وقتی بستهای ماکارونی با برند «زر» در قفسه فروشگاه یا کابینت آشپزخانه ایرانی جا خوش میکند، کمتر کسی به این فکر میکند که پشت این محصول ساده، چه مسیر طولانی و دشواری نهفته است. این مقاله داستان کامل مرتضی سلطانی، بنیانگذار گروه صنعتی و پژوهشی زر و خالق برند «زر ماکارون» را روایت میکند؛ مردی که مسیرش از یک اتاق گلی در حومه قم تا رأس یکی از بزرگترین گروههای صنعتی غذایی ایران، پر است از درسهای عملی برای هرکسی که میخواهد از صفر شروع کند.
مرتضی سلطانی کیست؟ پاسخ کوتاه پیش از ورود به جزئیات
مرتضی سلطانی کارآفرین ایرانی، بنیانگذار و رئیس هیأت مدیره گروه صنعتی و پژوهشی زر و خالق برند شناختهشده «زر ماکارون» است. او فعالیت حرفهایاش را از سولهسازی در سالهای ابتدایی پس از انقلاب آغاز کرد، سپس وارد صنعت ساخت مواد اولیه فلزی شد و در نهایت با ورود به صنایع غذایی، یکی از بزرگترین زنجیرههای تولید آرد، سمولینا، ماکارونی و فروکتوز کشور را بنا نهاد. آنچه داستان او را از بسیاری روایتهای موفقیت متمایز میکند، نقطه شروع اوست: کودکی در فقر مطلق، بدون امکانات، و بدون هیچ سرمایه اولیهای جز پشتکار و یک مادر مقاوم.
خلاصهی سریع برای عجلهدارهامرتضی سلطانی در اوایل دهه ۱۳۴۰ در خانوادهای فقیر در حومه قم به دنیا آمد، فعالیتش را با سولهسازی شروع کرد، وارد صنایع فلزی شد و سپس با تاسیس آرد زر، سمولینای زر و در نهایت زر ماکارون در سال ۱۳۸۴، صنعت غذای ایران را متحول کرد. امروز او علاوه بر ریاست هیأت مدیره گروه صنعتی زر، ریاست کانون عالی انجمنهای صنفی کارفرمایی ایران را نیز برعهده دارد.
نگاهی فشرده به کارنامه او در یک جدول
| مورد | جزئیات |
|---|---|
| نام | مرتضی سلطانی |
| سال تولد | حدود ۱۳۴۰ شمسی (در برخی منابع ۱۳۳۷) |
| محل تولد | حومه قم (قلعه مبارکآباد / روستای قاهان) |
| تحصیلات | کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی |
| شروع فعالیت حرفهای | سولهسازی، اوایل دهه ۱۳۶۰ |
| برند اصلی | زر ماکارون (بهرهبرداری از سال ۱۳۸۴) |
| سمت فعلی | رئیس هیأت مدیره گروه صنعتی و پژوهشی زر |
| مسئولیت اجتماعی | رئیس هیأت مدیره کانون عالی انجمنهای صنفی کارفرمایی ایران |
پیش از ادامه ماجرا، نمودار زیر کل مسیر رشد او را در یک نگاه نشان میدهد:

کودکی در دل فقر: نقطهای که همهچیز از آنجا شروع شد
کودکی مرتضی سلطانی در شرایطی سپری شد که خانوادهاش در فقر مطلق به سر میبردند. خانه آنها یک اتاق گِلی اجارهای در قلعه «مبارکآباد قم» بود که در آن مرتضی به همراه مادر و سه فرزند دیگر زندگی میکردند.
نکتهای درباره دقت منابعدرباره سال و محل دقیق تولد مرتضی سلطانی، منابع مختلف روایتهای اندکی متفاوت ثبت کردهاند (۱۳۳۷ یا ۱۳۴۰، قلعه مبارکآباد یا روستای قاهان قم). در این مقاله رایجترین روایت را آوردهایم؛ این تفاوت جزئی، اصل داستان زندگی او را تغییر نمیدهد.
مادری که با گیوهدوزی، پنج نفر را سرپا نگه داشت
درآمد اندک خانواده از هنر گیوهدوزی مادر تامین میشد؛ اما حاصل سوزنزدنهای او آنقدر نبود که خرج یک زندگی پنجنفره را بگذراند. به همین دلیل سه فرزند دیگر خانواده نیز درس را رها کردند و از همان نوجوانی وارد بازار کار شدند تا باری هرچند کوچک از دوش مادرشان بردارند.

