Lines_Background
وبینار آموزش ترید از صفرِ صفر رایگان شد!
00روز
00ساعت
00دقیقه
00ثانیه
ثبت‌نام رایگان
لوگو خانه سرمایهآموزش ترید از صفر صفر

از زبان بزرگان سرمایه گذاری

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق
۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

سرمایه گذاران موفق و برتر جهانی، از رویکردهای مختلفی برای ساختن ثروت های میلیونی و چه بسا میلیاردی خود استفاده می کنند، اما در بطن ماجرا فلسفه ی همگی آن ها درنهایت یکسان است. ما در این مقاله قصد داریم این اسرار را به شما آموزش دهیم. شاید شما هم با اجرای این ۲۳ عادت، در مسیر درست قرار گرفتید و پس از مدتی به یکی از این افراد موفق در حوزه ی کاری خود تبدیل شدید.

سرمایه گذاران موفق چه ویژگی هایی دارند؟

1- آن ها از “ریسک” فرار نمی کنند

مقوله ی سرمایه گذاری به طور طبیعی مستلزم پذیرفتن مقدار مشخصی ریسک است. هیچ راهی برای تضمین موفقیت وجود ندارد، درنتیجه باید این واقعیت را پذیرفت و برای رسیدن به اهداف ریسک پذیر بود. اما چه چیزی باعث می شود یک نفر ریسک پذیر باشد؟

متأسفانه، طبق گفته ی محققانی در لندن، آرایش یا ساختار مغز شما تا حد زیادی تعیین می کند که آیا شما با قمار مالی راحت هستید یا خیر؛ بنابراین دامنه ی تحمل ریسک شما به طور کامل در کنترلتان نیست. اما خوشبختانه، این چیزی است که می توانید بر آن غلبه کنید. اگر به طور طبیعی فردی ریسک پذیر نیستید، یاد بگیرید کارهایی را انجام دهید که شما را در شرایط عدم اطمینان قرار می دهند.

2- سرمایه گذاران موفق برای مطالعه زمان می گذارند

یادگیری نحوه تسلط بر بازار، مهارتی است که سرمایه گذاران برتر سال ها زمان و انرژی خود را برای آن صرف کرده اند و این امتیاز را با دست رو دست گذاشتن و دائم چک کردن شبکه های اجتماعی در طول روز به دست نیاورده اند. در عوض، آن ها وقت خود را صرف خواندن کتاب، روزنامه، مجله های تجارت و سایر اخبار می کنند تا از آخرین روندهای بازار مطلع شوند. آن ها همیشه در حال یادگیری و پیشرفت هستند. طبق بررسی مرکز آمار ایالات متحده، متوسط آمریکایی ها در طول روز تنها ۱۶ دقیقه به مطالعه می پردازد. این در حالی است که سرانه مطالعه ایرانیان طی یکی دو دهه ی اخیر از دو دقیقه تا ۱۲۰ دقیقه در شبانه روز اعلام شده است. بنابراین اگر می خواهید وارد این عرصه شوید، تلفن خود را کنار بگذارید و یک کتاب برای مطالعه انتخاب کنید.

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

3- این افراد اجازه نمی دهند ترس بر تصمیماتشان حاکم شود

مطالعات تصویربرداری از مغز نشان داده است که احساسات (به خصوص ترس)، محرک اصلی تصمیمات مالی هستند. هرچه بیشتر احساس ترس کنید، احتمال بیشتری وجود دارد که تصمیمات بدی را بگیرید. ترس، نقش اصلی و طبیعی را در این زمینه بازی می کند؛ اما این را بدانید که هر سرمایه گذاری ممکن است به روشی پول خود را از دست بدهد و معمولاً کسانی از این نبرد سربلند بیرون می آیند که اجازه نمی دهند وحشت جلوی دست و پایشان را بگیرد.

4- آن ها رفتاری متواضعانه دارند

همان طور که می دانید وارن بافت پدر علم سرمایه گذاری هوشمند در دنیای حاضر است. او همانند بسیاری دیگر از سرمایه گذاران برتر که شرکت های بزرگی را اداره می کنند، به درستی مصداق نتایج تحقیقات این حوزه است:

تواضع (فروتنی) کلید رهبری مؤثر است.

بسیار مهم است که در یک شرکت، مدیرعامل ها با مدیران میانی ارتباط داشته باشند و این کار را از طریق فروتنی انجام دهند.

5- آن ها از شکست درس می گیرند

شعار بسیاری از سرمایه گذاران موفق این است که: “اگر در ابتدا موفق نشدید، دوباره و دوباره امتحان کنید”.

به جای اینکه از شکست ناامید شوید، از آن به عنوان یک محرک استفاده کنید تا شما را به جلو ببرد و بتوانید راه هایی برای بهبود پیدا کنید. نگرش “هرگز تسلیم نشو”، رویکرد سرمایه گذارانی مانند Peter Thiel (بنیان گذار PayPal) و Morten Lund (پشتیبانSkype) است که علی رغم مواجهه با زیان های بسیاری در طول مسیر، امروزه به این درجه رسیده اند.

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

6- آن ها قدرت ایستادگی را ثابت می کنند

سرمایه گذاران موفق با اولین نشانه های وجود مشکل تسلیم نمی شوند. آن ها می دانند که ساختن ثروت، نیازمند پافشاری و ایستادگی در مسیرهای طولانی است، حتی زمانی که به نظر می رسد بازار در حال ریزش است. همان طور که نتایج مطالعه ای در دانشگاه پنسیلوانیا ثابت کرده است، توانایی نشان دادن استقامت در شرایط چالش برانگیز با میزان موفقیت بالاتری مرتبط است.

7- آن ها صبر و شکیبایی را تمرین می کنند

سرمایه گذاری هوشمندانه، چیزی بیش از انتخاب سهام یا صندوق سرمایه گذاری مناسب است و در این میان “زمان بندی” نقش مهمی را ایفا می کند. بر اساس مطالعه ی محققان دانشگاه شیکاگو و دانشگاه چین، بهترین سرمایه گذاران کسانی هستند که به جای اقدامات لحظه ای، منتظر زمان مناسب می گردند و این صفتی است که اثبات شده است با میزان موفقیت بیشتر در ارتباط است.

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

8- واقع بینانه هستند

احتمالاً همه ی ما در طول روز به این فکر می کنیم که چگونه ثروتی بزرگ را از این بازار به دست بیاوریم. اما این روشی واقع بینانه برای تحقق این هدف نیست. نتایج تحقیقی در مجله روانشناسی و اجتماعی، نشان می دهد که خیال پردازی بیش از حد در خصوص یک هدف خاص، درواقع می تواند مانع موفقیت شما شود.

9- آن ها به موفقیت خود اطمینان دارند

بااینکه سرمایه گذاران در خصوص شانس خود واقع بین هستند، اما می دانند که گام اول داشتن نگرش ذهنی قدرتمند است. گاهی اوقات، قبل از عینیت بخشیدن به اهداف خود در زندگی واقعی، باید تصویر را آن در ذهنتان روشن کنید. تحقیقات نشان داده اند که تصویرسازی اهداف، سطح دستیابی به آن را افزایش می دهد و سرمایه گذاران موفق نیز از این قدرت درونی ذهن استفاده می کنند.

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

10- آن ها همه چیز را بیش از حد تجزیه و تحلیل نمی کنند

آیا شما به عنوان یک سرمایه گذار جدید، ساعت ها برنامه ریزی می کنید که چه کاری را باید انجام دهید و چه کاری را نباید انجام دهید، در آخر هم می بینید هیچ کاری را انجام نداده اید؟ درست است که برای انجام تحقیقات ابتدایی باید زمان بگذارید، اما در بعضی مواقع نیز باید سریعاً ماشه را کشید. سرمایه گذاران فصلی می دانند که بیش از حد تجزیه و تحلیل کردن می تواند مانع عملکرد درست شود.

به گفته یJon Stein مدیرعامل شرکت Betterment، او زمانی که برای اولین بار شروع به کارکرد به صورت افراطی همه چیز را تجربه و تحلیل می کرد و این باعث شد که زمان و پول زیادی را هدر دهد.

11- سرمایه گذاران موفق افرادی خوش بین هستند

سروکار داشتن با فراز و نشیب های بازار می تواند بسیار استرس زا باشد، اما تحقیقات انجمن روانشناسی آمریکا نشان داده است که هرچه دیدگاهتان خوش بینانه تر باشد، راحت تر می توانید بر این امواج حرکت کنید. سرمایه گذاران موفق به خود اجازه نمی دهند درزمانی که شرایط سخت می شود، مشقت بکشند؛ آن ها تصمیم می گیرند به جای این کار، بر روی نکات مثبت تمرکز کنند.

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

12- آن ها به طور فعال سرمایه گذاری های خود را مدیریت می کنند

طبق گزارش Fidelity، بیش از ۶۰٪ آمریکایی ها برای دوران بازنشستگی خود برنامه ریزی و سرمایه گذاری کرده اند و دائماً بر آن نظارت دارند، اما بیش از نیمی از آن ها در سرمایه گذاری های دو سال گذشته ی خود تغییری ایجاد نکرده اند. رویکرد “برنامه بریز و رها کن” ممکن است برای پرداخت صورتحساب و یا پس انداز پول کارساز باشد، اما اگر می خواهید میزان دارایی هایتان رشد کند، این نگرش برای سرمایه گذاری مناسب نیست.

13- وقت خود را برای سرزنش کردن هدر نمی دهند

سرمایه گذاران موفق می دانند هنگامی که یک معامله طبق انتظاراتشان پیش نرفت، زمان آن نیست که انگشت اشاره ی خود را به سمت شخص دیگری بگیرند. طبق گفته ی محققان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و استنفورد، این موضوع به ویژه برای سرمایه گذارانی که نقش رهبری را ایفا می کنند بسیار مهم است، چراکه سرزنش کردن اثری تضعیف کننده در یک سازمان دارد. در عوض، مسئولیت تصمیمات مربوط به سرمایه گذاری تان را بر عهده بگیرید (حتی اگر به نظر می رسد تصمیمات درستی نیستند)، مشخص کنید در کجاها اشتباه پیش رفتید و سپس قادر خواهید بود انتخاب های بهتری را در طی این مسیر انجام دهید.

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

14- بر عملکرد خود دائماً نظارت دارند

سرمایه گذاران زبده می دانند بهترین شاخص عملکرد آینده، عملکرد گذشته است. علاوه بر این به مشخص کردن آنچه برای پرتفلیوی شان مفید است و آنچه غیرضروری است توجه ویژه ای دارند. اگر شما در کنار سرمایه گذاری اهداف بزرگی را برای خود تعیین کرده اید، بر نقاط قوتی که باعث بیش ترین پیشرفتتان شده است تمرکز کنید تا از نکات منفی و ترس از شکستی دلسردکننده دور بمانید.

15- سرمایه گذاران موفق از خریدهای ناگهانی اجتناب می کنند

اگر شما از آن دسته سرمایه گذارانی هستید که به صورت لحظه ای برای انجام معامله تصمیم می گیرید، قبل از اقدام به عمل چند لحظه دست نگه دارید و با خود فکر کنید اگر این تصمیم به معامله ای زیان ده ختم شد، چه عواقب منفی برایتان در پی خواهد داشت.

به گفته Alexa Tullett محقق دپارتمان روانشناسی دانشگاه تورنتو، صحبت کردن با خود می تواند حرکات ناگهانی ما را (که اغلب پیامد خوبی ندارند) کنترل کند.

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

16- آن ها در هر زمینه ای از فعالیت های مالی خود، عادت های خوب را تمرین می کنند

در کتاب Millionaire Next Door، نویسنده ای آن (Thomas J. Stanley) عادات اصلی سرمایه گذاران باهوش را بدین گونه شرح داده است:

این دسته از سرمایه گذاران بسیار اهل صرفه جویی هستند، به صورت محافظه کارانه پول خرج می کنند و چیزهایی که قادر به پرداخت هزینه ی آن نیستند، خریداری نمی کنند. از همین اصول می توان در زندگی شخصی نیز استفاده کرد.

17- آن ها قدردانی را تمرین می کنند

سپاسگزار بودن بابت هر آنچه که دارید عموماً یک نگرش خوب است. سپاسگزار بودن باعث کاهش سطوح استرس و سلامت قلب می شود، در عین حال نیز برخی از محققان ادعا می کنند این کار می تواند شما را به سرمایه گذاری بهتر تبدیل کند. نتایج یک مطالعه نشان می دهد، درزمانی که از افراد خواسته شد تصمیمات مالی مهم بگیرند، افراد قدردان پاسخ هایی معقول تر و محتاطانه تر ارائه داده بودند.

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

18- آن ها بر روی اعتماد به نفسشان کار می کنند

اگر قصد دارید سرمایه گذاری کنید، داشتن اعتماد به نفس برایتان ضروری است. گذشته از همه ی این ها، زمانی که صحبت از ریسک کردن بر روی پول است، نباید نسبت به خودتان شک داشته باشید. سرمایه گذارانی که در رتبه بندی افراد موفق قرار دارند می دانند که داشتن نگرش “من می توانم” برای کسب موفقیت حیاتی است.

19- در مقوله ی داشتن اعتماد به نفس افراط نمی کنند

اینکه شما یک سرمایه گذار با اعتماد به نفس باشید خوب است، اما نکته ای که وجود دارد این است که اگر در آن زیاده روی کنید ممکن است برایتان نتیجه ی عکس داشته باشد. زمانی که نظر شخصی شما در خصوص مهارت های سرمایه گذاری غیرواقعی باشد، می تواند باعث شود تصمیمات غیرمنطقی بگیرید. متأسفانه، این تعصب رفتاری در دنیای مالی بسیار رایج است. در لندن نیز مطالعه ای بر روی ۳۰۰ مدیر حرفه ای صندوق انجام شد و نتایج آن نشان داد، اکثریت این مدیران از “خوش بینی بیش از حد رنج” می برند.

20- آن ها در خصوص بازار، آموزش دیده اند

چقدر در خصوص سرمایه گذاری می دانید؟ آیا از همه ی گزینه های سرمایه گذاری اطلاع دارید؟

گذشته از سهام، موارد دیگری نیز برای سرمایه گذاری وجود دارند مثل اوراق قرضه، صندوق های سرمایه گذاری و … . اما اکثر سرمایه گذاران تازه کار، درباره ی دیگر گزینه های سرمایه گذاری هیچ اطلاعاتی ندارند. در یک نظرسنجی، بیش از ۶۰ درصد پاسخ دهندگان بیان کردند که آن ها تا به حال در صندوق های سرمایه گذاری و یا بازار کالا سرمایه گذاری نکرده اند، چراکه اصلاً هیچ گونه اطلاعاتی در رابطه با این بازارها ندارند. از سوی دیگر، سرمایه گذاران موفق علاوه بر زمینه ی فعالیت خود، درک کاملی از جریان های دیگر سرمایه گذاری دارند.

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

21- رعایت تنوع

اگر می خواهید با مقدار پول کمی شروع به کارکنید، محدود کردن خودتان به تنها ۱ یا ۲ سبد سرمایه گذاری نمی تواند سود خالص چشم گیری را برایتان به همراه داشته باشد. بارها و بارها تحقیقات نشان داده اند که متنوع سازی پرتفلیوی، سنگ بنای یک استراتژی سرمایه گذاری درست است. رعایت تنوع در سبد سرمایه گذاری، مهم ترین اصلی است که میان سبدهای سرمایه گذاری تان تعادلی مناسب برقرار می کند.

22- آن ها برای خروج خود از قبل برنامه ریزی کرده اند

هیچ کس نمی خواهد به این موضوع فکر کند که احتمال دارد در فعالیت های خود با شکست مواجه شود؛ اما سرمایه گذاران هوشمند برای چنین گزینه ای هم آماده هستند. موفق ترین سرمایه گذاران نسبت به هر آنچه که انجام می دهند مانند یک کسب و کار رفتار می کنند، حتی اگر شخصاً در ساختار آن شرکت فعالیت نداشته باشند. درنتیجه آن ها همان طور که برای به دست آوردن پولشان برنامه ریزی می کنند، برای خروج نیز استراتژی طراحی کرده اند تا اگر یکی از سرمایه گذاری هایشان به خوبی پیش نرفت راهی جایگزین داشته باشند و زیان بزرگی را متحمل نشوند.

23- آن ها اهداف خود را به روشنی تعیین می کنند

درست همان طور که بدون مشخص کردن مقصد، در جاده ها به سفر نمی روید، نمی توانید بدون تعیین دقیق اهداف خود سرمایه گذاری و ریسک کنید. اما از اینکه بخواهید دقیق و جزئی نگر باشید نترسید. سرمایه گذاران موفق و برنده، آنچه را که می خواهند به دست بیاورند و مراحل لازم برای رسیدن به آن را دقیقاً می دانند و مشخص می کنند. اما آیا باور ندارید که صرفاً نوشتن ساده ی اهداف می تواند بسیار موثر باشد؟ نتایج تحقیقی نشان داد، گروهی از دانشجویان فارغ التحصیل رشته ی MBA دانشگاه هاروارد که از ابتدا اهداف خود را یادداشت کرده بودند، ۱۰ برابر بیشتر نسبت به هم سن و سالان خود در یک دهه گذشته، توانسته بودند مراحل تحصیلی شان را با موفقیت به پایان برسانند. بنابراین قبل از قدم گذاشتن در مسیر سرمایه گذاری، اهداف مشخصی را تعیین کنید و حتی آن ها را یادداشت کنید.

۲۳ ویژگی سرمایه گذاران موفق

سخن آخر

تا به اینجا چند مورد از این صفات در شما وجود دارد؟ اگر نقاط اشتراکی پیدا کرده اید، پس پیش زمینه ی تبدیل شدن به یک سرمایه گذار موفق را دارید. حتی اگر هم این گونه نباشد، این صفات باگذشت زمان قابل یادگیری هستند. به یاد داشته باشید، همیشه هوش مالی حرف اول را نمی زند و صفاتی مانند عزم و اراده، صبر، اعتماد به نفس، تمایل به یادگیری و ریسک پذیری می توانند بسیار موثر باشند. با تسلط بر این نکات، به زودی خود را در مسیر یک سرمایه گذاری موفق خواهید یافت.

 

ادامه مطلب
مشهورترین نقل‌ قول‌ ها در دنیای ارزهای دیجیتال
مشهورترین نقل‌ قول‌ ها در دنیای ارزهای دیجیتال

مشهور ترین نقل قول ها از زبان افراد معروف بازار ارزهای دیجیتال

افراد مشهور دیدگاه های متضادی درباره ارزها دارند و اظهاراتی مثبت، منفی و گاهی مسخره درباره ارزهای دیجیتالی مطرح می کنند؛ با این حال مرور مشهورترین نقل قول های آن ها خالی از لطف نیست. اعتباری که نظر افراد معروف به ارزها می دهد، در موفقیتشان بسیار مؤثر است و نمی توان از ارزش کلام گذشت.

در بسیاری از مواقع، توصیه شخصی که او را قبول دارید، نظر شما را درباره خرید یک محصول تغییر می دهد؛ برای مثال اظهارنظر افراد مشهور درباره دوج کوین در سال ۲۰۲۱ به رشد چشم گیر آن منجر شد. سرمایه گذاران بنا به گفته های ایلان ماسک درباره این ارز به دنبال سرمایه گذاری روی آن رفتند. از آنجا که تاریخ و تجربه نشان می دهد، اظهارات افراد معروف روی بازار ارزهای دیجیتالی مؤثر است، مرور نقل قول هایی از آن ها مطلوب و مفید خواهد بود.

۱- مشهورترین نقل قول های وارن بافت (Warren Buffet)

مشهورترین نقل  قول  های وارن بافت (Warren Buffet)

وارن بافت معروف از مخالفان سرسخت ارزهای دیجیتالی مانند بیت کوین است. او می گوید:

  • بیت کوین چیزی شبیه مرگ موش است.
  • من هیچ بیت کوینی ندارم، هیچ ارزی ندارم و نخواهم داشت.
  • اگر چیزی را درک نکنید، جذابیتش از زمانی که آن را کاملاً می فهمید، برایتان بیشتر می شود. با نگاه کردن به چیزی و بیهوده جادویی خواندن آن، هرگونه تصوری درباره آن مقوله به ذهنتان خطور خواهد کرد.
  • به اندازه کافی با چیزهایی که درباره شان اطلاعات دارم، به چالش برمی خورم. چه لزومی دارد خود را در دردسر مقوله هایی بیندازم که حتی چیزی هم درباره آن ها نمی دانم.
  • ارزهای دیجیتالی قابلیت بازتولید ندارند، هیچ چک و صورت حسابی در اختیارتان قرار نمی دهند و کاری از دست آن ها برنمی آید. مردم از ارزهای دیجیتالی استقبال می کنند؛ زیرا مدام فکر می کنند ارزش آن ها روزی بالا می رود و پول بیشتری برایشان می آورد، اما این فکر اشتباه است.

وارن بافت بیت کوین و هم تایانش را مصداقی از تئوری احمق ها می داند؛ زیرا با خرید آن ها، صاحب دارایی ای می شوید که تنها درصورت گران تر فروختنش به دیگری برایتان سودآور خواهد بود و هیچ بهره وری خاصی در ارزهای دیجیتالی وجود ندارد.

۲- مشهورترین نقل قول های چارلی مانگر (Charlie Munger)

مشهورترین نقل  قول  های چارلی مانگر (Charlie Munger)

شریک وارن بافت یعنی چارلی مانگر حتی بیشتر از بافت هم از ارزها متنفر است و می گوید:

  • آرزو داشتم ارزهای دیجیتالی هیچ گاه اختراع نمی شدند.
  • البته که از موفقیت بیت کوین متنفرم. من هیچ گاه از ارزی پشتیبانی نمی کنم که مناسب اخاذی و آدم ربایی است. من طرفدار کسب میلیاردها دلار درآمد از سوی کسی نیستم که محصولی مالی و جدید را از باد هوا اختراع کرده است.
  • ارزهای دیجیتالی نوعی جایگزین مصنوعی برای طلا هستند. از آنجا که من هیچ گاه طلا نمی خرم، هیچ وقت هم بیت کوین نخواهم خرید. بیت کوین من را یاد چیزی می اندازد که اسکار وایلد درباره شکار روباه گفت: «چنین شکاری مانند آن است که نگفتنی ها و محالات اقدام به دنبال کردن نخوردنی ها و محالات کنند».
  • بی شک در دنیای ارزهای دیجیتالی سرمایه گذاری نکرده ام. از این ممانعت و پرهیز بسیار به خود می بالم. سرمایه گذاری روی این ارزها مانند دچارشدن به بیماری های مقاربتی است.

۳- مشهورترین نقل قول های جانت یلن (Janet Yellen)

مشهورترین نقل  قول  های جانت یلن (Janet Yellen)

جانت یلن، وزیر خزانه داری هم مانند وارن بافت و چارلی مانگر مخالف ارزهای دیجیتال است، اما نه به اندازه آن ها. او می گوید:

  • فقط باید صریح بگویم که من طرفدار ارزهای دیجیتالی نیستم. اجازه بدهید دلیلش را هم بگویم. می دانم که صدها ارز مختلف وجود دارد و شاید چیزی در راه باشد که جذاب تر هم باشد، اما پیش از هر چیز فکر می کنم تراکنش های بسیار اندکی با بیت کوین پیش می روند. همان تعداد هم مواردی غیرقانونی و نامشروع هستند.

البته باید پذیرفت سهم بیت کوین در معاملات غیرمشروع بسیار کمتر از ارزهای واقعی است، اما این حقایق مانع مخالفت افرادی مانند جانت یلن با ارزهای دیجیتالی نمی شوند. او نظرات دیگری هم دارد:

  • بیت کوین ذخیره و پس اندازی با ارزش پایدار و قانونی نیست. کار با این ارز دیجیتالی حالت سفته بازی دارد.

باید پذیرفت بیت کوین نوسان دارد، اما نوسانات آن در تاریخ ده ساله اش تا حد زیادی حل شده و توانسته از دارایی های دیگر بهتر عمل کند. برای چنین دارایی عملکرد بیت کوین مطلوب بوده است.

  • بیت کوین شیوه ای بسیار نامناسب برای پیشبرد تراکنش هاست. حجم انرژی که در فرایند تراکنش صرف می شود هم بسیار زیاد است.

مکانیسم اجماع اثبات کاری که بیت کوین استفاده می کند، انرژی چندانی مصرف نمی کند؛ البته بیت کوین و ارزهای دیجیتالی انرژی زیادی مصرف می کنند، اما قرار هم نبوده چنین باشد. ساتوشی نمی خواسته ارزی برای بدل شدن به منبع ذخیره جهانی بسازد.

  • بلاک چین فناوری جدید و مهمی است که می تواند بر روش های تراکنش در سیستم های مالی مؤثر باشد. این فناوری می تواند به پرداخت های سریع تر، امن تر و ارزان تر منجر شود و به نظر بنده این اهداف بسیار مهم هستند.

بدیهی است جانت یلن از طرفداران ارزهای دیجیتالی نیست، اما با ارزهایی که ریشه های قانونی دارند و ارزهای دیجیتالی بانک مرکزی مشکلی ندارد.

۴- مشهورترین نقل قول های گری وی (Gary Vee)

گری وی (Gary Vee)

گری واینرچوک کارآفرینی است که مانند افراد دیگر این فهرست رویکردی منفی به ارزهای دیجیتالی ندارد. او طرفدار این بازار هم نیست، اما در توییتر از nft ها استقبال زیادی می کند. او می گوید:

  • فکر می کنم nft به درستی درک نشده است. مردم همیشه اشتباهاتی داشته اند؛ برای مثال فکر می کردند آثار اندی وارهول و جکسون پولاک ارزشی ندارند. کارت های ورزشی و کفش های ورزشی هم ارزش ندارند.

این دیدگاه نشان می دهد گری وی به شدت طرفدار nft هاست.

  • هر روز بیشتر و بیشتر در فضایی دیجیتالی زندگی می کنیم. Nft ها هم دارایی هایی هستند که دارنده خود را معرفی می کنند. بشر همیشه به دنبال برقراری ارتباط به شکل و شیوه های مختلف بوده و nft هم یکی از مصادیق همین نیاز ارتباطات است. خرید چیزهای مختلف هم برای برقراری ارتباط است.

البته گری وی بر این باور است که همه nft ها موفق نخواهند شد. کلاه برداران و پروژه های بی کیفیت در حوزه nft هم زیاد هستند.

  • من معتقدم ۹۸ تا ۹۹ درصد از پروژه های nft برای سرمایه گذاری با شکست مواجه می شوند؛ با این حال این ها برای من چیزی شبیه سهام اینترنت در سال های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ است، اما سایت آمازون هم در آن زمان بود و همچنان به مسیرش ادامه می دهد. بلاک چین و nft هم باقی خواهند ماند و همان طور که زندگی ما را اینترنت تغییر داد، این ها هم چنین خواهند کرد.
  • بیت کوین حد و مرزی دارد، اما پروژه های nft این طور نیستند.

شاید برایتان جالب باشد بدانید در بازار داغ اظهارنظرهای درباره ارزها، خبری از حرف های جف بزوس یعنی صاحب ثروتمند آمازون نیست. کسی نمی داند که آیا او در حوزه ارزهای دیجیتالی فعالیتی دارد یا نه.

۵- مشهورترین نقل قول های ری دالیو (Ray Dalio)

مشهورترین نقل  قول  های گری وی (Gary Vee)

ری دالیو از سرمایه گذاران معروف دنیاست که در ابتدا از طرفداران بیت کوین و ارزها نبود، اما عقایدش درباره بازار ارزهای دیجیتالی به کلی تغییر کرده است. او می گوید:

  • بیت کوین در طول ۱۰ سال اخیر خودش را اثبات کرده است. هک نشده و پایه هایی عملیاتی هم دارد. بیت کوین طرفداران بسیاری هم برای خود دست وپا کرده است و می تواند جایگزینی جدید برای دارایی های سنتی و پول نقد دیجیتالی باشد. این ها نقاط مثبت بیت کوین هستند.

به نظر می رسد ری دالیو پذیرفته است بیت کوین به زودی نقش مهم تری در امور مالی دنیا بر عهده خواهد گرفت.

  • من به ارزهای دیجیتال به چشم جایگزینی برای پول در محیطی نگاه می کنم که ارزش پول حقیقی در آن کاهش شدیدی داشته است. به عقیده من پول نقد زباله ای بیش نیست. پول نقدی که بسیاری از سرمایه گذاران روی آن حسابی ویژه می کنند، بدترین سرمایه گذاری محسوب می شود.
  • به عقیده من توجه کردن به جایگزین های پول نقد و دارایی های مالی دیگر لازم است. بیت کوین یک امکان است. من هم سرمایه بیت کوینی دارم. اختراع آن از برنامه ای ساده و رسیدن به جایگاه کنونی اش در گذر زمان موفقیت آن را ثابت کرده است.
  • کشوری مانند السالوادور از بیت کوین استقبال کرده و هند و چین از مخالفانش هستند. ایالت متحده آمریکا هم به دنبال قانونمندکردن آن است و فکر می کند امکان کنترلش وجود دارد.
  • بیت کوین ها ظرفیت موفقیت و رساندن شما به سود در پایان روز را دارند. این ها موفق می شوند؛ چون ظرفیت کافی برای موفقیت را دارند.

۶- مشهورترین نقل قول های مارک کوبن (Mark Cuban)

مارک کوبان

مارک کوبن از کارآفرینان ثروتمند و از طرفداران ارزهای دیجیتال به شمار می رود. او می گوید:

  • ارزها من را یاد سال ۱۹۹۵ میلادی می اندازند. البته این موضوع به تمام توکن ها و معاملات ارزهای دیجیتالی مربوط نیست. حال و هوای این روزها من را یاد رشد سایت ها و دنیای دات کام در آن زمان می اندازد. چیزی که درباره ارزهای دیجیتال برای من جذابیت دارد، پلتفرم های شبکه سازی آن هاست و ظرفیت آن ها برای ایجاد ارتباطات از راه قراردادهای هوشمند.
  • شاهد سرمایه گذاری میلیون ها نفر روی ارزهای دیجیتالی هستیم؛ زیرا بسیار ارزان تر و ساده تر از سرمایه گذاری روی بازار سهام است. فکر می کنم هنوز به ارزش واقعی این ارزها پی نبرده ایم.
  • بیت کوین مانند طلا ارزش سرمایه گذاری دارد. کسانی که به بیت کوین اعتقاد دارند، فکر می کنند این ارز به ارز مهم و اصلی دنیا بدل می شود. آن ها باور دارند زمانی که ارزهای حقیقی کنار می روند، بیت کوین به شکل شوالیه ای سفید وارد می شود؛ من چنین چیزی نمی بینیم.
  • درک نکردن بلاک چین می تواند ضربه بزرگی به شما بزند و از واردنشدن به حوزه آن پشیمانتان کند.
  • ما در میانه جنگی بین بلاک چین ها به سر می بریم. تمام آن ها دوام نخواهند آورد. اپلیکیشن ها و ابزارهای مربوط به آن ها نیروی محرکه ای برای رشدشان است و مسیری مانند رشد اینترنت را تجربه خواهند کرد.

 

۷- مشهورترین نقل قول های چاماث پالی هاپیتیا (Chamath Palihapitiya)

مشهورترین نقل  قول  های چاماث پالی هاپیتیا (Chamath Palihapitiya)

این سرمایه گذار استارت آپی هم از طرفداران بیت کوین و ارزهای دیجیتالی است و می گوید:

  • فکر می کنم ارزش بیت کوین در ۳ تا ۴ سال آینده به ۱۰۰ هزار دلار برسد. در ۲۰ سال آینده هم ارزشی میلیون دلاری پیدا می کند.
  • در حال ساختن پورتفولیویی ارزشمند از انواع nft، توکن ها و هنرهای دیجیتالی هستم. شاید به نظر بعضی ها مسخره بیاید، اما به باور من این سرمایه ها در خط مقدم دنیای سرمایه گذاری آینده قرار می گیرند.
  • ارزها حضوری تعیین کننده در دنیای پرداخت و امور مالی خواهند داشت.
  • بحث درباره اعتمادبه نفس است؛ هیچ ابزاری به میان نیست . ارزها ابزاری فوق العاده در مقابل رژیم های خودکامه و زیرساخت های بانکی هستند که به تغییرات جهانی نیاز دارند. بانک مرکزی از عهده چاپ بی نهایت ارز نامحدود برنمی آید. به سازوکارهای تازه نیاز است.
  • ارزها سرمایه داری را نابود می کنند. اگر به سرمایه داری فکر کنید، متوجه می شوید بحث تنها بازگشت سرمایه نیست، بلکه حرف از میلیاردها دلار مطرح است؛ پس سرمایه گذاران مدام پول بیشتری خرج می کنند تا به شمار دلارهایشان اضافه شود. چنین چیزی از نظر من بسیار مخرب است و ثروت را مخدوش می کند. صادقانه عرض کنم که مهم نیست و دنیا باید چنین روندی یعنی مسیر تخریب سرمایه داری از طریق بیت کوین را طی کند.

۸- مشهورترین نقل قول های رائول پال ( Raoul Pal)

نقل  قول  های رائول پال ( Raoul Pal)

پال از سرمایه گذاران باسابقه و طرفداران ارزهای دیجیتال است و در این باره می گوید:

  • بیت کوین در حال بلعیدن دنیاست؛ مانند سیاه چاله ای که هر چیز در دور و اطرافش را می بلعد و درون خود می کشد. این ها در عرض ۱۸ ماه اتفاق می افتند. همان طور که می بینید، طلا هم در مقابل بیت کوین زانو زده است. سرمایه گذاران بازار طلا هم به سمت بیت کوین خواهند آمد.
  • بیت کوین دارایی فوق العاده ای است و با عرضه کم و محدود تقاضای بالایی دارد. بیت کوین بسیار عجیب و خارق العاده است و از آینده می آید و دارایی بکری در سال های پیش رو خواهد بود.
  • من نگاهی به کل بازار مشتقات می اندازم و می بینم بیت کوین به اندازه یک کوادریلیون دلار است؛ درحالی که ظرفیت بدل شدن به یک دارایی ۲۵۰ تریلیارد دلاری دارد و می تواند به رشدی ۱۰۰ برابری برسد؛ یعنی امکان و ظرفیت این را دارد تا به تنها دارایی جهان بدل شود که در ظرف مدت کوتاهی به رشدی بی نهایت می رسد.

۹- مشهورترین نقل قول های ایلان ماسک (Elon Musk)

ایلان ماسک

  • ساختار بیت کوین بسیار مبتکرانه است. ارزهای کاغذی از بین خواهند رفت و بی شک ارزها بهترین راه برای جابه جایی و تبادلات مالی خواهند بود.
  • من فکر می کنم بیت کوین در آستانه پذیرش از سوی افرادی است که حتی سنتی ترین نگاه ها به امور مالی را دارند.
  • قانون گذاری ارزها ممکن نیست. دولت ها شاید بتوانند سرعتش را کم کنند، اما قانون گذاری آن خرابش می کند.
  • گاهی اوقات، عجیب ترین و هجوآمیزترین گزینه ها خروجی و نتیجه کار هستند. فکر می کنم خیلی جذاب و سرگرم کننده است که دوج کوین به ارز رایج کره زمین بدل شود.
  • ماهواره اسپیس ایکس با دوج وان راهی فضا می شود. دوج نخستین ارزی است که راهی کره ماه می شود.

۱۰- مشهورترین نقل قول های مایکل سیلور (Michael Saylor)

مایکل سیلور (Michael Saylor)

کارآفرین معروف می گوید:

  • بهترین سرمایه گذاری های من مواردی بودند که در شبکه های ارتباطی استفاده می شدند. شبکه هایی که همه به سرمایه در آن نیاز داشتند و کسی اهل توقف نبود. درک این روند برای همه آسان نیست. بیت کوین هم شبکه ای پولی رقم می زند.
  • بیت کوین طلای دیجیتالی است که به کمک پیشرفت سریع فناوری سخت، سریع و هوشمندانه رشد می کند.
  • بیت کوین راه حل است و باقی بحث ها سروصدایی بیش نیستند.
  • فرمول من برای موفقیت زود بیدارشدن، کارکردن تا دیروقت و خرید بیت کوین است.
  • اگر خواهان خرید دارایی بلندمدت هستید و به ویژه خواهان خرید ملک هستید، بدانید که می توانید بیت کوین بخرید؛ البته اگر قرار باشد آن را برای مدتی طولانی نگه ندارید، بهتر است همان ۱۰ دقیقه نخست پس از خرید برای فروشش اقدام کنید.
  • انتخاب اصطلاح ارز بسیار اشتباه است؛ زیرا ارزهای دیجیتالی قانونی نیستند، بلکه دارایی های معنوی اند که نباید مثل همیشه از سوی مردم مترادف با پول دانسته شوند. متعلقات و دارایی های ارزی اصطلاح بسیار بهتری است.

۱۱- مشهورترین نقل قول های جک دورسی (Jack Dorsey)

مشهورترین نقل  قول  های جک دورسی (Jack Dorsey)

وی که مدیرعامل توییتر است، می گوید:

  • تغییرات بیت کوین همه چیز را عوض می کند. فکر می کنم هیچ چیز در زندگی ام مهم تر از کارکردن روی این موضوع نیست.
  • اگر کارم معطوف به توییتر نبود، تنها روی بیت کوین کار می کردم.
  • بیت کوین کُند و پرهزینه است، اما با رشد این دارایی در دست های مردم، مشکلاتش رفع خواهند شد. فناوری های تازه ای هستند که بلاک چین ها را مؤثرتر و دردسترس تر می کنند.
  • جهان درنهایت تنها یک ارز خواهد داشت. دنیای اینترنت هم همین طور. من شخصاً معتقدم این ارز بیت کوین خواهد بود و در ده سال آینده و شاید نزدیک تر دنیا را تسخیر می کند.
  • چیزی که بیش از همه برایم الهام بخش است، اجتماعی است که رشد بیت کوین را پیش می برد. همه چیز یادآور روزهای نخست ظهور اینترنت است. همه چیز عجیب و در حال رشد است و من را به یاد روزهای نوپایی اینترنت می اندازد.

سخن پایانی

همان طور که می بینید، سرمایه گذاران و افراد مشهور مسن تر در پذیرش بیت کوین و ارزهای دیجیتال مقاومت می کنند؛ درحالی که جوان ترها از آن استقبال کرده و به آن امیدوار هستند.

ادامه مطلب
john-templeton
۱۵ نقل قول از جان تمپلتون که تأثیر شگرفی در موفقیت شما دارد

دنیای سرمایه گذاران بزرگان بسیاری به چشم دیده است که جان تمپلتون به عنوان یکی از افسانه های آن شناخته می شود. او یک سرمایه گذار، بانکدار، مدیر بورس و نیکوکار است. چه عواملی زندگی او را متحول و به چنین جایگاهی رسانده است؟

بی شک در پس داستان موفقیت او سختی ها و تلاش های بی شماری قرار دارد. تجربیات با ارزش او طی سال ها فعالیت در حوزه سرمایه گذاری برای همه ما آموزنده است. به همین خاطر است توصیه می کنیم که برای خواندن نقل قول های استثنایی او با ما همراه باشید.

با دنیای جان تمپلتون بیشتر آشنا شویم

جان تمپلتون در تنسی به دنیا آمد و زندگی کرد. او پس از اتمام تحصیلات خود و کسب مدرک اقتصاد از دانشگاه ییل به عنوان محقق وارد دانشگاه آکسفورد شد. او پس از ورود به ایالات متحده در شهر نیویورک مستقر شد. استانداردهای منحصر به فرد او به عنوان یک متخصص مالی او را به سمت سهام هایی سوق داد که سایر سرمایه گذاران آن را نادیده گرفته بودند. تلاش های مستمر او مثمر ثمر واقع شد و او موفق به سرمایه گذاری هایی با سود کلان شد.

نقل قول هایی الهام بخش از جان تمپلتون که نباید آنها را از دست داد

  1. به یاد داشته باشید که هیچ سرمایه گذاری تا ابد دوام ندارد.
  2. وحشت نکنید؛ زمان فروش سهام قبل از سقوط آن است نه بعد از آن!
  3. سرمایه گذاری که همه جواب ها را دارد، حتی هیچ پرسشی را درک نمی کند.
  4. اخلاق خوب و اصول دینی اساس موفقیت و خوشبختی در هر زمینه ای از زندگی است.
  5. من با خود فکر کردم که تنها یک بار و برای مدت کوتاهی می توانم در این سیاره باشم. بنابراین چه کاری باید با زندگی خود انجام دهم که مزایای آن ابدی باشد؟
  6. حتی اگر بخواهیم تعدادی از اصول موفقیت ثابت در دنیای سرمایه گذاری را شناسایی کنیم، این امکان را نداریم که این اصول را حتی در دنیای تغییرناپذیر سرمایه گذاری پیاده کنیم. همه چیز در دنیا در حال یک تغییر ثابت است.
  7. مهم بودن خوب است، اما مهم تر این است که خوب باشید!
  8. تنها دلیل فروش سهام این است که سهامی جذاب تر را خریداری کنید. اگر امکان پیدا کردن سهامی جذاب تر را ندارید، هر آنچه را که در دست دارید، نگه دارید.
  9. به افرادی که به شدت مطالعه می کنند بگویید یا از دانش خود استفاده کنند یا تنها ببازند. اگر از عضلات خود استفاده نکنید، آنها به تدریج ضعیف و ضعیف تر می شوند. اگر شروع به استفاده از ذهن خود نکنید، ذهنتان شروع به شکست می کند.
  10. خود را بابت خطاهایی که از شما سر زده است ببخشید. دلسرد نشوید و زیانی را که متحمل شده اید، با پذیرفتن ریسک بیشتر جبران نکنید. در عوض هر اشتباه را به عنوان تجربه ای ببینید که باید از آن درس بگیرید. به طور دقیق مشخص کنید که چه اشتباهی رخ داده است و چگونه باید از اشتباه مشابه در آینده پیشگیری کنید.
  11. سرمایه گذاری که می گوید: این بار فرق می کند، در حال تکرار موقعیت های قبلی است. این چهار واژه بارها در سالنامه چنین سرمایه گذارانی به چشم می خورد.
  12. بزرگ ترین تفاوت میان افراد موفق و افرادی که موفق نیستند این است که افراد موفق از اشتباهات خود و حتی دیگر افراد درس می گیرند.
  13. اگر واقعاً به دنبال راهی برای ثروتمند شدن هستید، باید کاری کنید که پول برای شما کار کند و نه شما برای آن.
  14. معنای حقیقی موفقیت جستجویی مداوم برای پاسخگویی به سوالات جدید است.
  15. زندگی موفق بیشتر از اینکه به طول عمر یا زندگی شما بستگی داشته باشد، به این بستگی دارد که شما چگونه از زمانی که در اختیار دارید، حداکثر بهره را می برید.
ادامه مطلب
inhorn2
15 نقل قول‌ از دیوید اینهورن اعجوبه سرمایه گذاری

اگر هنوز با اعجوبه دنیای سرمایه گذاری یعنی دیوید اینهورن آشنا نشده اید، باید بگوییم آشنایی با فرد مهمی را از دست داده اید. او از جمله سرمایه گذاران بزرگ وال استریت به شمار می آید که فعالیت های او توسط افراد زیادی رصد می شود.

معرفی دیوید اینهورن

او سرپرست صندوق سرمایه گذاری Greenlight Capital است که نزدیک به ۷ میلیارد دلار دارایی دارد. جالب است بدانید که از زمان تأسیس این صندوق در سال ۱۹۹۶ میلادی شاهد سود خالص ۱۵.۴ درصدی آن بوده ایم.

به همین خاطر است که این فرد دانش و تجربه ای دارد که دانستن تنها بخش کوچکی از آن، آینده ما را در حوزه سرمایه گذاری دگرگون می کند. نکته جالبی که در رابطه با این سرمایه گذار وجود دارد، شرط بندی هایی علیه شرکت های بزرگی مانند آمازون، تسلا و نتفیلکس است.

حال اگر به دنبال رازهای موفقیت او در حوزه سرمایه گذاری هستید، پیشنهاد می کنیم با خواندن نقل قول های او مسیر خود را به درستی انتخاب کنید.

نقل قول های دیوید اینهورن که سرنوشت سرمایه گذاری شما را زیر و رو می کند

نقل قول های طلایی دیوید اینهورن

  1. یکی از بهترین سرمایه گذاران جهان، ژول گرینبلت، کتابی مشهور، جذاب و خنده دار در رابطه با سرمایه گذاری در شرکت هایی با ضرایب بازدهی پایین نوشته است. به بیان ساده شرکت های بزرگ معمولاً به عنوان شرکت هایی شناخته می شوند که بدون نیاز به سرمایه زیاد موفق به اخذ سود بالایی می شوند. این موضوع بدان معناست که این شرکت ها هم اکنون نیز ROE بالایی دارند.
  2. هنگامی که مردم از من می پرسند که برای امرار معاش خود چه می کنم، پاسخ من به آن ها این است: «من صندوق تأمین بودجه را اداره می کنم.» با شنیدن این پاسخ اکثراً با نگاهی عجیب و غریب مواجه می شوم. به همین خاطر سریعاً اضافه می کنم: «من مدیر سرمایه هستم.» وقتی نگاه های عجیب ادامه پیدا می کند، من گفته های خود را تصحیح می کنم و می گویم که من یک سرمایه گذارم. همه به خوبی می دانند که این شغل چیست.
  3. شما سهامی را که ۹۰ درصد افت داشته است، چه می نامید؟ سهامی که از قبل ۸۰ درصد افت را تجربه کرده است و حال ارزش آن به نصف میزان اولیه رسیده است.
  4. شما مجموعه ای از واقعیت ها را در اختیار دارید و به دنبال موقعیت هایی هستید که تنها یک مرز داشته باشند؛ خواه مرز روان شناختی و خواه مرز آماری.
  5. هنگامی که شغل خوبی را کنار می گذارید که کسب و کار خود را شروع کنید، کسب درآمد را برای مدت کوتاهی از سر خود بیرون کنید. در این حالت باید اجازه دهید نام شرکتتان را همسر شما انتخاب کند!
  6. با وجود ریسک مالی ۹۹ درصد ماشین حساب دیگر قابلیت محاسبه آنچه را که در یک درصد باقی مانده ممکن است اتفاق بیفتد، ندارد. این موضوع دقیقاً مانند این است که ایربگ ماشین شما همیشه کار کند جز در مواقعی که تصادف می کنید.
  7. نمی توان قابلیت گسترش و بزرگ شدن حباب و اینکه چه عاملی باعث به وجود آمدن آن شده است، مشخص کرد.
  8. من یک تیم بیس بال فانتزی با برادرم داشتم. اما باید اعتراف کنم که او همه کارها را انجام می داد.
  9. ماکروسافت این امکان را داشت که به فیس بوک برای حل یکی از بزرگترین چالش های خود یعنی افزایش ترافیک کاربر بدون تخریب تجربه کاربری او کمک کند. بدیهی است که ماکروسافت به ترافیک و فیس بوک به جستجو نیاز دارد.
  10. ما سعی می کنیم قوانین زیادی را سرمایه گذاری در نظر نگیریم، با این حال قوانینی وجود دارد که کمک زیادی به ما می کنند: اگر تصمیم بگیریم که در رابطه با موضوعی اشتباه کرده ایم، حتی با وجود اینکه می دانیم چرا آن کار را انجام داده ایم باید از آن خارج شویم.
  11. ما از فرایند سرمایه گذاری به روش سنتی استفاده می کنیم و تنها کمی آن را تغییر می دهیم. سرمایه گذار ارزشی سنتی می پرسد: «چرا این ارزان است؟» ما با شناخت دلایل اصلی ارزانی شروع می کنیم و اگر دلیلی برای آن پیدا نکنیم، متوجه می شویم که آن سهام اشتباهاً ارزش گذاری شده است.
  12. سرمایه گذاری در بازی پوکر و سرمایه گذاری در سهام، حداقل به شیوه ای که من آن ها را انجام می دهم، به مهارت های یکسانی نیاز دارند.
  13. در صنعتی که فداکاری را به عنوان نمادی از تعهد جشن می گیرند، شاید به این موضوع توجه نکنید که همه به موقع برای شام به خانه می رسند یا خیر. با این حال این فرهنگ از جمله مواردی است که من به ایجاد و حفظ آن افتخار می کنم.
  14. گاهی اوقات فردی به شما حرفی می زند هم بسیار منطقی به نظر می آید و تنها منطقی به نظر می رسد! با این حال برخی اوقات این سخنان واقعاً منطقی نیستند.
  15. من بیشتر دوران دبیرستان خود را صرف شرکت در گروه های مناظره و مباحثه کردم. بخشی از یک تیم بودن به من حوزه تحلیل انتقادی و سازماندهی امور کمک شایانی کرد.
ادامه مطلب
henry-ford
۲۵ نقل قول طلایی از هنری فورد مخترع و کارآفرین برجسته

اگر به دنیای ماشین ها علاقه مند باشید، حتماً نام هنری فورد را شنیده اید! او یکی از برجسته ترین صنعتگران آمریکا، تاجر و مخترع ماشین مدل T فورد بود. داستان زندگی او مانند هر فرد موفق دیگری بالا و پایین های مخصوص به خود را دارد.

