پیشبینی بورس این روزها سؤال کسی است که دیده شاخص بعد از هشتاد روز تعطیلی دو برابر شده و نمیداند دیر کرده یا هنوز جا هست. پیش از بازگشایی بیشتر تحلیلگران نگران موج فروش بودند. بعد از جنگ ۱۲ روزه هم همین شده بود و شاخص تا شهریور ۱۴۰۴ حدود ۲۰ درصد پایینتر از پیش از جنگ رفت. این بار برعکس شد و شاخص کل از حدود ۳٫۷۲ میلیون در روز بازگشایی، ۲۹ اردیبهشت، به ۸٫۲۷ میلیون در ۲۸ مهر رسید. اگر پولتان در بورس است احتمالاً خوشحالاید و کمی هم نگران، و اگر بیرون ماندهاید حتماً از خودتان پرسیدهاید که قطار رفته یا نه.
جواب کوتاه ما این است. در محتملترین مسیر، که حدود ۵۰ درصد شانسش را میدهیم، شاخص کل پایان ۱۴۰۵ بین حدود ۸ تا ۱۰٫۵ میلیون میماند، بازهای که پایینش تقریباً همان جای امروز است. این جهش بعد از پنج سال زیان واقعی آمده و بورس به دلار و به قیمت ثابت هنوز خیلی پایینتر از اوج ۱۳۹۹ است، ولی دیگر ارزان هم نیست. برای همین سؤال درست کمی عوض میشود. به جای «دیر نکردهام؟» باید پرسید اگر بازار ۱۰ تا ۲۰ درصد اصلاح شود و یک بار دیگر بسته بماند، پولم و اعصابم تاب میآورد؟
در این صفحه اول میگوییم بعد از بازگشایی دقیقاً چه شد، بعد پیشبینی قبلی خودمان را کنار واقعیت میگذاریم، سه سناریو را با احتمال و بازه میآوریم و آخر هم نشانههایی را معرفی میکنیم که ماهبهماه میتوانید دنبالشان کنید تا بفهمید کدام مسیر دارد پیش میرود.
خلاصهی یکنگاهیبهروزرسانی مهر ۱۴۰۵. روز ۲۸ مهر شاخص کل ۸٬۲۷۲٬۴۴۴ بود و دلار آزاد حدود ۲۶۴٫۸ هزار تومان. به نظر ما محتملترین حالت، با حدود ۵۰ درصد شانس، این است که تنش و تحریم ادامه پیدا کند و شاخص تا پایان ۱۴۰۵ بین ۸ و ۱۰٫۵ میلیون بماند. اگر توافق مرحلهای برسد، که حدود ۲۰ درصد محتمل میدانیم، شاخص بین ۶٫۵ و ۱۰ میلیون میایستد. اگر درگیری شدیدتر شود، با حدود ۳۰ درصد شانس، بین ۷ و ۱۰٫۵ میلیون، و خطر بسته شدن دوبارهی بازار هم هست. عدد شاخص در هر سه حالت نزدیک هم است و فرقشان در این است که همان عدد چند دلار میارزد و آیا بازار بسته میشود یا نه. ماهی یک بار سه چیز را نگاه کنید، قیمت دلار آزاد، نسبت قیمت به سود بازار و نسبت شاخص به دلار.
بورس بعد از ۸۰ روز تعطیلی چه کرد
بازار ۹ اسفند ۱۴۰۴ حدود ساعت ۱۰ صبح، با شروع حملات، بسته شد و معاملههای همان روز باطل ماند. سهام ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ دوباره باز شد، ۸۰ روز تقویمی و حدود ۵۱ روز کاری بعد. طبق گزارش یک روزنامهی اقتصادی این طولانیترین تعطیلی ثبتشدهی بورس تهران بود و خود جنگ حدود ۳۹ روز طول کشید. بازار از خود جنگ هم بیشتر بسته ماند.
بازگشایی با احتیاط طراحی شد. حمید یاری، معاون نظارت بر بورسها و ناشران سازمان بورس، توضیح داد که ۴۲ نماد بزرگ، با حدود ۳۵ تا ۳۶ درصد ارزش بازار، بسته میمانند، چون یا خودشان آسیب دیده بودند یا به یک یوتیلیتی آسیبدیده وابسته بودند. ۲۱۱ نماد با اطلاعیهی مهم بدون دامنهی نوسان باز شدند و بقیه با دامنهی ۳ درصد.
