پانزده ویژگی سهام رشدی از نگاه فیشر

فهرست عناوین

خرید و نگهداری سهام رشدی از نگاه فلیپ فیشر

فلیپ فیشر، یکی از سرمایه گذاران بزرگ و مولف کتاب “سهام عادی و سودهای غیرعادی” بوده است. فیشر، شرکت مدیریت سرمایه (فیشر اندکو) را در سال ۱۹۳۱ راه اندازی نمود و در طی هفت دهه تا اواخر سالهای ۱۹۹۰ برای مشتریان خود ثروت عظیمی را خلق نمود. برای مثال او اولین سرمایه گذار در شرکت بزرگ تگزاس اینسترومنت (Texas Instruments) بود که ارزش بازاری آن در حال حاضر به راحتی به ۸۰ میلیارد دلار می رسد. در نمودار زیر می توانید به وضوح استراتژی این سرمایه گذار را برای سرمایه گذاری در شرکت تگزاس اینسترومنت مشاهده نمایید که کمتر از ۵ سال (۲۰۰۰-۱۹۹۵) ارزش سهام آن بیش از ۲۲ برابر شده است.

پانزده ویژگی سهام رشدی از نگاه فیشر(بخش اول)

وارن بافت فلسفه سرمایه گذاری خود را بر اساس ۸۵% بنیامین گراهام و ۱۵% فلیپ فیشر قرار داده است. شریک بافت -چارلی مانگر- در این باره در سال ۱۹۹۳ در مجمع سالانه برکشایر هاتوی گفت: فیشر معتقد بود باید بر ده سهم خوب تمرکز نموده و به تعداد محدودی سهام رضایت داد و او معتقد بود باید چیزهای زیادی درباره جایی که سرمایه گذاری کرده ایم بدانیم.

فیلیپ فیشر: هر گاه سهامی به درستی انتخاب شود، تقریباً هیچگاه زمان فروش آن فرا نخواهد رسید.

فلسفه سرمایه گذاری فیشر

فلسفه سرمایه گذاری فیشر در یک جمله خلاصه می شود: سبدی از سهام شرکت هایی که به خوبی میشناسید و رشد جالبی در آینده خواهند داشت را خریده و برای یک دوره بلند مدت نگهداری نمایید. البته سوالی که ممکن است اغلب سرمایه گذاران با آن مواجه شوند این است که چه چیزی بخرند؟ پاسخ فیشر این است که سهام شرکت های رشدی که دارای مدیریت عالی هستند، خریداری شود. فیشر در کتاب “سهام عادی و سودهای غیرعادی” پانزده نکته را ذکر کرد که این موارد، رهنودهای کیفی برای یافتن شرکت هایی که دارای مدیریت و چشم انداز رشد عالی هستند، می باشند.

به اعتقاد فیشر، سرمایه گذاری در سهام شرکتی ارزشمند تلقی می شود که بسیاری از این پانزده نکته زیر در مورد آن صادق باشد.

نکته نخست: بازار خدمات و محصولات شرکت به اندازه کافی وسیع باشد که بتواند فروش خود را حداقل برای چندین سال افزایش دهد.

برای مثال، کامیوتر دِل در دهه ۱۹۹۰ به دلیل وسعت بازار رشد بسیار خوبی را تجربه کرد. اما در مقابل، شرکت های تولید کننده تلویزیون بازار قابل تعریفی نداشتند. در ایران در اوایل دهه ۸۰ سهام شرکت های صنعت پتروشیمی با توجه به گستردگی بازار فروش محصولات آنها از توجه ویژه ای برخوردار بودند که در سالهای اخیر جای خود را به صنعت آی تی و استارتاپ ها داده اند.

نکته دوم: مدیریت شرکت توانایی معرفی و راه اندازی محصولات جدید به منظور افزایش توان فروش شرکت را داشته باشد.

تمام بازارها نهایتاً اشباع می شوند. یک شرکت برای حفظ رشد بالاتر از میانگین در طول یک دوره ده ساله باید دائماً محصولات جدیدی معرفی و تولید کند تا بتواند وارد بازارهای جدیدی شود. مثال کامیوتر دل را می توان در خصوص این نکته هم ذکر کرد. در اوایل سال ۲۰۰۰ بازار محصولات کامپیوتری دل داغ بود اما از آنجا که نتوانست در معرفی محصولات جدید با شرکت های رقیب به رقابت بپردازد سهم آن از بازار فروش کاهش یافت. در ایران هم می توان به صنعت خودروسازی اشاره نمود و همانطور که مشاهده کردید محصولات و خودروهای خارجی درصد زیادی از بازار فروش ایران را از آن خود کردند و تنها دلیل آن، می توان به عدم معرفی محصول جدید و قابل رقابت توسط این صنعت در داخل اشاره نمود.

