Lines_Background
مینی‌دوره رایگان درآمد روزانه ۱۰۰ دلار از فارکس
00روز
00ساعت
00دقیقه
00ثانیه
ثبت‌نام رایگان
لوگو خانه سرمایه
آموزش ترید از صفر صفر

مدیریت سرمایه

راه‌های بقا در بازار خرسی چیست؟ در بازار ریزشی چه کنیم؟
راه‌های بقا در بازار خرسی چیست؟...

سرمایه گذاران در بازار خرسی با چالش های زیادی روبه رو می شوند. راه هایی برای مقابله با این چالش ها وجود دارد. درواقع، به عنوان سرمایه گذار باید بدانید که در بازارهای این چنینی، امکان ریزش ارزش دارایی ها و از بین رفتن سود وجود دارد. بازارهای نزولی باعث می شوند سودهای کسب شده در ماه های گذشته هم از بین بروند. اگر تصمیماتی عقلانی در این زمآن ها گرفته نشود، مسیر سرمایه گذاری و فعالیت در بازار رمزارزها به شدت تحت الشعاع قرار خواهد گرفت. با آگاهی از روش های بقا در بازارهای خرسی می توانید از خطرات و تهدیدات آن جان به سالم به در ببرید. چطور؟ با چه روش هایی؟

نگاهی به بیمه های غیرمتمرکز

رمزارزها از دارایی های پرنوسانی هستند که هم امکان ضرر در بازارهای آن ها بسیار زیاد است و هم می توانند سود کلانی برای سرمایه گذاران به همراه بیاورند. بسیاری از افراد فعال در این حوزه از زمان ورود و خروج به بازارها آگاهی دارند و می دانند که باید در چه بخش هایی از بازار کار سرمایه گذاری را پیش ببرند. برخی هم با ناآگاهی در پلتفرم های غیرمتمرکز و متمرکز ضرر می کنند. بسیاری از پلتفرم های پس انداز موجود در defi/’>دیفای تاکنون هک شده اند. چنین رخدادهایی در دنیای رمزارزها رخ می دهد و باعث می شود ضررهای بسیار زیادی به افراد تحمیل شود. شناسایی پلتفرم های امن برای سرمایه گذاری بسیار مهم است. از سوی دیگر، استفاده از پلتفرم های بیمۀ غیرمتمرکز هم کاربرد خواهد داشت. این پلتفرم ها از کاربران در مقابل هک شدن محافظت می کنند. اگر کلاه برداری ها، سرقت ها یا مشکلاتی در انعقاد قراردادهای هوشمند رخ بدهد، پلتفرم های بیمه می توانند به کمک کاربران بیایند. با پرداخت برای تحت پوشش قرارگرفتن بیمه های غیرمتمرکز، دارایی کاربران در شرایط متنوعی از آسیب دیدن و خسارات سنگین در امان می ماند. بیش تر این پلتفرم های بیمه دارای قوانین سفت وسختی هستند که اجازۀ سوءاستفادۀ کاربران را از خدماتشان نمی دهند.

رهایی از دارایی های بیش از حد ارزش گذاری شده

بسیاری از کاربران دارایی هایی در سبد سرمایه گذاری شان دارند که دیگر امیدی به رسیدن ارزش آن ها به سودآوری گذشته نیست. در این شرایط، کاربران هنوز امیدی کم رنگ به رشد مجدد چنین دارایی های دارند. دارایی های سودآور معمولاً در بلندمدت وضعیت مثبتشان را حفظ نمی کنند. سودآوری یا توجه بیش از حد به برخی از پروژه ها و رمزارزها گاهی بعد از تبلیغات فروکش می کند. درواقع، رشدی کوتاه مدت دارند. باید از این پروژه ها برای سرمایه گذاری و قراردادنشان در پورتفولیو گذر کرد. برای چیدن سبد سرمایه گذاری نیاز به توجه به وضعیت توسعه و سابقۀ هر پروژه، کاربرد، بودجۀ به کارگرفته برای توسعه ، نقدینگی و میزان پرطرفداربودنش وجود دارد. با در نظرگرفتن چنین چیزهایی لازم است که استراتژی خروج از یک بازار و سرمایه گذاری را روی پروژه در ذهن داشته باشید. مدیریت دارایی ها با داشتن استراتژی خروج برای هر سرمایه گذاری واجب است.

حفظ سبد سرمایه ای که سودآوری ندارد، ضررهای کلانی به صاحب آن تحمیل خواهد کرد. بنابه اثر تمایلی (Disposition effect)، گاهی اوقات برخی از سرمایه گذاران ترجیح می دهند دارایی غیرسودآور را حفظ کنند و دارایی های دیگری که احتمال و فرصت رشد دارند، برای جبران وضعیت به فروش برسانند. برای فعالیت در بازار رمزارزها باید از چنین رفتارهایی دور بمانید. نباید دارایی هایی که بیش از حد واقعی در ذهنتان ارزش گذاری شده اند، در سبد سرمایۀ خود نگه دارید.

رهایی از دارایی های بیش از حد ارزش گذاری شده

توجه دقیق به ارزش گذاری ها

در زمان وقوع بازارهای گاوی، رمزارزهایی که حواشی زیادی دارند به ارزش های بسیار بالایی می رسند. گاهی اوقات، ارزش اختصاص یافته به آن ها بسیار بیش تر از ارزش واقعی شان است. همان طورکه انتظار می رود، ارزش چنین توکن هایی با ورود به بازار خرسی کاهش پیدا می کند. توجه به ارزش واقعی توکن ها برای سرمایه گذاری بسیار ضروری است. بالارفتن یک بارۀ ارزش یک دارایی نشانۀ خوبی نیست و نباید زیاد روی آن حساب کرد. تفاوت میان ارزش بازار در گردش (حاصل ضرب ارزش توکن در عرضۀ در گردش) و ارزش گذاری کاملاً رقیق شده (ارزش توکن در عرضۀ کلی) با آنلاک شدن و عرضه نسبت بزرگ تری از ارائۀ توکن کم می شود.

درنتیجه، بهتر است که در بازارهای خرسی به ارز ش گذاری کاملاً رقیق شده دقت کنید. موضوعاتی مانند وضعیت توکن ها در بازار، عرضه و گردش آن ها در بازار، اکوسیستم حاکم و… می توانند آثاری منفی روی ارزش هر دارایی بگذارند. نگاهی به عرضه و گردش توکن، سهم بازار و ارزش کاملاً رقیق شده می تواند به تصمیم گیری های بهتر سرمایه گذاران کمک کند. اگر تفاوتی بزرگ میان ارزش بازار و ارزش گذاری کاملاً رقیق شده وجود داشته باشد، چراغ خطر دربارۀ انتخاب توکن برای سرمایه گذاری هم روشن می شود و با احتیاط باید سراغ آن بروید.

دقت کردن به استیکینگ شناور یا لیکوئید (Liquid Staking)

استیکینگ راه معروفی برای رسیدن به سود در حوزۀ دارایی های دیجیتالی است. البته، رسیدن به سود در این زمینه هزینه هایی هم دارد. بیش تر پروتکل های استیکینگ کاربران را ملزم می کند تا برای مدت مشخصی دارایی شان را قفل کنند. این مدت زمان می تواند روزها، هفته ها و حتی ماه ها و سال ها به طول بیانجامد.

در طول این زمان، امکان دارد که رخدادهای پیش بینی نشده ای به وقوع بپیوندند. برای مثال، امکان صعود ارزش و قیمت رخ بدهد اما از آنجا که دارایی ها باید به طور اجباری برای مدتی قفل شوند، امکان فروش شان در وضعیت مساعد بازار وجود ندارد. عکس این موضوع هم احتمال وقوع دارد. برای مثال، زمانی که لونا (LUNA) ارزش خودش را از دست داد، کاربران دارایی شان را در دورۀ زمانی ۲۱روزه ای قفل کرده بودند و شاهد این موضوع بودند که در طول یک هفته، ارزش دارایی شان از ۸۶ دلار به کم تر از ۰.۰۰۱ دلار رسید. این در حالی بود که کاری از آن ها ساخته نبود و اختیار تصمیم گیری برای سرمایۀ خود را در بازۀ زمانی مشخص به واسطۀ قفل شدن نداشتند.

دقت کردن به استیکینگ شناور یا لیکوئید (Liquid Staking)

لیکوئید استیکینگ یا استیکینگ شناور، راه کاری مناسب برای مواجهه با این چالش فراهم می کند. درحال حاضر، تعدادی پلتفرم وجود دارد که به کاربران اجازۀ استیکینگ می دهد و درخواستی برای قربانی کردن نقدینگی شان از آن ها ندارد. روش های کاری این پلتفرم ها با یکدیگر متفاوت است اما معمولاً با استیک کردن دارایی های کاربران رقم معادلی از توکن های مشتق نقدی به آن ها می دهند. این توکن های مشتق بدون هیچ محدودیتی قابلیت معامله و تبادل دارند. امکان بازخرید توکن های استیک شده هم با آن ها وجود دارد.

لیدو (Lido) یکی از تأمین کنندگان امکان استیکینگ به این شیوه است. از موارد معروف دیگر در این زمینه می توان به انکر (Ankr)، استفی (StaFi) و Socean اشاره کرد. فراموش نکنید که توکن های لیکوئید استیکینگ با تخفیف های جزئی نسبت به دارایی های بومی معامله می شوند و این تخفیف با نوسانات شدید دارایی اصلی بیش تر هم می شود.

افزایش تحقیقات و بررسی ها

یکی از بهترین روش ها برای موفقیت در بازار خرسی رمزارزها این است که آگاهی تان را افزایش بدهید. استفاده از ابزارهای درست و به کارگیری داده های مناسب در این زمینه بسیار کارگشا خواهد بود. منابع و مراجع مختلفی برای افزایش آگاهی ها دربارۀ بازار معاملات رمزارزی وجود دارد. با کمک گرفتن از چنین بسترهایی، تصمیم گیری دربارۀ رمزارزها تا حد زیادی ساده تر و آگاهانه تر پیش خواهد رفت. بسترها و مراجع متنوعی هم وجود دارند که امکان پیگیری و تحلیل بازار را به خوبی فراهم می کنند. ازجملۀ این منابع می توان به نانسن (Nansen)، گلس نود (Glassnode)، سانتی منت (Santiment)، دون آنالتیکز (Dune Analytics) و این تودِبلاک (IntoTheBlock) اشاره کرد.

چیدن پورتفولیوی متنوع

رمزارزها می توانند سودهای کلان یا ضررهای هنگفت به همراه داشته باشند. یکی از بهترین راه ها برای متعادل نگه داشتن سبدهای سرمایه گذاری، متنوع چیدن آن ها است. درواقع، سبدهای سرمایه گذاری یا پورتفولیویی متنوع می توانند امنیت سرمایه تان را تا حد زیادی تأمین کنند. انتخاب دارایی های متنوع همان راه کار معروفی است که در دنیای اقتصاد وجود دارد؛ یعنی، نگذاشتن همۀ تخم مرغ ها در یک سبد برای کاهش خطر ازدست دادن یک بارۀ آن ها.

