Lines_Background
وبینار آموزش ترید از صفرِ صفر رایگان شد!
00روز
00ساعت
00دقیقه
00ثانیه
ثبت‌نام رایگان
لوگو خانه سرمایهآموزش ترید از صفر صفر

اندیکاتور ترند

elliot-waves-explanation
امواج الیوت (Elliott Waves) به ساده...

نمودارهای قیمتی در بازارهای مالی، نوساناتی را ثبت می کنند که در نگاه اول بسیار مبهم هستند، اما شخصی به نام رالف نیلسون الیوت معتقد بود افت و خیزهای نمودارهای قیمتی نظم دارند و براساس الگوهای منظم خود پیش می روند. البته این نظریه موافق و مخالفانی دارد. درحقیقت مخالفان این نظریه اصل عدم قطعیت در بازارهای مالی را برای رد این نظریه عنوان می کنند؛ با این حال نظریه امواج الیوت تا به امروز طرفداران زیادی داشته و دارد و هنوز هم تحلیلگران بسیاری با کمک آن در بازار فعالیت می کنند و به سود می رسند. در این مقاله قصد داریم این امواج و موارد پیرامون آن از جمله تاریخچه نظریه آن را بررسی کنیم.

الیوت و تاریخچه نظریه ی آن

در سال 1930 نلسون الیوت نمودارهای قیمتی دارایی های مختلف را در بازه 75 سال بررسی کرد و به نتایجی از رفتار معامله گران دست یافت. براساس این نظریه بازار چرخه های حرکتی دارد که همواره در حال تکرار هستند. البته این نظم تنها مختص بازارهای مالی و نمودارهای قیمتی نیست و با نگاهی به برگ ها، دانه های برف و بسیاری از دیگر اجزا در طبیعت مشاهده خواهیم کرد اجزای طبیعت درون خود واحدهای کوچک تری دارند که کلی منسجم را به شکل خود، اما در مقیاس بزرگ تشکیل می دهند.

رالف نیلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott) در سال 1946 در کتابی به نام «قانون طبیعت، راز هستی» نظریه موج یا الیوت را منتشر کرد که البته توجه زیادی به آن نشد. انتشار کتابی با عنوان نظریه تکمیلی موج الیوت (Elliott Wave Supplement) از همیلتون بولتون سبب شد بار دیگر الیوت و نظریه اش در اذهان زنده شوند. انتشار این کتاب پنج سال پس از فوت رالف نیلسون یعنی در سال 1953 اتفاق افتاد. پس از گذشت 25 سال دو شخص دیگر (فروست و رابرت پریچتر) کتاب شناخته شده نظریه موج الیوت را منتشر کردند و با این کار استفاده از این نظریه و روش تحلیل در میان فعالان بازارهای مالی رایج شد.

رالف نیلسون با ارائه نظریه خود مدعی شد رفتارهای قیمتی در نمودارهای قیمتی متأثر از احساسات و حالات روانی تریدرهاست که همواره تکرار می شوند. در توضیح این جمله می توان به خرید و فروش هیجانی در برخی از زمان ها اشاره کرد که تریدرها به دلیل طمع برای کسب سود بیشتر یا ترس از ضرر سبب تغییر روند می شوند.

تاریخچه امواج الیوت

آیا امواج الیوت بدون خطاست؟

شاید بتوان با اطمینان گفت نه امواج الیوت و نه هیچ ابزار و روش تحلیل بدون خطا نیست. همان طور که پیش از این نیز اشاره کردیم، زمانی که الیوت نظریه امواج را مطرح کرد عده ای با او مخالفت کردند و معتقد بودند عدم قطعیت در بازار می تواند نظریه امواج الیوت را رد کند.

اما نظریه امواج الیوت مدعی نبود که امواج همیشه به همان شکل تکرار می شوند، بلکه او معتقد بود می توان در کنار دیگر روش های تحلیلی از این اصل نیز کمک گرفت و به نتایج بهتری رسید؛ البته برخی از تریدرها و تحلیلگران امروزه ممکن است تنها از الیوت برای تحلیل های خود استفاده کنند.

خطای امواج الیوت

تفسیر روش موج شماری الیوت

اگر به نمودارهای قیمتی در بازارهای مالی مختلف نگاه کرده باشید احتمالاً متوجه شده اید هر روند صعودی درون خود دارای اصلاح های قیمتی است. در این روندهای اصلی که متشکل از چندین موج هستند، حرکت هایی که هم جهت روند اصلی هستند با عنوان موج های جنبشی شناخته می شوند؛ درحالی که موج های اصلاحی در خلاف روند اصلی تشکیل می شوند.

البته فراموش نکنید همین اصول درباره روندهای نزولی نیز برقرار است؛ به عبارت دیگر زمانی که روند اصلی نزولی باشد، 5 موج نزولی و هم راستا با روند اصلی هستند؛ درحالی که 3 موج در این میان برخلاف روند اصلی جریان داشته و روند صعودی دارند. با بررسی روند صعودی مشاهده می کنید 5 موج جنبشی و 3 موج اصلاحی درون آن شکل گرفته است؛ البته براساس نظریه الیوت همین نگاه را می توان در هریک از موج های ایجادشده در روند نیز مشاهده کرد.

قاعده کلی

همان طور که پیش از این نیز اشاره کرده بودیم هیچ روند و حرکتی در بازارهای مالی به صورت کاملاً صعودی یا نزولی نیست و در مسیر خود ریزموج هایی را برخلاف جهت اصلی خود طی می کند. اگر به تصویر زیر دقت کنید روندی صعودی را می بینید که اصلاح قیمت را نیز تجربه کرده است. اما اگر کمی دقیق تر به روند نگاه کنیم و جزئیات آن را مدنظر قرار دهیم متوجه خواهیم شد موج جنبشی که در اینجا صعودی است از 5 ریزموج تشکیل شده که با اعداد 1 تا 5 در تصویر مشخص شده است. این حرکات قیمتی که در نمودارها شاهد آن ها هستیم تحت تأثیر شرایط روانی تریدرها و تحلیلگران شکل می گیرد.

اما در موج اصلاحی نیز شاهد سه ریزموج هستیم که با حروف انگلیسی A، B و C نشان داده شده اند. به طورکلی موج جنبشی با ریزموج هایی با عنوان A، B، C، D، E یا اعداد 1 تا 5 علامت گذاری می شوند. در موج اصلاحی نیز معمولاً از حروف A، B، C و یا حروف W، X و Y برای علامت گذاری امواج استفاده می شود.

امواج محرک و اصلاحی در تئوری امواج الیوت

درجه بندی امواج الیوت

در بخش تاریخچه نظریه الیوت به این موضوع اشاره کردیم که در نمودارهای قیمتی یک سری سیکل همواره در حال تکرار هستند. در اینجا بهتر است با مفهومی با نام Fractal آشنا شوید. فراکتال یک شکل هندسی است که هر جزء کوچک آن می تواند به عنوان کل نیز در نظر گرفته شود.

برای مثال اگر یک دانه برف را در نظر بگیرید و آن را زیر ذره بین بگذارید می توانید مشاهده کنید اجزای ریز تشکیل دهنده یک دانه برف خود نیز به شکل یک دانه برف اما در سایز کوچک هستند. حال اگر بخواهیم فراکتال را در بحث نظریه امواج الیوت نیز ترکیب کنیم می توان گفت هرکدام از موج های جنبشی 1 تا 5، در دل خود امواج 1 تا 5 را دارند.

برای درک این مطلب موج یک جنبشی را در یک نمودار قیمتی در نظر بگیرید و تایم فریم نمودار قیمتی را پایین تر ببرید؛ برای مثال اگر در حال بررسی یک نمودار قیمتی در تایم فریم 4 ساعته هستید و موج یک جنبشی را در آن تشخیص داده اید حالا همان محدوده از نمودار قیمتی را در تایم فریم کوچک تر مثلاً 30 دقیقه ای بررسی کنید. با این کار در همین ریزموج می توانید امواج 1 تا 5 را مشاهده کنید.

نمودا امواج

شناسایی روندهای رمزنگاری در امواج الیوت

کاربران و فعالان بازارهای مالی انسان ها هستند که در شرایط مختلف و بنا بر احساس خود تصمیم گیری کرده و معاملات خرید و فروش را باز کرده یا می بندند. اشتراکات بسیار زیادی در میان تمام بازارهای مالی سنتی و مدرن وجود دارد.

برای مثال تمام این بازارها نمودارهای قیمتی برای دارایی های قابل معامله خود دارند که به تریدر و تحلیلگر کمک می کنند براساس آن نمودار قیمتی که درواقع رفتار و روانشناسی فعالان بازار را نشان می دهد، تصمیم بگیرند.

دارایی های قابل معامله در بازار رمزارزها همچون بیت کوین و اتریوم نیز نمودارهای قیمتی دارند که می توان از امواج الیوت برای پیش بینی روند و قیمت آینده رمزارز استفاده کرد.

نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که با وجود اینکه بازار رمزارزها بازاری بین المللی است، گاهی حجم معاملات برخی رمزارزها به قدری کم است که امکان استفاده از ابزارهای تحلیلی برای آن ها وجود ندارد؛ به عبارت دقیق تر می توان گفت سیگنال های صادرشده از ابزارهای تحلیلی همچون امواج الیوت روی نمودارهای قیمتی رمزارزهای با حجم معامله کم و یا تاریخچه کوتاه چندان مطمئن نیستند.

به طورکلی امواج الیوت از 8 موج تشکیل شده اند که به صورت 3-5 در نمودارهای قیمتی دارایی های مختلف در بازارهای مالی دیده می شود. اولین الگو که از 5 ریزموج تشکیل می شود امواج محرک هستند و الگوی 3 موجی آخر ریزموج های اصلاحی دارد. در الگوی امواج محرک که 5 ریزموج دارد، ریزموج های 1، 3 و 5 محرک یا ایمپالس هستند؛ به این معنا که جهت حرکت آن ها هم سو با روند کلی نمودار قیمتی است، اما ریزموج های 2 و 4 اصلاحی هستند و جهت روند آن ها مخالف روند اصلی نمودار قیمتی است.

نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که هم امواج محرک (5-3-1) و هم امواج اصلاحی (4-2) در امواج اولیه (امواج شماره 1 تا 5) هستند و ربطی به امواج A، B و C ندارند.

همان طور که در تصویر زیر مشاهده می کنید، اگر روند اصلی را صعودی در نظر بگیریم، امواج 1، 3 و 5 هم راستا با روند اصلی نمودار قیمتی و صعودی هستند (این امواج با رنگ آبی در تصویر مشخص شده اند) و امواج 2 و 4 که با رنگ سبز مشخص شده اند مخالف جهت روند اصلی نمودار قیمتی در حرکت هستند و به عنوان امواج اصلاحی شناخته می شوند.

امواج اصلاحی

  • امواج اصلاحی

برای توصیف امواج اصلاحی باید به سه ریزموج بعد از ریزموج های 1 تا 5 توجه کنید. جهت کلی این سه ریزموج در خلاف جهت روند اصلی نمودار قیمتی است؛ برای مثال اگر نمودار قیمتی جفت ارز EUR/USD صعودی باشد، امواج محرک که امواج 1، 3 و 5 در حرکت اولیه هستند هم جهت نمودار قیمتی است.

درحالی که امواج 2 و 4 در خلاف جهت نمودار قیمتی در حرکت هستند، در ریزموج های A، B و C حرکت اصلی در خلاف جهت نمودار قیمتی است؛ به این ترتیب که امواج A و C در مخالف جهت نمودار اصلی قیمت هستند؛ بنابراین اگر روند اصلی نمودار قیمتی صعودی باشد، امواج A و C نزولی هستند، اما ریزموج B هم راستای حرکت اصلی نمودار قیمتی است.

امواج هم راستای نمودار قیمتی: امواج 1، 3 و 5 در Impulsive Move و ریزموج B در Corrective Move

امواج مخالف جهت نمودار قیمتی: امواج 2 و 4 در Impulsive move و ریزموج های A و C در Corrective Move

روندها و تثبیت در تئوری امواج الیوت

اگر با نمودارهای قیمتی در بازارهای مالی مختلف آشنا باشید می دانید حتی روندهای صعودی پرقدرت نمی توانند به صورت یکنواخت و بدون استراحت به مسیر صعودی خود ادامه دهند. توقف ها یا به عبارت دقیق تر اصلاحاتی که در روند پیش رونده صعودی تشکیل می شوند به عنوان تثبیت شناخته می شوند.

امواج محرک در امواج الیوت با اعداد 1 تا 5 یا اعداد رومی (i، ii، iii، iv و v) نشان داده می شوند. همان طور که پیش از این نیز اشاره کردیم، در یک روند صعودی ریزموج های 1، 3 و 5 هم سو با روند اصلی صعودی خواهند بود؛ درحالی که ریزموج های 2 و 4 در خلاف جهت روند اصلی و نزولی خواهند بود که با عنوان تثبیت نیز شناخته می شوند.

روندها در امواج الوت

امواج اصلاحی در الیوت

پیش از این نیز اشاره کردیم که در یک روند صعودی شاهد 5 زیرموج جنبشی و سه ریزموج اصلاحی هستیم. در این بخش قصد داریم امواج اصلاحی را بررسی کنیم. این امواج ممکن است به صورت ساده یا ترکیبی شکل بگیرند.

تشخیص امواج اصلاحی به دلیل فرم های متفاوتی که ممکن است شکل دهند کار ساده ای نیست. در فرم موج اصلاحی ساده می بینیم ریزموج های ABC به شکل زیگزاگ شکل های بی قاعده ای را تشکیل می دهند که اصول خاصی ندارند.

ساختار اصلاحی زیگزاگ

یکی از فرم های رایج در ساختار اصلاحی زیگزاگ این است که موج ها برخلاف روند اصلی یعنی A و C از 5 ریزموج تشکیل می شوند؛ درحالی که موج B که هم جهت روند اصلی است از سه ریزموج تشکیل شده است. توجه داشته باشید ما در حال بررسی موج اصلاحی در یک روند صعودی اصلی هستیم؛ پس A و C خلاف جهت روند اصلی و B هم جهت روند اصلی است. همان طور که در تصویر می بینید، ریزموج B (نارنجی رنگ) در موج اصلاحی روند اصلی و هم جهت روند اصلی و صعودی است.

روند امواج اصلاحی

اما همان طور که گفتیم تشخیص امواج اصلاحی همیشه ساده نیست؛ زیرا فرم های تشکیل آن متفاوت هستند و گاهی تشخیص آغاز موج اصلاحی از پایان موج جنبشی نیز مسئله ای پیچیده است؛ برای مثال ممکن است گاهی در موج اصلاحی شاهد باشیم که ریزموج B از آخرین ریزموج جنبشی بالاتر برود و این تصور پیش آید که B موج جنبشی است؛ درحالی که اشتباه است.

تشخیص امواج اصلاحی

نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که موج اصلاحی همیشه روند نزولی ندارد، بلکه گاهی به صورت هموار و افقی شکل می گیرد. این نوع موج اصلاحی با عنوان موج اصلاحی Flat شناخته می شود.

موج اصلاحی فلت

علاوه بر الگوهای Flat و Irregular که از الگوهای اصلاحی ساده هستند، یک فرم دیگر از الگوهای ساده با نام الگوی مثلثی نیز وجود دارد که برای تشکیل آن باید سقف ها کوتاه تر و کف ها بلندتر شوند. با اتصال سقف ها و کف ها شاهد تشکیل یک مثلث خواهیم بود.

توضیحات تکمیلی امواج الیوت

امواج اصلاحی پیچیده

تشخیص و بررسی امواج اصلاحی ساده بسیار آسان تر از تشخیص امواج اصلاحی پیچیده است. درحقیقت معامله گران و عملکرد آن ها رفتار قیمتی دارایی را تعیین می کند و بارها شاهد آن بوده ایم؛ به ویژه در شرایطی که یک روند قیمتی نزولی برای بازه بلندمدت به طول انجامیده، امواج اصلاحی الیوت به صورت کمتر شناخته شده تشکیل شده اند. در این امواج اصلاحی پیچیده دو موج اصلاحی ساده به علاوه یک موج X در میان دو موج اصلاحی ساده، موج اصلاحی پیچیده را شکل می دهند.

دلیل تشکیل امواج اصلاحی پیچیده و ظاهر متفاوت تری که دارند (که همین تشخیص آن را پیچیده کرده است) این است که رفتار معامله گران در برخی شرایط تغییر می کند (مثلاً در روندهای نزولی بلندمدت) و همین عامل سبب می شود موج اصلاحی نه به شکل ساده بلکه به شکل پیچیده تشکیل شود.

ساختار ترکیب دوگانه اصلاح زیگزاگ

همان طور که در تصویر زیر می بینید، در ساختار موج اصلاحی پیچیده زیگزاگ، ابتدا یک موج اصلاحی ساده زیگزاگ تشکیل می شود، پس از آن موج X و سپس باز هم شاهد یک موج اصلاحی زیگزاگ دیگر خواهیم بود که مجموعه این سه موج اصلاحی، موج اصلاحی پیچیده زیگزاگ را تشکیل می دهند.

البته در فرم های دیگر این ساختار پیچیده ممکن است موج زیگراگ ظاهر شود و در دنباله آن امواج X و سپس موج فلت را ببینیم. در ساختار دیگر ممکن است موج زیگزاگ، X و سپس موج Triangle و در ساختار دیگر ممکن است ابتدا موج زیگزاگ سپس X و پس از آن Irregular را ببینیم.

ساختار ترکیب دوگانه اصلاح زیگزاگ

ساختار ترکیب دوگانه اصلاح فلت

  • فلت – X – فلت
  • فلت – X – زیگزاگ
  • فلت – X – Triangle
  • فلت – X – Irregular

ساختار ترکیب دوگانه اصلاح ایرگولار

  • Irregular – X – Irregular
  • Irregular – X – فلت
  • Irregular – X – زیگزاگ
  • Irregular – X – Triangle

ساختار ترکیب سه گانه اصلاح زیگزاگ

  • زیگزاگ – X – زیگزاگ – X – زیگزاگ
  • زیگزاگ – X – فلت – X – Triangle
  • زیگزاگ – X – Irregular – X – فلت
  • زیگزاگ – X – Irregular – X – Triangle

ساختار ترکیب سه گانه اصلاح فلت

  • فلت – X – فلت – X – فلت
  • فلت – X – زیگزاگ – X – Triangle
  • فلت – X – زیگزاگ – X – Irregular
  • فلت – X – Irregular – X – زیگزاگ

ساختار ترکیب سه گانه اصلاح ایرگولار

  • Irregular – X – Irregular – X – Irregular
  • Irregular – X – فلت – X – Triangle
  • Irregular – X – فلت – X – زیگزاگ
  • Irregular – X – زیگزاگ – X – Triangle

نسبت های فیبوناچی در امواج الیوت

یکی از ابزارهایی که الیوت برای تنظیم امواج و پیش بینی محل برگشت قیمت استفاده از نسبت های فیبوناچی استفاده کرد این ابزار بوده است. نسبت های فیبوناچی در یک روند معنا پیدا می کنند. درحقیقت شما با استفاده از نسبت های فیبوناچی می توانید میزان اصلاح را در یک روند صعودی پیش بینی کنید.

از نظر الیوت نسبت های 38.2، 50، 61.8، 100، 161.8، 200 و 238.1 درصد، در امواجی که معرفی کرد بیشترین اهمیت را دارند. البته احتمال برگشت قیمت هرکدام از این نسبت ها در موج های مختلف متفاوت است. در ادامه برخی از این نسبت ها را در موج های مختلف بیان خواهیم کرد.

  • بسیار دیده شده است نسبت 61.8 در موج دوم بسیار معتبر بوده است؛ به عبارت دیگر پس از اصلاح 61.8 درصد از موج صعودی اول، شاهد آغاز صعود دوم خواهیم بود.
  • پس از اتمام صعود موج سوم، احتمالاً موج چهارم 38.2 درصد از صعود انجام شده را اصلاح خواهد کرد.
  • صعود انجام شده از ابتدای موج اول تا انتهای موج سوم را در نظر بگیرید. موج پنجم معمولاً 38.2 یا 61.8 درصد صعود انجام شده از مسیر گفته شده را باز خواهد گشت.

