کارل بنز (Karl Benz) مردی است که ماشین را به مردم جهان معرفی کرد و نام او برای همیشه با انقلابی که در حملونقل به وجود آورد، گره خورده است. اتومبیل، امروزه بخشی جداییناپذیر از زندگی انسان قرن ۲۱ است. با وجود این وسیله چهارچرخ، ما به مسافتهای طولانی که زمانی دمار از روزگار بشر درمیآوردند نیشخندی میزنیم و آنها را طی میکنیم. اما داستان این انقلاب، داستان مردی است که با سماجت، نبوغ و پشتکار بیحد و حصر، رویایی دیوانهوار را به واقعیت تبدیل کرد.
در این مقاله جامع از خانه سرمایه، به سراغ زندگی، چالشها، اختراعات و میراث ماندگار کارل فریدریش بنز میرویم و از نزدیک به تماشای ماجراهای زندگی پدر خودروسازی جهان مینشینیم. این داستان، تنها داستان یک مخترع نیست؛ این داستان یک کارآفرین است که بارها شکست خورد، بارها از نو شروع کرد و سرانجام جهان را برای همیشه تغییر داد.
پائولو کوئیلو:
بدون اهمیت به اقدامات افراد، هر کسی روی زمین نقشی کلیدی در تاریخ جهان ایفا میکند و معمولاً خودش این را نمیداند.
کارل بنز کیست؟ نگاهی به زندگی پدر خودروسازی جهان
سرگذشت ماشینهای بنزینی و صنعت خودروسازی مدرن به فردی به نام کارل فریدریش بنز گره خورده است. او پدر خودروسازی جهان، مخترع اولین اتومبیل کاربردی و بنیانگذار یکی از معتبرترین برندهای خودرویی تاریخ است. به لطف سماجتها و خستگیناپذیری او، اکنون میلیاردها نفر در سراسر جهان میتوانند به راحتی از اتومبیلها استفاده کنند و مسافتهای طولانی را در زمانی کوتاه طی کنند.
کارل بنز در ۲۵ نوامبر ۱۸۴۴ در شهر مولبورگ (Mühlburg) که اکنون بخشی از شهر کارلسروهه (Karlsruhe) در آلمان است، به دنیا آمد. نام اصلی او هنگام تولد کارل فریدریش مایکل وایلانت (Karl Friedrich Michael Vaillant) بود، اما پس از ازدواج رسمی والدینش، نام خانوادگی او به بنز تغییر یافت. او در ۴ آوریل ۱۹۲۹ در سن ۸۴ سالگی در شهر لادنبورگ (Ladenburg) آلمان درگذشت و میراثی ماندگار از خود به جای گذاشت.
اما چرا کارل بنز اینقدر مهم است؟ پاسخ این سوال فراتر از یک اختراع ساده است. او نه تنها اولین خودروی کاربردی جهان را ساخت، بلکه اولین کسی بود که این اختراع را به صورت رسمی ثبت کرد، آن را به تولید انبوه رساند و صنعتی را پایهگذاری کرد که امروزه یکی از بزرگترین صنایع جهان است.
کارل بنز: فرزند یکییکدانه و بسیار باهوش یک لوکوموتیوران
کارل، تکفرزند یک خانواده سهنفره آلمانی بود. مادرش ژوزفین وایلانت (Josephine Vaillant) و پدرش یوهان جورج بنز (Johann Georg Benz) نام داشت. پدر کارل، یک لوکوموتیوران (راننده قطار بخار) بود که در اثر یک بیماری ریوی (پنومونی) و زمانی که فرزندش فقط دو سال سن داشت، از دنیا رفت. این فقدان زودهنگام، تأثیر عمیقی بر زندگی کارل گذاشت.
شاید بتوان علاقه کارل به مکانیک، موتورها و ماشینآلات را میراثی به حساب آورد که از خاطرات مبهم پدرش و شنیدن داستانهای او درباره لوکوموتیوها به او رسیده است. اگرچه پدرش حضور فیزیکی پررنگی در زندگی او نداشت، اما یاد و خاطره او مدام کارل را به سمت موتورها، لوکوموتیوها و ساخت وسایل مکانیکی سوق میداد. بنز همیشه پدر خود را تحسین میکرد و او را الهامبخش راه خود میدانست.
پس از مرگ پدر، مادر کارل با وضعیت مالی بسیار سختی روبهرو شد. آنها در فقر و تنگدستی زندگی میکردند، اما ژوزفین زنی مصمم و قوی بود که تسلیم نمیشد.
آشنایی با افراد تأثیرگذار در زندگی کارل بنز

ژوزفین وایلانت: مادری که آیندهای ساخت
بدون شک، مادر کارل، یعنی ژوزفین، اولین و مهمترین فردی است که مسیر زندگی او را از یک مرد فقیر به پدر خودروسازی جهان تغییر داد. ژوزفین آدمی نبود که به این راحتیها تسلیم شود. این نکته را میتوان از تلاش او برای تحصیل یگانه فرزندش حتی در بدترین وضعیت مالی فهمید.
او برای اینکه کارل در بهترین مدرسهها درس بخواند و آیندهاش را بسازد، زحمت زیادی کشید. او به شدت به تحصیل و آموزش باور داشت و میدانست که تنها راه خروج از فقر، علم و دانش است. کارل نیز در عوض تلاشهای مادرش به او ثابت کرد که به پیشرفت و تلاش، علاقه بسیار زیادی دارد و استعداد درخشانی در زمینه علوم و فنون دارد.
