خلاصه و بررسی کامل کتاب چین چگونه سرمایه‌داری شد | رونالد کوز و نینگ وانگ

فهرست مطالب

چطور کشوری که در دهه ۱۹۶۰ میلیون‌ها نفر از مردمش را از گرسنگی از دست داد، در کمتر از چهار دهه به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شد؟ این پرسشی است که «رونالد کوز»، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، و همکارش «نینگ وانگ» در کتاب «چین چگونه سرمایه‌داری شد؟» (How Did China Become Capitalist) به آن پاسخ می‌دهند. پاسخ آن‌ها ساده نیست و برخلاف تصور عمومی، داستان یک برنامه‌ریزی هوشمندانه از بالا به پایین نیست؛ بلکه روایت یک تحول تصادفی، پرهزینه و اغلب برنامه‌ریزی‌نشده است که از دل بحران بیرون آمد. در این مقاله، خلاصه‌ای دقیق، تحلیلی و کاربردی از این کتاب مهم اقتصادی ارائه می‌دهیم؛ کتابی که نه‌تنها تاریخ اقتصادی چین را روایت می‌کند، بلکه درس‌های ارزشمندی درباره اصلاحات نهادی، مدیریت تغییر و خطر تصمیم‌گیری متمرکز به همراه دارد.

معرفی نویسندگان: چرا باید به حرف رونالد کوز اعتماد کرد؟

«رونالد کوز» (۱۹۱۰-۲۰۱۳) یکی از تأثیرگذارترین اقتصاددانان قرن بیستم و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۱ بود. او نظریه‌پرداز مفهوم «هزینه مبادله» (Transaction Cost) و «نظریه کوز» است؛ نظریه‌ای که نشان می‌دهد چگونه تعریف روشن حقوق مالکیت می‌تواند کارایی اقتصادی را بدون دخالت مستقیم دولت افزایش دهد. کوز این کتاب را در سن ۱۰۲ سالگی و در همکاری با «نینگ وانگ»، استاد دانشگاه ایالتی آریزونا، منتشر کرد. این کتاب نخستین‌بار در سال ۲۰۱۲ توسط انتشارات پالگریو مک‌میلان به چاپ رسید و نسخه فارسی آن با ترجمه سید پیمان اسدی توسط انتشارات دنیای اقتصاد منتشر شده است.

نکته مهم این است که کوز صرفاً یک ناظر بیرونی نبود؛ او بنیان‌گذار «مرکز کوز برای مطالعه اقتصاد» در دانشگاه ژجیانگ چین نیز بود و برای سال‌ها از نزدیک تحولات اقتصادی این کشور را رصد می‌کرد. همین پیشینه علمی و میدانی، اعتبار ویژه‌ای به تحلیل‌های این کتاب می‌بخشد؛ به‌گونه‌ای که «داگلاس نورث»، اقتصاددان دیگر برنده نوبل، این اثر را یکی از دقیق‌ترین پژوهش‌ها درباره تحول یک جامعه توصیف کرده است.

نظریه کوز به زبان ساده
ایده اصلی رونالد کوز این است که اگر حقوق مالکیت به‌روشنی تعریف شود و هزینه مذاکره بین طرفین پایین باشد، افراد و بازار خودشان کاراترین راه‌حل را برای تخصیص منابع پیدا می‌کنند؛ بدون نیاز به دستور و برنامه‌ریزی دولتی. این همان عینکی است که کوز و وانگ با آن به تحولات چین نگاه می‌کنند.

این کتاب برای چه کسانی مناسب‌تر است؟

«چین چگونه سرمایه‌داری شد؟» یک کتاب دانشگاهی صرف نیست، اما روایتی سرگرم‌کننده و سطحی هم نیست. این کتاب برای گروه‌های زیر ارزش خواندن بالایی دارد:

  • علاقه‌مندان به اقتصاد سیاسی و توسعه: کسانی که می‌خواهند بفهمند چرا برخی کشورها با وجود منابع مشابه، مسیرهای اقتصادی کاملاً متفاوتی را طی می‌کنند.
  • مدیران و کارآفرینان: برای درک اینکه چگونه نوآوری واقعی اغلب از حاشیه سازمان یا بازار بیرون می‌آید، نه از دستور مرکز.
  • سیاست‌گذاران و دانشجویان علوم سیاسی: برای مطالعه یک نمونه واقعی از اصلاح نهادی تدریجی در برابر اصلاحات شوک‌درمانی.
  • علاقه‌مندان به تاریخ معاصر چین: کسانی که می‌خواهند فراتر از کلیشه‌های رسانه‌ای، ریشه‌های واقعی قدرت اقتصادی چین را بشناسند.

