چارلز هاسکینسون یکی از بنیان‌گذاران اولیه اتریوم بود که در سال ۲۰۱۴ از تیم اصلی جدا شد. در آن زمان اتریوم هنوز در مراحل ابتدایی توسعه قرار داشت و اختلاف‌نظرهای مدیریتی و ساختاری باعث شد مسیر او از پروژه جدا شود. امروز، اتریوم به یکی از بزرگ‌ترین بلاکچین‌های دنیا تبدیل شده و قیمت اتریوم به عنوان یکی از شاخص‌های اصلی بازار کریپتو دنبال می‌شود، اما هاسکینسون مسیر متفاوتی را انتخاب کرد و چند سال بعد کاردانو را بنیان گذاشت.

سؤال اصلی این نیست که چه کسی از چه پروژه‌ای جدا شد، بلکه این است که تفاوت دیدگاه‌ها چه بود و نتیجه آن چه شد. آیا کاردانو توانسته وعده‌های فنی خود را عملی کند؟ و آیا رویکرد علمی و دانشگاهی هاسکینسون مزیت رقابتی ایجاد کرده یا سرعت توسعه را کند کرده است؟

در این مقاله،زندگی حرفه‌ای هاسکینسون را بررسی می‌کنیم و سعی می‌کنیم تصویری واقع‌بینانه از او و پروژه‌هایش ارائه دهیم.

چارلز هاسکینسون کیست؟

چارلز هاسکینسون کیست

چارلز هاسکینسون در ۵ نوامبر ۱۹۸۷ در ایالت کلرادو (Colorado) آمریکا به دنیا آمد. او تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه ایالتی متروپولیتن دنور (MSU Denver) و دانشگاه کلرادو بولدر (University of Colorado Boulder) در رشته‌های ریاضیات و رمزنگاری (Cryptography) آغاز کرد.

نکته‌ای که کمتر درباره‌اش صحبت می‌شود: هاسکینسون هیچ‌کدام از این دوره‌ها را به پایان نرساند. او دانشگاه را رها کرد. این موضوع بعدها به یکی از بحث‌برانگیزترین جنبه‌های شخصیت او تبدیل شد، چون در مقاطعی ادعاهایی درباره سوابق تحصیلی‌اش مطرح کرد که با واقعیت همخوانی نداشت. به این موضوع در بخش «اعتبار و حاشیه‌ها» برمی‌گردیم.

ورود به دنیای بیت‌کوین

در سال ۲۰۱۱، هاسکینسون مثل بسیاری از ریاضی‌دان‌ها و رمزنگارها، با وایت‌پیپر بیت‌کوین آشنا شد. اما برخلاف اکثر افراد آن دوره که فقط بیت‌کوین استخراج می‌کردند یا ترید می‌زدند، او به زیرساخت علاقه‌مند شد. به عبارت ساده‌تر، بیشتر از قیمت بیت‌کوین، به فناوری پشت آن فکر می‌کرد.

در آوریل ۲۰۱۳، تصمیمی گرفت که خانواده‌اش آن را دیوانگی خواندند: کار مشاوره‌ای پردرآمد خود را رها کرد و یک دوره آموزش آنلاین بیت‌کوین راه‌اندازی کرد. این دوره روی پلتفرم Udemy منتشر شد و به‌طرز شگفت‌انگیزی بیش از ۸۰,۰۰۰ دانشجو جذب کرد. همین موفقیت بود که نام هاسکینسون را در جامعه کریپتو مطرح کرد و مسیر او را به سمت اتریوم باز کرد.

نقش چارلز هاسکینسون در تأسیس اتریوم

نقش چارلز هاسکینسون در تأسیس اتریوم

در اواخر ۲۰۱۳، ویتالیک بوترین ایده اتریوم را مطرح کرد: بلاکچینی که فراتر از انتقال پول، بتواند قراردادهای هوشمند (Smart Contracts) اجرا کند. هاسکینسون یکی از ۸ هم‌بنیان‌گذار اتریوم شد و نقش مدیرعامل (CEO) پروژه را بر عهده گرفت.

اینجا باید یک نکته مهم را روشن کنیم: اتریوم در ابتدا یک سازمان منسجم نبود. ۸ نفر با دیدگاه‌های متفاوت دور هم جمع شده بودند و اختلاف‌نظرهای جدی داشتند.