یوهان جورج بنز: پدری که در خاطرات زنده ماند
کاندیدای بعدی، پدر کارل است. شاید پدرش حضور پررنگی در زندگیاش نداشت، اما یاد و خاطره او مدام کارل را به سمت موتورها، لوکوموتیوها و ساخت خودرو سوق میداد. بنز همیشه پدر خود را تحسین میکرد و او را به عنوان الهامبخش اولیه خود در دنیای مکانیک میدانست.
فردیناند جاکوب رتنباخر: استاد و الهامبخش
سومین گوی طلایی این ماجرا به یک استاد دانشگاه پلیتکنیک و مهندس مکانیک به نام فردیناند جاکوب رتنباخر (Ferdinand Jakob Redtenbacher) اهدا میشود. او یکی از برجستهترین مهندسان مکانیک آلمان در قرن نوزدهم بود و تأثیر زیادی در جذب کارل به موضوعهای مکانیکی داشت.
کارل بنز، مدتها به عنوان شاگرد اختصاصی او به شمار میرفت و از او آموخت که چگونه میتوان علم و تئوری را با عمل و طراحی ترکیب کرد. این آموزشها، پایههای فکری کارل را برای اختراعات آیندهاش شکل داد.
دوران تحصیل کارل بنز
دوران تحصیل کارل با ورود به یک مدرسه محلی در زادگاهش یعنی کارلسروهه، آغاز شد. در همین مدرسه بود که معلمها متوجه استعداد فوقالعاده کارل شدند و مقدمات تحصیل او را در مدرسه علمی Lyzeum فراهم کردند. این مدرسه، یکی از بهترین مدارس علمی آن زمان بود که بر روی علوم طبیعی و ریاضیات تمرکز داشت.
زمان گذشت و کارل به سن ۱۵ سالگی رسید. در این زمان بود که با قبولی در رشته مهندسی مکانیک دانشگاه پلیتکنیک کارلسروهه (Karlsruhe Polytechnical School)، یک بار دیگر مادرش را خوشحال کرد. این دانشگاه، یکی از معتبرترین مؤسسات فنی اروپا بود و ورود به آن افتخار بزرگی محسوب میشد.
بنز، در طول دوران تحصیلش به تخصصهایی مانند مهندسی لوکوموتیو و قفلسازی علاقه نشان داد. او یک دانشجوی ممتاز بود که همیشه در صدر کلاس قرار داشت. دوران تحصیلات آکادمیک بنز، چهار سال به طول انجامید و او خیلی زودتر از سایر همسنوسالانش، زمانی که تنها ۱۹ سال سن داشت، در ۹ ژوئیه ۱۸۶۴ از دانشگاه فارغالتحصیل شد.
کارل بنز در مورد تحصیلاتش در کارلسروهه میگوید:
«چیزهایی که آرزو کردم و تمام چیزهایی که ساختم، ریشههایی دارند که به این مکان بازمیگردند.»
این جمله نشان میدهد که چقدر دانشگاه کارلسروهه و استادانش در شکلگیری آینده او تأثیرگذار بودند.
دنیای بعد از دانشگاه: هفت سال سرگردانی
چه نخبه باشید و چه یک فرد معمولی، پیدا کردن کار بعد از دانشگاه، مسئله بزرگی است. بنز نیز از این قافله مستثنا نبود. او کارهای زیادی را امتحان کرد؛ از استخدام به عنوان کمک مکانیک در کارخانه فنی کارلسروهه و کار به عنوان نقشهکش و مهندس طراح در شرکت مسرزشوایزر (Messerschmitt) گرفته تا مشغول شدن در یک شرکت پلسازی در فورتسهایم (Pforzheim)، هیچ یک نتوانستند توجه کارل را به خود جذب کنند.
او حتی مدتی در وین (Vienna) در یک شرکت ساختوساز آهنی کار کرد، اما باز هم احساس میکرد که در چارچوب کارمندی برای دیگران نمیگنجد. ماجرای تغییر شغلهای مختلف او هفت سال به طول انجامید تا اینکه بالاخره در سن ۲۷ سالگی تصمیم گرفت به ندای قلبش گوش داده و به سمت کارآفرینی، یک تغییر جهت اساسی بدهد.
این هفت سال، اگرچه به ظاهر سرگردانی بود، اما برای کارل یک دوره آموزشی عملی محسوب میشد. او در این مدت با انواع ماشینآلات، سیستمهای مکانیکی و فرآیندهای صنعتی آشنا شد و تجربیات ارزشمندی کسب کرد که بعدها در طراحی اتومبیل به کارش آمد.
اولین تجربه کارآفرینی کارل بنز
کارآفرینی کارل با راهاندازی یک کارگاه مکانیکی در مانهایم (Mannheim) در سال ۱۸۷۱ شروع شد. کارگاه او در زمینههای مختلفی مانند عرضه مواد اولیه برای ساخت و تولید محصولات صنعتی فعالیت میکرد. او این کارگاه را با کمک شریک تجاریاش اوت ریتر (August Ritter) به راه انداخت و نام آن را Iron Foundry and Mechanical Workshop گذاشتند.
بر خلاف تصور کارل، همکاری با ریتر برایش گران تمام شد. چون او چیزی از تجارت نمیدانست و مهارتهای مدیریتی لازم را نداشت، سال اول همکاری آنها بسیار بد به پایان رسید. از طرفی، مقامات محلی نیز برای بنز و کارگاهش مانعتراشی میکردند و او را با بوروکراسیهای اداری خسته کرده بودند.