آشنایی با هنری فورد

مزرعه خانوادگی هیچگاه مورد علاقه فورد نبود؛ به همین خاطر او سفر خود را به عنوان شاگرد مکانیک در دیترویت آغاز کرد. از آنجا که او با انگیزه و اشتیاق غیرقابل وصفی به انجام وظایف خود ادامه می داد، به عنوان مهندس ارشد شرکت ادیسون انتخاب شد. بعد از اینکه به مهندس ارشد تبدیل شد، سرمایه کافی برای انجام آزمایشات شخصی خود را به دست آورد.

تلاش های بی وقفه او در سال ۱۹۰۳ نتیجه داد و او شرکت خود را به نام فورد موتور راه اندازی کرد. خط تولیدی او تأثیر غیرقابل انکاری در صنعت اتومبیل داشت و ایده های او منجر به فروش میلیونی اتومبیل های فورد در سراسر جهان شد.

اما زندگی این فرد موفق چه درسی برای ما دارد؟ اگر همیشه در آرزوی تغییری شگرف در زندگی خود هستید، نقل قول های ارزشمند هنری فورد را از دست ندهید.

نقل قول هایی از هنری فورد که نباید آن ها را از دست بدهید

نقل قول های طلایی هنری فورد

  1. فرقی نمی کند که تصور کنید قادر به انجام کاری هستید یا خیر؛ چراکه در هر دو صورت حق با شماست.
  2. هر کس که از یادگیری دست بردارد، پیر است؛ فرقی نمی کند که ۲۰ ساله باشد یا ۸۰ ساله. در مقابل هرکس که یادگیری را ادامه می دهد، همواره جوان می ماند.
  3. شکست تنها فرصتی هوشمندانه است برای شروعی دوباره.
  4. شهرت با کارهایی که قرار است در آینده انجام دهید، به دست نمی آید.
  5. به دنبال مقصر نباشید، بلکه راه حل را پیدا کنید؛ هرکسی می تواند به بحث و جدل روی آورد.
  6. تنها اشتباه واقعی ما این است که درس جدیدی نیاموزیم.
  7. موانع همان پستی و بلندی های ترسناکی هستند که وقتی چشم خود را از هدف برمی دارید، نمایان می شوند.
  8. بینش بدون اقدام، توهمی بیش نیست.
  9. فکر کردن احتمالاً سخت ترین کاری است که در جهان وجود دارد؛ به همین خاطر است که افراد کمی به آن مشغول هستند.
  10. هر مشتری این امکان را دارد که ماشین مورد نظر خود را به هر رنگی که دوست دارد انتخاب کند تا زمانی ماشین ها به رنگ مشکی هستند.
  11. وقتی همه چیز مانع حرکت شما می شوند، به یاد داشته باشید که هواپیما نیز در جهت مخالف باد به پرواز در می آید نه در جهت وزش آن.
  12. تجربیات به من آموخته است که گروهی از مردم زمانی جلو می افتند که دیگر افراد در حال هدر دادن وقت خود هستند.
  13. کیفیت به معنی آن است که کار خود را به درستی انجام دهید؛ حتی زمانی که کسی به دنبال آن نیست.
  14. قطعه چوب بزرگی را که در اختیار دارید، خرد کنید. همان شما را دوچندان گرم می کند.
  15. هیچ کاری آنقدر سخت و ناممکن نیست تا زمانی که آن را به بخش های کوچک تر تقسیم کنید.
  16. گرد هم جمع شدن به معنای آغاز، باهم ادامه دادن به معنای پیشرفت و همکاری به معنای موفقیت است.
  17. اگر پول و سرمایه تنها امید شما برای استقلال است، هرگز مستقل نخواهید شد. تنها امنیت واقعی که یک فرد در این دنیا می تواند داشته باشد سرمایه دانش، تجربه و توانایی است.
  18. یکی از بزرگ ترین اکتشافات یک شخص و مهم ترین شگفتی او این است که متوجه شوند توانایی انجام کاری را که همیشه از انجام آن واهمه داشتند، دارند.
  19. بیشتر مردم زمان و انرژی زیادی را صرف نگرانی و بحث درباره مشکلات می کنند؛ به جای اینکه به حل آن ها روی آورند.
  20. اگر همواره کاری را انجام دهید که پیش تر نیز آن را تکرار می کردید، همان چیزی را به دست خواهید آورد که تاکنون به دست آورده اید.
  21. شما به من می گویید که من با هیچ شروع نکردم، درحالی که این گفته حقیقت ندارد. ما با هرچیزی که وجود دارد، کار خود را شروع می کنیم. نحوه استفاده از آن هاست که غیرممکن ها را ممکن می کند.
  22. راز یک زندگی موفق این است که درک کنید برای چه سرنوشتی خلق شده اید و سپس آن را انجام دهید.
  23. هیچ فردی در جهان وجود ندارد که توانایی انجام کاری را بیش از آنچه تصور می کند، داشته باشد.
  24. شما هرگز در مدرسه یاد نمی گیرید که جهان سال دیگر قصد انجام چه کاری را دارد.
  25. اگر تنها یک راز موفقیت در جهان وجود داشته باشد، آن راز توانایی نگاه کردن به مسائل از نگاه شخص دیگر درست به خوبی نگاه کردن به آن مسئله از زاویه خود شماست.
ادامه مطلب
ایلان ماسک
50 نقل قول الهام بخش از ایلان ماسک که هرگز نباید از دست بدهید!

ایلان ماسک نامی است که با شنیدن آن محال است به فضاپیماهای افسانه ای فکر نکنیم. او کارآفرین موفق و پرآوازه آمریکا و زاده آفریقای جنوبی است. تأسیس شرکت پرداخت الکترونیکی PayPal و SpaceX از جمله فعالیت های حیرت انگیز اوست. ایلان ماسک یکی از سرمایه گذاران مهم و مدیر ارشد اجرایی خودروهای الکتریکی تسلا به شمار می آید. به نظر شما چه عواملی ایلان ماسک را به چنین فرد پرقدرتی تبدیل کرده است؟ او اقدام به انجام کارهایی کرده است که زمانی غیرممکن تصور می شدند؛ اگر به حرف های مشاوران خود گوش می کرد، ایلان ماسک هرگز به چنین موفقیتی دست نمی یافت.

ایلان ماسک فردی ریسک پذیر است. او انسانی مبتکر و خلاق به شمار می آید که جرأت رویابافی های بزرگ را دارد. البته فراموش نکنیم که او قادر است همه این رویاها را به واقعیت تبدیل کند. به همین خاطر شنیدن نقل قول های او بی شک آموزنده و الهام بخش است. اگر به دنبال رازهای موفقیت ایلان ماسک بزرگ هستید، ادامه مطلب را از دست ندهید.

نقل قول های ایلان ماسک که نباید از دست داد

  1. وقتی کاری به اندازه کافی مهم و حائز اهمیت است، باید نسبت به انجام آن اقدام کنید؛ هر چند شانس چندانی با شما یار نباشد.
  2. برخی از مردم علاقه ای به ایجاد تغییر در زندگی خود ندارند، اما باید از تغییرات استقبال کرد؛ حتی اگر این تغییرات منجر به فاجعه ای شوند.
  3. شکست از جمله گزینه های احتمالی پیش روی ماست. اگر شکستی در کار نباشد، به اندازه کافی خلاق و نوآور نخواهید بود.
  4. مسیر رسیدن به دفتر مدیرعامل نباید از طریق دفتر مدیر مالی یا حتی از طریق بخش بازاریابی باشد. راه رسیدن به این دفتر باید از طریق بخش مهندسی و طراحی باشد.
  5. استقامت و پایداری از اهمیت بالایی برخوردار است. شما هرگز حق تسلیم شدن را ندارید، مگر اینکه مجبور به تسلیم شدن باشید.
  6. برخورداری از چرخه بازخورد بسیار مهم است؛ جایی که شما به خوبی در رابطه با کاری که انجام داده اید یا نحوه انجام آن به شکلی بهتر فکر می کنید.
  7. افراد مختلف شدیدا از پذیرفتن ریسک کارها سرباز می زنند؛ چرا که هر کس کلاه خود را چسبیده تا باد نبرد.
  8. اشکالی ندارد اگر تخم مرغ های خود را داخل یک سبد بگذارید تا زمانی که آنچه را که درون سبد اتفاق می افتد، تحت کنترل داشته باشید.
  9. برند تنها نوعی آگاهی است و آگاهی تنها با گذشت زمان به حقیقت تبدیل می شود. برند نسبت به آگاهی گاهی جلوتر و گاهی نیز عقب تر است. با این حال برند تنها برداشت جمعی افراد از یک محصول است.
  10. برنامه ریزی برای فروش یک شرکت ایده خوبی نیست.
  11. استخدام کارمندان بیشمار برای حل یک مسئله پیچیده اشتباه محض است. اعداد هرگز قابلیت به دست آوردن جواب صحیح را ندارند. (دو فرد که در رابطه با موضوع خاصی چیزی نمی دانند، نسبت به یک نفر که می داند، بهتر نیستند.) کاهش سرعت در انجام هر فرایندی به بهای گزافی برای شما تمام می شود.
  12. هر شرکت شامل گروهی است که برای تولید یک محصول یا ارائه خدماتی به خصوص سازمان دهی شده است؛ این شرکت به اندازه ای خوب و موفق عمل می کند که افراد مشغول در آن در رابطه با آنچه می سازند هیجان زده هستند.
  13. زمانی که مردم هدف و چرایی یک موضوع را درک کنند، بهتر عمل خواهند کرد. این موضوع که کارمندان شما صبح ها برای کار کردن اشتیاق داشته باشند و از انجام این کار لذت ببرند، مهم است.
  14. اگر شما بنیان گذار یا مدیرعامل یک شرکت هستید، مجبور به انجام وظایفی هستید که ممکن است علاقه ای به انجام آنها نداشته باشید. اگر شما به خوبی نقش خود را ایفا نکنید، شرکت به هیچ عنوان موفق نخواهد شد. هیچ وظیفه ای چندان حقیرانه و پست نیست.
  15. من چیزی می گویم و گفته من اتفاق می افتد. شاید این اتفاق برنامه ریزی شده نباشد، اما معمولاً اتفاق می افتد.ایلان ماسک
  16. من فکر می کنم که پتانسیل زیادی در برخورداری از محصولی وجود دارد که مردم حاضر به پرداخت بهایی مضاف بر قیمت واقعی آن هستند. این کاری است که شرکت Apple آن را انجام داده است. شما این امکان را دارید که موبایل یا لپ تاپ ارزان تر خریداری کنید، اما محصولات اپل از کیفیت بسیار بالاتری نسبت به محصولات معمولی برخوردار هستند و مردم تمایل دارند که بهای بیشتری بابت آن بپردازند.
  17. من زمان خود را برای درک جنبه های مختلف یک موضوع هدر نمی دهم. من وقتم را صرف حل مشکلات مهندسی و تولیدی می کنم.
  18. من همیشه پول خود را در شرکت هایی که تأسیس می کنم، سرمایه گذاری خواهم کرد. به طور کلی به فلسفه استفاده از سرمایه دیگران اعتقاد ندارم. من فکر نمی کنم که این کار درستی باشد. من هرگز از دیگران درخواست سرمایه گذاری نمی کنم تا زمانی که خودم برای انجام آن کار آماده نیستم.
  19. بزرگ ترین اشتباه من این است که روی استعداد افراد بیشتر از شخصیت آنان حساب می کنم. من فکر می کنم خوش قلبی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
  20. من شرکت ها را به خاطر افزایش تعداد کمپانی های خود تأسیس نمی کنم. من آنها را تنها با هدف اینکه کارها انجام شوند، احداث می کنم.
  21. من اعتقادی به روند کاری ندارم؛ درواقع هنگامی که با یک کارمند با پتانسیل بالا مصاحبه می کنم و او می گوید که همه چیز به روند کاری بستگی دارد، من این حرف را به عنوان نشانه ای بد در نظر می گیرم. مسئله این است که در بسیاری از شرکت های بزرگ فرایند کاری به عنوان جایگزینی برای تفکر در نظر گرفته می شود. در این حالت شما تشویق می شوید که مانند یک چرخ دنده کوچک در یک ماشین بزرگ کار کنید. صادقانه به شما بگویم، این فرایندهای کاری شما را مجبور به استخدام افرادی می کند که چندان باهوش و خلاق نیستند.
  22. شروع یک تجارت و پروبال دادن به آن به اندازه خلاقیت و اراده افرادی که آن محصول را به فروش می رسانند، اهمیت دارد.
  23. نخستین گام این است که اثبات کنم اتفاقی ممکن است؛ سپس این اتفاق حتماً رخ می دهد.
  24. برای اینکه یک فناوری نوین در بازار اشباع شده مقرون به صرفه باشد، باید دو اتفاق رخ دهد. نخست اینکه شما به شاخص اقتصادی نیاز دارید. دوم اینکه شما باید طرح ها را تکرار کنید. شما باید اقدام به طراحی چندین نسخه کنید.
  25. استعداد از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. درست مانند یک تیم ورزشی؛ تیمی که بهترین بازیکن ها را دارد، اغلب پیروز میدان می شود. اما قدرت یک تیم زمانی دوچندان می شود که نحوه همکاری این افراد و استراتژی بازی آنها مشخص باشد.
  26. تا جای ممکن کار کنید. منظورم این است که شما باید هر هفته ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت کار کنید. این کار شانس موفقیت شما را افزایش می دهد. اگر سایر افراد تنها ۴۰ ساعت در هفته کار می کنند و ساعات کاری شما به ۱۰۰ ساعت در هفته رسیده است، حتی اگر کاری که انجام می دهید یکسان باشد، شما در مدت ۴ ماه به چیزی دست خواهید یافت که برای سایر افراد به یک سال زمان نیاز است.
  27. من هیچ کتابی در رابطه با مدیریت زمان نخوانده ام.
  28. من به چیزهایی علاقه دارم که جهان را تغییر می دهد یا تغییری شگرف در آینده ایجاد می کند. منظور من تکنولوژی است که با دیدن آن با خود بگویید: چطور چنین چیزی حتی اتفاق افتاده است؟ چگونه چنین چیزی ممکن است؟
  29. به بازخوردهای منفی توجه کنید و حتماً آنها را بیرون بکشید؛ به خصوص از سمت دوستان خود… به ندرت فردی دست به چنین کاری می زند و این کار به طور باورنکردنی مفید است.
  30. اگر شما صبح ها از خواب بیدار می شوید و فکر می کنید که آینده بهتر خواهد شد، روز خوبی را آغاز کرده اید. در غیر این صورت روز خوبی نخواهید داشت.
  31. چه چیزی باعث می شود تفکر خلاقانه اتفاق بیفتد؟ من فکر می کنم این موضوع به ذهنیت شما بازمی گردد. شما باید تصمیم گیری کنید.
  32. مردم باید آنچه را که بدان علاقه دارند، دنبال کنند. این کار آنها را نسبت به انجام هر کار دیگری خوشبخت تر خواهد کرد.
  33. کارآفرین بودن مانند جویدن شیشه و منتظر مرگ ماندن است.
  34. من نمی گویم که نمی ترسم. من دوست دارم که احساس ترس من کمتر شود، به دلیل اینکه ترس باعث حواس پرتی و تضعیف سیستم عصبی من می شود.
  35. اگر قصد راه اندازی یک شرکت را دارید، بهتر است بدانید که این کار مانند پختن یک کیک است. شما باید همه مواد را به میزان مورد نیاز در دسترس داشته باشید.
  36. من فکر می کنم بیشتر امکانات مهم در اینترنت ساخته شده اند. بی شک نوآوری ها همچنان ادامه خواهد داشت، با این حال بیشتر مشکلات اساسی به طرز کارآمدی حل شده اند.
  37. من فکر می کنم که ما باید نور آگاهی را حفظ کنیم؛ بدین ترتیب اطمینان پیدا می کنیم که این آگاهی در آینده نیز وجود خواهد داشت.
  38. هنگامی که هنری فورد اتومبیل هایی ارزان و قابل اطمینان ساخت، مردم گفتند: نه! مگر اسب بخار چه ایرادی دارد؟ این شرط بندی بزرگی بود و در نهایت نیز جواب داد.
  39. شما نباید کارها را نسبت به دیگران متمایز انجام دهید تنها به دلیل اینکه این کارها متفاوت هستند. این کارها باید به شیوه ای بهتر انجام شوند.
  40. هنگامی که فردی دست به نوآوری بزرگی می زند، به ندرت اتفاق می افتد که با خلاقیت کوچکی رخ داده باشد. نوآوری بزرگ مجموعه ای از خلاقیت های کوچک است که در کنار هم به اختراعی بزرگ مبدل شده اند. ایلان ماسک
  41. شما باید بگویید: چرا در جایی که دیگران موفق نبودند، من موفق به انجام این کار شدم؟
  42. من مسائل مختلف را زیر سوال می برم و این کار منجر به خشم والدینم می شود که چرا من هر آنچه را که می گویند، باور نمی کنم و چرایی آنها را می پرسم. در نهایت نیز بررسی می کنم که پاسخ آنها با هر آنچه من می دانم تطابق دارد یا خیر.
  43. ما در SpaceX یک سیاست سخت گیرانه را در نظر گرفتیم؛ هیچ انسان تنبلی در این شرکت جای ندارد.
  44. دوست داشتن افرادی که با آنها کار می کنید، بسیار مهم است؛ در غیر این صورت زندگی و شغل شما سخت و دشوار خواهد شد.
  45. من فکر می کنم بهترین راهکار برای جذب سرمایه گذاری های پرریسک این است که کالا یا خدمات خود را به ایده آل ترین شکل ممکن ارائه دهید. ببینید که آیا امکان فروش آن به مشتریان واقعی را دارید و شروع به حرکت کنید. هر چه امکان فروش بیشتر باشد، سرمایه ای که جذب می کنید نیز بیشتر خواهد بود.
  46. فناوری های مختلف زمانی که ناپیوستگی به وجود می آید، نیاز به راه اندازی شرکت های جدید را به وجود می آورند.
  47. تا جای ممکن از استخدام MBA دوری کنید. برنامه های MBA به مردم یاد نمی دهند که چگونه یک شرکت راه اندازی کنند.
  48. خودتان را در رابطه با چیزی که کار نمی کند، گول نزنید یا به خود نگویید که به کمک یک راهکار حتماً حل خواهد شد.
  49. اگر قرار است چیزی طراحی و اختراع شود، شما باید مطمئن شوید آنچه خلق می کنید ارزش هزینه های ورودی را دارد. این کار اصلی ترین مهارت من است.
  50. من همیشه سعی می کنم خوش بین باشم، اما من واقع بین هستم. من انتظار نداشتم که Tesla یا SpaceX موفقیت بزرگی را به دست آورند. من تنها فکر کردم این ایده ها به اندازه ای مهم هستند که به هر طریقی انجام شوند.
ادامه مطلب
خالقان گوگل
33 نقل قول معروف از خالقان گوگل را بخوانیم!

خالقان گوگل

لری پیج و سرجی برین خالقان گوگل، ابر موتور جستجوگر جهان هستند. لری پیج مدیرعامل شرکت گوگل در سال ۲۰۱۸ به عنوان نهمین فرد ثروتمند جهان معرفی شد. البته سرجی برین نیز به عنوان مدیرعامل شرکت گوگل و دهمین فرد ثروتمند جهان شناخته می شود. جالب است بدانید که مجموع ثروت این خالقان گوگل به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار می رسد. اما راز موفقیت این دو جوان خلاق چیست؟ چه نقل قول های خواندنی از آن ها به جای مانده است؟ انگیزه یا شهامت انتخاب مسیر جدیدی را ندارید؟ با خواندن نقل قول های اعجاب انگیز این دو مبتکر جوان زندگی خود را متحول سازید.

نقل قول هایی اعجاب انگیز از لری پیج

  1. اگر در حال تغییر جهان هستید، روی کارهای مهمی فعالیت می کنید. در این حالت از اینکه صبح ها بیدار می شوید، هیجان زده خواهید شد.
  2. برای بال و پر دادن به یک ایده نیازی به شرکتی با ۱۰۰ نفر پرسنل ندارید!
  3. همیشه بیشتر از آنچه انتظار دارند، به آن ها تحویل دهید!
  4. روی کارهایی که به طرز غیرقابل باوری هیجان انگیز هستند، سخت کار کنید.
  5. اگر پول تنها انگیزه ما بود، سال ها پیش شرکت را فروخته بودیم و امروز روی ماسه های ساحل قدم می زدیم.
  6. شرکت ها با گذشت زمان موفق می شوند؛ اما اشتباه آنان در چیست؟ آن ها آینده را از دست داده اند.
  7. در مقابل غیرممکن ها گارد بگیرید!
  8. اگر کارهای شما به اندازه کافی دیوانه وار نیستند، پس حتماً در حال انجام کارهای اشتباهی هستید.
  9. گروه های کوچکی از مردم می توانند تاثیرات حیرت انگیزی از خود به جای بگذارند.
  10. اساساً هدف ما این است که کلیه اطلاعات موجود در جهان را سازمان دهی کنیم؛ به صورتی که دسترسی به این حجم از اطلاعات جهانی بوده و مفید واقع شود.
  11. گاهی اوقات باید از خواب بیدار شوید و دست از رویابافی بردارید. در این صورت وقتی یک رویا در حال تحقق بود، آن را از دست نمی دهید.
  12. اگر محصولی دارید که کاربردهای بیشماری دارد، بنابراین آن محصول حتماً ایده خوبی است.
  13. در آینده ای نه چندان دور موتورهای جستجوگر دقیقاً منظور شما را می فهمند و همان چیزی را در اختیار شما قرار می دهند که به دنبال آن هستید.
  14. شما هرگز رویاهای خود را از دست نمی دهید، چرا که رویاهای شما همواره تکثیر می شوند.
  15. اگر به اندازه کافی بالا رفته باشید، هیچگاه احتمال سقوط کامل وجود ندارد.
  16. اینکه بسیاری از شرکت ها احساس کنند که رقبای مشخصی دارند، مفید است. اما من به شخصه باور دارم که باید به دنبال هدف های تیراندازی مهمتری بود. در این حالت شما هرگز به رقبایتان فکر نمی کنید. شما به آنچه که ممکن است جهان را به جایی بهتر تبدیل کند، فکر می کنید.
  17. خوش بینی مهم است؛ اما در زمان تعیین اهدافتان باید کمی بی پرواتر عمل کنید. شما باید کارهایی را انجام دهید که اکثر مردم تمایلی به انجام آن ها ندارند.
  18. پیشرفت در رویاهای جاه طلبانه ساده است. از آنجا که هیچکس به اندازه ای دیوانه نیست که این کار را انجام دهد، رقبای چندان زیادی نخواهید داشت.
  19. هر آنچه تصور می کنید به احتمال قوی امکان پذیر است؛ تنها کافی است که آن را تصور کنید و روی آن کار کنید.
  20. هدف من این است که گوگل رهبری را به دست بگیرد؛ نه اینکه از دیگران پیروی کند.
  21. ما باید روی ساخت اهداف بزرگ تمرکز کنیم؛ اهدافی که هنوز در جهان وجود ندارند.
  22. تعالی مهم است. من همواره سخت تلاش کرده ام که عملکرد خود را بهبود بخشم و سرعت خود را افزایش دهم و روی شرط بندی های بزرگی که باعث تغییرات شگرف در جهان می شود، تمرکز کنم.
  23. من و سرجی Google را به دلیل اینکه افراد خوشبینی هستیم، راه اندازی کردیم. ما همواره باور داریم که تکنولوژی این پتانسیل را دارد که جهان را به جای بهتری تبدیل کند.

نقل قول هایی منحصر به فرد از سرجی برین برای کار آفرینان

خالقان گوگل

  1. من دوست دارم که هر کسی در جهان به آرزوهای خود دست پیدا کند و این کاری است که سازمان ما قصد انجام آن را دارد.
  2. هر مکالمه ای که من در رابطه با نوآوری های جدید دارم، با صحبت در رابطه با اهداف نهایی آغاز می شود.
  3. تنها راه به دست آوردن موفقیت این است که در ابتدا متحمل شکست هایی پی در پی شوید.
  4. هر چه پیش می رویم، من امیدوار هستم که با استفاده از تکنولوژی تفاوت های چشمگیری را در زندگی و کار مردم ایجاد کنیم.
  5. حل مشکلات بزرگ و دشوار آسان تر از حل مشکلات کوچک تر بنظر می رسد.
  6. در نظر گرفتن قوانین زیاد، خلاقیت و نوآوری را خفه می کند.
  7. شما این امکان را دارید که با کارهای نادرست نیز کسب درآمد کنید.
  8. ما به دنبال ماشین هایی هستیم که بتوانند استدلال کنند، فکر کنند و کارها را به نحو احسن انجام دهند.
  9. طرح یک ایده بکر کمترین اهمیت را در اجرای یک کار ایده آل دارد. اگر ارائه ایده ای خوب و خوش ذوق بودن حائز اهمیت است، اما تحویل به موقع از اهمیت بیشتری برخوردار است.
  10. بدیهی است که همه افراد می خواهند که موفق باشند، اما من قصد دارم برگردم و نگاه کنم که تغییری مبتکرانه، درست، قابل اعتماد و در نهایت بزرگی در جهان ایجاد کرده ام. من دوست دارم که به همین خاطر مورد توجه جهانیان قرار بگیرم.
ادامه مطلب
استیو جابز
۲۳ نقل قول الهام بخش از اسطوره تکنولوژی جهان استیو جابز

حتی اگر به حوزه علم و تکلنولوژی نیز علاقه مند نباشید، حتماً نام اسیو جابز بزرگ را شنیده اید. شهرت او با شرکت اپل گره خورده است. همه ما به شنیدن سرگذشت افراد موفق علاقه مند هستیم، چرا که همواره درس های بزرگی برای یاد گرفتن در زندگی آنها وجود دارد. فراز و نشیب های پیش روی این افراد آنان را به بزرگان جهان و تاریخ سازان تبدیل کرده است. استیو جابز چه درس هایی برای ما دارد؟ رازهای سر به مهر موفقیت او چیست؟ به دنیای استیو جابز خوش آمدید! ما خارق العاده ترین و الهام بخش ترین سخنان این مخترع بزرگ را گرد هم آورده ایم؛ سخنانی که بی شک زندگی همه ما را متحول می سازد.

نگاهی به سرگذشت استیو جابز

پیش از پرداختن به نقل قول های حیرت انگیز استیو جابز، بیایید زندگی او را از زاویه ای متفاوت تر ببینیم. او در سال ۱۹۷۶ به همراه دوست خود استیو وزنیاک اقدام به تاسیس شرکت اپل کرد. این افراد نخستین رایانه خود به نام Apple I را درگاراژ خانه جابز طراحی کردند.

نقطه عطف زندگی او به اختراع Apple II بازمی گردند؛ رایانه ای که با فروش ۲ میلیون نسخه در جهان به شهرت و ثروت استیو افزود. البته زندگی کاری او هرگز بدون اشتباه نبوده است. او به منظور اداره شرکت خود از جان اسکالی، فردی با تجربه در امور مدیریتی کمک خواست. همین فرد نیز باعث اخراج جابز از شرکت خود شد.

با این حال او استیو جابز بود و هیچ سنگ بزرگی مانع پیشرفت او نمی شد. او شرکتی به نام NeXT و شرکت دیگری به نام Pixar را راه اندازی کرد و در نهایت به عنوان رئیس به شرکت اپل بازگشت. با بازگشت او اپل با موفقیت هایی نظیر ساخت iMac ،iPod ،iPhone و iPad رو به رو شد.

معجزه ای که در جهان رقم زد همچنان پابرجاست و اپل از بزرگترین شرکت های جهان به حساب می آید. با این حال زندگی برای جابز همیشه ایده آل نبوده است؛ حتی زمانی که او به ثروت و شهرت باورنکردنی دست یافته بود. او در سال ۲۰۱۱ در سن ۵۶ سالگی در اثر سرطان لوزالمعده درگذشت.

نقل قول هایی اعجاب انگیز از خالق اپل؛ استیو جابز

استیو جابز

فرقی نمی کند که از طرفداران این مرد اعجاب انگیز بوده باشید یا خیر؛ اشتیاق و خلاقیت خارق العاده استیو جابز در سخنان او نمود پیدا می کرد. سخنان انگیزشی که بی شک ما را در یافتن مسیری درست کمک می کند.

حال بدون هیچ فوت وقتی به سراغ این سخنان ارزشمند می رویم.

  1. افرادی که به اندازه ای دیوانه هستند که فکر می کنند می توانند جهان را تغییر دهند، بی شک این کار را انجام می دهند.
  2. طی ۳۳ سال گذشته من هر روز به آینه نگاه می کردم و از خودم می پرسیدم: “اگر امروز آخرین روز از زندگی من بود آیا همان کارهایی که امروز قرار است انجام بدهم را تکرار می کردم؟ ” و اگر جواب من برای روزهای متوالی “خیر” بود، من به خوبی می دانستم که باید چیزی را تغییر دهم.
  3. کار شما قرار است بخش بزرگی از زندگی شما را تشکیل دهد. بنابراین تنها راه راضی بودن از آنچه انجام می دهید، این است که باور داشته باشید که در حال انجام کار درستی هستید. در ادامه نیز تنها راه اینکه کار درستی را انجام دهید، این است که آنچه انجام می دهید را دوست داشته باشید. اگر هنوز آن را پیدا نکرده اید، به جستجو ادامه دهید. خود را نبازید. قلب همواره راه خود را پیدا خواهد کرد.
  4. من همواره به تغییرات انقلابی علاقه زیادی داشته ام. نمی دانم چرا؛ ولی آن ها دشوارتر هستند. این تغییرات از نظر عاطفی تنش زا هستند. در این زمان شما دوره ای را پشت سر می گذارید که دیگران به شما می گویند شما کاملاً شکست خورده اید!
  5. به یاد آوردن اینکه شما قرار است روزی بمیرید، بهترین روش برای جلوگیری از افتادن به دامی است که شما چیزی برای از دست دادن دارید. شما از همین الان آماده رفتن هستید؛ هیچ دلیل وجود ندارد که صدای قلب خود را دنبال نکنید.
  6. اخراج شدن از شرکت اپل بهترین اتفاقی بود که ممکن بود برای من رخ دهد! بار سنگین انسانی موفق بودن با بار سبک آغاز به کار به عنوان یک مبتدی از روی شانه های من جا به جا شد. این اتفاق من را رها کرد که وارد یکی از خلاقانه ترین دوره های زندگی خود شوم.
  7. طراحی محصولات با گروه های متمرکز کار واقعاً دشواری است. بسیاری اوقات مردم نمی دانند که در حقیقت چه چیزی می خواهند تا زمانی که آن را به آنها نشان دهید.

نقل قول های استیو جابز در حوزه کار

  1. من به کارهایی که انجام نداده ایم به اندازه کارهایی که انجام داده ایم افتخار می کنم. نوآوری در واقعیت نه گفتن به هزاران راهکار دیگر است.
  2. کیفیت همواره مهمتر از کمیت است.
  3. به دنبال کیفیت باشید؛ بسیاری از افراد به محیط هایی که به دنبال تعالی هستند، خو نمی گیرند.
  4. الگوی تجارتی من گروه بیتلز بودند؛ آنها چهار مرد بودند که تمایلات منفی یکدیگر را کنترل می کردند. آنها یکدیگر را متعادل می ساختند. آنها در کنار هم به یکدیگر معنی می بخشیدند.
  5. بعضی اوقات هنگام نوآوری مرتکب اشتباهاتی می شوید. بهتر است این اشتباهات را بپذیرید و به دنبال تحقق بخشیدن به سایر روش های خلاقه خود باشید.

نقل قول های استیو جایز در حوزه مدیریت

استیو جابز

  1. شما هرگز نمی توانید هنگامی که به جلو نگاه می کنید، نقاط را به یکدیگر متصل کنید. تنها زمانی موفق به این کار خواهید شد که به عقب نگاه کنید. بنابراین باید اعتماد داشته باشید که در آینده نقاط به شیوه ای به هم متصل می شوند. فرقی نمی کند که به سرنوشت، زندگی، کارما یا هر چیز دیگر باور داشته باشید. چیزی برای دستاویز داشته باشید! این رویکرد هرگز من را ناامید نکرده است و در حقیقت این رویکرد است که هر چیزی را در زندگی متفاوت می کند.
  2. این دو واژه همواره در ذهن من نقش بسته است: تمرکز و سادگی. سادگی دشوارتر از کارهای پیچیده است. شما باید به سختی کار کنید که ذهن خود را برای ساده کردن هر کاری آما کنید.
  3. ثروتمندترین مرد قبرستان بودن برای من کوچک ترین اهمیتی ندارد. به رختخواب رفتن و گفتن اینکه من کاری فوق العاده انجام داده ام، همان چیزی است که برای من اهمیت دارد.
  4. من متقاعد شده ام که نیمی از آنچه کارآفرینان موفق را از گروه کارآفرینان ناموفق جدا می کند، پشتکار محض است.
  5. تکنولوژی مقوله مهمی نیست. آنچه اهمیت دارد این است که باور داشته باشید مردم خوب و باهوش هستند؛ اگر شما ابزارهای لازم را در اختیار آنان قرار دهید، آنها کارهای خارق العاده ای را انجام خواهند داد.
  6. نوآوری آن چیزی است که تفاوت میان رهبر و دنبال کنندگان را رقم می زند.

نقل قول های استیو جابز در زندگی

  1. موارد مورد علاقه من در زندگی با هیچ ثروتی به دست نمی آیند. بسیار واضح است که باارزش ترین منبعی که ما در اختیار داریم، زمان است.
  2. شجاعت اینکه از قلب و شعور خود پیروی کنید را داشته باشید! این دو به خوبی می دانند که شما دوست دارید به چه چیزی تبدیل شوید.
  3. گاهی اوقات زندگی با آجر به سر شما ضربه می زند؛ با این حال هرگز ایمان خود را از دست ندهید.
  4. وقت شما محدود است؛ پس آن را برای زندگی شخص دیگری هدر ندهید. درگیر تعصبات خود نشوید- که به معنی زندگی کردن با نتایج تفکرات دیگران است. اجازه ندهید که سر و صدای نظارت دیگران، صدای درونی شما را خفه کند.
  5. ما شانس انجام بسیاری از کارها را نداریم و هرکس باید به معنای واقعی کلمه “عالی و بی نقص” باشد. چون زندگی اینطور است؛ زندگی کوتاه است و زمانی می رسد که شما می میرید! اما همه این سرنوشت را برای خود انتخاب کرده ایم؛ پس بهتر است که زندگی خوبی داشته باشیم. بهتر است آنچه انجام می دهیم، ارزش زندگی را داشته باشد.
ادامه مطلب
جک ما
15 نقل قول جک ما خالق علی بابا برای کارآفرینان را بشنویم!

حتی اگر نام جک ما ثروتمندترین فرد چینی به گوشتان نخورده باشد، حتما با نام علی بابا آشنا شده اید. جالب است بدانید که این شرکت تجارت الکترونیک یعنی علی بابا سرمایه ای بالغ بر 460 میلیارد دلار دارد که در نوع خود بی نظیر است. حتی جک ما خالق افسانه ای آن نیز با برخورداری از ثروتی بالغ بر 38 میلیارد دلار نیز از جمله ثروتمندترین افراد جهان به شمار می آید. رازهای موفقیت حیرت انگیز این مرد چینی چیست؟ اصلا او چگونه موفق به کسب چنین افتخاراتی شده است؟ بیایید از زاویه ای دیگر به موفقیت های چشمگیر او نگاه کنیم و با هم به بررسی 15 نقل قول جک ما بپردازیم.

نگاهی کوتاه به زندگی جک ما و راه اندازی علی بابا

جک به عنوان نخستین کارآفرین چینی شناخته می شود که عکس او در جلد مجله مشهور فوربز نقش بسته است. او در سال 1999 میلادی ایده ناب خود در خصوص راه اندازی علی بابا را آغاز کرد. تجارت عمده فروشی که تنها با گذشت 20 سال از زمان راه اندازی آن بیش از نیم میلیارد مشتری دارد!

جالب اینجاست که برخلاف تصور عموم مردم علی بابا حتی از سایت آمازون نیز درآمد بیشتری دارد. او کارآفرینی حیرت انگیز به شمار می آید که دوره تحصیلی منحصر به فردی را نیز پشت سر گذاشته است.

او با یادگیری زبان انگلیسی با مشتریان خارجی بیشماری ملاقات کرد و کسب و کار خود را گسترش داد. حال به عنوان استاد تجارت بین الملل در دانشگاه هانگژو شناخته می شود. فردی که به گفته خود اجازه نداد که محدودیت های جبری فعالیت های او را محدود کند.

نقل قول هایی خواندنی و الهام بخش از خالق افسانه ای علی بابا

حال که کم و بیش با زندگی خالق علی بابا آشنا شدیم، نوبت به بررسی نقل قول جک ما می رسد. بی شک دانش و تجربه حیرت انگیز این مرد درس های زیادی برای ما دارد. به همین خاطر پیشنهاد می کنیم که نقل قول های خواندنی او را از دست ندهید!

رهبری؛ عنصری ذاتی

جک ما با راه اندازی علی بابا در حوزه مدیریت و رهبری زبانزد عام و خاص است. او از جمله برترین رهبران جهان در حوزه فروش و سرمایه گذاری به شمار می آید. اما راز سر به مهر او در خصوص رهبری چیست؟

«رهبری در وهله نخست بخشی از غریزه شماست و در گام بعدی یادگیری نقش ایفا می کند. به یاد داشته باشید که رهبران همواره خوش بین هستند، آنها هرگز درباره هیچ موضوعی شکایت نمی کنند.»

همانطور که پیداست، جک ما مثبت اندیشی را از جمله خصوصیات رهبران می داند.

بهترین نقل قول جک ما: مردم را در اولویت قرار دهید

جک ما راز موفقیت در کسب و کار خود را در اولویت قرار دادن مردم می داند. او به خوبی واقف است که موفقیت در فروش زمانی حاصل می شود که بتوان رضایت مردم را جلب کرد. بیایید نگاهی به نقل قول مشهور او در خصوص این موضوع بیندازیم.

«من هیچ چیز در مورد تکنولوژی نمی دانم؛ من هیچ سررشته ای از بازاریابی ندارم و حتی هیچ اطلاعی در خصوص مسائل حقوقی ندارم. تمام آنچه من می دانم مردم هستند.»

رهبری افراد باهوش

جک ما

جک ما به بکارگیری افراد هوشمند برای پیشرفت کسب و کار خود اعتقاد دارد. او به خوبی می داند که چگونه باید از این سرمایه بزرگ در راستای اهداف خود استفاده کند.

او در این خصوص بیان می کند:

«من همواره افرادی باهوش تر از خودم را برای کار پیدا می کنم. سپس کار من این است که مطمئن شوم افراد باهوش می توانند در کنار هم کار کنند. هرگز فراموش نکنید که افراد احمق به راحتی در کنار هم کار خواهند کرد، اما افراد باهوش اینطور نیستند.»

نیکوکاری حقیقی

اگرچه بسیاری از افراد ثروتمند و موفق دنیا نیکوکاری را در کمک کردن به دیگران می دانند، جک ما نظری کاملا متفاوت دارد. زاویه دید او به این موضوع جالب و خواندنی است. در این نقل قول جک ما می خوانیم:

«نیکوکاری به معنای کمک به دیگران نیست؛ درواقع این موضوع معنای کمک به خودتان است. هنگامی که شما تغییر می کنید، جهان نیز تغییر می کند.»

درس گرفتن از موفقیت ها یا اشتباهات؟

همه ما اینگونه هستیم؛ هنگامی که فردی به موفقیت خارق العاده ای دست پیدا می کند تنها این موضوع را پررنگ و مهم می دانیم. درحالی که تنها اشتباهات دیگران هستند که درس هایی الهام بخش برای ما دارند.

جک ما نیز به خوبی به این موضوع اشاره کرده است:

«به جای اینکه از موفقیت دیگران درس بگیرید، به سراغ اشتباهات آنها بروید. اکثر افراد به دلایل مشترکی شکست می خورند، درحالی که موفقیت دلایل متعددی دارد.»

تلاش مستمر؛ آینده ای روشن

خالق افسانه ای علی بابا در رابطه با معجزه تلاش مستمر بارها سخن گفته است. او خود بارها شکست خورده است، اما هر بار با انگیزه ای مضاعف به مسیری که به آن ایمان داشته، ادامه داده است. اگر به دنبال جمله ای انگیزشی برای ادامه مسیر می گردید.

این نقل قول جک ما را بخوانید:

«امروز دشوار است و فردا دشوارتر. اما روز بعد از فردا زیباست. با این حال اغلب مردم فردا عصر می میرند!»

«اگر هرگز خسته نشوید، چگونه متوجه خواهید شد که فرصت و شانس دیگری نیز وجود دارد؟»

“نه” شنیدن

مگر می شود در دل بازاریابی و خرید و فروش قرار داشته باشید و “نه” به گوشتان نخورده باشد؟ همه ما بارها در طول زندگی خود نه شنیده ایم، اما نحوه مواجه ما با این مسئله کاملا با یکدیگر متفاوت است. جک ما نیز خود به خوبی در بطن این ماجرا جا داشته است. او در این خصوص می گوید:

«معلوم است که هنگامی که “نه” می شنوید، خوشحال نخواهید بود. اما پیشنهاد من این است که خوب بخوابید، بیدار شوید و دوباره تلاش کنید.»

به دنبال رویاها رفتن

جک ما

کارآفرینان بزرگی همچون جک ما تنها یک هدف واحد را دنبال می کنند. حفظ انگیزه برای ادامه دادن این مسیر دشوار تنها سوختی است که به آن نیاز دارید. اگر همچنان در رابطه با دنبال کردن آرزوهای خود تردید دارید، نقل قول خالق علی بابا را از دست ندهید.

«هنگامی که ادامه دادن سخت و غیرممکن به نظر می رسد، باید هدفی را که هنگام قدم گذاشتن در این مسیر در نظر داشتید، پیش روی خود قرار دهید. این کار منجر به حفظ اشتیاق و انگیزه شما می شود و شما را از هر گونه تصمیم گیر ی نادرست نجات می دهد.»

رفتار با رقبا

هنگامی که قدم در مسیر دستیابی به اهدافتان می گذارید، بی شک با رقبای بسیاری مواجه می شوید. افرادی که پا به پای شما و چه بسا بیشتر از شما تلاش می کنند. جک ما فردی است که تقلید از دیگران را برابر با شکست می داند.

او در رابطه با این موضوع نقل قول جالبی دارد که می گوید:

«از رقبای خود بیاموزید، اما هرگز از آنها تقلید نکنید. با تقلید از رقبا قاتل کسب و کارتان خواهید شد.»

ارزش یا خلاقیت؟

در حالی که بسیاری از ما قیمت را بسیار مهم و پراهمیت می دانیم، جک ما نظر کاملا مخالفی دارد. او به خوبی می داند که خلاقیت و نوآوری همان چیزی است که قیمت گذاری روی آن ممکن نیست.

«هرگز بر سر قیمت با رقیبان خود رقابت نکنید؛ در عوض تمرکز خود را روی خدمات به مشتری و خلاقیت بگذارید.»

آینده نگرترین نقل قول جک ما: پرورش بذرهای کوچک

جک ما به بهره گیر ی از نیروی انسانی جوان ایمان دارد. البته او برای این انتخاب خود دلایل خاصی را بیان کرده است.

جک ما در این خصوص می گوید:

«به جوانان کمک کنید. چراکه جوانان روزی به افراد بزرگی تبدیل خواهند شد. این افراد بذرهایی که شما در ذهن آنان کاشته اید را پرورش می دهند و هنگامی که بزرگ شوند، یک جهان را تغییر خواهند داد.»

«شما به افراد درست در کنار خود نیاز دارید، نه بهترین آنها!»

هدایت افراد باهوش

«برای هدایت افراد باهوش به یک احمق نیاز دارید. هنگامی که گروهی از دانشمندان را در کنار هم جمع می کنید، تنها یک فرد ساده موفق به مدیریت آن ها خواهد بود! طرز تفکر او متفاوت است. پیروزی زمانی ساده تر می شود که افرادی در کنار خود داشته باشید که از دیدگاه های متفاوتی به مسائل نگاه می کنند.»

ادامه مطلب
فیلیپ آرتور فیشر
۱۵ نقل قول خواندنی از فیلیپ آرتور فیشر

فیلیپ آرتور فیشر سرمایه گذاری تحسین شده و نویسنده ای فوق العاده است که شهرتی جهانی دارد. شهرت او به دلیل تألیف کتاب «سهام مشترک و سودهای غیرمعمول» دوچندان شد.

جالب است بدانید که او را پدر سرمایه گذاری مدرن می دانند؛ چرا که او تأثیر شگرفی بر تئوری های سرمایه گذاری مدرن و تجزیه و تحلیل او سهام بر اساس پتانسیل رشد آن داشته است.

دانسته ها و تجربیات چنین فردی بی شک درس های زیادی برای ما در حوزه سرمایه گذاری دارد. به همین خاطر است که نقل قول های او در حوزه سرمایه گذاری به عنوان منبعی معتبر شناخته می شود.

بنابراین اگر قصد دارید از این نقل قول های افسانه ای فیلیپ آرتور فیشر بهره مند شوید، با ما همراه باشید و در پایان این مقاله شگفت زده شوید.

نقل قول هایی الهام بخش از فیلیپ آرتور فیشر افسانه ای

  1. سرمایه گذار موفق فردی است که به طور ذاتی به مسائل تجاری علاقه مند است.
  2. مطالعات نشان می دهد که بیشترین پاداش سرمایه گذاری به افرادی تعلق می گیرد که با خوش شانسی یا به کمک منطق خود شرکتی را پیدا می کنند که فروش و سهام آن در صنعت بیشترین رشد را دارد. هنگامی که چنین شرکتی را یافتید، بهتر است که برای مدتی طولانی به آن پایبند باشید. ناگفته نماند که چنین شرکت هایی لزوما نباید تازه کار و کوچک باشند. صرف نظر از بزرگی هر شرکتی آنچه در واقعیت اهمیت دارد، عزم راسخ مدیریت آن برای پیشرفت است. مدیریتی که علاوه بر اراده خوب توانایی دستیابی به برنامه های خود را داشته باشد.
  3. من هم اکنون تصمیم قطعی خود را گرفته ام، من را با واقعیت ها سردرگم نکنید!
  4. خرید یک سهام یک شرکت بدون برخورداری از دانش کافی در رابطه با آن حتی از تنوع کم در سرمایه گذاری نیز خطرناک تر است.
  5. هنگام خرید سهام شرکت هایی که در حال حاضر از نظر همگان محبوب هستند بیش از خرید هر سهام دیگری دقت به خرج دهید.
  6. هیچ گاه شخصی که مرتکب اشتباهات بدی نشده است، ترفیع ندهید. چرا که اگر این کار را انجام دهید، شخصی را ترقی داده اید که پیش تر دست به هیچ کار مهمی نزده است.
  7. نکته ای که من بارها به آن اشاره کرده ام، نیاز به صبر و شکیبایی برای دستیابی به سود کلان است. به عبارت دیگر معمولاً تشخیص اینکه چه چیزی در انتظار ارزش سهام من است ساده تر از تشخیص مدت زمانی است که سهام به ارزش مورد نظر ما دست یابد. نکته مهم دیگر ماهیت فریبنده بازار بورس است. انجام کاری که سایر افراد در حال انجام آن هستند و عدم مقاومت در برابر آن کاری کاملاً اشتباه است.
  8. اگر کار خود را هنگام خرید یک سهم به درستی انجام داده باشید، بهترین زمان فروش آن هرگز فرانمی رسد.