ایده اصلی کتاب: سرمایه‌داری چین یک طرح از پیش‌نوشته نبود

مهم‌ترین و شاید جنجالی‌ترین ادعای کوز و وانگ این است: رهبران چین هرگز از ابتدا قصد ساختن یک اقتصاد سرمایه‌داری را نداشتند. آن‌ها می‌خواستند سوسیالیسم را کارآمدتر کنند، نه آن را کنار بگذارند. اما در مسیر این تلاش، شکست‌های پی‌درپی نظام دولتی، فضایی را باز کرد که در آن نیروهای بازار به‌صورت خودجوش و از «حاشیه» جامعه سر بر آوردند. نویسندگان این پدیده را «انقلاب‌های حاشیه‌ای» می‌نامند؛ تحولاتی که نه از پکن، بلکه از روستاها و شهرهای کوچک آغاز شدند و دولت مرکزی تنها زمانی آن‌ها را به رسمیت شناخت که موفقیتشان غیرقابل انکار شده بود.

به بیان ساده‌تر، سرمایه‌داری چینی محصول «کنش انسانی بود، نه طراحی انسانی»؛ دقیقاً همان ایده‌ای که اقتصاددانان کلاسیک مانند آدام اسمیت و فردریش هایک درباره نظم‌های خودجوش بازار مطرح کرده بودند. برای فهم عمیق این ایده، ابتدا باید به نقطه شروع فاجعه‌بار این مسیر یعنی دوران مائو نگاه کرد.

ریشه بحران: چین در دوران مائو و بهای سنگین ایدئولوژی

مائو، انقلاب فرهنگی و حذف نخبگان علمی

«مائو تسه‌تونگ»، رهبر حزب کمونیست چین، از همان دوران جوانی شیفته اندیشه‌های کمونیستی روسیه شد و تصمیم گرفت کل ملت چین را که سال‌ها درگیر جنگ داخلی و خارجی بود، به این مسیر سوق دهد. پس از به قدرت رسیدن، مائو با تحصیلات آکادمیک و نخبگان دانشگاهی که در سنت کنفوسیوسی چین جایگاه والایی داشتند، به‌شدت مخالفت کرد. نتیجه این نگاه، حذف سیستماتیک روشنفکران، اساتید دانشگاه و کارشناسان فنی از عرصه تصمیم‌گیری بود؛ درست در لحظه‌ای که چین بیش از هر زمان دیگری به دانش و تخصص برای بازسازی نیاز داشت.

چین چگونه سرمایه داری شد؟

در ادامه، مائو با هدف جلوگیری از شورش‌های منطقه‌ای، قدرت اجرایی گسترده‌ای را به مقامات محلی واگذار کرد. این تصمیم که در ظاهر نوعی تمرکززدایی بود، در عمل به ابزاری برای کنترل تبدیل شد؛ چون هر مقام محلی از ترس برکناری یا حذف فیزیکی، تمام دستورات مرکز را بدون چون‌وچرا اجرا می‌کرد. این ساختار ترس‌محور، زمینه را برای یکی از بزرگ‌ترین فاجعه‌های انسانی قرن بیستم فراهم کرد.

جهش بزرگ به پیش: وقتی آمار دروغین جان میلیون‌ها نفر را گرفت

سیاست «جهش بزرگ به پیش» با هدف افزایش سریع تولید کشاورزی و صنعتی طراحی شد؛ اما در عمل به مصادره زمین‌های کشاورزان، ذوب وسایل خانگی برای «تولید فولاد»، و حتی کشتار سراسری گنجشک‌ها (که باعث طغیان آفات کشاورزی شد) منجر شد. مشکل اصلی اما جای دیگری بود: مقامات محلی برای اثبات موفقیت سیاست‌های مائو، آمارهای غیرواقعی از میزان تولید غلات ارائه می‌دادند. دولت مرکزی بر اساس همین آمار دروغین، سهمیه صادرات غله را تعیین می‌کرد و کشاورزانی که خودشان گرسنه بودند، مجبور به تحویل آخرین دانه محصولشان می‌شدند.