اختلاف اصلی: انتفاعی یا غیرانتفاعی؟

بزرگ‌ترین شکاف درون تیم اتریوم، بر سر مدل حکمرانی بود:

  • چارلز هاسکینسون معتقد بود اتریوم باید یک شرکت انتفاعی (For-Profit) باشد. استدلال او: برای جذب سرمایه‌گذار، رشد سریع و رقابت با شرکت‌های بزرگ فناوری، به ساختار شرکتی نیاز داریم.
  • ویتالیک بوترین و اکثر اعضای تیم می‌خواستند اتریوم یک بنیاد غیرانتفاعی (Non-Profit Foundation) باشد. دلیل آن‌ها: بلاکچین باید متعلق به همه باشد، نه سهام‌داران.

این اختلاف صرفاً یک بحث فلسفی نبود. پشت آن، سؤال بسیار عملی‌تری نهفته بود: چه کسی کنترل را دارد؟ اگر اتریوم شرکت می‌شد، مدیرعامل (یعنی هاسکینسون) قدرت زیادی پیدا می‌کرد. اگر بنیاد می‌شد، تصمیم‌گیری توزیع‌شده‌تر بود.

اخراج از اتریوم در ژوئن ۲۰۱۴

در نهایت، ویتالیک بوترین در ژوئن ۲۰۱۴ تصمیم گرفت اتریوم به‌صورت بنیاد غیرانتفاعی اداره شود و از هاسکینسون خواست پروژه را ترک کند. این جدایی دوستانه نبود. گزارش‌های متعددی از تنش‌های شخصی بین اعضای تیم وجود دارد.

هاسکینسون بعدها در مصاحبه‌ای گفت:

«من از اتریوم بیرون انداخته شدم، اما این بهترین اتفاق زندگی حرفه‌ای من بود.»

آیا واقعاً همین‌طور بود؟ بیایید ببینیم بعد از اتریوم چه کرد.

از اتریوم تا کاردانو و تولد یک رقیب

بعد از خروج از اتریوم، هاسکینسون مدتی از فضای عمومی کریپتو فاصله گرفت. اما در سال ۲۰۱۵، شرکت IOHK (مخفف Input Output Hong Kong) را به همراه جرمی وود (Jeremy Wood)، یکی دیگر از اعضای سابق اتریوم، تأسیس کرد.

IOHK یک شرکت تحقیقاتی و مهندسی بلاکچین است که ماموریت اصلی‌اش توسعه پروتکل کاردانو (Cardano) بود.

فلسفه متفاوت کاردانو

هاسکینسون کاردانو را با یک ادعای بزرگ معرفی کرد: ما بلاکچین نسل سوم را می‌سازیم. اگر بیت‌کوین نسل اول (پول دیجیتال) و اتریوم نسل دوم (قراردادهای هوشمند) باشد، کاردانو قرار بود مشکلات هر دو را حل کند:

مشکل
بیت‌کوین
اتریوم
راه‌حل کاردانو
مقیاس‌پذیری (Scalability)
۷ تراکنش در ثانیه
۱۵-۳۰ تراکنش در ثانیه
لایه‌بندی تراکنش و محاسبات
پایداری (Sustainability)
وابسته به ماینرها
وابسته به بنیاد اتریوم
خزانه‌داری غیرمتمرکز (Treasury)
تعامل‌پذیری (Interoperability)
ارتباط محدود با زنجیره‌های دیگر
ارتباط محدود
سایدچین‌ها و پل‌های میان‌زنجیره‌ای

اما مهم‌ترین تفاوت کاردانو، روش توسعه آن بود. هاسکینسون اصرار داشت که هر تغییر و ارتقا در کاردانو باید ابتدا به‌صورت مقاله علمی داوری‌شده (Peer-Reviewed Paper) منتشر شود و بعد پیاده‌سازی گردد. این رویکرد در دنیای کریپتو بی‌سابقه بود.

به زبان ساده: اگر توسعه اتریوم مثل ساختن هواپیما حین پرواز باشد، توسعه کاردانو مثل طراحی هواپیما در آزمایشگاه، تست در تونل باد و بعد پرواز است.

