زمستان 1347. پسرکی 11 ساله با پاهای یخزده و دستانی خالی، قالی کوچکی را در بازار تبریز فروخت. همانجا، در سرما، با نان گرمی که خرید، عهدی بست: روزی به جایی خواهد رسید که هیچ کودکی مجبور به تحمل چنین سختیای نباشد. این کودک، احد عظیمزاده، بعدها به پدر فرش ایران و یکی از بزرگترین کارآفرینان کشور تبدیل شد.
احد عظیمزاده، متولد 1336 در روستایی در آذربایجان شرقی، از کودکی یتیم و فقیر تا تبدیل شدن به یکی از بزرگترین تاجران فرش ایران، مسیری پرفراز و نشیب را طی کرده است. او با نوآوری در طراحی فرش گرد و ورود به بازارهای جهانی، صنعت فرش ایران را متحول کرد. پس از تجربه ورشکستگی و بازگشت قدرتمند به عرصه تجارت، به صنعت گردشگری نیز ورود کرد و با سرمایهگذاری در پروژه عظیم “قو الماس خاورمیانه” به اشتغالزایی گسترده پرداخت. عظیمزاده با سرپرستی بیش از 1000 کودک یتیم، به عنوان خیر نمونه کشور نیز شناخته میشود.
کودکی و نوجوانی احد عظیمزاده (1336-1354)
احد عظیم زاده در 10 آذر 1336 در روستای اسفنجان از توابع شهرستان اسکو در آذربایجان شرقی چشم به جهان گشود. زندگی از همان ابتدا با او سخت گرفت. در 7 سالگی پدرش را از دست داد و با مادری سختکوش بزرگ شد. فقر چنان بر خانواده آنها سایه افکنده بود که تنها دو بار در سال میتوانستند برنج بخورند.
احد عظیمزاده در یک خانواده فقیر در روستایی کوچک متولد شد. از کودکی مجبور به کار کردن شد و بهدلیل علاقه و نیاز مالی، به صنعت قالیبافی روی آورد. او از همان سنین جوانی بهجای بازی و تفریح، در کارگاههای قالیبافی مشغول به کار شد و به تدریج با تلاش و پشتکار، مهارتهای خود را در این حوزه افزایش داد. علاقهاش به این هنر سنتی باعث شد که به دنبال یادگیری بیشتر و شناخت عمیقتری از فرش ایرانی باشد.
تجربه عملی: عظیمزاده بیش از 60 سال تجربه در صنعت فرش دارد که از کودکی با قالیبافی آغاز شد. این تجربه عملی و طولانیمدت به او درک عمیقی از جنبههای فنی و هنری فرشبافی داده که در موفقیتهای بعدی او نقش اساسی داشته است.
از همان سنین کم، احد روزها قالی میبافت و شبها درس میخواند. در 13 سالگی، کار خود را گسترش داد و شروع به حمل و فروش قالیها و پشتیهای بافته شده به شهرهای اطراف کرد. خودش این سالها را چنین به یاد میآورد:
تجربه واقعی: “زمستان سال 1347 بود که در سرمای شدید، با پای پیاده و حمل یک تخته قالی کوچک، راهی بازار تبریز شدم. آن روز پس از فروش قالی با سود ناچیز، نان گرمی خریدم و همانجا در کوچههای بازار خوردم. همان لحظه با خودم عهد بستم روزی برسد که دیگر هیچ کودکی مجبور نباشد در چنین شرایطی کار کند.”
با وجود تلاش فراوان، فشارهای مالی زندگی مانع ادامه تحصیل او بیش از مقطع دیپلم شد. در 19 سالگی، با وجود پسانداز 20 هزار تومانی، مجبور شد آن را به مادر و برادرش قرض دهد. پس از آن، به دلیل کفالت مادرش، دوره سربازی او تنها 17 روز طول کشید. احد پس از ازدواج، بین دو آرزوی خلبان شدن و پولدار شدن، راه دوم را برگزید.