شاخص از روز بازگشایی تا امروز
روز اول شاخص فقط ۰٫۰۷ درصد بالا رفت و ۵۶ درصد نمادها مثبت بودند. از آن ریزش بزرگی که همه انتظارش را داشتند خبری نبود. خبر اصلی بعدش آمد. در ۳۰ روز شاخص ۳۸٫۶ درصد و در ۹۰ روز ۵۸٫۷ درصد بالا رفت و حتی یک روز هم زیر قیمت پایانی روز بازگشایی نبست. بعد از بازگشایی جنگ ۱۲ روزه، ۷ تیر ۱۴۰۴، که فقط ۹ روز کاری بسته مانده بود، شاخص ۳۰ روز بعد ۵٫۳ درصد و ۹۰ روز بعد ۱۳٫۶ درصد پایینتر بود.
از ۶ اسفند تا ۲۸ مهر شاخص کل ۱۲۲٫۷ درصد و دلار آزاد ۶۰٫۴ درصد بالا رفت و این بار بورس از دلار جلو زد. شاخص کل هموزن، که به نماد کوچک و بزرگ وزن برابر میدهد، هم تا شهریور حدود ۱۰۲ درصد بالا رفت و نشان میدهد رشد فقط کار چند نماد بزرگ نبود.
پول هم آمد. روز بازگشایی ۲٫۶ تا ۲٫۸ همت (هر همت هزار میلیارد تومان است) پول حقیقی وارد بازار شد و تا ۲۹ تیر جمعش از ۳۵ همت گذشت. ولی راه صاف نبود. ۲۵ و ۲۶ مهر، با بالا گرفتن تنش، شاخص دو روز حدود ۲۴۵ هزار واحد افت کرد و ۲۸ مهر دوباره بالا آمد.
چرا این بار ریزش نیامد
چرا این بار برعکس شد؟ یک دلیل واحد نداریم، ولی منطقش پیداست. شاخص هشتاد روز روی عدد اسفند ماند، در حالی که دلار و قیمتها بالا میرفتند. سهمها هم نسبت به سودشان ارزان بودند، طوری که نسبت قیمت به سود بازار حتی در مرداد حدود ۵٫۸ بود، و سود بانکی آنقدر از تورم عقب بود که نگهداشتن پول نقد برای کسی صرف نداشت. وقتی بازار باز شد و فروش هیجانی نیامد، این عقبماندگی در چند ماه جبران شد. به گفتهی معاون سازمان بورس، ۴۲ نماد بزرگ هم بسته ماندند چون هنوز اثر جنگ بر حسابهایشان روشن نبود، و به نظر ما همین کمک کرد که ضرر شرکتهای آسیبدیده به کل بازار نکشد.

پیشبینی بورس ما در اسفند ۱۴۰۴ و آنچه رخ داد
در اسفند ۱۴۰۴، همان روزهای اول جنگ، برای بورس هم سه سناریو نوشتیم. محتملترینشان آتشبس تاکتیکی بود با دلار ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان و شاخص پایان ۱۴۰۵ بین ۴٫۲ و ۴٫۸ میلیون. بدبینانهترینشان جنگ فرسایشی بود با دلار ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار و شاخص ۵٫۵ تا ۶٫۵ میلیون، و خوشبینانهترینشان توافق جامع با دلار ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار و شاخص ۳٫۸ تا ۴٫۵ میلیون. امروز دلار ۲۶۵ هزار و شاخص ۸٫۲۷ میلیون است، هر دو بالاتر از سقف هر سه سناریو.
کجا درست گفتیم و کجا اشتباه کردیم
جهت را درست دیده بودیم، چون با جنگ و تورم عدد شاخص به تومان بالاتر از پیش از جنگ رفت، ولی اندازه را خیلی کم گرفتیم. دو اشتباه داشتیم. اول دلار را کمتر از واقعیت برآورد کردیم. دوم فرض کرده بودیم بورس تقریباً همپای دلار میرود، در حالی که نسبت شاخص به دلار، که پایینتر توضیحش میدهیم، از حدود ۲۲ پیش از تعطیلی به ۳۱ رسید. هم دلار از پیشبینی ما بالاتر رفت و هم بورس از دلار تندتر.
تنها هم نبودیم. پیش از بازگشایی نگرانی اصلی تحلیلگران موج فروش بود، و بازار نهتنها نریخت که تا میانهی مهر حدود ۴٫۴ میلیون واحد بالا رفت. کارنامهی پیشبینیهای دیگران را از آن اسفند پیدا نکردیم، برای همین فقط خودمان را میسنجیم و هر بار که واقعیت از بازهمان بیرون زد، همینجا مینویسیم.

بورس الان گران است یا ارزان
هر پیشبینی بورس از این سؤال شروع میشود که بازار امروز گران است یا ارزان. برای جوابش سه معیار را کنار هم میگذاریم، چون هر کدام فقط یک روی ماجرا را نشان میدهد و تا هر سه را با هم نبینید تصویر کامل نیست.