چیدن پورتفولیوی متنوع

با پخش کردن سرمایه تان میان دارایی های مختلف می توانید ریسک خطرات تهدیدکننده را کاهش دهید. البته، فراهم کردن پورتفولیویی مناسب با ریسک کم در بازار رمزارزها کار آنچنان ساده ای نیست؛ چون بیش تر کوین ها از مسیری حرکت می کنند که بیت کوین در آن قدم می گذارد. بنابراین، چیدن سبدی متنوع با ریسک اندک، در عمل کار ساده ای نیست. با این حال، اگر دارایی تان را در بخش های مختلف اکوسیستم تقسیم کنید، احتمال اینکه سرمایه تان آسیب ببیند، کم تر می شود. برای مثال، بخشی را به دارایی های متاورس اختصاص بدهید، بخشی را در توکن های حاکمیتی سرمایه گذاری کنید و به سراغ دیفای، کوین های بلاک چین لایۀ اول و دوم هم بروید. وجود تنوع در سبد سرمایه گذاری به شما اطمینان می دهد که هریک از بازارهای سرمایه دچار شوک آنی شوند، سرمایه های دیگری دارید که از وضعیت نامساعد در امان مانده اند. با این کار هم ریسک ضررکردن در مواقع نامطلوب بازار را کم می کنید و هم امکان سودبردن در زمان رشد آنی یکی از بخش های سبدتان را بالا می برید. برخی هم ترجیح می دهند که به طور کلی، سبد سرمایه گذاری شان را به بازارهای مختلفی مانند ابزارهای مشتقه و اوراق بهادار، طلا، زمین و… اختصاص داده و بخشی از آن را هم به بازار ارزهای دیجیتالی اختصاص دهند. تصمیم با شماست و باید سعی تان را در طراحی یک سبد سرمایه با ریسک معقول به کار بگیرید.

کنارگذاشتن تقلید کورکورانه از اینفلوئنسرها و افراد معروف بازار

متأسفانه در بازار رمزارزها افراد زیادی با ادعای پیش بینی وضعیت بازار وجود دارند. افراد مشهور و اثرگذاری هم درمیان سرمایه گذاران شناخته شده هستند. اطمینان 100درصد به چنین افرادی اصلاً کار درستی نیست. پیروی کورکورانه از چهره های معروف بازار می تواند به ضررتان تمام شود. توصیه هایی که آن ها دارند، کلی است و بدون درنظرگرفتن شرایط اختصاصی شما است. درنتیجه، امکان اینکه راه کارهایشان برایتان کاربردی و مفید نباشد، بسیار زیاد خواهد بود. هیچ وقت با چشمان بسته اقدام به پذیرش توصیۀ دیگران به ویژه افراد مشهور نکنید. باید از سابقه و سطح موفقیت آن ها در بازار به طور شفاف باخبر باشید. همیشه این احتمال را بدهید که شاید پای تبلیغات و سازماندهی جو بازارها در میان باشد.

در آخر

یادتان باشد که هرکسی می تواند در بازارهای خرسی متخصص باشد. زمان های دشوار و چالش برانگیز برای همه پیش می آیند اما با درنظرگرفتن نکات تخصصی و انجام اقدامات هوشمندانه امکان خلاص شدن از وضعیت نامطلوب به وجود می آید. همیشه خودتان شخصی باشید که تحقیق و بررسی بازار را به دست می گیرد. به هیچ کس اعتماد تام نداشته باشید و حواستان را جمع کنید. از منابع مختلف و داده ها در این مسیر کمک بگیرید.

سؤالات متداول

سبد سرمایه گذاری متنوعی داشته باشید، خودتان به تحقیق مشغول شوید و بیمه های غیرمتمرکز و روند تغییر قیمت توکن ها را زیر نظر بگیرید. استیکینگ شناور و رهایی از دارایی هایی که ارزشی به همراه ندارند هم به شما توصیه می شود.

لیکوئید استیکینگ یا استیکینگ شناور راه کاری مناسبی برای مواجهه با خطرات بازار خرسی است. پلتفرم هایی هستند که به کاربران اجازۀ سرمایه گذاری و استیکینگ می دهند و  از آن ها درخواستی برای قربانی کردن نقدینگی شان ندارند.

ادامه مطلب
1
افت سرمایه (Drawdown) چیست؟ | حداکثر...

افت سرمایه (Drawdown)،فرض رو بر این می گیریم که می دانیم که مدیریت سرمایه به سبک درست، در دراز مدت باعث سودآوری ما خواهد شد. ولی حالا می خواهیم به شما روی دیگر مسائل را نشان دهیم.اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد اگر قوانین مدیریت سرمایه را رعایت نکنید؟

مثال زیر را در نظر بگیرید و کمی به آن فکر کنید:

در نظر بگیرید که شما ۱۰۰ هزار تومان پول دارید و ۵۰ هزار تومان آنرا از دست داده اید، چند درصد از حساب خود را از دست داده اید؟ مشخص است که به سادگی جواب خواهید داد ۵۰ درصد. این سوال به اندازه کافی ساده بود تا مفهوم افت سرمایه را برایتان توضیح بدهیم. این همان موضوعی است که معامله گران به آن DRAWDOWN یا افت سرمایه می گویند.

افت سرمایه یا Drawdown چیست؟

در ادامه باید اشاره کرد که افت سرمایه یا بصورت مخفف DD، مقدار کاهش سرمایه شخصی است که در اثر یکسری از معاملات ناموفق یا زیان ده اتفاق میفتد. بصورت نرمال از اختلاف بین سطح قبلی سرمایه قبل از ضررها و سطح فعلی بعد از ضررها بدست می آید و معمولاً تریدرها بصورت درصدی از حساب خود آنرا محاسبه می کنند.

چگونه افت سرمایه یا Drawdown را کنترل کنیم؟

توجه به خط شکست(ضرر)

در معامله کردن، ما همیشه به دنبال یک لبه هستیم. تمام دلیلی که معامله گران سعی میکنند تا سیستم خود را گسترش دهند همین است. یک سیستم معاملاتی که ۷۰ درصد معاملات آن سودآور باشد،به نظر میرسد که بسیار مناسب باشد. ولی فقط به این دلیل که سیستم شما ۷۰ درصد سودده میباشد. آیا به این معنی است که از هر ۱۰۰ معامله ۷۰ تای آن به سود می رسد؟ پاسخ این است:نه لزوماً!! شما چطور می دانید که کدام ۷۰ معامله از آن ۱۰۰ معامله به سود خواهد رسید؟جواب این است که نمی دانید!! شما می توانید تمام ۳۰ معامله اول را شکست بخورید و بعد تمام ۷۰ معامله بعدی را سود کنید در حالی که هنوز هم ۷۰% معاملات سیستم شما موفق بوده است.ولی باید از خودتان سوال کنید که اگر ۳۰ معامله پشت سر هم شکست بخورید آیا اصلاً هنوز در بازار حضور دارید؟

این همان دلیلی است که مدیریت سرمایه بسیار اهمیت دارد. اهمیتی ندارد که از چه سیستمی استفاده می کنید.بلکه حتماً باید حدود شکست خود را در نظر بگیرید. باید به این نکته اشاره کرد که بازیکنان حرفه ای پوکر که حتی تمام زندگی خود را با این شغل ساخته اند نیز برای خود حدودی را تعریف کرده اند و بنابراین هنوز سوددهی دارند. دلیلش این است که بازیکنان خوب پوکر در واقع تمرین مدیریت سرمایه می کنند.به این دلیل که آنها به خوبی می دانند که قطعاً تمام تورنمنت را برنده نخواهند بود. بنابراین آنها فقط درصد کمی از سرمایه خودشان را ریسک می کنند و به این صورت می توانند از ضررها سالم گذر کنند و ادامه دهنده راه سودآور خود باشند.

این چیزی است که شما هم به عنوان یک معامله گر باید انجام دهید. افت سرمایه قسمتی از معامله کردن است و معامله گری وجود ندارد که با افت سرمایه اش دست و پنجه نرم نکرده باشد. کلید اینکه معامله گر موفقی باشید این است که نقشه معامله داشته باشید (Trading Plan) که بتواند شما را پس از این مقادیر بزرگ ضرر سرپا نگه دارد و به بازی بازگرداند. قطعاً قسمت بسیار مهمی از این نقشه معامله شما باید قوانین مدیریت سرمایه باشد. فقط درصد کوچکی از سرمایه معاملاتی خود را ریسک کنید و با این روش می توانید از لبه های شکست جان سالم به در ببرید و این ضررهای کوچک را در معاملات سودده خود جبران کنید. به یاد داشته باشید که اگر قوانین صحیح مدیریت سرمایه را تمرین کنید به معامله گری تبدیل می شوید که قطعاً در بلند مدت در بازار حضور خواهد داشت و قطعاً نتیجه معاملاتش همراه با سود می باشد.

هیچوقت بیشتر از ۲% در هر معامله ریسک نکنید

چقدر باید در هر معامله ریسک کرد؟ این سوال بسیار خوبی است که قطعاً هر معامله گری در ابتدای مسیر معامله و حتی در شروع هر معامله باید از خود بپرسد. سعی کنید که ریسک تمام معاملات خودتان را به ۲% از سرمایه باقیمانده (نه سرمایه اولیه) محدود کنید. ولی توجه داشته باشید که این مقدار اگر تازه وارد هستید می تواند اندکی زیاد هم باشد و اگر در ابتدای راه آموزش قرار دارید سعی کنید مدتی این مقدار را ۱% از سرمایه باقیمانده حفظ کنید.در این قسمت میخواهیم مقایسه بسیار مهمی را انجام دهیم که در یکی از موقعیتها ریسک هرمعامله ۲% در نظر گرفته می شود و در موقعیت دیگر ریسک هر معامله ۱۰% از سرمایه. شما سعی کنید که خود را در جایگاه هر دو معامله گر قرار دهید تا تفاوت وضعیت و احساسات آنها را متوجه شوید. برای هر دو نفر حسابی با ۲۰ هزار دلار سرمایه اولیه مشخص شده است و اینطور در نظر گرفته ایم که فرضاً هر دو ۲۰ معامله پشت سر هم ضررده خواهند داشت و وضعیت هر دو حساب را در انتها بررسی خواهیم کرد.

به سادگی می توانید ببینید که تفاوت بسیار زیادی بین رعایت ریسک ۲% وریسک ۱۰% در هر معامله وجود دارد. اگر در یک دام شکست افتادید و ۲۰ معامله پشت سر هم را شکست خوردید در انتها با ریسک ۱۰% در هر معامله فقط ۳۰۰ دلار برایتان باقی می ماند که با محاسبه افت سرمایه متوجه می شویم که ۸۵% از کل سرمایه از دست رفته است. ولی اگر به مدیریت سرمایه به روش ۲% در هر معامله توجه کرده باشید در انتهای همان ۲۰ معامله ضررده هنوز حدود ۱۴ هزار دلار سرمایه باقیمانده دارید.با محاسبه افت سرمایه مشخص می شود که حدود ۳۰% از کل سرمایه از دست رفته است.

مطمئناً آخرین چیزی که ما می خواهیم انجام دهیم این است که ۲۰ معامله پشت سر هم شکست بخوریم. ولی بیایید منطقی باشیم.به تفاوت شکست در ۵ معامله پشت سر هم در هر دو حساب نگاهی بیندازید. در حساب ۲% ریسک در هر معامله هنوز حدود ۱۸٫۵ هزار دلار باقیمانده است ولی در حساب ۱۰% ریسک حدود ۱۳ هزار دلار باقی مانده که این مقدار کمتر از عددی است که در حساب ۲% ریسک و با فرض ضرر در ۲۰ معامله باقی خواهد ماند.

امیدواریم که نکته محاسبات و جدول بالا را متوجه شده باشید. اگر مدیریت سرمایه درستی داشته باشید حتی در صورتی که افت سرمایه داشته باشید در اثر یکسری از معاملات ناموفق، باز هم به مقدار کافی در حساب خود باقیمانده خواهید داشت تا بتوانید ادامه روند موفق خود را بدهید.

اندازه گیری ضرر در افت سرمایه و میزان سود لازم برای جبران آن

حالا باید سوال کرد می توانید تصور کنید که ۸۵% از سرمایه خود را از دست بدهید؟ با یک محاسبه ساده متوجه می شوید که در ازای این ۸۵% از سرمایه که از دست داده اید باید ۵۶۶% از سرمایه ای که باقی مانده است سود به دست آورید تا به مقدار حساب اولیه خود بازگردید.باور کنید که نه شما و نه هیچکس دیگر دوست ندارد در این وضعیت قرار بگیرد. برای اینکه بهتر متوجه ماجرا بشوید برایتان در جدول زیر مقدار از دست دادن سرمایه به درصد و مقدار سود برای جبران آن را محاسبه کرده و قرار داده ایم. به این جدول لفظ باتلاق ضرر هم اتلاق می شود چون هرچه ضرر بیشتری می کنید در واقع در باتلاقی فرو می روید که راه نجات از آن سخت تر و سخت تر می شود.