نسبت های فیبوناچی

نسبت های فیبوناچی الیوت برای موج 2

  • با استفاده از فیبوناچی ریترسمنت یا اصلاحی، موج دوم در بیشتر مواقع به میزان 61.8 یا 78.6 اصلاح کرده و پس از آن موج سوم که صعودی است آغاز خواهد شد.
  • با کمک فیبوناچی اکستنشن یا انبساطی معمولاً شاهد برگشت موج B از نسبت های 127 یا 161 خواهیم بود.
  • موج دوم هیچ گاه بیش از مسیر طی شده موج یک را بازگشت نخواهد کرد؛ به عبارت دیگر هیچ گاه بیشتر از نسبت 100 در موج دوم دیده نمی شود.

نسبت های فیبوناچی الیوت برای موج 3

  • به کمک فیبوناچی پروجکشن روی موج 1 می توان انتهای موج 3 را پیش بینی کرد.
  • همچنین اگر از فیبوناچی اکستنشن روی موج 2 استفاده کنید معمولاً انتهای موج 3 روی نسبت های 261 یا 361 تلاقی خواهد داشت.

نکات مهم برای موج 4

  • اگر فیبوناچی پروجکشن را روی موج 1 ترسیم کنید. انتهای موج چهارم احتمالاً با نسبت های 161 و یا 261 فیبوناچی پروجکشن هم سطح است.
  • اگر فیبوناچی اکستنشن را روی موج 2 ترسیم کنید انتهای موج چهارم با نسبت 261 یا 361 فیبوناچی برابر خواهد بود.
  • اصلاح موج چهارم ممکن است از نوع پیچیده و یا Flat باشد. در صورتی که اصلاح از نوع Flat باشد این موج در مدت زمان نسبتاً طولانی تشکیل خواهد شد.
  • اگر روند اصلی صعودی باشد، موج 4 نزولی خواهد بود. در چنین شرایطی میزان افت و اصلاح موج 4 باید حداقل به اندازه 6 درصد موج شماره 3 باشد که البته در بیشتر مواقع میزان این اصلاح به 38.2 الی 50 درصد موج شماره 3 می رسد.

نسبت های فیبوناچی الیوت برای موج 5

  • اگر فیبوناچی اکستنشن را روی موج شماره 4 ترسیم کنید، انتهای موج 5 را روی نسبت های 127 یا 161 نشان می دهد.
  • اگر فیبوناچی پروجکشن را روی موج شماره 1 ترسیم کنید احتمالاً انتهای موج 5 روی نسبت های 100 یا 161 درصد قرار می گیرد.
  • امکان دارد در انتهای موج 5 شاهد تشکیل الگوی پروانه (Butterfly) باشیم.
  • طول موج 5 برابر یا بزرگ تر از موج 1 است.
  • احتمال اینکه موج 5 به سطوح بالاتری نسبت به موج 3 نرسد وجود دارد. همچنین این موج ممکن است به شکل شکسته ظاهر شود.
  • موج 5 درون خود 5 ریزموج دیگر دارد.
  • درصورت ترسیم فیبوناچی پروجکشن روی امواج 1 تا 3، انتهای حرکت (انتهای موج 5) روی نسبت های 2.38 و یا 8.61 قرار می گیرد.

نسبت های فیبوناچی امواج اصلاحی موج A

  • اگر فیبوناچی اکستنشن را روی موج 4 ترسیم کنید، انتهای موج A اصلاحی را روی نسبت های 127 یا 161 نشان خواهد داد.
  • اگر فیبوناچی پروجکشن را روی موج 1 ترسیم کنید، نسبت های 100 یا 161 این فیبوناچی انتهای موج A را نشان می دهد.
  • موج A ممکن است 3 یا 5 ریزموج داشته باشد.
  • احتمال تشکیل الگوی پروانه در این موج وجود دارد.

نسبت های فیبوناچی امواج اصلاحی موج  B

  • اگر فیبوناچی ریترسمنت را روی موج A ترسیم کنید، نسبت های 61.8 یا 78.6 انتهای موج B را نشان می دهند.
  • اگر از فیبوناچی ریترسمنت روی موج A استفاده کنید، نسبت های 161 یا 127 انتهای موج B را نشان می دهد.

نسبت های فیبوناچی امواج اصلاحی موج  C

  • با ترسیم فیبوناچی ریترسمنت روی موج 1، انتهای موج C با نسبت های 61.8 یا 78.6 تلاقی خواهد کرد.
  • اگر فیبوناچی اکستنشن را روی موج B ترسیم کنید، انتهای موج C روی نسبت های 161 یا 262 موج B قرار می گیرد.
  • اگر فیبوناچی پروجکشن را روی موج A ترسیم کنید، انتهای موج C روی نسبت های 100 یا 161 فیبوناچی قرار می گیرد.

نکات مهم نسبت های فیبوناچی

ترکیب امواج الیوت با اندیکاتورهای تکنیکال

هرچند برخی تحلیلگران تکنیکال تنها از امواج الیوت برای شناسایی روند و آینده قیمتی دارایی های مختلف استفاده می کنند، می توان این ابزار قدرتمند را با دیگر ابزارهای تحلیلی همچون اندیکاتورها ترکیب کرد و برای سیگنال ها صادرشده به کمک امواج الیوت تأییدیه گرفت.

موج الیوت و سطوح بازیابی فیبوناچی

ابزارهای مختلف در تحلیل تکنیکال قرار است به شما کمک کنند که سطوح حمایت و مقاومت و به عبارت دقیق تر نقاط مناسب برای ورود و خروج از معاملات را نشان دهند. امواج الیوت که شامل 5 موج محرک و 3 موج اصلاحی هستند نیز با تغییر روند مشخص می شوند.

به عبارت دیگر پس از پایان موج یک (صعودی) موج 2 که نزولی است شروع می شود؛ بنابراین تشخیص آغاز و پایان صعود و اصلاح در موج های مختلف همان چیزی است که امواج الیوت را تشکیل می دهد. از طرف دیگر سطوح بازیابی فیبوناچی نیز همین کار را انجام می دهند و می توان برای یافتن انتهای موج از این نسبت ها استفاده کرد. پیش از این نسبت های فیبوناچی در امواج الیوت را بیان کردیم، ابزار فیبوناچی در انواع مختلف وجود دارد.

اوسیلاتور امواج الیوت

برای آنکه بتوانید این امواج را روی نمودار قیمتی دارایی های موردنظر خود تشخیص دهید، علاوه بر آموزش کامل و دقیق امواج باید تمرین کافی نیز داشته باشید. اوسیلاتور امواج الیوت (Elliott Waves Oscillator / EWO) به افرادی که هنوز نمی توانند این امواج را به راحتی روی نمودار قیمتی تشخیص دهند کمک می کند فازهای مختلف امواج را پیدا کنند.

در این اوسیلاتور 4 رنگ وجود دارند که البته کاربران می توانند بنا به سلیقه خود رنگ ها را تغییر دهند، اما به صورت پیش فرض دو رنگ برای حالت مثبت و دو رنگ برای حالت منفی وجود دارد.

  • زمانی که نمودار اوسیلاتور از سمت منفی به مثبت حرکت کند، رنگ میله ها به آبی تیره نشان داده خواهند شد.
  • زمانی که نمودار از فاز مثبت که در آن قرار دارد به سمت خط مبنا یا صفر حرکت کند، رنگ میله ها به آبی روشن تغییر خواهد کرد.
  • زمانی که اوسیلاتور به فاز منفی وارد می شود، رنگ میله های آن به نارنجی تغییر می کند.
  • اگر به سمت صفر یا خط مبنا حرکت کند، میله ها به رنگ زرد درمی آیند.

تحلیلگرانی که به دنبال سیگنال های دقیق تری از این اوسیلاتور باشند، آن را به تنهایی استفاده نمی کنند و از دیگر ابزار همچون اندیکاتور RSI، MFI و… نیز کمک می گیرند.

کاربرد امواج الیوت در بورس چیست؟

این امواج نیز مانند دیگر ابزارهای تحلیلی به تحلیلگران و معامله گران کمک می کند آینده قیمتی دارایی ها و شاخص را براساس رفتارهایی که دائماً از سوی تریدرها سر می زند، پیش بینی کنند. درحقیقت معامله گران معمولاً در هر شرایط خاصی رفتار گذشته خود را تکرار می کنند.

همین عامل سبب شده است الگوها و امواج الیوت به قدری در نمودارهای قیمتی متداول شوند که تحلیلگران بتوانند برای پیش بینی آینده روند بازار بورس یا نمادها دارایی های مختلف همچون طلا از این امواج شناخته شده استفاده کنند و براساس این امواج معاملات خرید یا فروش خود را در زمان مناسب انجام دهند. در ادامه کاربردهای امواج الیوت در بورس را خواهیم آورد:

  • اگر قصد خرید سهام یک شرکت را دارید که قیمت آن تأثیر کمتری از عوامل اقتصادی می گیرد، می توانید از امواج الیوت و نقاط ورود و خروجی که این امواج ارائه می دهند استفاده کنید.
  • بازارگردان ها در بازار بورس تهران نقش زیادی دارند که البته تمام نمادهای معاملاتی بازارگردان فعالی ندارند. در صورتی که نماد معاملاتی که قصد دارید معامله کنید بازارگردان فعالی دارد، استفاده از این امواج به شما کمک خواهد کرد به نتیجه دقیق تری برسید؛ چراکه بازارگردان حرکت قیمتی سهم را کنترل کرده و معمولاً در چنین نمادهایی رفتارها متعارف تر هستند.
  • از آنجا که امواج الیوت ابزار تحلیلی نسبتاً پیچیده ای است و برای کسانی که به آن مسلط باشند بسیار کاربردی است، توصیه می شود در صورتی که قصد خرید یک یا چند نماد معاملاتی را در تعداد بالا داشته باشید، در تحلیل خود و برای پیدا کردن نقاط ورود و خروج از امواج مذکور استفاده کنید.
  • اگر قصد دارید برای تحلیل و انجام معاملات خود در بازار بورس ایران، تایم فریم های روزانه یا هفتگی را انتخاب کنید می توانید از امواج الیوت در تحلیل خود استفاده کنید.

