Lines_Background
مینی‌دوره رایگان درآمد روزانه ۱۰۰ دلار از فارکس
00روز
00ساعت
00دقیقه
00ثانیه
ثبت‌نام رایگان
لوگو خانه سرمایه
آموزش ترید از صفر صفر

تحلیل بنیادی

monetary-policy
سیاست پولی چیست؟ | تاثیر آن بر بازار فارکس

سیاست‌ پولی همواره یکی از مباحث مهم و تأثیرگذار در اقتصاد بوده است. آیا تا به حال فکر کرده‌اید چطور تصمیمات بانک مرکزی می‌تواند بر زندگی روزمره ما اثر بگذارد؟ در این مقاله با هم به بررسی تأثیر سیاست‌های پولی بر بازار فارکس خواهیم پرداخت تا ببینیم چطور تغییر یک نرخ بهره می‌تواند سودآوری شما را در معاملات ارزی تحت تأثیر قرار دهد. آماده‌اید تا رازهای پشت پرده سیاست گذاری پولی را کشف کنیم؟

سیاست پولی چیست؟

سیاست‌های پولی مجموعه‌ای از اقدامات و تصمیماتی است که بانک مرکزی کشور برای کنترل عرضه پول و مدیریت نرخ تورم اتخاذ می‌کند. بانک مرکزی با استفاده از ابزارهایی مانند تعیین نرخ بهره، تغییر ذخایر بانکی، عملیات بازار باز و غیره، سعی دارد تا ثبات اقتصادی را حفظ کند و از بروز نوسانات شدید در اقتصاد جلوگیری کند. سیاست پولی دو نوع انبساطی و انقباضی دارد که بسته به شرایط اقتصادی بکار گرفته می‌شود. هدف نهایی سیاست‌های پولی، دستیابی به رشد اقتصادی پایدار و کنترل تورم است.

اجرای موفق سیاست‌های پولی نیازمند شناخت دقیق بانک مرکزی از شرایط اقتصاد و عکس العمل به موقع آن در قبال تغییرات است. همچنین، هماهنگی لازم بین سیاست پولی و سیاست مالی دولت باید وجود داشته باشد تا بتوان به اهداف مورد نظر دست یافت. سیاست‌های پولی نامناسب می‌تواند آثار سوء بسیاری بر اقتصاد داشته باشد. به همین دلیل، بانک مرکزی باید با در نظر گرفتن تمام جوانب، سیاست‌های پولی مناسب را در راستای ثبات اقتصادی اتخاذ کند.

سیاست پولی چیست؟

سیاست‌های پولی تأثیر بسزایی بر زندگی مردم عادی دارد. کنترل تورم و ثبات ارزش پول ملی از طریق سیاست پولی مناسب، باعث افزایش قدرت خرید مردم می‌شود. همچنین، سیاست‌های پولی انبساطی و تسهیل دریافت وام، می‌تواند به مردم در خرید مسکن و خودرو کمک کند؛ بنابراین، شهروندان نیز باید نسبت به سیاست‌های پولی آگاهی داشته باشند تا بتوانند تصمیمات مالی خود را به شکلی مناسب بگیرند.

کاربرد سیاست‌های پولی و مالی

سیاست‌های پولی و مالی ابزارهای مهمی برای تنظیم فعالیت‌های اقتصادی و رسیدن به اهدافی چون رشد اقتصادی، اشتغال کامل و ثبات قیمت‌ها هستند. سیاست پولی از طریق تنظیم عرضه پول و نرخ بهره، بر تقاضای کل و سطح عمومی قیمت‌ها تأثیر می‌گذارد. سیاست مالی نیز با تغییر در میزان مالیات‌ها و هزینه‌های دولتی، تقاضای کل را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به عنوان مثال، در زمان رکود اقتصادی از سیاست‌های پولی انبساطی و سیاست مالی انبساطی برای افزایش تقاضا و خروج از رکود استفاده می‌شود.

یکی از مهم‌ترین کاربردهای سیاست‌ پولی و مالی، تثبیت چرخه‌های تجاری است. چرخه‌های تجاری شامل دوره‌های رونق و رکود اقتصادی است. سیاست‌های پولی و مالی می‌توانند شدت نوسانات چرخه‌ای را کاهش دهند.

یکی دیگر از کاربردهای مهم سیاست‌های پولی و مالی، تأمین مالی برای پروژه‌ها و برنامه‌های عمرانی دولت است. دولت‌ها اغلب برای تأمین هزینه پروژه‌های عمرانی چون ساخت جاده، بندر، فرودگاه و غیره نیاز به منابع مالی دارند که از طریق سیاست‌های پولی انبساطی و سیاست‌های مالی انقباضی تأمین می‌شود. البته باید تعادل لازم بین این سیاست‌ها حفظ شود تا بی‌ثباتی و تورم ایجاد نشود؛ بنابراین، سیاست‌ پولی و مالی نقش مهمی در توسعه زیرساخت‌های اقتصادی دارند.

سیاست‌های پولی

انواع سیاست‌های پولی

سیاست‌های پولی انبساطی، انقباضی و تطبیقی ابزارهایی هستند در دست بانک‌های مرکزی برای تنظیم چرخه اقتصاد و جلوگیری از نوسانات شدید. هرچند این سیاست‌ها در نظر ساده به نظر می‌رسند، اما کاربرد صحیح آن‌ها نیازمند تخصص، تجربه و درک عمیق از شرایط اقتصادی است. در ادامه توضیح مختصری در مورد هر سیاست می‌گوییم تا آشنایی نسبی با آن‌ها پیدا کنید.

سیاست پولی انبساطی

سیاست‌های پولی انبساطی معمولاً در شرایطی به کار گرفته می‌شوند که اقتصاد در حالت رکود بوده و نقدینگی در گردش بسیار کم است. در این شرایط، بانک مرکزی با کاهش نرخ بهره بانکی و افزایش وام‌ها و تسهیلات، سعی در افزایش نقدینگی و تحریک تولید دارد. کاهش نرخ بهره باعث می‌شود مردم تمایل کمتری به نگهداری سرمایه در بانک داشته باشند و نقدینگی افزایش یابد. همچنین افزایش وام و تسهیلات باعث تحریک فعالیت‌های اقتصادی و رونق چرخه اقتصادی می‌شود.

نوسانات

سیاست پولی انقباضی

سیاست‌های پولی انقباضی در شرایطی به کار گرفته می‌شوند که تورم در حال افزایش بوده و حجم پول در گردش زیاد است. در این حالت، بانک مرکزی با افزایش نرخ بهره، سعی در محدود کردن نقدینگی و کنترل تورم دارد. افزایش نرخ بهره باعث می‌شود مردم تمایل بیشتری به پس انداز در بانک داشته باشند و از میزان تقاضا برای خرید کالا و خدمات کاسته شود. همچنین هزینه دریافت وام و تسهیلات افزایش می‌یابد.

سیاست‌های پولی تطبیقی

سیاست‌های پولی تطبیقی در شرایطی به کار گرفته می‌شوند که اقتصاد در آستانه رکود یا رونق بیش از حد باشد. هدف از این سیاست‌ها حفظ تعادل و جلوگیری از نوسانات شدید در اقتصاد است. بانک مرکزی با توجه به شرایط، ممکن است نرخ بهره را اندکی کاهش یا افزایش دهد تا از ورود اقتصاد به رکود یا ابررونق جلوگیری کند. هدف نهایی حفظ ثبات و تداوم رشد اقتصادی پایدار است.

ابزارهای سیاست پولی و مالی

ابزارهای سیاست‌های پولی شامل مجموعه اقدامات و روش‌هایی است که بانک مرکزی برای کنترل عرضه پول و نرخ بهره در اختیار دارد. مهم‌ترین ابزار سیاست‌های پولی نرخ بهره است که بانک مرکزی می‌تواند با افزایش یا کاهش نرخ بهره، میزان پول در گردش و تورم را تحت تأثیر قرار دهد. علاوه بر این، نرخ ذخایر قانونی یا سپرده قانونی نیز از دیگر ابزارهای مهم سیاست پولی است که بانک مرکزی با تغییر آن می‌تواند بر قدرت وام دهی بانک‌های تجاری و در نتیجه حجم پول در گردش تأثیر بگذارد. همچنین عملیات بازار باز یا خرید و فروش اوراق بدهی توسط بانک مرکزی، ابزار مؤثر دیگری برای اعمال سیاست‌های پولی به شمار می‌آید.

ابزارهای بررسی اقتصاد

ابزارهای سیاست مالی شامل مجموعه اقدامات و روش‌هایی است که دولت‌ها برای تأثیرگذاری بر اقتصاد از طریق درآمدها و هزینه‌های خود به کار می‌برند. مهم‌ترین ابزار سیاست مالی، مالیات‌ها هستند که دولت می‌تواند با افزایش یا کاهش نرخ مالیات بر درآمد افراد و شرکت‌ها، بر میزان تقاضا و مصرف در اقتصاد تأثیر بگذارد. همچنین مخارج دولت نیز از ابزارهای مهم سیاست مالی محسوب می‌شود، به این صورت که دولت با افزایش یا کاهش هزینه‌های خود می‌تواند بر سطح فعالیت‌های اقتصادی تأثیر بگذارد. علاوه بر این، دولت‌ها از طریق پرداخت‌های انتقالی و یارانه‌ها نیز می‌توانند بر درآمد قابل تصرف افراد و در نتیجه مصرف و تقاضا در اقتصاد تأثیرگذار باشند.

سیاست گذاران پولی و مالی با استفاده هم‌زمان و هماهنگ از ابزارهای سیاست پولی و مالی، تلاش می‌کنند اهداف کلان اقتصادی همچون رشد اقتصادی پایدار، ثبات قیمت‌ها، اشتغال کامل و توزیع عادلانه درآمد را محقق سازند. البته گاهی اوقات بین این دو سیاست تعارض نیز وجود دارد، به طوری که سیاست‌های پولی انبساطی ممکن است منجر به کسری بودجه شده و نیاز به سیاست مالی انقباضی ایجاد کند؛ بنابراین، هماهنگی و همکاری بین بانک مرکزی و دولت جهت تنظیم بهینه سیاست‌های پولی و مالی امری ضروری است.

ابزارهای اجرای سیاست پولی

در این بخش به توضیح مفاهیم مرتبط با ابزارهای اجرای سیاست پولی از جمله نرخ بهره، سیاست ذخایر قانونی و عملیات بازار باز و نقش آن‌ها در تنظیم میزان نقدینگی پرداخته شده است.

نقدینگی

نرخ بهره

نرخ بهره به میزانی اشاره دارد که یک شخص یا سازمان برای استفاده از سرمایه‌ی قرضی یا سپرده‌ی بانکی پرداخت یا دریافت می‌کند. این نرخ بهره معمولاً به صورت درصدی از مقدار قرض یا سپرده تعیین و پاداش یا هزینه‌ای برای استفاده از سرمایه محسوب می‌شود.

چند عامل از جمله سطح تورم، نیازهای اقتصادی، عرضه و تقاضای وام‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها، سیاست پولی دولت و سیاست‌های بانک‌ها نرخ بهره را تحت تاثیر قرار می‌دهند. این نرخ می‌تواند متغیر باشد و در طول زمان تغییر کند.

بانک مرکزی می‌تواند با تغییر نرخ بهره بانکی، روی نرخ بهره سپرده‌ها و تسهیلات بانک‌های تجاری تأثیر بگذارد. کاهش نرخ بهره بانکی منجر به افزایش تقاضا برای وام و افزایش نقدینگی می‌شود. بالعکس، افزایش نرخ بهره بانکی باعث کاهش تقاضا برای وام و کاهش نقدینگی می‌گردد.

سیاست ذخایر قانونی

سیاست ذخایر قانونی یکی از مفاهیم مهم در حوزه مالیات و سیاست‌های مالی دولت است. ذخایر قانونی به معنای پول یا دارایی‌هایی هستند که دولت‌ها جمع‌آوری و نگهداری می‌کنند تا در مواقع ضروری و نیازمندی‌های خاص از آن‌ها استفاده کنند. این ذخایر معمولاً به دولت امکان می‌دهند به صورت سریع و مؤثری واکنش نشان دهد و برای رفع مشکلات مالی و اقتصادی در مواقع بحرانی استفاده شوند.

هدف اصلی از ایجاد ذخایر قانونی، تسهیل در مدیریت مالیات و سیاست‌های مالی و سیاست پولی دولت است. این ذخایر به دولت امکان می‌دهند تا در مواقعی که درآمدها کاهش می‌یابند، مثلاً در دوره‌های رکود اقتصادی، از آن‌ها استفاده کند تا کاهش درآمدهای خود را جبران کند و خدمات عمومی را به شکل مطلوب ارائه دهد.

ذخایر قانونی

علاوه بر این، سیاست ذخایر قانونی از مجموع سیاست‌های سیاست پولی می‌تواند به عنوان یک راهبرد مهم برای مدیریت ریسک مالی نیز استفاده شود. در صورت وجود ذخایر قانونی قوی و مناسب، دولت قادر است در مواجهه با بحران‌های مالی، مانند رکود اقتصادی، نوسانات بازار، یا وقوع رویدادهای غیرمنتظره مانند طوفان‌ها یا زلزله‌ها، اقدامات مناسبی را انجام دهد و بحران را مدیریت کند.

بانک مرکزی می‌تواند درصد مشخصی از سپرده‌های بانک‌ها را به‌عنوان ذخیره قانونی نزد خود نگه دارد تا از این طریق بر میزان نقدینگی تأثیر بگذارد. افزایش نرخ ذخیره قانونی باعث کاهش توان وام‌دهی بانک‌ها و کاهش نقدینگی می‌شود.

عملیات بازار باز

هدف اصلی عملیات بازار باز، بهره‌برداری از فرصت‌های موجود در بازار سرمایه و به دست آوردن سود است. در بازار باز، شرکت‌ها، سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و نهادهای مالی به صورت فعال در فرآیند خرید و فروش اوراق بهادار و سایر ابزارهای مالی شرکت می‌کنند. این عملیات می‌تواند به صورت تجارت روزانه (تریدینگ)، سرمایه‌گذاری بلندمدت، معاملات مشتقه و سایر فعالیت‌های مالی انجام شود.

عملیات بازار باز از اهمیت بسیاری برخوردار است و در تعیین قیمت‌ها و نرخ‌ها در بازار سرمایه نقش کلیدی دارد. عوامل اقتصادی، سیاسی و جهانی می‌توانند بر قیمت‌ها و نرخ‌ها در بازار تأثیرگذار باشند و این عملیات به شکل واکنش به این تأثیرات صورت می‌گیرد. علاوه بر این، عملیات بازار باز به شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران امکان می‌دهد تا سود و منفعت خود را از طریق درست کردن تجارت و سرمایه‌گذاری در شرایط متغیر بازار به حداکثر برسانند.

بانک مرکزی از طریق خرید و فروش اوراق بهادار دولتی و سایر اوراق بهادار، می‌تواند بر میزان نقدینگی تأثیر بگذارد. خرید اوراق به معنای تزریق پول به بازار و فروش آن‌ها به معنای جمع‌آوری پول از بازار است.

بازار باز

سیاست پولی چگونه بر بازار فارکس تأثیر می‌گذارند؟

بانک‌های مرکزی با تعیین نرخ بهره و عملیات بازار باز، بر ارزش ارزها در بازار فارکس تأثیر می‌گذارند. افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی باعث تقویت ارزش پول ملی در برابر سایر ارزها می‌شود؛ زیرا با افزایش نرخ بهره، آن ارز برای سرمایه‌گذاران جذاب‌تر می‌شود. در مقابل، کاهش نرخ بهره منجر به تضعیف ارزش پول می‌گردد. همچنین بانک‌های مرکزی از طریق خرید و فروش اوراق بهادار در عملیات بازار باز، می‌توانند بر میزان نقدینگی و در نتیجه ارزش ارز خود تأثیر بگذارند. لذا معامله‌گران فارکس به دقت تغییرات نرخ بهره و عملیات بانک‌های مرکزی را دنبال می‌کنند تا بتوانند از نوسانات ناشی از آن سود ببرند.

یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار سیاست‌های پولی بر بازار فارکس، مداخلات ارزی بانک‌های مرکزی است. بانک‌های مرکزی با خرید و فروش ارز در بازارهای جهانی، می‌توانند بر ارزش پول خود تأثیر بگذارند. به عنوان مثال اگر بانک مرکزی بخواهد ارزش پول ملی خود را کاهش دهد، ارزهای خارجی را خریداری می‌کند که این امر موجب تضعیف پول ملی می‌شود. معامله‌گران فارکس باید مراقب مداخلات ارزی بانک‌های مرکزی باشند تا بتوانند در جهت صحیح معامله کنند. علاوه بر این، سیاست‌ پولی تورم‌زا نیز می‌تواند منجر به تضعیف ارزش پول شود.

علاوه بر نرخ بهره و مداخلات ارزی، سیاست‌های پولی بانک‌های مرکزی از طریق تأثیر بر شاخص‌های اقتصادی نیز می‌تواند بر بازار فارکس اثر بگذارد. به عنوان مثال، انبساط پولی و کاهش نرخ بهره می‌تواند به رشد اقتصادی کمک کند که این امر منجر به تقویت ارزش پول می‌شود. از سوی دیگر، سیاست‌های پولی انقباضی و افزایش نرخ بهره، ممکن است منجر به رکود اقتصادی شده و ارزش پول را تضعیف کند؛ بنابراین معامله‌گران فارکس باید اثرات اقتصادی ناشی از سیاست‌های پولی را نیز مد نظر قرار دهند.

تاثیرات بر بازار فارکس

تأثیر واقعی سیاست‌های پولی بر معامله گران فارکس چیست؟

سیاست‌ پولی می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر معامله‌گران فارکس (تجارت ارز خارجی) داشته باشند. سیاست‌های پولی شامل تصمیم‌ها و اقداماتی است که بانک مرکزی یا سازمان مرتبط با پول و ارز یک کشور برای کنترل و مدیریت پولی و ارزی اتخاذ می‌کند. تأثیر سیاست‌های پولی بر معامله‌گران فارکس به طور مستقیم و غیرمستقیم می‌تواند رخ دهد. در ادامه، برخی از تأثیرات مهم سیاست‌های پولی بر معامله‌گران فارکس آورده شده است:

تغییر نرخ ارز

یکی از مهم‌ترین تأثیرات سیاست‌ پولی بر معامله‌گران فارکس، تغییر نرخ‌های ارز است. افزایش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی می‌تواند منجر به تقویت ارزش پول ملی شده و قیمت آن در برابر سایر ارزها را افزایش دهد. این امر باعث می‌شود معامله‌گران فارکس بتوانند از این تغییرات نرخ‌های ارز سود ببرند. همچنین کاهش نرخ بهره معمولاً منجر به تضعیف ارزش پول ملی می‌شود که فرصت‌های سودآوری را برای معامله‌گران فراهم می‌کند.

تقاضا و عرضه

سیاست‌های پولی می‌توانند تقاضا و عرضه در بازار ارز را تحت تأثیر قرار دهند. اقداماتی مانند تغییرات نرخ بهره، تنظیمات پولی و کنترل منابع مالی می‌توانند تقاضا و عرضه ارز را تغییر دهند. این تغییرات می‌توانند به تغییرات قیمت و نرخ ارز منجر شوند و در نتیجه تأثیری بر سود و ضرر معامله‌گران فارکس داشته باشند.

عرضه و تقاضا

ریسک و پایداری

تغییرات سیاست پولی می‌توانند ریسک و پایداری در بازار ارز را تحت تأثیر قرار دهند. تغییرات نرخ بهره و سیاست‌های مالی می‌توانند به تغییرات و نوسانات در بازار ارز منجر شوند که معامله‌گران فارکس را به ریسک‌ها و نوسانات بیشتری در معاملات خود مواجه کنند.

تغییر در نوسانات

یکی دیگر از تأثیرات مهم سیاست‌های پولی، تغییر در نوسانات بازار فارکس است. سیاست‌های پولی انبساطی معمولاً منجر به افزایش نوسانات بازار می‌شود؛ زیرا منجر به تزریق نقدینگی به بازار شده و حجم معاملات را افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، سیاست‌ پولی انقباضی با کاهش نقدینگی، نوسانات را کم می‌کند. معامله‌گران فارکس باید توجه ویژه‌ای به این تغییرات نوسانات داشته باشند تا بتوانند استراتژی معاملاتی مناسبی را اتخاذ کنند.

سیاست پولی

کلام آخر

در مجموع، سیاست‌های پولی نقش بسزایی در تعیین سمت و سوی بازارهای مالی ایفا می‌کنند. در این مقاله دیدیم که سیاست‌های انبساطی و انقباضی پولی چگونه از طریق تغییر نرخ بهره و عملیات بازار باز، بر عرضه و تقاضای ارز تأثیر می‌گذارند. همچنین دیدیم که این سیاست پولی چگونه می‌توانند باعث ایجاد فرصت یا چالش برای معامله‌گران فارکس شوند؛ بنابراین، آگاهی از سیاست‌های پولی و تأثیر آن‌ها بر بازار فارکس، می‌تواند به معامله‌گران کمک کند تا استراتژی‌های موفق‌تری را در معاملات خود اتخاذ نمایند.

ادامه مطلب
کندل استیک
کندل استیک یا نمودار شمعی چیست و چه کاربردی دارد؟

الگوهای کندل استیک یا شمعدانی یکی از متداول ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال در بازار فارکس هستند که کشاورزان ژاپنی پیش از ورود به این بازار، از این ایده برای ردیابی قیمت برنج در بازار استفاده می کردند. الگوهای کندل فارکس اگر با یک ابزار تکنیکال مناسب دیگر ترکیب شوند، می توانند یک استراتژی معاملاتی موفق و اثربخش را تشکیل دهند. در این مقاله، قصد داریم با مهم ترین الگوهای کندل فارکس آشنا شویم و مزایا و معایب این نمودارها را بررسی کنیم.

نمودار کندل استیک در فارکس چیست؟

کندل استیک یکی از نمودارهای رایج در انواع بازارهای مالی ازجمله فارکس است که اطلاعات مهمی ازجمله قیمت های بازار، روند قیمتی، نقاط ورود و خروج و الگوهای تحلیل  را نشان می دهد. برای درک دلیل منحصربه فرد و قدرتمند بودن این نمودارها باید به ظاهر آن ها توجه کرد.

یک نمودار کندل استیک می تواند باز و بسته شدن و بالا و پایین بودن بازار را در یک دورۀ زمانی معین نمایش دهد و نزولی یا صعودی بودن بازار را نیز نمایان کند. بدنۀ نمودار یک جعبۀ کوچک است که از قیمت افتتاحیه آغاز می شود و در نقطۀ بسته شدن به پایان می رسد.

خطوطی که جهت بالا و پایین را در نمودار نمایش می دهند، نشان دهندۀ بالا و پایین بودن دوره هستند و فتیله یا سایه نام دارند. معمولاً از رنگ سبز برای صعود و از رنگ قرمز برای نزول نمودار استفاده می شود، ولی استفاده از رنگ سفید و سیاه نیز در نمودارهای کندل استیک رایج است. البته، امکان شخصی سازی ویژگی ها و شیوۀ ارائۀ این نمودارها در بخش تنظیمات پلتفرم معاملاتی وجود دارد.

نمودار کندل استیک چیست؟

الگوهای پایۀ کندل استیک ژاپنی

نمودارهای کندل استیک ژاپنی اطلاعات عمیقی را به معامله گران در خصوص رفتار بازار ارائه می دهند و حاوی نشانه های بصری متفاوتی هستند که به معامله گران اجازه می دهند عملکرد قیمت و الگوهای بازار فارکس را با وضوح بیش تری تشخیص دهند. این نمودارها برای شناسایی فرصت های معاملاتی و پیش بینی حرکت بعدی قیمت استفاده می شوند. در این بخش، قصد داریم با الگوهای پایۀ کندل استیک ژاپنی بیش تر آشنا شویم.

الگوی دوجی

الگوهای کندل استیک دوجی دارای بدنۀ بسیار کوچکی هستند که به صورت یک خط نازک ظاهر می شوند و قیمت باز و بسته شدن یکسانی دارند. طول فتیله یا سایه در الگوی دوجی می تواند متفاوت باشد و مانند یک علامت ضربدر، صلیب معکوس یا علامت مثبت به نظر برسد.

اگر یک نمودار دوجی از یک سری کندل با بدنه های توخالی و دراز تشکیل شود، یعنی خریداران خسته و ضعیف هستند. در این حالت، به خریداران بیش تری نیاز است و فروشندگان به دنبال این خواهند بود تا وارد شوند و قیمت را پایین بیاورند.

نمودار دوجی

اگر نمودار دوجی از تعدادی کندل با بدنه های پر و بلند تشکیل شود، نشان می دهد که فروشندگان در حال ضعیف شدن هستند. در این حالت، همۀ فروشندگان از فروش خارج می شوند و خریداران فرصتی برای خرید ارزان نخواهند داشت. برای ایجاد تغییر در این حالت، به قدرت خرید بیش تری نیاز است.

الگوی مارابوزو

مارابوزو در زبان ژاپنی به معنای «سر طاس» یا «سر تراشیده شده» است و کندل آن، یک کندل طاس و تراشیده است که هیچ سایه و فتیله ای ندارد. تغییرات بازار در این الگو با پر و توخالی بودن، بالا و پایین رفتن یا باز و بسته شدن کندل نمایش داده می شود.

الگوی کندل استیک مارابوزو به دو شکل سیاه و سفید نمایش داده می شود. یک مارابوزو به رنگ سفید، حاوی یک بدنۀ بلند و بدون سایه است. قیمت باز به معنای قیمت پایین و قیمت بسته به معنای قیمت بالا است و نشان دهندۀ این است که کندل با کم ترین قیمت باز و با بالاترین قیمت بسته می شود.

در مقابل، یک مارابوزو به رنگ سیاه شامل یک بدنۀ سیاه، بلند و بدون سایه است. قیمت باز برابر با قیمت بالا و قیمت بسته به معنای قیمت پایین است و نشان دهندۀ این است که کندل با بالاترین قیمت باز و با کم ترین قیمت بسته می شود.

الگوی مارابوزو

الگوی فرفره

الگوی کندل استیک فرفره یکی دیگر از الگوهای ژاپنی است که سایۀ بالایی بلند، سایۀ پایینی کوتاه و بدنۀ واقعی کوچکی دارد و فرفرۀ چرخان نامیده می شود. این الگو نشان می دهد که خریداران و فروشندگان تصمیم گیری مشخصی نداشته اند. الگوی سایه در کندل استیک فرفره نشان می دهد که خریداران و فروشندگان هیچ کدام نتوانسته اند دست برتر را به دست آورند.

الگوی فرفره

معرفی الگوهای تک کندلی، دو کندلی و سه کندلی

در بخش قبلی با الگوهای پایۀ کندل استیک ژاپنی آشنا شدیم و معنای هرکدام را شرح دادیم. در این بخش، به معرفی الگوهای تک کندلی، دو کندلی و سه کندلی می پردازیم.

الگوهای تک کندلی

هنگامی که الگوهای تک کندلی در نمودار کندل استیک ظاهر می شوند، می توانند به صورت بالقوه، نشانۀ معکوس بودن بازار باشند. این الگو به انواع مختلفی ازجمله چکش، مرد دارآویز، چکش معکوس و ستارۀ تیرانداز تقسیم می شود.

الگوی چکش یک الگوی معکوس صعودی است که در طول یک روند نزولی شکل می گیرد. انتخاب این نام به این دلیل است که بازار در حال چکش زدن به کف است. مرد دارآویز نیز مشابه الگوی چکش، یک الگوی معکوس نزولی است که می تواند سطح مقاومت بالا و قوی را مشخص کند. هنگامی که قیمت در حال افزایش است، شکل گیری الگوی مرد دارآویز نشان می دهد که تعداد فروشندگان از خریداران بیش تر شده است.

الگوی چکش معکوس و ستارۀ تیرانداز شباهت زیادی به یکدیگر دارند و تنها تفاوت آن ها در روند نزولی یا صعودی است. چکش معکوس یک کندل معکوس صعودی و ستارۀ تیرانداز یک کندل معکوس نزولی است. هر دو کندل دارای بدنه های کوچک پر یا خالی و سایه های بالایی و پایانی کوچک هستند.

الگوهای تک کندلی

الگوهای دو کندلی

چه چیزی می تواند از الگوهای تک کندلی بهتر باشد؟ الگوهای دو کندلی! این الگو به دو نوع بولیش اینگولفینگ و بیریش اینگولفینگ تقسیم می شود که هرکدام از دو کندل یا شمع تشکیل شده اند.

الگوی بولیش اینگولفینگ یک الگوی معکوس صعودی است که امکان دارد یک حرکت رو به بالا را نشان دهد. این الگو زمانی اتفاق می افتد که یک کندل نزولی بلافاصله با یک کندل صعودی بزرگ تر همراه شود و از بین برود. خریداران در این الگو ممکن است پس از یک روند نزولی، یک حرکت صعودی قوی را طی کنند.

درمقابل، الگوی بیریش اینگولفینگ برعکس الگوی قبلی عمل می کند و یک الگوی صعودی است. این الگو زمانی رخ می دهد که یک کندل صعودی با یک کندل نزولی بزرگ تر همراه می شود و در آن ادغام می شود. الگوی بیریش اینگولفینگ به این معنی است که فروشندگان بر خریداران غلبه می کنند و امکان دارد یک حرکت نزولی قوی رخ دهد.

الگوهای کندل ها

الگوهای سه کندلی

الگوهای سه کندلی نوعی ساختار کندل استیک هستند که از سه شمع تشکیل می شوند و به معامله گران کمک می کنند تا رفتار قیمت را به طور احتمالی تعیین کنند. برخی از الگوهای سه کندلی مانند ستاره های صبحگاهی و شامگاهی از الگوهای معکوس هستند که پایان روند فعلی و شروع یک روند فعلی را در جهت مخالف نشان می دهند. برخی دیگر ازجمله الگوی سه اِلمان افزایشی و سه سرباز سفید پیشرو، الگوهای ادامه دهنده هستند که مکث و سپس ادامۀ روند فعلی را نمایان می کنند.

کندل استیک های دیگر

مزایا و معایب نمودارهای کندل استیک در فارکس

استفاده از الگوها و نمودارها در بازار فارکس دارای مزایای فراوانی است. اولین و مهم ترین مزیت آن ها، این است که معامله گر می تواند رفتار قیمت را فوری و به صورت بصری مشاهده کند. سود و زیان در یک دوره مشخص می شود و هنگامی که چند کندل یک الگوی مشترک را نمایش می دهند، اطلاعات معاملاتی فوری به معامله گر منتقل می شود. شناخت نمودارهای کندل استیک در فارکس در ترکیب با ابزارهای تکنیکال مکمل، یک راه مناسب برای مشاهدۀ تغییرات قیمت و بازار است.

از ذکر این نکته نباید غافل شد که این نمودارها دارای معایبی هم هستند. اگر نتوانید نوع الگوی کندل استیک را درست تشخیص دهید و شناخت کافی نداشته باشید، احتمال دارد بازار و پوزیشن اشتباهی را از آن برداشت کنید. تجزیه و تحلیل بازار نباید صرفاً با تکیه به این نمودارها انجام شود و شما  تا وقتی اطلاعات کاملی دربارۀ ابعاد آن نداشته باشید، نمی توانید یک روند را به درستی تحلیل کنید.

نمودار کندل استیک چگونه تفسیر می شود؟

مهم ترین نکته برای تفسیر صحیح نمودار، داشتن اطلاعات و درک کافی از آن است. امکان دارد فهم این نمودارها برای یک معامله گر مبتدی دشوار باشد، اما با آموزش می توان بر آن مسلط شد. برای تفسیر نمودار، ابتدا به تمام اجزای هرکدام از شمع ها دقت کنید. هر کندل دارای سه نقطۀ مهم فتیله، بسته شدن و بازگشایی است که باید به درستی شناسایی و تحلیل شود.

پس از مشاهدۀ اولیۀ شمع ها، به قیمت بازگشایی و بسته شدن آن توجه کنید. این امر به شما کمک می کند تا بفهمید قیمت دارایی از کدام نقطه آغاز می شود و در بازۀ زمانی منتخب، کجا به پایان می رسد. به یاد داشته باشید که هر شمع دارای بازۀ زمانی و حرکت قیمت متفاوتی است.

سخن پایانی

نمودارها و الگوهای کندل استیک ازجمله محبوب ترین و رایج ترین روش های تحلیل رفتار بازار و قیمت گذاری در فارکس هستند. تشخیص صحیح این الگوها به معامله گران کمک می کند تا تصمیم گیری بهتری برای حرکت بعدی خود در بازار داشته باشند. زمانی که الگوها با ابزار و تکنیک های تکمیلی تحلیل بازار ترکیب می شوند، به معامله گران کمک می کنند تا در بازارهای فارکس بهتر و موفق تر عمل کنند.

سؤالات متداول

این الگو یک ابزار مهم در تحلیل تکنیکال رفتار بازار است. از کنار هم قرار گرفتن چند کندل، می توان روند تغییر قیمت را مشاهده کرد.

این نمودار اطلاعات مهمی ازجمله قیمت های بازار، روند قیمتی، نقاط ورود و خروج و الگوهای تحلیلی را در یک بازۀ زمانی مشخص نشان می دهد.

این نمودارها برای شناسایی فرصت های معاملاتی و پیش بینی حرکت بعدی قیمت استفاده می شوند.

بهتر است این نمودارها را در ترکیب با سایر ابزارها و تکینک های تحلیل بازار استفاده کنید تا نتیجۀ بهتری بگیرید.

ادامه مطلب
the-best-type-of-analysis-in-forex
انواع تحلیل در فارکس | کدام تحلیل مناسب شماست؟

برای پیش بینی جهت حرکت قیمت ها و اتخاذ تصمیمات مبتنی بر آن ها از انواع تحلیل در فارکس استفاده می شود. اغلب معامله گران از تحلیل بنیادی و تکنیکال به عنوان دو روش متداول برای بررسی این بازار استفاده می کنند. درواقع، معامله گران برای اینکه بتوانند استراتژی های معاملاتی خود را انتخاب کنند و براساس آن خرید و فروش انجام دهند، از تحلیل تکنیکال، بنیادی و یا سایر روش ها استفاده می کنند. علاوه بر این دو نوع تحلیل اصلی، ترکیبی از هر دو نوع هم ممکن است برای دستیابی به نتایج بهتر مورد استفاده قرار گیرد تا تصمیمات بهتری در بازار فارکس گرفته شود. در هر یک از این تحلیل ها از منابع و ابزارهای مختلفی برای بررسی وضعیت بازار استفاده می کنند و معامله گران براساس دانش و تجربۀ شخصی خود بهترین روش را اتخاذ و استراتژی های خود را انتخاب می کنند.

انواع تحلیل در فارکس

انواع تحلیل در فارکس کدام است؟

به صورت کلی، انواع تحلیل در فارکس به دو دستۀ تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی تقسیم بندی می شود. برخی از معامله گرهای باتجربه از این دو روش تحلیلی به صورت ترکیبی برای معاملات خود استفاده می کنند. در هر دو روش تحلیل، با تجزیه و تحلیل اطلاعاتی که از این بازار مالی جمع آوری می شود، می توان شرایط آتی بازار را برای بلندمدت و کوتاه مدت پیش بینی کرد و براساس آن نسبت به خرید و فروش در بازار اقدام کرد. بسیاری از معامله گران تازه کار به دلیل نداشتن مهارت و تجربۀ کافی از روش های تحلیلی بدون بررسی بازار اقدام به معامله می کنند که این معاملات در برخی شرایط ضررهای زیادی را برای آن ها ایجاد می کند. بدون هیچ شناخت و دانش کافی در مورد روش های تحلیل، معامله در بازار فارکس خطرناک می شود. میزان نوسان در بازار مالی فارکس همیشه زیاد است و اگر معامله گر پیش بینی صحیحی نسبت به روند بازار نداشته باشد، احتمال به خطر افتادن سرمایۀ وی دور از ذهن نخواهد بود.

تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) چیست؟

یکی از انواع تحلیل در فارکس تحلیل تکنیکال براساس داده های تاریخی و نمودارهای قیمتی است. در این نوع تحلیل، معامله گر سراغ تاریخچۀ قیمت ها می رود و با داشتن اطلاعات دقیقی، آیندۀ این بازار را به لحاظ قیمت پیش بینی می کند. بسیاری از معامله گران این روش را به عنوان بهترین روش تحلیلی برای پیش بینی قیمت ها در بازار فارکس می دانند و برای معاملات خود از آن استفاده می کنند، درحالی که این روش تحلیلی برای همۀ استراتژی های معاملاتی مناسب نیست. معامله گران در تحلیل تکنیکال با بررسی و شناسایی نمودارها موفق به تشخیص و شناسایی روندها، الگوها و مطالعۀ قیمت گذشتۀ ارز بر روی نمودار می شوند تا براساس این روش تجزیه و تحلیل بتوانند به قیمت های آتی بازار دست پیدا کنند. درواقع معامله گر در روش تکنیکال به دنبال شناسایی روند گذشتۀ بازار برای پیش بینی آینده است. متداول ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال عبارتند از:

تحلیل تکنیکال

  • نمودار شمعی (Candlestick)
  • نمودار خطی (Line Chart)
  • نمودار میشلین (OHLC)
  • اندیکاتورها و الگوهای تکنیکال

مزایای تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی، ازجمله بازار فارکس،  برای تصمیم گیری معاملاتی و پیش بینی حرکت قیمت ها به عنوان یکی از ابزارهای اصلی به کار می رود. تحلیل تکنیکال به عنوان یکی از انواع تحلیل در فارکس در دسته بندی معاملاتی برای معامله گران محسوب می شود و برای بسیاری از معامله گران مؤثر و مفید است. برای معامله گرانی که دنبال سود کوتاه مدتی هستند، تحلیل تکنیکال گزینۀ بسیار مناسبی محسوب می شود. این روش به دلیل سادگی برای همۀ افراد باتجربه و تازه کار در بازار فارکس مناسب است. تحلیل تکنیکال به ویژه برای معامله های کوتاه مدت همچون معاملات روزانه و معاملات ساعتی مناسب است و معامله گران می توانند برای تصمیم گیری در بازار فارکس که قیمت ها در حال تغییر سریع هستند، از آن استفاده کنند. به صورت کلی، مزایای تحلیل تکنیکال به شرح زیر است:

مزایای تحلیل تکنیکال

  • سادگی و قابلیت استفاده: تحلیل تکنیکال از طریق نمودارها و اندیکاتورها انجام می شود که برای اکثر معامله گران حتی تازه واردها هم قابل فهم هستند. این سادگی باعث می شود که تحلیل تکنیکال به عنوان یک ابزار قدرتمند برای معامله گران تازه کار باشد.
  • اعمال به مدت زمان کوتاه: تحلیل تکنیکال می تواند برای معاملات کوتاه مدتی همچون معاملات روزانه یا معاملات ساعتی بسیار مؤثر باشد. این روش تحلیل به معامله گران اجازه می دهد تا به سرعت در بازار وارد عمل شوند و سود خوبی از فرصت های کوتاه به دست آورند.
  • اجازۀ مدیریت ریسک: تحلیل تکنیکال این فرصت را به معامله گران می دهد تا با استفاده از ابزارهای مختلف همچون استاپ لاس و تارگت ها (هدف های معاملاتی)، ریسک معاملات خود را مدیریت کنند.
  • تطابق با سبک معامله گری: تحلیل تکنیکال انعطاف پذیری بالایی در مقایسه با روش بنیادی دارد و به معامله گران اجازه می دهد تا این روش را با توجه به سبک معامله گری خود تطبیق دهند.

معایب تحلیل تکنیکال

هرچند که تحلیل تکنیکال یک ابزار قدرتمند و مفید در بازار فارکس است، اما در عین حال معایبی هم دارد. معامله گران باید با رعایت جوانب احتیاط و به دور از زیاده روی از آن استفاده کنند. برخی از معایب این روش تحلیل عبارتند از:

معلیب تحلیل تکنیکال

  • عدم درک اطلاعات بنیادی: در روش تحلیل تکنیکال همۀ تمرکز معامله گر بر روی داده های قیمتی و نمودارها است. اطلاعات بنیادی همچون شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در این تحلیل نادیده گرفته می شود؛ یعنی، اطلاعات مهمی که تأثیر مستقیمی بر قیمت ها دارند را معامله گران نادیده می گیرند که در برخی شرایط موجب ضرر و زیان آن ها می شود.
  • حساسیت به نویز و تغییرات کوتاه مدت: تحلیل تکنیکال معمولاً به تجزیه و تحلیل داده های کوتاه مدت پرداخته و پیشینۀ کوتاه مدت بازار را ارزیابی می کند. این موضوع ممکن است باعث برداشت اشتباه معامله از نویزهای معاملاتی شود و برای وی ضررهایی داشته باشد.
  • امکان ایجاد تعصب: معامله گرانی که به صورت کامل به تحلیل تکنیکال اکتفا می کنند، ممکن است نسبت به اعتقادهای خود دربارۀ نمودارها و الگوها تعصب نشان دهد و این ممکن است به تصمیمات نادرست و از دست دادن سرمایه منجر شود.

تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis)

یکی دیگر از انواع تحلیل در فارکس تحلیل بنیادی مبتنی بر شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشورها است و از اخبار و رویدادهای مرتبط با اقتصاد جهانی تأثیر می پذیرد؛ در واقع این روش تحلیل برای معاملات طولانی مدت کاربرد دارد. قیمت ها در این روش تحلیل، تحت تأثیر اخبار و تحولات اقتصادی قرار می گیرند. اجزاء مهم تحلیل بنیادی شامل شاخص های اقتصادی همچون نرخ بیکاری، تورم و رشد اقتصادی، سیاست های پولی و مالی، رویدادهای جهانی همچون تغییرات در سیاست های تجاری و سیاست های بین المللی هستند. قیمت در بازار فارکس براساس عرضه و تقاضا تغییر می کند و اقتصاد کشورها و داده های اقتصادی آن ها می توانند اصلی ترین عامل مؤثر بر عرضه و تقاضا در بازار فارکس باشند. درواقع تحلیل بنیادی که به آن تحلیل فاندامنتال هم می گویند، یک روش تحلیل تخصصی است که تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بر بازار مالی فارکس را تحلیل کرده و براساس آن قیمت آتی معاملات و روند بازار پیش بینی می شود. این روش هم مزایا و معایب خاص خود را دارد.

مزایای تحلیل فاندامنتال

مزایای تحلیل بنیادی

یکی از روش های مهم تحلیل در بازار فارکس، تحلیل بنیادی است. معمولاً برای معاملات بلندمدت و سرمایه گذاری ها جهت تحلیل بازار مالی فارکس از این روش استفاده می شود. مهارت، دانش و تجربه می تواند نتایج این روش تحلیلی را دقیق تر کند. تحلیل بنیادی به عنوان یکی از انواع تحلیل در فارکس نیاز به زمان، تحقیق و تفکر دارد و ممکن است به معامله گران کمک نکند تا به نتایج زودبازده و سود سریع برسند؛ اما این روش در طولانی مدت مزایای زیادی برای معامله گر دارد. برخی از مزایای تحلیل بنیادی عبارتند از:

  • درک عوامل اساسی: تحلیل بنیادی این امکان را به معامله گران می دهد تا عوامل اقتصادی، سیاسی اجتماعی را در جهان بهتر درک کنند و تأثیر عوامل مختلف را در بازار بشناسند. تحلیل بنیادی به معامله گران این فرصت را می دهد تا رویدادهای اقتصادی مهم همچون اعلان های اقتصادی، اطلاعات تولید صنعتی، نرخ بیکاری و سیاست های بانک های مرکزی را پیش بینی کنند. این اطلاعات می توانند به معامله گران کمک کنند تا تصمیمات معاملاتی خود را برای رویدادهای آتی بگیرند.
  • پیش بینی جهت حرکت بازار: تحلیل بنیادی به معامله گران امکان می دهد تا تصمیمات معاملاتی خود را براساس اطلاعات بنیادی بگیرند و بهترین پیش بینی های خود را از جهت حرکت بازار داشته باشند.
  • استفاده در معاملات بلندمدت: تحلیل بنیادی به خصوص برای معاملات بلندمدت مناسب است. این نوع تحلیل معامله گران را به دستگاه های اقتصادی بزرگ تر و چرخه های اقتصادی بلندمدت هدایت می کند و باعث می شود فرصت برنامه ریزی و انتخاب استراتژی معاملاتی برای دراز مدت داشته باشند.

معایب تحلیل فاندامنتال

معایب تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی همچنان دارای معایب و محدودیت های خود است و نمی توان در همۀ شرایط بازار از آن استفاده کرد. درواقع این روش فقط برای سرمایه گذاری بلندمدت مناسب است. برخی از مهم ترین معایب این روش عبارتند از:

  • پیچیدگی و مدت زمان طولانی
  • عدم تعیین وقت دقیق برای ورود و خروج
  • پیامدهای ناگهانی
  • محدودیت های دسترسی به اطلاعات صحیح و مناسب

بهترین نوع تحلیل در فارکس کدام است؟

برای آشنایی با انواع تحلیل در فارکس و انتخاب بهترین نوع آن، شما باید به سبک معامله گری خود و هدف های معاملاتی توجه کنید. درواقع زمانی یک روش تحلیل برای شما مناسب است که قصد خود را از حضور در معاملات مشخص کنید. کسانی که به دنبال سود کوتاه مدتی هستند، باید در ابتدا به سراغ روش تکنیکال بروند. این در حالی است که روش بنیادی مناسب افرادی است که به دنبال سرمایه گذاری بلندمدت و کسب سود زیادی هستند. اگر معاملات کوتاه مدت را ترجیح می دهید و به تحلیل نمودارها و الگوها تمایل دارید، تحلیل تکنیکال ممکن است برای شما مناسب باشد، ولی اگر به معاملات بلندمدت علاقه دارید و اطلاعات بنیادی و عوامل اقتصادی برای شما اهمیت دارد، تحلیل بنیادی روش مناسبی برای شما است. به صورت کلی، معامله گرانی در بازار فارکس موفق هستند که از این دو نوع روش تحلیلی به صورت ترکیبی استفاده کنند.

بهترین روش تحلیل در فارکس

سخن پایانی

متاسفانه بسیاری از افراد به دنبال سود سریع در بازار فارکس هستند و بدون دانش کافی و تجربه وارد این بازار پرتلاطم و پرنوسان می شوند و ضررهای زیادی را هم متحمل می شوند. به همین دلیل، پیشنهاد می کنیم که قبل از ورود به بازار فارکس، زمان کافی صرف آموزش و افزایش دانش خود کنید و برای یادگیری انواع تحلیل در فارکس تحلیل در بازار به منابع معتبری مراجعه نمایید. انتخاب روش صحیح و متناسب با اهداف معامله گر در بازار فارکس می تواند سود شما را به میزان قابل توجهی تضمین کند.

سوالات متداول

معامله گران در این روش از طریق نمودارها، الگوها و اندیکاتورهای فنی بر روی داده های قیمتی و حجم معاملات تمرکز می کنند.

معامله گران برای تحلیل بنیادی به سراغ داده های اقتصادی، تصمیمات سیاسی، رویدادهای جهانی و شرایط اقتصادی کشورها می روند. آن ها سعی می کنند با تحلیل این عوامل، جهت حرکت قیمت ها را به درستی برای طولانی مدت پیش بینی کنند.

تحلیل تکنیکال برای معامله گرانی مناسب است که به دنبال تصمیم گیری براساس الگوها و نمودارهای قیمتی هستند و از داده های تاریخی و نمودارها برای پیش بینی جهت حرکت قیمت ها استفاده می کنند. معامله گران تکنیکی، معامله گرانی که به دنبال سود در کوتاه مدت هستند، معامله گران تازه کار و حتی افراد باتجربه می توانند از تحلیل تکنیکال برای معامله و انتخاب استراتژی معاملاتی استفاده کنند.

هیچ یک از انواع تحلیل در فارکس به تنهایی بهترین نیست و انتخاب میان تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی به سبک معامله گری شما، اهداف معاملاتی و شرایط بازار بستگی دارد. معمولاً معامله گران موفق برای اتخاذ تصمیمات معاملاتی از ترکیب تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی استفاده می کنند.

ادامه مطلب
what-is-fundamental-analysis
تحلیل فاندامنتال فارکس چیست؟ + مقایسه با تحلیل تکنیکال

برای بسیاری از افرادی که تازه با جهان ارزهای دیجیتال آشنا شده­اند، این پرسش مطرح می­شود که تحلیل بنیادی یا فاندامنتال چیست؟ باید بدانید که تحلیل فاندامنتال (Fundamental Analysis) که به نام تحلیل بنیادی ارزهای دیجیتال نیز شناخته می­ شود، روشی است که در آن، ارزش یک دارایی با روش تحلیل و تجزیه از بالا به پایین مورد بررسی قرار می­گیرد و درنهایت، ماهیت یک دارایی با تحلیل عوامل مختلف اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر آن ارزیابی می شود.

این روش که توسط فردی به نام بنجامین گراهام ابداع شده است، این امکان را برای سرمایه­گذار فراهم می­کند که بتواند با استفاده تحلیل داده­های مرتبط با اقتصاد و متغیرهای مالی، ارزش واقعی یا ذاتی دارایی­های خود را متوجه شود و از این داده ­ها، برای شرکت در سرمایه­ گذاری­های منصفانه استفاده کند.

تحلیل فاندامنتال چیست؟

در تحلیل بنیادی یا فاندامنتال، تمرکز روی بررسی ارزش واقعی دارایی و اوراق بهادار است. توجه داشته باشید که این روش، برخلاف شیوۀ تکنیکالی است که به پیش­ بینی تغییرات قیمت می­پردازند. تحلیل­گران داده، برای تحلیل فاندامنتال، به تمامی عوامل متغیر اقتصادی و مالی که ممکن است بر ارزش واقعی یک دارایی تأثیر بگذارند، توجه می­ کنند و داده­ های به دست آمده از این موارد را بر تحلیل نهایی خود تأثیر می­ دهند. در تحلیل بنیادی جامع، تمامی عوامل اقتصادی ازجمله اقتصاد کلان و خرد مورد بررسی قرار می­ گیرند.

تحلیل فاندامنتال چیست؟

باید بدانید که هدف نهایی استفاده از روش تحلیل فاندامنتال، که به عنوان یکی از پراستفاده ­ترین شیوه­ های تحلیلی در بازار بورس و ارزهای دیجیتال شناخته می­شود، این است که سرمایه­ گذار بتواند با اطلاع از قیمت واقعی اوراق خود، سرمایه­ گذاری درست و منصفانه ای داشته باشد و تصمیم بگیرد که آیا قیمت اعلام شده برای سرمایه­ های او کم تر و یا بیش تر از ارزش واقعی آن ها است یا خیر؟!

همچنین باید توجه کنید که در مجموع، سه داده در تحلیل نهایی داده ­ها تأثیرگذار هستند که شامل موارد زیر می ­شوند:

  • داده ­های مرتبط با اتفاقات گذشته که برای الگویابی مورداستفاده قرار می­گیرند.
  • اطلاعاتی که در دسترس عموم قرار داده می ­شوند؛ مانند بیانیه­ های صادرشده و اعلانات عمومی.
  • اطلاعات خصوصی مانند نحوۀ مدیریت بحران و اطلاعاتی که نیاز به آموزش دارند.

ارزش ذاتی چیست؟

دو فرض نسبت به ارزش سرمایه برای تحلیل بنیادی در نظر گرفته می­ شود که به شرح زیر هستند: فرض ابتدایی این است که قیمت کنونی سهام، تمامی ارزش اصلی سهام یک شرکت را منعکس نمی­کند و در فرض دوم، در نظر گرفته می­ شود که ارزش منعکس­ شده از تمامی داده­ های بنیادی یک شرکت، به ارزش اصلی و واقعی سهام نزدیک ­تر است. تحلیل­گران از این ارزش فرضی به عنوان ارزش ذاتی یاد می­کنند.

تحلیل بنیادی

مزایای تحلیل بنیادی یا فاندامنتال چیست؟

باید بدانید که نمی­توان روش دقیقی را برای کسب قطعی سود در بازار ارزهای دیجیتال معرفی کرد اما روش تحلیل بنیادی یا فاندامنتال، به عنوان یکی از شیوه ­های مطمئن شناخته می­شود. تحلیل­گران با استفاده از این روش می­توانند قیمت واقعی سرمایه­ ها را تعیین کنند. این موضوع، به ویژه برای معاملاتی که ارزش اوراق بهادار در آن کم تر از قیمت اصلی آن ها تعیین شده است، صدق می­کند؛ زیرا در نهایت، این اوراق ممکن است ارزش بالاتری داشته باشند و بتوان سود بیش تری از آن ها کسب کرد.

تحلیل فاندامنتال عناصر مختلفی را مورد بررسی قرار می­دهد و از این رو، به بهبود شرایط کلی یک شرکت کمک بسیار زیادی می­کند. برای تحلیل بنیادی، باید موارد مختلفی که مرتبط با قیمت سهام یک شرکت هستند را مورد بررسی قرار دهید تا بتوانید تحلیل خوبی ارائه دهید؛ ازجمله عملکرد کلی صنعت، شرایط سیاسی داخلی، صورت های مالی و همچنین تحلیل رقبا.

معایب تحلیل بنیادی

تحلیل فاندامنتال تحلیل جامعی است که برای رسیدن به هدف نهایی آن، نیاز است که تحلیل­گر دانش زیادی در زمینه ­های گوناگون ازجمله حسابداری، اقتصاد و امور مالی داشته باشد. از این رو، یافتن تحلیل­گری که بتواند تمامی این موارد را مورد بررسی قرار دهد و از آن ها برای تحلیل نهایی خود استفاده کند، کار ساده­ای نیست.

از طرف دیگر، باید به این موضوع نیز توجه شود که نمی­توان دانش قطعی و دقیقی برای رسیدن به سود کاملی از یک سرمایه­ گذاری معرفی کرد. در تحلیل فاندامنتال، همانطور که از نام آن مشخص است، ما از یک روش بنیادی و جامع برای داشتن یک سرمایه­ گذاری مناسب استفاده می­ کنیم و می­توان گفت که این شیوه، از قطعیت زیادی برخوردار است.

معایب تحلیل بنیادی

تحلیل فاندامنتال چگونه انجام می­ شود؟

باید توجه کنید که نمی­توان یک چارچوب کلی برای تحلیل فاندامنتال ارائه داد که مورد قبول همه باشد، اما به طور کلی، می­توان گفت که تحلیل بنیادی جامع یا فاندامنتال از سه مؤلفۀ اصلی تشکیل شده است که هر یک از آن ها، در داده ­های نهایی که از این بررسی به دست می­آیند، تأثیر بسیار زیادی دارند. این سه مؤلفه به شرح زیر هستند:

  • تحلیل شرکت
  • تحلیل اقتصاد
  • تحلیل صنعت

شیوۀ عرضۀ ارزهای دیجیتال در مدت طولانی، میزان تقاضا و همچنین وضعیت فعلی بازار، از مهم­ترین عوامل تأثیرگذار برای بررسی و تحلیل فاندامنتال هستند. از این رو، توجه به این موارد در صدر لیست تحلیل­گران قرار می­گیرد و این موضوعات، تأثیر بسیار زیادی بر تحلیل نهایی سرمایه­ گذاری دارند.

همانطورکه بررسی شد، این تحلیل یک شیوۀ از بالا به پایین دارد که ابتدا کل را مورد بررسی قرار می­دهد و درنهایت به سمت عوامل جزئی ­تر حرکت می کند. البته برعکس این موضوع نیز ممکن است انجام شود و رویکرد تحلیلی سرمایه­ گذار از پایین به بالا باشد و تحلیل بنیادی با بررسی موارد جزئی نظیر سهام خاص شروع شود. هر یک از این دو روش به شیوۀ خاصی صورت می­پذیرند که در ادامه، آن ها را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

تحلیل بنیادی کل به جزء

در این روش، تحلیل­گر با بررسی اقتصاد کل، روند تحلیل خود را آغاز می ­کند. این روش تحلیل فاندامنتال، از چهار بخش تشکیل شده است که هر یک از آن ها، به ترتیب مورد بررسی قرار می­ گیرند:

  1. اقتصاد کل
  2. اقتصاد بخش
  3. اقتصاد صنعت
  4. اقتصاد شرکت

روش کل به جزء، با بررسی عوامل کلی اقتصادی مانند تولید ناخالص داخلی، نرخ بهره و تورم شروع می­ شود. در ادامه، تحلیل­گر با تعیین جهت سرمایه گذاری، می­ تواند صنعت ­ها و بخش ­هایی که مناسب این کار هستند را شناسایی کند و درنهایت، چشم­ انداز وسیعی از یک سرمایه­ گذاری را تحلیل کند تا تمامی فرصت­های مناسب را در اختیار سرمایه­ گذار قرار دهد.

تحلیل فاندامنتال

تحلیل بنیادی جزء به کل

در این شیوۀ تحلیل بنیادی که برخلاف روش قبلی انجام می­شود، تحلیل­گر با بررسی عوامل اقتصاد خرد مانند سهام خاص کار خود را آغاز می­کند. این روش به این علت انجام می­شود که سرمایه ­گذار بتواند سود بیش تری از سهامی خاص کسب کند و سرمایه­ گذاری بهتری داشته باشد.

در روش تحلیل فاندامنتال جزء به کل، تحلیل با بررسی امور مالی مرتبط با شرکت آغاز می­ شود و درنهایت، به سمت بررسی سلامت اقتصاد کل و موارد مؤثر بر آن پیش می­رود. تحلیل­گران به این منظور، ارزیابی جامعی از عملکرد شرکت ارائه می­دهند.

نحوه عملکرد تحلیل فاندامنتال در فارکس چیست؟

ممکن است این پرسش برای سرمایه­ گذاران مطرح شود که این تحلیل در فارکس چیست و چگونه انجام می­ شود؟ در تحلیل بنیادی فارکس، تحلیل­گران با بررسی داده ­ها و اخبار روزانۀ یک کشور، از روند افزایش یا کاهش ارزش ارز مطلع می­شوند. از این رو، این روش تحلیلی از عوامل بسیار زیادی ازجمله امور اقتصادی، سیاسی و همچنین اجتماعی یک کشور تأثیر می­پذیرد.

بدیهی است که مهم­ترین عامل تأثیرگذار بر قیمت ارزها، شرایط اقتصادی یک کشور است. از این رو، هرچه وضعیت اقتصاد یک کشور رونق بیش تری داشته باشد، شرایط برای معامله و سرمایه­ گذاری­ های بهتری فراهم می­شود. از مهم­ترین عوامل تأثیرگذار برای تحلیل فاندامنتال در فارکس، می­توان از موارد زیر نام برد:

  • نرخ بهره
  • شاخص قیمت مصرف­کننده و تولیدکننده
  • نرخ بیکاری در یک کشور
  • امور اجتماعی و شرایط کلی اقتصادی و سیاسی
  • میزان تولید ناخالص داخلی

باید بدانید که تحلیل فاندامنتال در بازار فارکس، یکی از کاربردی­ترین روش­ های مورداستفاده برای تحلیل ارزهای دیجیتال به شمار می­رود. این روش به عنوان بهترین روش برای پیش ­بینی و بررسی روند تغییرات قیمت ارزها شناخته می­ شود.

تحلیل­گران بازار فارکس، برای تحلیل بنیادی ارزها باید از ابزارهای مختلفی استفاده کنند و شرایط بسیار زیادی را مورد بررسی قرار دهند. باید بدانید که علاوه بر شرایط اقتصادی کشور خود و حوادث سیاسی و قدرت پول آن، تحلیل­گران فارکس باید موارد مشابه کشورهای دیگر را نیز مورد تحلیل قرار دهند و درنهایت، داده­ های نهایی را با یکدیگر مقایسه کنند تا شرایط مطلوب برای سرمایه­ گذاری را بیابند.

تحلیل فاندامنتال چگونه کار می کند؟

تفاوت تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال

به طور کلی، می­توان گفت که تحلیل فاندامنتال یا تحلیل بنیادی، به بررسی تمامی عوامل داخلی و خارجی تأثیرگذار بر روند اقتصادی و سرمایه­ گذاری می پردازد، اما در تحلیل تکنیکال، از همان ابتدا تنها به روند تغییرات قیمت و امور مالی یک پروژه توجه می­شود و عوامل خارجی مورد بررسی قرار نمی­ گیرند. باید بدانید که تحلیل تکنیکال را می­توان برای بازارهای مالی مختلف استفاده کرد و روش­های متفاوتی برای این شیوۀ تحلیلی در بازارهای گوناگون وجود ندارد.

از عوامل تأثیرگذار برای این روش تحلیلی می­توان به مواردی نظیر میانگین متحرک همگرا واگرا، ابر ایچیموکو و شاخص قدرت نصبی اشاره کرد. همچنین باید بدانید که در روش تحلیل تکنیکال، از مواردی نظیر خطوط روند یا ترند، کانال­ها، اندیکاتورها، اسیلاتورها، نوسان و حجم قیمت نیز استفاده می­شود.

تحلیل فاندامنتال کمی و کیفی

در تحلیل بنیادی، به مؤلفه­ های مختلفی توجه می­شود که تعدادی از آن ها قابل اندازه­ گیری و تعدادی دیگر نیز غیرقابل اندازه­ گیری هستند. در تحلیل فاندامنتال کمی (Quantitative Fundamental Analysis)  از داده­ های قابل اندازه­ گیری استفاده می­شود. مهم­ترین بخش این داده ­ها، صورت ­های مالی شرکت ­ها به شمار می­ روند که شامل اعداد مرتبط با درآمد، دارایی، سود و ضرر هستند.

در تحلیل فاندامنتال کیفی، موارد مختلفی نظیر مدل کسب و کار، وضعیت رقبا، تحلیل شرایط سیاسی و داخلی یک شرکت مورد بررسی قرار می­ گیرند. این موارد، تنها نیاز به تحلیل و بررسی دارند و نمی­توان از آن ها، داده­ های عددی ارائه داد. درنهایت، هر دوی این تحلیل­ها منجر به پیدا کردن یک دیدگاه کلی نسبت به شرایط سرمایه ­گذاری می­شوند که می­توانند کمک زیادی برای سرمایه­ گذاری باشند.

تحلیل کمی فاندامنتال

رویکرد تحلیل بنیادی یا فاندامنتال چیست؟

همانطورکه می­دانید، بازار ارزهای دیجیتال و بورس، کاملاً براساس فناوری تغییر می­کند. از آنجا که این علم، از تکنولوژی و فناوری­ های نوآورانه استفاده می کند، باید توجه کرد که پیش از ورود به این بازار، علم کافی داشته باشید و روش­های مختلف تحلیلی موارد مختلف آن را بشناسید. این روش­ها، کمک بسیار مفیدی برای کسب سود مناسب و متناسب با سرمایه­گذاری شما هستند. همانطورکه بررسی شد، یکی از شیوه ­هایی که به این منظور استفاده می شود، روش تحلیل فاندامنتال یا بنیادی است.

از آنجایی که این شیوۀ تحلیلی، رویکرد جامع و کلی دارد، باید توجه کنید که تمامی مواردی که بر قیمت نهایی تمامی دارایی­ های یک سرمایه­ گذار تأثیر می ­گذارند؛ مورد بررسی قرار بگیرند. هدف نهایی این شیوۀ تحلیلی، این است که بتوان سرمایه­ گذاری مناسبی انجام داد و درنهایت، سود مناسبی از این کار کسب کرد.

منابع تحلیل بنیادی

اولین منبع برای تحلیل فاندامنتال، بررسی وب­سایت پروژه ­های موردنظر است. همانطورکه می­ دانید، تمامی ارزهای دیجیتال و پروژ­ه ­های مرتبط با آن ها، سایت مختص به خود را دارند که اطلاعات و داده ­های مناسبی در اختیار تحلیل­گران سرمایه قرار می ­دهند. از این رو، اولین گام برای شروع تحلیل بنیادی، این است که سایت­های مرتبط به سرمایه­گذاری خود را مورد بررسی قرار دهید. همچنین باید به اطلاعاتی که در شبکه­ های اجتماعی این پروژه­ ها منتشر می­شود نیز توجه کنید تا بتوانید تحلیل نهایی مناسبی ارائه دهید.

همچنین به عنوان تحلیل­گران سرمایه، باید توجه داشته باشید که از نشریات و خبرگزاری­ ها نیز غافل نشوید. اکثر پروژه­ های خوب، توسعه ­ها و تحلیل­های خود را در بستر شبکه ­های اجتماعی و سایت­ ها انتشار می­دهند. از این رو، می­توانند منبع مناسبی برای تحلیل­گران به شمار روند. در ادامه، به بررسی کامل منابع لازم برای تحلیل فاندامنتال می­پردازیم:

منابع تحلیل فاندامنتال

وایت پیپرها (whitepapers)

وایت پیپر یکی تخصصی ­ترین منابع مورداستفاده برای تحلیل فاندامنتال به شمار می­رود. باید توجه کنید که خواندن این مقالۀ تخصصی، ممکن است تا حدی دشوار باشد؛ زیرا وایت ­پیپرها توسط تیم پروژۀ رمزارز نوشته می­شوند و مخاطب اصلی آن ها، دیگر توسعه ­دهندگان هستند.

توجه داشته باشید که با وجود دشواری تحلیل، این مقالات می­توانند اطلاعات بسیار خوبی را در اختیار شما قرار دهند. وایت ­پیپرها، حاوی تمامی جزئیات مرتبط با یک پروژۀ رمزارز جدید هستند و ممکن است در آن ها از مواردی نام برده شود که تأثیر زیادی بر تحلیل فاندامنتال دارند. به عنوان مثال، می­توان اطلاعات مرتبط با استراتژی تیم پروژه و همچنین اهداف و روند پیش­روی آن را در آینده در وایت پیپری که توسط تیم توسعه ­دهنده منتشر می­شود پیدا کرد.

خبرگزاری های مرتبط با رمزارزها

خوشبختانه تعداد زیادی از خبرگزاری­ های مرتبط با رمزارزها وجود دارد که اطلاعات مفیدی در اختیار تحلیل­گران قرار می­دهند. با توجه به انبوه اطلاعات منشر شده توسط این نشریات، شما باید توجه داشته باشید که اطلاعات و بروزرسانی­ های مرتبط با پروژۀ رمزارز موردنظر خود را به طور مرتب پیگیری کنید و از بی شماری اطلاعات مرتبط با پروژه­ های مختلف، نهایت استفاده را ببرید. شما همچنین می­توانید از تحلیل­های گوناگون و پیشنهادهای متنوع سرمایه­ گذاری نیز استفاده کنید تا درنهایت، تحلیل فاندامنتال کامل و جامعی را ارائه دهید.