رها کردن، همیشه راحتترین راهی است که به ذهن انسان میرسد؛ اما کسانی که میمانند و مسئولیتهایشان را میپذیرند، معمولاً پایان متفاوتی را تجربه میکنند. مادر مرتضی، با وجود فقری که گریبانش را گرفته بود، بهجای رها کردن، ماندن و مبارزه را انتخاب کرد. فرزندان، شیوه برخورد با مشکلات را از رفتار پدر و مادرشان میآموزند؛ و مرتضی که از مفهوم پدر چیز زیادی نمیدانست، ناخواسته از مادرش الگوبرداری کرد. او یاد گرفت کار کردن عار نیست و با پولی که بعد از مدرسه از شستن قبرها به دست میآورد، جلوی مادرش خودی نشان میداد.
مدرسه رفتن با دست خالی

مادرش که میخواست مرتضی به مدرسه برود، با مخالفت شدید پدرش که گاهگاهی سری به آنها میزد، روبهرو شد. ماجرا به آنجا ختم شد که پدر، مدرسه رفتن فرزندش را بهانهای برای طلاق همسرش کرد. در کمال ناباوری، مادر مرتضی این شرط سنگین را پذیرفت و او راهی مدرسه شد؛ حتی بدون دفتر و مدادی که بتواند مشقهایش را بنویسد. با این حال، سختیها نتوانستند جلوی ذوق و علاقه او به یادگیری را بگیرند و استعدادش در مدرسه، ثابت کرد که لیاقت این فداکاری را داشته است.
از قم به تهران: جوانیای که دنبال فرصتهای کشفنشده میگشت

دیپلم گرفتن مرتضی سلطانی، پایان موقت تحصیلاتش بود؛ بهخاطر انقلاب فرهنگی نتوانست به دانشگاهی که در رشته مدیریت صنعتی پذیرفته شده بود برود. کار پارهوقت نزد برادرانش در زمینه قالی نیز نتوانست قلب پرشور او را آرام کند. به همین دلیل قم را به مقصد تهران، با آرزوهایی بزرگ و دعای مادرش، ترک کرد. خودش در اینباره میگوید: «حالا به تهران آمده بودم اما نمیدانستم کجا و چگونه باید به دنبال کار بگردم… با چند نفر از دوستانم دفتری در خیابان فلسطین اجاره کردیم. در آنجا هم میخوابیدیم، هم زندگی میکردیم و هم محل قرارهای کاری ما بود.»
لیونل مسی:
باید مبارزه کنی تا به رویاهایت برسی. باید فداکاری کرده و سخت تلاش کنی.
کشف سولهسازی: جرقهای که مسیر زندگی را عوض کرد
یک آگهی روزنامه که همهچیز را تغییر داد
مرتضی مدتی را به همین شکل در تهران سپری کرد تا به واسطه یکی از دوستانش با واژه «سوله» آشنا شد. دوستش روی سولههای ساختهشده پوشش میزد و مرتضی که کنجکاو شده بود، از او خواست در ساخت سوله همکاری کند؛ درخواستی عجیب، چون او در طول عمرش حتی یک سوله هم ندیده بود. دوستش که از این رفتار متعجب شده بود گفت: «حرف زدن با تو اتلاف وقت است. اگر اینجا بمانم نه خودت به جایی میرسی و نه میگذاری من به کار و کاسبیام برسم.» او رفت، اما نتوانست جلوی ذهن پرسشگر مرتضی را بگیرد. سلطانی برای پیدا کردن پاسخ، شروع به تحقیق کرد و کارخانهای به نام «سولیران» را پیدا کرد که پیش از انقلاب، ایرانیها و خارجیها در آن روی ساخت سولههای فلزی کار میکردند. دیدار از این کارخانه به او فهماند که ساخت سوله اصلاً چیز پیچیدهای نیست.