۱۵ نقل قول خواندنی از افسانه سرمایه گذاری فیلیپ آرتور فیشر

  1. مشکل اصلی سرمایه گذاران بزرگ پیدا کردن فرصت های سرمایه گذاری برجسته و ارزشمند است؛ نه انتخاب از میان تعداد زیادی گزینه سرمایه گذاری.
  2. در بازار سهام شاهد سهام هایی با مدل های هوس برانگیز هستیم؛ درست مانند بازار لباس های زنانه.
  3. حتی در شروع فعالیت های سرمایه گذاری یافتن شرکت های برجسته و همراهی با آنان در کنار تمام نوسانات بازار برای بسیاری از سرمایه گذاران سودآور است. این کار حتی از خرید سهام های ارزان و فروش آنها نیز سودآورتر است.
  4. بزرگترین عیب قرار دادن تخم مرغ های خود در سبدهای متعدد این است که تماشای برخی از سبدها جذاب تر بوده و تماشای برخی دیگر فراموش می شود. تقریباً غیرممکن است که بتوان همه تخم مرغ هایی را که در سبدهای مختلف قرار داده اید، تماشا کنید.
  5. در رابطه با اکثر معاملات لجبازی درباره هزینه های جزئی در نهایت هزینه گزافی برای شما به دنبال خواهد داشت.

فیلیپ آرتور فیشر

  1. یک سرمایه گذار دانا زمانی موفق به کسب سود بیشتر خواهد شد که متفاوت از جمعیت سرمایه گذاران فکر کند. او زمانی موفق می شود که جواب درست را در حالی که نظرات مخالف بسیاری وجود دارد، پیدا کند.
  2. بیشتر مردم اگر متوجه شوند که هیچ خطری آنها را دنبال نمی کند، راحت تر در رابطه با حوزه کاری و فعالیت های خود سخن خواهند گفت. در این حالت آنها آزادانه تر صحبت از رقبای خود را پیش می کشند.

ادامه مطلب
نبوغ جان باگل سرمایه گذار بزرگ را در 9 نقل قول او ببینید
9 نقل قول از جان باگل سرمایه گذار بزرگ را بخوانید!

از افسانه و نبوغ جان باگل تنها کافی است به این مورد اشاره کنیم که او جزو تاثیرگذارترین سرمایه گذاران نیم قرن گذشته است. این سرمایه گذار بزرگ به عنوان بنیانگذار Vanguard و خالق صندوق شاخص بورس نیز شناخته می شود.

اما نبوغ او در حوزه سرمایه گذاری از کجا سرچشمه می گیرد؟ جان باگل از چنان شهرتی در میان سرمایه گذاران برخوردار است که هیچکس حاضر به از دست دادن نقل قول های حیرت انگیز او نیست.

اگر همچنان در رابطه با نبوغ این افسانه سرمایه گذاری شک دارید، بهتر است بدانید که شاگردان تنها بعد از 10 تا 20 سال به سرمایه گذاران بزرگی تبدیل شده اند. افرادی که سود هنگفتی را به جیب زده اند.

به همین خاطر است که به هیچ عنوان نباید نقل قول های او را از دست داد.

نقل قول هایی هوشمندانه از جان باگل

هنگامی که جان باگل نخستین بار با صندوق شاخص جدید خود با درصد سود -3.52 درصد پا به صحنه گذاشت، مورد تمسخر همگان قرار گرفت. جالب است بدانید این حرکت جان باگل در دوره خود به «حماقت باگل» شهرت داشت. با این حال این صندوق با سرمایه ای بالغ بر 260 میلیارد دلار به عنوان شگفتی بزرگی در جریان است.

در رابطه با صندوق های سرمایه گذاری همه به خوبی می دانستند که چگونه باید از سایر سهم ها پیشی گرفت؛ تنها کافی بود که یک مدیر هوشمند انتخاب کنند. مدیری که به خوبی بداند چه زمانی بهترین فرصت برای خرید یا فروش سهام هاست.

جان باگل انقلابی در این دیدگاه به وجود آورد. او رویکردی دیگر را برای پیشی گرفتن از رقبا پیش گرفت و بدین ترتیب تحولی شگرف در صنعت سرمایه گذاری به وجود آورد. با ما و نقل قول های خواندنی جان باگل همراه باشید.

1. متنوع سازینبوغ جان باگل سرمایه گذار بزرگ را در 9 نقل قول او ببینید

«در انبار به دنبال سوزن نباشید، تنها کافی است انبار کاه را بخرید!»

این جمله خلاصه حرکت باگل در برخورد با صندوق های سرمایه گذاری است. او به جای استخدام یک مدیر خرید کل صندوق را در پیش گرفت.

2. هزینه ها

«کنایه غم انگیزی در میان ما سرمایه گذاران وجود دارد. ما بهای آنچه را که برای آن هزینه زیادی می کنیم دریافت نمی کنیم، بلکه دقیقاً همان چیزی را دریافت می کنیم که هیچ بهایی بابت آن نپرداخته ایم.»

به عبارت دیگر هر دلاری که شما از پرداخت هزینه برای استخدام یک مدیر آگاه و باتجربه امتناع می کنید، برای خودتان بازدهی دارد و نه مدیر استخدام شده. این نقل قول باگل درست در جایی مقابل شعارهای بازاریابان قرار دارد:

آنچه را به دست خواهید آورد که بابت آن هزینه کرده باشید.

3. زمان بندی بازار نبوغ جان باگل سرمایه گذار بزرگ را در 9 نقل قول او ببینید

«این ایده که برای ورود و خروج سرمایه گذاران به بازار بورس زنگ به صدا در می آید، قابل اعتماد نیست. با وجود 50 سال سابقه در این حوزه کمتر شخصی را می شناسم که با در نظر گرفتن این هیاهوها به موفقیت دست یافته باشد»

افرادی که زمانی ایده آل برای سرمایه گذاری در بازار تعیین می کنند، این کار را تنها برای جلب توجه دیگران و پیدا کردن طرفداران زیاد انجام می دهند.

«بزرگترین مشکل ناشی از زمان بندی سرمایه گذاری تفاوت بازده سرمایه گذاران نسبت به جریان بازار است. این فرایند برای بسیاری از افراد تنش زا تلقی می شود.»

عمده ترین ایراد علمی وارد به زمان بندی این است:

زمان بندی زمانی که تعداد زیادی از سرمایه گذاران به طور همزمان به بازار وارد یا از آن خارج می شوند دیگر کارکردی ندارد. محبوبیت بیش از حد چنین سیستم پایانی جز سقوط نخواهد داشت.

4. حجم معاملاتنبوغ جان باگل سرمایه گذار بزرگ را در 9 نقل قول او ببینید

«طی سال های اخیر معاملات سالانه سهام (که به دلیل هزینه های معاملات ارزش منفی برای معامله گران دارد) ارزشی برابر با 33 تریلیون دلار داشته است. اما زایش سرمایه (به معنای هدایت سرمایه در بخش هایی مانند مشاغل جدید، تکنولوژی های بی مانند، پیشرفت های پزشکی و تجهیزات مدرن ارزشی بالغ بر 250 میلیارد دلار داشته است. به عبارت دیگر 99.2 درصد از معاملات بازار را گمانه زنی در رابطه با بورس و 0.8 درصد دیگر آن را هدایت سرمایه در بخش های ساخت و ساز تشکیل می دهد.

به زبان ساده تر جان باگل بیان می کند بیش از 99 درصد از فعالیت ها در وال استریت صرف معاملات ساده شده و تنها کمتر از یک درصد از این معاملات با هدف خلق ایده های نو سرمایه گذاری می شود. این نقل قول یک تفسیر غم انگیز در رابطه با صنعت سرمایه گذاری است.

5. صندوق های شاخص

«استفاده از داده های صندوق های شاخص راهکاری ایده آل برای آگاهی از نرخ بازدهی بازار است. این داده ها بدون هیچ گونه تلاش و با حداقل هزینه به دست می آیند. صندوق های شاخص ریسک ناشی از خطای فردی را از بین می برند و تنها ریسک ناشی از بازار را باقی می گذارند.

آخرین نکته مهمی که جان باگل در این خصوص بیان می کند به شرح زیر است:

«همواره این ریسک وجود دارد که بورس سرمایه گذاران را با خسارت های کوتاه مدت مواجه کند. به همین خاطر است که من بخش اعظمی از نمونه کارهای خود را در صندوق های اوراق قرضه نگهداری می کنم.»

6. سرمایه گذاری ساده نبوغ جان باگل سرمایه گذار بزرگ را در 9 نقل قول او ببینید

«سرمایه گذاری آنقدر دشوار نیست که شما تصور می کنید. به منظور موفقیت در سرمایه گذاری تنها کافی است که چند کار درست را انجام دهید و دست به اشتباهات جدی نزنید.»

این جمله شاید در نگاه اول کلیشه ای به نظر برسد، اما محال است جان باگل چالش هایی را که در سرمایه گذاری با آن مواجه هستیم، نادیده بگیرد. اگر به دنبال لیستی از «چند کار درست» هستید، به موارد زیر توجه کنید:

مدیریت احساسات، خودداری از طمع، کنترل هزینه ها، متنوع سازی سرمایه گذاری ها، صبور بودن و نگرش طولانی مدت داشتن، کنترل ریسک، برخورداری از برنامه ای بلندمدت و مواردی از این دست.

7. زمان و صبوری

«زمان دوست شما و شوق بیش از حد دشمن شماست»

8. ریسک بازار سهام

«اگر تصور از دست دادن 2 درصد از سهام خود در بازار برای شما مشکل است، بنابراین بهتر است که در بورس سرمایه گذاری نکنید.»

9. اعتماد کردن به دلالان

«دشواری فهماندن چیزی به فردی که کوچک ترین شانسی برای فهم آن به شما نمی دهد، شگفت آور است.»

ادامه مطلب
چارلی مانگر
آشنایی با چارلی مانگر کارآفرین موفق و شریک تجاری وارن بافت

بسیاری از ما به پیشرفت و کسب درآمد بیشتر فکر کرده ایم و به دنبال موثرترین راه برای موفقیت در کاری که انجام می دهیم بوده ایم. برای یادگیری بیشتر و استفاده ی مفیدتر از زمان و توانایی هایمان در جهت برداشتن قدم های سریع تر به سمت موفقیت نیاز داریم تا از انسان های ارزشمند درس بگیریم.

در این مقاله قصد داریم شما را به شناخت یکی از بهترین و تاثیرگذارترین انسان های دنیا دعوت کنیم.

چارلی مانگر کیست؟

چارلز توماس مانگر سرمایه گذار، کارآفرین، وکیل سابق املاک و مستغلات اهل ایالات متحده آمریکا است که در حال حاضر به عنوان نایب رئیس Berkshire Hathaway، مجتمع تحت کنترل (Warren Buffett) خدمت می کند. به گفته وارن بافت، مانگر شریک زندگی اوست.

وی از سال ۱۹۸۴ تا ۲۰۱۱  رئیس شرکت مالی وسکو (WESCO) بود. او هم چنین به عنوان رئیس شرکت Daily Journal Corps، واقع در لس آنجلس-کالیفرنیا، و هم چنین مدیر شرکت عمده فروشی Costco فعالیت می کند.

پدر و مادر چارلی، مطالعه کتاب ها را بسیار ارزشمند می دانستند و همیشه فرزندانشان را به مطالعه تشویق می کردند. آن ها همیشه در عیدها برای فرزندانشان تعداد زیادی کتاب می خریدند و این موضوع باعث شد که علاقه چارلی جوان به کتاب ها روز به روز بیشتر شود.

چارلی کم کم به ریاضی و بعد به فیزیک علاقه مند شد و برای تحصیل در این رشته ها اقدام کرد اما بعدها تصمیم گرفت که حرفه پدرش را ادامه دهد و به همین خاطر برای خواندن حقوق وارد دانشگاه هاروارد شد.

چارلی مانگر

چارلی مانگر قبل از ثبت نام در دانشگاه هاروارد برای تحصیل در رشته حقوق، دانشجوی دانشگاه میشیگان، انستیتوی فناوری کالیفرنیا و چندین کالج دیگر بود. در طول جنگ جهانی دوم، خدمات نظامی خود را در نیروی هوایی ارتش ایالات متحده انجام داد.

پس از انتقال به کالیفرنیا، قبل از تأسیس شرکت خود در یک دفتر حقوقی استخدام شد. وی در حرفه حقوق بسیار خوش درخشید و بعدها شرکت مشاوره حقوقی خودش با نام Munger & Tolles را تأسیس کرد، اما در نهایت تصمیم گرفت تا دنیای وکالت را ترک کند و به توسعه املاک و مستغلات پرداخت.

او کار خود را به عنوان سرمایه گذار در اوایل دهه ۱۹۶۰ آغاز کرد و بیشتر به دلیل ارتباط نزدیکش با وارن بافت شناخته می شود. دارایی خالص وی تا سال ۲۰۲۰ نزدیک به ۲ میلیارد دلار برآورد شده است.

با هر استانداردی که در نظر بگیریم او یک زندگی کاملاً موفق و طولانی داشته است؛ تقریباً صد سال سن دارد و صاحب ۸ فرزند است.

چارلی مانگر و وارن بافت ملاقاتی مستقیم در سال ۱۹۵۹ در اوماها، نبراسکا داشتند، جایی که آن ها با هم و به همراه همسرانشان در کافه ای با هم به صرف شام نشستند. آن دو به سرعت با هم ارتباط برقرار کردند و هر دو در نوجوانی توسط پدربزرگ وارن بافت در فروشگاه مواد غذایی اش استخدام شدند و امروز به عنوان بهترین شرکا و دوست یکدیگر و همچنین به عنوان موفق ترین و تاثیرگذارترین افراد در سرمایه گذاری، پیش بینی بازار و توسعه مدل های ذهنی و تجاری شناخته می شوند.

تأثیرگذاری چارلی مانگر

چارلی مانگر

دیدگاه چارلی مانگر در مورد حس خیرخواهی نسبت به مردم روشن است؛ او می گوید: «هر کدام از ما که در زندگی خوش شانس بوده است وظیفه دارد دین خود را به مردم ادا کند». از جمله جالب ترین سوالات مربوط به این عبارت این است: انسان دوستی چیست؟ انسان دوستی چه تفاوتی با امور خیریه دارد؟ آیا اقداماتی وجود دارد که «ادای دین» باشد اما به صورت کامل خیرخواهانه نباشد؟ چگونه یک نفر بهتر دین خود را ادا می کند؟

انسان دوستی عبارت است از میل به ارتقاء رفاه دیگران. این کلمه از philanthropia لاتین قدیم گرفته شده است که از ترکیب دو کلمه ی دوست داشتن و انسان به وجود آماده است.

خیریه اما معنای دیگری دارد: هدف از آن دادن پول، غذا یا ارزش به یک سازمان غیر انتفاعی است. کاری که در حق فقرا می کنند، رحمت و شفقت.

در صورتی که شما به فقرا پولی اهدا کنید شما کار خیری کرده اید اما اگر به فردی روش پول در آوردن را آموزش داده باشید و یا به تغییر مثبت تشویقش کرده باشید، به گونه ای که در ارتقا رفاه و آسایش او نقشی ایفا کنید، در واقع مفهومی از انسان دوستی را تعریف کرده اید (به اصطلاح ماهی گیری را آموزش داده اید). چارلی مانگر فردی است که انسان دوستی را در دستور کار خود قرار داده و به آن اعتقاد دارد.

مارک زاکربرگ می گوید که نمی تواند به کارهای کوچک و قابل مشاهده ای که مقیاس ندارند – یعنی تغذیه گرسنگان، یا دادن پول به فقیران- راضی باشد. چنین فعالیت هایی جهان را اندکی بهبود می بخشند، اما دنیا را تغییر نمی دهند.

احساس چارلی مانگر در این باره چگونه است؟

خب، او گفته است شما می توانید از طریق انجام کارهایی مانند آموزش مهارت های شغلی به دنیا، روش جهانی را تغییر دهید. مانگر به طور خاص از مشاغلی مانند مک دونالد و کاستکو برای چنین کاری تقدیر کرده است. این فعالیت ها خیرخواهانه نیستند، اما او معتقد است که آن ها از طریق روش هایی که به صورت نرمال یک کسب و کار منفعت ایجاد می کند، برای جامعه مفید هستند.

به نظر می رسد که فراخواندن این نوع از کسب سود، نوعی خیرخواهی، حرفی دور از ذهن باشد، اما با این وجود این یک کار مفید و سودآور برای جامعه است.

به عنوان مثال، دستیابی به اشکال انرژی سبز و ارزان می تواند جهان را تغییر دهد. یا مثالی دیگر این است که انجام یک سرمایه گذاری به بهترین وجه می تواند آن تغییر را در جهان ایجاد کند، اما سرمایه گذاری از نظر فنی کار خیر حساب نمی شود، چرا؟ زیرا سرمایه گذاری برای کسب سود است.

در صورتی که سرمایه گذاری زیر مجموعه ی بازار است، ارزشی کمتر از خیریه دارد، زیرا کاملاً بازارمحور است. پس بهترین کلمه برای توصیف این دست فعالیت ها چیست؟

چارلی مانگر در یکی از سخنرانی هایش می گوید: «من فقط می خواستم با استعداد، زمان و منابعی که در دسترس داشتم بهترین کاری را که در حد توانم بود انجام دهم. این همان کاری است که من در گذشته و اکنون انجام داده ام. همه چیز براساس هزینه فرصت است. فرصتی که از دست می دهیم در واقع هزینه ای است که متحمل می شویم!»

چه چیزی در مورد چارلی مانگر خاص است؟

چارلی مانگر

مانگر از زمانی که جانت لاو کتابش را به چاپ رساند، فعالیت های انسان دوستانه بیشتری به انجام رسانده است. او در سال ۲۰۰۰ مقداری از سهام خود در Berkshire را به بیمارستان Good Samaritan ،PlannedParenthood، دانشکده حقوق دانشگاه استنفورد و مدرسه Harvard Westlake بخشیده است. او همچنین به میزان چشمگیری پول و سهام بیشتری را به دریافت کننده هایی از جمله دانشگاه میشیگان، دانشگاه استنفورد، مدرسه پلی تکنیک در پاسادنا و YMCA لس آنجلس داده است.

مانگر در مورد زمان مناسب برای انجام امور خیرخواهانه گفته است:

«اینکه شما هنگام مرگ یک باره ثروت خود را ببخشید و یا در طول زندگی، یک انتخاب شخصی است اما انتخاب من رویکرد دوم است. من کاملاً آگاهانه و از روی عمد ارزش خالص خود را پایین می آورم. اگر الان زیر یک میلیارد نباشد، به زودی خواهد شد.

 فکر من این است که من جاودانه نیستم و بعد از مرگم به جایی می روم که دیگر نیازی به آن نخواهم داشت. هیچ چیز به اندازه ۲ میلیارد دلار اضافی برای یک پیرمرد باعث جلب توجه نمی شود!»

مانگر معتقد است که مردم وظیفه ای فراتر از اعطا کردن پول دارند، به ویژه اگر ثروت خود را با کاری به دست آورده اند که احساس می کنند افراد زیادی قادر به انجام آن کارها نیستند، مانند جمع آوری سهام!

او می گوید: «از آنجایی که تمام کاری که انجام داده ام انتخاب سهام بوده و با ثروتمند شدن من خانواده ام نیز در آن شریک شده اند، اما من کمک زیادی به جامعه نکرده ام، حدس می زنم خیلی شبیه وال استریت باشد؛ اما تفاوت در این است که من از آن احساس شرم می کنم.»

وی می افزاید: «من تا حدودی شرمنده ام … اینکه تمام سودی که از هوشمندی خود برده ام پول است به خودی خود برای من رضایت بخش نیست. برای ادای دینم، تدریس می کنم و سعی می کنم مثالی بزنم. من بیزارم از اینکه مثال زدن زندگی من باعث شود مردم به دنبال مالکیت منفعل بر روی کاغذها بروند. من فکر می کنم زندگی هایی که بسیاری از مردم می گذرانند زندگی های فاجعه باری هستند؛ زیرا نمی دانند که اگر به ساختن چیزی کمک کنند کار بهتری کرده اند. کاش بیشتر می ساختم، این یک طلسم است که من فقط در انتخاب سهام بسیار خوب باشم. ما انسان ها اسیر استعدادهای خود هستیم. شاید به حرف های من بخندید اما من شرط می بندم که انسان های زیادی هستند که اسیر استعدادهای خود هستند.»

چارلی مانگر یکی از خیّرین اصلی دانشگاه سابق خود، میشیگان است. بیش از ۴۰ سال، او به عنوان معتمد مدرسه هاروارد-وستلیک خدمت کرده است.

مانگر به روش خاص خود یک معلم است زیرا به گفته ی خودش سعی می کند با خیرخواهی و ارائه آموزش های رایگان دین خود را به جامعه ادا کند و پیش گرفتن این رویکرد را نوعی کفاره می داند.

برای شروع یادگیری نیاز داریم ابتدا چند نکته را به خاطر بسپاریم

چارلی مانگر سخنرانی ها و آموزش های زیادی دارد که بتوانیم با یادگیری و رجوع به آنها در زندگی فردی و اجتماعی خود تغییرات چشمگیری به وجود آوریم، اما او بر سه نکته تأکید بیشتری دارد:

۱- مشخص کنید توانایی ها و استعدادهای شما چیست؟

چارلی مانگر

شناخت استعدادهای فردی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هر یک از شما باید بفهمد که استعدادهایتان در کجا نهفته است، باید از توانایی های خود استفاده کنید. اگر سعی کنید در چیزی که در بدترین حالت هستید موفق شوید، در آینده یک زندگی شنیع خواهید داشت؛ که تقریباً می توان آن را تضمین کرد.

سال ها طول کشید تا خود مانگر سرانجام به حرفه ای برسد که تمام استعدادهای او را شامل می شد. قبل از شروع کار در Berkshire Hathaway، وی شرکت حقوقی خود را تأسیس کرد. اما وقتی در آنجا بود، بیشتر مشتریانش تصمیماتی مبنی بر سرمایه گذاری می گرفتند که باعث می شد او نیز به این فکر کند که قطعاً کاری بهتر از وکالت است.

هنوز در فکر ترک وکالت و دنیای قانون نیفتاده بود تا اینکه دوست قدیمی اش وارن بافت، مدیرعامل Berkshire Hathaway به او توصیه کرد این کار را انجام دهد. وارن بافت در مصاحبه با فورچون می گوید که دنیای وکالت از تمام استعدادهای چارلی مانگر استفاده نکرد.

مانگر معتقد است که شناسایی استعدادها و نکات مثبت خود در انتخاب سرمایه گذاری های فردی نیز کمک می کند.

او می گوید که او و وارن بافت فقط در مشاغلی سرمایه گذاری می کنند که از آن سر در می آورند، تبحر کافی دارند و از مزایای آن بهره مند می شوند.

۲- یاد بگیرید از پس اشتباهات خود بربیاید

چارلی مانگر

مانگر به خاطر توانایی اش در غلبه بر اشتباهات به خود افتخار می کند و می گوید که یاد گرفته چگونه از آن ها بگذرد و ضررهای خود را کاهش دهد.

شما می توانید یاد بگیرید که اشتباهات کمتری نسبت به سایر افراد داشته باشید، و همین طور اینکه چگونه اشتباهات خود را سریع تر برطرف کنید. اما هیچ راهی وجود ندارد که بتوانید بدون اشتباه زیاد زندگی خوب و رضایت بخشی داشته باشید.

این نکته را در ذهن داشته باشید که صرف نظر از میزان یادگیری که دارید، اشتباه کردن اجتناب ناپذیر است. آن چه که از اهمیت زیادی برخوردار است نحوه برخورد شما با این اشتباهات است. قسمت مهم این است که بدانید چه زمانی پروژه ای را که قرار نیست به جایی برسد، کنار بگذارید.

عدم توجه و رسیدگی به انکار روانشناختی یک روش معمول برای کسانی است که با شکست مواجه می شوند. شما نسبت به چیزی تعهد جدی دارید. تلاش و پول خود را صرف کرده اید و هرچه بیشتر هزینه کنید، متاسفانه سازگارتر نیز می شوید به این صورت که توقع دارید کاری که در حال انجام آن هستید باید جواب بدهد، اگر کمی بیشتر وقت بگذارید حتماً به نتیجه می رسد، در حالی که کاملاً در اشتباه به سر می برید.

شما در واقع به اندازه ی بهایی که برای به ثمر نشستن زحماتتان می پردازید انتظار پیشرفت دارید، و این رویا آن قدر برایتان نزدیک و ملموس است که نمی توانید هیچ چیزی را بر خلاف آن تصور کنید.

در نتیجه انکار می کنید و سازگاری به خرج می دهید و در نهایت با شکست مواجه می شوید و یا در بهترین حالت در همان نقطه ای که ایستاده بودید باقی می مانید. یکی از بزرگترین دلایل موفقیت مانگر نسبت به اکثر مردم مربوط به تخریب ایده های محبوب اوست.

۳- «نمیدانم» پاسخی قابل قبول است

هیچ کس انتظار ندارد شما در مورد همه چیز، همه چیز را بدانید. وقتی نمی دانید و یا صلاحیت خاصی ندارید، از گفتن آن نترسید. اگر از شما سوالی شد که پاسخی برایش نداشتید و با گفتن واژه ی «نمی دانم» نیز مشکل داشتید به راحتی می توانید بگویید، من صلاحیتی در این خصوص ندارم که بتوانم نظری بدهم.

از شر افرادی که همیشه با اعتماد به نفس به سوالاتی که درباره آنها هیچ دانش واقعی ندارند پاسخ می دهند، خلاص شوید. این احساس که شما درباره همه چیز می دانید شما را از یادگیری دور می کند و دیواری محکم به دور ذهنتان می کشد و ارتباط ذهن شما را با جهان هستی قطع می کنند، با این کار فقط فرصت رشد را از خود دریغ می کند.

۶ سوال های کاربردی از بهترین سرمایه گذار جهان  

۱- مهمترین ویژگی شخصیتی که می توانیم به عنوان یک سرمایه گذار داشته باشیم، چیست؟

چارلی مانگر

صبر … و به دنبال آن رفتاری کاملاً تهاجمی. این ویژگی کسانی است که تلاش سخت دارند، دنیا را به دقت نگاه و غربال می کنند تا بهترین فرصت را بیابند. و زمانی که آن فرصت را بدست آوردند بهترین معاملات خود را انجام می دهند. درست در زمانی که شانس به آنها روی آورده از آن بهترین استفاده را می کنند. در صورتی که در زمان های دیگر نیازی به این حد از سخت کوشی و مراقبت نیست، خیلی ساده است.

۲- نوع کسب و کاری که مایلید در آن سرمایه گذاری کنید، چیست؟

ما آن دسته از مشاغل را ترجیح می دهیم که بتوانند در پایان سال برای ما چک بنویسند!

۳- با همه کتاب هایی که در مورد چگونگی سرمایه گذاری که با روش های دیگر نوشته شده است، چرا سبک سرمایه گذاری شما کارآمدترین است؟

از آنجایی که سرمایه گذاری به نظر نمی رسید کار امیدوارکننده ای باشد، صرفاً متخصصان سرمایه گذاری با بهره های هوشی بالاتر پا به این عرصه گذاشتند. داده های سرمایه گذاری امروز راحت تر و سریع تر در دسترس افراد قرار می گیرند، اما رفتار سرمایه گذاران فعلی با وجود همه این ها هوشمندانه تر از گذشته نخواهد بود.

نحوه واکنش افراد به بازار و مسائل مرتبط با آن تغییر نخواهد کرد؛ در واقع آرایش روانشناختی آنها ثابت می ماند. شما باید ذهن خود را از جمعیت متمایز کنید.

ذهنیت گلّه ای باعث فلج شدن تمام ضریب هوشی می شود. فکر نمی کنم سرمایه گذاران با وجود هوش زیادی که دارند، هوشمندانه تر عمل کنند. موفقیت به علت هوش بالا نیز همیشه منطقی نیست. برای اینکه یک سرمایه گذار موفق باشید باید خود را از ترس و حرص و طمع افراد اطراف خود نجات دهید، گرچه تقریباً کاری غیرممکن است.

۴- مهم ترین چیزی که هنگام تصمیم گیری در مورد خرید سهام و یا یک کسب و کار به آن فکر می کنید چیست؟

چارلی مانگر

هنگامی که ما سهام خریداری می کنیم – که فکر می کنیم بخش کوچکی از یک شغل است –  تحلیل ما بسیار شبیه به آنچه در خرید کل مشاغل استفاده می کنیم، است. ابتدا باید تصمیم بگیریم که آیا می توانیم محدوده درآمد پنج سال یا بیشتر را تخمین بزنیم.

اگر پاسخ مثبت باشد، ما سهام (یا تجارت) را در صورت فروش با قیمت مناسب در رابطه با مرز پایین برآورد خود، خریداری خواهیم کرد. اگر  ما توانایی تخمین درآمد آینده را نداریم – که معمولاً چنین است – به سادگی به سراغ چشم اندازهای دیگر می رویم.

بسیار حیاتی است که حیطه ی مصلحتی خود را بدانیم و به آن پایبند بمانیم. حتی در آن زمان نیز ما اشتباهاتی خواهیم کرد، هم در سهام و هم در مشاغل؛ اما مسئله جدی نخواهد بود.

۵- چرا فقط چند سهام خریداری می کنید؟ چرا ۵۰ سهام نه؟

زیرا این روش به شرایطی نامتعادل منتهی می شود، من ترجیح می دهم مقدار قابل توجهی پول را در تعداد کمتری سهام سرمایه گذاری کنم.

۶- آیا مردم با بهره ی هوشی عادی می توانند سرمایه گذاری را مانند شما انجام دهند؟

شما باید برعکس حماقت هایی که به صورت استاندارد در این عرصه صورت می گیرد عمل کنید… لازم نیست باهوش باشید. ما به دنبال تصمیمات آسان هستیم، اما یافتن تصمیمات آسان بسیار دشوار است. فقط کافیست سعی کنید احمق نباشید!

ادامه مطلب
15 نقل قول از افسانه بورس دیوید رابنشتاین را بشنوید15 نقل قول از افسانه بورس دیوید رابنشتاین را بشنوید
15 نقل قول از افسانه بورس دیوید رابنشتاین را بشنوید

آشنایی با دیوید رابنشتاین

دیوید رابنشتاین از جمله سرمایه گذاران اصلی در شرکت کارلایل گروپ است. حتی اگر نام او را در بازار بورس و سرمایه گذاری نشنیده باشید، در رابطه با فعالیت های سیاسی او در دولت کارتر اطلاعاتی به گوشتان خورده است.

اگر در رابطه با قدرت او در بازار سرمایه گذاری می پرسید، باید بدانید او در شرکت سهامی خصوصی کارلایل سرمایه ای بالغ بر 221 میلیارد دلار را تحت کنترل دارد.

بی شک تجربه مدیریت امور سیاسی و سرمایه گذاری او درس های زیادی برای ما دارد. رابنشتاین چه نقل قول های الهام بخشی برای ما دارد؟ به جرأت می توان گفت که نقل قول های او درس های زیادی برای ما در طول زندگی دارد.

از کرسی سیاست تا سرمایه گذاری

دیوید رابنشتاین فارغ التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو است؛ جایی که او فعالیت خود به عنوان ادیتور مجله Law Review را آغاز کرد. با این حال از زمان نخستین فعالیت های او در حوزه سرمایه گذاری زمان زیادی می گذرد.

او در سال 1987 میلادی و در کنار دانیل د آنیلو اقدام به بنیان گذاری کارلایل کرد. شرکت فوق العاده ای که امروز به عنوان مدیر اجرایی درآن فعالیت می کند. جالب است بدانید که مجله فوربز او را به عنوان یک سرمایه گذار خودساخته می شناسد.

ناگفته نماند که ثروت افزایی تنها فعالیت او به شمار نمی آید؛ او نزدیک به 16% از دارایی خود را به فعالیت های خیرخواهانه اختصاص داده است. بیایید بدون هیچ فوت وقتی به سراغ نقل قول های ارزشمند این سرمایه گذار سیاسی برویم.

نقل قول هایی خواندنی و الهام بخش از افسانه بورس دیوید رابنشتاین

قدرت ریسک

دیوید رابنشتاین سرمایه گذار بزرگ آمریکایی همواره مخاطبان خود را به ریسک کردن دعوت می کند. او ریسک را تنها فرصت قدم گذاشتن به آینده ای بهتر می داند. او در این خصوص می گوید:

«پافشاری کنید؛ اجازه ندهید که نه شنیدن تنها پاسخی باشد که به گوش شما می رسد. اگر از اینکه پشت میز خود نشسته اید و هیچ ریسکی نمی کنید خوشحال هستید، تا 20 سال آینده نیز پشت همان میز نشسته اید!»

اشتباه در تصمیم گیر ی؛ سخت اما معمول

 دیوید رابنشتاین

دیوید رابنشتاین همواره بر این باور است که در زندگی هر گاه مجبور به تصمیم گیر ی می شوید، هر آنچه در ذهن شما درست به نظر می رسد را انتخاب کنید. جالب است بدانید که اشتباهات را بخشی از تصمیم گیر ی های مهم می داند. او در این خصوص بیان می کند:

«گاهی اوقات بهترین تصمیمات زندگی در لحظه درست به سراغ ما می آیند. به همین خاطر است که من در لحظات حساس هرآنچه که فکر می کنم درست است را انجام می دهم. البته گاهی اوقات نیز اشتباه می کنم.»

احساس خوشبختی یا ثروت افزایی؟

نکته جالبی که دیوید روبنشتاین در بسیاری از مصاحبه های خود به آن اشاره کرده است، عدم احساس خوشبختی با به دست آوردن پول بیشتر بوده است. او بر این باور است که با انجام کارهای مورد علاقه خود بی شک پول نیز به سراغ شما می آید. بیایید نگاهی به نقل قول او در این خصوص بیندازیم.

«به دست آوردن پول بیشتر هرگز در زندگی من مهم نبوده است. من هیچ گاه از به دست آوردن پول بیشتر خوشحال نبوده ام؛ با این وجود من در بازی ثروت قرار گرفتم. حال نیز در رابطه با ثروتی که به دست آورده ام هیچ احساس گناهی ندارم. اما مصمم هستم که بخش اعظمی از آن را اهدا کنم و از این بابت خوشحال باشم.»

رشد طبقه متوسط جامعه

15 نقل قول از افسانه بورس دیوید رابنشتاین را بشنوید

دیوید رابنشتاین بر این باور است که اراده و انگیزه هر غیرممکنی را ممکن می کند. او خود را به عنوان فردی که از قشر متوسط جامعه به چنین جایگاهی رسیده معرفی می کند. به همین خاطر معتقد است که باید فرصت دیده شدن را به قشر متوسط نیز داد.

او در ادامه بیان می کند:

«پدر من به عنوان کارمند اداره پست فعالیت می کرد و درآمد سالانه او هرگز از 8000 دلار فزونی نمی کرد. اما مردم این امکان را دارند که شرایط اقتصادی متوسط خود را تغییر دهند و از این نظر به خوبی عمل کنند. من فکر می کنم که این موضوع از جوانب مثبت زندگی در آمریکا به شمار می آید و این گونه فعالیت ها باید تشویق شود.»

خواسته حقیقی ما چیست؟

دیوید رابنشتاین در خصوص هدف از زندگی و به دست آوردن ثروت زیاد نیز اظهار نظر کرده است. نقل قول او گویای اعتقادات و باورهای اوست.

«به نظر شما بیشتر مردم در بستر مرگ چه می گویند؟ باور کنید آنها هرگز نمی گویند:

“کاش پول بیشتری به دست می آوردم. “آنچه آنان می گویند این است:

ای کاش زمان بیشتری را با خانواده خود سپری می کردم و کارهای بیشتری برای خود یا جامعه ام انجام می دادم!»

ثروت و سرمایه خود را چگونه استفاده کنیم؟

ثروت و سرمایه دیوید رابنشتاین

بسیاری از افرادی که سرمایه و ثروت زیادی به دست می آورند همواره این سوال را در ذهن خود دارند: با این همه پول چه باید کرد؟ جواب دیوید رابنشتاین در این خصوص را بخوانید.

«شما با سرمایه و پولی که در اختیار دارید تنها امکان انجام 3 کار را دارید؛

  • آن را هزینه و خرج کنید؛
  • ثروت خود را سرمایه گذاری کنید؛
  • سرمایه خود را به دیگران ببخشید.

با این حال اگر پول خود را سرمایه گذاری کنید، این امکان را خواهید داشت که لوازم بیشتری را خریداری کنید. اما مگر قصد خرید چه تعداد وسیله را دارید؟ به همین خاطر است که من فکر نمی کنم گزینه های زیادی پیش روی ما باشد.»

بخشش؛ کلید احساس خوشبختی

همانطور که پیش تر نیز بدان اشاره کردیم روبنشتاین علاقه زیادی به اهدای ثروت خود دارد. جالب است بدانید که او نه تنها نیکوکاری بزرگ به شمار می آید، بلکه افراد زیادی را نیز به این کار تشویق می کند. اما دلیل او از این همه بخشش چیست؟

«هنگامی که متوجه شدم چه میزان ثروت به دست آورده ام و به عنوان یکی از افراد ثروتمند جهان شناخته می شوم تنها یک سوال به ذهنم خطور کرد؛ آیا واقعا قصد دارم ثروتمندترین فرد قبرستان باشم؟»

اعتیاد به کار؛ درست یا غلط؟

نکته جالبی که در خصوص این سرمایه گذار وجود دارد، علاقه و اعتیاد او به کار است. او هیچ فرصتی را برای کار کردن از دست نمی دهد. این خصوصیت را از نقل قول خواندنی او می توان دریافت.

«من این واقعیت که تنها 5 ساعت در طول شبانه روز به خواب نیاز دارم را دوست دارم. من حتی دوست دارم که روزهای شنبه و یکشنبه را نیز روز کاری خود بدانم! »

این موضوع اعتیاد رابنشتاین به کار کردن را نشان می دهد. او در نقل قول دیگری در این خصوص بیان می کند:

«زندگی کاری من سخت تر از آن چیزی است که اغلب مردم تصور می کنند. اما من هر کاری که انجام می دهم را دوست دارم.»

ادامه مطلب
۱۷ نقل قول خواندنی از خالق رمز ارز بیت کوین؛ ساتوشی ناکاماتو
۱۳ نقل قول خواندنی از خالق رمز ارز بیت کوین؛ ساتوشی ناکاموتو

ساتوشی ناکاموتو بنیان گذار رمز ارز بیت کوین پیش از ناپدید شدن در سال ۲۰۱۱ در انجمن هایی مانند Bitcointalk بسیار فعال بود. او در صدها پست و وبلاگ که امروزه نیز در دست است، در رابطه با تیترهای مهم و باورهای خود در زمینه بیت کوین سخنان ارزشمندی را بیان کرده است.

او حتی با برخی از اعضای انجمن نیز مکالمه های خصوصی داشته است. اگرچه بیشتر پست ها و ایمیل های او حول محور بیت کوین می چرخد، برخی از ایده های او نشان از ذهنی با نبوغ خارق العاده دارد.

او سال ها پیش پروژه خود را در سکوت ترک کرد؛ با این حال میراث به جا مانده از او روز به روز ارزش بیشتری پیدا می کند.

نخستین پیامی که در بلاک چین قرار گرفت

«در تاریخ ۳ ژانویه سال ۲۰۰۹ مجلس لایحه ای برای بانک ها در نظر گرفت.»

این پیام عنوان مقاله مجله Times در رابطه با کمک های احتمالی به بانک های کشور انگلیس بود. همه چیز در رابطه با بیت کوین اینگونه آغاز شد. او پیامی پر مفهوم را در بلاک چین قرار دارد و دوره ای جدید از حکمرانی پول را آغاز کرد.

بانکداری مرکزی بخشی از این مشکل است

ساتوشی ناکاموتو دریافت که ریشه این همه کارهای شیطانی از کجاست. مشکل اصلی ارز رایج اعتمادی است که نسبت به آن برای انجام کارها وجود دارد. به بانک مرکزی باید اعتماد شود که ارز را بی ارزش نکند، با این حال تاریخچه ارزهای بدون پشتوانه منجر به نقص این اعتماد شده است. بانک ها باید به خاطر نگهداری از پول ما و انتقال الکترونیکی آن مورد اعتماد قرار گیرند؛ با این حال بانک ها سرمایه ما را به اعتباری حبابی تبدیل کرده اند که تنها اندکی از آن را به ما قرض می دهند. ما باید به آن ها در رابطه با حریم خصوصی خود و اینکه آن ها اجازه نخواهند داد سارقان حساب های ما را خالی کنند، اعتماد کنیم.

نقل قول هایی اعجاب انگیز از ساتوشی ناکاموتوی نابغه

ما تعدادی از نقل قول های ارزشمند و خواندنی او را گرد هم آورده ایم که بی شک لبخند را به لبان شما خواهد آورد.

۱- باور کن

پاسخ ساتوشی به اظهارات بنیانگذار Bitshare مبنی بر اینکه ما به بانک های همتا برای معاملات سریع نیاز داریم، این بود:

«اگر آن را باور ندارید یا آن را درک نمی کنید، متأسفانه من زمان کافی برای متقاعد کردن شما ندارم.»

۲- تنها و تنها

ساتوشی اهمیت پیاده سازی پروتکل ها را مدت ها قبل از تصرف خصمانه XT و Classic درک کرده بود.

«ماهیت بیت کوین به گونه ای است که به محض انتشار ۰.۱ از سهم آن طرح اصلی برای همیشه به اجرا درخواهد آمد.»

من باور دارم که اجرای طرح دوم و سازگار با بیت کوین هرگز ایده خوبی نخواهد بود. بسیاری از طرح ها ما را به نتایج کاملاً یکسانی می رساند؛ با این حال اجرای طرح های ثانویه تهدیدی برای شبکه خواهد بود.

۳- غیرمتمرکز به معنای بهتر است

ساتوشی در رابطه با اینکه چرا فکر می کند بیت کوین در مقایسه با طرح های مشابه پیشین کمتر شکست می خورد.

بیان می کند:

«بسیاری از مردم ارز الکترونیک را یک شکست به تمام معنا می دانند همچون شرکت هایی که در سال ۱۹۹۰ میلادی با شکست مواجه شدند. امیدوارم که درک کنید این شرکت ها به دلیل اینکه ماهیت متمرکز و کنترل شده ای داشتند با شکست مواجه شدند. من فکر می کنم که این اولین بار است سیستمی غیرمتمرکز و غیرمستقیم را امتحان می کنیم.»

۴- باگ؟ چه باگی؟

ساتوشی ناکاموتو

نخستین روزهای برنامه ریزی برای بیت کوین به طرز شگفت آوری از نظر برنامه ریزی با آشفتگی و به هم ریختگی مواجه بودیم.

«ما با استفاده از فروم به خوبی همه امور را مدیریت می کنیم. من علاقه مند به دیدن باگ هایی که در فروم به اشتراک گذاشته می شوند، هستم. من فکر می کنم که کاربران در پیدا کردن این اشکالات و حل آنان بیشترین کمک را می کنند. گام اساسی این است که کاربران به ما کمک می کنند کارهای ساده را که به هیچ عنوان باگ محسوب نمی شوند، حل کرده و سوءبرداشت ها را به حداقل برسانیم. من لیستی از باگ هایی را که حل نشده اند، در فروم نگه می دارم. در برخی از موقعیت ها نیز در رابطه با بهترین طرحی که این ایرادات را برطرف می کند نیز فکر می کنم. بیت کوین برنامه ای نیست که ما بسیاری از باگ ها را به صورت حل نشده باقی بگذاریم. ما همواره به دنبال راه حلی برای برطرف کردن آن ها هستیم.»

۵- جای نگرانی وجود ندارد؛ رمزنگاری بیت کوین قوی است

ساتوشی در رابطه با امنیت عملکرد و رمزنگاری بیت کوین نیز اظهاراتی دارد.

SHA-256 رمزنگاری بسیار قوی است؛ این رمزنگاری به معنای این نیست تنها یک گام از MD5 فاصله گرفته ایم؛ بلکه به معنی رمزنگاری فراتر از آن است. این رمزنگاری به اندازه ای قوی است که تا چندین دهه فعال خواهد بود؛ مگر اینکه شاهد حمله بزرگ و برنامه ریزی شده ای به آن باشیم ».

۶- اثبات کار

ساتوشی ناکاموتو

نیازی به اعتماد به بیت کوین نیست. «بی اعتمادی» یکی از مهم ترین خصوصیات بیت کوین است.

«اثبات یک فرایند به عنوان پروسه ای قابل اعتماد و معتبر ویژگی ایده آلی است. با این حال ما نیازی به نگرانی در رابطه با زنجیره ای از ارتباطات نداریم. فرقی نمی کند که چه کسی در رابطه با طولانی ترین زنجیره موجود سخن می گوید؛ چر اکه این زنجیره خود به تنهایی حرف های زیادی برای گفتن دارد.»

۷- بیت کوین های از بین رفته، بیت کوین های خوبی هستند

زمانی که رمز ورود به wallet خود را فراموش می کنید، بیت کوین های شما برای همیشه گمشده باقی می مانند. این کار هرکسی را کمی ثروتمندتر از قبل خواهد کرد.

«سکه های گمشده تنها کمی بر ارزش سکه های دیگر می افزاید. این سکه ها را به عنوان کمک مالی به دیگران در نظر بگیرید.»

۸- دولت ها هیچ شانسی در برابر P2P ندارند

۱۷ نقل قول خواندنی از خالق رمز ارز بیت کوین؛ ساتوشی ناکاموتو

P2P (شبکه های همتا به همتا) به مردم آزادی می دهد. ساتوشی پیامدهای عدم تمرکز قدرت را ایده آل می داند.

او بیان می کند:

«رمزنگاری راه حلی برای مشکلات سیاسی نیست؛ با این حال ما این امکان را داریم که در یک نبرد تسلیحاتی بزرگ پیروز شویم و قلمرویی جدید برای خود به دست آوریم. دولت ها در قطع سر شبکه های تحت کنترل مانند Napster تبحر دارند؛ اما به نظر می رسد شبکه های P2P خالص مانند Gnutella یا Tor مستقل از آن ها عمل می کنند.»

۹- موفقیت بیت کوین؛ ممکن یا غیرممکن؟

تنها دو راه پیش روی بیت کوین موجود دارد؛ بیت کوین یا موفق می شود یا موفق نخواهد شد. هیچ راه سومی وجود ندارد.

«کاملاً درست است. در غیر این صورت ما نمی توانستیم محدودیت ۲۱ میلیون سکه را در نظر بگیریم. چرا که در جهان برای تولید باید حداقل پاداشی در نظر گرفته شود. هنگامی که در چند دهه پاداش به حداقل مقدار خود برسد، هزینه معاملات جایگزین استخراج می شود. من مطمئن هستم که در ۲۰ سال آینده یا حجم زیادی از معاملات وجود خواهد داشت یا هیچ معامله ای رخ نمی دهد.»