به عنوان چند مورد از مهم­ترین سایت­هایی که اخبار رمزارزها را انتشار می­دهند، می­توان به این موارد اشاره کرد: سنتیمنت (Santiment)، لونار کراش (Lunar crush)، چین بروکر (chain broker)، آی سی او دراپز (icodrops) و کوین مارکت کال (coin market call).

تحلیل فاندامنتال و رمز ارزها

سایت مرتبط با پروژه رمزارزها

یکی از منابع جامع برای تحلیل ابتدایی روند کاری پروژه­ های رمزارزها، بررسی شبکه­ های اجتماعی و تمامی بسترهایی است که صاحبین پروژه برای اعلانات ویژه در مورد آن استفاده می­کنند. از آنجایی که تمام پروژه­ ها برای خود بستری فراهم کرده­اند تا در آن به بازگویی اخبار و بیان اطلاعات جدید در زمینۀ پروژۀ خود بپردازند، شما می­توانید از آن ها به عنوان منبعی مناسب برای تحلیل­ ها و تصمیمات آیندۀ خود کمک بگیرید.

بررسی نسبت های مالی در تحلیل فاندامنتال

تجزیۀ نسبت­ های مالی به تحلیل­گران کمک می­کند تا درک خوبی نسبت به وضعیت مالی یک شرکت داشته باشند. این روش تحلیلی که رابطۀ بین کالاهای موجود را در صورت­های مالی مورد بررسی قرار می­دهد، دیدگاه مناسبی ارائه می­دهد تا افراد بتوانند شرایط سرمایه­ گذاری را بسنجند و تصمیم مناسبی بگیرند.

انواع مختلفی از روش­های بررسی نسبت ­های مالی در تحلیل بنیادی مورد استفاده قرار می­گیرند که به عنوان مثال، می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نسبت جاری
  • نسبت آنی (سریع)
  • نسبت وجه نقد

هر یک از این موارد، به نوعی تأثیر زیادی در روند نهایی تحلیل فاندامنتال دارند و ممکن است بر ارزش واقعی یک سهام تأثیر منفی یا مثبت بسیاری بگذارند. درنتیجه، تحلیل­گران باید انواع داده­ های مرتبط با نسبت­های مالی را هم در امور شرکت­ ها مورد بررسی قرار دهند و از آمار نهایی آن ها، برای تعیین شرایط مناسب به منظور سرمایه گذاری استفاده کنند.

نسبت های مالی در تحلیل بنیادی

مدل های ارزش گذاری در تحلیل فاندامنتال

به طور کلی، مدل­های ارزش ­گذاری به دست ه­های متفاوتی تقسیم می­شوند که از بین تمام آن ها، از دو دستۀ اصلی ارزش­ گذاری نسبی و ارزش ­گذاری براساس جریان نقدی، به عنوان مهم­ترین مدل­ های ارزش­ گذاری یاد می­شود. باید بدانید که در روش سرمایه­ گذاری نسبی، ارزش فعلی جریان های مختلف مالی مورد بررسی قرار می­گیرند و در شیوۀ سرمایه­ گذاری دوم، از روش بررسی ضرایب قیمت استفاده می­شود.

روش ارزش ­گذاری براساس جریان نقدی، به این شکل عمل می­کند که ابتدا تعریف مناسبی برای این جریان ارائه می­کند. درنهایت، تحلیل­گر می­تواند جریان نقدی را پیش­بینی کند و روش مناسبی برای محاسبۀ نرخ تنزیل ارائه دهد. در روش ارزش ­گذاری نسبی، از قیمت ­های دارایی­های مشابه برای تعیین قیمت مناسب برای سرمایه ­گذاری آینده استفاده می­شود. این دو شیوۀ ارزش­ گذاری، درنهایت می­توانند کمک شایسته ­ای برای تحلیل نهایی فاندامنتال ارائه دهند و از این رو، یکی از ملزومات کار تحلیل­گران به شمار می­روند.

تحلیل فاندامنتال

از 0تا 100 تحلیل فاندامنتال

همانطورکه بررسی شد، تحلیل بنیادی یا فاندامنتال یکی از مهم­ترین شیوه ­های تحلیلی در بازار رمزارزها به شمار می­رود که با توجه به نیازهای این فناوری مدرن، تحلیل مناسبی به منظور سرمایه­ گذاری ارائه می­دهد که درنهایت، سرمایه­ گذار به سود متناسب با ارزش واقعی دارایی خود دست یابد.

در بازار رمزارزها، استفاده از روش­های سنتی تحلیلی کاربرد زیادی ندارد و برای دست یافتن به تحلیل مناسب، باید از تکنولوژی­ های مختلف و منابع متعددی استفاده کرد. از این رو، تحلیل بنیادی به علم و آموزش بسیار زیادی در زمینه­ های مختلف ازجمله موارد مرتبط با اقتصاد خرد و کلان، موضوعات سیاسی و اجتماعی، امور مالی و همچنین سیاست و قراردادهای شرکت­ها نیاز دارد.

باید توجه داشته باشید که برای تحلیل بنیادی، می­توان از منابع زیادی مانند خبرگزاری­ ها، اعلانات صاحبان پروژه ­های رمزارزها و همچنین وب­سایت ­های مرتبط با آن ها استفاده کنید. درنهایت، تحلیل­گر سرمایه می­تواند با استفاده از دو روش بررسی کل به جزء یا جزء به کل، تحلیل نهایی مناسبی به منظور سرمایه­ گذاری انجام دهد و تمامی فرصت­ها و سهام­ هایی که متناسب با ارزش واقعی دارایی هستند را ارائه کند. تحلیل فاندامنتال که به روش صحیح انجام شود، می­تواند روند رشد یک شرکت یا سهام را با تغییرات مثبت فراوانی روبرو کند. از این رو، این روش تحلیلی به عنوان یکی از مهم­ترین شیوه ­های بررسی جهان رمزارزها و سرمایه­ گذاری شناخته می­شود.

سوالات متداول

برای این تحلیل در بازار فارکس، شما نیاز به دانش بالایی در زمینۀ اقتصاد و امور مالی دارید. همچنین باید از منابع مختلفی مانند سایت­های مرتبط با پروژه­های رمزارزها نیز استفاده کنید.

در تحلیل فاندامنتال، تحلیل­گران با استفاده از بررسی عوامل مختلف داخلی و خارجی، شرایط برای سرمایه­ گذاری را پیدا می­ کنند. در تحلیل تکنیکال فارکس، تحلیل­گران با الگوی روند تغییرات، قیمت­های آینده را در بازار رمزارزها پیش­بینی می­کنند.

منابع مختلفی وجود دارند که شامل سایت­های تحلیل­گران، شبکه ­های اجتماعی مرتبط با پروژۀ مدنظر شما و همچنین وایت­ پیپرها هستند. شما می­توانید از نقدها و تصمیمات دیگران نیز برای بررسی شرایط سرمایه ­گذاری استفاده کنید.

تحلیل فاندامنتال یک اصل الزامی برای سرمایه­ داران است تا بتوانند احتمال رسیدن به سود حتمی را بالا ببرند. همچنین، این نوع از تحلیل بنیادی، تمامی امور تأثیرگذار داخلی و خارجی را برای یک سرمایه بررسی می­کند، که به کمک آن، می­توان شرایط را برای رسیدن به سود بیش تر بهبود داد.

ادامه مطلب
تحلیل بنیادی چیست؟ آموزش کامل تحلیل بنیادی یا فاندامنتال
تحلیل بنیادی چیست؟ آموزش کامل تحلیل بنیادی یا فاندامنتال

تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) در دنیای مالی و سرمایه گذاری به بررسی عوامل اساسی یک شرکت یا دارایی مالی می پردازد تا به تخمین ارزش و عملکرد آینده آنها بپردازد. هدف اصلی این نوع تحلیل، شناخت عوامل موثر بر عملکرد شرکت یا دارایی و تعیین میزان ارزش آنها در آینده است. در این نوع تحلیل، عوامل کمی و کیفی به ترتیب مورد بررسی قرار می گیرند تا سرمایه گذاران با توجه به نتایج نسبت به سرمایه گذاری طولانی مدت تصمیم گیری های لازم را داشته باشند. در عوامل کمی تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال مواردی همچون ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد از جمله مهمترین اطلاعات مالی هستند که برای بررسی وضعیت مالی و نقدینگی شرکت مورد ارزیابی قرار می گیرند. عوامل کیفی در تحلیل فاندامنتال هم شامل مدل تجاری، مزیت رقابتی و کیفیت مدیریت است، در این تحلیل ارزش ذاتی هم به تخمین ارزش واقعی دارایی یا سهم اشاره دارد. در ادامه قصد داریم با جزئیات کامل تحلیل بنیادی را به شما معرفی کنیم تا برای بررسی فرصت های مختلف سرمایه گذاری و یا وضعیت مالی کسب و کارها از آن استفاده کنید.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی بر پایه ارزیابی عوامل اقتصادی، مالی و مدیریتی شرکت ها یا اقتصاد کلان کشورها انجام می شود، در واقع تحلیل بنیادی در نقطه مقابل تحلیل تکنیکال قرار دارد و برای سرمایه گذاری در طولانی مدت از نتایج این روش استفاده می کنند. در تحلیل فاندامنتال تمرکز اصلی تحلیلگران بر روی سود و زیان شرکت، نقدینگی، تولید و فروش، مدیریت، رقابت با سایر شرکت ها و نقشه راه آینده شرکت است. تحلیل بنیادی فرضیه محور است و تحلیلگر در این روش بیشتر از اینکه که به تاریخچه قبلی قیمت ها در بازار استناد کند به فرضیه های خود در مورد وضعیت مالی و آینده سرمایه گذاری در شرکت اتکا می کند و به دنبال راستی آزمایی فرضیه ها بر اساس مستندات است. در تحلیل بنیادی بر خلاف تحلیل تکنیکال نتایج بر مبنای داده های اقتصادی و مالی فعلی و پیش بینی های آینده اقتصادی توصیه ها و تحلیل ها ارائه می شود، همان طور که در ابتدا مقاله هم اشاره کردیم تحلیل بنیادی در دو نوع کمی و کیفی انجام می شود.

تحلیل بنیادی چیست؟

هدف تحلیل بنیادی چیست؟

هدف اصلی تحلیل بنیادی یا تحلیل فاندامنتال شناخت اجزای کلیدی یک شرکت یا دارایی مالی است، این روش تحلیلی به تخمین ارزش و عملکرد آینده این اجزا می پردازد. هدف این روش که برای تحلیل سرمایه گذاری بلند مدت از آن استفاده می شود، ارائه اطلاعات دقیق به سرمایه گذاران، مدیران مالی و اعضای هیئت مدیره شرکت ها است تا انتخاب های بهتر و برنامه ریزی موفق تری در زمینه سرمایه گذاری و مدیریت دارایی ها داشته باشند. در تحلیل فاندامنتال عوامل مالی و غیرمالی مورد بررسی قرار گرفته تا ارزش و عملکرد آینده آنها تخمین زده شود. این روش ابزاری برای تصمیم گیری مؤثر و سودآور در زمینه سرمایه گذاری و مدیریت دارایی ها محسوب می شود. هدف نهایی تحلیل بنیادی در بازار سرمایه این است که سرمایه گذار بتواند با توجه به قیمت فعلی سهم به این نتیجه برسد که سهم بیشتر از ارزش خود قیمت گذاری شده است یا ارزشی کمتر از قیمت بازار دارد. به صورت کلی مهمترین اهداف تحلیل بنیادی عبارتند از:

  • تعیین ارزش فعلی سهام یا دارایی مورد نظر، پیش بینی روند آینده سرمایه و مقایسه ارزش واقعی با ارزش مورد معامله
  • ارزیابی و بررسی عملکرد شرکت ها
  • ارزیابی عملکرد داخلی شرکت و ریسک های سرمایه گذاری در آن

هدف تحلیل بنیادی چیست؟

چرا باید تحلیل بنیادی را یاد بگیریم؟

تحلیل بنیادی در فرآیند سرمایه گذاری نقش بسیار مهمی دارد، سرمایه گذاری و تحلیل بنیادی در واقع در کنار هم به بررسی اطلاعات مالی و غیرمالی شرکت ها یا دارایی ها کمک می کنند تا به این شکل سرمایه گذارها تصمیمات اساسی و بنیادی بگیرند. این تحلیل اطلاعات لازم برای ارزیابی ریسک و عملکرد آینده را فراهم می کند که در نهایت منجر به انتخاب بهترین فرصت های سرمایه گذاری می شود. در واقع با استفاده از نتایج تحلیل بنیادی، سرمایه گذار می تواند به راحتی برای سرمایه  و شرکت خود در طولانی مدت برنامه ریزی کرده و نسبت به تغییرات جزئی و کوتاه مدت بازار واکنش نشان ندهد.

عوامل تاثیرگذار بر تحلیل بنیادی

عوامل تاثیرگذار بر تحلیل بنیادی را می توان به دو دسته عوامل کمی و کیفی تقسیم کرد.عوامل کمی شامل ترازنامه، صورت سود و زیان، و صورت جریان وجوه نقد است، این اطلاعات مالی جز عوامل موثر در تشخیص وضعیت مالی شرکت هستند. از سوی دیگر عوامل کیفی از جمله مدل تجاری، مزیت رقابتی و کیفیت مدیریت هم بر نتایج تحلیل فاندامنتال تاثیرگذار هستند و به ارزیابی جوانب غیرمالی می پردازند. عوامل کمی با استفاده از اعداد ارزیابی می شوند، در حالیکه عوامل کیفی به جنبه ها و ویژگی های غیر قابل اندازه گیری همچون کیفیت مدیریت و یا شناخت برند می پردازند و عوامل کیفی اغلب نامحسوس تر از عوامل کمی هستند ولی تاثیر عمده ای بر عملکرد و ارزش شرکت دارند. در تحلیل بنیادی هیچ یک از این دو نوع تحلیل به تنهایی برتری ندارند و بسیاری از تحلیلگران از دو دسته عوامل کمی و کیفی به صورت ترکیبی استفاده می کنند تا تصویر کامل تری از شرکت و بازار داشته باشند. این ترکیب باعث می شود تا تحلیل ها دقیق تر و جامع تر باشند و تصمیم گیری های سرمایه گذاری بهتری انجام شود.

عوامل تاثیرگذار بر تحلیل بنیادی

عوامل کمی و کیفی در تحلیل بنیادی

تحلیل بنیادی روشی است که در ارزیابی ارزش سهام و اوراق بهادار به کار می رود، عوامل کمی و کیفی در تحلیل بنیادی اهمیت زیادی دارند و نتایج تحلیل فاندامنتال براساس این عوامل مشخص می شود. عوامل کمی و کیفی براساس متغیرهای مختلفی ارزیابی می شود و اهمیت زیادی در تصمیم گیری های سرمایه گذاری دارد و به تفهیم عمیق تری از وضعیت شرکت و چشم انداز آینده آن کمک می کنند. ترکیب دقیق نتایج تحلیل عوامل کمی و کیفی می تواند به تحلیل کامل و تصمیم گیری بهتر در حوزه سرمایه گذاری منجر شود.

عوامل کمی

به صورت کلی در تحلیل بنیادی به همه عوامل قابل اندازه گیری همچون اطلاعات مالی اصلی شامل ترازنامه، میزان دارایی ها، بدهی ها، صورت سود و زیان  و صورت جریان وجوه نقد عوامل کمی می گویند. از این اطلاعات برای تخمین وضعیت مالی و نقدینگی شرکت ها و تصمیم گیری برای سرمایه گذاری بلند مدت استفاده می شود. همه عوامل کمی در تحلیل فاندامنتال قابل اندازه گیری به صورت عدد هستند و دقت بیشتری را در ارائه تحلیل نشان می دهند.

  • ترازنامه

ترازنامه نشان دهنده گزارش دارایی ها و بدهی های یک شرکت در یک بازه زمانی مشخص است، برای محاسبه دارایی ها در ترازنامه از معادله زیر استفاده می شود:

دارایی ها = بدهی ها + حقوق صاحبان سهام

در این فرمول دارایی ها نشان دهنده مدیریت و کنترل شرکت بر مالکیت دارایی ها است که شامل وجه نقد در حساب بانکی شرکت، موجودی، ماشین آلات، ساختمان و سایر اموال شرکت است. ارزش کل وضعیت مالی شرکت را هم می توان با جمع کردن بدهی ها و میزان مالکیت سهامداران در این شرکت به دست آورد.

  • صورت سود و زیان

صورت سود و زیان، به عنوان یکی از اسناد مالی اصلی در یک بازه زمانی مشخص مورد ارزیابی قرار می گیرد تا عملکرد مالی شرکت را با استفاده از آن بتوان تجزیه و تحلیل کرد. در واقع صورت سود و زبان در مقابل صورت ترازنامه قرار دارد، این اسناد مالی نشان دهنده درآمد حاصل از فروش، مخارج و سود خالص شرکت در آن دوره مشخص است. در این صورت وضعیت در مورد درآمد فروش، اطلاعاتی از فروش محصولات و خدمات را ارائه می دهد و به تجمیع درآمد خالص و مخارج مرتبط با تولید و فروش می پردازد. صورت سود و زیان به تجزیه و تحلیل دقیق تری از روند عملکرد مالی شرکت در دوره مشخصی کمک می کند و اطلاعات اساسی در خصوص درآمد، هزینه ها، سود و زیان شرکت را ارائه می دهد.

  • صورت جریان وجوه نقد

صورت جریان وجوه نقد هم یکی از عوامل موثر بر تحلیل کمی است که نشان دهنده گزارشی از جریان های خروجی و ورودی نقدی طی یک بازه زمانی مشخص است. صورت جریان وجوه نقد بر فعالیت های مرتبط با وجه نقد شرکت تمرکز دارد و از آنجایی که عموما حسابداری شرکت ها بر مبنای حسابداری تعهدی است، بنابراین کاملا طبیعی است که جریان نقد با سود خالص انتهای دوره یکی نباشد.

عوامل کمی و کیفی در تحلیل بنیادی

عوامل کیفی

عوامل کیفی در تحلیل بنیادی به عواملی گفته می شود که با اعداد و ارقام قابل اندازه گیری نیست و شامل جوانب غیرمالی همچون مدل تجاری، مزیت رقابتی و کیفیت مدیریت است. این جنبه ها به شناخت عوامل تعیین کننده موفقیت یا شکست یک شرکت کمک می کنند و باید به صورت دقیق مورد ارزیابی قرار بگیرند.

  • مدل تجاری

مدل تجاری یک از عوامل کیفی در تحلیل بنیادی است که باید با بررسی نوع کسب و کار، محل درآمد شرکت، نحوه کسب درآمد و سایر موارد نسبت به آن اطلاعات لازم را کسب کرد و بیزینس مدل یا مدل تجاری کسب و کار را متوجه شد.

  • مزیت رقابتی

مزیت رقابتی یکی از مهمترین پارامترهای مورد ارزیابی در تحلیل بنیادی است که نوع پارامتر کیفی محسوب می شود و با بررسی دلایل برتری شرکت در بازار، سهم بازار و استراتژی های مرتبط با شرایط بازار این پارامتر مورد ارزیابی قرار می گیرد.

  • مدیریت

بسیاری از افراد بر این عقیده هستند که مهم ترین عامل برای سرمایه گذاری در یک شرکت مدیریت آن است. باوجود بهترین مدل تجاری، اگر مدیران شرکت توانایی پیاده سازی آن را نداشته باشند اهداف مطلوب شرکت به دست نخواهد آمد. این پارامتر کیفی یکی از مهمترین عوامل در تحلیل بنیادی است که باید مورد ارزیابی قرار بگیرد.

عوامل کمی و کیفی در تحلیل بنیادی

مفهوم ارزش ذاتی در تحلیل بنیادی

ارزش ذاتی به معنای ارزش واقعی یک دارایی یا سهم است، مفهوم ارزش ذاتی از بررسی ارزش مبتنی بر تحلیل دقیق عوامل مالی و غیرمالی برای تخمین ارزش واقعی دارایی یا سهم به دست می آید. یکی از مفروضات اولیه تحلیل بنیادی این است که قیمت بازار سهام، به طور کامل ارزش واقعی سهم را نشان نمی دهد و تحلیلگران بازار همواره به دنبال ارزش واقعی یک سهام در بازار هستند که این مفهوم فقط با استفاده از تحلیل بنیادی قابل محاسبه است. تحلیلگران با استخراج ارزش ذاتی سهام موفق می شود، به قیمت واقعی یک سهام یا ارزش واقعی یک کسب و کار برای سرمایه گذاری برسند و به طبع سهامی را خریداری کنند که در طولانی مدت ارزش بیشتری برای خریدار دارد.

منتقدان تحلیل بنیادی

منتقدان تحلیل بنیادی بر این باورند که این روش نمی تواند تغییرات کوتاه مدت و پویایی های بازار را به خوبی پیش بینی کند و به همین دلیل به استفاده از این روش تحلیلی رغبت زیادی ندارند. آن ها فرضیه بازار کارا را ترویج می دهند که بر اساس آن تمام اطلاعات عمومی در قیمت ها در نظر گرفته شده اند.

  • تحلیلگران تکنیکال

تحلیلگران تکنیکال جز منتقدان اصلی تحلیل بنیادی هستند، آنها با استفاده از داده ها و نمودارهای موجود از یک بازه زمانی مشابه به تحلیل وضعیت بازار سهام در کوتاه مدت می پردازند. تحلیل تکنیکال بر اساس سرمایه گذاری ها یا به طور دقیق تر معاملات بر روی قیمت و حجم معاملات سهام است که با استفاده از نمودارها و سایر ابزارها صورت می پذیرد و موارد بنیادی سهم را نادیده می گیرد. از تحلیل تکنیکال به عنوان روشی برای تحلیل رفتارهای قیمتی و حرکت های بازار در یک بازه زمانی کوتاه استفاده می شود.

  • فرضیه بازار کارا

حامیان فرضیه بازار کارا هردوی تحلیل بنیادی و تکنیکال را کامل نمی دانند، این فرضیه ادعا می کند که در یک بازار کاملا کارا، امکان دستیابی به نتایج دقیق از طریق تحلیل های بنیادی و تکنیکال غیرممکن است. به عبارت دیگر برای دستیابی به یک تحلیل صحیح باید تمامی اطلاعات با سرعت و به صورت کامل در قیمت ها منعکس شوند و از این رو کسب سودهای غیر معمول آن هم با استفاده از تحلیل بنیادی یا تکنیکال برای افراد امکان پذیر نیست.

مزایا و معایب تحلیل بنیادی

مزایا و معایب تحلیل بنیادی همچون سایر روش های تحلیل بازار زیاد است، مزایای این روش شامل اساس گذاری تصمیمات بر اطلاعات دقیق، شناسایی فرصت های سرمایه گذاری پتانسیل دار و کاهش ریسک است. اما معایب آن شامل نیاز به زمان و دانش تخصصی برای تحلیل دقیق ترازنامه ها و مخاطرات ناشی از تغییرات ناگهانی در بازار است. در ادامه مزایا و معایب تحلیل فاندامنتال یا بنیادی را به صورت دقیق بررسی می کنیم.

مزایای تحلیل بنیادی

یکی از اصلی ترین مزایای تحلیل بنیادی ارزیابی ارزش واقعی سهام است، در یک بازه زمانی کوتاه برای سرمایه گذاری های مقطعی است. در واقع نتایج تحلیل بنیادی به افراد فعال در بازار سرمایه کمک می کند تا با استفاده از روش های ارزیابی سهام و اوراق بهادار به ارزش واقعی یک سهم یا اوراق بهادار پی ببرند. از جمله مهمترین مزیت های تحلیل بنیادی عبارتند از :

ارزیابی ارزش واقعی: تحلیل بنیادی به سرمایه گذاران در ارزیابی ارزش واقعی از نظر اقتصادی و تجاری کمک می کند. این روش امکان برنامه ریزی و سرمایه گذاری بلندمدت را به سرمایه گذاران می دهد.

امکان برنامه ریزی و سرمایه گذاری بلند مدت: برخلاف تحلیل تکنیکال که فقط به تغییرات کوتاه مدت بازار توجه دارد، تحلیل بنیادی اجازه می دهد که سرمایه گذاران با تمرکز بر ارتباطات و مزایای طولانی مدت، به شرکت های سرمایه گذاری کمک کنند.

تصمیم گیری بهتر: تحلیل بنیادی به سرمایه گذاران در تصمیم گیری بهتر کمک می کند، آنها می توانند تصمیم های بهتری درباره سرمایه گذاری هایشان داشته باشند و به سودهای کم در کوتاه مدت اکتفا نکنند.

امکان شناخت و بررسی شرایط کسب و کار: تحلیل بنیادی به سرمایه گذاران کمک می کند تا عملکرد مدیران یک شرکت را ارزیابی کنند، این مهارت می تواند تاثیر قابل توجهی بر عملکرد سهام آن شرکت ها داشته باشد.

ارائه طرح راهبردی سرمایه گذاری: تحلیل بنیادی به تحلیلگران این امکان را می دهد که طرح های راهبردی سرمایه گذاری بلندمدت را برای کسب و کارها ارائه کنند. این تحلیل ها به مدیران سازمان ها در تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری مناسب و به موقع کمک می کنند.

مزایا و معایب تحلیل بنیادی

معایب تحلیل بنیادی

یکی از معایب تحلیل بنیادی زمانبر بودن این روش در مقایسه با تحلیل تکنیکال است، برای تحلیل بنیادی سرمایه گذار باید دانش زیادی در زمینه بازارهای مالی داشته باشد و علاوه بر بازار سرمایه به سایر مفاهیم کیفی در بازار هم آشنا باشد. همچنین از دیگر معایب تحلیل بنیادی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • زمانبر بودن
  • محدودیت ها در دسترسی به اطلاعات
  • پیچیدگی عوامل موثر
  • اهمیت بالای ترتیب زمانی

چه زمانی بهتر است از تحلیل بنیادی استفاده کنیم؟

کسانی که قصد سرمایه گذاری و تحلیل اقتصاد برای یک بازه زمانی طولانی مثلا یک سال را دارند، باید به سراغ روش تحلیل بنیادی بروند. زمانی که به دنبال سرمایه گذاری طولانی مدت و برنامه ریزی دقیق هستید، تحلیل فاندامنتال بهترین روش برای تحلیل داده ها است. برای تحلیل بنیادی باید به اطلاعات دقیق مالی و غیر مالی دسترسی داشته باشید، تحلیل بنیادی به شما کمک خواهد کرد تا تصمیم گیری بهتری برای سرمایه خود انجام دهید و در طولانی مدت سود بیشتری به دست آورید. البته برای تحلیل بنیادی، سرمایه گذاران باید دانش کافی داشته باشند و زمان زیادی را برای رسیدن به نتیجه مطلوب صرف کنند. تحلیل بنیادی یا فاندامنتال روشی است که با استفاده از آن می توانید نظارت کاملی بر اطلاعات شرکت های بورسی داشته باشید و عوامل مختلفی همچون وضعیت مالی و سودآوری شرکت، محصولات تولیدی، رقبا، چشم انداز آینده، قدرت نام تجاری، تیم مدیریتی و موارد دیگر را مورد بررسی قرار دهید.

سخن پایانی

تحلیل بنیادی به عنوان یکی از ابزارهای اساسی در بازار سرمایه، امکان ارزیابی عمیق و بلند مدت ارزش شرکت ها و اوراق بهادار را فراهم می کند. این روش که به آن تحلیل فاندامنتال هم می گویند علاوه بر مزایا، معایبی هم دارد که متخصصان و سرمایه گذاران باید معایب را هم در زمان استفاده از نتایج این تحلیل در نظر بگیرند. با توجه به پیچیدگی و تغییرات پیوسته در بازارها، ترکیب مناسبی از تحلیل بنیادی و رویکردهای دیگر می تواند بهترین نتایج را در تصمیم گیری های سرمایه گذاری به ارمغان بیاورد.

سوالات متداول

عوامل موثر بر تحلیل بنیادی به دو بخش عواملی کمی و کیفی تقسیم می شود که برای تحلیل عوامل کمی به اطلاعات عددی و قابل اندازه گیری همچون ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت وجوه نقد نیاز است در حالی که برای تحلیل کیفی باید به اطلاعاتی در مورد مدیریت، مزیت رقابتی و مدل تجاری نیاز داریم.

تحلیل بنیادی برای سرمایه گذاری های بلندمدت مفیدتر است، در حالی که تحلیل تکنیکال برای معاملات کوتاه مدت و زمان بندی بازار بیشتر کاربرد دارد.

ادامه مطلب
تفاوت نمودار تعدیل شده با تعدیل نشده
تفاوت نمودار تعدیل شده با تعدیل نشده در تحلیل تکنیکال چیست؟

در تحلیل تکنیکال دو نوع نمودار قیمتی داریم:

  • تعدیل شده
  • تعدیل نشده

نمودارهای تعدیل شده چیست؟

عامل اول که تقسیم سود نقدی می باشد معمولاً به دلیل اینکه به نسبت قیمت سهام سود کمی توزیع می شود، بنابراین در نمودار گپ بزرگی ایجاد نمی کند و در این مورد فرق زیادی بین نمودار تعدیل شده و تعدیل نشده وجود ندارد ولی چیزی که بسیار در تعدیل نمودار اهمیت دارد بحث افزایش سرمایه است که گپ بزرگی را در نمودار ایجاد می کند.

افزایش سرمایه از سه محل انجام می شود:

۱-افزایش سرمایه از محل اندوخته یا انباشته

۲-افزایش از محل آورده نقدی

۳-افزایش از محل صرف سهام

افزایش سرمایه از هر محلی که انجام شود باعث می شود سهم پس از بازگشایی با گپ قیمت باز شود و این عامل باعث شکسته شدن حمایت و مقاومت های اصلی در نمودار شده و موجب سردرگمی سهام دار خواهد شد. این گپ بسته به درصد افزایش سرمایه کم یا زیاد می باشد.

 مزایا و معایب استفاده از نمودار تعدیل شده

  •  به راحتی می توان همراه با نمودار از اندیکاتور یا اسیلاتور بهره برد.
  •  حمایت ها و مقاومت های نمودار به خوبی نشان داده می شود
  •  از خط روند راحت تر می توان برای تشخیص ترند نمودار استفاده کرد
  •  تاریخچه نمودار به دلیل مشخص نبودن گپ های ناشی از افزایش سرمایه و سود نقدی به خوبی مشخص نیست

 مزایا و معایب استفاده از نمودار تعدیل نشده

قسمت هایی از نمودار که گپ وجود دارد اندیکاتورها به درستی نمی توانند کاربرد خود را داشته باشند

بعضی از تکنیکالیست ها بر این باورند که چون در تحلیل تکنیکال تاریخچه سهم بررسی می شود بنابراین بهتر است اثر عواملی مانند تقسیم سود یا افزایش سرمایه بر نمودار اعمال شود.

در تصویر زیر نمودار تعدیل نشده ایران خودرو را نشان می دهد. همان طور که در تصویر مشخص است دو گپ در نمودار دیده می شود که اولین گپ مربوط به افزایش ۱۰۰ درصدی سرمایه از محل آورده و دومین گپ مربوط به افزایش ۱۰۰ درصدی سرمایه از محل اندوخته می باشد.

کف تاریخی سهم با توجه به این نمودار ۹۸ تومان و سقف تاریخی سهم ۳۰۲۷ تومان می باشد.

و اما تصویر زیر نمودار تعدیل شده با سود نقدی و افزایش سرمایه سهم را می بینید. اختلاف بسیار زیادی بین این دو نمودار دیده می شود که حتی ممکن است در دید تحلیلگر جهت تحلیل تأثیر بسزایی داشته باشد.

کف تاریخی در این نمودار ۹۷ ریال و سقف تاریخی ۴۷۰ تومان می باشد.

در نمودار اول فرد تحلیل گر بر این باور است که ممکن است سهام ایران خودرو دیگربار قیمت ۳۰۰۰ تومان را به خود ببیند ولی در نمودار تعدیل شده چنین قیمتی برای این سهم بسیار بعید به نظر می رسد

تفاوت نمودار تعدیل شده و تعدیل نشده

هرگاه در نمودارهای قیمتی لاوه بر عوامل تکنیکال از پارامترهای بنیادی (افزایش سرمایه-تقسیم سود نقدی و…) استفاده نماییم. به نمودار فوق الذکر نمودار تعدیل شده گفته می شود. حال اگر  از عوامل بنیادی سهم در نمودار استفاده نشود و فقط تغییرات قیمتی را نمایش دهد نمودار بدون تعدیل نامیده می شود.

حال این سوال پیش می آید که استفاده از کدام نمودار بهتر می باشد؟ تقاومت نمودارهای تعدیل شده و تعدیل نشده در چیست؟ مهم ترین کاربردهای آنها کدام هستند؟

به طورکلی در تحلیل تکنیکال از نمودارهای تعدیل شده استفاده می شود زیرا شرایط واقعی تری از سهم مورد نظر در اختیار ما قرار می دهد. با توجه به اصول تکنیکال (همه چیز در قیمت نهفته است) اثر تمامی نوسانات قیمتی و تقسیم سود نقدی و شکاف ها (گپ قیمتی) به گونه ای در قیمت تعدیل شده سهام ها نهفته می باشد.

سود نقدی

شرکت هایی که در پایان سال مالی خود توانستند سود کسب کنند، در مجمع عمومی عادی سالیانه تصمیم می گیرند تا بخشی از این سود را به سهامداران خود پرداخت نمایند. با پرداخت سود نقدی به سهامداران، ارزش قیمت هر سهم به میزان سود تقسیمی کاهش می یابد.

افزایش سرمایه

در هنگام تاسیس شرکت ها، سرمایه آغازین شرکت مشخص و برابر آورده سهامداران می باشد. حال اگر شرکت بخواهد طرح توسعه جدیدی را آغاز کند و یا خط تولید را مجهزتر بکند و یا افزایش ظرفیت تولیدی داشته باشد نیاز به تامین مالی برای اینگونه اقدام ها دارد. افزایش سرمایه یکی از روش های تامین مالی شرکت هاست. انواع روش های افزایش سرمایه:

  • افزایش سرمایه از آورده نقدی و مطالبات حال شده
  • افزایش سرمایه از محل سود انباشته یا اندوخته
  • افزایش سرمایه از تجدید ارزیابی دارایی‏ های شرکت
  • افزایش سرمایه از محل صرف سهام یا سلب حق تقدم

بعد از افزایش سرمایه قیمت به میزان افزایش سرمایه کاهش و تعداد سهام به همان میزان افزایش پیدا می کند که اثر کاهش قیمت در نمودارهای تعدیل شده مورد اعمال قرار می گیرد.

انواع شکاف قیمت

گپ یا شکاف به ناحیه ای از نمودار گفته می شود که در آن معامله صورت نگرفته و به دلایل مختلف یک شکاف در نمودار قیمت ایجاد می شود.

۱- شکاف قیمت بر اثر افزایش سرمایه:

تفاوت نمودار تعدیل شده با تعدیل نشده

۲- شکاف قیمتی بعد از توقف طولانی مدت سهام:

تفاوت نمودار تعدیل شده با تعدیل نشده

۳- شکاف قیمت بر اثر تقسیم سود نقدی

ارزش سهام شرکت ها بعد از تقسیم سود نقدی میان سهامدارن، به میزان سود تقسیم شده کاهش می یابد.

تفاوت نمودار تعدیل شده با تعدیل نشده

شکاف قیمتی بعد از مجامع عمومی

این شکاف بعد از مجامع عمومی سهم ها ایجاد می شوند که بر اثر تصمیمات اعلام شده در مجمع عمومی با توجه به عرضه و تقاضا بعد از بازگشایی سهام می تواند شکاف مثبت یا منفی یا بدون اثر داشته باشد.

کدام نمودار برای تحلیل مناسب است؟

تفاوت در این دو نوع نمودار بسیار زیاد است و تحلیل بر روی این دو نوع نمودار به احتمال فراوان دارای  نتایج متفاوت می باشد پس بهتر است برای تحلیل خود یکی از این نمودار را انتخاب نماییم. طرفداران نمودارهای تعدیل نشده با توجه به اصل تحلیل تکنیکال یعنی”تاریخ تکرار می شود” اشاره دارند و می گویند که هر بار قیمت بعد از شکاف ایجاد شده به سمت سقف قیمتی قبلی حرکت کرده و سقف جدیدی را ایجاد می کند.

همانگونه که در شکل زیر می بینیم بعد از هر شکاف قیمتی اصطلاحا گفته می شود سهم گپ قیمتی خود را پر خواهد کرد و هچنین بعد از شکست شدن سقف های تاریخی شاهد رشد سهم مورد بررسی هستیم.

تفاوت نمودار تعدیل شده با تعدیل نشده

همانگونه که مشخص می باشد بعد از شکاف ایجاد شده توسط افزایش سرمایه, قیمت ها رشد داشته اند و اصطلاحا گپ خود را پر نموده اند. از طرفی بعد از شکست سقف تاریخی قیمتی, سهم در مسیر صعود قرار گرفته است.

طرفداران نمودارهای تعدیل شده هم با توجه به اصل دیگر تحلیل تکنیکال ”همه چیز در قیمت نهفته است و قیمت ها بر اساس روند حرکت می کند” اشاره می کنند که شکاف های ایجاد شده (تقسیم سود و افزایش سرمایه) بر اثر عرضه و تقاضا ایجاد نشده اند پس نباید در نمودار جایگاهی داشته باشند.

نتیجه گیری

استفاده از نمودارهای تعدیل شده, اختلالی در استفاده از ابزارهای تحلیل تکنیکال از جمله خطوط روندی, چنگال اندورز, سیستم تحلیل امواج الیوت, سیستم ایچموکو, اندیکاتور ها و اسیلاتورها ایجاد نمی کند.

از طرفی الگوی های کندلی و قیمتی در نمودارهای تعدیل شده کاربرد دارند پس بهتر است از نمودار تعدیل شده برای تحلیل استفاده کنیم و از نمودارهای تعدیل نشده برای بررسی سقف های تاریخی و حساسیت های قیمت در طول زمان استفاده نماییم.

ادامه مطلب
تریگر چیست؟
تریگر چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟

یکی از دلایل رواج تحلیل تکنیکال در میان فعالان بازارهای مالی، امکان تعیین قوانین ورود و خروج از معامله با دقت بالا است. در واقع یافتن بهترین روش برای ورود و خروج دغدغه اصلی اغلب معامله گران بوده و برای آن ها به مثابه جام مقدس سرمایه گذاری می باشد. در بسیاری از مواقع مشاهده کرده ایم، که یک معامله گر پس از سال ها فعالیت در بازار سهام هنوز بازدهی مناسبی ندارد.

با بررسی ژورنال (دفترچه یادداشت جزئیات معاملات) و استراتژی معاملاتی این فرد مشخص می شود، که مشکل اصلی او نداشتن قانون یا ابزار مشخصی برای تعیین شرایط ورود یا خروج از معامله است. علیرغم اینکه هر کدام از روش های تحلیل بازار بورس مزایا و معایبی دارند، اما به اذعان اکثریت کارایی روش های تکنیکالی در تعیین نقاط ورود و خروج بهینه اثبات شده است.

در مطلب حاضر به شرح یکی از مفاهیم معامله گری تکنیکالی تحت عنوان تریگر می پردازیم، تا اهمیت تعیین قوانین و جزئیات دقیق در فرآیند اتخاذ هر کدام از تصمیمات معاملاتی برای شما مشخص شود.

مفهوم تریگر در معامله گری چیست؟

قبل از هر چیز باید به این نکته اشاره کنیم، که برخی تحلیل گران تریگر را مختص ابزار نموداری خاصی پنداشته و حتی اسامی مرکب جدید برای آن در نظر می گیرند؛ اما اصولاً تریگر محدود به یک ابزار تحلیلی خاص نبوده و به عنوان یک مفهوم جامع در تمام روش های تحلیل تکنیکال استفاده می شود.

واژه تریگر از لحاظ لغوی به معنای ماشه است. تریگر در تحلیل تکنیکال و معامله گری به نقاط، نواحی یا سطوحی اطلاق می شود؛ که ما بر اساس روش تحلیل یا استراتژی معاملاتی خود در آن محدوده ها اقدام به ورود یا خروج از معامله می کنیم.

در این فرآیند نوع موقعیت معاملاتی (خرید یا فروش)، نماد و بازار مالی تفاوتی ایجاد نمی کند، زیرا هر اقدامی باید بر اساس تریگر مورد نظر معامله گر صورت گیرد.

در واقع شما باید تریگر را به عنوان نشانه یا مجموعه نشانه هایی برای معامله گری در محدوده های نموداری مشخصی درنظر بگیرید، که آن ها را بر اساس ابزار تحلیل خود تدوین نموده و در استراتژی معاملاتی شخصیتان گنجانده اید.

مثلاً معامله گر الف بر اساس وقوع شرایط زیر به عنوان تریگر ورود اقدام به خرید می کند:

«ایجاد شکست صعودی میان خط اندیکاتور RSI و سطح ۳۰»

آیا تریگر صرفاً مختص ورود به معامله است؟

دومین تفکر اشتباه در مورد مفهوم تریگر این است، که تعدادی از معامله گران تکنیکالی آن را منحصر به فرآیند ورود درنظر می گیرند! اما همان گونه که اشاره نمودیم، تریگر در ورود و خروج از معامله کاربردی است.

در واقع شما به عنوان یک معامله گر حرفه ای باید مجموعه قوانین مشخصی برای تمام اقدامات خود داشته باشید. چه بسا پس از ورود به معامله در بهترین سطوح ممکن و حرکت بازار در جهت مورد نظر شما، روند قیمت پس از مدتی معکوس شده و یک معامله سودآور به موقعیتی زیان ده تبدیل شود!

لذا به این نتیجه می رسیم، که شما برای خروج موفق از معاملات نیز حتماً باید تریگرهای مشخصی داشته باشید.

تریگر بخش جدایی ناپذیر هر استراتژی معاملاتی است!

بارها و در منابع آموزشی مختلف بر لزوم تدوین یک استراتژی معاملاتی شخصی برای هر معامله گر بازار مالی تأکید شده است. اجزای اصلی یک استراتژی معاملاتی کامل نقاط (تریگر) ورود، خروج و سیستم مدیریت سرمایه می باشند.

به عبارت دیگر تدوین یک استراتژی معاملاتی بدون وجود تریگرهای دقیق ورود و خروج بی معنی بوده و در این شرایط اساساً استراتژی معاملاتی وجود ندارد. بنابراین اگر شما به مرحله ساخت یک استراتژی معاملاتی شخصی رسیده اید، به ناخودآگاه با مفهوم تریگر سروکار دارید.

انواع تریگرها در تحلیل تکنیکال

امروزه با توسعه بازارهای مالی تحلیل تکنیکال به دنیایی از ابزار نموداری متنوع و گوناگون تبدیل شده است. معامله گران از روش های مختلفی برای تحلیل نمودار قیمت استفاده نموده و بالطبع تریگرهای آن ها نیز با یکدگر متفاوت می باشد.

ذکر این نکته در مورد تریگرهای ورود و خروج ضروری است، که به دلیل تفاوت ابزار تحلیل احتمالاً برخی معامله گران در آن واحد تریگرهای مختلفی و معکوسی داشته باشند. در واقع شاید تریگر ورود شما معادل تریگر خروج دیگری باشد.

همچنین اگر به صورت مولتی تایم فریم (تحلیل چندزمانی) اقدام به تحلیل و معامله می کنید، تایم فریم کوچکتر به عنوان تایم تریگر خواهد بود؛ زیرا شما در نمودار با چهارچوب زمانی بزرگتر اقدام به تحلیل نموده و تریگرهای معاملاتی را در نمودار با تایم فریم کوچکتر پیدا می کنید.

در این بخش به ذکر مثال هایی از تریگرهای ورود و خروج بر اساس ابزار مختلف و نمودارهای بازار سهام تهران می پردازیم:

۱- اندیکاتور

یکی از متنوع ترین ابزارهای تحلیل نموداری بازار سهام اندیکاتورها هستند. شما می توانید از اندیکاتور به عنوان بخشی از رویکرد تحلیلی استراتژی معاملاتی خود برای تعیین شرایط ورود یا خروج از معامله استفاده کنید.

در این بخش ما از اندیکاتور میانگین متحرک ساده ۹ روزه به عنوان ابزار تحلیل نمودار برای دریافت تریگرهای ورود و خروج از معامله استفاده کرده‎ایم.

تریگر چیست؟

در نمودار فوق که مربوط به شرکت فولاد مبارکه اصفهان است، شکست صعودی قیمت و اندیکاتور تریگر ورود می باشد. در طرف مقابل شکست نزولی قیمت و اندیکاتور نیز شرایط یا تریگر خروج از معامله است.

۲- پولبک

به اذعان بسیاری از متخصصان کار با نمودارهای قیمتی، این تکنیک معاملاتی تکنیکالی جزء کم ریسک ترین روش های ورود به معامله محسوب می شود. در واقع هدف معامله گری بر اساس پولبک ها این است، که در بهترین شرایط ممکن از لحاظ ریسک و بازده وارد موقعیت های معاملاتی شوید.

کیفیت استفاده از پولبک های قیمتی به عنوان تریگر معاملاتی در نمودار شرکت ملی صنایع مس ایران نیز کاملاً مشهود می باشد. با استفاده از دو فرصت پولبکی موجود امکان ورود به معامله با کمترین حد زیان و بیشترین پتانسیل سوددهی وجود داشته است.

تریگر چیست؟

۳- شکست روند

در مورد مفاهیم شکست و پولبک قیمت مباحث بسیاری وجود دارد. حقیقت این است، که پولبک ها همیشه ایجاد نشده و در این مواقع قیمت به محض شکست با سرعت بالایی به حرکت در مسیر خود ادامه می دهد. البته وجود الگوهای شکست جعلی نیز غیرقابل انکار است. به هر جهت بسیاری از معامله گران ترجیح می دهند، که حین شکست های قیمتی وارد معامله شده و منتظر بازگشت قیمت نباشند.

تریگر چیست؟

نمودار فوق مربوط به نماد شپنا (پالایش نفت اصفهان) است. پس از شکست خط روند سقف نسبتاً طولانی مدت یک شکست صعودی ایجاد شده و تریگر ورود برای معامله گران مبتنی بر شکست فعال می شود. جالب این است که در جریان این شکست نیز یک پولبک دیده می شود!

۴- الگوی قیمت سهم

الگوهای قیمتی نیز تقریباً همانند اندیکاتورها تنوع زیاد و طرفداران بسیاری دارند. از مزایای اصلی این الگوها می توان به قدرت پیش بینی بالا، امکان معامله گری مولتی تایم فریم، تعیین حد سود و زیان اشاره نمود.

در نمودار شرکت خدمات انفورماتیک (نماد: رانفور) یک الگوی پرچم صعودی را مشخص نموده ایم. تریگر ورود مورد نظر بر اساس شکست صعودی میان قیمت و لبه بالایی پرچم ایجاد شده است. هر چند این نوع تریگر نیز بر مبنای شکست قیمت ایجاد می شود، اما وجود یک الگوی قیمتی معتبر دلیل اصلی ورود به موقعیت خرید می باشد.

تریگر چیست؟

۵- کندل استیک

این ابزار ساده نموداری که سابقه پیدایش آن به کشور ژاپن باز می گردد، به جرئت یکی از محبوب ترین ابزار تحلیل تکنیکال بازارهای مالی است. دلیل این محبوبیت نیز به سادگی فهم ماهیت کندل استیک ها، الگوها و سایر جزئیات مرتبط با آن ها می باشد. بنابراین روش های معاملاتی زیادی بر مبنای کندل استیک ها ایجاد شده اند.

در نمودار زیر از یک الگوی پوشای صعودی به عنوان تریگر ورود استفاده شده است. معامله گران پیرو این الگوی کندلی پس از بسته شدن شمع پوشاننده تریگر ورود خود را مشاهده نموده و اقدام به خرید می کنند.

تریگر کندل استیک

سخن آخر

تریگر به معنی مجموعه شرایط یا قوانین ورود یا خروج از معامله است. مفهوم تریگر محدود به ابزار نموداری خاصی نبوده و در تمام روش های معاملاتی استفاده می شود. تریگر جزء اساسی هر استراتژی معاملاتی است، زیرا برای تدوین هر رویکرد معاملاتی لزوماً باید قوانین ورود و خروج دقیقی داشته باشید.

ادامه مطلب
post-blog-alt
انواع نمودار در تحلیل تکنیکال؛ نمودار خطی ،میله ای و شمعی

سه  نوع اصلی نمودار وجود دارد که افراد سرمایه گذار و معامله گر، بسته به اطلاعاتی که درپی آنند و یا بسته به سطوح مهارت فردی شان مورد استفاده قرار می دهند. این نمودار هاشامل نمودار خطی، نمودار میله ای، نمودار شمعی (کندل استیک) می­باشد. در بخش­های زیر، ما می­خواهیم روی سهام شرکت ایران خودرو (خودرو)  با هر سه این نمودار ها آشنا شویم . البته قبل از آشنایی با انواع نمودار لازم است با نمودار های OHLC نیز آشنا شویم.

نمودارهای OHLC

نمودارهای (OHLC) نمودار هایی هستند که چهار قیمت در آنها نمایش داده می شود ، قیمت باز (OPEN)، قیمت بسته (CLOSE) و قیمت بالا (HIGH) و قیمت پایین (LOW)  ا را  که نمودارهای خطی فاقد آن هستند در اختیار ما قرار می دهند.

قیمت باز (OPEN)

اولین قیمتی که در یک بازه معاملاتی معامله صورت می گیرد

قیمت بسته (CLOSE)

آخرین قیمتی است که در یک بازه معاملاتی در آن قیمت معامله ای صورت گرفته است .

قیمت بالا (HIGH)

بیشترین قیمتی است که در یک بازه معاملاتی در آن قیمت معامله ای صورت گرفته است .

قیمت پایین (LOW)

کمترین قیمتی است که در یک بازه معاملاتی در آن قیمت معامله ای صورت گرفته است .

مثال از این ۴ قیمت و یک بازه معاملاتی

 

سهام شرکت ایران خودرو در تاریخی به صورت زیر معامله شده است این اعداد مربوط به یک بازه معاملاتی یک روزه است و در پایان روز این اعداد به دست می آید به تصویر زیر دقت کنید

ohlc

در این تصویر قیمت باز (OPEN) ایران خودرو ۳۰۹۸ ریال است ،قیمت بسته (CLOSE) سهم را قیمت معامله که چون پایان روز است در نتیجه قیمت آخرین معامله ما نیز است مقدار ۳۰۷۸ ریال در نظر می گیریم .قیمت بالا (HIGH) سهم در بازه روز ۳۱۱۹ است و قیمت پایین (LOW) سهم مقدار ۳۰۶۰ ریال است . در ادامه می بینیم که با چه شکل هایی می توانیم در نمودار قیمت این اعداد را نشان دهیم.

نمودار خطی

ساده ترین نوع این چهار نمودار، نمودار خطی است، زیرا فقط قیمت­های بسته شدن یک بازه معاملاتی را نشان می دهد مثلا قیمت بسته شدن (close price) در یک روز یک نقطه از نمودار خطی را برای ما می سازدو این خط، با اتصال قیمت های بسته شدن ایجاد می­شود. نمودارهای خطی اطلاعات دیگری از دامنه نوسان معامله در یک بازه زمانی  مثل قیمت های بالا، پایین و باز فراهم نمی­کنند.  به خاطر اینکه قیمت بسته شدن مهمترین قیمت در تغییرات سهام در نظر گرفته می شود در نمودار خطی اغلب از این قیمت برای ترسیم آن استفاده می کنند . هر چند در نرم افزار های مختلف این موضوع می تواند قابل تنظیم باشد که با چه قیمتی نمودار ترسیم گردد ولی در کل این موضوع مساله مهمی نیست و بهتر است از پیشفرض نرم افزار استفاده کنیم.

%d9%86%d9%85%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d8%b7%db%8c

نمودار میله ای

نمودار میله ای روی نمودار خطی با افزودن اطلاعات اساسی تر مختلف به هر نقطه داده، اضافه می­شود. نمودار از یک سری خطوط عمودی ساخته می­شود که هر نقطه داده را نمایش می­دهد. این خط عمودی قیمت های بالا (high price) و پایین (low price) در بازه معاملاتی را همراه با قیمت بسته شدن (close price) و باز شدن (open price)  نشان می­دهد. قیمت باز و بسته روی خط عمودی با خط تیره افقی نشان داده می­شود. قیمت باز روی نمودار میله ای با خط تیره ای نشان داده می­شود که در سمت چپ میله عمودی قرار دارد. برعکس، قیمت بسته  با خط تیره در سمت راست مشخص می­شود. معمولا، اگر خط تیره چپ (باز) پایین تر از خط تیره راست (بسته) باشد، پس آن میله صعودی است، که نشان می­دهد سهم در آن بازه معاملاتی رشد کرده است. میله ای که علامت نزولی باشد ارزش سهام آن طی آن دوره افت کرده است.  وقتی این اتفاق بیفتد، خط تیره روی طرف راست (بسته) پایین تر از خط تیره سمت چپ (باز) می­باشد.

ohlc2

میله صعودی و نزولی

در تصویر فوق نحوه نمایش چهار قیمت در یک بازه معاملاتی در یک میله را نمایش می دهد اما در تصویر زیر نیز شکل دو میله صعودی و نزولی را می بینید

barchart

همانطور که در تصویر فوق می بینید میله ما دو حالت صعودی و نزولی دارد تفاوت در این دو حالت در محل باز شدن و بسته شدن است در میله صعودی قیمت پایین باز شده و بالا بسته شده است ولی در میله نزولی قیمت بالا باز شده و پایین بسته شده است.وقتی میلۀ قیمت در سمت راست قرار گیرد، OPEN بالاتر از CLOSE قرار می گیرد و این نشان می دهد که قیمت در پایان روز با کاهش همراه بوده است و این میلۀ قیمت نزولی است.

نمونه نمودار میله ای

تصویر زیر بخشی از سهام ایران خودرو است که به صورت نمودار میله ای هر روز آن نمایش داده شده است .

%d9%86%d9%85%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%85%db%8c%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c

نمودار شمعی

از نظر بسیاری از معامله گران، نمودار شمعی در مقایسه با نمودار میله ای (با وجو اینکه هر دو نمودار OHLC هستند )، از نظر بصری جالب تر و تفسیر آن آسان تر است. هرکدام از شمع ها تصاویری مربوط به حرکات قیمت ارائه می دهند که رمزگشایی آن ها در نمودار آسان است. در نمودار شمعی تحلیل گر قادر است به آسانی رابطه بین قیمت آغازین و پایانی و همچنین بالاترین و پایین ترین قیمت را بررسی و مقایسه کند و ظاهر ملموس تری نسبت به نمودار میله ای دارد.

candlestick2

نمودار شمعی نموداری مشابه نمودار میله ای است، اما شکل نمایش آن فرق دارد. مشابه با نمودار میله ای، نمودار شمعی نیز خط باریک عمدی دارد که بازه معامله در دوره را نشان می­دهد. تفاوت در تشکیل مستطیل پهن روی خط عمودی است که تفاوت بین باز و بسته  شدن قیمت را نشان می­دهد. ، نمودار شمعی با رنگ جهت معامله را به شکل خوبی نمایش می دهد.  نرم افزار ها و تحلیلگران رنگ های برای نمایش یک شمع صعودی و یا نزولی از رنگ های متفاوتی استفاده می­کنند؛ که البته با یک نگاه ساده شما می توانید این موضوع را تشخیص دهید که کدام شمع صعودی و کدام نزولی است. . وقتی قیمت سهام رشد می کند و قیمت بسته شدن بالای قیمت باز قرار می گیرد، شمع ما معمولا سفید یا روشن خواهد بود. اگر سهام در آن شمع افت کند، این نمودار معمولا قرمز یا سیاه می شود.

%d9%86%d9%85%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%b9%db%8c

 

 

ادامه مطلب
پیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟
پیوت در تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی دارد؟

یکی از اصلی ترین اهداف تحلیل تکنیکال در بازار مالی، تشخیص نقاط بازگشت قیمت است. در واقع اگر فردی به این سطح از مهارت تحلیلی برسد، به مثابه یافتن جام مقدس در معامله گری خواهد بود؛ اما بر اساس پژوهش های انجام شده، تلاش برای تعیین دقیق نقاط کف و سقف (نواحی بازگشت قیمت) یا به عبارتی زمان بندی بازار، تاکنون بی فایده بوده است. با این حال، برخی ابزار تحلیل نموداری در این زمینه عملکرد قابل اطمینانی دارند. پیوت در تحلیل تکنیکال، یکی از پرکاربردترین ابزار بررسی وضعیت گذشته و فعلی قیمت می باشد. به بیان ساده، نقاط چرخش قیمت در نمودار پیوت نامیده می شود؛ که بر اساس ماهیت به دو گونه قیمتی و محاسباتی و بر مبنای قدرت بازگشتی نمودار، دو دسته ماژور و مینور را شامل می شوند.

انواع پیوت ها

پیوت ها یا نقاط بازگشت معمولاً زمانی شکل می گیرند؛ که نیروی عرضه یا تقاضا یکی بر دیگری غالب شود! در واقع زمانی که شما به یک نمودار قیمت نگاه کنید؛ تعداد بی شماری پیوت مشاهده خواهید نمود، که هر کدام در یکی از دسته بندی های فوق جای می گیرند.

۱- پیوت قیمتی

مفهوم اصلی و اساسی نقاط بازگشت قیمت، در ذات این پیوت ها نهفته است. در تعریف کلاسیک پیوت های قیمتی بدان اشاره شده است، که اگر بازار به میزان مشخصی در یک جهت حرکت کرده و پس از تشکیل سقف یا کف، با روندی نسبتاً قوی در جهت مخالف حرکت کند؛ یک پیوت در نمودار تشکیل شده است. در حال حاضر این تعریف تکامل یافته و عموماً در روش های پرایس اکشنی مطرح می شود؛ که اگر قیمت حداقل به اندازه سه کندل (شمع ژاپنی) حرکت نموده و پس از تشکیل کندل بازگشتی، دوباره با همان شرایط اما در جهت مخالف حرکت کند؛ یک پیوت یا نقطه بازگشت قابل اطمینان خواهیم داشت. نحوه تشخیص این پیوت ها به صورت بصری و بر مبنای قوانین روش های تحلیلی مختلف بوده و اصولاً ابزار تحلیلی خاصی نمی طلبد. به طور کلی، بر اساس دو روش معامله بر اساس سطوح حمایت و مقاومت قبلی یا زمان تشکیل پیوت، می توانید از آن ها استفاده کنید.

پیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

۲- پیوت محاسباتی

این نوع از پیوت ها بر اساس داده های قیمتی (OHLC) و فرمول های ریاضی محاسبه می شوند و جزئیات تحرکات قیمتی بازار، در آن ها دخیل نیست! در واقع خروجی این محاسبات که به صورت چند عدد می باشد؛ به عنوان سطوح حمایت و مقاومت آتی نمودار به کار برده می شوند. این پیوت ها بر اساس دوره زمانی نمودار و داده های قیمتی مورد استفاده، تا مدت زمان مشخصی معتبرند و با تشکیل کندل های جدید، این سطوح به روزرسانی می شوند. به طور مثال، نواحی پیوتی نمودار یک ساعته برای معامله گران میان مدتی کاربرد ندارند. پیوت های محاسباتی نیز خود انواع مختلفی دارند، که پیوت پوینت و خطوط کاماریلا مهم ترین آن ها هستند. در ادامه به شرح مختصر هرکدام از آن ها خواهیم پرداخت.

  • Pivot Point
    • Pivot Point (PP) = High+Low+Close/3
    • R1 = (2*PP)-Low
    • R2= PP+(High-Low)
    • S1 = (2*PP)-High
    • S2 = PP-(High-Low)

بر اساس قواعد، اگر قیمت بالاتر از نقطه «PP» قرار داشته باشد؛ به معنی روند صعودی بوده و باید بر اساس واکنش های قیمت نسبت به سطوح مقاومتی، به دنبال موقعیت خرید باشیم و در غیر این صورت(قیمت کمتر از PP)، اقدام به فروش می نماییم. توجه داشته باشید، که نقاط «R» مخفف Resistance یا همان سطوح مقاومتی و نقاط «S» مخفف Support یا نواحی حمایتی نمودار می باشند.

  • Camarilla Lines
    • H4 = ((High-Low)*(1.1/2))+Close
    • H3 = ((High-Low)*(1.1/4))+Close
    • H2 = ((High-Low)*(1.1/6))+Close
    • H1 = ((High-Low)*(1.1/12))+Close
    • L1 = Close-((High-Low)*(1.1/12))
    • L2 = Close-((High-Low)*(1.1/6))
    • L3 = Close-((High-Low)*(1.1/4))
    • L4 = Close-((High-Low)*(1.1/2))

در محاسبات خطوط کاماریلا ناحیه کلیدی نظیر «PP» نداریم؛ اما به دلیل تعدد نواحی مقاومت و حمایت محاسبه شده در این روش، می توان قدرت روند را تا حد زیادی تشخیص داد و معاملات دقیق تری داشت. در واقع زمانی که قیمت به سطوح ۳ یا ۴(از نوع R یا S) برسد؛ در نگاه اول نشان دهنده قدرت روند و تحرک قیمتی بالا می باشد. ذکر این نکته ضروری است، که محاسبه گر نقاط پیوت در اکثر پلتفرم های تحلیلی به صورت اندیکاتورهای پیش فرض قرار دارند و حتی در صورت عدم وجود آن می توانید، به صورت رایگان آن را از منابع مختلف دانلود و نصب کنید. امروزه در بسیاری از استراتژی های معاملاتی، پیوت ها به عنوان ابزار اصلی و در کنار مواردی چون خطوط روند، میانگین های متحرک و… به کار برده می شوند.

۳- پیوت ماژور

حتی اگر با تحلیل تکنیکال آشنایی نداشته باشید؛ با مشاهده نمودار قیمت، کف و سقف هایی که موجب وقوع حرکات قیمتی قوی در جهت مخالف شده اند، کاملاً محسوس می باشند. در اصطلاح به این دسته از نقاط بازگشتی، پیوت ماژور گفته می شود. این نقاط از اعتبار بالایی برخوردارند و تحلیل گران برای ترسیم خطوط روند و الگوهای قیمتی، باید از این پیوت ها استفاده کنند.

۴- پیوت مینور

در طرف مقابل نقاط پیوتی هم وجود دارند؛ که نهایتاً منجر به حرکات اصلاحی کوچک یا برقراری روند خنثی می شوند. پیوت مینورها در نمودارهای با دوره زمانی پایین (تایم فریم کوچک) به وفور قابل مشاهده اند؛ زیرا نوسانات کاذب و مقطعی در نمودارهای میان روزی بیشتر ایجاد می شوند. به دلیل این که نقاط بازگشتی مینور، قدرت چندانی در تغییر روند و ایجاد حرکات قیمتی چشم گیر ندارند؛ الگوهای قیمتی و خطوط روند مبتنی بر آن ها از اعتبار چندانی برخوردار نیست. در نتیجه برای کاهش درصد خطای تحلیل، معامله گران باید به دوره های زمانی مناسب رجوع کنند.

نحوه تشخیص پیوت ماژور از مینور

حال که تعاریف اولیه پیوت ماژور و مینور ذکر شد؛ سؤال اصلی این است، که چگونه این نقاط را از یکدیگر تمایز دهیم؟ با توجه به این که سطوح پیوتی کاملاً مبتنی بر قیمت می باشند، تشخیص آن ها به صورت چشمی و بر اساس مقایسه ذهنی سطوح بر اساس قدرت حرکات بعدی امکان پذیر خواهد بود؛ اما این امر مستلزم داشتن تجربه کافی در زمینه تحلیل تکنیکال است! به همین دلیل، روشی ترکیبی شامل دو ابزار فیبوناچی بازگشتی و اندیکاتور مکدی تدوین شده است؛ تا معامله گران متوسط و مبتدی نیز قادر به تشخیص این سطوح باشند. در واقع اگر سطوح کف یا سقف نمودار این دو ویژگی را داشته باشند؛ به احتمال قوی با یک پیوت ماژور رو به رو خواهیم بود. قاعده کلی شامل موارد ذیل است:

  • تغییر فاز مکدی در زمان تشکیل پیوت
  • اصلاح قیمت حداقل به اندازه ۳۸ درصد موج قبلی

 جهت درک بهتر موضوع، به این مثال دقت کنید.

پیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

در این نمودار، تغییر فاز هیستوگرام مکدی و تقاطع نزولی خطوط سیگنال و مکدی در زمان تشکیل پیوت کاملاً مشهود است. هم چنین با رسم فیبوناچی بازگشتی مشخص می شود؛ که شرط اصلاح حداقل ۳۸ درصدی قیمت نیز برآورده شده و به نظر می رسد، گواه های معاملاتی کافی برای پیوت ماژور بودن این نقطه بازگشتی وجود دارد.

کلام پایانی

به طور کلی، پیوت ها یکی از بهترین ابزار تحلیل و معامله گری در بازار مالی است؛ اما با توجه به نوسانات قیمتی متعدد و شدید، دارای خطاهایی نیز می باشند؛ که باید به واسطه تعیین استراتژی های معاملاتی دقیق و روش های نوین تحلیلی، پوشش داده شوند.

