خلاصه کتاب قله‌ها و دره‌ها؛ چگونه از دل مشکلات به اوج موفقیت برسیم؟

فهرست مطالب

به مسیر زندگی‌تان نگاه کنید؛ همین حالا در کجای این مسیر ایستاده‌اید؟ روی یک قله می‌درخشید یا در عمق یک دره دست‌وپا می‌زنید؟ هر جای این مسیر که باشید، خبر خوب این است که هیچ‌کدام از این دو نقطه، ایستگاه پایانی نیستند. کتاب قله‌ها و دره‌ها اثر اسپنسر جانسون دقیقاً درباره همین واقعیت ساده اما تکان‌دهنده نوشته شده است: فراز و فرود، جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی هر انسانی است و آنچه سرنوشت شما را رقم می‌زند نه خودِ قله یا دره، بلکه شیوه واکنش شما به آن‌هاست. در این مقاله از خانه سرمایه، خلاصه‌ای کامل، دقیق و کاربردی از این کتاب پرفروش را می‌خوانید؛ خلاصه‌ای که هم داستان کتاب را روایت می‌کند، هم مفاهیم اصلی آن را تحلیل می‌کند و هم نشان می‌دهد چگونه می‌توانید از این ایده‌ها در کار، تصمیم‌گیری و زندگی روزمره‌تان استفاده کنید.

شفافیت درباره منبع این مقاله
این مقاله بر اساس نسخه اصلی و انگلیسی کتاب Peaks and Valleys اثر اسپنسر جانسون و همچنین منابع معتبر بین‌المللی درباره این اثر تهیه، تحلیل و بازنویسی شده است.

کتاب قله‌ها و دره‌ها دقیقاً چیست؟

«قله‌ها و دره‌ها» (Peaks and Valleys: Making Good and Bad Times Work for You—At Work and In Life) یک تمثیل کوتاه و کسب‌وکاری است که اسپنسر جانسون آن را در سال ۲۰۰۹ میلادی منتشر کرد. این کتاب آخرین اثر جانسون پیش از درگذشتش بود و درست مانند کتاب مشهور دیگرش «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟»، پیام خود را نه از طریق نصیحت مستقیم، بلکه در قالب یک داستان کوتاه و تمثیلی منتقل می‌کند. نسخه اصلی کتاب در نه فصل کوتاه نوشته شده و ترجمه‌های فارسی آن که توسط ناشران مختلفی مانند نشر قطره، انتشارات البرز و الماس دانش عرضه شده‌اند، معمولاً حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ صفحه دارند.

مشخصه جزئیات
عنوان اصلی Peaks and Valleys: Making Good and Bad Times Work for You—At Work and In Life
نویسنده اسپنسر جانسون (Spencer Johnson, M.D.)
سال انتشار نسخه اصلی ۲۰۰۹ میلادی
تعداد فصل‌ها ۹ فصل
ژانر خودیاری / تمثیل کسب‌وکار (Business Fable)
سایر آثار مشهور نویسنده چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟، مدیر یک‌دقیقه‌ای، هدیه
مخاطب اصلی مدیران، کارآفرینان و هرکسی که با نوسان‌های شغلی و شخصی روبه‌روست

این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

  • کسانی که در محل کار با فراز و نشیب پروژه‌ها، بودجه‌ها یا تصمیم‌های مدیریتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
  • مدیرانی که می‌خواهند تیم خود را در دوران بحران یا رشد ناگهانی، هوشمندانه راهنمایی کنند.
  • افرادی که بعد از رسیدن به یک هدف بزرگ دچار سردرگمی، پوچی یا افت انگیزه شده‌اند.
  • کسانی که در یک دوره سخت شخصی مانند از دست دادن شغل، شکست در رابطه یا بحران مالی گرفتار شده‌اند و به دنبال یک چارچوب ذهنی ساده برای عبور از آن هستند.

