اگر الان این مقاله را می‌خوانید، احتمالاً یک سوال اصلی در ذهنتان است: در این شرایط جنگی، باید چکار کنم؟ بفروشم؟ بخرم؟ صبر کنم؟

چرا پیش‌بینی بورس در سال ۱۴۰۵ از هر زمان دیگری سخت‌تر و مهم‌تر است؟

بازار سرمایه ایران در ابتدای سال ۱۴۰۵ با یک  سه‌گانه تاریخی روبرو شده است: جنگ مستقیم نظامی، بودجه‌ای که موتور تورم را روشن کرده، و ناترازی انرژی که کارخانه‌ها را زمین‌گیر کرده. این سه نیروی مخالف، معادله بورس را آن‌قدر پیچیده کرده‌اند که حتی باتجربه‌ترین فعالان بازار هم دچار سردرگمی شده‌اند.

اما تاریخ یک چیز را به ما ثابت کرده: بیشترین ثروت‌ها در دل بحران‌ها ساخته می‌شوند؛ نه از روی شانس، بلکه از روی درک درست از مکانیزم‌هایی که بازار در شرایط اضطراری از آن‌ها پیروی می‌کند. این مقاله دقیقاً برای همین نوشته شده است.

⚠️ توجه مهم پیش از مطالعه

این تحلیل بر اساس داده‌های موجود در اسفند ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶) تنظیم شده و یک پیش‌بینی سناریومحور است، نه یک توصیه قطعی سرمایه‌گذاری. بازارهای مالی در شرایط جنگی ذاتاً غیرقابل پیش‌بینی هستند و هر تصمیم مالی باید با توجه به شرایط شخصی و با مشاوره متخصص صورت گیرد.

تصویر کامل بحران: اقتصاد ایران در اسفند ۱۴۰۴

برای اینکه بتوانیم آینده را پیش‌بینی کنیم، باید ابتدا بفهمیم دقیقاً کجا ایستاده‌ایم. اقتصاد ایران در ابتدای سال ۱۴۰۵ با یک «بدهی انباشته» از مشکلات ساختاری وارد شد که جنگ، همه آن‌ها را به‌طور هم‌زمان فعال کرد.

شوک اول: آغاز عملیات نظامی و سقوط ریال

با آغاز عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه زیرساخت‌های استراتژیک ایران، ریال به‌سرعت از مرز ۱۳۶ هزار تومان عبور کرد و در بازار آزاد به بالای ۱۶۰ هزار تومان در برابر دلار رسید. این سقوط آزاد، نشانه‌ای از «وحشت سرمایه» بود؛ پدیده‌ای که هر بار در آستانه بحران‌های بزرگ رخ می‌دهد.

نکته مهم‌تر اینکه این سقوط در شرایطی اتفاق افتاد که اقتصاد ایران پیش از شروع جنگ هم با تورم ۴۵ تا ۵۰ درصدی، ناترازی انرژی (قطعی ۳۰ تا ۵۰ درصد ظرفیت صنایع) و کاهش مستمر ارزش ریال دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

شوک دوم: بودجه ۱۴۰۵، انقباضی در ظاهر، تورم‌زا در باطن

دولت لایحه بودجه ۱۴۰۵ را در شرایطی به مجلس ارائه داد که دو ویژگی متناقض دارد:

  • انقباضی در ظاهر: نرخ رشد حقوق کارمندان تنها ۲۰ درصد (در برابر تورم ۵۰ درصدی) و سعی در کاهش یارانه‌های ضمنی.
  • تورم‌زا در باطن: افزایش ۶۲ درصدی اهداف مالیاتی، نرخ تسعیر ارز ۱۲۳ هزار تومانی در بودجه (در حالی که بازار آزاد بالای ۱۵۰ هزار تومان است)، افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده به ۱۲ درصد، و حذف ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی.

کارشناسان اقتصادی پیش‌بینی می‌کنند که این ترکیب، تورم ۱۴۰۵ را به راحتی در کانال ۴۵ تا ۵۵ درصد نگه خواهد داشت و در سناریوهای بدبینانه (جنگ طولانی) می‌تواند به بالای ۶۰ تا ۸۰ درصد برسد.