معیار اول، نسبت قیمت به سود
نسبت قیمت به سود، که همه P/E صدایش میکنند، میگوید بازار چند برابر سود یکسالهی خودش معامله میشود. P/E حدود ۹ یعنی اگر سود امسال تکرار شود، حدود نه سال طول میکشد تا پولی که برای بازار میدهید از خود سودش برگردد. طبق گزارشهای منتشرشده این نسبت در شهریور ۱۴۰۴ حدود ۵ بود، اول مرداد ۱۴۰۵ حدود ۵٫۸ و اوایل مهر حدود ۹. عدد ۹ را منبع رسمی تأیید نکرده، ولی یک کارشناس هم همین را گفته است.
برای قضاوت باید جای این عدد را در تاریخ دید. حد معمول این نسبت در بورس ایران ۶ تا ۸ است و به گفتهی یک کارشناس، میانگینش از ۱۳۹۹ به بعد زیر ۶٫۵ بوده. پایان خرداد ۱۳۹۹، در اوج شور آن سال، به حدود ۲۵ رسیده بود. با این حساب ۹ کمی بالاتر از معمول است، ولی نه شبیه ۲۵ آن سال و نه شبیه کف شهریور ۱۴۰۴ که بازار با ۵ برابر سودش معامله میشد.
معیار دوم، نسبت شاخص به دلار
نسبت شاخص به دلار یعنی چهشاخص کل یک عدد است، مثلاً ۸٬۲۷۲٬۴۴۴ در ۲۸ مهر. اگر آن را بر قیمت دلار آزاد به هزار تومان (۲۶۴٫۸) تقسیم کنید حدود ۳۱ درمیآید. این عدد قیمت نیست و واحد ندارد، فقط نشان میدهد بورس در مقایسه با دلار گرانتر شده یا ارزانتر. اگر بالا برود بورس از دلار جلو زده و اگر پایین بیاید دلار جلو افتاده.
این معیار میپرسد اگر پولتان را به دلار حساب کنید، بورس چقدر میارزد. نسبت شاخص به دلار آزاد در مرداد ۱۳۹۹ به اوج ۹۳٫۶ رسید و در روز بازگشایی، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، به کف ۲۰٫۸ افتاد. امروز ۳۱٫۲ است، حدود یکسوم اوج.

ولی «یکسوم اوج» تصویر را تندتر از واقعیت نشان میدهد، چون اوج ۱۳۹۹ استثنا بود. در ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ این نسبت بین ۲۲ و ۴۰ میچرخید و میانهاش ۳۲ بود، و پیش از ۱۳۹۷ حدود ۲۰. امروز درست وسط همین دامنهی دو ساله ایستاده. از ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ هر سال دلار بیشتر از شاخص بالا رفت و فقط ۱۴۰۵ برعکس شد، و بخشی از جهش امسال برگشتن به نسبت عادی است، نه رفتن به قلهای تازه. اگر میخواهید رابطهی این دو را عمیقتر ببینید، رابطهی دلار و بورس را بخوانید.

معیار سوم، شاخص بعد از کم کردن تورم
معیار سوم اثر تورم را کنار میگذارد و میپرسد اگر قیمت همهچیز از ۱۳۹۹ تا امروز بالا نرفته بود، شاخص کجا بود. با شاخص قیمت مصرفکنندهی بانک مرکزی، شاخص امروز حدود ۷۰ درصد پایینتر از اوج ۱۳۹۹ است، آن هم بعد از جهش امسال. دلیلش را در بازده هر سال میبینید. بازده واقعی یعنی رشد شاخص بعد از کنار گذاشتن اثر تورم همان سال.
پنج سال پشت سر هم زیان واقعی و بعد یک جهش جبرانی. شبیه حقوق کارمندی است که چند سال ثابت میماند و بعد یکباره افزایش میگیرد. ماهی که افزایش را میگیرید حس خوبی دارد، ولی تازه به همان جایی برگشتهاید که سالها پیش بودهاید. بورس هم همین کار را کرد، دیر جنبید و یکباره جبران کرد.

بورس واقعاً سود داد یا فقط تورم را جبران کرد؟ هر دو درست است. از پایان ۱۳۹۰ تا امروز شاخص ۳۱۹ برابر شده و قیمتها ۸۲ برابر. یعنی بعد از کم کردن تورم، ارزش پولی که در بورس مانده حدود ۳٫۹ برابر شده، ولی این رشد در چند جهش ناگهانی و بعد از سالها عقبماندگی آمده است. این مقایسه را در سود بورس در برابر تورم مفصلتر میبینید.