امیدواریم که مطالبی که بصورت مثال های ساده و توضیحات کافی برای شما گفته شد را به عنوان راهنمای راه در نظر بگیرید و به یاد داشته باشید که فقط اجازه دارید درصد کمی از سرمایه خود را ریسک کنید تا بتوانید در مواقعی که در دام ضرر میفتید به راحتی از آن نجات پیدا کنید.همواره به یاد داشته باشید که یک معامله گر باشید نه یک قمار باز.

 

ادامه مطلب
مدیریت ثروت
مدیریت ثروت چیست؟ معرفی بهترین استراتژی...

مدیریت ثروت چیست؟ (Wealth Management)

داشتن ثروت، یک چیز و مدیریت آن چیز دیگری است. حتی شاید بتوان گفت که مدیریت ثروت، مهم تر از به دست آوردن آن است. چون در هر حال هر کدام از ما راهی به سمت کسب درآمد و اندوختن ثروت هر چند کوچک پیدا می کنیم.

نکته مهمی که باعث می شود در زندگی مان رنگ آزادی و امنیت مالی را ببینیم این است که چطور ثروت و داشتههایمان را درست مدیریت کنیم. در این قسمت از خانه سرمایه، شما را با ساده ترین، مهم ترین و کاربردی ترین روش های مدیریت ثروت آشنا می کنیم و به دنبال پاسخ این سوال می گردیم که آیا خودمان هم می توانیم ثروت کوچک یا بزرگمان را مدیریت کنیم یا نه؟ اگر می خواهید سازوکار ثروتمند ماندن را یاد بگیرید تا آخر این ماجرا با ما همراه باشید.

چارلز هندی

در نهایت، هیچ کس انسان ها و جامعه ها را با شیوه به دست آوردن ثروتشان به یاد نمی آورد. آنچه در خاطره ها ثبت می شود این است که چگونه ثروت خود را مدیریت کردند. 

نگاهی به معنی عبارت «مدیریت ثروت»

از نظر فنی، مدیریت ثروت یا «Wealth management» نوعی مشاوره مالی است که در آن مشاور بر اساس اطلاعاتی که از مشتری خود می گیرد، استراتژی مدیریت ثروت را برایش تدوین می کند.

گاهی ماجرای مدیریت ثروت از یک مشاوره مالی ساده فراتر می رود و به دنبال اصلاح نگاه فرد نسبت به ثروت و دارایی کشیده می شود. در هر صورت، یک مشاور یا مدیر ثروت کاری می کند تا فرد بتواند قبل از هر چیز از ثروتش محافظت کند و در گام دوم از طریق راه های مختلف، فرصتی برای حفظ ارزش و افزایش این ثروت به مشتری خود پیشنهاد دهد.

مهم ترین کمک مدیر ثروت به مشتری خود چیست؟

مهم ترین چیزی که مدیر ثروت در اختیار مشتری خود قرار می دهد یک برنامه منسجم مالی است که در آن راهی برای رسیدن به اهداف مالی مشتری به صورت عملی نشان داده شده است؛ مثلا اینکه کجا سرمایه گذاری کند، چه مقدار می تواند هزینه یا پس انداز کند، چه مقدار می تواند خرج کند؟

 تا چه اندازه می تواند در بازارهای پرخطر و پرریسک سرمایه گذاری کند؟ در کنار این موارد، مدیر ثروت بر روند اجرا شدن این برنامه نظارت می کند تا مطمئن شود که شما در همان مسیری که باید باشید در حال حرکت هستید.

چرا داشتن استراتژی برای مدیریت ثروت، مهم است؟

در وجود هر انسانی میلی ذاتی برای رشد و استقلال مالی وجود دارد. به همین دلیل، همیشه در گوشه ای از ذهنش اهداف مالی مبهمی را در قالب یک یا چند آرزو مشخص می کند؛ مثلا می گوید: «دلم می خواهد ماهی یک میلیارد تومان درآمد داشته باشم» یا «می خواهم وقتی 30 سالم می شود دیگر نیازی به کار کردن نداشته باشم» و … .

وقتی این جسارت و شجاعت را به خودمان می دهیم که این آرزوهای مالی را به عنوان اهداف مالی زندگی مان انتخاب کنیم، چاره ای جز تدوین استراتژی نداریم. چون تلاش برای طراحی و تدوین استراتژی مالی و Wealth management به ما کمک می کند تا دقیقا به سمت همین اهدافی که تعیین کرده ایم قدم برداریم. در این میان با نقطه های ضعف و قوت رفتارهای مالی خودمان آشنا می شویم.

اسکار وایلد

وقتی جوان بودم فکر می کردم پول مهمترین چیز در زندگی است. الان که پیر شده ام می دانم که همینطور است!

چهار فاکتور اصلی برای بررسی ثروت و مدیریت آن کدامند؟

هنگامی که مشاور یا مدیر ثروتتان می خواهد میزان مفید بودن یا نبودن یک برنامه یا استراتژی مدیریتی را برایتان بسنجد چهار فاکتور زیر را در نظر می گیرد:

۱- میزان سود دهی طرح

مدیر ثروت می خواهد بداند که اگر سرمایه شما را وارد یک طرح به خصوص کند، در طول یک بازه زمانی مشخص، چه مقدار سود به دست می آید.

۲- میزان ریسک طرح

کشف اینکه یک طرح چقدر با ریسک همراه است به این بستگی دارد که شما به عنوان صاحب ثروتتان چقدر ریسک پذیر هستید. مدیر ثروت، میزان نهایی این ریسک را با توجه به شناختی که از شما و اطلاعاتی که از طرح مورد نظرش در دست دارد تخمین می زند.

۳- مقدار منابعی که این طرح صرف می کند

هر طرح مدیریت ثروت، مقداری از منابع یا ثروت شما را مصرف می کند. صرف این منابع با توجه به مقدار سودی که به دست می آید میزان مفید بودن یا نبودن این طرح را تعیین می کند. ناگفته نماند که منظور از منابع، فقط پول نیست. بلکه زمان و انرژی هم جزو منابع به شمار می روند.

۴- میزان نقدشوندگی آن

به این معنا است که با آغاز یک فعالیت جدید ثروت ساز، چقدر امکان دارد که بتوان آن ثروت را به پول نقد تبدیل کرد.

چه چیزهایی ثروت محسوب می شوند؟

معنی کردن ثروت، کار ساده ای نیست. چون هر کسی بسته به دیدگاهی که دارد ثروت را چیزی خاص معنا می کند. برای برخی، داشتن یک خانواده شاد و سالم، بزرگترین ثروت دنیا است و برای برخی دیگر جنبه های مالی ماجرا اهمیت بسیار بیشتری دارند. ما هم در این مقاله به چهره مالی ثروت نگاه می کنیم. در این صورت ثروت، مجموعه ای از دارایی ها خواهد بود که بتوان در صورت نیاز آنها را به وجه نقد تبدیل کرد؛ مثلا:

  • سپرده های بانکی

مدیریت ثروت در سپرده های بانکی

یکی از اولین و ابتدایی ترین مواردی که می تواند میزان ثروت یک فرد را نشان دهد، مقدار پولی است که در حساب بانکی او وجود دارد. بیایید چهار فاکتور Wealth management را در این مورد بررسی کنیم:

۱- میزان سود دهی

میزان سود دهی یک سپرده بانکی به این بستگی دارد که شما چه طرحی را برای سپرده گذاری خودتان انتخاب کرده باشید. اگر در طرح های بلند مدت سپرده گذاری کنید نسبت به طرح های کوتاه مدت، سود بیشتری را به دست می آورید.

۲- میزان ریسک

معمولا میزان ریسک در سپرده گذاری بانکی، پایین است؛ اما این موضوع به بانکی که شما انتخاب می کنید هم بستگی دارد. اگر بانکی تازه تاسیس را به هوای اینکه سود سپرده بیشتری می دهد انتخاب کنید باید این احتمال را که شاید بانک جدید به دلیل عمر کم و نداشتن سابقه دچار اشتباه در سرمایه گذاری و ورشکستگی شود را هم در نظر بگیرید.

۳- مقدار منابعی که صرف می شود

در این مورد هم ماجرا از یک بانک به بانک دیگر فرق می کند. این موضوع در مورد میزان کارمزدها و نحوه ارائه خدمات هم هست؛ مثلا شاید یک بانک برای راحتی حال کاربرانش بخش بزرگی از خدماتش را به صورت آنلاین انجام دهد و کارمزد کمی هم بگیرد در حالی که برای داشتن حساب و دریافت خدمات از یک بانک دیگر مجبور به حضور فیزیکی در آن بانک و پرداخت کارمزدهای بالا باشید.

۴- میزان نقد شوندگی

در روش سپرده گذاری پول در بانک، میزان نقد شوندگی به این بستگی دارد که شما چه نوع حسابی را باز کرده باشید. در حساب های سپرده گذاری کوتاه مدت، می توانید به راحتی از حسابتان پول برداشت کنید.

ولی در حساب های سپرده گذاری میان مدت و بلند مدت، نمی توانید تا پایان دوره سپرده گذاری از حسابتان برداشت داشته باشید. اگر هم برداشتی انجام دهید بانک از حسابتان مبلغی را به عنوان جریمه برمی دارد.

  • سرمایه در گردش 

wealth management

دومین روش مدیریت ثروت که در سطحی بالاتر از سپرده گذاری در بانک قرار دارد، سرمایه در گردش است. برای ایجاد این نوع از سرمایه، شما به عنوان کسی که مقدار مشخصی ثروت دارد، دست به یک فعالیت تجاری می زنید و در نتیجه این ماجرا به سودی بسیار بیشتر از سود سپرده بانکی دست پیدا می کنید. بیایید چهار فاکتور مدیریت ثروت را در این بخش هم بررسی کنیم:

۱- سود دهی

میزان سود دهی در روش سرمایه در گردش بستگی مستقیمی به نوع کسب و کار، بازار آن فعالیت و میزان مهارت شما به عنوان گرداننده یک کسب و کار دارد. از این گذشته، موارد دیگری هم هستند که روی میزان سود نهایی شما تاثیر می گذارند؛ مثلا میزان مالیات، نیاز مشتریان به محصولات و خدماتی که ارائه می دهید و حتی شرایط اقتصادی و سیاسی کشوری که در آن زندگی می کنید.

۲- ریسک

راه اندازی یک کسب و کار جدید، ریسک های ویژه خودش را دارد. این موضوع هم به عوامل زیادی وابسته است؛ مثلا شرایط اقتصادی، میزان مهارت شما و … .

۳- مقدار منابعی که مصرف می شود

هر کسب و کاری چه آن دسته که به تولید محصولات و خدمات فیزیکی مشغول هستند و چه آن دسته که محصولات و خدمات آنلاین را ارائه می دهند برای آغاز و ادامه کارشان به صرف منابع مختلفی مثل پول، زمان، تلاش و نیروی انسانی نیاز دارند.

۴- میزان نقد شوندگی

وقتی ثروت شما چیزی مثل یک سپرده بانکی است می توان آن را خیلی راحت نقد کرد، اما وقتی ثروت شما محصولات یا خدماتی آنلاین یا حتی فیزیکی هستند به احتمال زیاد نمی توانید آنها را به راحتی نقد کنید. از طرفی، در این جور مواقع، میزان پول نقد در جیب کسب و کارتان و شما به میزان پول نقد در جیب مشتریانتان بستگی پیدا می کند!