📌 مفهوم کلیدی: رکود تورمی (Stagflation)

ترکیب تورم بالا و رشد اقتصادی صفر یا منفی را «رکود تورمی» می‌گویند. صندوق بین‌المللی پول رشد اقتصادی ایران در ۲۰۲۶ را ۱.۱ درصد پیش‌بینی کرده، در حالی که بانک جهانی با احتساب آسیب جنگ، رشد منفی ۲.۷- درصد را متصور است. این وضعیت یعنی شرکت‌ها هم از طرف هزینه (تورم) و هم از طرف درآمد (رکود تقاضا) تحت فشار هستند.

شوک سوم: تجربه جنگ ۱۲ روزه؛ درس‌آموزترین پیش‌نمایش

جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵) یک «آزمایشگاه واقعی» برای رفتار بورس در شرایط جنگی بود. نتایج آن برای پیش‌بینی ۱۴۰۵ بسیار راهگشاست:

  • بورس به مدت ۹ روز کاری تعطیل شد.
  • روز بازگشایی، بالغ بر ۱۳۲ هزار میلیارد ریال پول حقیقی از بازار خارج شد.
  • بیش از ۹۹ درصد نمادها در صف‌های سنگین فروش قفل شدند.
  • شاخص کل پیش از بحران در محدوده ۳ میلیون و ۶۵۲ هزار واحد بود.

اما مهم‌ترین درس: پس از فروکش کردن هیجانات، بازار شروع به جبران افت کرد. این دقیقاً همان الگویی است که در بررسی تاریخ جنگ‌های جهانی نیز تکرار شده.

درس‌های تاریخ: «معمای جنگ» و رفتار بورس در بحران

یکی از مهم‌ترین یافته‌های علم مالی در مورد جنگ، پدیده‌ای است که به «War Puzzle» یا معمای جنگ معروف است. داده‌های تاریخی نشان می‌دهند که:

رویداد تاریخی
واکنش اولیه بازار
بازدهی یک‌ساله پس از بحران
درس برای بورس تهران
جنگ جهانی اول (شاخص داوجونز)
سقوط ۳۰٪ در ابتدا
رشد ۸۸٪ در سال ۱۹۱۵
بازار پس از تخلیه ترس، قوی‌تر از قبل برمی‌گردد
حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱
افت ۱۱.۶٪ در هفته اول
رشد ۲۱٪ طی یک سال
بیش‌واکنشی اولیه، فرصت خرید در اوج ترس
پایان جنگ ایران-عراق (۱۳۶۷)
بورس عملاً تعطیل بود
رشد ۳۶۰۰٪ طی دهه ۷۰ شمسی
دوران بازسازی، قوی‌ترین رالی تاریخ بورس ایران را رقم زد
جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴
خروج ۱۳۲ هزار میلیارد ریالی در یک روز
بازار شروع به جبران کرد
الگوی «فنر فشرده» تأیید شد
💡 مفهوم کلیدی: فنر فشرده

وقتی ارزش دلاری بورس به کف‌های تاریخی می‌رسد (محدوده ۷۰ میلیارد دلار)، در حالی که نرخ ارز و تورم بالاست، بورس مثل یک فنر فشرده می‌شود. هر چه بیشتر فشرده شود، پس از رفع فشار با شدت بیشتری رها می‌شود. این همان پدیده‌ای است که در بازسازی پس از جنگ ایران-عراق به رشد ۳۶۰۰ درصدی منجر شد.

سه سناریوی کلان برای بورس ۱۴۰۵: جدول کامل و تحلیل هر مسیر

سرنوشت بورس تهران در ۱۴۰۵ به یک متغیر اصلی گره خورده: این جنگ به کجا ختم می‌شود؟ سه سناریوی اصلی وجود دارد که هر کدام پیامدهای کاملاً متفاوتی بر شاخص، نرخ دلار و صنایع مختلف خواهند داشت.

سناریوی اول (بدبینانه): جنگ فرسایشی + محاصره اقتصادی کامل

در این سناریو، درگیری‌ها به یک جنگ فرسایشی تبدیل می‌شود و ایران تهدید استراتژیک بستن تنگه هرمز را عملی می‌کند. از آنجا که روزانه حدود ۲۰ درصد از جریان نفت خام جهان از این آبراه عبور می‌کند، این اقدام:

  • قیمت جهانی نفت را به بالای ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار می‌رساند.
  • صادرات نفت و پتروشیمی ایران را عملاً به صفر می‌رساند.
  • کسری بودجه را از طریق چاپ پول تأمین می‌کند (پولی‌سازی کسری بودجه).
  • نرخ دلار آزاد را به مرزهای ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار تومان می‌رساند.