کارل برای خلاصی از وضع موجود و نجات کارگاهش، چارهای جز خداحافظی با شریکش نداشت. در این لحظه حساس بود که اولین فرشته نجات زندگیاش وارد میدان شد: برتا رینگر (Bertha Ringer)، نامزد او.
برتا رینگر: فرشته نجات و شریک زندگی
برتا رینگر در ۳ مه ۱۸۴۹ به دنیا آمد و در ۲۷ ژوئن ۱۸۶۹ در یک گردش اجتماعی باشگاه ‘Eintracht’ با کارل بنز آشنا شد. او زنی باهوش، جسور و با ایمان عمیق به نبوغ کارل بود. برتا با استفاده از جهیزیه خود (که مبلغ قابل توجهی بود)، سهم ریتر را خرید و کنترل اوضاع را در دست گرفت.
این اقدام جسورانه برتا، نه تنها کارگاه را نجات داد، بلکه نشان داد که او نه فقط یک همسر، بلکه یک شریک تجاری واقعی و حامی قوی برای کارل است. در ۲۰ ژوئیه ۱۸۷۲، کارل و برتا با یکدیگر ازدواج کردند و آغاز یک شراکت زندگی و کاری شدند که تاریخ را تغییر داد.
آنها پنج فرزند داشتند: یوجین (Eugen – 1873)، ریچارد (Richard – 1874)، کلارا (Clara – 1877)، تیلده (Thilde – 1882) و الن (Ellen – 1890).
بعد از این ماجرا بود که کارل شروع به طراحی موتور دو زمانه کرد و توانست با وجود سختیهایی که پیش رویش بود، طراحی این موتور را در ۳۱ دسامبر ۱۸۷۹ تکمیل کند و در ۲۸ ژوئن ۱۸۸۰ پتنت آن را به ثبت برساند. این اولین اختراع رسمی کارل بنز بود.
ثبت شرکت سهامی و خداحافظی با آرزوهای بر باد رفته
موفقیت بنز در ثبت اختراع موتور دو زمانه، به جای اینکه زمینههای پیشرفت کسبوکار او را هموارتر کند، او را به دردسرهای زیادی گرفتار کرد. در این زمان بود که بانکها او را مجبور کردند کارگاهش را به صورت رسمی و به عنوان شرکتی بزرگ با هزینههای هنگفت ثبت کند.
ثبت شرکت سهامی، یعنی ورود شرکای زیاد با سلیقههای متفاوت که بدون شک، هر کدام خود را در زمینه تخصصی کارل، صاحبنظر میدانستند. بنز برای کمتر شدن اثرات این شراکت، از برادرش و فردی به نام امیل بوهلر (Emil Bühler) که یک عکاس بود کمک گرفت و با هم شرکت سهامی Gasmotoren Fabrik Mannheim را در سال ۱۸۸۲ ثبت کردند.
اما ماجرا باز هم مطابق میل کارل پیش نرفت. چون او از نفر اول کارگاهش و مالک همه چیز به یک مدیر اجرایی ساده که تنها صاحب پنج درصد از سهام شرکت بود تبدیل شد. گذشته از تمام اینها، حرف او دیگر اعتباری نداشت و کسی به طرحهای او اهمیتی نمیداد.
کارل بنز هیچوقت نتوانست با این مسئله کنار بیاید. او که روح آزاد و خلاقی داشت، نمیتوانست در چارچوب یک شرکت سهامی که تصمیمات او را نادیده میگرفت، کار کند. برای همین در سال ۱۸۸۳، تنها یک سال پس از تأسیس شرکت، تصمیم گرفت که آن پنج درصد سهم را هم واگذار کرده و شرکت خود را به امید یک آینده بهتر رها کند.
توماس جفرسون:
من رویاهای آینده را بیشتر از تاریخ گذشته دوست دارم.
کارل بنز و بازگشت به رویای کودکی: تولد Benz & Cie
خروج کارل از شرکتی که خودش آن را ساخته بود، خیلی چیزها را برایش روشن کرد و درسهای زیادی به او داد. بنز به زمانی برای پیدا کردن خودش نیاز داشت؛ یک تجدید قوا تا بتواند دوباره روی پاهای خودش بایستد. به همین دلیل، به سراغ کاری رفت که همیشه دوستش داشت؛ یعنی تعمیر دوچرخه!
علاقه بنز به این کار، او را به سمت کارگاه مکس رز (Max Rose) و فریدریش ویلهلم اسلینگر (Friedrich Wilhelm Eßlinger) در مانهایم کشاند، جایی که خیلی زود به همراه صاحبان آن کارگاه، دومین شرکت خود را راهاندازی کرد.
بنز به همراه این دو نفر، شرکتی برای تولید ماشینهای صنعتی با نام Benz & Company Rheinische Gasmotoren-Fabrik در سال ۱۸۸۳ تأسیس کرد که بیشتر با نام Benz & Cie شناخته میشد. این بار، کارل مطمئن شد که شرکای او به دیدگاههایش احترام میگذارند و او آزادی کامل برای تحقیق و توسعه دارد.
آنها به سرعت شرکت خود را رشد دادند و پس از استخدام حدود ۲۵ کارمند و کارگر، تولید موتورهای گازی ثابت (stationary gas engines) را شروع کردند. این موتورها برای کارخانهها و صنایع مختلف استفاده میشدند و فروش خوبی داشتند.
موفقیت این شرکت، به کارل فرصتی داد تا سرانجام به رویای بزرگش برسد: ساخت یک کالسکه بدون اسب (horseless carriage).