نقشه راه کاردانو

کاردانو از ابتدا با یک نقشه راه ۵ مرحله‌ای طراحی شد که هر مرحله به نام یک شخصیت تاریخی نام‌گذاری شده:

دوره
نام
هدف اصلی
وضعیت (فوریه ۲۰۲۶)
۱
Byron
راه‌اندازی شبکه اصلی و انتقال ADA
تکمیل شده
۲
Shelley
غیرمتمرکزسازی و استیکینگ
تکمیل شده
۳
Goguen
قراردادهای هوشمند و توکن‌های بومی
تکمیل شده
۴
Basho
مقیاس‌پذیری و بهینه‌سازی عملکرد
در حال اجرا
۵
Voltaire
حکمرانی غیرمتمرکز کامل
در حال اجرا

نکته کلیدی: تا فوریه ۲۰۲۶، کاردانو وارد فازهای Basho و Voltaire شده و با ارتقای Chang در سال ۲۰۲۴، سیستم حکمرانی زنجیره‌ای (On-Chain Governance) فعال شده است. این یعنی دارندگان ADA می‌توانند مستقیماً در تصمیم‌گیری‌های پروتکل رأی دهند.

اعتبار و حاشیه‌ها: چارلز هاسکینسون زیر ذره‌بین

هیچ تحلیل منصفانه‌ای از هاسکینسون بدون پرداختن به حاشیه‌های او کامل نیست. بیایید مهم‌ترین آن‌ها را بررسی کنیم:

ادعاهای تحصیلی

هاسکینسون در برخی مصاحبه‌های اولیه خود را دانشجوی دکترای ریاضیات معرفی کرد. بررسی‌های بعدی نشان داد که او هرگز مدرک لیسانس هم نگرفته، چه برسد به دکترا. او بعدها این موضوع را پذیرفت و گفت که «اشتباه ارتباطی» بوده. اما این ماجرا اعتماد بخشی از جامعه کریپتو را نسبت به او خدشه‌دار کرد.

سبک رهبری پرحاشیه

هاسکینسون به‌طور منظم در شبکه‌های اجتماعی (به‌ویژه X/Twitter و YouTube) فعال است و لایوهای طولانی برگزار می‌کند. این شفافیت از یک طرف ستودنی است، اما از طرف دیگر، او گاهی درگیر مشاجرات آنلاین با منتقدان می‌شود و لحن تندی به کار می‌برد. برخی از اعضای جامعه کاردانو معتقدند این رفتار به اعتبار پروژه آسیب می‌زند.

ادعای ارتباط با ساتوشی ناکاموتو

در یک مقطع، شایعاتی مبنی بر ادعای هاسکینسون درباره ارتباط با ساتوشی ناکاموتو (خالق ناشناس بیت‌کوین) منتشر شد. هاسکینسون این ادعا را به‌صراحت رد کرده، اما صرف مطرح شدن این شایعه نشان‌دهنده فضای پرتنشی است که گاهی اطراف او شکل می‌گیرد.

هشدار مهم: هنگام ارزیابی هر پروژه کریپتویی، شخصیت بنیان‌گذار فقط یکی از فاکتورهاست. حتی اگر هاسکینسون فردی بی‌نقص بود، باز هم باید فناوری، اکوسیستم و داده‌های آن‌چین (On-Chain) کاردانو را مستقل بررسی کنید.

مقایسه چارلز هاسکینسون با سایر بنیان‌گذاران بزرگ کریپتو

برای درک بهتر جایگاه هاسکینسون، بیایید او را با چند چهره شاخص دیگر مقایسه کنیم:

معیار
چارلز هاسکینسون (کاردانو)
ویتالیک بوترین (اتریوم)
چانگ‌پنگ ژائو (بایننس)
گوین وود (پولکادات)
رویکرد توسعه
آکادمیک و تحقیق‌محور
عمل‌گرا و تکرارشونده
تجاری و بازارمحور
فنی و پروتکل‌محور
سرعت ارائه محصول
کند (به‌دلیل تحقیقات)
متوسط
سریع
متوسط
شفافیت شخصی
بسیار بالا (لایوهای مکرر)
بالا (بلاگ و مقالات)
پایین (بعد از مسائل حقوقی)
متوسط
حاشیه‌ها
ادعاهای تحصیلی، مشاجرات آنلاین
حداقل
مسائل حقوقی با SEC
حداقل
تمرکز جغرافیایی
آفریقا و کشورهای درحال‌توسعه
جهانی
آسیا
اروپا

نکته جالبی که در این مقایسه دیده می‌شود: هاسکینسون تنها بنیان‌گذار بزرگ کریپتو است که به‌طور جدی روی کشورهای درحال‌توسعه، به‌ویژه آفریقا، تمرکز کرده است.