از یک قرارداد آزمایشی تا انحصار در ۲۰ استان
مرتضی از سولهسازی چیزی نمیدانست و کسی هم نبود که به او یاد بدهد؛ چون تا پیش از انقلاب، ساخت سوله در انحصار خارجیها بود و با رفتن آنها، سوله جدیدی ساخته نمیشد. او تصمیم گرفت آگهیای در روزنامه منتشر کند: «ما برای شما سوله میسازیم.» فردای همان روز، تشکیلاتی به نام «اتحادیه امکان» با او تماس گرفت. وقتی فهمیدند این جوان هیچ چیز درباره سولهسازی نمیداند، عصبانی شدند؛ اما مرتضی آنقدر پافشاری کرد که مدیرعامل اتحادیه را راضی کرد فرصتی به گروهش بدهد. با کمک مهندس ناظر آن اتحادیه، اولین سوله باکیفیت تحویل داده شد؛ موفقیتی که مسیر قراردادهای بعدی را هموار کرد و او توانست انحصار ساخت سوله را در ۲۰ استان کشور به دست بگیرد.
ساخت زنجیره مواد اولیه صنعتی: از ریختهگری تا اولین میللنگ ایرانی
ساخت گسترده سولهها نتوانست مرتضی را راضی نگه دارد. او کارخانههایی راهاندازی کرد که مواد اولیه مورد نیاز سولهسازی را تولید میکردند. با وارد کردن کورهها و ماشینآلات از آلمان، خط تولید «صنایع چدن پارس» را راهاندازی کرد، سپس یک کارخانه تراشکاری و کارخانهای دیگر با عنوان «لولههای دقیق کاوه» در شهرک صنعتی کاوه احداث کرد. سالها فعالیت او در حوزه ریختهگری باعث شد بهعنوان اولین تولیدکننده میللنگ در ایران نیز شناخته شود؛ نشانهای از اینکه سلطانی هیچگاه به یک محصول واحد قانع نبود و همیشه به دنبال تکمیل زنجیره تولید بود.
ورود به صنایع غذایی: داستان متولد شدن زر ماکارون

از آرد زر (۱۳۷۲) تا سمولینای زر (۱۳۸۰)
مرتضی بار دیگر تحقیقاتش را در زمینه صنایع غذایی آغاز کرد و متوجه شد نوعی گندم خاص به نام «گندم دوروم» در ایران وجود دارد که در کشورهای دیگر برای تهیه «آرد سمولینا» و تولید ماکارونی استفاده میشود؛ اما در ایران به دلیل ناآگاهی، آن را با گندمهای معمولی مخلوط میکردند تا هدر نرود. او در سال ۱۳۷۲ با بهرهبرداری از شرکت آرد زر، رسماً وارد صنعت آرد شد و در سال ۱۳۸۰ نیز اولین کارخانه سمولینای ایران را راهاندازی کرد؛ تمام گندمهای دوروم کشاورزان را خرید و برای اولین بار در ایران از آنها آرد سمولینا تولید کرد.
سال ۱۳۸۴؛ سالی که زر ماکارون متولد شد
میزان آرد تولیدی بیشتر از خریداران آن بود؛ به همین دلیل سلطانی تصمیم گرفت خودش خط تولید ماکارونی راه بیندازد و آرد تولیدیاش را به کار بگیرد. این تصمیم، آغازی برای «زر ماکارون» شد که در اواخر سال ۱۳۸۴ به بهرهبرداری رسید. خودش میگوید: «من برای شرکت زر ماکارون و گروه زر بسیار تلاش کردم و به دانش بهای زیادی دادم. سرانجام توانستم پکیجی در گروه زر ایجاد کنم که شامل دانشگاه زر، سمولینای زر، آسیاب زر، زر ماکارون، سیلوهای زر، زر پخش و غیره میشد.»
واقعیت یا ادعای بازاریابی؟در برخی منابع عنوان شده زر ماکارون با تولید روزانه حدود ۱۵۰۰ تن، دومین تولیدکننده بزرگ ماکارونی جهان بعد از باریلای ایتالیا است. این رقم عمدتاً برگرفته از گفتههای خود مجموعه است و منبع رسمی بینالمللی مستقلی آن را تایید نکرده؛ اما بدون تردید زر ماکارون یکی از بزرگترین تولیدکنندگان منطقه خاورمیانه به شمار میرود.
اگنس مارتین، نقاش:
برای پیشرفت در زندگی باید چیزهایی که دوست نداری را رها کنی. باید چیزهایی را پیدا کنی که در ذهنت قابل قبول هستند.