تأثیر دوچرخه در زندگی کارل: الهام برای اختراع بزرگ
شاید بتوان علاقه بنز به دوچرخه را یکی از الهامات درونی او در نظر گرفت. چون از طرفی، او به علت همین علاقه بود که به کارگاه تعمیر دوچرخه در مانهایم رفت، شرکت دوم خود را ثبت کرد و حتی در طراحیهای بعدی خود از اصول اولیه مکانیک دوچرخه برای ساخت اتومبیل استفاده کرد.
کارل بنز، با الهام از ساختار سبک و کارآمد دوچرخه، تصمیم گرفت که اتومبیل خود را بر پایه همین اصول بسازد. او از چرخهای سیمی (wire wheels) به جای چرخهای چوبی سنگین کالسکهها استفاده کرد. او همچنین از سیستم فرمان شبیه به دوچرخه (rack and pinion steering) و شاسی فولادی لولهای سبک بهره برد.
ترکیب دوچرخه و موتور گازی به ساخت خودرویی با موتور چهار زمانه تک سیلندر و سیستم کنترلی شبیه به دوچرخه منجر شد. این خودرو، Benz Patent-Motorwagen نام داشت و قرار بود تاریخ را برای همیشه تغییر دهد.
تولد اولین اتومبیل جهان: Benz Patent-Motorwagen
در سال ۱۸۸۵، پس از سالها تحقیق، طراحی و آزمایش، کارل بنز سرانجام شاهکار خود را تکمیل کرد: Benz Patent-Motorwagen. این وسیله سه چرخ، اولین خودروی کاملاً کاربردی و یکپارچه جهان بود که تمام اجزای آن (موتور، شاسی، سیستم فرمان، سیستم انتقال قدرت و سیستم ترمز) به صورت یکپارچه و برای یکدیگر طراحی شده بودند.
این یک کالسکه نبود که به آن موتور وصل شده باشد؛ این یک مفهوم کاملاً جدید بود: یک اتومبیل.
مشخصات فنی Benz Patent-Motorwagen (مدل ۱۸۸۶)
| مشخصه | جزئیات |
|---|---|
| نوع موتور | چهار زمانه، تک سیلندر، افقی |
| حجم موتور | ۹۵۴ سیسی (مدل اولیه) / ۱۶۰۰ سیسی (مدل تجاری) |
| قدرت موتور | ۰.۷۵ اسب بخار (۰.۵۵ کیلووات) |
| حداکثر سرعت | ۱۶ کیلومتر بر ساعت |
| سیستم خنککننده | آبی (تبخیری) |
| سیستم جرقهزنی | الکتریکی (با باتری و کویل القایی) |
| سیستم فرمان | دنده شانهای (rack and pinion) متصل به یک اهرم |
| سیستم انتقال قدرت | دو زنجیر غلتکی (roller chains) به محور عقب |
| تعداد چرخ | سه چرخ (یک چرخ جلو، دو چرخ عقب) |
| نوع چرخها | سیمی (شبیه دوچرخه) |
| وزن | حدود ۲۶۵ کیلوگرم |
ثبت پتنت: تولد رسمی اتومبیل
در ۲۹ ژانویه ۱۸۸۶، کارل بنز پتنت اختراع خود را با شماره DRP-37435 و با عنوان “وسیله نقلیه با موتور گازی” (vehicle with gas engine drive) در اداره ثبت اختراعات امپراتوری آلمان ثبت کرد. این تاریخ، به عنوان تاریخ تولد رسمی اتومبیل در تاریخ ثبت شده است.
نسخه اولیه موتورواگن، کنترل آن دشوار بود و در اولین نمایش عمومی، کارل با دیوار تصادف کرد! اما او تسلیم نشد و به بهبود طراحی ادامه داد. او در سال ۱۸۸۷ مدل دوم (Model 2) و در سال ۱۸۸۸ مدل سوم (Model 3) را ساخت که هر کدام بهبودهایی نسبت به نسخه قبلی داشتند.
اولین رانندگی موفق عمومی کارل بنز با این خودرو در ۳ ژوئیه ۱۸۸۶ در خیابانهای مانهایم انجام شد. او با سرعت ۱۶ کیلومتر بر ساعت، برای اولین بار یک اتومبیل را در معابر عمومی راند.
با وجود خلاقیتهای به کار رفته در موتورواگن، کارل نتوانست اقبال عمومی را با خود همراه کند. مردم به این اختراع جدید با ترس، تمسخر و بیتفاوتی نگاه میکردند. صدای بلند موتور، بوی بنزین و ظاهر عجیب آن، باعث میشد که مردم آن را یک اسباببازی خطرناک بدانند، نه یک وسیله نقلیه کاربردی.
خریدارانی که فرشتههای نجات شرکت بنز بودند
تولید اتومبیل، تنها یک طرف ماجرا بود. حالا بنز باید فروش تجاری را آغاز میکرد یا به زبان سادهتر، اتومبیلهایش را به مردم میفروخت. اما فروش بسیار کم بود و کارل احساس شکست میکرد.
اولین کسی که راضی شد یکی از اتومبیلهای بنز را بخرد و به جای کالسکه و اسب سوار شود، فرد گمنامی بود که در یک بیمارستان روانی کار میکرد. این خرید، اگرچه کوچک بود، اما برای کارل معنای زیادی داشت: یعنی حداقل یک نفر به اختراع او ایمان آورده بود.