کاربرد الیوت در بورس

از امواج الیوت برای تحلیل قیمت بازار استفاده کنیم یا نه؟

جواب این سؤال برای همه فعالان بازارهای مالی مشابه نیست. به طورکلی هر ابزار تحلیلی قرار است به تریدر کمک کند نقطه ورود و خروج از بازار را پیدا کند. از طرف دیگر امواج الیوت یکی از دقیق ترین و کامل ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال است که می تواند نقاط ورود و خروج را به خوبی تشخیص دهد.

نکته ای که وجود دارد این است که صرف یادگیری چند الگو از یک دوره آموزشی نباید فکر کنید توانایی استفاده از این امواج برای پیدا کردن نقاط ورود و خروج را دارید. شما باید امواج را به خوبی بشناسید، تمرین کافی داشته باشید و مطمئن شوید می توانید به صورت کاربردی و در بازار زنده از آن استفاده کنید.

چراکه یادگیری یک مطلب و استفاده از آن دو مفهوم کاملاً متفاوت هستند و شما پس از طی فرایند یادگیری باید بتوانید به صورت کاربردی از این قوانین استفاده کنید. اگر به این سطح از دانش برسید قطعاً امواج الیوت کمک بسیار بزرگی به شما خواهد کرد که سود خوبی را از بازار کسب کنید.

اما در صورتی که شما کاربری تازه کار در بازارهای مالی هستید، توصیه می شود از ابزارهای ساده تر تحلیل تکنیکال برای پیدا کردن نقاط ورود و خروج استفاده کنید.

سخن پایانی

اگر با تحلیل تکنیکال آشنا باشید حتماً می دانید ابزارهای مختلفی برای تحلیل تکنیکال وجود دارد که هر تحلیلگری ممکن است تنها از برخی آن ها استفاده کند. در بیشتر مواقع تحلیلگران برای تحلیل دقیق به چندین ابزار نیاز دارند، اما برخی معتقدند استفاده از امواج الیوت تحلیلگر را از هر ابزار دیگر برای دریافت سیگنال های دقیق بی نیاز می کند.

هرچند یادگیری این امواج و قوانین حاکم بر آن کار چندان ساده ای نیست، می توان اطمینان داشت با فراگیری آن شما به عنوان یک تریدر، سیگنال های قوی را دریافت خواهید کرد. در این مقاله سعی کردیم امواج الیوت و نکات و مطالب پیرامون آن را توضیح دهیم.

سوالات متداول

رالف نیلسون الیوت این امواج را در کتابی به نام «قانون طبیعت، راز هستی» منتشر و به جهان معرفی کرد.

براساس این نظریه، در یک حرکت صعودی شاهد موج جنبشی و موج اصلاحی هستیم. در موج جنبشی 5 ریزموج وجود دارند و در موج اصلاحی سه ریزموج. از 5 ریزموج جنبشی سه عدد از آن ها هم سو با حرکت اصلی روند و 2 عدد از آن ها در خلاف جهت روند اصلی هستند. در موج اصلاحی دو ریزموج خلاف جهت روند اصلی روند هستند و یک ریزموج هم سوی روند در حرکت است.

با اینکه دقت تحلیل به کمک این امواج بالاست، نمی توان گفت تمام سیگنال های صادرشده توسط این امواج درست هستند.

خیر، تریدرها و تحلیلگرانی که در کار خود حرفه ای هستند و تجربه و دانش کافی در این زمینه دارند می توانند از این ابزار کاربردی استفاده کنند، اما افرادی که به تازگی با این امواج آشنا شده اند ممکن است به دلیل کم بودن دانش و تجربه نتوانند سیگنال های درستی را از آن دریافت کنند.

ادامه مطلب
ابر ایچیموکو چیست؟
ابر ایچیموکو (Ichimoku Cloud) چیست و...

برای سرمایه گذاری در بازار کریپتوکارنسی باید با بسیاری از اصطلاحات و تکنیک های سرمایه گذاری در این بازار و بازارهای دیگر آشنا باشیم. آشنایی با علم تحلیل تکنیکال یکی از موارد مهم در بازار ارزهای دیجیتال است. در این مقاله از سری مقالات آموزشی ارز دیجیتال، شما را با یکی از کاربردی ترین ابزارهای مورد استفاده از تحلیل تکنیکال به نام ابر ایچیموکو آشنا کنیم؛ پس تا پایان مطلب با ما همراه باشید.

ابر ایچیموکو چیست؟ (Ichimoku Cloud)

Ichimoku Cloud مجموعه ای از شاخص های فنی است که سطوح حمایت و مقاومت و همچنین حرکت و جهت روند را نشان می دهد. این کار با گرفتن میانگین های متعدد و رسم آن ها روی نمودار انجام می شود. همچنین از این ارقام برای محاسبه یک «ابر» استفاده می کند که پیش بینی می کند قیمت ممکن است در آینده حمایت یا مقاومت پیدا کند. ابر ایچیموکو را Goichi Hosoda، روزنامه نگار ژاپنی توسعه داد و در اواخر دهه 1960 منتشر شد. ایچیموکو نقاط داده ای بیشتری در مقایسه با نمودار شمعی استاندارد ارائه می دهد؛ درحالی که در نگاه اول پیچیده به نظر می رسد. کسانی که با نحوه خواندن نمودارها آشنا هستند، اغلب درک آن را با سیگنال های معاملاتی کاملاً تعریف شده آسان می دانند.

ابر ایچیموکو چیست؟

اندیکاتور ایچیموکو چیست؟

اندیکاتور ایچیموکو را می توان یکی از قوی ترین سیستم های معاملاتی امروزی دانست که مانند کندل استیک ها توسط ژاپنی ها ایجاد شده است. این اندیکاتور می تواند در انواع بازارهای مالی مانند سهام، کالا، ارزها، اوراق قرضه و… استفاده شود. در ژاپنی معنای کلمه ایچیموکو «تعادل در یک نگاه است» و عملکردهای بسیار خوبی را در بازه های زمانی مختلف از هفتگی تا یک دقیقه ای ارائه می دهد. ابر ایچیموکو مهم ترین بخش این اندیکاتور است و معامله گر می تواند به کمک آن در لحظه متوجه صعودی یا نزولی بودن روند شود.

نحوه کار ایچیموکو (Ichimoku Cloud)

  • ابر ایچیموکو از پنج خط یا محاسبات تشکیل شده است که دو مورد آن ها شامل یک ابر است که در آن تفاوت بین دو خط در سایه است.
  • این خطوط شامل میانگین 9 دوره (خط تغییر روند یا تنکان سن)، میانگین 26 دوره (خط استاندارد یا کیجون سن)، میانگین خط روند و خط استاندارد (خط پیش رو یا سنکو اسپن آ) میانگین 52 دوره (خط پیش رو یا سنکو اسپن بی) و خط قیمت پایانی در 26 دوره گذشته (خط تأخیر یا چیکو اسپن) است.
  • ابر، بخش کلیدی نشانگر است. وقتی قیمت زیر ابر است، روند نزولی و زمانی که قیمت بالاتر از ابر است، روند صعودی خواهد بود.
  • سیگنال های روند بالا درصورتی تقویت می شوند که ابر در همان جهت قیمت حرکت کند؛ برای مثال، در طول یک روند صعودی، بالای ابر به سمت بالا حرکت می کند، یا در طول یک روند نزولی، پایین ابر در حال حرکت به پایین است.

اجزای ایچیموکو

ایچیموکو ۵ خط دارد که 2 خط آن، ابر ایچیموکو (Ichimoku Cloud) را تشکیل می دهند. این خطوط عبارت اند از:

– تنکانسن

– کیجونسن

– سنکو A

– سنکو B

– چیکو

در ادامه به تعریف و ارائه فرمول هرکدام از این اجزا می پردازیم:

  • تنکانسن

تنکانسن یا خط تبدیل (Conversion Line) به کمک میانگین بیشترین قیمت بالا و کمترین قیمت پایین، در ۹ دوره قبلی محاسبه می شود.

  • کیجونسن

کیجونسن یا خط پایه (Base Line) از محاسبه میانگین بیشترین قیمت بالا و کمترین قیمت پایین در ۲۶ دوره قبل حاصل می شود. همانند تنکانسن این خط می تواند هر چارچوب زمانی را در برگیرد.

  • سنکو A

به میانگین دو بخش تنکان و کیجون، سنکو A می گویند. این خط در اندیکاتور ایچیموکو، ۲۶ روز آتی را پیش بینی می کند.

  • سنکو  B

به میانگین بیشترین نقطه بالا و کمترین نقطه پایین در ۵۲ روز گذشته سنکو B می گویند. با استفاده از این خط می توان ۲۶ روز آینده را پیش بینی کرد.

  • ابرکومو

کومو را می توان مهم ترین بخش ساختار ایچیموکو دانست. نام دیگر کومو ابر است. کومو یا ابر به فضای بین ۲ خط سنکو گفته می شود. A و سنکو  B

  •  چیکو

چیکو در زبان ژاپنی به معنای دره کم عمق و به زبان ساده، خطی است که قیمت فعلی را با قیمت ۲۶ روز قبل بررسی و مقایسه می کند.

فرمول های محاسباتی اجزای ایچیموکو

ابر ایچیموکو چیست؟

PH= بالای دوره

PL=پایین دوره

CL=خط تبدیل

در پاسخ به این پرسش که آیا لازم است خودمان محاسبات ایچیموکو را انجام دهیم، باید گفت خیر!

نیازی به انجام این محاسبات طولانی نیست، بلکه کافی است در پلت فرم تحلیلی مانند شکل زیر اندیکاتور ایچیموکو را انتخاب کنید تا محاسبات روی نمودار نمایش داده شود.