ادامه مطلب
حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟
حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چگونه استفاده می شود؟

همانطور که می دانید قیمت یک سهم در نبرد خریداران و فروشندگان تعیین می­ شود. فشار خریداران قیمت ­ها را به سمت بالا و فشار فروشندگان قیمت­ ها را به سمت پایین سوق می دهد که این امر اشاره به سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال دارد. هرگاه قیمت­ ها افزایش می یابد، خریداران کنترل قیمت را به دست گرفته اند و زمانی که کاهش پیدا می کند، فروشندگان بر بازار مسلط شده اند. در واقع داد و ستد قیمت­ ها را تغییر می دهد و در نهایت جهت حرکت قیمت­ ها برنده نبرد را مشخص می کند. خریداران به دنبال بالا کشیدن قیمت و فروشندگان به دنبال پایین کشیدن قیمت هستند. سمت و سوی جابه جایی قیمت نشان می­ دهد که کدام گروه برنده نبرد بوده است. زمانی که خریداران تمایل به خرید دارند قیمت ها رو به افزایش و زمانی که فروشندگان قصد فروش داشته باشند قیمت ها رو به کاهش می گذارد؛ بنابراین قیمت ­ها در یک داد و ستد توسط تقاضا کنندگان و عرضه کنندگان مشخص می­ شوند.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

قیمتی که معامله در آن صورت می پذیرد، جایی است که خریداران و فروشندگان در آن داد و ستد به توافق می رسند. این قیمت، توافق عمومی و انتظارات سرمایه گذاران را نمایان می سازد. خریداران در ذهن خود افزایش قیمت و فروشندگان نیز کاهش قیمت سهم را تصور می کنند. در هر داد و ستد گروه خریداران حرکت های رو به رشد سهم و فروشندگان حرکات کاهشی را تصور می کنند. تفاوت دیدگاه در مورد آینده قیمت سهم، انتظارات و پیش بینی ها را بوجود می آورد و هر سرمایه­گذار با تحلیل خود به گروه خریداران و فروشندگان ملحق می شود. هر لحظه که سرمایه گذار تغییر عقیده دهد، جایگاه او نیز در تعیین قیمت­ ها تغییر می یابد. ترازهای حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال از مهمترین مفاهیم در روانشناسی بازار و عرضه و تقاضا هستند. این ترازها، سطوحی از قیمت ها هستند که معامله گران تمایل به خرید سهام (در نزدیکی تراز حمایت) و فروش سهام خود (در نزدیکی تراز مقاومت) دارند. وقتی که این خطوط روند شکسته شوند، به نظر می رسد که میزان عرضه و تقاضا و روانشناسی تغییرات قیمت سهام تغییر می کند و در این حالت ترازهای جدیدی برای حمایت و مقاومت تعیین می شود.

سطوح حمایت Support / سطوح تقاضا

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

به رفتار قیمت سهام شرکت فولاد مبارکه اصفهان در نمودار بالا توجه نمایید. انتظارات در طی زمان، عرضه و تقاضا برای سهام را تغییر داده و نوسانات قیمت را برای آن به ثبت رسانده است. در طی یک دوره چهار ماهه هر زمان قیمت ها تا سطح ۲۶۳۶ ریال پایین آمده، وضعیت فشار خریداران قیمت را کنترل نموده است. در این حالت خریداران از سقوط بیشتر قیمت­ ها به سمت پایین جلوگیری کرده ­اند. در واقع به خریداران این احساس دست داده است که سهام فولاد مبارکه اصفهان در قیمت ۲۶۳۶ ریال برای سرمایه گذاری ارزنده است و خریداران با افزایش تقاضا در قیمت های بالاتر از ۲۶۳۶ ریال از کاهش قیمت جلوگیری کرده اند. این عملکرد قیمت به حمایت مشهور است چرا که خریداران از قیمت ۲۶۳۶ ریال حمایت می­ کنند. از سوی دیگر فروشندگان نیز تمایلی به فروش زیر محدوده ۲۶۳۶ ریال نداشته اند. بدین صورت خریداران و فروشندگان در سطح ۲۶۳۶ ریال از روند قیمتی سهام شرکت حمایت و پشتیبانی نموده اند؛ بنابراین سطح حمایت قیمتی سطحی است که اکثریت سرمایه گذاران اعتقاد دارند. قیمت از آن سطح به سمت بالا حرکت می کند. سطح حمایت از به هم پیوستن نقاط پایین قیمت­ ها در یک بازه زمانی ایجاد می ­شود و معنایش حمایت از افزایش قیمت ها بوسیله خریداران (خرید در قیمت­ های بالاتر) و فروشندگان (با ابزار خودداری از فروش) می­ باشد. در نمودار زیر تغییرات قیمت جهانی آلومینیوم در یک دوره زمانی ۱۲ ماهه ترسیم شده است. قیمت این فلز در این دوره، ۴ بار در روند نزولی با سطح حمایت ۱۷۶۵ دلار برخورد نموده و تغییر جهت داده است.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

نکات مهم سطح حمایت

  • در سطح حمایت تعداد خریداران (حجم تقاضا) از تعداد فروشندگان (حجم عرضه) بیشتر است.
  • در این حالت فروشندگان تمایلی به عرضه سهام در زیر سطح حمایت ندارند و کنترل قیمت در دست خریداران است.
  • معامله گران، سهام شرکت را در آن محدوده ارزنده ارزیابی می کنند.
  • معامله گران معتقدند، قیمت­ ها از ان سطح پایین تر نمی آید.
  • از بهم پیوستن نقاط پایینی در یک دوره زمانی روی یک خط، سطح حمایت پدید می آید.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

سطوح مقاومت Resistance / (سطوح عرضه)

به طور مشابه، خط مقاومت سطحی است که در آن فروشندگان کنترل روند قیمتی را به دست گرفته و از افزایش بیشتر قیمت جلوگیری می کنند. این سطح که از بهم پیوستن نقاط بالایی قیمت ­ها در یک دوره زمانی حاصل می گردد را “سطح مقاومت” می نامند در این سطح عرضه سهام بیشتر از تقاضا بوده، به معنایی فروشندگان با فروش بیشتر باعث کاهش قیمت ها می گردند. نمودار زیر تغییرات قیمت سهام شرکت معدنی باما در یک بازه یکساله ترسیم شده است. هر گاه قیمت­ ها به سطح ۱۷۶۰۰ ریال نزدیک شده است، مقادیر عرضه بر تقاضا فزونی یافته و از افزایش قیمت ممانعت به عمل آمده است. در واقع سطح مقاومت، بیانگر محدوده قیمتی است که اکثریت معامله گران بر این باورند که قیمت از آن سطح بالاتر نخواهد رفت.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

نکات مهم سطح مقاومت

  • در آن تعداد فروشندگان (حجم عرضه) از خریداران (حجم تقاضا) بیشتر است. در این حالت خریداران تمایل به خرید سهام در بالای سطح مقاومت ندارند.
  • در این حالت خریداران تمایلی به خرید سهام در بالای سطح مقاومت ندارند و کنترل قیمت در دست فروشندگان است.
  • معامله گران، فروش سهام شرکت را در آن محدوده ارزنده ارزیابی می کنند.
  • معامله گران معتقدند، قیمت ها از آن سطح بالاتر نمی رود.
  • از بهم پیوستن نقاط بالایی در یک دوره زمانی روی یک خط، سطح مقاومت پدید می آید.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

نمودار زیر سطح حمایت و مقاومت سهم شرکت سرمایه گذاری صندوق بازنشستگی را نشان می دهد. سطح حمایت در محدوده ۱۴۰۰ ریال و سطح مقاومت در محدوده ۱۷۰۰ ریال قرار دارد.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

برای یک دوره بلند مدت نزدیک به ۸ ماه سرمایه گذاران انتظار افزایش قیمت سهام شرکت صندوق بازنشستگی، بالاتر از سطح ۱۷۰۰ ریال نداشتند. به همان نسبت سرمایه گذاران انتظار کاهش قیمت سهام این شرکت را به زیر محدوده ۱۴۰۰ ریال نداشتند. برخورد سه باره قیمت سهم در روند صعودی به سطح ۱۷۰۰ ریال نشان از استحکام و اعتبار این سطح مقاومت دارد؛ اما باید توجه داشت انتظارات سرمایه گذاران در طول زمان تغییر می کند و چند ماه بعد روند قیمت سهام شرکت با عبور از سطح مستحکم ۱۷۰۰ ریال تا ۲۰۵۰ ریال افزایش یافت؛ زیرا انتظارات سرمایه گذاران اغلب به صورت ناگهانی تغییر می کند.

  • برای ترسیم سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال خطی در امتداد قله ها و چاله ها با حداقل ۲ برخورد ترسیم می کنیم.
  • نقطه ای که قیمت نتوانسته از آن بالاتر رود را قله یا PEAK می گویند.
  • نقطه ای که قیمت نتوانسته از آن پایین تر بیاید را حفره یا PIT گویند.
  • محل برگشت قیمت را پیووت Pivot می گویند.

چیزی که باید به خاطر داشته باشید این است که سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال اعداد دقیقی نیستند. اغلب مواقع می بینید که یک سطح حمایت و مقاومت به نظر در حال شکستن است ولی به زودی متوجه می شوید که بازار تنها در حال تست کردن آن بوده است. در نمودارهای شمعی این ” تست ” معمولا با سایه های شمع ها نشان داده می شوند.

منظور از شکست سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟

نمودار زیر استمرار روند قیمت سهام شرکت صندوق بازنشستگی را به تصویر کشیده است. سطح مقاومت ۱۷۰۰ ریال به طور قاطع شکسته شده و قیمت سهم به بالای سطح مقاومت نفوذ می کند. در نقطه شکست سطح مقاومت، معمولا حجم معاملات افزایش قابل توجهی می یابد.

شکست سطوح حمایت و مقاومت

تحلیل گران و سرمایه گذاران معتقدند احتمال تکرار نوسان قیمتی بر روی سطوح حمایت و مقاومت تاریخی در تحلیل تکنیکال، زیاد است. شکسته شدن سطوح حمایت و مقاومت می تواند بر اثر تغییرات و عوامل بنیادی شکل گیرد که این امر به انتظارات سرمایه گذاران وابسته است. تغییرات،EPS عوامل درونی و برونی، بنیادهای اقتصادی و حوادث و رویدادهای غیر مترقبه نمونه ای از تغییر انتظارات سرمایه گذاران است.

دوره پشیمانی معامله ­گران حمایت و مقاومت در تحلیل کنیکال

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال دائمی نیستند و با تغییر انتظارات سرمایه گذاران دگرگون می شوند. هرگاه سطوح حمایت و مقاومت شکسته شود، معامله گران به سمت سطوح جدید گرایش پیدا می کنند. هر گاه پس از شکست سطوح حمایت و مقاومت قیمت­ ها به نقطه شکست بازگشت نمایند، پدیده ای به نام پشیمانی معامله گران صورت می گیرد. قیمت­ ها در این صورت به نرخ­ های پیش از شکست بازگشته و معامله گران از این داد و ستد پشیمان می شوند یا همه به این نتیجه می رسند که قیمت جدید قابل اتکا نیست. نمونه ای از این دست شکسته شدن سطح حمایت و مقاومت بر اثر انتشار شایعه ای در مورد شرکت و ایجاد شرایط هیجانی در بازار و تکذیب آن پس از چند روز است. پس از واقع شدن این پدیده و شکست سطح مقاومت یا حمایت، سطح قیمتی جدید مورد توافق خریداران و فروشندگان قرار نمی گیرد و قیمت به سطح مقاومت (یا حمایت) قبلی باز می ­گردد. پیش بینی رفتار قیمت در دوره پشیمانی معامله گران بسیار سخت است و ممکن است یکی از دو حالت زیر پیش آید.

  1. یا سرمایه گذاران قیمت های جدید را قابل پذیرش نخواهند دانست که در این حالت قیمت­ ها به سطح قبلی باز می گردد که غالبا با کاهش حجم معاملات توام است.
  2. یا سرمایه گذاران قیمت­ های جدید را می پذیرند که در این صورت قیمت سهم به طور عادی به نفوذ خود ادامه می دهد که غالبا با افزایش حجم معاملات توام است.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

نمودار شماره ۱ پشیمانی معامله گران در حالت نخست را نشان می دهد. اگر انتظارات عمومی قیمت­ های بالاتر را نپذیرد، مطابق ادبیات بورسی تله ای به نام فریب خریداران یا خطای بازار رخ می دهد. به طوری که در نمودار شرکت گروه صنایع بهشهر نشان داده شده، قیمت­ ها ۳ بار با سه سطح معتبر و مستحکم ۲۱۸۰ ریال برخورد می کند، اما در برخورد سوم به این سطح نفوذ کرده و سپس قیمت سهم به زیر سطح مقاومت سقوط می کند. بدیهی است سرمایه گذاران از سهام بیش از حد قیمتگذاری شده دست کشیده­ا می باشند. در این حالت فشار عرضه سهام باعث افت قیمت سهم شده است.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

مشابه همین وضعیت فریب فروشندگان است. قیمت­ ها بوسیله فروش های افراطی به زیر سطح حمایت سقوط می کند، اما طولی نمی کشد که معامله گران دوباره تصمیم به خرید می گیرند و آنگاه رشد قیمت سهم سطح حمایت را می شکند و باقی مانده فروشندگان را از عرضه سهام منصرف می کند. نمودار شماره ۲ مربوط به شرکت چادرملو است. حالت دوم نیز می تواند پشیمانی معامله گران را در پی داشته باشد. در این وضعیت انتظارات سرمایه گذاران به گونه ای تغییر می کند که قیمت­ های جدید را می پذیرند؛ بنابراین قیمت­ ها به طور عادی به نفوذ خود ادامه می دهند. به طور کلی در دوره پشیمانی؛ اگر قیمت به سطح حمایت نفوذ کرده باشد به سمت بالا حرکت می کند. (نمودار چادرملو) و چنانچه قیمت به سطح مقاومت نفوذ کرده باشد به سمت پایین حرکت می کند. (نمودار گروه صنایع بهشهر)

بررسی رابطه میان تغییرات قیمت و حجم معاملات

همانطور که در بخش پیشین بدان اشاره شد، حجم معاملات در نقاط تلاقی با سطوح حمایت و مقاومت تعیین کننده روند آتی قیمت است. مهمترین روش برای شناخت رفتار و انتظارات سرمایه گذاران روی سطوح شکست، بررسی رابطه حجم معاملات و قیمت سهم در نقطه شکست است. اگر قیمت ها به سطوح حمایت و مقاومت با افزایش زیادی در حجم معاملات نفوذ کند، دلالت بر آن دارد که انتظارات مبتنی بر قاعده و قانون است.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

ضرب المثل مهمی در بازار بورس وال استریت وجود دارد

این حجم معاملات است که تغییرات قیمت را به وجود می آورد.

حجم معاملات در بازارهای پر رونق نسبتاً سنگین و در بازارهای راکد نسبتاً سبک است.

پشیمانی معامله گران در هنگام پایین بودن حجم معاملات سهام روی می دهد؛ اما اگر سطوح حمایت مقاومت با حجم میانه شکسته شود اشاره بر آن دارد که انتظارات تغییر اندکی یافته است و احتمال بازگشت قیمت ها وجود دارد؛ اما اگر سطوح با حجم بالا شکسته شود دلالت بر افزایش انتظارات سرمایه گذاران و اطمینان از روند آتی خواهد بود. تحلیل گران رابطه بین حجم و قیمت را مورد توجه قرار می دهند. تمایل فروشندگان به عرضه در قیمت های بالاتر و تقاضای زیاد خریداران در قیمت های پایین کلیدی است که اکثر معامله گران از آن استفاده می کنند.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

واژگونی وظایف (Role Reversal)

هر گاه قیمت ها به سطح مقاومت به طور کامل نفوذ کنند، آنگاه سطح مقاومت نقش سطح حمایت را بازی می کند. به طور مشابه، وقتی سطح حمایت به طور کامل شکسته شود، آن سطح می تواند به عنوان سطح مقاومت مطرح گردد.

واژگونی وظایف

نمونه ای از تغییر سطح مقاومت به حمایت در نمودار شرکت ایران ترانسفو نشان داده شده است. هنگامی که قیمت به طور کامل به سطح ۱۰۹۸۴ ریالی نفوذ می کند، به روند رو به رشد خود ادامه داده و هر زمان قیمت ها کاهش یافته (۲ بار ) سطح ۱۰۹۸۴ ریال به عنوان سطح حمایت مانع از کاهش قیمت سهم شده است. سه بار قیمت سهم به سطح مقاومت معتبر و مستحکم ۱۰۹۸۴ ریال برخورد نمود؛ اما در برخورد چهارم موفق به شکست این سطح شد. برخی از معامله گران انتظار ایجاد شرایط فروش و افزایش عرضه در برخورد چهارم را داشتند. آن ها در قیمت های ۱۰۹۸۴ ریال فروشنده سهام بودند، اما با افزایش قیمت به بالای سطح اندوهگین شدند و فروشنده های پیشین اکنون به حامیان قیمت سهم در این محدوده مبدل شده اند. به طوری که دو بار از قیمت سهام در سطح ۱۰۹۸۴ ریال حمایت کرده اند. نمونه ه­ای از این رخداد در بازار بورس ایران به طور مکرر قابل مشاهده است.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

نمودار زیر مربوط به شرکت سرمایه گذاری پتروشیمی است. حمایتی معتبر و مستحکم در سطح ۸۴۷ ریال برای قیمت سهام شرکت وجود داشته است. با یک دوره رشد و افت قیمت سهم و نفوذ آن به سطح ۸۴۷ ریال، سطح حمایت تغییر ماهیت داده و به سطح مقاومتی معتبر تبدیل می شود.

حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال بورس چگونه استفاده می شود؟

وقتی قیمت ها به زیر سطح حمایت سقوط می کند، آن سطح اغلب به سطح مقاومت تبدیل می شود. هر زمان قیمت ها به سطح حمایت قبلی نزدیک می شوند، سرمایه گذاران زیانشان را محدود می کنند و اقدام به فروش سهم می کنند. شکست سطح حمایت می تواند در نتیجه انتشار اخبار منفی صورت گیرد. در هر حال برای اینکه یک واژگونی (معکوس سازی) واقعی رخ دهد، حتما باید قیمت سهام یک حرکت قوی یا جهش بزرگ از سطوح مقاومت و حمایت داشته باشد.

جمع بندی حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

قیمت سهام نشان دهنده ارزش بازاری منصفانه است که مورد موافقت خریداران (مثبت نگرها) و فروشندگان (منفی نگرها) است. تغییر در قیمت سهام نتیجه تغییر در انتظارات سرمایه گذاران در مورد قیمت آتی سهم است. سطح حمایت وقتی به وجود می­ آید که اتفاق آرا بر این است که قیمت پایین تر نمی­ رود. این نقطه ه­ای است که در آن تعداد خریداران از فروشندگان بیشتر است. سطح مقاومت وقتی به وجود می­ آید که اتفاق آرا بر این است که قیمت بالاتر نمی­ رود. این نقطه ه­ای است که در آن تعداد فروشندگان از خریداران بیشتر است. گذر از سطح حمایت یا مقاومت نشاندهنده تغییر در انتظارات سرمایه گذاران و جابجایی در نمودار عرضه و تقاضا است. حجم معاملات برای تعیین قدرت واقعی تغییر انتظارات بکار می آید. پشیمانی معامله­گران معمولا در ادامه گذر از سطح حمایت یا مقاومت وقتی که قیمت دوباره به سطح قبلی بر می گردد رخ می­ دهد. زمانی که بازار از مقاومت می گذرد، مقاومت به حمایت تبدیل می شود. هر چقدر قیمت سطح مقاومت و حمایت را تست کند ولی از آن نگذرد، آن سطح از حمایت یا مقاومت قویتر می شود.

ادامه مطلب
candle-stick
کاربرد الگوهای کندل استیک (شمعی-ژاپنی) در تحلیل تکنیکال

داده های موجود در بازار بورس، بسیار زیاد و متنوع هستند. به همین دلیل، سرمایه گذاران از روش های گوناگونی برای تحلیل این داده ها و استخراج اطلاعات مفید استفاده می کنند. در این میان، برخی از تحلیل ها و روش ها تحسین می شوند و برخی دیگر به شدت مورد انتقاد قرار می گیرند. در این قسمت از خانه سرمایه به سراغ تحلیل تکنیکال و کندل استیک می رویم. در طول این گفتار، تمرکز ما روی شیوه تحلیل ساختارهای قیمت و روش های بررسی نمودار است تا ماهیت اصلی معامله گری تکنیکالی را به شکلی عمیق درک کنیم.

نمودار شمعی یا کندل استیک چیست؟

نمودار شمعی گونه ای از نمودار خطی پیشرفته است که برای مشاهده جزئیات کامل تری از فعل و انفعالات قیمت استفاده می شود. ریشه نمودارهای شمعی به قرن هفدهم و کشور «ژاپن» باز می گردد. از آنجا که نمودار شمعی، تمام داده های قیمتی اولیه مورد نیاز تحلیل گران تکنیکال را در خود جای داده است، کندل استیک ها به ابزار تحلیلی مورد علاقه طیف وسیعی از معامله گران بازار مالی تبدیل شده اند.

ساختار شمع قیمت چیست؟

«شمع قیمت» یک نمودار شمعی است که از تعدادی کندل قیمتی تشکیل شده است. این شمع ها اجزای مختلفی دارند تا نوسانات قیمتی دارایی های مالی را کاملا به تصویر بکشند. هر شمع از یک قسمت توپر به نام «بدنه» و دو بخش نازک به نام «سایه یا فتیله» تشکیل شده است. با هدف نمایش جهت حرکت های قیمت، کندل استیک بر اساس دو رنگ تصویرسازی شده است. شمع «سفید» نشان دهنده افزایش قیمت ها و شمع «مشکی» نشان از کاهش قیمت در تایم فریم است. این دو نوع کندل در تصویر زیر نمایش داده شده اند.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

شمع قیمتی صعودی در سمت چپ و شمع نزولی در سمت راست، همراه با مفاهیم بدنه و سایه (به صورت تصویری) نمایش داده شده اند.

طول سایه ها میزان نوسانات کلی صعودی یا نزولی یک شمع قیمت در تایم فریم مشخصی را نشان می دهند. اگر نمودار خود را به گونه ای تنظیم کنیم که هر شمع قیمتی نشان دهنده تحولات قیمتی یک روز – تایم فریم روزانه – باشد تغییرات قیمتی روزانه هر نماد معاملاتی با استفاده از سایه های کندل استیک قابل مشاهده هستند. بدنه کندل نشان دهنده تفاوت قیمت باز و بسته شدن بازار طی یک دوره زمانی خاص – مثلا روزانه – است. تصویر زیر، یک شمع سفید رنگ صعودی را نمایش می دهد. این کندل در سطح ۱۰ دلاری باز و در نهایت با قیمت ۲۰ دلار بسته شده است. اما بررسی سایه های شمع بیان گر نوسان قیمتی ۵ تا ۲۵ دلاری طی این مدت است.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

روند قیمت از زمان باز تا بسته شدن هر شمع از طریق بدنه نمایش داده می شود. سایه ها شامل کل نوسانات در زمان مشخص شده هستند

اگر همانند تصویر زیر، تعدادی کندل استیک رسم کنیم، تصویر حاصل از اتصال متوالی نقطه بسته شدن شمع های قیمت، یک نمودار خطی را تشکیل خواهد داد. سایه های هر کندل نیز شدت نوسانات قیمت در مدت زمان تشکیل شمع را نمایش می دهند. بنابراین با استفاده از نمودار شمعی، تمام اطلاعات اولیه مورد نیاز برای تحلیل وضعیت قیمت در دسترس شما قرار می گیرند. این موضوع یکی از علت های اصلی استفاده گسترده از نمودارهای شمعی برای تحلیل تکنیکال در شرایط فعلی است. به یاد داشته باشید معامله گری که شیوه تحلیل ساختار کندل و الگوهای شمعی را یاد گرفته باشد، اقدامات بازیگران بازارهای مالی را بهتر متوجه می شود.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

اگر مسیر شمع های قیمتی را دنبال کنید، ترسیم یک نمودار خطی امکان پذیر می شود. کندل استیک ها اطلاعات بیشتری را نمایش می دهند و از این جهت استفاده از آن ها برای بسیاری از تحلیل گران فنی در اولویت قرار دارد.

مبانی کندل استیک

هر شمع قیمت، دارای چهار عنصر اساسی است که هر کدام از آن ها جنبه متفاوتی از رفتار معامله های جاری و تمایلات حاکم بر بازار را نمایش می دهند.

۱- نسبت قدرت خریداران در مقابل فروشندگان

برای یادگیری دقیق تحلیل قیمت و کندل استیک بهتر است که نوسانات قیمت در بازارهای مالی را حاصل نبردی میان خریداران و فروشندگان تصور کنید. در واقع، خریداران بر اساس دیدگاه صعودی خود موقعیت های معاملاتی خرید را در پیش می گیرند و با ایجاد جو مثبت در بازار، قیمت ها را بالا می برند. در طرف مقابل، فروشندگان با پیش‎بینی سقوط بازار و تمرکز بر نشانه های نزولی سعی در کاهش قیمت دارند. هرگاه یکی از طرفین، قدرت بیشتری داشته باشند یکی از حالت های زیر در بازارهای مالی نمایان می شود:

  • اگر قدرت خریداران از فروشندگان بیشتر باشد یا تمایلات صعودی قدرتمندتری در بازار حکم فرما باشد در مقابل سفارش های خرید، فروشنده ای وجود نخواهد داشت. بنابراین قیمت شروع به رشد می کند و تا جایی افزایش می یابد که فروشندگان ناحیه مناسبی برای تلاش مجدد جهت کاهش قیمت مشاهده کنند. این ناحیه باید به قدری بالا باشد که خریداران قبلی نیز در حفظ موقعیت های خود تردید داشته باشند.
  • اگر قدرت فروشندگان نسبت به خریداران بیشتر باشد، قیمت تا زمان ایجاد تعادل میان طرفین بازار و ورود خریداران جدید کاهش خواهد یافت.
  • هرچه عدم تعادل میان این دو دسته از بازیگران بازار بیشتر شود، قیمت در یک جهت حرکت های سریع تری خواهد داشت. اگر قدرت خریداران و فروشندگان تفاوت اندکی داشته باشد، قیمت با شیب ملایم تری تغییر می کند.
  • زمانی که میان تمایلات صعودی و نزولی بازار موازنه برقرار باشد، دلیلی برای تغییر قیمت وجود ندارد. چون در این صورت، هر دو طرف معامله از وضعیت قیمت رضایت دارند و بازار در حالت تراز قرار دارد.
  • همیشه به خاطر داشته باشید که هدف از هرگونه تحلیل قیمت، مقایسه نسبت قدرت میان این دو دسته از فعالان بازار است تا گروه غالب بر بازار را تشخیص دهند و با این کار جهت احتمالی نوسانات قیمت را پیش بینی کنند.

۲- اندازه بدنه شمع قیمت

اندازه بدنه هر کندل استیک نشان دهنده تفاوت بین قیمت باز و بسته شدن است و در مورد قدرت خریداران و فروشندگان جزئیات زیادی را بیان می‎ ‎کند. مهم ترین ویژگی های تحلیل بدنه شمع قیمت در فهرست زیر قرار گرفته اند:

  • یک کندل استیک با بدنه بلند که منجر به افزایش سریع قیمت ها شده است نشان دهنده تمایلات بالای خرید در بازار و روند قوی قیمت است.
  • اگر اندازه بدنه شمع های قیمتی طی یک دوره زمانی رو به رشد باشد با یک روند پرشتاب قوی روبه رو هستیم.
  • زمانی که بدنه کندل ها کوچک می شوند، نشان دهنده افزایش نسبت تعادل قدرت میان خریداران و فروشندگان و پایان روند غالب بازار است.
  • وجود ثبات در اندازه بدنه شمع ها، پایداری روند را تایید می کند.
  • اگر شمع های قیمتی به طور ناگهانی از کندل های صعودی بلند به نزولی تبدیل شوند، نشان از تغییر یک باره روند و مسلط بودن فروشندگان به عنوان نیروی قوی و غالب بازار هستند.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

  • سمت چپ: کندل هایی با بدنه بلند در طول روندهای صعودی و نزولی. معمولا بازار خنثی توسط شمع هایی با بدنه کوچک تشکیل شده است.
  • سمت راست: شمع های افزایشی در طول روند صعودی قوی تر هستند. نقطه اوج، شامل مواقعی است که نسبت قدرت هر دو طرف در نوسان باشد. شرایط خنثی نیز به واسطه کندل های کوچک تر تشکیل می شود.

۳- طول سایه های کندل

بررسی سایه های کندل استیک ابزار مناسبی برای تعیین بازه کلی نوسانات قیمتی دارایی است. مؤلفه های مهم در تحلیل سایه شمع قیمت شامل موارد زیر هستند:

  • سایه های بلند، نشانه ای از وجود تردید در بازار است. چون رقابت شدید خریداران و فروشندگان و عدم موفقیت طرفین بازار در غلبه بر یکدیگر را نشان می دهند.
  • سایه های کوتاه از بازاری پایدار با نوسانات اندک حکایت دارد.
  • بیشتر مشاهده می شود که طول سایه های کندل ها پس از وقوع امواج قیمتی طولانی افزایش پیدا می کنند. تشکیل چنین ساختاری در نمودار بیان گر این است که نسبت قدرت بازیگران بازار همچون گذشته یک طرفه نیست و نبرد سنگینی میان خریداران و فروشندگان وجود دارد.
  • در جریان روندهای قوی که بازار به سرعت در یک جهت پیشروی می کند، معمولا شمع هایی با سایه های کوچک مشاهده می شوند. دلیل این امر تسلط یک دسته از بازیگران بازار بر روند معامله ها است.

۴- نسبت بدنه به سایه

برای درک بهتر رفتار بازار و تحرک های قیمت، این دو عنصر باید با بخش سوم همبستگی داشته باشند. عوامل مهم در این زمینه عبارت اند از:

  • معمولا در طول یک روند قوی، بدنه کندل ها به میزان چشم گیری بزرگ تر از سایه آن ها می شود. هرچه روند قوی تر باشد، قیمت با سرعت بیشتری در همان جهت پیشروی می کند. طی یک روند صعودی قوی، معمولا قیمت در نزدیکی بالاترین ناحیه کندل بسته می شود. بنابراین یا سایه نداریم یا سایه بسیار کوچکی تشکیل خواهد شد.
  • کاهش قدرت روند به معنی تغییر نسبت قدرت طرفین بازار است. در نتیجه، سایه ها نسبت به بدنه کندل، طولانی تر خواهند بود.
  • معمولا بازار خنثی و نواحی تغییر روند از کندل استیک هایی با سایه های بلند و بدنه های کوچک تشکیل می شوند. این وضعیت نشان دهنده وجود تعادل نسبی میان طرفین بازار و عدم اطمینان از جهت حرکت بعدی قیمت است.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

تقریبا هیچ سایه ای در فاز افزایشی سمت چپ وجود ندارد که برقراری روند قوی را تایید کند. به طور ناگهانی سایه های بلند شمع های قیمتی در شرایط خنثی بازار به چشم می خورند که نشانه عدم اطمینان و تشدید نبرد میان خریداران و فروشندگان است. در نهایت، افزایش طول سایه کندل استیک ها، هشداری مبتنی بر احتمال تغییر روند است.

۵- موقعیت بدنه شمع قیمت

از آنجا که میان تحلیل گران تکنیکال ابهام های بسیاری در مورد موقعیت بدنه کندل وجود دارد، در بیشتر موارد شرایط آن ها را بر اساس دو سناریو کلی دسته بندی می کنیم:

  • اگر شما یک سایه بلند را مشاهده کردید که از یک سو به کندل چسبیده و در طرف مقابل آن فقط بدنه وجود دارد فلسفه این سناریو «بازگشت بازار» است و شکل کندلی آن «چکش» نامیده می شود. مثال های سوم و هفتم در تصویر زیر، چنین شمع هایی را نمایش می دهند. بر اساس سایه کندل متوجه می شویم که اگرچه قیمت سعی داشته در روند مشخصی حرکت کند اما معامله گران طرف مقابل با قدرت قیمت را در جهت مخالف هدایت می کنند. این یک الگوی رفتاری مهم است.
  • سناریوی معمول دیگر، تشکیل یک کندل با سایه های بلند یکسان در طرفین با بدنه ای کوچک است. شمع پنجم در تصویر زیر، «کندل تردید» را نشان می دهد. این کندل از یک سو نشان دهنده فضای عدم اطمینان در بازار است. اما در عین حال بیان گر وجود تعادل قدرت میان بازیگران بازار نیز به شمار می رود. در واقع، خریداران برای بالا بردن قیمت تلاش کرده اند، اما فروشندگان هم در کاهش قیمت موفق بوده اند. در نهایت، قیمت به ناحیه باز شدن کندل استیک بازگشته است.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

از سمت چپ به راست: اندازه بدنه کندل استیک قدرت حرکت های بازار را مشخص می کند. هر چه بدنه بزرگ تر باشد گام حرکتی قدرتمندتر است. هرچه سایه های یک کندل بلندتر باشند، تردید بازار و تعادل قدرت میان خریداران و فروشندگان افزایش پیدا می کند.

۶- تسلط بر الگوهای شمعی

اگر الگوهای شمعی را در گوگل جستجو کنید، از همان ابتدا ده ها الگوی شمعی مختلف را مشاهده خواهید کرد. تحلیل گران تکنیکال سنتی بیشتر بر این باور هستند که هر معامله گر باید تمام این الگوها را یاد بگیرد و مفهوم دقیقشان را درک کند تا تشخیص آ ن ها در نمودار قیمت و به هنگام معامله های واقعی امکان پذیر باشد. در واقع، نیازی به حفظ کردن این الگوها نیست و معمولا این کار تاثیر چندانی در روند معامله گری شما ندارد. چون هر شمع قیمتی فقط از چهار عنصر ساده تشکیل می شود. از دیگر معایب فقط حفظ کردن الگوهای کندلی این است که معامله گر از توجه به فعل و انفعالات بازار در مقیاس بزرگ تر غافل می شود. به طور کلی، در معامله گری همواره باید از «تفکر الگو محور» پیش گیری کرد. در واقع، زمانی که یک معامله گر چگونگی تفسیر درست اطلاعات قیمتی را یاد بگیرد، قادر به درک و معامله با هر نمودار قیمتی خواهد بود. هم چنین معامله گری که فقط خود را به مفاهیم تحلیل کندل استیک محدود نکند، توانایی تفسیر درست و دسته بندی هر سناریوی نموداری ممکن را خواهد داشت. معمولا در تحلیل تکنیکال، میان الگوهای تک و چندشمعی تمایز قائل می شویم. در الگوهای تک کندلی ویژگی های یک شمع قیمتی منفرد برای تفسیر شرایط جاری بازار بررسی می شود. اما در الگوهای چندکندلی حداکثر تا سه کندل استیک متوالی ارزیابی خواهند شد. شما می توانید با فراموشی تفکر الگو محور امکان درک و پیش بینی درست سناریوهای قیمتی متفاوت را به دست آورید.

مهم ترین الگوهای Candlestick

الگوی کندل استیک چکش (Hammer)

می توان گفت که «چکش» معروف ترین الگوی کندل استیکی است. این الگو یک سایه بلند دارد که از یک طرف به بدنه چسبیده است و خود بدنه در انتها و طرف مقابل شمع قرار می گیرد. تا زمانی که سایه دوم کندل – طرف مقابل – ایجاد نشده باشد بزرگ یا کوچک بودن بدنه شمع اهمیت چندانی ندارد. تشکیل چکش پس از یک روند صعودی طولانی، بیشتر نشان دهنده بازگشت زود هنگام قیمت خواهد بود. بنابراین، شمع چکش در شمار الگوهای کندل استیکی بازگشتی قرار می گیرد. چون وقوع آن نشانه ای از احتمال پایان روند جاری است. به تصویر زیر توجه کنید. یک چکش با سایه بالایی – چکش وارونه – طی یک روند صعودی نشان می دهد که با وجود تلاش خریداران برای افزایش قیمت ها، تمایلات نزولی در بازار افزایش یافته است و فروشندگان روند قیمت را تغییر داده اند. اگر بدنه این کندل در سطح پایینی خود بسته شود، توانایی فروشندگان به کاهش قیمت کمتر از سطح باز شدن کندل را نشان می دهد. این وضعیت، سیگنال قدرتمندتری از تغییر روند به نزولی را صادر می کند.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

کندل چکش، شامل یک سایه بلند و بدنه ای نسبتا کوچک است. چکش، بازگشت قیمت یا تغییر روند را نمایش می دهد. پس از یک روند صعودی، وقوع چکشی مشابه آنچه که در تصویر است، احتمال وقوع روند نزولی را خاطرنشان می کند.

  • چکش یک کندل بازگشتی است و تغییر روند را نشان می دهد.
  • خریداران در ابتدا قیمت ها را بالا برده اند، اما در ادامه فروشندگان وارد بازار شده و قیمت را به سطوح پایین تر هدایت می کنند.

الگوی کندل استیک مرد به دار آویخته (Hanging Man)

الگوی «مرد آویزان» نیز یکی از الگوهای کندل استیکی بازگشت روند است. اما از نظر ویژگی ها و شیوه تفسیر با چکش متفاوت است. تصویر زیر را مشاهده کنید. در طول روند صعودی یک کندل استیک با سایه پایینی بلند ایجاد شده است که نشان دهنده افزایش ناگهانی تمایل به فروش و توانایی بالای فروشندگان در کاهش شدید قیمت است. با مشاهده چنین مواردی خریداران باید احتیاط کنند. چون معمولا قیمت در طول یک روند صعودی قوی فقط به سمت بالا حرکت می کند و تمام سفارش های فروش توسط خریداران جذب می شوند. بدنه کندل مرد آویزان، نسبتا کوچک است و فاصله کمی میان قیمت باز و بسته شدن وجود دارد. معمولا سایه طرف مقابل این الگوی کندلی بسیار کوچک است و در نظر گرفته نمی شود. در واقع، ویژگی اصلی الگوی مرد آویزان یک سایه بلند بر خلاف جهت روند غالب است که شکل گیری تمایلات جدید در جهت مخالف را به نمایش می گذارد. در این شرایط با عقب نشینی کامل خریداران به سادگی یک روند نزولی جدید شروع می شود. چون تشکیل الگوی مرد آویزان بیان گر آمادگی کامل فروشندگان برای کاهش قیمت است.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

الگوی مرد آویزان نشان می دهد که نسبت قدرت بازیگران بازار به آرامی در حال تغییر است. ایجاد یک سایه بلند رو به پایین بعد از وقوع یک موج صعودی، ورود فروشندگان بیشتری به بازار را تایید می کند.

  • الگوی مرد آویزان افزایش تمایلات فروش در بازار را نشان می دهد.
  • این الگو احتمال رسیدن به سقف بازار و بازگشت قیمت را پیش بینی می کند.

الگوی کندل استیک ماروبزو (Marubozu)

تفسیر الگوی «مارابوزو» بسیار ساده است. چون این الگو فقط شامل یک کندل با بدنه بلند بدون هیچ‎گونه سایه ای است. مارابوزو بیشتر به عنوان کندل محرک و ادامه دهنده روند شناخته می شود. چون از حرکتی قوی در یک جهت قیمتی خبر می دهد. هرچه شمع مارابوزو نسبت به کندل های پیشین خود بزرگ تر باشد، سیگنال ادامه روند نیز قوی تر خواهد بود. پس از تشکیل این الگو انتظار می رود که بازار در جهت روند غالب به حرکت خود ادامه دهد. مثلا ایجاد یک الگوی مارابوزو در طول یک روند صعودی، نشان دهنده این است که تمایل نزولی در بازار وجود ندارد و خریداران همچنان توانایی افزایش قیمت ها به سطوح بالاتر را خواهند داشت.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

کندل استیک مارابوزو فقط بدنه دارد و یک شمع قیمتی محرک قوی به شمار می رود.

  • کندل مارابوزو حرکت های قوی قیمت با شتاب بالا را نشان می دهد.
  • برآیند حرکت های قیمت به هنگام تشکیل این الگو، در یک جهت بازار بوده است.

الگوی کندل استیک دوجی (Doji)

«کندل دوجی» یکی از الگوهای کندل استیکی معروف است. اما اطلاعات کاربردی کمی در ساختار آن وجود دارد. در واقع، دوجی یک شمع خنثی تلقی می شود که شامل دو سایه با طول تقریبا مساوی و بدنه ای کوچک است. سایه های دوجی نشان دهنده تلاش یکسان خریداران و فروشندگان برای هدایت قیمت در جهت صعودی یا نزولی هستند که سرانجام هیچ کدام از طرفین بر دیگری برتری نیافته و قیمت در همان ناحیه ابتدایی بسته می شود. بنابراین، کندل دوجی بیان گر توقف کوتاه روند قیمت و تردید بازیگران بازار است. معمولا تشکیل شمع دوجی در خلال روند بی اهمیت است. چون همه چیز به وضعیت کندل های بعدی بستگی دارد.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

شمع دوجی یک توقف کوتاه در روند بازار و تعادل میان خریداران و فروشندگان را نشان می دهد.

  • شمع دوجی یک کندل خنثی و ناشی از وجود تردید در بازار است.
  • قیمت نوسانات افزایشی و کاهشی دارد. اما در نهایت، در ناحیه باز شدن کندل، بسته می شود.

الگوهای چندشمعی

الگوهای چند شمعی بر اساس عناصر چهارگانه قابل تفسیر هستند و بیشتر آن ها از الگوهای تک شمعی تشکیل شده اند. به عنوان یک تحلیل گر تکنیکال فقط باید مسیر قیمت را دنبال کرده و سپس بر اساس مفاهیمی که تاکنون یاد گرفته ایم، وضعیت قیمت را تحلیل کنیم. الگوهای چندکندلی نسبت به الگوهای منفرد قدرت پیش بینی بالاتری دارند. چون بررسی داده های قیمتی چند کندل متوالی به همان نسبت اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار می دهد. تحقیقات «کیجن آلپ» و «لورون» در کتاب «قدرت پیش بینی الگوهای قیمت» نشان داد که برخی الگوهای چندکندلی مانند «سه سرباز سفید» یا «سه کلاغ سیاه» به احتمال زیاد قدرت بالایی در پیش بینی کوتاه مدت بازار دارند. هم چنین آن ها تایید کرده اند که این الگوها پتانسیل ارائه پیش بینی هایی با نرخ برد تقریبا ۷۵ درصد را دارند. در ادامه، رایج ترین الگوهای شمعی را به شما معرفی می کنیم.

الگوی کندل استیک پوشاننده

این الگو شامل دو کند ل استیک متوالی است؛ به صورتی که شمع دوم به اندازه قابل ملاحظه ای از شمع اول بزرگ تر است و آن را به طور کامل پوشش دهد. کندل دوم بیشتر دارای یک بدنه بزرگ بدون سایه و شبیه الگوی مارابوزو است. اگر اندازه شمع ها به مرور در طول روند نزولی کاهش پیدا کنند نشان دهنده خروج تدریجی فروشندگان از بازار خواهند بود. تشکیل یک کندل پوششی در چنین شرایطی نشان از تغییر ناگهانی نسبت قدرت بازیگران بازار و ورود خریداران بیشتر به بازار است. بنابراین با تشکیل یک کندل منفرد مسیر قیمت به سرعت تغییر می کند. بر همین اساس، الگوی پوششی، یک سیگنال بازگشتی به شمار می رود. معمولا پس از ایجاد کندل پوششی، قیمت در جهت بسته شدن این کندل حرکت می کند. چون نسبت قدرت خریداران و فروشندگان به نفع یکی از طرفین تغییر کرده است.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

ساختار شمعی پوشاننده یک الگوی چندکندلی کاربردی است که یک تغییر ناگهانی و قوی در روند قیمت را نشان می دهد.

  • بیشتر یک سیگنال بازگشتی است.
  • کندل دوم تغییر قدرت غالب بر بازار را نشان می دهد.
  • این الگو منجر به حرکت قیمت با شتاب بالا و در راستای روند جدید می شود.

الگوی کندل استیک سه سرباز سفید و سه کلاغ سیاه

تشکیل الگوی «سه کلاغ سیاه» سیگنالی برای ادامه روند است و شیوه تسلط یافتن توسط فروشندگان بر بازار را به واسطه خروج خریداران نشان می دهد. در تصویر زیر، ساختار یک الگوی سه کلاغ نمایش داده شده است. این الگو شامل سه کندل متوالی رو به پایین است که نقطه باز شدن هر کندل نسبت به ناحیه بسته شدن کندل قبلی در سطح بالاتری قرار دارد. ایجاد یک جهش یا شکاف قیمتی میان قیمت بسته شدن روز قبل و باز شدن روز بعد، یک سناریوی معمول و پرتکرار در بازار سهام به شمار می رود. این جهش های صعودی تلاش های خریداران در راستای افزایش قیمت را نشان می دهند. اما در جریان تشکیل این کندل ها فروشندگان دوباره وارد بازار شده و بر روند قیمت مسلط می شوند. شمع های قیمتی تشکیل دهنده الگوی سه کلاغ سیاه، بیشتر ساختاری شبیه مارابوزو دارند و نشانه ای از وجود یک محرک قوی برای حرکت نزولی خواهند بود. تسلیم خریداران و ناتوانی در ایجاد نوسانات افزایشی، به معنی حضور تمام قد فروشندگان در بازار است. در بیشتر وقت ها ایجاد یک حرکت قوی نزولی پس از تشکیل یک الگوی سه کلاغ سیاه دور از انتظار نیست.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

در بیشتر مواقع، الگوی سه کلاغ سیاه پس از خروج خریداران از بازار، باعث یک حرکت قیمتی شدید می شود.

  • نشان دهنده آخرین تلاش های خریداران است.
  • قیمت به سمت بالا شکافی ایجاد می کند و فروشندگان هر بار قیمت را به سمت پایین هدایت می کنند.
  • فروشندگان بر بازار مسلط می شوند و مقدمات حرکت نزولی سنگین فراهم است.

الگوی کندل استیک سه پله درونی صعودی

این الگو یکی دیگر از ساختارهای قیمتی مهم است که اطلاعات زیادی را در بردارد. دومین شمع از این الگو یک کندل کوچک است که تقریبا توسط کندل قبلی خود پوشش داده شده و داخل آن تشکیل می شود. این بدان معنی است که تحرک های قیمت در حال ضعیف شدن هستند. سومین شمع قیمت یک کندل محرک قوی خواهد بود که همچون مارابوزو با یک بدنه بزرگ تشکیل می شود. شکل گیری این ساختار در نمودار تایید می کند که فروشندگان به طور کامل از بازار خارج شده و در حال حاضر بازار در دست خریداران است. در واقع، الگوی سه پله درونی صعودی نمونه بسیار مناسبی از این موضوع است که آموخته هایمان در مورد شیوه تحلیل کندل استیک های متوالی به شیوه ای موثر و در قالب نکاتی همچون موارد زیر به کار ببریم:

  • کوچک شدن اندازه کندل ها به معنی کند شدن روند بازار است.
  • سایه های بلند بیشتر نشانه ای از فضای تردید در بازار هستند و تشکیل یک کندل محرک قوی بر خلاف جهت سایه های بلند به معنای تایید نهایی تغییر روند است.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

الگوی سه پله درونی صعودی یک سیگنال بازگشتی قوی است و تغییر نسبت قدرت بازیگران را نشان می دهد.

  • یک الگوی بازگشتی است.
  • دومین کندل کوچک تر است که توقف یا پایان روند را نشان می دهد.
  • آخرین شمع قیمت، نشانه تغییر در روند و شتاب حرکت قیمت است.

الگوی کندل استیک ستاره شبانگاهی یا کودک رها شده

الگوهای چندکندلی مختلفی بر مبنای شمع دوجی وجود دارند. با این حال بیشتر آن ها معنی مشابهی دارند. در نظر گرفتن شیوه تشکیل کندل دوجی به عنوان مهم ترین بخش برای داشتن درک عمومی از این الگوها کفایت می کند. دوجی یک کندل خنثی است و توقف موقت در روند قیمت و تعادل میان قدرت خریداران و فروشندگان را نشان می دهد. اگر به عنوان یک معامله گر، دوجی را به عنوان بخشی از یک الگوی کندل استیکی در نظر بگیریم، ساختارهای جالبی را در نمودار قیمت مشاهده خواهیم کرد. الگوی «ستاره شبانگاهی» یک ساختار قیمتی است که در آن دوجی به عنوان یک کندل معمولی پس از یک شمع صعودی در نظر گرفته می شود. شمع دوجی در ابتدا یک درنگ موقت در خلال روند صعودی را نشان می دهد و خودش به تنهایی اهمیتی ندارد. اما اگر پس از دوجی یک شمع مارابوزوی قوی بر خلاف روند غالب بازار شکل بگیرد، در بیشتر مواقع سیگنال نهایی تغییر روند صادر شده است.

مقدمه ای بر تحلیل تکنیکال و کندل استیک

ستاره شبانگاهی یک الگوی شمعی بر مبنای کندل دوجی است. در این الگو شمع دوجی رسیدن قیمت به سقف احتمالی در طول روند صعودی را نشان می دهد و به دنبال آن یک حرکت قوی و مخالف روند غالب، در سومین کندل انجام می شود.

  • جزو ساختارهای کندلی بازگشتی است.
  • دومین کندل (دوجی) نشانه توقف در روند بازار است.
  • تشکیل کندل معکوس پرقدرت (سومین کندل) تغییر روند بازار را تایید می کند.

ساختار الگوی ستاره شبانگاهی نشان می دهد که به هنگام تغییر روند، نسبت قدرت بازیگران بازار نیز به آهستگی تغییر می کند. کندل دوجی یک نقطه عطف در نمودار است. چون خریداران به دلیل افزایش بیش از حد قیمت ها توان افزایش مجدد قیمت ها را ندارند. اما بالا بودن قیمت برای ورود دوباره فروشندگان به قدر کافی جذاب است. در محدوده کندل دوجی نیروی حاصل از تمایلات خرید و فروش یکدیگر را خنثی می کنند و زمانی که فروشندگان وارد بازار شوند شاهد تغییر روند خواهیم بود.

جمع بندی

کندل استیک ها به تنهایی نقطه شروع مناسبی برای تحلیل نسبت قدرت میان خریداران و فروشندگان، تشخیص نقاط احتمالی بازگشت بازار و سیگنال های ادامه روند هستند. به یاد داشته باشید که هر چقدر هم در تحلیل کندل استیک ها حرفه ای باشیم، برای تبدیل شدن به یک معامله گر موفق در بلندمدت کافی نیست. چون با استفاده از این روش تحلیل فقط بخش محدودی از نمودار قیمت را مورد بررسی قرار داده و از جزئیات مهم نمودار غافل شده ایم. در کنار مواردی که تاکنون آموخته ایم، یادگیری مفاهیم مهمی همچون «تحلیل پیشرفته قیمت» و «روند» نیز بسیار مهم هستند. چون توانایی بررسی و تفسیر حرفه ای نمودارهای بلندمدت را در اختیار ما قرار می دهند.

ادامه مطلب
۱ (۳)
آموزش تحلیل تکنیکال بورس در بازارهای مالی

در تحلیل تکنیکال که به عنوان «Technical analysis» نیز شناخته می شود، اوضاع کمی متفاوت است. توجه تحلیل گران در این روش بر روندهای آماری، مانند حرکت در قیمت و حجم سهام، متمرکز است. برخلاف تحلیل بنیادی که ارزش ذاتی سهام در آن مورد بررسی قرار می گیرد، تحلیل گران در تحلیل تکنیکال، نمودارهای سهام را برای پیش بینی وضعیت آیندۀ سهام، یافتن فرصت های معاملاتی و شناسایی الگو ها و روندها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند.

تاریخچه تحلیل تکنیکال در جهان

با وجود اینکه معامله گران بازار به صورت روزانه برای انجام معاملات خود از تحلیل تکنیکال استفاده می کنند، اما بسیاری از آن ها با منشأ و تاریخچۀ این تحلیل آشنا نیستند. برخی از افراد منشأ تاریخچۀ آن  را به ایستگاه های بازرگانی آشوری باستان و بازارهای یونانی نسبت می دهند؛ زیرا براساس شواهد موجود، این افراد در هنگام انجام معاملات خود از حدس و گمان استفاده کرده و نوسانات قیمت را دنبال می کردند.

تاریخچه تحلیل تکنیکال

  • Joseph de la Vega

براساس توصیف Joseph de la Vega، می توان نشانه هایی از تحلیل تکنیکال را در بازارهای هلند در قرن هفدهم دید. جوزف دلاوگا که به عنوان یک تاجر الماس، کارشناس مالی، فیلسوف و شاعر در شهر آمستردام هلند ساکن بود، در سال 1688 شاهکاری به نام «Confusion of Confusions» را نوشت.

متن این نوشته، بر توصیه های کلی سرمایه گذاری متمرکز بوده و در طی این سال ها به چراغ راهنمایی برای منشأ تحلیل تکنیکی مدرن تبدیل شده است؛ زیرا این متن حاوی توضیحات مفصل و معرفی تکنیک های خاصی است. Joseph de la Vega در این کتاب توضیح می دهد که چگونه از چنین تکنیک هایی برای پیش بینی حرکت قیمت سهام در بورس آمستردام استفاده کرده است.

  • Homma Munehisa

یکی دیگر از اولین شواهد به کارگیری تحلیل تکنیکال را می توان در اوایل قرن هجدهم میلادی مشاهده کرد. در این زمان، فردی به نام     Homma Munehisaاز الگوهای شمعدانی برای پیش بینی قیمت برنج در مبادلات ژاپن استفاده کرد. هوما مونهیسا یک تاجر موفق برنج در ساکاتای ژاپن بود. مونهیسا با استفاده از الگوهای شمعدانی در مورد قیمت برنج در بورس به ثروت زیادی دست یافت.

  • تئوری Dow

با وجود اینکه براساس شواهد موجود، قبل از قرن هجدهم میلادی نیز در آمستردام و لندن از تحلیل تکنیکال استفاده شده است، اما در بازار کشور آمریکا شروع استفاده از تحلیل تکنیکال به سال های اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برمی گردد. درواقع فردی به نام  Charles Dow که یکی از بنیان گذاران Dow Jones & Company است، به عنوان پیشگام استفاده از تحلیل تکنیکال در بازار سهام آمریکا شناخته می شود. چارلز داو در سال 1896 نظریۀ داو را توسعه داده است.

  • تئوری Elliot wave

نظریۀ Elliot wave توسط فردی به نام Ralph Nelson Elliott ابداع شده است. الیوت در اواسط 1890 کار خود را به عنوان حسابدار شروع کرد. او با پیشرفتی که در حرفۀ خود داشت، به سرعت در شرکت های موفق مشغول به کار شد؛ تا جایی که توانست به عنوان مشاور کسب و کار  Business Consultant راه خود را ادامه دهد.

الیوت در دهۀ 1930 با استفاده از نمودارهای سالانه، ماهانه، هفتگی، روزانه، ساعتی و نیم ساعته، داده های مربوط به 75 سال اخیر بازار سهام را مطالعه کرد. توجه داشته باشید که در آن دهه مانند امروزه، قدرت محاسباتی ای برای تجزیه و تحلیل نمودارها وجود نداشت و الیوت تمام تحلیل ها را به صورت دستی انجام می داد.

در آن زمان، تمام معامله گران بازار بر این باور بودند که حرکات بازار به صورت تصادفی است. اما با این حال، الیوت اعتقاد داشت که نحوۀ حرکت بازار یک الگو و روند مشخصی دارد. این ایدة او در آن زمان انقلابی تلقی می شد.

تئوری موج الیوت

تحلیل تکنیکال بر معاملات چه تأثیری دارد؟

استفاده از تحلیل تکنیکال در معاملات باعث می شود تا معامله گران بتوانند معاملات سودآوری داشته باشند؛ زیرا با استفاده از این تکنیک معامله گر می تواند روند بازار را به درستی پیش بینی کرده و نقاط ورود و خروج از معامله را به درستی تشخیص دهد.

برای یک تحلیل تکنیکال ساده چه مطالبی را باید بدانیم؟

برای آنکه بتوان یک تحلیل تکنیکال ساده را به درستی پیاده کرد، باید با مفاهیم مهم و اصولی این تکنیک آشنا بود. این مفاهیم عبارتند از:

  • نمودار قیمت
  • انواع قیمت
  • انواع نمودار قیمت
  • مفهوم حجم
  • مفهوم سطح حمایت و مقاومت
  • روندها
  • الگوهای قیمتی

نمودار قیمت چیست؟

به دنباله ای از قیمت ها که در یک بازۀ زمانی مشخص ترسیم و در یک نمودار رسم می شوند، نمودار قیمت گفته می شود. نمودار قیمت در بازار سهام، حرکت قیمت دارایی پایه یا چگونگی تغییر حجم معاملات در طول زمان را به صورت گرافیکی نشان می دهد. پیدا کردن درک درستی از وضعیت بازار و شناسایی روندهای فعلی آن با استفاده از نمودار بازار سهام امکان پذیر خواهد بود.

نمودار قیمت

انواع قیمت در تحلیل تکنیکال

در هنگام انجام تحلیل تکنیکال سه نوع قیمت مختلف مورد بررسی قرار می گیرد که هر یک از آن ها معانی متفاوتی دارند. انواع قیمت در تحلیل تکنیکال عبارتند از:

قیمت بازگشایی (Open)

قیمت بازگشایی که «Open price» نیز گفته می شود، یکی از انواع قیمت های موجود در تحلیل تکنیکال است. قیمت بازگشایی به اولین قیمتی گفته می شود که سهام مورد نظر در یک بازۀ زمانی مشخصی معامله شده است.

قیمت بسته شدن (Close)

قیمت بسته شدن که به عنوان «Close Price» نیز شناخته می شود، یکی از انواع قیمت های موجود در این تحلیل است. قیمت بسته شدن به آخرین قیمتی گفته می شود که سهام مورد نظر در یک بازۀ زمانی مشخصی معامله شده است.

قیمت بالا (High)

قیمت بالا که به عنوان «High Price» نیز شناخته می شود، یکی از انواع قیمت های موجود در تحلیل تکنیکال است. قیمت بالا به بیش ترین قیمتی اطلاق می شود که سهام مورد نظر در یک بازۀ زمانی مشخصی معامله شده است.

قیمت پایین (Low)

قیمت پایین که به عنوان «Low Price» نیز شناخته می شود، یکی از انواع قیمت های موجود در تحلیل تکنیکال است. قیمت پایین به کم ترین قیمتی اطلاق می شود که سهام مورد نظر در یک بازۀ زمانی مشخصی معامله شده است.

انواع نمودار قیمت در تحلیل تکنیکال

همانطورکه در قسمت قبل نیز اشاره شد، نمودار قیمت حرکت قیمت دارایی را به صورت گرافیکی در طول زمان نشان می دهد. در این تحلیل سه نوع نمودار قیمت وجود دارد که در ادامه هر یک را بررسی می کنیم.

  • نمودار خطی
  • نمودار میله ای

نمودار کندل استیک

نمودار کندل استیک

نمودار خطی

نمودار خطی یا همان «Line Graph»، ساده ترین نوع نمودار در تحلیل تکنیکال است. با وصل کردن نقاطی که قیمت پایانی سهم را نشان می دهند، نمودار خطی قیمت – زمان در تحلیل تکنیکال ایجاد می شود.

نمودار خطی

نمودار میله ای

یکی دیگر از انواع نمودارهای موجود در تحلیل تکنیکال، نمودار میله ای یا همان «Bar Chart» است. این نوع نمودار نسبت به نمودار خطی کامل تر و البته کمی پیچیده تر است؛ زیرا در نمودار میله ای علاوه بر قیمت پایانی سهام به قیمت آغازین، بالاترین قیمت و پایین ترین قیمت نیز دارد.

هر میلۀ موجود در این نمودار به صورت خط عمودی رسم شده و از پایین ترین قیمت تا بالاترین قیمت را نشان می دهد. قیمت بازگشایی خط کوتاهی در طرف چپ میله و قیمت بسته شدن خط کوتاه دیگری در سمت راست میله است. درصورتی که قیمت بازگشایی سهام کم تر از قیمت بسته شدن آن باشد، رنگ میله سبز خواهد بود، در غیر این صورت با رنگ قرمز نشان داده خواهد شد.

نمودار میله ای

نمودار کندل استیک

نمودار کندل استیک یا همان نمودار شمعی (Candle graph) آخرین نوع از انواع نمودارهای رایج در تحلیل تکنیکال است. نمودار شمعی از پرکاربردترین نمودارهای موجود است، نسبت به نمودار میله ای اطلاعات بیش تری را به ما نمی دهد.

رنگ نمودار کندل استیک مشخص کنندۀ این است که قیمت بسته شدن سهم بالاتر یا پایین تر از قیمت باز شدن آن بوده است یا خیر. در این نمودار به قسمت میانی کندل بدنه و به خطوط نازک بالاتر یا پایین تر از بدنه سایه یا سر و دم گفته می شود.

نمودار کندل

مفهوم حجم در تحلیل تکنیکال

در یک تعریف ساده، به تعداد سهام یا قراردادهایی که در یک بازۀ زمانی مشخص (معمولاً یک روز) در بازارهای مالی معامله می شوند، حجم گفته می شود. درواقع برای آنکه معامله گران بتوانند نشانه های مربوط به تداوم یا تغییر روند قیمت را درک کنند، باید در کنار تحلیل نمودارهای قیمت توانایی تحلیل حجم معاملات را نیز داشته باشند.

مفهوم سطح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال

یکی دیگر از مفاهیمی که در تحلیل تکنیکال اهمیت دارد، سطوح حمایت و مقاومت (Support & Resistance Levels) است. سطوح حمایت و مقاومت از اصطلاحات موجود در تحلیل تکنیکال بوده و در نمودار قیمت به کار برده می شوند.

در سطوح حمایت، تقاضای خرید به اندازه ای است که مانع از سقوط ارزش سهم شده و در نتیجه، از ریزش بیش تر قیمت جلوگیری می کند. در مقابل، زمانی که ارزش سهم یک روند صعودی را تجربه می کند، در سطوح مقاومت از افزایش بیش تر قیمت جلوگیری می شود.

سطح حمایت در تحلیل تکنیکال

روندها

به جهت کلی بازار یا قیمت یک سهم، روند یا همان TREND می گویند. درواقع تحلیل روند بازار، تکنیکی است که توسط تحلیل گران تکنیکال استفاده می شود. روندها رفتار کلی قیمت را نمایش داده و شامل تمام تغییرات افزایشی و کاهشی قیمت می شوند.

در تکنیک تحلیل گران براساس داده های تاریخی مانند حرکت قیمت و حجم معامله، حرکت های آیندۀ قیمت سهام پیش بینی می شود. همچنین در تحلیل تکنیکال برای آنکه بتوانیم روند را از روی نمودار تشخیص دهیم، از خطوط روند استفاده می کنیم.

اگر نقاط دره مانند موجود در یک نمودار صعودی را به یکدیگر متصل کنیم، یک خط روند صعودی به دست می آید. از این خط روند صعودی با هدف پیش بینی نقاط برگشت سهم استفاده خواهد شد. همچنین در مقابل، اگر در یک نمودار نزولی نقاط سقف را به هم متصل کنیم، یک خط روند مقاومتی به دست می آید.

الگوهای قیمتی

الگوهای قیمتی کلاسیک در دو گروه الگوهای ادامه دهنده و الگوهای برگشتی قرار می گیرند.

الگوهای ادامه دهنده: الگوهای ادامه دهنده در میانۀ یک روند شکل گرفته و پس از عبور از آن روند، قیمت به حرکت سابق خود بازمی گردد.

الگوهای برگشتی: الگوهای برگشتی در میانۀ یک روند شکل گرفته و پس از عبور از آن روند، قیمت به خلاف روند سابق خود حرکت می کند.

برای آموزش تحلیل تکنیکال پیشرفته چه مفاهیمی را بشناسیم؟

در قسمت قبل با مفاهیم پایه ای و مهم تحلیل تکنیکال آشنا شدیم. اکنون در این قسمت به بررسی مفاهیم پیشرفته تری از تحلیل تکنیکال می پردازیم.

نقش اندیکاتور در تحلیل تکنیکال

اندیکاتور در لغت به معنای «شاخص» یا «نشانگر» است. اندیکاتورها ابزارهایی هستند که داده های مفیدی در خصوص چگونگی روند قیمت، شتاب حرکتی قیمت، قدرت روندها و… را در اختیار معامله گران قرار می دهند. به طور کلی در یک نمودار قیمت، اطلاعات بسیار ارزشمندی وجود دارد که تحلیل گران به تنهایی قادر به بررسی تمام این موارد نیستند.

اندیکاتورها با استفاده از توابع، محاسبات و فرمول های ریاضی، بر روی حجم معاملات، قیمت سهم یا هر دوی آن ها شکل می گیرند و سپس تحلیل گران از آن برای پیش بینی، تأیید تحلیل و هشدار استفاده می کنند. در واقع تحلیل گران در کنار تحلیل نمودار قیمت، از اندیکاتورها به عنوان یک ابزار کمکی استفاده می کنند.

نقش اوسیلیتور در تحلیل تکنیکال

اسیلاتور و نحوه کارکرد آن

اسیلاتور «oscillator» که معمولاً در میان معامله گران و تحلیل گران ایرانی تحت عنوان نوسان ساز یا ارتعاش سنج شناخته می شود، یکی دیگر از ابزارهای پیشرفته و کاربردی در تحلیل تکنیکال است. اسیلاتورها بین دو مقدار ثابت مرتبط با قیمت دارایی، نوسان می کنند. تحلیل گران بازار برای تشخیص جهت حرکت قیمت و قدرت آن از اسیلاتور استفاده می کنند.

فیبوناچی (Fibonacci)

فیبوناچی یکی دیگر از ابزاری است که در تحلیل تکنیکال توسط معامله گران استفاده می شود. این ابزار تکنیکال حرکت قیمت را در مرحلۀ اول ردیابی کرده و پس از آن سطوح حمایت و مقاومت افقی را در نمودار قیمت رسم می کند. سطوح حمایت و مقاومت مذکور در نمودار قیمت با نام سطوح فیبوناچی شناخته می شود.

ایچیموکو

اندیکاتور ایچیموکو «ichimoku cloud» یکی دیگر از مهم ترین ابزارهای پیشرفته در تحلیل تکنیکال است. این ابزار تحلیلی اولین بار توسط تحلیل گران ژاپنی ابداع شده است و کاربرد خوبی در چارچوب های زمانی متنوع همچون بازۀ زمانی هفتگی یا دقیقه ای دارد. ایچیموکو از 5 خط تشکیل شده و خطوط حمایت و مقاومت موجود در نمودار را نشان می دهد.

میانگین متحرک

اندیکاتور میانگین متحرک که در زبان انگلیسی با نام Moving Average و مخفف MA شناخته می شود، یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال به شمار می آید. تحلیل گران بازارهای مالی از این ابزار تکنیکال برای مشخص کردن سطوح حمایت و مقاومت موجود در نمودار و پیدا کردن روند سهم استفاده می کنند.