دومین خریدار، آشناتر از آن بود که به نظر میرسید: امیل راجر (Emile Roger)، یک تاجر فرانسوی که موتورهای بنز را با گواهی کارل تولید میکرد، تصمیم گرفت اتومبیلهای بنز را نیز به خط تولید خود اضافه کند.
در مقایسه با بنز، راجر تاجر باهوشتری بود. او بخش بزرگی از خط تولیدش را در کشور فرانسه راهاندازی کرد. چون میدانست که فرانسویها ثروتمندتر از آلمانیها هستند و پیشنهاد خرید یک کالسکه بدون اسب، بهترین گزینه برای خرج کردن پول اضافی آنها به شمار میرفت. اما هنوز مشکلات زیادی وجود داشت.
دردسرهای زیرساختی اولین اتومبیل جهان
اتومبیل تولید شد و مردم انگشتشماری هم استفاده از آن را شروع کردند، اما ماجرا به این سادگی نبود. چند مشکل اساسی وجود داشت:
مشکل سوخت: بنزین کجا پیدا میشد؟
سوخت این اتومبیلها بنزین (یا دقیقتر، لیگروئین – Ligroin) بود و داروخانه تنها جایی بود که میشد بنزین را پیدا کرد. در واقع، مردم از بنزین به عنوان یک محلول پاککننده استفاده میکردند و هیچکس فکر نمیکرد که روزی این ماده به سوخت اصلی میلیاردها خودرو تبدیل شود!
مشکل قدرت: هُل دادن در سربالاییها!
علاوه بر این، نسخه اولیه موتورواگن قدرت زیادی نداشت (تنها ۰.۷۵ اسب بخار) و برای بالا رفتن از شیبهای تند، باید آن را هُل میدادند. این مسئله، یکی از بزرگترین ایرادات این خودرو بود.
مشکل اعتماد عمومی: مردم باور نمیکردند!
اما بزرگترین مشکل، بیاعتمادی مردم بود. آنها فکر میکردند که این وسیله خطرناک، پر سر و صدا و غیرعملی است. کارل بنز نیاز داشت که به مردم ثابت کند این اختراع واقعاً کاربردی است. اما چگونه؟
پاسخ این سوال را همسرش، برتا بنز، با یک اقدام جسورانه و تاریخی داد.

سفر یواشکی همسر و ثبت یک رویداد جهانی: سفر تاریخی برتا بنز
فروش اتومبیلها کم بود و کارل بنز چون نتوانسته بود برای اختراع خودش به درستی بازاریابی کند، احساس شکست میکرد. او افسرده و ناامید شده بود و فکر میکرد که شاید رویایش هرگز محقق نشود.
در این هنگام بود که همسرش برتا بنز تصمیم گرفت با انجام یک سفر ماجراجویانه و بیسابقه به همسرش کمک کند. برتا میدانست که اگر مزیتهای این اختراع به مردم ثابت شود، حتماً به سمت خرید آن جذب خواهند شد.
برتا نمیتوانست در مورد نقشهاش به کارل چیزی بگوید، چون نگران بود با او مخالفت کند. از طرفی، اگر مقامات شهری هم از این موضوع باخبر میشدند، حتماً برای او مانعتراشی میکردند. در نتیجه، برتا مجبور بود که نقشهاش را به صورت چراغ خاموش و با همراهی دو پسرش، یوجین (۱۵ ساله) و ریچارد (۱۴ ساله)، اجرا کند.
جزئیات سفر تاریخی: ۱۰۶ کیلومتر ماجراجویی
در یک سپیدهدم اوت ۱۸۸۸ (تاریخ دقیق: ۵ اوت ۱۸۸۸)، برتا و دو پسرش، بدون اطلاع کارل، سوار بر Benz Patent-Motorwagen Model 3 شدند و سفری ۱۰۶ کیلومتری را از مانهایم به فورتسهایم (Pforzheim) آغاز کردند. بهانه رسمی این سفر، دیدار از مادر برتا بود.
این اولین سفر جادهای طولانی در تاریخ خودروسازی بود و به خودی خود، یک ماجراجویی حماسی محسوب میشد. برتا و پسرانش با چالشهای زیادی روبهرو شدند:
۱. اولین جایگاه سوخت جهان: داروخانه ویزلوخ
خودرو با تنها ۴.۵ لیتر بنزین شروع به حرکت کرد، اما این مقدار سوخت، نمیتوانست تا انتهای مسیر، کفاف سفر آنها را بدهد. برتا مجبور بود در میان مسیر سوختگیری کند. اما همانطور که گفتیم، در آن زمان، چیزی به نام جایگاه سوخت وجود نداشت.
در نتیجه، برتا به دنبال نزدیکترین داروخانه گشت تا بتواند بنزین (لیگروئین) بخرد. او کنار داروخانه Wiesloch توقف کرد، مقداری بنزین خرید و در همانجا مشغول پر کردن محفظه سوخت اتومبیل شد.
به این ترتیب، داروخانه Wiesloch به اولین جایگاه سوخت جهان تبدیل شد. امروزه، این داروخانه یک جاذبه تاریخی است و یک بنای یادبود در آنجا نصب شده است.
۲. تعمیرات جادهای با سنجاق سر و بند جوراب!
در طول مسیر، مشکلات فنی زیادی پیش آمد:
- لوله سوخت مسدود شد: برتا با استفاده از سنجاق کلاهش، لوله را تمیز کرد.
- عایق سیم برق پاره شد: او با استفاده از یک بند جوراب، عایق را ترمیم کرد.