۱۰- هرگز ناامید نشوید

۱۷ نقل قول خواندنی از خالق رمز ارز بیت کوین؛ ساتوشی ناکاموتو

ساتوشی در خطاب به کاربری که wallet خود را پاک کرده است و دیگر به بیت کوین های خود دسترسی ندارد، بیان می کند:

«اه…چرا باید wallet خود را پاک کنی در صورتی که این امکان را داشتی که آن را کنار بگذاری و نسخه قدیمی را برای خود حفظ کنی؟ شما هرگز نباید wallet را پاک می کردی!»

۱۱- امنیت بیت کوین

معاملاتی بیت کوین با استفاده از نام مستعار صورت می گیرد، اما اگر شما از این قانون ساده پیروی نکنید، این امکان وجود دارد که هویت شما مشخص شود.

«ناشناس بودن شما در بیت کوین به این بستگی دارد که شما هیچ اطلاعات شناسایی در رابطه با بیت کوین یا آدرس شناسایی که استفاده می کنید، فاش نکنید. اگر آدرس بیت کوین خود را در وب قرار دهید، هرگونه معامله و اطلاعاتی را که به کمک این لینک انجام شده است، در معرض دید قرار می دهید. برای حفظ حریم خصوصی بهتر است تنها یک بار از آدرس های بیت کوین استفاده کنید.»

۱۲- صبر کنید؛ همیشه صبر کنید!

۱۷ نقل قول خواندنی از خالق رمز ارز بیت کوین؛ ساتوشی ناکاموتو

معاملات تأیید نشده برای پرداخت بازرگانان بسیار معمول است. با این حال چنین معاملاتی ساده چندان امن نیستند، چراکه هزینه های کاربران را دوچندان می کنند؛ بدین معنی که فروشنده ضرر می کند.

«همانطور که متوجه شدید، مشکل اصلی اینجاست که ما نباید معاملات را به حساب آوریم یا آن ها را خرج کنیم تا زمانی که حداقل یک نمونه تأیید شده داشته باشیم. معاملات تأیید نشده مانند شهروندان درجه دو هستند. به این صورت که به آن ها گفته شده که در نهایت چیزی را دریافت می کنند؛ اما به حساب آوردن آن ها کمی زودهنگام است.»

۱۳- موجودی بیت کوین

ساتوشی عرضه و توزیع ثابت سکه ها را توضیح می دهد.

هرچه رایانه ها سریع تر می شوند و توان کلی محاسبات اعمال شده برای بیت کوین افزایش پیدا می کند، حفظ موجودی بیت کوین به صورت ثابت دشوارتر از پیش می شود. به همین خاطر از قبل تعیین می شود که در سال آینده چند بیت کوین جدید ایجاد خواهد شد.

«به طور کلی سکه ها باید به نحوی توزیع شوند که نرخ کلی آن ها به صورت ثابت باقی بماند.»

ادامه مطلب
پیتر لینچ
پیتر لینچ مدیر افسانه‌ای سابق صندوق ماژلان کیست؟

پیتر لینچ یکی از موفق ترین و شناخته شده ترین سرمایه گذاران در تمام دوران ها است. لینچ مدیر افسانه ای سابق صندوق ماژلان در کارگزاری فیدلیتی است.

پیتر لینچ

وی در سال ۱۹۷۷ یعنی در ۳۳ سالگی مدیریت صندوق سرمایه گذاری ماژلان را به دست گرفت و ۱۳ سال آن را اداره کرد.

موفقیت های او باعث شد که زودتر از موعد یعنی در سال ۱۹۹۰ در سن ۴۶ سالگی بازنشسته شود. با وجود اینکه سبک سرمایه گذاری او سازگار با فضای اقتصادی حاکم در آن زمان توصیف شده است، اما لینچ همیشه تأکید می کرد که شما باید قادر باشید آنچه را که متعلق به خودتان است، درک کنید.

  • این صندوق در مدت زمانی که وی این صندوق را اداره می کرد بازدهی معادل ۲۹٫۲٪ داشت که بیش از دو برابر سود S&P 500  در این مدت بود.

لینچ، در زمانی که ۱۱ سال بیشتر نداشت به عنوان دستیار بازیکنان گلف در یک باشگاه گلف مجلل مشغول به کار بود که از طریق مکالمه هایی که هنگام کار می شنید، به فعالیت در بازار سهام علاقه مند شد.

پیتر لینچ

در این دوره، بازار سهام عملکرد خوبی داشت. وی موفق شد با بورسیه تحصیلی کالج بوستون را به صورت نیمه دریافت کند و در آن جا مشغول تحصیل شود؛ باقی هزینه تحصیلش را نیز از طریق شغل قدیمی‎اش تامین کرد.

در سال ۱۹۶۵ در رشته مدیریت مالی فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۶۶ وی به عنوان دانشجوی تابستانی در فیدلیتی کار کرد.

بهترین توصیه های پیتر لینچ

۱- سرمایه گذاری به عنوان شغل

پیتر لینچ

یکی از اولین سرمایه گذاری های موفق لینچ در یک شرکت حمل و نقل هوایی به نام Flying Tiger بود که او را قادر ساخت تا هزینه تحصیلات تکمیلی اش را پرداخت کند. وی در سال ۱۹۶۸ موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد در رشته مدیریت بازرگانی (MBA) از دانشکده بازرگانی وارتون دانشگاه پنسیلوانیا شد. همچنین از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۹ در ارتش خدمت می کرد.

لینچ در ۲۵ سالگی، اولین تجربه کار تمام وقت را بدست آورد و به عنوان تحلیلگر پارچه و فلزات در فیدلیتی مشغول به کار شد. از آن جایی که به مدت هشت سال در باشگاه گلف دستیار رئیس این شرکت بود، کادر ریاست شرکت نیز بی دریق او را یاری کرد تا شغلی مناسب و درخور را در کارگزاری بدست آورد.

در سال ۱۹۷۷، لینچ صندوق ماژلان را که در سال ۱۹۶۳ ایجاد شده و صندوقی کوچک و پرتکاپو برای افزایش سرمایه بود و بیشتر سرمایه های داخلی را در اختیار داشت، تصاحب کرد. تحت مدیریت وی، صندوق به طور متوسط ​​۲۹ درصد در سال بازده داشت و به طور کلی از S&P 500 به جز دو سال عملکرد بهتری داشت. به طوریکه مثلا اگر سرمایه گذاری در روز آغاز به کار لینچ ۱۰۰۰ دلار در صندوق قرار داده بود، ارزش پول او در هنگام بازنشستگی لینچ به ۲۸۰۰۰ دلار می رسید.

پیتر لینچ

بسیاری از سرمایه گذاران معمولاً لینچ را به عنوان نمونه ای بارز از مدیریت فعال معرفی می کنند که نتایج برتری نسبت به حالت معیار به دست آورده است.

۲- روی آنچه می شناسید، سرمایه گذاری کنید

پیتر لینچ

لینچ شاخصی به نام نرخِ نسبتِ سود به درآمد (PEG) اختراع کرد که به سرمایه گذاران کمک می کند تا با استفاده از آن و سایر روش های ارزیابی سهام که بین سرمایه گذاران محبوب است، ارزش یک سهام را بسنجند و در مورد مقرون به صرفه بودن آن قضاوت کنند.

لینچ بر این باور است که سرمایه گذاران منفرد می توانند با سرمایه گذاری در آنچه می دانند و با شناخت یک شرکت، مدل و نام تجاری و اصول آن، عملکرد خوبی داشته باشند. او معتقد است که باید دید بلند مدت برای سرمایه گذاری داشت و شرکت هایی را انتخاب نمود که دارایی آن ها در وال استریت دست کم گرفته شده است. در ادامه نیز توصیه می کند شرکت هایی که در پیشینه خود دارای میانگین پایین نسبت سود به درآمد برای صنعت خودشان و برای شرکت از پتانسیل عملکرد خوبی برخوردار هستند.

  • لینچ نویسنده پرفروش ترین کتاب های سرمایه گذاری (One Up on Wall Street, 1989) و (Beating the Street, 1994) است. وی بنیاد لینچ را در حمایت از آموزش، سازمان های مذهبی، پزشکی و موارد دیگر بنیان گذاری کرد.

پیتر لینچ

۳- مانند پیتر لینچ سهام انتخاب کنید

در اوایل دهه ۱۹۸۰، پیتر لینچ که یک مدیر سهام جوان در حال تبدیل شدن به یکی از مشهورترین سرمایه گذاران در جهان بود، به یک دلیل کاملاً قابل رویت؛ هنگامی که او در ماه مه سال ۱۹۷۷ صندوق مشترک فیدلیتی ماژلان را تصاحب کرد (اولین شغل خود به عنوان یک مدیر)، دارایی های صندوق ۲۰ میلیون دلار بود. وی اقدامی مبنی بر تبدیل آن به بزرگترین صندوق سرمایه گذاری مشترک بین المللی کرد و سالانه با نرخ باور نکردنیِ ۱۳٫۴٪ از بازار پیشی گرفت.

لینچ این کار را با استفاده از اصول بسیار اساسی به انجام رساند و بسیار مشتاق بود تا با هر کسی در ارتباط با آن موضوع صحبت کند.

پیتر لینچ قاطعانه اظهار می کرد که سرمایه گذاران فردی نسبت به موسسات بزرگ حس بهتری برای سرمایه گذاری دارند؛ زیرا شرکت های بزرگ یا نمی خواهند یا نمی توانند در شرکت های کوچکتر سرمایه گذاری کنند که هنوز توجه زیادی از سوی تحلیلگران یا صندوق های سرمایه گذاری جلب نکرده اند.

این که آیا شما به عنوان یک نماینده رسمی به دنبال یافتن گزینه های بلند مدت برای مشتریان خود هستید یا یک سرمایه گذار شخصی که برای بهبود سود و بازده سرمایه تان تلاش می کنید، ما به شما خواهیم گفت که چگونه می توانید استراتژی آزمایش شده توسط لینچ را اجرا کنید.

سه اصل اساسی سرمایه گذاری پیتر لینچ

پس از عملکرد فوق العاده لینچ در زمینه مدیریت سرمایه گذاری و سهام، اقدامات درخشان وی در زمینه اداره صندوق ماژلان مورد توجه گسترده قرار گرفت.

لینچ چندین کتاب در مورد روش های ابداعی خودش در زمینه سرمایه گذاری نوشت. همه کتاب های او ارزش مطالعه را دارند، اما می توان از همه نظرات و ایده هایش ۳مورد بسیار مهم و کلیدی را استخراج کرد.

۱- فقط آنچه را که میشناسید بخرید.

کارآمدترین ابزاری که ما انسان ها برای تحقیقات در مورد سهام نیاز داریم چشم، گوش و عقل سلیم ما است. لینچ به این واقعیت افتخار می کرد که بسیاری از ایده های بزرگ او هنگام قدم زدن در فروشگاه مواد غذایی یا گپ زدن معمولی با دوستان و خانواده به ذهنش می رسید.

همه ما قادر هستیم تا هنگامی که تلویزیون تماشا می کنیم، روزنامه می خوانیم یا رادیو گوش می دهیم، مطالب را تجزیه و تحلیل کنیم. وقتی در خیابان رانندگی می کنیم یا در سفر هستیم، می توانیم از ایده های جدید سرمایه گذاری باخبر شویم.

بیشتر بورس اوراق بهادار در خدمت شما، مصرف کننده فردی است پس اگر چیزی شما را به عنوان یک مشتری جذب می کند، باید علاقه شما را نیز به عنوان سرمایه گذار جلب کند.

۲- همیشه تکالیف خود را انجام دهید.

مشاهدات دست اول و شواهد شروعی عالی است، اما همه ایده های عالی باید با تحقیقات درست و مفید پیگیری شوند. وقتی صحبت از انجام تحقیق دقیق می شود، با سادگی اقدامات پیتر لینچ گیج نشوید، تحقیقات دقیق سنگ بنای موفقیت او بود.

هنگام پیگیری جرقه اولیه یک ایده عالی، لینچ به چند مورد ارزشمند اساسی را که انتظار دارد هنگام خرید هر سهام با آن مواجه شود، اشاره می کند:

  • درصد فروش. اگر کالایی یا خدماتی وجود دارد که در ابتدا شما را به سمت شرکت تولیدکننده جذب می کند، مطمئن شوید که این شرکت درصد فروش بالایی را از آن خود می کند. یک محصول عالی که فقط ۵٪ از فروش را تشکیل می دهد، فقط تأثیر حاشیه ای در خط تولید شرکت می گذارد.
  • نسبت PEG. باید نسبت ارزیابی و نرخ رشد درآمد را بررسی کرد تا ببینیم چقدر از سهام انتظار داریم. شما شرکت هایی را دنبال می کنید که دارای رشد قوی سود و ارزیابی منطقی باشند، یک پرورش دهنده قوی با نسبت PEG دو یا بیشتر دارای نرخ رشدی برای درآمدش خواهد بود که قبلا در قیمت سهام تعبیه شده است و جای خطای کمی باقی می گذارد.
  • شرکت هایی را که از جایگاه قابل قبول پول نقد برخوردار هستند و نسبت بدهی به سهام کمتری از میانگین ​​دارند، مورد علاقه خود قرار دهید. جریان های نقدی قوی و مدیریت محتاطانه دارایی، گزینه هایی را برای شرکت در انواع محیط های بازار فراهم می کند.

۳- برای بلند مدت سرمایه گذاری کنید

پیتر لینچ

لینچ می گوید که جدا از موارد غافلگیر کننده زیادی که در مسیر سرمایه گذاری وجود دارد، سهام در طی ۱۰-۲۰ سال قابل پیش بینی است. در مورد اینکه آیا طی دو یا سه سال ارزش بالاتر یا پایین تر می رود، شاید بهتر است برای تصمیم گیری شیر یا خط بندازید.

شنیدن چنین جملاتی از افسانه وال استریت تعجب آور به نظر می رسد، اما این نشان می دهد که وی تا چه اندازه به اصول و اساس های خود ایمان داشته است.

او به جمع آوری اطلاعات خود در مورد شرکت هایی که در اختیار داشت ادامه داد و تقریبا تا زمانی که رویه تغییر نکرده بود، او فروشی هم نکرد. لینچ تلاش نکرد تا زمان بازار را به بازار عرضه کند یا جهت اقتصاد را پیش بینی کند.

در حقیقت، لینچ یک بار مطالعه ای مبنی بر تعیین زمان بندی به عنوان یک استراتژی انجام داد. طبق نتایج مطالعه، اگر یک سرمایه گذار از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۹۵ به مدت ۳۰ سال، سالانه ۱۰۰۰ دلار در عالی ترین روز بازار، سرمایه گذاری می کرد، آن سرمایه گذار برای دوره ۳۰ ساله بازدهی معادل ۱۰٫۶٪ به دست می آورد.

اگر یک سرمایه گذار دیگر نیز هر ساله ۱۰۰۰ دلار در سال برای همان دوره در کمترین روز سال سرمایه گذاری کند، معادل ۱۱٫۷٪ سود در طی ۳۰ سال کسب خواهد کرد.

بنابراین، پس از ۳۰ سال به عنوان بدترین زمان ممکن در بازار، اولین سرمایه گذار تنها ۱٫۱٪ در سال بازده خود کسب کرده بود.

در نتیجه، لینچ معتقد است که تلاش برای پیش بینی نوسانات کوتاه مدت بازار ارزش تلاش را ندارد. احتمالا اگر این شرکت قوی باشد، سود بیشتری کسب خواهد کرد و ارزش سهامش افزایش خواهد یافت.

بهتر است موضوع را پیچیده نکنیم، لینچ تمرکزش را روی مهم ترین کار یعنی یافتن شرکت های بزرگ گذاشته بود.

ابداع اصطلاح Tenbagger

لینچ اصطلاح «tenbagger» را برای توصیف سهامی که ارزش آن ۱۰ برابر یا ۱۰۰۰٪ افزایش می یابد، ابداع کرد. این موارد از دسته سهام هایی است که وی هنگام اداره صندوق ماژلان به دنبال آن ها بود.

قانون شماره ۱ برای یافتن «tenbagger» فروش سهامی نیست که ۴۰٪ یا حتی ۱۰۰٪ افزایش یافته است. این روزها بسیاری از مدیران صندوق ها به دنبال تعدیل یا فروش سهام برنده خود هستند، در حالی که به موقعیت های بازنده خود اضافه می کنند.

پیتر لینچ بر این باور است که این اقدام به معنای «کشیدن گل ها و آبیاری علف های هرز» است.

کلام آخر

پذیرفتن ریسک برای داشتن صندوق سهامی بیش از حد متنوع (او در زمان های خاصی هزاران سهام داشت)، عملکرد و توانایی پیتر لینچ را در جمع آوری سهام نشان می دهد. او در مطالعه محیط خود و درک جهان اطرفش به همان شکل که هست و به آن شکلی که در آینده خواهد شد، تیزبین و توانمند بود.

با استفاده از تجارب باارزشمند او و مشاهدات خود می توانیم اطلاعات بیشتری در مورد سرمایه گذاری از طریق تعامل با دنیای واقعی نیز یاد بگیریم و روند سرمایه گذاری را لذت بخش تر و سودآورتر کنیم.

ادامه مطلب
بنجامین-گراهام-اصلی
۸ توصیه اعجاب آور بنجامین گراهام در سرمایه گذاری

چنانچه آشنایی اولیه ای با دنیای سرمایه گذاری داشته باشید، قطعاً نام بنجامین گراهام به گوشتان خورده است. او یکی از موفق ترین سرمایه گذاران ارزشی در طول تاریخ به شمار می آید که نقل قول های اعجاب آوری از او به جا مانده است.

نقل قول هایی اعجاب آور از استاد وارن بافت (بنجامین گراهام)

در صورتی که به دنبال توصیه هایی طلایی در رابطه با سرمایه گذاری هستید، ادامه مطلب را از دست ندهید. با خواندن نقل قول های گراهام بی شک آینده کاری خود را تغییر خواهید داد.

۱- هیچگاه نباید خود را فریب دهید که فکر کنید زمانی که پیش بینی می کنید، سرمایه گذاری خواهید کرد!

این نکته یکی از مهم ترین قوانین سرمایه گذاری ارزشی است. شما باید چک لیست مخصوص به خود را بسازید که در آن مشخص کنید چه فاکتورهایی در رابطه با سهام برای شما مهم است. درنهایت نیز تنها کافی است که به چک لیست خود اکتفا کنید.

مطمئن شوید که تمام سرمایه گذاری های شما با پشتوانه تجزیه و تحلیل بی نظیر انجام می شوند، اما هرگز بر اساس حدس و گمان نیستند.

بنجامین گراهام

۲- نه از روی خوش بینی، بلکه از روی حساب و کتاب خرید کنید!

شاید این نقل قول شبیه به مورد نخست باشد، با این حال اطمینان حاصل کنید که تجزیه و تحلیل شما بر پایه امور مالی باشد و هیچ گاه از روی تفکرات خود، اخبار و حدس و گمان اقدام به تصمیم گیری نکنید. به اعداد اعتماد کنید. اعداد این قابلیت را دارند که شما را از تصورات خود دور کنند به خصوص اگر از ابزاری مانند Value Trap Indicator استفاده کنید.

۳- افرادی که قادر به کنترل احساسات خود نیستند، هیچگاه قادر به کسب سود کافی از سرمایه گذاری نخواهند بود

این خصوصیت به عنوان یک سرمایه گذار بسیار مهم است؛ به همین خاطر پیش از اقدام به سرمایه گذاری ارزیابی کنید که آیا تحمل این ریسک را دارید. اگر شما از جمله افرادی هستید که هنگام شرایط سخت اقدام به فروش سهام خود می کنند، بهتر است که یا از سرمایه گذاری اجتناب کنید یا به دنبال راهی باشید که هیچگاه نگاهتان به حساب خود نیفتد.

اگر از جمله سرمایه گذارانی هستید که با کاهش ارزش سهام خود به نصف، مانند کاری که S&P 500 در سال ۲۰۰۸ انجام داد، اقدام به فروش آن می کنید، شما سرمایه گذار افتضاحی هستید. شما باید این درد را تاب بیاورید؛ چرا که در آینده مزد آن را خواهید دید. دقیقاً مانند کاری که برخی از سرمایه گذاران S&P 500 انجام دادند؛ آنها سهام خود نفروختند و بدین ترتیب ارزش سهام آنها به دو برابر پیش از زمانی که با افت ارزش مواجه شدند، افزایش یافت. بازار سهام و سرمایه گذاری بسیار ناپایدار به نظر می رسد و شما باید خود را برای هر پیشامدی آماده کنید.

۴- هنگامی که اغلب مردم حتی کارشناسان بدبین هستند، سهام بخرید و هنگامی که آنها خوشبین هستند، بفروشید! بازار سهام مانند یک آونگ است که همواره میان خوش بین ها (که ارزش سهام را افزایش می دهند) و بدبین ها (که ارزش سهام را کاهش می دهند) در حال رفت و آمد است. سرمایه گذار باهوش فردی واقع بین است که به خوش بین ها می فروشد و از بدبین ها می خرد.

من همواره این دو گروه را در ترکیب با یکدیگر در نظر می گیرم، چرا که این دو گروه بسیار شبیه به یکدیگر هستند. به طور خلاصه از افرادی که نسبت به بازار بدبین هستند، بخرید و آن را به افرادی که نسبت به بازار خوش بین هستند، بفروشید.

از نظر تئوری یک فرد بدبین مایل به فروش سهام خود پایین تر از ارزش واقعی آن است؛ ه آنان نسبت به چشم انداز آینده امیدوار نیستند. عکس این موضوع نیز در رابطه با افراد خوشبین صادق است؛ آنها مایل به پرداخت بهایی بیشتر از ارزش واقعی سهام شرکت هستند.

بنجامین گراهام بیان می کند: سعی کنید که برخلاف سرمایه گذاران معمولی فکر کنید؛ در این حالت مسیر درست را پیدا خواهید کرد.

۵- اگر قصد خرید سهام عادی را دارید، آنها را به نحوی انتخاب کنید که گویی در حال خرید مواد غذایی هستید نه به شیوه ای که ادکلن خود را انتخاب می کنید!

این نقل قول از گراهام کمی عجیب و غریب به نظر می رسد، اما به محض درک آن با مفهوم حیرت آوری رو به رو خواهید شد.

برند به هیچ عنوان مهم نیست- هنگام خرید سهام به هیچ عنوان درگیر نام تجاری و شهرت کمپانی های بزرگ نشوید.

کیفیت را در اولویت قرار دهید- اگر شما تصور می کنید که برندهایی مانند پاپ لذتی همچون کوکا را برای شما به همراه دارند، در این صورت شما تفاوتی میان این محصولات قائل نمی شوید. اگر تصور می کنید که مزه هر دوی آنها یکی است، پس شما روی کیفیت تمرکز نکرده اید.

اگر کیفیت یکسان است، روی قیمت تمرکز کنید- اگر تصور می کنید که طعم پاپ هیچ تفاوتی با کوکا ندارد، پس نوشیدنی را که ارزان تر است، بخرید.

برای آینده خرید کنید- جزء آن دسته از افرادی نباشید که هرروز هفته به فروشگاه می روند و خرید می کنند. کمی زمان بگذارید و یک لیست تهیه کنید (سهام ها را آنالیز کنید)، برنامه ریزی کنید که به چه کالاهایی نیاز دارید (اهداف مالی خود را بشناسید) و درنهایت مواد غذایی را خریداری کنید (به درستی سرمایه گذاری کنید) به طوری که دیگر نیاز نباشد به صورت روزانه دارایی خود را چک کنید.

بنجامین گراهام

۶- بهترین شیوه ارزیابی موفقیت خود این نیست که بازار را شکست دهید؛ بلکه موفقیت زمانی اتفاق می افتد که با تنظیم یک برنامه مالی و چشم انداز رفتاری در جایی قرار بگیرید که آرزوی رسیدن به آن را دارید

در ادامه این نقل قول باید گفت که هدف شما باید این باشد که چگونه نسبت به خودتان پیشرفت کنید نه اینکه عملکرد شما بهتر از شاخص کل باشد. آیا پیگیری آنچه شما انجام می دهید، در مقایسه با شاخص کل کار درستی است؟ بله. اما اینکه شما به صورت سالانه ۲ درصد شاخص را پشت سر بگذارید، ارزشی ندارد تا زمانی که اهداف مدنظر خود را از دست می دهید.

شما باید روی اهداف شخصی خود تمرکز کنید. هیچکس (یا حداقل افراد بسیار کمی) سرمایه گذاری را به عنوان بازی – مغلوب کردن بازار سهام آغاز نمی کند؛ شما هنگامی شروع به سرمایه گذاری خواهید کرد که بعدها به آزادی مالی دست پیدا کنید و این هدف همان چیزی است که باید روی آن تمرکز کنید.

۷- سرمایه گذار حقیقی زمانی بهتر عمل خواهد کرد که همه چیز را در رابطه با بازار سهام فراموش کرده و توجه خود را به سود سهام خود و عملکرد شرکت خود معطوف کند.

این نکته ازجمله مواردی است که همچنان مهار آن کار دشواری به نظر می رسد. حتماً بارها برای شما هم پیش آمده است هنگامی که حوصله تان سر می رود، سایت را باز کنید به درصد ارزش سهام خود مشغول شوید. اینکه روی قیمت سهام خود تمرکز کنید و تصمیمات خرید و فروش خود را بر این اساس بگیرید، ساده است و نتیجه ای جز از دست دادن سهامتان نخواهد داشت.

شما باید روی امور مالی شرکت خود تمرکز کرده و از خرید شایعات و فروش بر اساس اخبار به گوش رسیده خودداری کنید.

۸- برای سرمایه گذاری واقعی باید حاشیه امن حقیقی وجود داشته باشد. حاشیه امن حقیقی نیز به کمک اعداد، نمودارها، استدلال های واقع بینانه و بهره گیر ی از تجربه شخصی تعیین می شود

این نقل قول برای پایان دادن به این گفته ها ایده آل به نظر می رسد؛ چرا که سرمایه گذاری با نظر گرفتن حاشیه امن همان عاملی است شما در موقعیت درست قرار خواهد داد و به ما نشان می دهد که حدس و گمان به تنهایی کافی نیستند.

ادامه مطلب
scroll post 1 (8)
۹ درسی که باید از مایکل جردن آموخت

مایکل جردن کیست؟

مایکل جفری جردن یک بسکتبالیست سابق آمریکایی و دارای عنوان پردرآمد ترین ورزشکار جهان است. مایکل جردن از بسیاری از جهات بهترین بازیکن تاریخ بسکتبال محسوب می شود. او از اواسط دهه ۱۹۸۰ تا اواخر دهه ۱۹۹۰ افتخارات زیادی در این ورزش کسب کرد. جردن تیم خود، شیکاگو بولز را به شش قهرمانی در لیگ NBA رساند و پنج بار جایزه بهترین بازیکن NBA را کسب کرد.

زندگی خانوادگی

جردن در ۱۷ فوریه ۱۹۶۳ در بروکلین نیویورک به دنیا آمد. مایکل از سنین پایین عاشق رقابت بود و می خواست در هر بازی برنده باشد. او در خانواده ای پرجمعیت رشد کرد. مادر او، کارمند بانکی بود که نویسندگی هم می کرد و پدرش مدیر تعمیر و نگهداری در شرکت جنرال الکتریک بود. جردن چهار خواهر و برادر نیز داشت.

بسکتبال دانشگاهی

جالب است بدانید جردن در سال اول دبیرستان حتی نتوانسته بود عضو تیم بسکتبال مدرسه ی خود شود. اما جردن در عرصه ی بسکتبال دانشگاهی بسیار موفق عمل کرد. جردن در سال ۱۹۸۱ در دانشگاه کارولینای شمالی در چاپل هیل ثبت نام کرد و خیلی زود عضو مهم تیم بسکتبال این دانشگاه شد. او در سال های ۱۹۸۲، ۱۹۸۳ و ۱۹۸۴ نیز به عنوان بهترین بازیکن لیگ NCAA شناخته شد. جردن در سال ۱۹۸۴ برای پیوستن به NBA و تیم شیکاگو بولز کالج را ترک کرد.

بسکتبال حرفه ای

جردن در سال ۱۹۸۵ در NBA هم درخشید و به عنوان “بهترین بازیکن تازه وارد سال ” انتخاب شد. اون با پرش های فوق العاده و اسلم دانک های جذاب اش از همان ابتدا همه را مسحور خود کرده بود. بخش زیادی از فصل دوم او به دلیل مصدومیت از دست رفت ولی بعد از رهایی از بند مصدومیت رکورد خوبی از خود به جا گذاشت. او از زمان ویلت چمبرلین اولین بازیکنی شد که در یک فصل بیش از ۳۰۰۰ امتیاز کسب کرد.

بولز در سال ۱۹۹۱ راهی فینال شد و اولین قهرمانی خود در NBA را با شکست تیم قوی لس آنجلس لیکرز به دست آورد. در آن زمان جردن بخاطر برتری بی چون و چرای خود در زمین و توانایی های رهبری اش برای همه شناخته شده بود.

در سال ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ نیز، جردن با شیکاگو بولز موفق به کسب دومین و سومین قهرمانی NBA شدند.

پدر جردن همواره دوست داشت که مایکل بیسبال بازی کند و سرانجام در تابستان سال ۱۹۹۳ توسط دو سارق در جریان سرقت ماشینش به قتل رسید. جسد او بعد از ۱۱ روز در باتلاقی پیدا شد و سارقین به اعدام محکوم شدند. این موضوع تاثیر زیادی روی مایکل جردن گذاشت و باعث شد دو سال از بسکتبال کناره گیری کند و در تیم های نه چندان مطرحی به بازی بیس بال بپردازد.

در مارس ۱۹۹۵ جردن دوباره پا به زمین بسکتبال گذاشت. در فصل اول او همچنان خوب بود، اما در پلی آف مغلوب تیم اورلاندو مجیک شدند. فصل بعد جردن به بولز کمک کرد تا با ۷۲ برد و شکست سوپر سونیک سیاتل چهارمین قهرمانی خود را کسب کند.

بعد از آن باز هم جردن و شیکاگو دو سال پشت سر هم یعنی سال ۱۹۹۷، ۱۹۹۸ قهرمان NBA شدند. جردن بعد از کسب ششمین قهرمانی در NBA خود را بازنشسته کرد. اخیرا مستندی از این دوره با نام “آخرین رقص” از شبکه ی ESPN پخش می شود که به تلاش های مایکل جردن و یارانش در این فصل می پردازد. این مستند به سرعت به یکی از پرطرفدارترین برنامه های شبکه نتفلیکس تبدیل شده است.

جردن در سال ۲۰۰۳ دوباره دلش طاقت نیاورد و یکبار دیگر با تیم واشنگتن ویزاردز به بسکتبال برگشت و در کمال تعجب باز هم در میان فصل در تیم منتخب ستارگان NBA قرار گرفت. او دو فصل برای این تیم بازی کرد و سرانجام به علت آسیب دیدگی شدید زانو از بسکتبال خداحافظی کرد.

افتخارات المپیکی مایکل جردن

در تابستان سال ۱۹۸۴ در لس آنجلس، جردن به عنوان عضو تیم بسکتبال المپیک ایالات متحده اولین حضور خود در بازی های المپیک را به دست آورد. این تیم در بازی های آن سال موفق به کسب طلا شد. جردن یکبار دیگر نیز به تیم ملی آمریکا کمک کرد تا مدال طلا را در بازیهای المپیک ۱۹۹۲ که در بارسلونا اسپانیا برگزار شد، به خانه بیاورند.

بازنشستگی از بسکتبال

جردن در ۱۹ سال فعالیت حرفه ای بسکتبال، سه بار از این ورزش کنار رفت و دوباره با عشق و علاقه ای بیشتر بازگشت. او ابتدا در سال ۱۹۹۳ بازنشسته شد و مجدداً در سال ۱۹۹۸، سپس سرانجام در سال ۲۰۰۳ از دنیای بازی بسکتبال خداخافظی کرد.

تجارت و بازیگری

جردن در خارج از حرفه ی اصلی خود در بسکتبال، درگیر بسیاری از مشاغل سودآور و سرمایه گذاری های تجاری بوده است. بین مشارکت سودآور نایک و مالکیت وی در تیم بسکتبال شارلوت هورنتس، مجله فوربس ارزش خالص جردن را بیش از دو میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ برآورد کرد.

همکاری با نایک

جردن اولین قرارداد خود با نایک در سال ۱۹۸۴ امضا کرد و هم اکنون در هیئت مدیره شرکت نایک فعالیت می کند. نایک کفش ورزشی بسکتبال Air Jordan را در سال ۱۹۸۵ عرضه کرد. در قرارداد اولیه، نایک ۲۵ درصد حق امتیاز از فروش را به جردن داد.

Air Jordan به سرعت بسیار محبوب شد و پس از ۳۰ سال همچنان پرفروش است. این همکاری برای نایک و جردن سودآوری بسیاری دارد، به طوری که نایک تقریباً ۲٫۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ از این خط تولید درآمد کسب کرده است.

سینما

جردن به عنوان ستاره فیلم SPACE JAM در سال ۱۹۹۶، درخشش بزرگی در این فیلم ایجاد کرد. این فیلم ترکیبی از فضای واقعی و کارتون بود و جردن را با افسانه های کارتونی مثل Bugs Bunny و Daffy Duck روی پرده گذاشت.

مدیریت

در سال ۲۰۰۶، جردن بخشی از سهام شارلوت هورنتس را خریداری کرد و به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره در این تیم فعالیت می کرد. در نهایت در سال ۲۰۱۰، او با پرداخت ۱۷۵ میلیون دلار صاحب اکثریت سهام شارلوت هورنتس شد. در حال حاضر تحت ریاست جردن ارزش تیم شارلوت به ۱٫۵ میلیارد دلار رسیده است.

جردن در ۲۰۱۲ گفته: “من پیش بینی نمی کنم از این کار خارج شوم. ماهیت رقابتی من این است که همیشه می خواهم موفق شوم. تیم شارلوت لیاقت قهرمانی NBA را دارد، همانطور که من داشتم.”

در سال ۲۰۱۶ ، جردن با رئیس جمهور باراک اوباما دیدار کرد و به خاطر فعالیت های ارزشمندش در عرصه ی ورزش، مدال آزادی به او اهدا کردند.

در پایان ۹ جلمه ارزشمند و انگیزه بخش مایکل جردن را با هم می خوانیم:

۱- شما نمی توانید کسی را که می داند به کجا می رود، متوقف کنید.

9 درس مایکل جردن

۲- هرگز نگو نمی توانم، زیرا محدودیت ها مانند ترس ها گاهی فقط یک توهم هستند.

9 درس مایکل جردن

۳- من می توانم شکست را قبول کنم، هر کسی در چیزی شکست می خورد. من تلاش نکردن را نمی توانم قبول کنم.

9 درس مایکل جردن

۴- یاد گرفتن یک هدیه است، وقتی که معلم شما «زحمت کشیدن» باشد.

9 درس مایکل جردن

۵- برای برنده شدن اول باید با شکست خوردن آشنا شوید.

9 درس مایکل جردن

۶- با کمک استعداد بازی را می برید، ولی با استفاده از کار گروهی و هوش قهرمانی را از آن خود می کنید.

9 درس مایکل جردن

۷- اگر هیچ کس به تو کمک نمی کند، تنهایی آن را انجام بده. “من” در تیم وجود ندارد، ولی “نفر اول” در برنده شدن معنی دارد.

9 درس مایکل جردن

۸- هر کسی در چیزی استعداد دارد، اما توانایی تنها با کار سخت به دست می آید.

9 درس مایکل جردن

۹- قبل از انجام کارهای بزرگ، اهداف بزرگ انتخاب کن.

9 درس مایکل جردن

ادامه مطلب
جملات انگیزشی برایان تریسی
جملات تاثیرگذار و سخنان برایان تریسی در مورد موفقیت

صحبت کردن درباره افراد موفق و شنیدن زندگی نامه و رازهای موجود در زندگی آن ها همیشه جذابیت خاص خود را دارد. تک تک این صحبت ها می تواند تبدیل به نکته یا رازی شگفت آور و کلیدی به سوی موفقیت و خوشبختی ما باشد. رسیدن به درک عمیقی از زندگی و قرار گرفتن در مسیر جاودانگی تمام هدفی است که بزرگانی مانند برایان تریسی سعی در رقم زدن آن برای ما داشته اند. هر کس به مقدار فهم خود این جملات را درک کرده و با همان مقدار می تواند کوه ها را جابجا نماید. خیلی ها معتقدند اگر قبلاً حتی یک انسان در دنیا موفق به انجام کاری شده باشد، حتماً بقیه هم می توانند راه او را طی کنند. در ادامه سخنان تاثیرگذار برایان تریسی را به هم مرور می کنیم.

برایان تریسی کیست؟

جملات انگیزشی برایان تریسی

هرچند آقای برایان تریسی متولد کشور کانادا است، اما محدودیت قائل شدن برای وطن چنین اشخاصی ازنظر جغرافیایی کمی ساده انگارانه به نظر می رسد. در اکثر مناطق جهان جملات انگیزشی برایان تریسی است که وی را تبدیل به یکی از افراد معروف کرده است. ایشان معلم رازهای موفقیت، یک سخنران با فن بیان فوق العاده و البته یک نویسنده خوش ذوق است که تمام زندگی خود را وقف آموزش و یادگیری رازهای موفقیت  و سپس آموزش آن به دیگران نموده است. وی از سن ۲۰ سالگی سفرهای خود را به مناطق مختلف شروع کرده و سال به سال باتجربه تر و پخته تر شده است. چندین کتاب تاکنون از وی درباره رازهای موفقیت و روش های پیمودن مسیر موفقیت برای انسان ها به چاپ رسیده و صفحات مجازی، شبکه های اجتماعی و تیم های پرورش ثروت همگی پر از جملات انگیزشی برایان تریسی هستند. برایان تریسی در کنار آموزش رازهای موفقیت یک بازرگان عالی نیز می باشد. وی با تسلط کامل به فنون فروش و صحبت کردن، ثروت زیادی از سود فروش کالاها به دست آورده است. از همین رو برایان ترسی را می توان یکی از موفق ترین مدیران فروش جهان نیز لقب داد. برایان ترسی مبدع بسیاری از روش های فروش است که در حال حاضر این روش ها برای تیم های فروش بزرگ ترین کمپانی ها در جهان تدریس می شود. پیروی از یک اسلوب ثابت و داشتن پشتکار بالا باعث شده تا زندگی برایان تبدیل به یک الگوی کامل برای همه انسان ها شود.

بزرگ ترین کاری که برایان تریسی انجام داد و دلیل معروفیت او چه بود؟

برایان مهارت بسیار بالایی در نویسندگی دارد. جملات انگیزشی برایان تریسی احتمالا مهم ترین دستاورد وی می باشند که افراد زیادی با استفاده از آن ها در حال پیشرفت هستند. ازاین رو برایان تریسی تصمیم گرفت تا تمام تجارب و آموخته های خود را در کنار آموزش آن ها، به صورت مکتوب در کتاب های خود نیز به چاپ برساند. اصلی ترین دلیل معروفیت این شخص به ویژه در ایران به خاطر چاپ کتاب شگفت انگیز “قورباغه ات را قورت بده”  بود. این کتاب اولین کتابی بود که جملات انگیزشی برایان ترسی به صورت عمده در معرض دید ایرانی ها قرار گرفت و از همان موقع شهرت و محبوبیت وی نیز رو به فزونی گذاشت. برایان تریسی در طول زندگی خود به کشورهای مختلف جهان سفر کرده و با برپایی همایش ها و کلاس های موفقیت سعی در انتقال تجارب و آموخته های خود به سایر افراد داشته است. از این نظر علاوه بر همه جملات انگیزشی که از او سراغ داریم، احتمالاً همه کشورها یک بار میزبان این شخصیت عالی بوده اند. برایان آموزش های خود را به صورت حضوری در ایران نیز پیگیری کرده و کشور ما نیز میزبان این شخصیت بزرگ و موفق جهان بوده است.

تألیفات برایان تریسی

برایان تریسی در طول زندگی خود بیش از ۵۰۰۰ سمینار مختلف برگزار کرده است. وی تمام تجربیات و رازهای زندگی خود را در تألیفاتش نیز قرار داده و آن ها را به صورت چاپی یا کتاب های صوتی در اختیار علاقمندان گذاشته است. در این بخش قصد داریم مجموعه آثار برایان تریسی را به تفکیک هم در رده کتاب های صوتی و هم چاپی نام ببریم.

تألیفات برایان تریسی درباره روانشناسی

جملات انگیزشی برایان تریسی

  • بازآفرینی؛
  • قورباغه ات را ببوس؛
  • افکارتان را تغییر دهید تا زندگی تان تغییر کند؛
  • راه های مؤثر برای ایجاد انگیزه؛
  • هدف ها؛
  • نیروی اعتمادبه نفس؛
  • قورباغه ات را بخور؛
  • خال هدف؛
  • انگیزه؛
  • نقطه تعادل خود را پیدا کن؛
  • راه نفوذ بر دل ها؛
  • خلاقیت و حل مسئله؛
  • ایجاد انگیزه موفقیت؛
  • هوشمند باشید؛
  • قدرت جذبه؛
  • مدیریت بحران؛
  • همیشه عاشق بمانید؛
  • ازدواج با زن دلخواهتان؛
  • ازدواج با مرد دلخواهتان؛
  • رموز اعتمادبه نفس در زندگی و کار؛
  • جادوی جذابیت؛
  • تمرکز روی هدف؛
  • ساکت شو و انجامش بده؛
  • دستیابی به زندگی رؤیایی؛
  • جامعه آزادی؛
  • یا متمایز شو یا بمیر.

تألیفات برایان تریسی درباره مدیریت زمان و برنامه ها

جملات انگیزشی برایان تریسی

  • معجزه انضباط فردی؛
  • قورباغه ات را قورت بده؛
  • قدرت مدیریت فردی؛
  • تفویض اختیار، نظارت و سرپرستی؛
  • مدیریت زمان؛
  • مدیریت؛
  • ۱۳ روش برنامه ریزی افراد موفق؛
  • زمانتان را مدیریت کنید؛
  • چگونه در روز ۲ ساعت وقت اضافه داشته باشیم؛
  • جادوی جهت دار کردن زندگی؛
  • مدیریت درونی؛
  • مدیریت کاربردی زمان؛
  • قدرت برنامه ریزی طرح پرواز؛
  • بهانه بی بهانه؛
  • ۲۰ تاکتیک مدیریت زمان با برایان تریسی.

تألیفات برایان تریسی درباره رازهای موفقیت

جملات انگیزشی برایان تریسی

  • عامل شانس؛
  • برنامه ی پرواز؛
  • همان قدر به دست می آورید که شایستگی دارید؛
  • چگونه ثروتمند شویم؛
  • به روش خود ثروتمند شوید؛
  • آینده خود را خلق کنید؛
  • ۱۲۰ قانون جهانی برای دستیابی به موفقیت؛
  • ۱۴ اصل برای دستیابی به موفقیت؛
  • نقطه بحران؛
  • مرکز توجه؛
  • فقط این هفت کار را انجام بده و موفق شو؛
  • قانون شکست ناپذیر پول؛
  • ۲۱ ویژگی میلیونرهای خودساخته؛
  • کامیابی به ۱۰۰ سالگی؛
  • میلیونرهای خودساخته؛
  • ۱۰ قانون موفقیت؛
  • رموز موفقیت برای زنان در زندگی و کار؛
  • قوانین جهانی موفقیت؛
  • برنامه پرواز؛
  • رسیدن به استقلال مالی؛
  • گام های طلایی موفقیت؛
  • ۷ قدم تا عادت های موفق؛
  • موفقیت و راه های دستیابی به آن؛
  • کسب اولین یک میلیون دلار؛
  • ۱۲ گام برای دستیابی به اهداف؛
  • ۴۷ راز ثروتمند شدن از زبان برایان تریسی.

تألیفات برایان تریسی درباره فنون مذاکره و فروش و تجارت

جملات انگیزشی برایان تریسی

  • مذاکره؛
  • بهترین کارکنان را انتخاب کنید و در حفظ آنها بکوشید؛
  • ۱۰۰ قانون بی چون وچرا برای موفقیت در تجارت؛
  • بازاریابی؛
  • موفقیت شغلی؛
  • سخنرانی موفق؛
  • ۱۲ اصل رهبری عالی؛
  • فوق ستاره فروش شوید؛
  • موفقیت در رکود؛
  • موفقیت در فروش نامحدود؛
  • راهکار تجارت؛
  • راهکار برتر؛
  • مدیریت فروش؛
  • بیشتر حقوق بگیرید؛
  • روانشناسی فروش؛
  • فروش موفق؛
  • درآمدتان را صد در صد افزایش دهید؛
  • هنر فروش کردن؛
  • بیشتر حقوق بگیرید؛
  • ترفندهایی برای فروش بیشتر؛
  • رهبری خصوصیتی متفاوت؛
  • چگونه در شغل و تجارت خود جهش ایجاد کنید؛
  • تکنیک های مذاکره؛
  • کسب وکار موفق؛
  • فرسنگ هایی که باید رفت؛
  • شیوه ها و تکنیک های بازاریابی و فروش؛
  • به شغل دلخواهتان برسید؛
  • مدیری برجسته باشید؛
  • درآمد میلیونی؛
  • استراتژی بازاریابی برای رشد سریع تر؛
  • هنر اتمام فروش؛
  • ساخت کسب وکار پرسود؛
  • حرف بزن تا برنده شوی؛
  • پیروزی؛
  • درآمدی که واقعاً ارزشش را دارید، به دست آورید؛
  • ۱۰۰ قانون شکت ناپذیر در زندگی و تجارت؛
  • درآمدت را بیشتر کن و سریع ترفیع بگیر؛
  • مهارت های سخنرانی؛
  • حقایق جدید فروش؛
  • مفهوم نوین پیروزی؛
  • کسب درآمد؛
  • رازهای فروش؛
  • کیمیاگری در فروش.

جملات تاثیرگذار برتر برایان تریسی در زمینه های مختلف

جملات انگیزشی برایان تریسی اکنون در کتاب های بسیار زیادی نوشته شده اند و هزاران مدرس موفقیت از این جملات در کلاس های خود استفاده می کنند. با شنیدن این جملات متوجه خواهید شد که این شخص چه تجربه بالایی داشته است. شاید مهم ترین جمله انگیزشی که خود آقای تریسی نیز بارها به اهمیت آن اشاره نموده است، این جمله معروف اوست که “تفاوت اصلی انسان های موفق و ناموفق در شروع کردن است. انسان های موفق همیشه شروع کرده و دست به کار می شوند. اما انسان های ناموفق همیشه به دنبال بهانه هایی برای شروع نکردن هستند.” در این بخش تصمیم گرفتیم تا بهترین جملات انگیزشی برایان تریسی در زمینه های مختلف را با هم مرور کنیم.