سه معیار کنار هم
با معیار اول بورس دیگر ارزان نیست. با معیار دوم وسط محدودهی چند سال اخیر است و با معیار سوم هنوز خیلی پایینتر از اوج ۱۳۹۹. هیچکدام نشانهی حباب نیست و هیچکدام هم نمیگوید فرصت ارزانخریدن برگشته. بورس امروز نه ارزانِ شهریور ۱۴۰۴ و مرداد امسال است و نه حباب ۱۳۹۹، ولی کسی که امروز وارد میشود آن فاصلهی امنی را که خریدار چند ماه پیش داشت دیگر ندارد.
چه چیزهایی شاخص را جابهجا میکند
پنج چیز بیشتر از بقیه مسیر بعدی بورس را تعیین میکنند. هر کدام را کوتاه میگوییم، چون در سناریوها و نشانهها دوباره به آنها برمیگردیم.
- دلار و تورم. شاخص در بلندمدت دنبال این دو میرود ولی نه همقدم. تورم نقطهبهنقطهی شهریور ۱۴۰۵ (رشد قیمتها نسبت به شهریور سال قبل) طبق بانک مرکزی ۸۳٫۸ درصد بود. اگر دلار از مسیر هر سناریو جلو بزند یا عقب بماند، عدد شاخص هم همراهش جابهجا میشود.
- ریسک جنگ و تعطیلی. جنگ دو راه برای اثر گذاشتن دارد. یکی قیمتها را مستقیم پایین میآورد و دیگری بازار را میبندد تا نتوانید واکنش نشان دهید. در بخش مربوط به تعطیلی دوباره به آن برمیگردیم.
- سود شرکتها و قیمتگذاری دستوری. سود یک شرکت فقط به فروشش بستگی ندارد، به قیمتی هم که اجازه دارد بگیرد یا بپردازد. نمونهاش دستورالعمل تازهی قیمت نفت خوراک پالایشگاههاست که ۱۵ مهر تصویب شد. پالایش اصفهان در برآورد اولیهاش گفته این تغییر سود نیمهی دوم ۱۴۰۵ را حدود ۱۴ همت کم میکند، با فرض نفت ۹۰ دلاری و دلار ۱۸۸ هزار تومانی که خود شرکت برای حسابش گذاشته. حاشیهی سود پالایشیها را با کرک اسپرد میسنجند.
انرژی و سود بانکی
- انرژی. زمستان ۱۴۰۴ گاز چند پتروشیمی متانول و اورهساز قطع یا کم شد و از ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ برق فولاد و سیمان محدود است. مدیرعامل پتروشیمی ملی میگوید زمستان امسال هم محدودیت گاز انتظار میرود. این عامل فصلی است و هر زمستان و تابستان میتواند برگردد.
- سود بانکی در برابر تورم. نرخ سود بینبانکی، که بانکها با آن به هم وام میدهند و پایهی بقیهی نرخهاست، از ۴ شهریور تا ۱۶ مهر ۱۴۰۵ روی ۲۴ درصد بود، در حالی که تورم ۸۳٫۸ درصد است. وقتی سود پول اینقدر از تورم عقب است، پول نقد هر ماه ارزش خود را از دست میدهد و بخشی از دلیل رفتن پول به سهام و صندوقهای سرمایهگذاری همین است. صندوقهای درآمد ثابت در یک سال تا فروردین ۱۴۰۵ حدود ۳۲ تا ۳۶ درصد بازده داشتند.
سه سناریوی پیشبینی بورس تا پایان ۱۴۰۵ و ۱۴۰۶
روش ما ساده است. شاخص را به دو تکه تقسیم میکنیم، قیمت دلار آزاد و نسبت شاخص به دلار که نشان میدهد بورس در مقایسه با دلار چقدر میارزد. امروز ۲۶۴٫۸ هزار تومان ضرب در حدود ۳۱٫۲ تقریباً همان ۸٫۲۷ میلیون میشود. پس پیشبینی روی دو حدس میایستد، دلار کجا میرود و این نسبت کجا. دلار را از همان سناریوهایی برمیداریم که در پیشبینی قیمت دلار نوشتهایم تا عددهای مقالههای دلار، طلا، مسکن و بورس با هم جور باشند. نسبت را هم از تاریخ خود بازار میخوانیم. در ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ بین ۲۲ و ۴۰ بود و بعد از هر شوک جنگی به حدود ۲۰ تا ۲۴ افتاد.
- تنش فرسایشی و تحریم، پایه، حدود ۵۰ درصد. نه توافق جامعی در کار است و نه جنگ تمامعیار. تنش و تحریم میماند، تورم بالاست و دلار ۲۸۰ تا ۳۳۰ هزار میشود.
- توافق مرحلهای، آرام، حدود ۲۰ درصد. گشایشی مرحلهبهمرحله پیش میآید و دلار پایین میآید. عدد شاخص ممکن است تقریباً همینجا بماند، ولی چون دلار ارزانتر شده، بازار به دلار بیشتر میارزد.
