وقتی صحبت از کتابهای آموزش مدیریت مالی میشود، کمتر کتابی به اندازه ثروتمندترین مرد بابل توانسته نسلبهنسل خوانده شود و همچنان تازه و کاربردی بماند. این کتاب که نخستینبار در دهه ۱۹۲۰ میلادی به شکل بروشورهای جداگانه منتشر شد، امروز یکی از پرفروشترین و معتبرترین کتابهای حوزه سواد مالی در جهان است و میلیونها نفر مسیر مدیریت پول خودشان را با آن شروع کردهاند.
اگر به دنبال یک خلاصه کتاب ثروتمندترین مرد بابل هستید تا در کمترین زمان، بیشترین درس را از آن بگیرید، این مقاله دقیقاً همان چیزی است که نیاز دارید؛ نه یک فهرست خشک و بیروح از فصلها، بلکه روایتی روشن از داستانها، اصول کلیدی، نقد کارشناسی و کاربردهای واقعی این کتاب در زندگی امروز.
کتاب ثروتمندترین مرد بابل درباره چیست؟
ثروتمندترین مرد بابل، جلد اصلی و شناختهشدهترین بخش از مجموعهای آموزشی با عنوان «عقل معاش و موفقیت مالی» است. نکته مهمی که باید از همان ابتدا در نظر داشته باشید این است: این کتاب روش پول درآوردن سریع یا فرمولهای ثروتمند شدن یکشبه را آموزش نمیدهد. آنچه کلاسون در قالب داستانهای ساده روایت میکند، اصول نگهداشتن، مدیریت و رشد دادن پولی است که همین حالا وارد زندگی ما میشود؛ اصولی که برخلاف تصور رایج، هیچ ربطی به میزان درآمد ندارند.
نویسنده کتاب کیست؟ آشنایی با جورج ساموئل کلاسون
جورج ساموئل کلاسون، نویسنده و کارآفرین آمریکایی، در سال ۱۸۷۴ متولد شد. او در سال ۱۹۲۶ شروع به انتشار مجموعهای از بروشورهای آموزشی درباره مدیریت مالی کرد که بانکها و شرکتهای بیمه آنها را میان مشتریانشان توزیع میکردند. این بروشورها آنقدر مورد استقبال قرار گرفتند که سالها بعد در قالب یک کتاب واحد گردآوری شدند و به یکی از پرفروشترین کتابهای تاریخ در حوزه آموزش مالی تبدیل شدند. نکته جالب اینجاست که کلاسون خودش اقتصاددان یا سرمایهگذار حرفهای نبود؛ او یک ناشر و کارآفرین بود که توانست اصول پیچیده مالی را در قالب داستانهایی ساده و بهیادماندنی برای عموم مردم قابلفهم کند؛ همین ویژگی، هنوز هم رمز موفقیت این کتاب است.
چرا کلاسون بابل باستان را برای روایتش انتخاب کرد؟
شاید برای شما هم این پرسش پیش بیاید که چرا شخصیتهای محوری داستانهای این کتاب، همه بابلی هستند. کلاسون برای این انتخاب دو دلیل مشخص داشت. اول، شهرت بابلیها در ثروتاندوزی؛ در تاریخ جهان، بابل نماد واقعی ثروت و عظمت است. بابلیها نه در فلاتی حاصلخیز، بلکه در میان بیابانی خشک و بدون کوه، معدن یا بارش کافی زندگی میکردند و تنها دارایی طبیعی آنها رود فرات بود؛ بااینحال به یکی از پیشرفتهترین و ثروتمندترین تمدنهای باستان تبدیل شدند. این یعنی بابلیها نمادی از اراده انسان برای پیشرفت حتی با کمترین امکاناتاند. دلیل دوم، کشف لوحههای گلی باستانی بود که در برخی از آنها، خاطرات یک جوان بدهکار و روش او برای رهایی از بدهی و رسیدن به ثروت حک شده بود. به همین دلیل، بابل انتخابی نمادین و در عین حال مستند برای کلاسون بود.
نقل قول کلیدی کتابامروزه پول با همان قوانینی اداره میشود که شش هزار سال پیش کنترل میشد. پول برای کسانی فراوان میشود که این قوانین ساده را بفهمند و مهمتر از آن، آنها را به کار بگیرند. (جورج ساموئل کلاسون)
این کتاب برای چه کسانی مناسبتر است؟
ثروتمندترین مرد بابل، کتابی همهفهم است اما تأثیرش برای برخی گروهها بهطور خاص بیشتر خواهد بود:
- کسانی که تازه وارد بازار کار شدهاند و نمیدانند حقوق ماهانهشان را چطور مدیریت کنند.