گسترش به فروکتوز و پالایشگاه غلات: وقتی سلطانی دوباره ریسک کرد
یک ذهن پرهیجان همیشه به دنبال مسیری تازه میگردد. مرتضی متوجه شد سرانه مصرف قند و شکر در ایران بسیار بالاست و مردم به قندهای کمخطرتر و طبیعیتری مثل فروکتوز دسترسی ندارند؛ نوشابههای صنعتی هم فقط از شکر استفاده میکردند. او تصمیم گرفت این چرخه را تغییر دهد و به سراغ تولید فروکتوز برود. برای این کار، زمینی به متراژ یک میلیون مترمربع در هشتگرد خرید و با کمک مهندسان دانشگاه صنعتی شریف و چند مشاور خارجی، اولین طرحهای فروکتوز و استخراج قند از ذرت را در ایران اجرا کرد. این پروژه، بعدها به پایهگذاری یکی از بزرگترین پالایشگاههای غلات کشور تبدیل شد؛ پروژهای که به گفته خود او، حتی در سختترین سالهای تحریم هم متوقف نشد.
زر ماکارون در بورس تهران و نقشه امروز گروه صنعتی زر
گروه صنعتی زر در سالهای اخیر وارد فاز تازهای از رشد شده است. در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۹۹، سهام شرکت زر ماکارون با نماد «غزر» برای اولین بار در بورس اوراق بهادار تهران عرضه شد؛ اتفاقی که شفافیت مالی بیشتری برای این مجموعه به همراه آورد و آن را از یک بنگاه خانوادگی صرف، به یک شرکت سهامی عام با نظارت عمومی تبدیل کرد. امروز گروه زر مجموعهای متنوع از زیرمجموعههاست:
| زیرمجموعه | حوزه فعالیت |
|---|---|
| آرد زر | تولید آرد صنعتی |
| سمولینای زر | تولید آرد سمولینا از گندم دوروم |
| زر ماکارون (نماد غزر) | تولید انواع ماکارونی، پذیرفتهشده در بورس تهران |
| زر فروکتوز | تولید فروکتوز و قند مایع از ذرت |
| زر ترابر | حملونقل و لجستیک گروه |
| زر پخش | توزیع و پخش محصولات |
| دانشگاه علمیکاربردی زر | آموزش و توسعه تخصصی نیروی انسانی |
در کنار اینها، گروه زر با راهاندازی نیروگاه برق و حرارت اختصاصی و توسعه واحدهای دانشبنیان، مسیر خودکفایی و کاهش وابستگی به زیرساختهای بیرونی را نیز دنبال کرده است.
نگاه مرتضی سلطانی به تحریمها: دیدن فرصت در دل محدودیت
مرتضی سلطانی، مانند هر فعال اقتصادی دیگری، از تحریمهای وارد شده به ایران خسته شده و آن را اتفاقی ناخوشایند توصیف میکند؛ اما توانایی دیدن نیمه پر لیوان را حفظ کرده است. او در اینباره میگوید: «در تحریم، به علت اینکه همه درها بسته است، گاهی اتفاقهای خوبی هم میافتد. مثلاً اینکه استعدادهای خوبی در زمینههای مختلف، فرصت شکوفایی پیدا میکنند.» همین نگاه بود که او را واداشت در شرایط سخت تحریم، بزرگترین پالایشگاه غلات کشور را با تکیه بر دانش داخلی راهاندازی کند؛ نمونهای عملی از اینکه محدودیت، همیشه به معنای توقف نیست.