- تشدید درگیری، بحران، حدود ۳۰ درصد. درگیری بالا میگیرد و دلار بیش از هر سناریوی دیگر جلو میرود. عدد شاخص به تومان همراه دلار بالا میماند، ولی به دلار کمارزشتر میشود و خطر بسته شدن دوبارهی بازار هم هست.
چرا بازههای پیشبینی بورس روی هم میافتند
بازهها روی هم میافتند و باید هم بیفتند. عدد شاخص در هر سه مسیر نزدیک هم است و فرق مسیرها در قیمت دلار است و در اینکه همان عدد چند دلار میارزد. شاخص ۷ تا ۱۰ میلیون هم در مسیر آرام ممکن است، با ارزش دلاری ۱۱۷ تا ۱۴۵ میلیارد دلار برای کل بازار، و هم در مسیر تشدید، با ۶۹ تا ۹۰ میلیارد. برای اینکه بفهمید در کدام مسیرید باید دلار را هم نگاه کنید. اگر دلار پایان سال بین ۲۴۰ و ۲۸۰ هزار ایستاد، ترکیبی از دو سناریو را دیدهایم، نه یک مسیر خالص.
این درصدها از کجا میآیداین درصدها حساب دقیق نیستند و قضاوت خودمان از اوضاع است. با ۵۰ درصد برای مسیر پایه میگوییم آن را از دو مسیر دیگر محتملتر میدانیم، نه اینکه مطمئن باشیم. ۳۰ درصد برای درگیری شدیدتر هم کم نیست و اگر نگران بسته شدن دوبارهی بازار هستید، این عدد را جدی بگیرید. هر وقت خبر مهمی بیاید، درصدها را عوض میکنیم و تاریخش را مینویسیم.

پیشبینی بورس در ۳ ماه آینده
برای پایان دی ۱۴۰۵ در سناریوی پایه دلار را ۲۷۰ تا ۳۱۰ هزار و شاخص را ۷٫۵ تا ۹٫۵ میلیون میبینیم. شاخص امروز داخل همین بازه است و دلار کمی پایینتر از آن. پایین بازه از امروز پایینتر است، چون بعد از جهشی به این بزرگی یک افت چنددرصدی در راه طبیعی است. در نظرسنجیای که پایینتر آمده، بیشتر فعالان بازار هم دستکم یک افت ۵ درصدی را در ماههای آینده محتمل میدانند.
پیشبینی بورس تا پایان سال ۱۴۰۵
برای پایان ۱۴۰۵ همان جدول سه سناریو را داریم. در مسیر پایه شاخص بین ۸ و ۱۰٫۵ میلیون است و محتملترین بخشش ۸٫۵ تا ۱۰. بازار بخش بزرگی از عقبماندگی را در پنج ماه گذشته جبران کرده، برای همین رشد بعدی را آهستهتر از جهش امسال میبینیم. اگر میخواهید عدد پایان سال را خودتان قضاوت کنید، به جای خود شاخص اول دلار و بعد نسبت شاخص به دلار را نگاه کنید.
پیشبینی بورس در سال ۱۴۰۶
بازهها پهنتر میشوند، چون هر چه افق دورتر باشد دلار نامعلومتر است. سناریوی آرام یک نتیجهی غیرمنتظره دارد. اگر اوضاع خوب پیش برود، دلار ارزان میشود و چون شاخص در بلندمدت با دلار گره خورده، پایین بازه به ۷ میلیون میرسد، پایینتر از شاخص امروز. توافق برای اقتصاد خوب است، ولی لزوماً عدد شاخص را بالا نمیبرد.
پیشبینی بورس در ۵ سال آینده
برای ۱۴۱۰ احتمال نمیدهیم، چون پنج سال آنقدر دور است که عدد احتمال فقط ظاهر دقت میدهد. عددها اسمیاند، و با تورم پیشبینیشده در پیشبینیهای IMF (۴۲ درصد در ۲۰۲۷، ۳۸ درصد در ۲۰۲۸ و بعد از آن کمتر) سطح قیمتها از پایان ۱۴۰۵ تا پایان ۱۴۱۰ حدود چهار برابر میشود. پس مسیر میانه تقریباً همپای تورم است. اگر شاخص چهار برابر شود و قیمتها هم چهار برابر، ثروت واقعی شما تغییر نکرده و فقط واحد اندازهگیری کوچکتر شده.
صنایع بورس در هر سناریو
پیشبینی بورس برای کل بازار یک عدد میدهد، ولی بازار یکدست نیست. میانگین شاخص صنعتها از بازگشایی تا ۲۹ شهریور حدود ۱۰۳ درصد بالا رفت، ولی پشت این میانگین فاصلهی بزرگی بود. جدول زیر برآورد ما از وضع هر گروه است و پیشنهاد نماد نیست.