- افرادی که در چرخه بدهی و قرض گرفتار شدهاند و به دنبال یک برنامه عملی برای خارج شدن از آن هستند.
- کسانی که پسانداز میکنند اما نمیدانند چطور آن را بهدرستی سرمایهگذاری کنند.
- والدینی که میخواهند مبانی سواد مالی را به زبان ساده به فرزندان خود آموزش دهند.
- هرکسی که از خواندن کتابهای مالی خشک و پر از اصطلاحات تخصصی خسته شده و به دنبال روایتی داستانی و دلنشین است.
خلاصه داستانهای کتاب ثروتمندترین مرد بابل
کتاب کلاسون از چند داستان بهظاهر مستقل تشکیل شده که همگی حول یک محور میچرخند: قوانین سادهای که هر انسانی، صرفنظر از میزان درآمدش، میتواند با رعایت آنها به ثروت پایدار برسد. در ادامه، مهمترین این داستانها را بههمراه درس نهفته در هر بخش میخوانید.
بنسیر؛ ارابهسازی که یک خواب زندگیاش را تغییر داد

بنسیر، ارابهساز بابلی، اولین شخصیتی است که در صفحات آغازین کتاب با او آشنا میشویم. او روزی با ناامیدی روی دیوار حیاطش نشسته و به خانه محقر و کارگاه سادهاش نگاه میکند؛ ذهنش پر از پرسشهایی است که پاسخی برایشان ندارد. کبی، دوست دوران کودکیاش، علت ناراحتی او را میپرسد و بنسیر خوابی را تعریف میکند که در آن ثروتمند شده و کیسههای طلا از کمربندش آویزان بوده، اما وقتی از خواب بیدار شده، هنوز هم دستش خالی است.
نکته مهم این بخش، پرسشی است که بنسیر بعد از چهلواندی سال کار سخت، بالاخره پیدا میکند: چرا با اینکه بهترین ارابهساز بابل است، هرگز بیشتر از خورد و خوراکش سکه به دست نمیآورد؟ این پرسش، جرقهای میشود تا بنسیر و کبی به سراغ دوست ثروتمندشان، آرکاد، بروند تا راز ثروت را از او بیاموزند. درسی که این بخش به ما میدهد ساده اما بنیادین است: تا زمانی که پرسش درست را پیدا نکنیم، هیچ پاسخی به دردمان نمیخورد. بسیاری از افراد سالها سخت کار میکنند بدون آنکه یکبار از خودشان بپرسند «چرا با وجود اینهمه تلاش، پساندازی ندارم؟»
آرکاد و آلگامیش؛ نقطه آغاز مسیر ثروت
آرکاد، شخصیت محوری و معلم اصلی کتاب، فردی ثروتمند، دانا، بخشنده و فروتن معرفی میشود. وقتی بنسیر، کبی و جمعی از فقرای بابل نزد او میروند و با گله میپرسند چرا او ثروتمندترین مرد بابل شده درحالیکه همه از یک مدرسه فارغالتحصیل شدهاند، آرکاد پاسخ میدهد که راز او نه شانس، بلکه یادگیری یک روش ساده از استادش، آلگامیش، بوده است.
آرکاد در جوانی کاتب مرکز ثبت اسناد بابل بود؛ کاری زیاد و دستمزدی کم. روزی آلگامیش، یکی از ثروتمندان شهر، برای نوشتن سریع یک لوحه قانونی نزد او میآید. آرکاد پیشنهاد میدهد شبها هم روی لوحه کار کند، به شرط آنکه آلگامیش راز ثروتمند شدنش را به او بگوید. آلگامیش میپذیرد و جملهای میگوید که ستون فقرات کل کتاب بر آن بنا شده است: «جاده ثروت را وقتی پیدا کردم که بخشی از درآمدم را برای خودم نگه داشتم.» آرکاد ابتدا این حرف را نمیفهمد؛ او فکر میکند تمام درآمدش مال خودش است. اما آلگامیش به او نشان میدهد که او فقط برای خیاط، کفاش و مغازهدار کار میکند و هیچوقت برای خودش پول کنار نگذاشته است.