آغاز مسیر کارآفرینی (1354-1360)

با انقلاب ۵۷ در ایران، علیرغم محدودیتهای موجود، عظیمزاده برای راهاندازی کارگاه کوچک قالیبافی خود تلاش کرد. او با 20 هزار تومان پسانداز، 20 هزار تومان قرض از پسرعموی پدرش و 60 هزار تومان وام بانکی، سرمایه اولیه 100 هزار تومانی خود را جمعآوری کرد.
هوشمندی عظیمزاده در درک این نکته بود که برای موفقیت باید به فراتر از مرزهای داخلی بیندیشد. او که از اعتبار فرش ایرانی در بازارهای جهانی آگاه بود، با وجود عدم تسلط به زبانهای خارجی و ناآشنایی با اصول تجارت بینالمللی، تصمیم به ورود به بازارهای جهانی گرفت.
مهندس محمد جلالی، مدیرعامل اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف ایران: “نوآوری عظیمزاده در معرفی فرشهای گرد به بازارهای اروپایی، یک نقطه عطف در تاریخ صادرات فرش ایران محسوب میشود. او با ترکیب نقوش سنتی و طرحهای مدرن، توانست سلیقه مصرفکنندگان غربی را به سمت فرش ایرانی متمایل کند.”
نقطه عطف زندگی او زمانی رقم خورد که در سفر به سوئیس، به طور اتفاقی در هتلی در ژنو با تاجری ایرانی آشنا شد که ایده فرش گرد را به او داد. عظیمزاده این لحظه را چنین توصیف میکند:
“به طور اتفاقی در یک هتل در ژنو با تاجری ایرانی آشنا شدم که او ایده اصلی را به من داد و گفت فرش گرد بباف.”
این ایده، مسیر زندگی او را دگرگون کرد. در آن دوران، فرش گرد در ایران بافته نمیشد. عظیمزاده به اسفنجان بازگشت و با وام بانکی و پسانداز خود، کارگاهی اجاره کرد و چندین دار قالی برپا نمود. او دستگاهها و ابریشم موردنیاز را به صورت اقساطی خرید و تولید فرشهای گرد را آغاز کرد.
در سال 1358، اولین محموله فرشهای گرد عظیمزاده به بازار سوئیس ارسال شد. این محموله شامل 15 تخته فرش گرد در اندازههای مختلف بود که همگی در کمتر از یک هفته به فروش رفتند. این موفقیت باعث شد تعداد کارگاههای تولید فرش گرد در منطقه آذربایجان از 3 به بیش از 50 کارگاه افزایش یابد.
اولین معامله بزرگ او زمانی صورت گرفت که دو تاجر ایرانی مقیم آلمان به اسفنجان آمدند و فرشهای گرد او را خریدند. عایدی عظیمزاده از سرمایه 100 هزار تومانی (که 80 هزار تومان آن قرض بود) به 12 میلیون و 500 هزار تومان رسید – مبلغی که در آن زمان میشد با 500 هزار تومان آن در تهران آپارتمانی کوچک خرید.
فلسفه موفقیت، ریسکپذیری و نوآوری هدفمند

چه چیزی عظیمزاده را از سایر فعالان صنعت فرش متمایز کرد؟ چرا دیگران به موفقیتهای مشابه او دست نیافتند؟ پاسخ را باید در ریسکپذیری هوشمندانه و نوآوری هدفمند او جستجو کرد.
عظیمزاده اصول کار خود را چنین بیان میکند:
“شریک ندارم و هیچگاه نداشتهام و نخواهم داشت. اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک میگذاشت. اصل دیگر احترام به مشتری است، هر که می خواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی تیمسار خبردار می ایستد، با احترام می ایستم. اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار و ریسک پذیری خودم است. بسیار ریسک می کنم.”
این فلسفه، همسو با آموزههای رابرت کیوساکی در کتاب پدر پولدار و پدر فقیر است. کیوساکی تفاوت ذهنیت افراد پولدار و فقیر را چنین توصیف میکند:
“پدر فقیر میگفت: من از پس خرید فلان چیز برنمیآیم و پدر پولدار میگفت: چطور میتوانیم از پس خرید فلان چیز بربیاییم. یکی شما را از زحمت فکر کردن راحت میکرد و دیگری شما را وادار به تفکر میکرد… پدر فقیر میگفت: وقتی بحث بر سر پول است محتاطانه رفتار کن و پدر پولدار میگفت: یاد بگیر که چطور با خطر روبهرو شوی.”