فولاد مبارکه، از آسیب تا برگشت
یک نمونه نشان میدهد آسیب و جبران چقدر میتواند سریع باشد. کارخانهی فولاد مبارکه ۷ و ۱۱ فروردین هدف قرار گرفت و در مجمع ۱۱ مرداد «برآورد رسمی خسارت» ۲۱۵ همت اعلام شد. با این حال کورهی شمارهی ۸ بعد از ۴۵ روز دوباره راه افتاد، حدود دو ماه بعد خط تولید دوباره به هم وصل شد و در تیر رکورد تولید تختال، همان شمش تخت فولادی، ثبت شد. نماد این شرکت ۱۷ مرداد باز شد. خسارت واقعی بود، ولی همیشه ماندگار نبود.
اگر میخواهید هر شرکت را با سود و داراییاش بسنجید، سهام بنیادی راهنمای خوبی است، و برای شرکتهایی که فروششان دلاری است توضیح سهام دلاری کار را روشنتر میکند. توقف نماد هم همیشه به جنگ ربط ندارد. توقف نمادهای پالایشی از مهر به خاطر قیمت خوراک است، نه جنگ.
اگر بورس دوباره بسته شود
این بخش را برای کسی مینویسیم که شبها به این فکر میکند. بورس در یک سال دو بار بسته شد، یک بار ۹ روز کاری از ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ و یک بار ۸۰ روز از ۹ اسفند، و بازگشایی این دو هم شبیه هم نبود. جواب کوتاه سؤال «پولم قفل میشود؟» برای سهام بله است، تا وقتی بازار بسته است.
در ۷ تیر ۱۴۰۴ شاخص ۶۲ هزار واحد یا ۲٫۱ درصد پایین آمد. ۶۹۲ نماد پیش از گشایش در صف فروش بودند، روز اول حدود ۲٫۱ همت پول حقیقی (پول سهامداران عادی) خارج شد و شاخص در چهار روز اول ۸٫۵ درصد افت کرد. بار دوم طرح فرق داشت، ۴۲ نماد بزرگ بسته ماندند و روز اول تقریباً بیتکان گذشت. به نظر ما اینکه کدام نماد، با چه دامنهای و چه روزی باز شود، روی اندازهی ضربه اثر زیادی دارد.
پول بعد از تعطیلی کجا رفت
بعد از جنگ ۱۲ روزه بخش بزرگی از پول فقط از سهام به صندوقها رفت و از بازار سرمایه بیرون نرفت. از ۷ تیر تا ۸ شهریور ۱۴۰۴ حدود ۵۲ تا ۵۸ همت پول حقیقی از سهام بیرون آمد، و در همان ماهها، تا میانهی شهریور، حدود ۲۲ همت به صندوقهای طلا و ۲۶ همت به صندوقهای درآمد ثابت رفت. صندوق توسعهی بازار، که با پول عمومی برای آرام کردن بازار سهم میخرد، در همان تیر ۴۴ همت سهام خرید. با این همه شاخص تا ۸ شهریور حدود ۲۰ درصد پایینتر از پیش از جنگ رفت.
پولی که چند ماه دیگر لازم داریددر تعطیلی ۸۰ روزه بیش از دو ماه و نیم هیچ سهمی را نمیشد فروخت. شاید پولی را برای قسط، اجارهی سال بعد یا خرجی که تاریخش معلوم است کنار گذاشتهاید. اگر اینطور است، از خودتان بپرسید اگر بازار دوباره بسته شد آن پول از کجا میآید. این سؤال همانقدر مهم است که سود سهم.
در تعطیلی چه چیزهایی باز ماند
همهی بازار سرمایه هم یکجا بسته نماند. در تعطیلی ۸۰ روزه بورس کالا هیچوقت نبست، صندوقهای درآمد ثابت از ۲۳ اسفند و صندوقهای طلا از ۲۴ اسفند، حدود دو هفته بعد از شروع جنگ و با ساعت کوتاهتر، دوباره معامله شدند و فقط سهام و حقتقدم و مشتقاتش بسته ماند. در جنگ ۱۲ روزه ولی صندوقهای طلا هم تا ۷ تیر همراه سهام بسته بودند و فقط صندوقهای درآمد ثابت از هفتهی دوم باز شدند. پس بد نیست بدانید چه بخشی از پولتان در ابزاری است که در تعطیلی زودتر نقد میشود. اگر صندوق طلا را در نظر دارید، مقایسهی بهترین صندوقهای طلا را ببینید و یادتان باشد که این صندوقها هم در بورس معامله میشوند و همیشه باز نمیمانند.