ابر ایچیموکو چیست؟

نحوه محاسبه ابر ایچیموکو

PH و PL بالاترین و پایین ترین قیمت هایی هستند که در طول دوره مشاهده شده اند؛ مانند بالاترین و پایین ترین قیمت هایی که در 9 روز گذشته درباره خط تبدیل مشاهده شده است. افزودن شاخص Ichimoku Cloud به نمودار شما محاسبات را برای شما انجام می دهد، اما اگر می خواهید آن را دستی محاسبه کنید، باید مراحل زیر را طی کنید:

  • خط تبدیل و خط پایه را محاسبه کنید.
  • فاصله پیش رو A را براساس محاسبات قبلی حساب کنید. پس از محاسبه، این نقطه داده در 26 دوره در آینده رسم می شود.
  • فاصله پیش رو B را محاسبه کنید. این نقطه داده را 26 دوره در آینده رسم کنید.
  • برای فاصله زمانی تأخیر، قیمت پایانی را 26 دوره در گذشته در نمودار رسم کنید.
  • اختلاف بین فاصله پیش رو A و دهانه پیش رو B را رنگ آمیزی کنید تا شکل محدوده ابری بگیرد.
  • هنگامی که فاصله پیش رو A بالاتر از دهانه پیش رو B است، ابر را سبز رنگ کنید. وقتی دهانه پیش رو A زیر دهانه پیش رو B است، ابر را قرمز کنید.

مراحل بالا یک نقطه داده ایجاد می کند. برای ایجاد خطوط، با پایان یافتن هر دوره، دوباره مراحل را طی کنید تا نقاط داده جدیدی برای آن دوره ایجاد کنید. نقاط داده را به یکدیگر متصل کنید تا خطوط و ظاهر ابری ایجاد شود.

نحوه تحلیل و سیگنال گیری از اجزای ایچیموکو

اگر قیمت بالای خط تنکانسن قرار گیرد، خط تنکانسن به عنوان حمایت عمل خواهد کرد. همچنین اگر قیمت در پایین خط تنکانسن قرار بگیرد، خط تنکانسن به عنوان مقاومت عمل خواهد کرد.

سیگنال گیری از کیجونسن

اگر قیمت بالای خط کیجونسن قرار بگیرد، خط کیجونسن به عنوان حمایت عمل می کند. همچنین اگر قیمت در پایین خط تنکانسن قرار بگیرد، خط تنکانسن به عنوان مقاومت عمل می کند.

سیگنال گیری از ابر ایچیموکو

اگر قیمت بالای ابر کومو قرار بگیرد، ابرکومو نقش حمایت را دارد و روند صعودی است. همچنین اگر قیمت پایین ابرکومو قرار بگیرد، ابرکومو در نقش مقاومت ظاهر می شود. گفتنی است اگر قیمت در درون ابرکومو باشد، روند خاصی وجود ندارد و بهتر است که داخل ابرکومو نظاره گر بازار باشیم.

ضخامت ابرکومو

میزان اهمیت و قدرت حمایت یا مقاومت ابرکومو به ضخامت ابرکومو بستگی دارد

سیگنال گیری از چیکو

اگر چیکو بالای نمودار قیمت قرار بگیرد، نشان دهنده روند صعودی است. همچنین اگر چیکو پایین نمودار قیمت قرار بگیرد، نشان دهنده روند نزولی است.

سیگنال گیری از کراس اجزای ایچیموکو

هرگاه تنکانسن در حال رشد و بالارفتن از کیجونسن رد شود، می توان انتظار روند صعودی از قیمت داشت و هرگاه تنکانسن به سمت پایین کیجونسن را قطع کند، در این صورت می توان از قیمت انتظار روند نزولی داشت.

تبصره ها

در کراس صعودی

اگر این قطع شدن در بالای ابرکومو اتفاق افتد، آن را یک سیگنال صعودی قوی به حساب می آوریم. اگر این قطع شدن در پایین ابرکومو رخ دهد، به عنوان یک سیگنال صعودی ضعیف در نظر گرفته می شود. همچنین اگر قطع شدن مذکور در میانه ابرکومو رخ دهد، آن را سیگنال صعودی خنثی به حساب می آوریم. در کراس نزولی روند معکوس حالات بیان شده در بالا صادق است.

ابر ایچیموکو به شما چه می گوید؟

  • شاخص فنی اطلاعات مربوط را در یک نگاه با استفاده از میانگین ها نشان می دهد.
  • زمانی که قیمت در فضای ابری قرار دارد، روند کلی صعودی است، زمانی که قیمت در زیر فضای ابری قرار دارد، نزولی است.
  • هنگامی که فاصله پیش رو A بالا می رود و بالاتر از دهانه پیش رو B است، این به تأیید روند صعودی کمک می کند و فضای بین خطوط معمولاً سبز رنگ است.
  • زمانی که فاصله پیش رو A در حال سقوط و پایین تر از فاصله پیش رو B است، این به تأیید روند نزولی کمک می کند. فضای بین خطوط معمولاً در این مورد قرمزرنگ است.
  • معامله گران بیشتر موارد از ابر ایچیموکو به عنوان ناحیه حمایت و مقاومت با توجه به موقعیت نسبی قیمت استفاده می کنند.
  • ابر، سطوح پشتیبانی/ مقاومت را فراهم می کند که می تواند در آینده پیش بینی شود. این امر، Ichimoku Cloud را از بسیاری از شاخص های فنی دیگر که تنها سطوح پشتیبانی و مقاومت را برای تاریخ و زمان فعلی ارائه می دهند، متمایز می کند.

تفاوت بین ابر ایچیموکو و میانگین متحرک

درحالی که Ichimoku Cloud از میانگین ها استفاده می کند، آن ها با میانگین متحرک معمولی متفاوت هستند. میانگین های متحرک ساده قیمت های پایانی را می گیرند، آن ها را جمع کرده و کل آن را بر تعداد قیمت های بسته شدن تقسیم می کنند. در میانگین متحرک 10 دوره ای، قیمت های پایانی 10 دوره آخر اضافه و سپس بر 10 تقسیم می شود تا میانگین به دست آید.

تفاوت در محاسبات ابر ایچیموکو

اساس محاسبه آن ها بر پایه قیمت بالا و پایین یک دوره است که تقسیم بر 2 می شوند؛ درنتیجه حتی اگر تعداد دوره های یکسانی استفاده شود، میانگین های ایچیموکو با میانگین های سنتی متفاوت خواهد بود، اما به طورکلی هیچ شاخصی از شاخص دیگر برتری ندارد و تنها هرکدام اطلاعات مختلف را به روش های مختلف ارائه می دهند.

محدودیت های استفاده از ابر ایچیموکو

  • نشانگر می تواند نمودار را با تمام خطوط شلوغ نشان دهد. برای رفع این مشکل، بیشتر نرم افزارهای نموداری اجازه می دهند خطوط خاصی پنهان شوند؛ برای مثال تمام خطوط را می توان پنهان کرد، جز Leading Span A و Leading Span B که ابر را ایجاد می کنند. هر معامله گر باید روی این موضوع تمرکز کند که کدام خطوط بیشترین اطلاعات را ارائه می دهد. سپس اگر همه خطوط سبب حواس پرتی می شود، می تواند آن ها را پنهان کند.
  • یکی دیگر از محدودیت های ابر ایچیموکو این است که براساس داده های تاریخی است. باید توجه داش که دو مورد از این نقاط داده در آینده ترسیم می شوند، اما هیچ چیزی در فرمول وجود ندارد که ذاتاً پیش بینی کننده باشد. میانگین ها به سادگی در آینده ترسیم می شوند.
  • اندیکاتور ایچیموکو همچنین می تواند برای مدت طولانی به دلیل بالاتر یا پایین تررفتن زیاد قیمت کارایی درستی را ارائه ندهد. در مواقعی مانند این، خط تبدیل، خط پایه و کراس اوورهای آن ها اهمیت بیشتری پیدا می کنند؛ زیرا معمولاً به قیمت نزدیک تر می شوند.

مزایا و معایب شاخص ایچیموکو

ابر ایچیموکو چیست؟

با ابر ایچیموکو و فرمول های مربوط به آن آشنا شدیم. استفاده و کاربرد آن را دانستیم و تفاوت این شاخص با میانگین متحرک را دریافتیم. حال نوبت به بررسی مزایا و معایب شاخص کومو است. حال پس از معرفی و بررسی ابر ایچیموکو، آشنایی با کاربردهای آن و تفاوت اندیکاتور آن با میانگین متحرک، به مزایا و معایب آن می پردازیم:

مزایا

  1. قابل استفاده در بازه های زمانی 20 تا 50 روزه
  2. نشان دادن نقاط حمایت و مقاومت در تمامی بازه های زمانی
  3. نشان دادن نقاط مقاومت و حمایت به صورت دامنه ابری نه یک خط
  4. از آنجا که هرچقدر میزان ابر پهن تر باشد نوسانات و خطرات بازار بیش تر است، بنابراین با استفاده از ایچیموکو می توان میزان نوسان بازار را نیز مشاهده کرد.

معایب

  1. وجود 5 خط بر روی نمودار آن سبب ایجاد شلوغی، پیچیده تر شدن کارها، بهم خوردن تمرکز معامله گر و در پی آن بالا رفتن خطا می شود.
  2. نیاز به استفاده از نرم افزارهایی که امکان مخفی کردن خطوط نمودار را برای ما فراهم کند.
  3. عدم وجود فرمول یا شاخصی مشخص برای تشخیص نقاط قیمتی یا میانگین متحرک آینده
  4. نشان دادن میانگین متحرک آینده تنها با دو خط
  5. عدم امکان استفاده از شاخص ایچیموکو در روندهای طولانی مدت به دلیل پایین آمدن دقت کار و عدم توانایی در پیش بینی دقیق دامنه قیمتی

اعداد مهم در ایچیموکو

اعداد اصلی که برای محاسبه ابر ایچیموکو استفاده می شوند، 9، 26 و 25 هستند. افراد بسیاری دلیل استفاده گوئیچی از این اعداد را برای محاسبه شاخص ایچیموکو دنبال می کنند، اما درواقع مسئله مهم این است که این اعداد بسیار دقیق عمل می کنند و با وجود اینکه افراد زیادی به کمک آزمون و خطا به دنبال تجربه های جدیدی هستند، هنوز نتوانسته اند اعدادی به دقیقی اعداد معرفی شده توسط گوئیچی بیایند که در چارچوب های زمانی مختلف خود را اثبات کرده باشند. از دیگر ویژگی های بارز شاخص ایچیموکو می توان به این مقوله اشاره کرد که بدون نیاز به اسیلاتورها و اندیکاتورهای دیگر، برای تحلیل کافی هستند؛ با وجود این هنوز برخی تحلیلگران با این طرز فکر که هر سیستمی خطاهای خود را دارد، در کنار ایچیموکو از سایر اندیکارتورها نیز استفاده می کنند.