این مطلب را حتما بخوانید:  ۵ معامله گر برتر، غیر از وارن بافت!

نکته سوم: فعالیت تحقیق و توسعه شرکت با توجه به اندازه اش اثر بخش باشند.

برای توسعه محصولات جدید، تلاش شرکت برای تحقیق و توسعه باید هم کارا و هم اثربخش باشد. به عنوان یک سرمایه گذار باید به دنبال شرکتی باشید که از هر تومانی که برای تحقیق و توسعه هزینه می کنند، بیشترین نفع را می برند. برای مثال، شرکت وسترن دیجیتال را می توان اشاره نمود که هارد دیسک تولید می کند. این شرکت بیش از ۲۷ میلیارد فروش داشت که حدود ۶% آن را در بخش تحقیق و توسعه هزینه می کرد. در طی این دوره زیان عملیاتی شرکت بالغ بر ۲۸۱ میلیون دلار بود. در مقابل شرکت کوچک دیگری به نام لینیر تکنولوژی، ۵٫۶ میلیارد درآمد داشته است که ۱۱٫۵ درصد آن را در بخش تحقیق و توسعه هزینه نمود. اما در طی این دوره ۱٫۴ میلیارد دلار سود عملیاتی داشته است. وقتی دو شرکت را در مقام قیاس قرار می دهیم می بینیم که وسترن، برای هر دلاری که بر روی تحقیق و توسعه هزینه کرده است حدود ۰٫۱۹ دلار از دست داده است در حالیکه لینیر ۲٫۱۳ دلار به دست آورده است.

در نمودار زیر می توانید بازدهی سهام این دو شرکت را مشاهده نمایید.(وسترن رنگ قرمز و لینیر رنگ آبی)

پانزده ویژگی سهام رشدی از نگاه فیشراز این منظر می توان به شرکت ایرانی ذوب آهن اصفهان اشاره نمود که علی رغم درآمد بالای فروش، هزینه های تحقیق و توسعه بالا و در نتیجه زیان عملیاتی به بار آورده است.(رجوع به گزارش حسابرسی سال مالی ۱۳۹۴)

نکته چهارم: شرکت فروش بالاتر از میانگین صنعت داشته باشد.

فیشر می گوید: در یک فضای رقابتی، محصولات و خدمات کمی وجود دارند که بدون استفاده از نیروی متخصص بتوانند از حداکثر توان فروش خود استفاده نمایند. بنابراین، یک سرمایه گذار باید به دقت اثر بخشی نسبی نیروی فروش، تبلیغات و توزیع را مورد ارزیابی قرار دهد. به عنوان مثال، در سال ۱۳۹۴ فروش شرکت سیمان هگمتان از میانگین فروش این صنعت بیشتر بوده است.

نکته پنجم: شرکت حاشیه سود قابل ملاحظه ای داشته باشد.

حاشیه سود از تقسیم سود به فروش به دست می آید. طبیعتاً شرکتی که حاشیه سود بالایی داشته باشد به این مفهوم است که درصد بالاتری سود از مبلغ فروش خود کسب می کند. در همان مثال بالا، شرکت وسترن طی ۱۰ سال به طور متوسط سالیانه ۱۰ درصد فروش آن افزایش می یافت اما سود آن رشد اندکی داشت چرا که حاشیه سود این شرکت منفی ۱٫۶ درصد بود. اما در مقابل فروش لینیر در طی همین دوره رشد ۱۷% داشت که سود این شرکت هم افزایش چشمگیری داشت و تنها دلیل آن حاشیه سود ۵۱ درصدی لینیر بود.

در ایران هم صنعت هایی همچون رایانه و حتی پتروشیمی که حاشیه سود حدود ۴۰ درصدی دارند دارای پتانسیل افزایش سود بالایی نسبت به صنایع دیگر(همچون لبنبات و خودرویی) که حاشیه سود اندک دارند می باشند.

نکته ششم: شرکت اقدام مثبتی جهت حفظ یا بهبود حاشیه سود خود انجام داده باشد.

فیشر می گوید آنچه که برای سرمایه گذاری اهمیت اساسی دارد حاشیه سود آینده است نه حاشیه سود گذشته. باید به استراژی شرکت برای کاهش هزینه ها و بهبود حاشیه سود در طول دوره بلندمدت توجه داشته باشید.