چین چگونه سرمایه داری شد؟

هزینه انسانی یک تصمیم اشتباه
بر اساس برآوردهای تاریخی که در کتاب نیز مورد اشاره قرار گرفته، دست‌کم ۴۰ میلیون نفر در جریان قحطی ناشی از سیاست جهش بزرگ به پیش جان خود را از دست دادند؛ فاجعه‌ای که ریشه آن نه در کمبود واقعی منابع، بلکه در نبود بازخورد صادقانه و ترس از بیان حقیقت بود.

مرگ مائو؛ نقطه‌ای که مسیر تاریخ تغییر کرد

پس از سال‌ها سرکوب، گرسنگی و خفقان، مرگ مائو در سال ۱۹۷۶ فضایی از تردید و امکان تغییر ایجاد کرد. جانشینان او به‌خوبی می‌دانستند که روی لبه تیغ حرکت می‌کنند؛ اگر مردم علیه ساختار حزب کمونیست متحد می‌شدند، هیچ نیرویی نمی‌توانست جلوی فروپاشی را بگیرد. به همین دلیل، رهبران جدید چین به‌جای دفاع کورکورانه از میراث مائو، مسیر «اصلاح» را در پیش گرفتند؛ هرچند در ابتدا هیچ نقشه روشنی برای این اصلاحات نداشتند.

چهار «انقلاب حاشیه‌ای»؛ موتور واقعی معجزه اقتصادی چین

اینجاست که کتاب کوز و وانگ، مهم‌ترین و اصیل‌ترین بخش تحلیل خود را ارائه می‌دهد؛ بخشی که معمولاً در روایت‌های ساده‌شده از «معجزه چین» نادیده گرفته می‌شود. به گفته نویسندگان، تحول اقتصادی چین در دهه ۱۹۸۰ نتیجه یک برنامه دولتی منسجم نبود، بلکه محصول چهار نیروی حاشیه‌ای بود که بدون دستور مستقیم از پکن شکل گرفتند و دولت مرکزی تنها زمانی وارد عمل شد که دیگر نمی‌توانست جلوی آن‌ها را بگیرد یا نادیده بگیرد.

how-did-china-become-capitalist

انقلاب حاشیه‌ای چه اتفاقی افتاد؟ چرا اهمیت داشت؟
کشاورزی خصوصی (سیستم مسئولیت خانوار) کشاورزان روستایی به‌طور غیررسمی زمین‌های جمعی را میان خانوارها تقسیم کردند تا بازدهی افزایش یابد. برای نخستین‌بار پس از دهه‌ها، انگیزه فردی جایگزین کار جمعی بدون انگیزه شد.
بنگاه‌های روستایی-شهرستانی (TVEs) کارخانه‌های کوچک محلی بدون مالکیت خصوصی رسمی، اما با مدیریت شبه‌بازاری، رشد کردند. پلی میان اقتصاد دولتی و اقتصاد بازار ساختند بدون آنکه رسماً «سرمایه‌داری» خوانده شوند.
کارآفرینی فردی و بخش خصوصی شهری دستفروشان و کسب‌وکارهای بسیار کوچک شهری که ابتدا غیرقانونی تلقی می‌شدند، به‌تدریج تحمل و سپس رسمیت یافتند. نشان داد تقاضای مردم برای فعالیت اقتصادی مستقل، از هر قانونی قوی‌تر است.
مناطق ویژه اقتصادی مناطقی مانند شنژن به‌عنوان آزمایشگاه‌های محدود سرمایه‌گذاری خارجی و صادرات تأسیس شدند. الگویی امن برای واردات فناوری و مدیریت غربی بدون به خطر انداختن کل نظام سوسیالیستی فراهم کردند.

نقش دنگ شیائوپینگ: عمل‌گرایی به‌جای پایبندی کورکورانه به ایدئولوژی

«دنگ شیائوپینگ» رهبری بود که این انقلاب‌های حاشیه‌ای را به رسمیت شناخت و اجازه گسترش آن‌ها را داد؛ نه به این دلیل که از ابتدا برنامه سرمایه‌داری‌سازی داشت، بلکه به این دلیل که اصل راهنمای او «واقعیت را معیار حقیقت بدانیم» بود، نه شعارهای ایدئولوژیک. شعار معروف او مبنی بر اینکه ثروتمند شدن ننگ نیست، دقیقاً همین رویکرد عمل‌گرایانه را نشان می‌دهد: اگر روشی نتیجه می‌دهد، حتی اگر با آموزه‌های رسمی حزب همخوانی نداشته باشد، باید اجازه رشد پیدا کند تا بعداً توجیه نظری آن نوشته شود.