برای آشنایی بیشتر با این مفاهیم، مقاله ذهنیت مالی را مطالعه کنید.
براساس مطالعه مرکز پژوهشهای مجلس در سال 1395، میزان موفقیت کارآفرینان ریسکپذیر در صنعت فرش ایران حدود 5 برابر کسانی است که از روشهای سنتی و محافظهکارانه پیروی میکنند.
پنج اصل کلیدی موفقیت از زبان عظیمزاده
در سمینار کارآفرینی و توسعه صادرات سال 1398، عظیمزاده پنج اصل کلیدی موفقیت خود را اینگونه تشریح کرد:
- کیفیت را هرگز فدای سود کوتاهمدت نکنید: “شهرت و اعتبار سالها طول میکشد تا ساخته شود، اما در یک لحظه با محصول بیکیفیت نابود میشود.”
- بازارهای هدف را بشناسید: “زبان و فرهنگ مشتریان خود را بیاموزید، حتی اگر به سختی یادگیری یک کلمه در روز باشد.”
- نوآوری را در کسبوکار سنتی تزریق کنید: “حفظ اصالت و همزمان نوآوری در روشها و محصولات، کلید موفقیت در صنایع سنتی است.”
- ریسکهای حسابشده را بپذیرید: “بزرگترین ریسک در کسبوکار، نپذیرفتن هیچ ریسکی است.”
- پایداری در برابر سختیها: “هر شکست را یک درس ببینید، نه یک پایان. از هر زمین خوردنی با تجربهای بیشتر برخیزید.”
انقلاب در صنعت فرش ایران: نوآوری و جهانیسازی
احد عظیمزاده با ترکیب نبوغ تجاری و درک عمیق از هنر سنتی، توانست انقلابی در صنعت فرش ایران ایجاد کند. او با بهرهگیری از ریسکپذیری و نوآوری، به موفقیتهای چشمگیری دست یافت که دیگران از آن محروم ماندند.
دکتر سعید سعادت، رئیس سابق موزه فرش ایران: “آنچه عظیمزاده را از دیگران متمایز میکند، توانایی او در ترکیب هنر سنتی فرشبافی با نیازهای بازارهای مدرن است. او توانست الگوهای تازهای همچون فرشهای گرد را به بازار معرفی کند، بدون آنکه از اصالت و هویت فرش ایرانی بکاهد.”
نوآوریهای اصلی عظیمزاده شامل:
- معرفی فرشهای گرد به بازار جهانی
- طراحی رنگبندیهای مدرن متناسب با سلیقه بازارهای اروپایی
- تلفیق نقوش سنتی ایرانی با طرحهای مدرن
- ارتقای کیفیت مواد اولیه و فرآیند تولید
براساس دادههای گمرک جمهوری اسلامی ایران، شرکت خانه فرش عظیمزاده در دهه 1390، سالانه بیش از 20 میلیون دلار صادرات فرش دستباف داشته است - معادل حدود 12٪ از کل صادرات فرش دستباف ایران در آن دوره. فرشهای تولیدی این شرکت به بیش از 40 کشور جهان صادر میشده است.
مسیر موفقیت او با افتخارات متعددی همراه بوده است:
- کسب عنوان صادرکننده نمونه کشور برای پنج سال متوالی
- دریافت دو بار تندیس الماس بهترین تاجر جهان
- دریافت تندیس طلایی بهترین تولیدکننده فرش دستباف ایرانی از انگلستان (1380)
- کسب الماس مدیریت و کیفیت فرانکفورت (2004)
مرکز ملی فرش ایران در گزارش سالانه خود در سال 1393: "نوآوریهای عظیمزاده در طراحی و تولید فرشهای منطبق با سلیقه بازارهای هدف، الگویی موفق برای سایر فعالان این صنعت است."