میانگین متحرک

باند بولینگر

باندهای بولینگر (Bollinger Bands) یکی دیگر از ابزارهای تکنیکال هستند که در دهۀ 1980 توسط فردی به نام جان بولینگر ابداع شدند. بولینگر از باند بالایی، میانی و پایینی تشکیل شده است. باند میانی همان میانگین متحرک ساده یا «Simple Moving Average» است. باندهایی که در بالا و پایین قرار دارند، برای نمایش انحراف استاندارد پایین و بالا نسبت به خط میانی در نظر گرفته می شوند.

اندیکاتور RSI

اندیکاتور RSI از ابزارهای پیشرفتۀ تحلیل تکنیکال است. RSI کوتاه شدۀ عبارت «Relative Strength Index» است که در برخی موارد، در میان معامله گران ایرانی با نام «شاخص قدرت نسبی» شناخته می شود. RSI یک اندیکاتور بازگشتی در تحلیل تکنیکال است که تحلیل گران با هدف تعیین نقاط قیمتی و سطوح بازگشتی بازار از آن استفاده می کنند.

اندیکاتور MACD

MACD کوتاه شدۀ عبارت «Moving Average Convergence Divergence» و به معنای واگرایی و همگرایی میانگین متحرک است. MACD توسط Gerald Appel در دهۀ 1970 ایجاد شده است. MACD یکی از ابزارهای پیشرفتۀ تحلیل تکنیکال بوده و معامله گران حرفه ای بازار از آن با هدف تعیین قدرت، جهت و شتاب یک روند استفاده می کنند.

مفهوم واگرایی و کاربرد آن

هنگانی که قیمت دارایی مورد نظر بر خلاف اندیکاتور ها، اسیلاتورها و یا سایر اطلاعات موجود حرکت کند، واگرایی اتفاق افتاده است. درواقع، واگرایی نشان دهندۀ ضعف یک روند و آغاز یک روند جدید دیگر است. معامله گران بازار از این اندیکاتور با هدف تشخیص برگشت سهم استفاده می کنند. فرض کنید روند نمودار قیمت سهام مورد نظر شما صعودی بوده و در این روند صعودی واگرایی مشاهده می کنید. مشاهدۀ واگرایی در این روند صعودی به معنای ایجاد یک روند نزولی خواهد بود.

پرایس اکشن

پرایس اکشن

پرایس اکشن (Price action)، یکی از مهم ترین مفاهیم موجود در تحلیل تکنیکال است که به مطالعۀ حرکت قیمت یک دارایی می پردازد. معامله گرانی که براساس قیمت دارایی معاملۀ خود را انجام می دهند، از این نوع تحلیل تکنیکال استفاده می کنند. درواقع، معامله گران می توانند با مطالعۀ پرایس اکشن و آنالیز عملکرد سایر معامله گران بازار، تصمیم گیری بهتری در هنگام انجام معاملات داشته باشند.

کاربردهای تحلیل تکنیکال بورس

تحلیل گران بازار می توانند در تمام بازارهای مالی ازجمله بورس و سهام، از ابزارهای این تحلیل استفاده کنند. در بازار بورس نیز معامله گران با هدف تشخیص نقاط ورود و خروج معامله از تحلیل تکنیکال استفاده می کنند. استفاده از تحلیل تکنیکال در کنار یک استراتژی معاملاتی درست می تواند باعث سودآوری بیش تری شود.

محدودیت های این تحلیل چیست؟

تحلیل تکنیکال نیز مانند سایر تحلیل های مالی کامل و بدون محدودیت نیست؛ زیرا ممکن است معامله گران نمودار را اشتباه تفسیر کنند. همچنین، ممکن است بازه های زمانی ای که برای میانگین متحرک استفاده می شوند، برای نوع معاملۀ مورد نظر تریدر مناسب نباشد و بسیار طولانی یا خیلی کوتاه باشد. تحلیل تکنیکال سهام و روندها دارای محدودیت های منحصربه فرد جذابی است.

ادامه مطلب
buffet-(4)
جریان نقدی آزاد (FCF) چیست و چگونه محاسبه می‌شود؟

در هنگام محاسبه و بررسی سهم ها ، اکثر سرمایه گذاران با شاخص های بنیادی مانند نسبت ( Price to earnings ratio)P/E ، ارزش بعد از استهلاک ( دارایی شرکت)، نسبت ( Price to book)P/B و نسبت PEG آشنا هستند. به علاوه، سرمایه گذارانی که اهمیت ایجاد نقدینگی را می دانند، از صورت حساب های جریان نقدی شرکت در تحلیل های بنیادی استفاده می کنند. آن ها می دانند که چنین صورت حساب هایی وضعیت بهتری از عملکردهای شرکت ارائه می دهند. اگرچه اندکی از مردم به میزان جریانات نقدی در مقایسه با ارزش کمپانی توجه می کنند، اما بازده جریان نقدی آزاد نسبت به P/E شاخص بهتری است.

جریان نقدی آزاد چیست؟

 نقدینگی در حساب بانکی چیزی است که همه ی شرکت ها مشتاق به دست آوردن آن هستند. سرمایه گذاران علاقه مند هستند تا بدانند که شرکت چه مقدار نقدینگی در حساب بانکی خود دارد. زیرا این عدد عملکرد واقعی یک شرکت را نمایش می دهد. پنهان کردن مشکلات یک شرکت ازجمله عدم مدیریت مالی در صورت حساب های نقدی شرکت کار پیچیده ای است.

جریان نقد، اندازه گیری میزان ورودی و خروجی نقدینگی از حساب بانکی یک شرکت است. جریان نقدی آزاد زیرمجموعه جریان نقدی، میزان نقدینگی باقی مانده برای شرکت پس از پرداخت تمام هزینه های شرکت و هزینه های سرمایه گذاری در شرکت را نشان می دهد. شما سریعاً می توانید میزان جریان نقدی آزاد یک شرکت را از طریق صورت حساب های جریان نقد محاسبه کنید. از مجموع نقدینگی ایجادشده توسط عملیات شرکت شروع کنید. سپس مقدار هزینه های سرمایه گذاری در کمپانی را از بخش جریان نقدی سرمایه گذاری پیدا کنید. سپس میزان هزینه های سرمایه گذاری را از مجموع نقدینگی عملیاتی کم کنید تا به جریان نقدی آزاد برسید.

زمان که جریان نقدی آزاد مثبت است، نشان دهنده ی این است که این شرکت نقدینگی بیشتری نسبت به آنچه برای اجرای کسب وکار و سرمایه گذاری مجدد در شرکت خرج می کند، ایجاد می کند. این شرکت قادر است تا خود را ازنظر مالی تأمین کند و پتانسیل زیادی برای رشد بیشتر در آینده دارد. جریان نقدی آزاد منفی نشان می دهد که شرکت توانایی تولید نقدینگی کافی برای تأمین کسب وکار خود را ندارد. هرچند، شرکت های کوچک جریان نقدی آزاد مثبت ندارند ازآنجایی که بر روی رشد سریع خود سرمایه گذاری می کنند تا سرمایه خود را افزایش دهند.

جریان نقدی آزاد مانند درآمد برای یک شرکت است، بدون اینکه احتیاج به تغییراتی در صورت سود و زیان( income statement) داشته باشد. درنتیجه، شما می توانید از جریان نقدی آزاد استفاده کنید تا عملکرد یک شرکت را اندازه گیری کنید به همان صورتی که درآمد خالص آن را بررسی می کنید. ( هرچند جریان نقدی آزاد با جریان نقدی خالص ( net cash flow)برابر نیست).

جریان نقدی آزاد میزان نقدینگی موجود برای سهامداران است. جریان نقدی خالص میزان سودی است که شرکت با تمام هزینه های پرداختی جاری دارد، بدون در نظر گرفتن وام های طولانی مدت یا صورت حساب ها. شرکتی که جریان نقدی خالص مثبتی دارد، هزینه های فعالیت های جاری را نیز می تواند پرداخت کند و مشکلی از آن بابت ندارد. اما توانایی پرداخت هزینه ها طولانی مدت را ندارد. پس نمی تواند همواره معیار دقیقی برای محاسبه ی پیشرفت شرکت و یا موفقیت آن باشد. نسبت P/E ، میزان درآمد خالص سالانه ی هر سهم عادی را اندازه گیری می کند. هرچند صورت حساب جریان نقدی مقیاس بهتری برای مقایسه عملکرد شرکت نسبت به صورتحساب سود و زیان است.

محاسبه جریان نقد آزاد شرکت

آیا یک ابزار محاسباتی قابل مقایسه برای نسبت P/E وجود دارد که از صورتحساب جریان نقدی استفاده کند؟ خوشبختانه، بله. ما می توانیم از جریان نقدی آزاد و تقسیم آن بر ارزش بازاری شرکت به عنوان یک نشانگر قابل اعتمادتر استفاده کنیم. گفته می شود که بازده جریان نقدی آزاد، به سرمایه گذاران راه دیگری برای اندازه گیری ارزش کمپانی می دهد که قابل مقایسه با P/E است. ازآنجایی که این محاسبه، از جریان نقدی آزاد استفاده می کند، بازده جریان نقدی آزاد اندازه گیری بهتری از عملکرد شرکت فراهم می کند.

معمول ترین راه برای محاسبه بازده جریان نقدی آزاد استفاده از ارزش بازار به عنوان شاخص سهام است. ارزش بازار معیار در دسترسی است که می توان آن را از فرمول زیر تعیین کرد:

بازدهی جریانات نقدی آزاد

راه دیگر محاسبه ی بازده جریان نقدی آزاد استفاده از ارزش اقتصادی به عنوان شاخصی از سهام است. برای بسیاری از افراد، ارزش اقتصادی معیار قابل اعتمادتری از ارزش یک کمپانی است. زیرا شامل وام، ارزش و یا سهم پیشنهادی و سودهای جزئی است. اما شامل نقدینگی و معادل های نقدینگی نمی شود. فرمول آن به صورت زیر است :

بازدهی جریانات نقدی آزاد | شاخصی برای ارزیابی بنیادی سهام

هر دو روش برای سرمایه گذاران روش های ارزشمندی هستند. استفاده از ارزش بازار معادل با نسبت P/E است. ارزش اقتصادی شرایطی را فراهم می کند تا شرکت ها در صنعت های مختلف و کمپانی ها با ساختارهای سرمایه ای متفاوت، مقایسه شوند. برای آسان تر کردن مقایسه نسبت P/E ، برخی از سرمایه گذاران بازده جریان نقدی آزاد را معکوس می کنند و فرمولی از ارزش بازار یا ارزش اقتصادی نسبت به جریان نقدی می سازند.

استفاده از بازده جریان نقدی آزاد

به عنوان مثال، جدول زیر بازده جریان نقدی آزاد چهار شرکت و نسبت های P/E  آن ها در سال ۲۰۰۹ را نمایش می دهد. شرکت اپل نسبت P/E بالایی را به دلیل انتظارات رشد بالای شرکت به خود اختصاص داده است. شرکت ژنرال الکتریک (GE) دارای نسبت P/E ضعیف بود که یک سناریوی رشد کُند را نشان داد. مقایسه عملکرد بازده جریان نقدی آزاد اپل و ژنرال الکتریک با استفاده از ارزش بازار نشان داد که GE در این زمان پتانسیل بالقوه بیشتری را ارائه می دهد. دلیل اصلی این تفاوت میزان بدهی که شرکت ژنرال الکتریک در این زمان، به خصوص ازنظر مالی داشته است می تواند باشد. هم چنین شرکت اپل در این مقایسه بدهی نداشته است. اگر شما ارزش اقتصادی را جایگزین ارزش بازار کنید، اپل گزینه ی بهتری خواهدشد.

از راه مقایسه ی چهار شرکت با در نظر گرفتن ارزش اقتصادی، به این نتیجه می رسیم که شرکت CISCO در بالاترین نقطه جدول با بیشترین بازده جریان نقدی آزاد قرار دارد. در آخر اگر شرکت FLOUR نسبت P/E پایینی دارد، بعد از نگاه کردن و در نظر گرفتن بازده جریان نقدی آزاد شرکت گزینه ی مناسبی برای سرمایه گذاری به نظر می رسد.

بازدهی جریانات نقدی آزاد

عملکرد جریان پول نقد

اگرچه معمولاً در ارزیابی شرکت ها این معیار استفاده نمی شود، اما عملکرد جریان پول نقد یک متغیر است. یک محاسبه در تحلیل بنیادی است که جریان نقدی آزاد طولانی مدت یک شرکت را با نقدینگی خود در طول یک دوره مشابه مقایسه می کند. عملکرد جریان نقدی را می توان برای تعیین کردن مدت زمان لازم برای خرید و سوددهی و ارزش گذاری یک شرکت مورداستفاده قرار داد. این مسئله به روش های زیر محاسبه می شود.

میانگین جریان نقدی آزاد : { (سرمایه گذاری در اوراق بهادار + ( قیمت سهام) – (بدهی ها)} – { دارایی های جاری – موجودی نقد } که معمولاً در ارزیابی شرکت ها استفاده نمی شود.

برای اینکه ببینیم یک سرمایه گذاری ارزشمند است یا نه ممکن است تحلیلگر داده های ده ساله LACFYY را در یک ماه بررسی کند و آن را با عملکرد ده ساله ی اسنادخزانه مقایسه کند. هرچند تفاوت بین این دو بازدهی LAFCY و Treasury کمتر باشد، سرمایه گذاری کمتر موردتوجه قرار می گیرد.

سخن پایانی

بازده جریان نقدی آزاد به سرمایه گذاران و سهامداران راه محاسباتی بهتری برای عملکردهای بنیادی شرکت نسبت به P/E مطرح می کند. سرمایه گذارانی که می خواهند از بهترین نشانگر بنیادی استفاده کنند باید بازده جریان نقدی آزاد را به لیست محاسبات مالی خود اضافه کنند. البته نباید فقط به یک محاسبه پایبند بود. هرچند جریان نقدی آزاد و مقدار آن ازجمله مهم ترین راه برای ارزش گذاری وضعیت مالی یک شرکت است.

ادامه مطلب
book
بهترین کتاب تحلیل بنیادی بورس ایران

یکی از دغدغه های مهم فعالان بازار سرمایه، عدم وجود منبع مطالعاتی مناسب برای تحلیل است. گاهی سرمایه گذاران، تنها با خواندن یک کتاب تحلیل بنیادی، گمان می کنند که با جزئیات بازار آشنا شده اند. در حالی که کتاب دریچه ای برای شناخت اولیه به روی سرمایه گذاران می گشاید. افزایش تعمق دانش افراد در حوزه بازارهای مالی، به ارتقای سواد جامعه سهامداری کمک می کند. همچنین بسیاری از موانع و مشکلات ناشی از ناآگاهی را مرتفع می سازد. در مقاله پیش رو، قصد داریم گزیده ای از بهترین کتاب تحلیل بنیادی را معرفی کنیم تا با مطالعه آن ها بتوانید دید بهتری نسبت به بازار سرمایه پیدا کنید و در این حوزه موفق تر عمل کنید.

معرفی کتاب هایی در حوزه تحلیل بنیادی

1- 23 اصل موفقیت وارن بافت (نویسنده: مارک تایر – مترجمان: سید محمد حسینی بهشتیان، امیر کامگار)

کتاب های تحلیل بنیادی

این کتاب یکی از پرفروش ترین کتاب های نوشته شده در مورد وارن بافت و دیگر بزرگان سرمایه گذاری است. مولف  کتاب، با گردآوری ۲۳ اصل و ۷ اشتباه بزرگ، اصولی که وارن بافت و دیگران را به ثروتمندترین سرمایه گذاران دنیا تبدیل کرد را مطرح می کند.

همان روش های ذهنی و استراتژی هایی که این افراد ایجاد کرده و در مدت ۵۰ سال به انجام آن ها پایبند بوده اند. اگر می خواهید این استراتژی ها را بدانید شما را دعوت به خواندن این کتاب می کنیم.

این کتاب اصول و روش های معامله صحیح در معاملات سهام و مانند آن و گزیده رازهای موفقیت وارن بافت و دیگر نابغه های سرمایه گذاری را به روشنی مطرح می کند. در این کتاب روش های منحصر بفرد وارن بافت و دیگر بزرگان سرمایه گذاری در معاملات سهام و غیره به طور روشن و کاربردی در قالب «23 اصل» و «7 اشتباه نابخشودنی» با شما در میان گذاشته خواهد شد و مقایسه روش های وی و دیگر افراد موفق با سرمایه گذاران شکست خورده در هر فصل، نکات جدید را به طور کاربردی در اختیار شما قرار می دهد.

90 درصد محتوای کتاب راجع به معاملات در بورس و راه های موفقیت هست. تاکید کتاب بر اهمیت اتخاذ روش های ذهنی مناسب و پایبندی به آن ها است.

مطالعه کتاب های مفید و انگیزه دهنده می تواند در انجام معاملات و تفکرات معامله گری نقش بسزایی داشته باشند “۲۳ اصل موفقیت وارن بافت و دیگر نابغه های سرمایه گذاری” عنوان کتابی است به قلم «مارک تایر» که توسط سیدمحمد حسینی بهشتیان و امیر کامگار ترجمه و از سوی نشر نوآور منتشر شده است.

2- شاه کلید بزرگان بورس (نویسنده: علی صابریان)

کتاب های تحلیل بنیادی

این کتاب مفید، توسط آکادمی خانه سرمایه تهیه و چاپ شده و شامل نکات غنی و کاملی برای سرمایه گذاران است که در حوزه تحلیل بنیادی و سرمایه گذاری می تواند راهنمای شما باشد.

در این کتاب، به کلیدهای موفقیت سرمایه گذاری اشاره می شود. نکاتی که شاید عده ی زیادی به آن توجه نمی کنند. مبحث مهم تنوع بخشی سبد سهام و چالش های مربوط به آن یکی از نکات مهم مطرح شده در این کتاب است.

همچنین نویسنده به اهمیت شناخت میزان ریسک پذیری و کسب دانش در این حوزه تاکید می کند.

اهمیت بازه ی زمانی در تحلیل و سرمایه گذاری، دیگر نکته مهم این کتاب ارزشمند است.

صابریان با طرح شش سوال طلایی، خواننده را به چالش می کشد تا بتواند فصل پنجم را به عنوان نقطه عطف کتاب خود به رشته تحریر درآورد.

در ادامه به اشتباهات رایج سرمایه گذاران و گام های طلایی جهت تحلیل دقیق تر و شناخت بازار پرداخته می شود.

در پایان نیز گام های طلایی بزرگان بازار و نکات مهم به نگارش درآمده است.

3- تکنیک های ساده و کاربردی در تحلیل بنیادی( نویسنده علی محمد مرادی)

کتاب تکنیک های ساده و کاربردی در تحلیل بنیادی

سومین کتاب نیز، یکی دیگر از محصولات ارزشمند آکادمی خانه سرمایه است که با رویکردی ساده و تحلیلی به نگارش درآمده است. با افزایش دانش مالی سرمایه گذاران و نگاه عمیق تر تحلیلگران، نیاز به منبع مطالعاتی قوی در بازار حس شد. این کتاب، سعی دارد با تکنیک های کاربردی و با بیان شیوا، راهنمای تحلیلگران باشد تا در یافتن ارزش ذاتی سهم و تحلیل شرکت ها مسیر بهتری بیابند.

یکی از مهم ترین ویژگی های این کتاب، بهره گیری از مثال های ملموس و واقعی است که در بازار سرمایه ایران رخ داده و می تواند در مسیر تحلیل کمک کننده باشد.

و ویژگی دیگر این کتاب، بیان ساده و روان آن است که با خواندن هر صفحه آن به ادامه مطالعه ترغیب می شوید.

همچنین در این کتاب از مطالب صرفا نظری پرهیز شده است. همچنین این کتاب از بیان مطالب صرفاً تئوریک و رسمی پرهیز کرده است. این سه ویژگی توانسته این کتاب را در زمره کتاب های محبوب آکادمی خانه سرمایه قرار دهد.

4- تحلیل بنیادی در بازار سرمایه (نویسنده: سید محمد علی شهدایی)

یکی از افراد شناخته شده در حوزه نگارش کتاب های تحلیل بنیادی، آقای شهدایی است. این کتاب یکی از کتاب های مشهور وی در این حوزه بوده و حاوی نکاتی مفید برای استفاده تحلیلگران بنیادی و فعالان بازار است.

کتاب تحلیل بنیادی در بازار سرمایه

در این کتاب، با نگاهی کاربردی و با اتکا به مبانی علمی به بررسی مجموعه عوامل تاثیر گذار بر تصمیم گیری های یک فعال در بورس خواهیم توانست به پرسش های بی پاسخی که شاید برای ما مطرح بوده پاسخ بدهیم. پرسش هایی مانند:

  • چگونه می توان از نرم افزار و اطلاعات رایگان در تجزیه و تحلیل های بورس استفاده نمود؟
  • چرا عده ای حاضر به سرمایه گذاری در بازارهای مالی می گردند؟
  • در بین استراتژی های معاملاتی متفاوت که پیش روی سرمایه گذاران قرار دارد کدام یک را انتخاب نماییم؟
  • زمان، هزینه های فرصتی، ریسک و… چه تاثیری می تواند بر تصمیم گیری های ما داشته باشد؟
  • بازده مناسب و معقول سرمایه گذاری چه میزانی است و چگونه می توان آن را تعیین نمود؟
  • چگونه بررسی صنایع می تواند در کـسب بازده متناسب از شرکت ها ما را یاری نماید؟
  • عکـس العمل های ما در مقابل شایعات، اخبار و …. چگونه باید باشد؟
  • بازده شرکت، رتبه نقد شوندگی و ترکیب سهامداران چه تاثیری در انتخاب سهام خواهد داشت؟
  • چگونه اعداد و ارقام صورت های مالی ارائه شده توسط شرکت ها را درک می نماییم؟
  • نسبت های مالی گویای چه حقایقی می باشند و چگونه ما را در انتخاب سهام یاری خواهند نمود؟
  • اطلاعیه های منتشره توسط شرکت ها چه می گویند؟

چگونه می توان با رتبه بندی مدیریت در شرکت ها زمینه مناسب انتخاب سهام را فراهم نمود؟

شما در این کتاب، مبانی مقدماتی تحلیل بنیادی را می آموزید. با نسبت های مالی و سایر پارامترهای مقایسه ای تحلیل بنیادی آشنا می شوید. همچنین قادر خواهید بود تحلیل صورت های مالی اساسی را نیز فرابگیرید.

در مجموع اگر به دنبال کتابی مفید و پر محتوا در زمینه آموزش تحلیل بنیادی هستید، این کتاب می تواند راهنمای خوبی برای شما باشد.

5- چگونه سهام سودآور انتخاب کنیم؟ (نویسندگان: مورنینگ استار، پائول لارسون – مترجمان: قربان برارنیا ادبی، محمد روشندل)

Paul Larson, Morningstar

کتاب های تحلیل بنیادی

عنوان کتاب پنجم، بی شک می تواند برای فعالان این حوزه، شگفت انگیز باشد. شما در این کتاب با تجربیات سرمایه گذاران بزرگ دنیا آشنا می شوید. مهم ترین مطالبی که در این کتاب مطالعه می کنید شامل موارد زیر است:

  • تجزیه و تحلیل نسبت های مالی و استفاده از آن ها جهت مقایسه وضعیت شرکت ها
  • آشنایی با مزیت های رقابتی
  • اشنایی با جزئیات صورت های مالی اساسی(صورت سود و زیان و ترازنامه)
  • آشنایی با تفسیر ارقام مالی
  • آشنایی با مفهوم ارزش

همچنین این کتاب نگاهی به مفهوم تنزیل جریان های نقدی دارد. نکات مهم سرمایه گذاری و معرفی استراتژی های سرمایه گذاری و تشکیل سبد سهام از دیگر نکات مهم این کتاب است.

6- به بورس خوش آمدید (نویسنده: مهدی افضلیان)

کتاب های تحلیل بنیادی

کتاب ششم، یکی از ساده ترین و روان ترین کتاب های تحلیل بنیادی و آموزش بورس است که نشر دانش پژوهان جوان آن را منتشر کرده است. این کتاب دومین کتاب از مجموعه کتاب های هنر معامله گری در بورس است که توسط مهدی افضلیان به رشته تحریر درآمده است.

اگر به تازگی به جمع سهامداران بازار سرمایه ملحق شده اید و دنبال منبعی ساده جهت یادگیری هستید، ما به شما این کتاب را پیشنهاد می کنیم.

در این کتاب شما با لزوم سرمایه گذاری، مفاهیم سرمایه گذاری و فرآیند جزئی ورود به بورس آشنا خواهید شد. نگاهی به صندوق های سرمایه گذاری، اصطلاحات رایج بازار و تابلوخوانی از دیگر فصول این کتاب است.

در نیمه دوم کتاب شما با صورت های مالی اساسی و تحلیل آنها همراه خواهید شد.

یکی از بخش های مفید این کتاب، اشاره به مبحث افزایش سرمایه و معایب و محاسن هر کدام است.

ارزش گذاری و سرمایه گذاری موفق نیز فصول پایانی این کتاب را تشکیل می دهند.

7- از صفر تا تحلیل بنیادی (نویسنده: رویا درخشانی)

کتاب از صفر تا تحلیل بنیادی

هفتمین کتاب نیز راهنمای خوبی برای مبتدیان این حوزه است. شما در این کتاب می توانید، با جزئی ترین نکات در حوزه تحلیل بنیادی آشنا شوید. شما می آموزید برای تحلیل بنیادی از کجا شروع کنید و  در جستجوی بررسی چه مواردی باشید. هدف نویسنده از نگارش این کتاب، عمدتا کمک به سرمایه گذاران مبتدی است تا بتوانند راحت تر موضوعات مربوط به این حوزه را فرابگیرند.

وجه تمایز دیگر کتاب تحلیل بنیادی معرفی شده با سایر کتاب های معدود فارسی در مورد این موضوع، انجام تحلیل بنیادی بر اساس بازار سرمایه ایران و آماده به کار کردن فارغ التحصیلان و علاقمندان است. هر خواننده پس از خواندن این کتاب اعتراف خواهد کرد که میزان خلاقیت و حوصله نویسنده در ذکر جزییات کاربردی آموزش تحلیل بنیادی واقعا شگفت انگیز است.

شما در این کتاب با یازده گام اساسی در مسیر تحلیل بنیادی آشنا می شوید. نحوه استخراج میزان تولید و فروش شرکت ها و برآورد مبلغ فروش و پیش بینی کارشناسی از دیگر مباحث این کتاب است.

درخشانی همچنین به تحلیل افقی، عمودی و نسبت های مالی پرداخته است. پیش بینی سود بر مبنای سناریوهای مختلف و ارزش گذاری مبتنی بر قیمت به درآمد از دیگر نکات ارزشمند کتاب از “صفر تا تحلیل بنیادی” است.

8- انتخاب سهام برتر به روش تحلیل بنیادی (نویسنده: علینقی رفیعی امام)

کتاب انتخاب سهام برتر به روش تحلیل بنیادی

در هشتمین کتاب، می آموزیم چگونه با روش تحلیل بنیادی، سهام مناسب را انتخاب کنیم.

رفیعی در این کتاب نخست به معرفی شاخص های اقتصاد کلان و تاثیر آنها بر بازار سهام پرداخته است. در ادامه بازارهای مختلف را معرفی کرده و نحوه فعالیت شرکت های مختلف در آنها را شرح داده است.

ما می توانیم با صنایع مختلف و شاخص های کاربردی هر صنعت و ارتباط آن با فعالیت شرکت ها در این کتاب آشنا شویم. تجزیه تحلیل صورت های مالی شرکت ها و بانک ها از دیگر مباحث مهم این کتاب است.

اگر می خواهید با شاخص های کاربردی در روند تجزیه و تحلیل شرکت ها آشنا شوید، این کتاب به شما کمک خواهد کرد.

یکی از موضوعات مهم در تحلیل بنیادی، نحوه تعیین قیمت ذاتی سهام است که رفیعی در این کتاب به ان پرداخته است.

همچنین شما می توانید مثال های کاربردی و گوناگونی در این کتاب بیابید که در تحلیل بنیادی به شما کمک شایانی خواهد کرد. در پایان نیز تعارفی مربوط به قانون تجارت و شرکت های سهامی آورده شده تا راهگشای خوبی برای استفاده کنندگان این منبع اطلاعاتی باشد.

9- همه چیز درباره سهام (نویسنده: مایکل سینسر – مترجم: مهدی خادمی گراشی)

کتاب های تحلیل بنیادی

نهمین کتاب، راجع به کلیت سهام، دید جامعی به شما می دهد. نویسنده در این کتاب به آموزش شیوه جدید برای آشنایی با بازار سهام و خرید و فروش سهام پرداخته و به بیان شیوه هایی که مانع از ضرر زیاد افراد در بازار سهام می شود ، عوامل موثر بر قیمت سهام ، علت ضرر سرمایه گذاران و بیان عقاید خود در مورد بازار سهام پرداخته است.

در این کتاب، شما با نحوه طبقه بندی سهام و کارهایی که به واسطه آن می توانید انجام دهید، آشنا می شوید.

اگر دنبال کتاب خوبی در زمینه استراتژی های خرید و فروش هستید، این کتاب می تواند منبع خوبی برای شما باشد.

همچنین می تواند روش های متفاوت درخصوص یافتن سهام مناسب برای سرمایه گذاری را فرابگیرید.

ابزارها و الگوهای تحلیل بنیادی یکی دیگر از موضوعات مهم این کتاب است.

اگر می خواهید بدانید چه عوامل بنیادی بر قیمت سهام اثرگذار است، سینسر به بیان ساده و شیوا، پاسخ سوال شما را خواهد داد. در پایان، نویسنده به علل ضرر سرمایه گذاران و عقاید شخصی خود راجع به بازار سهام می پردازد.

10- کتاب تحلیل بنیادی کاربردی در بازارهای داخلی و بین المللی تالیف مت کرانتز ترجمه سیدعلی حسینی، شیما احمدی، حسین سیلسپور

کتاب حلیل بنیادی کاربردی

انتخاب دهم ما برای معرفی، کتابی است که رانتز در خصوص تحلیل بنیادی بازارهای داخلی و بین المللی نوشته است.

شما در این کتاب با چیستی و چگونگی استفاده از تحلیل بنیادی آشنا می شوید. شاید برخی از شما با درک تحلیل بنیادی دستیابی به اطلاعات آن مشکل داشته باشید. این کتاب مشکل شما را حل خواهد کرد. رانتز در ادامه به چگونگی تحلیل شرکت ها می پردازد و اشاره می کند چطور می توان با استفاده از ترازنامه، پایداری یک شرکت را اندازه گیری کرد.

ردیابی وجه نقد و نحوه تحلیل صورت جریان وجه نقد و معرفی نسبت های مالی از دیگر مباحث این کتاب است.

شاید ندانید تحلیل بنیادی چطور می تواند به شما سود برساند، پس این کتاب را بخرید تا به شما بگوید.  شما با دلایل سرمایه گذاری از طریق تحلیل بنیادی آشنا می شوید.

همچنین می آموزید چگونه با جریان وجه نقد تنزیل شده، قیمت مناسب سرمایه گذاری را محاسبه کنید.

بررسی اطلاعات صنعت، روندها، پیوند تحلیل بنیادی با تحلیل تکنیکال از دیگر نکات برجسته این کتاب است. در پایان نویسنده، ده موردی که هنگام تحلیل یک شرکت باید بررسی کنیم و ده کاری که تحلیل بنیادی نمی تواند انجام دهد، را مورد بحث و چالش قرار می دهد.

ادامه مطلب
وبسایت TradingView
آموزش کار با سایت تریدینگ ویو (Trading View)

وبسایت تریدینگ ویو (tradingview.com) یکی از معتبرترین و مهمترین وبسایت ­ها در زمینه تحلیل آنلاین برای تحلیل گران است. نمودار سهام ها و انواع جفت ارزها، شاخص­های بازار امریکا، فلزات، ارزهای دیجیتال و … را می توان در این وبسایت مشاهده نمود. اطلاعات و ابزارهای بسیار زیادی که در این پلت فرم برای استفاده وجود دارد، Tradingview را از سایر پلت فرم های مشابه متمایز ساخته است. همچنین، تمامی ابزارهای تکنیکال اعم از روند، انواع خطوط مقاومت، کانال ­های ساده و فیبوناچی، الگوهای کلاسیک و هارمونیک و … نیز به صورت رایگان برای استفاده تحلیل گران وجود دارد.

توجه: به دلیل اعمال تحریم از سوی سایت تریدینگ ویو امکان دسترسی با آی پی ایران به این سایت امکانپذیر نیست و حتما باید با آی پی خارج از ایران وارد سایت شوید!

تریدینگ ویو چیست؟

تریدینگ ویو یک پلتفرم معاملاتی نوآورانه است که توسط گروهی از برنامه نویسان و معامله گران باتجربه در حوزه ساخت نرم افزارهای معاملاتی طراحی و اجرا شده است. بر اساس دیدگاه مشترک سازندگان تریدینگ ویو، یک پلتفرم معاملاتی باید در عین سادگی مجهز بوده و به راحتی در دسترس تمام افراد قرار گیرد. به این ترتیب برنامه نویسان تریدینگ ویو با بهره گیری از امکانات پیشرفته و ارائه ایده های جذاب و نوآورانه این هدف را به واقعیت تبدیل کرده اند.

طراحی یک رابط کاربری ساده و ارائه لحظه ای نمودارهای معاملات همراه با ایده های تحلیل تکنیکال، اولین قدم در راه اندازی یک پلتفرم معاملاتی تحت وب است. تریدینگ ویو با ارائه امکانات منحصر به فرد و گرد هم آوردن معامله گران از سراسر جهان، به خوبی از پس این موضوع برآمده است.

به این ترتیب با ارائه ابزارها و ویژگی های کاربردی، تریدینگ ویو به مکانی برای تعامل معامله گران تبدیل شده است. از طریق این پلتفرم معامله گران می توانند با هدف آموزش و بهبود مهارت های خود با یکدیگر ارتباط بر قرار کرده و ایده های معاملاتی جدیدی را به اشتراک بگذارند.

تریدینگ ویو چیست؟

دسترسی به سایت تریدینگ ویو

دسترسی به سایت تریدینگ ویو با یک جستجوی ساده در گوگل امکان پذیر است. این پلتفرم در دو نسخه تحت وب و اپلیکیشن دسکتاپ و موبایل در اختیار کاربران قرار گرفته که شما می توانید با توجه به شرایط خود نسخه مناسب را انتخاب کنید. همچنین مانند هر پلتفرم دیگر، جهت دسترسی به امکانات تریدینگ ویو ابتدا باید در این سایت ثبت نام کنید.

دانلود پلتفرم تریدینگ ویو

در اپلیکیشن تریدینگ ویو نیز مانند نسخه تحت وب این پلتفرم، تمام امکانات مورد نیاز کاربران از جمله نمودارهای تحلیلی رایگان، قیمت سهام، فارکس، ارزهای دیجیتال و سایر موارد ارائه شده است. در صورتی که قصد استفاده از نسخه اپلیکیشن تریدینگ ویو را داشته باشید ابتدا لازم است این برنامه را دانلود کرده و سپس وارد اکانت خود شوید.

در صورتی که از قبل در تریدینگ ویو حساب کاربری ایجاد نکرده باشید هم می توانید در اپلیکیشن این پلتفرم، مراحل ثبت نام را طی کنید. این برنامه برای دانلود کاربران موبایل سیستم عامل Android، iOS و همچنین کاربران دسکتاپ ویندوز به صورت رایگان قابل دانلود است.

ثبت نام در تریدینگ ویو

برای ثبت نام در تریدینگ ویو ابتدا از طریق لینک https://www.tradingview.com/markets/ وارد وب سایت Traingview شوید. سپس مانند تصویر زیر، از طریق آیکون پروفایل موجود در گوشه بالا سمت راست صفحه بر روی گزینه sign in کلیک کنید.

ثبت نام در تریدینگ ویو

پس از انتخاب این گزینه، به صفحه ای مشابه تصویر زیر هدایت می شوید. در این صفحه می توانید با استفاده از یکی از گزینه های موجود مراحل ثبت نام خود را ادامه دهید. ما در اینجا مراحل را با گزینه Gmail ادامه می دهیم.

ثبت نام در تریدینگ ویو

پس از وارد کردن اکانت جمیل خود، به تصویر زیر رفته و با وارد کردن عکس و نام کاربری مراحل ثبت نام در وب سایت Tradingview را تکمیل کنید. به این ترتیب به امکانات سایت دسترسی پیدا خواهید کرد.

ثبت نام در تریدینگ ویو

امکان ایجاد حساب دمو تریدینگ ویو

یکی دیگر از مزیت های تریدینگ ویو امکان ایجاد حساب دمو است. حساب دمو در این پلتفرم با نام Paper Trading شناخته می شود. کاربران می توانند با استفاده از این نوع حساب بدون نیاز به واریز پول،  استراتژی های معاملاتی خود را آزمایش کرده و کار با ابزارهای معاملاتی Tradingview را تست کنند. جهت کار با حساب دمو تریدینگ ویو ابتدا لازم است در این سایت ثبت نام کرده و سپس مانند مراحل زیر عمل کنید:

امکان ایجاد حساب دمو تریدینگ ویو

  • پس از ورود به سایت، مانند تصویر بالا به منوی بالای صفحه رفته و از طریق منوی کشویی Products، بر روی گزینه +Chart کلیک کنید.

امکان ایجاد حساب دمو تریدینگ ویو

  • با انتخاب این گزینه به صفحه بالا هدایت می شوید، در این صفحه برای مشخص کردن چارت مورد نظر به گوشه بالا سمت چپ صفحه بروید.
  • بر روی گزینه BTC/USDT کلیک کرده و جفت ارز مدنظر را از پنجره باز شده انتخاب کنید.

امکان ایجاد حساب دمو تریدینگ ویو

  • اکنون در این صفحه، مانند تصویر بالا از طریق منوی موجود در مرکز صفحه بر روی تب “Trading panel” رفته و سپس بر روی گزینه “Paper Trading” کلیک کنید.
  • با انتخاب این گزینه اکانت دمو تریدینگ ویو شما به ارزش 100 هزار دلار فعال می شود.
  • شما می توانید معاملات خود را در این حساب شبیه سازی و آزمایش کنید.

آموزش تریدینگ ویو (Trading View)

با ثبت نام در سایت تریدینگ ویو به آسانی می توان از امکانات آن استفاده نمود.

در شکل زیر برخی قسمت های صفحه اصلی وبسایت را مشاهده می کنید:

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

در ستون سمت راست امکاناتی از قبیل تنظیم کردن آلارم، استفاده از تقویم، گفت و گو با دیگران و به اشتراک گذاری پیش بینی های معاملاتی و غیره و در ستون دوم، دیده بان مورد نظر کاربر، سهم مورد بررسی و اخبار آن قرار دارد. به علاوه در نوار بالایی، اطلاعات کلی برخی از مهمترین شاخص ها، قسمت جست و جو برای یافتن سهم، خلاصه ای از بازار و … را می توان مشاهده نمود. به منظور استفاده بیشتر از امکانات این پلتفرم، سه اشتراک، pro pro+ و premium نیز با ویژگی های متفاوت قرار دارد که از جمله مهم ترین تفاوت های آن ها می توان به استفاده از آلارم، مشاهده چند نمودار در یک صفحه، نمودارهایی بر اساس فرمول های انتخاب شده و … اشاره نمود.

دو محدودیت مشهودی که در اشتراک رایگان وجود دارد، عدم امکان استفاده بیشتر از سه اندیکاتور در یک زمان، مشاهده نمودار قیمت ها در بازه زمانی پایین تر از یک دقیقه و در دسترس نبودن گزینه آلارم است. اما پرکاربردترین قسمت سایت تریدینگ ویو، تحلیل تکنیکال سهم ها است. برای استفاده از قسمت تحلیل تکنیکال می بایست در قسمت جست و جو، نام سهم مربوطه را وارد کرد و سپس گزینه full featured chart را فشار داد.

پس از این صفحه نمودار قیمتی سهم مورد نظر باز می شود:

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

پیش از آغاز هرکاری برای تحلیل باید حالت خاصی را در نمودار قیمت ها تنظیم نمود. دو حالت auto و log در قسمت پایینی نمودار قرار دارد. در صورتی که سهم مورد بررسی هریک از جفت ارزها باشند، نیازی به تغییر حالت auto که حالت اولیه ی نمودار است، نمی باشد. در غیر این صورت، برای تحلیل هر سهمی اعم از فلزات، سهم های بازار امریکا، ارزهای دیجیتال و … می بایست قیمت ها را در حالت log تنظیم نمود. در تصویر بعدی در نوار بالایی به ترتیب نام سهم، بازه های زمانی متفاوت (در اینجا روزانه یا D)، نحوه نمایش نمودار قسمت ها، ابزار مشاهده همزمان چند سهم با هدف بررسی همبستگی میان آن ها، اندیکاتور و … وجود دارد. همچنین در قسمت راست نوار بالایی، می توان از آیکون دوربین برای ذخیره تصویر نمودار استفاده نمود. آیکون های بعدی برای بزرگ نمودن صفحه نمودار و تنظیمات می باشند.

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

در سمت چپ نمودار قیمتی نیز انواع نشانگر ها، ترندها، چنگال اندروز گن ها و فیبوناچی، اشکال هندسی، باکس توضیحات، الگوها و … قرار دارد.

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

ابزار تردیدینگ ویو

هر یک از این ابزار، شامل زیر مجموعه ای هستند که در ادامه به بررسی برخی از آن ها می پردازیم:

  1. روندها: ستون روندها شامل خطوط حمایت و مقاومت و انواع کانال هاست.

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

  1. چنگال اندروز، گن ها و فیبوناچی: شامل انواع چنگال اندروز، گن و فیبوناچی می باشد.

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

  1. اشکال هندسی: شامل قلمو برای رسم شکل مورد نظر، مستطیل، دایره و نیم دایره، منحنی و … است.

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

  1. باکس توضیحات: ابزاری برای یادداشت برداری و نشانه گذاشتن هدف قیمتی است.

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

  1. الگوها: برخی الگوهای کلاسیک مانند الگوی سرشانه، الگوهای هارمونیک مانند انواع ABCD و انواع امواج الیوت در این مجموعه قرار دارد.

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

  1. محاسبه و تخمین، نمودارها و شکلک ها، خط­کش اندازه گیری: یکی از ابزاهای بسیار مفید برای اعمال روی نمودار قیمتی. با این ابزار به آسانی و با یک نگاه می توان متوجه شد که آیا حد سود یا ضرر رعایت شده است یا خیر. Long position و Short position برای مشخص نمودن حدود سود و ریسک در معامله هایی که به ترتیب پوزیشن های buy و sell اتخاذ می شود، قابل استفاده است.

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

حال در خارج از این محدوده، در سمت راست نمودار سهم در کادر قرمز رسم شده، می توان نام سهم، قیمت باز شدن، بسته شدن، بیشترین و کمترین قسمت و تغییرات آن را در بازه زمانی که سهم در آن در حال بررسی است مشاهده نمود. همچنین به ازای هر اندیکاتوری که بر روی سهم فعال است، در سمت راست نیز اطلاعات مرتبط با همان اندیکاتور در دسترس می باشد. به علاوه، هر اندیکاتوری که فعال بوده اما پنهان باشد، به صورت رنگ طوسی نمایش داده می شود. در این شکل اندیکاتور حجم یا Vol پنهان و اندیکاتور MACD فعال است.

آموزش سایت تریدینگ ویو (Trading View)

ابزارهای دیگری که سایت تریدینگ ویو در اختیار تحلیل گران قرار می دهد، استفاده از فیلترنویسی و طراحی کدهایی برای جداسازی سهم هایی با ویژگی های خاص و مورد نظر است. امکانات فراوان دیگری نیز وجود دارد که در صورت نیاز می توان از تحلیل گران و ویدئوهای آموزشی که برای این وبسایت وجود دارد استفاده نمود.

دسترسی به نمودارهای مختلف در سایت تریدینگ ویو

تریدینگ ویو با ارائه ابزارهای قدرتمند نمودارخوانی نظر اکثر معامله گران مبتدی و حرفه ای را به خود جلب کرده است. در این پلتفرم انواع مختلفی از نمودارهای مبتنی بر قیمت و نمودارهای مبتنی بر زمان در دسترس کاربران قرار گرفته است. هر یک از این نمودارهای ویژگی منحصر به فردی داشته و برای یک روش معاملاتی خاص کاربرد خواهد داشت.

بی شک لازم نیست به عنوان یک معامله گر با روش کار تمام نمودارهای موجود آشنا باشید. شما می توانید با توجه به سبک و استراتژی معاملاتی خود، روش های تحلیل برخی از نمودارها را آموزش دیده و در معاملات استفاده کنید. در ادامه لیست نمودارهای پشتیبانی شده در Tradingview آورده شده است:

لیست نمودارهای مبتنی بر زمان در سایت تریدینگ ویو؛ تغییرات نمودار بر اساس تایم فریم (بازه زمانی)

  • نمودار میله ای Bars
  • نمودار شمعی Candles
  • نمودار شمعی Hollow Candles
  • هِیکین آشی Heikin Ashi
  • نمودار خطی Line
  • نمودار خطی Area
  • نمودار خطی Baseline

لیست نمودارهای مبتنی بر قیمت در سایت تریدینگ ویو؛ تغییرات نمودار بر اساس نوسانات قیمتی

  • نمودار رنکو Renko
  • نمودار لاین بریک Line Break
  • نمودار کاگی Kagi
  • نمودار نقطه و شکل Point & Figure
  • نمودار محدوده ای Range

ابزارهای تحلیلی و اشتراک گذاری سایت تریدینگ ویو

TradingView ابزارهای ترسیمی بسیار خوبی را ارائه می دهد. استفاده از این ابزارهای هوشمند این سایت به طور مداوم کاربران را در هنگام انجام معاملات کمک می کنند. چراکه کاربران می توانند با کمک این ابزارهای هوشمند جنبه های فنی معامله را بهتر درک کنند. ابزارهای تکنیکال موجود در سایت تریدینگ ویو عبارتند از:

  • خطوط و روندها
  • حاشیه نویسی ها
  • الگوها
  • اشکال هندسی

اشتراک گذاشتن تحلیل ها tradingview

بی شک بهترین راه پیشرفت و یادگیری، مشورت کردن و کمک گرفتن از ایده ها و نظرات دیگران است. ازاین رو، سایت تریدینگ ویو امکانی را فراهم کرده تا کاربران بتوانند از طریق ویژگی IDEAS با یکدیگر مشورت کرده و از هم بیاموزند. کاربران می توانند با به اشتراک گذاری ایده ها و مفروضات خود، از سایر کاربران بازخورد گرفته و ایده خود را بهبود دهند.

پلتفرمی که تریدینگ ویو برای تحلیل در اختیار کاربر قرار می دهد

یک معامله گر حرفه ای تنها بر اساس داده ها موجود، اهداف سرمایه گذاری و استراتژی های معاملاتی کارآمد وارد معامله می شود. تریدینگ ویو با ارائه شاخص های متنوع، ابزارهای تحلیلی تکنیکال، اخبار اقتصادی و اطلاعات مربوط به تحلیل بنیادی؛ بسته کاملی از ابزارهای مورد نیاز تحلیلی را در اختیار کاربران قرار می دهد. از طرفی جامعه کاربران تریدینگ ویو می توانند با یکدیگر تعامل کرده و از نظرات یکدیگر بهره مند شوند.

دسترسی به اخبار و اطلاعات فنی نمودارهای مختلف در تریدینگ ویو

از آنجایی که سایت تریدینگ ویو به طور مستقیم و در لحظه به بازارهای جهانی متصل است، کاربران می توانند به جدیدترین تغییرات بازار و به روزترین اطلاعات دسترسی پیدا کنند. ممکن است به دلیل تنوع بسیار بالای دارایی های پشتیبانی شده در این پلتفرم، پیگیری اطلاعات مربوط به دارایی مدنظر دشوار به نظر برسد. این سایت با ارائه فیلترهای مختلف، دسترسی به اطلاعات فنی نمودارهای مورد نظر کاربر را تسهیل کرده است.

همچنین دسترسی به جدیدترین اخبار اقتصادی به کاربر کمک می کند تا با در دید بازتری تصمیم گرفته و معامله کند. ازاین رو، سایت Tradingview علاوه بر ارائه اطلاعات فنی نمودارهای مختلف، بخشی را به اخبار اقتصادی اختصاص داده است. برای دسترسی به این بخش تنها کافی ست از طریق منوی بالای صفحه سایت، به صفحه News وارد شوید.

دسترسی به اخبار و اطلاعات فنی نمودارهای مختلف در تریدینگ ویو

اطلاع از داده های اقتصادی جهان در سایت tradingview

سایت تریدینگ ویو با استفاده از شاخص های اقتصادی در نمودارها اطلاعات ارزشمندی را در اختیار کاربران خود قرار می دهد. کاربران می توانند با استفاده از این شاخص ها و اطلاعات حاصل از آنها وضعیت اقتصادی و موارد مرتبط با آن را برای بیش از 200 کشور مختلف دنیا دنبال کنند. در حال حاضر، بیش از 300 شاخص اقتصادی مختلف در نمودارهای تریدینگ ویو وجود دارد.

  • شاخص های اقتصادی کلیدی شامل: تولید ناخالص داخلی، CPI، نرخ سیاست و غیره
  • شاخص های مختص یک صنعت خاص شامل: تولید فولاد، تولیدات ساختمانی، نرخ اشتغال، بیمارستان ها، هزینه های نظامی، تولید خودرو، سهام گندم، فروش فروشگاه های زنجیره ای و…

همچنین کاربران می توانند با جستجوی عبارت ECONOMICS در تب All sources به داده های جدید اقتصادی دسترسی پیدا کنند.

وصل شدن به بروکرهای مختلف و ترید آنلاین

برای اتصال سایت تریدینگ ویو به بروکرهای مختلف ابتدا باید همانند مراحل گفته شده در قسمت های قبلی، در Tradingview یک حساب کاربری ایجاد کنید. پس از ساخت حساب جهت اتصال بروکر مانند مراحل زیر عمل کنید:

  • در این مرحله به صفحه نمودارهای سایت رفته و در بخش پایین صفحه بر روی گزینه “Trading Panel” کلیک کنید.

وصل شدن به بروکرهای مختلف و ترید آنلاین

  • با انتخاب این گزینه لیستی از بروکرهای پشتیبانی شده توسط سایت به شما نمایش داده می شود.
  • از میان گزینه های موجود بروکر مدنظر را پیدا کرده و بر روی گزینه “Connect” کلیک کنید.

وصل شدن به بروکرهای مختلف و ترید آنلاین

  • در این مرحله، صفحه ای مانند تصویر بالا به شما نمایش داده می شود.
  • در این صفحه باید اطلاعات مربوط به Interactive Brokers را وارد کنید.
  • با وارد کردن این اطلاعات و طی کردن تمام مراحل مربوط به قبول قوانین و شرایط سایت، به صفحه Tradingview هدایت شده و مراحل اتصال بروکر تکمیل می شود.

وصل شدن به بروکرهای مختلف و ترید آنلاین

امکانات سایت تریدینگ ویو tradingview

تریدینگ ویو یک پلتفرم کامل همراه با امکانات و ویژگی های منحصر به فرد و کاربردی است. Tradingview با ارائه یک رابط کاربری ساده و قابل درک، استفاده از امکانات پرتعداد خود را برای تمام کاربران حرفه ای و مبتدی تسهیل کرده است. در ادامه این بخش تنها به معرفی و بررسی اصلی ترین امکانات سایت تریدینگ ویو پرداخته ایم.

بررسی چارت در سایت تریدینگ ویو

چارت (Chart) یا همان نمودار، یکی از اصلی ترین امکانات سایت تریدینگ ویو است. معامله گران بخش مهمی از زمان خود را به بررسی و تحلیل این نمودارها اختصاص می دهند. در نگاه اول نمودارهای سایت Tradingview کاملاً ساده به نظر می رسند، اما این موضوع نباید شما را گول بزند. چراکه پس از وارد کردن نام دارایی، یک نمای کلی از نمودار به شما نمایش داده می شود. برای دسترسی به تمام ویژگی های این نمودار، باید روی گزینه “Full-featured chart” کلیک کنید.

تنوع شاخص های ارائه شده در سایت تریدینگ ویو

به کاربران این امکان داده شده تا شخصاً نوع نمودار مورد نظر خود، فواصل زمانی، شاخص ها، هشدارها و دیتاهای مالی را انتخاب کنند. اینها ابزارهای اساسی برای تجزیه و تحلیل نمودار هستند. علاوه بر این که هر کاربر  شاخص های داخلی خود را ایجاد می کند، این امکان وجود دارد تا کاربر بتواند به شاخص های ساخته شده توسط سایر معامله گران نیز دسترسی پیدا کند. تعامل با معامله گران دیگر در جامعه کاربران Tradingview، یک راه عالی برای یادگیری این است.

بررسی Screens در سایت تریدینگ ویو

همه ما حداقل چند سهم یا ارز دیجیتال را می شناسیم. در این پلتفرم این امکان وجود دارد تا به صورت سهام و ارز دیجیتال مورد نظر خود را پیدا کنیم. اما تنوع بسیار بالای دارایی های موجود جستجوی دستی را دشوار می کند.

تریدینگ ویو امکانی را فراهم کرده که بر اساس آن، هر کاربر می تواند از میان هزاران دارایی ارائه شده در سایت، موارد مورد نظر را فیلتر و غربال کند. TradingView شامل 3 اسکرین مختلف Stocks، forex و cryptocurrencies است. همچنین فیلتر سهام، امکان دسترسی به ETFها را نیز می دهد.

بررسی ویژگی Server-side Alerts در سایت تریدینگ ویو

فعالیت در بازارهای مالی برای معامله گران روزانه یک کار تمام وقت است. این افراد باید به صورت لحظه ای تغییرات قیمت، سطوح حمایت و مقاومت نمودار گروهی از دارایی های مدنظر خود را دنبال کنند. این کار دشوار، استرس زا و بسیار زمان بر است. سایت تریدینگ ویو برای حل این مشکل نیز راه حلی ارائه داده است.

در واقع سایت تریدینگ ویو از طریق هشدارهای سمت سرور (Server-side Alerts) این مشکل را حل کرده است. با استفاده از این ویژگی، هر کاربر می تواند  هشدارهای قیمتی را برای دارایی های مورد نظر خود، تنظیم کند. به این ترتیب زمانی که قیمت فعلی دارایی به قیمت تعریف شده برسد، هشداری از طرف سایت به کاربر ارسال می شود.

بررسی ویژگی Server-side Alerts در سایت تریدینگ ویو

جامعه کاربران تریدینگ ویو و به اشتراک گذاری ایده ها

تمام معامله گران موفق بازارهای مالی، قبل از هر اقدامی شروع به تجزیه و تحلیل بازار و وضعیت دارایی مورد نظر می کنند. مشورت با سایر معامله گران باتجربه تر و کاربلد می تواند در این مسیر بسیار کمک کننده باشد. آیا شما هم تا به حال احساس کرده اید که می خواهید برای تأیید مفروضات خود با فردی باتجربه تر مشورت کنید؟ یا اینکه بررسی کنید معامله گران دیگر در تحلیل تکنیکال خود از چه معیارهایی استفاده می کنند؟ در مجموع این ویژگی محیطی را فراهم می کند تا کاربران در کنار هم رشد کرده و پیشرفت کنند.

بررسی ویژگی  Scripts در سایت تریدینگ ویو

ممکن است شاخص های پیش فرض موجود در نمودارهای تریدینگ ویو برای برخی معامله گران کافی نباشد. TradingView با هدف حل این موضوع، زبان برنامه نویسی خود را تحت عنوان Pine Script، توسعه داده است. این ویژگی به کاربران این امکان را می دهد شاخص های سفارشی ایجاد کرده و آنها را در نمودارهای خود ترسیم کنند.

از آنجایی که TradingView بر جنبه اجتماعی معاملات تمرکز دارد، امکانی را ایجاد کرده تا کاربران بتوانند شاخص های سفارشی سازی شده خود را با سایر افراد جامعه به اشتراک گذاشته و در مورد آنها بازخورد دریافت کنند. جهت دسترسی به شاخص های داخلی و هم آنهایی که توسط انجمن ایجاد شده اند، به بخش public library مراجعه کنید.

بررسی بازارها (Markets) در سایت تریدینگ ویو

با استفاده از سایت TradingView، کاربران به مجموعه گسترده ای از داده های بازار دسترسی پیدا می کنند. این داده ها شامل سهام، معاملات آتی، کالاها، فارکس، CFDها و ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین می شوند. در این سایت بیشتر شاخص های اصلی پوشش داده شده و بیش از پنجاه exchange و data feed در دسترس کاربران است.

علاوه بر امکانات مذکور، TradingView داده های بنیادی و اقتصادی را در دسترس کاربران قرار می دهد، این اطلاعات برای سرمایه گذاران بسیار مفید خواهد بود.

ادغام کارگزاری ها با سایت تریدینگ ویو

لازم به ذکر است که سایت تریدینگ ویو به خودی خود یک پلتفرم معاملاتی نیست. یعنی افراد نمی توانند سفارشات خرید و فروش خود را مستقیماً از طریق این پلتفرم ثبت کنند. در واقع Tradingview از تعدادی از صرافی ها پشتیبانی کرده و کاربران می توانند برای انجام معاملات خود به این صرافی ها متصل شوند. صرافی هایی که امکان اتصال به سایت تریدینگ ویو را دارند، عبارتند از:

  • TradeStation
  • OANDA
  • FOREXcom
  • FXCM
  • Alpaca
  • Gemini
  • AMP
  • CQG FCMs (full list)
  • iBroker
  • Saxo Group
  • Tradovate
  • HitBTC
  • WH Selfinvest
  • Alor
  • IronBeam
  • Tiger Brokers
  • Capitalcom
  • Currencycom
  • Chaka
  • Tickmill
  • Global Prime

ارائه تحلیل های بنیادی در سایت تریدینگ ویو

با وجود اینکه سایت تریدینگ ویو با هدف تجزیه و تحلیل تکنیکال دارایی های مالی طراحی شده است، اما با این حال در این پلتفرم داده ها و اطلاعات بنیادی دارایی ها نیز در دسترس کاربران قرار دارد. ارائه این داده ها و تحلیل بنیادی دارایی ها بینش خوبی در مورد نحوه عملکرد پروژه ها به کاربر می دهد.

با بررسی این داده ها کاربر با پتانسیل و اهداف پروژه آشنا شده و در به تحلیلی در مورد شانس پیشرفت و افزایش قیمت دارایی در آینده می رسد. این کار در کنار تحلیل های تکنیکال تصمیم گیری را برای معامله گران تسهیل می کند.

همچنین در سایت تریدینگ ویو می توان داده های بنیادی را بر روی هر نمودار ترسیم کرد. این کار به سرمایه گذاران اجازه می دهد تا داده های مالی مربوطه را در برابر قیمت سهام ترسیم کرده و تجزیه و تحلیل خود را انجام دهند. در واقع این ویژگی کمک می کند تا کاربر از طریق اطلاعات موجود در نمودار، همبستگی میان معیارهایی مانند درآمد و قیمت سهام را مشاهده کند.

داده های بنیادی ارائه شده در سایت تریدینگ ویو عبارتند از:

  • صورت های مالی
  • تحلیل ارزش گذاری دارایی ها
  • داده های تاریخی مربوط به دارایی ها
  • پوشش بازارهای جهانی

بررسی شاخص تکنیکال در سایت تریدینگ ویو

برخلاف تحلیل بنیادی، تجزیه و تجلیل تکنیکال هسته اصلی سایت تریدینگ ویو است. در این سایت برای هر دارایی به صورت اختصاصی چندین نوسانگر، میانگین متحرک (moving averages) و محورها پیگیری می شوند.

تمام این موارد همراه با تایم فریم ها، این امکان را می دهند تا برای هر دارایی یک پیش نمایش سریع از قیمت ارائه شود. در مرحله بعدی هر دارایی در هر بازه زمانی منتخب، به صورت لحظه ای رتبه بندی می شود. این رتبه بندی ها عبارتند: از فروش قوی، فروش، خنثی، خرید و خرید قوی.

آیا می توان از ابزار تریدینگ ویو به صورت رایگان استفاده کرد؟

همانطور که اشاره شد دانلود و ساخت حساب کاربری در پلتفرم تریدینگ ویو کاملاً به صورت رایگان انجام می شود. اما پس از دانلود و ثبت نام در این پلتفرم کاربران باید برای ادامه و استفاده از امکانات موجود یکی از طرح های موجود در برنامه را انتخاب کنند. تریدینگ ویو شامل طرح های پایه ای و پولی می شود.

طرح های پایه ای (Basic plans) این پلتفرم به صورت رایگان در دسترس کاربران قرار می گیرد. در این طرح از تمام امکانات و عملکردهای اساسی پلتفرم پشتیبانی می شود. اما در مقابل، طرح های پولی (Paid Plans) با حذف آگهی ها و ارائه امکانات بیشتر فضای بهتری را برای کاربر ایجاد می کنند. به عنوان مثال، در طرح های پولی تریدینگ ویو از بازه های زمانی طولانی تر و شاخص های معاملاتی بیشتر  پشتیبانی شده و کاربران اجازه دسترسی به قابلیت های بیشتر پلتفرم را پیدا می کنند.

آیا می توان از ابزار تریدینگ ویو به صورت رایگان استفاده کرد؟

خرید اشتراک سایت تریدینگ ویو

اگر مایل به استفاده از پلن های پولی و استفاده از امکانات پیشرفته سایت تریدینگ ویو باشید، لازم است اشتراک این سایت را خریداری کنید. لازم است قبل از خرید اشتراک، بر اساس نیاز خود از میان یکی از چهار نوع حساب کاربری موجود در Tradingview مناسب ترین مورد را انتخاب کنید. اشتراک انواع حساب کاربری این سایت به صورت یک ماهه، یک ساله و دو ساله ارائه شده است.

به دلیل محدودیت های موجود، خرید مستقیم اشتراک سایت تریدینگ ویو برای کاربران ساکن ایران امکان پذیر نیست. برای حل این مشکل می توانید از خدمات سایت های معتبری همچون ایرانیکارت استفاده کنید.

  • اکانت pro: اشتراک ماهانه 14.95 دلار، اشتراک سالانه 155 دلار
  • اکانت pro+: اشتراک ماهانه 29.95 دلار، اشتراک سالانه 299 دلار
  • اکانت Premium: اشتراک ماهانه 59.95 دلار، اشتراک سالانه 599 دلار
ادامه مطلب
صورت های مالی ۰۰
انواع صورت های مالی (معرفی سه جز صورت های مالی اساسی)

استاندارد حسابداری بین المللی شماره ی ۱، صورت های مالی الزامی و چگونگی ارائه ی آن ها را تعریف می کند. صورت های مالی اساسی عبارت اند از:

  • صورت سود و زیان
  •  ترازنامه
  • صورت جریان وجه نقد
  •  ورت سود و زیان جامع
  • یادداشت های همراه صورت های مالی، شامل خلاصه ای از خط مشی های حسابداری

سه جز صورت مالی چیست؟

گزارش وجوه نقد، صورت سود و زیان و ترازنامه

هنگام تهیه صورت های مالی به چه مواردی باید توجه کرد؟

از ویژگی های اصلی تهیه صورت های مالی عبارت اند از:

  •  ارائه منصفانه
  •  مبنای تعهدی حسابداری (در مبنای تعهدی، معاملات و سایر رویدادها در زمان وقوع و نه در زمان دریافت یا پرداخت وجه نقد شناسایی و در اسناد و مدارک و حسابداری ثبت می شود و در صورت های مالی دوره های مربوطه انعکاس می یابد).
  •  مبنای کدام فعالیت (به این معنی که صورت های مالی بر مبنای این فرض تهیه می شوند که شرکت به فعالیت خود ادامه می دهد مگر اینکه مدیریت بخواهد (مجبور شود) آن را منحل کند).
  •  یکنواختی بین دوره ها
  •  اهمیت (صورت های مالی باید عاری از تحریف یا حذف هایی باشند که می تواند بر تصمیمات استفاده کنندگان صورت های مالی تاثیر بگذارد).
  •  اطلاعات قابل مقایسه برای دوره های پیشین باید ارائه شود.

اجزای صورت های مالی چیست؟

صورت سود و زیان

به طور کلی صورت سود و زیان به گزارش درآمدها و هزینه های یک شرکت در یک دوره زمانی خاص می پردازد. عناوین دیگری که برای صورت سود و زیان به کار می روند عبارت اند از صورت عملیات شرکت، یا صورت درآمدها. معادله سود و زیان به صورت زیر هست:

هزینه ها – درآمدها = سود (درآمد) خالص

به کسر هزینه های هر دوره از درآمدهای همان دوره، اصل تطابق اطلاق می شود. طبق این اصل، برای محاسبه صحیح سود هر دوره، باید هزینه های هر دوره از درآمدهای همان دوره کسر شوند. سرمایه گذاران اساسا صورت سود و زیان یک شرکت را به منظور ارزشیابی بررسی می کنند. از سوی وام دهندگان صورت سود و زیان شرکت ها را برای بررسی توان آن ها در بازپرداخت اصل تسهیلات دریافت شده و بهره آن مورد استفاده قرار می دهند.