سفر به غرب: وقتی رهبران چین با چشم خود واقعیت را دیدند

یکی از بخش‌های خواندنی کتاب، روایت سفرهای تحقیقاتی مقامات چینی به کشورهای غربی، به‌ویژه بریتانیا، در اواخر دهه ۱۹۷۰ است. رهبران چینی که برای دهه‌ها تصویری کاملاً ایدئولوژیک و کتابی از سرمایه‌داری غربی داشتند (برگرفته از آثار مارکس)، با ورود به لندن با واقعیتی کاملاً متفاوت روبه‌رو شدند: جامعه‌ای با رفاه نسبی گسترده، نظام طبقاتی کم‌رنگ‌تر از تصورشان و زیرساخت‌هایی که سال‌ها از چین جلوتر بود. این مواجهه مستقیم با واقعیت، نقشی تعیین‌کننده در متقاعد کردن نخبگان حزبی برای پذیرش اصلاحات بازارمحور داشت؛ نکته‌ای که نشان می‌دهد گاهی تغییر یک نظام، نه از طریق تئوری، بلکه از طریق مشاهده مستقیم واقعیت رقم می‌خورد.

هشدار فراموش‌شده کتاب: بدون «بازار ایده‌ها»، سرمایه‌داری چین ناقص می‌ماند

بخشی که در بسیاری از خلاصه‌های رایج این کتاب نادیده گرفته می‌شود، هشدار پایانی کوز و وانگ درباره آینده چین است. آن‌ها تأکید می‌کنند که چین در ساخت یک «بازار کالا» بسیار موفق عمل کرده، اما هنوز فاقد یک «بازار آزاد ایده‌ها» است؛ یعنی فضایی که در آن افکار، نظریه‌های سیاسی و انتقادهای اجتماعی بتوانند آزادانه با یکدیگر رقابت کنند. به باور نویسندگان، همین کمبود -نه صرفاً نبود دموکراسی رسمی- بزرگ‌ترین تهدید برای پایداری بلندمدت رشد اقتصادی چین است؛ چون بدون رقابت آزاد ایده‌ها، اشتباهات بزرگ سیاستی (مثل همان اشتباهات دوران مائو) دوباره می‌توانند بدون اصلاح به‌موقع تکرار شوند.

نکته‌ای که نباید نادیده گرفت
به باور نویسندگان کتاب، انحصار دولت بر تولید و توزیع ایده‌ها، حتی خطرناک‌تر از انحصار اقتصادی است؛ چون مانع از یادگیری جمعی جامعه از اشتباهات خودش می‌شود.

جدول مقایسه‌ای: چین دوران مائو در برابر چین دوران اصلاحات

معیار دوران مائو دوران پس از اصلاحات
نگاه به مالکیت خصوصی محکوم و ممنوع به‌تدریج پذیرفته و قانونی شد
رابطه با جهان خارج قطع ارتباط و تأکید بر خودکفایی بازگشایی اقتصادی و جذب سرمایه خارجی
منبع تصمیم‌گیری اقتصادی متمرکز در دستور ایدئولوژیک مرکز ترکیبی از هدایت دولتی و نیروهای بازار حاشیه‌ای
برخورد با اطلاعات و آمار سرکوب حقیقت به نفع تبلیغات تلاش تدریجی برای تکیه بر واقعیت‌های میدانی
نتیجه اقتصادی قحطی، فقر گسترده، رکود تولید رشد صادرات‌محور و صنعتی شدن سریع

مهم‌ترین درس‌های عملی این کتاب برای زندگی، کسب‌وکار و تصمیم‌گیری

ارزش واقعی «چین چگونه سرمایه‌داری شد؟» تنها در روایت تاریخی آن نیست؛ بلکه در الگوهایی است که می‌توان از آن به دنیای امروز، از مدیریت یک تیم کوچک تا سیاست‌گذاری کلان، منتقل کرد.