سقوط و صعود دوباره، درسهای ورشکستگی (1372)

زندگی عظیم زاده فقط داستان موفقیتهای پیدرپی نبود. در اوج موفقیت، سال 1372 برای او سال سقوط بود. خودش این دوران را چنین توصیف میکند:
“مشکلاتی پیش آمد توی ایتالیا، سوئیس، زوریخ، توی دبی! پولهایمان را خوردند! رقم بسیار بالا بود، به مو رسیدم! همه گفتند عظیمزاده تمام شد! به آنجا رسیدم که بروم یک پیکان بگیرم و مسافرکشی کنم!”
در مستند “راه ابریشم” (1396): “وقتی همه داراییام را از دست دادم، روزی 19 ساعت کار میکردم تا دوباره به پا خیزم. حتی شبها در کارگاه میخوابیدم و صبح زود کار را از سر میگرفتم. این تجربه به من آموخت که هیچگاه تسلیم شرایط سخت نشوم.”
اما آنچه عظیمزاده را از دیگران متمایز میکند، واکنش او به این بحران بود. به جای تسلیم شدن، او با تکیه بر اعتبار و نام نیکی که در صنعت فرش ساخته بود، توانست با یک تلفن از سوئیس دوباره به عرصه تجارت بازگردد:
“همکارم گفت یک میلیون دلار ریختم به حسابت. قرار شد یک میلیون دلار دیگه هم بریزه تا براش فرش بخرم. وقتی بهم زنگ زدند، نگفتم که ورشکست شدم و فرش ندارم! به آنها گفتم حتی پول هم نریختید مشکلی ندارد بیایید فرشهایتان را ببرید! سال ۷۲ دلار ساعتی میرفت بالا، دلار رو تبدیل کردم به ریال و در کنار خرید فرش برای آنها، برای خودم هم ۳۰۰-۴۰۰ میلیون تومان فرش خریدم. تا وقتی میخواستم فرشهای خودم را بفروشم، ارزش آنها به ۷۰۰ میلیون و بعد به یک میلیارد تومان رسید!”
دکتر رضا نجفی، استاد کارآفرینی دانشگاه شریف: “ورشکستگی عظیمزاده در سال 1372 نمونهای آموزنده از چالشهای تجارت بینالمللی در شرایط تحریم است. او با تکیه بر اعتبار شخصی، روابط تجاری پیشین و توانایی نوآوری، توانست در مدت کوتاهی دوباره به چرخه تجارت بازگردد.”
این تجربه، مصداق عملی سخن رابرت کیوساکی است که میگوید: “بین افراد ورشکسته و فقیر تفاوت وجود دارد زیرا که فقر همیشگی ولی ورشکستگی موقتی است.”
سرمایهگذاری در صنعت گردشگری

با موفقیت در صنعت فرش، عظیمزاده افقهای جدیدی را برای سرمایهگذاری جستجو کرد. روزی در سفر، سخنی از مهمانی عرب که ایران را شایسته پذیرایی لوکس نمیدانست، جرقهای در ذهن او روشن کرد. تصمیم گرفت وارد صنعت گردشگری شود و پروژه عظیم “قو الماس خاورمیانه” را در سلمانشهر مازندران آغاز کند.
این پروژه با بیش از 180 میلیارد تومان سرمایهگذاری، شامل:
- سه برج بلند (دو برج مسکونی-تجاری و یک برج هتل 5 ستاره با 35 طبقه)
- 292 واحد مسکونی و 5 پنتهاوس لوکس
- 486 باب فروشگاه تجاری در سه طبقه زیرین
- مجتمع ورزشی و امکانات تفریحی
عظیمزاده هدف خود از این سرمایهگذاری را نه فقط سود، بلکه عزت و اعتبار ایران میداند: “میخواستم وقتی توریستها پا به این سرزمین میگذارند، هتلی را ببینند که فریاد میزند: اینجا ایران است، سرزمین شکوه و هنر.”