در نمودار زیر حاشیه سود ناخالص شرکت فراورده های تزریقی ایران(دفرا) را مشاهده می کنید که نمونه بارز شرکت بومی برای این نکته فیشر می باشد.

پانزده ویژگی سهام رشدی از نگاه فیشردر نمودار بالا، این شرکت توانسته است طی بازه زمانی نسبتاً بلندمدت، به صورت مستمر حاشیه سود خود را افزایش دهد.

نکته هفتم: روابط شرکت با نیروی انسانی و کارگران خود به چه صورتی است.

به گفته فیشر، شرکتی که روابط خوبی با کارکنان خود داشته باشد می تواند از شرکتی که روابط اینگونه ندارد، سودآورتر باشد. زیرا بهره وری کارکنان راضی احتمالاً زیادتر خواهد بود. شرکت لینیر دارای سودآوری بالاتر از میانگین صنعت است و تا ۴۰ درصد از حقوق پایه کارکنان به صورت پاداش مشارکت در سود به آنها پرداخت می شد.

نکته هشتم: مدیران اجرایی ورابط فوق العاده ای با هم داشته باشند.

همانطور که داشتن روابط خوب با کارکنان مهم است، ایجاد فضای مناسب برای مدیران نیز از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. همچنین حقوق مدیران حداقل باید در راستای متوسط صنعت باشد و به طور منظم مورد بازبینی قرار گیرد. در ایران برای سرمایه گذاران که تصمیم برای سرمایه گذاری در شرکتها را دارند اندکی دشوار است که با تحقیق اندک بتوانند متوجه شوند که روابط مدیران با کارگران و مدیران اجرایی با یکدیگر به چه صورتی است.

نکته نهم: شرکت مدیریت با سابقه داشته باشد.

فیشر به سرمایه گذاران هشدار می دهد که از خرید سهام شرکت هایی که مدیریت ارشد تمایلی به تفویض اختیارات مهم به مدیران سطح پایین ندارند اجتناب کنند.

در بین شرکت های ایرانی و در سالهای اخیر می توان به چکاپا(کاغذ پارس) اشاره نمود. شرکتی که در سال ۹۵ در بازار عرضه اولیه شد سپس در کمتر از یک سال ارزش آن نزدیک به ۳ برابر رشد کرد. این شرکت که قبلاً زیانده بود در حال حاضر نزدیک به ۴۹ میلیارد تومان سود دارد. شرکتی که زیان انباشته داشته است و با مدیریت کارآمد شرکت و با سودآوری های چشمگیر توانسته زیان انباشته را به سودانباشته تبدیل نماید.

این مطلب را حتما بخوانید:  ۷ توصیه میلیارد دلاری از وارن بافت پدر سرمایه گذاری

در نمودار زیر روند سودآوری این شرکت طی ۴ سال اخیر را مشاهده می نمایید:

پانزده ویژگی سهام رشدی از نگاه فیشرارقام نمودار بالا به میلیون ریال می باشد.

نکته دهم: تجزیه و تحلیل هزینه و کنترل های حسابداری شرکت چقدر مناسب است.

اگر شرکت نتواند بطور دقیق هزینه تمام مراحل عملیات تولید خود را پیگیری و ارزیابی نماید نمی تواند در طی بلندمدت به نتایج قابل ملاحظه ای برسد. فیشر می گوید بررسی و تجزیه و تحلیل دقیق هزینه شرکت مشکل است اما سرمایه گذار می تواند بفهمد که عملکرد چه شرکت هایی بسیار ناکارآمد است. باید از خرید این چنین شرکتهایی اجتناب کرد.

نکته یازدهم: آیا جنبه هایی از کسب و کار در شرکت که خاص آن صنعت است وجود دارد که به سرمایه گذاران اطلاعات مهمی درباره چگونگی ارتباط شرکت با رقبایش بدهد؟

فیشر این نکته را به عنوان “همه چیز” عنوان می کند، زیرا اطلاعات کلیدی مهم به طور گسترده در بین صنایع، متنوع خواهد بود. برای سرمایه گذار درک عواملی از صنعت که موفقیت شرکت و چگونگی پیشرو بودن شرکت نسبت به رقبا را مشخص می کند بسیار حیاتی است.