  • سرمایه گذاری مستقیم

مدیریت ثروت در سرمایه گذاری مستقیم

سومین روش مدیریت ثروت، سرمایه گذاری به صورت فردی و مستقیم است. برای این کار شما باید اطلاعات بسیار خوبی در مورد روش ها و تکنیک های سرمایه گذاری در اختیار داشته باشید و اما فاکتورها:

۱- میزان سود دهی

میزان سود دهی و مدت زمانی که برای سودآوری در سرمایه گذاری مستقیم باید صبر کنید به حوزه ای که برای سرمایه گذاری انتخاب می کنید بستگی دارد.

۲- میزان ریسک

سرمایه گذاری یک علم است که هر کسی می تواند آن را بیاموزد. با این وجود برخی بدون آنکه اطلاعات خوبی در این مورد داشته باشند، دست به سرمایه گذاری می زنند. در این صورت، ریسک سرمایه گذاری مستقیم به دلیل کمبود دانش و مهارت سرمایه گذار، بسیار بالا می رود.

 ناگفته نماند که گاهی ریسک سرمایه گذاری از ابتدا بالا است و سرمایه گذار قبل از هر کاری باید از میزان ریسک پذیری خودش آگاه باشد. گاهی هم میزان ریسک در یک ماجرای سرمایه گذاری به دلیل های سیاسی یا اقتصادی که خارج از دست سرمایه گذار است افزایش پیدا می کند.

مارک زاکربرگ

بزرگ ترین ریسک، عدم پذیرش هر گونه ریسک است. در جهانی که به سرعت تغییر می کند تنها استراتژی که شکست شما را تضمین خواهد کرد، ریسک نکردن است.

۳- مقدار منابعی که مصرف می شوند

در این شیوه به طور مستقیم منابعی مثل «سرمایه فرد»، «زمان» و «تلاش او» صرف می شوند. حتی شاید بتوان گفت که صرف منابع در روش سرمایه گذاری مستقیم از دیگر روش ها بیشتر است.

۴- میزان نقدینگی

میزان نقدینگی هم مثل میزان سوددهی به حوزه ای که برای سرمایه گذاری مستقیم انتخاب می کنید بستگی دارد. ولی در کل می توان اینطور گفت که سرمایه گذاری در بازار بورس و طلا، نقد شوندگی بالایی دارد.

  • سرمایه گذاری غیر مستقیم

سرمایه گذاری غیرمستقیم

چهارمین روش مدیریت ثروت، سرمایه گذاری غیر مستقیم است. در این روش، فرد ثروتمند به دلیل های زیادی مثل نداشتن وقت یا علاقه، مدیریت ثروتش را به موسسه های مالی می سپارد و آنها بعد از بررسی و تحقیق، پیشنهادهایی را برای Wealth management او ارائه می دهند. تمام این پیشنهادها در دو دسته اصلی خلاصه می شوند:

  • سبد گردانی

در روش سرمایه گذاری مستقیم، فرد برای حضور در بازار بورس یک سبد از سهام های مختلف را تشکیل می دهد و به مدیریت آن ها می پردازد. ولی در سرمایه گذاری غیر مستقیم، یک شرکت یا موسسه که خدمات مدیریت ثروت را ارائه می کند این کار را به جای فرد انجام می دهد. بیایید فاکتورهای چهارگانه را در این روش، زیر ذره بین ببریم:

۱- میزان سود دهی

در این روش، میزان سود دهی نه خیلی بالا است و نه خیلی پایین. چون دانش و آگاهی متخصصان مالی فقط یک طرف ماجرا است. طرف دیگر ماجرا شامل اوضاع اقتصادی کشور و مسائلی می شود که تحت کنترل هیچ کس نیست؛ اما در کل می توان گفت که میزان سود دهی در این روش نسبت به روش سپرده گذاری در بانک، بیشتر است.

۲- ریسک

میزان ریسک در این روش کم است و حتی می تواند بسته به نیاز یا علاقه فرد، مدیریت شود.

۳- مقدار منابعی که مصرف می شوند

منابعی که در این روش مدیریت ثروت مصرف می شوند دو دسته هستند. دسته اول مقداری از سرمایه است که فرد ثروتمند برای خرید سهام هزینه می کند و دسته دوم کارمزد ارائه خدمات سبد گردانی است که توسط موسسه مورد نظر دریافت می شود.

۴- نقدینگی

فرد در طول دوره سرمایه گذاری نمی تواند به سرمایه اش دست بزند و باید تا زمان سررسید برای دریافت اصل سرمایه و سودش صبر کند.

  • صندوق سرمایه گذاری

صندوق های سرمایه گذاری روش دیگری برای مدیریت ثروت هستند. می توان این نوع سرمایه گذاری را چیزی بین سپرده بانکی و سرمایه گذاری مستقیم در بازار بورس دانست. بیایید فاکتورهای چهارگانه را در مورد این روش هم بررسی کنیم:

۱- سود دهی

مقدار سودی که از این روش به دست می آید کمی بیشتر از سود سپرده گذاری بانکی است.

۲- ریسک

در این روش، ریسک بسیار کنترل شده و محدود است. می توانید برای کاهش حداقلی ریسک از صندوق های سرمایه گذاری با سود ثابت استفاده کنید.

۳- مقدار منابعی که مصرف می شوند

شما به عنوان یک سرمایه گذار به جز پولی که برای خرید واحدهای صندوق صرف می کنید نیازی به صرف منابع دیگری مثل زمان یا انرژی ندارید. چون بقیه کارها بر عهده مدیر صندوق است و شما فقط سودتان را دریافت می کنید.

۴- نقدینگی

هر صندوق سرمایه گذاری قوانین خودش را دارد؛ اما به دلیل وجود گزینه هایی مثل ضامن نقدشوندگی و بازارگردان ها می توانید هر زمان که خواستید واحدهای صندوق خودتان را معامله کرده و آنها را به پول نقد تبدیل کنید.

آیا می توانیم خودمان مدیریت ثروت را یاد بگیریم؟

مدیریت ثروت، چیزی پیچیده نیست؛ اما بسیاری از کسانی که بسیار ثروتمند هستند وقت و علاقه کافی برای مدیریت حساب ها و ثروت خودشان را ندارند. به همین دلیل آنها به افراد متخصص پول می دهند تا به جایشان فکر کنند و تصمیم بگیرند.

اما این بدان معنا نیست که هیچ کس نمی تواند خودش سُکان مدیریت ثروت و دارایی هایش را در دست بگیرد. شما هم می توانید به تنهایی این کار را برای درآمدها، هزینه ها، پس انداز و سرمایه گذاری های کوچک و بزرگتان انجام دهید. در ادامه، شما را با چند استراتژی که در این مسیر کمکتان می کنند آشنا می کنیم.

چگونه خودمان مدیر ثروت خودمان باشیم؟

بیایید نگاهی به این راهکارها بیندازیم:

۱- دریچه های ورودی و خروجی جریان پولی خود را کنترل کنید

چگونه خودمان مدیر ثروت خودمان باشیم؟

اولین گام در مدیریت ثروت شخصی با زیر نظر گرفتن پول هایی آغاز می شود که به طور مستقیم و غیر مستقیم وارد زندگی تان می شوند. مشکلی که بیشتر مردم در این بخش دارند این است که توجه دقیقی به ریز دخل و خرجشان ندارند. آنها تا زمانی که مبلغ مانده حسابشان صفر نشود به خرج کردن ادامه می دهند و بعد از آن منتظر می مانند تا دوباره از طریق منبعی که دارند حسابشان شارژ شود.

 این در حالی است که اگر نگاه دقیق تری روی مخارجشان داشته باشند می فهمند که بخش قابل توجهی از هزینه هایشان صرف چیزهایی می شود که تاثیری در کیفیت زندگی شان ندارد. شما می توانید با شناسایی این شکاف های مالی، مقدار پولی که می تواند به سرمایه تان تبدیل شود را به طور چشمگیری افزایش دهید.

بنجامین فرانکلین

مخارج کم را در نظر داشته باشید؛ یک درز کوچک می تواند یک کشتی بزرگ را غرق کند.

۲- یک هدف مالی را برای خودتان در نظر بگیرید

این مهم است که قبل از آغاز تحول در شیوه مدیریت مالی خودتان یک هدف مشخص مالی تعیین کنید؛ مثلا با خودتان قرار بگذارید که تا پایان سال 200 میلیون تومان پس انداز داشته باشید یا میزان درآمدتان را به اندازه 30 درصد افزایش دهید. در این زمینه استفاده کردن از مدل هدف گذاری اسمارت «SMART» می تواند بسیار به شما کمک کند.

۳- به طور ثابت پس انداز کنید

مهم نیست درآمد فعلی تان چقدر است. به هر اندازه که می توانید از درآمدتان را پس انداز کنید و گامی بزرگ برای مدیریت ثروت خود بردارید. این قطره های کوچک در گذر زمان، قدرتشان را به شما نشان می دهند.

با توجه به تورم رو به رشد در ایران، بهتر است تمام پس انداز خودتان را به صورت نقد نگه ندارید؛ اگر ظرفیت ریسک پذیریتان پایین است می توانید بخشی از آن را به خرید طلا یا واحدهای صندوق سرمایه گذاری با درآمد ثابت که سودی بیشتر از بانک ها پرداخت می کنند اختصاص دهید.

4 نکته مهم در مورد پس انداز کردن که باید از آنها خبر داشته باشید

برای بیشتر مردم، پس انداز کردن فقط به این ترتیب است که مقداری از درآمد ماهانه یا روزانه خودشان را در یک حساب بانکی نگه می دارند. در حالی که ماجرا عمیق تر از این حرف ها است. پس انداز شما باید به چهار دسته تقسیم شود. می توانید هر کدام از آنها را در یک حساب جداگانه بگذارید یا اینکه خودتان حساب هر بخش را داشته باشید؛ اما این چهار بخش چیستند؟

  • حساب پس انداز پشتوانه

در این حساب پس انداز، باید پول نقد برای پشتیبانی از یک سال زندگی بدون کاهش کیفیت زندگی فعلی تان را نگه دارید. این مبلغ به شما کمک می کند تا در مواجه با ماجراهایی که قدرتی روی کنترلشان ندارید مثل از دست دادن شغل، ورشکستگی و … تا یک سال از خودتان و خانواده تان حمایت کنید و برای یک آغاز جدید، زمان بخرید!

  • حساب پس انداز ضروری

این حساب پس انداز برای پوشش دادن هزینه هایی است که خارج از مخارج روزانه و ماهانه شما هستند؛ مثلا تعمیرات خانه، پرداخت هزینه های سالیانه بیمه یا موارد بسیار ضروری که کیفیت زندگی تان را تهدید می کنند!

  • حساب پس انداز شادی

همه ما به گذراندن زمانی برای شاد بودن نیاز داریم. در 90 درصد مواقع، به وجود آوردن این زمان به پول نیاز دارد. حساب پس انداز شادی می تواند از این شادی محافظت کند. پول هایی که در این حساب نگهداری می کنید می تواند برای مخارج سفر تفریحی، سینما رفتن، خوردن غذا در رستوران، شارژ اکانت سایت های فیلم و سریال و هر چیزی که شما را شاد می کند کنار گذاشته شوند.

  • حساب پس انداز سرمایه گذاری

در نهایت به حساب پس اندازی می رسیم که می تواند زندگی مالی شما را یک تکان اساسی بدهد. پول هایی که در حساب پس انداز سرمایه گذاری نگهداری می شوند فقط تا زمانی در آن می مانند که به حداقلی برای سرمایه گذاری برسند. سپس از آن برداشت می شوند تا برای سرمایه گذاری در بسترهایی مانند صندوق های سرمایه گذاری، بازار بورس و فرا بورس، کسب و کارها، طلا، ارز و ارزهای دیجیتال مورد استفاده قرار بگیرند.