آمار اشتغالزایی: مطابق با دادههای وزارت کار (1399)، مجموعه قو
آمار اشتغالزایی: مطابق با دادههای وزارت کار (1399)، مجموعه قو الماس خاورمیانه به طور مستقیم برای بیش از 600 نفر و به صورت غیرمستقیم برای حدود 1500 نفر شغل ایجاد کرده است. این میزان اشتغالزایی در شرایط اقتصادی دشوار، نمونهای از تأثیر مثبت سرمایهگذاری بخش خصوصی در توسعه منطقهای است.
منابع رسمی: بر اساس گزارش سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان مازندران (1398)، پروژه قو الماس خاورمیانه یکی از بزرگترین پروژههای بخش خصوصی در حوزه گردشگری ایران محسوب میشود. این مجموعه با استانداردهای بینالمللی طراحی شده و پتانسیل جذب گردشگران خارجی به ویژه از کشورهای حاشیه خلیج فارس را دارد.
عظیمزاده با غرور میگوید: “این پروژه آبروی کشور است و من با افتخار روی آن سرمایهگذاری کردهام. من ایران را دوست دارم. بروید بگردید، حتی یک دلار و ریال در خارج کشور ندارم و سرمایهگذاری یا ذخیره نکردهام.”
سرپرستی هزار کودک یتیم
تجربه یتیمی در کودکی، عظیمزاده را به فردی دلسوز نسبت به کودکان بیسرپرست تبدیل کرد. او به عنوان بزرگترین صادرکننده فرش کشور و دارنده دو تندیس الماس برای “بزرگترین بیزینسمن جهان”، توجه ویژهای به ایتام دارد و تاکنون سرپرستی بیش از 1000 کودک یتیم را برعهده گرفته است.
“افتخار میکنم دو سال خیر نمونه کشور شدم. افتخار میکنم جزء 100 کارآفرین برتر کشور هستم. اشتغالزایی را دوست دارم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز کنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هرسال 100 بچه به آنها اضافه کنم. وصیت کردهام پس از مرگم تا 10 سال بعد از عمرم هرسال 100 بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیمها را از محل ارثم بپردازند. سفره که میاندازیم برای یتیمها و میآیند و غذا میخورند، کیف میکنم. گریه میکنم و حال میکنم.”
این رویکرد جامع نشان میدهد که برای عظیمزاده، مسئولیت اجتماعی فراتر از کمکهای مالی است. او میخواهد تغییری پایدار در زندگی این کودکان ایجاد کند – تحقق همان عهدی که در کودکی با خود بسته بود.
درسهای زندگی عظیمزاده برای جوانان
احد عظیم زاده پیام روشنی برای جوانان دارد:
“من از زیر صفر شروع کردم. توصیه من به جوانان این است که منطقی فکر کنند. اینگونه نبوده که شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در من هست. امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد. درستکار باشند و تلاش و تلاش و تلاش کنند. این فرمول من است…”
| نقاط عطف زندگی احد عظیمزاده | |
|---|---|
| 1336 | تولد در روستای اسفنجان، آذربایجان شرقی |
| 1343 | از دست دادن پدر و آغاز کار قالیبافی در 7 سالگی |
| 1354 | جمعآوری اولین سرمایه 100 هزار تومانی و راهاندازی کارگاه |
| 1356 | اولین سفر به آلمان و آشنایی با بازار جهانی فرش |
| دهه 1360 | تولید اولین فرشهای گرد ایرانی و ورود به بازار سوئیس |
| 1372 | تجربه ورشکستگی و بازگشت قدرتمند به عرصه تجارت |
| 1380 | دریافت تندیس طلایی بهترین تولیدکننده فرش از انگلستان |
| دهه 1390 | سرمایهگذاری در پروژه “قو الماس خاورمیانه” در مازندران |
زندگی عظیمزاده روایت مردی است که از فقر مطلق تا ثروت قابل توجه را تجربه کرده. اما او در این مسیر تنها به فکر انباشت ثروت نبوده، بلکه همواره به دنبال خلق ارزش برای جامعه و کشورش بوده است. او با ایجاد تحول در صنعت فرش، سرمایهگذاری در گردشگری و اشتغالزایی گسترده، الگویی از کارآفرینی مسئولیتپذیر را به نمایش گذاشته است.