توقفها هم یکجا تمام نشدند. فولاد مبارکه ۱۷ مرداد و فولاد خوزستان حدود نیمهی شهریور باز شد. دامنهی نوسان، همان بیشترین تغییری که قیمت یک سهم در یک روز مجاز است، حدود دو سال است، از ۲۱ مهر ۱۴۰۳، روی ۳ درصد مانده و حجتالله صیدی، رئیس سازمان بورس، ۱۴ مهر ۱۴۰۵ گفت باز کردنش به آرامش و کم شدن ریسک کل بازار بستگی دارد. با دامنهی ۳ درصدی، اگر سهمی صف فروش داشته باشد، حتی روزهایی که بازار باز است همیشه نمیشود همان روز فروخت.
معمای جنگ، از ۱۹۱۴ تا امروز
اقتصاددانان به یک الگوی عجیب «معمای جنگ» میگویند. وقتی بیم جنگ بالا میگیرد قیمت سهام پایین میآید، ولی اگر جنگ همانطور که انتظار میرفت شروع شود، ممکن است سهام همان موقع بالا برود، و جنگی که ناگهانی شروع شود بازار را زیر فشار میگذارد. چهار اقتصاددان اروپایی در پژوهشی در ۲۰۱۵ همین را نشان دادند. نمونهی ۱۹۱۴ هم نشان میدهد بازاری که بسته مانده ممکن است بعد از بازگشایی جهش کند. بورس نیویورک از پایان ژوئیه تا ۱۲ دسامبر ۱۹۱۴ بسته ماند و بعد داوجونز در ۱۹۱۵ حدود ۸۱٫۷ درصد بالا رفت، بهترین سال تقویمی تاریخش. اما ۱۱ سپتامبر، که غافلگیرکننده بود، در هفتهی اول بعد از بازگشایی بازار اساندپی ۵۰۰ را ۱۱٫۶ و داوجونز را ۱۴٫۲ درصد پایین آورد. تجربهی خودمان هم یکدست نیست، چون یک بازگشایی با افت همراه بود و دیگری با جهش. خود جنگ جهت بازار را تعیین نمیکند.
پیشبینی بورس از نگاه کارشناسان و نهادها
هیچ نهاد رسمی، نه سازمان بورس، نه مرکز پژوهشها و نه IMF، برای شاخص عدد منتشر نمیکند و پیشبینی بورس با عدد را فقط از کارشناسان و تحلیلگران میشنوید. بیشتر این عددها هم برای پایان سال یا کوتاهتر است. در جدول چند نظر منتشرشده را با نام، نقش و تاریخ آوردهایم.
نظرسنجی ۸۲ نفره و عددهایی که زود کهنه میشوند
در این جدول دو چیز به کار شما میآید. اول، نظرسنجی ۸۲ نفره. ۶۹ درصد رشد بیش از ۲۰ درصد تا شش ماه را انتظار داشتند و ۱۱ درصد افت. در همان نظرسنجی ۸۹ درصد دستکم یک افت ۵ درصدی را در میانهی راه محتمل میدانستند و ۴۸ درصد بیشترین افت را ۱۰ تا ۲۰ درصد. حتی خوشبینها منتظر راه ناهموارند. دوم، عدد ۷ میلیونی که آقابزرگی ۲۹ مرداد، وقتی شاخص ۶٫۱ بود، «بعید نیست» خواند و بازار کمتر از سه هفته بعد از آن گذشت. این خطای کارشناس نیست. در بازاری که دلارش هر ماه جابهجا میشود عدد هر کارشناسی زود کهنه میشود و باید تاریخ و فرضش را کنارش دید.
پیشبینی بورس را ما چطور میسازیم
عددهای کارشناسان را میانگین نمیگیریم. دلار را از سناریوهای مقالهی پیشبینی دلار برمیداریم، نسبت شاخص به دلار را از تاریخ خود بازار، و نظرها را فقط برای محک زدن کنار کار میگذاریم. بازهی پایهی ما برای پایان ۱۴۰۵ با نظر آقابزرگی و آن تحلیل منتشرشده همپوشانی دارد. به نظر ما این همپوشانی دلیل اطمینان بیشتر نیست، فقط نشان میدهد همه از یک واقعیت شروع کردهاند.
ادعاهای مشهور دربارهی بورس و جنگ
سه ادعا بارها شنیده میشود و هر سه نیاز به دقت دارند.
- «بورس بعد از جنگ هشتساله در دههی هفتاد چند هزار درصد رشد کرد.» اغراق است. شاخص از شهریور ۱۳۶۹، که تازه راه افتاده بود، تا پایان ۱۳۷۹ حدود ۲۹ برابر شد و اگر از پایان ۱۳۶۹ بشماریم حدود ۱۵ برابر. شاخصی پیش از ۱۳۶۹ وجود ندارد و رقمهای بزرگتر منبع محکمی ندارند.