چه مقدار پول را برای هر حساب پس انداز کنار بگذاریم؟

این موضوع بستگی زیادی به کیفیت زندگی شما، اهداف مالیتان و در کل، شیوه ای که برای مدیریت ثروت خود در نظر گرفته اید پیدا می کند؛ مثلا برای عده ای شاد بودن درست به اندازه سرمایه گذاری کردن مهم است و برای عده ای دیگر، داشتن یک پشتوانه مالی، مهم تر از شارژ کردن اکانت سایت های فیلم و سریال خواهد بود.

 در این زمینه هیچ درست و غلطی وجود ندارد. می توانید مبلغ کلی پس انداز را به چهار قسمت تقسیم کرده و برای هر نوع پس انداز، یک مقدار مساوی را کنار بگذارید یا آنکه بسته به اهمیتی که هر نوع حساب برایتان دارد، آنها را به طور ویژه ای درصدبندی کنید. تصمیم همیشه با خودتان است.

۱- زیر بار بدهی نروید 

خرید کردن، انتهایی ندارد. اگر عادت دارید که برای سال به سال نو کردن ماشین، گوشی موبایل، لپ تاپ و وسایل خانه تان زیر بار بدهی و قسط بروید، بدانید که راه بدی را برای مدیریت ثروت خود در پیش گرفته اید. البته زیر بار بدهی رفتن، چهره های دیگری هم دارد؛ مثلا برخی به دلیل های مختلفی مثل نداشتن سرمایه پشتوانه، مجبور شدند در هنگام سختی از دیگران یا بانک ها پول قرض بگیرند.

برخی دیگر هم به دلیل اینکه خودشان نمی توانند پولشان را پس انداز کنند، زیر بار بدهی های مثبتی مثل خرید اقساطی طلا یا پرداخت هزینه بیمه عمر می روند. بنابراین حتی در مورد بدهی هم نمی توان نظری قطعی داد. ولی دست کم نهایت تلاشتان را بکنید تا به خاطر خرید چیزهایی که به کیفیت زندگی تان ارتباطی ندارند و بدون آنها هم می توانید مثل امروز شاد زندگی کنید زیر بار بدهی نروید.

۲- به دنبال راهی برای افزایش درآمدتان بگردید

راهی که می تواند میزان پس انداز و سرمایه گذاری شما را افزایش دهد، افزایش میزان درآمد جاری تان است. با وجود اینترنت بین المللی شما راه های زیادی برای افزایش درآمدتان دارید؛ مثلا می توانید با راه اندازی یک وبسایت برای مغازه یا فروشگاهتان میزان مشتریانتان را چند صد برابر کنید یا با قبول پروژه های دور کاری در کنار شغل فعلیتان درآمد بیشتری را به دست بیاورید.

چیزی که در این زمینه می تواند به شما کمک کند، سرمایه گذاری کردن روی یادگیری مهارت های جدید یا حرفه ای تر شدن روی مهارت های فعلی تان است. بنابراین از صرف زمان برای مطالعه کردن، شرکت کردن در دوره های آموزشی و تمرین کردن هراسی نداشته باشید.

چون خارج شدن از دایره امنی که برای خودتان ساختید نیاز به بر هم زدن شرایط فعلی و یک انقلاب درونی دارد. کاری که شما بدون شک می توانید از عهده انجام آن بربیایید.

در مدیریت ثروت بدون برداشتن قدم اول به جایی نمی رسید

مدیریت ثروت شخصی

این خیلی خوب است که تا اینجای مقاله با ما همراه بودید و در مورد مدیریت ثروت، نکته های مهمی را یاد گرفتید ولی از این مهم تر و خوب تر این است که تصمیمی واقعی بگیرید و قدمی برای تغییر وضعیت فعلی بردارید. مدیریت ثروت شخصی، بیشتر از آنکه به چند تکنیک و استراتژی محدود شود، نوعی عادت بسیار مثبت است.

افراد بسیار ثروتمند در اثر انجام طولانی مدت تکنیک های مدیریت ثروت شخصی به طور خودکار و حتی بدون اینکه زحمتی برای فکر کردن به این موضوع بکشند آن را در عمل اجرا می کنند.

بنابراین مهم نیست که در آغاز چقدر پول دارید، مهم این است که بتوانید پنج نکته ای که در مورد ثروت و مدیریت آن برایتان گفتیم را به خوبی در زندگی تان اجرا کنید. همزمان با افزایش درآمدتان درخت تلاش هایتان در این ماجرا رشد می کند و می توانید سبدی برای جمع کردن میوه هایش آماده کنید.

در ماجرای مدیریت ثروت چه چیزهایی را یاد گرفتیم؟

  • مدیریت ثروت، نوعی مشاوره مالی است که در آن مشاور مالی بر اساس اطلاعات شخصی و مالی که از مشتری خود به دست می آورد مجموعه ای از توصیه های سرمایه گذاری را به او پیشنهاد می دهد.
  • چهار فاکتور اصلی برای مدیریت ثروت و پیش بینی خوب یا بد بودن یک پیشنهاد سرمایه گذاری در نظر گرفته می شوند. این فاکتورها مواردی همچون «سود دهی»، «ریسک»، «مقدار منابعی که باید صرف این کار شوند» و «نقدینگی» را در بر می گیرند.
  • مواردی همچون «سپرده های بانکی»، «سرمایه در گردش»، «سرمایه گذاری مستقیم» و «سرمایه گذاری غیر مستقیم» در شمار چیزهایی که ثروت محسوب می شوند قرار می گیرند.
  • سرمایه گذاری غیر مستقیم به دو دسته «سبد گردانی» و «صندوق سرمایه گذاری» تقسیم می شود.
  • هر کسی می تواند مدیریت ثروت شخصی خود را برعهده بگیرد. این کار به صرف زمان، تلاش و تغییر عادت های قدیمی نیاز دارد.
  • کنترل مقدار درآمد جاری و هزینه هایی که در زندگی می کنید، اولین و مهم ترین راه برای مدیریت ثروتتان محسوب می شوند.
  • تعیین یک هدف مالی، حرکت شما به سمت ثروتمندتر شدن و مدیریت داشته هایتان را به شکلی واقعی تر و قابل لمس تر پیش می برد.
  • عادت به پس انداز کردن یکی از پایه های مهم برای مدیریت ثروت است که از شما در مقابل ورشکستگی، فقر و از دست دادن آزادی مالی محافظت می کند.
  • پس انداز کردن یک عبارت کلی است. چون هر کس باید چهار نوع حساب پس انداز داشته باشد؛ «حساب پس انداز پشتوانه»، «حساب پس انداز ضروری»، «حساب پس انداز شادی» و «حساب پس انداز سرمایه گذاری».
  • زیر بار بدهی نرفتن و مدیریت کردن خواسته ها با موجودی فعلی جیبتان به شما کمک می کند تا پولی که هنوز وارد زندگی تان نشده است را خرج نکنید!
  • داشتن چند دریچه درآمدزایی به شما کمک می کند تا با حفظ کیفیت زندگی تان مقدار پولی که برای پس انداز و سرمایه گذاری کنار می گذارید را افزایش دهید.

نظر شما چیست؟

شما از چه راهی برای مدیریت ثروت خودتان استفاده می کنید؟

ادامه مطلب
استهلاک چیست؟
استهلاک در دارایی چیست؟ نگاهی بر...

آشنایی با مفهوم استهلاک

استهلاک (Depreciation)، معیار دوام یک دارایی ثابت است و به کاهش کیفیت، کمیت یا ارزشِ مداومِ یک دارایی به صورت همیشگی اشاره دارد. در واقع، با گذشت زمان، از کاراییِ دارایی های ثابت که دایمأ در کسب و کار استفاده می شود، کاسته خواهد شد. بنابراین، می توان Depreciation را نوعی کاهش بها به حساب آورد که حتی در صورت نگهداریِ مناسب کالا و استفاده صحیح از آن، باز هم رخ خواهد داد. برای مثال، شما هر چقدر ملک خود را به درستی نگهداری کنید و تمامی اقدامات لازم را برای نگهداری اصولی از آن انجام دهید، با گذشت زمان، شاهد مستهلک شدن لوله های آب، لوازم خانه و … خواهید بود. البته به این نکته توجه کنید که Depreciation به معنی فرسایش و نابودی آن دارایی نیست.

مفهوم Depreciation، موضوعی است که شرکت ها در کنار مفاهیم سود و زیان سالیانه، نگاه ویژه ای به آن دارند و آن را در دفاتر حسابداری خود ثبت می کنند و مورد بررسی قرار می دهند و در صورت نیاز به سازمان های مختلف ارایه می دهند. از جمله این سازمان ها، می توان به سازمان امور مالیاتی اشاره کرد. شرکت ها با ارسال اطلاعات مرتبط با درآمد و هزینه و میزان استهلاک دارایی های خود می توانند از معافیت های مالیاتی برخوردار شوند.

براساس تعاریف و کاربرد حسابداری، می توان استهلاک دارایی را این گونه نیز تعریف نمود:

بهای نهایی دارایی ثابت منهای ارزش اسقاط آن، تقسیم بر مدتی که عمر مفید آن دارایی برآورد می شود. البته توجه به این نکته ضروری است که این سرشکن شدن باید به روش معقول و منظم، صورت پذیرد. ممکن است این سؤال برایتان پیش بیاید، زمانی که از دارایی ثابت صحبت می کنیم، منظورمان چیست، بنابراین در ادامه با ما همراه باشید.

تعریف استهلاک در دارایی

دارایی های ثابت و یا داریی های سرمایه ای، که به نوعی سرمایه یک شرکت به حساب می آیند، به دارایی هایی اطلاق می شود که نمی توان آن ها را در طی یک سال مصرف کرد. این دارایی ها در ترازنامه ها با عناوینی همچون املاک، تجهیزات، ماشین آلات و … ثبت می شوند.

به عبارت دیگر، دارایی ثابت (Fixed assets) به املاک، خودرو، تجهیزات و دستگاه ها و هر دارایی قابل لمسی می گویند که یک واحد اقتصادی از آن برخوردار است و می تواند از آن به عنوان راهی برای کسب درآمد استفاده کند.

با توجه به تعریفی که از دارایی های ثابت ارایه شده است، قابل حدس است که این مفهوم تا چه میزان در کسب وکارها حایز اهمیت خواهد بود و در ارایه گزارش های مالی بسیار مؤثر است. به گونه ای که اگر یک واحد کسب وکاری تصمیم به گرفتن وام داشته باشد، باید لیستی از دارایی های ثابت خود به بانک مورد نظر ارایه دهد.

با توجه به نقشی که دارایی های ثابت در دفاتر حسابداری شرکت و تأمین مالی آن ها ایفا می کنند، بنابراین لحاظ کردن و شناخت مفهوم Depreciation که بر دارایی های ثابت، وارد می شود، بسیار مهم است.

علت لحاظ کردن استهلاک بر دارایی ها چیست؟

زمانی که میزان مستهلک شدن یک دارایی را محاسبه می کنیم، در واقع، هزینه دارایی مورد نظر را بر دوره طول عمر مفیدی که برای آن دارایی تعریف شده است، سرشکن می کنیم. ولی اگر، هزینه کامل دارایی را تنها بر همان سالی که خریداری شده، لحاظ نماییم، هزینه آن سال، به صورت غیرقابل انتظاری افزایش خواهد یافت. این در حالی است که در سال های آینده که همچنان از آن دارایی استفاده می شود، دیگر هزینه مستهلک شدن لحاظ نمی شود.

دلایل مستهلک شدن دارایی ها چیست؟استهلاک چیست؟

دارایی ها با توجه به ماهیت وجودی خود، به دو دلیل زیر مستهلک می شوند:

عوامل فیزیکی

3 علتی که در زیر برمی شماریم، دایمأ روی دارایی های مشهود اثرگذار خواهند بود و به این ترتیب، از عمر مفید آن دارایی ها کاسته می شود.

  • فرسودگی ناشی از گذشت زمان
  • فرسودگی ناشی از استعمال
  • پوسیدگی و زنگ زدگی

عوامل کاربردی:

  • عدم کفایت
  • نابابی که موجب تعویض زودرس می شود.