تعریف اقلام صورت سود و زیان و تهیه صورت سود و زیان

در زیر نمایی کلی از صورت سود و زیان آورده شده که در ادامه به تفصیل تمامی آیتم های آن توضیح داده می شود (تمامی اعداد فرضی است):

صورت های مالی

  • درآمدها (فروش): درآمدها مبالغی هستند که از محل ارائه و فروش خدمات یا محصولات با کسر تخفیفات در طول فعالیت های عادی واحد تجاری کسب می شوند. حسابداری بنگاه های اقتصادی به صورت تعهدی صورت می گیرد بدین معنا که شناسایی درآمد و هزینه بر مبنای انتقال وجه نقد نیست بلکه بر اساس یک سری معیارها و ضوابط خاص انجام می گیرد. شناخت درآمد متضمن ملاحظه این امر است که آیا شواهد کافی مبنی بر وقوع یک افزایش در خالص دارایی ها (حقوق صاحبان سهام) قبل از دوره مورد گزارش وجود دارد یا خیر. مبلغ دریافتی قبل از انجام کار منجر به شاخت درآمد نمی گردد زیرا تا زمانی که کار آنجا نشود، افزایش در دارایی ها ناشی از پیش دریافت با افزایشی مساوی در بدهی ها خنثی می گردد. به طور مثال، حق اشتراک سالانه یک مجله ماهانه که در آغاز دوره اشتراک دریافت می شود تا زمانی که مجله تولید و ارسال نشود (تا زمانی که واحد تجاری یک بدهی به شکل تعهد ایفا نشده مبنی بر تحویل مجله یا برگشت وجه دریافتی دارد)، به عنوان درآمد شناسایی نمی شود. برای نمونه، اگر شما کالایی را به مبلغ ۱۰۰ تومان بفروشید (کالا را تحویل دهید) و مبلغی بابت آن دریافت نکنید، همچنان ۱۰۰ تومان درآمد ثبت خواهید نمود ولی اگر مبلغ ۱۰۰ تومان را دریافت نمایید ولی کالا را تحویل نداده باشید، درآمدی ثبت نخواهد شد و شما این ۱۰۰ تومان را به عنوان یک تعهد در قسمت بدهی های ترازنامه (تحت عنوان پیش دریافت) ثبت می نمایید.
  • هزینه ها: هزینه ها مقادیری هستند که برای ایجاد درآمد مصرف می شوند. هزینه ها شامل بهای تمام شده کالای فروش رفته، هزینه های عملیاتی، بهره (هزینه مالی) و مالیات می شوند. صورت سود و زیان همچنین شامل سودها و زیان هایی می شود که منجر به افزایش (سود) و یا کاهش (زیان) می شود. سود و زیان ممکن است حاصل فعالیت اصلی شرکت باشد و یا درنتیجه فعالیت های عادی کسب و کار نباشد و برای مثال، فروش ضایعات تولید و یا املاک و تجهیزات که شرکت دیگر به آن ها نیاز ندارد به عنوان سود یا زیان در صورت سود و زیان شناسایی می شود؛ بنابراین معادله سود و زیان به صورت زیر بازنویسی می شود:

زیان – سایر هزینه ها – سایر درآمدها + هزینه های عملیاتی – درآمد = سود (درآمد) خالص

ترازنامه

ترازنامه وضعیت مالی شرکت ها را در نقطه ای از زمان گزارش می کند و شامل دارایی ها، بدهی ها و حقوق صاحبان سهام هست که در ادامه فرم کلی آن و توضیحات هر مورد آورده می شود:

صورت های مالی

اقلام مهم ترازنامه

  • دارایی ها: منابعی که درنتیجه مبادلات گذشته به کنترل شرکت درآمده اند و انتظار می رود که در آینده منافع اقتصادی ایجاد کنند.
  • بدهی ها: تعهداتی هستند که درگذشته ایجاد شده اند و انتظار می رود که در آینده باعث خروج وجه نقد یا کاهش منابع اقتصادی شرکت گردند.
  • حقوق صاحبان سهام: تفاوت بین دارایی ها و بدهی ها هست. تحلیل گران گاهی از حقوق صاحبان سهام به عنوان خالص دارایی ها یاد می کنند. نام دیگر حقوق صاحبان سهام، حقوق مالکانه هست.
  • تمامی اقلام در صورتی در صورت های مالی شناسایی می شوند که ورود و خروج وجه نقد ناشی از آن محتمل باشد و ارزش یا بهای تمام مربوطه این اقلام به شکل قابل اتکایی قابل اندازه گیری باشد. دارایی ها و بدهی هایی وجود دارند که دارای ارزش هستند، اما در ترازنامه ثبت نمی شوند، برای مثال ارزش کارکنان و نیروی انسانی شرکت هرگز در ترازنامه ثبت نمی شود.
  • دارایی های جاری: شامل وجه نقد و دیگر دارایی هایی می شوند که در طول یک سال مالی و یا یک چرخه عملیاتی (چرخه عملیاتی مدت زمانی است که برای تولید، خرید موجودی و فروش محصول و وصول وجه نقد لازم است) هرکدام طولانی تر است، تبدیل به وجه نقد می شوند یا مورد استفاده قرار می گیرند. دارایی های جاری به طور معمول با توجه به میزان نقد شوندگی در ترازنامه از بالا به پایین مرتب می شوند؛ بنابراین وجه نقد به عنوان نقدشونده ترین دارایی در اولین سطر در بخش دارایی ها گزارش می گردد. به طور کلی، دارایی های جاری اطلاعاتی را در مورد فعالیت های عملیاتی شرکت ها به دست می دهند.
  • بدهی های جاری: تعهداتی هستند که طی یک سال مالی یا یک چرخه کامل عملیاتی باید پرداخت شوند. به شکل خاص، هر تعهدی که دارای ویژگی های زیر باشد، بدهی جاری قلمداد می گردد:
    • موعد سررسید آن طی یک چرخه عملیاتی باشد.
    • موعد سررسید آن طی یک سال مالی آینده باشد.
    • اساسا برای اهداف معاملاتی و خرید و فروش کوتاه مدت نگهداری شود.
    • هیچ گونه قید و شرطی برای به عقب انداختن موعد سررسید به بیش از یک سال وجود ندارد.
    • دارایی های جاری منهای بدهی های جاری، سرمایه در گردش را تشکیل می دهند. کمبود سرمایه در گردش می تواند سبب به وجود آمدن مشکلات نقدینگی برای شرکت گردد و بیش از اندازه بودن سرمایه در گردش نیز می تواند نشانگر عدم استفاده درست و اثربخش از دارایی ها باشد.
  • دارایی های غیر جاری: دارایی های جاری در مدت زمان کمتر از یک سال یا کمتر از یک چرخه عملیاتی، نمی توانند تبدیل به وجه نقد شوند. این نوع از دارایی ها اطلاعات را درباره فعالیت های مرتبط با سرمایه گذاری شرکت ها ارائه می دهند که پایه و اساس فعالیت های شرکت هست.

صورت جریان وجوه نقد

صورت جریان وجوه نقد اطلاعاتی فراتر از آنچه صورت سود و زیان بر پایه حسابداری تعهدی در اختیار قرار می دهد، تهیه می کند که بر پایه حسابداری نقدی استوار است. این اطلاعات شامل:

 اطلاعات درباره دریافتی ها و پرداختی های نقدی شرکت در طول دوره مالی

 اطلاعات درباره فعالیت های عملیاتی، سرمایه گذاری و تامین مالی شرکت

 درک تاثیر حسابداری تعهدی بر جریان های نقدی

با استفاده از اطلاعات به دست آمده از صورت جریان وجه نقد می توان به برآورد نقدینگی شرکت، توان ایفای تعهدات و انعطاف پذیری مالی ارزیابی کرد و به سوالات زیر پاسخ داد:

 آیا عملیات معمول شرکت جریان نقد مناسب برای باقی ماندن شرکت در رقابت تولید می کند؟

 آیا شرکت نقدینگی لازم برای پرداخت بدهی هایی که سررسید آن ها فرا می رسد را دارد؟

 آیا شرکت نیاز به تامین مالی جدید دارد؟

 آیا شرکت توان رویارویی با حوادث غیرمنتظره را دارد؟

 آیا شرکت می تواند از فرصت های پیش رو بهره کافی ببرد؟

دسته بندی جریان های نقدی در طبقات مختلف

تصویر زیر نمایی از صورت جریان وجه نقد هست که در ادامه آیتم های آن توضیح داده می شود.

صورت های مالی

تمامی اقلام در صورت جریان وجوه نقد از دو منبع ناشی می شوند: ۱) اقلام صورت سود و زیان ۲) تغییرات در حساب های ترازنامه. تمامی دریافت ها و پرداخت های یک شرکت در سه دسته فعالیت های عملیاتی، سرمایه گذاری و یا تامین مالی (طبق استانداردهای ایران در پنج دسته) جای می گیرند.

  • جریان های نقدی حاصل از فعالیت های عملیاتی: جریان های نقدی حاصل از عملیات یا جریان نقدی عملیاتی نیز نامیده می شود، شامل جریان نقدی ورودی و خروجی حاصل از عملیاتی است که سود خالص شرکت را تحت تاثیر قرار می دهد.
  • جریان نقدی ناشی از بازده سرمایه گذاری ها و سود پرداختی بابت تامین مالی: شامل جریان های نقدی ورودی و خروجی حاصل از دریافت بهره و سود نقدی و پرداخت بهره و سود نقدی هست.
  • جریان ناشی از مالیات بر درآمد: شامل جریان های نقدی خروجی حاصل از پرداخت مالیات هست.
  • جریان نقدی حاصل از فعالیت های تامین مالی: شامل جریان های ورودی و خروجی حاصل از فعالیت هایی است که بر ساختار سرمایه شرکت تاثیر می گذارد.

توجه داشته باشید که تحصیل سهام و یا اوراق بدهی شرکت های دیگر (به جز اوراق معاملاتی) و وام های اعطایی به دیگران به عنوان فعالیت های سرمایه گذاری دسته بندی می شوند، ولی سود حاصل از این سرمایه گذاری ها (دریافت بهره و سود پرداختنی) به عنوان فعالیت های عملیاتی گزارش می شوند. همچنین توجه به این نکته ضروری است که اصل وام های دریافتی از دیگران تحت عنوان فعالیت های تامین مالی قرار می گیرد، در حالی که بهره پرداختی بابت آن ها به عنوان فعالیت عملیاتی دسته بندی می شود. به علاوه سود سهام پرداختی به صاحبان سهام شرکت نوعی فعالیت تامین مالی است.

مراحل تهیه صورت جریان وجوه نقد

دو روش برای ارائه صورت جریان وجوه نقد وجود دارد، روش مستقیم و غیرمستقیم. روش غیرمستقیم توسط بیشتر شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرد. این دو روش تنها در ارائه جریان های نقدی عملیاتی تفاوت دارند و ارائه جریان های نقدی حاصل از فعالیت های تامین مالی و سرمایه گذاری در هر دو روش یکسان است.

همواره در نظر داشته باشید:

  •  محاسبه جریان وجه نقد عملیاتی در روش مستقیم و غیرمستقیم متفاوت است.
  •  محاسبه جریان وجه نقد ناشی از فعالیت های تامین مالی و سرمایه گذاری در هر دو روش یکسان است.
  •  بین تغییرات در دارایی ها و تغییرات در جریان وجه نقد رابطه معکوس وجود دارد؛ به عبارت دیگر افزایش در حساب دارایی ها موجب خروج وجه نقد و کاهش در حساب دارایی ها ورود وجه نقد می‎ شود.
  •  بین تغییرات در حساب بدهی ها و تغییرات در جریان نقدی رابطه مستقیم وجود دارد؛ به عبارت دیگر افزایش در حساب بدهی ها موجب ورود وجه نقد و کاهش در حساب بدهی ها موجب خروج وجه نقد می شود.
  •  جریان های نقدی ورودی مثبت و جریان های نقدی خروجی منفی هستند.

انواع دارایی در صورت های مالی

انواع دارایی های جاری

وجه نقد یا معادل وجه نقد

به سرمایه گذاری های کوتاه مدت و به شدت نقد شونده اطلاق می گردد که در هر زمان قابلیت تبدیل به وجه نقد را دارا هستند و ریسک نرخ بهره آن ها بی اهمیت تلقی می گردد.

حساب های دریافتنی تجاری

دارایی های مالی هستند که نشان دهنده مقادیری می باشند که شرکت بابت فروش کالا و یا ارائه خدمات به صورت اعتباری از مشتریان خود طلب دارد. تحلیل حساب های دریافتی نسبت به فروش می تواند اطلاعاتی را در مورد مشکلات وصول مطالبات یک شرکت به دست دهد.

موجودی کالا

موجودی کالا به کالاهای اطلاق می شود که برای فروش به مشتری یا برای تولید کالایی دیگر نگهداری می شوند. شرکت های تولیدی به طور مجزا موجودی مواد خام کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده را گزارش می کنند. بهای تمام شده موجودی کالا شامل بهای خرید، بهای تبدیل و دیگر هزینه های لازم برای قرار گرفتن موجودی کالا در وضعیت و مکان فعلی هست. لازم به ذکر است که هزینه هایی مانند ضایعات غیرعادی مواد، دستمزد و سربار، بهای انبارداری (مگر اینکه بخشی از تولید باشد)، سربار مدیریتی و هزینه های فروش جزو بهای تمام شده محاسبه نمی شوند.

سایر دارایی های جاری

مقادیری هستند که به شکل جداگانه گزارش نمی شوند و باید در کنار سایر موارد یکجا گزارش شوند. پیش پرداخت هزینه ها (هزینه های عملیاتی هستند که از قبل پرداخت شده اند) و دارایی مالیاتی انتقالی به دوره های آتی از این قبیل می باشند. با شناسایی هزینه در صورت سود و زیان، پیش پرداخت هزینه کاهش می یابد. برای مثال چنانچه شرکتی سالانه مبلغ ۴ میلیون ریال در ابتدای سال هزینه اجاره دهد، یک دارایی (وجه نقد) کاهش و در عین حال دارایی دیگری (پیش پرداخت اجاره) به اندازه مبلغ پرداختی افزایش می یابد. در پایان سه ماه اول یک چهارم از مبلغ پیش پرداخت اجاره مورد استفاده قرار گرفته است. در این حالت، شرکت ۱ میلیون ریال هزینه اجاره را در صورت سود و زیان شناسایی می کند و ۱ میلیون ریال نیز از پیش پرداخت اجاره که یک دارایی است کم می کند.

دارایی های غیر جاری

اموال، ماشین آلات، تجهیزات

دارایی های مشهود می باشند که در تولید کالا و خدمات به کار می روند. اموال، ماشین آلات و تجهیزات شامل زمین و ساختمان، اثاثیه و منابع طبیعی می باشند. در مدل بهای تمام شده اموال، ماشین آلات و تجهیزات (به غیر از زمین) به بهای مستهلک شده گزارش می شود (بهای تمام شده تاریخی منهای استهلاک انباشته و کاهش ارزش دارایی ها). به طور کلی زمین مستهلک نمی شود چون دارای عمر نامحدود است.

دارایی های نامشهود

دارایی های غیر پولی می باشند که ماهیت فیزیکی ندارند. اوراق بهادار دارایی نامشهود نیستند. دارایی های نامشهود قابل شناسایی را می توان به شکل جداگانه تحصیل کرد؛ به عبارت دیگر موجودیت این دارایی ها از واحد تجاری مربوطه مجزا است و ارزش آن ها به سایر دارایی ها آن واحد تجاری وابسته نیست، مانند حق اختراع و حق تالیف. دارایی های مشهود غیرقابل شناسایی مانند سرقفلی عبارت از حقوقی هستند که ماهیت مجزا از واحد تجاری ندارند و به صورت جداگانه قابل فروش نیست. دارایی های نامشهود با عمرمحدود در طول عمر مفید خود مستهلک می گردند و مشابه با اموال، ماشین آلات و تجهیزات برای کاهش ارزش بررسی می شوند.

انواع بدهی در صورت های مالی چیست؟

انواع بدهی های جاری

تعهداتی هستند که طی یک سال مالی یا چرخه عملیات، هرکدام طولانی تر است، پرداخت می شوند و شامل:

حساب های پرداختنی

مقادیری هستند که شرکت به تامین کنندگان کالا و مواد خام و خدمات خود بدهکار است. تحلیل حساب های پرداختنی در مقایسه با خریدها می تواند بیانگر مشکلات اعتباری شرکت ها با عرضه کنندگان باشد.

اسناد پرداختنی و بخش جاری بدهی بلندمدت

تعهداتی هستند که در قالب اسناد مالی و سفته به وام دهندگان و اعتباردهندگان داده می شوند. اسناد پرداختنی همچنین می توانند به عنوان بدهی های بلندمدت طبقه بندی شوند. البته این در صورتی است که دارای سررسیدی بیش از یک سال باشند. بخش جاری بدهی بلندمدت بخشی از یک بدهی بلندمدت است که در سررسید کمتر از یک سال پرداخت می شود. این اصطلاح بیشتر در مورد حساب ها و اسناد پرداختی یا تسهیلات دریافتی به کار می رود و آن بخش از وام دریافتی را نشان می دهد که ظرف یک سال از تاریخ ترازنامه باید پرداخت شود.

پیش دریافت درآمد

به درآمد یا سود معوق نیز معروف است و به وجه نقد دریافتی قبل از ارائه خدمات و کالا اطلاق می شود. در هنگام تحلیل نقدینگی شرکت ها به خاطر داشته باشید که پیش دریافت درآمد مستلزم خروج وجه نقد در آینده (مانده حساب های پرداختنی) نیست. پیش دریافت درآمد همچنین می تواند نشانگر رشد درآمدهای آتی شرکت باشد چرا که به زودی در صورت سود و زیان شناسایی خواهد شد.

انواع بدهی های غیر جاری

بدهی های مالی بلندمدت

بدهی های مالی شامل وام های بانکی، اسناد پرداختنی، اوراق قرضه پرداختنی و اوراق مشتقه هستند.

اجزای حقوق صاحبان سهام در صورت های مالی

حقوق صاحبان سهام

منافع باقی مانده صاحبان سهام در دارایی ها پس از پرداخت بدهی های شرکت، حقوق صاحبان سهام نامیده می شود. حقوق صاحبان سهام شامل سرمایه پرداخت شده، سهام ممتاز، سهام خزانه، سود انباشته، حقوق اقلیت و سایر اقلام سود جامع هست. سرمایه پرداخت شده میزان پرداختی صاحبان سهام عادی به شرکت است. طبق قانون تجارت در ایران، انتشار سهام باید باارزش اسمی ۱۰۰۰ ریال باشد و انتشار سهام بدون ارزش اسمی متفاوت از ۱۰۰۰ ریال ممنوع است. همچنین تعداد سهام عادی قابل انتشار، منتشرشده و جاری نیز گزارش می شود. سهام قابل انتشار تعداد سهامی است که شرکت می تواند طبق قوانین منتشر کند، سهام منتشرشده تعداد سهامی است که شرکت به سهام داران فروخته است. سهام جاری برابر است با سهام منتشرشده منهای سهامی که شرکت بازخرید کرده است.

سهام ممتاز

سهام ممتاز حقوق و مزایایی دارد که سهام عادی از آن ها برخوردار نیست. برای مثال صاحبان سهام ممتاز دارای سود سهام با نرخ مشخصی هستند که معمولا به صورت درصد مشخصی از ارزش اسمی گزارش می شود و صاحبان سهام ممتاز در صورت ورشکستگی شرکت در دریافت حقوق خود بر صاحبان سهام عادی اولویت دارند. سهام ممتاز را می توان بسته به شرایط به عنوان بدهی و یا حقوق صاحبان سهام دسته بندی کرد. برای مثال سهام ممتاز دائمی که قابل بازخرید نیستند به عنوان حقوق صاحبان سهام دسته بندی می شود، اما سهام ممتازی که با یک مبلغ ثابت قابل بازخرید هستند به عنوان نوعی بدهی مالی دسته بندی می شود.

سود انباشته

بخش توزیع نشده سود خالص شرکت از ابتدای فعالیت شرکت است، سودهای تجمعی شرکت که به عنوان سود نقدی توزیع نشده است.

سهام خزانه

سهامی است که توسط خود شرکت ناشر سهام خریداری می شود، اما ابطال نمی شود. سهام خزانه حقوق صاحبان سهام را کاهش می دهد. سهام خزانه به عنوان سرمایه گذاری در شرکت به حساب نمی آید، همچنین حق رای ندارد و سود دریافت نمی کند.

تفسیر ترازنامه و صورت تغییرات در حقوق صاحبان سهام

ترازنامه هم مقیاس عمودی هر یک از اقلام ترازنامه را به صورت درصدی از کل دارایی ها شرح می دهد، درواقع هم مقیاس شدن ترازنامه را با حذف کامل اندازه شرکت استاندارد می کند و این اجازه را می دهد تا بتوان شرکت های مختلف را باهم مقایسه کرد و یا داده های یک شرکت در طول زمان (سری زمانی) را باهم مقایسه کرد. به عنوان مثال در زیر نمونه ای از ترازنامه دو شرکت رقیب گهربار و تموز آورده شده است.

صورت های مالی

شرکت گهربار به وضوح شرکت بزرگ تری از شرکت تموز است. با تبدیل ترازنامه به ترازنامه هم مقیاس می توان عامل اندازه شرکت را از بین برد.

صورت های مالی

سرمایه گذاری شرکت گهربار در دارایی جاری ۲۵٪ کل دارایی شرکت است و اندکی بیشتر از ۲۳٪ سرمایه گذاری شرکت تموز است. بدهی جاری شرکت گهربار ۲۲٪ کل دارایی شرکت است و بسیار بیشتر از مقدار ۷٪ برای شرکت تموز است؛ بنابراین نقدینگی شرکت گهربار کمتر است و ممکن است در پرداخت بدهی های سررسید شده خود با مشکل مواجه شود. سرمایه در گردش بیشتر شرکت تموز ممکن است موجب عدم استفاده بهینه از منابع شود.

بازده سرمایه گذاری در سرمایه در گردش معمولا کمتر از بازده دارایی های بلندمدت است. با نگاهی دقیق تر به دارایی های جاری می توان دریافت که شرکت گهربار درصد وجه نقد به کل دارایی کمتری نسبت به شرکت تموز گزارش کرده است. درواقع شرکت گهربار وجه نقد کافی برای پرداخت بدهی های جاری خود بدون فروش موجودی کالا و یا وصول حساب های دریافتنی را ندارد. موجودی کالای شرکت گهربار ۱۲٪ دارایی کل است و این میزان بیشتر از ۶٪ برای شرکت تموز است.

داشتن موجودی کالای بیشتر ممکن است نشانه مهجور بودن موجودی کالا باشد، البته تجزیه و تحلیل بیشتر موجودی کالا ضروری است. نه تنها بدهی جاری شرکت گهربار بیشتر از شرکت تموز است، بلکه شرکت گهربار دارای بدهی بلندمدت بیشتری نسبت به شرکت تموز است (۵۸٪ در مقابل ۳۳٪)؛ بنابراین شرکت گهربار ممکن است در پرداخت بدهی های بلندمدت خود با مشکل مواجه شود زیرا در ساختار سرمایه اش بدهی بیشتری دارد. تجزیه و تحلیل هم مقیاس می تواند برای ارزیابی استراتژی های یک شرکت نیز به کار رود. شرکت گهربار از طریق تحصیل و اکتساب شرکت دیگر در حال رشد است، زیرا سرقفلی گزارش کرده است، در حالی که شرکت تموز به صورت داخلی در حال رشد است، زیرا سرقفلی گزارش نکرده است. این احتمال وجود دارد که شرکت گهربار تحصیل شرکت دیگر را از محل بدهی تامین مالی کرده باشد.

تحلیل نسبت های مربوطه

محاسبه و تفسیر نسبت های نقدینگی و توان ایفای تعهدات

نسبت های تزار نامه تنها به مقایسه اقلام ترازنامه می پردازد. نسبت های ترازنامه، همراه با تحلیل ترازنامه هم مقیاس، می تواند برای ارزیابی نقدینگی و توان شرکت در ایفای بدهی های بلندمدت مفید باشد. نتایج حاصله باید در طول زمان و میان شرکت های مختلف مقایسه شود.

نسبت های نقدینگی: این دسته از نسبت ها به اندازه گیری توان شرکت در پرداخت بدهی های کوتاه مدت می پردازد. نسبت های نقدینگی شامل نسبت جاری، نسبت آنی، نسبت نقدی است.

صورت های مالی

اگرچه هر سه نسبت توانایی شرکت در پرداخت بدهی های جاری را می سنجد، اما به هر سه باید هم زمان توجه کرد. برای مثال فرض کنید شرکت الف در مقایسه با شرکت ب نسبت جاری بزرگ تر و نسبت آنی کوچک تری دارد، این به دلیل موجودی کالای بیشتر شرکت الف نسبت به ب است. نسبت سریع یا نسبت آنی بعد از خارج کردن موجودی کالا از دارایی جاری محاسبه می شود. تحلیل های مشابهی می تواند از مقایسه نسبت های آنی با نسبت های نقدی حاصل شود. نسبت نقدی بعد از خارج کردن موجودی کالا و حساب های دریافتنی از دارایی جاری محاسبه می شود.

نسبت های توان ایفای تعهدات بلندمدت: این نسبت ها برای اندازه گیری توان شرکت در بازپرداخت بدهی های بلندمدت به کار می روند. نسبت های بدهی بلندمدت شامل نسبت بدهی بلندمدت به حقوق صاحبان سهام، نسبت کل بدهی به حقوق صاحبان سهام، نسبت بدهی و نسبت اهرم مالی هست.

صورت های مالی

هر چهار نسبت برای اندازه گیری توان شرکت در بازپرداخت بدهی های بلندمدت به کار می روند، اما این نسبت ها را نیز باید در کنار هم موردتوجه قرار داد. برای مثال، شرکت الف ممکن است در مقایسه با شرکت ب نسبت بدهی بلندمدت به حقوق صاحبان سهام بزرگ تری داشته باشد، اما نسبت کل بدهی به حقوق صاحبان سهام کوچک تری داشته باشد. این امر نشان دهنده آن است که شرکت ب از بدهی بلندمدت بیشتری برای تامین مالی در ساختار سرمایه اش استفاده می کند.

در محاسبه نسبت های بدهی بلندمدت، بدهی شامل همه تعهداتی است که مستلزم پرداخت بهره هست. از طرف دیگر نسبت بدهی اهرم مالی اثر تمام بدهی ها، شامل بدهی های متضمن بهره و بدهی های بدون بهره را شامل می شود.

همواره باید به محدودیت های نسبت های ترازنامه توجه کنید که شامل موارد زیر است:

  •  مقایسه با شرکت های رقیب به دلیل تفاوت در روش های حسابداری متفاوت شرکت ها دشوار است.
  •  مقایسه شرکت هایی که در صنعت های مختلف فعالیت می کنند دشوار است.
  •  تفسیر نسبت ها به میزان زیادی بستگی به قضاوت دارد.
  •  داده های ترازنامه تنها یک مقطع از زمان را نشان می دهند.

تفاوت بین صورت جریان وجوه نقد با سایر صورت های مالی

صورت جریان وجوه نقد مقدار ابتدا و انتهای دوره وجه نقد در یک دوره مالی را مرتبط می سازد. تغییر در میزان موجودی نقد و درنتیجه فعالیت های عملیاتی، سرمایه گذاری و با در نظر گرفتن موارد استثناء، فعالیت های عملیاتی مربوط به دارایی های جاری و بدهی های جاری هست. فعالیت های سرمایه گذاری معمولا مربوط به دارایی های غیر جاری و فعالیت های تامین مالی عموما مربوط به بدهی های غیر جاری و حقوق صاحبان سهام هستند.

استهلاک: استهلاک عبارت است از کاهش تدریجی و سیستماتیک در ارزش ثابت استهلاک پذیر به عللی همچون استفاده، مرور زمان و تغییر تکنولوژی. مفهوم روش سیستماتیک این است که کاهش ارزش دارایی مستقل از ارزش روز دارایی و بر اساس یک سیستم از پیش تعیین شده است.

عوامل موثر بر میزان استهلاک:

  •  قیمت تمام شده
  •  هزینه خرید
  •  هزینه های حمل و نقل
  •  هزینه های نصب و آماده سازی
  •  عمر مفید
  •  ارزش اسقاط

تاثیر استهلاک بر صورت های مالی:

ترازنامه: استهلاک به صورت تجمعی در ترازنامه نشان داده شده و از دارایی های ثابت کسر می گردد؛ بنابراین استهلاک با کاهش دارایی های ثابت باعث کاهش مجموع دارایی ها می شود. در سمت چپ ترازنامه نیز، با توجه به اینکه استهلاک یک هزینه است، از طریق کاهش سود خالص باعث کاهش سود انباشته (و بالطبع کاهش حقوق صاحبان سهام) می شود تا بدین طریق ترازنامه، تراز بماند.

صورت سود و زیان: استهلاک به عنوان یک هزینه در صورت سود و زیان، قبل از مالیات اثر می گذارد. مستهلک کردن به جای هزینه کردن باعث از بین بردن نوسان سود خالص در دوره های مختلف می شود. استهلاک باعث کاهش هزینه های مالیاتی می شود از این رو به عنوان سپر مالیاتی از آن نام برده می شود.

صورت جریان وجه نقد: استهلاک یک هزینه غیر نقدی است و در گردش وجوه نقد وارد نمی شود.

محاسبات روش مستقیم

این روش ارائه صورت جریان وجه نقد تنها دریافت ها و پرداخت های وجه نقد در طول دوره را نشان می دهد. حاصل جمع این جریان های نقدی ورودی و خروجی، جریان نقدی عملیاتی شرکت است. روش مستقیم اطلاعات بیشتری به تحلیلگر می دهد. تحلیل گر می تواند مقدار وجه نقدی که در هر حوزه مصرف شده است و در هر حوزه ایجاد شده است را به طور دقیق مشاهده کند. این اطلاعات به تحلیلگر در درک بهتر عملکرد شرکت در طول زمان و پیش بینی جریان نقدی کمک می کند.

در زیر اجزای وجه نقد که به طور معمول در تهیه صورت جریان وجه نقد به روش مستقیم ظاهر می شوند آورده شده است:

  •  دریافت نقدی از مشتریان که به طور معمول عمده ترین جز جریان نقدی عملیاتی است.
  •  وجه نقد به کار رفته در تولید محصول و خدمات
  •  هزینه های عملیاتی نقدی
  •  وجه نقد پرداختی بابت بهره
  •  وجه نقد پرداختی بابت مالیات

جریان نقدی حاصل از فعالیت های سرمایه گذاری به وسیله تغییرات در حساب های دارایی های ناخالص مانند حساب اموال، ماشین آلات و تجهیزات، دارایی های نامشهود و سرمایه گذاری در سهام محاسبه می شود. حساب استهلاک انقضای انباشته در نظر گرفته نمی شوند، زیرا جز هزینه های نقدی به حساب نمی آیند.

در محاسبه جریان نقدی پرداختی برای خرید دارایی جدید لازم است مشخص شود که آیا دارایی قدیمی فروخته شده است یا خیر. اگر دارایی قدیمی در طول دوره فروخته شده است از فرمول زیر استفاده می کنیم:

نقد پرداختی بابت دارایی جدید= دارایی ناخالص انتهای دوره+ بهای دارایی فروخته شده –دارایی ناخالص ابتدای دوره

که اگر به شکل زیر نوشته شود ساده تر به نظر می رسد:

دارایی ناخالص در انتهای دوره=بهای ناخالص دارایی فروخته شده+نقد پرداختی بابت دارایی جدید+ناخالص دارایی های ابتدای دوره

برای محاسبه جریان نقدی حاصل از فروش دارایی قدیمی لازم است سود و زیان حاصل از فروش آن ها طبق رابطه زیر در نظر گرفته شود:

نقد ناشی از فروش دارایی=ارزش دفتری دارایی+سود (زیان) ناشی از فروش

جریان نقدی حاصل از فعالیت های تامین مالی با اندازه گیری جریان نقدی رد و بدل شده بین شرکت و تامین کنندگان سرمایه محاسبه می شود. جریان نقدی دریافتی از اعتباردهندگان مثبت و جریان نقدی پرداختی بابت اصل بدهی منفی خواهد بود. جریان وجه نقد ناشی از فعالیت های تامین مالی از جمع دو مقدار زیر به دست می آید.

=جریان نقدی ورودی از محل اعتباردهندگان استقراض جدید + بازپرداخت مبالغ اصل بدهی

جریان نقدی ورودی از محل سهامداران=سهام جدید منتشرشده- بازخرید سهام-سود نقدی پرداخت شده

سود نقدی پرداختی می تواند از طریق محاسبه سود نقدی اعلام شده و تغییرات سود نقدی پرداختی به دست آید.

جریان نقدی کل از حاصل جمع جریان نقدی عملیاتی، جریان نقدی سرمایه گذاری و جریان نقدی تامین مالی به دست می آید. اگر این مقادیر درست محاسبه شوند جریان نقدی کل با تغییرات در حساب وجه نقد ترازنامه از یک سال به سال دیگر برابر خواهد بود.

مثال: محاسبه جریان نقد عملیاتی از روش مستقیم

ترازنامه شرکت فرضی برای سال های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ و صورت سود و زیان این شرکت برای سال ۱۳۸۹ ارائه شده است. با استفاده از اطلاعات بخش عملیاتی صورت جریان وجه نقد سال ۱۳۸۷ به روش مستقیم مطابق با استانداردهای حسابداری ایران به دست آورید.

صورت های مالی

صورت های مالی

هرگونه تفاوت میان تغییرات در حساب های گزارش شده در ترازنامه و حساب های گزارش شده در صورت جریان وجوه نقد معمولا به دلیل تحصیل سایر شرکت ها و تاثیر ارز است.

برای شروع باید نوع حساب را مشخص کنیم و تحلیل کنیم که حساب موردنظر در طی دوره افزایش یا کاهش یافته است. همان گونه که پیش تر گفته شد این تحلیل ها برای درک روابط صورت های سود و زیان، ترازنامه و جریان وجوه نقد مناسب است.

جریان نقدی حاصل از عملیات:

اقلامی که ترازنامه را که برای محاسبه جریان نقد عملیاتی مدنظر قرار می گیرد، محاسبه می کنیم:

وجه نقد ورودی=فروش –افزایش در حساب های دریافتنی=۱۰۰،۰۰۰-۱،۰۰۰=۹۹،۰۰۰

وجه نقد پرداختی به تامین کنندگان=-بهای تمام شده کالای فروش رفته+کاهش در موجودی کالا+افزایش در حساب های پرداختنی=-۴۰،۰۰۰+۲،۰۰۰+۴،۰۰۰=-۳۴،۰۰۰

موجودی کالای پایان دوره=موجودی کالای ابتدای دوره+خرید-بهای تمام شده کالای فروش رفته=۷،۰۰۰+۳۸،۰۰۰-۴۰،۰۰۰=۵،۰۰۰

کاهش در میزان موجودی طی دوره=۷،۰۰۰-۵،۰۰۰=۲،۰۰۰

حساب های پرداختنی پایان دوره=حساب های پرداختنی اول دوره+خرید-وجه نقد پرداختی به تامین کنندگان =۵،۰۰۰+۳۸،۰۰۰-۳،۰۰۰=۹،۰۰۰

افزایش در حساب های پرداختنی طی دوره=۹،۰۰۰-۵،۰۰۰=۴،۰۰۰

وجه نقد پرداختی بابت حقوق=-هزینه حقوق-کاهش در حقوق پرداختنی=-۵۰۰-۳۵۰۰=-۸۵۰۰

حقوق پرداختنی انتهای دوره=حقوق پرداختنی ابتدای دوره+هزینه حقوق طی دوره-حقوق پرداخت شده طی دوره=۸،۰۰۰+۵،۰۰۰-۸،۵۰۰=۴،۵۰۰

بنابراین داریم:

صورت های مالی

مراحل تهیه صورت جریان وجوه نقد به روش غیر مستقیم

در این روش سود خالص با لحاظ کردن تعدیلات مربوط به عملیاتی که سود خالص را تحت تاثیر قرار می دهند، اما غیر نقدی هستند، به جریان نقد عملیاتی تبدیل می شود. این تعدیلات شامل حذف هزینه های غیر نقدی (مانند استهلاک)، اقلام غیرعملیاتی (مانند سود و زیان ناشی از فعالیت هایی غیر از فعالیت اصلی شرکت) و تغییرات در حساب های ترازنامه ناشی از حسابداری تعهدی هست. در جدول زیر مثالی از چگونگی ارائه جریان نقدی عملیاتی طبق روش غیرمستقیم آورده شده است.

صورت های مالی

به این نکته توجه داشته باشید که در روش غیرمستقیم نقطه شروع سود خالص است (آخرین نقطه صورت سود و زیان). در روش مستقیم نقطه شروع قسمت بالایی صورت سود و زیان (درآمدها) است که تعدیل می شوند تا وجه نقد دریافتی از مشتریان را منعکس کند، اما درنهایت جریان نقدی عملیاتی به دست آمده از هر دو روش یکسان خواهد بود، تنها شیوه ارائه متفاوت خواهد بود.

جریان نقدی عملیاتی طبق روش مستقیم و غیر مستقیم به طور متفاوتی به تصویر کشیده می شود، اما مقدار جریان نقدی عملیاتی به دست آمده از هر دو روش یکسان است. محاسبه جریان نقدی حاصل از فعالیت سرمایه گذاری و تامین مالی از هر دو روش یکسان است.

به طور خلاصه گام های زیر را در روش تهیه صورت جریان وجه نقد، بخش عملیاتی به روش غیرمستقیم باید طی کرد:

  1.  به دست آوردن سود عملیاتی
  2.  افزودن تمام هزینه های غیر نقدی (مانند استهلاک و انقضا) به سود عملیاتی و کسر تمام اجزای غیر نقدی درآمدها
  3.  افزودن (کسر) کردن تغییرات در حساب های عملیاتی ترازنامه از سود عملیاتی به صورت زیر:
    • افزایش در حساب دارایی های عملیاتی (خروج وجه نقد) از سود خالص کسر می گردد، در حالی که کاهش آن (ورود وجه نقد) به آن اضافه می شود.
    • افزایش در حساب بدهی های عملیاتی (ورود وجه نقد) به سود خالص اضافه می شود، در حالی که کاهش آن (خروج وجه نقد) از آن کسر می گردد.

مزایای هر یک از دو روش

مزیت اولیه روش مستقیم این است که دریافت ها و پرداخت های نقدی شرکت را نشان می دهد، در حالی که روش غیرمستقیم تنها نتیجه خالص این دریافت ها و پرداخت ها را نشان می دهد؛ بنابراین روش مستقیم اطلاعات بیشتری نسبت به روش غیرمستقیم در اختیار قرار می دهد. داشتن اطلاعات درباره دریافت ها و پرداخت های گذشته برای پیش بینی جریان نقدی عملیاتی آینده مناسب است.

مزیت عمده روش غیر مستقیم این است که بر تفاوت سود خالص و جریان نقدی عملیاتی تمرکز می نماید و این برای پیش بینی جریان نقدی عملیاتی آتی بسیار مناسب است. تحلیل گران ابتدا سود خالص شرکت را پیش بینی می کنند و سپس جریان عملیاتی نقدی پیش بینی شده را با تعدیل سود خالص به دست می آوردند.

درک نسبت های نقدی

نسبت های نقدی عملکرد

نسبت جریان نقد عملیاتی به درآمد که میزان جریان نقد عملیاتی تولید شده به ازای هر یک ریال از درآمد را نشان می دهد:

صورت های مالی

نسبت بازده نقدی دارایی ها که بازده جریان نقدی عملیاتی که توسط دارایی (تامین کنندگان سرمایه و بدهی) شرکت تپلید شده است را نشان می دهد.

صورت های مالی

نسبت جریان نقد عملیاتی به سود عملیاتی که توانایی تولید وجه نقد توسط عملیات شرکت را می سنجد:

صورت های مالی

نسبت های پوششی

نسبت پوشش بدهی که اهرم و ریسک مالی را می سنجد.

صورت های مالی

نسبت پوشش بهره که توانایی شرکت در پوشش هزینه بهره را می سنجد.

صورت های مالی

یادداشت های توضیحی

یادداشت های توضیحی به عنوان یکی از بخش های غیرقابل تفکیک صورت های مالی اطلاعات ارزنده ای در مورد صورت های مالی به مخاطب ارائه می دهد. یکی از ویژگی های صورت های مالی، خلاصه بود آن هاست، بدین معنا که مخاطب می تواند با یک نگاه اجمالی به مهم ترین اطلاعات مورد نیاز در مورد شرکت دست یابد. از سوی دیگر ممکن است مخاطب به اطلاعات کلی علاقه نشان ندهد و بخواهد که در یک مورد اطلاعات ریز و با جزییات کافی را کسب نماید. در این مواقع یادداشت های توضیحی به کمک مخاطب آمده که در یک مورد اطلاعات را در اختیار وی قرار می دهد. برای مثال ممکن است در ترازنامه ذکر شود که شرکت ۱ میلیارد تومان وجه نقد دارد ولی به این موضوع اشاره نشود که چه میزان از این مبلغ در حساب های بانکی و در کدام بانک ها قرار دارد. یادداشت های توضیحی این جزییات را در اختیار مخاطب قرار می دهد.

اطلاعات زیر باید در یادداشت های توضیحی واحد تجاری افشا شود:

  • تصریح اینکه صورت های مالی بر اساس استانداردهای حسابداری تهیه شده است.
  • رویه های حسابداری اعمال شده در خصوص معاملات و رویدادهای بااهمیت
  • مواردی که افشای آن ها طبق استانداردهای حسابداری الزامی شده و در بخش دیگری از صورت های مالی ارائه نشده است.
  • موارد دیگری که در صورت های مالی اساسی ارائه نشده است، لیکن افشای آن ها برای ارائه مطلوب ضرورت دارد.

یادداشت های توضیحی شامل اطلاعات تشریحی و جزئیات بیشتر از اقلام منعکس شده در صورت های مالی اساسی است. ضمن اینکه اطلاعات دیگری از قبیل بدهی‎ های احتمالی و تعهدات را ارائه می کند.

سوالات متداول

گزارش وجوه نقد، صورت سود و زیان و ترازنامه

ادامه مطلب
Scalp
استراتژی اسکالپ و بهترین پوزیشن‌های معاملاتی

استراتژی اسکالپ، بهترین پوزیشن های ممکن خرید و فروش را در جهت کلی روند برای شما فراهم می کند. استراتژی اسکالپ شامل خطوط روند، اسیلاتور استوکاستیک و اندیکاتور سیگنال خرید و فروش معاملاتی است. اسکالپینگ یکی از بهترین استراتژی هایی است که با دقت بالا برای جفت ارزها به کار می رود.

اسکالپینگ چیست؟

اسکلپینگ به نوعی از معاملات در طی روز گفته می شود که هدف معامله گر بدست آوردن سودی حتی جزیی در حد چند دهم درصد است. بیشتر هدف یک اسکالپر (معامله گری که به روش اسکالپینگ معامله می کند) کسب سودهای کوچک در بازار،ضمن رعایت نسبت سود به زیان است.
استراتژی های زیادی است که میتوان از آنها برای اسکلپ استفاده کرد.ما در این مقاله به شما تعدادی از این استراتژی های ساده را که عموما بر مبنای پرایس اکشن هستند معرفی میکنیم.

انواع معاملات اسکالپ چیست؟

اسکالپینگ بر اساس پرایس اکشن (price action)

در این نوع از اسکلپ اصول و اساس تحلیل بر مبنای حمایت ها و مقاومت ها است .این استراتژی برای بازه های زمانی یکساعته  و سی دقیقه ای به خوبی قابل اجرا است .قبل از اینکه تایم فریم چارت خودرا به یکساعته و سی دقیقه ای تغییر دهید، بسیار مهم است که روند کلی و اصلی نمودار را در بازه های زمانی بلند مدت تر بررسی کنید ،تا بر خلاف روند اصلی معامله نکنید.شما باید همیشه این را مد نظر داشته باشید که روند دوست شماست.

بعد از اینکه ما در تایم روزانه روند اصلی و ماژور نمودار را پیداکردیم (که در این مثال نزولی است) وارد تایم های پایین تر(نموداربالا چهارساعته است) میشویم. (محدوده ای که با خطوط عمودی قرمزرنگ مشخص شده اند ناحیه ی مدنظر برای معامله در این مثال هستند ).سپس محدوده های مهم حمایتی و مقاومتی را بررسی میکنیم.

زمانیکه قیمت به محدوده ی مقاومتی (محدوده ای که احتمال افزایش عرضه در آن قیمت بالاست)میرسد میتوان وارد پوزیشن کوتاه مدتی فروش شد.این پوزیشن فروش باروند اصلی و ماژور سهم (که درمرحه ی قبل و در تایم های بالاترمشخص کرده ایم) همخوانی دارد.این خیلی مهم است که ما در روند اصلی سهم معمامله کنیم و در جهت رودخانه شنا کنیم.

در این پوزیشن کوتاه مدتی (short term) هدف ما برای سیو سود ویا خروج از معمامله محدوده ی حمایتی(محدوده ای که در آن احتمال افزایش تقاضابالاست) قیمت است که در بخش قبل آن را مشخص کردیم و در شکل بالا با خط قزمز رنگ افقی مشخص شده است .درشکل بالا تحلیلگر کف ماژور قبلی را برای دریافت سود خود انتخاب کرده است.درمثال بالا مواقعی پیش آمده که قیمت موقتا صعودی شده و سعی کرده که سقف قبلی را رد کند و سقف جدید بسازد و این مواقعی است که قیمت سعی دارد اعتماد به نفس معامله گر را محک بزند.اگر معمله گر بعلت ترس و عدم صبر کافی از پوزیشن زود خارج شود شانس سود خوبی را از دست میدهد.

اسکلپ بر اساس فیبوناچی

در این استراتژی نیز شما نخست باید در تایم های بالاتر  رونداصلی و ماژور قیمت را تشخیص دهید . بعد از اینکه روند شناسایی شد خط روندی هم جهت با روند رسم کنید.

اساس این استراتژی  خرید یا فروش (بستگی به جهت رونداصلی دارد) بعد از شکست خط  روند است .اگرچه  ما برای بدست آوردن  تارگت هایمان  برای سیو سود از نسبت های فیبوناچی استفاده میکنیم .در نمودار زیر (تایم فریم یکساعته) شاهد رسم خط روند صعودی(کف به کف) هستیم .در حالیکه منتظر شکسته شدن این خط روند هستیم ، نسبت های فیبوناچی را از کف تا سقف موردنطر با کمک ابزار فیبوناچی داخلی (retracement) رسم میکنیم . سپس منتظر شکست خط روند میمانیم.

بعد از شکسته شدن خط روند یک پوزیشن کوتاه مدتی از محدوده ۳۸% فیبو به منظور فروش میگیریم و تارگت خود را به منظور سیو سود روی ۶۲% فیبو میگذاریم . همانطور که میبینیم قیمت بعداز شکست خط روند به سرعت خودرا به محدوده ۶۲% رسانده است .همانطور که میبینیم پس از برخورد قیمت به ناحیه ۶۲%فیبو از مومنتوم و شدت نزول نیز کاسته شده است.

نکته ی دیگری که برای شناسایی محدوده تارگت علاوه بر نواحی فیبو باید درنظر بگیرید ،نواحی حمایتی و مقاومتی مهم گذشته قیمت است.در این استراتژی صبر مساله ای حیاتی است. شما باید تا رسیدن موقعییت مناسب و قابل اطمینان صبور باشید .ترکیب الگوهای شمعی ژاپنی برای تشخیص پوزیشن های بهتر کمک زیادی به شما میکند.

بعنوان مثال در معامله ی قبلی میتوان دید که تشکیل الگوی ابرسیاه به ما، در تشخیص پوزیشن فروش کمک میکرد.

اسکالپینگ با کمک الگوهای شمعی ژاپنی

این استراتژی برای پوزیشن های کوتاه مدت توصیه میشود. برای موفقییت در این سیستم نیاز است که معمله گر با الگوهای شمعی ژاپنی آشنایی باشد .زمانیکه ما شاهد تعداد زیادی از انواع و اقسام الگوهای شمعی هستیم، بهتر است توجه خودرا بر چند الگوی مهم تر مثل engulfing ،dark cloud ،piercing متمرکز کنیم.

میتوان پس از مشاهده  ی الگوی ابر سیاه پوزیشن فروش گرفت .همانطور که دیدید بسادگی میتوان در بازار بدون توجه و اعتماد به انواع اندیکاتورها، پوزیشن گرفت.

اسکلپینگ یا سویینگ تریدینگ؟ کدام یک بهتر است؟

اسکلپرها و سویینگ تریدرها هردو از تکنیک های مشابهی در انجام معاملات بهره می جویند و درواقع تنها وجه تمایز آن ها بازۀ زمانی تعریف شده برای این معاملات است. علی رغم این شباهت ها، اسکلپینگ و سویینگ تریدینگ استایل های کاملاً متفاوتی از تریدینگ به حساب می آیند. اسکلپرهای موفق غالباً در حفظ معاملات نوسانی در درازمدت با مشکل رو به رو خواهند بود؛ از سوی دیگر، سویینگ تریدرهای موفق نیز به سختی می توانند پابه پای اسکلپینگ پیش روند.

سویینگ تریدرهای مجرب همچنان می توانند روش اسکلپینگ را بیاموزند. با این حال، این امر ممکن است بر قابلیت های سویینگ تریدینگ شما اثر سوء بگذارد؛ زیرا در طی این مسیر عاداتی پیدا می کنید که بازنگه داشتن پوزیشن در درازمدت را با اشکال روبه رو می سازد. اسکلپرها عموماً به برداشت سریع پولشان گرایش دارند؛ درحالی که سویینگ تریدرها غالباً صبر و حوصلۀ بیش تری در انجام معاملات دارند.

این امر خطر بروز عوارض ناخواسته را کاهش می دهد؛ زیرا اسکلپرها هر زمان که بخواهند، یک پوزیشن مالی را اتخاذ کرده و غالباً پوزیشنی را در طول شب باز نگه نمی دارند. این در حالی است که سویینگ تریدرها اغلب در پایان هر روز پوزیشن های متعددی را باز و آماده خواهند داشت. با تمام این تفاسیر، احتمالاً تاکنون متوجه تقابل این دو متد شده اید.

یک تفاوت کلیدی دیگر بین اسکلپینگ و سویینگ تریدینگ در تعداد فرصت هاست. فرصت های اسکلپینگ بسیار زیادند؛ از همین رو با ازدست دادن یکی، می توانید سریعاً به سراغ فرصت بعدی بروید. این در حالی است که برای سویینگ تریدرها، فرصت های خوب کمیاب تر بوده و در صورت ازدست دادن یکی از تحرکات قوی بازار، بایستی مدتی صبر پیشه کنید. سویینگ تریدرها این چالش را از طریق زیرنظرگرفتن چندین دارایی رفع و رجوع می کنند؛ درحالی که اسکالپرها معمولاً تنها روی یک یا نهایتاً دو دارایی تمرکز دارند. برای مثال، بسیاری از اسکالپرهای موفق به طور انحصاری به خرید و فروش بیت کوین و اتریوم اشتغال دارند.

یکی از مزیت های مهم اسکلپینگ، امکان به کارگیری این متد در شرایط مختلف است. سویینگ تریدینگ در شرایط فشار بازار کاری دشوار است. نمونۀ چنین شرایطی در بازۀ کوتاه چند ماه اخیر مشاهده شده است. از سوی دیگر، اسکلپینگ همواره کاربرد دارد؛ زیرا تحرکات بازار در بازه های زمانی کوتاه حتی در شرایطی که جهت بازار در بلندمدت معکوس باشد نیز رخ خواهد داد.

از سوی دیگر، از مزایای مهم سویینگ تریدینگ می توان به شدت کم تر و قابلیت انجام آن در زمان نسبتاً کوتاه تر اشاره کرد. بنابراین، تنها کافی است که نمودارهای بلندمدت را یک یا دوبار در روز ارزیابی کنید تا فرصت های معاملاتی را دریابید. زمان هایی که بایستی دست به عمل بزنید، به شما اطلاع رسانی خواهد شد.

اگر تازه وارد حوزۀ تریدینگ رمزارزها شده اید، اغلب اسکلپینگ، نقطۀ شروع خوبی است. تعدد بیش تر معاملات به این معناست که داده های بیش تری برای ارتقا در اختیار خواهید داشت و فیدبک های بیش تری را از بازار دریافت خواهید کرد. در روش سویینگ تریدینگ نتایج تنها چندین مرتبه در ماه قابل دستیابی است درحالی که اسکالپرها فیدبک های بازار را چندین مرتبه در روز دریافت می کنند. درنتیجه، به مرور زمان منحنی یادگیری شما شکلی عمودی به خود خواهد گرفت.

اسکالپ تریدینگ با استفاده از اندیکاتور استوکاستیک (Stochastic)

اندیکاتور استوکاستیک، یک اسیلاتور مومنتوم یا (نوسانگر حرکتی) است که مختص به جرج لین است. اندیکاتور استوکاستیک از دو خط تشکیل شده است: خط سریع K% و خط آهسته D% که بین ۰ تا ۱۰۰ نوسان دارد. اساسا استوکاستیک به رابطه ی بسته شدن قیمت و محدوده قیمت در یک دوره مشخص بستگی دارد و آن را مورد ارزیابی قرار می دهد.

خط روند، شیبی مثبت یا منفی دارد که از اتصال چند نقطه بالاتر یا پایین تر به ترتیب شکل می گیرد.

اندیکاتور سیگنال سفارشی BykovTrend_Sig.ex4 ، جزو ابزار تحلیل تکنیکال قلمداد می شود که روند صعودی را با استفاده از فلش آبی رنگ و روند نزولی را با فلش قرمز رنگ نشان می دهد.

تنظیمات نمودار:

  • اندیکاتور متاتریدر ۴: اسیلاتور استوکاستیک (متغیر اولیه را اصلاح می کنیم، دوره زمانی K% مساوی با ۳۵)، اندیکاتور سیگنال سفارشی BykovTrend_Sig.ex4 (با تنظیمات پیشفرض).
  • تایم فریم های پیشنهادی: ۱ دقیقه، ۵ دقیقه، ۱۵ دقیقه
  • جلسات معاملاتی توصیه شده: لندن، نیویورک، توکیو
  • جفت ارز: جفت ارزهایی با حداکثر ۴ پیپ اسپرد (اختلاف)

برای مثال، پوزیشن خرید

شکل ۱٫

توضیح استراتژی

قوانین ورود به پوزیشن خرید

چنانچه جفت ارز مورد نظر، اندیکاتور و الگوی زیر را نمایش داد، شروع به سفارش خرید کنید:

  1. اگر قیمت، خط روند نزولی را به سمت بالا شکست (در شکل ۱٫ خط روند با رنگ آبی نشان داده شده است)، گفته می شود قیمت به سمت بالا حرکت می کند، از این رو موقعیت خرید برای جفت ارز تعیین شده شروع می شود.
  2. اگراندیکاتور سیگنال سفارشی BykovTrend_Sig.ex4 فلش آبی رنگ به سمت بالا را نشان داد، همان طور که در شکل ۱٫ پیداست در زیر نمودار شمعی (کندل استیک) قرار گرفته است، سیگنال خرید را برای جفت ارز مورد نظر صادر می کند.
  3. اگر اندیکاتور استوکاستیک، منطقه اشباع فروش را به سمت بالا طی کند (سطح سیگنال زیر ۲۰)، سیگنال خرید را صادر می کند.

حد ضرر برای پوزیشن خرید:

حد ضرر (SL) را دو پیپ زیر خط حمایت قرار دهید.

استراتژی خروج / حد سود برای پوزیشن خرید:

چنانچه موارد زیر را شامل شد جهت گرفتن سود از پوزیشن خارج شوید:

  1. بعد از مشخص کردن روند صعودی (بولیش)، اگر قیمت به زیر روند حرکت کرد، بهتر است سود خود دریافت کرده و از پوزیشن خارج شوید.
  2. اگر اندیکاتور سیگنال سفارشی BykovTrend_Sig.ex4، فلش قرمز رنگ به سمت پایین را نشان داد که تقریبا بالای نمودار شمعی (کندل استیک ها) قرار دارد، سیگنال خروج از پوزیشن را صادر می کند.
  3. چنانچه خط سریع (fast line) اندیکاتور استوکاستیک (K%)، منطقه اشباع خرید را به سمت پایین بشکند (سطح سیگنال بالای ۸۰)، می توان گفت روند صعودی یا بولیش برگشتی در راه است، بنابراین خروج از پوزیشن یا گرفتن سود توصیه می شود.

قوانین ورود به پوزیشن فروش

چنانچه جفت ارز مورد نظر، شرایط و قوانین زیر را به همراه داشت، پوزیشن فروش بگیرید:

  1. اگر قیمت خط روند صعودی را شکست (خط آبی در شکل ۱٫۱)، یعنی روند نزولی (بیریش) شد، گفته می شود قیمت به سمت پایین حرکت می کند، از این رو موقعیت فروش برای جفت ارز تعیین شده شروع می شود.
  2. اگر اندیکاتور سیگنال سفارشی BykovTrend_Sig.ex فلش قرمز رنگ را نشان داد، همان طور که در شکل ۱٫۱ نشان می دهد، بالای نمودار شمعی (کندل استیک) قرار گرفته است، سیگنال فروش را برای جفت ارز مورد نظر صادر می کند.
  3. اگر اندیکاتور استوکاستیک (K%)، منطقه اشباع خرید را به سمت پایین طی کند (سطح سیگنال پایین ۸۰)، شروعی برای اقدام به فروش است.

حد ضرر برای پوزیشن فروش:

حد ضرر (SL) را دو پیپ بالاتر از خط مقاومت قرار دهید.

استراتژی خروج / حد سود برای پوزیشن فروش:

  1. اگر قیمت روند نزولی (بیریش) را شکست و به سمت بالا حرکت کرد، توصیه می شود از پوزیشن خارج شده و یا سود خود را دریافت کنید.
  2. اگر اندیکاتور سیگنال سفارشی BykovTrend_Sig.ex4 فلش آبی رنگ به سمت بالا را نشان داد که تقریبا زیر نمودار شمعی (کندل استیک) قرار گرفته است، خروج یا گرفتن سود توصیه می شود.
  3. اگر خط سریع ( fast line) اندیکاتور استوکاستیک K%، منطقه اشباع فروش را به سمت بالا قطع کند (سطح سیگنال بالای ۲۰)، گفته می شود نزولی (بیریش) برگشتی در راه است یعنی روند صعودی می شود، بنابراین خروج و یا سود گرفتن توصیه می شود.

مثالی از معاملات فروش

 شکل ۱٫۱

ادامه مطلب
انواع ریسک
ریسک چیست و انواع ریسک سرمایه گذاری کدامند؟

معمولا زمانی که صحبت از انواع ریسک به میان می آید، کلمه خطر برجسته می شود؛ اما باید بدانیم که ریسک فقط دربردارنده خطر و مفهومی منفی نیست. ریسک در معنای کلی، نا اطمینانی از آینده را نشان می دهد. ممکن است ما خود را در معرض ریسک قرار دهیم و با فرصت های مثبت مواجه شویم. این فرصت های مثبت در مفاهیم مالی قابل توضیح هستند. بنابراین ریسک دارای دو بعد مثبت و منفی است. عموماً مفهوم ریسک در مالی و سرمایه گذاری مورد توجه است. در مقاله پیش رو قصد داریم به توضیح انواع ریسک بپردازیم.

ریسک چیست و انواع آن

از آغاز پیدایش تمدن، انسان ها همواره با عوامل متغیر و خطرهای زیادی مواجه بوده اند و احتمال خسارت همواره وجود داشته است. انسان نخستین با مخاطرات طبیعی مواجه بوده و به تدریج آموخته است که اتفاقات ناخوشایند را پیش بینی کند و برای مقابله با آن ها آماده باشد. هر چه میزان رشد و پیشرفت انسان بیشتر می شود، در معرض تصمیم گیری ها و پیچیدگی های بیشتری قرار می گیرد و در معرض ریسک های بیشتری قرار می گیرد.

انواع ریسک

به طور کلی، موقعیت های ریسکی که افراد با آن مواجه می شوند معمولا شامل دو دسته می شود:

ریسک واقعی یا خالص (Pure Risk)

این ریسک ها در واقع همان خطرات فیزیکی مثل خطر تصادف، بیماری، طلاق، بلایای طبیعی و …. هستند که عمدتا در اختیار ما نیستند و در صورت وقوع، نتیجه ای جز خسارت ندارند. این ریسک ها عموماً قابلیت بیمه شدن دارند و همیشه موجب زیان می شوند.

انواع ریسک

ریسک سوداگرانه یا پویا

این نوع ریسک ها معمولا در شرایط اقتصادی قابل اندازه گیری هستند و نتیجه احتمالی آن ها می تواند سود یا زیان باشد. انواع سرمایه گذاری های اقتصادی، بازی های مبتنی بر شرط بندی، از جمله چنین ریسک هایی هستند.

انواع ریسک

ریسک های نوع اول کاملا زیان ده هستند و با بیمه کردن می توان خسارات ناشی از آن را کاهش داد. اما ریسک های نوع دوم می توانند به نتایج مثبت و سود ده ختم شوند. در ادامه به تقسیم بندی ریسک های پویا که در سرمایه گذاری با آن مواجه هستیم، می پردازیم. بهتر است ابتدا “مفهوم ریسک” در سرمایه گذاری را تعریف کنیم، در مفهوم مالی به احتمال اختلاف میان بازده مورد انتظار و بازده واقعی ریسک گفته می شود. این انحراف بازده می تواند مثبت یا منفی باشد، هر اندازه احتمال عدم موفقیت در سرمایه گذاری بیشتر باشد، در اصطلاح گفته می شود که ریسک سرمایه گذاری بیشتر خواهد بود.

طبقه بندی افراد از نظر پذیرش انواع ریسک

سرمایه گذاران را از منظر پذیرش ریسک می توان به سه دسته تقسیم نمود:

  • افراد ریسک گریز: این افراد رویکرد محافظه کارانه دارند. این شخص ترجیح می دهد، بازده مطمئنی داشته باشد و احتمال موفقیت وی بالا باشد.
  • افراد ریسک پذیر: این افراد رویکرد جسورانه دارند شخص ریسک بالا را به منظور دریافت سود بالاتر می پذیرد.
  • افراد خنثی نسبت به ریسک: سومین گروه افرادی هستند که به اصطلاح آن ها را ریسک خنثی می نامند. این افراد ارزش پولی را مقدار ارزش اسمی آن می دانند.

انواع ریسک

ریسک پذیری و ریسک گریزی به معنای به استقبال ریسک رفتن و از ریسک فراری بودن نیست. بلکه نشان می دهد، افراد ریسک گریز در ازای پذیرش یک واحد ریسک بیشتر، بازدهی بیشتری نسبت به یک واحد ریسک پذیرفته شده قبلی انتظار دارند. همچنین افراد ریسک پذیر در ازای پذیرش یک واحد ریسک بیشتر، بازدهی کمتری نسبت به یک واحد ریسک پذیرفته شده قبلی توقع دارند. این اصل که کسب بازده بالاتر تنها با پذیرش ریسک بیشتر امکان پذیر است بیانگر این حقیقت است که نمی توان ریسک نکرد و بازده به دست آورد و در مقابل نیز اگر سرمایه گذاری ریسک بالاتری بپذیرد به طور طبیعی باید انتظار بازده بالاتری داشته باشد. در واقع شما با پذیرش ریسک بیشتر پاداش دریافت می کنید که به آن صرف ریسک می گویند. صرف ریسک در سرمایه گذاری هایی که ریسک بالاتری دارند، بیشتر است.

معیارهای سنجش انواع ریسک سرمایه گذاری

برای اندازه گیری ریسک سرمایه گذاری معیارهای متفاوتی وجود دارد که یکی از مهم ترین آن ها انحراف معیار بازده تاریخی یا میانگین یک سرمایه گذاری است. بالا بودن انحراف معیار محاسبه شده نشان دهنده بالا بودن ریسک سرمایه گذاری می باشد. شرکت های بسیاری زمان و منابع مالی خود را صرف شناسایی ریسک های متفاوتی که در معرض آن هستند قرار داده تا بتوانند ریسک خود را ارزیابی و مدیریت کنند. عموماً ریسک های سرمایه گذاری، به دو نوع اساسی تقسیم می شود:

ریسک سیستماتیک

این نوع ریسک، مربوط به شرایط سیاسی و اقتصادی کلان جامعه است که قابل حذف نیست. ریسک سیتماتیک بر کل بازار اثر می گذارد و محدود به صنعت خاص نیست.

ریسک سیستماتیک

ریسک غیرسیستماتیک

برخلاف ریسک سیستماتیک، این نوع ریسک قابل کنترل و کاهش است. ما می توانیم شرکتی را که در اثر تصمیم گیری های نادرست یا شرایط بحرانی با افت قیمتی مواجه شده را خریداری نکنیم و از این ریسک جلوگیری کنیم. به جز دو مورد فوق، انواع دیگری نیز از ریسک وجود دارد که برخی زیرمجموعه همین دو نوع ریسک هستند.

ریسک غیرسیستماتیک

ریسک نرخ سود (Interest rate risk)

اگر چند گزینه برای سرمایه گذاری داشته باشیم، این نوع ریسک مطرح می شود. به عنوان مثال سرمایه گذاری در سهام یا اوراق مشارکت. تفاوت نرخ سود این دو سرمایه گذاری می تواند ما را به یکی از دو گزینه که ریسک کمتری برای ما دارد، سوق دهد. مثلاً اگر خرید سهام ۲۰ درصد سود و خرید اوراق سود ثابت ۱۵ درصدی داشته باشد و بانک سود اوراق را تا سطح ۲۰ درصد افزایش دهد در این صورت به صرفه است که با ریسک کمتری اوراق خریداری کنیم نه سهام. این نوع ریسک معمولا روی اوراق مشارکت و اوراق بدهی بیشتر اثر می گذارد.

ریسک تورم (Inflation risk)

رشد نرخ تورم باعث می شود بر بازدهی سرمایه گذاری موثر است؛ زیرا بازدهی خالص از اختلاف بازدهی ناخالص و نرخ تورم حاصل می شود. به طور مثال اگر انتظار بازدهی ۵۰ درصدی داشته باشیم و نرخ تورم سالانه ۱۵ درصد داشته، در نهایت ۳۵ درصد بازدهی خواهیم داشت. هرچه نرخ تورم افزایش یابد از میزان بازدهی ما در این حالت کاسته می شود. پس باید سرمایه گذاری انتخاب کنیم که بازدهی بیشتری داشته و در نهایت پس از کسر تورم، رضایت ما را فراهم کند. به این نوع ریسک که در اثر افزایش نرخ تورم به فرد تحمیل می شود، ریسک تورم می گویند.

ریسک مالی (Financial risk)

شرکت ها در صورت های مالی خود بخشی تحت عنوان، تسهیلات و تعهدات مالی دارند. هرچه تعهدات مالی شرکت و وام های دریافتی بیشتر باشد، توان شرکت جهت توسعه و گسترش و افزایش سوددهی کاهش می یابد. به این نوع ریسک، ریسک مالی گفته می شود. بسیاری از سرمایه گذاران با لحاظ این نکته سهام شرکت ها را خریداری می کنند و از شرکت هایی که تعهدات مالی زیادی دارند به دلیل ریسک مالی فاصله گرفته و به سراغ گزینه های کم ریسک تر می روند.

ریسک نقدشوندگی (liquidity risk)

دارایی مطلوب، دارایی است که قدرت نقدشوندگی بالا دارد. اگر دارایی به راحتی فروش نرود، صاحب آن دارایی، با ریسک نقدشوندگی مواجه است. در مورد سهام نیز این ریسک وجود دارد. فرض کنید قصد دارید سهام شرکتی را در بازار به فروش برسانید ولی به دلیل عملکرد نامناسب شرکت، کسی سهام را نمی خرد. در این حالت شما با ریسک نقد شوندگی مواجه هستید. هرچه سرعت خرید و فروش سهمی بیشتر باشد و معاملات آن را روان تر باشد این ریسک در آن کم رنگ تر است.