- زنجیر اتومبیل دچار مشکل شد: برتا از یک آهنگر محلی کمک گرفت تا زنجیر را تعمیر کند.
۳. اختراع لنت ترمز: از چرم کفش تا قطعه خودرو!
ترمزهای چوبی اتومبیل در مسیر ساییده شدند و دیگر کارایی نداشتند. برتا از یک کفاش (پینهدوز) خواست تا روی ترمزها را با چرم بپوشاند و به این ترتیب، اولین لنت ترمز جهان را اختراع کرد!
۴. مشکل آب خنککننده: توقفهای مکرر
موتور از یک سیستم خنککننده آبی تبخیری استفاده میکرد که به معنای آن بود که آب به سرعت تبخیر میشد. هر زمان که برتا و پسرانش متوقف میشدند، باید آب تازه به منبع اضافه میکردند.
۵. هُل دادن در سربالاییها
خودرو تنها دو دنده داشت و برای بالا رفتن از تپههای تند، قدرت کافی نداشت. بنابراین پسران کارل بنز مجبور بودند در سراشیبیها خودرو را هُل دهند.
پایان موفقیتآمیز سفر و تلگراف پیروزی
سرانجام، برتا بنز هنگام غروب (پس از بیش از ۱۲ ساعت رانندگی) به فورتسهایم رسید و موفقیتش را از طریق تلگراف به شوهرش اطلاع داد:
“سفر موفقیتآمیز بود. به فورتسهایم رسیدیم. برتا”
چند روز بعد، او با همان خودرو به مانهایم بازگشت. برای پسران بنز، این تاریخیترین، پردردسرترین و هیجانانگیزترین ملاقات با مادربزرگ بود!
تأثیر سفر برتا: یک انقلاب در بازاریابی
داستان سفر آنها سروصدای زیادی به راه انداخت. روزنامهها این خبر را منتشر کردند و مردم شروع کردند به صحبت درباره این زن جسور که با یک کالسکه بدون اسب، مسافتی طولانی را طی کرده بود.
برتا نیز که حالا یک استفادهکننده حرفهای به شمار میرفت، نتیجه تجربههایش را به همراه چند پیشنهاد برای بهینهسازی اتومبیل در اختیار همسرش قرار داد:
- افزودن یک دنده اضافی برای بالا رفتن از تپهها
- نصب لنتهای ترمز برای بهبود قدرت ترمز
- بهبود سیستم خنککننده
کارل بنز بعدها در خاطرات خود نوشت:
«تنها یک نفر با من در کشتی کوچک زندگی باقی ماند، هنگامی که به نظر میرسید در حال غرق شدن است. او همسرم بود. او شجاعانه و قاطعانه بادبانهای جدیدی از امید برافراشت.»
میراث سفر برتا بنز
اکنون، مسیر مسافرت خانوادگی برتا بنز به Bertha Benz Memorial Route تبدیل شده است، یک مسیر تاریخی و توریستی در آلمان. مردم آلمان، هر سال برای یادبود این سفر، جشنواره خاصی با موضوع مسابقه ماشینهای قدیمی برگزار میکنند. این ماشینها در همان مسیری که برتا و پسرانش رانندگی کردند، با هم به رقابت میپردازند.
علاوه بر این، روبهروی داروخانه Wiesloch نیز یک مجسمه یادبود از برتا در حالی که مشغول بنزینزدن است، نصب شده تا یاد و خاطره تلاشهای برتا بنز برای پررنگ کردن نقش اتومبیل در زندگی مردم، زنده بماند.

کارل بنز و برداشتن گامهایی بلندتر: عصر طلایی Benz & Cie
پس از رفع مشکلاتی که برتا در مورد خودرو پیدا کرده بود، این اتومبیل در نمایشگاه بینالمللی پاریس در سال ۱۸۸۹ به نمایش گذاشته شد و به شهرتی جهانی رسید. این نمایشگاه، نقطه عطفی در زندگی کارل بنز بود. از این زمان بود که فروش خودروهای بنز به شدت افزایش یافت.
کارل بنز یا باید کسبوکارش را توسعه میداد یا میدان را به نفع رقیبانی که دیر یا زود سروکلهشان پیدا میشد خالی میکرد. بنابراین او تصمیم گرفت که کارخانه خود در مانهایم را توسعه دهد و تعداد کارمندانش را به ۴۳۰ نفر برساند.
با این کار، شرکت Benz & Cie در پایان قرن نوزدهم صاحب بزرگترین کارخانه تولید خودرو در جهان شد. اما توسعه کسبوکار، خرید زمین و استخدام افراد بیشتر، یک معنی بیشتر نداشت و آن، نیاز فوری به پول نقد بود.
شرکای جدید و استراتژی جدید
بنز بار دیگر مجبور شد سهام کارخانه خود را بفروشد تا بتواند سرمایه لازم برای این توسعه را به دست آورد. فریدریش فون فیشر (Friedrich von Fischer) و جولیوس گانس (Julius Ganss) دو شریک تازه بنز بودند.
آنها به کارل بنز پیشنهاد دادند که بازار خودروهای خود را گسترش دهد و این کار را با تولید خودروهایی ارزانتر آغاز کند تا مردم عادی هم بتوانند از اتومبیل استفاده کنند. این پیشنهاد، مورد قبول کارل واقع شد.
مدلهای جدید: Victoria و Velo
کارل در سال ۱۸۹۳، خودروی جدید و ارزانتری به نام Victoria را به بازار عرضه کرد. اتومبیل جدید برای دو مسافر مناسب بود و با موتور ۳ اسب بخار تولید میشد.