- «بورس در جنگ همیشه بالا میرود.» نه. بازگشایی ۷ تیر ۱۴۰۴ با افت ۵٫۳ درصد در ۳۰ روز همراه بود و بازگشایی ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ با جهش ۳۸٫۶ درصد. داوجونز در ۱۹۱۵ واقعاً بالا رفت، ولی رقم درستش ۸۱٫۷ درصد است، نه عددهای بزرگتری که گاهی نقل میشود.
- «ارزش کل بورس فلان میلیارد دلار است.» این عدد در هر منبع فرق دارد، چون هر کس برای تبدیل تومان به دلار نرخ دیگری به کار میبرد. ما دلار آزاد همان روز را میگیریم. ارزش کل بازار سهام در ۲۷ مهر حدود ۲۸٫۴ هزار همت بود که حدود ۱۰۸ میلیارد دلار میشود، و ۱۱ مهر همین حساب حدود ۱۰۰ میلیارد دلار بود.
چه نشانههایی را زیر نظر بگیرید
این جدول را میتوانید برای خودتان نگه دارید و ماهی یک بار پر کنید تا ببینید به کدام سناریو نزدیکترید. امروز دلار ۲۶۴٫۸ هزار است، بین بازهی آرام و پایه، و مسیر هنوز روشن نیست.
سه موقعیت و سؤالهایی که از خودتان بپرسید
اگر سهام دارید و در سود هستید، از خودتان بپرسید این سود را فقط به تومان میبینید یا بعد از حساب تورم هم هنوز سود است. اگر ۱۰ تا ۲۰ درصد افت کند و بازار یک بار دیگر بسته بماند، میتوانید بمانید؟ و کدام قسمت از این پول را اگر ۸۰ روز نتوانید بفروشید، زندگیتان میلنگد؟
اگر نقد دارید و جا ماندهاید، رشد امسال را دیگر نمیشود گرفت و دنبال کردنش هم فایدهای ندارد. پرسش بهتر این است که بازهی ۸ تا ۱۰٫۵ میلیون برای شما جذاب است یا نه، وقتی ریسک اصلاح و تعطیلی را هم میپذیرید. آیا ورود را میتوانید بین چند ماه پخش کنید که لحظهی دقیق برایتان اینهمه مهم نباشد؟ و آیا بخشی از پولتان جایی میماند که در تعطیلی نقد شود؟
اگر پولتان را بهزودی لازم دارید، شاید تصمیم سادهتر از آن باشد که فکر میکنید. بپرسید اگر چند ماه به این پول دسترسی نداشته باشید، چه میشود. اگر جواب «مشکلی پیش میآید» بود، بورس برای این بخش از پولتان جای مناسبی نیست، هر قدر هم بازار جذاب باشد. برای مقایسهی این انتخاب با بازارهای دیگر، مقایسهی بازده بورس با بازارهای دیگر کمک میکند.
پیشبینی دلار، طلا، مسکن و بیتکوین کنار بورس
بورس تنها بازار شما نیست و بهتر است بازارها را کنار هم ببینید. مسیر دلار پایهی همهی سناریوهای این صفحه است، پس پیش از هر چیز پیشبینی قیمت دلار را بخوانید. برای طلا پیشبینی قیمت طلا را ببینید، برای مسکن پیشبینی قیمت مسکن، و برای بیتکوین و رمزارزها پیشبینی بیتکوین و رمزارزها.
این عددها از کجا آمدهشاخص کل و دلار آزاد را از دادهی روزانهی خودمان گرفتهایم و با گزارش ماهانهی سازمان بورس مقایسه کردهایم. تورم از شاخص قیمت مصرفکنندهی بانک مرکزی است و پیشبینیهای اقتصاد ایران از IMF در اکتبر ۲۰۲۶. نظر کارشناسان و مقامها را با نام و تاریخ از گزارشهای منتشرشده آوردهایم و سناریوها و درصدها برآورد خودمان است. آخرین دادهی این صفحه مال ۲۸ مهر ۱۴۰۵ است و هر ماه بهروزش میکنیم.
پیش از تصمیم این را بخوانیداین نوشته نظر تحلیلی ماست، نه توصیهی خرید یا فروش. بازار ممکن است دوباره بسته شود و بازهها فقط برآورد ما هستند. پیش از هر تصمیم ببینید وضع مالیتان چطور است و تا کی به این پول نیاز ندارید. اگر مطمئن نیستید، با یک مشاور مجاز مشورت کنید.










نظر شما درباره این مقاله چیست؟
شما چه امتیازی میدهید؟