثربخشی سفارش توقف ضرر بازار را افزایش دهند.

خطرات مرتبط با سفارش توقف ضرر چیست؟

زمانی که دستورهای توقف ضرر با مقدار خیلی بالا تنظیم شوند، معامله گر با خطر افزایش قیمت بالاتر از مقدار تعیین شده مواجه می شود. اگر ارزش توقف ضرر خیلی پایین باشد، معامله گر ریسک ضرر را می پذیرد.

درحالی که ممکن است سفارش توقف ضرر در یک بازار باثبات یک سفارش امن به نظر برسد، توقف ضرر پایین در یک بازار باثبات چندان مفید نیست، اما می تواند هنگام معامله ارزهای جدید و پرنوسان بسیار مفید و سودآور باشد؛ با این حال ریسک سرمایه گذاری با تصمیم گیری نادرست درباره نوع و ارزش توقف ضرر براساس تحلیل ضعیف بسیار بالا خواهد بود.

مانند هر ابزار معاملاتی، این سفارش اگر به درستی استفاده نشود، نه تنها سودآور نیست، بلکه سبب ضرر نیز می شود.

خطرات مرتبط با سفارش توقف ضرر چیست؟

چگونه می توانیم سفارش توقف ضرر بازار ایجاد کنیم؟

زمانی که سفارش خرید یا فروش ارز یا سهام را به عنوان سفارش توقف ضرر ثبت می کنیم، درواقع به سیستم صرافی می گوییم که آن را با بهترین قیمت ممکن خریداری کند. زمانی که شرایط بازار ایده آل باشد، می توانیم با قیمتی که در نظر داریم، وارد معامله یا از آن خارج شویم.

برای مثال، اگر بخواهیم برای ارزی که احتمال افزایش ارزش آن وجود دارد و قیمت آن 1 دلار است، دستور توقف ضرر بازار ثبت کنیم، باید به صرافی بگوییم این ارز را با قیمت 1.3 دلار برای ما بخرد. در این شرایط زمانی که قیمت فعلی بازار به 1.3 دلار می رسد، سیستم معاملاتی صرافی سعی می کند ارز مورد نظر را با بهترین قیمت ممکن و ترجیحاً با همان قیمت 1.3 دلار برای شما خریداری کند.

دستور توقف بازار برای فروش به همین ترتیب انجام می شود؛ یعنی صرافی سعی می کند پس از اینکه قیمت فعلی بازار به قیمت دلخواه شما رسید، سفارش شما را با بهترین قیمت بازار یا همان قیمتی که هنگام ثبت سفارش وارد کرده اید، پردازش کند.

سخن پایانی

ثبت سفارش بازار به معنای معامله با بهترین قیمت موجود است. هنگامی که سفارش خرید یا فروش را براساس نوع بازار ثبت می کنیم، نیازی به ثبت قیمت ورودی یا خروجی معامله نداریم. سفارش توقف ضرر بازار به دستور خرید یا فروش دارایی گفته می شود؛ یعنی زمانی که دارایی مورد نظر به قیمت معینی برسد و به منظور محدودکردن ضرر سرمایه گذار در موقعیتی قرار گیرد که با حد توقف متفاوت است.

برخلاف دستور محدود یا حد توقف، که هدف آن ها سودبردن از روندهای فعلی است، یک معامله گر از دستور توقف ضرر بازار برای محدودکردن ضررهای بیش ازحد استفاده می کند. در سفارش توقف ضرر بازار صرافی سعی می کند پس از اینکه قیمت فعلی بازار به قیمت دلخواه شما رسید، سفارش شما را با بهترین قیمت بازار یا همان قیمتی که هنگام ثبت سفارش وارد کرده اید، پردازش کند.

پرسش های متداول

ثبت سفارش بازار به معنای انجام معامله با بهترین قیمت موجود در بازار است. هنگامی که سفارش خرید یا فروش سهام یا ارز را براساس نوع بازار ثبت می کنیم، نیازی به ثبت قیمت ورودی یا خروجی معامله نداریم.

سفارش توقف ضرر بازار به دستور خرید یا فروش دارایی در شرایطی گفته می شود که دارایی مورد نظر به قیمت معینی برسد و به منظور محدودکردن ضرر سرمایه گذار، در موقعیتی قرار بگیرد که با حد توقف متفاوت است.

ریسک سرمایه گذاری با تصمیم گیری نادرست درباره نوع و ارزش توقف ضرر براساس تحلیل ضعیف بسیار بالا خواهد بود. مانند هر ابزار معاملاتی، این سفارش اگر به درستی استفاده نشود، نه تنها سودآور نیست، بلکه سبب ضرر نیز می شود.

زمانی که سفارش خرید یا فروش ارز یا سهام را به عنوان سفارش توقف ضرر ثبت می کنیم، درواقع به سیستم صرافی می گوییم که آن را با بهترین قیمت ممکن خریداری کند. زمانی که شرایط بازار ایده آل باشد، می توانیم دقیقاً با قیمتی که در نظر داریم وارد معامله یا از آن خارج شویم.

ادامه مطلب
سفارش بازار یا مارکت اوردر (Market Order) چیست؟
سفارش بازار یا مارکت اوردر (Market...

معاملات انجام شده در بازار ارزهای دیجیتال مانند تمام بازارهای سنتی عبارت است از: خریدار و فروشنده؛ درنتیجه در یک معامله رمزنگاری شده مقدار مشخصی ارز دیجیتال در ازای ارز فیات، استیبل کوین یا یک ارز دیجیتال دیگر از فروشنده به خریدار انتقال داده می شود. ممکن است در هر دو سمت معامله کاربران یک صرافی دیجیتالی باشند که بدون مشخص شدن هویت خود، یک معامله همتا به همتا انجام می دهند. همچنین کاربران صرافی می توانند مستقیم با خود صرافی خرید و فروش انجام دهند. از سوی دیگر می توانند با هدف کاهش ضرر و زیان و ریسک معامله از انواع روش های ثبت سفارش خرید یا فروش استفاده کنند. هرکدام از این روش ها ویژگی ها، مزایا و معایب خود را دارند. در میان سفارش بازار یا Market Order سریع ترین روش ثبت و نهایی کردن یک سفارش خرید یا فروش است.

سفارش بازار یا Market Order چیست؟

این سفارش یکی از روش های ثبت سفارش خرید و فروش در صرافی های دیجیتالی است و بلافاصله پس از ثبت براساس بهترین قیمت ممکن اجرا می شود. اگر کاربری به منظور خرید یک کوین اقدام به ثبت سفارش بازار کند، درخواست خرید وی با بهترین درخواست های موجود در دفتر سفارش های صرافی مطابقت داده می شود.

درحالی که اگر کاربری از طریق Market Order قصد فروش دارایی های دیجیتالی خود را داشته باشد، سفارش فروش وی با بهترین پیشنهادهای خرید موجود در دفتر سفارش ها مطابقت داده می شود. تا زمانی که صرافی نقدینگی داشته باشد، سفارش های ثبت شده بازار توسط کاربران نیز کامل و اجرا خواهند شد. منظور از نقدینگی حضور خریداران و فروشندگان در صرافی است.

مزایا و معایب مارکت اوردر چیست؟

ثبت Market Order نیز درست مانند هر روش معاملاتی دیگر مزایا و معایبی دارد؛ به همین دلیل بهتر است کاربران و سرمایه گذاران بازار پیش از استفاده از خدمات صرافی ها، با تمام مزایا و معایب مربوط به هر روش ثبت سفارش آشنا شوند و سپس با توجه به نیازها و استراتژی سرمایه گذاری خود مناسب ترین گزینه را انتخاب کنند.

مزایای Market Order در بازار ارزهای دیجیتال

  • استفاده آسان: تمام کاربران مبتدی و حرفه ای می توانند به راحتی از طریق این روش، سفارش خرید یا فروش خود را ثبت کنند. اگر کاربری قصد معامله یک کوین با نقدینگی و ارزش بازار بالا مانند بیت کوین یا ETH را داشته باشد، استفاده از سفارش بازار گزینه ای نسبتاً مطمئن است.
  • امکان خرید و فروش مقدار کاملی از دارایی: اگر کاربر قصد بستن کامل یک پوزیشن یا بازکردن یک پوزیشن جدید را در سریع ترین زمان ممکن داشته باشد، استفاده از روش ثبت سفارش بازار مناسب ترین گزینه است.
  • اجرای تضمینی سفارش: در این روش کاربر می تواند مطمئن باشد که سفارشش در سریع ترین زمان ممکن و با بهترین قیمت موجود، تکمیل و اجرا می شود.

معایب Market Order در بازار ارزهای دیجیتال

  • ریسک ضرر و زیان: هنگام استفاده از این روش، ممکن است کاربر با ریسک پرداخت وجوه بالا و دریافت دارایی کمتر مواجه شود.
  • نبود موقعیت برای برنامه ریزی معاملات: از آنجا که کاربر نمی تواند در تمام ساعات روز در بازار فعالیت داشته و بر تغییرات قیمت بازار نظارت داشته باشد، ممکن است هنگام حضورنداشتن او، وضعیت بازار برخلاف استراتژی معاملاتی وی حرکت کند. در این مواقع بهتر است از سایر روش های سفارش گذاری استفاده شود.

مثالی از Market Order در ترید ارزهای دیجیتال

فرض کنید قصد خرید یک واحد کوین BNB را دارید و قیمت فعلی آن برابر با 370 دلار آمریکاست. برای ثبت سفارش خرید یک واحد BNB، ابتدا لازم است به صرافی پشتیبان این کوین یعنی صرافی بایننس بروید. پس از ورود به حساب کاربری خود در این صرافی، به پنل تریدینگ صرافی بروید و جفت ارز BNB/BUSD را انتخاب کنید.

سپس برای بازکردن سفارش خرید بازار، به باکس ایجاد سفارش بروید و تب Market Order را انتخاب کنید. در این بخش در کادر Amount / مقدار کوین درخواستی، عدد 1 را وارد کرده و درنهایت روی گزینه Buy BNB کلیک کنید.

پس از آنکه کاربر Market Order خود را ثبت می کند، صرافی، اوردر بوک (Order Book) را که حاوی سفارش های محدود با مقادیر و قیمت های مشخص برای خرید و فروش دارایی است، بررسی می کند. به این ترتیب، سفارش بازار کاربر برای خرید 1 BNB به قیمت بازار (که به عنوان قیمت لحظه ای نیز شناخته می شود) با کمترین حد فروش، در دفترچه سفارش مطابقت داده شده و اجرا می شود.

مثالی از Market Order در ترید ارزهای دیجیتال

تصویر بالا مثالی از اوردر بوک صرافی است. همان طور که ملاحظه می کنید، کمترین حد فروش در این اوردر بوک، برای 1.286 BNB همراه با 371.40 دلار (BUSD) است. براساس سفارش بازار ایجادشده توسط کاربر در این مثال، سفارش خرید 1 BNB از 1286 BNB پیشنهادی در اوردر بوک به قیمت لحظه ای 371.40 دلار خریداری می شود.

بررسی فرایند لغزش در سفارش بازار

در شرایط دیگر ممکن است کاربر قصد خرید مقادیر بالایی از یک کوین را داشته باشد؛ برای مثال فرض کنید قصد خرید 500 BNB را با قیمت فعلی بازار دارید، اما در اوردر بوک صرافی، ارزان ترین سفارش محدود فروشی با این حجم وجود ندارد؛ درنتیجه در لحظه امکان پرکردن سفارش خرید شما وجود نخواهد داشت.

به این ترتیب حجم باقی مانده سفارش بازار شما به طور خودکار با بهترین سفارش های بعدی محدود فروش مطابقت داده شده و تا زمانی که سفارش شما کاملاً پر شود، در دفترچه سفارش باقی می ماند. این فرایند لغزش (slippage) نامیده می شود.

 

ادامه مطلب
tag-memo
تگ یا ممو (Memo) در کیف...

تگ (Tag) یا ممو (Memo) شناسه ای اضافی برای شناسایی دریافت کننده ها در تراکنش های ارز دیجیتال است. درواقع این شناسه در کنار نشانی کیف پول های دیجیتالی در فرایند تراکنش استفاده می شود. این آدرس در قالب یک رشته یا به صورت عددی است و مشخص می کند دریافت کننده برخی از ارزها در تراکنش های ارزی چه کسانی هستند.

امکان استفاده از این شناسه برای تراکنش برخی از ارزهای دیجیتالی وجود دارد؛ به عبارت دقیق تر از ممو یا تگ برای مسیریابی ارسال معامله و تراکنش در حوزه ارز دیجیتال استفاده می شود.

memo یا tag شناسه و آدرسی برای پیگیری دقیق تر مسیر تراکنش ها هستند. به کمک این شناسه می توانید بابت ارسال درست ارز به نشانی دریافت کننده مطمئن شوید. زمانی که می خواهید منابع مالی و ارزها را به شخصی دیگر بفرستید، چنین چیزی برایتان کاربرد پیدا می کند.

برای درک بهتر کارکرد این تگ یا شناسه، صرافی بایننس را در نظر بگیرید. این صرافی ارزهای خاصی دارد که تراکنش آن ها با امکان استفاده از ممو یا تگ ممکن است. بعضی از ارزهای موجود در این صرافی آدرس کیف پول مشترک دارند. برای اینکه تراکنش کاربران مختلف تفکیک شود، به حساب کاربری هر فرد شناسه ای منحصربه فرد اختصاص داده می شود که همین تگ یا ممو است.

لزوم استفاده از تگ یا ممو چیست؟ (Memo)

همان طور که پیش تر هم اشاره شد، برخی از ارزها به ویژه مواردی که در صرافی های متمرکز هستند، از نشانی مشترکی برای کاربران مختلف استفاده می کنند. در این صورت، ممکن است مسیر فعالیت افراد با یکدیگر ترکیب شده و شفاف سازی از تراکنش ها دور شود.

برای اینکه وضعیت فعالیت و تراکنش هر کاربر واضح باشد، شناسه ممو یا تگ در نظر گرفته می شود که می تواند عبارتی حاوی اعداد یا حروف باشد. شاید هم ترکیبی از این دو در ساختارش وجود داشته باشد.

تفاوت میان tag یا memo و آدرس ولت چیست؟

تفاوت میان tag یا memo و آدرس ولت چیست؟

از آدرس کیف پول برای واریز توکن ها به حسابتان استفاده می شود. بعد از مراحل احراز هویت می توانید نشانی کیف پول خود را بسازید. هر کوین هم نشانی مخصوص به خود را دارد. بسیاری از صرافی ها از آدرس کیف پول مشترک برای کاربران مختلف استفاده می کنند.

درنتیجه ممو یا تگ برای شناسایی و تعریف هر حساب کاربری و تراکنش های آن کاربرد دارد؛ به بیان ساده تر آدرس ولت ها یا همان کیف پول شبیه بلوکی است که واحد و آپارتمان شما هم در آن قرار دارد، اما tag یا memo شماره دقیق واحدتان را نشان می دهد. اگر بخواهید کالایی را آنلاین سفارش بدهید و فقط شماره بلوکتان را به فروشنده بگویید، امکان دارد بسته پستی به دست تان نرسد.

کدام ارزها از فناوری تگ استفاده می کنند؟

از جمله کوین هایی که از تگ برای تراکنش شان استفاده می شود، عبارت اند از:

  • کازماس (Cosmos (ATOM))
  • ریپل (Ripple (XRP))
  • ایاس (EOS (EOS))
  • استلار (Stellar (XLM))
  • بایننس کوین (Binance Coin (BNB))

بیشتر تراکنش ها با این ارزها، علاوه بر نشانی و آدرس متداول به تگ هم نیاز دارند تا با موفقیت نهایی و تکمیل شوند. برای تراکنش با این کوین ها، هم در زمان دریافت و هم سپرده گذاری و ارسال باید تگ/ ممو را برای رمزارزها اعمال کنید. اگر تراکنش شما نیازمند استفاده از این تگ ها باشد و فرایند برچسب گذاری را فراموش کنید یا تگی اشتباه برای تراکنش در نظر بگیرید، احتمال گم شدن و از دست رفتن ارزها در مسیر تراکنش وجود خواهد داشت.

کدام ارزها از فناوری تگ استفاده می کنند؟

چه زمانی به tag یا memo نیازی نیست؟

تنها زمانی نیازی به استفاده از این دو برای انجام تراکنش ارزهای مشخص نیست که آن ها را به استوریج (محل ذخیره) کنترل شده یا دیوایس و ابزاری مشخص می فرستید. کیف پول های خصوصی ابزارهایی هستند که حضانت درباره آن ها وجود دارد و صاحبشان با کلیدهای عمومی و خصوصی، کنترل آن ها را در دست دارد. از جمله کیف پول های خصوصی می توانیم به موارد زیر اشاره کرد:

  • کیف پول های تحت دسکتاپ که روی لپ تاپ یا رایانه شخصی دانلود می شوند.
  • کیف پول های سخت افزاری که روی ابزارهای سخت افزاری مانند usb ذخیره می شوند و آفلاین کار می کنند.

شیوه استفاده از ممو یا تگ چیست؟

زمانی که می خواهید ارز دیجیتالی از دسته ارزهای نیازمند به این دو را در تراکنش به نشانی گیرنده ای بفرستید، با این شناسه روبه رو می شوید. باید رشته مربوط به اعداد/ حروف یا ترکیب آن ها که شناسه تگ را می سازند، در کادری اختصاصی در کیف پول وارد کنید؛ برای مثال، این روند در کیف پول تراست ولت به شکل زیر خواهد بود:

  • ابتدا وارد صرافی مورد نظری می شوید که می خواهید ارز را به آن بفرستید.
  • به بخش کیف پول در حساب کاربری خود در آن صرافی وارد می شوید و گزینه واریز را انتخاب می کنید.
  • اگر توکن مورد نظرتان برای ارسال حاوی memo یا tag باشد، علاوه بر گزینه آدرس گیرنده این شناسه را هم مشاهده خواهید کرد.
  • آدرس گیرنده را کپی کنید و وارد ولت خود شوید.
  • آدرس گیرنده را در بخش «فرستادن تراکنش» وارد کنید.
  • دوباره به کیف پول صرافی بازگردید و این بار شناسه ممو یا تگ را در بخش مخصوصی در آنجا وارد کنید.
  • درنهایت تراکنش را نهایی کنید.

از جمله صرافی هایی که از ممو یا تگ استفاده می کنند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • والکس (Wallex)
  • بایننس (Binance)
  • اکسدوس (Exodus)
  • بلاک چین ولت (Blockchain Wallet)
  • اج اپ (Edge App)
  • کرکن (Kraken)

سخن پایانی

وجود tag یا memo راهی برای کنترل و مدیریت دقیق تراکنش ها در صرافی های متمرکز است. این شناسه ها می توانند دریافت کننده ارز در هر تراکنش را به طور دقیق شناسایی کنند و مانع بروز مشکل در فرایند جابه جایی ارزهای دیجیتالی شوند. این فناوری ساده به تراکنش ها در دنیای ارزها نظم خوبی می دهد.

پرسش های متداول

ممو یا تگ شناسه ای است که برای نقل و انتقال برخی ارزها مانند ریپل و شناسایی دقیق دریافت کننده آن استفاده می شود. این شناسه چیزی فراتر از آدرس کیف پول است و در کنار ولت ها، به وجودش نیاز است.

با توجه به اینکه چه نوع ارزی را می خرید و جابه جا می کنید، شناسه ممو یا تگ می تواند رشته ای در قالب حروف، اعداد یا ترکیبی از این دو باشد.

این شناسه برای شناسایی دقیق دریافت کننده رمزارزها در هر تراکنش کاربرد دارد. صرافی های متمرکزی مانند بایننس و کوین بیس از این تگ ها برای مدیریت آدرس هر کاربر استفاده می کنند.

ادامه مطلب
پروتکل اثبات حضور
الگوریتم یا پروتکل اثبات حضور (POAP)...

کاربرد توکن های غیرقابل تعویض (NFT)، چه به عنوان اثر هنری دیجیتال و چه به عنوان آواتار یا یک دارایی درون بازی، در چندسال گذشته به طور تصاعدی افزایش یافته است. با این حال، یکی از کاربردی ترین استفاده های آن که در طول ETHDenver در سال 2019 معرفی شد، Proof of Attendance Protocol (پروتکل اثبات حضور) یا به اختصار «POAP» است.

پروتکل اثبات حضور (تلفظ poh-ap) یک NFT منحصربه فرد است که برای بزرگداشت و اثبات حضور در یک رویداد (مجازی یا فیزیکی) به افراد داده می شود. این پروتکل اغلب به عنوان «اکوسیستمی برای حفظ خاطرات» شناخته می شود و افراد می توانند در طول زمان، مجموعه ای از POAPها را برای ذخیره کردن تجربیات زندگی حضوری (فیزیکی) و فعالیت خود از طریق فضای مجازی جمع آوری کنند.

الگوریتم اثبات حضور (Proof Of Attendance Protocol) چیست؟

اثبات شخصیت (POAP) چیست؟

پروتکل اثبات حضور (POAP)، پروتکلی است که از انتقال ایمن و تأییدشده ی داده ها بین طرفین پشتیبانی می کند. برخی موارد قابل توجه استفاده از این پروتکل عبارتند از: تأیید مدارک تحصیلی، اثبات حضور در یک رویداد و ایمن کردن امضای دیجیتال برای کاهش شانس هک. تحلیلگران و کارشناسان معتقدند که پروتکل اثبات حضور، ترکیبی ایدئال از دنیای فیزیکی و دیجیتالی است. شرکت در سمینارها، کنفرانس ها، رویدادها و گردهمایی های دیگر، می تواند از طریق برنامه ی دارای مجوزی که به خوبی از این پروژه توسعه داده شده است، در یک بلاک چین ثبت شود.

هرکسی که بخواهد در گردهمایی داخل برنامه ی شبکه ی POA شرکت کند، باید در طول فرآیند اعلام حضور چهره ی خود را نشان دهد. سپس، حضور آن ها از طریق برنامه روی بلاک چین ثبت می شود. تمام داده های ثبت شده در شبکه ی POA غیرقابل نفوذ و ایمن است. بنابراین، به دلیل تغییرناپذیری، هیچ کس نمی تواند سوابق آن را تغییر دهد یا جعل کند. این برنامه پس از هر ده دقیقه یک کد QR تولید می کند تا وضعیت فعلی تمام فعالیت ها و رویدادهای تحت نظارت را نشان دهد.

یک آدرس عمومی با کد QR مربوطه، در فضایی منتشر می شود که شرکت کنندگان آن بتوانند به راحتی و با سهولت به آن دسترسی داشته باشند. سپس، همه ی شرکت کنندگان می توانند از کد QR برای اعلام حضور در رویداد در حین حرکت استفاده کنند. این کار آن ها را قادر می سازد تا حضور خود را بدون نیاز به هیچ سابقه ی کاغذی اثبات کنند.

جالب اینجاست که پروتکل اثبات حضور، از مدل ارائه ی اولیه ی سکه ی ساده (ICO) استفاده می کند که به تأمین مالی بیش تر فعالیت های توسعه و بازاریابی کمک می کند.  این مدل، نیاز به یک رویداد فروش سنتی که به بودجه های هنگفت، توسعه دهندگان تجاری اختصاصی و بسیاری از منابع دیگر نیاز دارد، از بین می برد.

تاریخچه ی POAP

Dan Novaes در سال 2012، ایده ی درخشانی را از یک برنامه ی کاربردی مبتنی بر بلاک چین ارائه کرد که مطابق با زمان صرف شده در یک رویداد خاص، به کاربران پاداش می دهد. این مفهوم به پروتکل غیرمتمرکزی به نام Proof of Attendance تبدیل شد که توسط تیم شبکه ی POA اجرا می شود. POAPها برای اولین بار در سال 2019 در کنوانسیون ETH Denver معرفی شدند. سازمان دهندگان این رویداد تا حد زیادی به کمک های مالی اینفلوئنسرها و توسعه دهندگان مختلف متکی بودند. به هر شرکت کننده ای یک POAP به عنوان پاداش داده شد و به این ترتیب POAPها پا به عرصه ی حضور گذاشتند.

ماهیت غیرمتمرکز پروتکل اجازه می دهد تا مدرک حضور را توسط یک سازمان دهنده ی رویداد ارسال، تأیید و سپس گواهی دیجیتال صادر کند. گواهی ممکن است شامل داده های اضافی، مانند کوپن های تخفیف و سایر اطلاعات مرتبط باشد. چنین ثبت نامی فقط در طول یا بعد از رویداد معتبر است؛ مدرک قابل اعتمادی که نشان می دهد شخص به طور فیزیکی در رویداد حضور داشته است. استفاده از بلاک چین، امکان ایجاد یک دفترکل عمومی غیرمتمرکز را برای ذخیره ی داده های حضور و غیاب غیرقابل تغییر فراهم می کند. خود پروتکل کاملاً شفاف است و به هر کاربر اجازه می دهد رویدادی که در آن شرکت کرده است، با مرور دفترکل تأیید کند.

شبکه ی POA سه راه حل مختلف به صورت موازی ارائه می دهد. در مرحله ی اول، یک پروتکل باز وجود دارد که هر کسب وکار یا سازمانی می تواند برای ایجاد یک برنامه ی غیرمتمرکز از آن استفاده کند. سپس، خدمات ردیابی حضور و غیاب فقط برای سازمان دهندگان رویداد در دسترس است که می توانند توکن های سفارشی ایجاد کنند و داده های گواهی دیجیتال حضور و غیاب را در بلاک چین های خصوصی POA ذخیره کنند. درنهایت، تیم TokenClub را راه اندازی می کند؛ سرویس خودکار مبتنی بر اشتراک که بلیت ها/توکن ها و سایر دارایی های دیجیتال انحصاری را برای مشترکین ارسال می کند.

نحوه ی عملکرد پروتکل اثبات حضور چگونه است؟

در اصل، POAPها را می توان به عنوان ارتقاء روشی جهت «اعلام حضور» یا برچسب گذاری مکان/فرد در رسانه های اجتماعی در نظر گرفت؛ زیرا کاربران با انجام این کار، هیچ گونه اطلاعات شخصی حساسی را فاش نمی کنند. چند نمونه از رویدادهایی که POAP را ارائه کردند، عبارت اند از: EthGlobal ،Dappcon و کنفرانس انجمن اتریوم در پاریس. همچنین، اکوسیستم متاورس دیسنترالند، POAPها را به طور مرتب برای کاربران خود ارسال می کند تا به یادبود رویدادهای درون بازی مانند مهمانی 10 میلیون کاربر که توسط متامسک در سال 2021 برگزار شد، کمک کند. با توجه به تعداد کلاهبرداری و تقلب ها در بازار ارزهای دیجیتال، برای اینکه چیزی به عنوان POAP ایجاد شود، باید از طریق قرارداد هوشمند رسمی POAP حاوی ابر داده های مربوط به زمان و تاریخ خاص و همچنین دارای تصویر مرتبط با آن ایجاد شود.