۱۰ توصیه برتر برایان تریسی درباره رشد مالی

سخنان تاثیرگذار برایان تریسی درباره رشد مالی

  1. باارزش ترین دارایی هر شخص توانایی وی در کسب درآمد است نه میزان پولی که درمی آورد. پول همیشه به دست می آید و یا از بین می رود، اما توانایی کسب درآمد همیشه با ما همراه است.
  2. کسانی که مهارت های مالی دارند موفق می شوند. شما باید هر روز دو ساعت وقت برای مطالعه درباره اقتصاد و سرمایه گذاری قرار دهید.
  3. درآمد دلخواه خود را به ۲۰۰۰ ساعتی که در سال کار می کنید تقسیم نمایید. ازاین پس تنها برای کارهایی وقت بگذارید که درآمد لازم را برای شما به دنبال داشته باشد.
  4. اگر هر روز ۲ بار و هر بار ۲۰ دقیقه برای صرف چای وقت بگذارید و دست از کار بکشید، در ۵۰ هفته ای که کار می کنید ۱۰۰۰۰ دقیقه یا ۱۶۶ ساعت را در سال صرف نوشیدن چای نموده اید. از وقت خود عاقلانه استفاده کنید.
  5. هیچ شغلی آینده ای ندارد. آینده را فرد صاحب شغل می سازد.
  6. جمع آوری هر ثروتی با فروش خدمات فردی یا در حقیقت زمان شخصی آغاز می شود.
  7. در هر شرایط مالی شما باید بتوانید یک سال بدون هیچ درآمدی در همین وضعیت باقی بمانید.
  8. آزادی مالی نصیب کسی خواهد شد که حداقل ۱۰ درصد و یا بیشتر از درآمد خود را پس انداز نماید.
  9. مهم نیست که چقدر درآمد دارید. بلکه مهم این است که چقدر از آن را حفظ می نمایید. این موضوع آینده ی مالی شما را رقم خواهد زد.
  10. کسانی به استقلال مالی می رسند که دانش کافی برای مدیریت و کنترل منابع مالی خود ازجمله پس انداز را پیدا می کنند.

۱۰ توصیه برتر برایان تریسی در مورد نگرش مثبت

سخنان تاثیرگذار برایان تریسی در مورد نگرش مثبت

  1. مهم نیست که از کجا آمده آید، تنها چیزی که اهمیت دارد مقصد شما است.
  2. افراد موفق عادت دارند تا همیشه انتظارات مثبت خود را از تمام حوادث پیرامون خود داشته باشند.
  3. پتانسیل انسان به قدری بالا است که می تواند صد زندگی به صورت هم زمان داشته باشد. انسان ها می توانند هر چیزی را بیاموزند و در هر امری متخصص شوند.
  4. اهمیت کلمات در زندگی بسیار است. کلمات خوب، تفکرات بهتری را برای زندگی ایجاد می نمایند.
  5. یک خوش بین تمام عیار باشید. در هر موقعیتی به دنبال چیزهای مثبت باشید تا بتوانید از آن ها استفاده کنید.
  6. انسان های مثبت و موفق همیشه درباره راه حل ها فکر و صحبت می کنند و انسان های ناموفق در مورد مشکلات. شما جزء کدام دسته هستید؟
  7. نگران نباشید که مردم راجع به شما چه فکر می کنند، آن ها احتمالاً اصلاً درباره شما فکر نمی کنند.
  8. فرض های نادرست ریشه همه شکست ها هستند. فرض های غلط شما کدام ها می باشند؟
  9. تفکر و نگرش مثبت نسبت به خود یکی از بهترین راه های ایجاد اعتمادبه نفس است.
  10. مشکلات ما را متوقف نمی کنند بلکه به ما آموزش می دهند.

۱۰ توصیه برتر برایان تریسی در مورد رشد شخصیت

سخنان تاثیرگذار برایان تریسی در مورد رشد شخصیت

  1. اگر دوست دارید که چیزهای باارزشی در زندگی شخصی و کاری خود به دست بیاورید، اول از همه باید ارزش شخصیت خود را افزایش دهید.
  2. برای تسخیر آینده باید از لذت های آنی و زودگذر دست بکشیم.
  3. افراد موفق همیشه به دنبال راهی برای کمک به دیگران هستند و افراد ناموفق همیشه می پرسند که این کار چه سودی برای من خواهد داشت.
  4. افراد موفق کسانی هستند که عادات موفق در خود پرورش داده اند.
  5. از سرزمین امن خود بیرون بیایید. تنها در صورتی به موفقیت خواهید رسید که بتوانید به احساس ناخوشایندی که در زمان شروع هر کاری به سراغتان می آید، غلبه نمایید.
  6. همیشه برای اتفاقاتی که برای شما رخ می دهد سپاسگزار و قدردان باشید. به یاد داشته باشید که هر اتفاقی که برای شما می افتد شما را یک قدم به سمت اهداف و چیزهای بهتر از شرایط فعلی تان نزدیک تر می نماید.
  7. ۳ درصد از درآمدتان را صرف توسعه فردی خود نمایید تا آینده شما تضمین شود.
  8. هیچ گاه گله و شکایت نکنید. هرگز توضیح اضافی ندهید. در مقابل این وسوسه که از خود دفاع کنید مقاوم بمانید.
  9. برای اینکه یک دوست خوب داشته باشید، یک دوست خوب باشید.
  10. برای اینکه روی دیگران تأثیر بگذارید باید از دیگران تأثیر بگیرید.

۱۰ توصیه برتر برایان تریسی در مورد موفقیت

سخنان تاثیرگذار برایان تریسی در مورد موفقیت

  1. اگر کاری که الان مشغول انجام آن هستید، شما را به سمت اهداف و موفقیتتان رهنمون نمی کند، پس شما را از آن ها دور می سازد.
  2. کلید موفقیت در این است که ذهن آگاه خود را نسبت به کارهایی که به آن ها اشتیاق دارید متمرکز نمایید نه نسبت به کارهایی که از آن ها می ترسید.
  3. موفقیت مانند نردبان است و مهارت های ما مانند پله های آن. اگر پله ها کامل نباشند امکان رسیدن به موفقیت وجود نخواهد داشت.
  4. آموزش کلید موفقیت است اما یادگیری همیشه سخت و وقت گیر می باشد. ازاین رو انسان ها همیشه تنبل تر از آن هستند که برای آموزش اهمیت قائل شوند.
  5. راز اکثر افراد موفق در رسیدن به موفقیت پشتکار و مقاومت است. باید با خودت عهد ببندی که هیچ گاه کنار نمی کشی تا موفق شوی.
  6. میلیاردرها عادت دارند تا با سخت ترین و مهم ترین عمل، روزشان را شروع نمایند.
  7. اگر قرار است فردا صبح کاری را انجام دهید زود به رختخواب بروید. زود به رختخواب رفتن و زود از خواب برخاستن یکی از رموز موفقیت است.
  8. بهترین راه پیش بینی آینده ساختن آن است.
  9. هر موفقیت بزرگی نتیجه هزاران تلاش کوچک و عادی است که موردتوجه و ستایش دیگران قرار نمی گیرد.
  10. یادداشت هدف هایتان بر روی کاغذ، احتمال دستیابی به آن ها را ۱۰۰۰ درصد افزایش می دهد.

۱۰ توصیه برتر برایان تریسی در مورد مدیریت زمان

سخنان تاثیرگذار برایان تریسی در مورد مدیریت زمان

  1. قانون طلایی شماره یک را در مدیریت فراموش نکنید؛ اطرافیان خود را همان طور مدیریت نمایید که علاقه دارید آن ها شما را آن گونه مدیریت کنند.
  2. مهم ترین دارایی هر فرد قابلیت سودآوری وی است و باارزش ترین منبع برای سودآوری زمان است.
  3. افراد موفق که در جامعه از احترام زیادی برخوردار هستند، همیشه کسانی هستند که بیشتر از بقیه برای آینده برنامه ریزی دارند.
  4. همیشه برای همه کارها برنامه داشته باشید تا بتوانید اقدامات خود را سریع تر انجام دهید.
  5. میلیاردرها عادت دارند تا به صورت روزانه هدف گذاری نمایند.
  6. هر دقیقه که برای برنامه ریزی زمان می گذارید، ۱۰ دقیقه در زمان اجرا صرفه جویی خواهید نمود. این کار باعث می شود تا ۱۰۰ درصد بازگشت انرژی بیشتری داشته باشید.
  7. کیفیت زندگی شما بستگی به کیفیت مدیریت شما در استفاده از وقت دارد.
  8. وقت باارزش ترین منبع مالی و تمام موجودی شما برای به دست آوردن چیزهایی است که در زندگی خواهان آن هستید.
  9. هرگز وسوسه نشوید که ابتدا کارهای جزئی را انجام دهید. این برنامه می تواند همه زحمات شما را به باد دهد.
  10. انسان های معمولی ۵۰ درصد از زمان خود را صرف معاشرت ها و انجام کارهای شخصی بیهوده می نمایند. شما چطور؟

۱۰ توصیه برتر برایان تریسی در مورد روانشناسی درون

سخنان تاثیرگذار برایان تریسی در مورد روان شناسی درون

  1. هر چیزی که به آن باور قوی داشته باشید، تبدیل به واقعیت زندگی شما خواهد شد.
  2. کیفیت زندگی و رسیدن به اهداف بستگی به احساسی دارد که از خودمان داریم.
  3. هیچ وقت نگویید که دیگر دیر شده است. هیچ گاه برای اتخاذ تصمیمات جدید دیر نیست.
  4. به سوی خورشید تمرکز کنید تا سایه پشت سر شما قرار گیرد.
  5. تمام چیزی که برای مقابله با جهان در هر شرایطی نیاز دارید، همگی درون خود شما نهفته است.
  6. هرگز چیزی که دوست ندارید برای شما اتفاق بیفتد را به زبان نیاورید.
  7. شادترین افراد کسانی هستند که احساس خوبی نسبت به خود دارند. این احساس نتیجه مسئولیت پذیری فرد در همه بخش های زندگی انسان است.
  8. همانند یک خودرو که اگر چرخ هایش به خوبی تنظیم شده باشد، راحت تر، سریع تر و روان تر حرکت می کند و انرژی کمتری صرف می نماید، شما نیز اگر افکار، احساسات، اهداف و ارزش های متعادلی داشته باشید، عملکرد بهتری از خود نشان خواهید داد.
  9. مرتب از خود بپرسید آیا کاری که در حال حاضر در حال انجام آن هستید نقشی در رسیدن شما به مهم ترین هدفتان دارد؟
  10. برای اینکه به حداکثر بهره وری برسید، این جمله را به صورت مرتب و پی درپی با خود تکرار نمایید: خوب، برگردیم سرکار

۱۰ توصیه برتر برایان تریسی در مورد فروش و تجارت

سخنان تاثیرگذار برایان تریسی در مورد فروش و تجارت

  1. برای فروش موفق باید تعداد تماس ها و ملاقات ها را افزایش دهید.
  2. نگران شنیدن نه نباشید، نه یعنی پول.
  3. کسانی که بیشترین نه ها را می شنوند، بیشترین بله ها را نیز خواهند شنید.
  4. فروشندگان موفق عاشق محصول و شرکت خود هستند.
  5. در فروش باید اعتمادسازی نمایید.
  6. برقراری ارتباط توانایی است که می توانید آن را به دست بیاورید. اگر برای رسیدن به این مهارت تلاش نمایید، می توانید کیفیت زندگی خود را افزایش دهید.
  7. برای اینکه درآمد شما بیشتر شود باید بیشتر یاد بگیرید.
  8. در اغلب موارد انجام ۲۰ درصد از یک کار منجر به رسیدن به ۸۰ درصد نتیجه ی آن خواهد شد.
  9. کار اصلی یک فروشنده جست وجو، عرضه و پیگیری است. سایر کارها جنبه فرعی دارند.
  10. ۸۰ درصد از وقت خود را به جست وجو و عرضه اختصاص دهید و تنها ۲۰ درصد از وقت خود را برای پیگیری صرف کنید.

 تأثیر افکار برایان تریسی بر زندگی سایرین

برایان تریسی خود بارها  و بارها تأکید داشته است که در زندگی شخصی خود برای رسیدن به موفقیت از افراد موفق الگوبرداری نموده است. حالا خود او نیز به یکی از الگوهای ما برای رسیدن به موفقیت تبدیل شده است. واقعیت این است که موفقیت و تأثیرپذیری از دیگران نیاز به پشتکار و بینش درونی قوی و بالایی دارد. چه بسا افرادی بدون کمترین استعداد و تنها با تکیه بر پشتکار و تکرار یک روش به موفقیت های بسیار زیادی رسیده و افرای هم با هزاران استعداد به هیچ کجا نرسیده اند. برایان تریسی با تدارک بیش از ۵۰۰۰ سمینار آموزشی موفقیت تاکنون به بیش از ۱۰ میلیون نفر تنها از همین راه تجربیات خود را انتقال داده و باعث تحول زندگی بسیاری از آن ها شده است. اما موضوع اصلی اینجاست که این افراد خود خواسته اند که موفق شوند و جملات انگیزشی برایان تریسی و راهکارهای وی تنها چراغی در این راه سخت برای آن ها بوده است.

ادامه مطلب
راکفلر کیست؟
توصیه های ثروتمندترین مرد تاریخ با دارایی ۴ برابر بیل گیتس

جان دیویسون راکفلر در هشتم ژوئیه سال ۱۸۳۹ میلادی و در شهر نیویورک چشم به جهان گشود. وی از یک خانواده متوسط اروپایی تبار بود. والدین راکفلر شش فرزند داشتند، که جان دومین آن ها و بزرگ ترین پسر خانواده محسوب می شد. پدر او ویلیام راکفلر، در زمینه فروش محصولات گیاهی پزشکی فعالیت داشت، که به مناطق مختلف آمریکا سفر می کرد و مادرش الیزا دیویسون یک زن خانه دار بود. جان از کودکی در تأمین اقتصادی خانواده ایفای نقش می نمود و حتی با پس انداز پول اضافی حاصل از فروش سیب زمینی، آب نبات و… به همسایگانشان قرض می داد! زمانی که ۱۴ سال داشت، خانواده او به شهر استرانگسویل در ایالت اوهایو در شرق آمریکا مهاجرت کردند و جان دیویس در دبیرستان مرکزی کلیولند مشغول به تحصیل شد. سپس او به منظور یادگیری حسابداری، یک دوره آموزشی ۱۰ هفته ای را در کالج بازرگانی “Folsom’s” گذارند. طبق گفته های اطرافیان او در دوران نوجوانی، جان راکفلر با وجود این که شرایط زندگی چندان باثباتی نداشت؛ اما فردی بسیار خوش برخورد، جدی، باهوش و فعال بود.

شروع به کار حسابداری ثروتمندترین مرد تاریخ!

راکفلر کیست؟

اولین فعالیت رسمی شغلی او در سال ۱۸۵۵ بود؛ زمانی که به عنوان کمک حسابدار در یک شرکت تولیدی کوچک به نام «Hewitt & Tuttle» در کلیولند شروع به کار کرد. جان در این شرکت سخت تلاش می کرد، به گونه ای که پس از مدت کوتاهی به تمام اصول و جزئیات دفاتر حسابداری تسلط یافت. وی در برآورد هزینه های حمل ونقل ماهر بود، که همین موضوع تأثیر فراوانی در موفقیت تجاری او داشت. راکفلر در ابتدای فعالیت، ماهانه ۱۶ دلار حقوق می گرفت؛ که این مقدار در آخرین سال کاری او در آن شرکت، به ۵۸ دلار رسیده بود. او در جوانی همواره دو آرزوی بزرگ داشت:

«۱۰۰ سال زندگی و بدست آوردن ۱۰۰ هزار دلار سرمایه (معادل ۲٫۷ میلیون دلار در سال ۲۰۱۹)»

شراکت با ماری کلارک

در سال ۱۸۵۹ راکفلر به همراه شریک خود ماری کلارک، با تأسیس یک شرکت وارد حوزه خدمات بازرگانی شدند. جان برای شروع این تجارت به اندازه کافی سرمایه نداشت و به همین دلیل مجبور شد؛ با بهره ۱۰ درصدی از پدرش ۱۰۰۰ دلار وام بگیرد. فعالیت تجاری راکفلر و کلارک بسیار موفقیت آمیز بود و آن ها در سال های اول و دوم شراکت خود به ترتیب ۴۰۰/۴ و ۰۰۰/۱۷ دلار درآمد کسب کردند؛ که با شروع جنگ داخلی نیز این مقدار افزایش یافت. در آستانه پایان جنگ، دولت فدرال برای قیمت نفت یارانه پرداخت می کرد؛ که به واسطه این اختلاف قیمت، یک فرصت تجاری بی نظیر برای دلالان نفتی به وجود آمد. از همین روی، او به همراه برادران کلارک و یک شیمی دان به نام ساموئل اندروز یک پالایشگاه نفت تأسیس کردند. ترکیب شرکاء و سهام داران این شرکت نفتی در طول زمان فعالیت تغییرات بسیاری داشت؛ اما علاوه بر این که فعل و انفعالات مذکور تأثیر منفی روی فرآیند کاری شرکت نداشت؛ جان راکفلر با استفاده از شرایط رونق اقتصادی پس از جنگ، اخذ تسهیلات مالی و سیاست های سرمایه گذاری صحیح توانست؛ در سال ۱۸۶۸ این شرکت را به بزرگ ترین پالایشگاه جهان تبدیل کند!

استاندارد اویل

راکفلر کیست؟

در سال ۱۸۷۰ راکفلر پالایشگاه استاندارد اویل را در اوهایو احداث نمود. این شرکت اولین اتحادیه بزرگ تجاری در کشور آمریکا بود. او با استفاده از تجربیات و ایده های تجاری خود به سرعت این شرکت را گسترش داد؛ تا به سودآورترین پالایشگاه اوهایو و در نهایت به بزرگ ترین پالایشگاه نفت ایالات متحده مبدل گشت. راکفلر پس از مدتی اقدام به ایجاد یک کارتل حمل ونقل ریلی محصولات نفتی نمود، تا از این طریق هزینه های جابه جایی محصولات پالایشگاه خود را کاهش دهد. وی در این مسیر رقبا و منتقدان بسیاری داشت؛ اما اقدامات او موجب می شد، نفت با قیمت کمتری به دست مصرف کنندگان برسد. پس از کسب موفقیت های پیاپی و تبدیل استاندارد اویل به یک غول نفتی، راکفلر در پی گسترش حوزه فعالیت خود و تملک واحدهای صنعتی کوچک تر بود. در واقع او یک استراتژی تجاری قدرتمند داشت، که به ترتیب شامل خرید یا شراکت در پالایشگاه های رقیب، بهبود عملکرد این واحدهای صنعتی، اعمال قدرت برای کاهش هزینه حمل ونقل مواد نفتی، معاملات پنهانی و سرمایه گذاری مجدد درآمدهای شرکت بود و این مراحل هم چون چرخه ای همواره در جریان بودند.

راکفلر عقیده داشت، که شرکت های صنعتی باید در قالب واحدهای بزرگ دارای استاندارد و کیفیت بالا فعالیت نمایند؛ تا وضعیت اقتصاد و صنعت کشور به سرعت بهبود یابد. بنابراین به هر نحو ممکن سعی می کرد، که رقبایش را تحت سلطه خویش درآورده و از این لحاظ خود را ناجی صنعت می دانست! وی توانست از ۲۶ پالایشگاه نفتی فعال کلیولند در سال ۱۸۷۲، ۲۲ واحد از این شرکت ها را خریداری نماید؛ تا همگی زیر نظر مجموعه بزرگ استاندارد اویل فعالیت کنند! به مرور زمان این شرکت خط تولید محصولات مختلفی نظیر روغن، لوله، رنگ و… را به مجموعه خود اضافه نمود و با هدف افزایش ضریب نفوذ در میان مصرف کنندگان، همواره سعی در ایجاد انحصار و فروش محصولات در حداقل قیمت بازار داشت. در پایان دهه ۱۸۷۰ میلادی، ۹۰ درصد از روغن صنعتی مصرفی ایالات متحده در شرکت استاندارد اویل تولید می شد و همین توانست، راکفلر را به یک میلیونر تبدیل کند! هم زمان با پیشرفت های اقتصادی، عطش او برای ایجاد انحصار بیشتر در صنایعی چون نفت، حمل ونقل و… نیز فزونی می یافت. اقدامات انحصارگرایانه او سبب عصبانیت رقبا، حساسیت نهادهای قانونی و حملات رسانه ای متعددی شد.

بازار آتی نفت

معاملات آتی نفت توسط راکفلر بنیان گذاری شد. وی پس از مدتی اقدام به صدور گواهی هایی برای پیش خرید و فروش نفت ذخیره شده در مخازن پالایشگاه های شرکت نمود، که این اوراق توسط واسطه های نفتی مبادله می شد و در نهایت بورس ملی نفت آمریکا در سال ۱۸۸۲ تأسیس گردید. او در دهه ۱۸۹۰ وارد حوزه حمل ونقل سنگهای معدنی شد و به دلیل گسترش بیش از حد فعالیت های تجاری بسیار مورد توجه رسانه ها بود، اما در همین حین به فکر بازنشستگی افتاد و تصمیم گرفت، بیشتر زمان خود را به فعالیت های ورزشی و تفریحی بپردازد.

انحلال استاندارد اویل!

راکفلر کیست؟

نهایتاً جان راکفلر در سال ۱۹۰۲ پس از واگذاری اختیارات خود، با سرمایه ۵۸ میلیون دلاری بازنشسته شد. پس از آن، وی صرفاً سهام دار شرکت استاندارد اویل بود؛ که به دلیل سیاست های پیشین او این شرکت دچار مشکلات و حواشی پیرامونی زیادی شده بود و در آستانه فروپاشی قرار داشت. عاقبت در سال ۱۹۱۱ این اتحادیه بزرگ نفتی بر اساس رأی دیوان عالی آمریکا منحل و به شرکت های کوچک تقسیم شد. در زمان انحلال نیز راکفلر ۲۵ درصد از سهام این شرکت را حفظ نمود. البته این اقدام برای او بسیار سودآور بود؛ زیرا ۱۰ سال بعد ارزش آن به ۹۰۰ میلیون دلار رسید!

عقاید و تفکرات

راکفلر کیست؟

راکفلر یکی از طرفداران جنبش ضد برده داری بود و از آبراهام لینکلن و حزب جهموری خواه جدید حمایت می کرد. وی دنباله رو عقاید یک واعظ به نام جان وسلی بود، که همواره بر پس انداز و تلاش فراوان تأکید داشت. جان راکفلر فرد متدینی بود. او هر روز کتاب مقدس می خواند و هفته ای دو بار در مراسم دعا شرکت می کرد. هم چنین به رهنمودهای زندگی موجود در کتاب مقدس نیز کاملاً معتقد بود و آن ها را در امور اقتصادی خود نیز به کار می گرفت. جان دیویس طبق آموزه های دینی و اصولی که از مادرش آموخته بود، در امور خیریه فعالیت گسترده ای داشت. دانشگاه شیکاگو، مرکز پزشکی راکفلر (دانشگاه راکفلر) و… از موارد عام المنفعه ای می باشند؛ که توسط این شخص در قرن هجدهم و نوزدهم انجام شده است.

فردی که چند برابر بیل گیتس ثروت دارد!

راکفلر عناوینی نظیر ثروتمندترین فرد تاریخ جهان و اولین میلیاردر آمریکایی را به خود اختصاص داده است. علی رغم این که او شخصیتی شناخته شده در صنعت نفت و امور بشردوستانه می باشد، اما اکثریت وی را به واسطه ثروت افسانه ایش می شناسند. طبق آمار رسمی ممیزی در سال ۱۹۰۲، راکفلر ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه داشت؛ که معادل ۲۴ میلیارد دلار کنونی بود. مجموع ثروت او تا زمان مرگ حدوداً ۱٫۴ میلیارد دلار تخمین زده می شود، که بر اساس نرخ تورم برابر ۳۹۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ بوده است!

زندگی شخصی و مرگ

راکفلر کیست؟

جان راکفلر در سال ۱۸۶۴ میلادی با “لارا اسپلمن” ازدواج کرد، که حاصل آن سه فرزند دختر و یک پسر بود. او در دهه ۵۰ زندگی خود از مشکلات گوارشی و افسردگی رنج می برد و به واسطه استرس شغلی فراوان دچار بیماری آلوپسی شد. جان دیویس راکفلر نهایتاً در ۹۸ سالگی بر اثر تصلب شرایین در فلوریدای آمریکا درگذشت.

ادامه مطلب
توصیه‌های میلیون دلاری از وارن بافت
۷ توصیه میلیارد دلاری از وارن بافت پدر سرمایه گذاری

مهم ترین توصیه های میلیارد دلاری وارن بافت

۱- توصیه هایی در خصوص هزینه: اگر چیزی را بخرید که به آن احتیاج ندارید، به زودی مجبور خواهید شد چیزهای را بفروشید که به آن ها احتیاج دارید

متأسفانه بسیاری از رفتارهای اقتصادی که در جامعه رواج دارد، افراد را روز به روز فقیرتر می کند. یکی از این موارد، خرج کردن برای موارد غیرضروری است. حرکت جامعه به سمت تجملات و مصرف گرایی، باعث ورود کالاهای لوکس و نیمه لوکس به سبد خانوار شده است. آموزه های اقتصادی به ما یادآوری می کند که با افزایش درآمد تقاضا برای کالای لوکس افزایش می یابد، ولی گاهی افراد با سطح درآمد متوسط و پایین نیز جهت اغنیا نیاز روانی خود یا نیاز به دیده شدن، بخشی از درآمد خود را به کالاهای غیرضروری اختصاص می دهند. وقتی بخش قابل توجهی از درآمد را صرف کالاهای غیرضروری می کنیم، در آینده با بحران مالی مواجه شده و ناچاریم نیاز مالی خود را با فروش دارایی های خود جبران کنیم. این مسئله ناشی از عدم مدیریت صحیح هزینه ها است. رفتار صحیح اقتصادی آن است که صرفاً به خرید کالاهای ضروری بسنده کنیم. داشتن ثبات رفتاری و عدم توجه به نظر دیگران در این مورد، به ما کمک بسیاری خواهد کرد. همواره به یاد داشته باشید که: پول انسان ها را خلق نمی کند بلکه انسان ها هستند که پول را خلق می کنند. زندگی را به سادگی خودتان زندگی کنید. همچنین بهتر است از توصیه های افراد موفق در کسب وکار و مدیریت مالی بهره گیرید و مطالعه کنید. افزایش مهارت های مدیریت مالی به شما کمک می کند کمتر دچار بحران های مالی شوید.

توصیه های میلیون دلاری از وارن بافت

۲- توصیه هایی در خصوص درآمد: هرگز به یک درآمد خاص بسنده نکنید. برای ایجاد منبع درآمدی دیگر، سرمایه گذاری کنید.

مدیریت درآمد، دانشی است که می توانیم ردپای آن را در جملات انگیزشی وارن بافت زیادی پیدا کنیم. وابسته بودن به یک منبع درآمد نمی تواند شما را به استقلال مالی برساند. اگر به هر دلیلی شغلتان را از دست دهید، مجبور هستید تا زمان پیدا کردن یک شغل مناسب دیگر از پس انداز خودتان استفاده کنید و اگر این قضیه طولانی شود، مجبور خواهید شد برای پرداخت بدهی هایتان از دوستان و آشنایان پول قرض بگیرید. افراد ثروتمند معمولاً چند منبع درآمد مختلف دارند؛ بنابراین زمانی که شرایط خوب باشد می توانند به اندازه ی کافی پول پس انداز کنند و در شرایط بحرانی نیز خیالشان راحت است که تا پیدا کردن یک شغل مناسب، منبع درآمد دیگری دارند. اجاره دادن دارایی، خریدوفروش سهام (بورس) و تولید محصول خاص نمونه های مختلفی برای افزایش منبع درآمد هستند. خلق چندین منبع درآمد بهترین راه کسب درآمد پایدار و ثروتمند شدن است. چندین منبع درآمد مانند این است که در سرمایه گذاری، تمام تخم مرغ هایتان را در یک سبد نگذارید؛ و هرچه منبع درآمد بیشتری داشته باشید، سریع تر به موفقیت و ثروتمندی خواهید رسید.

توصیه های میلیون دلاری وارن بافت

۳- توصیه هایی در خصوص روابط دوستی: بهتر است با افرادی که از خودتان بهتر هستند معاشرت کنید. دوستانی را انتخاب کنید که رفتارشان بهتر از رفتار شما باشد تا تشویق شوید در آن مسیر حرکت کنید.

سرنوشت شما مهم تر از آن است که وقت خود را با افرادی بگذرانید که کمکی به بهتر شدن شما نمی کنند. برحسب یک قانون کلی، میانگین افکار و حتی درآمد شما شبیه میانگین افکار و درآمد پنج نفر از افرادی است که با آن ها در ارتباط نزدیک هستید. به عبارتی میانگین ارتعاش وجودی اطرافیان شما، برابر است با میانگین ارتعاش وجودی خود شما! پس بهتر است دوستان خود را از میان افراد موفق و خوش فکر انتخاب کنید. هرچه انتخاب شما شایسته تر باشد شما نیز فرد موفق تری در آینده خواهید شد. بله همین طور است، افراد شبیه اطرافیان خود می شوند. هم نشینی و معاشرت با افراد درجه یک، به تدریج ارتعاشات وجودی درون شما نیز تغییر می کند و شبیه به ارتعاشات درونی افراد درجه یک اطرافتان می شود. باید سعی کنید که از جمع هایی که انرژی های منفی دارند دوری کنید و با افراد درجه یک و موفق معاشرت کنید. معاشرت با افراد بسیار موفق، مسیر موفقیت شما را هموارتر می کند و امری الزامی است. افرادی که قبل از شما پله های ترقی را طی کرده اند همیشه تجربه های ارزشمندی دارند که می توانند در اختیار شما بگذارند. خوب است بدانید، ثروتمندان با افراد مثبت و موفق در ارتباط هستند و فقرا با افراد شکست خورده معاشرت دارند. اگر می خواهید ثروتمند شوید در دوستی های خود تجدیدنظر کنید.

توصیه های میلیون دلاری وارن بافت

۴- توصیه هایی در خصوص انتظارات: صداقت هدیه ای بسیار گران بهاست، انتظار آن را از افراد کم ارزش نداشته باشید.

وقتی درحال راه اندازی کسب و کار یا رابطه دوستی هستید به دنبال افراد صادق و اصیل باشید. منظور از اصیل، حقیقی، واقعی، صادق و روراست است. آدم های اصیل، در درون همانی هستند که رفتار بیرونی آن ها نشان می دهد. آدم های صادق و اصیل حق به جانب نیستند و ثبات رفتاری دارند. ثبات رفتاری و صداقت آن ها کمک می کند تجربه های خود را صادقانه در اختیار شما بگذارند و در مسیر موفقیت به شما کمک کنند. متأسفانه تشخیص دادن این ویژگی رفتاری در آدم ها خیلی مشکل است. دلیل این امر آن است که ارتباطات متقابل آدم ها باهم نسبی است. این موضوع بستگی به این دارد که ما در ذهن خودمان چه دیدی نسبت به دیگران داریم. اصیل بودن ویژگی کمیابی است؛ زیرا در دنیایی زندگی می کنیم که تظاهر و رفتار نمایشی زیاد است. اکثر انسان ها دنبال چیزهایی هستند که در وجود خودشان ندارند. متأسفانه افراد متظاهر نمی توانند دوست خوبی برای شما باشند و به دلیل عدم صداقت، بسیاری از فرصت های ارزشمند را از شما می گیرند و از پیشرفت بازمی مانید. برای اینکه بتوانید راحت تر این اشخاص را شناسایی کنید بهتر از این ویژگی را ابتدا در خود پرورش بدهید.

توصیه های میلیون دلاری وارن بافت

۵- توصیه هایی در خصوص ریسک کردن: هرگز عمق رودخانه را با هردو پای خود چک نکنید.

گاهی ما در مفهوم کلمات دچار سوءتفاهم می شویم؛ مثلاً با شنیدن واژه «ریسک» به یاد کارهای شتاب زده می افتیم. درحالی که ریسک کردن، یک استراتژی هوشمندانه است که باید آن را آموخت. ریسک را می توان کاهش داد، اما هرگز نمی توان به صفر رساند. پس سرمایه گذاری بدون ریسک هم وجود ندارد. شما تنها قادرید ریسک را مدیریت کنید. این مهارت باتجربه و یادگیری به دست می آید. از طرف دیگر، ریسک کردن بدون مهارت نیز، عواقب ناخوشایندی دارد. هیچ یک از این دو مورد، گزینه خوبی در مورد مسائل مالی و اقتصادی به شمار نمی روند. اگر بیش ازاندازه ریسک کنید، متحمل ضررهای گزاف می شوید. اگر ریسک نکنید نیز شاید سودی به دست نیاورید. باید در این مورد به تعادل برسید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

سرمایه گذاری در سهام ممکن است سودآور باشد ولی بهتر است ریسک خود را در بازارهای مختلف و صنایع مختلف توزیع کنید. به عنوان مثال تک سهم شدن در بازار سرمایه استراتژی پرمخاطره ای است. بهتر است سبد خود را با چند سهم بچینید و فرصت های سودآوری خود را با ریسک های غیرمنطقی از بین نبرید.

توصیه های میلیون دلاری وارن بافت

۶- توصیه هایی در خصوص صبور بودن: مهم نیست استعداد یا تلاشتان چقدر شگفت انگیز است، بعضی چیزها برای به ثمر رسیدن تنها به زمان نیاز دارند. با باردارشدن ۹ زن، نمی توان یک ماهه کودکی را متولد کرد.

در بسیاری از جملات انگیزشی می خوانیم که موفقیت، نیازمند صبر است؛ اما صبر کردن نیز حد و اندازه ای دارد. صبر کردن بدون اندیشه، به قیمت تلف کردن زمان گران بهایمان تمام می شود. باید با خودمان تمرین کنیم که همیشه چند پله جلوتر از جایی که هستیم را ببینیم. در این صورت می توانیم با خیالی آسوده، در انتظار چیدن میوه های درختی باشیم که با آگاهی کاشته ایم. صبر کردن مهارت سختی است و غالب افراد صبور نیستند. ما غالباً افراد عجولی هستیم. سریع ثروتمند شدن، سریع موفق شدن، احتمالاً جایی برای یادگیری ما نخواهد گذاشت. این زود خواستن، معمولاً تلاش زیادی نمی خواهد. حقیقت آن است که ثروت های بزرگ در اثر صبر و تلاش به دست می آیند. ما باید سعی کنیم فرصت های سرمایه گذاری و موفقیت را شکار کنیم و صبورانه منتظر نتیجه مطلوب بمانیم. صبر، انعطاف و نظم به ما کمک می کنید به موفقیت های بزرگ برسیم.

توصیه های میلیون دلاری وارن بافت

۷- توصیه هایی در خصوص پس انداز: آنچه پس از صرف هزینه هایتان باقی مانده است را پس انداز نکنید، بلکه در عوض، آنچه پس از پس انداز برایتان باقی ماند را خرج کنید.

پس انداز کردن از آن دست موضوع هایی است که وارن بافت روی آن تأکید زیادی داشته است. اهمیت این موضوع بر سیاست های مالی بر کسی پوشیده نیست. یادتان باشد که برای تغییر وضعیت مالی، نخست باید روی درست خرج کردن تمرکز کرد. مدیریت صحیح مخارج، جز مهارهای مهم برای ثروتمند شدن است. سپس باید به کسب درآمد بود. طرز فکر یک فرد عادی این است که معمولاً بعدازاینکه با هزینه های ضروری مواجه شد شروع به پس انداز می کند. روش یک فرد ثروتمند کاملاً برعکس است ما این تفاوت را فرمول افراد ثروتمند می نامیم. این فرمول می گوید:

به محض دریافت درآمدتان درصد معینی از آن را برای بازگرداندن به اجتماع و درصد مشخصی را برای سرمایه گذاری روی اهداف مالی خود در نظر بگیرید. تنها آنچه باقی مانده است را خرج کنید. بسیار آسان است که پول خود را صرف چیزهایی کنیم که دوست داریم اما در پایان روز می بینید که همه پولی را که کسب کرده اید خرج شده و اهمیتی هم ندارد که درآمد شما چقدر بوده است. به جای رضایت در لحظه، تمرکز خود را روی آینده برگردانید. هرچند همه ما دوست داریم که بازخورد خوبی از دوستان و آشنایان در مورد چیزهایی که داریم، دریافت کنیم اما باید برای خود حدومرزی بگذاریم. شما باید چیزهایی را بخرید که نیاز دارید و تنها چیزهایی را نخرید که بتوانند دیگران را تحت تأثیر قرار دهند. در دنیای امروز بسیاری مخارج وجود دارند که اگر برنامه ریزی نکنید و پول خود را بودجه بندی نکنید، در پایان هیچ پس اندازی برایتان باقی نمی ماند. مخارج داخلی و خارجی. افراد ثروتمند می دانند که پول از کجا وارد می شود و از کجا بیرون می رود. یادداشت کردن مخارج و پس اندازه کمک می کند زودتر به نتایج مطلوب برسید.

توصیه های میلیون دلاری وارن بافت

ادامه مطلب
۷ توصیه‌ الهام بخش مارک زاکربرگ موسس فیسبوک
۷ جمله انگیزشی مارک زاکربرگ موسس فیسبوک

در میان اسامی شناخته شده در عصر کنونی، مطمئنا می توان از مارک زاکربرگ به عنوان یک شخص تاثیرگذار نام برد. زاکربرگ اعجوبه برنامه نویسی و یکی از معروف ترین نام های دنیای تکنولوژی و ارتباطات است. پشتکار، ریسک پذیری و خلاقیت این جوان او را به یکی از ثروتمندترین افراد حال حاضر جهان تبدیل کرده است. شبکه فیسبوک یکی از مهیج ترین و پرطرفدارترین شبکه های اجتماعی که تا کنون بیش از دو میلیارد کاربر را به خود جلب نموده، تنها یکی از دستاوردهای مارک زاکربرگ است.

وبسایتی که زاکربرگ در اتاق خوابگاه خود در دانشگاه هاروارد آن را با همکاری داستین موسکوویتز، کریس هیوز و ادواردو ساورین راه اندازی کرد، امروزه به ارزش خالص بیش از ۷۳ میلیارد دلار رسیده است. مارک زاکربرگ، موسس فیسبوک در سال ۱۹۸۴ متولد شد. او مثل همه نوابغ دنیای تکنولوژی تحصیلات دانشگاهی خود را با هدف تمرکز بر توسعه پروژه شخصی اش، فیسبوک ناتمام رها کرد. همه ما کم و بیش با این شخصیت موفق آشنا هستیم. اما در این میان نکاتی در زندگی زاکربرگ وجود دارد که می تواند جالب به نظر برسد؛

  • لوگوی فیسبوک به رنگ آبی است. چون زاکربرگ نسبت به رنگ قرمز کور رنگی دارد.
  • یادگیری زبان های کهن یکی از علایق اوست. این علاقه وی را به چندین زبان زنده دنیا مسلط نموده است.
  • نکته ای که در زندگی زاکربرگ جلب توجه می کند، اهمیت او به حریم شخصی و امنیت است. به طوری که سالیانه میلیون ها دلار را به مسائل امنیتی اختصاص می دهد. این ویژگی در سفرهای شخصی زاکربرگ هم نمود پیدا کرده است.
  • هفتمین فرد ثروتمند جهان با وجود برخورداری از سرمایه غنی خود، علاقه ای به استفاده از خودروهای لوکس ندارد. خودروی او در طول سالیان گذشته یک ماشین سی هزار دلاری است.
  • مارک زاکربرگ هر روزه با همکاری بیش از ۱۲ نفر از همکاران خود، پاسخگوی نظرات و سوالات کاربران است. این افراد حساب کاربری او را مدیریت می کنند.
  • زاکربرگ پیش از ساخت فیسبوک به نوعی با مایکروسافت همکاری می کرد. مایکروسافت نیز تلاش زیادی برای به دست آوردن سهام فیسبوک از خود نشان داد.
  • نزدیکان زاکربرگ او را به عنوان فردی اقتصادی و صرفه جو می شناسند. وی در یکی از مصاحبه هایش عنوان کرد که بسیاری از ویلاهای خریداری شده را از آگهی ها پیدا کرده است.

 

در ادامه این مطلب ۷ توصیه الهام بخش مارک زاکربرگ را به شما خواهیم گفت:

۱- سوال هر روزه من از خودم این است: آیا من مهم ترین کاری را که می توانستم انجام داده ام؟

7 توصیه  الهام بخش مارک زاکربرگ موسس فیسبوک

۲- در دنیای پر از تغییر ما، تنها راهی که مطمئنا منجر به شکست خواهد شد، ریسک نکردن است.

7 توصیه  الهام بخش مارک زاکربرگ موسس فیسبوک

۳- رویکرد هکرها به این صورت است که هیچ چیز بی نقص نیست و همواره راه حلی برای بهتر شدن وجود دارد.

7 توصیه  الهام بخش مارک زاکربرگ موسس فیسبوک

۴- مردم به گفتار شما اهمیتی نمی دهند، آن ها تنها برای چیزی که خلق می کنید، ارزش قائل اند.

7 توصیه  الهام بخش مارک زاکربرگ موسس فیسبوک

۵- اجازه ندهید کسی کسی به شما بگوید که خودتان را چگونه تغییر دهید.

7 توصیه  الهام بخش مارک زاکربرگ موسس فیسبوک

۶- هدف من هرگز ایجاد یک شرکت نبود، من می خواستم چیزی بسازم که تغییری در جهان ایجاد کند.

7 توصیه  الهام بخش مارک زاکربرگ موسس فیسبوک

۷- بعضی از مردم فقط خواب موفقیت را می بینند. بعضی دیگر از خواب بیدار می شوند و برای آن سخت تلاش می کنند.

7 توصیه  الهام بخش مارک زاکربرگ موسس فیسبوک

ادامه مطلب
زندگینامه کارل بنز
زندگی نامه کارل بنز پدر خودروسازی جهان

کارل بنز (Karl Benz) مردی است که ماشین را به مردم جهان معرفی کرد!. اتومبیل، بخشی جدایی ناپذیر از زندگی انسان قرن ۲۱ است. با وجود این وسیله چهارچرخ، ما به مسافت های طولانی که زمانی دمار از روزگار بشر درمی آورند نیشخندی می زنیم و آن ها را طی می کنیم.

کارل بنز کیست؟ (Karl Benz)

سرگذشت ماشین های بنزینی به فردی به نام «کارل بنز» گره خورده اند. او پدر خودروسازی جهان است که به لطف سماجت ها و خستگی ناپذیری او اکنون می توانیم به راحتی از اتومبیل ها استفاده کنیم. در این مقاله از خانه سرمایه به سراغ خالق ماشین ها می رویم و از نزدیک به تماشای ماجراهای زندگی اش می نشینیم.

پائولو کوئیلو:

بدون اهمیت به اقدامات افراد، هر کسی روی زمین نقشی کلیدی در تاریخ جهان ایفا می کند و معمولا خودش این را نمی داند.

کارل بنز فرزند یکی یک دانه و بسیار باهوش یک لوکوموتیوران

کارل، تک فرزند یک خانواده سه نفره آلمانی بود. مادرش «ژوزفین وایلانت» و پدرش «یوهان جورج بنز» نام داشت. پدر کارل، لوکوموتیوران بود که در اثر یک حادثه قطار و زمانی که فرزندش فقط دو سال سن داشت از دنیا رفت. شاید بتوان دست به آچار بودن کارل را میراثی به حساب آورد که از مرور خاطرات پدرش به او رسیده است.

آشنایی با افراد تاثیرگذار در زندگی کارل بنز

بدون شک، مادر کارل، یعنی ژوزفین، اولین و مهم ترین فردی است که مسیر زندگی او را از یک مرد فقیر به پدر خودروسازی جهان تغییر داد. ژوزفین آدمی نبود که به این راحتی ها تسلیم شود. این نکته را می توان از تلاش او برای تحصیل یگانه فرزندش حتی در بدترین وضعیت مالی فهمید. او برای اینکه کارل در بهترین مدرسه ها درس بخواند و آینده اش را بسازد زحمت زیادی کشید. کارل نیز در عوض تلاش های مادرش به او ثابت کرد که به پیشرفت و تلاش، علاقه بسیار زیادی دارد. کاندیدای بعدی، پدر کارل است. شاید پدرش حضور پررنگی در زندگی اش نداشت اما یاد و خاطره او مدام کارل را به سمت موتورها، لکوموتیوها و ساخت خودرو سوق می داد. بنز همیشه پدر خود را تحسین می کرد. سومین گوی طلایی این ماجرا به یک استاد دانشگاه پلی تکنیک و مهندس مکانیک به نام «فردیناند جاکوب رتن باخر» (Ferdinand Jakob Redtenbacher) اهدا می شود. او تاثیر زیادی در جذب کارل به موضوع های مکانیکی داشت. کارل بنز، مدت ها به عنوان شاگرد اختصاصی او به شمار می رفت.

زندگینامه کارل بنز

خوردن تیر مادر به هدف!

دوران تحصیل کارل با ورود به یک مدرسه محلی در زادگاهش یعنی کالسروهه، آغاز شد. در همین مدرسه بود که معلم ها متوجه استعداد کارل شدند و مقدمات تحصیل او را در مدرسه علمی «Lyzeum» فراهم کردند. زمان گذشت و کارل به سن ۱۵ سالگی رسید. در این زمان بود که با قبولی در رشته مکانیک دانشگاه «پلی تکنیک کالسروهه» یک بار دیگر مادرش را خوشحال کرد. بنز، در طول دوران تحصیلش به تخصص هایی مانند «مهندسی لوکوموتیو» و «قفل سازی» علاقه نشان داد. دوران تحصیلات آکادمیک بنز، چهار سال به طول انجامید و او خیلی زودتر از سایر هم سن و سالانش، زمانی که تنها ۱۹ سال سن داشت از دانشگاه فارغ التحصیل شد. کارل بنز در مورد تحصیلاتش در کالسروهه می گوید «چیزهایی که آرزو کردم و تمام چیزهایی که ساختم، ریشه هایی دارند که به این مکان بازمی گردند.»

سلام، دنیای بعد از دانشگاه!

چه نخبه باشید و چه یک فرد معمولی، پیدا کردن کار بعد از دانشگاه، مسئله بزرگی است. بنز نیز از این قافله مستثنا نبود. او کارهای زیادی را امتحان کرد؛ از استخدام به عنوان کمک مکانیک در کارخانه فنی کالسروهه و کار به عنوان نقشه کش و مهندس طراح در شرکت «مسرزشوایزر» گرفته تا مشغول شدن در یک شرکت پل سازی در «فورتسهایم» هیچ یک نتوانستند توجه کارل را به خود جذب کنند. ماجرای تغییر شغل های مختلف او هفت سال به طول انجامید تا اینکه بالاخره در سن ۲۷ سالگی تصمیم گرفت به ندای قلبش گوش داده و به سمت کارآفرینی، یک تغییر جهت اساسی بدهد.

وقتی دیگ شراکت، نمی جوشد…

کارآفرینی کارل با راه اندازی یک کارگاه مکانیکی در مانهایم شروع شد. کارگاه او در زمینه های مختلفی مانند عرضه مواد اولیه برای ساخت و تولید محصولات صنعتی فعالیت می کرد. او این کارگاه را با کمک شریک تجاری اش «اوت ریتر» به راه انداخت. بر خلاف تصور کارل، همکاری با ریتر برایش گران تمام شد. چون او چیزی از تجارت نمی دانست و به همین دلیل، سال اول همکاری آن ها بسیار بد به پایان رسید. از طرفی، مقامات محلی نیز برای بنز و کارگاهش مانع تراشی می کردند. کارل برای خلاصی از وضع موجود و نجات کارگاهش، چاره ای جز خداحافظی با شریکش نداشت. او با کمک سرمایه ای که به واسطه جهیزیه همسرش مهیا شده بود، سهم ریتر را خرید و کنترل اوضاع را در دست گرفت. بعد از این ماجرا بود که کارل شروع به طراحی موتور دو زمانه کرد و توانست با وجود سختی هایی که پیش رویش بود طراحی این موتور را تکمیل کند و آن را به ثبت برساند.