منظور از نابابی که منجر به زودرس می شود؛ پیشرفت روزافزون تکنولوژی است، که ممکن است موجب کهنه شدن ماشین آلات و شیوه کار آن ها گردد که در نهایت، موجب کاهش و یا از دست رفتن تقاضا برای آن دارایی خواهد شد.

هزینه استهلاک چیست؟استهلاک چیست؟

هزینه فرسودگی (Depreciation Expense)، یکی از معیارهای مهم در شرکت ها و کسب و کارها به حساب می آید. چرا که تصمیم گیران و مدیران ارشد مجموعه ها، از طریق اندازه گیری میزان مستهلک شدن تجهیزات، می توانند بهترین تصمیمات را برای آینده مجموعه و شرکت خود اتخاذ کنند. در واقع، محاسبه Depreciation Expense نشان می دهد که چه مقدار از ارزش دارایی موجود یک شرکت، طی یک بازه زمانی مشخص، استفاده شده است.

یکی از منابع درآمدزایی شرکت، استفاده از دارایی های مشهود و نامشهود است اما، استفاده از این دارایی ها، موجب کاهش کارایی آن ها می شود که در اصطلاح به آن مستهلک شده می گویند. به همین دلیل لازم است هزینه مستهلک شدن دارایی ها را محاسبه کرده و از درآمدهای شرکت کم کنیم.

به این نکته توجه نمایید که هزینه خرید دارایی جدید به صورت یک جا پرداخت و در حساب های مالی ثبت می شود ولی نمی توان هزینه های حاصل از استفاده این دارایی را به صورت یکجا ثبت نمود. چرا که معمولأ هزینه های مستهلک شدن، یک هزینه غیرنقدی است و نشان دهنده گردش واقعی پول نیست به همین دلیل این هزینه به صورت دوره ای محاسبه و در صورت های مالی آن دوره وارد می شود.

فرسودگی دارایی ها چگونه محاسبه می شوند؟

برای آن که بتوانیم میزان مستهلک شدن دارایی ها را محاسبه کنیم، باید با 3 فاکتور مهم زیر آشنا شویم:

  • بهای تمام شده واقعی
  • برآورد ارزش اسقاط
  • برآورد عمر مفید
  • بهای تمام شده واقعی

برای محاسبه بهای تمام شده می توان از فرمول های زیر استفاده کرد:

  • بهای تمام شده کالای فروش رفته = موجودی کالای آماده برای فروش – موجودی کالای پایان دوره
  • موجودی کالای پایان دوره = موجودی تعداد کالاهای قابل شمارش در انبار بهای هر کالا
  • موجودی کالای آماده برای فروش = موجودی کالای اول دوره + خرید خالص
  • خرید خالص = خرید طی دوره + اضافات خرید – (برگشت از خرید + تخفیفات درصدی خرید + کسورات خرید)
  • برآورد ارزش اسقاط

ارزش اسقاط، مبلغی است که با توجه به ارزش بازار و ارزش منصفانه بازار محاسبه می شود. ارزش اسقاط حکایت از مبلغی دارد که پیش بینی می شود در صورت فروش دارایی (مال)، تعویض آن و یا زمانی که از استفاده از آن دارایی منصرف شده اید، به دست می آید.

ارزش اسقاط به این دلیل که کمک می کند تا بتوانیم عمر دارایی خود را برآورد کنیم و بدانیم که تا چه زمانی استفاده از آن سودآور خواهد بود، حایز اهمیت است.

برآورد عمر مفید

عمر مفید، اشاره به حداقل میزانی دارد که انتظار می رود، از دارایی به جهت درآمدزایی استفاده شود و منظور از میزان، می تواند متناسب با نوع کسب و کار، شامل زمان، تعداد تولید و یا کارکرد، متغیر باشد.

در برآورد عمر مفید دارایی ثابت برای محاسبه Depreciation ، به نکات زیر باید توجه کرد:

1. دارایی توسط مالک فعلی استفاده شود.
2. دارایی را به همان منظوری استفاده کنیم، که هنگام خرید آن مدنظرمان بوده است.
3. برای تعمیر و نگهداشت دارایی در مدت زمان استفاده، خط مشی معین تعیین شود.

معرفی و بررسی روش های محاسبه هزینه استهلاکاستهلاک چیست؟

برای محاسبه هزینه فرسودگی، 3 روش معمول وجود دارد که در هر کسب و کاری و متناسب با دارایی های مورد استفاده، می توان یکی از آن ها را اتخاذ نمود.

1. روش استهلاک خط مستقیم
2. روش استهلاک کاهشی (نزولی)
3. روش استهلاک واحدهای تولیدشده

1) روش استهلاک خط مستقیم

در این روش، هزینه خرید دارایی به صورت یکسان به سال های کارکرد آن تخصیص داده می شود. استفاده از این روش باعث می گردد که مقدار مستهلک شدن به صورت یکسان در طول عمر مفید دارایی تقسیم شود. به همین دلیل این روش، یکی از ساده ترین روش های محاسبه هزینه استهلاک است.
این روش، به صورت زیر محاسبه می شود:

2) روش استهلاک کاهشی

فرض این روش بر این است که کارایی دارایی های جدید، بیش تر از کهنه است و بیش تر مورد استفاده قرار می گیرد. به همین دلیل، برای سال های اول، هزینه فرسودگی بیش تری را نسبت به سال های بعد لحاظ می کند. از این روش، برای محاسبه میزان مستهلک شدن دارایی هایی استفاده می شود، که بخش عمده ای از ارزش خود را در سال های اولیه از دست می دهند، مانند تجهیزات کامپیوتری.

برای محاسبه هزینه فرسودگی با استفاده از این روش، به 2 شکل زیر می توان عمل کرد:

1) روش نزولی با نرخ ثابت

هزینه مستهلک شدن سالانه در این روش به صورت زیر محاسبه می شود:

2) روش مانده نزولی با نرخ مضاعف:

تنها تفاوت این روش، با روش نزولی نرخ ثابت، در نرخ ثابتی است که در فرمول بالا ذکر شده است. همان طور که از اسم نرخ مضاعف مشخص است، نرخ فرسودگی 2 برابر نرخ ثابت خواهد بود.

3) روش استهلاک واحدهای تولیدشده

همان طور که از اسم این روش می توان برداشت کرد، مبنای محاسبه، میزان مستهلک شدن تعداد واحدهای تولیدی است و نه زمان اجرای پروژه. این روش، مقدار فعالیتی را لحاظ می کند که دارایی واقعأ آن را تجربه کرده است. این روش برای دارایی هایی مفید است که به شدت تحت تأثیر بازده ی فیزیکی باشند.

سخن پایانی

فرسودگی به شرکت ها کمک می کند تا بتوانند ارزش دارایی و یا محصولاتی که در طی زمان ارزشمندی خود را از دست داده اند را شناسایی کنند و سپس در خریدهای بعدی، آن دارایی را مورد استفاده قرار ندهند و یا کم تر استفاده کنند. با رعایت این اصول، می توان هزینه های شرکت ها را کاهش داد و از پتانسیل های مجموعه برای طراحی و تولیدات محصول جدید بهره برد.

همچنین امکان برخورداری از معافیت های مالیاتی و دریافت وام از دولت، برای شرکت های تولیدی را فراهم می کند.

ادامه مطلب
sobatmali-1-header
۵ راه ساده برای رسیدن به...

از چه طریقی می توانیم به ثبات مالی بیشتری برسیم

از زمانی که کم سن و سال بودیم به ما یاد دادند که امور مالی مان را خودمان مدیریت کنیم. والدین مان مقداری خرجی می دانند و می دیدند که چگونه پولمان را در طول ماه یا هفته خرج می کنیم. بعدها با ورود به دانشگاه، مستقل تر شدیم و باید خودمان بعضی مخارج را پرداخت می کردیم. بنابراین مدیریت امور مالی و ثبات مالی برایمان سخت تر شد. سپس ازدواج کردیم و در خانه خودمان، جایی که انواع مخارج دیگر وجود داشت، شروع به زندگی کردیم. بنابراین خرج کردن طبق بودجه ای که داشتیم، دشوارتر هم شد.

به دلایل مختلف اگر مراقب نباشیم به راحتی ممکن است در معرض مشکلات مالی قرار بگیریم و این امر می تواند در آینده به زندگی بسیار پر تنشی منجر شود و ثبات مالی را از ما بگیرد. علاوه بر این، ما در عصر مصرف گرایی زندگی می کنیم، پس بسیاری از افراد در حال تلاش برای فروختن چیزهایی به شما هستند که حتی به آن ها نیازی ندارید؛ اما شرایطی اجباری ایجاد می کنند تا شما هم در نهایت مشتری شوید.

با توجه به این دلایل، مدیریت امور مالی چالش برانگیزتر می شود، بنابراین در اینجا چند راهنمایی ارائه کرده ایم که می تواند به شما کمک کند در هزینه هایتان صرفه جویی کنید و ثبات مالی دلخواهی برای خودتان ایجاد کنید. در ادامه با خانه سرمایه همراه باشید.

سبد سهامبرنامه ریزی کنید که چقدر مجاز به صرف هزینه هستید

 یکی از اساسی ترین اشتباهاتی که یک شخص درباره ی کنترل حقوقش مرتکب می شود، این است که براساس دیدگاه «طبق جریان حرکت کن» عمل می کند. وقتی حقوق تان را دریافت می کنید، بسیار عاقلانه است که یک برنامه بودجه داشته باشید. به عنوان مثال تخمین بزنید که به صورت روزانه چقدر خرج می کنید، به طوری که تا یک ماه کامل نسبتا راحت زندگی کنید.

وقتی این کار را کردید، شما به هیچ وجه نباید بودجه کل روزتان را خرج کنید، چون باید در نظر داشته باشید که ممکن است هزینه های غیر منتظره ای را متحمل شوید و به یک پشتوانه اضطراری نیاز دارید. همچنین این بودجه روزانه، نقطه شروع خوبی برای استراتژی ها و ثبات مالی آینده است. شما نیاز دارید راه های مختلفی برای افزایش محدودیت روزانه و به چالش کشیدن خود برای ذخیره بیشتر پیدا کنید.

سبد سهاماز لحاظ مالی به دیگران وابسته نباشید

البته اگر در وضعیت بد مالی هستید، احتمال این که از دوستان یا خانواده پول قرض بگیرید زیاد است. با این حال، نباید اجازه دهید این کار به عادت تبدیل شود. وابستگی مالی به افراد دیگر، شما را یک قدم به مشکلات مالی شدید، نزدیک تر و از رسیدن به ثبات مالی دورتر می کند.

ممکن است که شما پول زیادی قرض نگیرید و دوستان نزدیک یا خانواده مشکلی با قرض گرفتن شما نداشته باشند، اما این بیشتر یک مشکل شخصی است و باعث بر هم خوردن ثبات مالی می شود. اگر دائما به وابسته بودن به دیگران نیاز داشته باشید، پس مشکلاتی دارید که راه حل ساده ای دارد. شما یا باید کمتر خرج کنید یا راهی پیدا کنید که درآمد بیشتری داشته باشید.

ما در جهانی زندگی می کنیم که به دست آوردن کمی پول اضافی واقعا سخت نیست، فقط خسته کننده است. شما می توانید برنامه هایی نصب کنید که از طریق شان به صورت آنلاین درآمد داشته باشید. اگر همچنان از ماهی به ماه بعد به دیگران برای پول تکیه کنید، تنها پیامی که رفتارتان دارد این است که شما قادر به حل مشکلات تان نیستید و این امر می تواند در آینده پیامدهای بسیار هولناکی داشته باشد که مهم ترین آن ها هم عدم ثبات مالی است.