طراحی خودروهای بنز باز هم بهبود پیدا کرد و این بار خودرویی به نام Velo عرضه شد که یکی از موفقترین مدلهای اولیه بنز بود.
از سال ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۱، حدود ۱۲۰۰ دستگاه خودروی Velo تولید شد که لقب اولین خودروی تولید انبوه تاریخ را از آن خود کرد. به علاوه، این اتومبیل در اولین مسابقه اتومبیلرانی تاریخ به نام Paris to Rouen که در سال ۱۸۹۴ اجرا شد، شرکت کرد و عملکرد خوبی از خود نشان داد.
گسترش به کامیون و اتوبوس
بنز، پا را از این هم فراتر گذاشت و به سراغ تولید ماشینهای بزرگتر با اهدافی به جز حملونقل انسان رفت. به این ترتیب، اولین کامیون تاریخ در شرکت بنز طراحی و ساخته شد.
بعدها، شرکت NetPhener از برخی قطعات آن برای ساخت اولین اتوبوس تاریخ استفاده کرد. این نوآوریها نشان میداد که کارل بنز نه تنها به فکر خودروهای شخصی، بلکه به فکر تحول کل سیستم حملونقل بود.
Blitzen Benz: سریعترین خودروی جهان
در سال ۱۹۰۹، شرکت بنز یک خودروی مسابقهای به نام Blitzen Benz (صاعقه بنز) ساخت که با موتور ۲۱.۵ لیتری و قدرت ۲۰۰ اسب بخار، رکورد سرعت جهان را شکست. این خودرو در سال ۱۹۱۱ با سرعت ۲۲۸.۱ کیلومتر بر ساعت، سریعترین خودروی جهان شد و این رکورد تا سال ۱۹۲۴ شکسته نشد.
دراز کردن دست دوستی به سمت رقیب: ادغام Daimler و Benz
یکی از شرکتهایی که در صنعت خودروسازی پابهپای بنز بالا میآمد، شرکت Daimler Motoren Gesellschaft (DMG) بود که توسط گوتلیب دایملر (Gottlieb Daimler) و ویلهلم مایباخ (Wilhelm Maybach) تأسیس شده بود. این دو شرکت، در رقابتهای زیادی با هم دستوپنجه نرم میکردند.
گوتلیب دایملر صاحب اصلی شرکت دایملر و رقیب اصلی کارل بنز در سال ۱۹۰۰ فوت کرد. پس از جنگ جهانی اول، اقتصاد آلمان به شدت آسیب دیده بود و هر دو شرکت با مشکلات مالی جدی روبهرو بودند.
حدود ۲۵ سال بعد، کارل بنز تصمیم گرفت، اولین قدم را بردارد و پیشنهاد ادغام دو شرکت را مطرح کند. سرانجام این دو شرکت در ۲۸ ژوئن ۱۹۲۶ با هم ادغام شدند و تحت عنوان دایملر-بنز (Daimler-Benz AG) به فعالیت خود ادامه دادند.
از این تاریخ به بعد، تمام خودروهای این شرکت با برند جدید مرسدس-بنز (Mercedes-Benz) به بازار عرضه شدند. نام «مرسدس» از دختر امیل یلینک (Emil Jellinek)، یکی از تاجران مهم خودروهای دایملر، گرفته شده بود.
مدتی بعد، کارل از سِمَت خود به عنوان مدیریت طراحی استعفا داد و به عنوان عضوی از هیئت مدیره مشغول به کار شد. او تا پایان عمرش در این سمت باقی ماند.

تأسیس شرکت کارل بنز و پسران: میراث خانوادگی
کارل، همزمان با عضویت در هیئت مدیره شرکت دایملر-بنز، به همراه دو پسرش یوجین و ریچارد یک شرکت خانوادگی خودروسازی به نام Carl Benz Söhne (کارل بنز و پسران) را در سال ۱۹۰۶ راهاندازی کرد.
او که بارها مجبور شده بود سهام شرکتش را به دلیل کمبود پول به دیگران بفروشد، تصمیم گرفت که هیچگاه این کار را با شرکت خانوادگیاش انجام ندهد. تولیدات این کارخانه خصوصی آنقدر باکیفیت بودند که در شهر لندن از آنها به عنوان تاکسی استفاده میشد.
کارل در سال ۱۹۱۲، تمام سهامش در شرکت خانوادگی را به پسرانش، یوجین و ریچارد واگذار کرد. البته، او به عضویت در هیئت مدیره شرکت اصلی دایملر-بنز ادامه داد.
این شرکت خانوادگی تا سال ۱۹۲۳ به فعالیت خود ادامه داد و سپس به دلیل بحران اقتصادی پس از جنگ جهانی اول، تعطیل شد.
اولین یا سریعترین؟ جنجال اختراع اتومبیل
در مورد اولین کسی که اتومبیل را اختراع کرد، ابهاماتی وجود دارد. عدهای میگویند به غیر از کارل بنز افراد دیگری هم بودند که روی موتورهای احتراق داخلی کار میکردند و موفق هم بودهاند. این ماجرا بیشباهت به جنجالهای توماس ادیسون در مورد اختراع اولین لامپ نیست.