واکنش بورس: دو فاز متضاد. ابتدا سقوط شدید به دلیل ترس از انهدام زیرساخت‌ها (ارزش دلاری زیر ۶۰ میلیارد دلار). سپس در میان‌مدت، یک رشد شدید اسمی و تورمی به دلیل هجوم پول‌های سرگردان به بورس برای حفظ ارزش دارایی.

سناریوی دوم (محتمل‌تر/خنثی): درگیری محدود + آتش‌بس تاکتیکی

این سناریو که بیشترین احتمال وقوع را دارد، مشابه الگوی جنگ ۱۲ روزه است. ضربات نظامی پس از چند هفته متوقف می‌شوند و با میانجی‌گری بین‌المللی، آتش‌بس برقرار می‌شود. تحریم‌ها پابرجا می‌مانند اما تب جنگ فروکش می‌کند.

نتیجه برای اقتصاد: نرخ دلار پس از یک جهش هیجانی در محدوده ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار تومان تثبیت می‌شود. بورس که به اندازه «فنر فشرده» شده، با رفع سایه جنگ یک رالی صعودی قدرتمند را برای جبران عقب‌ماندگی از دلار آغاز می‌کند.

سناریوی سوم (خوش‌بینانه): توافق جامع + رفع کامل تحریم‌ها

در این سناریو، شدت بحران هزینه جنگ را آنقدر بالا می‌برد که طرفین به یک توافق بزرگ بین‌المللی (Grand Bargain) می‌رسند که نتیجه آن لغو تحریم‌های هسته‌ای و اقتصادی است.

نتیجه برای بورس: رفتار بازار کاملاً دگرگون می‌شود. نرخ دلار با افت شدید روانی به محدوده ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار تومان کاهش می‌یابد. صنایع ریالی و وابسته به واردات (بانک‌ها، خودرو، دارویی) بیشترین رشد را تجربه می‌کنند. این رشد برخلاف سناریوهای دیگر، بنیادی و پایدار خواهد بود.

جدول کامل ماتریس پیش‌بینی بورس و متغیرهای اقتصادی در سال ۱۴۰۵

متغیر کلان
🔴 سناریوی اول: جنگ فرسایشی (بدبینانه)
🟡 سناریوی دوم: آتش‌بس تاکتیکی (محتمل)
🟢 سناریوی سوم: توافق جامع (خوش‌بینانه)
وضعیت صادرات
انسداد کامل نفت و پتروشیمی
تداوم تحریم‌ها + صادرات غیررسمی
بازگشت کامل به بازارهای جهانی
نرخ دلار آزاد (اسفند ۱۴۰۵)
۲۰۰,۰۰۰ تا ۲۵۰,۰۰۰ تومان
۱۵۰,۰۰۰ تا ۱۸۰,۰۰۰ تومان
۱۰۰,۰۰۰ تا ۱۲۰,۰۰۰ تومان
نرخ تورم سالانه
۶۰٪ تا ۸۰٪ (ابرتورم)
۴۰٪ تا ۵۵٪ (تداوم تاریخی)
۲۰٪ تا ۳۰٪ (کاهش انتظارات)
ارزش دلاری کل بورس
زیر ۶۰ میلیارد دلار
۷۰ تا ۹۰ میلیارد دلار
بالای ۱۱۰ میلیارد دلار
پیش‌بینی شاخص کل (اسمی)
۵,۵۰۰,۰۰۰ تا ۶,۵۰۰,۰۰۰ واحد
۴,۲۰۰,۰۰۰ تا ۴,۸۰۰,۰۰۰ واحد
۳,۸۰۰,۰۰۰ تا ۴,۵۰۰,۰۰۰ واحد
محرک اصلی رشد
هجوم پول سرگردان (رشد تورمی)
رها شدن فنر فشرده + همگامی با دلار
کاهش ریسک + رشد P/E + سودآوری واقعی
بازدهی واقعی (دلاری)
منفی تا صفر (رشد کمتر از تورم)
متوسط (رشد همگام با تورم)
مثبت و جذاب (رشد بیشتر از تورم)
🔑 نکته طلایی برای تفسیر جدول

توجه کنید که در سناریوی اول، شاخص اسمی بیشترین رشد را دارد (تا ۶.۵ میلیون واحد) اما بازدهی واقعی (دلاری) آن منفی است! این یعنی رشد اسمی بورس در آن سناریو صرفاً ناشی از تورم است، نه ایجاد ثروت واقعی. بهترین سرمایه‌گذاری آن سناریویی است که بازدهی دلاری مثبت داشته باشد.