سبد سهامقبل از تصمیمات مهم تحقیق کنید

بسیار مهم است که بدون تحقیق، هیچ سرمایه گذاری بزرگی انجام ندهید. شما می توانید به انواع مختلف دفاتر بروید و با مشاوران مالی مختلف صحبت کنید؛ اما به یاد داشته باشید که این افراد از آنچه به شما می گویند، به دنبال منافع خاصی هستند. اگر مشاوره ای که گرفتید از طرف یک دوست نزدیک یا عضو خانواده که بی دریغ به شما اهمیت می دهد و یا شخصی موفق در مدیریت مالی نیست، پس هرگز بلافاصله آن را عملی نکنید.

شما می توانید آنلاین تحقیق کنید و اطلاعات دقیق تری در این باره پیدا کنید. البته افرادی هم به صورت آنلاین هستند که به شما در اداره امور مالی و برقراری ثبات مالی کمک می کنند و احتمالا به شما همان چیزها را توصیه می کنند؛ اما در هر صورت بین شان تفاوت هایی وجود دارد.

گوگل، خود پایگاهی برای وب سایت های مورد اعتماد دارد و همیشه برای بررسی این که سایت ها قابل اعتماد هستند راه هایی وجود دارد. شما می توانید در اینترنت درباره چگونگی تشخیص این سایت ها مطالعه کنید.

تصمیمات بزرگ معمولا وام هستند و این وام ها بعضی اوقات ضروری اند؛ چون منطقی نیست که بتوانید به راحتی هزینه کل خانه را با پول نقد بپردازید. شما ممکن است در نهایت تصمیم به رهن خانه بگیرید. اگر کسی به شما درباره ی روند کار توضیح داد و شما احساس کردید این توضیحات بیش از حد ساده شده اند؛ پس احتمال دارد این شخص منافع خاصی از سرمایه گذاری شما داشته باشد.

مهم این است که شما هوشیارید و قبل از این که چنین تصمیماتی بگیرید، تمام گزینه های دیگر را بررسی می کنید. برای اطلاع بیشتر از هزینه های رهن مسکن در اینترنت مطالعه داشته باشید. قبل از هر چیز، اول مطمئن شوید که که قصد خرید یک خانه جدید را دارید، یا می خواهید یک سرمایه گذار املاک باشید.

یکی دیگر از موضوعات مهم در رسیدن به ثبات مالی این است که به یاد داشته باشید، هرگز به صنعت وام گرفتن و پرداخت آن در موعد مقرر روی نیاورید. این وام ها به عنوان «وام های درنده» شناخته می شوند، زیرا نرخ بهره آن ها به طرز مضحکانه ای بالاست. آن ها فقط یک راه حل سریع را ارائه می دهند، اما همه با توجه به نرخ بهره نجومی، از تصمیم شان پشیمان می شوند.

به عبارت دیگر اگر واقعا به وام نیاز دارید و مایل به پرداخت آن هستید، بهتر است از دوستان یا خانواده قرض بگیرید. مردم معمولا در نهایت از یکدیگر پول قرض می گیرند، یا اموال خود را به منظور پس دادن وام گرو می گذارند، که می توانستند از ابتدا این کارها را به جای گرفتن وام انجام دهند و ثبات مالی خود را بر هم نزنند.

سبد سهاماز ابزارهای مدیریت پول استفاده کنید

ثبات مالی

قبلا ذکر کردم که چگونه می توانید از برنامه هایی برای کسب درآمد استفاده کنید؛ با این حال شما می توانید از برنامه هایی برای صرفه جویی در هزینه هم استفاده کنید. برنامه هایی وجود دارند که هزینه های شما را محاسبه می کنند و به شما مشاوره اقتصادی خوبی می دهند؛ اما همیشه داشتن یک مشاور مالی قابل اعتماد بهتر است. با این حال، برنامه هایی وجود دارند که می توانند به شما در گرفتن کوپن یا تخفیف در فروشگاه کمک کنند. آن ها همچنین شما را از این که کدام فروشگاه ها در حال حاضر تخفیف فروش دارند مطلع می کنند.

این برنامه ها واقعا مفید هستند و با یک استراتژی خوب برای خرید می توانید پول زیادی صرفه جویی کنید. برخی از این برنامه های با کیفیت پولی هستند، بنابراین فقط باید زمانی آن ها را خریداری کنید که واقعا به آن ها نیاز دارید. به عبارت دیگر اگر شما همین حالا هم به سختی منابع مالی تان را مدیریت می کنید و بدهی دارید، این برنامه ها به درد شما نمی خورند و فقط یک هزینه اضافی خواهند بود. از سوی دیگر، اگر می خواهید یک استراتژی خوب برای ثبات مالی ایجاد کنید؛ پس خرید آن ها ایده خوبی است، زیرا آن ها در نهایت هزینه خود را پرداخت می کنند.

سبد سهاماز تاکتیک های ذخیره سازی استفاده کنید

ثبات مالی

برای صرفه جویی در هزینه ها، بسیاری از تاکتیک های قابل اجرا وجود دارد که شما را شگفت زده می کند. در این بخش من فقط به لیستی از مواردی که واقعا دوست داشتم می پردازم، اما همان طور که ذکر شد، می توانید در اینترنت مطالب بیشتری پیدا کنید.

چالش هفتگی: ابتدا شما مقدار پولی که می خواهید در هر هفته پس انداز کنید را تعیین می کنید. این مبلغ می تواند ۵۰، ۱۰۰ و یا ۵۰۰ هزار تومان باشد. بعد در پایان هفته این مبلغ را در قلک و یا یک حساب پس انداز کنار می گذارید. اما در پایان هفته آینده، این مقدار باید دو برابر شود و در ادامه به همین منوال ادامه می دهید.

بنابراین اگر شما با ۲۰ هزار تومان شروع کنید، هفته بعد شما ۴۰ هزار تومان و یک هفته پس از آن ۶۰ هزار تومان خواهید داشت و تا آخر ماه ۸۰ هزار تومان پس انداز کرده اید. اول ماه بعد مقدار را دوباره تعیین کنید. شاید بهتر باشد در ابتدای هفته، پول قبلی درون ظرف پس انداز را جابه جا کنید تا بدانید نمی توانید روی آن حساب کنید. این روش کمک می کند که ثبات مالی تان را آرام آرام به دست آورید.

 منتظر تخفیف کالاهای متداول مثل محصولات تمیز کننده، کاغذ توالت، خمیر دندان و غیره باشید. سپس آزادانه این کالاها را به صورت عمده خریداری کنید و مجبور نیستید در آینده نزدیک برایشان پولی پرداخت کنید.

اگر نیاز به اسباب اثاثیه جدید دارید، سایت هایی مانند دیوار و شیپور را چک کنید تا ببینید چه چیزی را می توانید به صورت دسته دوم تهیه کنید.

به جای خرید دستمال های تمیز کننده، می توانید لباس های قدیمی خود را که دیگر قابل پوشیدن نیستند، را به جای دور ریختن برای تمیز کردن کف خانه استفاده کنید.

همواره به دنبال تخفیف ها باشید، زیرا می توانید مبالغ زیادی از هزینه ها کم کنید.

قبل از رفتن به فروشگاه، یک لیست بنویسید و فقط طبق آن خرید کنید. برای خرید چیزی که به آن نیازی ندارید وسوسه نشوید.

یاد بگیرید چگونه لباس های خود را تعمیر کنید، تا وقتی پاره شد سریعا آن را دور نریزید. حتی می توانید از این مهارت مقداری درآمد اضافی هم کسب کنید.

لامپ هایی بخرید که به اندازه لامپ های معمولی انرژی مصرف نمی کنند، طول عمر بیشتری دارند و اگرچه گرانتر هستند، اما در درازمدت باعث صرفه جویی بسیاری می شوند.

سبد سهامصرفه جویی مالی

ثبات مالی

هنگامی که با این تاکتیک های صرفه جویی موفق به جمع آوری مقادیر خوبی بودجه شدید، می توانید در مواردی مانند پانل های خورشیدی و آبگرم کن های بدون مخزن سرمایه گذاری کنید؛ زیرا این کار هم در درازمدت به پس انداز پول شما کمک می کند و شما را به ثبات مالی می رساند. یادتان باشد که اگر زندگی سالمی داشته باشید مقدار زیادی پول هم پس انداز خواهید کرد.

همه ما بیش از حد برای غذا هزینه صرف می کنیم و اگر یاد بگیرید که چطور خودتان غذا آماده کنید، هم بهتر غذا می خورید هم کمتر هزینه می کنید. علاوه بر این، اگر دائما بطری آب می خرید، بهتر است این کار را متوقف کنید و یک فیلتر برای آب شیرین بخرید. به این ترتیب شما آب شیرین می خورید و مجبور نیستید آن را از فروشگاه خریداری کنید.

همچنین اگر با همکاران خود با یک ماشین به محل کارتان می روید، هم به نفع محیط طبیعی است و هم پولی را که برای بنزین صرف می کنید را ذخیره می کنید. به عبارت دیگر، ما هزینه زیادی برای کمی راحتی بیشتر صرف می کنیم و واقعا نیازی به فداکاری زیادی برای جمع کردن مقدار کمی پول نداریم. این ها روش های ساده ای است که به ثبات مالی شما کمک می کنند.

هزینه های جزئی اما غیر ضروری را از بین ببرید، در نهایت هرگز نباید فراموش کنید که ما در جهانی زندگی می کنیم که تحت سلطه معاملات کوچک قرار دارد. این حقیقتا موضوع مهمی است، از آنجایی که شما نمی توانید متوجه شوید کسی قصد کلاهبرداری از شما را دارد و ما تقریبا هیچ مشکلی با هزینه های کوچک نداریم؛ بنابراین از آنها به راحتی می گذریم.

با این حال، یک هزینه کوچک پس از دیگری باعث می شود که شما شروع به از دست دادن مقدار قابل توجهی از پول خودتان کنید و به سختی متوجه آن شوید. این هزینه های کوچک اغلب برای اشتراک اینترنت و یک سری برنامه های پولی است که در واقع ما به ندرت از این خدمات استفاده می کنیم و عمدتا وقتی که بی حوصله می شویم به سراغ آن ها می رویم؛ به صراحت می توان گفت که راه های دیگری هم برای سرگرمی وجود دارد.

این هزینه ها ارزان و مطلوب به نظر می رسند؛ اما در بلندمدت وقتی که متوجه می شویم که چقدر می توانستیم پول ذخیره کنیم، از تصمیمات مان پشیمان می شویم. نکته این است که شما نباید به دام هزینه های کم برای محصولاتی که به دردتان نمی خورد بیفتید. همان طور که می بینید، محتاط بودن کار سختی نیست و اغلب اوقات باعث ثبات مالی می شود. تمام این ها فقط کمی تلاش و تغییر در سبک زندگی می خواهد، اما برای کسانی که مایل به انجام شان هستند، مزایای طولانی مدتی به همراه خواهد داشت.

حتما به مواردی که در این مقاله اشاره کردیم عمل کنید؛ آن ها می توانند به شما در مورد چگونگی ذخیره و فکر کردن قبل از سرمایه گذاری برای رسیدن به ثبات مالی بیشتر کمک کنند و همچنین می توانند به شما کمک کنند کمی درآمد اضافی داشته باشید. حواستان باشد که طبق محدوده بودجه تان خرج کنید و روی مواردی که می توانند در آینده منجر به ثبات مالی بیشتر شوند، سرمایه گذاری کنید. اگر موفق به انجام این کار شدید، دیگر از چیزی نگران نخواهید بود.

منبع

ادامه مطلب
Advanced Money Management
تکنیک‌های مدیریت سرمایه پیشرفته

تکنیک های مدیریت سرمایه پیشرفته

چکیده

از آنجایی که مدیریت ریسک متشکل از بررسی و میزان تاثیرات پوزیشن بر رشد صورت حساب مالی است و میزان و اهمیت احتمالی شکست را مشخص می کند، مدیریت مالی، روش هایی را بیان می کند و یک رویکرد قابل تکرار و ساختار یافته را جهت ارزیابی و ابعاد واقعی پوریشن تحت شرایط مختلف ایجاد می نماید که به صورت ویژه عمل می کند. در این مقاله با انواع تکنیک های مدیریت مالی آشنا می شوید

مدیریت ریسک: یافتن تعادل مناسب بین ریسک بسیار زیاد و ریسک بسیار کم؛ در حقیقت ریسک زیاد منجر به افت وسیع و یا به طور بالقوه منجر به رشد شدید سهام می شود، همچنین ریسک بسیار کم را بهتر می توان کنترل کرد اما به مراتب رشد سهام، کندتر خواهد بود.