نویسنده کتاب؛ اسپنسر جانسون که بود؟

پاتریک اسپنسر جانسون، متولد ۲۴ نوامبر ۱۹۳۸ در ایالت داکوتای جنوبی آمریکا، پزشک و نویسنده‌ای بود که نامش با ساده‌ترین و در عین حال تأثیرگذارترین تمثیل‌های حوزه توسعه فردی و مدیریت گره خورده است. او روان‌شناسی را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی خواند و سپس مدرک پزشکی خود را از کالج سلطنتی جراحان ایرلند دریافت کرد. شهرت جهانی جانسون بیشتر مدیون کتاب پرفروش «چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟» (۱۹۹۸) است که سال‌ها در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز باقی ماند، اما او در کارنامه خود مجموعه «مدیر یک‌دقیقه‌ای» (با همکاری کن بلانچارد) و کتاب «هدیه» را نیز دارد. آثار جانسون تاکنون به بیش از ۲۵ زبان ترجمه شده و ده‌ها میلیون نسخه از آن‌ها در سراسر جهان به فروش رسیده است. او در سوم جولای ۲۰۱۷ و در سن ۷۸ سالگی، پس از یک دوره طولانی مبارزه با سرطان، در سن دیگو درگذشت.

اسپنسر جانسون نویسنده کتاب قله ها و دره ها

ایده اصلی کتاب قله‌ها و دره‌ها در یک نگاه

ایده مرکزی جانسون این است که زندگی هر انسانی، صرف‌نظر از پیشینه، فرهنگ یا جایگاه اجتماعی‌اش، مانند یک موج پیوسته بین قله‌ها و دره‌ها در نوسان است. اما نکته‌ای که این کتاب را از هزاران کتاب انگیزشی مشابه متمایز می‌کند این است: قله‌ها و دره‌ها فقط اتفاق‌های بیرونی خوب یا بد نیستند؛ آن‌ها احساس درونی ما و واکنشی هستند که به رویدادهای پیرامون‌مان نشان می‌دهیم. به بیان دیگر، تجربه واقعی ما از زندگی، بیشتر شکل‌گرفته از تفسیر و واکنش‌مان به اتفاقات است تا خودِ اتفاقات.

جوهره پیام کتاب
خطاهایی که امروز در دوران خوش زندگی مرتکب می‌شوید، پایه‌گذار دره‌های فردا هستند؛ و برعکس، تصمیم‌های خردمندانه‌ای که امروز در سختی می‌گیرید، قله‌های آینده شما را می‌سازند.

peaks-and-valleys

خلاصه داستان کتاب؛ سفر یک مرد جوان از دره تا قله

کتاب با روایت مرد جوانی آغاز می‌شود که سال‌هاست در دره‌ای زندگی می‌کند و از این زندگی راضی نیست. او روزی تصمیم می‌گیرد به سمت قله‌ای حرکت کند و آنجا با پیرمردی آشنا می‌شود که یکی از آرام‌ترین و موفق‌ترین انسان‌های دنیاست؛ گفت‌وگوهای این دو، ستون اصلی داستان و منبع تمام درس‌های کتاب را می‌سازند.

زندگی در دره؛ نارضایتی‌ای که هر روز بزرگ‌تر می‌شود

مرد جوان داستان ما در دره‌ای زندگی می‌کند که بیشتر اطرافیانش آن را تنها نقطه ممکن جهان می‌دانند. او هر روز شاهد رفتارهایی از آدم‌های دور و برش است که به جای تلاش برای تغییر، تسلیم روزمرگی شده‌اند. سؤال‌های او درباره اینکه چرا باید همین‌جا بمانند، بی‌پاسخ می‌ماند و همین بی‌پاسخی، جرقه اولین تصمیم بزرگ زندگی‌اش را می‌زند.

کتاب قله ها و دره ها؛ زندگی در دره پیش از آغاز سفر به سوی قله

تصمیم به سفر؛ صعود به سوی ناشناخته‌ها

مرد جوان با وجود مخالفت اطرافیانش، لوازمش را جمع می‌کند و تنها راهی قله می‌شود. مسیر آسان نیست؛ جاده در دل جنگلی انبوه گم می‌شود، او مسیرش را چند بار از دست می‌دهد و با خستگی و ترس دست‌وپنجه نرم می‌کند، اما هر قدمی که به قله نزدیک‌تر می‌شود، انرژی و امیدش هم بیشتر می‌شود.