آرکاد این اصل را اجرا میکند: از هر ده سکه، یک سکه را برای خودش نگه میدارد. اولین سرمایهگذاریاش (دادن پساندازش به یک آجرپز برای خرید سنگهای قیمتی) با شکست کامل مواجه میشود، چون آجرپز تخصصی در این کار نداشت. اما آرکاد ناامید نمیشود؛ این بار پیش از سرمایهگذاری با افراد متخصص مشورت میکند و سرمایهاش را نزد یک سپرساز معتبر میگذارد که هر چهار ماه سودی به او میدهد. اینبار موفق میشود و بهتدریج، آلگامیش او را بهعنوان جانشین خود برای مدیریت اموالش برمیگزیند.
وقتی یکی از حاضران به آرکاد میگوید که او صرفاً وارث ثروت آلگامیش بوده، آرکاد پاسخی میدهد که یکی از عمیقترین جملات کتاب است: اگر ماهیگیری سالها عادت ماهیها را بررسی کند تا صید بیشتری داشته باشد، آیا او را خوششانس مینامید؟ فرصت، الههای مغرور است که وقتش را برای کسانی که آماده نیستند تلف نمیکند.

نکتهای که در جایجای کتاب تکرار میشود، ارزش یادگیری است. آرکاد از آلگامیش آموخت، صد شاگرد از آرکاد آموختند و آنها هم آموزهها را در سراسر بابل گسترش دادند. تمدنی که به یادگیری بها میدهد، مسیر ثروت و پیشرفت را برای خودش هموار میکند.
نقل قول درباره یادگیریهرکسی که یادگیری را متوقف کند پیر است، چه بیست سالش باشد چه هشتاد سال. هرکسی که به یادگیری ادامه دهد جوان میماند. (هنری فورد)
هفت درمان برای کیف پول لاغر؛ ستون اصلی کتاب

پادشاه بابل، سارگون، از آرکاد میخواهد این اصول را به صد نفر از شهروندان بابل آموزش دهد تا آنها هم بهنوبه خود، این دانش را در سطح شهر گسترش دهند. آنچه آرکاد در این کلاسها تدریس کرد، بعدها به «هفت درمان برای کیف پول لاغر» شناخته شد و قلب اصلی کتاب ثروتمندترین مرد بابل است.

جدول زیر خلاصهای از هر یک از این هفت اصل و کاربرد امروزی آن را نشان میدهد:
| ردیف | درمان (اصل کلاسون) | پیام اصلی | کاربرد امروزی |
|---|---|---|---|
| ۱ | پول جمع کردن را شروع کن | از هر ده سکه، یک سکه را برای خودت نگه دار | حداقل ۱۰ درصد حقوق را همان روز واریز، پیش از هر خرید، به یک حساب پسانداز جدا منتقل کنید |
| ۲ | هزینههایت را کنترل کن | خواستهها را با نیازهای ضروری اشتباه نگیرید | بودجهبندی ماهانه با اپلیکیشنهای مدیریت هزینه و تفکیک دقیق «نیاز» از «خواسته» |
| ۳ | طلایت را چند برابر کن | ثروت واقعی، جویبار دائمی درآمد است نه فقط سکههای انبار شده | سرمایهگذاری پسانداز در ابزارهایی مانند صندوقهای سرمایهگذاری، بورس یا طلا |
| ۴ | پساندازت را از دست ندهی حفظ کن | پیش از سرمایهگذاری، اصل سرمایه را تضمین کن | پیش از هر سرمایهگذاری، از منابع معتبر و متخصص مشاوره بگیرید و به وعدههای سود بالا و بدون ریسک شک کنید |
| ۵ | خانهات را دارایی سودآور کن | مالکیت خانه، هم آرامش روانی و هم بازده مالی میدهد | خرید ملک بهجای اجارهنشینی بلندمدت یا اجاره دادن بخشی از ملک برای درآمد جانبی |
| ۶ | از حالا برای آینده درآمد تضمین کن | باید برای دوران سالمندی و ناتوانی از کار، از پیش برنامهریزی کرد | بیمه عمر، صندوق بازنشستگی مکمل یا سرمایهگذاری بلندمدت برای دوران پس از اشتغال |
| ۷ | توانایی درآمدزاییات را افزایش بده | آرزوهای مشخص و قابلاندازهگیری، محرک واقعی پیشرفتاند | یادگیری مهارت جدید، ارتقای تخصص شغلی یا مشخص کردن اهداف عددی کوچک |
راز خوششانسی از نگاه آرکاد

در یکی از جلسات آرکاد، پارچهبافی که کیسهای پر از سکه پیدا کرده بود، از او میپرسد چطور میتواند این خوششانسی را دائمی کند. بحثی شکل میگیرد که به یک نتیجهگیری روشن میرسد: خوششانسی، اتفاقی بیدلیل نیست؛ بلکه نتیجه فرصتهایی است که فرد آماده استفاده از آنها بوده. کسی که منتظر میماند تا شرایط ایدهآل شود، فرصت را از دست میدهد؛ اما کسی که مهارت، دانش و سرمایه لازم را از قبل فراهم کرده، وقتی فرصت از راه برسد، آن را میشناسد و سریع اقدام میکند.