برای کمک به جلوگیری از هزینه ی بالای گس (کارمزد تراکنش) در شبکه ی اصلی اتریوم، POAPها در اکتبر 2020 به زنجیره ی جانبی بسیار ارزان تر و سریع تری به نام Gnosis Chain (قبلاً xDai) منتقل شدند. با توجه به هزینه های پایین Gnosis، POAPها معمولاً به صورت رایگان توزیع می شوند و در برنامه ی رسمی نمایش داده می شوند. ازآنجایی که زیرساخت Gnosis با اتریوم سازگار است، کلکسیونرها همچنان می توانند در صورت پرداخت هزینه های گس موردنیاز، POAPهای خود را به شبکه ی اصلی اتریوم تغییر دهند.

پروتکل اثبات حضور چه اهمیتی دارد؟

پروتکل اثبات حضور چه اهمیتی دارد؟

رشد مجموعه ای از توکن های POAP می تواند به مردم کمک کند تا هویت غیرمتمرکز خود را به نمایش بگذارند؛ علاوه بر این، می توانند از مزایای مالی و اجتماعی این پروتکل نیز بهره مند شوند. برخی از برندها یا DAO (سازمان های مستقل غیرمتمرکز) از POAP برای پاداش دادن و ایجاد روابط نزدیک تر و طولانی مدت با متعهدترین اعضای خود استفاده می کنند. ازآنجایی که فناوری به کار برده شده در پروتکل اثبات حضور بر پایه ی ایده ی داده های تغییرناپذیر استوار است، برخی از کارفرمایان ممکن است POAP ها را روشی معتبرتر و شفاف تر برای مشاهده و پیگیری حمایت متقاضیان بالقوه در یک جامعه بدانند. برخی دیگر از مزایای اثبات حضور عبارت است از:

  • با توجه به نقض مداوم داده های کاربران توسط غول های فناوری متمرکز مانند متا و گوگل، حریم خصوصی در سراسر جهان به طور فزاینده ای ارزشمند شده است. برخلاف ماهیت عمومی شبکه های اجتماعی، زیرساخت و شبکه ی غیرمتمرکز POAP به افراد اجازه می دهد لحظات زندگی را بدون دست کشیدن از آزادی های مدنی خود جمع آوری و ذخیره کنند. علی رغم این واقعیت که برخی از نهادها هنوز هم می توانند آدرس های IP متصل به کیف پول های عمومی را مهندسی معکوس کنند، یک توکن POAP به تنهایی هیچ اطلاعات شخصی حساسی را فاش نمی کند.
  • برقراری تعامل و ارتباط با افرادی که در یک رویداد حضور داشته اند، برای سازمان ها اهمیت زیادی دارد. با استفاده از پروتکل اثبات حضور، سازمان می تواند به جای اتلاف وقت در ایمیل هایی با نرخ تعامل پایین، از POAPها برای برقراری ارتباط با شرکت کنندگان استفاده کند. 
  • مشابه با یادگاری های فیزیکی مانند بلیت های اولین کنسرت بیتلز که به اقلام کلکسیونی بسیار باارزشی تبدیل شدند، POAPها نیز می توانند از طریق پیوند با رویدادهای تاریخی و فرهنگی ارزش کسب کنند. در زمینه ی متاورس، POAP های مرتبط با فناوری های اساسی مانند اتریوم و رویدادهای اولیه ی حضوری، احتمالاً به دلیل نوستالژی بودن، تقاضای بالایی خواهند داشت.

چگونه می توان POAP داشت و آن را به نمایش گذاشت؟

بسته به نوع رویداد، روش های مختلفی برای کسب POAP وجود دارد که در ادامه به هریک از آن ها اشاره خواهیم کرد:

  • اگر افراد هنگام ثبت نام، آدرس کیف پول اتریوم خود را وارد کرده باشند، برگزارکننده ی رویداد توکن را به طور خودکار ارسال خواهد کرد. 
  • برگزارکننده می تواند کد QR کیف پول شما را برای رویدادهای فیزیکی اسکن کند و فوراً توکن POAP را برای شما ارسال کند.
  • روش دیگر این است که شرکت کنندگان POAP خود را از طریق برنامه ی غیرمتمرکز فقط درون شبکه (dapp) یا شبکه ی Wi-Fi ایمن کسب کنند.

به طور کلی، افراد می توانند کد QR را اسکن کنند و یا روی لینک ایجاد شده در صفحه ی وب کلیک کنند. سپس، آن ها باید آدرس کیف پول اتریوم را برای دریافت آن وارد کنند. پس از دریافت، می توان توکن ها را در اسکن POAP یا هر رابطی که از Etherscan یا OpenSea پشتیبانی می کند، با تایپ آدرس کیف پول اتریوم یا پیوند مستقیم MetaMask ،WalletConnect یا Portis مشاهده کرد. در تلفن همراه می توان مجموعه ها را در برنامه ی POAP در iOS یا Android مشاهده کرد. پس از اتصال کیف پول، افراد می توانند POAPهای خود را در طیف وسیعی از پلتفرم های اجتماعی پشتیبانی شده ازجمله توییتر، ردیت یا تلگرام به اشتراک بگذارند.

ارزش POAPها چقدر است؟

از زمانی که پروژه ی POAP در اکتبر 2020 در Gnosis Chain (xDai) راه اندازی شد، ارزش آن به طور قابل توجهی در چندین اکوسیستم افزایش یافته است. پلتفرم هایی مانند SushiSwap، توکن هایی را برای تعامل با اعضای شرکت کننده در جلسات هفتگی انجمن، جلسات درخواست از من (AMA) و یا شرکت‎ کنندگان رأی دهنده در مورد پیشنهادهای حکمرانی، توزیع می کنند (به گروهی از افراد کمک می کند تا مسیر حرکت یک شبکه یا سازمان غیرمتمرکز را تعیین کند). به همین دلیل، پروتکل اثبات حضور آینده ای روشن خواهد داشت. 

چگونه برای رویدادها POAP ایجاد کنیم؟

آموزش ایجاد POAP برای رویدادها

راهنمای گام به گام دقیق در مورد نحوه ی تنظیم POAP را می توان در وب سایت رسمی یافت اما در ادامه، ما نسخه ی خلاصه تری از روند انجام این کار را در اختیار شما قرار خواهیم داد:

  • برای شروع، به فایلی گرافیکی با فرمت PNG یا APNG نیاز دارید که حجم آن بیش از 200کیلوبایت (KB) نباشد. ابعاد پیشنهادی 500*500 پیکسل است. شکل فایل باید گرد باشد.
  • وارد POAP BackOffice شوید و روی دکمه ی «ایجاد POAP جدید» کلیک کنید.
  • این دکمه شما را به صفحه ای هدایت می کند تا توضیحات رویداد و POAP خود را پر کنید، مانند آنچه به یاد می آید، وب سایت های مرتبط و… .  فراموش نکنید که در این بخش، باید برابر با تعداد افرادی که در رویداد شرکت کرده و واجد شرایط دریافت POAP هستند، لینک POAP ایجاد کنید. 
  • پس از پرکردن تمام جزئیات موردنیاز، یک ایمیل با کد ویرایش POAP و کدهای درخواستی دریافت خواهید کرد. کد ویرایش شما برای ایجاد تغییرات یا به روزرسانی در POAP و رویداد موردنیاز خواهد بود.
  • اگر کدهای شما تمام شد، به صفحه ی رویدادها برگردید، نام POAP خود را در ستون جست وجو وارد کنید و روی «درخواست کدهای بیش تر» در صفحه ی خود کلیک کنید. تعداد کدهای درخواستی (تعداد کدهای اضافی موردنیاز) را وارد کنید. برای دریافت کدهای جدید، به کد ویرایش خود که پس از ایجاد POAP جدید برای شما ایمیل شده است، نیاز خواهید داشت.

مزایای پروتکل اثبات حضور چیست؟

پروتکل اثبات حضور و غیاب (POAP)، دارای مزایای زیادی است؛ ازجمله:

  • شبکه ی POA از سیستم ذخیره سازی داده ی تغییرناپذیر طراحی شده است که توسط هیچ شخص ثالثی قابل دست کاری نیست. این یک ابزار عالی برای سیستم های مدیریت هویت و ردیابی است که به زودی به نفع بسیاری از مؤسسات و سازمان ها خواهد بود.
  • این پروتکل این امکان را به مردم می دهد تا ثابت کنند که در رویدادها و گردهمایی ها شرکت کرده اند؛ بدون اینکه نیازی به ارائه ی هر مدرکی داشته باشند. این ویژگی به سازمان دهندگان رویداد امکان می دهد تا به سرعت و به راحتی، شرکت کنندگان را ردیابی کنند. اطلاعاتی که آن ها جمع آوری می کنند، می تواند برای تبلیغات، بازاریابی و اهداف دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

سحن پایانی

Proof of Attendance Protocol برنامه ای غیرمتمرکز است که برای تأیید گواهی حضور در یک رویداد طراحی شده است. ایونت ها، دانشگاه ها، کنفرانس ها و کسب وکارها می توانند از این پروتکل توکنیزه شده به عنوان جایگزین بهتری نسبت به گواهی های کاغذی یا پلاستیکی استفاده کنند.

POAP به یک پیشنهاد تجاری برای استفاده از پروتکل ERC-721 NFT در اتریوم اشاره دارد تا به افراد، یک شناسه ی منحصربه فرد و غیرقابل تعویض مبتنی بر بلاک چین را اختصاص دهد که هر شخص فقط خودش بتواند به آن دسترسی داشته باشد.

سؤالات متداول

۱- پروتکل اثبات حضور چگونه کار می کند؟

POAPها یادگاری های دیجیتالی هستند که برای به خاطرسپردن لحظات جذاب زندگی ساخته می شوند. با استفاده از این خاطرات در بلاک چین، کلکسیونرها مجموعه ای غنی از خاطرات رمزگذاری شده را می سازند تا دنیای جدیدی برای افراد خلق کند.

۲- POAP چگونه ایجاد شد؟

Dan Novaes در سال 2012 ایده ی درخشانی از یک برنامه ی کاربردی مبتنی بر بلاک چین ارائه کرد که مطابق با زمان صرف شده در یک رویداد خاص به کاربران پاداش می دهد. این مفهوم، به یک پروتکل غیرمتمرکز به نام Proof of Attendance تبدیل شد که توسط تیم شبکه ی POA اجرا می شود.

۳- کاربردهای POAP چیست؟

توکن های POAP را می توان به عنوان مشوق در رویدادهای مختلف استفاده کرد؛ به عنوان مثال، دانش آموزانی که در سمینارها، کارگاه ها، کلاس ها و… شرکت می کنند. علاوه بر این، در صورت بروز هرگونه اختلاف، آن ها می توانند برای پیگیری حضور و غیاب در مراحل بعدی مفید باشند. کاربرد توکن های POAP فراتر از شرکت در رویدادهای POA است. مورد دیگر به عنوان پرداخت، دریافت  پاداش در اکوسیستم پروتکل POA است. POAP برای حل مسائل مربوط به حضور، توزیع پاداش و سوابق قابل تأیید طراحی شده است. یکی از این نمونه ها، استفاده از آن به عنوان پاداش برای دانش آموزانی است که در سمینارها، کارگاه ها یا کلاس ها شرکت می کنند. در صورت بروز هرگونه اختلاف در آینده بر سر حضور فرد، داشتن یک سابقه ی قابل تأیید ذخیره شده در بلاک چین به اثبات اینکه کدام طرف در ادعای خود صادق است، کمک می کند. علاوه بر این، توکن های POAP را می توان توسط شرکت هایی که سمینارها و کارگاه های آموزشی برگزار می کنند و زبان آموزانی که در کلاس هایشان شرکت می کنند، توزیع کرد. این به منظور ایجاد انگیزه در فراگیران و تشویق آن ها به حضور بیش تر طراحی شده است. درنتیجه، منجر به بهبود نرخ نگهداری برای شرکتی می شود که کارگاه ها یا سمینارها را برگزار می کند.

ادامه مطلب
بلاک چین اکسپلورر
مرورگر بلاک چین (Blockchain Explorer) چیست...

بلاک چین یک دفتر کل معاملات است. هر زمان که شخصی بیت کوین یا ارز دیجیتال دیگری را از یک کیف پول به کیف دیگر ارسال می کند، تراکنش در دفتر ثبت می شود، اما چطور می توان تاریخچه تراکنش ها را در دفتر کل بلاک چین مشاهده کرد؟ در این مطلب قصد داریم به ساده ترین روش انجام این کار، یعنی بلاک چین اکسپلورر (Blockchain Explorer) اشاره کنیم.

بلاک چین اکسپلورر (Blockchain Explorer) چیست؟

کاوشگر بلاک ارز، یک مرورگر بلاک چین آنلاین است که می تواند جزئیات تمام تراکنش هایی را که تاکنون در یک شبکه بلاک چین رخ داده است، نشان دهد. کاوشگرهای بلاک برای بیت کوین و همچنین برای آلت کوین ها به طور منحصربه فرد و یکتا ایجاد شده اند.

از برخی کاوشگرهای بلاک می توان در چندین شبکه مختلف استفاده کرد؛ درحالی که برخی دیگر تنها برای یک بلاک چین خاص هستند؛ برای مثال، یک کاوشگر بلاک بیت کوین تنها می تواند اطلاعاتی را از شبکه بیت کوین پیدا کند و نمایش دهد؛ مانند زمانی که شخصی بیت کوین را به کیف پول دیگری ارسال می کند. به طورکلی یک بلاک کاوشگر می تواند برای یافتن هر تراکنش خاص یا مشاهده تاریخچه اخیر زنجیره استفاده شود.

تاریخچه Blockchain Explorer

مفهوم کاوشگران بلاک چین هم زمان با بلاک چین پدیدار شد. دلیل ایجاد این ابزار دشواربودن بررسی بلاک چین ها بود؛ برای مثال وقتی شخصی می گوید برای شما ارز ارسال کرده، اما دارایی در کیف پول شما قرار نگرفته است. این وضعیت معمولاً به این دلیل ایجاد می شود که هنوز در انتظار تأیید بوده یا به طورکلی رد شده است. علاوه بر این، با توجه به اینکه داده ها در بلاک چین به روش خاصی ساختاربندی شده اند، بررسی بلاک چین ها برای همه افراد کار ساده ای نبود.

اولین کاوشگر بلاک چین که برای بلاک چین بیت کوین ایجاد شده بود، در نوامبر 2010 تقریباً هم زمان با معرفی بیت کوین ایجاد شد. در ابتدا این کاوشگر از طریق آدرس theymos.ath.cx:64150/bbe در دسترس بود، اما بعد از مدتی به blockexplorer.com منتقل شد.

بلاک چین اکسپلورر چه کاربردی دارد؟ 

مرورگر بلاک چینی یا Blockchain Explorer

کاوشگر بلاک چین به کاربران اجازه می دهد فعالیت های انجام شده در بلاک چین را مشاهده کنند. کاربران از کاوشگرهای بلاکی برای ردیابی وضعیت یک تراکنش در انتظار یا برای مشاهده موجودی کیف پولشان استفاده می کنند. علاوه بر این موارد، در ادامه به مهم ترین کاربردهای Blockchain Explorer اشاره شده است:

  • تاریخچه هر آدرس کیف پول، از جمله تمام تراکنش های ارسال شده به آن آدرس و از آن آدرس را بررسی کنید.
  • بررسی بلاک هایی که به بلاک چین اصلی متصل نیستند و بلاک چین اصلی آن ها ناشناخته است، به این موارد بلوک های یتیم می گویند.
  • بزرگ ترین تراکنش ارسال شده در 24 ساعت گذشته را بررسی کنید.
  • تعداد تراکنش هایی را که با مدل دو بار خرج کردن انجام شده اند مشاهده کنید.
  • فرد یا استخر ماینینگی که یک بلاک خاص را استخراج کرده اند، شناسایی کنید.
  • بلوک پیدایش یا اولین بلوکی را که تاکنون روی یک زنجیره معین استخراج شده است، مشاهده کنید.
  • سایر اطلاعات مربوط به یک بلاک چین، مانند هزینه های میانگین تراکنش، نرخ هش، سختی استخراج و سایر داده ها را مشاهده کنید.

موارد استفاده پیشرفته تری نیز برای کاوشگرهای بلاک وجود دارد، اما این موارد بیشتر توسط شرکت هایی استفاده می شود که نرم افزارهای پیچیده ای را برای ردیابی فعالیت های مجرمانه یا تلاش برای پیش بینی قیمت ارزهای دیجیتال ایجاد می کنند.

چرا باید از Blockchain Explorer استفاده کنیم؟

بلاک کاوشگرها برای معامله گران، استخراج کنندگان، اعتبارسنج ها، کسب وکارها و علاقه مندان به صنعت ارزهای دیجیتال کاربرد بالقوه ای دارند. اگر در حال خرید یا فروش ارز هستید، می توانید از یک Blockchain Explorer برای بررسی وضعیت تراکنش استفاده کنید. همچنین می توانید اطلاعات مرتبط با آدرس بلاک چین خود را به دست آورید، از جمله تاریخچه تراکنش ها، ارزش کل دارایی های نگهداری شده در آدرس، کل مقدار ارز دیجیتال دریافتی در آدرس و مقدار کل رمزارز ارسال شده از آدرس و غیره.

استخراج کنندگان می توانند از کاوشگرهای بلوک برای بررسی این موضوع استفاده کنند که آیا یک بلوک را با موفقیت استخراج کرده اند یا خیر و کسب وکارها می توانند داده های تراکنش مربوط به پروژه های خود را تجزیه و تحلیل کنند. به همین ترتیب، هرکسی می تواند از کاوشگرهای بلاک برای نظارت بر فعالیت نهنگ ها و افراد با آدرس های بلاک چین شناخته شده استفاده کند؛ برای مثال، نظارت بر آدرس هایی که متعلق به ساتوشی ناکاموتو هستند، یک سرگرمی مورد علاقه جامعه علاقه مندان ارزهای دیجیتال است.

همچنین کاوشگرهای بلاک به علاقه مندان کمک می کنند تا اطلاعات فنی درباره عملکردهای داخلی بلاک چین، مانند آخرین تراکنش ها و بلوک ها، سختی بلاک، نرخ هش، ارتفاع بلوک، کارمزد تراکنش، حجم تراکنش و موارد دیگر را بیابند؛ به همین ترتیب، یک بلاک کاوشگر می تواند داده های بازار مانند عرضه در گردش، حداکثر عرضه و ارزش بازار یک ارز دیجیتال را در اختیار کاربران قرار دهد.

توجه به این نکته مهم است که اطلاعات یک بلاک کاوشگر ممکن است با توجه به معماری بلاک چین متفاوت باشد؛ برای مثال یک بلاک کاوشگر برای یک بلاک چین اثبات کار (PoW) داده های مربوط به ماینرها را نمایش می دهد؛ درحالی که یک کاوشگر بلاک برای یک بلاک چین اثبات سهام (DPoS) اطلاعات مربوط به تولیدکنندگان بلوک و انتخابات را نمایش می دهد.

برخی موارد دیگر نیز درباره اهمیت استفاده از این بازار عبارت در ادامه بیان شده اند:

  • کاوشگران بلاک چین می توانند سطوح قابل توجهی از شفافیت را با اجازه دادن به کاربران برای بررسی موجودی و آدرس های قرارداد هوشمند ارائه دهند.
  • Blockchain Explorer همچنین می تواند در تأیید اعتبار آدرس کیف پول قبل از ارسال دارایی های رمزنگاری شده برای یک شخص مؤثر باشد.
  • کاوشگران بلاک چین می توانند بررسی کنند که آیا دارایی به مقصد تحویل داده شده است یا خیر.
  • کاوشگرها می توانند به توسعه دهندگان در شناسایی ویژگی ها و عملکردهای اضافی موردنیاز در کیف پول ها و سایر نرم افزارها کمک کنند. علاوه بر این می توانند از برنامه نویسی کارآمد کیف پول خود برای ارسال، دریافت و ذخیره ارزهای دیجیتال اطمینان حاصل کنند.

نمونه هایی از بلاک چین اکسپلورر

در ادامه به محبوب ترین بلاک چین اکسپلوررها اشاره می کنیم. همان طور که در ابتدای مطلب هم گفته شد، کاوشگرهای مختلفی برای انواع مختلف ارزهای دیجیتال وجود دارد که البته می توان از برخی کاوشگرها برای جست وجوی چندین چین یا زنجیره استفاده کرد.

بلاک چین اکسپلورر Blockchain.org

مرورگر بلاک چینی یا Blockchain Explorer

lockchain.org که قبلاً با نام Blockchain.com شناخته می شد، کاوشگر محبوب بلاک بیت کوین است. این اکسپلورر به کاربران اجازه می دهد تا بلاک چین بیت کوین را براساس تراکنش، آدرس یا بلاک جست وجو کنند. بسیاری از کاربران بیت کوین احتمالاً در مقطعی برای نظارت یا ثبت تراکنش های بیت کوین خود از Blockchain.org استفاده کرده اند.

بلاک چین اکسپلورر Blockchair

درحالی که بیشتر کاوشگرهای بلاک تنها روی یک بلاک چین کار می کنند، بلاک چین می تواند برای جست وجوی چندین بلاک چین استفاده شود. این کاوشگر امکان جست وجو در بلاک های اتریوم، بیت کوین کش و بیت کوین را فراهم می کند. کاربران می توانند عبارت ها، سختی استخراج، اندازه Mempool و نودها را در این اکسپلورر جست وجو کنند.

بلاک چین اکسپلورر Tokenview

Blockchain Explorer

Tokenview امکان انجام جست وجو را در بیش از 20 بلاک چین را فراهم می کند. این بلاک چین اکسپلورر در چین مستقر است و در سال 2018 راه اندازی شد.

بلاک چین اکسپلورر Etherscan

Etherscan احتمالاً محبوب ترین کاوشگر بلاک چین برای شبکه اتریوم است. این اکسپلورر این امکان را برای کاربران فراهم می کند تا آدرس های ETH، موجودی کیف پول، تراکنش ها، قراردادهای هوشمند و موارد دیگر را جست وجو کنند.

سخن پایانی

بلاک چین اکسپلورر را می توان یک موتور جست وجو برای یک بلاک چین در نظر گرفت که به کاربر اجازه می دهد اطلاعات مختلف زیادی درباره آن بلاک چین پیدا کند. برای استفاده از کاوشگر بلوک، از وب سایت آن بازدید کرده و اطلاعات موردنظر خود را وارد کنید.

برای مثال به منظور جست وجوی تراکنش معلقی که در حال حاضر در Mempool ذخیره شده است، می توانید شناسه هش تراکنش ارائه شده توسط کیف پول یا صرافی خود را وارد کنید. کسانی که درباره فناوری بلاک چین کنجکاو هستند، می توانند از کاوشگر بلاک برای «کاوش» در بلاک چین استفاده کنند و به مواردی مانند بزرگ ترین تراکنش ها، آخرین بلوک استخراج شده یا نرخ هش نگاه کنند.

ادامه مطلب
altseason
آلت سیزن (Alt season) چیست و...

آلت سیزن یا آلت کوین سیزن چیست؟

آلت کوین سیزن (Altcoin season) یا آلت سیزن (altseason) دوره ای است که طی آن عملکرد آلت کوین ها به دلیل افزایش قیمت و حجم معاملاتشان بهبود چشمگیری پیدا می کند. فصل آلت کوین یک پدیده در صنعت ارزهای دیجیتال است که قیمت بیش تر ارزهای دیجیتال به استثنای بیت کوین در آن افزایش می یابد. معمولاً در شرایطی که قیمت بیت کوین کاهش یابد، بسیاری از سرمایه گذاران از طریق سرمایه گذاری در پروژه ها (کوچک تر) سود می برند. اگر شما هم جزء آن دسته از علاقه مندان به ارزهای دیجیتال هستید که میخواهند از آلت سیزن بهترین نتیجه را کسب کنند، با ما همراه باشید تا با این مفهوم و زمان شروع این پدیده و فروش ارز دیجیتال بیش تر آشنا شوید. 

آلت کوین چیست؟ (Altcoin)

آلت کوین مخفف کلمه ی Alternative coin و به معنای هر ارز دیجیتالی دیگری غیر از بیت کوین است. این نام براساس ایده ی «بیت کوین اولین ارز رمزنگاری شده است» انتخاب شده است و تمام سکه های دیگر به عنوان جایگزینی برای بیت کوین در نظر گرفته می شوند. پس از بیت کوین، می توان اتریوم را معروف ترین آلت کوین در نظر گرفت که در جایگاه دوم قرار دارد. ارزش بازار اتریوم با وجود آلت کوین، نصف بیت کوین است. همچنین، سکه هایی مانند Cardano، Chainlink و Tether علی رغم ارزش بالای بازار، فقط به عنوان آلت کوین شناخته می شوند و در گروه رمزارزهای رقیب بیت کوین قرار نمی گیرند. 

آلت کوین سیزن چیست؟ (Altcoin Season)

آلت سیزن (Alt season) چیست

صنعت کریپتو تحت سلطه ی بیت کوین است و عملکرد آن تأثیر اساسی بر عملکرد آلت کوین ها دارد. آلت سیزن یا «فصل آلت کوین» اصطلاحی است برای زمانی که سرمایه گذاری در آلت کوین ها از بیت کوین پیشی می گیرد. آلت سیزن چه زمانی اتفاق میفتد؟ برای پاسخ به این سؤال، باید نگاهی کوتاه و سریع به بیت کوین داشته باشیم. 

هرچهار سال، طی یک رویداد به نام halving، پاداش بیت کوین به ماینرها به نصف کاهش می یابد. درست قبل از برگزاری رویداد هالوینگ، قیمت ارزهای دیجیتال و ازجمله بیت کوین، روند صعودی خواهد داشت. وقتی قیمت بیت کوین به سطحی می رسد که مردم برای فروش بیت کوین اقدام می کنند، قیمت بیت کوین کم و کم تر خواهد شد. در این مرحله، سرمایه گذاران به دنبال انتقال وجوه خود از بیت کوین به آلت کوین ها هستند. در میان انواع دلایلی که موجب این اتفاق می شود، کاهش هزینه های تراکنش و کارمزد را شاید بتوان دلیل اصلی در نظر گرفت. اگر قصد فروش بیت کوین و تبدیل آن را به ارز فیات دارید، باید هزینه ی زیادی به عنوان کارمزد پرداخت کنید. 