بزرگ‌ترین شرط هاسکینسون

یکی از جنبه‌هایی که هاسکینسون را از سایر بنیان‌گذاران کریپتو متمایز می‌کند، تمرکز او بر آفریقا است. او معتقد است بلاکچین بیشترین تأثیر را در کشورهایی دارد که زیرساخت‌های مالی سنتی ضعیف هستند.

مهم‌ترین پروژه عملی در این زمینه، قرارداد با وزارت آموزش اتیوپی در سال ۲۰۲۱ بود. هدف: ایجاد سیستم هویت دیجیتال مبتنی بر بلاکچین برای ۵ میلیون دانش‌آموز اتیوپیایی، تا سوابق تحصیلی آن‌ها قابل جعل نباشد.

اما بیایید منصف باشیم: تا فوریه ۲۰۲۶، پیشرفت عملی این پروژه کندتر از وعده‌های اولیه بوده. بخشی از این تأخیر به بی‌ثباتی سیاسی اتیوپی و بخشی به پیچیدگی‌های اجرایی برمی‌گردد. منتقدان می‌گویند این پروژه بیشتر یک ابزار بازاریابی بوده تا یک تغییر واقعی. حامیان می‌گویند تغییر سیستمی در کشورهای درحال‌توسعه ذاتاً کند است.

با وجود این نقدها، چرا هنوز عده‌ای به چشم‌انداز آفریقایی کاردانو امیدوارند؟

  • آفریقا جوان‌ترین جمعیت جهان را دارد و نفوذ موبایل به‌سرعت در حال افزایش است
  • بسیاری از کشورهای آفریقایی سیستم بانکی ناکارآمد دارند و آمادگی بیشتری برای پذیرش فناوری‌های جایگزین وجود دارد
  • رقبای بزرگ (اتریوم، سولانا) تمرکز چندانی روی این بازار ندارند
  • پروژه‌های کوچک‌تر مثل World Mobile (شبکه مخابراتی غیرمتمرکز) روی کاردانو در آفریقا فعال هستند

مزایا و معایب واقعی رویکرد چارلز هاسکینسون

مزایا و معایب واقعی رویکرد چارلز هاسکینسون

مزایا

  • رویکرد علمی: تأکید بر تحقیقات داوری‌شده، احتمال باگ‌های بحرانی را کاهش می‌دهد. پروتکل اجماع Ouroboros کاردانو یکی از معدود الگوریتم‌هایی است که اثبات امنیت ریاضیاتی دارد
  • دید بلندمدت: به جای تعقیب ترندهای کوتاه‌مدت (مثل NFT یا میم‌کوین)، روی زیرساخت تمرکز دارد
  • حکمرانی غیرمتمرکز: سیستم رأی‌گیری Voltaire، یکی از پیشرفته‌ترین مدل‌های حکمرانی در بلاکچین است
  • هزینه تراکنش پایین: کارمزد تراکنش‌های کاردانو معمولاً زیر ۰.۵ دلار است
  • شفافیت: هاسکینسون یکی از در دسترس‌ترین بنیان‌گذاران کریپتو است

معایب

  • سرعت توسعه کند: قراردادهای هوشمند کاردانو سال‌ها بعد از اتریوم عرضه شدند. این تأخیر باعث شد رقبایی مثل سولانا و آوالانچ جلو بیفتند
  • اکوسیستم کوچک‌تر: تعداد dAppها (اپلیکیشن‌های غیرمتمرکز) و TVL (ارزش کل قفل‌شده) کاردانو هنوز فاصله زیادی با اتریوم و حتی برخی رقبای جدیدتر دارد
  • وابستگی به شخص هاسکینسون: با وجود ادعای غیرمتمرکز بودن، بخش زیادی از روایت و جهت‌گیری پروژه به شخص هاسکینسون گره خورده
  • زبان برنامه‌نویسی Haskell: کاردانو از زبان برنامه‌نویسی Haskell و Plutus استفاده می‌کند که توسعه‌دهندگان کمتری با آن آشنا هستند. این موضوع جذب برنامه‌نویس را سخت‌تر می‌کند
  • شکاف بین وعده و عمل: برخی از وعده‌های بزرگ (مثل پروژه اتیوپی) هنوز به نتیجه ملموس نرسیده‌اند