کالبدشکافی صنایع بورس: برنده‌ها و بازنده‌های هر سناریو

تأثیر جنگ بر همه صنایع یکسان نیست. هر بحران بزرگی توزیع ثروت را دگرگون می‌کند. در اینجا سه گروه اصلی صنایع را از منظر تاب‌آوری و پتانسیل رشد بررسی می‌کنیم.

گروه اول: صنایع صادرات‌محور و کامودیتی (پتروشیمی، فولاد، مس)

این صنایع بیش از ۵۰ درصد ارزش کل بازار را تشکیل می‌دهند و در شرایط عادی تورمی، سپر دفاعی اصلی سرمایه‌گذاران هستند. با افزایش نرخ دلار نیما در بودجه ۱۴۰۵، درآمدهای ریالی این شرکت‌ها به شدت افزایش می‌یابد. اما در شرایط جنگی سه تهدید اصلی آن‌ها را تهدید می‌کند:

  • ناترازی انرژی: قطعی برق و گاز که تولید را ۳۰ تا ۵۰ درصد کاهش می‌دهد (نمونه: پتروشیمی کرمانشاه با ۱۰۲ روز قطعی گاز، ۲۷ درصد افت تولید داشت)
  • خطر انهدام فیزیکی: پالایشگاه‌ها و مجتمع‌های پتروشیمی اهداف بالقوه نظامی هستند
  • اختلال لجستیک: ناامنی در خلیج فارس، صادرات را با چالش جدی مواجه می‌کند

حکم نهایی: در سناریوی آتش‌بس، به دلیل ارزش جایگزینی بالا همچنان گزینه‌های کم‌ریسک برای پوشش تورم هستند. در سناریوی جنگ طولانی، با افت سودآوری مواجه می‌شوند.

گروه دوم: صنایع بازسازی پساجنگ (سیمان، کاشی، فلزات ساختمانی)

این گروه، مهم‌ترین بینش استراتژیک این مقاله است. تجربه اقتصادهای جنگ‌زده نشان می‌دهد که صنایع بازسازی همیشه برندگان بلامنازع دوران پساجنگ هستند:

  • آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم: توسعه صنایع پایه مثل فولاد و سیمان، موتور «معجزه اقتصادی» شد
  • ایران پس از جنگ تحمیلی در دهه ۷۰: تمرکز بر ساخت سدها، جاده‌ها و کارخانه‌ها رشد فزاینده صنایع زیرساختی را رقم زد

صنعت سیمان ایران در حال حاضر به دلیل قیمت‌گذاری دستوری با ارزش بازار بسیار پایینی معامله می‌شود (دوره بازگشت سرمایه بیش از ۱۰۰ سال در شرایط فعلی). اما پس از آتش‌بس، این صنعت با انفجار تقاضا و احتمالاً آزادسازی قیمت‌ها روبرو خواهد شد.

✅ مزیت کلیدی صنایع بازسازی

شرکت‌های سیمان، کاشی و فلزات ساختمانی وابستگی بسیار کمی به مواد اولیه وارداتی دارند. این یعنی در برابر شوک‌های ارزی و تحریم‌ها تاب‌آوری بسیار بالاتری نسبت به صنایع دیگر دارند و در دوران بازسازی، از افزایش حجم فروش و احتمالاً آزادسازی قیمت‌ها بهره می‌برند.