ثبت شرکت سهامی و خداحافظی با آرزوهای بر باد رفته

زندگینامه کارل بنز

موفقیت بنز در ثبت اختراع موتور دو زمانه، به جای اینکه زمینه های پیشرفت کسب و کار او را هموارتر کند، او را به دردسرهای زیادی گرفتار کرد. در این زمان بود که بانک ها او را مجبور کردند کارگاهش را به صورت رسمی و به عنوان شرکتی بزرگ با هزینه های هنگفت ثبت کند. ثبت شرکت سهامی، یعنی ورود شرکای زیاد با سلیقه های متفاوت که بدون شک، هر کدام خود را در زمینه تخصصی کارل، صاحب نظر می دانستند. بنز برای کمتر شدن اثرات این شراکت، از برادرش و فردی به نام «امیل بوهلر» که یک عکاس بود کمک گرفت و با هم شرکت سهامی «Gasmoteren Fabrik Mannheim» را ثبت کردند. اما ماجرا باز هم مطابق میل کارل پیش نرفت. چون او از نفر اول کارگاهش و مالک همه چیز به یک مدیر اجرایی ساده که تنها صاحب پنج درصد از سهام شرکت بود تبدیل شد. گذشته از تمام این ها، حرف او دیگر اعتباری نداشت و کسی به طرح های او اهمیتی نمی داد. کارل بنز هیچ وقت نتوانست با این مسئله کنار بیاید. برای همین تصمیم گرفت که آن پنج درصد سهم را هم واگذار کرده و شرکت خود را به امید یک آینده بهتر رها کند.

توماس جفرسون:

من رویاهای آینده را بیشتر از تاریخ گذشته دوست دارم.

کارل بنز و بازگشت به رویای کودکی

خروج کارل از شرکتی که خودش آن را ساخته بود، خیلی چیزها را برایش روشن کرد و درس های زیادی به او داد. بنز به زمانی برای پیدا کردن خودش نیاز داشت؛ یک تجدید قوا تا بتواند دوباره روی پاهای خودش بایستد. به همین دلیل، به سراغ کاری رفت که همیشه دوستش داشت؛ یعنی تعمیر دوچرخه! علاقه بنز به این کار، او را به سمت کارگاه «مک رز» و «فریدریش ویلهلم اسلینگر» در مانهایم کشاند، جایی که خیلی زود به همراه صاحبان آن کارگاه، دومین شرکت خود را راه اندازی کرد. بنز به همراه این دو نفر، شرکتی برای تولید ماشین های صنعتی با نام «Benz & Company Rheinische Gasmotoren-Fabrik» تأسیس کرد که بیشتر با نام «Benz & Cie» شناخته می شد. آن ها به سرعت شرکت خود را رشد دادند و پس از استخدام حدود ۲۵ کارمند و کارگر، تولید موتورهای گازی را شروع کردند.

تاثیر دوچرخه در زندگی کارل

زندگینامه کارل بنز

شاید بتوان علاقه بنز به دوچرخه را یکی از الهامات درونی او در نظر گرفت. چون از طرفی، او به علت همین علاقه بود که به کارگاه تعمیر دوچرخه در مانهایم رفت، شرکت دوم خود را ثبت کرد و حتی در طراحی های بعدی خود از اصول اولیه مکانیک دوچرخه برای ساخت اتومبیل استفاده کرد. ترکیب دوچرخه و موتور گازی به ساخت خودرویی با موتور ۴ زمانه و سیستم کنترلی شبیه به دوچرخه منجر شد. کارل بنز به خاطر طراحی همین اتومبیل که «Benz Patent Motorwagen» نام داشت، عنوان پدر خودروسازی جهان را از آن خود کرد! با وجود خلاقیت های به کار رفته در موتورواگن، کارل نتوانست اقبال عمومی را با خود همراه کند. او دو مرتبه این خودرو را بهینه سازی کرد و در سومین نسخه آن از چرخ های چوبی کمک گرفت.

خریدارانی که فرشته های نجات شرکت بنز بودند

تولید اتومبیل، تنها یک طرف ماجرا بود. حالا بنز باید فروش تجاری را آغاز می کرد یا به زبان ساده تر، اتومبیل هایش را به مردم می فروخت. اولین کسی که راضی شد یکی از اتومبیل های بنز را به جای کالسکه و اسب سوار شود، فرد گمنامی بود که در یک بیمارستان روانی کار می کرد. دومین خریدار، آشناتر از آن بود که به نظر می رسید. «Parisian Emile Roger» که موتورهای بنز را با گواهی کارل تولید می کرد، تصمیم گرفت اتومبیل های بنز را نیز به خط تولید خود اضافه کند. در مقایسه با بنز، راجر تاجر باهوش تری بود. او بخش بزرگی از خط تولیدش را در کشور فرانسه راه اندازی کرد. چون می دانست که فرانسوی ها ثروتمندتر از آلمانی ها هستند و پیشنهاد خرید یک کالسکه بدون اسب، بهترین گزینه برای خرج کردن پول اضافی آن ها به شمار می رفت. اما هنوز مشکلاتی وجود داشت.

دردسرهای زیرساختی اولین اتومبیل جهان

اتومبیل تولید شد و مردم انگشت شماری هم استفاده از آن را شروع کردند اما ماجرا به این سادگی نبود. سوخت این اتومبیل ها بنزین بود و داروخانه تنها جایی که می شد بنزین را پیدا کرد. در واقع، مردم از بنزین به عنوان یک محلول پاک کننده استفاده می کردند. علاوه بر این، نسخه اولیه موتورواگن قدرت زیادی نداشت و برای بالا رفتن از شیب، باید آن را هُل می دادند.

سفر یواشکی همسر و ثبت یک رویداد جهانی

زندگینامه کارل بنز

فروش اتومبیل ها کم بود و کارل بنز چون نتوانسته بود برای اختراع خودش به درستی بازاریابی کند احساس شکست می کرد. در این هنگام بود که همسرش «برتا بنز» تصمیم گرفت با انجام یک سفر ماجراجویانه به همسرش کمک کند. برتا می دانست که اگر مزیت های این اختراع به مردم ثابت شود حتما به سمت خرید آن جذب خواهند شد. برتا نمی توانست در مورد نقشه اش به کارل چیزی بگوید چون نگران بود با او مخالفت کند. از طرفی، اگر مقامات شهری هم از این موضوع باخبر می شدند حتما برای او مانع تراشی می کردند. در نتیجه، برتا مجبور بود که نقشه اش را به صورت چراغ خاموش و با همراهی دو پسرش اجرا کند. او می خواست به بهانه دیدار مادرش، مسافتی ۱۰۶ کیلومتری را از مانهایم تا فورتسهایم رانندگی کند. او و پسرانش در یک سپیده دم که شرایط رفتن مهیا بود، سفر خود را با ۵/۴ لیتر بنزین شروع کردند. اما این مقدار سوخت، نمی توانست تا انتهای مسیر، کفاف سفر آن ها را بدهد. برتا مجبور بود در میان مسیر سوخت گیری کند. اما همان طور که با هم گفتیم در آن زمان، چیزی به نام جایگاه سوخت وجود نداشت. در نتیجه، برتا به دنبال نزدیک ترین داروخانه گشت تا بتواند بنزین بخرد. او کنار داروخانه «Wiesloch» توقف کرد، مقداری بنزین خرید و در همان جا مشغول پر کردن محفظه سوخت اتومبیل شد. به این ترتیب، داروخانه «Wiesloch» به اولین ایستگاه سوخت جهان تبدیل گشت. برتا دهانه بسته شده سوخت را با کلاه و سنجاق سرش تمیز کرد. در میان مسیر نیز، زنجیر اتومبیل دچار مشکل شد و او از یک آهنگر برای ترمیم زنجیر کمک گرفت. علاوه بر این، ترمز چوبی اتومبیل هم ترک برداشت و برتا از یک پینه دوز خواست تا برای آن ترمز، رویه ای از چرم بدوزد؛ این کار منجر به ساخت اولین جفت لنت ترمز جهان شد. منبع آب نیز یک نگرانی بزرگ در طول سفر به شمار می رفت. چون یک سیستم خنک کننده آبی برای خنک کردن موتور به کار گرفته شد بود. هر زمان که برتا و پسرانش متوقف می شدند، هر سه نفر آن ها در منبع آب می ریختند. دو دنده این خودرو برای سر بالایی ها و سرازیری ها کافی نبود. بنابراین پسران کارل بنز مجبور بودند در سراشیبی ها خودرو را هُل دهند. سرانجام، برتا بنز هنگام غروب به «Pforzheim» رسید و موفقیتش را از طریق تلگراف به شوهرش اطلاع داد. چند روز بعد هم با همان خودرو به مانهایم بازگشت. برای پسران بنز، این تاریخی ترین، پردردسرترین و هیجان انگیزترین ملاقات با مادربزرگ بود. داستان سفر آن ها سروصدای زیادی به راه انداخت. برتا نیز که حالا یک استفاده کننده حرفه ای به شمار می رفت، نتیجه تجربه هایش را به همراه چند پیشنهاد برای بهینه سازی اتومبیل در اختیار همسرش قرار داد. او پیشنهاد کرد که یک دنده اضافه برای بالا رفتن از تپه ها و لنت های ترمز برای بهبود قدرت ترمز روی اتومبیل نصب شود. کارل بنز بعدها در خاطرات خود نوشت «تنها یک نفر با من در کشتی کوچک زندگی باقی ماند، هنگامی که به نظر می رسید در حال غرق شدن است. او همسرم بود. او شجاعانه و قاطعانه بادبان های جدیدی از امید برافراشت.» اکنون، مسیر مسافرت خانوادگی برتا بنز به مسیری تاریخی تبدیل شده است. مردم آلمان، هر سال برای یادبود این سفر، جشنواره خاصی با موضوع مسابقه ماشین های قدیمی برگزار می کنند. این ماشین ها در همان مسیری که برتا و پسرانش رانندگی کردند با هم به رقابت می پردازند. علاوه بر این، روبه روی داروخانه «Wiesloch» نیز یک مجسمه یادبود از برتا در حالی که مشغول بنزین زدن است، نصب شده تا یاد و خاطره تلاش های برتا بنز برای پررنگ کردن نقش اتومبیل در زندگی مردم، زنده بماند.

زندگینامه کارل بنز

وینسنت ونگوگ:

زندگی چه شکلی بود اگر شهامت تلاش برای انجام هیچ کاری را نداشتیم؟

کارل بنز برداشتن گام هایی بلندتر

پس از رفع مشکلاتی که برتا در مورد خودرو پیدا کرده بود، این اتومبیل در نمایشگاه بین المللی پاریس در سال ۱۸۸۹ به نمایش گذاشته شد و به شهرتی جهانی رسید. از این زمان بود که فروش خودروهای بنز افزایش یافت. کارل بنز یا باید کسب و کارش را توسعه می داد یا میدان را به نفع رقیبانی که دیر یا زود سروکله شان پیدا می شد خالی می کرد. بنابراین او تصمیم گرفت که کارخانه خود در مانهایم را توسعه دهد و تعداد کارمندانش را به ۴۳۰ نفر برساند. با این کار، شرکت بنز در قرن ۱۹ صاحب بزرگ ترین کارخانه تولید خودرو در جهان شد. اما توسعه کسب و کار، خرید زمین و استخدام افراد بیشتر، یک معنی بیشتر نداشت و آن، نیاز فوری به پول نقد بود. بنز بار دیگر مجبور شد سهام کارخانه خود را بفروشد تا بتواند سرمایه لازم برای این توسعه را به دست آورد. «فریدریش فون فیشر» و «جولیوس گانس» دو شریک تازه بنز بودند. آن ها به کارل بنز پیشنهاد دادند که بازار خودروهای خود را گسترش دهد و این کار را با تولید خودروهایی ارزان تر آغاز کند تا مردم عادی هم بتوانند از اتومبیل استفاده کنند. این پیشنهاد، مورد قبول کارل واقع شد. کارل در سال ۱۸۹۳، خودروی جدید و ارزان تری به نام «Victoria» را به بازار عرضه کرد. اتومبیل جدید برای دو مسافر مناسب بود و با موتور ۳ اسب بخار تولید می شد. طراحی خودروهای بنز باز هم بهبود پیدا کرد و این بار خودرویی به نام «Velo» عرضه شد. از سال ۱۸۹۴ تا ۱۹۰۱، حدود ۱۲۰۰ دستگاه خودروی «Velo» تولید شد که لقب اولین خودروی تولید انبوه تاریخ را از آن خود کرد. به علاوه، این اتومبیل در اولین مسابقه اتومبیل رانی تاریخ به نام «Paris to Rouen»  که در سال ۱۸۹۴ اجرا شد شرکت کرد. بنز، پا را از این هم فراتر گذاشت و به سراغ تولید ماشین های بزرگ تر با اهدافی به جز حمل و نقل انسان رفت. به این ترتیب، اولین کامیون تاریخ در شرکت بنز طراحی و ساخته شد. بعدها، شرکت «NetPhener» از برخی قطعات آن برای ساخت اولین اتوبوس تاریخ استفاده کرد.

دراز کردن دست دوستی به سمت رقیب

یکی از شرکت هایی که در صنعت خودروسازی پابه پای بنز بالا می آمد، شرکت «Daimler Motors» بود. این دو شرکت، در رقابت های زیادی با هم دست و پنجه نرم می کردند. «گاتلیب دایملر» صاحب اصلی شرکت دایملر و رقیب اصلی کارل بنز در سال ۱۹۰۰ فوت کرد. حدود ۲۵ سال بعد، کارل بنز تصمیم گرفت، اولین قدم را بردارد و پیشنهاد ادغام دو شرکت را مطرح کند. سرانجام این دو شرکت در سال ۱۹۲۶ با هم ادغام شدند و تحت عنوان «دایملر بنز» (Daimler-Benz) به فعالیت خود ادامه دادند. مدتی بعد، کارل از سِمَت خود به عنوان مدیریت طراحی استعفا داد و به عنوان عضوی از هیئت مدیره مشغول به کار شد.

تاسیس شرکت کارل بنز و پسران

زندگینامه کارل بنز

کارل، همزمان با عضویت در هیئت مدیره شرکت دایملر بنز، به همراه دو پسرش یک شرکت خانوادگی خودروسازی را راه اندازی کرد. او که بارها مجبور شده بود سهام شرکتش را به دلیل کمبود پول به دیگران بفروشد، تصمیم گرفت که هیچ گاه این کار را با شرکت خانوادگی اش انجام ندهد. تولیدات این کارخانه خصوصی آن قدر باکیفیت بودند که در شهر لندن از آن ها به عنوان تاکسی استفاده می شد. کارل در سال ۱۹۱۲، تمام سهامش در شرکت خانوادگی را فروخت و آن را به پسرانش، یوجین و ریچارد واگذار کرد. البته، او به عضویت در هیئت مدیره شرکت اصلی بنز ادامه داد.

اولین یا سریع ترین؟

در مورد اولین کسی که اتومبیل را اختراع کرد، ابهاماتی وجود دارد. عده ای می گویند به غیر از کارل بنز افراد دیگری هم بودند که روی موتورهای دو زمانه و چهار زمانه کار می کردند و موفق هم بوده اند. این ماجرا بی شباهت به جنجال های توماس ادیسون در مورد اختراع اولین لامپ نیست. اما نکته مهم این است که کارل بنز، اولین کسی بود که اتومبیل اختراعی خود را ثبت رسمی کرد. شاید تنها اشکال مخترعان دیگر این بوده است که به اندازه کارل به فکر فروش و ثبت اختراع خود نبوده اند. پدر خودروسازی جهان، در ۸۴ سالگی چشم از جهان فرو بست. اما هنوز هم نام او یکی از پرتکرارترین نام های تاریخ به شمار می رود.

خلاصه ای درباره زندگی نامه کارل بنز

  • کارل بنز، پدر خودروسازی جهان است که در سال ۱۸۴۴ میلادی در شهر کالسروهه آلمان به دنیا آمد.
  • کارل در کودکی، پدرش را از دست داد و به همین دلیل، زندگی سختی داشت.
  • هوش زیاد بنز باعث شد که زودتر از هم سن وسالانش، مدرسه و دانشگاه را تمام کند و وارد بازار کار شود.
  • اولین شرکت او به نام «Gasmoteren Fabrik Mannheim» و با دردسرهای زیادی ثبت شد که در نهایت باعث استعفای کارل بنز از شرکت خودش شد.
  • بنز، دومین شرکت خود را با کمک صاحبان یک کارگاه تعمیر دوچرخه راه اندازی کرد.
  • از نمونه اولیه خودرویی که بنز طراحی کرده بود، تنها ۲ عدد فروش رفت. این تعداد کم، کارل را بسیار افسرده کرد.
  • همسر کارل برای کمک به او مسافتی ۱۰۶ کیلومتری را با آخرین خودروی طراحی شده شرکت بنز، طی کرد. این کار برتا چند مزیت داشت؛ اول اینکه توانست با مشکلات واقعی این خودرو روبه رو شود، دوم اینکه توانست مردم را به استفاده از این اختراع جدید تشویق کند و سوم اینکه به همسرش ثابت کرد که وقتی مردم از مزیت های یک محصول باخبر شوند، آن را می خرند.
  • نمایش اتومبیل بهینه شده کارل بنز در نمایشگاه بین المللی پاریس به یک گام بزرگ برای توسعه کسب و کار او تبدیل شد.
  • بنز در سال های پایانی فعالیتش، شرکت خانوادگی کارل بنز و پسران را تاسیس کرد و هیچ گاه سهام آن را به صورت عمومی عرضه نکرد.

نظر شما چیست؟

اگر به جای کارل بنز بودید، از شرکتی که خودتان آن را ساخته بودید، دست می کشیدید؟ فکر می کنید مشکل واقعی او، ثبت شرکتش به صورت سهامی بود یا شیوه عملکرد کارل در زمینه بازاریابی، بازارسازی و فروش مشکل داشت؟

ادامه مطلب
۱۵ نکته جالب در مورد جک ما که نمی‌دانستید
۱۵ نکته جالب در مورد جک ما که نمی‌دانستید

جک ما، یک کارآفرین بسیار موفق چینی است که با راه اندازی هولدینگ علی بابا، یک بار دیگر نقش چین را در جهان تجارت پررنگ کرد. کارآفرینی یک سفر است و در این سفر، ماجراهای کوچک و بزرگ زیادی رخ می دهند که گاهی شیرین و گاهی خطرناک هستند. در این مقاله از خانه سرمایه به سراغ نکته های جالبی در مورد زندگی جک ما می رویم که کمتر کسی از آنها خبر دارد. با ما همراه باشید.

۱۵ نکته جالب زندگی جک ما

اپرا وینفری:

بزرگترین ماجراجویی که می توانی دنبال کنی این است که رویاهای خود را زندگی کنی.

۱- سفری پر از دردسر به غرب ناشناخته

از ماجرای سفر جک به آمریکا نقل قول های زیادی شنیده شده است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید اولین سفر جک به آمریکا با انگیزه تجاری – جذب سرمایه برای راه آهن – و به خاطر ملاقات با رئیس یک شرکت بود که از بد روزگار، کلاهبردار و گنگستر از آب درآمد! آنها ابتدا به جک پیشنهاد رشوه دادند اما وقتی جک از گرفتن رشوه خودداری کرد، به سمتش اسلحه کشیدند و او را در اتاق یک هتل، زندانی کردند. از ریز جزئیات این ماجرا اطلاع چندانی در دست نیست. چون جک ما علاقه ای به این بخش از زندگی اش ندارد و می خواهد آن را فراموش کند. فقط همین قدر معلوم است که جک به شکلی توانست از هتل فرار کند و با پولی که در جیبش داشت، یک بلیت هواپیما به سیاتل بگیرد و خود را از ماجرایی که در آن گیر کرده بود نجات دهد.

۲- دردسرهای انتخاب نام علی بابا

ماجرای انتخاب نام کسب و کار ها بخش جالب توجهی از داستان آن برند یا تجارت را تشکیل می دهد. نکته جالب اینجا است که بیشتر این اسم ها بدون تحقیق و جستجوی بسیار زیاد و به صورت اتفاقی به ذهن مدیر، موسس یا یکی از اعضای شرکت رسیدند و از آن به بعد، به عنوان نام آن برند انتخاب شده اند. بعضی از اسم ها از قبل وجود داشتند و بعضی دیگر از ترکیب چندین اسم ساخته می شدند. ماجرای انتخاب نام «علی بابا» نیز شامل قسمت اول، یعنی انتخاب یک اسم قدیمی می شود. انتخاب این نام توسط جک ما به زمانی برمی گردد که او تازه در حال آماده کردن مقدمات افتتاح علی بابا بود و پیدا کردن یک نام مناسب برای کسب و کارش حسابی ذهن او را مشغول کرده بود. در یکی از همین روزها وقتی که جک در یک کافه در سانفرانسیسکو منتظر دریافت سفارشش بود، ناگهان اسم علی بابا به ذهنش می رسد و از آن خوشش می آید. هنگامی که گارسون برای تحویل سفارش نزد جک می رود، جک از او در مورد علی بابا می پرسد و گارسون هم می گوید:

«البته که این اسم را می شناسم؛ علی بابا و چهل دزد بغداد! رمز عبور!» با شنیدن این حرف، اشتیاق جک برای انتخاب این نام افزایش پیدا می کند اما هنوز هم می خواهد مطمئن تر شود. به همین دلیل، از کافه بیرون می رود و از رهگذران مختلف با ملیت های گوناگون در مورد علی بابا سوال می کند. همه آنها علی بابا را می شناختند. در واقع، این نام، جهانی بود، راحت تلفظ می شد، در اول فهرست حروف الفبا قرار داشت و هر کسی داستان آن را شنیده بود. پس راحت در ذهن می ماند و فراموش نمی شد.  جک به سرعت برای ثبت دامنه «alibaba.com» اقدام کرد. اما این نام قبلا توسط یک مرد کانادایی ثبت شده بود و او برای انتقال مالکیت، ۴۰۰۰ دلار پول می خواست. البته این را هم در نظر بگیریم که اصلا معلوم نبود او پس از دریافت این پول، دامنه را انتقال می داد یا نه! به همین دلیل، جک ما، علی بابا را با دامنه های «alibabaonline.com» و «alibaba-online.com» به راه انداخت. کمی بعد از راه اندازی و آغاز به کار علی بابا، جک تصمیم گرفت به آن مرد کانادایی اعتماد کند و پول را به او بدهد. آن مرد هم ثابت کرد که انسان درستی است و بلافاصله، حق مالکیت علی بابا را به جک داد.

بروس لی:

شرایط مهم نیستند، من برای خود فرصت ها را ایجاد می کنم.

۳- بازی در یک فیلم کوتاه

15 نکته جالب در مورد جک ما که نمی دانستید

جک ما در یک فیلم کوتاه به نام «Gong Show Dao» یعنی «هنر دفاع و حمله»، بازی کرده است. این فیلم کوتاه که با هدف ترویج ورزش رزمی تای چی ساخته شده پر از ستاره های رزمی کار چینی مانند «جت لی» و «دانی ین» است. تهیه کنندگی این فیلم کوتاه را هم جت لی بر عهده داشت. در این فیلم، که جک ما به عنوان نقش اول آن ظاهر شد، یک استاد سبک «تای چی» مشغول مبارزه با اساتید سایر هنرهای رزمی است. جالب اینجا است که تمام بازیگران این فیلم به صورت رایگان برای جک ما بازی کردند.

۴- متخصص جیرجیرک!

او در کودکی عاشق جمع کردن جیرجیرک ها بود. جک به حدی در این کار خبره بود که می توانست نوع و ابعاد جیرجیرک ها را از صدایشان تشخیص دهد.

۵- دوری و دوستی با دولت چین

جک ما هیچ وقت از دولت چین درخواست کمک یا پول نکرد. او روابط خوبی با دولت کشورش دارد. اما می گوید «عاشق دولت ها باش اما با آنها ازدواج نکن!»

۶- ژانر مورد علاقه جک ما

15 نکته جالب در مورد جک ما که نمی دانستید

او عاشق فیلم «فارست گامپ» (Forrest Gump) تولید سال ۱۹۹۴ سینمای آمریکا است.

۷- ترکیب کار، زندگی و تای چی

جک معتقد است ورزش تای چی با فلسفه تجارت گره خورده است. حرکات آرام و سنجیده در راستای حفظ تعادل و آرامش در تجارت هم اهمیت زیادی دارند.

۸- یک تاجر آنلاین که سر از برنامه نویسی در نمی آورد

او حتی یک خط هم کدنویسی بلد نیست و اولین کامپیوتر خود را در سن ۳۳ سالگی خرید.

۹- زندگی ساده، عادت های ساده

جک ما پس از تبدیل شدن به یک میلیاردر چینی، خریدهای آن چنان بزرگی برای خودش انجام نداد و هنوز هم عادت هایی ساده دارد.

۱۰- کارهای مورد علاقه جک ما

نویسندگی، هنرهای رزمی، مدیتیشن و تمرین تای چی، از سرگرمی های همیشگی او هستند.

۱۱- استخدام جت لی برای آموزش کارمندان علی بابا

او در سال ۲۰۱۱ تعدادی از برترین قهرمانان تای چی را استخدام کرد تا این هنر رزمی را در علی بابا آموزش دهند. «وانگ» و «جت لی» از اساتید این دوره ها هستند و شرکت کارمندان در این کلاس ها اجباری است!

۱۲- فعال محیط زیست و بشر دوست

جک ما علاقه زیادی به فعالیت های بشر دوستانه و حفاظت از محیط زیست دارد. در کودکی نزدیک بود در یک دریاچه غرق شود. وقتی چندین سال بعد دوباره به سراغ آن دریاچه رفت، دیگر از اثری از آن باقی نمانده و کاملا خشک شده بود. بسیاری معتقد هستند که این ماجرا شوک بزرگی به جک وارد کرد و باعث شد تا او اقدام های قابل توجهی در زمینه محافظت از محیط زیست انجام دهد. جک در جریان شیوع بیماری کرونا نیز یک میلیون ماسک به ایران اهدا کرد.

۱۳- حفاظت از حریم خانواده

یکی از خط قرمزهای جک، خانواده اش هستند. او تاکنون، خانواده خود را رسانه ای نکرده است

۱۴- شعار جک ما

شاید مشهورترین درس جک ما را همه کارمندان علی بابا از حفظ باشند: «نخست مشتریان، دوم کارکنان، سوم سهام داران» جک، این جمله را فلسفه علی بابا می خواند. مشتریان، به ویژه «خرده مشتریان» در این شعار، اول هستند. بسیاری از شرکت های کوچک در چین از وب سایت علی بابا تنها به عنوان یک مجرای بازاریابی استفاده نمی کنند، بلکه برای امرار معاش خود وابستگی سنگینی به آن دارند. جک، همیشه بر عرضه رایگان بیشتر خدمات علی بابا پافشاری کرده است. شاید کارکنان برای جک در رده دوم باشند اما او توانایی زیادی برای انگیزه دادن به کارکنانش در موقعیت های حیاتی دارد. سهام داران در رده سوم قرار می گیرند. زیرا جک از منحرف کردن آرزوها به خاطر فشارهای سودآوری بیزار است. از نظر مردم، جک دوست دارد، سر به سر سهام داران و سرمایه گذارانش بگذارد. هنگامی که در سال ۲۰۰۹ بهای سهام علی بابا دات کام، افت کرد جک در گردهمایی کارکنان علی بابا به شیوه کنسرت های راک فریاد زد «بگذارید سرمایه گذاران وال استریت، اگر می خواهند بر ما لعنت بفرستند!» سهام داران، مهم هستند اما فقط در جایگاه سومین اولویت و نه بیشتر.

فیودور داستایوفسکی:

برداشتن گامی تازه و بیان کردن سخنی نو، این چیزی است که مردم، بیش از همه از آن وحشت دارند.

۱۵- سریال مردودی های جک ما

جک ما در تجربه مردودی و شکست، یک رکورددار به شمار می آید. بیایید به صورت فهرست وار نگاهی به برخی از این مردودی ها بیندازیم:

  • اولین بار تلاش برای گرفتن پذیرش از کالج، نتیجه: مردود!
  • دومین بار تلاش برای گرفتن پذیرش از کالج، نتیجه: مردود!
  • سومین بار تلاش برای گرفتن پذیرش از کالج، نتیجه: فقط کسب نمره قبولی.
  • ۱۰ بار تلاش برای گرفتن پذیرش از هاروارد، نتیجه: مردود!
  • سه بار تلاش برای ورود به یک دانشگاه چینی، نتیجه: مردود!

اگر یک محاسبه سرانگشتی بکنیم، جک ما تقریبا ۱۶ بار در تلاشش برای ورود به دانشگاه شکست خورد. شاید این پرسش برایتان پیش بیاید که چرا جک این قدر به داشتن تحصیلات دانشگاهی اصرار داشت؟ یا چرا او نیز مثل بیل گیتس، استیو جابز و خیلی از کارآفرین های دیگر، درس و دانشگاه را رها نکرد و مستقیم به کارآفرینی مشغول نشد؟ در پاسخ باید بگوییم که شرایط زندگی، حسابی دست و بال جک را بسته بود. او در چین، شرایط و امکانات شهروندان آمریکایی را نداشت. در واقع، می توان این طور گفت که خیلی از چیزهایی که در آمریکا بدون تحصیل هم به دست می آیند در چین فقط از طریق تحصیل حاصل می شوند. او چاره دیگری جز گذراندن این دوره نداشت. داستان تحصیلات جک ما به آنجا ختم شد که بالاخره توانست از «موسسه دبیری هانگژو» پذیرش بگیرد و مشغول به خواندن رشته دبیری زبان انگلیسی شود. هنگامی که جک تازه علی بابا را راه اندازی کرده بود، به طور همزمان در مدرسه خصوصی تجارت چین با نام «چان کونگ» (Cheung Kong Graduate School of Business, CKGSB) مشغول تحصیل در رشته MBA بود تا بتواند راه و روش تجارت را نه در بازار، بلکه در دانشگاه بیاموزد. او در سال ۲۰۰۶ از این موسسه فارغ التحصیل شد. البته داستان مردودی های جک ما تنها به دوران تحصیل او خلاصه نمی شود. جک بعد از فارغ التحصیلی نیز اقبال خوبی برای پیدا کردن شغل نداشت. او برای دریافت ۳۰ شغل مختلف اقدام کرد اما در همه آنها رد شد! از درخواست برای اداره پلیس بگیر تا گارسونی در یک رستوران زنجیره ای اما هیچ کدام از آنها جک را قبول نکردند. او در نهایت توانست به عنوان استاد زبان انگلیسی و تجارت جهانی در دانشگاه «دیانزی هانگژو» مشغول به کار شود. حقوقی که ما در اولین شغل خود دریافت می کرد برابر با ۱۲ دلار در ماه بود. جک از نظر شاگردانش، معلمی دلسوز و مهربان بود.

جرات قدم برداشتن در مسیر زندگی جک ما

انسان ها کتاب هایی نانوشته هستند. زندگی هر کدام از ما سرشار از فراز و فرودهایی است که اگر به خوبی نوشته شوند، می توانند صنعت فیلم سازی ایران را دگرگون کنند! مهم تر از فیلم و کتاب، درس هایی است که از این ماجراها می گیریم؛ نکته هایی که در ادامه مسیر رسیدن به رویاهایمان، چشم مان را روشن تر می کنند تا راه پیش رویمان را بهتر ببینیم. هم نوا شدن با آهنگی که قلبمان می نوازد و هوشمندانه قدم برداشتن با تکیه بر نکته هایی که از زندگی می آموزیم، مسیر پیشرفت و بزرگ را برایمان هموار می کنند و این اتفاق دلپذیر تنها در صورتی رخ می دهد که قبل از تمام اینها، اولین قدم را برداشته باشیم. به قول «جان سی. مکسول» گاهی وقت ها کوچک ترین قدم در مسیر درست، تبدیل به بزرگترین قدم در زندگی شما می شود.

نظر شما چیست؟

چه داستانی در زندگیتان به شما انگیزه دنبال کردن رویاهایتان را می دهد؟ اگر دوست داشتید آن را برای ما بنویسید.

ادامه مطلب
زندگینامه جک ما
زندگی نامه جک ما خالق امپراطوری علی بابا

جک ما، مردی که اینترنت را به جاده ابریشم چین نوین تبدیل کرد. در گذشته های دور، وقتی کسی نام چین را می شنید به یاد تاجران راه ابریشم می افتاد که سختی های بسیاری را برای معامله با کشورهای دیگر به جان می خریدند. رفته رفته با پیشرفت جامعه و پیدایش روش های جدید، آسان و کم خطرتر برای تجارت، از اهمیت راه ابریشم کاسته شد. شاید بتوان اینترنت را بهترین و بزرگ ترین تغییر در روند تجارت جهانی به شمار آورد. چین، هنوز هم در تجارت، حرف زیادی برای گفتن دارد. کافی است نگاهی به محصولات خوب و بد دور و برمان بیندازیم تا قدرت نفوذ و شیوه های متفاوت این تجارت در عصر جدید را با چشمان خودمان ببینیم. در این میان، «جک ما» به عنوان یک چینی، فصل جدیدی از تجارت را در چین آغاز کرد. در این مقاله از خانه سرمایه، سری به فراز و فرود زندگی این تاجر جهانی می زنیم.

[bs-quote quote=”یکی از کارآفرینان پیشگام چینی به من گفت: «علی بابا یک افسانه است.» اما علی بابا تنها یک افسانه نیست، یک راهبرد است.” style=”style-9″ align=”center” author_name=”جک ما” author_job=”مدیرعامل علی بابا” author_avatar=”https://panel.khanesarmaye.com/wp-content/uploads/2020/05/جک-ما۲٫jpg”][/bs-quote]

 

جک ما کوچک، ابری در آسمان چین

زندگینامه جک ما

جک ما در ۱۰ سپتامبر سال ۱۹۶۴ – سال اژدها – در «هانگژو» شهری در ۱۶۰ کیلومتری جنوب غربی شانگ های به دنیا آمد. پدر و مادرش او را «یون» نامیدند که به معنای «ابر» است. نام خانوادگی اش «ما» نیز در زبان چینی به معنای «اسب» است. مادر جک، «کوی ونکای» در خط تولید یک کارخانه کار می کرد. پدرش «ما لایفا» در موسسه عکاسی هانگژو عکاس بود. ولی هر دو به «پینگتان» (Pingtan) علاقه مند بودند؛ یعنی شکلی از هنر مردمی چینی که شامل آواز خواندن و کارهای کمدی است و با صدای کوبیدن تخته های چوبی همراه می شود. قرار گرفتن در معرض چنین هنری در توانمندی جک برای برقراری ارتباط و شبکه سازی بی تاثیر نبوده است. بی گمان، هنر پینگمان، برای پدر و مادر جک، حکم یک تسلی و مایه آرامش در زندگی سخت سال های پیش از انقلاب چین به شمار می آمد و پنجره ای بود به روی گذشته ای غنی و رنگارنگ تر. جک، زمانی به دنیا آمد که بنگاه های خصوصی، تقریبا ریشه کن شده بودند. چون ۹۰ درصد تولید صنعتی در دست های دولت بود. چین در جهان تنها بود و سعی می کرد در سایه برنامه ای موسوم به «جهش بزرگ و رو به جلو» خودش را احیا کند. هنگامی که جک ما دو ساله بود «مائو تسه دونگ» – رئیس سابق جمهوری خلق چین – دوباره به قدرت بازگشت و چین در معرض انتقام های فرهنگی قرار گرفت. با وجود علاقه مائو به هنر «پینگتان» – هنری که پدر و مادر جک در آن فعالیت می کردند – دست اندرکاران این هنر در لیست نابودی ارتش سرخ قرار گرفتند. خانواده جک نیز از این ماجرا در امان نماند و مورد تعقیب این ارتش قرار گرفت. این ماجراها با صبوری، زندگی در سایه و گذر زمان به باد فراموشی سپرده شد اما زندگی را به کام میلیون ها نفر، تلخ کرد.

جک ما و علاقه به زبان انگلیسی

علاقه جک ما به زبان انگلیسی به دوران کودکی او بازمی گردد. در فوریه سال ۱۹۷۲، «ریچارد نیکسون» رئیس جمهور وقت آمریکا به عنوان بخشی از دیدار تاریخی خود از چین به هانگژو سفر کرد تا با مائو دیدار کند. در این سفر، حدود ۱۰۰ گزارشگر همراه نیکسون بودند. گزارش های زنده این خبرنگارها باعث عادی سازی روابط جهان با چین شد. به این ترتیب، درهای هانگژو به روی گردشگران خارجی گشوده گشت. علاقه جک ما به انگلیسی نیز به همین دوران بازمی گردد. هنگامی که او یک پسربچه بود، عاشق زبان و ادبیات انگلیسی به ویژه نوشته های «مارک تواین» (Mark Twain) یعنی «ماجراهای تام سایر» شد. او هر روز این داستان ها را از رادیو می شنید. بعدها ورود گردشگران خارجی به هانگژو، درهای جهانی خارج از چین را به روی جک باز کرد. در سال ۱۹۷۸، تنها ۷۲۸ گردشگر خارجی از هانگژو دیدن کردند. اما سال پس از آن، بیش از چهل هزار نفر به این شهر آمدند. جک از هر فرصتی برای تمرین انگلیسی استفاده می کرد. او پیش از طلوع خورشید بیدار می شد و با دوچرخه چهل دقیقه به سوی «هتل هانگژو» پا می زد تا با گردشگران خارجی احوالپرسی کند. خودش در این باره می گوید:

«هر روز صبح از ساعت پنج جلوی هتل، انگلیسی می خواندم. گردشگران خارجی بسیاری از آمریکا و اروپا می آمدند. من آنها را به صورت رایگان به دیدن دریاچه «باختری» می بردم و آنان به من انگلیسی می آموختند. ۹ سال تمام، بدون توجه به این که باران می بارید یا برف زمین را سفیدپوش می کرد من به این شیوه انگلیسی تمرین می کردم». جک درباره زبان انگلیسی می گوید «انگلیسی کمک زیادی به من می کند. کمک می کند تا جهان را بهتر بشناسم، با بهترین مدیران عامل و رهبران جهان دیدار کنم و باعث می شود که بتوانم فاصله میان چین و جهان را بهتر ببینم.»

چرا ما یون، جک ما شد؟

زندگینامه جک ما

داستان نام مستعار جک، به زمانی برمی گردد که او به عنوان راهنمای گردشگران خارجی، مرتب به هتل رفت و آمد می کرد. تلفظ نام «ما یون» برای انگلیسی زبان های هتل سخت بود. به همین دلیل یک گردشگر آمریکایی که پدر و شوهرش «جک» نام داشتند، این نام را پیشنهاد داد و از آن زمان به بعد «ما یون» در زبان انگلیسی به نام «جک ما» شناخته شد.

[bs-quote quote=”شغل من این است که کمک کنم مردم بیشتری شغل داشته باشند.” style=”style-9″ align=”center” author_name=”جک ما” author_job=”مدیرعامل علی بابا” author_avatar=”https://panel.khanesarmaye.com/wp-content/uploads/2020/05/جک-ما۲٫jpg”][/bs-quote]

 

قدم به قدم تا تبدیل شدن به یک کارآفرین جک ما

جک در ژانویه سال ۱۹۹۴ زمانی که ۲۹ داشت، دفتر ترجمه «هانگژو هایبو» را راه اندازی کرد. این شرکت در ابتدا تنها پنج کارمند داشت که بیشتر آنها را آموزگاران بازنشسته تشکیل می دادند. دفتر این شرکت هم از دو اتاق کرایه ای تشکیل شده بود. جک، برخی از دانش آموزان مدرسه شبانه انگلیسی را راضی کرد تا در این کار به او کمک کنند. البته کمک مورد نظر جک، بیشتر در زمینه پیدا کردن مشتری بود. نخستین شرکت جک روی کمک به شرکت های محلی برای یافتن مشتریانی در خارج از کشور متمرکز شده بود. جک در این باره می گوید «مجبور بودم روزها تدریس کنم و فرصت نداشتم تا در کار ترجمه، کمک حال دیگران باشم. ولی بسیاری از آموزگاران بازنشسته، کاری در منزل نداشتند و مستمری ناچیزی هم می گرفتند. به همین دلیل می خواستم یک بنگاه ترجمه راه اندازی کنم و به یک واسطه تبدیل شوم.» موسسه ترجمه جک، نتوانست به موفقیت تجاری دست یابد. اما زمینه های کارآفرینی او را فراهم کرد. حالا او تجربه یک کار واقعی را از سر گذرانده بود.

تجربه اولین ها در سیاتل

در هر صورت، داستان اولین آشنایی جک با اینترنت به سیاتل برمی گردد. البته او سال های گذشته به وسیله یکی از همکارانش چیزهایی درباره اینترنت شنیده بود اما آن را به چشم ندیده بود. جک در سیاتل در خانه یکی از دوستانش اقامت کرد. در آنجا بود که با «استوارت تراستی» (Stuart Trusty) که یک شرکت مشاوره اینترنتی داشت، آشنا شد. تراستی درباره اولین آشنایی جک با اینترنت می گوید «من به او نشان دادم که اینترنت چیست. در آن زمان، اینترنت بیشتر شبیه به یک دفترچه راهنمای اطلاعات برای دولت و شرکت ها بود اما به نظر می رسید که جک به هیجان آمده باشد.» جک آن ماجرا را این گونه به یاد می آورد:

من در آمریکا اولین بارهای زیادی را تجربه کردم؛ اولین سفر به سیاتل، اولین بار که به رایانه و صفحه کلیدش دست می زدم، به اینترنت متصل می شدم و اولین بار که تصمیم گرفتم معلمی را کنار بگذارم و یک شرکت راه اندازی کنم! دوستم استوارت گفت «جک، این اینترنت است. تو می توانی هر چیزی را از طریق اینترنت پیدا کنی.» به او گفتم «جدی می گویی؟» و برای این که حرف او را امتحان کنم واژه مربوط به نوشابه خاصی را جستجو کردم. واژه ساده ای بود. نمی دانم چرا این را جستجو کردم. من نوشابه آمریکایی و نوشابه آلمانی را پیدا کردم ولی خبری از نوشابه چینی نبود. کنجکاو بودم. به همین دلیل، واژه «چین» را وارد کردم. اصلا خبری از چین نبود. هیچ اطلاعاتی وجود نداشت. با دوستم صحبت کردم و از او پرسیدم که چرا چیزی درباره چین درست نکنیم؟ پس ما با همدیگر یک صفحه بسیار کوچک و تقریبا زشت برای شرکت ترجمه خودم درست کردیم. به این ترتیب، یک سایت برای موسسه ترجمه امید، بدون هیچ عکس و تصویری ساخته شد. تنها چیزی که در صفحه وجود داشت، شماره تلفن و بهای ترجمه بود. ما ساعت ۴۰/۹ دقیقه صبح، آن را راه اندازی کردیم و ساعت ۳۰/۱۲ یکی از دوستانم زنگ زد و گفت «جک! پنج ایمیل دریافت کرده ای!» و من به او گفتم: «ایمیل دیگر چیست؟!» در واقع من سه ایمیل از آمریکا، یکی از ژاپن و یکی از آلمان دریافت کرده بودم.»

جک دست به کار شد و این ایده را برای یک کسب و کار تازه، صورت بندی کرد؛ چیزی که در ذهن او بود، کمک به شرکت های چینی برای یافتن مسیرهای تجاری آنلاین و ایده تجارت با (VBN) بود. مسیر معامله جک با وی بی ان آسان نبود. استوارت از جک یک ودیعه ۲۰۰ هزار دلاری درخواست کرد تا حق انحصاری ساخت صفحه های وب به زبان چینی به جک داده شود. اما او آهی در بساط نداشت و برای سفر به آمریکا پول قرض کرده بود. با شنیدن این ماجرا، استوارت قرارداد را بدون ودیعه امضا کرد به این شرط که جک در اولین فرصتی که توانست آن را پرداخت کند. حالا جک مانده بود با یک برگه قرارداد، ۲۰۰ هزار دلار بدهی تسویه نشده و جیبی خالی که حتی نمی توانست بلیت برگشت به شانگ های را بخرد. جک با کمک یک دانشجوی چینی که از قضا همشهری او از آب درآمد بود به شانگ های برگشت. او در حالی به خانه بازگشت که خبری از تامین بودجه برای راه آهن نداشت اما در چمدانش به جای لباس، یک «پردازشگر اینتل ۴۸۶» جای داده بود که در آن زمان، اوج استفاده از پیشرفت برای یک چینی به حساب می آمد.

خداحافظ معلمی، سلام میز مدیر عاملی!

ماجرای راه اندازی دومین شرکت جک ما از همین جا آغاز شد. پس از رسیدن به هانگژو، جک تصمیم گرفت که یک کتابچه راهنمای آنلاین را به نام «Online yellow pages» راه اندازی کند. او این کسب و کار را «China Pages» نام گذاری کرد. تاسیس این شرکت، اولین شیرجه واقعی جک ما به دنیای کارآفرینی و ترک شغل معلمی به شمار می رود. به خاطر مشکلاتی که در دولت آن زمان چین وجود داشت، جک دردسرهای بسیاری را تحمل کرد. گذشته از تمام آن مشکلات، مشکل «China Pages» این بود که تنها یک کتاب راهنما به شمار می رفت. این سایت بسیار ابتدایی بود و فقط فهرستی از محصولات هر شرکت را برای فروش نشان می داد. راهی وجود نداشت تا مشتریان احتمالی بخواهند آن محصولات را آنلاین خریداری کنند. مشکلاتی مانند نقدینگی و ناتوانی در پرداخت حقوق کارمندان، جک را به سمت ادغام شرکتش با یک شرکت دولتی کشاند. این شرکت، ۷۰ درصد «China Pages» را بلعید و با این که جک همچنان سمت مدیرعاملی را بر عهده داشت، قدرت عمل را از او گرفته بود. جک ما در این باره می گوید:

«من با کسانی در مورد اینترنت و برنامه هایمان صحبت می کردم که هیچ چیزی از گفته های من نمی فهمیدند. آن ها در هیئت مدیره پنج حق رای و من دو حق رای داشتم. اگر چیزی می گفتم که باعث مخالفت یکی از آن ها می شد، بقیه هم بدون معطلی، با من مخالفت می کردند.» در نهایت، در نوامبر سال ۱۹۹۷، جک، باقی مانده سهام خود را نیز به آن شرکت دولتی واگذار کرد و صندلی مدیرعاملی را تحویل داد. مشکل این بود که جک، شرکتش را زودتر از موعد، راه اندازی کرده بود و جامعه آن روز چین، درک درستی از هدف و مقصود جک نداشت. جک رویاهایش را نگه داشت و در یکی از واحدهای وزارت بازرگانی خارجی و همکاری اقتصادی در پکن، سمتی را بر عهده گرفت. این ماجرا، چند سال جک را از دنیای کارآفرینی عقب نگه داشت. اما در نهایت، جک موفق شد شرکت تازه ای راه اندازی کند که اکنون آن را «علی بابا» می خوانند.

[bs-quote quote=”اگر ما تیم خوبی باشیم و بدانیم که می خواهیم چه کار کنیم، یک نفر از ما می تواند ده نفر از آن ها را شکست دهد.” style=”style-9″ align=”center” author_name=”جک ما” author_job=”مدیرعامل علی بابا” author_avatar=”https://panel.khanesarmaye.com/wp-content/uploads/2020/05/جک-ما۲٫jpg”][/bs-quote]

 

آغازی کوچک برای شرکت بزرگ جک ما

زندگینامه جک ما

علی بابا که اکنون هولدینگی شامل ۹ شرکت است، آغاز بسیار ساده و کوچکی داشت و تنها شامل یک وب سایت می شد. می توان زادگاه علی بابا را آپارتمان شخصی جک در شهر هانگژو چین به شمار آورد. این وب سایت، توسط ۱۸ پایه گذار به رهبری جک ما در سال ۱۹۸۹ راه اندازی شد. «Alibaba.com» یک بازار عمده فروشی اینترنتی به شمار می رفت. هدف از راه اندازی علی بابا این بود که تولیدکنندگان چینی بتوانند با خریداران خارج از کشور ارتباط برقرار کنند. اکنون این شرکت در بیش از ۲۰۰ کشور فعالیت می کند و به عنوان یکی از بزرگ ترین شرکت های اینترنتی دنیا شناخته می شود. ۵۰۰ میلیون کاربر فعال به طور ماهیانه از اپلیکیشن موبایل علی بابا استفاده می کنند.