یکی از روش هایی که می توانید کارمزد تبدیل بیت کوین به ارز فیات را به حداقل برسانید، تبدیل بیت کوین به یکی از آلت کوین ها و بعد به یکی از ارزهای فیات است. این اتفاق در گذر زمان موجب افزایش ارزش آلت کوین و درنتیجه شروع دوره ای به تام آلت سیزن می شود.

چگونه بفهمیم Altseason در راه است؟

اگر می خواهید از افزایش قیمت در دوره ی آلت سیزن سود ببرید، باید با نشانه هایی که خبر از آمدن این دوره دارند، آشنا باشید. برای شناسایی این پدیده، باید از Altcoin Season Index استفاده کنید. این ابزار مفید، عملکرد آلت کوین ها را در مقایسه با بیت کوین در طی نودروز مقایسه می کند. اگر 75درصد از 50 آلت کوین برتر عملکرد بهتری نسبت به بیت کوین داشته باشند، به احتمال زیاد آلت سیزن در راه است. 

برای شناسایی هرچه بهتر آلت سیزن، به موارد زیر توجه کنید:

  • دامیننس بیت کوین را در بازار بررسی کنید. بزرگ ترین آلت سیزنی که تاکنون رخ داده، مربوط به زمانی است که دامیننس بیت کوین حدود 50درصد بوده است. 
  • به تعدادی از روندهای سهموی قیمت بیت کوین توجه کنید. این روندها معمولاً از به پایان رسیدن دوره ی بازار گاوی است. 

برای اینکه از این دوره بهترین نتیجه را بگیرید، باید قبل یا در زمان شروع آلت سیزن، در آلت کوین ها سرمایه گذاری کنید. وقتی که روند افزایش قیمت آغاز می شود، مطمئن شوید که تمام پوزیشن های خود را قبل از به پایان رسیدن Altseason فروخته اید. 

ارتباط دامیننس بیت کوین با آلت سیزن چیست؟

آلت سیزن (Alt season) چیست

Bitcoin Dominance درصدی از کل سهام بازار کریپتو (تمام پول موجود در صنعت کریپتو) است که به بیت کوین تعلق دارد. این معیار اساساً نشان دهنده ی تعداد افراد موجود در بازار است که بیت کوین را در مقایسه با سایر آلت کوین ها خریداری و نگهداری می کنند. دامیننس بیت کوین زمانی افزایش می یابد که افراد بیش تری در بیت کوین سرمایه گذاری کرده و آن را نگهداری کنند. هنگامی که سرمایه گذاران بیت کوین را می فروشند، دامیننس بیت کوین کاهش می یابد و اغلب باعث ایجاد آلت سیزن می شود.

دامیننس بیت کوین یکی از معیارهای کلیدی است که معامله گران برای دانستن زمان خرید/فروش آلت کوین های خود از آن استفاده می کنند. ذخیره کردن آلت کوین در زمانی که دامیننس بیت کوین صعودی است، یک استراتژی ایدئال نیست؛ زیرا مردم تمایل بیش تری به خرید و نگهداری بیت کوین به جای آلت کوین دارند؛ به این معنی که احتمالاً آلت کوین ها را می فروشند و موجب کاهش قیمت آن ها می شوند. نگهداری آلت کوین ها در چنین زمانی با ضرر همراه خواهد بود. هنگامی که دامیننس بیت کوین در حال افزایش است (یعنی میزان سرمایه گذاری در بیت کوین)، نه تنها با نگه داشتن آلت کوین ها متضرر خواهید شد، بلکه با افزایش قیمت بیت کوین، فرصت کسب درآمد را نیز با نگه داشتن بیت کوین از دست خواهید داد.

بهترین زمان برای نگهداری آلت کوین ها زمانی است که دامیننس بیت کوین در حال کاهش است و سرمایه شروع به سرازیرشدن به سمت آلت کوین ها می کند. الگوها نشان می دهد که دامیننس و عملکرد بیت کوین در رابطه با آلت کوین ها روشی نسبتاً قابل اعتماد برای پیش بینی شروع Altseason است؛ این بدان معنا نیست که افزایش قیمت بیت کوین به معنای کاهش قیمت آلت کوین ها است.

در صنعت ارزهای دیجیتال، بیت کوین به عنوان پاداش رمزارزها شناخته می شود و معمولاً دیگر ارزهای دیجیتال نیز روند تغییرات قیمت این رمزارز را دنبال می کنند. در سال 2018، بیت کوین سقوط کرد و همه ی ارزهای دیجیتال دیگر، کمی بعد از این اتفاق کاهش قیمت را تجربه کردند. 

شاخص آلت کوین سیزن (Altcoin Seasons Index) چیست؟

آلت سیزن (Alt season) چیست

شاخص آلت کوین سیزن ابزاری مفید (اما نه دقیق) برای بررسی فاصله ی شروع دوره مورد استفاده قرار می گیرد. براساس شاخص فصل آلت کوین، اگر 75درصد از 50 آلت کوین برتر در فصل گذشته (90روز) عملکردی بهتر از بیت کوین داشته باشند، فصل آلت کوین است. سایت Blockchain Center دارای شاخصی از ماه آلت کوین و سال آلت کوین است که وضعیت دامیننس آلت کوین را در ماه و سال نشان می دهد. به طورکلی، آلت سیزن چیزی نیست که زمان یا تاریخ خاصی داشته باشد. هیچ کس به طور قطع نمی داند که چه زمانی می آید و کی تمام می شود.

چگونه در طول Altseason سود کسب کنیم؟

پیش بینی پایان فصل آلت کوین دشوار است. این امر تخمین زمان فروش آلت کوین ها را سخت تر می کند. با این حال، با درنظرداشتن مواردی که در ادامه به آن ها اشاره خواهیم کرد، می توانید از این دوره بیش ترین سود را کسب کنید:

  • مقدار سود مطلوب را از قبل تعیین کنید: زمانیکه وارد فصل آلت کوین ها شدید، اول از همه، تعیین کنید که بعد از رسیدن به چه مقدار سود می خواهید از بازار خارج شوید. 
  • به اندیکاتورهای تکنیکال توجه کنید: هزاران شاخص وجود دارد که اطلاعات متفاوتی در اختیار شما قرار می دهند. به شاخص هایی اتکا کنید که اطلاعات مهم و اساسی را در اختیار شما قرار می دهند. علاوه بر این، بهتر است برخی از آلت کوین های موجودتان در سبد سرمایه گذاری را به تتر یا دیگر استیبل کوین ها تبدیل کنید تا بعد از کاهش قیمت مجدداً و سریع بتوانید از دارایی تان استفاده کنید. 

مهم ترین نکاتی که درخصوص آلت سیزن باید بدانید

Altseason اغلب پرسودترین زمان در طول چرخه ی بازار کریپتو است؛ با این حال، بی ثبات ترین زمان نیز است. با افزایش احتمال سود، ریسک سرمایه گذاری شما نیز افزایش می یابد. چند نکته ای که باید در طول فصل Altseason به خاطر بسپارید:

  • Altseason دوره ای هیجان انگیز و احساسی است. اگر قصد سرمایه گذاری را در بازار دارید، باید با احتیاط زیادی این کار را انجام دهید. برای کاهش ریسک و به حداکثر رساندن سود باید احساسات خود را در هنگام تصمیم گیری کنار بگذارید.
  • استراتژی خروج از بازار کارآمدی داشته باشید. قبل از اینکه دوره ی آلت سیزن به پایان برسد، باید دارایی خود را در اوج قیمت از بازار خارج کنید.
  • برای کنترل شرایط، بهتر است در چند آلت کوین متفاوت سرمایه گذاری نکنید. تنوع سبد سرمایه گذاری ایده ی خوبی است اما نه در حدی که قادر به پیگیری قیمت ها و کنترل آن ها نباشید. 
  • در هر پامپینگ آلت کوین نمی توان شرکت کرد؛ بنابراین، بهترین آلت کوین ها را انتخاب کرده و از اخبار مربوط به آن ها و حرکت های بازار به روز باشید.
  • سودی که  در طی آلت سیزن کسب می کنید، می توانید مجدداً برای سرمایه گذاری در بیت کوین استفاده کنید. 
  • با توجه به تعداد زیادی از فرصت های سرمایه گذاری که به وجود می آید، مدیریت ریسک بهترین راه برای استفاده ی حداکثری از Altseason است. هرگز آنقدر ریسک نکنید که نتوانید به بازی ادامه دهید.
  • فراموش نکنید که برای کسب سود از آلت سیزن، باید قبل از هر چیز در آلت کوین ها سرمایه گذاری کنید. 

سحن پایانی 

مانند ظهور هر فرصت سرمایه گذاری جدیدی، ظهور ارزهای رمزپایه منجر به ایجاد صنعت کاملی شده است که تقاضا برای حضور و فعالیت در آن روز به روز در حال افزایش است. آلت کوین سیزین یکی از چرخه های رایج در بازار ارزهای دیجیتال است. در این دوره، آلت کوین ها از نظر میزان ارزش بازار و عملکرد از بیت کوین پیشی می گیرند. این فصل، فرصت مهمی را برای تنوع بخشیدن به سبد دارایی ها و کسب سود از آلت کوین ها در اختیار تریدرها قرار می دهد. با این حال، تریدرها باید در انتخاب آلت کوین خود دقت کنند؛ زیرا، سرمایه گذاری در آن ها معمولاً ریسک زیادی به همراه دارد.

سؤالات متداول

۱- کدام یک از ارزهای دیجیتال در سال 2022 بیش ترین رشد را خواهند داشت؟

علی رغم شرایط موجود، رمزارزهای زیادی در سال 2022 روند صعودی را تجربه خواهند کرد. اتر که از نظر ارزش بازار در جایگاه دوم و بعد از بیت کوین قرار دارد، احتمالاً عملکرد خوبی خواهد داشت؛ به خصوص که روزبه روز تعداد سرمایه گذران علاقمند به رمزارزها و مهم تر از همه NFTها، در حال افزایش است. Cardano به عنوان جایگزینی پایدارتر برای اتر و BTC محسوب می شود. سولانا و پولکادات نیز ازجمله رمزارزهایی هستند که آینده ی روشنی دارند.

۲- آیا سرمایه گذاری در آلت کوین ها ایده ی خوبی است؟

هم بله و هم نه. جواب این سؤال تا حدی به آلت کوین بستگی دارد. ارزهای دیجیتال دارایی های بسیار بی ثباتی هستند و عملکرد خوب آن ها در گذشته هرگز تضمین عملکرد خوب آن ها در آینده نیست. هر تصمیمی برای سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال باید براساس نگرش شما نسبت به ریسک، تخصص شما در این بازار و نگرانی شما در خصوص ازدست دادن سرمایه تان انجام شود.

ادامه مطلب
AMM
بازارساز خودکار (AMM) چیست و چه...

بازارساز خودکار (AMM) ابزاری است که برای تأمین نقدینگی در امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) استفاده می شود. AMMها امکان تجارت خودکار دارایی های دیجیتال را فراهم می کنند. بازارسازهای خودکار این کار را با استفاده از استخرهای نقدینگی به عنوان جایگزینی برای بازارهای سنتی خریدار و فروشنده انجام می دهند.

اگر از جمله افرادی هستید که به سرمایه گذاری در بازارهای مالی و ارزهای دیجیتال علاقه دارید، می توانید با استفاده از AMMها با قیمت مناسب دو دارایی را معامله کنید. قبل از AMM ها، مردم از بوک اوردرها برای ترید استفاده می کردند. پلتفرم های سنتی ترید و خرید و فروش این فرصت را در اختیار افراد قرار می دادند که برای دارایی مدنظرشان هر قیمتی که می خواستند، تعیین کنند.

پس از مدتی، سایر کاربران قیمت فهرست شده ای را انتخاب می کنند که با آنچه در نظر دارند، مطابقت دارد. درنهایت این قیمت تعیین شده، به قیمت نهایی دارایی در بازار تبدیل می شود. فرایند بازارسازی سنتی به بازارسازان حرفه ای نیاز دارد که سفارش های زیادی را مدیریت کنند.

در این مدل، بازارسازان مقداری را که ترید در آن انجام می شود، پیش بینی می کنند و البته در تعداد دفعات انجام این کار هم محدودیت دارند. در میان انواع بازارهای سرمایه گذاری، بازارهایی مانند بازار ملک و اوراق بهادار، هنوز هم به روش های بازار ساز سنتی متکی هستند، اما بازارساز های خودکار راه حلی جایگزین برای دیفای در نظر گرفته می شوند.

منظور از بازارساز یا Market Maker چیست؟

صرافی متمرکز بر فعالیت معامله گران نظارت می کند و سیستم خودکاری ارائه می دهد که با استفاده از آن، تطابق سفارش های مختلف را بررسی می کند؛ به عبارت دیگر، وقتی معامله گر A تصمیم می گیرد 1 بیت کوین را به قیمت 34000 دلار بخرد، صرافی اطمینان حاصل می کند که معامله گر B را پیدا کند که مایل است 1 بیت کوین را با نرخ ارز ترجیحی معامله گر A بفروشد.

به این ترتیب، صرافی متمرکز کم و بیش واسطه بین معامله گر A و معامله گر B است. وظیفه صرافی متمرکز این است که فرایند را تا حد امکان بدون مشکل پیش ببرد و سفارش های خرید و فروش کاربران را در مدت زمانی ترجیحاً کوتاه، تطبیق دهد، اما اگر صرافی موفق به انجام این کار نشود و نتواند سفارش های خرید و فروش به صورت آنی پیدا کند، چه اتفاقی می افتد؟ در چنین شرایطی می گوییم نقدینگی دارایی های موردنظر کم است.

نقدینگی به این موضوع اشاره دارد که چگونه می توان یک دارایی را به راحتی خرید یا فروخت. نقدینگی بالا نشان می دهد بازار فعال است و معامله گران زیادی در حال خرید و فروش یک دارایی خاص هستند. برعکس، نقدینگی کم به این معناست که فعالیت کمتری وجود دارد و خرید و فروش دارایی دشوارتر است.

زمانی که نقدینگی کم است، slippage رخ می دهد؛ به عبارت دیگر، قیمت دارایی در نقطه انجام معامله، قبل از تکمیل معامله، به میزان قابل توجهی تغییر می کند. به طور معمول، این اتفاق در بازار کریپتو که نوسانات زیادی دارد، به وفور مشاهده می شود؛ از این رو صرافی ها باید مطمئن شوند که معاملات به صورت آنی انجام می شود تا slippage قیمت ها کاهش یابد.

اسلیپیچ (slippage) چیست؟

اسلیپیج

برای دستیابی به یک سیستم معاملاتی سیال، صرافی های متمرکز به معامله گران حرفه ای یا مؤسسات مالی برای تأمین نقدینگی برای جفت های معاملاتی متکی هستند. این نهادها برای مطابقت با سفارش های معامله گران خرده فروش، چندین سفارش پیشنهادی ایجاد می کنند. با این کار، صرافی می تواند اطمینان حاصل کند که طرف مقابل برای همه معاملات همیشه در دسترس است؛ به عبارت دیگر، بازارسازی شامل فرایندهای مورد نیاز برای تأمین نقدینگی برای جفت های معاملاتی است.

چرا به بازارساز خودکار (AMM) نیاز داریم؟

برخی صرافی های رمزنگاری از یک اوردر بوک و یک سیستم تطبیق سفارش برای تسهیل معاملات کریپتو استفاده می کنند. دفتر سفارش، قیمت هایی را که معامله گران تمایل به خرید یا فروش ارزهای دیجیتال دارند، ثبت می کند. سپس با سیستم تطبیق سفارش، سفارش های خرید و فروش مطابقت یافته و با موفقیت انجام خواهد شد.

جدیدترین قیمتی که کریپتو با آن خریداری شده است، به طور خودکار به عنوان قیمت بازار دارایی دیجیتال نشان داده می شود. با این حال، در شرایطی که خریدار یا فروشنده به اندازه کافی برای ترید وجود ندارد، احتمال اینکه نقدینگی بازار به اندازه کافی تأمین نشود، وجود خواهد داشت.

برای حل این مشکل، برخی صرافی های رمزنگاری با بانک ها و سایر سرمایه گذاران نهادی همکاری می کنند تا نقدینگی را به طور مداوم تأمین کنند. در این شرایط همیشه می توان مطمئن بود که طرف مقابلی برای انجام معامله وجود خواهد داشت. این فرایند «بازارسازی» است و بانک ها و سایر سرمایه گذاران نهادی «بازارسازان» هستند. با این حال، در ابتدای مسیر راه اندازی صرافی غیرمتمرکز، یافتن طرف مقابلی که تمایل به خرید یا فروش داشته باشد، کار دشواری بود؛ به همین دلیل خرید و فروش ارزهای دیجیتال در چنین صرافی هایی با چالش های زیادی همراه شد.

مفهوم بازارساز خودکار برای حل این مشکل مطرح می شود. درواقع این امکان را فراهم می کند که یک فرد معمولی بتواند به عنوان یک بازارساز عمل کند.

بازاساز خودکار چگونه کار می کند؟

بازارساز خودکار

دو نکته مهم وجود دارد که ابتدا باید درباره بازارساز خودکار بدانید:

  • جفت های معاملاتی که معمولاً در یک صرافی متمرکز پیدا می کنید، به عنوان «استخر نقدینگی» منفرد در AMM وجود دارند؛ برای مثال اگر می خواهید اتر را با تتر معامله کنید، باید یک استخر نقدینگی ETH/USDT پیدا کنید.
  • هرکسی می تواند به جای استفاده از بازارسازان اختصاصی، نقدینگی این استخرها را با سپرده گذاری هر دو دارایی در استخر تأمین کند؛ برای مثال اگر می خواهید یک تأمین کننده نقدینگی برای استخر ETH/USDT شوید، باید نسبت از پیش تعیین شده مشخصی از ETH و USDT را واریز کنید.

برای اطمینان از اینکه نسبت دارایی ها در استخرهای نقدینگی تا حد امکان متعادل باقی می ماند و برای از بین بردن اختلاف قیمت گذاری دارایی های ادغام شده، AMM از معادلات ریاضی از پیش تعیین شده استفاده می کنند؛ برای مثال، Uniswap و بسیاری دیگر از پروتکل های صرافی DeFi از یک معادله x*y=k ساده برای تنظیم رابطه ریاضی بین دارایی های خاص موجود در استخرهای نقدینگی استفاده می کنند.

در این معادله x نشان دهنده مقدار دارایی A، y نشان دهنده مقدار دارایی B است؛ درحالی که k یک ثابت است. در اصل استخرهای نقدینگی Uniswap همیشه حالتی را حفظ می کنند که به موجب آن ضرب قیمت دارایی A و قیمت B همیشه برابر با یک عدد است.

برای درک اینکه این معادله چگونه استفاده می شود، اجازه دهید از استخر نقدینگی ETH/USDT به عنوان مطالعه موردی استفاده کنیم. وقتی ETH توسط معامله گران خریداری می شود، USDT را به استخر اضافه کرده و ETH را از آن حذف می کنند. این فرایند سبب می شود مقدار ETH در استخر کاهش یابد که به نوبه خود سبب افزایش قیمت ETH به منظور تحقق اثر متعادل x*y=k می شود.

در مقابل، چون USDT بیشتری به استخر اضافه شده است، قیمت USDT کاهش می یابد. هنگامی که USDT خریداری می شود، این فرایند برعکس است؛ یعنی قیمت ETH در استخر کاهش می یابد؛ درحالی که قیمت USDT افزایش می یابد.

هنگامی که سفارش های بزرگ در AMM ثبت می شوند و مقدار قابل توجهی از یک توکن حذف یا به یک استخر اضافه می شود، می تواند سبب ایجاد اختلافات قابل توجهی بین قیمت دارایی در استخر و قیمت بازار آن (قیمتی که با آن در چندین صرافی معامله می شود) شود.

برای مثال قیمت ETH در بازار ممکن است 3000 دلار باشد، اما در یک استخر، ممکن است 2850 دلار باشد؛ زیرا شخصی مقدار زیادی اتریوم را به یک استخر اضافه کرده تا توکن دیگری را حذف کند؛ یعنی ETH با تخفیف در استخر معامله می شود و فرصت آربیتراژ ایجاد می کند. ترید آربیتراژ استراتژی یافتن تفاوت بین قیمت یک دارایی در مبادلات متعدد، خرید آن در پلتفرمی است که کمی ارزان تر بوده و فروش آن در پلتفرمی که کمی بالاتر است.

در AMM، معامله گران آربیتراژ انگیزه مالی دارند تا دارایی هایی را بیابند که با تخفیف در استخرهای نقدینگی معامله می شوند و آن ها را خریداری کنند تا زمانی که قیمت دارایی مطابق با قیمت بازار آن بازگردد؛ برای مثال اگر قیمت اتریوم در استخر نقدینگی در مقایسه با نرخ ارز آن در سایر بازارها پایین باشد، معامله گران آربیتراژ می توانند با خرید ETH در استخر با نرخ پایین تر و فروش آن با قیمت بالاتر در صرافی دیگر، تریدر از این اختلاف قیمت سود می کند.

توجه داشته باشید که معادله x*y=k در Uniswap تنها یکی از فرمول های ریاضی است که امروزه توسط AMMها استفاده می شود؛ برای مثال Balancer از شکل بسیار پیچیده تری از رابطه ریاضی استفاده می کند که به کاربران اجازه می دهد تا 8 دارایی دیجیتال را در یک استخر نقدینگی واحد ترکیب کنند. از سوی دیگر، Curve از یک فرمول ریاضی مناسب برای جفت کردن استیبل کوین ها یا دارایی های مشابه استفاده می کند.

نقش تأمین کنندگان نقدینگی در بازارساز خودکار

همان طور که قبلاً بحث شد، AMMها برای عملکرد صحیح نیاز به نقدینگی دارند. استخرهایی که بودجه کافی ندارند، در معرض slippage هستند. برای کاهش slippage ها، AMMها کاربران را تشویق می کنند که دارایی های دیجیتال را در استخرهای نقدینگی سپرده گذاری کنند تا سایر کاربران بتوانند با این وجوه معامله کنند.

به عنوان یک عامل انگیزشی، پلتفرم به ارائه دهندگان نقدینگی (LPs) با کسری از کارمزد پرداخت شده در تراکنش های انجام شده در استخر پاداش می دهد؛ به عبارت دیگر، اگر سپرده شما نشان دهنده 1 درصد از نقدینگی قفل شده در یک استخر باشد، یک توکن LP دریافت خواهید کرد که نشان دهنده 1 درصد از کارمزد تراکنش انباشته آن استخر است.

هنگامی که یک تأمین کننده نقدینگی می خواهد از یک استخر خارج شود، توکن LP خود را بازخرید می کند و سهم خود را از کارمزد تراکنش دریافت می کند. علاوه بر این، AMMها توکن های حکمرانی را برای LPها و همچنین تریدرها ایجاد می کنند.

همان طور که از نام آن پیداست، یک توکن حکم رانی به دارنده این امکان را می دهد تا درباره مسائل مربوط به حکم رانی و توسعه پروتکل بازارساز خودکار حق رأی داشته باشد.

فرصت های ییلد فارمینگ در بازارسازهای خودکار

فرصت های ییلد فارمینگ در بازارسازهای خودکار

جدا از مشوق هایی که در بالا به آن ها اشاره شد، LPها می توانند در فرصت های ییلد فارمینگ که برای افزایش قیمت در اختیارشان قرار می دهد، سرمایه گذاری کنند. برای بهره مندی از این مزیت، تنها کاری که باید انجام دهید، این است که نسبت مناسب دارایی های دیجیتال را در یک استخر نقدینگی روی یک پروتکل AMM سپرده گذاری کنید.

پس از تأیید سپرده، پروتکل AMM برای شما توکن LP ارسال می کند. در برخی موارد، می توانید این توکن را به یک پروتکل وام جداگانه واریز کنید یا «استیک» کرده و سود اضافی کسب کنید. با انجام این کار، می توانید با سرمایه گذاری روی ترکیب پذیری یا قابلیت همکاری پروتکل های مالی غیرمتمرکز (DeFi) درآمد خود را به حداکثر برسانید.

با این حال، توجه داشته باشید که برای برداشت دارایی خود از استخر نقدینگی اولیه، باید توکن ارائه دهنده نقدینگی را بازخرید کنید.

آینده بازارساز خودکار

AMM ها که برای اولین بار در سال 2018 توسعه یافتند، اکنون بخشی از اکوسیستم DeFi هستند. امکانات متنوعی در طی این مدت به ساختار AMM ها اضافه شده اند، از جمله ابزارهای اتوماسیون برای تأمین کنندگان نقدینگی. AMM ها چیزی بیش از ارائه نقدینگی بیشتر در نظر گرفته می شوند.

در حال حاضر از این مفهوم برای ایجاد بازاری امن و جریان اصلی استفاده می کنند. AMM ها برای تسهیل تراکنش ها به طور کارآمدتر بر فناوری قراردادهای هوشمند تکیه می کنند که تاکنون در آن موفق بوده است.

در آینده، AMMها پتانسیل دسترسی به سرمایه گذاران بیشتری را دارند. با این حال، برای رسیدن به آن، این فناوری باید سطح بالایی از امنیت و رشد را تضمین کند. فضای DeFi در حال حاضر بسیار سریع در حال توسعه است. AMMها بخشی از توسعه فضای DeFi هستند که به سرعت در حال رشد هستند و می توانند بخش اصلی پیشرفت آن باشند.

سخن پایانی

بازارسازان خودکار کاستی های بازارسازی سنتی را رفع می کنند. فرایند سنتی به کار دستی نیاز دارد که از معامله گران و سازندگان بازار به طور قابل توجهی زمان بیشتری می گیرد. به لطف این ابزار جدید برای تأمین نقدینگی، صنعت مالی غیرمتمرکز توانسته است بسیار سریع تر حرکت کند.

 از آنجا که DeFi به سرعت به رشد خود ادامه می دهد، AMMها همچنان نقش کلیدی در توسعه آن ایفا خواهند کرد. در حال حاضر، تنها چند شرکت در حال ارائه راه حل های جدید در فضای بازارساز خودکار هستند. AMMها فضای ویژه ای در DeFi هستند و به دلیل سهولت استفاده، توجه بسیاری از سرمایه گذاران را به خود جلب کرده اند.