گروه سوم: صنایع ریالی و وابسته به بازار داخل (بانک‌ها، خودرو، دارویی)

در دوران اقتصاد جنگی، این صنایع بیشترین آسیب ساختاری را می‌بینند:

  • خودروسازان: وابستگی به واردات قطعات (چیپست‌ها) با دلار گران + قیمت‌گذاری دستوری = زیان انباشته
  • بانک‌ها: خروج سپرده + تسهیلات تکلیفی دولتی = ناترازی عمیق‌تر
  • نکته مهم: این گروه‌ها بالاترین «بتا» را نسبت به اخبار صلح دارند. اگر سناریوی توافق جامع محقق شود، این صنایع بیشترین رشد انفجاری را خواهند داشت.

جدول پیش‌بینی عملکرد صنایع در سناریوهای مختلف ۱۴۰۵

پتانسیل رشد
🔴 سناریوی اول (جنگ فرسایشی)
🟡 سناریوی دوم (آتش‌بس و بازسازی)
🟢 سناریوی سوم (توافق و رفع تحریم)
🏆 برندگان اصلی
صندوق‌های طلا، شرکت‌های دارای زمین و ملک سنگین، زعفران
سیمان، کاشی و سرامیک، انبوه‌سازی، فلزات ساختمانی، پتروشیمی اوره‌ساز
بانک‌ها، خودروسازان، لیزینگ‌ها، حمل و نقل دریایی
📈 رشد متوسط
کشاورزی، مواد غذایی اساسی، دارویی
پتروشیمی، فلزات اساسی (مس، روی، فولاد)، پالایشگاه‌ها
هلدینگ‌های صنعتی، سرمایه‌گذاری‌ها، فناوری اطلاعات
📉 بازندگان
خودرو، بانک‌ها، گردشگری، صنایع وابسته به واردات تکنولوژی
مصرفی غیرضروری، مخابرات (سرکوب تعرفه)، خرده‌فروشی
صندوق‌های طلا (تخلیه حباب ترس)، صنایع زیان‌ده منسوخ

راهنمای عملی سرمایه‌گذاری: چه باید کرد؟

حالا به مهم‌ترین سوال می‌رسیم. با توجه به همه این تحلیل‌ها، تصمیم عملی درست چیست؟

سوال اول: اگر الان سهام دارم، بفروشم؟

پاسخ تحلیلی: خیر — مگر در یک استثنای مشخص.

فروش سهام بنیادین در اوج پنیک جنگی، یک خطای استراتژیک و مهلک است. در این لحظه، ارزش دلاری بورس تهران در یکی از پایین‌ترین سطوح تاریخی خود (محدوده ۷۰ میلیارد دلار) است. فروش سهام شرکت‌های دلاری مثل ملی مس، فولاد مبارکه یا پتروشیمی‌ها در این قیمت‌ها، یعنی فروش دارایی‌هایی که ارزش جایگزینی آن‌ها با دلار آزاد فاصله نجومی دارد.

استثنا: اگر پرتفوی شما شامل شرکت‌های کوچک، زیان‌ده و به شدت وابسته به واردات مواد اولیه است، بهینه‌سازی سبد (Switch) به سمت سهام ارزشمند با P/E پایین منطقی است.

سوال دوم: اگر نقدینگی دارم، الان بخرم؟

پاسخ تحلیلی: بله، اما با رویکرد پله‌ای (DCA) و کاملاً گزینشی

بسیاری از شرکت‌های بنیادی بازار با P/E تحلیلی کمتر از ۵ معامله می‌شوند. این از منظر ارزش‌گذاری بسیار جذاب است. اما تا روشن شدن ابعاد نظامی، ورود یک‌باره و تهاجمی تمام نقدینگی توصیه نمی‌شود. رویکرد صحیح: خرید تدریجی در کف‌ها با تخصیص ۱۰ تا ۲۰ درصد نقدینگی در هر مرحله.