ملاقات با پیرمرد قله‌نشین؛ نقطه عطف داستان

بالاخره مرد جوان به قله می‌رسد و با پیرمردی روبه‌رو می‌شود که در نگاه اول، فقط یک ساکن ساده به نظر می‌رسد؛ اما هرچه گفت‌وگوی آن‌ها ادامه پیدا می‌کند، جوان درمی‌یابد که در برابر یکی از موفق‌ترین و آرام‌ترین انسان‌هایی ایستاده که تاکنون دیده است. پیرمرد به او می‌گوید قله‌ها و دره‌ها هیچ‌کدام چیز عجیبی نیستند؛ آن‌ها بخشی طبیعی از زندگی هر انسانی‌اند و تفاوت افراد فقط در نوع واکنشی است که به آن‌ها نشان می‌دهند.

نصیحت‌هایی که مسیر ذهن او را برای همیشه تغییر داد

پیرمرد در ادامه گفت‌وگو نکته‌ای ظریف را با تمثیل ستاره‌ها برای جوان توضیح می‌دهد: نوری که از دل تاریکی شب می‌بینیم، گاهی متعلق به ستاره‌ای است که مدت‌ها پیش خاموش شده؛ درست مثل بسیاری از باورهایی که ما درباره موفقیت یا شکست‌مان داریم و دیگر با واقعیت امروز همخوانی ندارند. این تمثیل، اولین درس بزرگ کتاب را می‌سازد: واقعیت را دوست خود بدانید، نه دشمن؛ چه در قله باشید و چه در دره، همیشه از خودتان بپرسید حقیقتِ این موقعیت چیست، نه اینکه ذهن‌تان آن را بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از واقعیتش جلوه دهد.

بازگشت به دره؛ وقتی ذهن هنوز در گذشته زندگی می‌کند

یکی از لحظات کلیدی داستان زمانی است که جوان بعد از رسیدن به قله، به‌جای خوشحالی، همچنان درگیر افسوس‌های دره است. پیرمرد به او یادآوری می‌کند که «جسم» او به قله رسیده، اما «ذهنش» هنوز در دره جا مانده است. تغییر واقعی زمانی آغاز می‌شود که بتوانید جسم و ذهن‌تان را در یک نقطه از زمان نگه دارید و واقعاً همان‌جا زندگی کنید که ایستاده‌اید.

فراموشی درس‌ها و افت دوباره به دره

جوان با انرژی تازه به دره برمی‌گردد و ایده‌های جدیدش را با خانواده، دوستان و همکارانش در میان می‌گذارد؛ اما بسیاری از آن‌ها به‌جای تشویق، فقط او را از سختی‌های مسیر می‌ترسانند. کم‌کم، در میان مشغله‌های روزمره، بخشی از درس‌های پیرمرد رنگ می‌بازد. با این حال، او یکی از همان اصول را در محل کارش به کار می‌گیرد، یک بحران را به فرصت تبدیل می‌کند و ارتقا می‌گیرد. موفقیت پشت موفقیت می‌آید، اما همین موفقیت‌ها کم‌کم غرور او را تغذیه می‌کنند؛ او دیگر به عادت‌هایی که او را به قله رسانده بودند پایبند نیست، دوستانش را از دست می‌دهد و درنهایت شغلش را نیز از دست می‌دهد.

توقف در فلات؛ چرا مکث کردن پیش از تصمیم بعدی حیاتی است

سردرگم از این سقوط ناگهانی، جوان به یک فلات آرام سفر می‌کند تا کمی از هیاهوی ذهنش فاصله بگیرد. همین فاصله کوتاه، فضایی برای مرور اشتباهات و بازسازی دیدگاهش فراهم می‌کند. پیرمرد بعدها به او توضیح می‌دهد که استراحت‌دادن به ذهن، دقیقاً به‌اندازه تلاش برای صعود اهمیت دارد؛ کسی که آماده ماندن در قله نباشد، حتی اگر با زحمت زیاد به آن برسد، به‌زودی دوباره سقوط خواهد کرد.