پرسش های متداول

۱- مزیت استفاده از بازارساز خودکار چیست؟

برخی صرافی های رمزنگاری با بانک ها و سایر سرمایه گذاران نهادی همکاری می کنند تا نقدینگی را به طور مداوم تأمین کنند که مطمئن می شود همیشه مخاطبی برای معامله وجود دارند. این فرایند «بازارسازی» است و بانک ها و سایر سرمایه گذاران نهادی «بازارسازان» هستند.

۲- پروتکل AMM چیست؟

بازارساز خودکار (AMM) زیرساخت های که یک صرافی غیرمتمرکز (DEX) امکان خرید و فروش دارایی ها با استفاده از استخرهای نقدینگی ارز دیجیتال، به جای بازار سنتی خریداران و فروشندگان، فراهم می کند.

۳- بازارساز خودکار چگونه کار می کند؟

برای اطمینان از اینکه نسبت دارایی ها در استخرهای نقدینگی تا حد امکان متعادل باقی می ماند و برای از بین بردن اختلاف قیمت گذاری دارایی های ادغام شده، AMM از معادلات ریاضی از پیش تعیین شده استفاده می کند.

ادامه مطلب
hardCap-and-softCap
هارد کپ و سافت کپ در...

 هارد کپ (Hard Cap) و سافت کپ (Soft Cap) چیست؟

بیشتر پروژه های مبنی بر ارز دیجیتال، سرمایه و منابع مالی موردنیاز برای فعالیت را از طریق عرضه اولیه توکن خود تأمین می کنند، اما سرمایه گذاران احتمالی نیز باید از سودده بودن ارز دیجیتال اطمینان حاصل کنند تا در آن سرمایه گذاری کنند. روش های زیادی برای بررسی و ارزیابی آینده توکن ها وجود دارد که هارد کپ و سافت کپ دو مورد از آن ها هستند. در ادامه بیشتر با این دو فاکتور مهم آشنا می شوید. 

هارد کپ چیست؟

Hard Cap در عرضه اولیه توکن ها، به حداکثر تعداد ارز دیجیتال های قابل فروش گفته  می شود. درواقع، Hard Cap به حداکثر بودجه ای که تیم توسعه دهنده پروژه نیاز دارد، اطلاق می شود که این بودجه اولیه، به ازای فروش توکن های پروژه در عرضه اولیه جمع آوری می شود. رسیدن پروژه به هارد کپ یا حداکثر هدف  ICO خود به این معناست که تمامی توکن های عرضه شده در کمپین جمع آوری کمک مالی، به طور کامل فروخته شده اند و پروژه، سرمایه گذاران جدید نمی پذیرد. 

البته انتخاب چگونگی Hard Cap و اندازه عرضه اولیه، با توجه به اهداف تیم توسعه صورت می گیرد و تیم پروژه باید در میزان عرضه اولیه توکن و حداکثر توکن های موجود، تعادل ایجاد کنند. برخی کارشناسان از اصطلاح max supply یا حداکثر عرضه برای تعریف هارد کپ استفاده می کنند.

آن ها عقیده دارند که هارد کپ مشخص کننده بیشترین تعداد ارز دیجیتال در پروتکل تعریف شده پروژه است، اما استفاده از این توصیف بیشتر برای تعداد تمام توکن های موجود در یک بلاک چین مناسب است و همان طور که گفتیم در تعریف Hard Cap، حداکثر توکن موردنظر در یک بازه زمانی خاص موردنظر است. 

البته نکته قابل توجه در بررسی Hard Cap ارز دیجیتال این است که اندازه هارد کپ یک پروژه ممکن است در پی بروز مشکلاتی در نحوه توزیع کوین ها تغییر کند؛ بنابراین اگر قصد سرمایه گذاری در یک ارز دیجیتال را دارید، بهتر است به طور مداوم هارد کپ پروژه را بررسی کرده و از تغییرنیافتن آن اطمینان حاصل کنید. افزایش مقدار Hard Cap در حین عرضه توکن، مانند چاپ و انتشار بیش ازحد فیات، سبب افت ارزش و کاهش قیمت آن خواهد شد. 

البته برخی پروژه ها مانند اتریوم، هارد کپ مشخصی برای سرمایه گذاران تعیین نمی کنند و به عبارتی توکن های این شبکه ها، به صورت نامحدود توزیع می شوند، اما همان طور که می دانید، فراوانی یک ارز تأثیر زیادی بر افت قیمت آن دارد و پروژه هایی که هارد کپ مشخصی ندارند، برای حفظ ارزش توکن جلوگیری از سقوط قیمت آن، از استراتژی توکن سوزی استفاده می کنند.

 در این پروژه ها، با توجه به صلاحدید توسعه دهندگان، در بازه های زمانی  مشخص یا در پی اعمال تغییرات در بلاک چین، مقداری از عرضه در گردش توکن از بین برده شده یا به اصطلاح سوزانده می شود تا ارز دیجیتال پروژه، ارزش خود را حفظ کند. 

سافت کپ چیست؟ 

 

soft cap در ارز دیجیتال، به حداقل سرمایه ای گفته می شود که پروژه ارز دیجیتال باید از طریق عرضه اولیه یا ico از سرمایه گذاران خود دریافت کند. سافت کپ درواقع با این هدف به سرمایه گذاران اعلام می شود که هر سرمایه گذار از دلیل نیاز پروژه به سرمایه و جایی که قرار است از آن استفاده شود، اطلاع داشته باشد. در نظر گرفتن Soft Cap برای پروژه های ارز دیجیتال، الزامی نیست  و بسیاری از پروژه ها حتی بدون اینکه سافت کپی برای سرمایه گذاران تعیین کنند، موفق به جمع آوری بودجه موردنظر می شوند.

انتخاب اندازه سافت کپ نیز همانند هارد کپ، به عهده تیم توسعه دهنده است و اگر پروژه به سافت کپ تعیین شده نرسد، وجه دریافتی از سرمایه گذاران به آن ها بازگردانده می شود. از آنجا که هدف اصلی سرمایه گذاران از خرید توکن، چند برابر شدن قیمت آن در آینده است، Soft Cap می تواند معیاری برای آنالیز تجربه و درک هدف پروژه باشد. 

سرمایه گذاران باید این موضوع را بدانند که مقادیر غیرطبیعی بسیار کم یا زیاد سافت کپ، نشان دهنده غیرقانونی یا تازه کار بودن پروژه است؛ بنابراین بهتر است در سرمایه گذاری این نوع پروژه ها جانب احتیاط را رعایت کنند. 

منحنی انتشار (Emissions Curve)

یکی دیگر از فاکتورهای مهم در تحلیل آینده یک رمزارز، مقدار عرضه آن است، اما دانستن تعداد توکن های قابل استخراج پروژه نیز برای سرمایه گذاران خالی از لطف نیست. همان طور که می دانید، مقدار عرضه و قیمت یک رمزارز، مؤلفه اصلی تعیین حجم معاملات آن است، اما در توکن هایی که از سیستم POW استفاده می کنند و قابل استخراج هستند، حجم استخراج روزانه نیز بر قیمت آن ها تأثیر می گذارد. 

تحلیل برنامه استخراج کوین ها یا منحنی انتشار یک ارز دیجیتال، یکی از راه های ارزیابی آن است. البته این فاکتور بیشتر برای انتخاب توکن های قابل استخراج با ماینرها اهمیت دارد. همان طور که می دانید در ابتدای فعالیت یک پروژه ارز دیجیتال، توکن ها به سادگی استخراج می شوند تا ماینرهای زیادی به شبکه بپیوندد. 

زمانی که تعداد ماینرهای شبکه افزایش یافته و ارزش توکن ها بیشتر شود، پاداش استخراج توکن کاهش می یابد. استخراج بیت کوین، یکی از مثال های بارز برای توضیح ارزش نمودار انتشار است و همه ما می دانیم که امروزه با توجه به افزایش تعداد ماینرهای شبکه بیت کوین، ماینینگ این ارز دیجیتال بدون دستگاه های تخصصی تقریباً غیرممکن است. 

سخن پایانی

در این مقاله با مفاهیم پایه هارد کپ و سافت کپ آشنا شدیم و همان طور که اشاره کردیم، این دو فاکتور مهم، یکی از روش های متداول برای بررسی آینده پروژه های ارز دیجیتال هستند که به سرمایه گذاران در انتخاب ارز مناسب برای خرید و سرمایه گذاری کمک می کنند. به نظر شما به جز دو فاکتور ذکرشده در مقاله، چه راه های دیگری برای بررسی چشم انداز پروژه های بلاک چین وجود دارد؟

پرسش های متداول

۱- از هارد کپ و سافت کپ برای چه چیزی استفاده می شود؟

هارد کپ و سافت کپ دو فاکتور  برای بررسی آینده ارزهای دیجیتال سرمایه گذاری شده در ییلد فارمینگ هستند. 

۲- پروژه های ارز دیجیتال بدون هارد کپ چگونه ارزش توکن را حفظ می کنند؟

پروژه های بدون هارد کپ مانند اتریوم، از فرایند توکن سوزی برای حفظ ارزش کوین استفاده می کنند. 

ادامه مطلب
crypto-lending
 وام ارز دیجیتال چیست؟ راهنمای نحوه...

آیا شما هم به دنبال دریافت وام ارزهای دیجیتال برای خرید ارز رمزدار اطلاعات هستید؟ پس در این مقاله همراه ما باشید. همه گیری جهانی ویروس کرونا بر بازده و سود سرمایه گذاری های متداولی مانند سهام، طلا، املاک و مستغلات تأثیر منفی گذاشته است؛ بنابراین بیشتر سرمایه گذاران به سمت ارزهای دیجیتال گرایش یافته اند؛ زیرا در دوران رکود جهانی اقتصاد، افراد عادی و سرمایه گذاران باسابقه، به دنبال سرمایه گذاری در حوزه هایی هستند که سود مناسبی دارند. 

وام ارز دیجیتال چیست؟

به طورکلی می توان گفت با وجود اختلافات زیاد درباره رشد دارایی و ثروت از طریق ارزهای دیجیتال، این صنعت طی دو سال گذشته با سرعت زیادی رشد کرده است. همیشه در صنعت ارز دیجیتال نوآوری هایی وجود دارد؛ بنابراین ایده های مختلفی در آن اجرا می شود تا موانع موجود در فرایند سرمایه گذاری حذف شوند. یکی از این نوآوری وام دهی در ارز دیجیتال است.

نحوه وام دهی در ارزهای دیجیتال

 سیستم پرداخت وام ارز دیجیتال ابزاری خلاقانه است که به سرمایه گذاران کمک می کند تا سریع تر پول نقد موردنیاز خود را تأمین کنند. وام ارز دیجیتال امکان قرض گرفتن و قرض دادن ارزهای دیجیتال را فراهم می کند و کاربران معمولاً در ازای دریافت این وام مبلغی را به عنوان کارمزد پرداخت می کنند.

شما برای دریافت وام ارزهای دیجیتال می توانید از دارایی های رمزگذاری شده خود به عنوان ضمانت و ایجاد امنیت استفاده کنید. به طورکلی بهترین راه حل برای دریافت وام ارزهای دیجیتال، ارائه وثیقه است. درواقع وام گیرندگان برای دریافت وام از طریق ارز فیات یا استیبل کوین، از دارایی های رمزگذاری شده خود به منزله وثیقه استفاده می کنند. به کمک این ابزار دیگر نیازی نیست برای دریافت پول ارزهای خود را بفروشید.

پلتفرم های وام ارزهای دیجیتال نقش مهمی در پرداخت این نوع وام ها دارند. به طورکلی شما می توانید حداکثر به اندازه 50 درصد ارزش کل دارایی های دیجیتال خود، وام ارز دیجیتال دریافت کنید. اگرچه در برخی پلتفرم ها امکان دریافت وام بیشتر هم وجود دارد. وام های ارز دیجیتال مانند EMI (سیستم پرداخت به صورت اقساط ماهیانه) نیستند و وام گیرندگان می توانند بازپرداخت وام را قبل از پایان زمان تعیین شده انجام دهند.

سودآوری وام های ارز دیجیتال به عوامل مختلفی بستگی دارد. اگر شما به عنوان یک وام گیرنده وجه دریافت شده را پرداخت نکنید، بی شک سرمایه خود را از دست خواهید داد.

بازده وام ها در ارز دیجیتال

به طورکلی افراد می توانند در پلتفرم های وام دهی Celcius و Nexo، حداکثر 8 درصد درآمد داشته باشند؛ درحالی که در پلتفرم Compound Finance (یک پلتفرم غیرمتمرکز وام دهی در دیفای) نرخ سالانه وام دهی (APR) برای استیبل کوین Dai (DAI)  و USD Coin (USDC) به ترتیب 12 و 9 درصد است.

نحوه دریافت وام ارزهای دیجیتال چگونه است؟

ضمانت پرداخت وام ارز دیجیتال، از خود ارز دیجیتال تأمین می شود. درواقع این نوع وام مشابه وام مسکن است. شما باید برای دریافت وام ارزهای دیجیتال و بازپرداخت آن در زمانی مشخص، مقداری ارز دیجیتال داشته باشید. شما می توانید این نوع وام ها را از طریق پلتفرم های وام دهی در ارز دیجیتال یا صرافی های مرتبط با آن دریافت کنید.

اگرچه مالکیت ارز دیجیتالی که به عنوان وثیقه وام استفاده کرده اید، حفظ می شود، شما نمی توانید با ارزهای دیجیتال خود هیچ گونه تراکنشی انجام دهید.

 نحوه وام دهی در ارز دیجیتال برای استیبل کوین ها

در مدل های وام دهی و استقراض همتا به همتا (P2P) در ارزهای دیجیتال، نرخ بهره کاملاً تحت تأثیر عرضه و تقاضاست. وقتی وام دهندگان وام ها را با مقدار بالا و تعداد کم عرضه کنند، میزان سود آن ها افزایش می یابد. از طرف دیگر اگر تقاضا برای وام ارز دیجیتال کم باشد و وام دهندگان تعداد زیادی وام برای عرضه داشته باشند، برای جذب وام گیرندگان نرخ بهره را کاهش می دهند. اکنون این سؤال مطرح می شود که چرا نرخ بهره استیبل کوین ها بسیار بالاست؟ استیبل کوین ها صنعتی نوپا هستند و تنها 2 تا 3 درصد از کل سرمایه بازار ارزهای دیجیتال به آن ها تعلق دارد.

در پلتفرم های وام دهی ارز دیجیتال، منابع بیشتر وام ها از طریق استیبل کوین ها تأمین می شود. بیشتر افراد این کوین ها را تنها برای قرض دادن در پلتفرم های وام دهی خریداری می کنند، اما عرضه آن در مقایسه با عرضه برترین ارزهای دیجیتال به شدت پایین است؛ برای مثال در پلتفرم Compound Finance، میزان عرضه ناخالص اِتِر (ETH)50 درصد بیشتر از DAI و USDC است.

پلتفرم های وام دهی در ارزهای دیجیتال

 وقتی این میزان عرضه را با میزان تقاضا مقایسه کنید، متوجه می شوید که آمار و ارقام چقدر متفاوت هستند. در پلتفرم Compound Finance، تقاضا برای DAI تقریباً 40 برابر بیشتر از ETH است. حمایت تریدرهای بزرگ و مارکت میکرها در ارزهای دیجیتال موجب افزایش تقاضای DAI شده است.

مزایای وام ارز دیجیتال

وام ارز دیجیتال به دلیل مزایای فراوان، از جمله نرخ بهره پایین، قابلیت انتخاب ارز وام، بررسی نکردن اعتبار، سرعت تأمین منابع مالی و پتانسیل کسب درآمد، گزینه ای مناسب برای سرمایه گذاران فعال در این حوزه است. علاوه بر این، شما می توانید ارزهای دیجیتال خود را قرض دهید و بیش از 10 درصد APY (سود سالانه) را در چند پلتفرم ارز رمزگذاری شده دریافت کنید.

 همان طور که پیش از این بیان شد، در همه تراکنش های وام دهی ارز دیجیتال دو طرف وجود دارد: وام گیرنده و وام دهنده. وام گیرنده وظیفه دارد دارایی های رمزگذاری شده خود را به عنوان وثیقه سپرده گذاری کند تا وام دهنده بابت بازپرداخت وام، یک ضمانت داشته باشد.

درواقع هنگام پرداخت وام ارز دیجیتال هر دو طرف وام گیرنده و وام دهنده از مزایای آن بهره می برند؛ زیرا وام گیرنده می تواند به اندازه دارایی های رمزگذاری شده خود فوراً وام دریافت کند و وام دهنده هم با توجه به مبلغ وام، سود دریافت می کند. اگر وام گیرنده از بازپرداخت وام امتناع کند، وام دهنده از ارزهای دیجیتال وثیقه به نفع خود استفاده می کند.

آیا به عنوان وام دهنده در دیفای شرکت کنیم؟

وام دهی در دیفای

به طورکلی شما به عنوان یک وام دهنده باید قبل از شروع فعالیت در یک پلتفرم ارز دیجیتال، با بخش های مختلف و جزئیات کار با آن آشنا شوید. وقتی شما برای وام دادن، ارز خود را وارد یک پلتفرم می کنید، آن پلتفرم به کلیدهای ارز دیجیتال دسترسی دارد، نه شما.

شما تنها از طریق یک قرارداد هوشمند می توانید اسناد وام پرداخت شده را در اختیار داشته باشید. با بررسی استانداردهای حسابرسی این قرارداد هوشمند، تاریخچه پلتفرم و تیم آن می توانید درباره وام دهی در ارز دیجیتال به درستی تصمیم گیری کنید.

اگر شما بدون کسب اطلاعات مهم درباره یک پلتفرم، پرداخت وام ارز دیجیتال را شروع کنید، به احتمال زیاد ارز شما گم می شود و شما هم به آن دسترسی نخواهید داشت. درواقع با این غفلت، دارایی های دیجیتال شما را از بین می رود.

سخن پایانی

در پایان برای جمع بندی، لازم است قبل از ثبت نام در هر پلتفرمی برای پرداخت وام ارز دیجیتال، آن را به دقت بررسی کنید. شما برای شرکت در هر پلتفرم وام دهی ارز دیجیتال، باید ابتدا درباره فرایندها و محدودیت های آن اطلاعات کافی کسب کنید؛ زیرا یک اشتباه کوچک ممکن است به قیمت از دست دادن دارایی تان تمام شود.

پرسش های متداول

۱. وام دهی در ارز دیجیتال چیست؟

وام ارز دیجیتال امکان قرض گرفتن و قرض دادن ارزهای دیجیتال را فراهم می کند و کاربران معمولاً در ازای دریافت این وام مبلغی را به عنوان کارمزد پرداخت می کنند.

۲. نحوه دریافت وام ارزهای دیجیتال چگونه است؟

درواقع این نوع وام مشابه وام مسکن است. شما باید برای دریافت وام ارزهای دیجیتال و بازپرداخت آن در زمانی مشخص، مقداری ارز دیجیتال داشته باشید. شما می توانید این نوع وام ها را از طریق پلتفرم های وام دهی در ارز دیجیتال یا صرافی های مرتبط با آن دریافت کنید.

ادامه مطلب
liquidity-mining
استخراج نقدینگی (Liquidity Mining) در ارزهای...

 مفاهیم متعارف در مورد فناوری و امور مالی به طور منظم با پیشرفت های جدید در این حوزه به چالش کشیده می شوند. در چندوقت اخیر شاهد پیشرفت های قابل توجه زیادی در زمینه ی بلاک چین و ارزهای دیجیتال بوده ایم؛ به ویژه با افزایش قیمت های فوق العاده بالای ارزهای دیجیتال محبوبی مانند بیت کوین. یکی از روندهای قابل توجهی که در چندوقت اخیر به موضوع موردتوجه همه تبدیل شده است، امور مالی غیرمتمرکز یا DeFi است. DeFi می تواند فرصت های جدیدی را از طریق روش هایی مانند استخراج نقدینگی، برای کسب درآمد غیرفعال ارائه دهد. اما Liquidity Mining چیست؟

به طور خلاصه، لیکوئیدیتی ماینینگ (Liquidity Mining) یکی از برنامه های امیدوارکننده در فضای DeFi است که می تواند به کاربران کمک کند بهترین سود را از دارایی های رمزنگاری خود استخراج کنند. DeFi یک پلتفرم جامع مالی مبتنی بر بلاک چین تکامل یافته است که واسطه های مالی متمرکز را از خدمات مالی مستثنی می کند. سرمایه گذاران می توانند از مزایای تمرکززدایی با DeFi در کنار دسترسی به روش های نوآورانه برای کسب درآمد غیرفعال استفاده کنند. در ادامه ی این مطلب به بررسی مفهوم Liquidity Mining و اینکه چگونه می تواند برای فعالان و علاقه مندان به ارزهای دیجیتال مفید باشد، اشاره خواهیم کرد. با ما همراه باشید. 

تاریخچه ی استخراج نقدینگی

درک دقیق استخراج نقدینگی بیت کوین و سایر دارایی های رمزنگاری تا حد زیادی به میزان شناخت شما از این فرایند بستگی دارد. DeFi در سال 2020 به شدت محبوب گشت؛ زیرا رویکردی جدید برای کسب درآمد غیرفعال یا پسیو (passive income) معرفی کرد. این رویکرد جدید به عنوان نسخه ای اصلاح شده از مفاهیم مرسوم مربوط به استخراج بود. در رویکرد جدید ماینینگ، کاربران می توانند از ارزهای دیجیتال خود برای ارائه ی نقدینگی در صرافی های غیرمتمرکز استفاده کنند.

قدمت لیکوئیدیتی ماینینگ مربوط به قبل از معرفی مفهوم دیفای است. به عنوان مثال، قبل از ورود DeFi، IDEX یکی از بزرگ ترین DEXها بود که تسهیلات Liquidity Mining را در اکتبر 2017 ارائه کرده بود. متعاقباً، جهان شاهد ورود پروتکل نقدینگی مشتقات، معروف به Synthetix بود که از یک ارائه دهنده ی اوراکل غیرمتمرکز، Chainlink، برای استخراج نقدینگی استفاده می کرد.

Liquidity Mining چیست؟ 

استخراج نقدینگی

لیکوئیدیتی ماینینگ یک مکانیسم مالی غیرمتمرکز است که شرکت کنندگان برخی از دارایی های رمزنگاری خود را در استخرهای نقدینگی مختلف قرار می دهند و از انجام این کار از طریق توکن ها پاداش می گیرند. براساس مطالعات انجام شده، لیکوئیدیتی ماینینگ در بین سرمایه گذاران محبوبیت بالایی دارد؛ زیرا شرایط کسب درآمد غیرفعال را برای افراد فراهم می کند. به این معنی که می توانید از Liquidity Mining در ارزهای دیجیتال بدون نیاز به تصمیم گیری درخصوص سرمایه گذاری یا عدم سرمایه گذاری، سود و پاداش کسب کنید. به طبع، مجموع پاداش دریافتی شما به سهم تان در استخر نقدینگی بستگی دارد.

اگرچه استخراج نقدینگی کریپتو در ژوئن 2020 به طور قابل توجهی محبوب شد اما این استراتژی سه سال قبل از این اتفاق مطرح شده بود. همان طورکه در بخش قبل گفته شد، این مفهوم در ابتدا در سال 2017 توسط IDEX که یکی از محبوب ترین صرافی های غیرمتمرکز بود، تعریف شد. سه سال بعد، این مفهوم توسط Synthetix و Compound توسعه ی بیش تری یافت. استخراج نقدینگی DeFi برای اولین بار توسط IDEX در قالب یک برنامه ی پاداش مطرح شد که مزایای خاصی برای شرکت کنندگان در صرافی فراهم می کند. به جای استیک کردن سرمایه در یک استخر جداگانه، پس از تصمیم گیری برای تأمین نقدینگی، توکن های IDEX به شرکت کنندگان داده شد. درواقع، تنها کاری که باید برای دریافت توکن های IDEX انجام داد، ثبت یک سفارش لیمیت اوردر در صرافی است. 

وقتی Compound در سال 2020 مفهوم ماینینگ نقدینگی DeFi را معرفی کرد، با سرعت زیادی استفاده گردید. از آن زمان، کل ارزش قفل شده (TVL) در مورد لیکوئیدیتی ماینینگ کم تر از 97 میلیارد دلار است. یکی از دلایل اصلی محبوبیت آن در بین شرکت کنندگان، این است که هر کسی می تواند از این استراتژی استفاده کند. درواقع، با استفاده از این استراتژی شما می توانید از دارایی های موجود خود، درآمد غیرفعال داشته باشید.

اصطلاحات و مفاهیم کلیدی استخراج نقدینگی

قبل از آنکه بیش تر به Liquidity Mining بپردازیم، بهتر است کمی بیش تر درخصوص اصطلاحات و مفاهیم این حوزه یاد بگیرید.

  • صرافی های غیرمتمرکز

صرافی های غیرمتمرکز، صرافی های ارزهای دیجیتال هستند که امکان تراکنش های همتا به همتا را فراهم می کنند؛ به این معنی که حضور واسطه ای مانند بانک غیرضروری است. این نوع معامله و ترید کاملاً مستقل است و توسط الگوریتم ها و همچنین قراردادهای هوشمند مدیریت می شود.

  • استخرهای نقدینگی

استخرهای نقدینگی این امکان را برای شما فراهم می کنند تا هنگام Liquidity Mining با یک صرافی غیرمتمرکز (DEX)، دارایی های خود را به شکل توکن استیک کنید. سپس، این دارایی ها می توانند توسط افراد در پلتفرم معامله شوند؛ بدون اینکه واسطه ای وجود داشته باشد. پس از ارائه ی نقدینگی به یک استخر نقدینگی، می توانید توکن های بومی دریافت کنید.

مزایای استخراج نقدینگی چیست؟

پس از آشنایی با مفهوم لیکوئیدیتی ماینینگ، زمان آن فرا رسیده که با مزایای استفاده از این استراتژی سرمایه گذاری آشنا شوید. هنگامی که دارایی ها را در استخرهای نقدینگی قرار می دهید، تقریباً می توانید از بازدهی سرمایه گذاری خود مطمئن باشید. برخی از اصلی ترین مزایای Liquidity Mining در دیفای عبارتنداز:

بازدهی بالا

میزان بازدهی این مدل سرمایه گذاری، به میزان سرمایه گذاری افراد در استخرها بستگی دارد. صرافی های غیرمتمرکز قابل اجرا و کنترل نخواهند بود مگر اینکه مقدار خاصی از نقدینگی برای معامله گرانی که می خواهند توکن هایی از ارزهای دیجیتال مختلف مبادله کنند، وجود داشته باشد. وقتی نقدینگی را به این روش تأمین می کنید، صرافی ها برای ایجاد انگیزه، طرح پاداش را برای مشارکت بیش تر مطرح می کنند. ازآن جایی که سرمایه گذاری شما اساساً برای تسهیل تراکنش های غیرمتمرکز استفاده می شود، پاداش های شما معمولاً به شکل کارمزد معاملاتی است که هر زمان معاملات در صرافی موردنظر انجام می شود، تعلق می گیرد. ازآن جایی که سهم شما از استخر نقدینگی بازدهی شما را تعیین می کند، می توانید قبل از سرمایه گذاری پاداش خود را تخمین بزنید.