ریسک نرخ ارز (currency risk)

در مورد شرکت های واردات محور، ریسک نرخ ارز بسیار با اهمیت است. اگر شرکت مورد نظر شما، عمده مواد اولیه خود را وارد می کند، با رشد نرخ ارز، درگیر چالش ریسک نرخ ارز خواهد شد و هزینه زیادی را متحمل می شود. با رشد هزینه ها، سود دهی شرکت کاسته شده و نتیجه نهایی، عدم رغبت سرمایه گذاران به خرید شرکت مذکور است. البته این ریسک، نوعی ریسک غیر سیتماتیک محسوب می شود که توسط شرکت ها قابل کنترل نیست.

ریسک تجاری

در ریسک تجاری به این موضوع توجه می شود که آیا شرکت قادر به فروش محصولات و تامین هزینه های عملیاتی خود است یا خیر؟ به عبارتی، ریسک تجاری کلیه هزینه های یک کسب و کار برای عملیاتی ماندن را در نظر می گیرد. این هزینه ها شامل حقوق، هزینه تولید، اجاره تسهیلات، دفتر و هزینه های اداری می شود. سطح ریسک تجاری یک شرکت تحت تأثیر عواملی مانند هزینه کالاها، حاشیه سود، رقابت و سطح کلی تقاضا برای محصولات یا خدماتی است که می فروشد، می باشد.

ریسک اعتباری یا ریسک نکول

ریسک اعتباری یا نکول، ریسک عدم بازپرداخت سود یا اصل بدهی قلمداد می شود. این نوع ریسک برای سرمایه گذاران اوراق قرضه، نگران کننده است. اوراق قرضه دولتی، کمترین میزان ریسک نکول و به همین ترتیب کمترین بازده را دارند. از طرف دیگر اوراق بهادار شرکت، دارای بالاترین میزان ریسک نکول و در نتیجه نرخ بهره بالاتر هستند.

ریسک کشور

ریسک کشور، به عدم توانایی یک کشور در پرداخت تعهدات مالی گفته می شود. در صورت بروز چنین ریسکی، به عملکرد سایر بخش های مالی کشور نیز صدمه وارد می شود. آسیب سایر کشورهای در ارتباط با آن نیز محتمل است. این ریسک در غالب کشورهای در حال توسعه که کسری بودجه شدید دارند، رخ می دهد.

ریسک سیاسی

ریسک سیاسی زیرمجموعه ریسک سیستماتیک است. در این حالت، بی ثباتی سیاسی، جنگ، کنترل های نظامی، تغییر قوانین دولتی، روی تصمیم های سرمایه گذاری اثر می گذارد. این نوع ریسک با عنوان ریسک ژئوپلیتیک نیز شناخته می شود. نکته ای که در مورد این ریسک وجود دارد، آن است که هر چه افق زمانی سرمایه گذاری طولانی تر شود، این ریسک بیشتر می شود.

جمع بندی

در این مقاله با تعریف ریسک آشنا شدیم. انواع مختلف ریسک از منظرهای مختلف را بررسی کردیم. همچنین با طبقه بندی پذیرش ریسک در افراد مختلف، آشنا شدیم. به طور کلی، ریسک هایی که با آن مواجه هستیم؛ دو نوع قابل پویا و خالص هستند. ریسک های خالص عموماً زیان ده هستند و هدف ما صرفا کنترل ریسک های پویا است. به منظور کاهش زیان های ناشی از ریسک های سرمایه گذاری، چندین راه حل وجود دارد. لازم به ذکر است که ما قادر نیستیم همه ریسک های سرمایه گذاری را مهار کنیم. بلکه با دانش و تجربه حاصل از مدیریت ریسک می توانیم آن را به سطح قابل تحملی کاهش دهیم. یکی از راه های کاهش ریسک سرمایه گذاری، سبد دارایی است. در واقع با سرمایه گذاری در چند سهام، ریسک کلی سبد سهام کمتر از مجموع ریسک های تک تک سهام خواهد شد. استفاده از تنوع بخشی این امکان را فراهم می کند که با کنار هم قراردادن دارایی های مالی متنوع ریسک کمتری را متحمل شویم. استفاده از سهام مختلف در سبد سرمایه گذاری موجب کاهش ریسک غیرسیستماتیک می گردد. تنوع بخشی باید با دانش و تجربه کافی صورت بگیرد و در صورت امکان از متخصصین این امر بهره گرفته شود. درحالی که اکثر متخصصان سرمایه گذاری موافق هستند که تنوع سازی نمی تواند در برابر ریسک آن ها را تضمین کند، می توان گفت تنوع سازی مهم ترین مؤلفه برای کمک به یک سرمایه گذار در رسیدن به اهداف مالی دوربرد است و این درحالی که ریسک مالی را به حداقل می رساند.

ادامه مطلب
3chanal
انواع کانال در تحلیل تکنیکال + کاربرد هرکدام

چارچوب حرکت قیمت به معامله گر کمک می کند تا ورود و خروج احتمالی بالقوه را تشخیص دهد. چارچوب مورد نظر بر اساس حرکت قیمت قبل بوده و از آنجایی که نمی توان آینده را پیش بینی کرد، اما می تواند کمکی به سطح انتظار از حرکت قیمت نماید، بنابراین شما می دانید که شمع (کندل) کنونی ممکن است خالی شود یا شروع به پر شدن کند. روش های مفیدی برای ایجاد چارچوب حرکت قیمت (پرایس اکشن) وجود دارد که فقط بایستی تصمیم بگیرید کدام روش برای شما مناسب تر است؛ در این مقاله با انواع کانال در تحلیل تکنیکال آشنا می شوید.

قیمت اغلب می تواند بر طبق قوانین طبیعی مانند قوه جاذبه یا سکون عمل کند. بنابراین، هنگامی که قیمت به یک سطح معینی کاهش یافت، اغلب می توانید به بانس قیمت در یک نقطه ای توجه داشته باشید. ایجاد چارچوب قیمت از طریق کانال ها، می تواند به شما کمک کند تا مشاهده کنید که قیمت چه زمانی واکنش نشان می دهد یا بانس می کند و چه زمانی ورود و خروج مناسب ظاهر می گردد.

نمودارها و استراتژی های بسیاری وجود دارد که با کانال قیمت به کار می رود. فقط چیزی را که می خواهید انتخاب کنید و اگر چیزی برای شما مناسب نباشد، آن را برای معامله گر بعدی بگذارید. همچنین کانال ها می توانند کارهای مختلفی انجام دهند مانند این که به شما کمک می کند تا ادامه روند و محدوده برگشتی را مشخص نمایید.

سه نوع کانال در این مقاله به شما معرفی خواهد گردید:

1. کانال های دستی (Hand drawn channels) می تواند در پیدا کردن ورود و خروج، بسیار موثر باشد.

2. کانال دنچیان (Donchian Channels) به معامله گر کمک می کند تا صعود و سقوط ناگهانی را با مشاهده قیمت در طی چند دوره یا چند روز مشخص کنند.

3. در نهایت، ما به کانالی پیشرفته (advanced channel) نگاهی خواهیم انداخت که بر اساس تحلیل خط میانه (Median-Line) می باشد که چنگال اندرو نامیده می شود.

سه کانال قیمت

کانال های دستی در تحلیل تکنیکال 

بهترین مکان برای شروع معامله گران تازه کار است. کانال های دستی به آسانی قابل درک هستند و می تواند در بازارهای محدوده ای با واکنش قیمت به کار رود تا مورد حمایت و مقاومت واقع شود. همچنین کانال ها می توانند در یک بازار رو به رشد مانند ما نمودار EURUSD بالا دیده شود.

از ابزار خطی می توان برای تعیین بالا و پایین کانال دستی استفاده کرد.

شرط مهم برای یک کانال این است که بایستی حداقل دو بار قیمت را لمس کند البته سه بار یا بیشتر بهتر است. در یک کانال رو به رشد مانند بالا، EURUSD ، مشاهده می کنیم که نیرو با فشار در پشت پوزیشن خرید قرار گرفته است، همان طور که حداکثر قیمت (High) و حداقل قیمت (low) بالا و بالاتر می روند، بنابراین احتمال زیادی برای خرید شما در نزدیک پایین کانال وجود دارد و حد ضرر (SL) در زیر نقطه ورود و خارج از کانال باید قرار داده شود، و پوزیشن فروش در بالای کانال صورت می گیرد. پوزیشن فروش در بالای کانال توصیه نمی شود زیرا در روند صعودی قرار داریم.

دامنه معاملاتی (معاملات محدوده ای) به شما اجازه می دهد تا به وضوح ریسک و اهداف خود را مشخص کنید.

معاملات صعود ناگهانی کانال دنچیان در تحلیل تکنیکال 

ریچارد دونچیان یک روند عمیق ساده را به وجود آورد و به دنبال آن، استراتژی را در دهه ۱۹۸۰ بر اساس مفهوم قدرت خرید و ضعف فروش ایجاد کرد. کانال دنچیان، بر اساس شکست صعود ناگهانی بررسی می شود که قیمت، بیش از یک یا چند ساعت یا روز / هفته مشخص شده توسط معامله گر تعیین می شود. استراتژی کانال دنچیان در بازارهای رو به رشد یا کاهش یافته کار می کند اما بهتر است در بازارهای محدوده ای و راکد استفاده نشود.

این استراتژی ساده به شما کمک می کند تا حرکت های بزرگ را شکار کنید و حد ضرر را مشخص نمایید.

از آنجایی که چند شکست ناگهانی صعودی در نتیجه روند مشروع است، بسیاری از معامله گران، خروج از پوزیشن (یا همان حدضرر) را در کانال مخالف قرار می دهند. این امر ریسک را کاهش می دهد و مانع معاملات طولانی مدت می شود. معامله گرانی که با معاملات طولانی مدت سازگاری ندارند، با قرار دادن حد ضرر، ترغیب می شوند تا حجم معاملات را کاهش دهند و با قرار دادن حد ضرر، معاملات خود را ایمن می سازید که با استفاده از میانگین دامنه دقیق (Average True Range) یا قرار دادن حد ضرر در وسط کانال میسر می شود که بسته به جهت روند ۱۰ روزه ، قیمت حداقل یا حداکثر خواهد بود.

استفاده از کانال دنچیان جهت ورود به روند

ما هیچ وقت مطمئن نیستیم که اصلاحات چه تاثیری خواهد داشت یا روند جدید، نزولی خواهد شد یا خیر. بنابراین، ما از کانال دنچیان استفاده می کنیم تا نشان دهد چه زمانی اصلاحات به اندازه کافی برای بررسی مجدد روند، عمیق و موثر هستند. در مثال زیر، کانال دنچیان را در نمودار ۴ ساعته با ارزش ورودی ۵۵ قرار دهید. اگرچه قیمت در روند صعودی قرار دارد، اما می دانیم زمانی که کانال دنچیان پایین تر شکسته شود، بازار به اندازه کافی، شروع به اصلاح می کند.

از کانال دنچیان برای اصلاح مناسب و تعقیب نقطه ورود به پوزیشن استفاده نمایید.

بعد از این که قیمت به کانال پایین رسید، بایستی صبر کنیم تا قیمت به کانال بالا برسد تا شروعی جهت ورود به پوزیشن فراهم گردد. بنابراین کانال دنچیان، با دو مرحله، ما را در تعقیب روند قرار می دهد:

  1. در روند صعودی، صبر کنید تا قیمت ها به کانال پایین نفوذ کنند.
  2. بعد از رسیدن قیمت به کانال پایین تر، زمانی که یک پیپ بالاتر از کانال بالایی حرکت کرد، وارد پوزیشن شوید.

(چنگال) پیچفورک اندرو- خط میانی در تحلیل تکنیکال 

انجام معامله با چنگال اندرو زمانی قدرتمند است که شما نقاط شروع برای رسم الگو را پیدا کنید. این چنگال توسط دکتر آلن اندری توسعه یافت و بر اساس مفهومی است که اغلب قیمت، به میانگین قیمت با نوساناتی دور از خط میانه، تا زمانی که مسیر روند تغییر کند، برمی گردد. این الگو امکان ریسک های شدید و اهداف سود معقول را مشخص می سازد.

ایجاد (چنگال) پیچفورک ساده است و بر روی پیوت های بازار به وجود می آید.

بر طبق استدلال های صورت گرفته، استراتژی (چنگال) پیچفورک، ۸۰ درصد از مواقع به معامله گر در بازارهای دارای روند، کمک می کند و قیمت به سمت خط میانی، در حال افزایش یا کاهش است. اساس (چنگال) پیچفورک اندرو بر پایه سه پیوت دارای نوسان در بازار است (به عنوان A، B، و C در نمودار مشخص می شود). نوسان شروع (نقطه A) آغاز خط میانی است و نقاط افقی B و  C داری نوسان زیاد در اطراف نقطه A ،(چنگال) پیچفورک اندرو را به ارمغان می آورد.

ابزارهای مفید بسیاری برای پیدا کردن نقاط شروع A، B و C وجود دارد اما بعد از مدتی شما می توانید نقطه شروع بازار را با چشم معامله گر خود پیدا کنید. شما می توانید از اندیکاتور زیگزاگ (Zigzag) استفاده کنید که به شما کمک می کند تا مهمترین تغییرات قیمت را تعیین کنید و بر اساس این نقاط (چنگال) پیچفورک را رسم نمایید. گزینه دیگر استفاده از فراکتال روزانه یا هفتگی است که به شما قیمت های برگشتی را نشان می دهد و بر نقاط برگشتی بر بازار تاکید می کند. قیمت هدف ارجح زمانی است که بازار در خط میانی چنگال باشد. با این حال در بازارهایی با روند قوی و بازارهای محدوده ای، می توانید چنگال مقابل را هدف قرار دهید.

اغلب حد ضرر را خارج از پیچفورک با مقدار ۰٫۵ یا ۱ برابر «میانگین دامنه دقیق» قرار دهید و به بازار اجازه دهید درون روند نفس بکشد.

کلام آخر

کلید این استراتژی و هر استراتژی دیگر، یافتن آن چیزی است که برای شما مناسب است و به خوبی کار کند. هدف نهایی هر کدام از انواع کانال در تحلیل تکنیکال که شما استفاده می کنید این است که چارچوب عمل قیمت را بر اساس چارچوب زمانی دلخواه خود تنظیم کنید تا بتوانید ورودی ها و خروجی های مناسب را تعیین کنید. صرف نظر از روشی که استفاده می کنید، مطمئن باشید با قرار دادن حد ضرر خارج از کانال و استفاده از اندازه معامله مناسب برای میزان حساب خود، ریسک خود را کاهش می دهید.

ادامه مطلب
Bolinger
آموزش اندیکاتور باند بولینگر (Bollinger Bands) + تحلیل بازارهای مالی

اندیکاتور باند بولینگر، جزو اندیکاتورهای قدرتمند تکنیکال می باشد که توسط جان بولینگر به وجود آمده است. بعضی از معامله گران باور دارند که فقط استراتژی باند بولینگر ، کلید موفقیت است. باند بولینگر، حرکت قیمت سهام را محاسبه می کند و مرز نسبی از سقف و کف قیمت را فراهم می کند. اندیکاتور باند بولینگر بر اساس میانگین متحرک می باشد که روند میان مدت سهام را بر اساس تایم فریم معاملاتی که مشاهده می کنید، مشخص می کند. این اندیکاتور به عنوان باند میانه روند شناخته شده است. اکثر نمودارهای معاملاتی از میانیگن متحرک با دوره زمانی ۲۰ برای تنظیمات پیش فرض باند بولینگر استفاده می کنند. باند بالایی و پایینی برای سنجش نوسانات صعودی و نزولی به کار می روند. باند بولینگر با دو انحراف معیار از میانه باند محاسبه می شوند.

اندیکاتور باند بولینگر چیست؟

باند بولینگر(Bollinger band) از باند بالایی، میانی و پایینی تشکیل شده است که توسط جان بولینگر به وجود آمده است.

باند بولینگر جهت سنجش نوسانات قیمت در بالا و پایین میانگین متحرک ساده (Simple MA) است. جان بولینگر اشاره کرد که دوره هایی با نوسانات پایین بعد از دوره های با نوسانات بالا دنبال می شوند. بنابراین وقتی باند بولینگر به همدیگر فشرده و نزدیک می شود، می توان نتیجه گرفت که به زودی حرکات قیمت قابل توجهی روی می دهد.

بنابراین، استراتژی معاملاتی فشردگی باند بولینگر کمک می کند تا از حرکات قیمت پس از یک دوره نوسانات پایین، به سود دست یافت.

کاربرد اندیکاتور باند بولینگر چیست؟

نمودار زیر، زمان ۲۴۰ دقیقه جفت ارز  EURUSD را نشان می دهد. اندیکاتور باند بولینگر بایستی در دوره ۲۰ روزه و با انحراف معیار (Deviation) 2 تنظیم گردد و تا بتوان پهنای باند بولینگر را محاسبه کرد.

هنگام استفاده از این استراتژی، ما به دنبال انقباض و فشردگی باند بولینگر در دوره هایی هستیم که پهنای باند بولینگر در حدود ۰٫۰۱۰۰ یا ۱۰۰  پوینت باشد.

استراتژی فشردگی باند بولینگر

اگر همه شرایط ذکرشده، ایجاد شد، به معنای حرکت قیمت قابل توجه است، همان طور که در نمودار بالا، درون دایره سبزرنگ نشان می دهد.

سیگنال خرید یا (Buy) زمانی صادر می شود که یک کندل کامل بالای خط میانگین متحرک ساده تشکیل شود.

سیگنال فروش یا (Sell) زمانی صادر می گردد که یک کندل کامل پایین خط میانگین متحرک ساده تشکیل شود.

  • حد ضرر یا ( Stop loss) روی حداکثر قیمت (High) یا حداقل قیمت (Low) کندل قبلی قرار دهید یا
  • ۳% از سرمایه را در این معامله به حد ضرر اختصاص دهید، البته هرکدام که کمتر بود از آن استفاده کنید.

آموزش اندیکاتور باند بولینگر

اندیکاتور باند بولینگر از سه قسمت تشکیل شده است :

۱٫ میانگین متحرک ساده : این میانگین متحرک ساده معمولا در بازه زمانی  ۲۰ روزه تنظیم شده اند.  میانگین متحرک ، میانگینی از قیمت سهم در طول یک بازه زمانی (که معمولا ۲۰ روزه می باشد) است.  منظور از متحرک بودن میانگین این است که  قیمت در بازه های زمانی مختلف ، یکسان نمی باشد، بلکه متغیر می باشد.

باند میانی: میانگین متحرک با دوره زمانی ۲۰ (بیشتر نمودارهای معاملاتی از میانگین متحرک ساده (SMA) استفاده می کنند).

(SMA) میانگین متحرک ساده-۲۰ = باند میانه

۲٫ باند بالایی : با استفاده از ۲ انحراف معیاری تخمین زده می شود که از میانگین متحرک ساده بیشتر هستند.

باند بالایی: باند میانی + انحراف معیار ضربدر ۲

( ۲* انحراف معیار قیمت -۲۰SMA+( – 20 = باند بالایی

۳٫ باند پایینی : با استفاده از ۲ انحراف معیاری تخمین زده می شود که از میانگین متحرک ساده کمتر  هستند.

باند پایینی: باند میانی – انحراف معیار ضربدر۲

( ۲*انحراف معیار قیمت -۲۰SMA -( – 20 = باند پایینی

شکل زیر  نمایی از باند بولینگر  در سهم پترول می باشد.

آموزش اندیکاتور باند بولینگر

زمانی که باند بولینگر باریک می شود به این معنا می باشد که نوسانات در قیمت سهم در حال کاهش یافتن هستند ، همچنین وقتی که باند بولینگر وسیع می شود این موضوع به این صورت تفسیر می شود که نوسانات در قیمت سهم در حال افزایش پیدا کردن می باشد. در همین قسمت دانستن این موضوع می تواند جالب باشد که وقتی باند بولینگر فشرده می شود از جهت دیگری ( که منظور خطوط روند که شامل میانگین متحرک و خطوط بالا و پایین آن است )  یک  نوع سیگنال محسوب می شود مبنی بر اینکه روند سهم در حال تغییر کردن می باشد. به شکل زیر در خصوص این مطلب توجه کنید :

اندیکاتور باند بولینگر

همان طور که در شکل مشاهده می کنیم ، پس از اینکه خطوط باند بولینگر به یکدیگر نزدیک شده اند ، بعد از آن شروع یک روند صعودی در سهم را می بینیم. به صورت ساده می توان گفت زمانی که قیمت پایانی سهم ، به سمت باند بالایی حرکت کند به این معنی است که بازار در وضعیت اشباع خرید قرار دارد  و امکان تغییر روند غریب الوقوع می باشد و هرگاه که قیمت پایانی ، به سمت باند پایینی حرکت کنند اشباع فروش در بازار را نمایان می کند. در این قسمت این موضوع که تحلیلگران تغییر نوسانات در باند بولینگر به موقع در نظر داشته باشند بسیار ضروری است.

    • ۳ خط ساده: باند بولینگر از سه خط روی نمودار تشکیل شده است که نوسانات قیمت را در داخل و اطراف آن نشان می دهد.
    • تغییرپذیری: باند بولینگر ابزار قدرتمندی برای درک نوسانات بازار از قله تا دره است.
    • وقتی باند فشرده می شود، هشیار باشید: همیشه نوسانات پایینو آرامش قبل از طوفان است.
    •  از تنظیمات پیش فرض استفاده کنید.
    • سوار شدن بر باند بولینگر: سوار شدن بر باند کارایی دارد اما به خاطر داشته باشید فقط ۲۰% از مواقع، بازار تمایل به این نوع حرکت دارد و پول بیشتر از محدوده بین دو باند به دست خواهد آمد.
    • پولبک به SMA: روند قوی را مشخص کنید و زمان پولبک به سمت میانگین متحرک(SMA)، خرید نمایید. تنظیمات باند بولینگر سودمندترین روشی است که در بازار دیده ام.
    • سیگنال معاملات معتبر: سیگنال های خرید و فروش را با استفاده از اندیکاتورهای دیگر مانند خطوط روند، تارگت های P&F و سطوح فیبوناچی ریتریسمنت تایید می کنید.
    • محدوده معاملات: سهام را در محدوده پیدا کنید. سپس روی باند پایینی خرید آزمایشی دهید و روی باند بالایی فروش آزمایشی انجام دهید. توجه شود زمانی که باند منقبض و فشرده شد توقف کنید، روند قیمت سهام در همان نقاط می شکند.
    • خارج از باند: کندل خارج از باند به این معنی نیست که سهام به طور خودکار برگشت دارد. اغلب موارد فقط شروع روند است.

نمودار زیر باند بالا و پایین را نشان می دهد.

استراتژی های معاملاتی باند بولینگر

بسیاری از شماها در مورد الگوهای محبوب تحلیل تکنیکال شنیده اید مانند سقف دوقلو ، کف دوقلو، مثلث بالارونده، مثلث متقارن، سر و شانه سقف یا کف و غیره. اندیکاتور باند بولینگر می تواند با ارزیابی موقعیت قدرت نهفته در این شکل ها، بهتر بتوانید تحلیل کنید. باند بولینگر می تواند در درک این که آیا سهام در حال رشد است یا خیر یا حتی نوسان کافی برای سرمایه گذاری وجود دارد، به شما کمک کند. زمانی که با باند بولینگر معامله می کنید، خواهید دید که باند بولینگر، فشرده شده و نشان می دهد که سهام در محدوده ی باریکی قرار گرفته است. حرکات انقباضی و مارپیچ، مانند ماشه ای برای انفجار یا شکست قیمت است. بسیاری از مواقع، رالی های بزرگ از محدوده نوسانات کم شروع می شود. هنگامی که این اتفاق می افتد، ” building cause” نامیده می شود. این آرامش قبل از طوفان است.

استراتژی کف دو قلو و باند بولینگر

این نوع استراتژی باند بولینگر معمولی شامل کف دوقلو است. کف اولیه حجم قابل توجه و پولبک شارپ قیمتی دارد و به کندل حداقل قیمت خارج از باند نزدیک می شود. این نوع حرکات معمولا “رالی خودکار” نامیده می شود. حداکثر قیمت رالی خودکار تمایل دارد به اولین سطح مقاومت برسد که این اتفاق قبل از بالاتر رفتن قیمت سهام اتفاق می افتد.

بعد از شروع رالی، قیمت در تلاش است تا پایین ترین قیمت اخیر را بازآزمایی کند که برای آزمایش میزان قدرت فشار خرید می باشد و در پایین ترین سطح قرار گرفته است. بسیاری از تکنسین های باند بولینگر برای بازبینی قیمت، داخل باند پایین را بررسی می کنند. این نشان می دهد که فشار پایین در سهام کاهش یافته و نقش از فروشندگان به خریداران تغییر یافته است. همچنین بایستی به حجم توجه شود؛ علاوه بر این بایستی به محو شدن سریع و خودکار آن توجه کنید. در زیر مثالی از کف دوقلو که خارج از باند پایینی بولینگر قرار دارد و یک رالی خودکار را به وجود آورده است. موضوع مورد بحث مربوط به سهام FSLR در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱ می باشد. سهام با کاهش ۴۰ درصدی با آخرین میزان نوسانات مواجه شد. کندل استیک، خارج از باند در حال مبارزه می باشد. در طی دو روز آینده منجر به رالی شدید ۱۲% شد.

استراتژی برگشتی با باند بولینگر

یکی دیگر از روش های ساده و در عین حال موثر، سهام های هستند که کم کم از باند خارج می شوند. حالا یک قدم جلوتر برویم و تحلیل کندل استیک را در این استراتژی به کار بریم.

برای مثال به جای خریدن سهمی که با شکافی (گپ) با باند بالایی ایجاد می شود، صبر می کنیم تا ببینیم سهام چگونه عمل می کند. اگر سهام شکاف داشته باشد و سپس نزدیک به قیمت پایین آن بسته شود، هنوز به طور کامل خارج از باند بولینگر قرار دارد، اغلب این اندیکاتور خوبی است که سهام در کوتاه مدت اصلاح خواهد شد. سپس شما می توانید یک پوزیشن کوتاه مدت با سه تارگت خروجی داشته باشید: (۱) باند بالا، (۲) باند متوسط یا (۳) باند پایین. در مثال نمودار زیر سهم Direxion Daily Small Cap Bull 3x Shares (TNA)  در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۱ می باشد، صبح ، شکاف خوبی در خارج از باندها وجود داشت، اما یک پنی زیر حداقل قیمت بود. همان طور که در نمودار مشاهده می کنید، کندل استیک وحشتناک به نظر می رسد، سهام به سرعت برمی گردد و تقریبا ۲% را در عرض ۳۰ دقیقه اخذ می کند

استراتژی سوار بر باند

بزرگترین اشتباهی که معامله گران مبتدی هنگام استفاده از باند بولینگر انجام می دهند این است که وقتی قیمت به باند بالایی برخورد می کند، سهام را می فروشند و زمانی که قیمت به باند پایینی برخورد می کند، می خرند.

خود بولینگر اظهار داشت که لمس باند بالا یا باند پایین سیگنال خرید و فروش باند بولینگر نمی باشد.

تنها زمانی می توان معامله کرد که قیمت سوار بر باند بولینگر باشد.

به مثال زیر نگاهی بیندازید و به فشردگی باند بولینگر درست قبل از شکستن توجه کنید.

همان طور که قبلا گفته شد، نفوذ قیمت به باند به تنهایی نمی تواند دلیل خرید یا فروش یک سهام باشد.

توجه کنید بعد از شکست روند، حجم تا چه اندازه افزایش یافت و روند قیمت به خارج از باند بولینگر آغاز گشت. اگر این کندل ها به سمت بالا پرواز کنند، این موقعیت می تواند بسیار سودآور باشد.

می خواهم دوباره به باند میانی برگردم. برای یادآوری ، باند میانی یک میانگین متحرک با دوره زمانی ۲۰ در بسیاری از برنامه های کاربردی نمودارها می باشد.

دوره زمانی هر سهام متفاوت است، بعضی سهام ها با دوره زمانی ۲۰ رابطه دارند و بعضی ها ندارند. در بعضی موارد بایستی اعداد میانگین متحرک ساده (SMA) را اصلاح نمایید تا با سهام مورد نظر رابطه داشته باشند. این منحنی مناسب است، اما ما می خواهیم موقعیت را به نفع خودمان تغییر دهیم.

وقتی منحنی به خوبی کار کند، باید مطمئن باشید که با تجزیه و تحلیل تنظیمات دیوانه نمی شوید.

به هر حال، خط میانی می تواند مناطق حمایت پولبک را زمانی که سهام سوار بر باند است، نشان دهد. حتی می توانید موقعیت خود را در سهامی افزایش دهید که قیمت به خط میانی پولبک کند. در مقابل، اگر سهامی خارج از باند بولینگر به روند خود ادامه دهد، نشان دهنده تضعیف قدرت سهام است و این زمان مناسبی برای سنجیدن موقعیت یا به طور کامل رها کردن آن است.

علاوه بر این، زمانی که ما سوار بر باند بولینگر هستیم، باید به دنبال بالاترین “های” (High) و بالاترین “لو” (Low) باشیم.

استراتژی انقباض باند بولینگر

یکی دیگر از استراتژی های معاملاتی باند بولینگر این است که انقباض آینده باند بولینگر را ارزیابی کند. جان، اندیکاتوری به نام پهنای باند را ایجاد کرد. فرمول پهنای باند بولینگر ساده است:

(مقدار باند بولینگر بالایی – مقدار باند بولینگر پایینی) تقسیم بر مقدار باند بولینگر میانی (میانگین متحرک ساده).

ایده استفاده از نمودار روزانه، این است که وقتی اندیکاتور به پایین ترین سطح خود در ۶ ماه گذشته می رسد می توانید انتظار افزایش نوسانات را داشته باشید. همان طور که در بالا اشاره کردم این امر باعث انقباض باند بولینگر می شود. عمل انقباض باند بولینگر حاکی از یک حرکت بزرگ است. شما می توانید از اندیکاتورهای بیشتری مانند افزایش حجم و یا اندیکاتور توزیع تجمعی استفاده کنید.

اندیکاتورهای دیگر بیانگر شواهد بیشتری برای انقباض باند بولینگر هستند.

زمانی که باند بولینگر منقبض می شود ما بایستی یک مرزی داشته باشیم زیرا این نوع موقعیت می تواند باعث گمراهی بهترین معامله گران گردد.

به نمودار BSC در استراتژی ۳ توجه کنید که چگونه قیمت بولینگر با باز شدن ۲۶/۹ افزایش یافت. سپس فورا حرکت برگشتی داشت و منجر به فریب معامله گران شد . نبایستی هر جایی که شاهد انقباض باند بودید وارد معامله شوید بلکه بایستی منتظر تایید شکست روند باشید و سپس با آن حرکت نمایید. اگر درست تشخیص دهید ، به همان مسیر مورد نظر بیشتر حرکت می کند. توجه داشته باشید که چگونه قیمت و حجم در هنگام نزدیک شدن به ارتفاع بالا (خط زرد) می شکند.

برای این که منتظر تایید باشیم، بیایید نگاهی بیندازیم که چگونه از فشردگی باند بولینگر برای کسب سود استفاده نماییم.

در نمودار ۵ دقیقه ای زیر سهام Research in Motion Limited (RIMM)  در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۱۱ ارائه شده است. توجه کنید که چگونه موجب شکاف (یا گپ) هنگام صبح شد و باند بسیار منقبض گردید.

در حال حاضر برخی از معامله گران می توانند روش ابتدایی معاملات را با خرید سهام با باز شدن قیمت انجام دهند با فرض این که در خلال انقباض باند، انرژی بیشتر شود و منجر به پایین آوردن قیمت سهام خواهد شد. روش دیگر این است که منتظر تایید باشیم.
بنابراین، راه حل این نوع موقعیت این است که (۱) صبر کنید تا کندل استیک به داخل باند برگردد و (۲) اطمینان حاصل شود که چند اینساید بار (inside bars) وجود دارد که حداقل قیمت اولین بار را نمی شکند (۳) هنگامی که حداقل قیمت اولین کندل استیک را شکست اقدام به خرید نمایید.
با توجه به این سه الزام می توانید تصور کنید که این موارد، خیلی در بازار اتفاق نمی افتد اما وقتی روی دهد باعث تصمیم گیری بهتر می شود. نمودار زیر این رویکرد را نشان می دهد.

حالا نگاهی به همین نوع تنظیمات در زمان فروش می اندازیم. تصویر زیر سهامی از گوگل در تاریخ ۲۶ آوریل ۲۰۱۱ را نشان می دهد. توجه کنید که چگونه سهام گوگل از نوار بالایی باند عبور کرده و بعد از اصلاح کوچکی داخل باند برگشته ، سپس از حداکثر قیمت اولین کندل استیک عبور کرده است. اگر کندل ها سوار بر باند بشوند این نوع از تنظیمات می تواند روند قدرتمندی را ثابت کند.

استراتژی برگشت ناگهانی به باند میانی

این استراتژی برای کسانی است که توقع کمی از بازار دارند. اساسا شما در انتظار بانس کردن بازار به باند میانی هستید. آنچه در مورد این استراتژی می خواهم این است که با گذشت زمان، درصد بالایی از موفقیت را به همراه خواهد داشت.
شما در موقعیتی قرار نمی گیرید تا آن را به نفع خود تغییر دهید. همچنین به دنبال پیامبری هم نیستید که پیش بینی کند سهام تا چه اندازه بالا می رود یا نمی رود. اگر افراد زیاده خواهی از بازار نباشید، قادر خواهید بود با خیال راحت از بازار استوار و محکم درآمد داشته باشید و در نهایت نوسانات طوفانی کاهش خواهد یافت که مقوله ای معمولی برای معامله گرانی است که ریسک پذیر هستند.

کلید این استراتژی پیش از ورود به موقعیت، این است منتظر آزمودن خط میانی باشیم. در صورتی که در جهت اصلی حرکت کنید که میزان قابل توجهی از نوسانات وجود دارد، می توانید احتمال ورود به یک معامله و برنده شدن در آن را افزایش دهید. همانطور که در مثال بالا می بینید، متوجه می شوید زمانی که قیمت فقط به خط میانی پولبک کرده، سهام به سرعت افزایش یافته است. شما می خواهید بعد از این که قیمت نتوانست خط میانی را به سمت پایین را بشکند، وارد پوزیشن شوید. سپس می توانید روی نوار بالایی اقدام به فروش نمایید. اگر اشتیاق بیشتری برای ریسک دارید، می توانید سوار باند شوید و تعیین کنید کجا از پوزیشن خارج شوید.

استراتژی معامله درون باند

صادقانه این یکی از استراتژی های مورد علاقه ام است. اگر تا به حال هر سیگنال دیگری را برایتان مطرح کردم، فراموش کنید. استراتژی که با حداکثر کسب درآمد با حداقل ریسک است. همانطور که می گوییم بازی فوتبال در یک اینچ است، تجارت هم همانند آن است.
البته می توانید پول زیادی را با شرط بندی بر روی سهام ها به دست آورید اما این نوع از معامله، جزو خرید طولانی مدت مثلا بعد از ۲۰ سال نیست . اول، شما باید سهامی را پیدا کنید که در یک محدوده معاملاتی قرار گرفته باشد، هر چه محدوده بزرگتر باشد بهتر است.

اکنون به این نمودار نگاهی بیندازید، نمودار خسته کننده ای به نظر می رسد. به هر حال با تجربه ای که دارم زمانی که بازار خود را نشان دهد معامله گران از بازار پول به دست می آورند و در پایان روز با یک کندل بزرگ، پول خود را نقد می کنند.

در مثال بالا، زمانی شما اقدام به خرید می کنید که یک سهم در محدوده اش، حداقل قیمت را دارد و روی باند پایینی قرار گرفته است. به طور معکوس، زمانی سهام را می فروشید که به حداکثر قیمت محدوده اش برسد و در باند بالایی قرار دارد. شما می توانید استدلال کنید که نیازی به باندها ندارید تا این استراژی را اجرا نمایید، با این حال با داشتن این باندها و بررسی آنها می توانید فاز تغییرپذیری کم یا بدون نوسان را اعتبار سنجی نمایید.

یک روش ساده برای گفتن این است که باندها به تایید اینکه سهام در یک دامنه گیر کرده است، کمک می کند.

بنابراین به جای یک موفقیت بزرگ، بهتر است در یک محدوده تلاش کنید و سکه به سکه از هر نوسان سود به دست آورید.

کدام استراتژی بهترین است؟

این سوال واضحی است که برای هر کسی که این مقاله را بخواند پیش می آید.

خودم استراتژی شماره ۶ را ترجیح می دهم زیرا از این بازار دائما پول کسب می کنید و درصد بالایی از موفقیت را برای شما در بر دارد.

چگونه بدانم درصد بالایی از موفقیت را در بر دارد؟

شما زیاد در مورد حرکات قیمت بازار نمی پرسیدید. بنابر تجربه شخصی که هزاران معامله را انجام داده ام ، بیشتر سودی که در بازار در جستجوی آن هستید و احتمال کمتری دارد که به آن دست یابید.

در حال حاضر، استراتژی ۶ برای من بهتر است، اما در مورد شما چطور است؟

از آنجا که تجارت یک سفر شخصی است، برخی از روش های دیگر ممکن است برای شما مناسب باشد ولی ریسک زیادی را نیز در بر دارد. در زیر فهرستی از سبک های ۶ استراتژی که در مقاله آمده بود را بررسی می کنیم:

    1. استراتژی کف دو قلو: این استراتژی برای تکنیکالیست های ماهر است. معامله گر بایستی تمام بازار را در جستجوی وضعیت خاصی دنبال کند. برای شناسایی وضعیت، صبر زیادی را می طلبد، زیرا شما واقعا نیاز به دومین کف قیمت دارید تا باند را بشکافد و سیگنال خرید قوی را صادر نماید
    2. استراتژی برگشتی: فراخوانی برای تمام مخاطبان ریسک پذیر است. این روش فوق العاده است زمانی که به درستی با روش برگشتی وارد پوزیشن شوید، پول را وارد حسابتان می کنید. با این حال اگر به اشتباه وارد پوزیشن شوید، شما را به شدت گرفتار می کند. بایستی سریع و با دقت عمل کنید.
    3. استراتژی سوار بر باند: این برای تمام کسانی است که خارج از باند اقدام می کنند. شما فقط میزان ۲۰٪ تا ۳۰٪ فرصت برنده شدن را دارید زیرا شما تمام سرمایه خود را بر روی این حرکت بزرگ سرمایه گذاری کرده اید. به نظر ساده می رسد این طور نیست؟ به شخصه استراتژی ها را امتحان کردم که درصد برنده شدن پایین را داشته و هر بار شکست خوردم زیرا من بازنده خوبی هستم. بنابراین نمی توانم اشتباهی را که نادرست است مرتکب شوم. پس، اگر می خواهید معاملات کمتری داشته باشید، می توانید از ده اشتباه، از هشت اشتباه جلوگیری نمایید، این استراتژی برای شما مناسب خواهد بود.
    4. استراتژی انقباض باند بولینگر: این استراتژی بهترین موقعیت را برای معامله گرانی که می خواهند سود بالقوه را با سوار شدن بر باند بگیرند به همراه دارد و می توانند پول زیادی را به دست آورند. شما می توانید یکی از دو روش را با انقباض باند انجام دهید. برای معامله گران ریسک پذیر، شما می توانید قبل از شکست قیمت وارد معامله شوید و به سود دست یابید. بیشتر معامله گران محافظه کار منتظر شکست قیمت می شوند و سپس موقعیت پولبک را در جهت روند اصلی بررسی می کنند.
    5. نقش میانگین متحرک: این استراتژی برای همه معامله گران با پولبک همراه است. شما به دنبال سهام هایی هستید که روند قوی دارند و واکنش میانگین متحرک با دوره زمانی ۲۰ را نشان می دهد. زمانی این تنظیمات دوست داشتنی هستند که در روز معامله Nikkei .
    6. استراتژی معامله در محدوده: این استراتژی را بسیار ستایش می کنم. ۸۰ درصد از مواقع محدوده ای از بازار را داریم. بنابراین اگر اهل ریسک هستید این استراتژی مناسب شما نیست و بیشتر خواب آور است و بهتر است از استراتژی ۲ و ۳ و ۴ استفاده نمایید.

استراتژی معاملات روزانه با ترکیب باند بولینگر و MACD

ترکیب اندیکاتور باند بولینگر با MACD به عنوان یک استراتژی مهم در معاملات استفاده می شود. علاوه بر این، تنظیمات این استراتژی و قوانین خرید و فروش را توضیح می دهد و در دو نمودار مختلف نحوه برنده و بازنده شدن با استراتژی مورد نظر را بیان می کند.

از اندیکاتور MACD در معاملات روزانه جهت مشخص کردن روند و از باند بولینگر به عنوان کشیدن ماشه معاملات استفاده می کنیم. پارامترهای MACD به صورت زیر است:

  • میانگین متحرک (Fast EMA): 12
  • میانگین متحرک (Slow EMA): 26
  • خط سیگنال ( Signal line) : 9

این تنظیمات استاندارد در بیشتر پکیج های نرم افزاری وجود دارد. تنظیمات باند بولینگر، ۱۲ برای میانگین متحرک با انحراف معیار ۲ باند بولینگر است.

قوانین خرید در معاملات روزانه

  • MACD بالای خط سیگنال و بالای خط صفر
  • توقف سفارش (Stop order) را بالای باند بولینگر قرار دهید.

قوانین فروش در معاملات روزانه

  • MACD زیر خط سیگنال و زیرخط صفر
  • توقف سفارش (Stop order) را پایین باند بولینگر قرار دهید.

برنده شدن در معامله با استراتژی MACD و باند بولینگر

ترکیب باند بولینگر و MACD

مارکوس هایکوئتر در مقاله اش برای قرارداد S&P E-mini با تایم فریم ۴۵۰۰ تیک استفاده کرد. یعنی برای هر ۴۵۰۰ تیک، میله رسم شده است. ما این زمان بندی توصیه شده را دنبال می کنیم.

روز معاملاتی، با شلوغی و تراکم قبل از ورود خرس ها (روند نزولی) شروع شد. این استراتژی معاملاتی ساده روزانه در شروع بازار خرس ها (روند نزولی) موفق به کسب سود شده است. بیایید جزئیات را در نمودار بالا بررسی کنیم.

  • ما یک روند صعودی قوی را در اینجا داشتیم. اگرچه بالاترین “های” (High) هسیتوگرام با “های” (High) پایین تر هیستوگرام همزمانی داشت. این وقوع یک واگرایی نزولی است و علامت هشدار برگشتی است. واگرایی نزولی زمینه ای عالی برای خرید معاملات را فراهم می کند.
  • در اینجا قیمت نزول کرده و MACD به زیر خط صفر و خط سیگنال حرکت کرده است. این سرنخی برای روند نزولی است. دستور توقف فروش (Sell stop) در پایین باند بولینگر قرار داده شده است تا معامله خرید را پیش بینی کند.
  • بعد از این که MACD روند نزولی را تایید کرد، کندل بولیش آت ساید بار (bullish outside bar) تشکیل شد اما دنباله کمی را در بر داشت. این آخرین تلاش صعودی بود قبل از آنکه قیمت بیشتر شکسته شود.

سرانجام قیمت به باند بولینگر پایینی فشار آورده  و ماشه دستور توقف سفارش کشیده شده است و ما برنده شدیم.

بازنده شدن معامله با استراتژی MACD و باند بولینگر

ترکیب باند بولینگر و MACD

این نمودار هم مانند نمودار اول، ۴۵۰۰ تیک برای قرارداد S&P E-mini از جلسه کامل گلوبکس را دارد. استراتژی معاملات ساده روزانه با فلش قرمز رنگ شروع شده است. اینجا بدترین نقطه برای ورود است. بیاییم ببینیم در نمودار بالا چه اتفاقی روی داده است.

  • روز معاملاتی با گروهی از شمع های ژاپنی (کندل استیک ها) با بدنه های کوچک که همدیگر را دنبال می کنند، شروع شده است. منقبض شدن باند بولینگر اندیکاتوری است که در آنجا کاهش نوسانات را نشان می دهد.
  • تراکم و ازدحام، بناچار شکسته شد. سه میله قرمز رنگ متوالی از تراکم خارج شده است. در همان زمان MACD روند نزولی را تایید کرده و ما با باند بولینگر پایینی وارد پوریشن خرید شدیم (فلش قرمز رنگ).
  • اگرچه روند نزولی از کف قیمتی (Low) پایین تر عبور کرده است اما با مومنتومی که در هیستوگرام MACD نشان داده شده، حمایت نشده است. یک همگرایی صعودی به ما در این معامله هشدار می دهد.

سرانجام این روند نزولی فردا صبح به یک روند برگشتی جعلی تبدیل می شود. آن روز ما در کف قیمتی (Low) وارد پوزیشن شدیم. چه چیزی آن را بدتر خواهد کرد؟ (اینکه حد ضرر را مشخص نکرده باشیم).

بررسی استراتژی معاملات روزانه ساده با استفاده از بولینگر و MACD

استفاده از دو اندیکاتور و دو مرحله ساده برای یک استراتژی معاملات روزانه ساده مورد نیاز است. سعی کردم در تایم فریم های مختلف از آن استفاده کنم ، همانطور که مارکوس هایکوئتر در مقاله خود ادعا کرد، این استراتژی معاملاتی به طرز شگفت آوری قوی است.

زمانی که MACD بالای خط سیگنال و خط صفر باشد، استراتژی معاملات روزانه می تواند روند روزانه خرید را پیدا کند. کاربرد MACD کاملا متفاوت از MACD اصلی جرالد اپل است. اگر می خواهید فقط خود را در معاملات با احتمالات بالا محدود کنید، بعد از این که MACD از خط صفر عبور کرد شروع به معامله کنید. این قانون شما را در روندهای تازه و جدید حفظ می کند و نه زمانی که روند رشد خود را کرده و قصد برگشت دارد.

یک هشدار مهمی جهت خروج از استراتژی وجود دارد. من روش خروج که توسط مارکوس هایکوئتر توصیه شده را دنبال نمی کنم زیرا قصد دارم همه چیز ساده باشد.

او از درصد میانگین معاملات هفت روز گذشته استفاده می کرد تا نقاط هدف و حد ضرر را مشخص کند. این یک رویکرد صحیح مبتنی بر نوسان است، اما تعداد پارامترهای موجود را افزایش می دهد. شما باید چند روز را انتخاب کنید که در محدوده میانگین معاملاتی خود باشد و از درصد برای نقطه هدف و حد ضرر استفاده کنید. همچنین بایستی مطمئن باشید که این پارامترها با تایم فریم معاملاتی شما سازگار هستند. همان طور که مارکوس هایکوئتر اشاره کرد، او تنظیمات ابزارها را به روز می کند تا از این ابزارها به طور منظم با توجه به تغییر نوسانات بازار معامله نماید. با این پارامترها می توانید برای خروج تصمیم بگیرید مگر این که راه ساده تری برای خروج از پوزیشن بیابید.

سوالات متداول

باند بولینگر در هر بازار مالی جهانی کار می کند.

اسم این کتاب، بولینگر روی باند بولینگر می باشد. این بهترین کتابی است که توسط ابداع کننده آن نوشته شده است.

باند بولینگر در هر تایم فریمی به خوبی کار می کند. این کلیدی است که برای قوانین مشابه در الگوهای قیمت به کار می رود.

ادامه مطلب
buffet-(4)
آموزش اندیکاتور RSI

اندیکاتور RSI که مخفف Relative Strength Index می باشد با روابط پیچیده ریاضی محاسبه می گردد که ذکر این روابط از حوصله این بحث خارج می باشد. در تنظیمات RSI نیز عموما از تنظیم ١۴ روزه استفاده می شود. این اندیکاتور همانند مکدی (MACD) در زمره اسیلاتورها طبقه بندی می شود چراکه همواره بین دو سطح ٠ و ١٠٠ در حال نوسان می باشد.

آموزش اندیکاتور RSI

کاربردهای اندیکاتور RSI چیست؟

همانطور که گفته شد این اندیکاتور بین دو سطح ٠ و ١٠٠ در نوسان می باشد. در این بین، دو سطح کلیدی ٣٠ و ٧٠ را به ترتیب به عنوان سطوح اشباع فروش و اشباع خرید می نامند. به این معنی که هر گاه مقدار RSI از عدد ٣٠ کمتر شود به این معنی است که شاهد فروش های افراطی در بازار هستیم و لذا امکان کاهش فشار فروش و صعود قیمت وجود دارد. بر عکس، عبور RSI از سطح ٧٠ به سمت بالا به معنی انجام خریدهای افراطی در بازار می باشد که در نهایت این خریدها ممکن است هر لحظه به پایان رسیده و شاهد نزول قیمت باشیم.

برای مثال به شکل زیر که نمودار قیمتی سهام مس باهنر را نشان می دهد توجه کنید. همانطور که مشاهده می کنیم در نقاطی که با خطوط عمودی نمایش داده شده اند شاهد وارد شدن RSI به مناطق اشباع خرید یا اشباع فروش بوده ایم که همین خرید و فروشهای افراطی به معنی علامتی برای تغییر جهت قیمت به شمار می آمده اند. برای مثال در نقطه ای که با فلش قرمز رنگ مشخص شده است مقدار RSI به کمتر از ٣٠ کاهش پیدا کرده که به معنی فروش افراطی بوده است و پس از مدتی شاهد کاهش فشار فروش و رشد قیمت سهم بوده ایم. و در نقطه بعدی که با فلش سبز رنگ نمایش داده شده است شاهد افزایش RSI به بیش از ٧٠ بوده ایم که به معنی خرید افراطی بوده و پس از مدتی شاهد کاهش فشار خرید و نزول قیمت بوده ایم.

آموزش اندیکاتور RSI

نکته ای که در مورد RSI باید به آن توجه نمود این است که ممکن است خروج RSI از مناطق اشباع، بدون افت یا صعود قیمت و فقط با نوسان قیمتی صورت بگیرد. برای روشن شدن موضوع اگر مجددا به نمودار قیمتی فباهنر توجه کنیم می بینیم که در محلی که با خط قرمز رنگ مشخص شده است RSI وارد منطقه اشباع خرید شده است، اما پس از مدتی بدون اینکه قیمت نزول چندانی داشته باشد، تنها با نوسان قیمت RSI از منطقه اشباع خرید خارج شده است. پس این موضوع را همیشه به یاد داشته باشید که استفاده از اندیکاتور به تنهایی می تواند در برخی موارد باعث ایجاد خطا در تصمیم گیری شود و حتما باید در کنار سایر ابزار به کاربرده شوند.

یکی دیگر از کاربردهای جالب در استفاده از RSI به کاربردن خطوط روند همراه با این اندیکاتور می باشد.
به عبارتی به همان شکل که خطوط روند را در مورد قیمت استفاده می کنیم به طریق مشابه می توان همان خطوط را در مورد RSI نیز استفاده کرد. برای مثال به نمودار زیر که مربوط به سهم فباهنر می باشد توجه کنید:

آموزش اندیکاتور RSI

همانطور که در این شکل دیده می شود می توانیم یک خط روند صعودی را برای اندیکاتور RSI رسم نماییم.مشاهده می کنیم چگونه پس از اینکه این خط روند به سمت پایین شکسته شد ، همزمان شاهد نزول قیمت بعد از خط عمودی بوده ایم.
به شکل زیر که مربوط به نمودار سهم خپارس می باشد توجه کنید:

آموزش اندیکاتور RSI

مشاهده می کنید که چگونه بعد از شکسته شدن یک خط روند نزولی بر روی اندیکاتور RSI شاهد صعود قیمت سهم شروع شده است.
نکته ای دیگری که در مورد هر اندیکاتور وجود دارد و در بالا به آن اشاره کرده ایم استفاده از ابزاری دیگر در کنار یک اندیکاتور برای کاستن از میزان خطاهاست. برای مثال می توان به جای استفاده از هر یک از اندیکاتورهای RSI یا MACD به تنهایی، همزمان از این دو اندیکاتور در کنار هم استفاده کرد تا این ابزار بتوانند خطاهای یکدیگر را پوشش دهند.

تلاش برای درک ماهیت اندیکاتور RSI

عدد ۱۴ به عنوان تنظیمات دوره ای پیش فرض «RSI» انتخاب شده است؛ یعنی این اندیکاتور داده های قیمتی ۱۴ کندل یا میله اخیر را تحلیل و مقایسه می کند. در واقع «RSI» طی آن دوره، میانگین افزایش و کاهش ها، تعداد و هم چنین اندازه کندل های صعودی و نزولی را بررسی می کند و آن ها را نسبت به یکدیگر می سنجد. خروجی اندیکاتور «RSI» به صورت یک عدد بین ۰ تا ۱۰۰ و در قالب یک محدوده نموداری جداگانه نمایش داده می شود. به همین دلیل، «RSI» به عنوان یک «اسیلاتور» شناخته می شود. مثلا اگر چند کندل اخیر صعودی باشند، احتمالا اندیکاتور «RSI» عدد ۱۰۰ را نشان می دهد.

در نقطه مقابل با تشکیل چند کندل نزولی، مقدار «RSI» به سمت صفر میل می کند. اگر شرایطی را در نظر بگیریم که نیمی از کندل ها صعودی و بقیه نزولی باشند و اندازه آنها نیز به هم شبیه باشد به احتمال زیاد، خروجی این اندیکاتور، عددی در محدوده ۵۰ خواهد بود. البته متناسب با جهت – صعودی یا نزولی – قدرت و اندازه کندل استیک ها، مقدار «RSI» نیز به سمت ۰ یا ۱۰۰ میل می کند. چیزهایی که تا اینجا گفتیم، تفسیرهایی ابتدایی از این اندیکاتور هستند. در ادامه با دو مثال، جزئیات بیشتری از نمودار قیمت را تحلیل و بررسی کنیم.

نمودار مثال اول: روند صعودی جریان قیمت

در تصویر زیر، محدوده مشخص شده یک روند صعودی را در جریان ۱۴ کندل متوالی نشان می دهد که تمام آن ها به جز دو مورد، شمع های صعودی بوده اند. هم چنین تعداد زیادی از این کندل های افزایشی تقریبا بزرگ هستند و سایه چشم گیری نیز ندارند. در نتیجه «RSI» عدد ۷۵ را نشان داده و روند صعودی با مومنتوم بالا را تایید می کند.

همه چیز در مورد اندیکاتور RSI

اندیکاتور «RSI» اندازه و جهت ۱۴ کندل استیک اخیر را بررسی نموده و قدرت حرکات فعلی قیمتی را نشان می دهد.

نمودار مثال دوم: روند نزولی جریان قیمت

در تصویر زیر، سه ناحیه متفاوت از نمودار قیمت به صورت مستطیل های عمودی مشکی رنگ مشخص شده اند. در قسمت اول یک روند نزولی قوی را مشاهده می کنیم که در جریان آن تقریبا تمام کندل ها به جز چند شمع کوچک دوجی همگی نزولی بوده اند. بنابراین مقدار «RSI» به ۱۷ رسیده و برقراری روند نزولی قوی را تایید کرده است. ناحیه وسط یک روند صعودی نسبتا قوی را نشان می دهد که در آن «RSI» تا سطح ۷۰ افزایش یافته و اندازه کندل های نزولی نیز پیوسته در حال کاهش بوده است. در واقع، وجود چنین شرایطی نشان دهنده این است که بیشتر معامله گران، خریدار هستند. بخش سوم نیز یک بازار تقریبا خنثی را طی ۱۴ کندل به تصویر می کشد. خروجی «RSI» عدد ۴۲ است که عدم وجود روند در بازار را گوشزد می کند. اگرچه قیمت، کمی افت کرده و این موضوع به واسطه «RSI» کمتر از ۵۰ نیز قابل تایید است. اما تقریبا نسبت قدرت بازیگران بازار متعادل به شمار می رود.

همه چیز در مورد اندیکاتور RSI

می توان از اندیکاتور «RSI» در جریان فازهای روندی و خنثی بازار استفاده کرد.

همواره به این نکته دقت داشته باشید که استفاده از اندیکاتورها شرط لازم و کافی تحلیل دقیق نمودار قیمت نیست. اما در بیشتر مواقع، استفاده از این ابزار راهکار مناسبی برای تحلیل سریع نمودار قیمت و تایید پیش بینی های سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال به شمار می رود.

افسانه ای به نام «نواحی اشباع خرید و فروش»

با رواج تفکرات غلط، مفهوم نواحی اشباع خرید و فروش به یکی از بزرگ ترین سوء تفاهم ها در مورد اندیکاتورها تبدیل شده اند. تعریف ساده این نواحی در اندیکاتور «RSI» به شرح زیر است:

  • اشباع خرید: مقدار «RSI» بین ۷۰ تا ۱۰۰
  • اشباع فروش: مقدار «RSI» بین ۳۰ تا

بسیاری از معامله گران به اشتباه معتقد هستند که در آن نواحی، قیمت تمایل بیشتری به بازگشت دارد. اما این تصور کاملا اشتباه است. زیرا همان گونه که مشاهده کردیم، مقدار بالای «RSI» روند صعودی قوی و مقادیر کم اندیکاتور «RSI» روند نزولی قدرتمند را نشان می دهند. در واقع، قرار گرفتن خط «RSI» در نواحی انتهایی بازه نوسانی خود همیشه ضعف و بازگشت زود هنگام روند را نشان نمی دهد. بلکه فقط وجود مومنتوم حرکتی بالا در وضعیت جاری را تایید می کند. معامله گری که تنها به دلیل ورود قیمت به ناحیه اشباع خرید در جریان یک روند صعودی می خواهد در موقعیت معاملاتی فروش قرار بگیرد بسیار سریع متوجه اشتباه خود خواهد شد.

تصویر زیر، مثالی از این شرایط را نشان می دهد. در مستطیل سمت چپی قیمت برای اولین بار به بیش از سطح ۷۰ رسیده و وارد ناحیه اشباع خرید شده است. همان گونه که مشاهده می کنید روند صعودی برای طولانی مدت ادامه یافته و حتی با وجود مسطح شدن حدودی روند نیز بازگشت قیمت رخ نداده است. در بخش دوم تصویر نیز «RSI» دوباره به ناحیه اشباع خرید بازگشته و قیمت، روند صعودی خود را از سر گرفته است. در نتیجه می توان این طور برداشت کرد که مقادیر بیش از ۷۰ یا کمتر از ۳۰ اندیکاتور «RSI» تنها به معنی قدرت بالای روند صعودی یا نزولی هستند و مسلط بودن یک گروه غالب از بازیگران بازار (خریداران یا فروشندگان) را نشان می دهد. به عبارت دیگر، ورود به نواحی اشباع خرید و فروش دلیل قاطعانه ای برای تغییر جهت قیمت و گرفتن موقعیت های معاملاتی برخلاف روند نخواهد بود.

همه چیز در مورد اندیکاتور RSI

نواحی اشباع خرید و فروش، نشانه هایی برای بازگشت زود هنگام روند قیمت نیستند. اما وجود یک روند قوی در جهتی مشخص را به معامله گران یادآوری می کنند.

اندیکاتور «RSI» به عنوان حمایت و مقاومت

از آنجا که این اندیکاتور در تحلیل مومنتوم و قدرت حرکات روند، عملکرد مناسبی دارد می توان از آن برای تشخیص سطوح حمایت و مقاومت مهم در نمودار قیمت استفاده کرد. در تصویر زیر، خط افقی یک سطح مقاومتی قوی در نمودار قیمت را نشان می دهد که قیمت، بارها آن را لمس کرده است. در بررسی اندیکاتور «RSI» نیز وجود این ناحیه مقاومتی کاملا مشخص است. در دو نقطه تماس اولیه، مقدار ۵۰ عدد «RSI» و ۶۱ بوده که نشان از قدرت بیشتر خریداران در حالت معمولی و بدون اکثریت مطلق است. در سومین نقطه تماس، «RSI» مقدار ۶۸ را نشان داده، که وجود تحرکات قیمتی قدرتمندتری را به نمایش می گذارد. اگرچه قیمت در این نقطه ناتوان از شکست آن سطح مقاومتی بوده است اما خیلی سریع به سمت این نقطه باز می گردد.

همان طور که با هم گفتیم، بازگشت سریع قیمت به سطوح قیمتی گذشته، ناشی از افزایش قدرت خریداران یا فروشندگان است. در جریان آخرین تلاش برای شکست نهایی مقاومت، «RSI» به سطح ۷۴ رسیده است. با بررسی دقیق نمودار قیمت متوجه می شویم که کندل های صعودی قوی در نهایت منجر به شکست این سطح نموداری شده اند. این شکست با یک جهش قیمتی همراه بوده است که اغلب اوقات یک سیگنال قوی برای خرید به شمار می رود. باید بر این نکته تاکید کنیم که سیگنال نهایی شکست با بسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از یک سطح قیمتی صادر می شود.

همه چیز در مورد اندیکاتور RSI

اندیکاتور «RSI» می تواند در معامله گری بر اساس شکست سطوح نیز مورد استفاده قرار گیرد. در نمودار بالا شکست قیمت به همراه مقادیر بیش از ۷۰ «RSI» شانس موفقیت موقعیت معاملاتی را افزایش می دهد.

واگرایی RSI محبوب و پرطرفدار

ایجاد واگرایی در اندیکاتور «RSI» یکی از محبوب ترین سیگنال های معاملاتی است. برخلاف نواحی اشباع خرید و فروش، واگرایی ها به معنای واقعی، نشانه ای از وجود پتانسیل بازگشت قیمت هستند. واگرایی شرایطی را در نمودار قیمت نشان می دهد که وضعیت قیمت و اندیکاتور مطابقت نداشته باشد. مثلا یک واگرایی نزولی زمانی رخ می دهد که با وجود ایجاد یک نقطه سقف بالاتر در جریان روند صعودی، اندیکاتور سقف پایین تری ایجاد کرده باشد. در تصویر زیر، نمودار سمت چپ یک واگرایی کلاسیک نزولی را نشان می دهد. در این شرایط، قیمت، سقف های بالاتری را ایجاد می کند. واگرایی اندیکاتور «RSI» نیز نشان دهنده ضعیف تر بودن موج صعودی اخیر نسبت به حرکات قبلی است.

همه چیز در مورد اندیکاتور RSI

واگرایی «RSI» می تواند تغییر در جهت روند بازار را از قبل پیش بینی کند. زیرا نشان دهنده کاهش مونتوم حرکت قیمت است.

بنابراین، یک واگرایی زمانی به وجود می آید که بر اساس قیمت، پتانسیل ادامه روند وجود داشته باشد. اما وضعیت اندیکاتور «RSI» بیانگر تغییر در نسبت قدرت بین خریداران و فروشندگان و ضعف موج قیمتی اخیر است. در نمودار تصویر زیر و در پایان روند نزولی، اندیکاتور «RSI» یک واگرایی ایجاد کرده است و جهت آتی روند را قبل از بازگشت قیمت، پیش بینی می کند. اگرچه قیمت کف پایین تری را ثبت کرده اما موج قبلی نزولی به طرز قابل ملاحظه ای کوتاه تر و در نتیجه ضعیف تر بوده است. در چنین وضعیتی، قیمت به سختی توان ایجاد یک کف جدید را دارد. این کاهش قدرت در روند بازار به واسطه ایجاد واگرایی در «RSI» تایید می شود. در واقع، دانش ما از شیوه تحلیل امواج قیمت، تحلیل نمودار به واسطه «RSI» را تکمیل می کند. با این وصف این تئوری کاملا قابل درک است که امواج قیمت، پایه های اصلی مفاهیم روند و تحلیل نموداری را تشکیل می دهند.

همه چیز در مورد اندیکاتور RSI

اگرچه آخرین موج قیمت یک کف جدید ثبت نموده است، اما واگرایی اندیکاتور «RSI» نشان از این دارد که آخرین موج، روند قدرت خود را از دست داده است. بنابراین در ادامه می توانیم بازگشت مجدد قیمت را مشاهده کنیم.

ادامه مطلب
buffet-(4)
ترازنامه چیست ؛ آشنایی با اقلام ترزانامه و نحوه تحلیل آنها

در بخش تحلیل ترازنامه و دارایی و بدهی و حقوق صاحبان سهام شرکت ها به صورت های مالی اساسی شرکتها به ترازنامه پرداختیم. همانطور که گفته شد، ترازنامه یا صورت وضعیت مالی شرکتها، اطلاعات خلاصه شده در خصوص منابع اقتصادی(دارایی ها)، تعهدات اقتصادی(بدهی ها) و تفاوت این دو را که بیانگر حقوق مالکین است را در لحظه ای از زمان ارائه می دهد. در ترازنامه همیشه یک معادله وجود دارد؛ مجموع دارایی های شرکت برابر است با مجموع بدهی و حقوق صاحبان سهام شرکتها.

ترازنامه چیست؟

در این بخش از مقالات تصمیم داریم تا به صورت مفصل تر و با جزئیات بیشتری با ترازنامه آشنا شویم. چرا که برای تحلیل ترازنامه شما باید آن را به خوبی بشناسید.

قبل از اینکه شروع کنیم لازم است که بدانید ساختار ترازنامه در همه صنایع یکی است. یعنی ترازنامه در همه شرکت های ایرانی به یک شکل(دارایی سمت راست و بدهی و حقوق صاحبان سهام در سمت چپ) و به شکل T بزرگ می باشد. اما در انتها به جزئیاتی اشاره خواهیم نمود که ترازنامه ممکن است از صنعتی به صنعت دیگر دارای اختلاف هایی نیز باشد.

تصویر زیر که نمونه ای از یک ترازنامه شرکت تولیدی است را مشاهده نمایید:

تحلیل ترازنامه و دارایی و بدهی و حقوق صاحبان سهام

دارایی های جاری و دارایی های غیرجاری

در سمت راست ترازنامه، دارایی های شرکت نشان داده می شود که به دو بخش دارایی های جاری و دارایی های غیرجاری(دارایی های ثابت) تقسیم می شوند. مهمترین عاملی که دارایی ها را به این دو بخش تقسیم می کند متغیر زمان است. به عبارتی، اگر انتظار رود که دارایی های یک شرکت طی کمتر از یکسال به وجه نقد یا دارایی دیگر تبدیل شود، در دسته دارایی های جاری و اگر انتظار بر این باشد که بیش از یکسال(یا چرخه عملیاتی) زمان نیاز باشد که دارایی به وجه نقد یا دارایی دیگر تبدیل شود، در دسته دارایی های غیرجاری یا دارایی ثابت گنجانده می شود.