  • به آزمایش‌های کوچک و کنترل‌شده اعتماد کنید: بزرگ‌ترین تحولات اقتصادی چین از طرح‌های کلان ملی نیامد، بلکه از اجازه دادن به آزمایش‌های محلی کوچک (مثل یک روستا یا یک منطقه ویژه) شکل گرفت. در کسب‌وکار نیز، به‌جای تحمیل یک تغییر بزرگ به کل سازمان، آن را ابتدا در یک تیم یا شعبه کوچک آزمایش کنید.
  • هرگز بازخورد صادقانه را قربانی گزارش‌های خوش‌آیند نکنید: فاجعه جهش بزرگ به پیش زمانی رخ داد که هیچ‌کس جرأت گفتن حقیقت به مافوق خود را نداشت. در هر سازمانی، فرهنگی بسازید که کارکنان بدون ترس از تنبیه، بتوانند اعداد و مشکلات واقعی را گزارش دهند.
  • انگیزه فردی را دست‌کم نگیرید: تفاوت چشمگیر بازدهی کشاورزی جمعی و خانوادگی در چین نشان داد که وقتی افراد سهمی مستقیم از نتیجه کار خود ببرند، بهره‌وری به‌شکل چشمگیری افزایش می‌یابد.
  • ایدئولوژی را جایگزین واقعیت نکنید: اصل «واقعیت را معیار حقیقت بدانیم» یعنی تصمیم‌گیری بر اساس داده و نتیجه واقعی، نه بر اساس تئوری‌ای که دوست داریم درست باشد. این اصل به‌همان اندازه که برای یک دولت کاربرد دارد، برای یک مدیر کسب‌وکار هم حیاتی است.
  • فضای گفت‌وگوی آزاد بسازید: هشدار کوز و وانگ درباره «بازار ایده‌ها» را می‌توان در مقیاس کوچک‌تر هم به کار برد: سازمانی که در آن نمی‌توان از تصمیمات مدیریت انتقاد کرد، دیر یا زود همان اشتباهات را تکرار خواهد کرد.

نقد کوتاه: نقاط قوت و محدودیت‌های کتاب

نقطه قوت اصلی این کتاب، استفاده گسترده از منابع اولیه و تحلیل نهادی دقیق آن است؛ رویکردی که آن را از بسیاری از روایت‌های ژورنالیستی و ساده‌انگارانه درباره «معجزه چین» متمایز می‌کند. با این حال، برخی منتقدان از جمله بررسی‌کنندگان مستقل این اثر معتقدند که روایت کتاب گاهی نسبت به عملکرد رهبران اصلاح‌طلب چین جانبدارانه است و نقش سرکوب سیاسی همزمان با اصلاحات اقتصادی را کمتر برجسته می‌کند. همچنین باید در نظر داشت که این کتاب در سال ۲۰۱۲ منتشر شده و طبیعتاً تحولات مهم بعدی مانند تشدید تمرکز قدرت، رشد بدهی‌های کلان اقتصادی و سیاست‌های اخیر چین را پوشش نمی‌دهد؛ بنابراین باید آن را مکملی برای تحلیل‌های به‌روزتر در نظر گرفت، نه آخرین کلام درباره اقتصاد چین.

چین چگونه سرمایه داری شد؟

آیا می‌توان الگوی چین را برای کشورهای دیگر کپی‌برداری کرد؟

پاسخ کوز و وانگ به این پرسش، نه یک «بله» ساده است و نه یک «خیر» قطعی. مسیر چین نتیجه ترکیب خاصی از شرایط تاریخی، فرهنگی و سیاسی بود: جمعیت عظیم و آماده کار، سنت فرهنگی عمل‌گرایانه، و به‌طور خاص، یک بحران آن‌قدر عمیق (قحطی و فروپاشی اقتصادی) که مقاومت در برابر تغییر را از بین برد. کشورهایی که بدون داشتن این پیش‌زمینه‌ها، صرفاً بخش‌های ظاهری مدل چین (مانند مناطق ویژه اقتصادی یا کنترل دولتی شدید) را کپی می‌کنند، ممکن است هزینه‌های اجتماعی مشابهی را بدون تضمین دستاورد اقتصادی مشابه تجربه کنند. نکته کلیدی، نه تقلید از جزئیات، بلکه یادگیری از اصل زیرین ماجراست: اجازه دادن به آزمایش، شفافیت در بازخورد، و احترام به انگیزه‌های فردی.