نکته کلیدی درباره شانسالهه شانس در فرصتهایی نهفته است که برای استفاده از آنها آماده شدهایم؛ نه در انتظار بیعمل نشستن. آمادهسازی، پیششرط خوششانسی است.
درس ردان نیزهساز و میتون وامدهنده؛ اصول قرض دادن و قرض گرفتن

ردان، نیزهسازی که پنجاه سکه طلا پاداش گرفته، برای مشاوره پیش میتون وامدهنده میرود. میتون به او هشدار میدهد که کمک به دیگران خوب است، اما نباید طوری باشد که خودت را هم به دردسر بیندازد؛ کمک باید معقول و در چارچوب توان مالی فرد باقی بماند. او همچنین میگوید جوانانی که برای رسیدن سریع به ثروت، بیمحابا قرض میگیرند، درنهایت در چاهی از بدهی سقوط میکنند. مهمترین توصیه میتون، همکاری با افراد متخصص و باتجربه در هر حوزه سرمایهگذاری است، نه اعتماد کور به شانس یا وعدههای بیپایه.
هشدار درباره وام و قرضکمی احتیاط، بهتر از یک عمر پشیمانی است. پیش از قرض دادن یا قرض گرفتن، همیشه توان واقعی بازپرداخت و تخصص طرف مقابل را بسنجید.
دباسیر و لوحهای گلی؛ برنامه عملی رهایی از بدهی

یکی از عملیترین بخشهای کتاب، داستان دباسیر است؛ مردی که پس از سالها بدهکاری و حتی دورهای بردگی، تصمیم میگیرد روی لوحههای گلی، برنامه دقیقی برای رهایی از بدهی ثبت کند. این برنامه، هنوز هم یکی از سادهترین و کاربردیترین روشهای مدیریت بدهی است:
- ۱۰ درصد از درآمد ماهانه، بدون استثنا، پسانداز میشود.
- ۷۰ درصد از درآمد، صرف هزینههای ضروری زندگی روزمره میشود.
- ۲۰ درصد باقیمانده، بهطور منظم و طبق توافق، صرف بازپرداخت بدهیها به طلبکاران میشود.
دباسیر با طلبکارانش مذاکره میکند و آنها را قانع میکند که این برنامه دو ساله را بپذیرند. او هر ماه روی یک لوحه گلی جدید، میزان پرداختی و پیشرفتش را ثبت میکند. در پایان، همه بدهیهایش را صاف میکند و علاوهبر آن، پساندازی هم برای خودش و همسرش باقی میماند. نکته جالب اینجاست که در روایت کلاسون، زوجی از باستانشناسان که این لوحهها را ترجمه کرده بودند، همین برنامه را در زندگی خودشان اجرا کردند و توانستند از زیر بار قرض خارج شوند؛ نشانهای از اینکه این اصول، فارغ از زمان، همچنان کاربردیاند.
پنج قانون طلا؛ میراث آرکاد برای نسل بعد
یکی از بخشهای ارزشمند کتاب که کمتر در خلاصههای فارسی به آن پرداخته میشود، «پنج قانون طلا» است؛ درسهایی که آرکاد در پایان عمر برای فرزندش نوماسیر بر لوحهای حک میکند تا او هم مانند پدرش، مسیر ثروت را با آگاهی طی کند. این پنج قانون، چکیده نهایی فلسفه مالی کتاب هستند:
- قانون اول: طلا با میل و بهمقدار روزافزون، به سراغ کسی میآید که حداقل یکدهم درآمدش را برای ساختن آینده خود و خانوادهاش کنار میگذارد.
- قانون دوم: طلا برای صاحب داناخویش که برایش شغلی سودآور مییابد، با پشتکار و رضایت کار میکند و مانند گلهای در حال افزایش، رشد میکند.
- قانون سوم: طلا به حمایت صاحبی محتاط که آن را با مشورت افراد باتجربه سرمایهگذاری میکند، وفادار میماند.