برای روشن شدن این موضوع به دو مثال می پردازیم. موجودی نقد (شامل حساب بانکی یا تنخواه) جزء دارایی جاری به حساب می آید. چرا که وجه نقد هستند. اما دارایی های ثابت مشهود(شامل زمین و ساختمان شرکت) جزء دارایی های غیرجاری به حساب می آیند. چرا که انتظار میرود یکسال دیگر هم این دارایی ها به وجه نقد تبدیل نشوند و مدیریت تصمیمی به فروش این داراییها ندارد.

دارایی های جاری

همانطور که گفتیم، دارایی جاری شامل دارایی هایی می شود که انتظار می رود طی کمتر از یکسال به وجه نقد تبدیل خواهد شد.

  • موجودی نقد

شامل وجوه نقدی است که به صورت ریالی و ارزی در صندوق، تنخواه و حساب بانکی شرکت وجود دارند.

  • سرمایه گذاری های کوتاه مدت

این سرفصل شامل سرمایه گذاری در اوراق مشارکت و … است.

  • دریافتنی های تجاری و غیرتجاری

شامل مطالبات شرکت از مشتریان می باشد. دریافتی های تجاری مطالبات شرکت بابت عمدتاً فروش محصول خود است اما دریافتنی غیرتجاری مرتبط با مطالبات شرکت از افرادی غیر از خریداران محصولات خود می باشد.(مانند فروش نسیه ساختمان شرکت)

  • موجودی مواد و کالا

شامل مواد اولیه خریداری شده، کالای(محصول) نیمه ساخته و کالای ساخته شده است.

  • پیش پرداختها

مبلغی که بابت دریافت خدمات به کارفرما یا پیمانکار قبل از انجام کار پرداخت می شود(بیعانه پرداختی)

دارایی های غیرجاری

دارایی های جاری، شامل دارایی های بلندمدت شرکت می باشد که در فرایند عملیات شرکت مورد استفاده قرار می گیرند و بر اساس انتظار شرکت طی یکسال آتی به نقد تبدیل نمی شوند.

  • سرمایه گذاری های بلندمدت

مانند خرید سهام عمده یک شرکت

  • دارایی های ثابت مشهود و نامشهود

دارایی ها در طبقه بندی دیگری به دو دسته مشهود و نامشهود طبقه بندی می شوند. دارایی مشهود قابل مشاهده است. مانند زمین و ساختمان و ماشین آلات اما دارایی نامشهود قابل رویت و مشاهده نیست. مانند سرقفلی و حق امتیاز.

بدهی های جاری و بدهی های غیرجاری

در سمت چپ ترازنامه بدهی های شرکت نمایش داده می شود. منظور از بدهی، طلب دیگران از شرکت است. بدهی ها به دو بخش تقسیم می شوند: بدهی های جاری و بدهی های غیرجاری. بدهی های جاری منظور تعهداتی است که شرکت انتظار دارد تا یکسال آتی تسویه می شوند. بدهی غیرجاری شامل تعهداتی می باشند که سررسید و انتظار شرکت مبنی بر این است که بیش از یکسال تا تسویه آنها باقی مانده است.

بدهی های جاری

  • پرداختنی های تجاری و غیرتجاری

عمدتاً شامل بدهی های شرکت به تأمین کنندگان مواد اولیه و دستگاه ها و تجهیزات شرکت

  • مالیات پرداختنی

مالیاتی که شرکت ها به سازمان مالیات بایت عملکرد و … بدهکارند.

  • سود سهام پرداختنی

سود سهامی(DPS) که در مجمع تقسیم و هنوز به حساب سهامداران واریز نگردیده است.

  • تسهیلات مالی دریافتی

وام و تسهیلاتی که شرکت از بانک دریافت نموده است.

  • پیش دریافت ها

برخلاف پیش پرداخت ها، این سرفصل گویای دریافت بیعانه از طرف مشتریک شرکت برای فروش کالا یا خدمات می باشد.

حقوق صاحبان سهام

بیانگر حق و حقوق مالی سهامداران و صاحبان شرکت از دارایی های شرکت است. اگر شرکت از محل دارایی های خود، بدهی ها را تسویه نماید آنچه باقی می ماند حقوق صاحبان سهام نام دارد.

  • سرمایه

سرمایه شرکت توسط مالکین و سهامداران تهیه می شود. ارزش اسمی هر سهم(۱۰۰۰ریال) ضربدر تعداد سهام شرکت برابر با سرمایه شرکت ها می باشد.

  • اندوخته قانونی

بر اساس قانون، شرکتها ۵% سود خالص دوره خود را به این حساب اختصاص می دهند تا این مبلغ حداقل به ۱۰% مبلغ سرمایه برسد.

  • سود یا زیان انباشته

همانطور که از نام آن مشخص است، برابر است با مجموع سودهای خالص شرکت ها در دوره های قبل منهای سودهای تقسیم شده در مجامع عمومی عادی(تقسیم سود). به این معنی که سود انباشته پایان سال ۱۳۹۵ در ترازنامه برابر است با سود انباشته پایان سال ۱۳۹۴، بعلاوه سود خالص طی دوره ۱۳۹۵ منهای سود تقسیم شده در مجمع سال مالی ۱۳۹۴٫

ارزش دفتری در ترازنامه

اعدادی که در ترازنامه می بینید به ارزش دفتری ثبت شده اند. به این معنی که فرضاً اگر شرکت زمینی را در سال ۱۳۶۵ به قیمت ۱۰ میلیون تومان خریداری کرده باشد، این زمین در ترازنامه سال ۱۳۹۵ هم به ارزش ۱۰ میلیون تومان نشان داده می شود(ارزش تاریخی). به همین دلیل یکی از ایرادات ترازنامه این است که تورم در اعداد آن تأثیرگذار نیست و مبلغ دارایی ها به روز نیستند.

اصطلاحات مرتبط با ترازنامه که باید بدانید

یک سری از اصطلاحات مرتبط با ترازنامه وجود دارند که شما باید آنها را بدانید. این اصطلاحات عموماً در گزارش های افزایش سرمایه شرکتها که در کدال قرار می گیرند وجود دارند.

  • سرمایه در گردش

برابر است با مجموع دارایی های جاری شرکت منهای مجموع بدهی های جاری شرکت. پس اگر شرکتی در مدارک درخواست افزایش سرمایه خود عنوان کرد که هدف از افزایش سرمایه اصلاح سرمایه در گردش شرکت است، منظور شرکت این است که به احتمال زیاد، یا می خواهد مشکلات نقدینگی و تأمین مواد اولیه را حل کند یا تصمیم دارد بدهی های خود به طلبکاران تجاری را تسویه نماید.

  • ساختار سرمایه

منظور از ساختار سرمایه، مجموع بدهی های غیرجاری و حقوق صاحبان سهام است. اگر شرکت در مدارک افزایش سرمایه خود ذکر کند که هدف از افزایش سرمایه اصلاح ساختار سرمایه است، منظور این است که می خواهد تسهیلات بلندمدت یا زیان انباشته خود را تسویه نماید. یا عدم توازنی بین نسبت بدهی های بلند مدت و حقوق صاحبان سهام است که تصمیم دارد اصلاح نماید.

  • ساختار مالی

به مجموع سمت چپ ترازنامه گفته می شود. یعنی مجموع بدهی جاری، غیر جاری و حقوق صاحبان سهام.

تحلیل ترازنامه و دارایی و بدهی و حقوق صاحبان سهام

ترازنامه، صورتی برای سنجش وضعیت مالی شرکت ها

گزارشی که اطلاعات درباره منابع اقتصادی(دارایی ها)، تعهدات اقتصادی(بدهی ها) واحد تجاری و تفاوت بین داریی ها و بدهی ها که بیانگر حقوق مالکین است در یک مقطع زمانی معین ارائه دهد، ترازنامه یا صورت وضعیت مالی نامیده می شود. همانطور که گفتیم به ترازنامه(بیلان)، صورت وضعیت مالی نیز گفته می شود. چرا که وضعیت مالی شرکتها را در یک لحظه از زمان نشان می دهد. ترازنامه را به دوربین عکس برداری نیز تشبیه می کنند. از این نظر که هر دو وضعیت داخل تصویر را صرفاً برای لحظه ای از زمان نشان می دهند.

قبل از اینکه بخواهیم در مورد ترازنامه به صورت مفصل به بحث بپردازیم ابتدا باید ببینیم که شکل و ظاهر ترازنامه به چه صورتی است.

منابع و مصارف یک شرکت

شرکتها، منابعی را تأمین می کنند تا برای رفع نیازهای خود مصارف نمایند. اگر ما بخواهیم متوجه شویم که شرکت از چه منابعی برای خود استفاده کرده است باید سمت چپ ترازنامه را بنگریم. منابعی که شرکت ها استفاده می کنند شامل بدهی ها(تسهیلات دریافتی، حساب های پرداختنی و…) و حقوق صاحبان سهام(سرمایه، سود انباشته و ….) می باشد. شرکت ها این منابع را در سرفصل های سمت راست ترازنامه(دارایی ها) مصرف می کنند(مانند خرید دارایی ثابت، مواد اولیه، موجودی نقد و بانک و ….).

همیشه در ترازنامه شرکت ها یک معادله وجود دارد:

ترازنامه و کاربرد آن در تحلیل بنیادی |خلاصه ای از دارایی ها، بدهی ها و حقوق صاحبان سهام

اگر بخواهیم معادله بالا را با مثال کیف پول که ذکر کردیم ترکیب نماییم به این نتیجه می رسیم که پول یا کارت اعتباری که در کیف ما(به عنوان دارایی) وجود دارد، با از طریق استقراض به دست آورده ایم(بدهی) یا مالک آن دارایی خودمان هستیم(حقوق صاحبان سهام). طبیعتاً، هر چه شرکت دارایی خود را از طریق استقراض(بدهی) کسب کرده باشد شرکت اهرمی تر و ریسک مالی و ورشکستی آن شرکت افزایش خواهد یافت.

ادامه مطلب
نسبت p/e
نسبت P/E چیست؟ [p/e بالا بهتر است یا پایین + کار]

اگر شما حتی برای مدت کمی در بورس فعالیت کرده باشید، حتما جملاتی مثل: p/e این سهم پایینه، p/e این سهم چندوقته خیلی بالا رفته، p/e این سهم خیلی مناسبه و…. به گوش شما خورده است. نسبت p/e (چیزی که نسبت به قیمتش ارزش خوبی دارد) یکی از اصطلاحاتی است که کاربرد زیادی در بین سرمایه گذاران بورس دارد. برای بسیاری از افرادی که آشنایی زیادی با این نسبت ندارند سوال است که این نسبت p/e چیست و چرا انقدر در بین سرمایه گذاران بورس کاربرد دارد. به همین دلیل تصمیم گرفتیم مقاله ای در این باره در خانه سرمایه بنویسیم و مفهوم p/e را به صورت ساده برای شما شرح دهیم. پس اگر می خواهید بدانید p به e چیست در ادامه این مقاله با ما همراه باشید.

نسبت p/e چیست؟

یکی از فاکتورهایی که همیشه در بین سرمایه گذاران بورس کاربرد زیادی دارد نسبت p/e است. هر کدام از سرمایه گذاران به نوعی از این نسبت استفاده می کنند. برخی آن را درست و بسیاری نیز به شکل اشتباه مورد استفاده قرار می دهند. برای اینکه بتوانید از این نسبت به درستی استفاده کنید باید با مفهوم و کارکرد آن آشنایی پیدا کنید. به طور خلاصه نسبت p/e خلاصه شده عبارت price تقسیم بر eps است: price / earning per share = P/E

در فارسی اصطلاحا به نسبت p/e نسبت قیمت به درآمد یا چیزی که نسبت به قیمتش ارزش خوبی دارد نیز گفته می شود (کلمه price به معنی قیمت و کلمه eps به معنی سود هر سهم است). اگر با مفهوم eps آشنایی ندارید می توانید مقاله تفاوت eps و dps چیست را مطالعه کنید. حال سوال اینجاست که این نسبت چه چیزی به ما می گوید.

نسبت p/eمفهوم نسبت p/e

نسبت p/e در واقع انتظارات سرمایه گذاران از بازدهی آینده یک دارایی را به ما نشان می دهد.به این معنی که یک سرمایه گذار حاضر است به ازای هر ۱ ریال بازدهی (در این مقاله بازدهی از سهام) که بدست می آورد، چند ریال پرداخت کند. برای درک بهتر این مفهوم به مثال زیر توجه کنید. فرض کنید شما ۱ میلیون تومان در بانک سپرده گذاری می کنید. بانک به شما می گوید که به ازای این پولی که شما سپرده گذاری کرده اید سالیانه ۲۰% سود به شما پرداخت می کند.

یعنی در ازای ۱ میلیون تومان سپرده گذاری شما، سالیانه ۲۰۰ هزار تومان سود به شما پرداخت می کند. برای اینکه در این مثال p/e را محاسبه کنید باید قیمتی که یرداخت می کنید (یعنی ۱ میلیون تومان) را به سودی که بدست می آورید (یعنی ۲۰۰ هزار تومان) تقسیم کنید: ۵ = ۲۰۰,۰۰۰ / ۱۰۰۰,۰۰۰

پس در این مثال p/e سود بانکی برابر با ۵ شده است. اینجا p/e برابر ۵ به این معنی است که شما حاضر شده اید به ازای هر ۱ ریال سودی که از بانک دریافت می کنید ۵ ریال پرداخت بکنید. برخی نیز اینگونه تفسیر می کنند که اگر p/e برابر ۵ است به این معنی است که ۵ سال زمان می برد تا سرمایه شما از طریق بازدهی های بدست آمده برگردد.

نسبت p/e در بورس

در بورس نیز مفهوم کلی p/e شبیه به همین مثالی است که گفته شد. مثلا فرض کنید شرکتی در حال حاضر ۲۰۰ تومان قیمت دارد و eps (سودی) که برای سال جاری پیش بینی کرده است برابر با ۵۰ تومان است. برای محاسبه p/e این شرکت قیمت روز آن را بر سودی که دارد تقسیم می کنیم: ۴ = ۵۰ / ۲۰۰

اینجا نیز p/e برابر ۴ به این معنی است که سرمایه گذاران بورس حاضر هستند به ازای هر ۱ ریال سودی که این شرکت دارد ۴ ریال پرداخت کنند. در شکل زیر آخرین p/e شرکت فولاد مبارکه اصفهان با توجه به سودی که پیش بینی کرده برابر با ۸٫۸۴ است. این عدد از تقسیم قیمت فولاد به eps آن بدست آمده است.

نسبت p/e

این مفهوم کلی نسبت p/e است. اما این عدد فقط انتظارات سرمایه گذاران از آینده سهم را به ما نشان می دهد. ولی نمی گوید که چرا سرمایه گذاران حاضر هستند برای هر ۱ ریال سود این شرکت ۸٫۸۴ ریال پرداخت کنند. همچنین به ما نمی گوید که این انتظارات سرمایه گذاران درست است یا نه. در اینجا هرچه قیمت سهم بالاتر برود p/e نیز افزایش پیدا می کند و برعکس. حال باید ابتدا ببینیم که اصلا p/e باعث بالا و پایین شدن قیمت می شود و یا اینکه تغییر قیمت باعث بالا و پایین شدن p/e می شود. به همین دلیل لازم است ابتدا یک آشنایی با کاربرد این نسبت و همچنین انواع آن داشته باشیم.

نسبت p/e چه کاربردی دارد؟

اگر بخواهیم در یک جمله و خیلی ساده بگوییم که p/e چه کاربردی دارد، می توان گفت این نسبت یکی از ابزارهایی است که برای ارزش گذاری سهام مورد استفاده قرار می گیرد. تاکید می کنیم این نسبت فقط یکی از ابزارهای ارزش گذاری سهام است، نه تنها ابزار ارزش گذاری. اما چگونه از این نسبت برای ارزش گذاری استفاده می شود؟ یکی دیگر از نام های این نسبت، ضریب سهام است. برای ارزش گذاری با استفاده از p/e باید عکس رابطه ای که توضیح دادیم مورد استفاده قرار بگیرد. به این شکل که یک p/e برای سهم محاسبه می شود، سپس در سود آن ضرب می شود و ارزش آن سهم بدست می آید:

P/E * eps = price

وقتی شما ارزش سهم را با این روش محاسبه می کنید، باید ببینید که قیمت آن سهم در بازار بیشتر از قیمت محاسباتی شماست یا کمتر. اگر قیمت سهم در بازار بیشتر از این عدد باشد، یعنی آن سهم ارزنده نیست. ولی اگر قیمت سهم در بازار کمتر از این عدد باشد، به این معنی است که آن سهم ارزنده است و قابلیت رشد دارد. نکته ای که اینجا وجود دارد این است که تمام این موارد به این بستگی دارد که شما نسبت p/e را به درستی محاسبه کنید. در غیر این صورت ارزشی که برای سهام بدست می آورید اشتباه خواهد بود. نحوه محاسبه نسبت p/e یک بحث مفصل و تخصصی است که از حوصله این مقاله خارج است.

مثال برای ارزش گذاری سهم با استفاده از نسبت p/e

فرض کنید که شما با استفاده از روش های محاسبه p/e، این نسبت را برای شرکتی ۶ محاسبه کرده اید. سود (eps) این شرکت نیز برابر با ۱۰۰ تومان است. با استفاده از روشی که توضیح دادیم. ارزش این شرکت برابر است با:

تومان ۶۰۰ = ۱۰۰ * ۶

حال اگر قیمت روز این سهم در بازار ۵۰۰ تومان باشد،یعنی این سهم ارزنده است و جا دارد که تا قیمت ۶۰۰ تومان رشد بکند. پس می توان اقدام به خرید آن کرد. ولی اگر قیمت آن در بازار مثلا ۷۰۰ تومان باشد به این معنی است که این سهم گران است و جا دارد که تا ۶۰۰ تومان افت بکند. پس نباید این سهم را خرید. همانطور که گفته شد تمام این موارد و استراتژی ها مستلزم این است که شما p/e سهم را به درستی محاسبه کرده باشید.

انواع p/e

p/e دنباله دار

این نوع از p/e ساده ترین شکل و همان است که در مثال ابتدای مقاله برای شما توضیح دادیم. نحوه محاسبه آن به این شکل است که قیمت روز سهم بر سود (eps) آن تقسیم می شود و p/e سهم بدست می آید. این نسبت نشان می دهد که سرمایه گذاران حاضر هستند به ازای هر ۱ ریال سود شرکت، چند ریال پرداخت کنند. پس هر چقدر قیمت سهام تغییر بکند این نسبت نیز به دنبال آن تغییر خواهد کرد.

p/e برآوردی

به این نوع از p/e، تحلیلی یا پیشتاز هم گفته می شود. این نسبت با استفاده از روش های خاص و با در نظر گرفتن عواملی از قبیل نرخ رشد سود شرکت، نرخ بهره بانکی، تورم و …. محاسبه می شود. این نسبت همانی است که در ارزش گذاری مورد استفاده قرار می گیرد. بعد از محاسبه آن، نسبت را در سود (eps) برآوردی سال آینده شرکت ضرب می کنیم و ارزش شرکت بدست می آید. اگر سود شرکت نیز توسط ما تحلیل شود و خود سود اعلامی شرکت مورد استفاده قرار نگیرد، این کامل ترین نوع ارزش گذاری بر مبنای p/e خواهد بود.

تفاوت بین p/e دنباله دار و p/e تحلیلی چیست؟

اگر خیلی ساده بخواهیم تفاوت این دو را بررسی کنیم باید بگوییم p/e دنباله دار آن چیزی است که در حال حاضر برای یک سهم وجود دارد. ولی p/e تحلیل آن p/e است که ما انتظار داریم سهم به آن برسد. مثلا p/e سهمی در بازار ۵ است (p/e دنباله دار) و ما تحلیل کرده ایم که p/e آن باید ۶ باشد (p/e تحلیلی). پس انتظار داریم که قیمت آن سهم رشد بکند تا به آن نسبت p/e مورد انتظار ما برسد.

p/e بالا و p/e پایین نشان دهنده چه چیزی هستند؟

همانطور که در کتاب تکنیک های ساده و کاربردی در تحلیل بنیادی اشاره شده است، اگر مفهوم ۲ نوع p/e را به خوبی درک کرده باشید، می توانید متوجه شوید که چرا در بازار p/e برای بعضی از سهم های بازار بالا و برای بعضی سهم های دیگر پایین است. وقتی p/e یک سهم بالاست، نشان دهنده این است که بازار توقع دارد که سود آن شرکت در آینده رشد پیدا بکند. اگر انتظار بازار درست باشد وقتی سود شرکت زیاد شود، مخرج فرمول محاسبه p/e نیز بزرگ شده و در نتیجه نسبت p/e سهم مجددا متعادل می شود. همچنین اگر p/e یک سهم پایین باشد، نشان دهنده این است که بازار انتظار دارد در آینده سود آن شرکت کاهش پیدا کند. اگر انتظار بازار درست باشد، وقتی سود شرکت کم شود، مخرج فرمول محاسبه p/e کوچک می شود و در نتیجه نسبت p/e مجددا متعادل می شود.

نسبت p/eنکاتی درباره p/e در بورس

    • یکی از تاثیر گذار ترین آیتم های موثر در نسبت p/e یک شرکت سود یا eps آن شرکت است. وقتی شرکت ها برای محاسبه سود خود از روش های مختلف حسابداری استفاده می کنند، ممکن است این سود تحت تاثیر قرار بگیرد و کمتر یا بیشتر از مقدار واقعی خود نشان داده شود. پس باید این نکته را مد نظر خود قرار دهید.
  • نسبت های p/e بالا یا پایین همیشه نشان دهنده ارزنده بودن و یا گران بودن سهم نیستند. بلکه همانطور که گفته شد بالا یا پایین بودن این نسبت، توقع بازار از آینده شرکت و سودآوری آن را نشان می دهد. در بسیار از موارد بازار اشتباه می کند، شما نباید به انتظار بازار بسنده کنید. سعی کنید خودتان نحوه صحیح محاسبه p/e را یاد بگیرید و از آن استفاده کنید.
  • p/e یک ابزار مناسب برای ارزش گذاری شرکت است، ولی به تنهایی کافی نیست. بهتر است برای خرید سهام علاوه بر استفاده از این نسبت کاربردی، ابزارهای بیشتری را نیز مورد استفاده قرار دهید.
  • برای شرکت هایی که سود ندارند و اصطلاحا زیانده هستند، محاسبه p/e عملا کاربردی ندارد. چرا که این نسبت از تقسیم قیمت به درآمد بدست می آید. وقتی که سود یک شرکت منفی است یعنی آن شرکت درآمدی نداشته است. پس نسبت p/e منفی نداریم! برای ارزش گذاری شرکت هایی که اینگونه هستند از روش های دیگری استفاده می شود.
ادامه مطلب
eps2
تفاوت EPS و DPS در بورس چیست؟

در سری مقالات خانه سرمایه آنچه یک سرمایه گذار بورس باید بداند مفاهیم و اصطلاحات اصلی و کاربردی مربوط به فعالیت در بورس است که هر سرمایه گذاری که وارد بورس می شود باید در درباره آنها اطلاعات نسبی داشته باشد، برای شما توضیح دهیم. در این قسمت قصد داریم به بررسی دو کلمه ساده ولی بسیار پرکاربرد در بین سرمایه گذاران، یعنی معنی EPS چیست و DPS چیست بپردازیم. پس توصیه می کنیم که اگر با این دو واژه آشنایی زیادی ندارید در این مقاله با ما همراه باشید تا متوجه شوید که تفاوت EPS و DPS چیست؟

EPS با سود هر سهم چیست؟

EPS یکی از پرکاربردترین مفاهیم بورسی در بین سرمایه گذاران تازه کار و حرفه ای است. هرجا که وضعیت سهام یک شرکت از طرف سرمایه گذاران و تحلیلگران بازار مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد به شکل مستقیم یا غیر مستقیم پای eps نیز در میان است.

در واقع EPS یکی از مهم ترین مفاهیمی است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر قیمت سهام شرکتها در بورس تاثیر می گذارد. زمانی که شما سرمایه گذاری در بورس را شروع می کنید همیشه به اشکال مختلف با این کلمه درگیر هستید.

اگر بخواهیم خیلی ساده تعریف کنیم که eps چیست می توانیم بگوییم که eps یک شرکت برابر است با میزان سودی که در آن شرکت به ازای هر یک عدد سهم شرکت بدست می آید.

EPS مخفف چیست؟

کلمه eps مخفف عبارت Earnings Per Share که به معنی درآمد هر سهم است. وقتی که شما کل درآمد (سود پس از کسر مالیات) یک شرکت در پایان سال (سال مالی) را بر تعداد سهام آن شرکت تقسیم بکنید در واقع eps آن شرکت را محاسبه کرده اید.

مثالی از نحوه محاسبه eps

برای مثال فرض کنید شرکتی توانسته است در پایان یک سال ۱۰۰ میلیون ریال سود کسب کند و تعداد سهام آن شرکت نیز ۱ میلیون سهم است. در نتیجه eps آن شرکت برابر است با: ریال۱۰۰ = ۱,۰۰۰,۰۰۰ / ۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰

تفاوت EPS و DPS چیستیعنی این شرکت توانسته است در انتهای سال به ازای هر ۱عدد سهم خود ۱۰۰ ریال سود بدست آورد. پس eps این شرکت در انتهای سال برابر ۱۰۰ ریال شده است. در ادامه به توضیح درباره دونوع از eps که در بورس بسیار رایج هستند می پردازیم:

EPS پیش بینی شده در بورس چیست؟

EPS پیش بینی شده (درآمد پیش بینی شده هر سهم) مقدار سودی است که یک شرکت در ابتدای سال مالی خود پیش بینی می کند که در انتهای همان سال مالی به آن برسد.

شرکتهای بورسی هر ساله موظف هستند که قبل از شروع سال مالی جدید یک پیش بینی از عملکرد مالی خود به بورس ارائه کنند که در آن پیش بینی براساس عملکرد گذشته شرکت و همچنین نظر مدیران و کارشناسان شرکت یک eps برای سال مالی پیش روی شرکت پیش بینی می شود. به این eps به اصطلاح eps پیش بینی شده گفته می شود. این eps همانطور که از نامش پیداست یک پیش بینی است که هنوز محقق نشده است. این eps همان سودی است که شما در سایت tsetmc به عنوان عدد روبروی eps شرکتها مشاهده می کنید.

پس باید توجه داشته باشید که عددی که شما در سایت tsetmc به عنوان eps یک شرکت مشاهده می کنید، فقط پیش بینی آن شرکت از میزان سودی است که در انتهای آن سال بدست خواهد آمد و هیچ قطعیت و تضمینی وجود ندارد که حتما در انتهای سال این مقدار از eps برای شرکت بدست بیاید.

EPS محقق شده در بورس چیست؟

این eps سودی است که یک شرکت توانسته بعد از گذشت یکسال مالی بدست بیاورد. حسابداران و مدیران شرکت بعد از پایان سال مالی شرکت عملکرد واقعی شرکت را بررسی می کنند، بعد از محاسبه درآمدها و هزینه های شرکت، مبلغی را به عنوان سود خالص و نهایی شرکت اعلام می کنند که این سود همان eps تحقق یافته است.

پس به طور خلاصه می توان گفت eps پیش بینی شده سودی است که شرکت در ابتدای سال مالی خود پیش بینی می کند در انتهای آن سال به آن سود برسد. eps تحقق یافته میزان سودی است که شرکت بعد از پایان سال مالی خود به آن می رسد.

نکاتی درباره eps شرکت ها

  • از آنجایی که eps پیش بینی شده فقط یک پیش بینی است، در نتیجه ممکن است که در طی سال چندین بار تغییر پیدا کند. زیرا شرایط ممکن است در طی سال تغییر پیدا کند. مثلا ممکن است با گذشت عملکرد شرکت بهتر یا بدتر شود. یا اتفاق خاصی در روند سودآوری شرکت رخ بدهد. احتمال دارد شرکت به این دلایل پیش بینی eps اولیه را کاهش یا افزایش دهد. به این اتفاق تعدیل سود یا تعدیل eps گفته می شود.
  • شرکت های بورسی موظف هستند بعد از گذشت هر فصل از سال مالی خود، گزارش عملکرد خود را اعلام کنند و بعد از آن مجددا یک eps پیش بینی شده برای ادامه سال مالی خود ارائه بدهند. این eps جدید می تواند نسبت به eps پیش بینی شده قبلی تفاوتی نداشته باشد و یا تفاوت پیدا کرده باشد و شرکت تعدیل eps داشته باشد که این به عملکرد شرکت در ۳ ماه گذشته بستگی دارد.
  • هرچقدر از شروع سال مالی می گذرد، به دلیل اینکه اطلاعات بیشتری از عملکرد واقعی شرکت وجود دارد و اطلاعات مالی در دسترس مدیران شرکت واقعی تر است، eps پیش بینی شده شرکت به آن eps که در انتهای سال محقق خواهد شد نزدیکتر می شود و قابلیت اتکای بیشتری برای سهامداران شرکت خواهد داشت.
  • معمولا eps پیش بینی شده مبنای قیمت گذاری قرار می گیرد، چرا که eps تحقق یافته بعد از پایان سال مالی شرکت بدست می آید و اثر آن قبلا بر روی قیمت سهم گذاشته شده است. در نتیجه یک سرمایه گذار باید این توانایی را بدست بیاورد که خودش بررسی کند که آیا براساس شرایط موجود eps پیش بینی شده شرکت به واقعیت نزدیک است. یا اینکه شرکت پیش بینی درستی از eps خود ارائه نداده است و این eps می تواند در انتهای سال افزایش یا کاهش پیدا کند.

DPS چیست؟

کلمه dps مخفف عبارت Dividend Per Share است. dps آن قسمتی از eps است که بین سهامداران تقسیم می شود. درصد سود تقسیمی یا dps در بین شرکتها متفاوت است. شرکت ها سیاست های متفاوتی درخصوص تقسیم سود دارند. برخی ترجیح می دهند بیشتر سود سهام را بین سهامداران تقسیم کنند.

اما برخی دیگر درصد کمی از سود را تقسیم کرده و بخش عمده آن را به تأمین نقدینگی مورد نیاز برای انجام طرح های توسعه ای، اختصاص می دهند. حال اینکه چه مقدار از eps به عنوان dps بین سهامداران تقسیم شود، در مجمع شرکت تصمیم گیری می شود.می توانید برای اطلاعات بیشتر درباره مجامع شرکتها مقاله همه چیز درباره مجمع و مجامع شرکتهای بورسی را نیز مطالعه کنید.

تفاوت EPS و DPS

نکات مهم در مورد DPS

  • معمولا شرکتها همه سود خود را به عنوان dps بین سهامداران تقسیم نمی کنند. بلکه مقداری از آن را نزد خود نگه می دارند تا بر حسب شرایط و نیاز خود از آن استفاده درست بکنند.
  • هر شخصی که در هنگام مجمع شرکت سهامدار است، سودی که به عنوان dps در مجمع تصویب می شود به او تعلق می گیرد. پس حتی اگر فردای مجمع سهام خود را بفروشد نیز dps یه او تعلق می گیرد.
  • شرکتها طبق قوانین بورس ۸ ماه زمان دارند که سود نقدی سهامداران را پرداخت کنند. بعضی از شرکتها این سود را زود و بعضی نیز خیلی دیر پرداخت می کنند.

در نهایت اینکه میزان تقسیم سود و زمان پرداخت آن، به سیاستهای شرکت بستگی دارد. برای فهمیدن این رویه می توانید روند گذشته شرکت را بررسی کنید.

تفاوت EPS و DPS چیست؟

به مأخذ کتاب تکنیک های ساده و کاربردی در تحلیل بنیادی خود dps در واقع بخشی از eps است. جنس هردوی آنها از سود شرکت است. تفاوت در این است که در بیشتر مواقع با هم برابر نیستند.معمولا مقدار dps از eps شرکت کمتر است. چون شرکتها علاقه دارند بخشی از سود را نزد خود نگهدارند. اما گاهی نیز ممکن است به دلایلی dps از eps بیشتر شود.

مثلا شرکت علاوه بر سود امسال، ازسود انباشته ای که از سال گذشته داشته است نیز مقداری را تقسیم کند. این کار باعث می شود که مقدار dps از مقدار eps بیشتر شود.

 

 

ادامه مطلب
technical-analysis-apps
بهترین نرم افزار تحلیل تکنیکال [مقایسه + لینک دانلود]

بازارهای مالی هریک دارای پیچیدگی‌های خاص خود هستند و تحلیل این بازارها کار خیلی آسانی نیست. در واقع اگر قصد دارید به لحاظ تکنیکال و یا بنیادی بازارهای مالی را تجزیه تحلیل کنید باید از ابزارها و نمودارهای مختلفی استفاده نمایید. نرم افزارهای مخصوص تحلیل تکنیکال گزینه مناسبی جهت ارزیابی شرایط محسوب می‌شود، با استفاده از این نرم افزارها می‌توانید به راحتی شرایط بازار در بازه‌های زمانی مختلف را براساس متغیر مورد نظر بررسی کنید و سپس نسبت به خرید و یا فروش یک سهام اقدام نمایید. تنوع نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال در حال حاضر زیاد است و از این ابزار مفید با پرداخت هزینه و یا به صورت رایگان می‌توان استفاده کرد. بهترین نرم افزار تکنیکال به ابزاری گفته می‌شود که با استفاده از آنها می‌توان بازارهای مالی مختلف همچون فارکس و رمز ارزها را تجزیه و تحلیل کرد، در ادامه برخی از این نرم افزارها را به شما معرفی می‌کنیم.

بهترین نرم افزار تکنیکال

نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال ابزارهای قدرتمندی هستند که تحلیلگران و سرمایه‌گذاران می‌توانند از آن‌ها برای تجزیه و تحلیل قیمت سهام، شاخص‌ها و بازارهای مالی استفاده کنند. این نرم‌افزارها با استفاده از نمودارها و ابزارهای گرافیکی، قابلیت تشخیص روند قیمت و ارائه نقاط ورود و خروج را فراهم می‌کنند. همچنین این ابزارها به تحلیلگران این امکان را می‌دهند تا سطوح حمایت و مقاومت را شناسایی کرده، فرصت‌های معاملاتی را ایجاد و مدیریت ریسک را بهبود بخشند. استفاده از اندیکاتورها و تعیین روندهای قیمت به شکل پیشرفته هم از دیگر قابلیت‌های این نرم‌افزارها محسوب می‌شود که به کاربران این امکان را می‌دهد بازارها را بهینه‌تر تجزیه و تحلیل کنند. بهترین نرم افزار تکنیکال این قابلیت را دارد که کاربران با استفاده از آن معاملات را تمرین کرده و موفق به یادگیری بازارهای مالی شوند.

بهترین نرم افزار تکنیکال

نرم افزار متاتریدر (Metatrader)

نرم‌افزار متاتریدر یکی از پرکاربردترین و قدیمی‌ترین نرم‌افزارهای تحلیلی و معاملاتی برای بازارهای مالی محسوب می‌شود. این نرم افزار تولید شرکت metaQuotes است و به دلیل رابط کاربری ساده و قابل فهم به ویژه برای افراد تازه کار جذابیت زیادی دارد. از طریق این نرم افزار که جز بهترین نرم افزارهای تکنیکال محسوب می‌شود، مشاهده و تحلیل داده‌های بورس ایران، متاتریدر و دریافت اطلاعات به‌روز و دقیق امکان پذیر است. این نرم‌افزار دو نسخه 4 و 5 دارد و از زبان‌های برنامه‌نویسی mql4 و mql5 پشتیبانی می‌کند. در مقابل مزایای بسیار یکی از ضعف‌های آن محدودیت در ارائه اطلاعات نموداری و الگوها است. این نرم‌افزار با عنوان مفیدتریدر اولین توسط کارگزاری مفید بومی سازی شد و در حال حاضر به عنوان یک پلتفرم معاملاتی با امکانات منحصر به فرد جایگاه ویژه‌ای در لیست بهترین نرم ‌افزار تکنیکال ایرانی دارد. نرم افزار متاتریدر با ابزارهایی همچون فیبوناچی، زوایای گن، اندیکاتورها و اسیلاتورها به تحلیلگران در شناسایی فرصت‌ها و مدیریت موثر ریسک کمک می‌کند. این نرم افزار دارای مزایا و معایب مختلفی است که از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 مزیت و قابلیت نرم افزار متاتریدر

نرم‌افزار متاتریدر با ویژگی‌های بسیار منحصر به فرد از جمله توانایی تشکیل اندیکاتور و اسکریپت شخصی، بهره‌مند از داده‌های تاریخی، محیط کاربردی ساده، و قابلیت ثبت سفارش و معامله خودکار به عنوان بهترین نرم افزار تکنیکال شناخته می‌شود. این نرم‌افزار دارای امکانات فراوانی است که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:

  • افزودن اندیکاتور و اکسپرت‌های آماده
  • اندیکاتورهای غنی و اطلاعات به‌روز از منابع معتبر همچون کدال و سایت‌های دیگر
  • تعیین حد سود و ضرر و ویرایش آن
  • ارائه اطلاعات معاملات در تایم فریم‌های کوچک
  • ارسال ایمیل مربوط به اخبار مالی
  • دارای نسخه موبایل برای اندروید و iOS

اپ‌های معاملاتی

معایب نرم افزار متاتریدر

متاتریدر با تمام ویژگی‌های قدرتمندی که ارائه می‌دهد، معایبی هم دارد که معامله‌گران باید قبل از نصب آن از این معایب آگاه باشند. عدم وجود برخی از امکانات می‌تواند تحلیل‌ها و استراتژی‌های معاملاتی را محدود کند که توسط تحلیلگران ممکن است مورد استفاده قرار گیرند. این نقاط ضعف در مقابل ویژگی‌های برجسته متاتریدر نکاتی هستند که کاربران در انتخاب و استفاده از این نرم‌افزار باید به آنها توجه داشته باشند. اصلی‌ترین معایب این نرم افزار عبارتند از:

  • عدم قابلیت شمارش الیوت‌ها
  • عدم نمایش الگوهای هارمونیک و امکان پاک کردن خطوط اضافه روی نمودار

تصویری از فضای این نرم افزار را در زیر مشاهده می کنید. با سری مقالات آموزش نرم افزار تحلیل تکنیکال متاتریدر(مفیدتریدر) بیشتر آشنا شوید.

متاتریدر

نصب و اجرا نرم افزار متاتریدر

برای نصب و اجرا نرم افزار متاتریدر 4 یا 5 در ابتدا باید وارد سایت metatrader4.com شوید و روی گزینه download for free کلیک کرده و برنامه را بعد از دانلود اجرا کنید، این نرم افزار روی سیستم عامل‌های رایانه‌ای مختلف قابل نصب و اجرا است. مراحل نصب این برنامه بسیار آسان بوده و شما پس از نصب به راحتی می‌توانید وارد صفحه اصلی نرم افزار متاتریدر شود. در صفحه اصلی منوهای مختلفی همچون “File”, “View”, “Insert”, “Charts”, “Tools”, “Window”, و “Help” وجود دارد که هر کدام از این موارد به قسمت‌هایی تقسیم شده‌اند که بر اساس احتیاج شخص و قابلیت نرم افزار می‌توان از آن استفاده کرد.

نرم افزار آمی بروکر Amibroker

اگر به دنبال یکی از بهترین نرم افزارهای تحلیل تکنیکال برای معاملات روزمره خود هستید، نرم افزار آمی بروکر گزینه مناسبی برای شما محسوب می‌شود. Amibroker به عنوان یکی از محبوب‌ترین و بهترین نرم‌افزار تکنیکال در ایران شناخته می‌شود که علاوه بر بازار بورس بین‌الملل در بازار بورس ایران هم کاربرد دارد. این نرم‌افزار با تمرکز بر معاملات طولانی مدت و تایم فریم‌های بزرگ، برای سرمایه‌گذاران علاقه‌مند به استراتژی‌های کم‌هیجان و سرمایه‌گذاری بلند مدت انتخاب مناسبی به حساب می‌آید. ویژگی‌های برجسته آن شامل ابزار Bar Replay برای مشاهده گذشته چارت به صورت مجازی و ابزار پیشرفته Analysis است. با این حال، چالش اصلی آن در وارد کردن داده‌های آماری بورس ایران است که نیازمند استفاده از نرم‌افزارهای دیگر برای به دست آوردن این داده‌ها و سپس وارد کردن آنها در آمی بروکر است.

نرم افزار آمی بروکر

 مزیت و قابلیت نرم افزار آمی بروکر

طراحی کاربر پسند و قابلیت یادگیری آسان این نرم افزار باعث افزایش محبوبیت آن شده و آمی بروکر را به یک ابزار کاربردی تبدیل کرده است که با استفاده از آن معامله‌گران می‌توانند. مقایسه نمودار دو سهم با گرافیک بالا را به راحتی انجام دهند، این نرم افزار دارای امکان مشاهده سود و ضرر است و به راحتی می‌توان با استفاده از آن مدیریت پرتفوی انجام داد. از دیگر مزیت‌های این نرم افزار می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • دارای ابزار Bar Replay و Analysis
  • قابلیت افزودن اندیکاتور شخصی و ایچیموکو
  • امکان بررسی الگوهای هارمونیک با نصب برنامه

 معایب نرم افزار آمی بروکر

اگر برای شمارش خودکار امواج الیوت نیاز به بهترین نرم افزار تکنیکال دارید، امی بروکر گزینه مناسبی برای شما محسوب نمی‌شود، زیرا این نرم افزار قابلیت شمارش خودکار امواج را ندارد. نیاز به افزودن داده‌های اطلاعاتی بورس ایران و ازدحام محیط کاربری زمان تحلیل و عدم قدرت حذف کردن موارد اضافی از دیگر معایب این نرم تحلیلگر محسوب می‌شود.

مزایا معایب آمی بروکر

  نصب و اجرای نرم افزار آمی بروکر

برای نصب نرم افزار آمی بروکر روی سیستم خود باید در ابتدا وارد سایت این نرم افزار به نشانی AmiBroker.com شوید و اقدام  به نصب آن برنامه کنید. استفاده از نرم افزار آمی بروکر برای کسانی که در بازه‌های زمانی بلند مدت معامله می‌کنند یک گزینه‌ عالی و کارآمد است که یادگیری آن به راحتی امکان پذیر بوده و حتی افراد تازه کار هم می‌توانند از این نرم افزار جهت تحلیل تکنیکال بازار استفاده کنند.

 بهترین نرم افزار تحلیل تکنیکال فارکس

بهترین نرم افزار تحلیل تکنیکال برای بازار فارکس باید براساس شرایط معامله گران و میزان تسلط وی به بازار پرتلاطم فارکس انتخاب شود تا وی بر اساس نتایج این نرم افزار به راحتی بتواند معاملات خود را مدیریت کند. اما به صورت کلی چند نرم افزار محبوب و قدرتمند برای تحلیل تکنیکال در بازار فارکس وجود دارد که برخی از بهترین و مشهورترین آنها عبارتند از:

  • متاتریدر 4 و 5: این دو نرم افزار از جمله معروف‌ترین و کاربردی‌ترین پلتفرم‌های تحلیل تکنیکال برای بازار فارکس هستند. آنها دارای ابزارهای قوی همچون نمودارها، اندیکاتورها و اسکریپت‌ها برای تحلیل جزئیات بازار بوده و همه معامله‌گران به راحتی می‌توانند از این ابزار استفاده کنند.
  • تریدینگ ویو (TradingView): این پلتفرم آنلاین تحلیل تکنیکال بسیار محبوب است و امکانات گسترده‌ای برای تحلیل بازار فارکس فراهم می‌کند. از نمودارها و اندیکاتورهای پیشرفته تا اشتراک گذاری ایده‌ها و تحلیل‌ها با جامعه TradingView باعث شده این نرم افزار به یک گزینه مناسب برای تحلیل تکنیکال محسوب شود.
  • NinjaTrader: این نرم افزار حرفه‌ای انعطاف‌پذیری را برای تحلیل تکنیکال و معاملات در بازار فارکس فراهم می‌کند. از اندیکاتورهای پیشرفته تا امکانات مدیریت ریسک و اجرای معاملات باعث شده نینجا تریدر به یک ابزار عالی برای تحلیل فارکس تبدیل شود.

بهترین اپلیکیشن های معاملاتی

نرم افزار تحلیل تکنیکال اتوماتیک برای کامپیوتر

برای تحلیل تکنیکال اتوماتیک بر روی کامپیوتر می‌توانید به نرم‌افزارهای معروف مخصوص این منظور مراجعه کنید. در زیر چند نرم‌افزار تحلیل تکنیکال اتوماتیک برای کامپیوتر آورده شده است:

  • TradeStation: این نرم‌افزار معروف برای تحلیل تکنیکال و معاملات خودکار است، دارای ابزارهای قدرتمندی همچون EasyLanguage برای نوشتن اسکریپت‌های خودکار است.
  • AmiBroker: این نرم‌افزار محبوب برای تحلیل تکنیکال و سیستم‌های معاملات خودکار است، آمی بروکر برنامه‌نویسی AFL برای نوشتن اسکریپت‌ها و اندیکاتورهای سفارشی است که به راحتی می‌توان با استفاده از آن بازار را تحلیل کرد.
  • QuantConnect: این یک پلتفرم ابری است که اجازه توسعه و تست استراتژی‌های معاملاتی را فراهم می‌کند. این برنامه از زبان‌های برنامه‌نویسی متنوعی از جمله C# پشتیبانی می‌کند.

بهترین برنامه تحلیل تکنیکال اندروید

برای تحلیل تکنیکال در دستگاه‌های اندروید، برخی از بهترین برنامه‌های موجود در بازار این قابلیت را دارند که روی دستگاه‌هایی با سیستم عامل اندروید هم نصب شوند. هر کدام از این برنامه‌ها مزایا و ویژگی‌های خاص خود را دارند، بنابراین انتخاب بهترین برنامه بر اساس نیازها و ترجیحات شما است. برخی از مشهورترین نرم افزارهای تکنیکال با قابلیت نصب روی اندروید عبارتند از:

اپ های معاملاتی

  • متاتریدر 4 و 5: نسخه‌های اندروید این دو پلتفرم محبوب هستند که امکان تحلیل تکنیکال، مشاهده نمودارها و اجرای معاملات را از طریق گوشی یا تبلت اندرویدی فراهم می‌کنند.
  • Professional Stock Chart: یک نرم‌افزار تحلیل تکنیکال که به شما امکان مشاهده نمودارها، اندیکاتورها و سایر اطلاعات مرتبط با بازارهای مالی را فراهم می‌کند. این نوع نرم‌افزارها به سرمایه‌گذاران کمک می‌کنند تا الگوها و روندهای بازار را تحلیل کنند.
  • Datamelon: یک پلتفرم معاملاتی و تحلیلی است که به کاربران امکان مشاهده نمودارها، اندیکاتورها، و اخبار بازار را می‌دهد. از طریق این نرم‌افزار، معاملات انجام داده و بازارهای مختلف را پویا مانیتور کرد.
  • Investar: یک نرم‌افزار تحلیل تکنیکال برای سهام و بازارهای مالی است که امکاناتی مانند نمودارها، اندیکاتورها، و الگوریتم‌های مختلف را ارائه می‌دهد.
  • Stock Spy: این برنامه به کمک نمودارها و اطلاعات مالی به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا روندهای بازار را مشاهده و تحلیل کنند.
  • Edelweiss Mobile Trader: یک پلتفرم معاملاتی موبایل که امکاناتی برای مشاهده نمودارها و اطلاعات بازار را ارائه می‌دهد. این ابزار به معامله گران کمک می‌کند در هر زمان و مکانی بتوانند در بازار فارکس معاملات خود را انجام دهند.

نرم افزار تحلیل تکنیکال

بهترین نرم افزار تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال فارسی

برخی از نرم افزارهای تحلیل تکنیکال این قابلیت را دارند که از ارز دیجیتال فارسی هم پشتیبانی کنند. قبل از استفاده از هر نرم‌افزاری توصیه می‌شود که شرایط بازار و ارزهای دیجیتال مورد نظر را بررسی کنید و سپس بر اساس شرایط معاملاتی اقدام به نصب نرم افزار مناسب نمایید. همچنین اطمینان از معتبر بودن نرم‌افزار و اطلاعات آن هم بسیار مهم است، به صورت کلی برخی از بهترین نرم افزارهای تحلیل ارز دیجیتال فارسی عبارتند از:

  • تریدینگ‌ویو (Tradingview): این پلتفرم آنلاین تحلیل تکنیکال امکانات گسترده‌ای برای تحلیل نمودارها و نمایش اندیکاتورها بر روی نمودارها فراهم می‌کند. این نرم‌افزار به صورت آنلاین و به زبان فارسی نیز قابل دسترسی است.
  • رهاورد365: این نرم‌افزار معتبر و محبوب در بازار ایران است و به تحلیل تکنیکال برای سهام و ارزهای دیجیتال می‌پردازد. این نرم‌افزار نیز به زبان فارسی ارائه شده است.
  • مفید بروکر: این نرم‌افزار به خدمات معاملاتی ایران اختصاص دارد و امکانات تحلیل تکنیکال مناسبی برای ارزهای دیجیتال فارسی ارائه می‌دهد.

نرم افزار داینامیک تریدر

نرم‌افزار داینامیک تریدر، نرم افزار بسیار قوی در زمینهٔ تحلیل تکنیکال می باشد که با همگام کردن تحلیل قیمتی، تحلیل زمانی و الیوت در این نرم افزار می توان تحلیل های جذاب و با دقت بالا را انجام داد. مفید تریدر یک نرم افزار تحلیل تکنیکال آنلاین می باشد.

تحلیل تکنیکال

مزایای نرم افزار داینامیک تریدر

  • امکان قرار دادن دو نمودار در کنار هم و انجام تحلیل نسبیتی
  • لیبل گذاری امواج الیوت به صورت دستی و در زمان کوتاه
  • دارا بودن ابزار فیبوناچی زمانی و انجام تحلیل های زمانی باقابلیت پاک کردن خط های اضافی
  • دارا بودن ابزار فیبوناچی قیمتی باقابلیت پاک کردن خطوط اضافی
  • دارا بودن ابزار mode training برای تمرین و یادگیری
  • ابزار شمارش قیمت و محاسبه درصد تغییرات قیمتی و زمانی
  • دارای اسیلاتورهای پیشرفته جهت تحلیل تکنیکال و سیگنال گیری
  • مجهز به اسیلاتور مخصوص داینامیک تریدر
  • دارای ابزار EOW جهت مشخص کردن انتهای موج با استفاده از الیوت و فیبوناچی زمانی و قیمتی

معایب نرم افزار داینامیک تریدر

  • حتماً بایستی داده موردنیاز از نرم افزارهای دیگر به این نرم افزار انتقال داده شود و درون حافظه خود داده ای ندارد.
  • در مقیاس لگاریتمی در بعضی مواقع ریتریسمنت را به اشتباه ترسیم می کند.
  • بسیاری از اندیکاتورهای تکنیکی که در متاتریدر موجود است مانند ایچیموکو در این نرم افزار موجود نیست.

داینامیک تریدر

نرم افزار موتیو ویو

نرم‌افزار موتیو ویو، نرم افزاری بسیار کامل درزمینهٔ تحلیل تکنیکال می باشد که کاربران زیادی را در سرتاسر جهان به خود جلب کرده است و توسط شرکتی در تورنتو ساخته شده است.

ترید در بازار فارکس

مزایای نرم افزار موتیو ویو (MotiveWave)

  • دارای بیش از ۳۰۰ اندیکاتور پیشرفته
  • قابلیت مشاهده چندین چارت به صورت همزمان
  • توانایی شمارش امواج الیوت به صورت اتوماتیک، نیمه اتوماتیک و دستی
  • دارای سیستم آلرت گذاری پیشرفته برای خریدوفروش
  • تشخیص الگوهای هارمونیک را به خوبی انجام می دهد
  • ایجاد چارت های نسبتی
  • دارای حالت training mode یا آموزشی
  • ذخیره خودکار تحلیل بر روی نرم افزار

معایب نرم افزار موتیو ویو

  • قابلیت اضافه کردن اندیکاتور یا سیستم معاملاتی شخصی را ندارد.
  • گاهی کندل ها از روی صفحه محو می شود.

نرم افزار ادونس گت

نرم‌افزار ادونس گت، نرم افزاری پیچیده و پیشرفته که به شکل خارق العاده ای شمارش الیوت را انجام می دهد. این نرم افزار یکی از نرم افزارهای فوق العاده گران قیمت دنیای مالی است.

نرم افزار تحلیل تکنیکال

قابلیت های نرم افزار ادونس گت

  • شمارش امواج الیوت به صورت اتوماتیک و حرفه ای
  • شناسایی پیوت های مینور و ماژور
  • با استفاده از این نرم افزار می توان چنگال اندروز را با خطای کمتری رسم کرد

معایب نرم افزار ادونس گت

  • تهیه و ورود دیتا به این نرم افزار کمی دشوار است
  • الگوهای هارمونیک را به طور اتوماتیک نشان نمی دهد.

سخن پایانی

هرکدام از این نرم افزارهای معرفی شده در این مقاله دارای ویژگی‌ها و قابلیت‌های منحصر به فردی هستند، بنابراین معامله گرانی که برای تحلیل تکنیکال قصد استفاده از این نرم افزار را دارند باید بر اساس نیازها و تجربه شخصی انتخاب بهترین نرم افزار برای تحلیل تکنیکال را انجام دهند و از نسخه‌های معتبر نرم افزارها جهت تحلیل بازار استفاده کنند تا در مسیر معاملاتی با مشکلی مواجه نشوند.

سوالات متداول

مفید تریدر و ره‌آورد 365 بهترین نرم افزارهای تحلیل تکنیکال بورس ایران هستند.

متاتریدر و تریدینگ ویو بهترین نرم افزارهای تحلیل تکنیکال بازار فارکس هستند.

تریدینگ ویو و متاتریدر انتخاب‌هایی هوشمندانه جهت انجام تحلیل‌های تکنیکال ارز دیجیتال هستند.

در انتخاب نرم‌افزار تحلیل تکنیکال باید به مواردی همچون سطح سرویس (رایگان یا پرداختی)، تعداد و نوع اندیکاتورها، سهولت استفاده، سازگاری با بازارهای مختلف و امکانات معاملاتی توجه کنید. همچنین اطمینان حاصل نمایید که نرم‌افزار انتخابی با سیستم عامل شما سازگار است.

ادامه مطلب
day-trading-patterns
آشنایی با بهترین الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه ارز دیجیتال

حتماً شما هم تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که پیش بینی موفقیت آمیز روند تغییرات بازارهای سرمایه گذاری تا چه اندازه می تواند به نفع شما باشد. به ویژه برای افرادی که به صورت روزانه ترید می کنند، خروج از موقعیت ها در زمان مناسب می تواند در طولانی مدت به سودهای کلان منجر شود. اگر با وجود تلاطم های موجود در بازار ارزهای دیجیتال، قصد ورود به این بازار را دارید، اما با بهترین الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه ارز دیجیتال آشنایی ندارید، در ادامه این مطلب همراه ما باشید.

معمولاً نمودارهای قیمت در نگاه اول چندان قابل درک نیستند، اما جای نگرانی نیست؛ زیرا با استفاده از رایج ترین الگوهای قیمت، خیلی راحت تر می توان روند تغییرات بازار را پیش بینی کرد. درواقع با استفاده از الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه، شما می توانید پیش بینی کنید که چه اتفاقی در چه زمانی با احتمال زیاد رخ خواهد داد که البته برای رسیدن به این مهارت، نیاز به تمرین زیاد است.

در این راهنما، به معرفی و بررسی الگوهای معاملات روزانه می پردازیم. هریک از الگوهایی که در این راهنما معرفی می شوند، برای ترید کوتاه مدت ارزهای دیجیتال مناسب هستند. با وجود این هیچ راه حل سریع و آسانی در دنیای سرمایه گذاری برای رسیدن به سود وجود ندارد، اما اگر برای یادگیری هریک از این الگوها زمان زیادی صرف کنید، احتمالاً از دیگر سرمایه گذاران جلوتر خواهید بود.

در کنار آشنایی با بهترین الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه ارز دیجیتال، به درک دیگر مفاهیم مهم مانند حمایت و مقاومت نیاز دارید. در این محتوای آموزشی سعی می کنیم به اصلی ترین نیازمندی های شما اشاره ای مختصر و مفید داشته باشیم.

منظور از الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه چیست؟

الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه

قبل از اینکه به الگوهای واقعی بپردازیم، بهتر است کمی درباره مفهوم الگوهای معاملاتی روزانه صحبت کنیم. به طورکلی، الگوی نمودار سهام که به عنوان تحلیل تکنیکال نیز شناخته می شود، اصلی ترین روش برای انجام ترید روزانه و کسب سود از آن است.

شاید قبلاً با اصطلاح تحلیل بنیادی مواجه شده باشید. در تحلیل بنیادی، با بررسی صورت های مالی یک شرکت، چشم انداز بلند کسب و کار برآورد می شود. اگرچه ممکن است نتایج حاصل از تحلیل بنیادی اطلاعات مفیدی باشد، به یاد داشته باشید که ما در این مطلب درباره ترید روزانه صحبت می کنیم؛ بنابراین بررسی این موضوع که آیا قیمت یک ارز دیجیتال در 5 سال آینده افزایش می یابد یا نه، موضوع اصلی ما در این محتوا نیست.

بنابراین اگر قصد ترید روزانه و کسب سود از تغییرات کوتاه مدت بازار را دارید، باید با روش اصولی تحلیل تکنیکال آشنایی داشته باشید. برخلاف تحلیل فاندامنتال، تحلیل تکنیکال به آمار-تاریخچه تغییرات قیمت و حجم معاملات توجه می کند تا متوجه تغییرات قیمت سهام یا رمزارز در کوتاه مدت شود.

تحلیل تکنیکال و الگوهای مربوط به آن مفاهیم جدیدی نیستند. یکی از پیش گامان این روش تحقیق، چارلز داو بوده است که شاخص داو جونز نیز به افتخار فعالیت هایش به نام وی نام گذاری شده است. شناسایی الگوهای ترید روزانه ارزهای دیجیتال به دانش اولیه درباره نحوه خواندن نمودار سهام نیاز دارد، اما برای استفاده واقعی از آن ها به درک عمیقی از خود الگوها نیاز است.

در ادامه به 9 مورد از بهترین الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه ارز دیجیتال اشاره کرده ایم، اما قبل از اینکه به بررسی آن ها بپردازیم، باید درباره کندل های ژاپنی صحبت کنیم. اگر با آن ها آشنایی ندارید، این نمودارها برای شما درک شدنی نیست و اگر با آن ها آشنا هستید، بد نیست بدانید چرا تریدرهای روزانه استفاده از این نمودار را ترجیح می دهند.

شمعدان یا کندل ژاپنی (Japanese Candlesticks) چیست؟

سابقه شمعدان های ژاپنی به قرن هجدهم بازمی گردد؛ یعنی زمانی که یک تاجر برنج به نام Muneheisa Honma آن ها را معرفی کرد. Muneheisa Honma یکی از اولین نویسندگانی است که در کتاب خود San-en Kinsen Hiroku به موضوع روان شناسی بازار پرداخته است.

شمعدان یا کندل ژاپنی 

با مشاهده تصویر بالا حتماً متوجه شده اید که کندل های ژاپنی در مقایسه با نمودار میله ای قدیمی کاملاً متفاوت هستند. این نمودارها در مقایسه با نمودارهای دیگر، اطلاعات بیشتری در اختیارتان قرار می دهند. نمودار میله ای به شما می گوید قیمت بسته شدن چقدر بوده است؛ درحالی که یک شمعدان ژاپنی علاوه بر قیمت بسته شدن، به قیمت بازشدن، حداکثر و حداقل قیمت و همچنین اینکه آیا قیمت باز کردن بالاتر از بسته شدن بوده است یا نیز اشاره دارد.

«فتیله» را که در بالا و پایین بدنه شمعدان می بینید، سایه نامیده می شود که نشان دهنده حداکثر حداقل قیمت معاملات روز است. رنگ شمعدان به شما می گوید آیا قیمت بازشدن بالاتر از بسته شدن بوده است یا خیر. اگر قیمت بالاتر بوده است شمع سبز و در غیر این صورت قرمز خواهد بود. بدنه شمع میزان تفاوت قیمت باز و بسته بودن قیمت را نشان می دهد. اگر شمع بلند باشد، اختلاف زیادی بین این دو وجود دارد.

اکنون که با مهم ترین اطلاعات درباره شمعدان های ژاپنی آشنا شدید، بهتر است به موضوع اصلی یعنی آشنایی با الگوهای ترید روزانه بپردازیم. برای بررسی این الگوها با خطوط حمایت و مقاومت شروع می کنیم. الگوهایی که در ادامه معرفی می کنیم، به دلیل سادگی، قابلیت اعتماد و میزان تکرار آن ها در نمودارهای قیمت، به عنوان بهترین الگوهای ترید روزانه معرفی می شوند.

معرفی بهترین الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه ارز دیجیتال

۱- حمایت و مقاومت

قبل از آنکه به معرفی الگوها بپردازیم، باید چند مفهوم کلیدی را تعریف کنیم که برای تجزیه و تحلیل بیشتر الگوهای نمودار سهام به آن ها نیاز دارید. این مفاهیم عبارت اند از: حمایت، مقاومت و شکست.

حمایت و مقاومت در ترید ارزهای دیجیتال

ما از خطوط حمایت و مقاومت برای اطمینان از اینکه آیا روند جدیدی در قیمت دارایی رخ خواهد داد یا خیر استفاده می کنیم. خط حمایت، خط پایینی است. این خط قیمتی را که سهام کمتر از آن معامله نشده است، به ما می گوید. خط مقاومت، خط بالایی است و قیمتی را که سهام بیشتر از آن معامله نشده است، به ما می گوید. هنگامی که قیمت سهام یکی از این خطوط را رد کرد، این احتمال وجود دارد که شما شروع یک شکست را مشاهده کنید.

با این حال ممکن است دارایی یکی از این دو خطوط را رد کند، اما شکست نبوده و بلکه یک اصلاح قیمت است. از خطوط مقاومت و حمایت برای اطمینان از اینکه آیا روند جدیدی در قیمت سهام رخ خواهد داد یا خیر استفاده می شود. با توجه به تصویر قرار داده شده می توان متوجه شد که این خطوط به ترتیب بالاتر و پایین تر از قیمت فعلی معاملات هستند. از سوی دیگر، اگر قیمت دارایی به طور پیوسته بالاتر یا پایین تر از خطوط مربوط باقی بماند، همراه با افزایش حجم، سیگنال به دست آمده دقت بیشتری دارد.

ویژگی های اصلی جمایت و مقاومت

  • برای درک الگوهای نمودار سهام ضروری است.
  • خط پشتیبانی نشان دهنده سطح پایینی است که قیمت از آن فراتر نرفته است.
  • خط مقاومت نشان دهنده حداکثری است که قیمت از آن فراتر نرفته است.
  • از سطوح مقاومت و حمایت باید به همراه حجم و اندیکاتور استفاده شود.
  • شکست زمانی رخ می دهد که هریک از خطوط شکسته شود.

۲- الگوی مثلث افزایشی (Ascending Triangle)

الگوی مثلت افزایشی یکی از الگوهای ادامه دار است. درواقع این الگو به ما سیگنالی می دهد که در حال حاضر در حال اتفاق می افتد و همچنان ادامه خواهد داشت. علاوه بر این، یک الگوی صعودی است؛ به این معنا که نشان دهنده یک روند صعودی است. در این الگو ارزش دارایی در چند بخش مختلف، چندین اوج را تجربه می کند؛ قله هایی که برای اتصال به هم و تشکیل خط مقاومت استفاده می شوند. در سمت دیگر، دره هایی وجود دارند که از اتصال آن ها به یکدیگر، برای تعین خطر حمایت استفاده می شود. نتیجه تشکیل و اتصال این خط ها به یکدیگر یک مثلث است که هرچه باریک تر باشد، سیگنال امن تری است.

الگوی مثلث افزایشی در ترید روزانه ارزهای دیجیتال 

اگر شکل تشکیل شده، پهن تر باشد، احتمالاً استفاده از آن با ریسک همراه است. هنگام استفاده از این الگو، به حجم معاملات باید توجه داشته باشید. درواقع در طول شکل گیری اولیه مثل، حجم نباید در حال کاهش باشد و زمانی که شکستگی رخ می دهد، باید افزایش نسبتاً سریعی را تجربه کند. به طورکلی، برای ترسیم یک مثلث افزایشی، باید حداقل دو نوسان حداکثری و دو نوسان حداقلی را مشخص کنید. نوسانات حداقلی باید به تدریج بیشتر شوند؛ درحالی که نوسان های حداکثری باید تا حد امکان از نظر قیمت به یکدیگر نزدیک شوند.

ویژگی های اصلی الگوی مثلث افزایشی

  • سیگنال الگوی مثلث افزایشی یک سیگنال ادامه دار (مداوم) است.
  • این الگو یک الگوی صعودی است.
  • برای استفاده از این الگو باید به حجم معاملات هم توجه کنید.
  • تکرارپذیری نوسانات حداکثری و حداقلی در این الگو اهمیت زیادی دارد.

۳- الگوی فنجان و دسته (Cup and Handle)

فنجان و دسته یکی از قابل تشخیص ترین و بصری ترین الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه ارز دیجیتال است و در دسته الگوهای ادامه دار قرار می گیرد. با نگاهی به ابتدای نمودار می توانیم شاهد افزایش یکنواخت قیمت باشیم که باید با افزایش حجم معاملات همراه باشد. در این قسمت الگوی فنجان مشاهده می شود؛ پس از این افزایش اولیه، هم قیمت و هم حجم معاملات کاهش می یابد. در این شرایط کف فنجان نیز تشکیل شده است.

الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه

پس از آن، شاهد افزایش تدریجی در هر دو بخش خواهیم بود که به دنبال آن یک افت کوچک در هر دو رخ می دهد و درنهایت بخش دسته نیز شکل می گیرد. پس از شکل گیری دستگیره، قیمت دارایی یک شکست را تجربه می کند و قیمت به بالاترین حد خود می رسد. با این حال به خاطر داشته باشید که همه الگوهای فنجان و دسته به یک اندازه صعودی یا امیدوارکننده نیستند.