علی بابا چگونه کار می کند؟

علی بابا، یک بازار بزرگ است که در آن تولیدکنندگان و خریداران محصولات مختلف در یک مکان – یعنی سایت علی بابا – به دور هم جمع می شوند و از خدمات این وب سایت استفاده می کنند. عده ای، مدل کسب و کار علی بابا را با آمازون مقایسه می کنند اما این دو تفاوت بزرگی با هم دارند و آن تفاوت در این است که علی بابا، هیچ محصولی را ارسال نمی کند. مهم ترین کار او، ایجاد ارتباط بین تولیدکنندگان و خریداران محصولات است. اجازه بدهید نمونه ای از این سازوکار را با هم بررسی کنیم. فرض کنید که ما خریدار هستیم و می خواهیم در این سایت یک محصول مشخص را پیدا کنیم. پس به سایت علی بابا می رویم و یک آگهی خرید برای محصول مورد نظرمان ثبت می کنیم. با این کار، آگهی ما برای اشخاصی که در زمینه مورد نظرمان فعالیت می کنند فرستاده می شود و آن ها هم پیام هایی برایمان می فرستند که در آن به شرایط خرید، کاتالوگ ها، نحوه خرید و مواردی از این دست اشاره شده است. حالا ما می توانیم از بین این پیام ها بهترین مورد را انتخاب کرده و فرآیند خرید را به صورت آنلاین با آن ها هماهنگ کنیم. علاوه بر این، می توانیم تمام شرکت های مرتبط با محصول مورد نظرمان را در محدوده جغرافیایی جایی که هستیم پیدا کنیم. بزرگ ترین مزیت این فرآیند، فعالیت در بستری امن و مطمئن به نام علی بابا است! در این کسب و کار، علی بابا سود خود را از چند روش به دست می آورد:

  • قرار دادن آگهی ها
  • دریافت حق کمیسیون
  • فروش حق عضویت ویژه
  • سرویس های پردازش ابری

چه شرکت هایی زیر مجموعه علی بابا هستند؟

زندگینامه جک ما

سال ۲۰۰۳ را می توان آغازی برای تبدیل شدن علی بابا به «هولدینگ علی بابا» برشمرد. در این سال بود که جک تصمیم گرفت وب سایت های دیگری را به گروه علی بابا اضافه کند. این وب سایت ها شامل موارد زیر می شوند:

۱- شرکت تائوبائو (Taobao)

«تائوبائو» پرطرفدارترین وب سایت خرده فروشی آنلاین علی بابا، سومین وب سایت پربیننده چین و دوازدهمین سایت پربیننده جهان است که در سال ۲۰۰۳ افتتاح شد. تائوبائو از نه میلیون ویترین فروشگاهی تشکیل شده است که به دست شمار اندکی از افراد یا بازرگانان اداره می شود.  قول معروفی در چین به خاطر این وب سایت رایج شده که می گوید «واننگ دِه تائوبائو» یعنی «می توانید هر چیزی را در تائوبائو پیدا کنید!» علاوه بر این، در چین، اصطلاح «تائو کردن چیزی» جای اصطلاح جهانی «گوگل کردن» را بسیار تنگ کرده است. بازرگان های زیادی تصمیم گرفتند تا غرفه های خود را روی این سایت راه اندازی کنند؛ چون علی بابا هیچ هزینه ای از آنها دریافت نمی کرد. اما با این حال، تائوبائو بسیار پول ساز است. درآمد این سایت از طریق فروش فضای تبلیغاتی و کمک به تبلیغ و معرفی آن دسته از بازرگان هایی ایجاد می شود که می خواهند یک سر و گردن از جمعیت فروشندگان معمولی بالاتر بایستند. بازرگان ها می توانند از طریق «فهرست های پولی» یا «آگهی های نمایش نما» تبلیغ خود را انجام دهند. طبق الگوی فهرست پولی که همانند «AdWords» گوگل است، تبلیغ کنندگان بر سر کلیدواژه ها در مزایده شرکت می کنند تا محصولاتشان روی تائوبائو در جایگاه بهتری قرار بگیرد. آنها بر پایه تعداد دفعاتی که مشتریان روی آگهی هایشان کلیک می کنند به علی بابا پول می پردازند. بازرگان ها می توانند از الگوی سنتی تر تبلیغات هم استفاده کرده و بر پایه تعداد دفعاتی که آگهی هایشان روی تائوبائو به نمایش درمی آید پول پرداخت کنند. «ای بی» پیشنهاد خرید تائوبائو را به جک ما داد اما او قبول نکرد.

۲- شرکت تی مال (Tmall)

زندگینامه جک ما

«تی مال» نیز یک فروشگاه اینترنتی خرده فروشی اما با سبک کاری و محصولاتی متفاوت تر است. برخلاف تائوبائو که برای خریداران و فروشندگان رایگان است، بازرگانان برای محصولاتی که در تی مال می فروشند به علی بابا کمیسیون پرداخت می کنند. مبلغ این کمیسیون بسته به طبقه محصول از ۳ تا ۶ درصد نوسان دارد. امروز تی مال، هفتمین سایت پربیننده چین به شمار می رود. این سایت به زبان چینی به نام «تیان مائو» یا «گربه آسمانی» خوانده می شود. نشانه این سایت، یک گربه سیاه است تا از عروسک بیگانه تائوبائو متمایز باشد. تی مال، روز به روز برای علی بابا مهم تر می شود. زیرا علی بابا در هر سال، نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار از این سایت درآمد کسب می کند. تی مال در پلتفرم خود از سه نوع فروشگاه میزبانی می کند. اول، فروشگاه هایی که به طور مستقیم از طرف یک برند اداره می شوند؛ دوم، فروشگاه های مجاز که به دست بازرگان هایی اداره می شوند که از طرف برند، مجوز گرفته اند و سوم، فروشگاه های تخصصی که کالاهایی بیش از یک برند را عرضه می کنند. مورد سوم، ۹۰ درصد فروشندگان تی مال را به خود اختصاص داده است. حتی آمازون نیز از سال ۲۰۱۵ روی تی مال، مشغول فروش غذا، کفش، اسباب بازی و لوازم آشپزخانه وارداتی شده است.

۳- شرکت علی اکسپرس (AliExpress)

زندگینامه جک ما

یک سرویس خرده فروشی آنلاین است که در سال ۲۰۱۰ راه اندازی شد و تمرکز آن بر ارائه آنلاین محصولات به خریداران بین المللی است. این سرویس از کسب و کارهای کوچک چینی تشکیل شده و آن ها را به خریداران سراسر جهان معرفی می کند. علی اکسپرس به عنوان پربازدیدترین سایت تجارت الکترونیک در روسیه شناخته شده است. این سایت، مشابه آمازون است و هر چیز که بخواهید در آن پیدا می شود. تفاوت اصلی آن با «Taobao» در این است که خریداران بین المللی را – که به طور عمده در آمریکا، روسیه، برزیل یا اسپانیا هستند – هدف قرار می دهد. علی بابا در این بخش هم کاری با ارسال کالا ندارد و تنها به اتصال فروشنده ها و خریداران بسنده کرده است. این وب سایت فقط برای مشتریان خارج از چین است. علی بابا به شهروندان چینی اجازه نمی دهد که از این بستر استفاده کنند.

۴- شرکت علی پی (AliPay)

زندگینامه جک ما

یک کیف پول دیجیتالی و پلت فرم پرداخت آنلاین شخص ثالث است که هزینه ای برای تراکنش ها ندارد. همچنین سرویسی ارائه می دهد که خریداران می توانند رضایت یا شکایت خود از خریدشان را به فروشندگان اعلام کنند. این سرویس در سال ۲۰۰۴ توسط شرکت علی بابا راه اندازی شد و بیش از یک میلیارد کاربر در سراسر جهان دارد. Alipay در سال ۲۰۱۳ از محصول مالی جدیدی با نام «Yu’ebao» رونمایی کرد. علاوه بر این، علی بابا در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که قصد دارد سرویس پرداخت مبتنی بر تشخیص چهره را به بازار معرفی کند.

۵- شرکت علی بابا کلود (Alibaba Cloud)

زندگینامه جک ما

یک سامانه تخصصی برای ارائه خدمات ابری به مشتریان است. شرکت علی بابا در جشن ۱۰ سالگی تأسیس خود یعنی در سال ۲۰۰۹، پلت فرم های رایانش ابری خود را معرفی کرد. این پلت فرم ها شامل داده کاوی تجارت الکترونیک، پردازش داده های تجارت الکترونیک و سفارشی سازی داده ها هستند. اپراتورهای تحقیق و توسعه این پلت فرم در «هانگژو»، «پکن»، «هنگ کنگ»، «سنگاپور»، «سیلیکون ولی» و «دوبی» مستقر هستند. «Alibaba Cloud» یکی از بزرگ ترین شرکت های کامپیوتری سطح بالا در چین است.

۶- شرکت جوهوآسوآن (Juhuasuan)

زندگینامه جک ما

علی بابا علاوه بر تائوبائو و تی مال، سایتی به سبک «گروپ آپ» دارد. «جوهوآسوآن»، بزرگ ترین سایت خرید گروهی متمرکز بر محصول در چین است. این سایت با حجم کلان کالاها بیش از ۲۰۰ میلیون کاربر ثبت نامی دارد که باعث می شود این سایت را به بزرگ ترین سایت خرید گروهی آنلاین در جهان تبدیل کند.

۷- شرکت های علی او اس و علی جنی (AliOS & AliGenie)

زندگینامه جک ما

«AliOS» یک سیستم توزیع لینوکس است که از آن برای ارتباط با دستگاه های هوشمند استفاده می شود. «AliGenie» هم پلتفرم هوشمند و دستیار شخصی علی بابا است که برای اسپیکر «Tmall Genie» طراحی شده است.

۸- شرکت لازادا (Lazada)

یک شرکت تجارت الکترونیک بین المللی است که توسط «ماکسیمیلیان بیتنر» تاسیس شد و متعلق به گروه علی بابا است.

۹- شرکت داراز (Daraz)

یک شرکت بازاریابی و تدارکات آنلاین است که در بازارهای جنوب و جنوب شرق آسیا فعالیت می کند.

[bs-quote quote=”هر چقدر هم دنبال کردن آن دشوار باشد، همیشه باید رویایی که در روز اول دیدید را داشته باشید. این شما را با انگیزه نگه می دارد و نجاتتان می دهد.” style=”style-9″ align=”center” author_name=”جک ما” author_job=”مدیرعامل علی بابا” author_avatar=”https://panel.khanesarmaye.com/wp-content/uploads/2020/05/جک-ما۲٫jpg”][/bs-quote]

 

نگاهی به زندگی شخصی جک ما

جک ما در دوران تحصیل با همسرش «ژانگ یینگ» آشنا شد. آن ها پس از فارغ التحصیلی با هم ازدواج کردند و هر دو به عنوان معلم مشغول به کار شدند. این زوج میلیاردر در حال حاضر صاحب یک پسر و یک دختر هستند.

خداحافظی جک ما با صندلی ریاست در ۵۵ سالگی

زندگینامه جک ما

جک در سال ۲۰۱۳، از سمت مدیرعاملی شرکت استعفا داد و به عنوان رئیس هیئت مدیره مشغول به کار شد. در نهایت در سال ۲۰۱۹ بازنشستگی خود را از علی بابا اعلام و با همکارانش خداحافظی کرد. جک در این باره می گوید «تنها چیزی که می توانم وعده آن را بدهم این است که علی بابا هیچ وقت به جک ما خلاصه نمی شود. اما جک ما همیشه به علی بابا تعلق دارد.» او اعلام کرده که می خواهد برای ادامه زندگی اش به سراغ فعالیت های خیریه و تمرین بیشتر تای چی برود. با وجود بازنشستگی از علی بابا، جک ما همچنان از شرکای مادام العمر این شرکت «Alibaba Partnership» به شمار می رود.

یک درس بزرگ از پادشاه علی بابا جک ما

جک ما نشان داد که هر کدام از ما اگر بخواهیم می توانیم شکست را شکست دهیم. این درس را می توان با اطمینان از جک قبول کرد. چون او از جایی زیر صفر، با جیب هایی خالی و در مکانی که کسی حرف هایش را قبول نداشت شروع کرد و حالا کسی در دنیا وجود ندارد که با شنیدن نام علی بابا به یاد آن مرد چینی پر دل و جرات نیفتد. او تلاش کرد، بارها و بارها زمین خورد اما هر بار راهی برای بلند شدن پیدا کرد. به قول خودش، اگر هیچ وقت تلاش نکرده اید، از کجا می دانید که آیا هیچ شانسی وجود دارد یا نه؟!

خلاصه ای درباره زندگینامه جک ما

  • جک ما در سال ۱۹۶۴ و در میان خانواده ای علاقه مند به هنر به دنیا آمد.
  • علاقه او به زبان انگلیسی به دوران سفر نیکسون به هانگژو باز می گردد.
  • او اولین شرکتش را با نام دفتر «هانگژو هایبو» راه اندازی کرد.
  • دومین شرکت جک با نام «Online yellow pages» باعث شد تا او به شکلی واقعی تر وارد دنیای کارآفرینی شود.
  • علی بابا، سومین شرکت جک بود که با سرمایه ۱۸ نفر، راه اندازی شد.
  • درآمد علی بابا از طریق قرار دادن آگهی ها، دریافت حق کمیسیون، فروش حق عضویت ویژه و سرویس پرداخت ابری به دست می آید.
  • اکنون علی بابا هلدینگی شامل ۹ شرکت و وب سایت است.
  • جک در سال ۲۰۱۹ به طور کامل، خود را از علی بابا بازنشسته کرد.

نظر شما چیست؟

تلاش های جک ما را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا در خودتان این جسارت و شجاعت را می بینید که مثل جک، در مقابل شکست های پی در پی مقاومت کنید و از آن شکست ها مسیری به سمت یک موفقیت بی مانند بسازید؟

ادامه مطلب
جملات انگیزشی ناپلئون هیل
جملات انگیزشی ناپلئون هیل در مورد موفقیت و ثروتمند شدن

ناپلئون هیل به ما نشان می دهد که فراز و نشیب ها، مشکلات و سختی های زندگی هر انسانی را بی رمق و بی انرژی می کند. در مسیر رسیدن به اهداف، وجود عوامل انگیزه بخش می توانند دلایلی بر ادامه راه و گذر از موانع و مشکلات باشند. الگوپذیری از داستان زندگی شخصیت های معروف، مشورت با این افراد و بهره گیری از نظریات آن ها در هموار کردن مسیر و ایجاد انگیزه برای غلبه بر مشکلات تاثیر مهمی خواهد داشت. افراد مهمی در دنیا وجود دارند که در زمینه های مختلف کسب و کار و موفقیت، به عنوان گنجینه ای از تجربیات ارزشمند محسوب می شوند. ناپلئون هیل، یکی از بنیانگذاران ادبیات موفقیت شخصی است که با وجود گذشت دهه ها از مرگش، آثار او همچنان پرطرفدار و تاثیرگذار باقی مانده است. در این متن مختصری از زندگی و تالیفات وی به رشته تحریر در آمده است.

ناپلئون هیل کیست؟

جملات انگیزشی ناپلئون هیل

از معروف ترین نویسندگان تاریخ جهان بوده که در طول زندگی خود آثار مهمی در زمینه ی موفقیت شخصی و بهبود کسب و کار به چاپ رسانده است. آثار او سال ها پس از چاپ همچنان مورد استقبال جمعیت عظیمی از مشتاقان قرار می گیرد. این نویسنده موفق در سال ۱۸۸۳ در خانواده ای پرجمعیت و در یکی از مناطق فقیر نشینِ ایالت ویرجینیای آمریکا به دنیا آمد. کودکی پرمشقت او زمینه ای برای تلاش های خستگی ناپذیر او برای ادامه زندگی شد. اشتیاق و استعداد نویسندگی در ناپلئون ۱۳ ساله، او را به نویسنده روزنامه   ویرجینیا تبدیل کرد. در این دوران او با نام مستعار “نویسنده کوهستان” فعالیت می کرد. روزنامه نگاری و مصاحبه با افراد برجسته همچون «توماس ادیسون» و «الکساندر گراهام بل» تجربیات ارزشمندی برای این نویسنده جوان به همراه داشت. مشاور حقوقی اندرو کارنگی، بزرگ ترین صنعت گر آمریکایی و رئیس جمهور فرانکلین از جمله مهم ترین افتخارات ناپلئون هیل است. سرانجام پس از گذراندن یک زندگی موفق و پرافتخار، در سن ۸۷ سالگی، در حالی که مشغول نوشتن بود، چشم از جهان فروبست.

بزرگترین کاری که ناپلئون هیل انجام داد و دلیل معروفیت او چه بود؟

هیل انسانی بی پروا، جسور و ریسک پذیر بود که از موهبت زیستن به بهترین شکل ممکن بهره برد. او زندگی خود را صرف تلاش برای کسب تجربیات مختلف در زمینه موفقیت و انتقال این تجارب به سایر انسان ها نمود. جملات انگیزه بخش او در سال های جنگ جهانی و پس از آن که رکود اقتصادی بر جهان حاکم شده بود، منجر به ایجاد تحولات مهمی در زندگی بسیاری از مردم شد. این نابغه بزرگ در ایالت ویرجینیای آمریکا و در منطقه ای که از لحاظ اقتصادی و فرهنگی در سطح پایینی قرار داشتند، چشم به جهان گشود. وضعیت بد اقتصادی، بی سوادی و خرافات در منطقه زندگی او انگیزه ای شد تا به مطالعه و تحصیل برای رسیدن به جایگاهی ارزشمند روی آورد. آنچه در ادامه این مطلب مطالعه خواهید نمود، تنها بخشی از سخنان ناپلئون در رابطه با موفقیت، مدیریت زمان، رشد مالی، تعالی شخصیت و مثبت اندیشی است.

تالیفات ناپلئون هیل

جملات انگیزشی ناپلئون هیل

در میان آثار به چاپ رسیده ناپلئون، موضوعات مختلفی همچون رشد مالی، رشد شخصیتی، نگرش مثبت، موفقیت، مدیریت زمان و … به چشم می خورد. از جمله مهمترین تالیفات این نویسنده می توان به آثار زیر اشاره کرد؛

۱- مجموعه کتاب های رشد مالی:

  • بیندیشید و ثروتمند شوید
  • شاه کلید ثروت
  • با آرامش ذهن به ثروت برسید
  • هنوز برای ثروتمند شدن وقت هست

۲-مجموعه کتاب های قانون طلایی موفقیت:

  • ابتکار و رهبری
  • شکیبایی و عدم تعصب
  • ذهن برتر
  • تفکر صحیح و دقیق

۳- مجموعه کتب موفقیت:

  • نردبان جادویی برای رسیدن به موفقیت
  • روانشناسی موفقیت
  • دینامیت موفقیت
  • چگونه اشتیاق را به عمل تبدیل کنیم و به موفقیت دست یابیم؟
  • موفقیت نامحدود در ۲۲ روز

۴- مجموعه کتاب های نگرش مثبت:

  • قدرت تفکر منفی
  • شما می توانید معجزه زندگی خود باشید
  • زندگی هدفمند
  • چگونه بر سختی های زندگی غلبه کنیم؟
  • برنامه اقدام مثبت

۱۰ جمله انگیزشی برتر ناپلئون هیل

جملات انگیزشی ناپلئون هیل

جملات انگیزشی ناپلئون هیل در زمینه های مختلف کسب و کار و موفقیت، با گذشت دهه ها و سال ها از ثبت آن ها، هنوز هم برای اقشار و گروه های مختلف سنی جذاب و گیراست. تعدادی از معروف ترین این جملات که از کتاب های مختلف این نویسنده گردآوری شده ، در ادامه بیان شده است:

۱- منتظر نباش! زمان مناسب هرگز فرا نمی رسد. از همان جایی که ایستادی و با هر ابزاری که داری شروع کن. در طول مسیر آنچه را که نیاز داری پیدا می کنی.

۲- برخی از مردم در خواب موفقیت هستند. اما برخی دیگر در بیداری برای آن تلاش می کنند.

۳- دستاوردهای بزرگ نتیجه فداکاری های بزرگ است و هرگز از خودخواهی حاصل نمی شوند.

۴- فرصت ها غالبا به شکل بدبختی و یا شکست های موقتی پنهان شده اند.

۵- هر بدبختی، شکست و دل شکستگی، حامل بذر خیر و مصلحت بزرگتری است.

۶- اگرچه موفقیت در هر سنی قابل دستیابی است، اما آن را زودتر بدست آورید تا بیشتر از آن لذت ببرید.

۷- شما استاد سرنوشت خود هستید. می توانید اطراف خود را تحت تاثیر قرار دهید و کنترل کنید و به این ترتیب زندگی خود را آنگونه که می خواهید، بسازید.

۸- اگر نمی توانی کارهای بزرگ انجام دهی، کارهای کوچک را به شکلی بزرگ انجام بده.

۹- هدف، رویایی زمان دار است.

۱۰- در مسیر خود با افرادی مشورت کنید که قبل از شما به نتایج دلخواهتان رسیده اند.

۱۰ جمله انگیزشی ناپلئون هیل درباره رشد مالی

جملات انگیزشی ناپلئون هیل

۱- به من بگویید زمان خود را صرف چه کاری و پول خود را چگونه خرج می کنید، تا بگویم سال آینده را در کجا و چگونه خواهید بود.

۲- فردی که بیش از دستمزدش کار می کند، بیش از مقداری که کار می کند، به دست خواهد آورد.

۳- برای ثروتمند شدن، پیش از داشتن شغل خوب، باید ذهن ثروتمند داشته باشید.

۴- اگر ثروت را در ذهن خود تصور نکنید، هرگز آن را در حساب بانکی خود نیز نخواهید دید.

۵- شکست برای انسان هایی است که اجازه می دهند فکر شکست به ذهن آنان نفوذ کند.

۶- فقر، فرزند انقلاب و جنایت است.

۷- ثروتمند شدن حق شماست. پس با پول دوست شوید.

۸- ثروت سلامتی و آسایش به همراه دارد. در حالی که ریشه تمام شرارت ها است.

۹- برای ثروتمند شدن در ذهن خود مقدار پولی که آرزو دارید را مشخص کنید. در برابر این مبلغ حاضرید چه چیزی بپردازید. حرف “هیچ” جایگاهی در این معامله ندارد.

۱۰- موفقیت و شکست هردو نتیجه پیروی از عادت ها هستند.

۱۰ جمله انگیزشی ناپلئون هیل در مورد نگرش مثبت

جملات انگیزشی ناپلئون هیل۱- قدرت و تعالی شخصیت تنها از تلاش و مبارزه مداوم حاصل می شود.

۲- اگر باور داشته باشی که می توانی، در بیشتر مواقع موفق خواهی شد.

۳- قبل از سخن گفتن دوبار فکر کنید. تاثیر کلمات شما بذر شکست و موفقیتی در ذهن دیگری می کارد.

۴- میل و اشتیاق طبیعت را فریب می دهد. پس رویای خود را باور کنید.

۵- محدودیت ذهن ما همان محدودیت هایی است که خودمان درنظر می گیریم. بنابراین فقر و نعمت هردو برخواسته از ذهن ماست.

۶- محکوم به شانسِ بد وجود ندارد. این افکار ریشه در ذهنیت منفی دارند.

۷- اگر ذهن خود را با ترس، شکست، تردید و ناباوری به توانایی های خود تغذیه کنید، ذهن شما تحت تاثیر این افکار قرار می گیرد. اگر خود را شکست خورده بپندارید، شکست می خورید. همه چیز به ذهن شما بستگی دارد.

۸- مثبت اندیشی همچون بذری است که در خاک کشت می شود، می روید و رشد می کند و در نهایت خود را تکثیر می کند.

۹- هر اندیشه مثبتی که در ذهن داشته باشید، نظرات مشابه خود را جذب می کند. این ایده ها به هم پیوند می خورند و رشد می کنند تا در نهایت نقطه ضعف ها و ترس ها در ذهن جای خود را به اعتماد به نفس و جسارت می دهند.

۱۰- من می دانم که اندیشه های ذهنی من تکثیر می شوند. افکار مثبت یا منفی؛ هرچه را در ذهن خود بکاری همان را در مقیاس وسیع تر برداشت خواهی کرد.

۱۰ جمله انگیزشی ناپلئون هیل در مورد رشد شخصیت

۱۰ جمله انگیزشی ناپلئون هیل در مورد رشد شخصیت

اولین قدم برای قرار گرفتن در مسیر موفقیت، رشد و تعالی شخصیت است. در واقع تا زمانی که انسان به خودباوری نرسیده باشد، نمی تواند اهداف و رویاهای خود را دنبال کند. ناپلئون هیل در این زمینه نظریه های کلیدی ای را بیان کرده است:

۱- برای رشد کردن باید اوج بگیرید و برای اوج گرفتن باید به خود مطمئن باشید.

۲- یکی از مهم ترین اصول، تسلط بر نفس خود است. فردی که برخود مسلط نباشد، هرگز قادر به کنترل سایر مسائل نخواهد شد. تسلط بر نفس، گامی در مسیر تسلط بر سرنوشت خود است.

۳- اعتماد به نفس و عزت نفس خود را تقویت کنید. اگر به خود، توانایی ها و امتیازات خود باور نداشته باشید، چگونه از دیگران این انتظارات را خواهید داشت.

۴- برای خود مشخص کنید که از زندگی چه می خواهید و برای نائل آمدن به این خواسته ها چه چیزی را صرف خواهید کرد.

۵- از گذشته خود برای بهانه تراشی استفاده نکنید. مهم نیست گذشته شما چگونه بوده و چه کاری انجام داده اید. برای آینده برنامه ریزی کنید و موفقیت های خود را جشن بگیرید.

۶- زمینه ساز رشد شخصیت، پیروی از قانون تغییر است. مقابله در برابر هرگونه تغییری مانع از رشد خواهد شد. قانون تغییر آغازگر تحولات فردی و شخصیتی و ترک عادت های بد و غیر مفید است.

۷- یکی از مهم ترین اصول در رشد شخصیت، ترک ویژگی هایی است که برای انسان ناپسند شمرده می شود. غرور، خودخواهی، تکبر، ترس، راحت طلبی و دیگر ویژگی های این چنینی مانع از رشد و تعالی شخصیت انسان می شوند.

۸- هدف از آموزش، ایجاد جرقه ای در ذهن انسان برای رشد درونی است. تکامل فکری و رشد، تنها با تغییرات پی درپی و جزئی در فرد ایجاد خواهد شد.

۹- شکست ها، ناکامی ها و ترس ها همگی شوک هایی هستند که از انسان، فردی سازگار و انعطاف پذیر می سازند و او را از عادت ها می رهانند.

۱۰- روح انسان مدام فریاد می کشد: بیدار شو، بیندیش و درست تصمیم بگیر. اسیر عادت های قدیمی نشو. اگر می خواهی موفق شوی با تغییرات سازگار شو، تا رشد و پیشرفت کنی.

۱۰ جمله انگیزشی ناپلئون هیل در مورد موفقیت

۱۰ جمله  انگیزشی ناپلئون هیل در مورد موفقیت۱- موفقیت شما هرگز از حدِ درستیِ برنامه ریزی های شما فراتر نخواهد رفت.

۲- اگر پیش از رسیدن به هدف تسلیم شدید، عزم و اراده کافی ندارید. افراد بی اراده هرگز در ردیف افراد موفق قرار نمی گیرند.

۳- شوق بودن و انجام دادن، نقطه شروعی برای به واقعیت پیوستن یک رویاست. رویا از بی تفاوتی، تنبلی و بی انگیزگی برنمی خیزد.

۴- نقطه عطف یک موفقیت بزرگ، از لحظات بحرانی شروع می شود.

۵- هیچکس استحقاق رسیدن به موفقیت را ندارد، مگر آنکه باور داشته باشد که می تواند آن را به دست آورد.

۶- ادیسون ۱۰۰۰ بار شکست خورد تا در نهایت لامپ را ابداع کرد. شکست به معنای توقف نیست. بلکه به معنای اصلاح مسیر است.

۷- تنها کلید موفقیت خودت هستی. هیچ چیز و هیچکس به جز خودت نمی تواند برایت موفقیت به ارمغان آورد.

۸- برای ستاره بودن باید بدرخشید. ستاره ها نگران تاریکی نیستند. چرا که در تاریکی ها پرنورتر خواهند شد.

۹- اگر مطلبی را بارها برای خود تکرار کنید، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، به آن باور پیدا می کنید.

۱۰- موفقیت های بزرگ نشات گرفته از موفقیت های کوچکی است که در طولانی مدت به دست آمده اند.

۱۰ جمله انگیزشی ناپلئون هیل در مورد مدیریت زمان

۱۰ جمله انگیزشی ناپلئون هیل در مورد مدیریت زمان۱- زمانی که دست به کاری می زنید که برای شما ارزشمند است، برای اطمینان از موفقیت باید برنامه های بی نقصی داشته باشید.

۲- هیچکس به اندازه ی کافی تجربه، آموزش و دانش کافی در زمینه ی خاصی ندارد. کسب همه ی این موارد بسیار زمان بر خواهد بود. بنابراین به منظور مدیریت زمان و کسب نتایج بهتر، باید با سایر ذهن های پویا همکاری داشته باشید. برنامه ای که اجرا می کنید، باید حاصل تفکر شما و سایر اعضای گروه باشد.

۳- مهارت در کنترل زمان و برنامه ریزی دقیق به انسان اعتماد به نفس و قدرت بیشتری می بخشد.

۴- با مدیریت زمان شما قادر خواهید بود دنیای اطرافتان را به شکل متفاوت تری از دیگران ببینید. این یعنی تفاوت دیدگاه ها که مقدمه ای برای آغاز موفقیت های بزرگ است.

۵- برخلاف باورهای عامه، مدیریت زمان انسان را انعطاف ناپذیر و سرسخت نمی کند.

۶- با حذف عادات بد در مدیریت زمانِ زندگی خود و جایگزینی عادت های مفید، می توانید گام های موثری در جهت رشد شخصیتی و پیشرفت بردارید.

۷- مدیریتِ درستِ زمان، ویژگی موروثی نیست. رفتارهای فرد تا حد زیادی توسط خود او قابل کنترل است. بنابراین از این تفکر منفی که توان مدیریت زمان را ندارید، درست بردارید.

۸- برای برنامه ریزی هرچه بهتر و منظم تر از افرادی که به خوبی از وقت خود بهره می برند، الگوبرداری کنید.

۹- یکی از مهم ترین بخش های روانشناسی مدیریت زمان، عزت نفس و خودباوری در مراحل مختلف زندگی است. اگر به خود احترام بگذارید، برای وقت خود ارزش قائل می شوید.

۱۰- نتیجه ی مدیریت زمان، عملکرد بهتر است، نه کار سخت تر و بیشتر! در واقع افراد ناموفق سخت تر کار می کنند. به این دلیل که مهارت های ضعیفی در مدیریت زمان خود دارند و در نتیجه بازدهی کمتری از ساعات کاری خود دارند.

زمانی که خبرنگاری از ناپلئون در مورد راز موفقیت سوال کرد، او پاسخ داد: زمینه ساز موفقیت، داشتن هدف است. اگر فرد بداند چه می خواهد و برای رسیدن به خواسته اش اصرار کند، موفق خواهد شد.

تاثیر افکار ناپلئون هیل بر زندگی سایرین

افکار و دیدگاه ناپلئون هیل به زندگی شاید تا کنون مسیر زندگی بسیاری از انسان ها را متحول کرده باشد و مسیری در جهت تغییر مثبت و پیشرفت به آنان نمایانده باشد. اما یکی از افرادی که ناپلئون تاثیر معجزه آسایی در زندگی او داشت، پسرش بود. کودکی که از ابتدای تولد، ناشنوا بود. اما اصرار و پافشاری های ناپلئون در طول سال ها، ورق زندگی او را برگرداند. وی در بخشی از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید می نویسد:

ناپلئون هیل:

“من از صمیم قلب خود مطمئن بودم که پسرم می شنود و حرف میزند. لابد میپرسید چگونه؟ مطمئن بودم که باید راهی وجود داشته باشد و مطمئن بودم که می توانم این راه را بیابم. من آرزو کردم که پسرم ناشنوا و لال نماند و لحظه ای ازین اشتیاق غافل نماندم.”

ناپلئون ایمان داشت هر کاستی و معلولیتی امتیازاتی با خود به همراه دارد. ایجاد اعتماد به نفس و جسارت در کودکی با وجود مشکلات بسیار، نتیجه باورهای این فرد بزرگ بود. ناپلئون پای تصمیم خود ایستاده بود و اعتقاد داشت فرزندش باید همچون دیگر انسان های عادی زندگی طبیعی داشته باشد. روزی به دست ناپلئون یک نمونه آزمایشی سمعک رسید؛ ابزاری که وی مدت ها در انتظار آن بود. بل ایر فرزند ناپلئون با دریافت این سمعک شنوایی خود را به دست آورد و بعدها به یکی از سرمایه گذاران و ایده پردازان صنعت سمعک سازی تبدیل شد. “به راستی که اشتیاق سوزان چه آثار اعجاب برانگیزی برجای می گذارد. بل ایر به شنیدن صدای طبیعی علاقه داشت؛ حالا به آن رسیده بود. شاید او هم در زمره بسیاری از کسانی در می آمد که کارشان به فروش مداد و کاغذ در کنار خیابان می انجامید”

ادامه مطلب
برایان تریسی کیست؟
برایان تریسی کیست؟ زندگی نامه یکی از تواناترین سخنرانان دنیا

برایان تریسی (Brian Tracy) یکی از تواناترین و معروف ترین سخنرانان دنیا است. فردی موفق با مسیری پر فراز و نشیب در زندگی که می تواند برای هرفردی انگیزه بخش باشد. تریسی نویسنده خلاقی است که در زندگی خود تجربه های زیادی کسب کرده است. از پرفروش ترین آثار او می توان به کتاب “قورباغه ات را قورت بده” اشاره کرد. سخنرانی های انگیزشی تریسی در زمینه کشف استعدادها و تقویت پتانسیل های شخصی، الهام بخش هزاران نفر در نقاط مختلف جهان بوده است. اغلب سمینار ها و کتاب های وی حول موضوعات تقویت انگیزه، تعیین اهداف، تمرکز ذهن و مدیریت زمان متمرکز شده اند. با مطالعه زندگی شخصی و حرفه ای این نویسنده، تاجر و سخنران موفق می توانید با ابعاد شخصیت او بیشتر آشنا شوید.

تولد و سال های کودکی برایان تریسی

بر ایان تر یسی کیست؟

برایان تریسی زاده شارلوت تاون در جزیره پرنس ادوارد کانادا، سال ۱۹۴۴ میلادی است. وی در خانواده ای با ناتوانی های مالی به دنیا آمد. با وجود این، خانواده تریسی انسان هایی اخلاق مدار و درستکار بودند.  شنیدن مداوم جملاتی همچون پول نداریم” و “ما نمی توانیم هزینه آن را بپردازیم”  برایان کوچک را در این فکر فرو می برد که چرا کیفیت زندگی پایین تری نسبت به دیگران دارند. در نهایت، این ابهامات، دغدغه ها و نیازهای زندگی او را ناچار به ترک تحصیل در دوران دبیرستان نمود. او در این مرحله از زندگی برای کسب درآمد به کارهای مختلفی مشغول شد. شستن ظروف و نظافت در هتل ها و رستوران ها، کار در کارخانه چوب بری و کار فصلی در مزارع از جمله مشاغل طاقت فرسایی بود که برایان به آن ها روی آورده بود.

زندگی شخصی برایان تریسی

تریسی در سال ۱۹۷۹ با همسرش باربارا تریسی ازدواج کرد. این زوج هم اکنون دارای چهار فرزند هستند و در سن دیگو در ایالت کالیفرنیا اقامت دارند.

برایان تریسی و سفرهای دور دنیا

برایان تریسی کیست؟

در اوایل جوانی، برایان ۲۰ ساله که به قدر کافی زندگی نکرده بود، دل به دریا می زند و با پس اندازی که از کارهای روزانه جمع کرده بود، تصمیم به مسافرت می گیرد. او که همیشه رویای سفر داشت، برای اولین بار در زندگی خود پا به آمریکای شمالی گذاشت و پس از سفر در سراسر این مناطق، به سمت قاره اروپا حرکت کرد. کار در کشتی­ های باری او را با بسیاری از نقاط مختلف دنیا آشنا کرد. کشورهای فرانسه تا اسپانیا و تنگه جبل الطارق را با دوچرخه پیمود و سپس به سمت کشورهای آفریقایی حرکت کرد. برایان در سال­ های جوانی بیش از سن خود آموخت و با افراد زیادی آشنا شد. پروفسور آلبرت شوایتزر از بزرگانی بود که در سفر به آفریقای جنوبی با وی همسفر شد. در طول این سال­ها برایان زندگی پرفرازو نشیبی داشت و حتی بارها از خطر مرگ نجات یافت. برایان جوان پس از دو سال زندگی در ژوهانسبورگ بازهم پا در مسیر پرهیجان سفر نهاد. او مدت کوتاهی در لندن مشغول به کار شد و راه خود را به سمت مناطق اروپا و خاورمیانه در پیش گرفت. پس از سفر به کشورهای هند، مالزی و سنگاپور به تایلند رسید و به مدت دوسال در این کشور کار کرد.

تغییر مسیر زندگی

برایان تریسی در طول این سال ها به بیش از ۸۰ کشور دنیا سفر کرد و در نهایت پس از گذر از سفرهای طولانی و طاقت­ فرسا شغل فروشندگی را انتخاب کرد. برای فروشندگی دیگر نیازی به سفر و کار در نقاط مختلف دنیا نداشت و این، کار را برای او راحت تر کرده بود. درآمدی که از این شغل عایدش می شد، به نسبت بهتر بود؛ اما بازهم برای برایان راضی کننده نبود. در واقع او همیشه خود را با بهترین ها مقایسه می کرد و سعی در پی بردن به راز موفقیت آن ها داشت. در نهایت پاسخ سوال خود که چرا دیگران از من جلوتر هستند، را این گونه یافت: ” چون آن ها از روش های دیگری استفاده می کنند. “حال، برایان هدف خود را تعیین کرده بود؛ “کسب عنوان موفق ترین فروشنده”

بهره مندی از تجارب افراد موفق

برایان برای موفقیت در فروش ، هرآنچه را که در توان داشت، به کار گرفت. او در این مسیر با افراد موفق بسیاری مشورت کرد و به طور مستمر در این زمینه به مطالعه پرداخت. در نهایت پس از زمان کوتاهی درآمد حاصل از فروشش به میزان قابل توجهی افزایش یافت. تلاش های برایان تا جایی ادامه یافت که در نهایت عنوان بهترین مدیر فروش را کسب کرد. تسلط بالا در امر فروش، او را به سمت مشاغل حرفه ای تری نظیر توسعه املاک، تجارت و بازاریابی سوق داد. اشتیاق و تلاش برایان در این مسیر او را به منصب مدیرعاملی یک شرکت توسعه با دارایی ۲۶۵ میلیون دلار  و فروش سالیانه ۷۵ میلیون دلار رساند.

یادگیری از بهترین ­ها

روحیه کنجکاو و خستگی ناپذیر برایان تریسی از او شخصیتی ساخته که در تمام مدت زندگی خود درحال یادگیری بوده است. او در بسیاری از زمینه ها به طور مداوم در حال مطالعه است. تاریخ، اقتصاد، فیزیولوژی، روانشناسی و بسیاری مباحث دیگر از علایق برایان است. به عقیده­ی او هیچ عاملی نمی تواند او را از یادگیری بازدارد.

برایان تریسی:

“انسان در هر سنی و موقعیتی از زندگی که قرار دارد، می تواند زندگی خود را تغییر دهد.”

این جمله معروف تریسی، خود محرکی بود تا برایانی که در نوجوانی تحصیلات دبیرستان را رها کرده بود، در ۳۰ سالگی در یکی از معتبرترین دانشگاه های عصر خود، به ادامه تحصیل بپردازد. برایان تریسی تحصیلات خود را از سر گرفت و از دانشگاه آلبرتا در رشته مدیریت فارغ التحصیل شد. پس از این دوره، مدرک کارشناسی ارشد خود را نیز از دانشگاه کلمبیا دریافت نمود. در نهایت در سال ۱۹۸۱تصمیم گرفت هرآنچه را که آموخته است، در قالب یک سیستم جامع خودیاری برای رسیدن به موفقیت در اختیار دیگران قرار دهد؛ ایده ای که پس از شرکت در سیمنارهای متعددِ بدون بازده، نامفهوم و توخالی به وجود آمد. هر فردی که در زندگی به دنبال موفقیت است، محال است با کتاب ها و سیمنارهای برایان تریسی غریب باشد. در واقع او تجربیات خود را که حاصل خلاقیت ها، تصحیح و انجام خطاهای پی در پی، مطالعات و سخت کوشی های مداوم است، در اختیار هرفردی که خواهان موفقیت باشد، قرار می دهد.

وی در حال حاضر رئیس و مدیر عامل شرکت بین المللی “برایان تریسی” است که در سال ۱۹۸۴ آن را تاسیس نمود. دفتر مرکزی این شرکت در سن دیگو ایالت کالیفرنیا است. پیش از این در شرکت دیگری در سِمت مدیر عامل در زمینه های فروش و بازاریابی، سرمایه گذاری و توسعه املاک و مستغلات فعالیت داشت. کار و فعالیت مستمر در بیش از ۱۰۷ کشور دنیا به مدت ۳۰ سال، تجربیات موفقی را برای او رقم زده است.

راز موفقیت برایان تریسی

برایان تریسی کیست؟

موفقیت برایان تریسی معادله ای ساده دارد؛ “مطالعه کنید، گوش دهید، به طور مداوم یاد بگیرید و رشد کنید. اگر بخواهید، می توانید هرچیزی را یاد بگیرید.” وی در طول ۵۰ سال این روال را تکرار کرد تا در نهایت به جایگاهی که امروز در آن قرار دارد، رسید. سه ساعت مطالعه در روز، یکی از فعالیت های دائمی او محسوب می شود. به گفته برایانتریسی، او زمانی به فلسفه زندگی پی برد که در سخت ترین شرایط زندگی قرار گرفته بود. او پیشتر، بر این باور بود که زندگی هر فرد از پیش مقدر شده است و انسان کنترلی بر آن ندارد. با این حال، روزی از خواب بیدار شد و دریافت تنها کسی که می تواند او را نجات دهد، خودش است. سال ها بعد او کتابی شگفت انگیز با عنوان “بهانه ممنوع” نوشت که ایده اش را از آن روزها نشات گرفته بود. این کتاب تا کنون هزاران نفر از طرفداران خود را متحول کرده است.

معروف ترین آثار برایان تریسی

برایان تریسی کیست؟

در سال ۱۹۸۸ برایان تریسی چکیده تجربیات خود در زمینه فروش را در اولین کتاب خود با عنوان روانشناسی فروش به چاپ رساند. این کتاب مجموعه ای از ایده ها و استراتژی ها را برای صاحبان مشاغل بیان می کند تا بتوانند فروش خود را به بهبود دهند. سال ۲۰۰۱ سال پر رونقی در نگارش برای برایان تریسی بود. کتاب “۲۱ رمز موفقیت میلیونرهای خود ساخته”، با موضوع “چگونه استقلال مالی خود را سریع تر و ساده تر از آنچه تصور می کنید، به دست آورید؟”، از جمله کتاب های موفق سال بود. این کتاب در ۲۱ فصل، مجموعه ای از ایده های انگیزشی، سوالات و تمرینات مرتبط را برای خوانندگان فراهم نموده است. در همان سال کتاب “قورباغه را قورت بده” منتشر شد. کتابی که اگرچه نسبت به “۲۱ رمز موفقیت میلیونرهای خودساخته” مورد استقبال کمتری قرار گرفت، اما همچنان از پرطرفدارترین کتاب های روانشناسی موفقیت محسوب می شود. این کتاب هم دارای ۲۱ فصل است که هر فصل تکنیک خاصی برای عکس العمل در وضعیت های مختلف را ارائه می دهد. کتاب دیگری با نام “اهداف” در سال ۲۰۰۳ توسط این نویسنده به چاپ رسید. این کتاب هفت عنصر اصلی تعیین هدف را معرفی و ۱۲ مرحله برای انجام این عناصر را بیان می کند.

از دیگر کتب تریسی که بسیار مورد توجه قرار گرفت، “بهانه تراشی ممنوع” بود. این کتاب قدرت نظم و انضباط در بهبود زندگی شخصی، مالی و تجاری را در ۲۱ فصل به روشنی بیان می کند. “درآمدی که ارزشش را دارید، کسب کنید” در سال ۲۰۱۲ به چاپ انبوه رسید. به عقیده تریسی، این کتاب، کتاب مقدس برای پیشرفت در حرفه و تجارت است و باید از آن تبعیت کنید. در سال ۲۰۱۶ برایان تریسی در کتاب “موفقیت شخصی” برای مخاطبانش توضیح می دهد که چگونه از توانایی ها و استعدادهای خود آگاه می شود و در راه رسیدن به موفقیت گام برمی دارد. کتاب های “رموز اعتماد به نفس در کار و زندگی”، “۱۲۰ قانون برایان تریسی”، “فکرتان را عوض کنید تا زندگیتان تغییر کند” و “رازهای رسیدن به استقلال مالی” از جمله مهم ترین تالیفات این نویسنده بزرگ هستند. در واقع اگر در مسیر شغلی و زندگی خود به مشاوره و انگیزه نیازمندید، کتاب های و فایل های سخنرانی تریسی می تواند انگیزه بخش شما باشد.

تاثیر مثبت اندیشی در تصمیم گیری

به عقیده او، تفکرات مثبت و منفی بر تعیین اهداف تاثیر گذار خواهند بود. از این رو فرد باید قدرت کنترل احساسات و هیجانات آنی را داشته باشد. او معتقد است افکار و احساسات منفی ذهن را خاموش می کند و نتیجه آن چیزی جز قضاوت های ضعیف و تصمیم گیری های اشتباه نخواهد بود. هر فردی در مسیر رسیدن به موفقیت، باید به طور واضح اهداف خود را مشخص کند و مسئولیت تصمیمات خود را بپذیرد. در واقع برایان به مخاطب نشان می دهد که اگر عادات و الگوهای ذهنی اشتباه خود را تغییر دهد، شاهد ابعاد متفاوت تر و بهتری از زندگی خواهد بود. وی از معدود نویسندگانی است که موفق شده نظریه های خود را در نقاط مختلف دنیا گسترش دهد. برایان بیش از ۲۲ شغل را در ۱۰۷ کشور جهان تجربه کرده است. وی به کمک تجارب شخصی و استفاده از روش های اثبات شده، موفق به ارائه راهکارهای کلیدی به بسیاری از افرادی است که در مسیر موفقیت قرار دارند.

جنبه های ممتاز شغلی

رویکرد پویای برایان تریسی برای یادگیری، بیش از ۵ میلیون نفر در سراسر آمریکا، کانادا و ۵۵ کشور دیگر را تحت تاثیر قرار داده است. سخنرانی های او سالانه به طور میانگین ۲۵۰ هزار مخاطب دارد. علاوه بر این، بیش از ۱۰۰۰ شرکت موفق در دنیا از مشاوره­های وی بهره می برند. تریسی در حال حاضر مدیرعامل شرکت خود “کمپانی برایان تریسی” است؛ مرکزی که در آن راهکارهای تمرکز برای دستیابی به اهداف شخصی و تجاری با استفاده از روش هایی سریع و کارآمد در زمان مناسب، به مخاطبان آموزش داده می شود. در کنار این موفقیت­ها، برایان تریسی مولف بیش از ۴۵ کتاب است که به ده ها زبان زنده دنیا ترجمه و منتشر شده اند. همچنین بیش از ۳۰۰ بسته آموزشی صوتی و تصویری در رابطه با موضوعات مختلف روانشناسی پیشرفت را در اختیار علاقه مندان قرار داده است. یکی از بزرگ ترین دستاوردهای تریسیاین بود: تاسیس دانشگاه برای آموزش علاقه مندانی که به دنبال استقلال مالی و پیشرفت هستند.