تأثیر قیمت گذشته و آینده در سیستم ایچیموکو

از دیگر ویژگی های منحصربه فرد ابر ایچیموکو می توان به تکنیک معامله گری پرایس اکشن اشاره کرد. به گفته گوئیچی پرایس اکشن فعلی ایچیموکو بر حرکت قیمت در آینده تأثیرگذار است. همچنین عرضه و تقاضی فعلی، خطوط حمایت و مقاومت در آن را ایجاد خواهد کرد. این سیستم به گونه ای طراحی شده که 26 دوره از زمان خود جلوتر است؛ درحالی که شاخص های دیگر این ویژگی را ندارند. بی شک همان طور که قیمت های زمان فعلی بر قیمت های آینده اثر گذارند، قیمت های گذشته نیز بر قیمت زمان حال تأثیرگذار هستند. نشان دادن قیمت های 26 دوره قبل نیز از دیگر قابلیت های مهم در سیستم ایچیموکو است.

سخن آخر

در این مقاله، به معرفی و بررسی ابر ایچیموکو پرداختیم که گویچی هوسادا، بیش از 30 سال برای ایجاد سیستم آن وقت گذاشته است. امروزه میلیون ها معامله گر در سراسر جهان از این شاخص برای تحلیل های خود استفاده می کنند. به کمک ایچیموکو می توان روند بازار، مسیر حرکت بازار، خطوط پیش رو، تشخیص سطوح مقاومتی و حمایتی و… را بررسی کرد. همچنین با وجود اینکه به دلیل نشان دادن خطوط های بسیار روی نمودار و شلوغی بیش ازحد آن، ممکن است پیچیده به نظر برسد، به دلیل دخالت نکردن و وابسته نبودن به ذهن انسان مانند سایر روش های تحلیل، در تحلیل ها، محاسبه اندیکاتور ایچیموکو دقیق تر است.

از آنجا که این نمودار اطلاعات بسیاری را در اختیار تحلیلگران قرار می دهد، ممکن است برای افراد آماتور بسیار گیج کننده باشد؛ بنابراین به این افراد توصیه می شود به جای استفاده از ایچیموکو در ابتدا کار خود را با شاخص های پایه ای تر آغاز کنند. در پایان باید گفت با وجود اینکه چالش های بسیاری درباره تنظیمات ایچیموکو وجود دارد، استراتژی آن نسبتاً ساده و آسان است و برای مشاهده میزان دقیق بودن آن و همچنین کم کردن خظاهای معامله بهتر است در ترکیب با سایر روش ها استفاده شود.

سوالات متداول

Ichimoku Cloud مجموعه ای از شاخص های فنی است که سطوح حمایت و مقاومت و همچنین حرکت و جهت روند را نشان می دهد. این کار با گرفتن میانگین های متعدد و رسم آن ها روی نمودار انجام می شود. ابر ایچیموکو را گویچی هوسودا، روزنامه نگار ژاپنی توسعه یافت و در اواخر دهه 1960 منتشر شد.

Ichimoku Cloud نوعی نمودار است که در تحلیل تکنیکال برای نمایش حمایت و مقاومت، حرکت و روند در یک نما استفاده می شود. TenkanSen و KijunSen مشابه میانگین های متحرک هستند و در رابطه با یکدیگر تحلیل می شوند.

ادامه مطلب
اسیلاتور چیست؟ و چه تفاوت‌هایی با اندیکاتور دارد؟
اسیلاتور چیست و چه تفاوتی با...

سادگی فهم قواعد تحلیل نموداری و دسترسی آسان به داده‎های قیمتی بازارهای مالی سبب شده است، که بخش عمده ای از معامله گران برای تحلیل بازار و اتخاذ تصمیمات معاملاتی به تحلیل تکنیکال روی آورند. در میان ابزار تحلیل نموداری، اندیکاتورها به دلیل سهولت کاربری، زیبایی بصری و امکان تحلیل سریع نمودار، از محبوبیت و اهمیت ویژه ای برخوردارند. در واقع زمانی که روش تحلیل یا استراتژی معاملاتی بسیاری از معامله گران بازار سهام، طلا، ارز یا حتی کالا را بررسی کنیم، در اغلب اوقات ردپای اندیکاتورها را مشاهده خواهیم نمود. در این مطلب قصد داریم، تا ضمن آشنایی با یکی از مهم ترین انواع اندیکاتورها تحت عنوان «اسیلاتور»، به شرح کاربردها و تفاوت های آن با سایر اندیکاتورها بپردازیم.

اسیلاتور یا نوسان ساز چیست؟

اسیلاتور چیست؟ و چه تفاوت هایی با اندیکاتور دارد؟

تمرکز ما در این مطلب روی دومین گروه از اندیکاتورها یعنی اسیلاتور است، که در میان تحلیل گران تکنیکال ایرانی با نام های نوسان ساز یا نوسانگر نیز شناخته می شود. اسیلاتور یک ابزار تحلیل فنی است؛ که از قرار گرفتن یک یا چند شاخص نموداری (حاصل فرمولاسیون داده های قیمتی) در یک محدوده نوسانی دارای حد بالایی و پایینی مشخص تشکیل شده و با بررسی نوسانات شاخص های مذکور، شرایط هیجانی بازار و مومنتوم قیمت را ارزیابی نموده و نتیجه نهایی را در قالب یک عدد یا نشانه نموداری در اختیار معامله گر قرار می دهد. اسیلاتورها معمولاً به دو شیوه تقاطع با خط مرکزی یا نوسان بین سطوح مرزی (نواحی اشباع خرید و فروش) مورد استفاده قرار می گیرند. در نظر داشته باشید؛ که این ابزار برای معامله گران با افق زمانی سرمایه گذاری کوتاه مدت و در مواقع بازار خنثی (فاقد روند مشخص)، عملکرد مناسب تری دارد.

اندیکاتور چیست؟

اسیلاتور چیست؟ و چه تفاوت هایی با اندیکاتور دارد؟

اندیکاتور یک تابع ریاضی است، که داده های قیمت و حجم معاملات یک دارایی (سهام، ارز، طلا، کالا و شاخص ) را بر اساس فرمول های مشخصی پردازش کرده و خروجی این محاسبات را در قالب اشکال گرافیکی نموداری نمایش می دهد. اندیکاتور نیز مشابه سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال از اطلاعات گذشته قیمتی استفاده نموده و داده های پایه محاسباتی آن شامل قیمت بازشدن (Open)، بیشترین (High)، کمترین (Low)، بسته شدن (Close) و حجم معاملات (روزانه یا هر تایم فریم دیگر) است. این ابزار معمولاً به منظور تعیین روند بازار، قدرت حرکات قیمت و دریافت سیگنال های معاملاتی به کار می روند. اندیکاتورهای تکنیکالی بر اساس ماهیت و نحوه کاربرد به سه دسته اصلی روندیاب، اسیلاتور (نوسان ساز) و حجمی تقسیم می شوند. در کنار این تقسیم بندی، دسته کوچک دیگری از اندیکاتورها به نام بیل ویلیام وجود دارند. اندیکاتورهای موجود در این گروه همگی متعلق به جناب ویلیام (یکی از برترین معامله گران بازار مالی) بوده و بر اساس فلسفه سرمایه گذاری ایشان تدوین شده اند.

اندیکاتور با اسیلاتور چه تفاوتی دارد؟

همان طور که در ابتدای مطلب نیز بدان اشاره نمودیم، اسیلاتور نوعی اندیکاتور بوده و نسبت به آن متفاوت است؛ اما برخی از معامله گران به اشتباه اندیکاتور و اسیلاتور را دارای یک ماهیت مشابه تصور نموده و تفاوتی میان آن ها قائل نیستند. در این بخش سه ویژگی منحصربه فرد اسیلاتورها را ذکر می کنیم:

۱- نواحی اشباع خرید و فروش

در اغلب اسیلاتورها دو ناحیه بالایی و پایینی محدوده نوسانی به عنوان نواحی اشباع خرید و فروش درنظر گرفته می شوند. اشباع خرید یا فروش در قالب کلمه به معنی بیش از حد گران یا ارزان بودن یک دارایی طی یک دوره زمانی بوده و بر اساس شرایط نمودار قیمت، نشان دهنده یک دوره حرکات روندی شدید (احتمالاً هیجانی) و بدون اصلاح است؛ که بازگشت قیمت در این نواحی محتمل می باشد.

۲- نحوه قرار گرفتن در نمودار قیمت

اندیکاتورها معمولاً در پس زمینه نمودار قیمت قرار می گیرند. این درحالی است، که اسیلاتورها در یک پنجره جداگانه در بخش پایینی نمودار نمایش داده می شوند. در واقع اگر اندیکاتورهایی نظیر میانگین متحرک یا پارابولیک سار را بررسی کنید؛ این ابزار روی خود نمودار قرار گرفته و مواردی نظیر استوکاستیک، در یک پنجره منفرد نموداری جای می گیرند.

۳- واگرایی

یکی از معتبرترین سیگنال های معاملاتی در تحلیل تکنیکال، واگرایی قیمت و اندیکاتور است. حتی برخی معامله گران از این ساختار نموداری به عنوان یک استراتژی معاملاتی کامل استفاده می کنند. به بیان ساده واگرایی به شرایطی گفته می شود، که قیمت و اندیکاتور سیگنال های متناقض صادر کنند. شرایط تشکیل واگرایی به گونه ای است، که صرفاً به واسطه مقایسه قیمت و اسیلاتورهایی نظیر مکدی، استوکاستیک و RSI قابل تشخیص می باشد.

متداول ترین اسیلاتورها

انواع مختلفی از اسیلاتورهای مرسوم به صورت پیش فرض در پلتفرم های تحلیلی نظیر متاتریدر قرار داده شده و فرآیند طراحی اسیلاتورهای جدید توسط علاقه مندان و پژوهش گران معامله گری نیز هم چنان ادامه دارد. مکدی، استوکاستیک و RSI، تقریباً پرکاربردترین اسیلاتورهای تکنیکالی در میان معامله گران بازارهای مالی هستند. در ادامه مقاله و پیش از نتیجه گیری پایانی، هر کدام از این ابزار تحلیل فنی را به صورت مختصر معرفی خواهیم نمود.