به طورکلی، به سیگنال فنجان هایی که کف های تیز و V شکل دارند و همچنین فنجان هایی که دسته آن بیش از یک سوم به داخل فنجان می رود، اعتماد زیادی نکنید. علاوه بر این به خاطر داشته باشید که حجم باید تا کف فنجان کاهش یابد و تا انتهای الگوی یک نرخ افزایشی ثابت را تجربه کنید.

ویژگی های اصلی الگوی فنجان و دسته

  • تشخیص الگوی فنجان و دسته بسیار ساده است.
  • سیگنال الگوی فنجان و دسته یک سیگنال ادامه دار (مداوم) است.
  • این الگو یک الگوی صعودی است.
  • برای استفاده از این الگو باید به حجم معاملات هم توجه کنید.

۴- الگوی کندل پوششی (Engulfing Candles)

الگوی کندل پوششی نشانه معکوس شدن روند غالب است. تشخیص این الگو بسیار ساده است و احتمالاً هنگام نگاه کردن به نمودار متوجه آن شوید حتی اگر با روش شناسایی آن آشنایی نداشته باشید. برخلاف بسیاری از الگوهای نمودار در این لیست، این الگو تنها شامل دو کندل است. الگوی کندل پوششی می تواند نزولی یا صعودی باشد؛ برای مثال در تصویر زیر، شاهد یک الگوی صعودی هستیم.

 

مهم ترین نکته درباره این الگو که در نگاه اول نیز به چشم می خورد، اختلاف اندازه قابل توجه بین دو کندل است. الگوی کندل پوششی در طول یک روند نزولی واضح اتفاق می افتد. بعد از یک کندل قرمز یا توخالی، کندل بعدی بسیار بزرگ تر است و با همان قیمت یا حتی پایین تر از نرخ بسته شدن قبلی باز می شود. با این حال، آنچه در ادامه الگو اتفاق می افتد همه چیز را تغییر می دهد. طول شمع پوششی بزرگ تر از کل شمع قبلی است. معمولاً شمع های پوششی سایه یا فتیله های بسیار کوچکی دارند.

الگوی کندل پوششی صعودی که به دلیل قابلیت اطمینان بالا مورد توجه بسیاری قرار می گیرد، یکی از قوی ترین شاخص ها برای خرید و سرمایه گذاری در بازار است؛ بنابراین اگر شما هم از تشخیص صحیح این الگو اطمینان دارید، به محض شناسایی برای خرید اقدام کنید. در مقابل این الگو، الگوی کندل پوششی نزولی قرار دارد که نشان دهنده بهترین زمان برای فروش دارایی است.

ویژگی های اصلی الگوی کندل پوششی

  • تنها از دو کندل تشکیل شده است.
  • در صورتی که به درستی تشخیص داده شود، قابل اطمینان خواهد بود.

۵- الگوی سر و شانه (head and shoulders)

الگوی سر و شانه یکی دیگر از الگوهای محبوب در بازار سرمایه گذاری است که اگر به درستی تشخیص داده شود، می توان از آن برای تشخیص روند معکوس استفاده کرد که در طول یک روند صعودی رخ می دهد. به این ترتیب، این الگو به ما می گوید افزایش قیمتی که تاکنون اتفاق افتاده است در حال پایان بوده و یک روند نزولی در شرف آغاز است.

الگوی سر و شانه زمانی اتفاق می افتد که یک دارایی، در یک روند صعودی، به یک بالاترین قیمت می رسد. پس از آن اندکی سقوط می کند و به قیمتی جدید و حتی بیشتر می رسد که با یک افت و افزایش دیگری که مشابه اتفاق قبلی است، ادامه می یابد. پس از صعود دوم، ارزش دارایی از خط حمایت عبور می کند و یک روند نزولی آغاز می شود.

الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه

چگونه متوجه الگوی سر و شانه شویم؟

در طول تشکیل اولین پیک یا شانه چپ، حجم معاملات دارایی باید افزایش و در طول افت بعدی، حجم معاملات کاهش می یابد. فقط در طول شکل گیری سر یکنواخت می شود و باید در طول شکل گیری شانه دوم و کاهش قیمت متعاقب آن پایدار باقی بماند. به خاطر داشته باشید که الگوی سر و شانه معکوس نیز وجود دارد که نشان دهنده پایان یک روند نزولی و آغاز روند صعودی است.

ویژگی های اصلی الگوی سر و شانه

  • این الگو نشان دهنده یک روند معکوس است.
  • شکل متمایز این الگو، تشخیص آن را آسان می کند.
  • حجم معاملات در سراسر این الگو متغیر است.

۶- الگوی مردآویز و چکش (Hanging Man and Hammer)

الگوهای نمودار چکشی کمی متفاوت از سایر الگوهای موجود در این لیست است و برای تشخیص آن ها، فقط باید به یک کندل نگاه کنید. در این الگو، بدنه شمع بسیار کوچک اما فتیله پایین آن بسیار بلند است. الگوی چکش در یک روند نزولی اتفاق می افتد و نشان دهنده پایان یافتن شرایط است. به طور مشابه، مرد حلق آویز دقیقاً برعکس است و در یک روند صعودی رخ می دهد. از آنجا که هر دو الگوهای معکوس هستند، سیگنال های قوی برای خرید یا فروش سهام مورد نظر ارائه می دهند.

ویژگی های اصلی الگوی مردآویز و چکش

  • این الگو نشان دهنده یک روند معکوس است.
  • این الگو می تواند صعودی یا نزولی باشد.
  • برای تشخیص این الگو باید یک کندل بدنه بسیار کوچک و فتیله بسیار بزرگ داشته باشد.
  • طول فتیله باید حداقل دو برابر طول بدنه باشد.

۷- الگوی سقف دو قلو (Double Tops)

الگوی سقف دو قلو یک الگوی نزولی بوده و تشخیص آن آسان است و معمولاً نشانه آغاز روندی است که برای مدتی ادامه خواهد داشت. الگویی که به شکل حرف M ظاهر می شود، یکی دیگر از الگوهای نمودار است که به راحتی تشخیص داده می شود. برای تشخیص این الگو، قیمت باید با کمی افت، دو بار به یک قیمت حداکثری برسد.

در بیشتر الگوهای سقف دو قلو، افت قیمت که در وسط مشاهده می شود از 10 تا 20 درصد متغیر است. علاوه بر این افزایش قیمت پس از افت باید با حجم کم معاملات همراه باشد و دو قیمت حداکثری نباید بیش از 3 یا 4 درصد متفاوت باشند.

الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه

 ویژگی های اصلی الگوی سقف دو قلو

  • این الگو نشان دهنده یک روند معکوس است.
  • این الگو نزولی است.
  • تشخیص الگوی سقف دو قلو آسان است.
  • برای استفاده از این الگو باید به حجم معاملات هم توجه کنید.

۸- الگوی دره یا کف دو قلو (Double Bottoms)

الگوی کیف دو قلو یک الگوی معکوس است و نشان می دهد الگوی در حال وقوع در شرف پایان است. این الگو یکی از ساده ترین الگوها برای تشخیص است؛ شبیه حرف W یا برعکس الگوی سقف دو قلو. الگوی دره دو قلو، به ما می گوید که سهام در شرف تجربه یک روند صعودی یا افزایش قیمت است.

الگوی دره دو قلو زمانی اتفاق می افتد که قیمت سهام در یک بازه زمانی کوتاه دو بار به پایین ترین حد خود برسد. افت اول باید 10 تا 20 درصد باشد؛ درحالی که افت دوم باید تقریباً به اندازه افت اول باشد؛ یعنی نباید بیش از 3 یا 4 درصد از اولین پایین متفاوت باشد.

س از افت دوم، دارایی افزایش قیمت را تجربه می کند؛ با این حال برای اینکه مطمئن شوید که مسیر صعودی همچنان ادامه خواهد داشت، حجم معاملات باید زیاد باشد. یکی از ایرادات الگوی کف دو قلو این است که تشخیص اینکه چه زمانی صحیح است در هنگام بررسی داده های روزانه بسیار دشوار است.

الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه 

ویژگی های اصلی الگوی دره یا کف دو قلو

  • تشخیص الگوی کف دو قلو آسان است.
  • این الگو نشان دهنده یک روند معکوس است.
  • نشان دهنده یک روند صعودی است.

خلاصه مطلب

در این مطلب به تعدادی از بهترین الگوهای تکنیکال برای ترید روزانه ارز دیجیتال اشاره شد. این الگوها دید خوبی از روند بازار در اختیار شما قرار می دهند، اما برای به حداکثر رساندن شانس موفقیت تان در سرمایه گذاری، باید از حجم معاملات، اخبار اقتصادی و… نیز آگاه باشید. علاوه بر این بهتر است که از این الگوها در کنار دیگر ابزارهای تکنیکال کمک بگیرید.

نکته مهم دیگری که باید در نظر داشته باشید، این است که این الگوها تنها به صورت غیرعادی یا تصادفی رخ نمی دهند و وقتی معامله گران دیگر متوجه شکل گیری یک الگو می شوند، احتمالاً به آن واکنش نشان می دهند؛ بنابراین اگر از تشخیص الگو اطمینان دارید، به سرعت برای خرید یا فروش اقدام کنید.

ادامه مطلب
Divergence
واگرایی (Divergence) چیست؟ معرفی انواع آن در تحلیل ارز دیجیتال

آشنایی و تسلط به مفاهیم و ابزارهای تحلیل تکنیکال بازارهای مالی، یکی از ارکان مهم درروند معاملات چنین بازارهایی است. معامله گران موفق معمولاً با بهره مندی از این اطلاعات و تکنیک های معاملاتی، سودهای خوبی را به دست می آورند. افزایش آگاهی و سطح دانش بورسی در فرایند سرمایه گذاری از اهمیت بالایی برخوردار است؛ از این رو در این مطلب قصد داریم به یکی از مفاهیم مهم در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی یعنی واگرایی بپردازیم.

درحقیقت امروز به سراغ یکی از ابزارهای تحلیل تکنیکال رفته ایم که برای تخمین روند سهم یا یک دارایی به کار می رود و تشخیص آن به کمک اندیکاتورها و روندهای قیمتی امکان پذیر است. این ابزار که یکی از مفاهیم پرکاربرد در بازار سهام و دیگر سایر بازارهای مالی مثل بازار ارزها و فارکس است، واگرایی یا دایورجنس نامیده می شود.

به طورکلی هدف تحلیلگران از یادگیری این مفهوم، مشاهده نوعی وارونگی میان نمودار قیمت و اندیکاتور است؛ به بیانی دیگر تحلیلگران به کمک این مفهوم می توانند به شناسایی اولیه بازگشت روند و معکوس شدن آن پرداخته و از این طریق کسب سود کنند.

درحقیقت بسیاری از تحلیل گران با استفاده از این سیگنال ایجادشده در سهم ها یا دارایی های مختلف، بهترین زمان را برای ورود به یک سهم یا دارایی تشخیص می دهند؛ از این رو پیشنهاد می کنیم برای آشنایی با این تکنیک پرکاربرد در بازارهای مالی، تا انتهای این مطلب همراه ما باشید.

واگرایی (Divergence) چیست؟

واگرایی (divergence) یکی از مفاهیم موجود در تحلیل تکنیکال است که استفادۀ زیادی برای طیف وسیعی از تحلیل‌گران دارد. این موضوع در اصل به ضعف روند فعلی اشاره می‌کند. واگرایی‌ها را می‌توان از طریق اندیکاتورها شناسایی کرد؛ هر کجا که قیمت و اندیکاتور حرکتی مخالف هم داشته باشند، واگرایی رخ داده و ممکن است روند قیمت به زودی تغییر کند.

واگرایی در تحلیل تکنیکال جزو مهم‌ترین استراتژی‌ها است. برای تشخیص و یافتن واگرایی‌های مختلف می‌توان از اندیکاتورهای زیادی استفاده است. برای مثال، اندیکاتور مکدی یکی از بهترین و معتبرترین واگرایی‌ها را به کاربران نشان می‌دهد.

یکی از نکات مهمی که همۀ معامله‌گران باید به خوبی به آن توجه داشته باشند، این موضوع است که بررسی واگرایی به تنهایی برای تأیید پایان روند فعلی و شروع روند جدید مناسب نیست و معامله‌گران باید شاخص‌های متعددی را برای تغییر روند در واگرایی مورد بررسی قرار دهند.

حتی ممکن است واگرایی‌ها نتوانند چرخش روند قیمتی را تکمیل کنند و فقط باعث ایجاد نوسانات کوچکی در نمودار شوند. در کل، واگرایی‌ها نباید به تنهایی ملاکی برای تحلیلی و بررسی قیمت دارایی‌های مختلف باشند.

اندیکاتورهای مهم در واگرایی

اندیکاتورهای مهم در واگرایی

اساساً در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی می توان از اندیکاتورهایی که با آن ها آشنا هستیم، برای شناسایی این سیگنال در یک دارایی دیجیتال یا سهام استفاده کنیم، ولی اندیکاتورهایی که به صورت معمول به وسیله تحلیلگران حرفه ای بازار جهت تشخص دایورجنس استفاده می شوند، اندیکاتورهای MACD و  RSI هستند که از اعتبار بیشتری در این خصوص برخوردار هستند.

اهمیت این مفهوم در ارتباط با اندیکاتور  RSI اساساً دایورجنس ها نقش کلیدی را در خصوص اندیکاتور RSI بازی می کنند. در حقیقت نقش ِDivergence ها این است که بازگشت نمودار قیمت را نمایش دهند؛ یعنی با مشاهده اعدادی خارج از محدوده 30 تا 70، نشانه اخطار جدی بوده و باید به دقت آن را بررسی کرد.

درحقیقت وقتی روند صعودی باشد، باید بین نمودار قیمتی و دایورجنس اندیکاتور، تراز 70 یا بالاتر را مشاهده کنیم، ولی وقتی روند نزولی باشد، باید تراز 30 یا کمتر را مشاهده کنیم. البته این دایورجنس ها ممکن است در ترازهایی کمتر از 70 و بیشتر از 30 نیز رخ بدهد، اما اعتبار این واگرایی ها، کمتر از موارد گفته شده در بالاست و نیاز نیست آن ها را چندان جدی بگیرید.

دایورجنس ها به تریدرها کمک می کنند قدرت تقریبی قیمت فعلی دارایی را در مقایسه با قیمت هنگام بسته شدن معاملات روز قبل به دست بیاورند. از طرفی دایورجنسRSI  می تواند در تأیید نقاط ورود و خروج کمک شایانی به ما کند و مثل دیگر اندیکاتورها، بازگشت احتمالی روند قیمت را نشان دهد. درحقیقت تریدرهای حرفه ای برای اینکه بتوانند حرکات اساسی و مهم در نمودار قیمت یک دارایی را ارزیابی و احتمال بازگشت قیمت به روند قبلی را ارزیابی کنند، از این مفهوم استفاده می کنند.

اندیکاتور تشخیص واگرایی

در تحلیل تکنیکال از اندیکاتورهای زیادی می‌توان برای شناسایی واگرایی‌ها استفاده کرد که هر کدام از این موارد، مزیت‌های مخصوص خود را دارند. برخی از بهترین اندیکاتورها برای شناسایی واگرایی عبارتند از:

  • مکدی (MACD)
  • آر اس آی (RSI)
  • استوکاستیک (Stochastic)
  • سی سی آی (CCI)

البته، باید به این موضوع توجه داشته باشید که هر کدام از این اندیکاتورها به صورت جداگانه و با روش مخصوص به خود آمارهای مختلف را از نمودارهای قیمتی جمع‌آوری می‌کنند؛ ممکن است واگرایی که در یکی از این ابزارها مشخص است، در اندیکاتور دیگر مشخص و واضح نباشد. درنتیجه، تمامی موارد باید برای بررسی و به‌دست آوردن یک اندیکاتور به خوبی بررسی شوند.

قیمت‌ها و سطوح مناسب برای تشکیل واگرایی

واگرایی‌ها جزو مواردی هستند که امکان تشکیل آن‌ها در همۀ تایم فریم‌های قیمتی و نمودار بیش‌تر دارایی‌های قابل معامله مانند سهام، ارز دیجیتال و یا نمادهای فارکس وجود دارد؛ اما واگرایی‌ها (divergence) در کدام سطوح قیمتی اعتبار بیش‌تری دارند؟

همانطورکه گفته شد، واگرایی‌ها به تنهایی نباید برای تحلیل قیمت و معامله مورد بررسی قرار بگیرند. به همین علت، هیچ زمانی نباید در مورد اعتبار واگرایی‌ها در نمودارهای قیمتی مختلف، نظر قطعی ارائه کرد.

اما اگر بخواهیم سطوح و تایم فریم مناسبی را برای بررسی واگرایی‌ها مشخص کنیم، باید به سراغ بازه‌های زمانی نسبتاً بالاتر (چهار ساعت و بیش‌تر) برویم. هرچقدر واگرایی تشکیل شده در بازۀ زمانی بالاتری باشد، احتمال تغییر روند قیمت و تأثیرگذاری روی آن بیش‌تر است.

البته، واگرایی‌ها در تایم فریم‌های پایین هم می‌توانند روی قیمت تأثیرگذار باشند اما بدیهی است که واگرایی در تایم فریم‌های پایین‌تر، تأثیر کم‌تری روی نمودار قیمتی دارایی مورد نظر دارند.

Divergence چه مواردی را در اختیار ما می گذارد؟

در تحلیل تکنیکال، ممکن است این مفهوم، سیگنال یک حرکت بزرگ مثبت یا یک حرکت بزرگ منفی را در اختیار ما قرار دهد. یک دایورجنس مثبت زمانی رخ می دهد که قیمت سهم در حال ثبت کف های جدید است، ولی اندیکاتور تکنیکال مورد استفاده مانند اندیکاتور جریان پول (Money Flow Indicator) شروع به ثبت سقف های جدید می کند. بالعکس در دایورجنس منفی، قیمت سهم در حال ثبت قله های جدیدی است؛ درحالی که اندیکاتور تکنیکالی ما در حال ثبت کف های جدیدی است.

به طورکلی تریدرها می توانند از دایورجنس ها برای تخمین شتاب پایه ای قیمت یک دارایی استفاده کنند. به دست آوردن شتاب پایه ای می تواند احتمال وقوع یک بازگشت قیمتی را نشان دهد؛ برای مثال تریدرها می توانند با استفاده از اسیلاتورهایی مانند شاخص قدرت نسبی روی جدول خود استفاده کنند.

در چنین شرایطی اگر قیمت در حال صعود بوده و مرتب قله های جدیدی را ثبت می کرد، در حالت عادی اندیکاتور شاخص قدرت نسبی نیز می بایست قله های جدیدی را ثبت می کرد، اما اگر قیمت در حال ثبت قله های جدید باشد و اندیکاتور شاخص قدرت نسبی شروع به ثبت کف های جدید کند، نشان دهنده این است که امکان تضعیف روند صعودی وجود دارد.

ین موضوع همان واگرایی منفی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. درحقیقت در این حالت تریدرها می توانند از معامله خروج کرده یا با قرار دادن یک حد ضرر (Stop–loss) کماکان در معامله خود بمانند، اما دایورجنس مثبت در حالاتی عکس این حالت قبلی رخ می دهد. فرض کنید قیمت یک دارایی در حال تشکیل کف های جدید است، ولی اندیکاتور شاخص قدرت نسبی در حال ثبت کف های جدیدی است. در چنین حالتی سرمایه گذاران احتمالاً به این نتیجه می رسند که روند نزولی در بازار در حال تضعیف و اتمام بوده و به زودی یک بازگشت رخ خواهد داد.

حال در ادامه انواع این مفهوم را توضیح داده و به طور کامل هرکدام از آن ها را بررسی می کنیم.

انواع واگرایی ها

در حالت کلی در تحلیل تکنیکال سه نوع واگرایی داریم که عبارت اند از دایورجنس معمولی (RD)، دایورجنس مخفی (HD) و دایورجنس زمانی (TD) که هرکدام نیز به انواعی تقسیم می شوند که در ادامه تمامی آن ها را بررسی می کنیم.

۱- دایورجنس معمولی (Regular Divergence)

واگرایی معمولی در تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال

اساساً این نوع دایورجنس در دسته سیگنال های بازگشتی است و زمانی اتفاق میفتد که روند در حال ضعیف شدن است. درحقیقت این Divergence  خود به دو دسته مثبت و منفی تقسیم می شود.

  • دایورجنس معمولی مثبت (RD+)

این سیگنال به این شکل است که روی نمودار دارایی خود شاهد قله ای بالاتر از قله پیشین باشیم، ولی در اندیکاتور متناظر با همان نقطه، قله ای پایین تر از قله قبلی داشته باشیم؛ یعنی خطی که این قله ها را به یکدیگر متصل می کند، روی نمودار به صورت صعودی بوده، اما بر روی اندیکاتور به شکل نزولی باشد.

از طرفی، این نوع سیگنال به دایورجنس منفی شهرت دارد و نشان دهنده انتهای یک روند نزولی است، ولی حتماً به این نکته نیز دقت داشته باشید که بالاترین قله باید کاملاً تشکیل شده و چند کندل پایین تر پس از آن نیز شکل بگیرد؛ از این رو تا وقتی از تشکیل بالاترین قله در نمودار مطمئن نشده باشیم، نمی توانیم بگوییم واگرایی صعودی رخ داده است. همچنین به خاطر داشته باشید هرچه شیب این ۲ خط بیشتر بوده و شاهد صعودی قدرتمندتر در قله ها باشیم، دایورجنس مثبت قدرتمندتری خواهیم داشت.

واگرایی معمولی مثبت (RD+)

  • دایورجنس معمولی منفی (RD-)

این دسته از RD در تحلیل تکنیکال، درست عکس نمونه قبلی است؛ یعنی در انتهای یک روند نزولی، کفی پایین تر از کف قبلی مشاهده خواهد شد، ولی در اندیکاتور متناظر با همان نقطه، کفی بالاتر از کف پیشین خواهیم داشت.

درحقیقت تریدرها در تأیید تحلیل های خود می توانند از این نوع استفاده کنند. از طرفی این Divergence به دایورجنس معمولی منفی مشهور است؛ چراکه هرچه میزان شیب این ۲ خط تندتر بوده و شاهد ریزشی قدرتمندتر در کف ها باشیم، دایورجنس منفی قدرت بیشتری خواهد داشت.

واگرایی معمولی منفی

۲- دایورجنس مخفی (Hidden Divergence)

اساساً این نوع در دسته سیگنال های ادامه دهنده است و زمانی اتفاق می افتد که روند در حال تقویت شدن است. از طرفی این سیگنال معمولاً زمانی اتفاق می افتد که قیمت در حال اصلاح خود باشد. همچنین این سیگنال به دو دسته تقسیم می شود که در ادامه هرکدام از آن ها را به طور کامل توضیح خواهیم داد.

  • دایورجنس مخفی مثبت (Hd+)

به طورکلی این نوع واگرایی در تحلیل تکنیکال مابین ۲ کف قیمتی ایجاد می شود. درحقیقت دایورجنس مخفی مثبت زمانی تشکیل می شود که در اندیکاتور کف اول بالاتر از کف دومی قرار گیرد، اما در نمودار قیمت کف اول پایین تر از کف دوم تشکیل شود.  اساساً وقوع این حالت، نشان از افزایش قدرت خریداران و کاهش قدرت فروشندگان و همچنین رشد قیمت سهم است. دقت کنید که این نوع از دایورجنس در کانال صعودی و در انتهای یک روند اصلاحی تشکیل می شود.

  • واگرایی مخفی منفی (Hd-)

به صورت کلی این نوع دایورجنس در تحلیل تکنیکال درست برعکس نوع مخفی مثبت است. میان ۲ سقف قیمتی ایجاد می شود؛ یعنی نوع مخفی منفی وقتی ایجاد می شود که در اندیکاتور سقف نخست پایین تر از سقف دوم قرار گرفته باشد، ولی در نمودار قیمت سقف نخست بالاتر از سقف دوم قرار داشته باشد.

اساساً مشاهده چنین حالتی، افزایش قدرت فروشندگان و کاهش قدرت خریداران و همچنین کاهش قیمت سهم را به ما نشان خواهد داد. درنتیجه اینکه نوع Hd- در کانال نزولی و در انتهای یک روند اصلاحی ایجاد می شود.

دایورجنس

تفاوت واگرایی معمولی و مخفی

هم واگرایی مخفی و هم معمولی، دارای اهمیت زیادی هستند، اما نحوۀ استفاده از این دو مورد کمی متفاوت است. البته، باید به یاد داشته باشید که صرفاً استفاده از واگرایی‌ها نمی‌تواند در کسب سود مستمر از بازار به شما کمک کند.

واگرایی معمولی زمانی ایجاد می‌شود که روند فعلی در مراحل پایانی خود قرار دارد و نوید برگشت روند را به معامله‌گر می‌دهد؛ اما واگرایی مخفی معمولاً نشان‌دهندۀ ادامۀ روند فعلی است و این سیگنال را به معامله‌گران می‌دهد که روند فعلی به احتمال زیاد ادامه دار خواهد بود.

واگرایی مخفی

اندیکاتور تریدینگ ویو

همانطورکه در قبل گفته شد، اندیکاتورهای زیادی برای تشخیص و استفاده از واگرایی‌ها وجود دارد. تقریباً تمامی این اندیکاتورها در پلتفرم تریدینگ ویو وجود دارند و امکان استفاده از آنان برای کاربران فراهم شده است.

برای استفاده از این اندیکاتورها کافی است نمودار قیمتی مد نظر خود را در تریدینگ ویو باز کنید و از بخش اندیکاتورها (Indicators)، یکی از اندیکاتورها یا اسیلاتورهایی را که امکان تشخیص و شناسایی واگرایی با استفاده از آن‌ها وجود دارد، به آنان اضافه کنید.

۳- واگرایی های زمانی در تحلیل تکنیکال  (TD)

این نوع از دایورجنس در تحلیل تکنیکال با استفاده از فیبوناچی زمانی انجام می شود و وقتی تشکیل می شود که بین قیمت و زمان تضاد وجود داشته باشد. اساساً دایورجنس زمانی طی یک روند اصلاحی ایجاد می شود. هنگامی که در یک روند اصلاحی، نمودار قیمت نسبت به روند قبلی خود ضعف نشان دهد، نوع زمانی رخ خواهد داد.

به طورکلی برای داشتن معاملات موفق با استفاده از این نوع واگرایی، باید زمانی که قدرت خریداران زیاد است خرید خود را انجام دهیم و برعکس زمانی که قدرت فروشندگان زیاد است از خرید سهم اجتناب کرده و نسبت به فروش اقدام کنیم. دایورجنس زمانی خود به ۲ نوع زمانی معمولی و هوشمند تقسیم بندی می شود

  • دایورجنس زمانی معمولی (RTD)

به صورت کلی وقتی تعداد کندل های روند اصلاحی جدید بیشتر از تعداد کندل های روند اصلاحی قبلی باشد، این نوع دایورجنس در تحلیل تکنیکال به وجود می آید؛ به بیانی دیگر زمانی که نمودار قیمت بیش از سطح ۱۰۰ درصد فیبوناچی را اصلاح کند، این نوع واگرایی رخ می دهد.  از طرفی، وقوع Divergence زمانی معمولی، نشان دهنده قدرت زیاد خریداران و فروشندگان در یک روند اصلاحی است. همچنین با ترسیم فیبوناچی بازگشتی زمانی می توان دایورجنس زمانی معمولی را مشاهده کرد.

  • دایورجنس زمانی هوشمند (STD)

اساساً وقتی تعداد کندل های روند اصلاحی جدید کمتر از تعداد کندل های روند اصلاحی قبلی باشد، این نوع از واگرایی (دایورجنس زمانی هوشمند)در تحلیل تکنیکال رخ می دهد؛ به بیانی دیگر در دایورجنس زمانی هوشمند (STD)، روند اصلاحی قبلی در مدت زمان کوتاه تری طی شده است. از طرفی برای مشاهده این نوع از دایورجنس زمانی هوشمند، بایستی فیبوناچی بازگشتی زمانی را ترسیم کرد

تفاوت میان دایورجنس و تأییدیه

به طورکلی واگرایی وقتی رخ می دهد که قیمت و اندیکاتور به تریدر اطلاعات متفاوتی دهند، ولی تأییدیه وقتی است که اندیکاتور و روندهای قیمت (حتی چندین اندیکاتور مختلف)، اطلاعاتی مشابه را درباره قیمت یک دارایی و وضعیت بازار در اختیار تریدر قرار دهند.

اساساً در حالت ایده آل، تریدرها برای ورود به معاملات خود، به تأییدیه ها نیاز دارند؛ چراکه اگر قیمت ها به بالا حرکت کنند، تریدرها انتظار دارند اندیکاتور مورد استفاده آن ها نیز این مطلب را تأیید کند که روند صعودی قیمت کماکان ادامه خواهد داشت.

استفاده از واگرایی ها چه محدودیت های را به همراه خواهد داشت؟

همان طور که درباره کلیه ابزارهای رایج در تحلیل تکنیکال بازارهای مالی نیز صادق است، تریدرها و تحلیلگران باید از ترکیبی از اندیکاتورها و ابزارهای دیگر در تحلیل تکنیکال برای اخذ تأییدیه واگرایی استفاده کنند. درحقیقت دایورجنس در تمامی بازگشت های قیمتی رخ نمی دهد؛ از این رو تحلیلگران و تریدرها باید سایر روش های کنترل ریسک یا تحلیل بازار را نیز برای بررسی روندهای قیمتی و تخمین احتمال بازگشت قیمت استفاده کنند.

با این حال وقتی دایورجنس ها اتفاق می افتند، لزوماً به این معنا نخواهند بود که قیمت ها به زودی بازگشت را تجربه خواهند کرد. درحقیقت آنها می توانند برای مدت زمانی طولانی ادامه پیدا کنند؛ از این رو تنها اتکا به آن ها می تواند به ضرر و زیان زیادی برای تریدرها منجر شود؛ به ویژه وقتی قیمت به شکلی که پیش بینی شده باشد، عمل نکند.

استراتژی های رایج برای استفاده از دایورجنس

استراتژی های رایج برای استفاده از دایورجنس

در این بخش قصد داریم چند مورد از رایج ترین و محبوب ترین استراتژی هایی را که در استفاده از واگرایی به وسیله تریدرها استفاده می شود، عنوان کنیم.

استراتژی خرید به وسیله واگرایی معمولی مثبت (RD+)

استراتژی خرید با استفاده از نوع معمولی مثبت (RD+) در تحلیل تکنیکال بدین شکل است که ابتدا خط روند نزولی سهم ترسیم می شود. درحقیقت برای شناسایی نوع معمولی مثبت، باید صبر کنیم تا قیمت با یک کندل قدرتمند مثبت و با حجمی بالا که در دایورجنس رخ می دهد، خط روند ترسیم شده را به سوی بالا قطع کند.

از طرفی پس از بروز چنین موردی می توان نسبت به خرید آن سهم یا دارایی اقدام کرد. به طورکلی برای کسب سود از طریق این استراتژی، باید انواع مثبت را شناسایی و در روند صعودی دارایی مدنظر خود اقدام به خرید کرد. همچنین همواره باید این نکته را درباره این استراتژی مدنظر قرارداد که هر وقت قیمت خط روند ترسیم شده را به سمت پایین قطع کند، باید حد ضرر را فعال کرده و از دارایی خریداری شده خارج شویم.

استراتژی خرید به وسیله واگرایی مخفی مثبت (HD+)

استراتژی خرید به وسیله نوع مخفی مثبت (HD+) به این شکل است که باید قله تشکیل شده در دارایی مدنظر را به عنوان مقاومت در نظر گرفت. درواقع در این استراتژی، وقتی نمودار قیمتی به سمت بالا حرکت کرده و از قله عبور کند، باید اقدام به خرید کرد. همچنین در این استراتژی، بررسی دایورجنس های مثبت و شناسایی روند صعودی دارایی مدنظر، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

از طرفی در این استراتژی بهتر است تا حد ضرر را در حدود 2 تا 3 درصد زیرخط مقاومتی که قله را تشکیل داده است، قرار دهیم. نتیجه اینکه با عبور قیمت نهایی دارایی از 2 تا 3 درصد زیرخط مقاومت، باید اقدام به فروش دارایی کنیم. اساساً این استراتژی با استفاده از شناسایی دایورجنس و اندیکاتور RSI انجام می شود. درحقیقت طی این استراتژی، بعد از آنکه Divergence مشاهده شد، باید اندیکاتور RSI را بررسی کرده و اگر سطح 50 را به سمت بالا قطع کرده بود، اقدام به خرید کرد. همچنین باید دقت داشته باشیم که اگر  RSIسطح 50 را به سمت پایین قطع کند، باید حد ضرر را فعال کرده و اقدام به فروش کنیم.

استراتژی خروج به وسیله دایورجنس

برای خروج از سهم بهتر است از نوع واگرایی منفی در بورس استفاده نشود. برای خارج شدن از سهم باید استراتژی خاصی داشته باشیم؛ زیرا ممکن است در زمانی که حد ضرر را فعال می کنیم، دایورجنس موردنظر ما رخ ندهد. در استراتژی خروج از سهم با استفاده از دایورجنس در بورس بهتر است با استفاده از تکنیکال سود مورد انتظار را پیش بینی کرد.

روش دیگری که می توان استفاده کرد این است که سودی حدود 15 تا 20 بعد از ورود به سهم در نظر گرفته شود و در این هنگام زمانی که قیمت سهم به این هدف رسید، باید حد ضرر را فعال کرد و زمانی که قیمت سهم حدود 6 درصد زیر بیشترین قیمت پایانی نزول کرد از سهم خارج شد.

نکات اساسی درباره استفاده از واگرایی

  • این مفهوم می تواند میان روندهای قیمتی یک دارایی و تقریباً هر نوع اطلاعات تکنیکالی یا بنیادی آن دارایی اتفاق بیفتد. با این حال دایورجنس به طور معمول به وسیله تحلیلگران تکنیکال و زمانی که قیمت ها در مسیری عکس مسیر اندیکاتورهای تکنیکال حرکت می کند، استفاده می شود.
  • Divergence مفهومی نیست که بتوان تنها به آن اتکا کرد و باید در نظر داشت که این مفاهیم هیچ گونه سیگنال معاملاتی به ما نمی دهد. درحقیقت دایورجنس ها می توانند برای زمان زیادی، بدون رخ دادن هرگونه تغییر در روندهای قیمتی اتفاق بیفتند.
  • دایورجنس ها در تمامی بازگشت های قیمتی بزرگ رخ نمی دهد، بلکه تنها در برخی از آن ها رخ خواهد داد.
  • دایورجنس های مثبت بیانگر قابلیت شروع روندهای قیمتی به سطوح بالاتر در آینده ای نزدیک خواهد بود. درواقع این حالت وقتی اتفاق می افتد که قیمت در حال حرکت به سمت سطوحی پایین تر باشد، ولی اندیکاتور تکنیکال دائماً به سمت بالا حرکت کند.
  • دایورجنس منفی بیانگر افت قیمت در آینده است. درحقیقت Divergence منفی زمانی اتفاق می افتد که قیمت به سمت بالا حرکت کند، ولی اندیکاتور تکنیکال به صورت مداوم در حال افت باشد.
  • اگر Divergence روی سطوح حمایتی و مقاومتی قدرتمند ایجادشده یا نقاط بازگشتی روی سطوح معتبر فیبوناچی قرار بگیرند، تحلیل ما از اعتبار و دقت بیشتری برخوردار خواهد بود.
  • اگر Divergence را در زمان شکست خطوط حمایتی و مقاومتی مشاهده کنیم، احتمال اینکه شکست مدنظر ما نامعتبر بوده و سطوح شکست شده پس گرفته شوند، وجود خواهد داشت.
  • از آنجا که RD مربوط به تغییر روند و Hard Divergence نیز مربوط به اصلاح روند است، در زمان شکست خطوط روند، باید منتظر RD بوده و در زمان یک بازگشت قیمتی نیز منتظر HD باشیم.
  • اگر تعدادی از اسیلاتورها، دایورجنس را تأیید کنند، ولی تعدادی دیگر آن را تأیید نکنند، این موضوع نشان از قدرت کمتر آن دارد و در چنین شرایطی باید از اندیکاتور MACD برای تأیید آن استفاده کنیم.
  • اعتبار این سیگنال ها در نواحی اشباع یا سطوح کلیدی اندیکاتورها، بسیار بیشتر خواهد بود؛ برای مثال اگر در محدوده RSI  بالای 70، دایورجنس منفی باشد، احتمال ریزش قیمت بسیار بیشتر خواهد بود.
  • اگر تأیید Divergence به وسیله چندین اسیلاتور گوناگون انجام شود، اعتبار و قدرت آن به مراتب بیشتر خواهد بود.

سخن پایانی

برای تحلیلگران و تریدرهای بازارهای مالی، واگرایی یکی از مهم ترین ابزارها جهت تخمین روند یک دارایی خواهد بود. درحقیقت از دایورجنس برای تشخیص روندهای قیمتی دارایی های مختلف استفاده می شود. از طرفی، با وجود اینکه این مفهوم در خلاف جهت مسیر حرکت قیمتی یک دارایی رخ می دهد، می توان با استفاده از آن، اقدام به کسب سود کرد.

با این حال این ممکن است مسیر حرکتی آن دارایی کامل نشده و نتوان به طور صحیح Divergence را تشخیص داد؛ از این رو به هیچ وجه نباید مبنای خرید خود را تنها روی آن قرارداد و پیشنهاد می شود در کنار آن، از دیگر ابزارهای تحلیل تکنیکال نیز استفاده کرد.

اساساً پیشنهاد می شود از اندیکاتورهای MACD و RSI برای تشخیص دایورجنس ها استفاده کنید. درحقیقت اگر بخواهید از اندیکاتور RSI  برای تشخیص این سیگنال ها استفاده کنید، بایستی ترازهای زیر 30 و بالای 70 را بررسی کنید.

از طرفی برای استفاده صحیح از این مفهوم، پیشنهاد می شود از استراتژی های مشخصی استفاده کنید. چراکه با تکیه بر یک استراتژی مناسب می توان در بازارهای مالی به کسب سود رسید. با این حال اگر بخواهیم به طور خلاصه استراتژی های استفاده از دایورجنس را بیان کنیم، باید همواره موارد زیر را به خاطر داشته باشید:

  • در انتهای روند صعودی، در سقف های قیمتی باید انتظار ایجاد RD منفی و انتظار ریزش قیمتی را داشته باشیم.
  • در بخش میانی روندهای صعودی، باید در کف های قیمتی انتظار ایجاد HD مثبت و درنتیجه انتظار ادامه روند صعودی را داشته باشیم.
  • در انتهای یک روند نزولی، باید در کف های قیمتی انتظار ایجاد RD مثبت و انتظار رشد قیمتی را داشته باشیم.
  • در بخش میانی روندهای نزولی، باید در سقف های قیمتی انتظار ایجاد HD منفی و انتظار ادامه روندهای ریزشی را داشته باشیم.

پرسش های متداول

Divergence زمانی اتفاق می افتد که قیمت یک دارایی در نمودار قیمتی آن، برخلاف اندیکاتور عمل کند. درواقع دایورجنس می تواند بیانگر بازگشت یک دارایی از روند خود یا ادامه اصلاح روند پیشین خود باشد. همچنین دایورجنس ها می توانند مانند الگوهای بازگشتی عمل کنند یا اینکه مثل یک الگوی ادامه دهنده باشند.

به طورکلی دایورجنس ها پیش بینی های متفاوتی را درباره روندهای قیمتی انجام می دهند؛ از این رو انواع گوناگونی دارند که عبارت اند از دایورجنس معمولی منفی  (RD-)، دایورجنس معمولی مثبت  (RD+)، دایورجنس مخفی مثبت  (HD-)، دایورجنس مخفی منفی (HD-) و دایورجنس زمانی (Time Divergence).

اساساً این مشاهده نشان از تردید خریداران و فروشندگان در معاملات دارد. درواقع Divergence نشان دهنده ضعف معاملات است و به پیش بینی ادامه روندهای قیمتی یک دارایی کمک شایانی می کند؛ از این رو با یادگیری دایورجنس ها و انجام معاملات با تکیه بر شناسایی آن ها در نمودارهای قیمتی دارایی های گوناگون، می توان ریسک معاملاتی را به حداقل رساند و معاملاتی با سود بالاتر را تجربه کرد.

اساساً در TD، تضاد رفتاری میان قیمت و زمان است که مدنظر قرار داده می شود. درحقیقت Time Divergence درواقع ضعف قیمت در حرکت اصلاحی نسبت به حرکت قبلی خود را نشان می دهد.

در این نوع دایورجنس ، هیچ گونه میلی به چرخش در بازار وجود ندارد و پیش بینی بر این اساس است که روند پیشین ادامه پیدا کند.

ادامه مطلب
شاخص پوئل
شاخص پوئل (Puell Multiple) چیست و چه کاربردی دارد؟ 

از بهترین شاخص های فاندامنتال برای خریدهای بلندمدت می توان به شاخص پوئل یا همان PM اشاره کرد. این شاخص که از تقسیم ارزش صدور روزانه بیت کوین تولید شده، برحسب دلار بر میانگین متحرک ارزش صدور روزانه در 365 روز به دست می آید و بهترین زمان برای خرید بیت کوین را به ما نشان می دهد. به گفته لکس موسکوفسکی یکی از تحلیلگران برتر حوزه ارزهای دیجیتال، این شاخص بار دیگر به منطقه سبز وارد شده است. در این مقاله از سری مقالات آموزش ارز دیجیتال قصد داریم به معرفی و بررسی این شاخص بپردازیم؛ پس تا پایان با ما همراه باشید.

معرفی شاخص پوئل مولتیپل (Puell Multiple)

Puell Multiple که فردی به نام دیوید پوئل آن را ایجاد کرد، یک شاخص معروف بیت کوین است که تخمین می زند استخرهای استخراج در حال حاضر در مقایسه با میانگین تاریخی یک ساله چقدر سود دارند. ارزش این متریک با در نظر گرفتن نسبت بین ارزش روزانه یک سکه صادر شده و میانگین متحرک 365 روزه آن محاسبه می شود.

فرمول و نحوه محاسبه پوئل

اما شاخص پوئل چگونه محاسبه می شود؟ همان طور که در مقدمه نیز اشاره کردیم، شاخص PM که بهترین زمان خرید بیت کوین را به ما نشان می دهد به روش زیر محاسبه می شود. در این شاخص میزان ارزش روزانه بیت کوین های تازه استخراج شده برحسب دلار را بر ارزش صدور روزانه بیت کوین با میانگین متحرک 365 روز تقسیم و محاسبه می کنیم. با استفاده از این شاخص می توان به سطح فروشی که بیشترین سود را به ماینرها می رساند، پی برد. تعیین زمان، کمیت دوره ها و بازه های بازار بیت کوین از نظر فاندامنتال هدف اصلی این شاخص هستند.

فرمول شاخص PM به صورت زیر است:

شاخص پوئل

کاربرد پوئل

معیار Bitcoin’s Daily Issuance (میزان ارزش دلاری کوین های استخراج شده به صورت روزانه) که قادر به شناسایی پایین ترین نوسانات موجود در بازار براساس اوج های قبلی است، به تازگی مدنظر قرار گرفته است. منظور از این نوسانات، نوسانات مربوط به دو روند اصلی بازار یعنی همان بازار خرسی و بازار گاوی است که برای چند دوره کوتاه برقرار بوده است، اما کاربرد شاخص پوئل چیست؟ این شاخص ساده و خلاقانه که دیوید پوئل به منظور تنظیم میانگین متحرک سالانه ایجاد کرد، ابزاری قدرتمند، جدید و ایده آل برای سنجش بازه هایی سودآوری یا فروش اجباری است. مکانیسم اصلی این هم بستگی ها به واسطه سودآوری استخراج بیت کوین تعیین می شود. تاکنون نیز انتشار روزانه بیت کوین به صورت پاداش های بلوک که معادل صدور روزانه سکه با توجه به میانگین نظری 1800 بیت کوین است، کافی بوده و در اواسط سال 2020 به پایان رسیده است. هزینه معاملات جمع آوری شده توسط ماینرها در مقایسه با پاداش بلوک بسیار ناچیز خواهد بود و می توان آن را شامل کل درآمد روزانه ماینینگ دانست.

مزایا و معایب

اگرچه شاخص پی ام نشان می دهد استخرهای استخراج چه زمانی بیشترین سوددهی را دارند، میانگین های مختلفی که برای محاسبه این شاخص تاکنون استفاده شده است، اثبات می کند که استفاده از متریک، این معیار را به روش های مختلف منحرف کرده و بسیاری از افراد نیز از رسیدن به راستای مناسب در تمامی بخش ها ناکام مانده اند؛ بنابراین هرچند Puell Multiple در سیگنال خرید ارسال شده برای گاوهای بازار امیدوارکننده بوده است، در برخی موارد نیز استثنا وجود دارد و ممکن است دچار تغییر شود.

دیوید پوئل نیز درباره این شاخص بر هش ریت بیت کوین، نسبت به سیگنال خرید هشدار داده و گفته است که با توجه به سرکوب ماینرها در چین نرخ هش ریت در ماه های اخیر به شدت کاهش یافته و نباید از این قضیه غافل شد. درنتیجه طبق گفته او به دلیل اینکه هش ریت لیت کوین از قیمت آن پیروی می کند، معامله گران باید مراقب شرایط خاص و استثنایی نیز باشند؛ زیرا امکان صدور سیگنال خرید اشتباه نیز وجود دارد و ممکن است مدت زمان زیادی طول بکشد تا مجدد شاهد صعود دوباره بیت کوین باشیم.

نحوه استفاده از شاخص پوئل

شاخص پوئل

با استفاده از نمودارهای شاخص پوئل می توان به شناسایی دوره ها یا بازه هایی که ارزش روزانه بیت کوین نسبت به حالت نرمال بسیار کم یا زیاد است و این شاخص وارد جعبه قرمز یا سبز رنگ می شود (بالای عدد 8 یا زیر عدد 5/0 قرار می گیرد) پی برد. طبق این نمودار بازه هایی که بیت کوین وارد جعبه قرمز شود (بالای عدد 8)، ارزش روزانه بیت کوین افزایش و هنگامی که وارد جعبه سبز رنگ می شود (زیر عدد 5/0)، ارزش روزانه بیت کوین کاهش داشته است. همین امر تعیین کننده میزان بازدهی و سود سرمایه گذاران است و به آن ها نشان می دهد چه زمانی بیت کوین های موردنظر خود را خریداری کنند یا بفروشند.

سخن پایانی

در این مقاله به معرفی و کاربرد شاخص جدید و در عین حال کاربردی پائول پرداختیم. این شاخص که دیوید پائول آن را ایجاد کرده است، دوره ها و بازه های زمانی خاصی را که میزان ارزش بیت کوین استخراج شده کم یا زیاد و از حالت نرمال خارج می شود به ما نشان می دهد. با استفاده از شاخص پائول می توان به شناخت و درک این دوره ها و بازه ها رسید و بهترین زمان را برای خرید و فروش تخمین زد. این شاخص که به شاخص پی ام نیز شناخته می شود می تواند برای سرمایه گذاران استراتژیک بیت کوین بسیار مفید باشد.

سوالات متداول

از بهترین شاخص های فاندامنتال برای انجام خریدهای بلندمدت می توان به شاخص پوئل یا همان PM اشاره کرد. این شاخص که از تقسیم ارزش صدور روزانه بیت کوین تولید شده، برحسب دلار بر میانگین متحرک ارزش صدور روزانه در 365 روز به دست می آید و بهترین زمان برای خرید بیت کوین را به ما نشان می دهد.

با استفاده از نمودارهای این شاخص می توان به شناسایی دوره ها یا بازه هایی که ارزش روزانه بیت کوین در مقایسه با حالت نرمال بسیار کم یا زیاد است و این شاخص وارد جعبه قرمز یا سبز رنگ می شود (بالای عدد 8 یا زیر عدد 5/0 قرار می گیرد) پی برد.

ادامه مطلب
انواع نمودارهای تحلیل تکنیکال 
آموزش تریدینگ ویو و معرفی نمودارهای تحلیل تکنیکال 

معرفی نمودارهای تحلیل تکنیکال: مبتنی بر قیمت

در بحث نمودارهای تحلیل تکنیکال، نمودارهای مبتنی بر قیمت به واقع تداعی کننده نام خود هستند، زیرا صرفاً بر اساس نوسانات قیمتی تشکیل شده و فاکتورهای حجم و زمان را نادیده می گیرند. در پلتفرم تریدینگ ویو شما می توانید انواع نمودارهای مبتنی بر قیمت را در صفحه مانیتور خود مشاهده کنید. 

نمودار نقطه و شکل

این نمودار با درنظر گرفتن قیمت و بدون تأثیرپذیری از زمان مسیر حرکات قیمتی بازار را مشخص می کند. ستون X با افزایش و O بر اساس کاهش قیمت ترسیم می شود.

اگر هنگام کشیدن خط دکمه Shift را نگهدارید، خط مذکور با زاویه 45 درجه کامل رسم خواهد شد. این قابلیت به ویژه هنگام کار با نمودارهای نقطه و شکل بسیار مفید است. 

انواع نمودارهای تحلیل تکنیکال 

نمودار رنکو

این نمودار نیز صرفاً با درنظر گرفتن قیمت و بدون توجه به زمان یا حجم حرکات قیمت را به تصویر می کشد. نمودار رنکو بر اساس نوسانات قیمت تشکیل شده و همانند آجرهایی به نظر می رسد، که در ستون های مجاور روی هم چیده شده اند.

یک آجر جدید زمانی ایجاد می شود، که قیمت بتواند از آخرین مقدار سقف یا کف ثبت شده خود عبور کند. 

انواع نمودارهای تحلیل تکنیکال 

نمودار کاگی

نمودار کاگی مثل خطی پیوسته به نظر می رسد که جهت آن تغییر داشته و خط آن از نازک به پررنگ تغییر می کند. جهت این نمودار با تغییر قیمت بیش از مقدار قبلی تغییر کرده و وضعیت عرض خط نمودار (نازک یا پررنگ) زمانی دگرگون می شود، که آخرین قیمت ثبت شده بتواند از سطح افقی ماقبل خود عبور کند. 

انواع نمودارهای تحلیل تکنیکال 

نمودار شکست خط

این نمودار هم بدون درنظر گرفتن وضعیت زمان یا حجم صرفاً تحرکات قیمت را ترسیم می کند. این نوع نمودار مجموعه ای از مستطیل های عمودی را نشان می دهد، که بر اساس جزئیات تحرکات قیمتی در تایم فریم های مختلف ایجاد شده اند. 

انواع نمودارهای تحلیل تکنیکال 

نمودار هایکن آشی

هایکن آشی در ژاپنی به معنی «میله متوسط» تعبیر می شود. نقاط باز، بالاترین، پایین ترین و بسته شدن کندل های هایکن آشی شامل قیمت های واقعی نیستند. در واقع آن ها نتایج میانگین گیری از مقادیر مربوط به کندل قبلی هستند، که به حذف نوسانات تصادفی از نمودار قیمت کمک می کند. 

انواع نمودارهای تحلیل تکنیکال 

ادامه مطلب
معرفی بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال
معرفی بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال

موفقیت در بورس شانسی نیست بلکه باید سطح اطلاعات خود را افزایش دهید تا در این زمینه موفق شوید. کسب اطلاعات در این زمینه از روش های مختلفی مانند ثبت نام در کلاس های بورسی و … انجام می شود. یکی از بهترین روش ها برای علاقه مندان و افرادی که زمان و هزینه کافی برای ثبت نام در کلاس ها را ندارند، خواندن کتاب های تحلیل تکنیکال است.

بهترین کتاب ها در حوزه تحلیل تکنیکال

ما در این مقاله قصد داریم گزیده ای از بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال را که برای شما کاملا کاربردی هستند را معرفی کنیم.

۱- کتاب تحلیل تکنیکال در بازارهای سرمایه نوشته جان مورفی (J.Murphy)

Technical Analysis of the Financial Markets

معرفی بهترین کتاب های تحلیل تکنیکالگزینه اول، یکی از معروف ترین و کاربردی ترین کتاب های این حوزه است. اگر آشنایی اندکی با این حوزه داشته باشید قطعا با آقای جان مورفی و کتاب تحلیل تکنیکال بی نظیر ایشان آشنایی دارید.

به نظر خیلی از افراد موفق در بورس یکی از بهترین ترجمه های موجود در بازار که تحلیل تکنیکال را به طور کامل شرح داده کتاب تحلیل تکنیکال جان مورفی، به ترجمه ی کامیار فراهانی است.

جان مورفی چندین سال به عنوان تحلیل گر شبکه سی ان بی سی و مدیریت ارشد موسسه مریل لینچ امریکا و شرکت جی جی ام را بر عهده داشتند. و بیش تر از ۴۰ سال در مبحث تحلیل تکنیکال فعالیت دارد.

این کتاب، شامل ۱۸ فصل و دو پیوست است که به صورت جامع و کامل به بررسی اصول کلی تحلیل تکنیکال پرداخته است و با توجه به اصول ذکر شده و گستردگی و کامل بودن مطالب می توان این کتاب را به عنوان مرجعی کامل برای همه تحلیل گران در نظر گرفت.

به گفته جان مورفی، تحلیل تکنیکی ترکیبی از روش های مختلف تحلیل بازار است. روش وی به کار گرفتن چند تکنیک است. هر تکنیک در بازار خاص خود، کاربرد دارد. این روش ها هم پوشانی دارند و مجموعه آن ها به تحلیلگر کمک می کند. تحلیلگر مدام باید به دنبال سرنخ های حرکات بازار باشد. سرنخ نهایی به او کمک می کند تا جهت قیمت را بدرستی تعیین کند. مورفی در این کتاب، در خصوص روندها، سطوح حمایت و مقاومت، شکاف های قیمتی، الگوها، اسیلاتورها و رفتارهای درست معامله گران صحبت می کند. به عقیده وی نحوه عکس العمل بازار به اخبار بنیادی، می تواند یک نشانه تکنیکال خوب باشد. همچنین برخی حرکات غیر عادی در نمودارهای قیمتی می تواند هشداری در خصوص بنیاد سهم باشد. در نهایت وی کلید موفقیت هر معامله ای را صبر و نظم عنوان می کند.

۲- کتاب داینامیک تریدینگ نوشته رابرت ماینر (Robert Miner)

Dynamic Trading

معرفی بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال

یکی دیگر از بهترین کتاب های این بخش، داینامیک تریدینگ نوشته رابرت ماینر است.

رابرت ماینر از سال ۱۹۸۶ به تدریس استراتژی های معاملاتی کاربردی پرداخته است. وی ۱۱سال بعد به دلیل تحلیلش در مورد شاخص سهام و پیش بینی ها و استراتژی های معاملاتیش، معامله برگزیده سال را کسب نمود و موفق شد تا رتبه اول رقابت سالانه جام قهرمانی روبینز تریدینگ در بازار آتی را از آن خود کند.

این کتاب، در سال ۱۹۹۹ کتاب برگزیده سال در حوزه معامله در بازار سرمایه شد. نام کتاب دیگر رابرت ماینر “استراتژی های معاملاتی با بیشترین احتمال موفقیت” است. این کتاب یکی از پرفروش ترین کتاب های معاملاتی از سال ۲۰۰۸ تا به امروز بوده است.

او نرم افزاری هم تحت عنوان نرم افزار داینامیک تریدر رابرت ماینر، دارد. این نرم افزار، ویژگی ها و ابزارهایی را در اختیار معامله گر قرار می دهد که بی شک در هیچ برنامه مشابه دیگری یافت نخواهد شد.

تنها نرم افزاری که ابزارهای زمانی و قیمتی جامعی ارائه میدهد و معامله گر از این طریق میتواند نواحی قیمتی و زمانی با بیشترین احتمال وقوع تغیر روند را شناسایی نماید داینامیک تریدر است.

شما در این کتاب، با داینامیک تریدینگ آشنا می شوید. همچنین الگوی عملی امواج الیوت را فرا می گیرید. تحلیل قیمتی و زمانی داینامیک نیز از دیگر موضوعات این کتاب ارزشمند است. در نهایت استراتژی های کاربردی مورد بحث قرار می گیرد و اینکه چطور در دنیای واقعی از آن استفاده کنید.

۳- هارمونیک تریدینگ پیشرفته در بازارهای سرمایه نوشته علی محمدی

معرفی بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال

کتاب هارمونیک تریدینگ پیشرفته در بازارهای سرمایه از جدیدترین کتاب های الگوهای هارمونیک است که در آن مطالبی مانند بکارگیری پیشرفته فیبوناچی و الگوهای هارمونیک در تحلیل نمودارهای قیمت را مورد بررسی قرار می دهد و بی شک از از بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال فارسی است.

این کتاب از ۳ قسمت مختلف تشکیل شده که مولف در آن علاوه بر معرفی الگوهای هارمونیک جدید، فیبوناچی، ارتباط هارمونیک با امواج الیوت و نکات برجسته به شیوه های پیشرفته هارمونیک تریدینگ می پردازد.

این کتاب به بررسی مباحث هارمونیک تریدینگ، چنگال آندروز، تحلیل الیوت، ابزارهای تکنیکال و تحلیل زمانی می پردازد.

هارمونیک تریدینگ روشی است که در آن با استفاده از نسبت های فیبوناچی و الگوهای ویژه قیمت، به بررسی نواحی که احتمال بازگشت بازار در وجوددارد (PRZ)، می پردازد.

در روش هارمونیک تریدینگ فرض براین است که الگوها و سیکل های موجود دربازار مانند خیلی از الگوها و سیکل های حیات،خودشان را تکرار خواهد کرد.

۴- دوره نمودارهای شمعی نوشته استیو نیسون (Steve Nison)

The Candlestick Course

معرفی بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال

نمودارهای شمعی، بیش از ۲۰۰ سال پیش در ژاپن برای تحلیل قیمت برنج به کار گرفته می شدند. استیو نیسون Steve Nison معرفی کننده این تکنیک به جهان معاملاتی غرب بود. در حال حاضر، نمودارهای شمعی از جمله محبوب ترین نمودارها در بین معامله گران و سرمایه گذاران جدید بازار هستند. کتاب بررسی نمودارهای شمعی نوشته استیو نیسون، یکی از کامل ترین مرجع ها در خصوص کاربردهای عملی نمودارهای شمعی است. در این کتاب، نیسون الگوهایی را با پیچیدگی های مختلف به همراه مثال هایی عالی توضیح می دهد و درک خواننده از مطالب را با پرسش و پاسخ هایی کوتاه ارزیابی می کند.

این کتاب به زبانی ساده و واضح، دستورالعمل هایی تخصصی در مورد کاربردهای علمی نمودارهای شمعی ارائه می دهد که می تواند برای هر معامله گری با هر درجه از دانش و تجربه از بازار مفید واقع شود. این کتاب از ساده ترین مبانی الگوهای شمعی شروع می کند و تا پیچیده ترین مراحل تشخیص الگوها در این نمودارها پیش می رود. هر فصل حاوی اهداف و موضوعاتی مشخص، دستورالعمل هایی واضح و کاربردی و مثال های عملی است. علاوه بر این، هر فصل بخش پرسش و پاسخی دارد که خوانند می تواند میزان درک و یادگیری خود را از مفاهیم توضیح داده شده ارزیابی کند.

این کتاب در ایران ترجمه نشده است، اما کتاب دیگر استیو نیسون (چاپ ۲۰۰۱) تحت عنوان «الگوهای شمعی ژاپنی» در ایران توسط ک‍ام‍ی‍ار ف‍راه‍ان‍ی ف‍رد و رض‍ا ق‍اس‍م‍ی‍ان ل‍ن‍گ‍رودی ترجمه شده و نشر چالش آن را به چاپ رسانده است.

۵- راهنمای جامع قراردادهای آتی نوشته جک شوآگر (Jack D.Schwager)

A Complete Guide to the Futures Market: Technical Analysis,

Trading Systems, Fundamental Analysis, Options, Spreads, and Trading Principles

معرفی بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال

این کتاب منبع کامل و جامعی در مورد تحلیل و معامله گری در بازار قراردادهای آتی است. همان طور که در عنوان مفصل کتاب ذکر شده است، این کتاب طیف وسیعی از موضوعات را دربرمی گیرد.

خواندن راهنمای جامع بازار قراردادهای آتی: تحلیل تکنیکال، سیستم های معاملاتی، تحلیل فاندامنتال، قراردادهای اختیار، اِسپردها و اصول معاملاتی به هر معامله گر یا سرمایه گذاری که قصد دارد حضوری موفق در بازار قراردادهای آتی داشته باشد، توصیه می شود.

این کتاب به زبانی واضح و موجز، مبانی اصلی بازارهای آتی را همراه با جزئیات کلیدی و روش های پیش بینی آینده بازار توضیح می دهد و نگاهی به مفاهیم پیشرفته معاملاتی و کاربرد عملی این ایده ها در صدها مثال واقعی از بازار دارد.

جک شواگر در کتاب خود بسیاری از باورهای نادرست در مورد بازار را از مفاهیم واقعی متمایز می کند و دستورالعملی گام به گام برای توسعه و آزمایش ایده ها و سیستم های معاملاتی ارائه می دهد.

ورود به بازار معاملات آتی بدون درک دقیق از واقعیت ها و ظرایف این بازار، به منزله ازدست دادن پول و سرمایه است. این راهنمای کامل در مورد بازار قراردادهای آتی ابزارهای مناسب این بازار را در اختیار معامله گران و سرمایه گذاران با هر درجه از مهارت قرار می دهد تا در رسیدن به اهداف خود موفق تر باشند.

پیتر برنت، معامله گر برجسته بازار، در خصوص این کتاب می گوید: “کتاب «راهنمای جامع بازار قراردادهای آتی» به سرعت تبدیل به کتابی مهم و کلیدی در مورد بازار قراردادهای آتی خواهد شد و تا سال ها در جایگاه مرجع اصلی برای معامله گری در این بازار خواهد ایستاد”.

این کتاب محدوده وسیعی از بازار قراردادهای آتی از تحلیل تکنیکال و فاندامنتال تا معاملات سیستماتیک و قراردادهای اختیار معامله را دربرمی گیرد و هر معامله گرِ بازار قراردادهای آتی باید آن را بخواند.ترجمه ای از این کتاب در بازار ایران وجود ندارد.

۶- دایره المعارف الگوهای نموداری نوشته توماس بولکوفسکی  (Thomas N. Bulkowski)

Encyclopedia Of Chart Patterns

معرفی بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال

در ویرایش اخیر این کتاب که برای اولین بار در سال ۲۰۰۷ انتشار یافت، الگوهای جدید بازارهای نزولی و صعودی گنجانده شده اند. بولکوفسکی در کتاب دایره المعارف الگوهای نموداری، حدود ۵۳ الگوی نموداری و ۹ الگوی مختلف دیگر را که بر اساس اتفاقات بازار ایجاد می شوند، بررسی کرده است.

با خواندن این کتاب، می توانید الگوی هر نمودار را به راحتی تشخیص بدهید و بر اساس آن صحیح ترین تصمیم معاملاتی را اتخاذ کنید. بولکوفسکی در این کتاب علاوه بر تعریف و چگونگی شناخت الگو در نمودارهای مختلف، نحوه استفاده از آنها و روش های معامله گری را نیز با استفاده از آماری واقعی، قابل اعتماد و شفاف توضیح داده است.

دایره المعارف الگوهای نموداری می تواند به شما کمک کند تا زمان کمتری صرف شناسایی الگوهای نمودارها کنید و احتمال خرید نزدیک به کف و فروش نزدیک به سقف قیمت را افزایش دهید.

لری ویلیامز (Larry Williams)، معامله گر برجسته و نویسنده کتاب های محبوب آموزش معامله گری در مورد این نوشته بولکوفسکی می نویسد:

“این کتاب کامل ترین مرجع و منبع برای الگوهای نموداری است و مسائل و نکاتی را پوشش می دهد که پیش از این کمتر به آنها توجه می شد. بولکوفسکی در مورد خوب یا بد بودن الگوها، داده هایی مشخص ارائه می دهد. خواندن این کتاب را به هر فردی توصیه می کنم که تا به حال به نموداری نگاه کرده و متوجه آنچه اتفاق می افتد، نشده است.”

مهدی میرزایی و پوریا تیرگر این کتاب را تحت عنوان «دایره المعارف الگوهای نموداری» در ایران ترجمه کرده اند و نشر آراد کتاب آن را به انتشار رسانده است.

۷- دایر المعارف اندیکاتورهای بازار تکنیکال نوشته رابرت کولبی (Robert Colby)

The Encyclopedia Of Technical Market Indicators

معرفی بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال

بازارهای مالی دائماً در حال تغییر هستند و بر اساس این تغییرات، اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال نیز به روزرسانی می شوند. این کتاب را می توان یکی از منابع اصلی یادگیری و بررسی اندیکاتورها دانست.

این دایره المعارف، فهرستی الفبایی از به روزترین و مهم ترین اندیکاتورها ارائه می دهد و با گذشت ۱۸ سال از انتشار، هنوز برای گنجاندن اندیکاتورهای نوین معاملاتی به روزرسانی می شود.

همچنین این کتاب، حاوی مفاهیم و تعاریف اندیکاتورها، فلسفه زیربنایی آنها و مهم تر از همه، دستورالعمل هایی ساده و قابل فهم برای استفاده از این اندیکاتورها در معاملات روزانه است.

کولبی محققی مستقل در بازارهای مالی است که با سرمایه گذاران حقیقی و سازمانی بسیاری مشورت کرده و سخنرانی های برجسته ای در زمینه چشم اندازهای سرمایه گذاری در سرتاسر جهان ارائه کرده است.این کتاب هنوز در ایران ترجمه و منتشر نشده است.

۸- مبانی تحلیل تکنیکال نوشته جک شوآگر (Jack D.Schwager)

Getting Started in Technical Analysis

معرفی بهترین کتاب های تحلیل تکنیکال

جک شواگر یکی از شناخته شده ترین افرادی است که مفاهیم تحلیل تکنیکال را به ساده ترین و قابل درک ترین شیوه ممکن برای سرمایه گذاران تازه کار بیان می کند.

در این کتاب، جک شواگر، مسائل و مفاهیمی از جمله روندها، دامنه معاملاتی، الگوهای نمودارها، حد سود و ض