- قانون چهارم: طلا از دست کسی که آن را در کسبوکار یا حوزهای که با آن آشنایی ندارد، سرمایهگذاری میکند، میگریزد.
- قانون پنجم: طلا از کسی که آن را به سودهای غیرممکن مجبور میکند یا فریب توصیههای وسوسهانگیز کلاهبرداران را میخورد، فرار میکند.
اگر هفت درمان، نقطه شروع مسیر مالی است، پنج قانون طلا، فلسفهای است که باید در تمام تصمیمهای مالی بلندمدت، پشت ذهن هر سرمایهگذار باقی بماند.
شارونادا؛ داستان بردهای که با کار، دوست بود

در بخش پایانی کتاب، داستان شارونادا روایت میشود؛ جوانی که به خاطر بدهی برادرش، به بردگی فروخته شد. دوستش میگدو در همان ابتدای مسیر به او میگوید: «کار کردن، بهترین دوست انسان است. همین کار است که روزی ما را از بردگی نجات میدهد.» شارونادا این جمله را باور میکند و با تمام وجود در نانوایی که او را خریده کار میکند، تا جایی که کل نانوایی به دست او میچرخد. فراز و نشیبهای زیادی را پشت سر میگذارد، از جمله فروخته شدن دوباره به دیوارسازان بابل، اما در نهایت با کمک دوستی که در بازار پیدا کرده بود (آراد گولا)، آزاد میشود و بعدها با او تجارتی بزرگ راه میاندازد. سالها بعد، شارونادا اینطور نتیجهگیری میکند: «کار، بهترین دوست انسان است.» این داستان یادآور این نکته است که پشتکار و تعهد به کیفیت کار، حتی در بدترین شرایط ممکن، مسیر رهایی و پیشرفت را باز میکند.
مهمترین درسهای کتاب ثروتمندترین مرد بابل در یک نگاه
اگر بخواهیم فلسفه کلی کتاب را در چند اصل خلاصه کنیم، به این نکات میرسیم:
جمعبندی درسهای کلیدی کتاب۱) حداقل ۱۰ درصد درآمدت را برای خودت نگهدار. ۲) هزینههایت را بر اساس بودجه واقعی کنترل کن، نه خواستههایت. ۳) پساندازت را با مشورت متخصص، نه شانس، سرمایهگذاری کن. ۴) اصل سرمایهات را از ریسکهای ناشناخته محافظت کن. ۵) مالکیت دارایی (مانند خانه) بساز. ۶) برای دوران سالمندی از همین امروز برنامهریزی کن. ۷) دائماً مهارت و توانایی درآمدزاییات را افزایش بده.
نقد و بررسی کتاب: نقاط قوت و محدودیتها
هر کتابی، هرقدر هم تأثیرگذار، نقاط قوت و ضعف خودش را دارد. برای اینکه تصویری واقعبینانه از کتاب داشته باشید، نقد زیر را از دیدگاه یک تحلیلگر محتوای مالی میخوانید:
| نقاط قوت | محدودیتها |
|---|---|
| روایت داستانی جذاب که اصول پیچیده مالی را ساده و قابلفهم میکند | فضای داستان کاملاً مردسالار و متعلق به دنیای باستان است و نقش زنان تقریباً دیده نمیشود |
| اصول ذکرشده مستقل از زمان و تورم هستند و همچنان کاربردیاند | هیچ اشارهای به ابزارهای مالی مدرن مانند بورس، صندوقهای سرمایهگذاری یا رمزارزها ندارد |
| تمرکز بر عادتسازی (پسانداز مستمر) بهجای فرمولهای پیچیده سرمایهگذاری | جزئیات فنی درباره «چگونه سرمایهگذاری کنیم» بسیار کلی و قدیمی است |
| قابلخوانش برای همه سطوح سنی و مالی، بدون نیاز به پیشزمینه اقتصادی | برای افرادی که دنبال راهکارهای فوری و پیچیده سرمایهگذاری هستند، ممکن است سطحی به نظر برسد |
در مجموع، ارزش این کتاب نه در جزئیات فنی، بلکه در تغییر ذهنیت مالی خواننده است؛ همان تغییری که بسیاری از کتابهای تخصصیتر، به آن کمتوجه هستند.