مدیریت ریسک یا کنترل ریسک به این معنی است که یک معامله گر بایستی از میزان نیروهای پوزیشن مخالف، مطلع باشد. علاوه بر این، مدیریت ریسک شامل ایجاد دستورالعمل هایی در مورد نحوه ی رسیدگی به شکست های معاملاتی است و این که چگونه می توان ریسک را کاهش داد و نحوه چگونگی استانداردهای عملکرد را بیان می کند. بنابراین مدیریت ریسک، استانداردها و دستورالعمل هایی را که در آن روش مدیریت مالی باید انتخاب شود، تعیین می گردد.

مدیریت سرمایه: مدیریت سرمایه روش واقعی تعیین حجم سفارش در شرایط خاص را توضیح می دهد. مدیریت سرمایه همانند پیچی است که یک معامله گر می تواند جهت سازگاری با اهداف مدیریت ریسک، از آن استفاده کند و سطح ریسک را کاهش دهد و رشد سرمایه را بهینه سازی نماید.

یک معامله گر بایستی تکنیک های مختلف مدیریت مالی را به کار گیرد و ما معروف ترین تکنیک ها را به شما معرفی خواهیم کرد به علاوه مدل های اصولی از درصدهای ثابت شده و سرمایه های ثابت شده:

میانگین رو به بالا (Averaging up)

میانگین رو به بالا، احتمال پوزیشن بُرد را بالا می برد یا معامله مورد نظر را ارزیابی می کند، بدین معنی زمانی یک معامله به سود منتج می شود که معامله گر قراردادهای بیشتری را جهت پوریشن موجود در نظر بگیرد.

مزایا:

  • احتمال ضرر معامله ، نسبتا کم خواهد بود زیرا پوزیشن اولیه در زمان پیروی از رویکرد میانگین رو به بالا، بزرگ نیست.
  • به ویژه معاملاتی که از این روش پیروی می کنند، رویکرد میانگین رو به بالا می تواند سودمند باشد زیرا به معامله گر امکان می دهد تا حجم معامله را افزایش دهد و روند خود را تقویت نماید.

معایب:

  • یافتن یک سطح قیمتی مناسب و منطقی، جهت افزودن به حجم معامله می تواند چالش هایی را به وجود آورد. علاوه براین هنگامی که قیمت برمی گردد، بازندگان می توانند به سرعت برندگان را تعدیل کنند. جهت مقابله با این اثر، معامله گران از پوزیشن های (حجم معامله) بزرگتری در سفارشات قبلی خود استفاده می کنند و زمانی که میانگین رو به بالا را شروع می کنند حجم پوزیشن خود را کاهش می دهند که بخشی از استدلال طرفداران این رویکرد است.

میانگین ارزش (Cost Averaging)

این روش اغلب به عنوان «افزودن به پوزیشن های متضرر» نامیده می شود و در میان معامله گران بسیار بحث برانگیز است. این روش برخلاف میانگین رو به بالا است زیرا زمانی که معاملات شما برخلاف شما حرکت می کند، شما یک سفارش جدیدی باز خواهید کرد تا حجم معامله خود را افزایش دهید.

مزایا:

  • ضررها به طور بالقوه کاهش می یابد و حتی موجب می شود با باز کردن پوزیشن جدید، زودتر به نقطه شکست روند دست یابید.

معایب:

  • اغلب معامله گران آماتور، هنگامی که در ضرر هستند، از این روش استفاده نادرست می کنند و به طور احساسی به این روش چنگ می اندازند (مربوط به قرارگیری در پوزیشن، مبحث روانشناسی). چنین معامله گرانی به طور خودسرانه سفارشات جدیدی به امید دستیابی به سود انجام می دهند، بدون این که طرح و اصولی داشته باشند که در نهایت قیمت شروع به چرخش کند.

روش میانگین ارزش برای معامله گران آماتور یا معامله گرانی که کنترل بر این روش ندارند و یا احساسی با معاملات خود برخورد می کنند، توصیه نمی شود.

مارتینگل (Martingale)

رویکرد حجم پوزیشن مارتینگل به اندازه روش میانگین ارزش، بحث برانگیز است. اساسا پس از ضرر کردن در معامله، معامله گر حجم پوزیشن معاملاتی خود را دو برابر می کند، فورا و به طور بالقوه ضررهای قبلی با اولین سود جبران می شود.

مزایا:

  • تمام ضررهای قبلی می تواند به طور بالقوه تنها با یک معامله برنده، جبران شود.

معایب:

  • وقتی حجم معامله را دوبرابر می کنیم، ریسک کردن برای کل حساب امری اجتناب ناپذیر است. در طولانی مدت، همه معامله گران ضررهایی را تجربه می کنند و قصد دارند تا پوزیشن منفی را ادامه دهند که به از بین رفتن حساب معاملاتی منتج می شود.
  • اگر معامله گران تمایل به تلافی کردن داشته باشند، بعد از ضرر وارد معامله می شوند، تکنیک های مارتینگل، چالش های بزرگی را نشان می دهد و تحت چنین شرایطی زودتر منجر دست دادن کل حساب می گردد.

برای هر معامله فقط %۱ ریسک وجود دارد، یک معامله گر در ردیف هشتم جدول زیر، کل حساب را متضرر می شود.

آنتی مارتینگل

Anti-Martingale

آنتی مارتینگل خطرات روش مارتینگل را از بین می برد. برخلاف سیستم مارتینگل، زمانی که معامله گر متضرر می شود، حجم حساب را دو برابر نمی کند اما به همان پوزیشن می چسبد که به زودی این ضرر مرتفع نمی گردد. از سوی دیگر هنگامی که یک معامله گر به سود دست می یابد، حجم موجودی معاملاتی را دو برابر می کند و با دو برابر ریسک نیز مواجه می شود. پشت این رویکرد، چنین تفکری وجود دارد که بعد از برنده شدن در یک معامله، شما با «پول آزاد» شروع به معامله می کنید.

برای مثال یک معامله گر در معامله ای به ۲۰۰ دلار سود دست می یابد جایی که او بر روی حساب ۱۰۰۰۰ دلاری، %۱ ریسک می کند، حالا حجم حساب جدید او ۱۰۲۰۰ دلار شده است. در معامله بعدی ، او می تواند روی ۲۰۰ دلار دیسک کند که میزان ریسک بر روی ۱۰۲۰۰ دلار برابر با %۱٫۹۶ است. اگر معاملات بعدی او نیز با نسبت سود به ریسک ۲ باشد او ۴۰۰ دلار سود به دست آورده است و اکنون حجم حساب جدید وی به ۱۰۶۰۰ دلار رسیده است. در معامله بعدی، معامله گر می تواند روی ۶۰۰ دلار ریسک نماید که میزان ریسک بر روی ۱۰۶۰۰دلار برابر با %۵٫۷ می باشد.

مزایا:

  • معامله گر با این روش، پتانسیل کسب پول بیشتر با رکوردهای بُرد را دارد و به راحتی موجودی حسابش پایین تر از مقدار حساب اولیه اش نخواهد آمد.

معایب:

  • فقط یک ضرر می تواند همه سودهای قبلی را از بین ببرد. به همین دلیل معامله گران نباید حجم معاملات را دو برابر کنند اما از فاکتور کوچکتر از ۲ استفاده می کنند تا حجم پوزیشن معاملات خود را بعد از سود تعیین نمایند. به این ترتیب بعد از ضرر، سود خود را حفظ خواهند کرد.
  • نوسان حساب معاملاتی با تکنیک آنتی مارتینگل می تواند حائز اهمیت باشد زیرا ضررها بعد از رکورد سودها می تواند زیاد باشد. اگر یک معامله گر نتواند با چنین ضررهایی مقابله کند، روش آنتی مارتینگل می تواند مشکلات بیشتری را به وجود آورد. توصیه می شود که یک معامله گر زمانی که حجم معاملات را دو برابر نکرده، سطح خاصی را تعیین کند و به رویکرد اولیه بازگردد و سودهای خود را حفظ نمایند.

نسبت ثابت (Fixed Ratio)

رویکرد نسبت ثابت براساس فاکتور سود یک معامله گر است. بنابراین، یک معامله گر باید میزان سود را تعیین کند تا به او امکان افزایش حجم پوزیشن معاملاتی را بدهد (افزایش حجم پوزیشن به عنوان دلتا نیز معروف است).

به عنوان مثال یک معامله گر می تواند معامله ای را فقط با یک قرارداد شروع کند و دلتای خود را به مبلغ ۲۰۰۰ دلار انتخاب کند. هر زمان که معامله گر سود دلتای ۲۰۰۰ دلاری را به دست آورد، می تواند میزان پوزیشن خود (حجم معامله) را با یک قرارداد افزایش دهد.

مزایا:

  • در واقع تنها زمانی معامله گر سود می کند، می تواند حجم معامله خود را افزایش دهد.
  • با انتخاب دلتا، معامله گر می تواند رشد سرمایه خود را کنترل کند. دلتای بیشتر به این معنی است که معامله گر حجم معاملات خود را به کندی افزایش می دهد. با این وجود، دلتای کمتر به این معنی است که معامله گر حجم معاملات خود را بعد از کسب سود، افزایش می دهد.

معایب:

  • ارزش دلتا بسیار ذهنی است و تنظیم دلتا بیشتر شخصی است، نه براساس علم دقیق.
  • از آنجایی که دلتای بالاتر حجم معاملاتی، رشد حساب را کاهش می دهد ولی دلتای کمتر موجودی پوزیشن را افزایش می دهد و زمانی روی می دهد که از یک مرز سود به سمت بعدی حرکت کند. تفاوت ها می تواند قابل توجه باشد.

معیار کِلی ( Kellys Criterion):

هدف از معیار کِلی این است که سود ترکیبی را به حداکثر برساند که می تواند با سرمایه گذاری مجدد سود حاصل شود و معیار کِلی با استفاده از وینرِیت و لوسرِیت جهت تعیین حجم پوزیشن مطلوب به کار رفته است و فرمول آن به شرح زیر است:

Position size = Winrat – ( ۱- Winrate / RRR)

با این حال میزان حجم معاملات پیشنهاد شده با معیار کِلی اغلب تاثیر ضررها و رکورد باخت ها را دست کم می گیرد. در اینجا دو نمونه وجود دارد که این موضوع را نشان می دهد:

مثال ۱:

Position size = 55% – (۱ – ۵۵% / ۱٫۵)= ۲۵%

مثال ۲:

Position size = 60% – (۱- ۶۰% / ۱) = ۲۰%

همان طور که مشاهده می کنید میزان حجم معاملات پیشنهاد شده با معیار کِلی بسیار بالا است و مدیریت ریسک بایستی بیشتر بر آن نظارت داشته باشد. برای مقابله با این اثر، روش متداول استفاده از کسر معیار کِلی است. برای مثال ۱۰/۱ معیار کِلی به %۲٫۵ . %۲ میزان حجم پوزیشن معاملاتی منجر می شود.

مزایا:

  • نرخ رشد را به حداکثر می رساند.
  • یک چارچوب ریاضی برای رویکرد ساختاری فراهم می کند.

معایب:

  • معیار جامع کِلی می تواند به کاهش قابل توجه بسیار سریعی منجر شود. استفاده از کسر معیار جامع کِلی بایستی در نظر گرفته شود.

 

نویسنده و مترجم: خانم هانیه عظیم زادگان

 

ادامه مطلب