برخی از نامهای دیگری که در این زمینه مطرح میشوند:
- نیکلاس جوزف کونیو (Nicolas-Joseph Cugnot) – فرانسوی که در سال ۱۷۶۹ اولین خودروی بخار را ساخت
- گوتلیب دایملر و ویلهلم مایباخ – آلمانیها که در همان زمان کارل بنز روی موتورهای احتراق داخلی کار میکردند
اما نکته مهم این است که کارل بنز، اولین کسی بود که یک اتومبیل کاملاً کاربردی و یکپارچه را طراحی، ساخت و مهمتر از همه، پتنت آن را به صورت رسمی ثبت کرد.
شاید تنها اشکال مخترعان دیگر این بوده است که به اندازه کارل به فکر فروش، بازاریابی و ثبت اختراع خود نبودهاند. به همین دلیل، کارل بنز به عنوان پدر خودروسازی جهان و مخترع اولین اتومبیل مدرن شناخته میشود.
پایان یک دوره، آغاز یک افسانه: مرگ و میراث کارل بنز
پدر خودروسازی جهان، در ۴ آوریل ۱۹۲۹ در سن ۸۴ سالگی در شهر لادنبورگ آلمان چشم از جهان فروبست. او در کنار همسرش برتا (که تا سال ۱۹۴۴ زنده ماند) در قبرستان لادنبورگ به خاک سپرده شد.
اما هنوز هم نام او یکی از پرتکرارترین نامهای تاریخ به شمار میرود. هر بار که کسی سوار یک خودرو میشود، هر بار که نام مرسدس-بنز را میشنود، در واقع به میراث کارل بنز ادای احترام میکند.
میراث ماندگار کارل بنز
چرا کارل بنز اینقدر مهم است؟ اهمیت او فراتر از یک اختراع ساده است:
- پایهگذاری یک صنعت: او نه تنها یک خودرو، بلکه یک صنعت را پایهگذاری کرد که امروزه یکی از بزرگترین صنایع جهان است.
- تغییر سبک زندگی: اختراع او، سبک زندگی میلیاردها انسان را تغییر داد و مفهوم حملونقل را برای همیشه دگرگون کرد.
- الگوی کارآفرینی: داستان زندگی او، الگویی برای کارآفرینان است که نشان میدهد با پشتکار، سماجت و باور به رویا، میتوان جهان را تغییر داد.
- نوآوری یکپارچه: او اولین کسی بود که خودرو را نه به عنوان مجموعهای از قطعات جداگانه، بلکه به عنوان یک سیستم کامل و یکپارچه دید.
خلاصهای درباره زندگینامه کارل بنز
برای خوانندگانی که میخواهند نکات کلیدی زندگی کارل بنز را به سرعت مرور کنند، این خلاصه را آماده کردهایم:
- کارل بنز، پدر خودروسازی جهان است که در سال ۱۸۴۴ میلادی در شهر کارلسروهه آلمان به دنیا آمد.
- کارل در کودکی، پدرش را از دست داد و به همین دلیل، زندگی سختی داشت. مادرش با فداکاری، او را تحصیل داد.
- هوش زیاد بنز باعث شد که زودتر از همسنوسالانش، مدرسه و دانشگاه را تمام کند و وارد بازار کار شود.
- اولین شرکت او به نام Gasmotoren Fabrik Mannheim و با دردسرهای زیادی ثبت شد که در نهایت باعث استعفای کارل بنز از شرکت خودش شد.
- بنز، دومین شرکت خود (Benz & Cie) را با کمک صاحبان یک کارگاه تعمیر دوچرخه راهاندازی کرد.
- او در سال ۱۸۸۵ اولین اتومبیل کاربردی جهان (Benz Patent-Motorwagen) را ساخت و در ۲۹ ژانویه ۱۸۸۶ پتنت آن را ثبت کرد.
- از نمونه اولیه خودرویی که بنز طراحی کرده بود، تنها ۲ عدد فروش رفت. این تعداد کم، کارل را بسیار افسرده کرد.
- همسر کارل (برتا بنز) برای کمک به او مسافتی ۱۰۶ کیلومتری را با آخرین خودروی طراحی شده شرکت بنز، در اوت ۱۸۸۸ طی کرد. این کار برتا چند مزیت داشت: اول اینکه توانست با مشکلات واقعی این خودرو روبهرو شود، دوم اینکه توانست مردم را به استفاده از این اختراع جدید تشویق کند و سوم اینکه به همسرش ثابت کرد که وقتی مردم از مزیتهای یک محصول باخبر شوند، آن را میخرند.
- نمایش اتومبیل بهینهشده کارل بنز در نمایشگاه بینالمللی پاریس در سال ۱۸۸۹ به یک گام بزرگ برای توسعه کسبوکار او تبدیل شد.
- بنز در سالهای پایانی فعالیتش، شرکت خانوادگی کارل بنز و پسران را تأسیس کرد و هیچگاه سهام آن را به صورت عمومی عرضه نکرد.
- در سال ۱۹۲۶، شرکتهای Benz & Cie و Daimler Motoren Gesellschaft ادغام شدند و برند مرسدس-بنز متولد شد.
- کارل بنز در ۴ آوریل ۱۹۲۹ در سن ۸۴ سالگی درگذشت و میراثی ماندگار از خود به جای گذاشت.
نظر شما چیست؟
اگر به جای کارل بنز بودید، از شرکتی که خودتان آن را ساخته بودید، دست میکشیدید؟ فکر میکنید مشکل واقعی او، ثبت شرکتش به صورت سهامی بود یا شیوه عملکرد کارل در زمینه بازاریابی، بازارسازی و فروش مشکل داشت؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
منابع:
بیشتر بخوانید