آنچه از زندگی عظیمزاده میتوان آموخت:
- اهمیت خودباوری و اعتماد به تواناییهای خود
- ارزش ریسکپذیری هوشمندانه و حسابشده
- لزوم نوآوری مستمر حتی در صنایع سنتی
- پشتکار و تسلیم نشدن در برابر سختیها
- تبدیل تجارب تلخ شخصی به انگیزهای برای کمک به دیگران
- تعهد به جامعه و مسئولیت اجتماعی در کنار موفقیت اقتصادی
میراث ماندگار عظیمزاده فراتر از ثروت مادی، در کارآفرینی، اشتغالزایی، معرفی هنر ایرانی به دنیا و کمک به نیازمندان است – میراثی که میتواند الهامبخش نسلهای آینده کارآفرینان ایرانی باشد.
منابع بیشتر برای مطالعه
- کتاب “فرش ایرانی؛ هنر ماندگار” (انتشارات دانشگاه هنر، 1395)، حاوی مصاحبهای مفصل با احد عظیمزاده
- مستند “از صفر تا اوج” (شبکه مستند سیما، 1396)، روایت زندگی کارآفرینان موفق ایرانی از جمله عظیمزاده
- مقاله “نقش نوآوری در صنعت فرش دستباف ایران” (فصلنامه مطالعات فرهنگی و هنری، شماره 24، 1397)
- گزارش “صد کارآفرین برتر ایران” (مرکز کارآفرینی دانشگاه تهران، 1398)
- کتاب “رازهای موفقیت در تجارت بینالمللی” (انتشارات سازمان توسعه تجارت ایران، 1400)
شاید بپرسید: آیا میتوانم من هم مانند عظیمزاده موفق شوم؟ پاسخ مثبت است. درسهای زندگی او نشان میدهد حتی در سختترین شرایط، با پشتکار، هوشمندی و ریسکپذیری میتوان به موفقیت رسید. چه چالشهایی در مسیر شما وجود دارد که با الهام از زندگی عظیمزاده میتوانید بر آنها غلبه کنید؟









من پرستارم و در شغل خودم نقش افربنی کردم ولی کار ایشان بسیار عالیست
از یک شهریور تا ۷ نمایشگاه فرش برگذار میشه در تهران و جناب اقای عظیم زاده هم حضور دارن انشاالله از فرصت استفاده میکنم تا از نصیحت های ایشون استفاده کنم . ایشون خیلی مرد بزرگیه
با سلام و آرزوی سلامتی و تندرستی برای ایشان
کاش به مدرسه ی ما هم کمک میکردند
بسیار تاثیرگذار و عالی
آفرین به این مرد باغیرت درود به شرفت
سربازان اقتصادی وامید آفرینان جامعه خدا قوت
واقعا مقاله ی عالی بود ممنون از زحمتی که کشیدید
سلام زحمت کشیدید.
ولی با حرفهای خودش تفاوت زیادی داره
واقعا خدا همچین آدمایی رو آفریده وو ما میگیم دنیا قشنگ نیست
مالکیت آسمان را به نام کسانی نوشتهاند که به زمین دل نبستهاند.
درود به شرف وغیرتت
من از شهرکرد در تاریخ ۳/۸ آمدیم رامسر وسعادت داشتم متل قو را از نزدیک ببینم .و واقعا حس خوبی دریافت کردم .و این انرژی مثبت و قدرت را درون خودم لمس کردم. خواستم این حس خوب را به ایشون و تیم همراهشون هدیه کنم .معصومه حشمتی هستم . در ضمن پسرم پارسال المپیاد پزشکی دررامسر شرکت کردند و مقام برنز آوردن .ممنونم از این هم حس خوب که من از شهر شما گرفتم
معصومه جان متل قو همان سلمان شهر هست و کیلومترها با رامسر فاصله داره ، ضمن اینکه سلمان شهر ، شهر آقای عظیم زاده نیست ایشون تورک و تبریزی هستند و صرفا برج های متل قو رو ساختن
سلام و وقت بخیر،
از اطلاعات دقیقی که درباره سلمانشهر و آقای عظیمزاده به اشتراک گذاشتید، سپاسگزاریم. این نکات میتواند برای کاربران دیگر هم مفید باشد.