کتاب قله ها و دره ها؛ استراحت ذهنی در فلات پیش از تصمیم بعدی

بازگشت نهایی و تبدیل‌شدن به «پیرمرد» داستان

جوان بار دیگر به قله بازمی‌گردد، این‌بار با درکی عمیق‌تر از اصول پیرمرد. سال‌ها می‌گذرد، او خودش تبدیل به فردی موفق و آرام می‌شود و حتی زمانی که پیرمرد از دنیا می‌رود، به‌جای غرق‌شدن در غم، با قدردانی از آنچه از او آموخته، این فقدان را نیز به شیوه‌ای سازنده معنا می‌کند. او خودش تبدیل به راوی همین فلسفه برای نسل بعدی می‌شود؛ دقیقاً همان اتفاقی که این کتاب برای میلیون‌ها خواننده‌اش رقم زده است.

مفاهیم کلیدی و درس‌های کتاب قله‌ها و دره‌ها

واقعیت را دوست خود بدانید، نه دشمن

چه در قله باشید و چه در دره، مغز شما تمایل دارد شرایط را بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی کند. در قله، غرور باعث می‌شود همه‌چیز را بهتر از واقعیتش ببینید و در دره، ترس باعث می‌شود همه‌چیز را بدتر از واقعیتش تصور کنید. راه نجات، پرسیدن یک سؤال ساده از خودتان است: حقیقتِ این موقعیت دقیقاً چیست؟

به دنبال خوبی پنهان در هر دره باشید

یکی از تمرین‌های عملی کتاب این است که در بدترین شرایط هم دنبال یک نکته مثبت یا درس پنهان بگردید. این کار به معنای انکار سختی نیست، بلکه یعنی به‌جای ماندن در چرخه شکایت، ذهن‌تان را به سمت راه‌حل هدایت کنید.

کتاب قله ها و دره ها؛ تغییر نگاه برای پیدا کردن راه خروج از دره

قله‌ها و دره‌ها ابتدا در ذهن شما ساخته می‌شوند

پیش از آنکه در دنیای بیرون به قله برسید، باید در ذهن‌تان قله‌نشین شوید. کسی که ذهنیت دره‌نشینی دارد، حتی اگر بیرون به موفقیت برسد، احساس واقعی موفقیت را تجربه نمی‌کند.

ارزش شما به موقعیت جغرافیایی زندگی‌تان بستگی ندارد

قله یا دره‌ای که در آن هستید، هرگز میزان ارزشمندی شما را تعیین نمی‌کند. این احساسی که نسبت به خودتان دارید است که بنای واقعی عزت‌نفس‌تان را می‌سازد، نه موقعیت شغلی یا مالی‌تان.

غرور، سریع‌ترین راه سقوط از قله است

عادت‌هایی که شما را به قله رساندند، همان عادت‌هایی هستند که باید برای ماندن در قله ادامه دهید. لحظه‌ای که فکر کنید دیگر نیازی به تلاش، فروتنی و یادگیری ندارید، همان لحظه سقوط آغاز می‌شود.

ترس، دروازه ورود به دره‌های عمیق‌تر است

ترس مدیریت‌نشده، چه در قله و چه در دره، تصمیم‌های شما را مسموم می‌کند. باید یاد بگیرید ترس‌های واقعی را از ترس‌های ساختگی ذهن‌تان جدا کنید و مرزی روشن برای نگرانی‌هایتان تعیین کنید.

تصویرسازی ذهنی، نقشه راه رسیدن به قله است

هرچه تصویر ذهنی شما از هدف‌تان شفاف‌تر و واقع‌بینانه‌تر باشد، مسیر رسیدن به آن روشن‌تر می‌شود. این تصویرسازی، مخزن انگیزه شما را نیز شارژ نگه می‌دارد.

از مقایسه‌کردن دست بردارید

تا زمانی که خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید، همیشه دلیلی برای ناراحتی پیدا خواهید کرد. تنها رقیب واقعی شما، نسخه دیروز خودتان است.

به ذهن‌تان اجازه استراحت و بازبینی بدهید

گاهی بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید، فاصله‌گرفتن موقت از مسئله است؛ این فاصله، فضایی برای دیدن روشن‌تر تصویر بزرگ فراهم می‌کند.