چک‌لیست ارزیابی: قبل از تصمیم‌گیری درباره کاردانو

اگر به‌عنوان سرمایه‌گذار یا توسعه‌دهنده به کاردانو علاقه‌مند شده‌اید، این چک‌لیست را مرور کنید:

چک‌لیست بررسی:

  1. آیا نقشه راه فنی کاردانو (به‌ویژه فاز Basho و Voltaire) طبق برنامه پیش می‌رود؟ سایت رسمی roadmap.cardano.org را بررسی کنید
  2. ۲. TVL اکوسیستم DeFi کاردانو در حال رشد است یا کاهش؟ سایت DeFiLlama را چک کنید
  3.  تعداد تراکنش‌های روزانه شبکه و تعداد آدرس‌های فعال چقدر است؟ از Cardanoscan استفاده کنید
  4.  آیا توسعه‌دهندگان جدید به اکوسیستم کاردانو اضافه می‌شوند؟ گزارش‌های Electric Capital Developer Report را ببینید
  5. آیا پروژه‌های کلیدی مثل Hydra (راه‌حل لایه دوم) پیشرفت واقعی داشته‌اند؟
  6.  وضعیت حقوقی و قانون‌گذاری ارزهای دیجیتال در کشور محل سکونت خود را بررسی کنید

سایر پروژه‌ها و فعالیت‌های چارلز هاسکینسون

هاسکینسون فقط روی کاردانو کار نمی‌کند. برخی از فعالیت‌های دیگر او:

  • Midnight: یک بلاکچین متمرکز بر حریم خصوصی که توسط IOHK در حال توسعه است و از فناوری اثبات دانش صفر (Zero-Knowledge Proofs) استفاده می‌کند
  • مزرعه‌داری در وایومینگ: هاسکینسون یک مزرعه بزرگ در وایومینگ دارد و به بایسون‌های آمریکایی علاقه‌مند است. این شاید بی‌ربط به نظر برسد، اما نشان‌دهنده شخصیت غیرمتعارف اوست
  • لابی‌گری قانون‌گذاری: او فعالانه با قانون‌گذاران آمریکایی در ارتباط است و در شکل‌گیری قوانین کریپتو در ایالت وایومینگ نقش داشته. وایومینگ امروز یکی از دوستانه‌ترین ایالت‌های آمریکا برای کسب‌وکارهای بلاکچینی است
  • Cardano Foundation و Emurgo: علاوه بر IOHK، دو نهاد دیگر نیز روی توسعه اکوسیستم کاردانو کار می‌کنند. این ساختار سه‌گانه برای کاهش تمرکز قدرت طراحی شده

چارلز هاسکینسون، نابغه یا شارلاتان؟

پاسخ کوتاه: هیچ‌کدام. واقعیت پیچیده‌تر از این دوگانه است.

هاسکینسون یک کارآفرین باهوش و جاه‌طلب است که دیدگاه فنی قوی دارد و توانسته یکی از ۱۰ بلاکچین بزرگ دنیا را بسازد. رویکرد علمی او به توسعه بلاکچین، حتی اگر کند باشد، ارزشمند است. تمرکز بر آفریقا و کشورهای درحال‌توسعه، اگر به نتیجه برسد، می‌تواند تأثیر واقعی روی زندگی میلیون‌ها نفر بگذارد.

اما او انسانی با نقاط ضعف مشخص هم هست: ادعاهای تحصیلی نادرست، لحن تهاجمی در شبکه‌های اجتماعی و گاهی وعده‌هایی بزرگ‌تر از آنچه تحویل داده. فاصله بین وعده و عمل در کاردانو واقعی است و نباید نادیده گرفته شود.

توصیه عملی: اگر می‌خواهید درباره سرمایه‌گذاری در ADA تصمیم بگیرید، شخصیت هاسکینسون را فقط یکی از ده‌ها فاکتور در نظر بگیرید. داده‌های آن‌چین، فعالیت توسعه‌دهندگان، رشد اکوسیستم و وضعیت بازار بسیار مهم‌تر از کاریزمای بنیان‌گذار هستند.

هشدار ریسک: سرمایه‌گذاری در ارزهای دیجیتال ریسک بالایی دارد. هرگز بیشتر از مبلغی که تحمل از دست دادن آن را دارید سرمایه‌گذاری نکنید. این مقاله صرفاً جنبه آموزشی دارد و توصیه مالی نیست.