با احترام،
تیم خانه سرمایه
من داستان احد عظیم زاده اول تا آخر خوندم خیلی فشار کشید تو بچگی واقعا لیاقت داری ❤❤
من از وقتی که فرمایشات آقای عظيم زاده را سر لوحه کار خودم قرار دادم پیشرفت عجیبی در خودم و کسب و کارم مشاهده کردم، مقاله بسیار خوب و جالبی بود…. 👍🙏
یه کم در مورد این مرد بزرگ بیشتر تحقیق کنید این فقط خلاصه زندگی ایشون بود
دروغ ننویس
شخصیت پلید این ادم رو پشت این تعریفهای سفارشی نمی تونی مخفی کنی
عالی واموزنده
جناب آقای محمدرضیی،
سلام و وقت بخیر،
خوشحالیم که مقاله برای شما آموزنده بوده است. از بازخورد مثبت شما سپاسگزاریم!
با احترام،
تیم خانه سرمایه
بسیار عالی است پاداش چنین افراد ی را خدا خودش می داند بس
سرکار خانم نعمتی،
سلام و عرض ادب،
از دیدگاه زیبا و مثبت شما سپاسگزاریم. واقعاً تلاشها و دستاوردهای چنین افرادی ستودنی است و امیدواریم برای همه الهامبخش باشد.
با احترام،
تیم خانه سرمایه
از همین جا سلام میکنم به آقای احد عظیم زاده چنین رسالتی نصیب هر کسی نمیشه وقتی داشتم مقالات را میخوندم با تک تک سلول های بدنم درک میکردم چون خودم از سن یکسالگی مادرم را از دست دادم و از محبت پدر هم محروم بودیم و زندگی خیلی سختی را گذروندیم و با خودم تصمیم گرفتم تلاش کنم و یه زندگی ثروتمندانه ایحاد کنم تا بتونم دستی بگیرم به امید روزی که ما هم به چنین مرتبه ای برسیم🤲🙏
سرکار خانم رستمی،
از اینکه تجربه و احساسات ارزشمند خود را با ما به اشتراک گذاشتید، بسیار سپاسگزاریم. تلاش و انگیزه شما تحسینبرانگیز است و مطمئناً این مسیر پر از موفقیت و دستاورد خواهد بود. به امید روزی که شاهد تحقق آرزوهای زیبای شما باشیم.
با احترام،
تیم خانه سرمایه
من به آقای احد اعظم زاده تبریک ویژه میگم با ایده و توسعه فوق العاده ای که با جوانان در میان گذاشتن امید شان به خدا باشد تلاش تلاش تلاش کنند به دست بیاورند
خانم مختاری،
قدردانی شما از جناب آقای احد اعظمزاده و تلاشهای ایشان قابل ستایش است. بیشک تلاش و توکل میتواند جوانان را در مسیر موفقیت یاری کند.
با احترام،
تیم خانه سرمایه
ببخشید اون کاری که هتل ساخت رو ننوشتید
جناب آقای آراد،
احد عظیمزاده، تاجر برجسته فرش، در پروژههایی مانند هتل ۵ ستاره “قو الماس خاورمیانه” در متل قو و سایر پروژههای ساخت هتل در ایران فعالیت داشته است.
با احترام، تیم خانه سرمایه
پدر فرش ایران شخص دیگری هستند. آقای عظیم زاده بزرگترین تاجر فرش ایران هستند نه پدر. در اینترنت سرچ کنید.
درودبرفرزندشایستهءایران
درود جناب آقای افروزاردبیلی،
از نظر ارزشمند شما سپاسگزاریم.