موقعیت رفتار هوشمندانه رفتار ناهوشمندانه
در قله قدردانی، فروتنی و آماده‌سازی برای دوران سخت آینده غرور، بی‌خیالی و فراموش‌کردن عادت‌های موفق
در دره جست‌وجوی درس نهفته، اقدام عملی و پذیرش واقعیت مقصردانستن دیگران، انکار واقعیت و ماندن در چرخه شکایت

کاربردهای عملی کتاب قله‌ها و دره‌ها در زندگی و کسب‌وکار

  • در محل کار: بعد از هر پروژه موفق، یک جلسه کوتاه با تیم برگزار کنید و از آن‌ها بپرسید دقیقاً چه عاداتی این موفقیت را ساخته‌اند تا آن‌ها را تکرار کنید.
  • در مواجهه با شکست: به‌جای پرسیدن «چرا این اتفاق برای من افتاد؟»، بپرسید «چه چیزی در دل این اتفاق پنهان است که می‌تواند من را جلو ببرد؟»
  • ساخت نقشه قدردانی: فهرست یا تابلویی از لحظات، افراد و دستاوردهایی که به آن‌ها افتخار می‌کنید بسازید و در روزهای سخت به آن مراجعه کنید.
  • زمان‌بندی برای مکث: هر سه ماه یک‌بار، حتی یک روز کامل را به مرور مسیر شغلی و شخصی‌تان اختصاص دهید؛ همان کاری که مرد جوان داستان در فلات انجام داد.
  • مدیریت ترس: فهرستی از نگرانی‌هایتان تهیه کنید و کنار هر کدام بنویسید که آیا واقعی و قابل کنترل است یا صرفاً محصول تخیل شماست.
یک نکته مهم و هشدار
تغییر نگرش ابزاری قدرتمند برای عبور از چالش‌های روزمره است، اما جایگزین درمان تخصصی نیست. اگر با افسردگی، اضطراب شدید یا بحران روانی جدی روبه‌رو هستید، حتماً از یک متخصص سلامت روان کمک بگیرید.

نقد کتاب قله‌ها و دره‌ها؛ نقاط قوت و محدودیت‌ها

نقطه قوت اصلی این کتاب، سادگی و به‌یادماندنی‌بودن آن است؛ در کمتر از دو ساعت می‌توان آن را خواند و پیام اصلی‌اش برای سال‌ها در ذهن باقی می‌ماند. فرمت تمثیلی جانسون باعث می‌شود مفاهیم انتزاعی مانند تاب‌آوری و مدیریت تغییر، ملموس و قابل اجرا شوند و به همین دلیل این کتاب در دوره‌های آموزشی سازمانی و کارگاه‌های مدیریتی بسیار محبوب است.

در کنار این نقاط قوت، برخی منتقدان بین‌المللی معتقدند سادگی زیاد داستان می‌تواند خطر ساده‌انگاری چالش‌های عمیق را به همراه داشته باشد. برخی تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که تمرکز صرف بر تغییر دیدگاه، در مواجهه با بحران‌های واقعی سلامت روان کافی نیست و ممکن است به نوعی «مثبت‌اندیشی افراطی» دامن بزند که احساسات واقعی افراد را نادیده می‌گیرد. یکی از منتقدان در گودریدز نیز اشاره کرده که تجربه واقعی دره «به‌مراتب ویرانگرتر از آن چیزی است که در این تمثیل کوچک کسب‌وکاری» به تصویر کشیده شده است.

جمع‌بندی نقد
قله‌ها و دره‌ها ابزاری عالی برای مدیریت نوسان‌های روزمره شغلی و شخصی است، اما نباید آن را جایگزین راهکارهای تخصصی‌تر برای بحران‌های عمیق‌تر زندگی در نظر گرفت.

مقایسه کتاب قله‌ها و دره‌ها با چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟

هر دو کتاب از قلم اسپنسر جانسون و در قالب تمثیل نوشته شده‌اند، اما هرکدام روی جنبه متفاوتی از زندگی تمرکز دارند.