تغییر مدل حکمرانی و توکن های بومی

یکی از مزایای اصلی استخراج نقدینگی DeFi این است که امکان توزیع نسبتاً عادلانه ی حکمرانی از طریق توکن های بومی را فراهم می کند. قبل از اینکه Liquidity Mining کریپتو وجود داشته باشد، توزیع توکن تا حد زیادی ناعادلانه و نامتعادل بوده است. در بسیاری از موارد، توسعه دهندگان پروتکل DeFi، سرمایه گذاران اصلی را به دلیل مقدار سرمایه ای که در اختیار دارند، بر سرمایه گذاران کم سرمایه ترجیح می دهند. Liquidity Mining DeFi، فرصت های برابری را برای سرمایه گذاران کم سرمایه و نهادی فراهم می کند تا توکن به دست آورند. این توکن ها مقدار مشخصی از قدرت رأی دادن را در DEXهایی که روی آن ها سرمایه گذاری کرده اید، به شما می دهند. برخی از مزایایی که توکن های بومی برای شما فراهم می کنند، عبارتند از:

  • بازنگری در صندوق توسعه؛
  • رأی به تغییر کارمزدها؛
  • اعمال تغییرات در رابط کاربری؛
  • تغییر در نحوه ی توزیع پاداش کارمزدها.

اگرچه توکن ها عمدتاً برای حکمرانی استفاده می شوند اما بسیار متنوع هستند و می توان از آن ها برای استیک کردن، کسب درآمد از طریق ییلد فارمینگ یا گرفتن وام استفاده کرد.

سرمایه گذاری آسان و بدون مانع

در کنار توزیع عادلانه ی پاداش بین سرمایه گذاران، ورود به استخراج نقدینگی DeFi مانع نسبتاً کمی دارد و هر کسی می تواند از این استراتژی سرمایه گذاری استفاده کند. اگر قبلاً می خواستید در  یک اکوسیستم غیرمتمرکز مشارکت داشته باشید اما دارایی لازم برای انجام این کار را نداشتید، Liquidity Mining ارز دیجیتال این امکان را برای شما به ارمغان می آورد که به ازای فراهم کردن هر مقدار نقدینگی، کسب سود و درآمد داشته باشید. 

پرورش جامعه ای قابل اعتماد و وفادار

یکی از مزایای Liquidity Mining که اغلب نادیده گرفته می شود، جامعه ای قابل اعتماد و وفادار است؛ زیرا بسیاری از سرمایه گذاری ها با صرافی های جدید انجام می شود. هنگامی که یک برنامه ی Liquidity Mining اجرا می شود، معمولاً سرمایه گذارانی که نقدینگی را تأمین می کنند حضور فعال تری در جامعه خواهند داشت که به نوبه ی خود موجب رشد صرافی ها نیز می شوند. افرادی که نقدینگی را تأمین می کنند نیز تمایل دارند از خدمات صرافی ها استفاده کنند و پس از سرمایه گذاری دارایی های ارز دیجیتال خود،  از توکن ها به خوبی نگهداری کنند. 

ریسک های استفاده از استراتژی سرمایه گذاری استخراج نقدینگی چیست؟

ریسک های استخراج نقدینگی

 علی رغم مزایای فراوان Liquidity Mining، ریسک هایی نیز وجود دارد که قبل از استفاده باید از آن ها آگاه باشید.

از دست دادن سرمایه

قبل از اینکه سرمایه گذاری دارایی های رمزنگاری خود را در استخرهای نقدینگی آغاز کنید، باید بدانید ضرر دائمی چیست و چگونه می تواند بر شما تأثیر بگذارد

 ضرر دائمی زمانی اتفاق می افتد که قیمت توکن هایی که در استخرهای نقدینگی قرار داده اید، در مقایسه با زمانی که برای اولین بار سرمایه گذاری کرده اید، تغییر کند. تفاوت قیمت قابل توجه آن ها، احتمال ضرر دائمی شما را افزایش می دهد. اگر هنگام تصمیم به برداشت، توکن ها قیمت کم تری نسبت به زمانی که اولین بار آن ها را در استخرهای نقدینگی قرار دادید داشته باشند، پول خود را از دست خواهید داد. البته، شما می توانید این ریسک خاص را با سودی که از کارمزد معاملات به دست می آورید، جبران کنید. با این حال، نوسانات بازار ارزهای دیجیتال به این معنی است که هنگام واریز پول خود به DEX باید محتاط باشید.

ریسک پروژه

برخی از مشکلات فنی و زیرساختی نیز می تواند استراتژی سرمایه گذاری در استخراج نقدینگی را با خطر رو به رو کند. این مشکلات اجتناب ناپذیر هستند و در هر پروژه ای احتمال رخدادشان وجود دارد. هرچه یک پروتکل پیشرفته تر باشد، کد منبعی که پروتکل روی آن اجرا می شود نیز پیچیده تر خواهد بود. بنابراین، اگر کد منبع به درستی مورد بررسی قرار نگیرد، این امکان برای مجرمان سایبری وجود دارد که از پروتکل و دارایی های درون آن سوء استفاده کنند. از میان چندین ریسک استخراج نقدینگی که در این مقاله به آن ها پرداخته می شود، ریسک مشکلات فنی پروژه از ریسک های بالقوه است. با وجود اینکه همه ی پروژه ها قابل بهره برداری هستند، هنوز هم به شدت توصیه می شود که قبل از تصمیم به قراردادن دارایی های خود در استخر نقدینگی، تحقیقات گسترده ای روی پروژه و پلتفرم آن انجام دهید.

کلاهبرداری راگ پول (Rug Pulls)

کلاهبرداری راگ پول (Rug Pulls)

علی رغم مزایای بسیاری که سرمایه گذاری غیرمتمرکز دارد، ماهیت سیستم دارای چند خطر داخلی است که ممکن است امنیت دارایی شما را به خطر بیندازد. یکی از این موارد، پتانسیل کلاهبرداری «راگ پول» است. راگ پول نوعی تقلب است که توسعه دهندگان استخر نقدینگی و توسعه دهندگان پروتکل تصمیم می گیرند پروژه را تعطیل کنند و تمام پول سرمایه گذاری شده را در پروژه از بین ببرند. ازآن جایی که همه ی پروتکل های غیرمتمرکز ناشناس هستند، این مدل پروژه ها را می توان بدون هیچ گونه تأیید یا احراز هویتی اجرا کرد. Compounder Finance (که نام مشابهی با نام Compound Finance ندارد) نمونه ای از همین مدل کلاهبرداری است. توسعه دهندگان پروژه را در سال 2020 بستند و با 10.8میلیون دلار دارایی سرمایه گذار فرار کردند. اگر نمی خواهید قربانی تقلب در استخراج نقدینگی شوید، ضروری است که قبل از سرمایه گذاری در پروژه ای، بررسی دقیق انجام دهید تا موارد لازم پروژه را بدانید.

سخن پایانی

استخراج نقدینگی یک مفهوم ضروری از اکوسیستم DeFi و برای اطمینان از رشد آن است. ارائه دهندگان نقدینگی می توانند از طریق استخرهای نقدینگی در مبادلات غیرمتمرکز با ییلد فارمینگ درآمد غیرفعال داشته باشند. به اندازه ی سهمی که در استخرهای نقدینگی قرار می دهید، توکن بومی دریافت خواهید کرد. استفاده از این توکن ها برای کشاورزی نقدینگی ضروری و لازم است. با توجه به اینکه چیزی از ظهور این مفهوم نگذشته است، بهتر است برای از دست ندادن سرمایه ی خود، در کنار مزایای آن نگاهی هم به ریسک های احتمالی داشته باشید و با چشمان باز تصمیم بگیرید.

سؤالات متداول

۱- استخراج نقدینگی چیست؟

استخراج نقدینگی یک استراتژی سرمایه گذاری است که به موجب آن، سرمایه گذاران کریپتو برای مشارکت در نقدینگی یک دارایی در بازار غیرمتمرکز پاداش دریافت می کنند.

۲- استخراج نقدینگی چگونه کار می کند؟

تأمین کنندگان نقدینگی (LPs)، دارایی های خود را در یک استخر نقدینگی استیک می کنند و درنتیجه ی آن تریدرها به توکن های مطلوبی دسترسی پیدا می کنند. آن ها برای مبادله ی دارایی های خود در یک پلتفرم غیرمتمرکز، کارمزد تراکنش را پرداخت می کنند.

۳- کدام پلتفرم ها از استخراج نقدینگی پشتیبانی می کنند؟

چندین صرافی غیرمتمرکز وجود دارد که ارائه دهندگان نقدینگی را تشویق می کنتد تا در پلتفرم هایشان مشارکت داشته باشند. محبوب ترین آن ها UniSwap و Balancer است که از توکن های اتریوم و اتر مربوط به استاندارد ERC-20 پشتیبانی می کنند. 

۴- آیا ایده ی استفاده از استراتژی لیکوئیدیتی ماینینگ خوب است؟

Liquidity Mining روشی عالی برای کسب درآمد پسیو در صنعت ارزهای دیجیتال است. یک سرمایه گذار ارز دیجیتال با مشارکت به عنوان ارائه دهنده ی نقدینگی، به رشد بازار مالی غیرمتمرکز نوپا کمک می کند و در عین حال مقداری سود نیز به دست می آورد.

ادامه مطلب
توکن-سوزی
توکن سوزی در ارزهای دیجیتال چیست...

توکن سوزی در ارزهای دیجیتال چیست؟

بازار ارزهای دیجیتال مانند دنیای پر از نوسانی است که رویدادهای زیادی در آن مؤثر است. بسیاری از افراد و فعالان عرصه ارزهای دیجیتال برای ایجاد تغییر در این بازار برخی عملکردهای مختلف را بروز می دهند. گاهی فعالان بازار ارزهای دیجیتال با مشاهده روند نزولی ارزهای موردنظر خود، اقدام به کارهای می کنند که بتوانند ارزش ارز موردنظر خود را افزایش دهند، اما به عقیده شما چه کاری می تواند در افزایش ارزش یک ارز بسیار مؤثر باشد؟ توکن سوزی یکی از راه حل هاست!

اگر در زمینه ارزهای دیجیتال فعالیت کرده باشید، حتماً عبارت توکن سوزی را شنیده اید. این کار برای فعالان و اقتصاددانان این عرصه سود زیادی را به همراه دارد و از جمله فعالیت های است که سبب کاهش عرضه در مقایسه با تقاضا می شود، اما به نظر شما کاهش عرضه چه تأثیری دارد و هدف فعالان این بازار از این کار چیست؟

برای دستیابی به این پرسش ابتدا باید با مفاهیم اصلی مانند توکن و دلیل توکن سوزی آشنا شویم. درک این مفاهیم مانند چینش یک پازل در کنار هم است که درنهایت ما را به مقصد نهایی می رساند؛ پس تا انتهای تکمیل این پازل جذاب با ما همراه باشید. 

توکن (Token) چیست؟

توکن مانند بسیاری از ارزهای دیگر که بازار ارزهای دیجیتال وجود دارند، یک دارایی دیجیتال به حساب می آید. این ارز بلاک چین مستقل ندارد و روی بلاک چین های دیگر فعالیت می کند. بسیاری از ارزهای دیگر مانند بیت کوین یا دوج کوین یک بلاک چین مستقل دارند که به طور مشخص برای همان ارز فعالیت می کند، اما توکن روی شبکه بلاک چین های دیگر فعالیت دارد. یکی از بلاک چین های که برای پشتیبانی از توکن ساخته شده بلاک چین اتریوم است.

کوین (Coin) چیست؟

Coin یکی دیگر از دارایی های دیجیتال است که به صورت رمزنگاری شده و با استفاده از تکنیک های آن ارائه شده است. کوین بلاک چین مستقل دارد که به صورت مستقیم از طرف آن حمایت می شود. بهترین ویژگی کوین پرداخت بسیار سریع هزینه ها، خرید کالا یا خدمات دیگر است که در سریع ترین زمان ممکن انجام می گیرد.

تفاوت کوین و توکن

تفاوت های کوین و توکن

شاید با مطالعه مفاهیم توکن و کوین به سادگی فهمیده باشید که تفاوت این دو دارایی چیست. مشخص ترین تفاوت این دو، در بلاک چین های آن هاست. توکن نوعی دارایی است که به بلاک چین های دیگر وابسته بوده و بدون حمایت آن ها نمی تواند عملکردی داشته باشد، اما برخلاف آن کوین بلاک چین مستقل دارد. همچنین کوین تنها در زمینه شیوه های پرداخت استفاده می شود، اما توکن کاربردهای بیشتری دارد.

قدمت توکن سوزی

شاید کسانی که اولین بار این عبارت را می شنوند، تصور کنند این کار فرایندی منفی است و ضرر زیادی را به بازار منتقل می کند، اما این کار فرایندی بسیار متداول است که بسیاری از فعالان این عرصه انجام می دهند. فرایند سوزاندن توکن ها اولین بار در سال 2017 رخ داده و بسیاری از افراد در آن زمان از سوزش میلیاردها توکن یا کوین سخن می گفتند؛ کاری که در ابتدا برای خیلی از افراد غیرمتعارف بود، اما بعدها راهکار بسیار مناسبی برای افزایش سود بود و بسیاری از فعالان بازار ارزهای دیجیتال این عمل را تکرار کردند.

مفهوم توکن سوزی

توکن سوزی

این مفهوم به معنای ارسال مقداری از توکن های ارز دیجیتال به یک آدرس غیرقابل دسترس یا حذف شده است؛ به بیان ساده تر هنگامی که توکن سوزانده می شود، دیگر در دسترس نیست و به صورت کامل حذف می شود؛ البته فقط مقداری از این توکن ارزهای دیجیتال از بین می رود و حجم دیگری از آن باقی می ماند.

آدرسی که توکن ارزهای دیجیتال به آن فرستاده می شود، به اصطلاح burn address نامیده می شود. همچنین این آدرس در دسترس نیست و شخصی مالکیت آن را بر عهده ندارد. اصولاً Token burning توسط تیم توسعه دهنده آن انجام می شود و کسانی که این دسته از ارزهای دیجیتال را خریداری کرده اند، نمی توانند توکنی را بسوزانند؛ چون با این کار پولشان را هدر داده اند.

هدف از توکن سوزی چیست؟

تیم توسعه دهنده ارزهای دیجیتال با مشاهده روند ارزهای دیجیتال و افزایش ارزش هر ارز، اقدام به سوزاندن توکن ها کردند. توسعه دهندگان این ارزها تنها مقدار مشخصی از توکن های ارز دیجیتال را می سوزانند و میزان عرضه را در مقایسه با تقاضا کاهش می دهند؛ در این صورت افراد بیشتری خواهان این ارزها می شوند و اقدام به خریداری آن می کنند.

البته این روش برای افزایش ارزش ارزهای دیجیتال کاملاً مطمئن نیست و هر توسعه دهنده قبل از انجام آن باید تحقیق کند و از میزان امنیت هر ارز و توکن های آن اطمینان یابد.

زمان مناسب برای توکن سوزی

یکی از مناسب ترین زمان ها برای انجام این کار وقتی است که کوین ها یا توکن های ابتدایی به بازار ارائه شده و به فروش رسیده باشد. پس از آن تیم توسعه دهنده مابقی توکن های اضافه را می سوزاند؛ برای مثال همان طور که همه پول های کاغذی و چاپ شده وارد بازار اقتصادی نمی شود و تنها بخشی از آن در دست مردم قرار می گیرد، توکن های اضافه هم در دسترس سرمایه گذاران یا فعالان عرصه ارزهای دیجیتال قرار نمی گیرد و تنها با بخشی از آن مواجه هستند. 

روش های توکن سوزی

روش های توکن سوزی در ارزهای دیجیتال

این کار براساس اهداف مشخصی انجام می شود و اصلی ترین روش آن، الگوریتم های اثبات سوزش است که به POB یا proof of Burn معروف است. در این روش سه زیرشاخه وجود دارد که هرکدام از این ها شیوه خاصی دارند. در قسمت زیر به آن ها اشاره و درباره این توکن ها صحبت کرده ایم.

۱- نابودی کوین های بومی برای حقوق استخراج

اولین گامی که یک کاربر برای ایفای نقش ماینر یا استخراج کننده باید بردارد، نابودی توکن یا کوین های بومی است؛ البته کاربر تنها بخش مشخصی از این توکن ها را از بین می برد و بخش اصلی آن ها باقی می ماند.

۲- نابودی بیت کوین ها برای ایجاد کوین های بومی جدید

برخی بلاک چین های موجود، برای دستیابی به ارزهای دیجیتال و افزایش ارزش آن، باید مقدار یکسانی از ارز توکن ها را بسوزانند. با این کار میزان ارزش ارزهای جدید بیشتر می شود و سود بیشتری به دست می آید.

۳- تعادل سوزش و استخراج

در آخرین روش از Token burning برای دستیابی به برخی حقوق استفاده می شد. از این روش در شبکه های مبتنی بر اثبات سهام استفاده شده و توسعه دهندگان با استفاده از آن در برابر توراهای سنگین ارز مقابله می کردند.

شایعات Token burning

همان طور که بیان شد، سوزاندن توکن ها روشی برای افزایش ارزش ارزهای دیجیتال است، اما گاهی توسعه دهندگان ارزهای دیجیتال برای اینکه به سود بیشتری برسند، اخباری مبنی بر سوزاندن توکن ها را منتشر می کنند تا بتوانند سرمایه گذاران بیشتری را به سمت خود و خرید ارزهای مختلف جلب کنند. آن ها با انتشار یک آدرس جعلی، که درواقع آدرس کیف پول خودشان است اقدام به کلاه برداری در این زمینه می کنند.

نحوه پیشگیری از توکن سوزی های جعلی

همان طور که بیان شد، تیم توسعه دهنده هر ارز اقدام به Token burning می کند؛ پس در اولین مرحله همیشه به یاد داشته باشید که هیچ گاه برای این کار اقدام نکنید و اجازه بدهید تیم توسعه دهنده ارز این کار را انجام دهد. دومین گام این است که هیچ وقت به محض دریافت خبر Token burning اقدام به خرید ارز موردنظر نکنید، بلکه پیش از هر خرید ارز ابتدا باید تحقیق کامل کرده و پس از آن اقدام به خرید کنید.

اگر به هر دلیلی نمی توانید درباره ارزهای که توکن سوزی شده اند تحقیق کنید، حتماً ارزهای اثبات شده و سرمایه گذاری شده را خریداری کنید. این کار به شما کمک می کند تا اطمینان بیشتری از خرید خود داشته باشید.

سخن پایانی

به طورکلی سوزاندن توکن ها فرایندی است که بیشتر به تیم توسعه دهنده کمک می کند. همچنین نمی توان به طور کامل گفت که این کار سودمند است یا ضرر دارد؛ زیرا این کار موضوعی است که به شرایط موجود در بازار ارز بستگی دارد.

بیشترین چیزی که در نتیجه Token burning تأثیر دارد، تصمیم گیری های سرمایه گذاران است. اگر سرمایه گذاران به سوزاندن توکن ها یا حتی یک ارز دیجیتال بدبین باشند و تصور کنند با خرید آن ضرر می کنند، حتی در بهترین حالت سوزاندن توکن ها هم نتیجه سودمندی برای آن ها ندارد.

پرسش های متداول

۱- توکن سوزی چه ریسکی دارد؟

ممکن است این فرایند همیشه نتیجه مثبتی نداشته و حتی در نتیجه سرمایه گذاری افراد مؤثر نباشد؛ در این صورت عرضه این توکن ها دچار نوسان شدید می شود و تیم توسعه دهنده به سودی دست نمی یابد. همچنین کوین یا توکن های موردنظر خود را نیز از دست می دهد.

۲- مزیت Token burning برای سرمایه گذاران چیست؟

مزیت بسیار مهم این کار برای سرمایه گذاران، افزایش میزان ارزش توکن و ارزهای دیجیتال در بلندمدت است. ارزش ارزهایی که فرایند Token burning بر آن ها صورت گرفته، در مدت زمان طولانی بیشتر شده و همین امر سبب می شود سرمایه گذاران پس از خرید این ارزها به سود زیادی دست یابند.

۳- فرایند توکن سوزی بر کدام ارزهای دیجیتال اجرا شده است؟

تاکنون 2 ارز معروف به نام های بیت کوین کش و بایننس کوین دست خوش فرایند توکن سوزی شده اند. اولین ارزی که این فرایند روی آن انجام شد، باینس کوین بود و درنهایت در سال 2020 توسعه دهندگان بیت کوین کش اعلام کردند که 12 درصد از حجم کوین کش برای کاهش نرخ تورم آن و افزایش ارزش به یک آدرس غیرقابل دسترس ارسال شد.

ادامه مطلب
Hedge Fund
آشنایی با صندوق پوشش ریسک یا...

یکی از موضوعات مهم در هر سرمایه گذاری خرد و کلانی صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) آن می باشد. در این مقاله شما با این مفهوم آشنا خواهید شد.

صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) چیست؟

به بیانی ساده، صندوق های پوشش ریسک، دسته ای از شرکت های خصوصی هستند که سرمایه گذاران، پول خود را در آن قرار می دهند تا در فرصت های مختلف سرمایه گذاری کنند. این گونه شرکت ها دارای استراتژی های متفاوتی برای کسب سود هستند.

صندوق پوشش ریسک، گونه ای خاص از سرمایه گذاری نیست بلکه ساختاری در سرمایه گذاری مشترک است که به وسیله ی شرکت «مدیریت مالی» یا «مشاور سرمایه گذاری» تشکیل شده است و امکان حضور را به سرمایه گذاران خود می دهد تا بتوانند در طیف وسیع تری سرمایه گذاری خود را انجام دهند.

اداره ی این صندوق ها توسط افراد باتجربه و حرفه ای انجام می شود. درحقیقت، نحوه ی عملکرد این شرکت ها به این صورت است که فرصت های مناسبی برای سرمایه گذاری پیدا می کنند که ریسک بالایی داشته باشد و درصورتی که سود داشته باشد، سودرسانی آن بسیار زیاد باشد.

این فرصت های سرمایه گذاری به بررسی و تحقیقات زیادی نیاز دارد و ممکن است تا مقدار زیادی به اطلاعاتی وابسته باشند که به آسانی در اختیار همه قرار نمی گیرد. به همین دلیل است که بیان کردیم افراد حرفه ای در سرمایه گذاری، چنین شرکت هایی را اداره می کنند.

معمولاً صندوق های پوشش ریسک، صندوق های پوششی در بین افراد معروف است. شرکت های خصوصی به دوصورت «مشارکت محدود» و «مسئولیت محدود» وجود دارد. برای مشارکت در آن ها، تعداد اندکی سرمایه گذار و نهاد های معتبر نیاز است تا حداقل سرمایه ی اولیه را دارا باشند. این سرمایه عموماً سازمان هایی مانند صندوق بازنشستگی، شرکت های بیمه و اشخاص متمول هستند.

انتخاب واژه ی صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) برای نام این شرکت دارای یک علت تاریخی است و از فرصت های خرید و فروش استقراضی گرفته می شود؛ به این دلیل که اولین صندوق، به منظور پوشش ریسک معاملات اهرمی و مارجین در بازارهای نزولی مورداستفاده قرار می گیرد.

در طی زمان، انواع مفهوم پوشش ریسک گسترش پیدا کرد و بدین ترتیب در گونه های مختلف سرمایه گذاری به کار برده شد. هم اکنون، صندوق های پوششی با بهره مندی از ابزارهای مالی و تکنیک های مدیریتی ریسک، در طیف گسترده ای از بازارها و استراتژی ها حضور دارند. هدف بیش تر استراتژی های سرمایه گذاری، رسیدن به بازدهی بالا در شرایط بد بازار است.

مدیران پوشش سرمایه، اغلب پول خود را در سرمایه ای که وظیفه ی کنترلش را بر عهده دارند، سرمایه گذاری می کنند و این کار باعث می شود مدیران و دیگر سرمایه گذاران در یک راه یکسان قرار بگیرند.

ویژگی های مهم صندوق های پوشش ریسک (Hedge Fund) 

ویژگی های صندوق پوشش ریسک

صندوق های پوشش ریسک به دلیل گزینه های زیر با صندوق های سنتی متفاوت هستند و این ویژگی ها به صورت زیر است:

  • فقط برای سرمایه گذاران واجد شرایط در دسترس قرار می گیرد؛

صندوق های پوشش ریسک فقط اجازه دارند از سرمایه گذاران و اشخاصی که واجد شرایط هستند، به شرط داشتن استانداردهای زیر پول بگیرند. به طور مثال، در آمریکا، داشتن یکی از شرایط نام برده برای سرمایه گذاری ضروری است.

  • دارابودن درآمد 200.000 دلاری در طی یک سال و ضمانت دادن برای حفظ همین درآمد در آینده. برای اشخاص متأهل این مقدار برابر 300.000 دلار است.
  • ارزش دارایی خالص یک فرد به غیر از ارزش خانه ی محل سکونتش باید بیش از یک میلیون دلار باشد.
  • مدیر اجرایی، متصدی، شریک و دیگر افراد واجد شرایط که خود به صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) وابستگی داشته باشد.

بدین ترتیب کمیسیون بورس و اوراق بهادر آمریکا سرمایه گذارانی را مناسب تشخیص می دهد که قدرت کنترل و مدیریت ریسک های احتمالی سرمایه گذاری گسترده تر را دارند. سرمایه گذاران نهادی، حدود 65درصد از سرمایه ی صندوق پوشش را تشکیل می دهند.

  • گزینه های بیش تری نسبت به دیگر صندوق ها عرضه می کند؛

اصولاً، صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) به راحتی می تواند در هر چیزی مانند زمین، املاک، مستغلات، سهام، فروش استقراضی و قراردادها و ارزها سرمایه گذاری کند. درمقابل، صندوق های مشترک که  Mutual Funds نام دارند، فقط به فعالیت در حوزه ی سهام و اوراق قرضی می پردازند.