افتخارات و جایگاه اجتماعی مرتضی سلطانی
- کارآفرین برتر علمی سال ۱۳۹۲ در بخش صنعت (هشتمین جشنواره امتنان از کارآفرینان برتر کشور)
- کارآفرین برتر سال ۱۳۹۱ در پنجمین همایش نوآوری و عدالت اقتصادی
- شخصیت برتر صنایع غذایی کشور در سال ۱۳۹۰ (به همت انجمن علوم و صنایع غذایی ایران)
- انتخاب بهعنوان رئیس هیأت مدیره کانون عالی انجمنهای صنفی کارفرمایی ایران
درسهای کارآفرینی از مسیر مرتضی سلطانی برای امروز ایران
فراتر از داستان شخصی، مسیر مرتضی سلطانی چند اصل عملی دارد که برای هر کارآفرین ایرانی، بهویژه در شرایط اقتصادی پیچیده امروز، کاربردی است:
- سرمایه واقعی، پول نقد نیست. خودش میگوید: «من پولدار نیستم، سرمایهدار هستم. سرمایه من ماشینآلاتم، دانشگاهم، دانش فنیام، تکنولوژیام، برندم، کارم، تولیدم و نیروی انسانیام است.» این جمله در واقع یک اصل مدیریتی مهم است: کسبوکاری که فقط روی نقدینگی بنا شده باشد، در برابر تورم و نوسان ارزی شکننده است؛ اما داراییهایی مثل دانش فنی، برند و نیروی انسانی ماهر، در بلندمدت ارزشساز هستند.
- مسئولیتپذیری، جایگزین فرار میشود. در دنیایی که «رها کردن» سادهترین گزینه است، ماندن مادر مرتضی در شرایط سخت، نشان میدهد که تداوم و پذیرش مسئولیت، پیششرط هر تغییر بزرگ است؛ چه در زندگی شخصی، چه در مدیریت یک کسبوکار نوپا.
- کنجکاوی، موتور یادگیری بدون سرمایه است. ورود او به سولهسازی، بدون هیچ دانش قبلی، نشان میدهد که در نبود سرمایه مالی یا تحصیلات تخصصی، پرسشگری و تحقیق میدانی میتواند جایگزین آموزش رسمی شود؛ درسی مهم برای کارآفرینان جوانی که فکر میکنند بدون مدرک دانشگاهی نمیتوانند وارد یک صنعت تخصصی شوند.
- عدم رضایت از وضع موجود، موتور رشد است. از سوله به فلز، از فلز به آرد، از آرد به ماکارونی و از ماکارونی به فروکتوز؛ سلطانی هیچگاه در یک نقطه متوقف نشد. این الگو نشان میدهد که تکمیل زنجیره ارزش (بهجای پراکندهکاری) میتواند مسیر رشد پایدار یک گروه صنعتی باشد.
- شروع زودتر از «امروز». او میگوید: «آدمهای تنبل میگویند از فردا شروع میکنم؛ آدمهای معمولی میگویند از همین امروز؛ اما آدمهای عجیب و غریب از دیروز شروع میکنند و همیشه از خودشان طلبکارند.» این جمله در واقع یک هشدار عملی است: تعلل، بزرگترین دشمن هر ایده کسبوکاری است.
چگونه این درسها را در کسبوکار امروز ایران به کار ببریم؟
الگوی سلطانی برای کارآفرینان امروز ایران، بهویژه در شرایط تحریم و نوسان بازار، چند کاربرد مشخص دارد:
- شکافهای کوچک بازار را جدی بگیرید. کشف نادیدهگرفتهشدن گندم دوروم در ایران، نقطه شروع یک امپراتوری غذایی شد؛ بسیاری از فرصتهای بزرگ، در جزئیات نادیدهگرفتهشده صنایع موجود پنهاناند.
- زنجیره تامین را در دست بگیرید. از تولید آرد تا تولید محصول نهایی، سلطانی کنترل کامل روی زنجیره ارزش داشت؛ این کار ریسک وابستگی به تامینکننده بیرونی را کاهش میدهد.
- شفافیت مالی را جدی بگیرید. عرضه سهام زر ماکارون در بورس، نشان میدهد که رشد از یک کسبوکار خانوادگی به یک بنگاه حرفهای، نیازمند شفافیت و ساختار حاکمیت شرکتی است.
- روی نیروی انسانی سرمایهگذاری کنید. راهاندازی «دانشگاه زر» نشان میدهد که آموزش داخلی نیروی انسانی، جایگزین ارزانتر و پایدارتری برای واردات دانش فنی است.