کتاب تمرکز اصلی پیام کلیدی
چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟ مواجهه با تغییر ناگهانی و غیرمنتظره هرچه سریع‌تر تغییر را بپذیرید و با آن حرکت کنید
قله‌ها و دره‌ها مدیریت چرخه‌های طبیعی و مکرر موفقیت و شکست واکنش شما به فراز و فرود، مهم‌تر از خود فراز و فرود است

جمع‌بندی نهایی: شما در قله‌اید یا در دره؟

کتاب قله‌ها و دره‌ها به ما یادآوری می‌کند که هیچ‌کس از این نوسان دائمی زندگی مصون نیست؛ نه ثروتمندترین افراد و نه موفق‌ترین مدیران. تفاوت اصلی انسان‌ها در این است که چقدر آگاهانه با این فراز و فرودها برخورد می‌کنند. اگر همین امروز در دره‌اید، به یاد داشته باشید که این دره، تنها نقطه گذر است نه مقصد نهایی؛ و اگر روی قله‌اید، فروتنی و آماده‌سازی برای فردا را فراموش نکنید. نگاهی کوتاه به زندگی خودتان بیندازید: امروز در کدام نقطه از این مسیر ایستاده‌اید و چه تصمیمی می‌تواند شما را یک قدم به قله بعدی نزدیک‌تر کند؟

سوالات متداول

این کتاب تمثیلی کوتاه از اسپنسر جانسون، داستان مرد جوانی را روایت می‌کند که در دره‌ای زندگی می‌کند و برای یافتن پاسخ نارضایتی‌هایش به دیدار پیرمردی می‌رود که در قله زندگی می‌کند؛ در این سفر او یاد می‌گیرد چگونه فراز و فرودهای طبیعی زندگی و کار را به نفع خود مدیریت کند.
نویسنده این کتاب اسپنسر جانسون (۱۹۳۸-۲۰۱۷)، پزشک و نویسنده آمریکایی و خالق کتاب پرفروش چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد؟ است. قله‌ها و دره‌ها که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، آخرین اثر او پیش از درگذشتش بود.
پیام اصلی این است که قله‌ها و دره‌ها بخش طبیعی و اجتناب‌ناپذیر زندگی هر انسانی هستند و به هم متصل‌اند؛ تصمیم‌های ما در دوران خوش، دره‌های آینده را می‌سازند و رفتار خردمندانه در دوران سخت، قله‌های آینده را رقم می‌زند. آنچه اهمیت دارد واکنش ماست، نه خود رویداد.
نسخه اصلی کتاب در نه فصل کوتاه نوشته شده و در نسخه‌های فارسی حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ صفحه دارد؛ به همین دلیل با سرعت متوسط مطالعه می‌توان آن را در یک تا دو ساعت خواند.
خیر؛ هرچند کتاب با محوریت فضای کسب‌وکار نوشته شده، اصولی مانند واقعیت را دوست خود دانستن، پرهیز از مقایسه و استفاده از مکث ذهنی، در روابط شخصی، سلامت روان و تصمیم‌گیری‌های روزمره نیز کاملاً کاربردی هستند.
برخی منتقدان معتقدند سادگی زیاد داستان می‌تواند باعث ساده‌انگاری چالش‌های عمیق روانی شود و در مواجهه با بحران‌های جدی، صرفِ تغییر نگرش کافی نیست و نیاز به راهکارهای تخصصی‌تر و گاه مشاوره حرفه‌ای دارد.

نظر شما درباره این مقاله چیست؟

238 نفر به این مقاله میانگین امتیاز 4.4 داده‌اند.

شما چه امتیازی میدهید؟

4.4/5 - (238 امتیاز)
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
حسین نوجوان
حسین نوجوان
4 سال قبل

ممنون از کتابهاتون
عالی هستین که وقت میزارین برا مردم برا پیشرفتشون مرسی انشالا موفق باشین

سیاره
سیاره
4 سال قبل

سلام ممنون از خلاصه کتابهاتون خیلی عالین موفق و سربلند باشید. کار خیلی ارزشمندیه و کمتر وقت آدم میگیره سعادتمند باشید در پناه خدا.

مرضیه برهمتی
مرضیه برهمتی
1 سال قبل

سپاس فراوان دارم از کار با ارزشی که دیدم
فوق‌العاده عالی و کامل و جامع تونست بهم کمک کنه
ممنونم

یوسف خلعتبری
یوسف خلعتبری
پاسخ به  مرضیه برهمتی
1 سال قبل

جناب خانم برهمتی، بسیار خوشحالیم که مطلب براتون مفید بوده و کمک کرده. از لطف و همراهی شما سپاسگزاریم.

با احترام، تیم خانه سرمایه.

فهرست مطالب

پیمایش به بالا