ابزارهای مالی این امکان را برای مدیران فراهم می کنند که حتی وقتی بازار سهام در رکود است، آن ها بتوانند سودآوری داشته باشند؛ این افراد اغلب از اهرم ها استفاده می کنند. صندوق های پوشش ریسک اغلب از معاملات مارجین و وجوه استقراضی برای افزایش سود بهره می برند.

  • ساختار کارمزدی 2درصدی؛

اغلب صندوق های پوشش ریسک، ضریب هزینه و کارمزد نحوه ی عملکرد را به طور هم زمان دریافت می کنند. این ساختار کارمزد به عنوان «دو و بیست» بیان می شود؛ یعنی 2درصد کارمزد مدیریت دارایی و 20درصد سودی که به دست می آید.

لازم به ذکر است که این شرکت ها به دلیل دریافت این 2درصد، مورد نقد واقع می شوند؛ زیرا بدون توجه به کسب سود و ضرر این مبلغ را دریافت می کنند. فرض کنید، صندوقی که حدود 1 میلیارد جذب سرمایه دارد، بدون انجام کاری، سالانه بیست میلیون دلار به دست آورد.

  • نظارت زیادی بر روی آن ها وجود ندارد؛

نهادهای ناظرِ بازار سرمایه در سایر کشورها بر روی فعالیت های صندوق سرمایه نظارت زیادی دارند. این در حالی است که صندوق های پوشش ریسک هیچ کدام از قوانین و مقررات نظارت بر نهادهای سرمایه گذاری در بازار را شامل نمی شود و درب هایشان به طور کامل بر روی هر نوع بازرسی به وسیله ی دولت و یا هر سازمان دیگری بسته است؛ از همین رو، در خفای کامل به فعالیت های خود اشتغال دارند. با این وجود، این اتفاق به معنی اجازه دادن نهادهای نظارتی به کلاهبرداری نیست. معمولاً صندوق های پوشش ریسک در جذب اعتبار توانایی بالایی دارند و ضریب آن ها در جذب اعتبار از مؤسسات مالی و بانک ها بالا است.

این شرکت ها در عمل چندبرابر از سرمایه ی خود را به بازار وارد می کنند.

راهبردهای سرمایه گذاری در صندوق های پوشش ریسک

صندوق پوشش ریسک

بیش ترین تفاوت صندوق های پوشش ریسک با صندوق های سنتی، عملکرد این صندوق ها در نحوه ی سرمایه گذاری می باشد.

ازجمله مهم ترین راهبردهای صندوق سرمایه گذاری صندوق های پوششی به صورت زیر است:

  • فروش استقراضی: فروش استقراضی به معنی فروش سهامی است که در مالکیت صندوق نیست. در این روش، صندوق با حدس قیمت در آینده، سهامی را که مال فرد دیگری است، قرض می گیرد؛ سپس از طریق معامله ای در بازار، از نوسان قیمت ها استفاده می کند.
  • استفاده از آربیتراژ: بهره بردن از اختلاف قیمت در بازارهای متنوع است.
  • استفاده از ابزارهای مالی مشتقه مانند قراردادهای آتی و اختیار معامله.
  • سرمایه گذاری در اوراق بهاداری که کم تر از حد معمول ارزش داشته باشند و یا مطلوبیت نداشته باشند.
  • سعی برای استفاده از مزیت های شکاف بین قیمت کنونی بازار و قیمت واقعی سهام.
  • سرمایه گذاری در بازارهای تازه شکل گرفته: سرمایه گذاری روی سهام یا وام با ارزهای مستعد تورم و بازارهای نوسانی.

معایب و خطرات صندوق های پوشش ریسک (Hedge Fund) چیست؟

به دلیل مواردی که در بالا ذکر شده است، یعنی سرمایه گذاری در کارهای مختلف و نبود مقررات محدودکننده، سرمایه گذاری در صندوق های پوشش ریسک با کسب سود زیادتری همراه است. لازم است بدانید که این  گسترده بودن همواره می تواند خطرات زیادی را نیز به همراه داشته باشد.

بعضی از معروف ترین نمونه های شکست اقتصادی، در رابطه با صندوق های پوشش ریسک است. با این وجود، این منعطف بودن صندوق های پوشش ریسک موجب شده است تا برخی از مدیران مالی سودهای بلندمدت زیادی را به دست آورند.

یادآوری این نکته لازم است که «پوشش ریسک» تلاشی برای کم کردن ریسک است ولی امروزه هدف بیش تر صندوق های پوششی، به حداکثر رساندن صندوق های پوششی و سود به دست آمده از سرمایه گذاری است؛ بنابراین، فکر اینکه کاربرد این شرکت ها فقط پوشش ریسک است، درست نیست.

درحقیقت، مدیران صندوق های پوششی، سرمایه گذاری های پرخطری را انجام می دهند که نسبت به دیگر سرمایه گذاری ها ریسک بالاتری دارد. به طور دقیق، همین ریسک است که سرمایه گذاران زیادی را با فکر «ریسک بیش تر باعث سود بیش تر می شود» به سمت این شرکت ها جذب می کند.

بعضی از خطراتی که صندوق ریسک می تواند به همراه داشته باشد، عبارتند از:

۱- اثر اهرم: جدا از پولی که سرمایه گذاران در صندوق های پوشش ریسک سرمایه گذاری می کنند، این صندوق ها پول ها را از بانک ها و دیگر نهادهای مالی قرض می کنند. برای مثال، مطابق با مقررات آمریکا صندوق های پوشش ریسک می توانند در مقابل هر یک دلاری که به عنوان سرمایه جذب می کنند، حدود نُه دلار را از بانک ها و نهادهای دیگر مالی قرض نمایند.

با وجود این شرایط، یک زیان 10درصدی می تواند به قیمت ازدست دادن کل سرمایه در صندوق منجر شود. به کاربردن اهرم و پول استقراضی می تواند خسارت کوچک را به یک ضرر بزرگ تبدیل نماید.

۲- استقبال از دارایی ریسک پذیر: این صندوق ها به طور ذاتی در پی سرمایه گذاری پر ریسک تر و با بازده حداکثری هستند.

۳- غیرشفاف بودن: استراتژی معاملات، متنوع سازی سبد دارایی یا پورتفولیو و سایر تصمیم های صندوق به صورت واضح برای سرمایه گذاران بیان نمی شود.

۴- کمبود نظارت: ایجاد و انجام فعالیت های صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) به داشتن نظارت بر روی امور مالی آن نیست؛ درنتیجه، اغلب آن ها دارای ریسک ساختاری پنهان هستند.

صندوق پوشش ریسک در ارز دیجیتال چیست؟ 

صندوق پوشش ریسک در ارزهای دیجیتال

افزایش روند صعودی بیت کوین و سایر رمزارزها در سال های گذشته، درنظر سرمایه گذاران قانونی و موجّه جلوه کرده و آن ها را به سوی خود جذب کرده است. ولی همان طور که می دانید، سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال همواره با ریسک همراه است؛ زیرا تنها یک دهه از عرضه ی این مفهوم و واردشدن این نوع ارز به جهان می گذرد و مانند ارزهای فیات به وسیله ی دولت پشتیبانی نمی شود.

این بدان معنی نیست که سرمایه گذاری در ارز دیجیتال باعث خسارت می شود و هیچ سودی به شما نمی رساند. بسیاری از اشخاص با سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال و انتخاب استراتژی های صحیح خرید و فروش، سود خوبی به دست می آورند. این چیزی است که سرمایه گذاران صندوق های پوشش ریسک را جذب می کند.

صندوق های بزرگ، عملکرد بیت کوین که نسبت به طلا و ارزهای فیات حجم سرمایه ی کمی دارد، دیده و علاوه بر آن از علاقه و تقاضای مردم به سرمایه گذاری آگاهی دارند.

این گونه از صندوق ها با دودیدگاه کاملاً متضاد، نگرانی و قدردانی، به جامعه ی ارز دیجیتال می نگرند؛ زیرا ارزهای دیجیتال هم می توانند رقیبی برای صندوق ها به حساب بیایند و هم موقعیتی مناسب برای به دست آوردن سود بالا برای این صندوق ها باشند.

صندوق های پوششی در ارزهای دیجیتال مانند یک صندوق پوشش ریسک معمولی عمل می کنند که یک پورتفوی شامل ارز دیجیتال را کنترل می کنند. هم اکنون دو نوع صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) ارز دیجیتال موجود است که به شرح ذیل است:

۱- صندوق هایی که به طور انحصاری ارز دیجیتال را کنترل می کنند.

۲- صندوق هایی که در سبد دارایی شان علاوه بر مال های دیگر، ارز دیجیتال را نیز شامل می شوند.

در هر دوحالت بالا، صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) ارز دیجیتال به دنبال یک فرصت مناسب برای زیادکردن سود است؛ بنابراین، آن ها در ICO یا ارزهای دییجیتال سرمایه گذاری می کنند و در وقت مناسب خرید و فروش را انجام می دهند.

همان طور که قبل تر نیز گفته شد، این فرصت های سرمایه گذاری به وسیله ی سرمایه گذاران متخصص و ماهر، کنترل، تعادل بخشی و تجزیه می شوند. درحقیقت، صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) یک فرصت بُردبُرد را برای سرمایه گذار و متخصصان به وجود می آورد.

ایده ی میلیونرشدن در مدت زمانی کوتاه برای اولین بار در سال 2017 رخ داد و این وضعیت به دلیل انفجار قیمت ارزهای دیجیتال در این سال بود.

این رویداد رشد تعداد زیادی از صندوق های پوشش ریسک ارز دیجیتال را توجیه می کند. از معروف ترین شرکت های سرمایه گذاری و صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) ارز دیجیتال، می توان به پانترا کپیتال، کوین کپیتال، بلک مون و بیت اسپرد اشاره کرد.

لازم به ذکر است که ارز دیجیتال، ارزی نوسانی و خطرپذیر است. با سرمایه گذاری در این صندوق پوششی، شما ریسک خود را دوبل می کنید؛ زیرا همانطور که قبل تر نیز بیان شد، ریسک صندوق های پوشش بالا است و از نظر برخی ها حتی به قمار شباهت دارد. هنگامی که قصد سرمایه گذاری در صندوق پوشش ریسک (Hedge Fund) ارز دیجیتال را دارید، ابتدا باید تحقیقات لازم را در ارتباط با اعتبار صندوق و مدیرهای آن انجام دهید. این نکته را از یاد نبرید که آینده ی مالی شما به توانایی و علم این اشخاص در بازار مالی وابسته است.

سؤالات متداول

۱- منظور از اشخاص خاص در صندوق های پوشش ریسک چیست؟

منظور از افراد خاص، سرمایه گذارانی هستند که قصد سرمایه گذاری بالایی را در صندوق ها دارند.

۲- سرمایه ی لازم برای سبدگردانی به چه میزان است؟

سرمایه ی لازم حدود پنج میلیارد است. البته، این رقم در شرایط زمانی متفاوت تغییر می کند ولی به دلیل وجود هزینه های عملیاتی، پذیرش سرمایه های کم تر از این هزینه برای شرکت ها به صرفه نیست.

۳- صندوق های پوشش ریسک چه زمانی شروع به فعالیت کردند؟

زمان دقیق این فعالیت ها در دهه ی 1950 است. بازارهای مالی جهانی در آن سال برای هدف پوشش ریسک در بازارهای نزولی اقدام به سرمایه گذاری کردند.

۴- هزینه ی سرمایه گذاری در صندوق ها به چه میزان است؟

هزینه های هر صندوق به دوقسمت تقسیم بندی می شود. قسمتی از محل دارایی های آن پرداخت شده و قسمتی دیگر به وسیله ی شخص سرمایه گذار برای دیدن نامه ی موردنظر پرداخت می شود.

۵- چه مدت پس از ثبت درخواست ابطال می توان وجه موردنظر را دریافت نمود؟

این کار اغلب بین 2 تا 7 روز زمان نیاز دارد.

سخن پایانی

بر اساس همه ی توضیحات بیان شده، صندوق پوششی نوعی صندوق سرمایه گذاری است که سرمایه گذاران بزرگ و دارای شرایط، پول خود را در آن قرار می دهند که در گونه های دارایی و بازارهای مالی سرمایه گذاری می شود. تفاوت صندوق پوششی با صندوق سرمایه گذاری سنتی در برخی از جزئیات مانند شرایط سرمایه گذاری، راهبردها و همچنین ریسک های آن است.

ادامه مطلب
copy-trading
کپی تریدینگ (Copy Trading) چیست؟

 کپی تریدینگ (Copy Trading) در ارزهای دیجیتال

کپی تریدینگ یکی از مفاهیم رایج در دنیای ارز دیجیتال است و آشنایی با آن یکی از ملزومات ورود به این حوزه است. ما در این مقاله قصد داریم شما را با این مفهوم مهم و مزایا و معایب آن آشنا کنیم.

بررسی و کنترل چارت ها، تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال و همچنین پیگیری اخبار روز درباره سرمایه گذاری ارز دیجیتال برای همه در ابتدا اندکی دشوار است. علاوه بر زمان بر بودن کنترل همه این مواد برای رسیدن به هدف نیز باید در حد عادی بر این مفاهیم تسلط داشته باشیم.

اصطلاح کپی تریدینگ یعنی کاربر یک تریدر حرفه ای را انتخاب می کند و همه کارهای آن تریدر را به صورت دقیق انجام می دهد. در بعضی پلتفرم ها، کاربران با کنترل و بررسی پروفایل تریدرهای حرفه ای و انتخاب فرد موردنظر می توانند روش اتوماتیک Copy Trading را برگزینند.

به دلیل اینکه یک تریدر حرفه ای بر انواع و اقسام تحلیل ها تسلط دارد و هدف او از سرمایه گذاری رسیدن به سود و مانع شدن از ضرر است، انتخاب کپی تریدینگ برای کاربران تازه وارد به این حوزه بسیار اهمیت دارد. این روش در بیشتر موارد برای افراد تازه کار استفاده می شود؛ زیرا کمک زیادی برای کسب تجربه بهتر می کند و ضرر را در ابتدای کار تا حد زیادی کاهش می دهد.

سوشال تریدینگ چیست؟

سوشال تریدینگ در ارزهای دیجیتال

در سوشال تریدینگ، تریدرها استراتژی ها و تحلیل های خود را با دیگر افراد به اشتراک می گذارند و باقی کاربران با تحلیل و انتخاب این روش ها به انجام معاملات می پردازند. درحقیقت کپی تریدینگ گونه ای از سوشال تریدینگ است که در آن می توان عین معاملات تریدهای دیگر را کپی کرد. در اقسام دیگر سوشال تریدینگ، از استراتژی یک تریدر یا سیگنال ها افراد دیگر برای معاملات و خرید و فروش استفاده می کنیم.

آیا استفاده از کپی تریدینگ لازم است؟

پاسخ به این سؤال تا حد زیادی به دانش و تجربه ما در بازارهای ارز دیجیتالی وابسته است. هر میزان که دانش و علم ما در حوزه تحلیل داده ها و چارت ها معاملاتی بیشتر باشد، قطعاً کپی کردن معاملات باقی افراد استراتژی خوبی برای ما نخواهد بود.

از سوی دیگر، سرمایه گذاران تازه وارد که با علاقه زیاد به این بازارها جذب می شوند، در آغاز راه امکان دارد به دلیل نداشتن تجربه کافی، در معاملات و سرمایه گذاری های خود دچار اشتباه شده و درنهایت ضرر زیادی را متحمل شوند؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که کپی تریدینگ برای کاربرانی که به تازگی وارد بازار ارز دیجیتال شده اند، استراتژی مناسبی است و می تواند در به حداقل رساندن ضرر کمک زیادی به آن ها کند.

مزایای کپی تریدینگ چیست؟

این استراتژی دارای مزایای بسیار زیادی برای سرمایه گذاران است که در ادامه به آن ها اشاره شده است:

  • به حداقل رساندن ریسک در معاملات

همان طور که قبلاً نیز گفته شد، ریسک از دست رفتن سرمایه برای کاربران و سرمایه گذاران تازه وارد بسیار است. آن ها با این روش می توانند تا میزان زیادی ریسک از دست رفتن سرمایه خود را به حداقل برسانند.

  • آموزش و به دست آوردن تجربه

برای رسیدن به هدف و موفقیت در بازار ارز دیجیتال، دانش و تجربه با هم می تواند راهی مفید باشد. کپی تریدینگ (Copy Trading) علاوه بر اینکه سود زیادی را برای کاربران دارد، می تواند به دانش و تجربه آن ها نیز کمک شایانی کند. در طی زمان با مشاهده استراتژی های متفاوت تریدکردن حرفه ای ها، ما نیز این روش ها را بررسی کرده و در آینده از آن ها به نحو احسن بهره برداری می کنیم.

  • سرمایه گذاری متنوع

یکی از اصول مهم در تریدینگ تنوع سبد ارزی است. یکی از فوایدی که استراتژی کپی تریدینگ (Copy Trading) دارد، امکان کپی کردن از روی چند تریدر است که موجب می شود تنوع در سرمایه گذاری افزایش یابد و درنتیجه می توان از بعدهای متفاوت بازار به نفع خود استفاده کرد.

معایب کپی تریدینگ چیست؟

 Copy Trading مانند سایر روش های دیگر علاوه بر مزایای زیادی که دارد با معایبی نیز همراه است:

  • متکی شدن بیش از اندازه

شاید یکی از مهم ترین معایب این روش، عادت به تقلیدکردن باشد؛ زیرا این کار بسیار راحت است و نیازی نیست خود فرد به تجزیه و تحلیل چارت ها و نمودارها بپردازد و سرمایه خود را در اختیار فرد حرفه ای قرار دهد و از دور نظاره گر می شود. شاید این کار در ابتدا بسیار مفید و جذاب باشد، ولی در ادامه سرمایه گذاری ممکن است کاربر اعتمادبه نفس لازم برای ترید را از دست داده و همچنان به کپی تریدینگ ادامه دهد.

  • احتمال وجود خطا حتی برای تریدرهای حرفه ای

این تفکر که بیشتر کپی تریدینگ ها ما را به سود می رسانند درست است، اما خطای انسانی همیشه وجود دارد و حتی ماهرترین افراد در این حوزه نیز ممکن است دچار اشتباهاتی شوند. همچنین بروز اشتباه در تنظیمات پنل تریدینگ می تواند سرمایه کل یک تریدر را به صفر برساند.

  • برای Copy Trading سرمایه بیشتری لازم است

این استراتژی نیازمند سرمایه زیادی است و بیشتر تریدرها برای عرضه Copy Trading از شما حدود 500 دلار می گیرند، ولی این در صورتی است که اگر خودتان به تنهایی این کار را آغاز کنید، با سرمایه کم نیز می توانید وارد این بازار شوید.

چگونه کپی ترید را انجام دهیم؟

در سیستم های Copy Trading معاملات و خرید و فروش های شما خودکار شکل می گیرد و از کارهای تریدرهای حرفه ای پیروی می کند. سایت های زیادی وجود دارد که این خدمات را ارائه می کنند و افراد می توانند در این پلتفرم ها از فواید زیادی بهره مند شوند. نمونه هایی از این سایت ها به صورت زیر است:

  • سایت ETORO

 این سایت یکی از محبوب ترین پلتفرم ها را در میان کاربران دارد و در مقایسه با دیگر پلتفرم ها کارمزد کمتری دریافت می کند.

  • سایت IO

این سایت به عنوان یک سایت سوم شخص کار می کند و اکانت شما را مستقیم به صرافی معتبر بایننس وصل می کند و از این روش تریدرهای حرفه ای برای شما ترید را انجام می دهند. در این سایت کارمزد خدمات توسط تریدرهای بایننس مشخص می شود.

انواع کپی تریدینگ

 

استراتژی Copy Trading به دودسته خودکار و دستی تقسیم بندی می شود. شما می توانید کپی تریدینگ را شخصاً با گرفتن سیگنال از یک تریدر حرفه ای انجام دهید. Copy Trading بر بستر پلتفرم ها شکل می گیرد و به شما امکان سرمایه گذاری در حین تقلید را می دهد؛ زیرا این گونه معاملات به صورت خودکار یا همان اتوپایلوت انجام می شود و توسط ربات ترید یا تریدرهای ماهر صورت می پذیرد. با وجود این شما می توانید تریدر مناسب را خودتان انتخاب کرده و در هر مرحله دلخواه از سرمایه گذاری آن را متوقف کنید.

نحوه کارکرد کپی تریدینگ

استراتژی Copy Trading بیشتر از اینکه به اطلاعات و روش های عرضه شده توسط تریدرها مرتبط باشد، به رفتار آن ها بستگی دارد. همان طور که قبلاً نیز بیان کردیم، در این استراتژی شما اقدامات تریدرهای دیگر را کپی می کنید؛ برای مثال در پلتفرم های Copy Trading هنگامی که شما یک تریدر را انتخاب می کنید، سبدهای سرمایه گذاری که پورتفولیو نام دارد به یکدیگر متصل می شوند و هر وضعیتی که معامله گر باز کند، به صورت اتوماتیک اکانت او به اکانت شما کپی و سپس اجرا می شود.

کپی تریدینگ می تواند تصمیم بگیرد چه میزان از دارایی های خود را قصد دارد در استراتژی معامله گر سرمایه گذاری کند؛ اگرچه بیشتر پلتفرم ها اجازه نمی دهند تریدینگ بیش از 20 درصد پرتفولیوی خود را با این استراتژی سرمایه گذاری کنید.

برای مثال شما 2000 دلار در اکانت خود داشته و قصد دارید روش یک تریدر موفق را کپی کنید. اگر یک فرد تازه کار هستید، پیشنهاد می کنیم تنها 10 درصد از دارایی خود یعنی حدود 200 دلار را سرمایه گذاری کنید. هر پلتفرم روش های متفاوتی برای شروع کار دارد، ولی روند رایج کار به شرح زیر است:

۱- ابتدا به حساب کاربری خود وارد شوید و یک API ایجاد کنید. این API یک رابط برنامه نویسی و مجموعه ای از قوانین و ابزارهایی است که برای ایجاد یک نرم افزار استفاده می شود. همچنین با ایجاد API می توانید دسترسی ها را محدود کنید.

۲- API ها چگونگی تعامل اجزای نرم افزار را مشخص می کنند؛ برای نمونه مشخص می کنند از چه اطلاعاتی استفاده شود و چه کارهایی صورت بگیرد.

۳- مرحله بعدی انتخاب تریدر یا ربات ترید است که به خود کاربر بستگی دارد که چه چیزی را انتخاب می کند.

در گام بعدی لازم است ربات معاملاتی یا معامله گر را دنبال کنید و بقیه موارد پس از این مرحله به صورت اتوماتیک انجام می گیرد؛ مثلاً در پلتفرم واندربیت تریدر یک سفارش از مشتری را در پروفایل خود ثبت می کند و اگر شما استراتژی این تریدر را فالو کنید، پلتفرم همه حرکاتی که او در اکانت خود انجام می دهد در اکانت صرافی شما نیز انجام می شود. شما می توانید تمام این مراحل و اقداماتی را که تریدر موردنظر انجام می دهد، در داشبورد خود مشاهده کنید.

همچنین می توانید در هر زمانی که خواستید استراتژی را لغو کنید و از آن خارج شوید یا منتظر بمانید سیگنال بعدی از تریدر ارسال شود.

تفاوت های میرور تریدینگ و کپی تریدینگ چیست؟

می توان گفت کپی تریدینگ حاصل میرور تریدینگ است؛ با این تفاوت که Copy Trading معامله ها را کپی نمی کند و کورکورانه یک تریدر را دنبال می کند، ولی در میرور تریدینگ کاربر می تواند استراتژی ها را ببیند و هرکدام را با توجه به نیاز اجرا کند.

معرفی رایج ترین پلتفرم های کپی تریدینگ

تا اینجا متوجه شدید که Copy Trading چیست و چه مزایا و کاربردی دارد. در این قسمت می خواهیم شما را با چند نمونه از بهترین پلتفرم های آن آشنا کنیم.

۱- کوین متیکس (Coinmatics)

کوین متیکس

کوین متیکس پلتفرمی است که در سال 2018 راه اندازی شد. سرمایه گذاران می توانند از این سرویس به صورت دستی و خودکار استفاده کنند. تریدرها نیز می توانند با شروع استراتژی های معاملاتی به کسب درآمد بپردازند. در حال حاضر کوین متیکس 40 تریدر و 3000 کپی تریدر دارد و این پلتفرم تنها از صرافی بایننس پشتیبانی می کند.

امنیت: تنظیمات کلید API مجوز برداشت را نمی دهد و آمارها در این پلتفرم معتبر و دارای احراز هویت است.

هزینه ها: شما می توانید از دوره آزمایشی رایگانی که دارد، به صورت نامحدود استفاده کنید؛ البته امکان معامله در فیوچرز به صورت رایگان وجود ندارد.

۲- تری کاماز 

پلتفرم تری کاماز علاوه بر عرضه ربات معاملاتی بازاری را برای تریدرها به وجود آورده که آن ها به راحتی می توانند استراتژی های معاملاتی خود را به اشتراک بگذارند. در این روش شما استراتژی خود را انتخاب می کنید و سپس بقیه مراحل را ربات به صورت خودکار انجام می دهد. یکی از مزایای این پلتفرم پشتیبانی از صرافی های مانند بایننس، کراکن، بیترکس، بای بیت و کوکوین است.

امنیت: در این پلتفرم دارایی ها در خود پلتفرم نگه داری می شود و ربات ها نمی توانند دارایی را برداشت کنند.

هزینه ها: این پلتفرم دارای سه روز دسترسی رایگان برای نسخه حرفه ای بوده و تعرفه آن به صورت زیر است:

  • تعرفه مبتدی: ماهانه 14.5 دلار
  • تعرفه حرفه ای: ماهانه 49.9 دلار
  • تعرفه پیشرفته: ماهانه 24.5 دلار

۳- شریمپی (Shrimpy)

پلتفرم شریمپی به کاربران اجازه می دهد پرتفولیوی خود را پیکربندی کنند و ارزش هر ارز را در پرتفولیوی خود تعیین کرده و تنظیم کنند. این برنامه از صرافی هایی مانند بایننس، بیتفینکس، بیترکس، بیترکس گلوبال، بیت مارت، بیت استمپ، کوین بیس پرو، هوبی گلوبال پشتیبانی می کند.