نقد کوتاه: نقاط قوت و محدودیتهای الگوی سلطانی
| نقاط قوت | محدودیتها و نکات قابل تامل |
|---|---|
| تکمیل عمودی زنجیره تولید از ماده اولیه تا محصول نهایی | برخی آمار عملکردی (مانند رتبه جهانی) عمدتاً از منابع داخلی خود شرکت نقل شده است |
| سرمایهگذاری مستمر روی دانش فنی و آموزش نیروی انسانی | وابستگی بخشی از توسعه به واردات ماشینآلات و مشاوران خارجی در دهههای گذشته |
| ورود به بورس و افزایش شفافیت مالی | جزئیات دقیق مالی و ساختار سهامداری خانوادگی بهطور کامل عمومی نیست |
جمعبندی نهایی: چرا داستان مرتضی سلطانی هنوز الهامبخش است؟
داستان مرتضی سلطانی، روایت یک معجزه یکشبه نیست؛ روایت چند دهه تصمیمهای پیدرپی، ریسکهای حسابشده و ماندن در شرایطی است که فرار از آنها سادهتر بود. از کودکی در فقر تا ساخت گروهی صنعتی که امروز بخش قابل توجهی از زنجیره غذایی ایران را در دست دارد، مسیر او نشان میدهد که کارآفرینی بومی و متناسب با شرایط واقعی ایران، از دل شناخت دقیق نیازهای بازار داخلی و پشتکار بیوقفه متولد میشود، نه از دل شانس.
جمعبندی در یک نگاهمرتضی سلطانی با تکیه بر کنجکاوی، مسئولیتپذیری و تکمیل زنجیره ارزش، از یک کودک فقیر قمی به بنیانگذار یکی از بزرگترین گروههای صنعتی غذایی ایران تبدیل شد. درس اصلی او برای امروز: بهجای دنبال کردن سرمایه آماده، دانش و مسئله واقعی بازار را دنبال کنید.
زندگی امروز خود را با ماجراهایی که خالق برند زر ماکارون از سر گذراند مقایسه کنید؛ چقدر تفاوت وجود دارد؟ آیا این جسارت را در خودتان میبینید که مثل او، سختیها را کنار بزنید و قدمهای بزرگ رو به جلو بردارید؟








چقد عالی چقد گریه م گرفت .خدا حفظش کنه
باسلام
بعضی وقتا آدم جلو میره ولی نمیشه. نظر من اینه که خداوند وقتی میخواد کسی رشد کنه رو یه کسی یا یه چیزی رو وسیله قرار میده تا او پیشرفت کنه. البته جسارت و زیرکی اون شخص هم شرط است. من خودم خیلی تو فکر یه ایده جدید و خلاقانه هستم که بتونم یه حرکت نوین بزنم ولی وقتی بهش فکر میکنم خیلی خیلی دشوار است که بتوان اونو عملی کرد. ولی درست میشه شک ندارم. حس میکنم کمی وقت و لطف خدا نیاز است.
بسم الله الرحمن الرحیم
یعنی به نام خداوند بخشنده مهربان
خداوندی که مهربان خوانده میشود:
خدا مهربونه پس برای همه میخواد، اون چیزی که باعث میشه شما نتونید موفق بشید و به جای برسید فقط باورهای ذهن شماست
ذهن خیلی قدرتمنده و همون چیزی رو ب شما نشون میده که باورش دارید
باورهاتون رو تغییر بدین موفق میشید
بنده پس از ۱۱سال اون هم درانبار گفتن شمارانیازنداریم هیچ کاری هم نکرده بودم
خیلی مفید بود..
آموختم هیچگاه دلیل پیشرفت یا پسرفت مالی زندگیمان را به گردن دیگران نیندازیم.خودمان عامل پیشرفت وپسرفت زندگیمان خواهیم بود..
نظر من این است چطور شده صاحبان زرماکارون و تک ماکارون هر دو در قبرستان قبرها را می شستند و حالا ارزاق زنده های مملکت را بدست گرفته اند !
شاید دعای مرده ها ست که این دو با آب ریختن روی آنها دل شان را خنک کرده اند و شاید علل دیگری دارد .
ولی می دانیم که در ۳۰ سال هیچیک از صنایع بزرگ جهان با سرعت نور پیشرفت نمایند !
جناب آقای حقی،
نظرات شما جالب و تأملبرانگیز است. قطعاً موفقیتهای اقتصادی بر پایه عواملی همچون تلاش، شجاعت و بهرهبرداری از فرصتهاست. در این میان، هرگونه تغییر در مسیرهای شغلی و صنعتی میتواند عوامل مختلفی داشته باشد.
با احترام، تیم خانه سرمایه