سوال سوم: بهترین ترکیب سبد در هر مرحله چیست؟

افق زمانی
استراتژی اصلی
ترکیب پیشنهادی سبد
منطق تحلیلی
کوتاه‌مدت (الان تا ۳ ماه) وضعیت: جنگ + ابهام شدید
حفظ نقدشوندگی + تنوع‌بخشی تدافعی. عدم فروش سهام بنیادین در صف فروش.
۴۰٪ صندوق‌های طلا ۴۰٪ صندوق‌های درآمد ثابت ۲۰٪ سهام بنیادین دلاری
طلا پناهگاه امن در بحران ژئوپلیتیک است. صندوق درآمد ثابت با سود بالای ۳۰٪ ریسک نوسانات را خنثی می‌کند.
میان‌مدت (۶ تا ۱۲ ماه) وضعیت: آتش‌بس + بودجه تورمی
ورود پله‌ای به سهام. کاهش وزن صندوق‌های درآمد ثابت و خرید شرکت‌های بهره‌مند از دلار نیما.
۵۰٪ صنایع صادراتی (پتروشیمی، فلزات) ۲۰٪ صنایع بازسازی (سیمان) ۲۰٪ صندوق طلا ۱۰٪ درآمد ثابت
پس از تخلیه هیجانات، بورس برای جبران عقب‌ماندگی از دلار ۱۲۳ هزار تومانی بودجه رشد اسمی می‌کند.
بلندمدت (۱ تا ۳ سال) وضعیت: پساجنگ + بازسازی
نگهداری بلندمدت (Buy and Hold) دارایی‌های ارزش‌محور با تمرکز بر بازسازی فیزیکی کشور.
۷۰٪ سهام بنیادی (سیمان، انبوه‌سازی، فولاد، هلدینگ‌ها) ۲۰٪ صندوق‌های املاک ۱۰٪ نقد/درآمد ثابت
تجربه بازسازی آلمان، ژاپن و ایران دهه ۷۰ ثابت می‌کند صنایع زیرساختی موتور رشد اقتصادی پساجنگ هستند.
⚠️ هشدار: از این اشتباه رایج دوری کنید

رفتار گله‌ای (Herding Behavior) یعنی دیدن صف‌های فروش و فشار دادن دکمه فروش بدون تحلیل. داده‌های تاریخی ثابت می‌کند که این رفتار دقیقاً زمانی رخ می‌دهد که پول هوشمند (Smart Money) در حال خرید است. انتقال ثروت از سرمایه‌گذاران آماتور به حرفه‌ای‌ها معمولاً دقیقاً در اوج بحران اتفاق می‌افتد.

نتیجه‌گیری راهبردی: بورس ۱۴۰۵ یک فنر فشرده است

بورس تهران در سال ۱۴۰۵ میدان نبرد دو نیروی متضاد است:

  • نیروی فشاردهنده: جنگ، تحریم، ناترازی انرژی، رکود تولید و ترس سرمایه‌گذاران
  • نیروی رهاکننده: تورم ساختاری بالا، جهش دلار، ارزش جایگزینی دارایی‌ها و الگوی تاریخی رشد پساجنگ

جمع‌بندی واقع‌بینانه این است که اگر جنگ به محاصره اقتصادی کامل و فروپاشی زیرساخت‌ها منتهی نشود (که سناریوی آتش‌بس تاکتیکی محتمل‌تر است)، سرمایه‌گذارانی که در اوج بحران و ترس با تحلیل بنیادین، دارایی‌های مولد با ارزش جایگزینی بالا را حفظ کرده یا به آرامی خریداری کرده‌اند، برندگان اصلی اقتصاد تورمی ۱۴۰۵ خواهند بود.

سه اصل طلایی برای عبور از این طوفان:

  1. بقا اول: در کوتاه‌مدت با تنوع‌بخشی تدافعی (طلا + درآمد ثابت) از نابودی سرمایه جلوگیری کنید.
  2. موقعیت‌یابی هوشمند: در میان‌مدت به آرامی سهام صنایع صادراتی و بازسازی را جمع‌آوری کنید.
  3. نگاه بلندمدت: صنایع سیمان، فولاد و انبوه‌سازی، برندگان بلندمدت رالی پساجنگ خواهند بود.
📊 خلاصه پیش‌بینی شاخص کل بورس در پایان ۱۴۰۵

سناریوی بدبینانه (جنگ فرسایشی): ۵,۵۰۰,۰۰۰ تا ۶,۵۰۰,۰۰۰ واحد (رشد اسمی تورمی) | سناریوی محتمل (آتش‌بس): ۴,۲۰۰,۰۰۰ تا ۴,۸۰۰,۰۰۰ واحد (رشد بنیادی + تورمی) | سناریوی خوش‌بینانه (توافق): ۳,۸۰۰,۰۰۰ تا ۴,۵۰۰,۰۰۰ واحد (رشد بنیادی با بازدهی دلاری جذاب)