  • امنیت: احراز هویت دومرحله ای و رمزنگاری کلید API و پروتکل HTTPS
  • هزینه ها: هزینه عضویت این پلتفرم به صورت ماهانه و به شکل زیر است:
  • مبتدی: ماهیانه 19 دلار
  • حرفه ای: ماهیانه 79 دلار
  • سازمان ها و شرکت ها: ماهیانه 229 دلار

سخن پایانی

نباید از این حقیقت دور بمانیم که بازارهای مالی مانند ارزهای دیجیتال، بسیار پیچیده هستند و رسیدن به سود مناسب نیازمند کسب تجربه زیادی است. کپی تریدینگ برای بسیاری از افراد تازه کار مسیر را هموارتر می کند و آن ها را به موفقیت می رساند. اگر قصد دارید سرمایه گذاری را در حوزه ارزها انجام دهید، پیشنهاد می شود این کار را با سرمایه کم آغاز کنید.

پرسش های متداول

1- آیا استفاده از کپی تریدینگ مناسب است؟

اگر بتوانید یک تریدر حرفه ای در بازار ارز پیدا کنید، این استراتژی شما را به سود زیادی می رساند.

2- آیا Copy Trading برای افراد تازه کار توصیه می شود؟

این استراتژی گزینه ای بسیار آسان برای شروع سرمایه گذاری در بازار است. البته به عنوان یک تریدر توصیه می کنیم از سایر روش های دیگر غافل نمانید.

3- کپی تریدینگ به چه میزان سودآور است؟

انتخاب این روش گزینه ای پرسود برای افراد تازه کار محسوب می شود. اگر با سرمایه خوبی به بازار وارد شوید، می توانید به راحتی از این استراتژی بهره مند شوید.

4- تا چه زمانی می توان از Copy Trading استفاده کرد؟

استفاده از این استراتژی همواره به انتخاب خود سرمایه گذار بستگی دارد، ولی پیشنهاد می شود پس از کسب دانش و تجربه عمل ترید را خود شخص انجام دهد.

5- آیا استفاده از کپی تریدینگ سود تضمینی دارد؟

خیر، سودرسانی با استفاده از این کار تضمینی نیست؛ زیرا بسیاری از تریدرهای حرفه ای نیز ممکن است دچار خطا شوند.

ادامه مطلب
DAO
سازمان خودگردان غیرمتمرکز (DAO) چیست و...

دنیای ارز دیجیتال و فناوری بلاک چین، همیشه سورپرایزهای خودشان را دارند و دائماً در حال ارائه ی خدمات نوآورانه هستند و همین امر باعث محبوبی روز افزون آن ها شده است. Dao  یا همان سازمان خودکار غیرمتمرکز، یکی از همین فناوری های جدید و نوآورانه ی بلاک چین است. همه ی فعالان حوزه ی ارز دیجیتال حتماً برای یک بار هم اسم سازمان خودگردان غیرمتمرکز را شنیده اند اما از موجودیت و عملکرد آن اطلاعی ندارند. اگر شما هم جزو این دسته از افراد هستید؛ با ما همراه باشید تا با این سازمان بیش تر آشنا شوید.

سازمان خودگردان غیرمتمرکز یا DAO

تمرکز زدایی و ارائه ی نوآوری، یکی از اهداف شکل گیری بلاک چین و ارزهای دیجیتال است. بر همین اساس، پس از گذشت چند سال از فعالیت بلاک چین، سازمان های جدیدی با استفاده از این تکنولوژی به وجود آمده اند که به آن ها سازمان خودگردان غیرمتمرکز (DAO) گفته می شود. قبل از هر چیزی بهتر است با ماهیت سازمان غیرمتمرکز و وجه تمایز آن با یک سازمان متمرکز آشنا شوید.

منظور از سازمان خودگردان غیرمتمرکز (DAO) چیست؟

ساختار ویژه ی سازمان های غیرمتمرکز یکی از ویژگی های آن ها به شمار می آید. سازمان های متمرکز دارای چارچوب مشخصی هستند که اصل سلسله مراتبی و طبقه بندی شده با یک رهبری واحد، در آن اجرا می شود. سازمان های متمرکز عقیده دارند که وجود سلسله مراتب و یک رهبر، سازمانی نظام مندتر و منظم تر را می سازد. اما برخی دیگر با این نظر مخالف هستند و همین باعث شده است تا سازمان های غیرمتمرکز درمقابل سازمان های متمرکز قرار بگیرند.

یک سازمان غیرمتمرکز به جای تمرکز بر یک فرد به عنوان رهبر و مدیر در رأس سازمان، این وظیفه را در بین اعضای تیم پخش می کند. برای درک بهتر، تصور کنید که در یک مجموعه هیچ مدیری نمی تواند به تنهایی برای شرکت تصمیم بگیرد و همه ی اعضا از حق رأی مساوی برخوردار هستند. ممکن است در نگاه اول، این ویژگی خیالی به نظر برسد اما سازمان های غیرمتمرکز دقیقاً به همین خاطر به وجود آمده اند. یکی از ویژگی های ارزهای دیجیتال، غیرمتمرکز بودن آن ها است و بسیاری از این رمزارزها نیز توسط سازمان های غیرمتمرکز ساخته می شوند. Dao یکی از اولین و بزرگ ترین مثال ها برای یک سازمان خودگردان غیرمتمرکز است. در ادامه بیش تر با این سازمان آشنا خواهید شد.

DAO  چیست؟

سازمان خودگردان غیرمتمرکز

DAO یک سازمان غیرمتمرکز می باشد که به صورت یک شرکت خود مختار طراحی شده است. DAO که مخفف عبارت «Decentralized Autonomous Organization» است، یک سازمان فیزیکی نیست؛ بلکه در فضای آنلاین فعالیت می کند و اعضای آن در نقاط مختلف جهان حضور دارند. این سازمان با هدف برطرف کردن مشکلات سازمانی، مانند تعیین سیاست درست و حل اختلافات در تصمیم گیری به وجود آمده است. نکته ی مهمی که درباره ی این سازمان باید بدانید، انجام شدن کد نویسی آن، توسط یک سازمان غیر متمرکز است که منجر به وجود آمدن یک مکانیزم هدایت و کنترل در شبکه می شود.

درواقع، دائوها قراردادهای هوشمندی هستند که در آن تمام فعالیت ها و ارتباطات افراد سازمان، توسط یک پروتکل خودکار و متن باز کنترل می شود. DAOها سیستم مدیریتی مخصوصی دارند که فعالیت اعضای سازمان در آن ثبت می شود؛ همین امر نیز باعث تلاش اعضای آن برای ارائه ی بهترین عملکرد شده است.

تاریخچه DAO

دائو برای اولین بار توسط Slock.it بر روی بلاک چین اتریوم و با هدف تأمین سرمایه ی پروژه ی ارز دیجیتال خلق شد. ماجرا از این قرار است که سه توسعه دهنده از یک تیم استارتاپی، تصمیم گرفتند یک شرکت سرمایه گذاری غیرمتمرکز را تأسیس کنند. بنابراین، اعضای این تیم کدهای شرکت خود را نوشته و با نام The DAO شروع به فعالیت و جذب سرمایه کردند. طولی نکشید که این تیم توانست به یک پروژه ی موفق در این زمینه تبدیل شده و بیش از 150 میلیون دلار سرمایه ی اولیه را جذب کند.

یکی از مزایای The DAO، متن باز بودن پروژه بود که هرکسی می توانست در آن شرکت کند اما همین موضوع نیز باعث نابودی پروژه ی The DAO شد. پس از معرفی این پروژه توسط تیم توسعه دهنده، متخصصان بلاک چین در مورد باگ هایی که در کد آن وجود داشت، به سرمایه گذاران هشدار دادند اما دقیقاً زمانی که تیم توسعه دهنده در حال دی باگ کردن پروژه بود، یک هکر از فرصت استفاده کرد و باعث نابودی آن شد. این هکر توانست آسیب بزرگی به شبکه وارد کرده و مقدار زیادی از سرمایه ی جمع شده را از آن خود کند. البته، اعضای پروژه به سرعت جلوی خروج سرمایه از پلتفرم را گرفتند اما تا آن زمان، بیش از پنجاه میلیون دلار از شبکه خارج شده بود.

این اتفاق در سال‎های ابتدایی فعالیت اتریوم رخ داد و از آن جایی که پروژه ی The DAO بر روی بلاک چین اتریوم تأسیس شده بود، تأثیر مخربی بر روی این بلاک چین و رمز ارزهای آن گذاشت. شکست پروژه ی The DAO باعث شد تا اتریوم یک هاردفورک برای جبران خسارت وارد شده به سرمایه گذاران برگزار کند اما از آن جایی که برخی اعضای جامعه ی اتریوم با برگزاری هاردفورک مخالف بودند، زنجیره ی بلوکی اتریوم به دو شاخه ی اتریوم و اتریوم کلاسیک تبدیل شد.

DAO چگونه کار می کند؟

یکی از سوالات پرتکرار در مورد دائو این است که دائو چگونه کار می کند و اعضای این سازمان چگونه و بر چه اساسی آن را اداره می کنند؟ همان طور که می دانید،dao  برای فعالیت خود از قراردادهای هوشمند، بلاک چین و توکن های خاص استفاده می کند. این خلاقیت در اداره ی سازمان باعث شده است تا هزینه های سازمان به طرز چشم گیری کاهش یافته و تصمیم گیری ها منصفانه باشد؛ اما همه این ها چگونه اتفاق می افتد؟

dao

New user: کاربر جدید

Register: ثبت نام

Purchase vote: خرید حق رأی

See proposal: دیده شدن پروپوزال

Vote: رأی گیری

Submit proposal: ارسال پروپوزال

Valid proposal: تأیید پروپوزال

Activate: فعال شدن رأی گیری

Payment: پرداخت

Quorum: رسیدن رأی به حد نصاب

افراد داخل دائوها، برای اینکه بتوانند در تصمیم گیری ها شرکت کرده و از موفقیت های سازمان سود ببرند، بایستی قبل از هر چیزی در آن عضو شوند. عضو شدن در دائو با سرمایه گذاری در این پلتفرم اتفاق می افتد. هر پروژه ی دائو یک توکن حاکمیتی یا بومی دارد و کسانی که با خرید این توکن ها در این پلتفرم سرمایه گذاری می کنند، می توانند در تصمیمات این سازمان خودگردان مشارکت داشته باشند. البته، در اغلب اوقات، این مرحله قبل از آغاز فعالیت یک dao انجام می گیرد.

پس از اتمام مرحله ی اولیه ی سرمایه گذاری در دائو، هر شخص با توجه به مقدار توکن خریداری شده ی خود و بر اساس قوانین از پیش تعیین شده، می تواند در رأی گیری ها شرکت کند. البته، با اینکه همه ی افراد در دائو حق رأی دارند اما کسانی که توکن بومی بیش تری دارند، از حق رأی بیش تری نیز برخوردار هستند. سرمایه گذاران سازمان خودگردان غیرمتمرکز، می توانند پیشنهادات جدید را مطرح کرده و در رأی گیری ها شرکت کنند؛ اما لازمه ی آن مصرف کردن مقدار مشخصی از توکن ها است. همین امر باعث می شود اعضای سازمان دائو، قبل از ارائه ی هر پیشنهادی و یا نظر دادن در مورد تصمیم گیری ها، به خوبی آن را ارزیابی کنند و در طرح های نامناسب شرکت نکنند.

پروپوزال ها بخش دیگری را از سازمان خودکار غیرمتمرکز تشکیل می دهند. کاربرانی که پیشنهادی برای بهبود عملکرد دائو داشته باشند، می توانند این پروپوزال را در شبکه ثبت کرده و از دیگر اعضای آن نظر بخواهند. اعضای دائو با استفاده از توکن های بومی خود می توانند در این نظرسنجی ها شرکت کرده و رأی خود را اعلام کنند. در صورتی که اکثر اعضای آن به یک پروپوزال رأی مثبت بدهند، آن ایده در دائو اجرا خواهد شد.

ویژگی های اصلی سازمان خودگردان غیرمتمرکز

در کل، هر شبکه ی غیرمتمرکز خودکار سه ویژگی دارد:

  • استفاده از قراردادهای هوشمند
  • داشتن توکن بومی
  • امکان ثبت پروپوزال در دائو

معروف ترین پروژه‎ های DAO کدامند؟

طبق توضیحات قبلی، افزایش روز افزون این فناوری باعث شده است تا DAOهای جدیدی فعالیت خود را شروع کنند. برخی از این دائوها نسبت به بقیه شناخته شده تر هستند. در ادامه به معرفی چند مورد از DAOهای مشهور پرداخته خواهد شد.

  • میکر دائو (MakerDAO)

میکر دائو یکی از DAOهای معروفی است که به عنوان یک پلتفرم وام دهی ارز دیجیتال فعالیت می کند. این پلتفرم وام دهی در مقایسه با سایر پلتفرم ها از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار است. میکر دائو، دو توکن مخصوص دارد؛ توکن دای که یک استیبل کوین است و توکن میکر که به عنوان توکن بومی این پلتفرم معرفی شده است.

  • گیت کوین (Gitcoin)

گیت کوین یک دائوی معروف در زمینه ی اپلیکیشن است که از توسعه دهندگان اپلیکیشن های متن باز حمایت می کند. توکن بومی این دائو، gtc  است. کاربران این سازمان می توانند با این توکن بر روی پروژه های دلخواه خود سرمایه گذاری کنند.

  • یونی سواپ (Uniswap)

یونی سواپ بزرگ ترین صرافی غیرمتمرکز در بلاک چین اتریوم است. این پلتفرم در سال 2020 توکن بومی خود به نام uni را عرضه کرد. کاربران و سرمایه گذاران یونی سواپ می توانند با خرید این توکن ها در تصمیم گیری های این صرافی شرکت کرده و رأی خود را اعلام کنند.

سخن پایانی

در این مقاله سعی شده است سازمان خودگردان غیرمتمرکز (DAO) و طرز کار آن معرفی شود. دائوها یکی از پروژه های دنیای بلاک چین و ارزهای دیجیتال هستند که با هدف تغییر در سیستم های مدیریتی قدیمی در سازمان ها ایجاد شده اند. با توضیحات ارائه شده، این احتمال وجود دارد که در آینده ای نه چندان دور، تمامی شرکت ها و سیستم های اداری متمرکز، با دائوها جایگزین شوند؛ اما به نظر شما آیا ممکن است روزی شاهد این اتفاق باشیم؟

ادامه مطلب
double-spending
دوبار خرج کردن (Double Spend) در...

در دنیای امروزی، علم و تکنولوژی با سرعت زیادی در حال پیشرفت است و صنایع زیادی سعی دارند همگام با آن پیشرفت کنند. یکی از صنایعی که افراد زیادی سعی در دیجیتالی کردن آن داشته اند، صنعت وجه نقد و معاملات است. در طول سالیان گذشته، پروژه های زیادی با هدف دیجیتالی کردن پول شروع به فعالیت کردند اما اغلب این پروژه ها با شکست مواجه شدند. دلیل اصلی شکست پروژه های پول دیجیتال، عدم توانایی از جلوگیری دوبار خرج کردن بوده است. نهایتاً پروژه ی بیت کوین با حل این مشکل توانست ارز دیجیتال را در دنیای کنونی راه اندازی کند. 

دوبار خرج کردن چیست؟ (Double Spend)

دوبار خرج کردن یا همان دابل اسپندینگ، با توجه به اسم آن، یک پول را دومرتبه خرج کردن است. آیا این اتفاق ممکن است رخ دهد؟ در فضای آنلاین بله! به این مثال توجه کنید: در دنیای واقعی، زمانی که وارد یک فروشگاه می شوید و خریدی انجام می دهید، از پول نقد یا کارت اعتباری استفاده می کنید. زمانی که از پول نقد برای پرداخت هزینه ها استفاده می کنید، به هیچ عنوان نمی توانید آن پول را مجدداً خرج کنید. درصورت استفاده از کارت اعتباری برای پرداخت هزینه ها نیز بانک یا موسسه ی مالی، اطمینان یک تراکنش موفق را به فروشنده می دهد و پس از تأیید پرداخت، کالای موردنظر را در اختیار شما قرار می دهد. اما بیت کوین یک پول فیزیکی نیست و یک نفر می تواند با کپی کردن آن، مجدداً آن را خرج کند. اما چگونه؟  

چگونه بیت کوین را دوبار خرج کنیم؟

سه روش معمول برای دوبار خرج کردن بیت کوین عبارتند از:

حمله ی 51درصد

انواع دوبار خرج کردن (Double Spend)

یکی از روش های معمول دوبار خرج کردن بیت کوین، به دست گرفتن 51درصد از قدرت هش شبکه است. زمانی که فردی بتواند با استفاده از امکانات ماینینگ، 51درصد از هش شبکه ی ارز دیجیتال را به دست بگیرد، قادر خواهد بود تا ترتیب تراکنش ها را حذف و یا اصلاح کند و رمزارز را دوباره خرج کند. با توجه به اینکه قدرت هش شبکه ی بیت کوین بسیار بالا است، برای به دست گرفتن این درصد از هش شبکه، قدرت سخت افزاری بسیار بالایی موردنیاز است و حتی فارم های ماینینگ نیز قادر به مدیریت آن نیستند. 

حمله ی ریس (Race attack)

دوبار خرج کردن در ارزهای دیجیتال

زمانی که دو تراکنش متناقص با استفاده از یک دارایی به صورت متوالی ثبت شود، تنها یکی از آن تراکنش ها توسط شبکه تأیید خواهد شد. در این روش، شخص متقلب دو تراکنش در شبکه ثبت می کند که یکی انتقال بیت کوین به حساب گیرنده و دیگری به والت خودش است اما با این تفاوت که برای تراکنش دوم، میزان کارمزد بالاتری درنظر گرفته می شود تا زودتر توسط ماینرهای شبکه تأیید شده و درخواست دیگر باطل شود. البته، برای اجرای این ترفند به گیرنده ای نیاز دارید تا تراکنش تأیید نشده را به عنوان پرداخت بپذیرد. 

حمله ی فینی (Finney attack)

انواع حملات دوبار خرج کردن (Double Spend)

در این روش، فرد متقلب یک تراکنش را در بلاک استخراج شده توسط سیستم استخراج خود قرار می دهد اما آن را به شبکه ارسال نمی کند. سپس ارز دیجیتال موردنظر را در معامله ی دیگری خرج کرده و نتایج تراکنش استخراج شده را در شبکه منتشر می کند. این نوع از حملات، به همکاری یک ماینر نیاز دارد اما اجرای این ترفند، همانند ترفند ریس، به گیرنده ای نیاز دارد تا تراکنش تأیید نشده را به عنوان پراخت قبول کرده و منتظر دریافت تأیید تراکنش نباشد. 

بیت کوین چگونه مشکل دوبار خرج کردن را حل کرده است؟ 

بیت کوین با استفاده از یک مکانیزم تأیید تراکنش و ثبت دارایی در دفتر کل بلاک چین، مشکل دوبار خرج کردن را حل کرده است. این راه حل تقریباً مشابه سیستم مؤسسات مالی و معامله ی پول سنتی است.  برای درک ساده ، این موضوع را با یک مثال توضیح می دهیم. تصور کنید که هزینه ی یک محصول یا خدمات را به وسیله ی بیت کوین پرداخت کرده و به حساب فروشنده ارسال می کنید. حال دوباره قصد دارید تا آن بیت کوین را برای فرد دیگری ارسال کنید. در این شرایط، هر دو تراکنش شما به بلاک چین ارسال شده و وارد استخرهای استخراج بلاک می شود. این دو تراکنش به ترتیب در بلاک های استخراج قرار می گیرند و در ابتدا تراکنش اول شما تأیید شده و در بلاک بعدی قرار می گیرد. پس از تأیید تراکنش اول و جابه جایی بیت کوین به حساب دیگر، تراکنش دوم شما توسط ماینرها غیرمعتبر شناخته شده و از شبکه خارج می شود. اگر دو تراکنش به صورت همزمان در بلاک چین بیت کوین ثبت شود، چه اتفاقی رخ می دهد؟

یکی از مکانیزم های تأیید تراکنش در شبکه ی بیت کوین، به حد نصاب رسیدن تعداد تأیید تراکنش ها است. به این صورت، تراکنشی که بیش ترین تأیید را دریافت کرده باشد، در شبکه ثبت و انجام می شود. تعداد تأییدهای لازم برای انجام تراکنش، شش تأیید از سوی ماینرها است. به همین خاطر، این شبکه اعلام کرده است تا گیرنده ها حداقل تا دریافت شش تأیید منتظر باشند تا از انجام تراکنش خود مطمئن شده و از ریسک دوبار خرج کردن بیت کوین جلوگیری کنند.

رویکردهای مقابله با حملات دوبار خرج کردن رمزارزها

1- رویکرد متمرکز در مقابله با دوبار خرج کردن

متمرکز کردن ثبت و تأیید تراکنش های ارز دیجیتال، خطر دوبار خرج کردن در معاملات بازراهای ارز دیجیتال را کاهش می دهد. در این مکانیسم، با پیاده سازی برنامه ی شخص ثالث مرکزی و مورداعتماد برای تأیید تراکنش ها انجام می شود. یک مثال خوب در این مورد، سیستم پول دیجیتال دیوید چوم می باشد که از الگوی تراکنشات وجوه نقد الگوبرداری شده است و همانند سیستم های مالی بانکی، از امضاهای کور استفاده می کند. این الگو امکان تبادل ناشناس و همتا به همتا را برای کاربران میسّر می کند. 

2- رویکرد غیرمتمرکز برای مقابله با Double Spend

بیت کوین یک ارز غیرمتمرکز است و کاربران به مرجع اعتبارسنجی تراکنشات دسترسی ندارند. به همین خاطر، شبکه ی بیت کوین از مکانیسم های جمعی برای حل این مشکل استفاده می کند تا تراکنش های انجام شده را تأیید کند. این مکانیسم اجماع که با عنوان اثبات کار شناخته می شود، هر گره شرکت کننده در تراکنش را تأیید می کند.

سخن پایانی

در این مقاله با دوبار خرج کردن بیت کوین یا Double Spend آشنا شدید. همچنین انواع روش های خرج کردن دوباره ی ارز دیجیتال و رویکرد بلاک چین بیت کوین را در مقابله با این خدمات به شما توضیح دادیم. با توجه به مقاله، شبکه ی بیت کوین از دوبار خرج شدن ارز دیجیتال در شبکه ی خود جلوگیری کرده و قول یک تراکنش امن را به کاربران خود می دهد. به نظر شما با وجود این مکانیزم های پیشرفته، باز هم امکان Double Spend ارز دیجیتال وجود دارد؟

ادامه مطلب
IDO
عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز (IDO) چیست؟

عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز (IDO) یکی از روش های نوین جذب سرمایه به کمک صرافی های غیرمتمرکز است که مسیر جدیدی را جهت برای جمع آوری سرمایه در فضای بازار ارزهای دیجیتال باز می کند.

مقدمه

اساساً جذب سرمایه یکی از بزرگ ترین چالش هایی است که استارت آپهای حوزه بلاک چین با آن روبه رو هستند. باوجوداینکه در چند سال اخیر روش های گوناگونی جهت جذب سرمایه معرفی شده اند، کماکان چالش های بسیاری در این خصوص وجود دارد. ازاین رو، کارشناسان به دنبال ابداع روش های جدیدی هستند تا بتوانند با تکیه بر آنها، فرایند جذب سرمایه پروژه های بلاک چینی را آسان تر کنند.

پیش ازاین، کاربرانی که قصد سرمایه گذاری بر روی پروژه های ارز دیجیتال را داشتند، بالاجبار بایستی ریسک بزرگی را می پذیرفتند؛ چراکه این امکان وجود داشت تا با شکست آن پروژه و بروز برخی مشکلات، کلیه سرمایه آنها نیز نابود شود. درواقع این موضوع باعث شده بود تا تعداد کاربرانی که بر روی پروژه های ارز دیجیتال سرمایه گذاری می کردند، به شدت کم شود. 

اما امروزه روش های نوین سرمایه گذاری که روزبه روز نیز به تعداد آن ها افزوده می شود باعث شده تا سرمایه گذاری در پروژه های بلاک چینی به مراتب آسان تر شود. دراین بین ازجمله روش هایی که جهت جذب سرمایه گذاران پروژه های بلاک چینی ابداع شده و این روزها به شدت نیز محبوب گشته است، عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز (IDO) است.

ازاین رو، در این مطلب قصد داریم تا به بررسی مفهوم IDO ها پرداخته، مزایا و معایب آنها را مشاهده کنیم و در آخر نیز چند مورد از برترین IDO های بازار رمز ارزها را معرفی کنیم.

عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز یا Initial Dex Offering

عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز

IDO یا عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز (Initial Dex Offering) روشی است جهت جمع آوری کمک های مالی که طی آن، توکن ها به وسیله مبادله نقدینگی در یک صرافی غیرمتمرکز، صادر می شوند. در حقیقت فرایند تبادل نقدینگی غیرمتمرکز، نوعی مبادله رمز ارز متکی بر استخرهای نقدینگی است که تریدرها می توانند به وسیله آن، اقدام به تبادل توکن ها کنند.

به بیان دیگر، عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز نوع جدیدی از فرایندهای تأمین مالی جمعی و غیرمتمرکز است که راه جدیدی را جهت جمع آوری کمک های مالی در فضای ارزهای دیجیتال فراهم می سازد. از طرفی، اکثریت استخرهای نقدینگی، دارای جفت ارزهای معاملاتی (شامل یک رمز ارز و یک استیبل کوین هستند؛ مثل جفت ارز USDT / BTC) هستند و تریدرها می توانند طبق شرایط بازار، میان رمز ارز مدنظر خود و یک استیبل کوین (عموماً تتر)، تبادل کنند. 

البته ازآنجاکه نوسانات استیبل کوین ها بسیارکم است، این خصوصیات امکان مناسبی را در اختیار تریدرها قرار می دهد تا در مقابل نوسانات بازار، از سرمایه خود محافظت کنند. نتیجتاً اینکه، یک عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز، استارت آپ ها و پروژه های مختلف بلاک چینی را قادر می سازد تا اقدام به صدور یک ارز دیجیتال کرده و به سرعت به نقدینگی مدنظر خود دست پیدا کنند.

به صورت کلی، IDO ها جانشین لایق دیگر مدل های جمع آوری سرمایه نقدی (مثل عرضه اولیه کوین (ICO)، عرضه توکن های امنیتی (STO) و عرضه اولیه صرافی (IEO)) برای پروژه های ارزهای دیجیتال هستند که با ارائه نقدینگی بهتر و سریع تر، یک انتخاب مناسب برای پروژه های جدید و استارت آپ هایی به حساب می آیند که تمایل دارند تا توکن های خود را به بازار عرضه کنند.