جمع‌بندی نهایی: بزرگ‌ترین درسی که این کتاب به ما می‌دهد

«چین چگونه سرمایه‌داری شد؟» در نهایت داستانی درباره فروتنی است؛ فروتنی در برابر پیچیدگی جوامع انسانی و این واقعیت که هیچ گروهی از برنامه‌ریزان، حتی با بهترین نیت‌ها، نمی‌تواند از پیش مسیر دقیق توسعه یک اقتصاد را طراحی کند. تحول بزرگ چین محصول ترکیبی بود از یک بحران عمیق که راهی جز تغییر باقی نگذاشت، مردمی که علی‌رغم دهه‌ها سرکوب همچنان انرژی کارآفرینانه خود را حفظ کرده بودند، و رهبرانی که در نهایت حاضر شدند به‌جای ایدئولوژی، به واقعیت میدانی گوش دهند. برای خواننده امروزی، این کتاب یادآوری می‌کند که تغییرات پایدار -چه در یک کشور و چه در یک کسب‌وکار کوچک- بیشتر از آنکه محصول یک طرح کامل از پیش‌نوشته باشند، نتیجه اجازه دادن به آزمایش، صداقت در بازخورد و احترام به انگیزه انسانی هستند.

جمع‌بندی یک‌خطی
چین نه به این دلیل سرمایه‌داری شد که برنامه‌ای از پیش برای آن داشت، بلکه به این دلیل که بحران، فضا را برای آزمایش‌های حاشیه‌ای و نیروی انگیزه فردی مردم باز گذاشت.

سوالات متداول

این کتاب اثر مشترک «رونالد کوز»، اقتصاددان برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۱۹۹۱، و «نینگ وانگ»، استاد دانشگاه ایالتی آریزونا، است که نخستین‌بار در سال ۲۰۱۲ توسط انتشارات پالگریو مک‌میلان منتشر شد. نسخه فارسی آن نیز با ترجمه سید پیمان اسدی توسط انتشارات دنیای اقتصاد به چاپ رسیده است.{{

نظر شما درباره این مقاله چیست؟

169 نفر به این مقاله میانگین امتیاز 4.4 داده‌اند.

شما چه امتیازی میدهید؟

4.4/5 - (169 امتیاز)
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

فهرست مطالب

معامله و سود در طلا به روش جدید فی‌اکشن

بهترین استراتژی ۲۰۲۶ ترید طلا و سود ساعتی

+ عضویت در کانال تحلیل و سیگنال طلا و دلار

Wizard intro banner
قیمت دوره ۱۲ میلیون تومان
هدیه رایگان امروز جشنواره
فقط 3 نفر از ۲۵ ظرفیت باقیست
معامله و سود در طلا به روش جدید فی‌اکشن

بهترین استراتژی ۲۰۲۶ ترید طلا و سود ساعتی

+ عضویت در کانال تحلیل و سیگنال طلا و دلار

فقط 3 نفر از ۲۵ ظرفیت باقیست
تایید شماره موبایل

کد تأیید به شماره ارسال شد

ثبت نام در جشنواره
لطفاً نام و آدرس ایمیل خود را برای نهایی‌سازی ثبت نام و دریافت هدیه وارد کنید.
آشنایی با تعهد دوره

تبریک! شما در مرحله نهایی ثبت نام هستید

فقط یک  مرحله باقی مانده است. لطفا ویدیوی زیر را ببینید

ویدیو آشنایی با دوره و قوانین

فقط یک مرحله تا تکمیل ثبت نام  باقی مانده است

آموزش قبل از شروع

تبریک در آخرین مرحله هستید

لطفا ویدیوی زیر را ببینید و سپس گزینه‌های زیر را ثبت نام کنید

ویدیوی راهنمای شروع

وبینار
Step media banner

ثبت‌نام شما با موفقیت تکمیل شد!

دسترسی اختصاصی شما به جلسه وبینار به مدت ۲۴ ساعت فعال شد.
برای شروع تماشا، روی دکمه زیر کلیک کنید:

مهلت دسترسی ۲۴ ساعته: 23:59:59

آیا مطمئن هستید این هدیه را الان نمیخواهید؟

این پیشنهاد برای مدت محدود فعال است.

پیمایش به بالا