چگونه اصول این کتاب را در زندگی امروز به کار ببریم؟
برای اینکه خواندن این کتاب فقط یک تجربه لذتبخش نباشد و واقعاً در زندگی مالیتان اثر بگذارد، این گامهای عملی را در نظر بگیرید:
- همین امروز یک حساب پسانداز جداگانه باز کنید و انتقال ۱۰ درصد حقوق را بهصورت خودکار در روز واریز حقوق تنظیم کنید.
- یک بودجه ماهانه ساده بنویسید و هزینههای ضروری را از خواستههای لحظهای جدا کنید.
- پیش از هر سرمایهگذاری (طلا، بورس، ملک یا صندوقها)، حداقل با یک منبع معتبر یا کارشناس مشورت کنید؛ هرگز صرفاً بر اساس شنیدهها اقدام نکنید.
- اگر بدهی دارید، مانند دباسیر یک برنامه مشخص با درصدهای ثابت برای بازپرداخت تنظیم کنید و آن را روی کاغذ یا اپلیکیشن پیگیری کنید.
- یک هدف مالی مشخص و عددی برای شش ماه یا یک سال آینده تعیین کنید؛ آرزوی کلی «پولدار شدن» هیچوقت محقق نمیشود، اما هدف «پسانداز فلان مقدار تا فلان تاریخ» قابل پیگیری است.
مقایسه ثروتمندترین مرد بابل با دیگر کتابهای مطرح مدیریت مالی
اگر قصد دارید مطالعه خودتان در حوزه سواد مالی را ادامه دهید، دانستن تفاوت این کتاب با دیگر آثار مشابه کمککننده است:
| کتاب | تمرکز اصلی | سطح مخاطب | نقطه قوت اصلی |
|---|---|---|---|
| ثروتمندترین مرد بابل | عادتهای پایه پسانداز و مدیریت پول | مبتدی تا متوسط | سادگی و روایت داستانی بهیادماندنی |
| پدر پولدار، پدر بیپول | تفاوت ذهنیت داراییساز و ذهنیت مصرفگرا | متوسط | تمرکز بر کسبوکار و داراییهای درآمدزا |
| روانشناسی پول | رفتار و احساسات انسان در تصمیمهای مالی | متوسط تا پیشرفته | تحلیل روانشناختی رفتار سرمایهگذاران |
نکته مهم اینجاست که این کتابها رقیب هم نیستند؛ ثروتمندترین مرد بابل نقطه شروع عالی برای ساختن عادتهای صحیح است و بعد از آن میتوانید سراغ کتابهای تخصصیتر بروید.
جمعبندی نهایی: آیا خواندن این کتاب ارزشش را دارد؟
روشهای کسب درآمد در طول تاریخ بیشمار بار تغییر کردهاند؛ شغلهایی از بین رفتهاند و شغلهای تازهای ایجاد شدهاند. اما آنچه از پنج هزار سال پیش تا امروز تغییری نکرده، قوانین ساده کار با پول است. روشی که آرکاد به صد شاگردش آموخت یا برنامهای که دباسیر برای رهایی از بدهی طراحی کرد، امروز هم به همان اندازه کاربردی هستند.
ثروتمندترین مرد بابل، کتابی نیست که یکبار بخوانید و کنار بگذارید. توصیه واقعی این است که هر چند سال یکبار دوباره سراغش بروید، چون هربار در مقطعی متفاوت از زندگی مالیتان، نکتهای تازه از آن برداشت خواهید کرد. اما به یاد داشته باشید، طلاییترین توصیههای این کتاب هم بدون عمل، فقط واژههایی کنار هم هستند. پیروزی همیشه از آنِ کسی است که دست به کار میشود.









سلام
واقعا دمتون گرم. خیلی جالب و خوندی بود. با این که قبلا این کتاب رو خونده بودم اما وقتی شروع به خوندن این مقاله کردم، دیگه نتونستم رهاش کنم. واقعا آفرین?
در ضمن، من از روش دبسیر خیلی خوشم اومد. میخوام اون روش رو امتحان کنم. آرکاد هم خیلی باحال بود
سلام.باعرض ارادت.باتشکراززحمات شما.پیشنهاد می دهم دوستان از اینترنت فایل های صوتی کتاب آقای کلاسون را که توسط رادیو مثبت تهیه شده رادانلود نمایند.شنیدن این کتاب با صدای زیبای گوینده و خوش قریحه جذاب است.سپاس
Woooooooooow
عاشق سایتتون شدم
عالی حرف نداره
خیلی لطف دارین ممنون ازتون
سایت معرکس حرف نداره ممنون از زحماتتون
دست مریزاد؛ عالی
سلام.ازتون ممنونم.