همچنین، برخلاف دیگر روش های جمع آوری نقدینگی، IDO راهی عادلانه جهت راه اندازی یک پروژه جدید ارز دیجیتال است که اساساً از pre-mining یا پیش استخراج ها (سیستم های انتشاری که بنیان گذاران پروژه را به اعضای جامعه ترجیح می دهد) اجتناب می کنند.

علت اهمیت وجود عرضه اولیه صرافی های غیرمتمرکز

زمانی که ICO ها و فرایند جذب سرمایه از طریق فروش توکن ها در سال ۲۰۱۷ رواج پیدا کرد، برآوردها بر این بود که با جمع آوری رقمی نزدیک به پنج میلیارد دلار تا پایان آن سال، اغلب پروژه ها به دنبال این بودند تا از این طریق، مشکلات تأمین سرمایه خود را برطرف کنند. 

این در حالی است که بسیاری از پروژه ها، جزء پروژه های موفق در این زمینه بودند و بسیاری نیز در این خصوص با شکست روبرو شدند. ازاین رو، این موضوع یک حقیقت است که ICO ها اساساً با مشکلاتی روبرو هستند. به عنوان نمونه، ICO ها متمرکز بوده (با دخالت اشخاص ثالث همراه هستند) و شدیداً آسیب پذیر هستند (در مقابل سرقت دارایی ها، خطاهای انسانی و عدم رعایت حریم خصوصی کاربران، آسیب پذیر هستند).

حال با توجه به ماهیت غیرمتمرکزی که  IDO ها دارند، این مدل نوین از جذب سرمایه، تلاش دارد تا مشکلات ICO ها را برطرف کرده و همچنین امکانات جدیدی را نیز به این فرایند تأمین سرمایه بیفزاید. در حقیقت به وسیله فرایند تأمین سرمایه از طریق عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز، استارت آپ ها و پروژه های بلاک چینی قادر خواهند بود تا رمز ارز خود را بدون دخالت هرگونه شخص ثالث، منتشر کرده و از طرفی از مواجهه با هرگونه مشکلی مربوط به هکرها و خطاهای انسانی نیز در امان باشند.

تفاوت میان عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز (IDO) و ICO 

عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز

اساساً در فرایند عرضه اولیه کوین، صادرکنندگان یک توکن، تمامی مسئولیت ها موجود را بر عهده دارند. اما در مقابل، در یک عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز، عرضه توکن به وسیله یک DEX انجام می گیرد. درواقع IDO ها ترکیبی از ICO و IEO هستند؛ با این تفاوت که در  IDO ها، به جای یک صرافی ارز دیجیتال متمرکز، عرضه توکن به وسیله یک صرافی غیرمتمرکز انجام می شود.

تفاوت میان  IDO و STO

در خصوص عرضه توکن اوراق بهادار یا STO نیز، قرارداد سرمایه گذاری، به وسیله توکن اوراق بهادار است که پشتیبانی می شود. درواقع این نوع از عرضه با مقررات دولتی مطابقت خواهد داشت؛ این در حالی است که برای IDO ها هنوز مقرراتی تنظیم نشده است.

تفاوت میان  IDO و IEO

IEO و IDO از بسیاری از جهات مشابه یکدیگر هستند و حتی می توانیم IDO ها را نوع جدیدی از IEO بنامیم. اساساً در هردوی این روش های تأمین سرمایه، سازمان ها قادر هستند تا مستقیماً توکن ها را با خود سرمایه گذاران یا معامله گران تبادل کنند. این در حالی است که با توجه به ماهیت مستقل و غیرمتمرکز IDO ها، کارمزدی به صرافی پرداخت نخواهد شد.

همچنین IDO ها توانسته اند تا برخی از مشکلات IEO ها را برطرف سازند که ازجمله آنها این است که در اکثر فرایندهای عرضه اولیه صرافی متمرکز، صادرکنندگان توکن اجازه ثبت توکن خود در دیگر صرافی ها را نخواهند داشت. از طرفی، در IEO ها، صادرکنندگان توکن بایستی جهت قرار گرفتن توکن خود در صرافی متمرکز، مقدار قابل توجهی از توکن های صادرشده را به خود آن صرافی پرداخت کنند.

مزایای عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز

اساساً در IDO ها لازم نیست تا مستقیماً با یک پروژه سروکار داشته باشید و به قراردادهای هوشمند آنها اعتماد کنید. در حقیقت یک پلتفرم IDO قابل اعتماد، قادر است تا چندین فروش موفق را تکمیل کند. علاوه بر این، اکثر IDO ها مقداری از سرمایه های جمع آوری شده در استخرهای نقدینگی را جهت ایجاد بازار نقدینگی پس از فروش قفل می کنند که این کار به کاهش نوسانات آن رمز ارز کمک شایانی می کند.

جدا از این، جهت شرکت در IDO ها نیازی به هیچ گونه ثبت نام نخواهد بود. درواقع جهت شرکت در IDO، تنها به یک کیف پول ارز دیجیتال و مقداری رمز ارز در آن نیاز خواهید داشت. همچنین نیازی نیست تا هیچ گونه اطلاعات هویتی از خود را به صرافی تحویل دهید. نتیجتاً این ویژگی IDO ها باعث می شود تا استفاده از آنها برای تمامی کاربران ممکن باشد.

علاوه بر این، IDO ها برای پروژه های اقتصادی نیز فوق العاده گزینه مناسبی به حساب می آیند. معمولاً برای یک پروژه کوچک و کمتر شناخته شده، عرضه توکن از طریق یک DEX، به نسبت یک صرافی متمرکز و بزرگ، فرایندی آسان تر و ارزان تر به حساب می آید. ضمناً  IDO ها اغلب اقداماتی دارند که با نهنگ های بازار مقابله می کنند. درواقع این موضوع بدین معنی است که هیچ سرمایه گذاری به تنهایی قادر نخواهد بود تا در IDO ها اقدام به خرید حجم بالایی از توکن ها کند.

ایراد اصلی IDO ها

به طور کلی، یکی از معایبی که در خصوص IDO ها وجود دارد، عدم وجود اقدامات مربوط به احراز هویت (KYC) و مبارزه با پول شویی (AML) است که عرصه را برای کلاه برداری و اقدامات غیرقانونی فراهم می سازد.

نحوه کارکرد عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز

فرایند عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز (IDO) جهت تسهیل فروش توکن های پروژه مدنظر خود، از یک صرافی غیرمتمرکز (DEX) استفاده می کند. در حقیقت یک پروژه ارز دیجیتال توکن های خود را در اختیار DEX قرار داده، کاربران وجوه خود را از طریق پلتفرم آن صرافی سپرده گذاری کرده و صرافی نیز توزیع و انتقال نهایی را تکمیل می کند. اساساً تمامی این فرایندها به صورت خودکار انجام گرفته و به وسیله قراردادهای هوشمند بر روی بلاک چین ثبت می شوند.

به طور کلی، مقررات و مراحل یک IDO به صرافی غیرمتمرکزی که مجری این عرضه است بستگی خواهد داشت. اما به طورکلی نحوه کارکرد اکثریت IDO ها مشابه با یکدیگر است. ازاین رو، در ادامه قصد داریم تا نحوه کارکرد این فرایند تأمین مالی را توضیح دهیم. 

اساساً بعد از یک بررسی، پروژه جهت اجرای یک IDO بر روی یک DEX پذیرفته خواهد شد. درواقع در یک IDO، صرافی ها قسمتی از توکن ها را باقیمتی ثابت عرضه کرده و کاربران درازای این توکن ها، وجوه خود را در صرافی قفل خواهند کرد و بعدها توکن های قفل شده خود را طی رویداد تولید توکن (TGE) دریافت می کنند. 

به طور کلی، معمولاً یک فهرست انتظار از سرمایه گذاران وجود خواهد داشت. از طرفی، برخی از وجوه جمع آوری شده جهت ایجاد یک استخر نقدینگی، از طریق توکن های خود پروژه خواهد بود. همچنین مابقی بودجه نیز در اختیار تیم آن پروژه ارز دیجیتال قرار خواهد گرفت.

نحوه شرکت در عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز

به طور کلی جهت برای ورود به یک IDO، به یک کیف پول ارز دیجیتال مثل متامسک (MetaMask) نیاز دارید تا به وسیله آن بتوانید به اپلیکیشن های کاربردی متصل شوید. از طرفی جهت خرید توکن ها و پرداخت کارمزد تراکنش ها نیز به مقداری ارز دیجیتال نیاز خواهید داشت. از طرفی بعدازاینکه کیف پول خود را آماده کردید، باید به IDO DApp  متصل شوید.

اساساً دستورالعمل های خاصی در خصوص نحوه قفل کردن وجوه خود برای فرایند تولید توکن به شما داده می شود. در اینجا بایستی اطمینان حاصل کنید که وجوه کافی برای پرداخت کارمزد تراکنش های خود رادارید. در اغلب موارد، بعد از اتمام دوره قفل شدن، توکن ها به کیف پول شما منتقل خواهند شد. بااین وجود، برخی از IDO ها ممکن است توکن های جدید شمارا برای مدت معینی قفل کنند.

نکات ضروری جهت شرکت در عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز

به طور کلی، اطلاع از نکات مهم جهت سرمایه گذاری در IDO ها باعث خواهد شد تا احتمال مواجه شدن با پروژه های کلاه برداری به شدت کاهش پیداکرده و سرمایه گذاران بتوانند به اهداف موردنظر خود دست یابند. اولین نکته این است که حتماً باید از لینک معتبر جهت دنبال کردن یک رویداد IDO استفاده کنید. 

معمولاً درزمانی که پروژه های معتبر و بزرگ در حال عرضه اولیه توکن های خود هستند، کلاه برداران بیکار نخواهند بود و به ایجاد لینک های جعلی می پردازند تا سرمایه کاربران را تصاحب کنند.

کاربران با کلیک روی لینک های جعلی که در شبکه های اجتماعی و پلتفرم های مختلف انتشاریافته اند، به پرداخت رمز ارزها می پردازند؛ درحالی که سرمایه کاربران به صورت مستقیم به حساب کلاه برداران ناشناس واریز می شود. متأسفانه در این موارد امکان ردیابی کلاه برداران نیز وجود نخواهد داشت و تنها کاری که برای جلوگیری از این مشکل می توان انجام داد، این است که از صحیح بودن آدرس صفحه صرافی ها اطمینان حاصل کرد.

اما درباره اینکه متداول ترین روش کلاه برداری IDO چیست، باید بدانید که در حال حاضر فروش توکن ها در صرافی های جعلی یکی از رایج ترین روش های کلاه برداری IDO به شمار می رود.

در حقیقت بسیاری از کلاه برداران با ایجاد صرافی های جعلی به فروش توکن های پروژه های معتبر باقیمت بسیار پایین می پردازند که همین سبب می شود بسیاری از افراد برای خرید آن ها ترغیب شوند. برای سرمایه گذاری در IDO و خرید توکن های معتبر مهم ترین کاری که باید انجام دهید این است که به صرافی های غیرمتمرکز معتبر مراجعه کنید. 

صرافی هایی که به تازگی تأسیس شده اند و شناخت کافی درباره آن ها وجود ندارد به هیچ وجه گزینه مناسبی برای سرمایه گذاری نیستند؛ به همین دلیل باید از خرید توکن در آن ها به شدت خودداری کرد.

جهت شرکت در IDO ها، شرایط و قوانینی را که درباره آن وجود دارد که  باید به خوبی آنها را مطالعه کنید؛ چراکه هرکدام از توکن ها تحت شرایط خاصی ارائه می شوند که ممکن است گزینه مناسبی به شمار نروند.

برای مثال در برخی پروژه ها توکن ها طی یک مدت زمان خاص قابل خریدوفروش نخواهند بود که همین سبب خواب سرمایه می شود و برای افرادی که به دنبال سرمایه گذاری کوتاه مدت هستند، مناسب نخواهد بود.

در پروژه های بلاک چینی مالکان پروژه می توانند به ایجاد هرگونه قوانین دلخواه درباره توکن های خود بپردازند. متأسفانه بسیاری از افراد با اطلاع نداشتن از این موضوع با ضررهای چشمگیری مواجه می شوند و در برخی موارد مجبور می شوند توکن های خریداری شده را با مبلغ بسیار کمتر بفروشند. 

برای سرمایه گذاری در IDO باید به یکی از مهم ترین نقل قول هایی که در میان سرمایه گذاران مشهور است توجه داشته باشید. سرمایه گذاران در حوزه های مختلف بر این باورند که باید تنها مبلغی را سرمایه گذاری کرد که امکان از دست دادن آن را به طور کامل داشت. 

در حوزه بلاک چین نیز دقیقاً به همین صورت است و تمام سرمایه گذاران که به خرید توکن در عرضه اولیه می پردازند، در معرض ریسک قرار خواهند داشت؛ تا جایی که ممکن است تمامی سرمایه خود را از دست دهند.

لانچ پدهای ارز دیجیتال؛ برترین پلتفرم های اجرای IDO

تعداد زیادی DEX در بلاک چین های مختلف وجود دارد که خدمات IDO را ارائه می دهند. یک راه ساده برای جستجوی آنها از طریق فهرست CoinGecko از کوین های برتر لانچ پد بر اساس سرمایه بازار است. هر صرافی غیرمتمرکزی که دارای کوین مخصوص به خود باشد، که تقریباً همه آنها هستند، در فهرست موجود است.

هم اکنون چندین پروژه در حال آزمایش IDO ها هستند و برخی پروژه ها نیز پروتکل خود را تکمیل کرده اند.

بایننس اسمارت چین پد (BSCpad)

BSCpad 

این شبکه به عنوان اولین پلتفرم IDO در شبکه بایننس اسمارت چین شناخته می شود. بسیاری از توکن های عرضه شده در شبکه بایننس اسمارت چین از این پلتفرم استفاده می کنند. میزان سودآوری این پروژه ها به صورت میانگین هفت برابر بوده است. برای شرکت در عرضه اولیه های این شبکه عمدتاً باید از توکن BUSD استفاده کرد.

داک استارتر (DuckStarter)

داک استارتر (DuckStarter)

داک استارتر یکی دیگر از لانچ پدهای معروف است که از شبکه های اتریوم و بایننس اسمارت چین پشتیبانی می کند. مشارکت در IDO های داک استارتر هم نیازمند سهام گذاری توکن DUCK و طی کردن مراحل احراز هویت است. علاوه بر این، سرمایه گذاران باید خود پروژه و همچنین DuckDAO را در توییتر و تلگرام دنبال کنند، برای یک پست به خصوص نظر بگذارند و درنهایت در هنگام اجرای IDO حاضر باشند.

از طرفی، داک استارتر سرمایه گذاران را بر اساس میزان توکن های DUCK آنها، به پنج سطح تقسیم می کند. سرمایه گذارانی که در یک سطح قرار دارند، برای مشارکت در IDO با یکدیگر رقابت می کنند.

دائو میکر (Dao Maker)

 

دائومیکر نیز یکی دیگر از پلتفرم های IDO فعال در حوزه رمز ارزهاست. توکن های عرضه شده در این پلتفرم در میان سایر پلتفرم های IDO بیشترین سودآوری را به ارمغان آورده اند؛ میزان سودآوری این توکن ها به  طور میانگین یازده ممیز پنج دهم برابر بوده است. برای مشارکت در عرضه اولیه این پلتفرم عمدتاً باید از کوین اتر یا توکن های شبکه بایننس اسمارت چین استفاده کرد.

سول استارتر (Solstarter)

سول استارتر اولین لانچ پد IDO روی بلاک چین سولانا است که امکان تأمین سرمایه را به روشی غیرمتمرکز و عادلانه فراهم می کند. این لانچ پد برای پروژه هایی که قصد فعالیت روی بلاک چین سولانا رادارند مناسب است.

توکن بومی سول استارتر SOS نام دارد. داشتن این توکن برای شرکت در IDO ها ضروری است. 

سرمایه گذاران با توجه به میزان توکن های SOS خود می توانند در IDO های سول استارتر مشارکت کنند. ازآنجایی که این لانچ پد روی سولانا راه اندازی شده، از مزیت های این بلاک چین ازجمله سرعت بالا و کارمزدهای کم بهره مند است و چالش مقیاس پذیری را تا حد زیادی رفع کرده است.

صرافی غیرمتمرکز پولکاستارتر (Polkastarter)

صرافی غیرمتمرکز پولکا استارتر یکی از برترین پلتفرم های ارائه دهنده IDO در حوزه رمز ارزها است. این پلتفرم دیفای بر روی شبکه پولکادات راه اندازی شده است، ولی ازآنجایی که پولکااستارتر یک پلتفرم میان زنجیره ای (cross-chain) است، می توان توکن های روی شبکه اتریوم را نیز در آن عرضه اولیه کرد. عرضه اولیه های این صرافی به طور میانگین شش ممیز پنج دهم برابر سودآوری داشته اند. 

از طرفی، جهت شرکت در عرضه اولیه این پلتفرم، عمدتاً باید از توکن های POLS و ETH استفاده کنید.

تراست پد (TrustPad)

عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز

تراست پد یک پلتفرم غیرمتمرکز و چند زنجیره ای (Multi-chain) است که امکان جذب سرمایه را برای پروژه ها فراهم می کند و فرصت سرمایه گذاری زودهنگام در پروژه های جدید را در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهد. با سهام گذاری توکن بومی تراست پد که TPAD نام دارد، می توانید شانس خود را برای دسترسی سریع تر به پروژه های موفق افزایش دهید.

تراست پد با شبکه های محبوبی همچون اتریوم، پالیگان (Polygan) و سولانا (Solana) تعامل پذیر است. این لانچ پد به امنیت دارایی های کاربران اهمیت زیادی می دهد. ازاین رو، افرادی که قصد اجرای IDO در تراست پد رادارند، باید مراحل احراز هویت را طی کنند.

پروژه هایی را که در آینده نزدیک روی تراست پد IDO اجرا می کنند می توانید از طریق وب سایت رسمی این پلتفرم و در بخش Upcoming IDOs مشاهده کنید.

آخرین IDO های موفق ارزهای دیجیتال

صرافی غیرمتمرکز Curve Finance

صرافی غیرمتمرکز Curve Finance 

در ژوئن ۲۰۲۰ (تیر ماه ۱۳۹۹)، صرافی غیرمتمرکز Curve Finance برای معاملات کارآمد استیبل کوین با استیبل کوین، از منحنی DAO و توکن CRV رونمایی کرد. در حقیقت DAO مبتنی بر آراگون است و هزینه های معاملات Curve را جمع آوری می کند. علاوه بر این، توکن CRV یک توکن مدیریتی است که از سهام گذاری یا استیکینگ نیز پشتیبانی می کند.

پلتفرم غیرمتمرکز BZRX

پلتفرم غیرمتمرکز BZRX

این پروژه در ژوئیه ۲۰۱۸ از b0x به bZx تغییر نام داد. bZx یک پلتفرم غیرمتمرکز برای وام دهی و ترید مارجین است. مسئولین پروژه توضیح دادند که برخلاف اکثریت استارت آپهای بلاک چینی، bZx تصمیم اخلاقی گرفته است که توکن های خود را بدون پلتفرم کاملاً کاربردی به صورت عمومی عرضه نکند.

کامپوند (Compound)

ارز دیجیتال کامپوند (COMP) که در سپتامبر ۲۰۱۸ (شهریور ماه ۱۳۹۷) در شبکه بلاک چین اتریوم راه اندازی شد، یک پروتکل الگوریتمی بازارهای مالی است که حول وام و استقراض غیرمتمرکز فعالیت می کند. درواقع کاربران می توانند نقدینگی خود را به پروتکل ارائه دهند تا با قرار دادن وثیقه، سود مرکب یا ارز دیجیتال قرض بگیرند. 

از طرفی، از زمان راه اندازی، کامپوند به عنوان یکی از پیشرفته ترین برنامه های اتریوم شناخته شده است. در اوایل ژوئیه ۲۰۲۰ (تیر ماه ۱۳۹۹)، کامپوند بزرگ ترین پروژه DeFi بود و ارزش کلی ششصد و هشتاد میلیون دلاری داشت؛ یعنی نزدیک به هفتاد میلیون دلار بیشتر از MakerDAO (دومین پروژه بزرگ دیفای در آن زمان).

پروتکل ریون (Raven) 

پروتکل ریون (Raven)

اولین IDO انجام شده مربوط به پروتکل ریون است که توسط صرافی غیرمتمرکز بایننس (Binance DEX) انجام شد. در هفده ژوئن ۲۰۱۹ (۲۶ تیر ماه ۱۳۹۸)، ارز دیجیتال ریون در صرافی غیرمتمرکز بایننس فهرست شد و به مدت بیست و چهار ساعت عرضه اولیه آن ادامه پیدا کرد.

از طرفی، طی این IDO، مجموعاً سه درصد از تمامی توکن های این پروتکل به فروش رفت و ارزش هر رمز ارز نیز تا ۰٫۰۰۰۰۵ BNB افزایش پیدا کرد.

پلتفرم غیرمتمرکز وام دهی mStable

پلتفرم غیرمتمرکز وام دهی mStable

پروتکل mStable که در ماه می ۲۰۲۰ (اردیبهشت ماه ۱۳۹۹) راه اندازی شد، یک پلتفرم غیرمتمرکز همه جانبه برای وام دهی استیبل کوین و نقدینگی است. این پروتکل به کاربران اجازه می دهد که استیبل کوین های ERC20 مانند Dai،USDC  یا USDT را به منظور تولید mUSD با نسبت ۱:۱ ذخیره کنند. 

از طرفی، در صورت تمدید، MUSD را می توان در یک قرارداد ذخیره واریز کرد تا از طریق پروژه هایی مانند کامپوند و آوی (Aave) درآمد کسب کند. همچنین می توان از توکن با ویژگی سواپ استفاده کرد که معاملات استیبل کوین با اسلیپیج (Slippage) صفر را امکان پذیر می کند.

پروژه بلنسر (Balancer)

عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز 

در ماه مارس ۲۰۲۰ (اسفند ماه ۱۳۹۸)، آزمایشگاه های بلنسر (Balancer Lab.)، سه میلیون دلار در مرحله سرمایه گذاری برای راه اندازی توکن مخصوص این پلتفرم جمع کردند. طبق گزارش ها، قیمت هر توکن BAL در آن زمان شش دهم دلار بوده است. 

در حقیقت، کمپین استخراج نقدینگی این پروتکل از ابتدای ماه ژوئن شروع شد و نخستین توزیع توکن BAL نیز در بیست و سه ژوئن فروخته شد. از طرفی، با برگزاری عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز برای این توکن و قرار گرفتن در فهرست Balancer،Uniswap  و 1inch، در بیست و سه ژوئن، قیمت این توکن یک رشد بسیار زیادی را تجربه کرد و توانست تا به پانزده دلار نیز برسد. اما بعد از رسیدن قیمت به هفده دلار، قیمت BAL در عرض تنها دو هفته، با افت قیمتی شدید، به ده دلار بازگشت.

صرافی غیرمتمرکز  DXdao

 

اساساً DXdao یک مجموعه غیرمتمرکز است که بر توسعه محصولات دیفای متمرکز است. تا بدین لحظه، DXdao از پروژه هایی مانند بازار پیش بینی های غیرمتمرکز Omen.eth و DEX Mesa.eth پشتیبانی کرده و مالک آنها است. از طرفی، DXD توکن بومی اکوسیستم DXdao است.

UMA یا پروتکل دسترسی به بازارهای جهانی (Universal Market Access)

یکی دیگر از پروژه های موفق  IDO، باوجوداینکه IDO آن یک سری مشکلات اولیه داشت، پروتکل دسترسی به بازارهای جهانی است. در حقیقت UMA توسعه دهندگان دیفای را قادر می سازد تا بر بستر شبکه بلاک چین اتریوم، دارایی های مصنوعی (synthetic assets) خود را ایجاد کنند. 

اساساً دارایی های مصنوعی، توکن هایی وثیقه داری هستند که ارزش آنها دستخوش تغییر می شود. بااین حال، UMA  چندی پیش فروش توکن های خود را از طریق صرافی غیرمتمرکز یونی سواپ (Uniswap) و باقیمت اولیه حدود بیست و شش صدم دلار برای هر توکن آغاز کرد. اما در ادامه UMA جهت دستیابی به این قیمت، بایستی تا معادل پانصد و سی و پنج هزار دلار، اتریوم را در یک استخر نقدینگی جدید تزریق می کرد.

بااین وجود، به علت اینکه قیمت گذاری در یونی سواپ به جای یک دفتر سفارش، توسط منحنی پیوند (bonding curve)  انجام می شود، با هجوم گسترده سرمایه گذاران، قیمت UMA  به سرعت افزایش پیدا کرد و نتیجتاً اینکه تریدرها تلاش داشتند تا با پرداخت کارمزدهای گس بالاتر از دیگران، از باقی افراد پیشی بگیرند. موضوعی که نهایتاً منجر به جهش بیش از دو دلاری قیمت UMA شد. 

آینده IDO ها

IDO ها جدیدترین راه برای پروژه های ارزهای دیجیتال هستند تا توکن های خود را در اختیار عموم قرار دهند. ولی هنوز این راه حل نوین، جای پیشرفت بسیاری دارد. همچنین، در صرافی های غیرمتمرکز هیچ گونه مکانیزم نظارت و کنترلی وجود ندارد. درواقع، زمانی که صحبت از جمع آوری کمک های مالی می شود، نکته مهم این است که یک نوع کنترل جهت حذف تغییرات قیمت توکن یا مقررات احراز هویت وجود داشته باشد، که این موضوع در خصوص  ICO ها، IEO ها و STO ها مدنظر قرار داده شده است.

از طرفی، پیشرفت دیگری که باید روی آن تمرکز شود، مقیاس پذیری است. هم اکنون، تنها پروژه های مربوط به امور مالی غیرمتمرکز یا دیفای (DeFi) هستند که می توانند از طریق عرضه اولیه صرافی غیرمتمرکز، اقدام به جمع آوری پول کنند. بااین وجود، این موضوع بدین معنا نخواهد بود که دیگر پروژه های حوزه رمز ارزها نمی توانند از این نوع تأمین سرمایه جمعی بهره ببرند. 

البته جهت پیشرفت، این پروژه ها به توجه سرمایه گذاران فعلی حوزه دیفای جهت سرمایه گذاری بر روی توکن پروژه آنها نیز نیاز خواهند داشت. 

سخن پایانی

اساساً IDO ها بسیار شبیه به ICO و IEO هستند، ولی به خاطر استفاده آنها از صرافی های غیرمتمرکز، با ذات بلاک چین که غیرمتمرکز بودن است، همخوانی بی