۱- مکدی (MACD)

مکدی یا میانگین متحرک همگرایی واگرایی (Moving Average Convergence Divergence)، از خانواده اسیلاتورها و با قابلیت شناسایی مومنتوم و جهت روند بازار می باشد. این اندیکاتور از سه بخش اساسی خط مکدی (تفاوت بین میانگین های متحرک نمایی ۱۲ و ۲۶)، خط سیگنال (میانگین نمایی خط مکدی با دوره ۹) و هیستوگرام (تفاوت خط سیگنال و مکدی) تشکیل شده است.

اسیلاتور چیست؟ و چه تفاوت هایی با اندیکاتور دارد؟

۲- استوکاستیک (Stochastic)

این اسیلاتور که توسط یکی از مشهورترین تحلیل گران تکنیکال قرن نوزدهم میلادی به نام گئورگ لین طراحی شده است، دارای دو خط K% و D% بوده و بهترین عملکرد آن در بازار خنثی یا تشخیص نقاط بازگشت روند در جریان حرکات اصلاحی بازار می باشد. محاسبات استوکاستیک بر پایه مقایسه قیمت بسته شدن نسبت به سقف و کف های قیمتی اخیر است. این اندیکاتور بین دو سطح ۰ و ۱۰۰ نوسان کرده و نواحی اشباع فروش (۰ تا ۲۰) و خرید (۸۰ تا ۱۰۰) مشخصی دارد.

اسیلاتور چیست؟ و چه تفاوت هایی با اندیکاتور دارد؟

۳- اندیکاتور RSI

کاربرد اصلی شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index) در تشخیص جهت، قدرت روند و تعیین نقاط بازگشتی بازار است. این اندیکاتور همواره یکی از قدرتمندترین اسیلاتورهای تکنیکالی بوده و مورد توجه بسیاری از معامله گران می باشد. RSI نیز مشابه استوکاستیک در یک بازه ۰ تا ۱۰۰ نوسان نموده و دارای دو ناحیه اشباع خرید (۷۰ تا ۱۰۰) و فروش (۰ تا ۳۰) است.

اسیلاتور چیست؟ و چه تفاوت هایی با اندیکاتور دارد؟

اندیکاتور (روندی و حجمی) یا اسیلاتور؟!

ذهن بسیاری از معامله گران و تحلیل گران تکنیکال همواره درگیر این موضوع است، که آیا اسیلاتورها نسبت به سایر گروه های اندیکاتوری برتری دارند؟ در پاسخ باید گفت، که این موضوع به مؤلفه های بسیاری از جمله شرایط بازار، وضعیت نمودار قیمت، نحوه استفاده، میزان تخصص و تجربه، افق زمانی سرمایه گذاری و استراتژی معاملاتی فرد بستگی دارد. هم چنین اسیلاتورها معمولاً به عنوان یک ابزار تأیید به کار رفته و همواره باید از صرفاً تصمیم گیری بر مبنای آن ها پرهیز کنید. در واقع اسیلاتورها نیز همانند سایر ابزار تحلیل می توانند، برای یک معامله گر بسیار مفید واقع شده و برای دیگری بدون تأثیر یا فقط مایه ضرر و زیان باشند. در نتیجه نمی توان، این ابزار را به عنوان بهترین یا بدترین درنظر گرفت! به طور کلی، اگر هر نوع ابزار تحلیل را در شرایط مناسب و به طرز صحیحی به کار ببرید، حتماً نتیجه مثبتی در پی خواهد داشت.

ادامه مطلب
اندیکاتورهای اقتصادی
اندیکاتورهای اقتصادی کدامند؟

اندیکاتورها (به انگلیسی Indicator)، شاخص های آماری هستند که برای اندازه گیری شرایط فعلی و همچنین پیش بینی روندهای مالی و اقتصادی به کار گرفته می شوند. اندیکاتورها را می توان به دو دسته کلی اندیکاتورهای اقتصادی و اندیکاتورهای تکنیکال تقسیم کرد.

اندیکاتورهای اقتصادی متریک ها و معیارهای آماری هستند که برای اندازه گیری رشد یا کوچک شدن یک اقتصاد به طور کلی یا یک بخش خاص از اقتصاد به کار می روند. این اندیکاتورها در ایران با عنوان شاخص اقتصادی شناخته می شوند. شاخص های اقتصادی زیادی توسط منابع مختلف در بخش های خصوصی و عمومی ایجاد شده است. در این مقاله شما را با انواع اندیکاتورهای اقتصادی آشنا می کنیم.

اندیکاتور های اقتصادی (Economic Indicators)

Auto Sales

شاخص فروش اتومبیل، این شاخص مربوطه به بازار اتومبیل آمریکا می باشد که بیانگر وضعیت رفاهی مردم آمریکا بعنوان یک شاخص جزئی می باشد.

ترازپرداخت ها Balance of Payments

این شاخص چکیده ای از معاملات اقتصادی ملی وسایر خدمات مالی، توریسم و دارایی هائی است که بعنوان صورتی از پرداخت ها می باشد که شامل دو بخش حساب جاری و حساب سرمایه ای می شود.

تراز تجاری کالا Balance of Trade (Merchandise Trade Balance)

بیانگر تفاوت بین واردات و صادرات ملی در رابطه باکالاها می باشد و در زمانی که صادراتی ک کشور از واردات آن بیشتر باشد بعنوان یک نقطه مثبت تجاری به حساب می آید. این ما به تفاوت بین صادرات و واردات به در آمد ملی افزوده می شود. این نقطه مثبت می تواند بمعنی افزایش مصرف یک جامعه و در نهایت قوی تر شدن اقتصاد باشد.

نتایج تحقیق فدرال رزرو (کتاب قهوه ای) Beige Book Fed Survey

این شاخص بطور رسمی بعنوان بک تحقیق درمورد وضعیت اقتصادی می باشد که هشت بار درسال توسط بانک فدرال رزرو منتشر می شود و شامل اطلاعاتی درمورد اقتصاد و تجارت منطقه ای است و همچنین در برگیرنده گزارش هائی از بانک ها و شعبات مختلف آن ها و مصاحبه های که با اشخاص کلیدی، اقتصاددانان، متخصصان بازار و منابع دیگر بعمل می آید، می باشد. این کتاب شامل وقایع اقتصادی در یک دوره ۴ هفته ای می باشد و دو هفته قبل از هرجلسه FOMC، اعلام می گردد و اهمیت بسیاری درسیاست FOMC دارد.

دارایی های تجاری وفروش ها Business Inventories and Sales

شاخص دارایی ها و فروش ها شامل اطلاعات و گزارش هایی درمورد سفارشات کالاهای بادوام، سفارشات کارخانه ها، فروش های عمده وجزئی واطلاعات فروش می باشد. این شاخص بعنوان عامل مهمی درگزارش های GDP بشمار می رود و از آنجایی که برای تشخیص نتیجه GDP به ما کمک می کنند نشان دهنده مسیر اقتصاد می باشند.

حساب سرمایه ای Capital Account

(امروز به حساب مالی تغییرنام یافته است) این شاخص نشان دهنده سرمایه های جاری ورودی وخروجی کشورهاست که شامل پرداخت های کلی یا جزئی شرکت ها، سهام، اوراق قرضه، حسابهای بان کی، معاملات ملکی و کارخانه ها می باشد. این شاخص برروی تراز پرداخت ها نیز تائید می گذارد وشامل اوضاع اقتصادی و مالی کشورهای دیگر هم می شود.

سفارشات کالاهای بادوام Durable Goods Orders

این شاخص شامل عناوین کلی مانند کالاهای سرمایه ای (ماشین آلات، تجهیزات، مجتمع های بزرگ) حمل و نقل و سفارشات دفاعی می شود. از آنجایی که این شاخص تغییرات تولید را پیش بینی می کند بنابراین در چرخه اقتصادی نقش بسزائی دارد. بخش بزرگی ازاین عناوین (هواپیماها و سازمان های شهری) بدلیل تغییرات بزرگ اقتصادی بسیار برجسته می باشند. شاخص تغییرات کالاهای باداوم هن گامی موثر می باشند که سفارشات دفاعی یک کشور حذف شوند. (این شاخص در Moving average سه ماهه وشاخصهای ی کساله مهم است)

شاخص هزینه اشتغال Employment Cost Index (ECI)

این شاخص بصورت سه ماهه اعلام می شود و شامل دستمزد کارگری، حقوق ها و سودهای نقدی در صنایع غیرکشاورزی است. یکی ازمهمترین اثرات این شاخص، سر شکن شدن این هزینه ها بر روی مصرف کلی می باشد که باعث افزایش این متغیرها می شود. برتری این شاخص نسبت به دیگر ملاک های پرداخت این است که شامل دستمزد کارگرهای ساعتی وحق الزحمه ای می شود. که باعث سر شکن شدن این هزینه ها برروی صنایع و منطقه بصورت حرفه ای می شود. این شاخص شامل کارگرهای دولتی فدرال نمی شود.

گزارش اشتغال Employment Report

درایالات متحده آمریکا این شاخص بعنوان یکی از مهمترین نشانگرها بشمار می رود که در اولین جمعه هر ماه منتشر می شود. شامل ۹ طبقه بندی اقتصادی می باشد. اینجا سه گروه اصلی این گزارش شرح داده می شود.