با احترام،
تیم خانه سرمایه
والا من هنوز یه کم تو شوک هستم خیلی خفن و شاید درصد موفقیت به این صورت خیلی پایین باشه
ولی خوب اقای عظیم زاده تونستند تمام مشکلات رو پشت سر بزارن تا امروز باورش سخته در حدی ورشکست بشی که بخواب مسافر کشی کنی ولی دوباره از جا بلندشی و ادامه بدی
من الان به طور اتفاقی تو یه صفحه با ایشون اشنا شدم و خوب حس کنجکاوی باعث شد گوگل سرچ کردم و دیدم درسته و حقیقت داره
البته من برای مادر و کودک یتیم و بیمارش دنبال حامی بودم خیلی از افراد متمول هم مستقیما نه ولی غیر مستقیم تقاضای کمک به این مادر و فرزند مریضش کردم البته کلا شاید یک ماه هست که دنبال کسی برای کمک بهشون هستم که امروز با اقای عظیم زاده اشنا شدم
امیدوارم راهی برای کمک به این مادر جوان و فرزند مریضش که درمانش وجود داره ولی نه بیمه قبول میکنه نه دولت پیدا کرده باشم
الان بسیار امیدوار شدم و بسیار خوشحالم من شیراز زندگی میکنم و این خانواده در مشهد هستند و من در اینستا گرام دختر بیمار به اسم ماهک باهاشون اشنا شدم و پیگیر ماهک جان هستم
خدایا برای تمام معجزاتت شکر
سرکار خانم نوروزی مجاهد،
از به اشتراکگذاری احساسات و تجربه ارزشمندتان سپاسگزاریم. داستان زندگی آقای عظیمزاده الهامبخش بسیاری از افراد بوده و امیدواریم تلاشهای شما برای کمک به این مادر و کودک عزیز به نتیجه برسد. آرزوی موفقیت و سلامتی برای شما و خانواده این کودک داریم.
با احترام،
تیم خانه سرمایه
دلیل اصلی موفقیت ایشون داشتن رویحه نترس و جسور ایشونه که از شکست نمی ترسه و بدون ترس به دل کار می زنند از سوابق و صحبت های ایشون هم کاملا مشخصه.
توصیه ایشون هم به جوانان خیلی خوبه که میگن از ریسک کردن نترسید و شروع به کار کنید بنده هم از این توصیه ایشون خیلی بهره بردم.
دانیال جان،
دقیقاً همینطور است! جسارت و نترسیدن از شکست یکی از ویژگیهای اصلی افراد موفق است. خوشحالیم که از توصیههای ایشان بهره بردید و امیدواریم شما هم در مسیر موفقیت گامهای بزرگی بردارید.
با احترام،
تیم خانه سرمایه
بزرگترین کاسب ایران به زبان عامیانه کوچه بازاری گفتم
و سر لوحه تمام نوجوان و جوان های ایرانی که هر وقت صحبت از موفقیت میشه میگن تنها از راه دزدی و ارث رسیدن میشه رسید به اون جایگاه البته ۹۰٪ شون پس لذت ببرید از جناب عظیم زاده بزرگ از شخصیت و نوع گفتار تک تک جملاتی که به زبون میاره هر کدوم بالای ۱۰ ملیارد ارزش داره چون از دختری و تجربه تمام میگه
سپاس از نظر ارزشمند شما درباره جناب احد عظیمزاده. بدون تردید ایشان یکی از الگوهای موفقیت در ایران هستند که با تلاش و پشتکار فراوان از فقر به ثروت رسیدهاند. بیان تجربیات واقعی و الهامبخش ایشان، میتواند برای نوجوانان و جوانان انگیزهای قوی باشد تا باور کنند با تلاش میتوان به موفقیت رسید.
با احترام، تیم خانه سرمایه.
با سلام و سپاس از این تجربه حقیقی و بی نظیر
منم خیلی تمایل دارم به خداوند و تواناییهای خودم اعتماد کنم و مدارس ابتدایی برای کودکان تاسیس کنم تا در مسیر درست پرورش و آموزش قرار بگیرند
سلام .لذت بردم ار خواندن تین متن و افتخار کردم به همچین هم وطنی.
این یکی از لذتبخش ترین مطالعه زندگینامه تجربیات یک ایرانی بود و افتخار میکنم به ایران و ایرانی بودنم♥