نکته دوازدهم: چشم انداز سودآوری شرکت کوتاه مدت است یا بلندمدت؟

فیشر معتقد بود که سرمایه گذاران باید دید بلندمدت داشته باشند و بنابراین، باید به شرکت هایی که پیش بینی سودآوری بلندمدت دارند، توجه داشته باشند. شرکت هایی که تأمین کنندگان و مشتریان را برای سود کوتاه مدت تحت فشار قرار می دهند، نخواهند توانست خوشنامی کسب نموده و سودآوری سالهای آتی خود را تضمین نمایند. علاوه بر این شرکتها به برآوردن پیش بینی سودآوری فصلی خود تمرکز می کنند که باعث افزایش کوتاه مدت سودآوری شوند. اما ممکن است اقدامات مفید بلندمدت را فراموش کنند. حتی بدتر اینکه، مدیریت ممکن است علاقه مند باشد تا از فرضیات حسابداری تهاجمی استفاده کند تا سود فصلی قابل قبولی گزارش دهد.

در بین شرکت های ایرانی می توان به برخی از شرکت های گروه سرمایه گذاری اشاره نمود که برای تحقق سود کوتاه مدت خود ممکن است از سرمایه گذاری های بلندمدت خود غافل شوند و اقدام به خرید و فروش کوتاه مدت و یا معاملات سوری کنند که صرفاً سود کوتاه مدت شرکت ها را تضمین می نماید.

نکته سیزدهم: در آینده آیا رشد شرکت نیاز به تأمین مالی از طریق فروش سهام بیشتر دارد؟

انتشار سهام بیشتر عمدتاً سود ذینفعان موجود را از رشد پیش رو، از بین خواهد برد. تصور کنید شما تکه کوچکی از یک پیتزا را در اختیار دارید همانطور که پیتزا رشد می کند و بزرگتر می شود، انتظار خواهید داشت که سهم شما از آن نیز بیشتر شود. با وجود این، اگر پیتزا دائماً به بخش های کوچکتر تقسیم شود، سهم شما ممکن است به همان اندازه باقی بماند یا حتی کوچکتر شود، اگر چه اندازه کلی پیتزا بزرگتر می شود. این حالت وقتی رخ می دهد که شرکتی برای تأمین مالی رشد باید دائماً سهام جدیدی منتشر کند. شما به عنوان سرمایه گذار باید به دنبال شرکت هایی باشید که دارای وجوه نقد کافی و ظرفیت استقراض هستند تا رشد خود را بدون انتشار سهام و رقیق نمودن منافع سهام داران فعلی، تأمین مالی کنند.

نکته چهاردهم: آیا مدیریت هنگامی که همه چیز خوب پیش می رود درباره موضوعات با سرمایه گذاران به آسانی صحبت می کند و در صورتی که شرایط ناامید کننده بوده و مشکلات بروز نماید، سکوت می نماید؟

هر شرکتی گاهی با مشکلات روبرو می شود و مهم نیس که چقدر شدید هستند. سرمایه گذاران باید به دنبال مدیریتی باشند که به طور منصفانه و روشن تمام جوانب کسب و کار، چه خوب و چه بد را به سهامداران گزارش می کنند. از طرف دیگر، مدیرانی که از صحبت کردن درباره مشکلات خودداری می کنند نشان می دهند که ممکن است برنامه ای برای غلبه بر مشکلات نداشته یا خیلی نگران شده اند.

نکته پانزدهم: آیا شرکت مدیریت مناسبی برای حفظ سلامت صورت های مالی دارد؟

با رسوایی های مالی که منجر به ورشکستگی انرون و ورلدکام شدند می توان به اهمیت سرمایه گذاری در شرکت هایی که دارای تیم مدیریتی سالم هستند، پی برد. سوء استفاده هایی همچون خرید دارایی از مدیران شرکت با قیمت بالاتر یا اعطا اختیار خرید سهام بیش از حد به مدیران هنوز نیز متداول است. در بین شرکت های ایرانی که در بورس فعالیت می کنند نیز ممکن است به صورت معدود با چنین شرکت هایی روبرو شوید. اگر یک حس قوی برای حراست از اموال سهامداران در مدیریت وجود نداشته باشد، سرمایه گذاران هرگز نباید سرمایه گذاری در چنین شرکت هایی را به طور جدی مورد بررسی قرار دهند.

به این مقاله امتیاز دهید

میانگین امتیازات: 3.3 / 5. تعداد امتیاز: 3

اولین نفری باشید که به این مقاله امتیاز میدهید

2 دیدگاه
  1. امیر می گوید

    بسیار خوب با بیان ساده و کاربردی ممنون از مطالب سودمندتان

  2. kermani می گوید

    سلام ،بابت اطلاعات ارزشمندتان سپاسگذارم

دیدگاه شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

X
اکنون
X