  • نقش اشتغال: تغییر تعداد کارگران در یک ماه موردنظر را انداره گیری می کند. این مشخصه ازاین نظر مهم است که Moving average ماهیانه را (۶ یا ۹ ماه) نشان می دهد.
  • نرخ بی کاری: بااشتغال ارتباط دارد اما اهمیت کمتری در بازار دارد به این دلیل که بعنوان یک شاخص تاخیری شناخته شده که از فعالیت های اقتصادی عقب می ماند.
  • میانگین رشد در آمدهای ساعتی: این مشخصه نرخی است مابین میان گین در آمدهای ساعتی ماهانه و مشخصه های دیگر رشد دستمزدی  

سفارشات کارخانه ها وموجودی های تولید Factory Orders and Manufacturing Inventories

از جنبه های متعدد این شاخص مروری بر شاحص کالاهای باداوم است که یک هفته زودتر آماده می شود. به هرحال مطالعه گزارش سفارشات کارخانه عمل موثری است بخاطر این که شامل اطلاعاتی از سفارشات و حمل کالاهای بی دوام (مصرفی) موجودی های تولید شده و نرخ موجودی/فروش می باشد. این گزارش ها درمورد تولیدات مربوط به ماه های آتی هستند و بشدت فرار هستند و اکثراً بین ۳ یا ۴ درصد در هرماه نوسان دارند و بسیار غیرقابل پیش بینی و مشاهده هستند.

تولید ناخالص داخلی Gross Domestic Product (GDP)

این شاخص ارزش کالاها و خدمات تولید شده در یک بازار بدون توجه به ملیت شرکتی که این منابع را در اختیار دارد را انداره گیری می کند. اجزاء اصلی آن ۴ دسته می باشد. مصرف سرمایه گذاری خریدهای دولتی و صادرات خالص این شاخص به صورت سه ماهه منتشر شده و با دوره قبلی (سالیانه) مقایسه می شوند. گزارشات اولیه، ثانویه و نهائی اثر مهمی دربازارها دارند. (اثر تورمی درنظر گرفته شود)

خانه سازی و مجوزهای ساخت وساز Housing Starts/Building Permits

این شاخص به دوبخش خانوادگی وچند خانواری (یک واحدی و چند واحدی) تقسیم می شود. که در هر دو مورد بعنوان یک مشخصه ساخت وساز بشمار می رود. این شاخص از طریق تغییرات درنرخ بهره وام برروی روند اقتصادی تاثیر می گذارد. افزایش نرخ بهره نتیجه کاهش در فروش خانه میشود، همچنین نرخهای پایین بهره باعث افزایش شاخص خانه سازی  میشود.

IFO

این شاخص یکی از تحقیقات مشهور آلمان برروی شرایط اقتصادی است که بصورت ماهیانه توسط انسیتو تحقیقات اقتصادی منتشر میشود وباعث هدایت نشان گرهای فعال اقتصادی که دررشد اقتصادی آلمان نقش دارند میشود.این شاخص از طریق تحقیقات انجام شده برروی ۷۰۰۰ شرکت ودارائی های آنها و همچنین اوضاع اقتصادی جاری آنها و طرحهای کوتاه مدت این شرکتها بدست می آید.

Implicit Deflator

معیار اندازه گیری موانع باردارنده تورم این شاخص معیار انداره گیری توانایی یک کشور برای جلوگیری ازتورم واجزای تشکیل دهنده آن درگزارش تولید ناخالص داخلی (GDP) می باشد که تغییرات قیمت (نرخ) بین هر دوره را منعکس می کند.

شاخص نشانگرهای اصلی اقتصادی Index of Leading Economic Indicators (LEI)

این شاخص ترکیبی از۱۰ نشان گر مختلف است که جهت پیش بینی حرکت های فعال اقتصادی طراحی شده است. اجزای اصلی این شاحص از بخش های مختلف اقتصادی انتخاب شده اند که شامل:

متغیرهای تولید، ساخت و ساز مالی،خرده فروشی و مصرف می باشند. نشان گرهای اصلی تعیین شده برای LEI از بخش های اصلی اقتصادی انتخاب شده اند که شامل موارد ذیل هستند. میان گین کار هفتگی، نرخ بی کاری هفتگی، سفارشات جدید تولید کننده ها برای کالاهای مصرفی و مواد اولیه، عملیات واسطه گری، قراردادها وسفارشات برای محتمع های جدید وتجهیزات، مجوزهای ساخت وساز، قیمت سهام (S & P 500)، نرخ بهره ۱۰ ساله، موجودی خزانه من های نرخ موجودی پول فدرال، عرضه پول M2 و شاخص انتظارات مشتری

Industrial Production and Capacity Utilization

تولید صنعتی و ظرفیت مصرف این شاخص، تولید صنعتی، درصد تغییر ماهانه حجم تولید کارخانه های ملی، معادن و مصرف را اندازه گیری می کند.همچنین ظرفیت مصرف نیز اندازه گیری کننده سهام و سرمایه ای است که در تولید ب کار رفته است.

انستیتو اطلاعات مدیریت Institute for Supply Managment (ISM)

(بطور رسمی این شاخص بعنوان NAPM شناخته شده که درژانویه ۲۰۰۲ دچار تغییراتی گردید) این شاخص یکی از تحقیقات اساسی درفعالیت های آمریکا بشمار می رود که توسط انستیتو آموزش مدیریت تهیه می گردد. این اطلاعات در اولین روز هرماه آماده می شود و نشان گر نگاه دقیق به بخش تولید قبل از انتشار اخبار مهم مربوط به اشتغال می باشد. این شاخص شامل ۶ بخش اصلی می باشد:

مبالغ پرداختی – سفارشات جدید – تحویل های عرضه کنندگان، تولید سرمایه گذاری ها، اشتغال شامل دارائی های جاری بلند مدت می باشد، بعنوان مثال صورت های خزانه، اوراق قرضه، اوراق تجاری، پذیره های بانکی، دارائی های یورو دلار اشخاص غیربان کی (حقیقی) آمریکا می باشد. این شاخص نمایان گر حساب های جاری و سپرده های موجود قابل تبدیل به پول های جاری که درمعاملات مورداستفاده قرار می گیرد، می باشد. این شاخص شامل سپرده های نقدی، چ کهای مسافرتی و وجوه قابل تبدیل به چک، تقاضاهای سپرده گذاری، حساب های (روز) و بروات اعتباری متحد شامل M1 با اضافه کردن دارائی های جاری دیگر مثل سپرده های کوتاه مدت، پس انداز، پول های شبانه (Repose) + سپرده های یورو (سپرده های ارزی خارجی)، سهام صندوق، سرمایه گذاری بازار پول و حسابهای پس انداز بازار پول می باشد. که شامل M2 با اضافه دارائی هایی که قبلا بطور مفصل شرح داده شده است مثل سپرده های دراز مدت و سپرده هایی بارقم بالا (بیشتر از /۱۰۰۰۰۰ دلار ) و پول های موسسات مالی بازار می باشد.

National Association of Purchasing Managers (NAPM)

موسسه ملی مدیران خرید (NAPM) همان ISM می باشد که درژانویه ۲۰۰۲ به NAPM تغییر نام یافته است.

شاخص فروش خانه جدید New Home Sales

این شاخص و اطلاعات مربوطه بصورت کلی درماه یکبار برای عموم اعلام می گردد و به چهار منطقه جعرافیائی شمال شرق، غرب مرکزی، جنوب و غرب تقسیم می گردد. این شاخص شامل قیمت خانه های فروشی می گردد. موضوع سکونت بدلیل آن که نشان دهنده شاخص مصرف مشتری در فعالیت های اقتصادی می باشد یکی از بخش های اساسی اقتصاد است.

درآمد فردی و هزینه های مصرف فردی (PCE) Personal Income and Personal Consumption Expenditures (PCE)

این شاخص نمایان گر تغییرات بازار از نظر ارزش کالا وخدمات خریداری شده توسط افراد می باشد. همچنین این شاخص بعنوان جزء اصلی GDP میباشد. درصورت افزایش درآمد فردی مصرفی که از این در آمد ناشی می شود افزایش می یابد. این شاخص شامل اجاره خانه، در آمد، حقوق ماهیانه، دستمزد، دارایی های حاصل از اجاره و بهره می شود همچنین تفاوت بین در آمد و هزینه ای که فرد مشمول این شاخص می شود.

Producer Price Index (PPI)

شاخص قیمت تولید کننده این شاخص تغییرات ماهانه قیمت عمده فروشی را توسط سطح تولید اندازه گیری می کند. همچنین بعنوان ی ک پردازنده جهت پردازش اهمیت ارقام CPI (شاخص قیمت های مشتری) می باشد. بازارها همیشه برروی PPI متمرکز می شوند بجزدر موارد غذایی و انرژی (برای تصویر صحیحی از نیروهای تورمی) توانائی تولید این شاخص بصورت سه ماهه تغییرات مقدار کالا و خدمات تولید شده در یک واحد ورودی را اندازه گیری می کند و شامل ورودی های کار و سرمایه می شود.

شاخص مدیران خرید Purchasing Managers’ Index (PMI)

کشورهای آلمان، ژاپن و ان گلستان تحقیقات PMI را برای صنایع تولید و خدمات به کار می برند. این شاخص بطورکلی بوسیله اتصال های صنعتی شده جهت حصول اطمینان اقتصادی ب کار می رود. دراین شاخص NAPM هم باید مد نظر قرارگیرد (انجمن مدیران خرید).

Retail Sales

بازار خرده فروشی این شاخص درصد تغییرات ماهانه را در دریافتی های کل انبارهای خرده فروشی محاسبه می کند و شامل کالاهای بادوام و بی دوام می شود همچنین اولین نشان گر واقعی قدرت هزینه مصرف می باشد. این شاخص برروی کالاها متمرکز می شود وخدمات، بیمه و هزینه های قانونی را در نظر نمی گیرد.

Tankan Survey

تحقیق تانکان بالاترین تحقیق تجاری ژاپن می باشد که بصورت سه ماهه و توسط بان ک ژاپن منتشر می شود و شامل پرسش هایی برای شرکت های تولیدی و غیره تولیدی (اعم از شرکت های بزر گ و کوچک) می باشد. این شاخص از دو بخش عمده تشکیل می شود که عبارتند از:

تحقیق استنباطی که درمورد تجارت گذشته، حال و سه ماهه های بعدی پرسش می کند که بر روی متغیرهای ماکرو اقتصادی، شرایط اقتصادی، سطح دارائی (موجودی)، سطح ظرفیت مصرف و سطح اشتغال اثر می گذارد. نظریات مدیریت فعلی می باشد که شرکت ها با آن روبرو هستند، اصلی ترین شاخص است که در شرایط اقتصادی رواج می یابد و از کم کردن شاخصهای منفی از شاخص های مثبت بدست می آید.

منبع: فرم سرمایه

ادامه مطلب