نظر دیگران درباره برایان تریسی

مارک ویکتور هانسن نویسنده و سخنران انگیزشی آمریکایی درباره برایان تریسی چنین می گوید:

اگر می خواهید یک سخنران بزرگ و الهام بخش شوید، باید از بهترین های این حرفه بیاموزید. برایان تریسی یک فوق ستاره است. او با شما قدم به قدم همراه است و به شما می آموزد که در دنیای تجارت چگونه صحبت کنید. در واقع هیچ کس نمی تواند بهتر از برایان این کار را انجام دهد. جیم کتکارت نویسنده معروف آمریکایی نیز در باره وی چنین می گوید: “موفقیت شخصی” و “برایان تریسی” به یک معنا هستند. برایان تنها فردی است که می تواند به بهترین شکل ممکن مسیر رسیدن به موفقیت را به مخاطبش نشان دهد. اگر به شما توصیه ای می/کند، حتما آن را انجام دهید. چرا که برایان به خوبی می داند در مورد چه چیزی صحبت می کند.

جملات ارزشمند برایان تریسی

  • افراد موفق همواره در تلاش برای کمک به دیگرانند. افراد ناموفق در این فکرند که؛ این چه سودی برایم دارد؟
  • نکته اصلی موفقیت این است که ذهن مان را بر روی اهداف خود متمرکز کنیم، نه بر روی چیزهایی که از آن ها می ترسیم!
  • هر آنچه را که برای مقابله با جهان نیاز دارید، درون خود دارید.
  • هرگاه چیزی یاد می گیریم باید به نحوی مناسب، دیگران را در مورد آن قانع کنیم. اگر بتوانید الگوی خوبی برای دیگران باشید، می توانید به درستی به آنان آموزش دهید.
  • هرگاه تصور می کنید به بن بست رسیده اید، به خود بگویید، این فرصتی برای یک تغییر بزرگ است. در این مرحله کافیست تصمیم به تغییر بگیرید و طبق آن عمل کنید. چند ماه بعد افراد زیادی به سراغتان خواهند آمد و راز موفقیت شما را سوال می کنند.

قانون های ارزشمند زندگی برایان تریسی

برایان تریسی از ۲۰ قانونی که زندگیش را متحول کرده سخن می گوید و به اعتقاد او لازمه هر تغییر بزرگی در زندگی افراد، پیروی از این قوانین است. در ادامه خلاصه ای از این قوانین مطرح شده است:

۱- قانون ارزش ها

آنچه که انسان را در مسیر پیشرفت و یا پسرفت در زندگی قرار می دهد، باور به ارزش هاست.

۲- قانون عادت

عادت ها بیشترین سهم اَعمال بشر را شامل می شوند. اگر این عادت ها غیر مفید باشند، فرد را به عقب می کشند. بنابراین انتخاب عادت های مفید به طور غیر ارادی فرد را در مسیر پیشرفت قرار می دهد.

۳- قانون انتخاب

شما در هر مرحله و جایگاهی که اکنون قرار گرفته اید، نتیجه ای از انتخاب های خودتان بوده و عوامل دیگر تاثیر جزئی در آن داشته است. بنابراین آینده شما نیز متاثر از انتخاب های امروز شماست. انسان با انتخاب های صحیح و اصولی می تواند کنترل زندگی خود را به دست بگیرد.

۴- قانون تغییر

هر انسانی در مسیر زندگی خود نیاز به تغییر دارد. اگر در مسیر درستی قرار دارد نیز بازهم نیاز به تغییر جهت به سمت مسیرهای موفق تر خواهد داشت. در غیر این صورت یکنواختی عامل تخریب افکار فرد خواهد بود.

۵- قانون مسئولیت

اولین و مهم ترین نکته در مسیر پیشرفت، پذیرفتن مسئولیت انتخاب ها و تصمیماتی است که گرفته اید.

۶- قانون پاداش

قانون عمل و عکس العمل برای همه ما آشناست. به عبارتی هر کاری که شما انجام می دهید، نتیجه آن به خود شما برمی گردد.

۷- قانون تکرار

لازمه یادگیری، تمرین و تکرار مداوم است. سخت ترین و پیچیده ترین مسائل هم با صبر و تکرار مداوم قابل یادگیری هستند.

۸- قانون افکار و احساسات

کنترل احساسات در شرایط پیچیده بسیار حائز اهمیت است. این افکارِ شما هستند که زندگی تان را رهبری می کنند. بنابراین با تزریق افکار مثبت به ذهن خود، اراده تان را قوی تر و مسیر دستیابی به موفقیت را هموارتر کنید.

۹- قانون انطاف پذیری

اگرچه پافشاری بر هدف مهم است، اما انعطاف پذیری در مسیر رسیدن به آن اهمیت بیشتری دارد. این اصل به شما کمک می­کند که در صورت رسیدن به بن بست، راه دیگری را برگزینید.

چکیده کلام

نام برایان تریسی امروزه به عنوان نمادی از موفقیت در زندگی و تجارت مطرح است. ثروت، دانش و خِرَد او نیز طی سالیان افزایش یافته است. تلاش های خستگی ناپذیر، ورق زندگی او را برگرداند و به یک رهبر جهانی مبدل ساخت. برایان مسیری راهی را طی کرده است که هرکسی جرات و توان عبور از آن را ندارد. بدیهی است که تجربیات او از ارزشمندترین هدایایی است که می توان به یک فرد بخشید. فلسفه زندگی برایان ساده است: یاد بگیرید و از آن استفاده کنید. این گونه می توانید مشکلات را حل کنید، از هر مانعی عبور کرده و به هدف خود برسید. مسئله ای که صدها کتاب و فایل صوتی و تصویری برای بیان آن به شکل های مختلف، در سراسر جهان منتشر شده است.

ادامه مطلب
scroll post 1-2 (3)
۱۰ توصیه مهم بیل گیتس در مورد ثروت و موفقیت

هر چند که بیل گیتس نیازی به معرفی ندارد. در حال حاضر او سومین فرد ثروتمند جهان است. این نابغه ی افسانه ای دنیای تکنولوژی، کوهی از موفقیت را در کارنامه ی خود به ثبت رسانده است. همه ما بیل گیتس را تنها با عنوان موسس مایکروسافت و مرد شماره یک ثروت جهان می شناسیم. اما حقایق بسیاری در زندگی این شخص وجود دارد که می تواند الگوی بسیاری از کارآفرینان باشد. نبوغ وی در برنامه نویسی در روزهای نوجوانی کشف شد. زمانی که اولین برنامه ی کامپیوتری را نوشت و مورد استقبال مسئولین مدرسه قرار گرفت. همانند بسیاری از کارآفرینان موفق جهان، بیل گیتس نیز تحصیل در دانشگاه هاروارد را به منظور تمرکز بر روی پروژه ی شخصی خود، مایکروسافت، رها کرد. مطالعه در زمینه ی هوش مصنوعی از علایق اصلی اوست. تا حدی که در جایی اشاره می کند؛ اگر مایکروسافت جواب نمی داد، پژوهشگری در زمینه ی هوش مصنوعی می شدم.

علیرغم ثروت نامحدود بیل گیتس، فرزندانش تنها مبلغ ۱۰ میلیون دلار به ارث خواهند برد؛ درحالی که ارزش خالص سرمایه ی او بیش از ۹۰ میلیارد دلار است. به عقیده ی او، ثروت بیش از حد مانع پیشرفت فرزندانش در زندگی خواهد شد. با وجود موفقیت های بی شمار بیل گیتس، او به هیچ زبان خارجی دیگری مسلط نیست و آن را بزرگ ترین پشیمانی در زندگی خود برشمرده است. این شخصیت برجسته و موفق هنوز هم مطالعه را بهترین راه یادگیری می داند. تا جایی که هر سال ۵۰ کتاب جدید را مطالعه می کند. حالا ۱۰ توصیه مهم بیل گیتس را به شما خواهیم گفت:

۱- ما همیشه تغییراتی را که در دو سال آینده رخ می دهد، زیاد بررسی می کنیم و تغییری را که در ده سال آینده رخ می دهد، نادیده می گیریم. منفعل نباشید!

10 توصیه مهم بیل گیتس در مورد ثروت و موفقیت۲- زندگی عادلانه نیست – به آن عادت کنید!

10 توصیه مهم بیل گیتس در مورد ثروت و موفقیت۳- “من نمی دانم” باید تبدیل شود به “من هنوز نمی دانم”.

10 توصیه مهم بیل گیتس در مورد ثروت و موفقیت۴- اکنون زمان فوق العاده ای برای ورود به دنیای تجارت است ، زیرا تجارت در ۱۰ سال آینده بیش از ۵۰ سال گذشته تغییر خواهد کرد.

10 توصیه مهم بیل گیتس در مورد ثروت و موفقیت۵ -اگر شما فقیر متولد شوید، این اشتباه شما نیست، اما اگر فقیر مردید، این اشتباه شماست.

10 توصیه مهم بیل گیتس در مورد ثروت و موفقیت۶- موفقیت معلمی کثیف است. او می تواند افراد هوشمند را قانع کنند شکست ناپذیر هستند.

10 توصیه مهم بیل گیتس در مورد ثروت و موفقیت۷- برای به دست آوردن موفقیت های بزرگ، گاهی باید ریسک های بزرگی را پشت سر بگذارید!

۸- مردم همیشه از تغییر می ترسند. مردم هنگام ابداع برق هم از برق می ترسیدند، مگر نه؟

10 توصیه مهم بیل گیتس در مورد ثروت و موفقیت۹- خوب است که موفقیت را جشن بگیریم ، اما توجه به درس های شکست مهم تر است.

10 توصیه مهم بیل گیتس در مورد ثروت و موفقیت۱۰- اگر همیشه به من بگویند که “رضایت بخش” هستم ، هیچ تلاشی نخواهم کرد. دیگر چگونه می توانم بفهمم کاری که انجام می دهم متفاوت است؟

10 توصیه مهم بیل گیتس در مورد ثروت و موفقیت

ادامه مطلب
جف بزوس
داستان زندگی جف بزوس مردی که آمازون را ساخت

گاهی نام ها فراتر از مفهوم های قبلی خود و در زمینه ای کاملا متفاوت، معنا می شوند. مثل «آمازون» که تا قبل از دست به کار شدن «جف بزوس» مردم جهان با شنیدن آن به یاد یک رودخانه بزرگ در طبیعی وحشی و پر هیجان می افتادند. بعد از آنکه بزوس کسب و کار خود را آمازون نامید، نام آن رودخانه کهن سال به دومین حدس آدم های قرن ۲۱ بعد از شنیدن واژه آمازون تبدیل شد. این قدرتی است که تنها به وسیله آدم هایی معمولی با تفکری غیرمعمولی به دست می آید. در این مقاله از خانه سرمایه، به سراغ جف بزوس می رویم و سعی می کنیم از لا به لای ماجراهای تلاش او برای موفقیت، توشه هایی پر حاصل برای خودمان برداریم.

[bs-quote quote=”نمی توانی بنشینی و طرح یک کسب و کار میلیارد دلاری را بنویسی؛ این کار واقع بینانه نیست. یک کارآفرین خوب، ایده کسب و کار خود را دارد و بر این باور است که می تواند آن را در یک مقیاس معقول اجرا کند. سپس خود را با آنچه پیش می آید تطبیق می دهد و به پیش می رود.” style=”style-9″ align=”center” author_name=”جف بزوس” author_job=”خالق آمازون” author_avatar=”https://panel.khanesarmaye.com/wp-content/uploads/2020/03/جف-بزوس.jpg”][/bs-quote]

جرقه ای که آمازون را ایجاد کرد

جف در ۱۲ ژانویه ۱۹۶۴ در «البوکرکی نیومکزیکو» به دنیا آمد. او تحصیلاتش را در زمینه علوم کامپیوتر و مهندسی برق در دانشگاه «پرینستون» تمام کرد.

نوجوانی و کودکی جف بزوسحضور بزوس در شرکت کامپیوتری «SHAW»، جرقه تاسیس آمازون را در ذهن او روشن کرد. بعد از آن بود که بزوس به ایجاد یک فروشگاه برای خرید از راه دور علاقه مند شد و تحقیقاتی در این زمینه انجام داد. علت اینکه آمازون در ابتدا کارش را با کتاب آغاز کرد این بود که در آن زمان، تنها محصولی که هیچ شرکتی آن را از راه دور برای کسی ارسال نمی کرد، کتاب بود. البته بعدها آمازون نیز به سمت فروش همه چیز برای همه کس، تغییر مسیر داد.

یک موفقیت تعجب برانگیز

جف بزوس، بنیان گذار «Amazon.com» تا قبل از تاسیس «شرکت آمازون» در سال ۱۹۹۴ یک کارمند بانک بود. البته من و شما تنها کسانی نیستیم که از سرعت رشد و درآمدزایی آمازون تعجب می کنیم. خود جف هم از این فرآیند سریع در تعجب به سر می برد و در پاسخ به خبرنگار نشریه «فایننشال تایمز» می گوید:

«من هم مثل بقیه از اتفاق هایی که برای خودم افتاده شگفت زده هستم؛ از کارمندی بانک تا بنیان گذاری آمازون، از استخدام ۱۰ کارمند تا ۸۰۰۰ نفر در کمی بیشتر از ۵ سال، میلیاردها دلار درآمد و تبدیل شدن به یکی از شناخته شده ترین کسب و کارهای آمریکا. الان که دوباره به آن فکر می کنم باز هم متعجب می شوم!» جف، از آن دست مدیران است که به تشریفات و حضور کاملا رسمی در محل کار اعتقادی ندارد. محل کار او، فقط شامل یک میز ساده چوبی می شود که در دفتری با هشتصد کارمند، هفته ای ۶۰ ساعت از زمانش را در آنجا می گذراند.

موفقیت جف بزوسجف در این مورد می گوید: «نمادها و نشانه ها مهم هستند. یک نماد خوب و درست، هرگز معنی تظاهر به خودش نمی گیرد. پس میز ساده محل کارم، نماد تظاهر نیست. چیزی که به هنگام کارمندی در بانک اذیتم می کرد، همین نگاه رسمی به همه چیز بود. انگار که قرار است میز، اتاق و دکوراسیون، قدرت و جایگاه مدیران را به خودشان و دیگران نشان دهند.» از نظر جف بزوس، کارآفرینی یعنی یک ترکیب شگفت انگیز از کله شقی و انعطاف پذیری؛ او می گوید: «اصل ماجرا اینجا است که بفهمی کجا باید کله شق باشی و کجا انعطاف پذیر!»

[bs-quote quote=”ایده داشتن، ساده است. اما اینکه بتوانی ایده ای را به یک محصول موفق تبدیل کنی بسیار دشوار خواهد بود. برای طی کردن این مسیر باید گام های بسیاری برداری و البته پشتکار و استقامت داشته باشی.” style=”style-9″ align=”center” author_name=”جف بزوس” author_job=”خالق آمازون” author_avatar=”https://panel.khanesarmaye.com/wp-content/uploads/2020/03/جف-بزوس.jpg”][/bs-quote]

اولین قدم های آمازون روی زمین سیمانی

جف در مورد شیوه آغاز به کار و راه اندازی آمازون می گوید: ما برنامه ریزی بی عیب و نقصی نداشتیم. فقط یک فضای ۴۰ متری در اختیارمان بود. ما حتی یک میز معمولی برای بسته بندی سفارش ها نداشتیم و همه کارها را به صورت دستی، در حالی که روی زمین سیمانی زانو زده بودیم انجام می دادیم. ما کارمان را از یک گاراژ کوچک شروع کردیم چون هم هزینه کافی برای اجاره یک دفتر رسمی نداشتیم و هم می خواستیم خاطراتی از جنس استارت آپ های گاراژی داشته باشیم.

اولین قدم آمازون وقتی در سال ۱۹۹۹ مشغول افتتاح اولین مرکز توزیع محصولاتمان بودیم، یکی از برنامه نویس های تیم در حالی که متعجب به دَر و دیوار مرکز نگاه می کرد گفت: «نمی دونم کاری که داریم می کنیم، شکل مثبتی از یک خوش بینی به حساب میاد یا نمونه ای از یک اقدام اشتباه تاسف آور!» واقعیت این است که این حس مشترک همه ما بود؛ ما هم نمی دانستیم که این مسیر به کجا ختم می شود. فقط می دانستیم که می توانیم و باید انجامش دهیم!

یک کتاب فروشی که به فروشگاهی تمام عیار تبدیل شد

از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را می توانید در فروشگاه آمازون پیدا کنید. اما آمازون در ابتدا این گونه نبود. این فروشگاه پر محصول، در اوایل کارش تنها یک کتاب فروشی بود.

کتاب فروشی آمازونبعد از گسترش کار آمازون به کشورهای کانادا، ژاپن، انگلستان و فرانسه، او ایمیل هایی از مشتریان خود دریافت کرد که در آن درخواست محصولات متنوع تری مانند سی دی ها و لوازم خانگی مطرح شده بود. جف، خیلی زود دست به کار شد و این محصولات را در سایتش قرار داد.

آمازونی که قرار نبود آمازون باشد!

آمازون جف بزوسانسان ها تغییر می کنند و عقاید آن ها در اثر ارتباط با دیگران به تکامل می رسد. این یکی از نکته های مثبت زندگی اجتماعی به شمار می رود. جف بزوس نیز از این قافله مستثنا نبود. نامی که جف برای وب سایتش انتخاب کرده بود «Abracadabra» به معنی «ورد و طلسم»، چیزی معادل همان «اجی مجی لا ترجی» خودمان بود. اما دوستانش او را متقاعد کردند که انتخاب چنین نامی نمی تواند با اهداف تجاری او همخوانی داشته باشد. در نتیجه، او نام «آمازون» (amazon) را برای کسب و کارش انتخاب کرد. جف در مورد این نام می گوید: «آمازون، نام بزرگ ترین رود جهان است. من نیز باور داشتم که سایت کوچکم روزی به بزرگ ترین کتابخانه جهان تبدیل خواهد شد.»

چرا آمازون محبوب شد؟

بزوس، چهار معیار اصلی را برای آمازون در نظر گرفت:

  • تمرکز روی مشتری به جای تمرکز روی رقبا
  • اشتیاق برای اختراع های جدید
  • تعهد برای عمل کردن به بهترین شکل
  • تفکر بلند مدت

آمازون، یک شرکت خرده فروشی اینترنتی است که شاید ارزانی را بتوان زیر مجموعه ای از اولین معیارهای موفقیت آن در نظر گرفت. به همین دلیل، بزوس تلاش می کند تا هزینه های مجموعه اش را در کمترین حالت ممکن نگه دارد و به این ترتیب، خریدی ارزان قیمت را برای مشتریان خود فراهم کند. علاوه بر این، آمازون، رابط کاربری ساده ای دارد که امکان استفاده از آن را برای هر کاربری با هر اندازه آگاهی از دانش کامپیوتر، آسان می کند. البته همین سادگی بیش از حد، مورد نقد عده ای از کاربران قرار گرفته است. مثلا یکی از کاربران در این سایت می نویسد: «با وجود آن که از آمازون خرید می کنم اما هرگز نتوانستم با این سایت، احساس راحتی کنم. اینجا همه چیز درهم و برهم است!» با وجود این انتقادها جف بزوس هنوز هم بر سادگی آمازون، اصرار دارد.

آنلاین یا آفلاین، مسئله این است!

جف معتقد است که کسب و کار آنلاین به معنای ایجاد یک کانال توزیع جدید است و اصلا نباید آن را شعبه ای دیگر از کسب و کار فیزیکی به حساب آورد. اگر یک کارآفرین چنین طرز فکری داشته باشد، بدون شک شکست می خورد. با تمام این حرف ها، بزوس، فروشگاه هایی برای عرضه کالاهایش افتتاح کرده است. اولین پرچم دار این فروشگاه ها، یک کتاب فروشی بود که در سیاتل افتتاح شد.

فروشگاه آمازونشیوه چینش کتاب ها در این فروشگاه، کاملا بر اساس الگوی خرید و رفتار مشتریان آنلاین بود. مثلا بخش هایی از فروشگاه به کتاب هایی اختصاص داده شده بود که امتیازهای بالایی از کاربران گرفته بودند. تجربه خوب این فروشگاه، آمازون را متقاعد کرد تا فروشگاهی برای محصولات دیگرش هم افتتاح کند. آمازون، نام این فروشگاه ها را «۴ ستاره» گذاشت و سعی کرد همان سیاستی که در کتاب فروشی استفاده کرده بود را در اینجا هم پیاده کند.

فروشگاه آمازوندر این فروشگاه، فقط محصولاتی که چهار ستاره از مشتریان دریافت کرده باشند به فروش می رسند. علاوه بر این، به جای برچسب یا کارت هایی کاغذی از نمایشگرهایی کوچک برای نشان دادن قیمت محصولات استفاده شده است تا با کوچک ترین تغییر در قیمت، بتوان آن را در سرتاسر فروشگاه اعمال کرد. واکنش صاحب نظران به حضور فیزیکی آمازون در میان مردم، جنبه های روشنی از افکار جف بزوس را به ما نشان می دهد. بیایید چند مورد از این واکنش ها و نظرات را با هم بخوانیم:

  • افتتاح یک فروشگاه آفلاین، برای کسب و کاری که همیشه بر آنلاین بودن تاکید داشت نشان دهنده این است که با وجود پیشرفت های تکنولوژی، هنوز هم لذت گردش در میان محصول های مختلف، لمس و دریافت مستقیم آن ها به قدرت خود باقی مانده و می ماند.
  • عده ای دیگر، این حرکت آمازون را تنها یک استراتژی تبلیغاتی می دانند و می گویند: «این حرکت آمازون، درست مانند راه اندازی یک نمایشگاه دائمی است و تنها با هدف تبلیغات بیشتر انجام شده است. به این ترتیب، ما آمازون را نه تنها در فضای مجازی بلکه در محیط فیزیکی پیرامونمان هم خواهیم دید!»

هر کشور، یک آمازون

بعضی کشورها قوانینی متفاوت برای شرکت های اینترنتی در نظر گرفته اند. آمازون برای این که بتواند بازار خود را در این کشورها گسترش دهد، چاره ای جز همراهی با این قوانین نداشت. به همین دلیل برای آن کشورها سایتی اختصاصی و جداگانه راه اندازی کرد. در حال حاضر این سایت های اختصاصی  برای کشورهایی مثل انگلیس، ایرلند، فرانسه، کانادا، آلمان، اسپانیا، هلند، استرالیا، برزیل، ژاپن، چین، هند و مکزیک طراحی شده اند.

قوانین و سنت های عجیب و غریب در آمازون

غیرمعمولی بودن، یکی از سخت ترین کارهایی است که تنها از عهده برخی از مردم برمی آید و بر حسب اتفاق، ۱۰۰ درصد کارآفرین های بزرگ، کسانی که دنیا به خاطر وجودشان به جای بهتری تبدیل شد، غیرمعمولی و حتی گاهی دیوانه به نظر می رسیدند. آن ها به خاطر طرز نگاه متفاوتشان، توانستند مسیری تازه برای خودشان بسازند و مردم را نیز با خود همراه کنند. در مجموعه آمازون نیز سنت ها و قوانین جالب و گاهی عجیبی وجود دارند که خواندن آن ها خالی از لطف نخواهد بود.

  • هیچ یک از کارمندان آمازون، جای پارک رایگان ندارند. اگر پارکینگ بخواهند باید کرایه آن را پرداخت کنند.
  • هیچ نوع تنقلات یا خوردنی برای کارمندان وجود ندارد. در آمازون، هر کسی خودش مسئول خوراکی هایش است.
  • قانون خوراکی ها شامل سگ ها نمی شود. کنار درب ورودی ساختمان آمازون، بیسکوییت هایی مجانی برای سگ ها قرار داده شده است.
  • نزدیک آسانسورها روی یک صفحه فلزی سیاه رنگ با حروف سفید، چنین نوشته ای حک شده است: «چیزهای بسیاری هستند که هنوز اختراع نشده اند. اتفاق های جدید بسیاری در آینده رخ می دهند. مردم هنوز هیچ ایده ای ندارند که اینترنت چگونه بر زندگی آن ها تاثیر خواهد گذاشت. ما هنوز در روز اول این راه طولانی هستیم.»

قوانین و مقررات آمازوناستفاده از اسلاید در شرکت آمازون ممنوع است. جف بزوس معتقد است که کارمندان به جای وقت تلف کردن برای ساختن ورقه های اسلاید، باید ایده و گزارش خود را در قالب یک متن حداکثر شش صفحه ای بنویسند و در جلسه ها آن را بخوانند. او معتقد است که چنین کاری باعث می شود تفکر نقادانه در میان کارمندانش شکل بگیرد.

  • اگر کارمندان آمازون، کارهای بی خاصیت و فعالیت هایی که تنها کاغذبازی به شمار می روند را کشف کنند، به آن ها جایزه داده می شود.
  • بر خلاف چیزی که اکثر مردم فکر می کنند، محیط کاری در آمازون بسیار سرد است و اصلا نمی توان آن را با محیط کاری شرکتی مثل گوگل مقایسه کرد.

[bs-quote quote=”یکی از نخستین قوانین کسب و کار این است که نق زدن و شکایت کردن را نمی توان به عنوان یک استراتژی در نظر گرفت. شما باید با دنیا همان گونه که هست، روبه رو شوید و کار کنید. اعتراض کردن به شرایطی که باید باشد و نیست، کمکی به شما نمی کند.” style=”style-9″ align=”center” author_name=”جف بزوس” author_job=”خالق آمازون” author_avatar=”https://panel.khanesarmaye.com/wp-content/uploads/2020/03/جف-بزوس.jpg”][/bs-quote]

نقاط قوت سایت آمازون

نقطه قوت آمازون جف بزوسشاید این کنجکاوی برای شما هم ایجاد شده باشد که چه نکته های مثبتی، آمازون را به چیزی که اکنون می شناسیم تبدیل کرده است. بیایید نگاهی به چند مورد از این نکته ها بیندازیم.

  • مدیریت هزینه، تمایز و تمرکز، سه نقطه قوت مهم در مورد وب سایت آمازون است. این راهبردهای استراتژیک سه گانه، سود زیادی را برای جف بزوس و سهام داران این شرکت فراهم می کنند.
  • اگر جایی وجود داشته باشد که در آن ارزش مشتری از سود مهم تر باشد، بدون شک آنجا آمازون است. بخش خدمات مشتریان آمازون، رفتار خریداران را مورد بررسی قرار می دهد تا بتواند به بهترین شکل به مشتریان خود خدمت رسانی کند. آمازون ادعا می کند که حدود ۵۵ درصد از مشتریانش، خریدهای قبلی خود را تکرار کرده اند. این بدان معنا است که تلاش های آمازون برای ایجاد مشتریان وفادار نتیجه بخش بوده است. بدون شک، حفظ مشتریان قدیمی، هزینه هایی بسیار کمتر از تبدیل کاربر به مشتری جدید خواهد داشت.
  • داشتن مشتری از سرتاسر جهان – نمایندگی آمازون در ایران وجود ندارد. اما کاربران ایرانی می توانند با استفاده از پرداخت ارزی، خرید خود را انجام دهند – یکی از نقاط قوت فوق العاده برای آمازون به شمار می رود. این جامعه بزرگ و متنوع از افراد و سلیقه ها با فرهنگ ها و خواسته های متفاوت، زمینه رشد جهانی آمازون را فراهم کرده است.
  • یکی از مزیت های رقابتی آمازون، سیستم تحویل منحصربه فرد و تدارکات حرفه ای آن است. با در اختیار داشتن این مزیت، آمازون توانسته به خواسته های مشتریان خود برای تحویل راحت و سریع، جامه عمل بپوشاند.
  • رهبری هزینه یا «Cost Leadership» یکی از استراتژی های مهم بزوس برای اداره کردن آمازون است. او می کوشد تا محصولات سایت را با کمترین هزینه به دست مشتریانش برساند.
  • استراتژی «جهانی باش اما محلی عمل کن» به آمازون این امکان را داده تا بتواند کسب وکارهای الکترونیک محلی را به چالش بکشد. این شرکت با تشکیل زنجیره هایی از تامین کالاها در محل، توانسته به دورترین مشتریان خود خدمت رسانی کند. سایت هایی مثل «IMBD.com» و «woot.com» نمونه هایی محلی از زنجیره تامین آمازون در کشورهای مختلف به شمار می روند.
  • مورد بعدی، فعالیت هم زمان در سه بخش کلیدی شامل «بازارها»، «خدمات وب سایت آمازون» و «سرویس Prime» است که مثل یک پازل در کنار هم قرار می گیرند و تصویری کامل از آمازون واقعی را به نمایش می گذارند.

آمازون جف بزوس این شرکت در بخش خدمات وب سایت خود، بخشی با عنوان «سرویس وب آمازون» دارد که در آن، فضای مازاد سرورهای خود را به شرکت های دیگر می فروشد. این کار در راستای کاهش هزینه ها و ایجاد یک منبع درآمد جدید برای وب سایت انجام می شود. «Amazon Prime» یکی از طرح های عضویت و خرید از آمازون است که کاربران با پرداخت مبلغ مشخصی در سال، می توانند از خدماتی همچون تخفیف در استفاده از بازی های ویدئویی، دسترسی نامحدود به ویدئوهای پرایم، دانلود ویدئو، اشتراک گذاری پرایم، استفاده از حالت خانوادگی پرایم با ۲۰ درصد تخفیف و ارسال رایگان، بهره مند شوند.

[bs-quote quote=”برای اینکه به پشتوانه رضایت از خودمان، متوقف نشویم باید همیشه مدل ذهنی تازه کارها را داشته باشیم و به این مورد فکر کنیم که احتمالا کسی وجود دارد که ما او را نمی شناسیم؛ اما خواسته مشتریان را بهتر از ما برآورده می کند.” style=”style-9″ align=”center” author_name=”جف بزوس” author_job=”خالق آمازون” author_avatar=”https://panel.khanesarmaye.com/wp-content/uploads/2020/03/جف-بزوس.jpg”][/bs-quote]

نقاط ضعف سایت آمازون

بررسی نقاط ضعف آمازون علاوه برای این که به ما اجازه می دهد تا از دریچه ای متفاوت به این ماشین پول سازی نگاه کنیم، می تواند فرصت هایی را برای استارت آپ های تازه نفس ایجاد کند. چون همیشه یکی از بهترین راه ها برای آغاز تجارتی جدید، پیدا کردن نقطه های تاریکی است که شرکت های دیگر آن ها را به دلایل آشکار و نهان، نادیده گرفته اند. در این بین، می توان درس های خوبی را از اقدام هایی که باعث به وجود آمدن نقطه های ضعف در یک شرکت بزرگ می شوند، یاد گرفت.

  • آمازون در چند سال گذشته، تلاش و منابع زیادی را برای گسترش زمینه های فعالیتش صرف کرده است. این بدان معنی است که جف بزوس، در حال تغییر تمرکز خود از خرده فروشی آنلاین به بخش های دیگر است. شاید اقدام بزوس از نظر تنوعی که به ریسک های کاری اش اضافه می کند عاقلانه به نظر برسد. اما خطری بزرگ پشت این اقدام نهفته است و آن دور شدن و حتی از دست دادن مشتریان اصلی اش خواهد بود. مقایسه کردن این اقدام آمازون با یکی از گفته های خود بزوس، خالی از نیست؛ او می گوید: «شرکت های نوپا باید در حد پرتوی لیزر، متمرکز باشند. بسیاری از استارت آپ هایی که من می بینم و با آن ها صحبت می کنم، می خواهند خیلی کارها را با هم انجام دهند. این مهم است که منابع ارزشمند اولیه خود را که بسیار هم محدود هستند روی یک نقطه، متمرکز کنید.» حالا سوال اینجا است که آیا بزوس در اثر گذشت زمان، گفته خود را در مورد حرکت لیزری فراموش کرده یا اینکه نکته ای مهم تر – شاید افزایش سود در بخش های دیگر یا پاسخ به نیازهای تکنولوژی که در آینده برای آمازون مفید خواهند بود – باعث تغییر نظر او شده است؟
  • ارسال رایگان محصولات، همیشه آمازون را با خطر از دست دادن سود روبه رو کرده است. به همین دلیل در آمازون همه به دنبال پیدا کردن راهی برای کاهش هزینه ها هستند تا این سود از دست رفته به شکلی موثر جبران شود.

[bs-quote quote=”این طور که من فهمیدم، تجربه موفقیت یک شبه، تقریبا به ۱۰ سال زمان نیاز دارد. چون وقتی دانه ای را در فضای کسب و کار می کاریم، پنج تا هفت سال طول می کشد تا اثرات آن را در حد معناداری ببینیم.” style=”style-9″ align=”center” author_name=”جف بزوس” author_job=”خالق آمازون” author_avatar=”https://panel.khanesarmaye.com/wp-content/uploads/2020/03/جف-بزوس.jpg”][/bs-quote]

آدم های درون ما

هر آدمی، داستان زندگی خودش را می نویسد. حتی آن ها یی که فکر می کنند، قلم و دفتر زندگی شان در دست دیگران قرار دارد هم با دقت در حال نوشتن داستان خود هستند. آن ها ماجرای کسی را می نویسند که هیچ چیز نمی نوشت و به دیگران این اجازه را داده بود تا دفتر زندگی او را خط خطی کنند. در این بین، عده ای مثل ستاره می درخشند. آن ها کامل نیستند، اشتباه می کنند و شاید دفترشان خیلی بیشتر از دیگران پر از خط خوردگی باشد اما ویژگی پیوسته نوشتن به آن ها این قدرت را می دهد تا اشتباه های خود را به عنوان تمرینی مفید در نظر بگیرند. درون همه ما، یک کارآفرین بسیار موفق، پزشکی حاذق، مهندسی کار بلد، دانشمندی خلاق و سخت کوش، معلمی انسان ساز، نقاشی چیره دست، نویسنده ای رویاپرداز و انسانی تشنه بیشتر جلو رفتن، زندگی می کند. شاید تنها کاری که باید انجام دهیم، قبول کردن مسئولیت دفتر زندگی مان و نوشتنی آگاهانه باشد.

خلاصه ای از آنچه با هم گفتیم

  • جف بزوس، بنیان گذار سایت آمازون دات کام، صاحب بزرگ ترین خرده فروشی اینترنتی در جهان است.
  • بزوس، مدیری است که از نگاه های رسمی، رفتارهای رسمی، و حتی دفتر رسمی خوشش نمی آید. محل کار او را یک میز چوبی معمولی تشکیل داده است.
  • شرکت آمازون، کار خود را در یک گاراژ ۴۰ متری آغاز کرد.
  • حضور بزوس در شرکت کامپیوتری «SHAW» جرقه تاسیس آمازون را در ذهن او ایجاد کرد.
  • اولین نامی که جف برای شرکتش انتخاب کرد «Abracadabra» به معنی ورد و طلسم بود. اما به علت توصیه دوستانش آن را به «آمازون» (amazon) تغییر داد.
  • آمازون در ابتدا فقط یک کتاب فروشی آنلاین بود.
  • علت محبوبیت سایت آمازون را می توان در چهار مورد خلاصه کرد، تمرکز روی مشتری به جای تمرکز روی رقبا، اشتیاق برای اختراع های جدید، تعهد برای عمل کردن به بهترین شکل و تفکر بلند مدت.
  • با وجود تاکیدهای بزوس بر کسب و کار اینترنتی، او دو تیپ فروشگاه فیزیکی نیز افتتاح کرده است. اولین مورد یک کتاب فروشی و دومین مورد، فروشگاهی برای برترین محصولات سایت بود.
  • مدیریت هزینه، تمایز و تمرکز، سه نقطه قوت مهم در مورد وب سایت آمازون به شمار می روند.

نظر شما چیست؟

آیا می توانید چند نکته مثبت و منفی دیگر راجع به آمازون و تصمیم های جف بزوس مثال بزنید؟ اگر روزی این امکان برای ایرانی ها فراهم شود که خیلی راحت و بدون دغدغه از آمازون خرید کنند، فکر می کنید فروشگاه هایی مثل دیجی کالا بتوانند در مقابل آمازون قد علم کنند؟

ادامه مطلب
alt for image number
۶ قانون از ۶ سرمایه‌گذار برتر جهان

سرمایه گذاران موفق معتقدند که درآمدزایی در بازار باید مبتنی بر یک استراتژی ثابت باشد که حول مجموعه ای از قواعد ساخته شده است. روزهای نخستی که به عنوان یک سرمایه گذار وارد بازار شدید را تصور کنید و ممکن است شما هم مانند بسیاری دیگر، با دانش بسیار اندکی نسبت به بازار قدم در این راه گذاشتید.

در ابتدای کار هنگامی که سهامی را می خریدید حتی نمی دانستید اسپرد (spread) چیست و یا ممکن بود سهام خود را خیلی دیر، زمانی که ارزش آن به شدت کاهش می یافت، برای فروش می گذاشتید.

اگر شما جزء آن دسته از سرمایه گذارانی هستید که تاکنون مجموعه قواعد سرمایه گذاری خود را با دقت تهیه نکرده اید، اکنون زمان آن رسیده که این کار را انجام دهید و بهترین نقطه برای شروع استفاده از تجربیات سرمایه گذاران موفق و به نام جهانی است.

قوانین موفق ترین سرمایه گذاران تاریخ

دنیس گارتمن (Dennis Gartman)

۶ قانون از ۶ سرمایه گذار برتر جهان

دنیس گارتمن در سال ۱۹۸۷ Gartman Letter را راه اندازی کرد.

این یک تفسیر روزانه از بازارهای جهانی سرمایه است که برای صندوق های سرمایه گذاری پوششی، شرکت های کارگزاری بورس، صندوق سرمایه گذاری مشترک و شرکت های معاملاتی در سراسر جهان گزارش ارائه می دهد.

گارتمن همچنین یک معامله گر موفق و چهره ای شناخته شده در شبکه های مالی است.

دنیس گارتمن

“در معاملات برنده، صبور و در معاملات زیان ده به شدت بی تاب باشید. به یاد داشته باشید که اگر ما فقط ۳۰ درصد از زمان را به درستی در اختیار داشته باشیم، تا زمانی که میزان زیان ما کوچک و سودمان زیاد باشد، به راحتی می توانیم مبالغ کلانی از سرمایه گذاری و معاملاتمان بدست آوریم”.

 

در قاعده ی این سرمایه گذار موفق، به تعدادی از اشتباهاتی که سرمایه گذاران بی تجربه مرتکب می شوند اشاره شده است.

  • نخست اینکه، با اولین نشانه های سود، سهامتان را نفروشید و زمان دهید تا معاملات برنده اجرا شوند.
  • دوم اینکه، اجازه ندهید معاملات زیان ده ارزش سهامتان را به طور کامل نابود کنند.

سرمایه گذاران موفقی که در بازار پول خوبی بدست می آورند، با از دست دادن مقدار کمی پول در معامله کنار می آیند اما با از دست دادن پول زیاد خیر.

همانطور که گارتمن نیز اشاره کرد، شما لازم نیست در اکثر اوقات به درستی عمل کنید، آنچه مهم تر است این است که زمان دهید تا یک معامله برنده اجرا شود و به سرعت از یک معامله ی زیان ده خارج شوید.

اگر این قانون را رعایت کنید پولی که در معاملات برنده بدست می آورید از پولی که در معاملات زیان ده از دست می دهد بسیار بیشتر است.

وارن بافت (Warren Buffett)

۶ قانون از ۶ سرمایه گذار برتر جهان

وارن بافت

“خیلی بهتر است که یک شرکت شگفت انگیز را باقیمتی عادلانه بخرید تا اینکه یک شرکت متعادل را باقیمتی فوق العاده خریداری کنید”.

وارن بافت یقیناً به عنوان یکی از موفق ترین سرمایه گذاران تاریخ شناخته می شود. او نه تنها یکی از ثروتمندترین مردان جهان است، بلکه مشاور مالی بسیاری از رؤسای جمهور و رهبران جهان نیز بوده است.

زمانی که وارن بافت صحبت می کند، بازارهای جهانی بر اساس گفته های او جهت می گیرند. نامه ی سالانه او به سرمایه گذاران در شرکت اش (Berkshire Hathaway) در کلاس های مالی بزرگ ترین و معتبرترین دانشگاه های جهان استفاده می شود.

بافت دو پیشنهاد را در هنگام ارزیابی یک شرکت بیان کرده است:

  • در ابتدا به کیفیت آن شرکت نگاه کنید، این امر مستلزم آن است که درک کاملی از ترازنامه آن شرکت داشته باشید، به تماس های کنفرانسی اش دقت کرده باشید و به مدیریت آن نیز اعتماد داشته باشید.
  • دوم اینکه، تنها پس از کسب اطمینان از کیفیت آن شرکت باید قیمت اش را ارزیابی کنید.

نکته: اگر یک شرکت کیفیت لازم را ندارد، آن را تنها به دلیل اینکه قیمت اش پایین است خریداری نکنید. شرکت هایی باقیمت های پایین (زیر ارزش) معمولاً نتایج و بازده خوبی هم به همراه ندارند و شرکت هایی باکیفیت بالا اغلب قیمت بالاتری دارند.

بیل گروس (Bill Gross)

۶ قانون از ۶ سرمایه گذار برتر جهان

بیل گروس بنیان گذار PIMCO و مدیر صندوق آن است که درواقع یکی از بزرگ ترین صندوق های اوراق بهادار در جهان محسوب می شود.

قانون گروس در خصوص مدیریت پرتفوی صحبت می کند.

یک قانون جهانی که اکثر سرمایه گذاران جوان از آن مطلع هستند “تنوع” است و به بیان ساده یعنی تمام سرمایه گذاری تان را در یکجا قرار ندهید.

“متنوع سازی پرتفلیو” یک قانون سرانگشتی خوب است؛ اما اگر یکی از سرمایه گذاری های شما با شتاب بالایی حرکت کند و مابقی آن ها اینگونه نباشند، می تواند سودتان را کاهش دهد.

کسب درآمد در بازار، به معنای بهره گرفتن از فرصت های مبتنی بر تحقیقات جامع است.

همواره مقداری از پول خود را برای آن فرصت هایی که نیاز به سرمایه ی کمی بیشتر دارند کنار بگذارید و زمانی که نتایج تحقیقاتتان به یک فرصت خوب منتهی شد، نترسید و طبق آن عمل کنید.

بیل گروس

“اگر به سهام خاصی علاقه دارید، ۱۰٪ یا کمی بیشتر از پرتفلیوی خود را به آن اختصاص دهید.

ایده هایتان را همیشه به خاطر داشته باشید. ایده های خوب سرمایه گذاری، نباید به فراموشی سپرده شوند”.

شاهزاده ولید بن طلال (Prince Alwaleed Bin Talal)

۶ قانون از ۶ سرمایه گذار برتر جهان

شاید شما تاکنون چیزی در رابطه با شاهزاده بن طلال نشنیده باشید، اما او در دنیای سرمایه گذاری کاملاً شناخته شده است. او یک سرمایه گذار از عربستان سعودی است، که شرکت Kingdom Holding را راه اندازی کرده است.

قبل از رکود بزرگ، او مالک ۱۴٫۹% سهام در شرکت Citigroup باقیمتی بسیار بالاتر از قیمت آن پس از رکود اقتصادی بود. علاوه بر این، سرمایه گذاری او در املاک و مستغلات در کشور هند پس از رکود سال ۲۰۰۹ ارزش قابل توجهی را از دست داد.

بن طلال

” ما سرمایه گذاران در طول مسیر صدمه می بینیم، اما من یک سرمایه گذار بلندمدت هستم”.

زمانی که دیگران به فروش دارایی های خود مشغول بودند، شاهزاده ولید بن طلال همان کاری را کرد که بسیاری از سرمایه گذاران برتر برای اندوختن ثروت خود انجام دادند:

سرمایه گذاری های خود را برای مدت زمان طولانی نگه دارید، درگیر رویدادهای بزرگ بازار نشوید و زمانی که دیگران در انتظار هستند، شما سود سهام را جمع آوری کنید. معاملات سهام بصورت کوتاه مدت یا میان مدت هم خوب است.

کارل آیکان (Carl Icahn)

۶ قانون از ۶ سرمایه گذار برتر جهان

کارل آیکان

“شما در این تجارت باید دائماً در حال یادگیری باشید”.

کارل آیکان یکی از سرمایه گذاران سهام خصوصی و شرکت های بزرگ امروزی است که سهام عظیمی از شرکت ها را می خرد و تلاش می کند تا برای افزایش ارزش سهام صاحبان سهم، حق رأی کسب کند.

برخی از دارایی های او شامل شرکت Time Warner ،Yahoo ،Clorox و Blockbuster Video است.

آیکان در طی سالها سهام نسبتاً خوبی برای خود تصاحب کرده است، اما سرمایه گذاران نباید توصیه های او را در خصوص روابط بین فردی جدی بگیرند.

چند بار درگذشته در طول مسیر سرمایه گذاری خود مقاله ای را خواندید، گزارش خبری را تماشا کردید، یا از یک دوست مورد اعتماد در رابطه با پتانسیل یک سهام نکته ای را شنیدید؟

اگر یک توصیه ی خوب وجود داشته باشد که می توانید بر طبق آن عمل کنید، این است که:

تحقیقات جامع خود را بر اساس حقایقی که از منابع معتبر بدست می آیند پیش ببرید (نه عقاید).

کارلوس اسلیم (Carlos Slim)

۶ قانون از ۶ سرمایه گذار برتر جهان

یکی دیگر از ثروتمندترین مردان جهان، کارلوس اسلیم است که صاحب صدها شرکت و بیش از ۲۵۰،۰۰۰ کارمند است.

این نقل قول از او طرز تفکر بهترین سرمایه گذاران را نشان می دهد:

“من اطمینان دارم که تمام این فقر در مکزیک و آمریکای لاتین همانند آنچه در چین اتفاق می افتد، تنها یک فرصت رشد است. این یک فرصت برای سرمایه گذاری است”.

آن ها به آنچه اکنون اتفاق می افتد نگاه نمی کنند. سرمایه گذاران بزرگ با بررسی شتاب حرکت یک شرکت و یا کل اقتصاد و نحوه تعامل آن با رقبا، در زمان حال بر روی آنچه بعداً اتفاق خواهد افتاد سرمایه گذاری می کنند.

آن ها همیشه به جلو فکر می کنند. اگر شما جزء آن دسته از افرادی هستید که تمرکزتان بر روی زمان حال است و یا برای یک سرمایه گذاری که سودی کوتاه مدت دارد تلاش می کنید، احتمالاً جهش های بزرگ و سودهای کلان را از دست خواهید داد.

سعی کنید فرصت سرمایه گذاری های برنده را پیدا کنید، اما به یاد داشته باشید که همیشه سبد سرمایه گذاری خود را به شرکت های بزرگی که سابقه طولانی رشدی پایدار دارند، گره بزنید.

سخن آخر:

هرکدام از این سرمایه گذاران و حتی رهبران بزرگ نیز همچنان از شاگردان بازار هستند و دائماً در حال یادگیری اند.

اکنون که قوانین این سرمایه گذاران بزرگ را مطالعه کردید، وقت آن رسیده که شما هم از تجربیات این افراد موفق استفاده کنید، از زمانی که شروع به اعمال قوانین جدید کنید و به آن ها پایبند بمانید، حتی اگر ذهنتان هم مخالفت کند، خواهید دید که سودآوری سرمایه گذاری تا چه میزان بهبود پیدا می کند.

ادامه مطلب
Screen Shot 2019-10-02 at 4.34.54 PM
الفبای بورس
ادامه مطلب